پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا
توسعه پايدار روستايي بر مبناي نگرشي کل نگر، در راستاي تحقق بخشي به ايجاد و استمرار فرايندهاي توسعه در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي نواحي روستايي است. پايش چنين رهيافتي در عمل، نيازمند توجه به عناصر و عوامل تاثيرگذاري است که در قالب مجموعه شاخص هاي پايداري و در يک چارچوب منسجم و به هم پيوسته ارايه و تبيين شوند. هدف اين تحقيق شناخت و طراحي فرآيند تحليل شبکه تصميم گيري چندمعياره در سنجش توسعه پايدار و تبيين پيوندهاي بين عناصر و عوامل فعال و موثر در اين زمينه است که دستيابي به آن از طريق بررسي ويژگي ها، مولفه ها و معرف هاي توسعه پايدار در يک ناحيه روستايي واقع در محدوده شهرستان فسا از استان فارس با استفاده از مدل هاي تصميم گيري چندمعياره (MCDM) و فرآيند تحليل شبکه اي (ANP) و با بهره گيري از مدل وايکور انجام شده است. در اين تحقيق از شاخص هاي لحاظ شده مربوط به هر يک از ابعاد پايداري براي سنجش نواحي روستايي استفاده شده است. بر اساس چنين هدفي، فرضيه تحقيق اين گونه صورت بندي شده که بين سطوح پايداري (اجتماعي، اقتصادي و محيطي) منطقه مورد مطالعه تفاوت معناداري وجود دارد. روش شناسي تحقيق توصيفي و تحليلي بوده و با استفاده از مدل وايکور 250 خانوار از چهار بخش شهرستان فسا مورد بررسي قرار گرفته که در فرايند انجام آن، پس از محاسبه وزن ها با استفاده از تکنيک تحليل شبکه، تفاوت در ميزان پايداري ابعاد اقتصادي، اجتماعي و محيطي نواحي روستايي اين شهرستان مشخص مي شود. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد اين روش براي حل مسائل تصميم گسسته، بر مبناي انتخاب بهينه ترين گزينه از ميان گزينه هاي موجود بر اساس رتبه بندي از قابليت بالايي برخوردار است.
نسخه قابل چاپ
نکته قابل توجه در بررسي اجمالي ارقام فزاينده شهرنشيني، فرايند تبديل کاربري هاي زراعي و باير به سطوح ساخته شده اعم از کاربري هاي شهري، فراشهري و صنعتي و غيره مي باشد. امروزه، اغلب مناطق برخوردار از توسعه کالبدي بسيار زياد در مناطق مختلف جهان، شهرهاي داراي مرکزيت سياسي و اقتصادي مي باشند. مدل هاي فضايي تغييرات کاربري اراضي ابزار مهمي در جهت تحليل وضعيت ممکن اين تغييرات در آينده نزديک مي باشند. هدف از اين مقاله در وهله اول تبيين ميزان و نحوه تبديل کاربري هاي زراعي و باير موجود در منطقه شهري اردبيل به سطوح ساخته شده و در وهله بعدي مدلسازي الگوي آتي اين تغييرات تا افق 1400 با استفاده از مدل کلو_اس مي باشد. بدين منظور از تصوير ماهواره اي منطقه اردبيل در سال 1367 ماهواره اسپات و تصوير 1386 ماهواره اي IRS جهت تهيه نقشه کاربري اراضي سال هاي مربوطه استفاده شده است. تحليل آماري ميزان و نوع روابط بين متغيرهاي وابسته و مستقل تحقيق با استفاده از رگرسيون لجستيک در نرم افزار SPSS صورت گرفته است. نتايج تحقيق حاکي از وقوع تغييرات کاربري در مکان هايي با بالاترين درجه مطلوبيت مکاني براي نوع خاصي از کاربري اراضي مي باشد که وضعيت آتي آنها در قالب 2 سناريوي تغييرات کم و زياد ارائه شده است. به نحوي که بيشترين ميزان از تغييرات در مناطق جنوبي و جنوب غربي شهر به وقوع خواهند پيوست که محلات مسکوني کوثر، دادگستري، مخابرات، ولايت نادري و کارشناسان را شامل خواهد شد.
آبراهه ها سيستمي کاملا پويا هستند و موقعيت، شکل و ديگر مشخصه هاي مورفولوژيکي آنها به طور پيوسته و در طول زمان تغيير مي کند. در اين پژوهش، مورفولوژي رودخانه هررود در استان لرستان با استفاده از روش مقايسه زماني - مکاني مورد بررسي قرار گرفته است. با استفاده از عکس هاي هوايي سال 1334 و تصاوير ماهواره اي سال 1386 بستر هررود در دو دوره زماني و در محيط نرم افزار Arc GIS رقومي گرديده و سپس در محيط نرم افزاري Auto Cad پارامترهاي هندسي رودخانه مانند طول موج، ضريب خميدگي، شعاع نسبي و نظاير آن براي بررسي تغييرات با روش برازش دايره هاي مماس بر قوس رودخانه اندازه گيري شده است. با توجه به تشابه نسبي ژئومورفيکي مسير آبراهه به 4 بازه تقسيم شده و سپس پارامترهاي مذکور و تغييرات به وجود آمده در طول مسير رود با توجه به شکل و الگوي رودخانه مورد مقايسه قرار گرفته اند. پارامترهاي هندسي به دست آمده در بازه هاي مورد مطالعه و مقايسه اين پارامترها با يکديگر نشان مي دهد که بيشترين تغييرات در بازه 1 به علت شرياني بودن رودخانه، فرسايش پذير بودن سازندهاي کنار بستر، افزايش بار رسوبي کف و در نهايت فرسايش کناري رودخانه روي داده است. از طرفي در بازه هاي 2 و 3 تغييرات کمتري ديده مي شود اما اين تغييرات نسبت به گذشته افزايش پيدا کرده و رودخانه حالت پيچان رودي پيدا کرده است. در نهايت در بازه 4 به علت کوهستاني بودن و تاثيرپذيري مسير رودخانه از عوامل توپوگرافي، الگوي رودخانه مستقيم بوده و فقط در چند قوس، تغيير به صورت خيلي جزيي ديده مي شود.
توسعه تعاوني هاي کشاورزي در قالب تعاوني هاي صيد و صيادي، گل و گياه، زنبورداري، دامپروري، جنگل داري، مرغداري و زنبورداري را مي توان راهکار بسيار مناسبي در جهت توسعه کشاورزي، ارتقا سطح دانش و آگاهي روستاييان، بهره برداري از منابع روستا، افزايش محصولات کشاورزي، جذب سرمايه و افزايش فرصت هاي شغلي محسوب نمود. اگرچه در سال هاي اخير توسعه و ايجاد تعاوني هاي کشاورزي مورد توجه برنامه ريزان کشور قرار گرفته است اما تاکنون به طور نظام مند ارزيابي جامعي از ايجاد تعاوني هاي کشاورزي در تحقق اهداف توسعه روستايي صورت نپذيرفته است. در سال هاي اخير استان لرستان به ويژه شهرستان خرم آباد شاهد توسعه قابل توجه تعاوني هاي کشاورزي در مناطق روستايي خود بوده است. بررسي جامع به شيوه اسنادي و ميداني در خصوص عملکرد تعاوني هاي کشاورزي شهرستان خرم آباد در نزد دو گروه مديران و اعضاي تعاوني ها در سه بعد اقتصادي، اجتماعي و محيطي نشان داد که تعاوني هاي کشاورزي از ديدگاه اعضا از نظر مسائل اجتماعي، اقتصادي و محيطي موفق بوده اما از ديدگاه مديران عامل به ويژه از نظر مسائل اقتصادي و محيطي داراي عملکرد موفقيت آميزي نبوده اند.
هدف تحقيق حاضر، پيش بيني خشکسالي هاي پاييزه زاهدان به وسيله متغيرهاي ورودي مختلف مي باشد. اين متغيرها عبارتند از: بارندگي، مقادير پيشين شاخص خشکسالي SPI و 19 عدد از شاخص هاي اقليمي. براي اين منظور، ميانگين سه ماهه اکتبر – نوامبر - دسامبر شاخص خشکسالي SPI به عنوان متغير خروجي انتخاب شد. سپس هر کدام از متغيرهاي ورودي ياد شده، در تاخيرهاي زماني صفر، 1، 2 و 3 ماهه (به ترتيب ميانگين سه ماهه اکتبر-نوامبر-دسامبر، سپتامبر-اکتبر- نوامبر، آگوست- سپتامبر- اکتبر و ژولاي-آگوست- سپتامبر) وارد مدل شدند. مدل هاي پيش بيني نيز با استفاده از مدل فازي - عصبي ANFIS توسعه داده شدند. بر اساس نتايج به دست آمده، در تاخير زماني صفر، بارندگي و شاخص اقليمي Nino3 به ترتيب با ضرائب همبستگي 0.97 و 0.75 و خطاهاي 0.13 و 0.33 مناسب ترين متغيرهاي ورودي را تشکيل دادند؛ در تاخير زماني 1 ماهه، بارندگي، شاخص خشکسالي SPI و شاخص اقليميAMO به ترتيب با ضرائب همبستگي 0.67، 0.72، 0.65 و خطاهاي 0.36، 0.35 و 0.39 بهترين متغيرهاي ورودي را شامل شدند؛ در تاخير زماني 2 ماهه، شاخص اقليمي SOI با ضريب همبستگي 0.78 و خطاي 0.31 به عنوان بهترين متغير ورودي انتخاب شد و در نهايت در تاخير زماني 3 ماهه، شاخص اقليمي AMO با ضريب همبستگي 0.59 و خطاي 0.42 مناسب ترين متغير ورودي را تشکيل داد.
در اين پژوهش، جهت تعيين فصول اقليمي زاهدان از مجموعه داده هاي روزانه و ساعتي پارامترهاي حرارتي در قالب 21 متغير در دوره آماري 35 ساله (1383-1349) استفاده گرديده است. ابتدا پايگاه داده اي از متغيرهاي مورد بررسي در نرم افزار مت لب ايجاد شد. با توجه به اينکه هدف از اين پژوهش گروه بندي بود ماتريس داده ها با آرايش P تهيه گرديد. آرايش P آرايشي از ماتريس پايگاه داده است که در آن سطرها را زمان و ستون ها را عناصر اقليمي تشکيل مي دهند. سپس ميانگين درازمدت روزانه متغيرهاي اقليمي در دوره مورد مطالعه براي هر يک از روزهاي سال محاسبه گرديد. در اين صورت ابعاد ماتريس به 21*365 کاهش و همه سري ها به نمرات استاندارد تبديل گرديدند. در نهايت، اجراي تحليل خوشه اي بر روي ماتريس استاندارد شده با محاسبه فاصله به روش اقليدسي و ادغام به روش وارد نشان داد که چهار فصل اقليمي متمايز و متفاوت از فصل تقويمي بر زاهدان حاکم مي باشد. مطالعه ويژگي هاي اين فصل هاي حرارتي نشان مي دهد که زمستان و تابستان در زاهدان ديرتر شروع شده و ديرتر پايان مي گيرد. فصل گرم و سرد طولاني ترين و فصل خيلي گرم کوتاه ترين فصول مي باشند. يافتن دوره هاي اقليمي سرد و گرم و روندهاي ساعتي تغييرات دما در اين دوره ها مي تواند کمک شاياني به مديريت مصرف انرژي نمايد.
از بين عوامل محيطي که در بروز تصادفات جاده اي نقش قابل توجهي دارند، سهم پديده هاي اقليمي همچون لغزندگي، بارش برف، مه و يخبندان بيشتر مي باشد. در اين پژوهش سعي شده اثرات شرايط جوي بر وقوع 1756 تصادفات منجر به فوت در طول دوره 20 روز تعطيلات نوروز 1386 در محورهاي پرتردد کشور مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. بدين منظور ابتدا نقاط تصادفات بر حسب کيلومتر از مبدا بر روي محورها نقطه يابي گرديد. همچنين اطلاعات هواشناسي، براي هر کدام از ايستگاهها، پس از کنترل و آماده سازي وارد نرم افزار GIS گرديد. تحليل وضعيت اقليمي در اين دوره نشان مي دهد که روزهاي 25، 26 و 29 اسفندماه و همچنين روزهاي 8 تا 10 و 14 فروردين ماه در بيشتر بخش هاي کشور شرايط جوي نامناسبي حاکم بوده است. با بررسي تصادفات رخ داده مشخص شد که بيشتر تصادفات در 20 کيلومتر اول از مبدا و در ساعت هاي 15 تا 18 اتفاق افتاده است. در مرحله بعد با توجه به فراواني تصادفات در روزهاي مختلف مشخص شد که در روزهاي 29 اسفند، 8 و 9 فروردين و نيز 13 و 14 فروردين ميزان تصادفات به طور محسوس افزايش پيدا کرده است. مي توان نتيجه گرفت که اين افزايش، به غير از برخي روزها که بالا رفتن حجم سفر مي تواند باعث افزايش ميزان تصادفات شود، بيشتر به دليل حاکم بودن شرايط جوي نامناسب در کشور مي باشد.
با توچه به اينکه کشور ايران بر روي کمربند زلزله خيزي آلپ - هيماليا قرار دارد و هر چند يک بار شاهد زلزله هاي مخرب ويرانگري همانند زلزله هاي بم و طارم و غيره در کشورمان مي باشيم، بررسي وضعيت تکتونيک فعال (جنبا) که از جمله عوامل ايجاد و بروز زمين لغزه ها مي باشند و ارزيابي تهديدات و خسارات بروز اين فعاليت ها در شهرها از اهميت بالايي برخوردار است. رودخانه زاينده رود، بزرگترين و مهم ترين رودخانه دائمي ايران مرکزي است که سد عظيم زاينده رود بر روي آن بسته شده است. بخش علياي رودخانه، در شمال شرق استان چهارمحال و بختياري و غرب استان اصفهان در مختصات طول جغرافيايي 50 درجه و 45 دقيقه تا 50 درجه و 53 دقيقه و 50 ثانيه شرقي و عرض جغرافيايي 32 درجه و 30 دقيقه و 45 ثانيه تا 32 درجه و 45 دقيقه و 50 ثانيه شمالي قرار گرفته است. اين منطقه از نظر زمين شناسي بخشي از زون سنندج - سيرجان مي باشد. در اين پژوهش با استفاده از شاخص هاي مورفومتريک کمي از قبيل منحني هيپسومتري (بي بعد) حوضه هاي آبريز، انتگرال منحني هيپسومتري حوضه هاي آبريز، نسبت پهناي کف دره به ارتفاع دره، نسبت «V» عدم تقارن آبراهه ها، شاخص گراديان - طول رودخانه، شاخص تقارن توپوگرافي عرضي، فعاليت هاي تکتونيکي و فرايشي در دره طولي رودخانه زاينده رود و دره هاي عرضي سواحل سمت راست و چپ در مساحتي حدود 400 کيلومترمربع مطالعه گرديد. بررسي اين شاخص ها نشان داد که دره اصلي (طولي) رودخانه از نظر شاخص هاي «Vf» و نسبت «V» نيمه فعال، دره هاي فرعي در سواحل سمت راست و چپ رودخانه از لحاظ شاخص هاي «Vf» و نسبت «V» فعال و نيمه فعال قرار داشت. همچنين نتايج مويد اين مطلب بود که منطقه مورد مطالعه از لحاظ شاخص «SL» در وضعيت غيرفعال بوده و از نظر شاخص عدم تقارن آبراهه ها در حوضه هاي آبريز، سمت چپ رودخانه نسبت به سمت راست از فعاليت بيشتري برخوردار است. از لحاظ شاخص تقارن توپوگرافي عرضي «T»، شمال حوضه از جنوب آن فعال تر ولي درکل از شدت زيادي برخوردار نيست و از نظر دو شاخص منحني بي بعد و انتگرال منحني بي بعد، مي توان گفت منطقه مورد مطالعه در حالت بالغ مايل به پير قرار دارد. بررسي و ارزيابي نتايج حاصل از تلفيق کليه شاخص ها، منطقه مورد مطالعه از لحاظ نئوتکونيک در وضعيت نيمه فعال متمايل به غيرفعال قرار دارد.
به منظور تحليل سينوپتيکي بارش هاي حوضه هاي اترک و گرگانرود در شمال شرق ايران، 39 روز با بارش فراگير بيش از 7 ميليمتر طي دوره آماري 6 ساله (2002-1997) انتخاب شد. سپس داده هاي شبکه بندي شده فشار سطح دريا مربوط به (65-10 عرض جغرافيايي و 80- 5 طول جغرافيايي) با تفکيک مکاني (2.5×2.5) درجه مربوط به روزهاي منتخب بارشي از پايگاه داده (NCEP/NCAR) استخراج گرديد. بر روي اين داده ها تحليل عاملي و سپس تحليل خوشه بندي سلسله مرتبي با روش ادغام ward انجام گرفت بر اساس اين تحليل 6 الگوي سينوپتيکي در سطح زمين تشخيص داده شد که بر اين اساس الگوهاي مربوط به سطح 500 نيز استخراج گرديد. نتايج نشان مي دهد در الگوهاي سطح زمين تقابل يک مرکز پرفشار نسبتا قوي در سمت غرب يا شمال غرب و مرکز کم فشاري در مرزهاي شرقي ايران کاملا مشهود است. علاوه بر آن الگوهاي استخراج شده براي ارتفاع ژئوپتانسيل در سطح 500 نيز همواره حضور يک فرود را بر روي ايران نشان مي دهد.
تغييرات رواناب به واسطه تغيير کاربري بسيار زياد مي باشد و اغلب مدل سازي، تنها راه بررسي احتمال بالقوه هر منطقه نسبت به سيلاب است. در اين تحقيق از مدل L-THIA براي تخمين رواناب ناشي از تغيير کاربري در چالوس و نوشهر استفاده شد. L-THIA يک ابزار مناسب براي کمک به سنجش اثرات بالقوه تغيير کاربري بر رواناب سطحي و آلودگي آب مي باشد. نتايج مدل سازي رواناب با استفاده از L-THIA افزايش 17.3 ميلي متر رواناب متوسط سالانه تنها در طي 14 سال را نشان مي دهد که بيان گر افزايش 9.79 ميليون مترمکعب رواناب طي اين مدت در منطقه مورد مطالعه است. همان طور که از نتايج اين تحقيق بر مي آيد مدل L-THIA قابليت قابل قبولي در بيان نحوه اثر تغيير کاربري بر مقادير حجم و عمق رواناب، طبق سناريوهاي مختلف دارد. اين مدل با ارايه نقشه توزيع مکاني رواناب، امکان شناسايي مناطق حادثه خيز، پهنه بندي سيل و همچنين مديريت سيلاب را فراهم مي سازد. اولويت بندي زيرحوضه هاي آبخيز براي انجام اقدامات کنترل سيلاب از ديگر قابليت هاي روش مدل سازي به کار گرفته در اين پژوهش مي باشد.
بارش به عنوان مهمترين عنصر اقليمي همواره در سرزمين ايران از پيچيدگي هاي خاصي برخوردار بوده است. هدف از اين تحقيق استفاده از مدل وضعيت نهان زنجيره مارکوف جهت مدلسازي تداوم وضعيت هاي دوحالته ايران جهت شناخت بهتر وضعيت ترسالي ها و خشکسالي ها براي مديريت بهينه منابع آب در اين قسمت از کشور است. بنابراين جهت اين مدلسازي، داده هاي مربوط به بارش سالانه 3 ايستگاه هواشناسي سينوپتيک بوشهر، جاسک و شيراز که داراي طولاني ترين داده ها در جنوب کشور مي باشند، استفاده گرديد. شاخص هايي که از اين مدل استخراج مي شوند عبارتند از: شاخص تفکيک وضعيت تر و خشک (WADSI)، شاخص ماندگاري وضعيت اقليم(SSI) ، شاخص زمان ماندگاري وضعيت (SRT) و شاخص شدت ساختار تداوم (SPS). نتايجي که از اين مدل براي بارش هاي سالانه جنوب ايران حاصل آمد عبارتند از: بر اساس شاخص تفکيک وضعيت هاي خشک و تر (WADSI)، تفکيک سال هاي خشک و تر براي سه ايستگاه مورد مطالعه در جنوب ايران به آساني امکان پذير است. مقادير شاخص ماندگاري وضعيت اقليم (SSI) براي سه ايستگاه مورد مطالعه در جنوب ايران حاکي از ماندگاري ضعيف در وضعيت هاي خشک و تر براي ايستگاه شيراز و ماندگاري متوسط براي ايستگاه جاسک و بوشهر است. مدت زمان ماندگاري هر کدام از وضعيت هاي خشک و تر براي سه ايستگاه مورد مطالعه در محدوده 4-1 قرار دارد. مدل نهايي تحقيق براي بارش هاي سالانه جنوب ايران با استناد به يکسان بودن شدت ساختار تداوم ايستگاه ها [W, W, WADSI]، تشخيص داده شد که بيانگر ساختاري کاملا محتمل براي داشتن تداوم دو وضعيتي هستند.
موضوع وقف و شكل گيري فضاهاي وقفي سابقه ديرينه اي در شهر تهران دارد و با وقف قنات مهرگرد به وسيله بانويي زرتشتي آغاز و پس از اسلام با اشكال متنوعي شامل اماكن مذهبي، مسكوني، تجاري، فرهنگي - آموزشي، بهداشتي - درماني، تجهيزات زيربنايي، مستغلات و اموال منقول در قالب وقف هاي سنتي تا بنيادهاي عظيم خيريه وقفي تداوم يافته است. چگونگي و نوع تجلي فضايي موقوفات در سطح شهر تهران در هر دوره اي را شرايط اجتماعي اقتصادي و كالبدي حاكم بر جامعه تعيين مي كند. از اين روست كه وقف و موقوفات در هر دوره اي در عين داشتن تشابهات، ويژگي هاي منحصر به فردي نيز دارند. در مقاله حاضر بر شناخت اين تشابهات و ويژگي ها و تغيير و تحول و علل آنها طي دو دوره قاجاريه و پهلوي بر اساس آمارها و اطلاعات در دسترس، سعي شده است. از اين رو اهداف وقف، نوع موقوفات و چگونگي توزيع فضايي آنها در سطح شهر تهران در اين دو دوره بررسي و با هم سنجش شده اند. نتيجه حاصل آنکه در دو دوره قاجاريه و پهلوي هدف عمده عمل به وقف، توسعه و نشر دين اسلام با گرايش غالب به مذهب شيعه بوده است. هر چند در كالبد شكافي آن، اهداف ديگري نيز وجود دارد. همچنين موقوفات عمدتا از نوع درآمدزا به ويژه مغازه بوده است. وقف هم در اهداف و هم در نوع موقوفات روند تكاملي داشته و علاوه بر شكل سنتي به شكل بنيادهاي خيريه وقوع يافته است.
در اين پژوهش، از مجموعه داده هاي روزانه شش متغير اقليمي شامل ميانگين حداکثر دماي روزانه، حداقل دماي روزانه، بارش روزانه، فشار بخارهوا، مولفه باد مداري و نصف النهاري استفاده گرديد. دوره آماري داده ها از تاريخ 1/1/1360 تا 29/12/1382 به مدت 23 سال مي باشد. ابتدا پايگاه داده ها در نرم افزار Matlab به صورت آرايش ماتريس Pm×n تشکيل شد. آرايش ماتريسP ، ماتريسي از پايگاه داده ها است که در آن سطرها (m)، زمان و ستون ها (n)، عناصر اقليمي هستند. سپس يک تحليل خوشه اي پايگاني با روش ادغام وارد بر روي ماتريس استاندارد شده داده ها به منظور تيپ بندي صورت گرفت، پنج تيپ متمايز براي ايستگاه مشهد مشخص شد (تيپ معتدل، بارشمند، يخبندان، بسيار گرم و خشک بادي و گرم و خشک). يک روز نماينده نيز براي هر تيپ مشخص گرديد. در پايان الگوهاي گردشي تراز مياني جو (500 هکتوپاسکال) هر يک از تيپ ها تعيين شد. با توجه به نقشه هاي الگوهاي گردشي، نقش سامانه هاي پر ارتفاع عربستان و جنوب ايران در ايجاد شرايط گرم و خشک و نقش فرود مديترانه، فرود شمال شرق ايران و پرفشار سيبري در سطح زمين در ايجاد دوره هاي سرد آشکار مي شود.
رودخانه آجي چاي بزرگترين رود شرق درياچه اروميه است که سرشاخه هاي اصلي آن از کوه هاي سبلان، سهند و رشته کوه بزقوش سرچشمه مي گيرند. علاوه بر آبراهه هاي اصلي، حوضه آبريز آجي چاي داراي ذخاير غني آب هاي زيرزميني نيز مي باشد. معمولا کيفيت آب ها در تماس با سازندهاي مارني گچدار و نمکدار بخش هاي مياني حوضه، تغيير مي يابد و به آب هاي شور و حتي خيلي شور تبديل مي شوند. هدف اين مطالعه ارزيابي کيفيت منابع آب بالادست حوضه آبريز آجي چاي از نظر مصارف کشاورزي مي باشد که براي اين منظور از نتايج تجزيه شيميايي نمونه آب هاي سطحي و زيرزميني، شاخص هاي کيفي شامل (TH, Cl, %Na, TDS, SAR, Ec) و دياگرام هاي کيفي (Piper, USSL)در خرداد 1387 استفاده شد. نقشه ها در محيط (GIS) ترسيم شدند. نتيجه اين پژوهش نشان مي دهد که آب هاي شيرين به مقدار کم (حدود 2 درصد) در آبخوان هاي پايکوه هاي سبلان وجود دارد و بيشتر آب هاي زيرزميني منطقه از نظر کيفيت متوسط هستند. در حدود 40 درصد آب هاي زيرزميني منطقه را آب هاي شور و خيلي شور تشکيل مي دهند. آب هاي سطحي هم که از ارتفاعات سبلان سرچشمه گرفته اند و در بالادست حوضه اندازه گيري شده اند از نظر کيفي شيرين هستند.
سکونتگاه هاي انساني همواره در معرض تحولات اقتصادي، اجتماعي - فرهنگي و کالبدي قرار دارند. در سکونتگاه هاي روستايي به دليل ويژگي هاي خاص خود (خردي، رابطه تنگاتنگ با طبيعت، تاثيرپذيري از روستاهاي پيرامون شهرها و مانند آن) تحولات نمود بيشتري داشته و در زمينه هاي متعددي مي توان اين تحولات را مشاهده نمود از جمله: تحول و دگرگوني در فعاليت ها، ويژگي هاي اجتماعي و اقتصادي و کالبدي، افزايش يا کاهش کارکردها، تخليه جمعيت، افزايش جمعيت، تبديل به شهر و يا ادغام در شهر. گسترش فيزيکي شهرها و روستاها به سوي يکديگر سبب الحاق و ادغام سکونتگاه کوچک تر (روستا) در سکونتگاه بزرگتر (شهر) مي شود. ادغام روستا در شهر پيامدهاي زيادي در روستاي ادغامي و شهر بر جاي مي گذارد. اين پيامدها به صورت مثبت يا منفي قابل ارزيابي است. از جمله پيامدهاي مثبت مي توان به بهبود وضعيت زيرساخت هاي کالبدي و فيزيکي، توسعه خدمات رساني شهري، افزايش ساخت و ساز، اشاره نمود. تغيير کاربري اراضي کشاورزي، تغيير جمعيت توليدکننده به جمعيت مصرف کننده، افزايش توقع و روحيه مصرف گرايي در مردم، افزايش هزينه هاي زندگي نمونه هايي از پيامد هاي منفي هستند. در اين مقاله که با استفاده از روش توصيفي و تحليلي و با بهره گيري از شيوه مطالعات اسنادي و ميداني (مصاحبه، مشاهده و تکميل 260 پرسشنامه خانوار سکونتگاه هاي ادغامي انجام پذيرفته در هفت سکونتگاه ادغامي در شهر كاشان، مشخص شد که آثار مثبت ادغام روستاها بيش از آثار منفي آن است و ميزان رضايت مندي ساکنان نسبت به قبل از ادغام افزايش داشته است.