اگر كسي بخواهد از اصحاب آقا امام زمان(ع) بشود چه كار بايد بكند آيا درخود سازي نياز به استاد دارد و آيا مي تواند بدون استاد اين راه را طي كند اگرنه پس تكليف چيست؟
» منتظران و ياوران مصلح جهانى بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براى فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اى محكم، عزمى راسخ و برنامه اى دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهى از وظايف عملى و گسترش شناخت خود از مبانى دينى و معرفتى، در راه تقويت بنيه اعتقادى و اخلاقى خويش، تلاش و كوشش كنيم.
و در يك جمله با اجتناب از معاصى، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف دينى ـ در هر محيطى كه هستيم ـ به خودسازى اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براى تجلّى و ورود نور الهى آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمى تواند مانع مهمى در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعى امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعى، مى توان سيئات و بدى هاى گذشته را به حسنه و نيكى تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدى(ع) و اصحاب ايشان مى فرمايد: الذين ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق] مى بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهى مى كنند (حج، آيه 41).
امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايد: «اين آيه براى آل محمد و مهدى(ع) و اصحاب او است».
در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاى زير توجه فرماييد:
1. ارتباط معنوى خود را با خداى متعال تقويت كنيد؛
2. نمازهاى يوميه را در اول وقت و حتى المقدور به جماعت بخوانيد؛
3. سعى كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛
4. از هر گونه گناه و معصيتى اجتناب كنيد؛
5. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مى شود و مورد بررسى قرار مى گيرد؛
6. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجّه خود را به درس و موفقيت تحصيلى داشته باشيد؛
7. با مطالعه كتاب هايى كه درباره امام زمان(ع)، آگاهى و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛
8. براى اصلاح اوضاع فرهنگى دانشگاه، به تنهايى يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضى از تشكل هاى مذهبى دانشگاه، امر به معروف و نهى از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضى اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودى و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاى دينى و اخلاقى و اجتناب از گناه و خلاف است.
داشتن استاد و راهنما در عرفان، اخلاق و مسير كمال يك ضرورت است . استاد چندين نقش مي تواند ايفا كند:
الف ) در سير و سلوك اخلاقي انسان با مسائل پيچيده و مشكلي روبه رو مي شود كه استاد پيوسته بيانگر معضلات و مشكلات راه بوده و سالك را ارشاد مي كند; وگرنه چه بسا به صورت عقده هايي در دل بماند و عدم حل آنها به تدريج باعث انحراف يا بي تفاوتي انسان گردد.
ب ) اطلاعات وسيع و تجارب گسترده استاد, مي تواند اطلاع و آگاهي انسان را افزون كند.
ج ) وجود استاد و درك محضر او، مي تواند ايجاد شوق و انگيزش نمايد و هر از چندي انسان شور و نشاط تازه اي پيدا كند.
د ) علاوه بر همه اينها وجود استاد مي تواند براي اهداف كمالي انسان تجسم عيني داشته باشد و اين موضوع نقش بسيار حساسي در پرورش و ترقي انسان خواهد داشت ; چون نفس انسان الهام پذير است و خواه ناخواه رفتار ديگران در او اثر مي گذارد; به ويژه اگر كسي مورد علاقه و محبت او باشد اين اثر نافذتر است . بر همين اساس بر انتخاب استاد تأكيد بسيار شده است .
امام صادق (ع ) مي فرمايد: «اياك ان تنصب رجلا" دون الحجه فتصدقه في كل ما قال؛ مبادا بدون داشتن حجت و دليل , كسي را براي خود شاخص گردانيده و آن گاه هر چه گفت , او را تصديق كنيد» (وسائل الشيعه , ج 27, ص 126).
هم چنين در روايت ديگري از امام صادق (ع ) نقل شده است كه : «اياك ان تدين بما لاتعلم؛ بر حذر باشيد از اين كه ديانت خود را بر پايه جهالت قرار دهيد» (كافي , ج 1, ص 42).
احاديث فراواني در ضرورت وجود استاد و راهنما وجود دارد كه قابل توجه و تأمل است :
الف ) امام سجاد(ع ) مي فرمايد: «هلك من ليس له حكيم يرشده؛ كسي كه حكيم فرزانه اي او را ارشاد نكند, در معرض هلاكت قرار خواهد داشت».
ب ) امام صادق (ع ) مي فرمايد: «من لم يكن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوه من عنقه؛ كسي كه از قلب خويش واعظي و از نفس خويش بازدارنده اي نداشته باشد و هم چنين در كنار خود ارشاد كننده و راهنمايي نداشته باشد, دشمن خود را بر خويش مسلط ساخته است» (من لا يحضره الفقيه , ج 4, ص 402).
«جالس اهل الورع والحكمه واكثر مناقشتهم فانك ان كنت جاهلا" علموك و ان كنت عالما" ازددت علما"؛ با اهل ورع و حكمت مجالست داشته باش و بسيار با آنها به گفت و گو بپرداز كه در آن صورت اگر جاهل باشي به تو آموزش خواهند داد و اگر عالم باشي بر ميزان معلومات تو افزوده خواهد شد» (غرر الحكم , ص 429).
اما نکته مهمي که بايد به آن توجه داشت آن است که پيدا کردن استاد کاري بس مشکل است و شايد بتوان گفت پيگيري چنين کاري به ويژه براي جوانان به صلاح نباشد و حتي به تجربه ثابت شده که آفاتي نيز به دنبال داشته است.
زيرا؛ جوانان آن گاه که به شخصي به طور کامل اعتماد مي کنند دوست دارند از جهات مختلف رفتاري و سير و سلوک معنوي همانند او شوند و از آن جا که آن شخص معصوم نيست اگر لغزشي حتي کوچک در زندگي آن شخص مشاهده کنند تمام آن عظمت ها يکباره فرو خواهد ريخت و نه تنها ديگر به او اعتماد نمي کنند که چه بسا نسبت به هر ادعا کننده علم و معرفتي بدبين مي شوند.
آفت دوم انتخاب استاد، محصور شدن در بهره مندي از اوست. در صورتي که چه بسا بسياري از عالمان و وارستگان ديگر باشند که هر کدام در جهتي داراي ويژگي هايي باشند و محصور شدن در رفت و آمد با يک استاد، سالک راه را از ديگر عالمان وارسته محروم مي کند، علاوه بر اين که به طور معمول جلسات خصوصي دچار آفاتي نظير عزلت نشيني و حساسيت ديگران مي شود.
بنابراين راه مناسب آن است که انسان از عالمان مختلف استفاده کند و نه تنها از محضر وارستگان زنده بلکه از آثار مکتوب وارستگان گذشته نيز بهره ببرد.
در پايان سخن خود را با يک آيه و توصيه خاتمه مي دهم و آن اين که سير و سلوک ملازمت به دستورات شرع مقدس اساس کار مي باشد از آيه شريفه سوره عنکبوت استفاده مي شود: هر کس در راه رسيدن به رضايت و خشنودي الهي تلاش کند، خداوند او را به راه هاي خود هدايت مي نمايد: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ان الله لمع المحسنين» و کساني که در ما مجاهده کنند ما به سوي راه هاي خود هدايت شان مي کنيم و خدا همواره با نيکوکاران است.
قدم هاي نخستين اين راه، عهد و پيمان و سپس مراقبت و محاسبه مي باشد. وقتي از آيت الله بهجت (دامت برکاته) پرسيده شد استادي به ما معرفي کنيد فرمودند: «به هر آنچه مي دانيد صحيح است عمل کنيد اگر ديديد در سيرتان وقفه اي رخ داده است بدانيد از دانسته هاي خود عدول نموده ايد».