0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

علت اطلاق قائم آل محمد(ص ) به امام زمان(عج ) و ايستادن به احترام ايشان چيست ؟


 

» تكليف يك مسلمان در زمان غيبت «انتظار» واقعى است. انتظار در مكتب تشيع به معنى مقاومت. خون و قيام است؛ نه قعود و ذلّت! تكليف اين است كه مسلمان دين و ناموسش را حفظ نمايد؛ و سلطه كافران و از خدا بي خبران را نپذيرد؛ قرآن كريم فرمود: و لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلاً ؛ خداوند هرگز نخواسته است كه كافران بر مؤمنان سلطه داشته باشند.


      ملتى كه منتظر پيشوايى است كه بيايد و ستمگران را براندازد و عدل جهانى را بگستراند و از جمله القاب اين پيشوا «قائم» است و انسان منتظر هرگاه اين نام را مى شنود، قيام مى كند؛هرگز به ذلت تن نميدهد و نمى نشيند بلكه براى تحقق اهداف عاليه آن نهضت جهانى زمينه سازى كرده در جهت تربيت افراد توانمند براى يارى آن حضرت مى كوشد.

چنين ملتى به اسلحه و تجهيزات مادى و پيشرفته مجهز مى شود، تمرين نظامى مى كند و ابعاد مكتب خود را حفظ مى نمايد، شيعه لحظه اى از پا نمى نشينند و مظلومان و ستمديدگان را يارى مى رساند.


      قيام به هنگام شنيدن نام «قائم» روش امامان شيعه نيز بوده است. اين كه بعضى مى گويند اين احترام موجب توجه خاص آن امام به قيام كننده مى شود، يك معناى قيام است ولى حكمت اجتماعى و اقدامى آن نيز نبايد مورد غفلت واقع شود. آمادگى افراد در هر لحظه براى قيام و مبارزه و جهاد، در راه تحكيم عدالت اجتماعى و حفظ حقوق انسان ها واجد اهميتى بسزاست.

مسلمان منتظر در زمان غيبت، بايد همواره به دنبال چنين هدفى باشد و در راه تحقق آن، به وسايل گوناگون بكشود و تا آنجا اين آمادگى را ابراز كند كه به هنگام شنيدن نام مبارك «قائم» به پا خيزد و آمادگى همه جانبه خويش را اعلام كند و اين آمادگى را پيوسته به خود و ديگران تلقين كند و در راه تحكيم اين هدف بكوشد در اينجا خوب است به سخنان آيت الله سيد محمود طالقانى توجه كنيم:

 «اين دستور قيام، شايد براى احترام نباشد و الا بايد براى خدا و رسول و اولياى مكرم ديگر هم به قيام احترام كرد بلكه دستور آمادگى و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانى و در صف ايستادن براى پشتيبانى اين حقيقت است... و همين عقيده است كه هنوز مسلمانان را اميدوار نگه داشته است.

 اين همه فشار و مصيبت، از آغاز حكومت دودمان دنائت و رذالت اموى، تا جنگ هاى صليبى، و حمله مغول و اختناق و تعدى هاى دولت هاى استعمارى، بر سر هر ملتى وارد مى آمد خاكسترش هم به باد فنا رفته بود. ليكن دينى كه پيشوايان حق آن دستور مى دهند كه چون اسم صريح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام، برده مى شود به پا بايستيد و آمادگى خود را براى انجام تمام دستورات اعلام كنيد و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مرد».


      به همين سبب است كه پيامبر مكرم اسلام(ص) در حديثى مى فرمايند: افضل اعمال امتى، انتظار الفرج من الله عز و جل بهترين اعمال امت من، انتظار رسيدن فرج است از نزد خداى عزيز جليل.


      شنيده ام كه جمعه برمى گردى، كدام جمعه، كاش نشانه مى كردى.


      براى اين كه درباره انتظار و وظايف منتظر دانش بيشترى به دست آوريد به كتاب خورشيد مغرب، علامه محمدرضا حكيمى مراجعه نماييد.


 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 24 خرداد 1394  5:22 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 در مباحث مربوط به ظهور امام زمان (عج ),(متمهديان ) به چه معنا است ؟


 

» متمهديان، يعنى كسانى كه به دروغ ادعاى مهدويت كرده اند و خود را حضرت مهدى معرفى كرده اند. مانند كلمه متمارض به معناى كسى كه به دروغ خود را مريض معرفى مى كند؛ يعنى، خود را به مريضى مى زند در حالى كه مريض نيست. افرادى مانند على محمد شيرازى كه ابتدا ادعاى بابيّت نمود و سپس ادعاى مهدويت كرد و بعد ادعاى پيغمبرى كرد، متمهدى ناميده مى شود.


      نكته: اين كه همواره در طول تاريخ، گه گاهى عده اى ادعاى مهدويت كرده اند، خود دليل و نشانه اى است از اين كه اعتقاد به مهدويت و اين كه حضرت مهدى براى برپا نمودن عدالت قيام و ظهور خواهد كرد، امرى مسلم و بديهى است در ميان مسلمانان بوده است.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 24 خرداد 1394  5:22 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چگونه مي توان خدمتگزار امام زمان(عج) ومرتبط با ايشان بود؟


 

» بهترين راه خدمت به امام زمان(عج) پايبندى به دين و باورهاى دينى و عمل به احكام و دستورات الهى است. چون خود وجود مبارك ولى عصر(عج) بالاترين رسالتش اجراى دين الهى به نحو كامل و در همه ابعاد آن است و خشنودى آن بزرگوار و رضايت ايشان در پايبندى به احكام الهى و حفظ حرمت هاى الهى است.


       بهترين راه ارتباط با امام زمان(عج) ربطى باطنى و درونى است كه در اثر محبت ورزى به آن بزرگوار در درون انسان حاصل مى گردد و خواندن دعاهايى كه در رابطه با ايشان است مانند دعاى فرج و زيارت آل يس و دعاى ندبه و رفتن به مكان هاى مقدس همچون مسجد جمكران كه مرد نظر و تأييد ايشان است و در يك جمله به ياد ايشان بودن و از ايشان غافل نگشتن بهترين راه ارتباط با ايشان است. چون اگر انسان زياد به ياد كسى بود و نام او را فراموش نكرد محبت او در دلش جا مى گيرد و اين محبت باعث مى شود كه خلق و خوى آن محبوب در درون انسان ظهور يابد و انسان از او رنگ و بو بگيرد.


       بايد توجه داشت كه بناى آفرينش و سنت الهى در آفرينش انسان بر امتحان و آزمايش مى باشد و بايد انسان با اختيارى كه خداوند به او عطا كرده است و با راهنمايى عقل و وحى و سفارشات بزرگان دين راه رشد و هدايت را بيابد و در اين مسير گام نهد و ايمان و باور و پايبندى انسان به اصول و ارزش ها بايد در مواجهه با ناملايمات و سختى ها خود را نشان دهد. در معركه فضيلت و رذيلت و تمايلات رحمانى و شيطانى بايد معلوم گردد و مؤمن كيست و چه كسى مى تواند در ميدان مبارزه با هواهاى نفسانى و جلوه هاى شيطانى پايدار و استوار بماند و پيروز اين ميدان باشد.

 بايد با استمداد از خداوند و اولياى او در راه بندگى خداوند و عمل به دين الهى ثابت قدم باشيم و بدانيم عاقبت نيك با صابران و شكيبايان است و اين صحنه ها در همه تاريخ و همه دوران وجود داشته و گروهى اين و گروهى آن را پسنديده اند. به هر حال راه هدايت و سعادت معلوم و مشخص است و ياد خدا و اتصال و پيوستگى به او و استفاده از بركات الهى همچون نماز و دعا و ارتباط با دوستان خوب و مساعد بايد در حد و اندازه خود در ايجاد محيطى سالم و پرفضيلت بكوشيم و در اين راه پرنشيب و فراز همواره به فضل و لطف الهى و عنايت امام زمان(ع) اميدوار باشيم و از آن ها استمداد بطلبيم.


       اميرمؤمنان(ع) در اين رابطه مى فرمايد: در راه هدايت از كمى رهروان نترسيد. انسان هاى بزرگ با همت عالى و اراده قوى همواره در جامعه تأثيرگذارند و مهم اين است كه انسان به اندازه خود در اين راه كوشش كند و از وظيفه خود غافل نباشد و بداند كه پيروزى با مؤمنان و بندگى پاك خداوند است.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 24 خرداد 1394  5:23 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

سند زيارت ناحيه مقدسه مربوط به چه کسي مي باشد. از امام زمان(عليه السلام) يا نائبان ايشان؟


 

» زيارت ناحيه مقدسه بنا به آنچه در اقبال الاعمال سيد بن طاووس آمده است از طرف امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، به صورت توقيع «نامه» به دست محمد بن غالب اصفهاني بيرون آمده است. البته مرحوم مجلسي نظر به اينكه در سند اين روايت تاريخ صدور توقيع سال 252 آمده است و اين تاريخ چهار سال قبل از ولادت آن حضرت خواهد بود دو احتمال را مطرح كرده است. احتمال اول اينكه در ثبت تاريخ اشتباه رخ داده باشد. و احتمال دوم اينكه اين زيارت از جانب حضرت عسكري عليه السلام باشد. ولي معروف همان است كه اين زيارت از جانب امام زمان عليه السلام مي باشد و معمولا واژه «ناحيه» براي آن حضرت به كار مي رود.

 

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 24 خرداد 1394  5:23 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 اگر كسي واقعا امام زمان (عج ) را ببيند وآن را بازگو كند, آيا جزو مدعيان دروغ گو محسوب مي شود؟


 

» در اين زمينه به مطالب زير توجه نماييد:


      الف: آن كس كه به يقين امام را ببيند و در اين موضوع شك و شبهه نداشته باشد، جزو مدعيان دورغينى كه توقيع شريف بدان اشاره دارد ، نيست و اگر موضوع ملاقات يا ديدار خود را براى ديگران بازگو كند دورغگو و مدعى به معناى مذموم محسوب نمى شود. منتها در اينجا دو مطلب است كه بايد بدان ها توجه شود:


      اول: چگونگى رسيدن به يقين است. برخى سريع و بدون پشتوانه علمى به يقين مى رسند و به دليل سادگى بيش از حد يا خوش قلبى فريب ديگران را مى خورند و براى خود و ديگران دچار زحمت مى شوند. به عبارت ديگر حصول و دست آورى يقين و قطع مشكل است و كسى كه مدعى رسيدن به چنين علمى است بايد با اعتقاد راسخ حكم كند كه حتما و بدون شبهه امام را ديده يا صداى ايشان را شنيده است و احتمال هيچ گونه خلاف و شكى نيز در علم خود ندهد. يعنى يقين او دو صورت داشته باشد.


      اولاً حكم جزمى به ديدار يا شنيدن صداى مبارك امام داشته باشد.


      ثانياً احتمال نديدن روى يا نشنيدن صداى امام را در آن زمانى كه مدعى است، محال بداند. و محال بداند كه چنين رخدادى اتفاق نيافتاده است. وگرنه علم او اعتقاد جازم ثابت و يقينى نيست و اگر شك نباشد ، حداكثر ظن و گمان است كه بدان اعتنايى نيست . ملاحظه مى كنيد كه رسيدن به يقين ديدار يا شنيدار بسيار مشكل است.


      دوم: آنكه به يقين رسيد به اينكه چهره دلرباى حضرت«روحى فداه» را ديده يا صداى دلكش ايشان را شنيده است، اگر اين ديدار يا شنيدار را بيان كرد، دورغگو نيست. اما سيره و روش علماء و بزرگانى كه به شرف مشاهده و ديدار نائل آمده اند، چنين بوده كه جريان را براى ديگران بازگو نمى كردند. همچون سرى نزد خود نگه مى داشتند و چه بسا بنا به دلايلى اين راز از پرده برون مى افتاد. دليل اين امر هم جلوگيرى از سكه هاى تقلبى اى است كه توسط مدعيان دورغين (متمهديان) ضرب مى شود تا از نا آگاهى و علاقه ومحبت برخى از شيعيان نسبت به حضرت به نفع مطامع خود استفاده كنند.


      ب: مسلما اگر كسى ادعاى نيابت خاصه داشته باشد، كذاب است و بايد با او برخورد كرد. اما آنكه مدعى ديدار است بدون اينكه ادعاى ديگرى داشته باشد، اگر فردى است كه در جامعه به صلاح و درست گفتارى و درست كردارى شناخته شده است، و نيز فرد ساده انديش و ساده لوحى نيست، تكذيب او لزومى ندارد . كار آنها مذموم نيست، اما توصيه شده كه باز گو نكند و حق اين است كه «آنان كه خبرشد، خبرى باز نيامد». چنانچه گفتيد بين ديدن و ملاقات و ارتباط تفاوت است .


      ج: باب مفاعله براى بيان شركت دو يا چند نفر در يك كار است، مثل مشاعره كه به معناى شعر براى هم خواندن و شركت دو يا چند نفر در مسابقه شعر خوانى است. مشاهده هم به معناى هم ديگر را ديدن است. «ال» بر سر مشاهده آن را از حالت نكره بودن در مى آورد و معرفه مى كند و اشاره به كارى دارد كه براى شنونده شناخته شده است.

 مثلا در جايى كه مى گويند: مشاهده به مطلق ديدن يكديگر اشاره دارند، اما در «المشاهده» به ديدارى خاص اشاره دارند. اما باب تفعيل به معناى تعديه است. يعنى فعل بجز فاعل به مفعول نيز نيازمند است. مثلا اگر گفته شود كه «فرح زيد» معنايش اين است كه «زيد خوشحال شد« اما اگر گفته شود: «فرح بكر زيدا» يعنى بكر زيد را خوشنود كرد. اما «مدعى» اسم فاعل باب افتعال است، كه به معناى معناى ادعا كننده و خواهان است كه مردم را از حال خود آگاه و با خبر مى كند و مدعى چيزى مى شود. اين ادعا مى تواند درست و صادق باشد و مى تواند نادرست و كاذب باشد. اما مشاهده اى كه واقعا رخ داده باشد، حتما درست است.


      د: روايت مى فرمايد: «سياتى شيعتى من يدعى المشاهده الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصيحه فهو كذاب مفتر» به زودى از ميان شيعيان كسانى مدعى مشاهده مى شوند. اما ادعاى مشاهده پيش از خروج سفيانى و صيحه (درباره علائم ظهور به كتاب «عصر ظهور» سابق الذكر مراجعه كنيد. ).


      دروغگو و دروغ باف است. برخى با استناد به اين توقيع شريف و احاديث مشابه هرگونه ديدار و مشاهده اى را نفى و تكذيب كرده اند. اما با دقت به متن روايت و روايات ديگر و همچنين روش علماى گذشته روشن مى شود كه روايت درصدد تكذيب افرادى است كه بنا دارند با ادعاى مشاهده، خود را با حضرت مرتبط بدانند و ادعاى نيابت خاصه از جانب حضرت داشته باشند و بخواهند با دعوى مشاهده و شرفيابى، خود را واسطه بين امام و مردم معرفى كنند و ممكن است مراد، نفى ادعاى اختيارى بودن شاهده و ارتباط باشد؛ يعنى، اگر كسى ادعا كند كه مى تواند هرگاه اراده و اختيار كند خدمت امام شرفياب شود يا با امام ارتباط پيدا كند؛ چنين ادعايى در عصر غيبت از هيچ فردى پذيرفتنى نيست و كسانى كه يك يا چند بار هم ارتباطى پيدا كرده اند به اختيار و اراده خودشان نبوده است، (امامت و مهدويت، آيت الله صافى گلپايگانى، پاسخ به ده پرسش، ص 65).


      خلاصه كلام اين كه امام(ع) نفى ادعاى دورغين افرادى را مى كنند كه سخنانشان صرف ادعاست. اين افراد راه به ساحت مقدس امام ندارند و فقط اهل ادعا و گزافه گويى هستند.


      مدعى خواست بيايد به تماشاگه راز دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد چنين افرادى نامحرمان كوى اسرارند.
       زيرا: آن مدعيان در طلبش بي خبرانند آنان كه خبر شد خبرى باز نيامد.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

چهارشنبه 27 خرداد 1394  2:21 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

سربازان امام زمان (عج ) چه ويژگي هايي دارند و آيا ما مي توانيم جزء سربازان ايشان قرار گيريم ؟


 

» - 1. از يك نگاه، ياران امام زمان(عج)، به دو دسته تقسيم مى شوند. دسته ى اول، ياران خاص آن حضرتند كه مطابق روايات معصومين(ع)، سيصد و سيزده نفر مى باشند. امام باقر(ع) كه فرمود: «فاذا خرج اسند ظهره الى الكعبه و اجتمع اليه ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً»، (ميزان الحكمه، ج 1، ص 278، ح 1169).


      نيز در برخى روايات آمده است كه امام زمان(عج) در زمان غيبت، غالبا در مدينه و اطراف آن مى باشد و سى نفر از اين ياران خاص، وى را همراهى مى كنند و اين عده، هيچ وحشت و ترسى ندارند: «عن على بن ابى حمزه، عن ابى بصير عن ابى عبدالله قال لابد لصاحب هذا الامر من غيبة و لابد له فى غيبته من عزلة و نعم المنزل مدينه و ما بثلاثين من وحشة»، (اصول كافى / ج 2 / ص 140، حديث 16). سيصد و سيزده يار مذكور، پس از ظهور، هر يك در هر منطقه، به عنوان نماينده ويژه آنحضرت است و به عنوان فرمانده ايفاى نقش مى كند.


      2) دسته دوم ياران امام زمان(عج)، همه ى عاشقان و دلباختگان آن حضرتند كه در رديف دسته اول نيستند. اين دسته داراى ويژگيهائى هستند كه به بعضى از آن ها اشاره مى شود:


      الف. شناخت همراه با احساس عشق و محبت به آن حضرت. شناخت اگر فاقد جنبه احساسات عميق قلبى باشد، به تنهائى محرك انسان نيست، همان گونه كه احساس علاقه بدون شناخت كافى، جهت دهى درستى به انسان نمى دهد. مثلاً در ارتباط با امام حسين(ع)، اگر فقط به شناخت تكيه شود، و اين شناخت با عواطف قلبى آميخته نشود، او را به درياى موّاج عزاداران حسين، سوق نمى دهد. همچنان كه تكيه به احساسات صرف و بدون شناخت لازم نيز از آنجا سر در مى آورد كه عاشق حسين(ع)، بر سر بچه اش قمه مى زند. حتى در علم روان شناسى، اين مطلب مطرح است كه براى جهت دهى رفتار، تلفيقى از شناخت و احساس ضرورى است. اهميت شناخت امام زمان(عج) به اندازى مهم است كه پيامبر(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليهة». اين سخن، گرچه مربوط به همه معصومين است اما شامل امام زمان(عج) هم مى گردد.


      ب. مواظبت در امر دين: هر چه به زمان حضور نزديك مى شويم، جريان باطل فضاى فكرى و عملى جامعه را به بيشترين ميزان ممكن، مى آلايد. در چنين شرايطى، پا برجا و ثابت قدم بودن در باورهاى دينى، مشكل تر است. ياران امام زمان(عج)، بايد با جديّت تمام، در اين راستا، كوشا باشند: «عن على بن جعفر عن اخيه موسى بن جعفر(ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد السابع فاللّه اللّه فى اديانكم لا يزيلكم عنها احد، يا بنىّ انه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة حتى يرجع عن هذا الامر من كان يقول به، انّما هى محنة من اللّه عزّوجلّ امتحن بها خلقه، لو علم آباءكم و اجدادكم دينا اصح من هذا لاتّبعوه...؛ على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر(ع) نقل مى كند كه فرمود: هرگاه پنجمين فرزند هفتمين امام ناپديد شود، خدا را، خدا را، نسبت به دينتان مواظب باشيد. مبادا كسى شما را از دينتان جدا كند. پسر جان، ناچار صاحب الامر غيبتى كند كه معتقدين به امامت هم از آن برگردند. همانا امر غيبت، آزمايشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسيله ى آن بيازمايد. اگر پدران و اجداد شما (امامان و پيغمبران پيشين)، دينى درست تر از اين سراغ داشتند، از آن پيروى مى كردند»، (اصول كافى، ج 2، ص 132).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

چهارشنبه 27 خرداد 1394  2:22 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

انتظار ظهور آقا امام زمان(عج ) را در وجودم احساس نمي كنم، ريشه اين مشكل چيست؟


 

» درك دقيق معناى انتظار مبتنى بر فهم جامع انديشه مهدويت است وانديشه مهدويت را بايد با توجه به مجموعه معارف اسلامى و در راستاى هدف كلى دين اسلام ديد. بنا بر آموزه هاى دينى، مهدى(عج) روزى ظهور كرده و وعده هاى الهى را به اجرا درمى آورد او برپا كننده حكومت صالحان مى باشد و مؤمنان به ميزان ايمان وعمل صالحشان در حكومت مهدى(عج) قرب و منزلت دارند. اين انديشه پايانى زيبا و نورانى براى جريان زندگى انسان تصوير ميكندو عامل شعله ور شدن اميد در دل هاى مؤمنين است.


      اميد به ظهور مهدى(عج) همان اميد به خداست. اميد موتور حركت انسان در زندگى است و اميد به مهدى(عج) عامل حركت استوارتر انسان در مسير خوبى ها يعنى همان هدف اصلى دين مى باشد.


      مقصود از انتظار فرج، اميد و دلبستگى به مهدى(عج) است. بنابراين انتظار فرج مقصود دين به تعبير شهيد مطهرى، انتظارى سازنده و نگه دارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحرك بخش است. به گونه اى كه خود نوعى عبادت و حق پرستى است.


      برخى به خطا به گونه اى انديشه مهدويت را تصوير مى كنند كه انتظار براساس آن به معناى كمك به رشد ظلم و فساد و پر شدن دنيا از گناه مى باشد در حالى كه بى شك چنين امورى با هدف دين بيگانه است، بنابراين انتظار و عشق به مهدى؛ يعنى، عشق به همه خوبى ها و اميد اقامه همه خوبى ها در دنيا اين عشق و اميد عاملى است كه انسان را وامى دارد تا هر چه بيشتر و محكم تر در راه خوبى ها قدم بردارد، پس انتظار فرج مسؤوليت آفرين است.


      بحث در اين موضوع نياز به مطالعه بيشترى دارد. منابع زير بسيار مفيد است:


      1- قيام و انقلاب مهدى، شهيد مطهرى، صدرا، تهران (اين كتاب اساسا به معناى انتظار پرداخته است).


      2- امامت و مهدويت، آيت الله صافى، انتشارات اسلامى قم، 1375 (اين اثر به مجموعه اى از بحث ها پيرامون امام مهدى(عج) پرداخته و خصوص بحث انتظار نيز يكى از فصلهاى كتاب است، ج 1، صص 351 - 398).


      با توجه به مطالب مذكور كسى واقعا مى تواند انتظار فرج داشته باشد. كه اولاً وضع موجود دنيا را درك كند و از آن اطلاع داشته باشد و دريابد كه بشريت در وضع مطلوبى زندگى نمى كند ظلم و بى عدالتى غوغا مى كند، فساد بسيارى از جامعه را در برگرفته و معنويت و كمال و عدالت منزوى گشته.


      ثانيا: به وضع موجود راضى نبوده و خواستار اصلاح جامعه و بشريت باشد.


      ثالثا: حضرت مهدى را بشناسد و شرايط ظهور و نتائج ظهور حضرت را بداند اگر اين سه حالت پيش آمد انسان نه تنها در وجود خود احساس نياز حضور مصلح جهان را مى نمايد بلكه اين مسئله يكى از مهمترين آمال و آرزوهاى او در خواهد آمد. مانند كسى كه از مرض جسم خود اطلاع پيدا كند و طالب بقاء زندگى سالم خويش باشد و طبيب آن درد را هم بشناسد. مسلما چنين شخصى آرزوى وصال و ملاقات طبيب را مى نمايد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

چهارشنبه 27 خرداد 1394  2:22 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آيا امام زمان (عج ) در زمان غيبت امر به معروف و نهي از منكر مي كند؟


 

» 1- غيبت در مقابل ظهور است نه حضور. امام زمان(عج) غايبند به اين معنى كه در ميان مردم آشكار و شناختنى نيست نه اين كه حاضر نيستند. امام(ع) در دوران غيبت در ميان مردم حاضرند و مردم از ثمرات وجودى ايشان بهره مند و منتفع هستند اما ايشان را نمى شناسند. به تعبير روايات «مردم در زمان غيبت از امام بهره مند مى شوند همانند بهره بردن از خورشيد آن هنگامى كه در پس ابرها نهان است»، (بحارالانوار، ج 53، ص 181).


      2- غيبت و عدم ظهور ايشان در عين فلسفه و حكمتى كه در آن است، منشأ و سبب محروم شدن ما از بسيارى از آثار و نعمت هايى است كه در صورت ظهور حضرت، از آن بهره مند مى شديم. يعنى مردم در دوران غيبت از آن دسته آثار حضرت كه متوقف بر ظهور ايشان است، محرومند. مانند بهره مند شدن از حكومت عدالت گستر جهانى، و ايجاد مدينيه فاضل ه اى كه علم و فضيلت و كرامت هاى انسانى در آن به اوج شكوفايى مى رسد.


      3- نتيجه دو مطلب فوق اين است كه: در دوران غيبت، انتفاع مردم از امام و ثمرات وجودى ايشان تا حدى است كه با غيبت ايشان منافاتى نداشته باشد. خورشيد پنهان در پشت ابرها، هر چند ظلمت شب را مى درد و آثار وجودى زيادى مى گذارد، اما به هر حال در پس ابرها نهان و برخى ديگر از آثار وجودى اش به عرصه ظهور نمى رسد. امام(ع) در عصر غيبت منشأ آثار زيادى هستند اما آثارى كه در عين غايب بودن ممكن است صادر شود آثارى كه منافات با غايب بودن ايشان و متوقف بر ظهور باشد، مترتب نمى گردد.


      4- امر به معروف و نهى از منكر داراى شرايط و مراتبى است كه در يك تقسيم كلى به دو مرحله زبانى و عملى تقسيم مى شود كه هر يك به نوبه خود، داراى مراتبى است. طبق نتيجه اى كه در بند 3 بيان شد، امر به معروف و نهى از منكر امام زمان، به شكلى كه منافات با غيبت داشته باشد، از آن دسته از آثار وجودى ايشان خواهد بود كه در عصر غيبت از آن محروميم. مانند مراتبى از امر به معروف و نهى از منكر عملى كه اقدام براى سركوب كردن طواغيت و برانداختن حكومت ظالمان و برپا داشتن عدالت را مى طلبد.


      نهضت امام حسين(ع) نمونه اى از مصاديق مرتبه عملى امر به معروف و نهى از منكر است.
      اما امر به معروف و نهى از منكر به صورتى كه با غيبت ايشان سازگار باشد مانند برخى از مراتب زبانى، امرى ممكن است. مثلاً ممكن است امام زمان(عج) با زبان نرم و بيان دلنشين خود در چهره يك فرد عادى برخى را به معروف هدايت كنند و يا از منكر بازدارند. اما اين امرى ممكن است نه لازم، يعنى لازم نيست كه هر انسانى در هر كجاى عالم منكرى انجام مى دهد، امام زمان او را از منكر باز دارند و يا اگر معروف ترك مى كند به آن امر كنند.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

چهارشنبه 27 خرداد 1394  2:23 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا حضرت مسيح(ع) بعد از ظهور امام زمان(عج) پشت سر امام نماز مى خواند؟


 

» آنچه در روايات ما آمده است اين كه حضرت عيسى(ع) پشت سر امام زمان(ع) نماز مى خواند و با آن حضرت بيعت مى كند. مثلاً از اميرالمؤمنين روايت است كه: «... حضرت مهدى داخل بيت المقدس مى شود و نماز جماعت به امامت او برگزار مى شود پس در يك روز جمعه كه نمازجمعه در آن برقرار شده حضرت عيسى(ع) از آسمان نازل مى شود در حالى كه خوش صورت و زيباست، شبيه ترين بندگان خداى عز وجل به ابراهيم خليل الرحمان(ع) است.

 در اين حال حضرت مهدى(عج) به طرف او برمى گردد و عيسى(ع) را مى بيند پس حضرت مهدى(عج) به عيسى(ع) مى گويد اى پسر بتول (مريم) امامت مردم كن در نماز، عيسى مى گويد براى شما امامت نماز برقرار داده شده است، پس حضرت مهدى(عج) جلو مى ايستد و امامت مردم مى كند و عيسى پشت سرش مى ايستد و با حضرت مهدى(عج) بيعت مى كند و...». از طرف ديگر در جاى خود ثابت شده است كه مقام امامت از مقام نبوت برتر است و ائمه اطهار(ع) مقامى فراتر از ديگر انبياء (غير از پيامبر خاتم«ص») دارند.

 در روايتى از امام صادق(ع) وارد شده است كه فرمود هيچ پيامبرى نيامده و مبعوث نشده مگر به معرفت ما ائمه و تفضيل و برترى دادن ما به غير ما.


      براى آگاهى بيشتر ر.ك:
      1- امام شناسى علامه محمد حسين تهرانى، ج 4، بحث امام و علم كتاب.
      2- امامت و رهبرى، ص 168 - 149، استاد شهيد مرتضى مطهرى.
      3- جهان در آينده، سيد محمد حسين موسوى كاشانى.
      4- مقام ولايت، زيارت جامعه كبيره .

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 اگر وقتى امام زمان ظهور مى كند دين جديدى مى آورد كه علامت حقانيت اوست پس چطورمى شود گفت اشخاصى مثل على محمد باب هم كه چنين ادعايى مى كننددروغ مى گويند؟


 

» اولاً، امام زمان(عج) قرآن و احكام جديد نمى آورند بلكه به قدرى بدعت ها در دين فراوان مى گردد كه وقتى حضرت دين اصلى را بيان مى كنند برخى آن را دين جديد مى پندارند نه اين كه همه متدينين و همه فرقه ها چنين نتيجه اى بگيرند.

ثانياً، تنها علامت حقانيت امام زمان(عج)، دين جديد نيست تا هر كس دين تازه اى آورد، بگوييم كه اين همان مصلح آخر الزمان است. دهها علامت و نشانه ديگر از نظر اجتماعى و فردى وجود دارد كه تنها بر شخص امام زمان منطبق است.

ثالثاً، امثال سيد على محمد باب، اساساً مدعى نبوت و دين جديد بوده اند نه اين كه اسلام اصيل را معرفى كرده باشند. رابعاً، به غير از سيد على محمد باب، از زمان غيبت و حتى قبل از آن تاكنون صدها نفر چنين ادعاهايى كرده اند. پس آيا بايد آنها را پذيرفت؟!!

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آيا امام زمان(عج) نيز مانند ساير مردم بيمار مى شوند؟


 

» بنا بر آنچه در اخبار و روايات آمده است، امام زمان(عج) به سان مردم ديگر در ميان آنان زندگى مى كنند. و همان طورى كه پيامبران الهى و ديگر ائمه(ع) به بيمارى و يا مشكلات ديگر دچار مى شدند، امام زمان(عج) نيز ممكن است به همين صورت باشند. بنابراين دعا براى سلامتى آن حضرت و يا صدقه دادن براى ايشان، بى مورد نيست.

گذشته از اين كه صدقه دهنده، به هر نيتى كه صدقه دهد، اثر كارش به خود او نيز باز مى گردد. و زمانى هم كه به نيت سلامتى امام زمان (عج) صدقه مى دهد، عمل شايسته ديگرى نيز انجام داده است؛ چرا كه به ياد ولى خدا بوده و با عمل خويش، ياد و نام آن حضرت را ترويج كرده است. مضمون دعاى فرج (اللهم كن لوليك) نيز دعا براى نصرت و حفاظت آن حضرت از گزندهاى روزگار است. در اين راستا نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:


      1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنان كه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.


      2) آنچه مسلم است سلاح هاى موجود دنيا به گونه اى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بى ايمان را از بين مى برد و خوبان از گزند آن در امانند. اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مى آيد بر ما پوشيده است.

پس مى توان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاح هاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاح ها تعلق گيرد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

در حديثي در ابتداي صحيفه سجاديه امده است و در قسمت 62 آن امام صادق فرموده اند: هر كس تا قيام قائم ما اگر قيام نمايد باطل است و در راه ما كشته نشده است . لذابا اين گونه احاديث مي خواهند القا كنندكه انقلاب ما و قيام مردم ما مردود است و شهدائ نفعي از اين كشته شدن ندارند و باوضع فعلي جامعه و مسائل ومشكلات ايرانبه نتيجه مي رسند كه كار حضرت امام ( قدس )و مردم باطل بوده و نبايد قيام مي كردند !خواهشمند است جواب اين سوال را به طوركامل بيان نموده و در رد اين گونه احاديث و برداشت ها نظر مراجع عظام را جويابشويد . اگرچه مي توان به اين شبهه هاپاسخ مختصر و مفيدي داد اما مي خواهيم جواب به صورت علمي و طلبه گونه باشد .باتشكر از شما ومن الله التوفيق *سوال: با توجه به اينكه آقا امام زمان ظهور نمي نمايد مگر اينكه جهان پر از ظلم شود آيا اين روايت با دعوت انسانها به آماده سازي شرايط فرج منافات ندارد؟ اگرجهان بايد پر از ظلم شود تا آقا ظهور كندپس آماده سازي شرايط چه معني دارد؟


 

» نخست بايد دانست بين آمادگي براي ظهور با گسترش فساد سراسري در آخر الزمان تبايني نيست بلكه بر حسب روايات در آخر الزمان سراسر زمين را ظلم و ستم و فساد در بر مي گيرد و در عين حال گروهي از شيعيان و مؤمنان چون كوهي استوار هستند كه آماده ظهور امام را مي كشند تا در زير لواي ايشان عدالت و معنويت و صلاح در سراسر گيتي گسترش يابد.


      علاوه بر اين كه لزوم تشكيل حكومت اسلامي امري مهم و آشكار است زيرا كه بخش عظيمي از قوانين اسلامي، برنامه هايي سياسي اجتماعي است كه جز در سايه يك تشكيلات و حكومت قابل اجرا نيست. و چون اين احكام دائمي است و در زمان غيبت هم لازم الاجرا است بنابراين هر گاه تشكيل حكومت امكان داشته باشد به عنوان مقدمه اجراي احكام الهي ، واجب است به آن اقدام گردد . (ر.ك به «حكومت اسلامي» از آثار امام خميني)


       ثانيا آنچه در روايات به عنوان نهي از قيام پيش از قيام حضرت مهدي(عج) آمده معني و مفهوم خاصي دارد كه نياز به تحقيق جامع دارد. روشن است كه احاديث در هر موضوعي هم از حيث سند و راويان بايد مورد بررسي قرار گيرند و هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قيام پيش از ظهور مهدي(عج) نيز چنين است .

بسياري از روايات اين بخش غير قابل اعتمادند و آنها كه معتبرند تنها قيام هايي را مردود مي شمارد كه رهبر آن مدعي مهدويت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قيام كند (ر.ك. طاهري، حبيب الله ، سيماي آفتاب.) يا هدف غير الهي داشته باشد يا بدون تهيه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسيدن زمان مناسب اقدام شود. اما گر رهبر قيام نه به عنوان مهدويت و نه به منظور تأسيس حكومتي در برابر حاكميت الله، بلكه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استكبار و به قصد تأسيس حكومت اسلامي و اجراي كامل قوانين آسماني قيام كرد و مقدمات نهضت را نيز پيش بيني نمود و مردم را به ياري طلبيد، روايات مذكور چنين نهضت و انقلابي را مردود نمي شمارد و پرچم چنين نهضتي را پرچم طاغوت نمي شمارد.

 تأسيس چنين حكومتي به منظور حاكميت الله و در مسير حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و زمينه ساز آن مي باشد. بنابر اين احاديث مذكور مخالف چنين قيام و نهضتي نخواهد بود. (ر.ك به دادگستر جهان نوشته ابراهيم اميني)


       اين احاديث(مخالف قيام) در شرائطي صادر شده است كه عده اي از علويان و يا حتي از عباسيان ، براي مقابله با حكومت اموي و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدي موعود كه پيامبر(ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد مي كردند و از مردم براي خود بعنوان مهدي منتظر بيعت مي گرفتند. در چنين اوضاعي ائمه(ع) با موضع گيري بجا جلوي سوء استفاده آنان را گرفتند .

 شاهد اين قضيه اين است كه «مهدي عباسي» كه يكي از خلفاي ظالم عباسي است بهمين جهت لقب مهدي به خود داده و از مردم بيعت گرفت و نيز محمد بن عبدالله بن الحسن _ معروف به نفس زكيه، به نام مهدي موعود براي خود از مردم بيعت مي گرفت و حتي از امام صادق(ع) نيز خواست كه بنام مهدي آل محمد (ص) با او بيعت كند و همراه او در جنگ با بني اميه شركت نمايد! وقتي امام صادق(ع) حاضر به بيعت با اين عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصباني شد و به حضرت، سخناني ناروايي نيز گفت .(سيماي افتاب - ص 142 _ نوشته دكترحبيب الله طاهري «به نقل از ارشاد مفيد ص 260») و در اين مناظره حضرت به عبدالله مي فرمايد:

 نه پسر تو آن مهدي موعود است و نه الان وقت قيام است و اگر مي خواهيد براي خدا غضب كرده و امر به معروف و نهي از منكر نماييد شما پدر محمد، شيخ ما هستي و بفرماييد رهبري قيام را بر عهده بگيريد ما نيز با شما بيعت مي كنيم.(همان، ص 143، به نقل از ارشاد مفيد ص 277) اين روايت خود دليل بر اين است كه از نظر ائمه هر قيامي محكوم نبوده بلكه امام(ع) براي شركت در قيامي كه براي امر به معروف و نهي از منكر باشد اعلام همكاري نيز نموده است و اين گونه قيام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است. غالب روايات نهي از قيام كه مخالفين به آن استناد نموده اند، از اين نوع روايات و در چنين فضايي صادر شده است و منع از قيام مشروط و ناظر به افراد خاص است نه مطلق.


      انقلاب اسلامي ايران نيز به رهبري فقيهي جامع شرايط و آگاه به شرايط زمان و مكان شكل گرفته است. رهبري كه انگيزه الهي او و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود. همگان مي دانستند كه او جز براي اهداف الهي و اسلامي و اجراي قوانين الهي قيام نكرده و در راه نهضت نيز بر همه قوانين خدايي پايبند است.

 او در اين مسير پيوسته مورد تاييد عالمان ديني و متفكران اسلامي شيعه و سني بود و حتي علمايي كه معتقد به تلاش براي تآسيس حكومت اسلامي نبودند نيز پس از تشكيل حكومت اسلامي تآييد و حمايت از حكومت اسلامي را لازم مي دانند. تأييدات الهي همواره همراه اين انقلاب بوده، از اين رو در عرصه داخل و خارج به موفقيت هاي فراوان دست يافته است .

بعضي ناكامي هايي كه ديده مي شود معلول كارشكني ها و دشمني هاي فراوان زورمداران شرق و غرب و مرتجعان منطقه بوده است. اين انقلاب نقطه مقابل منافع شرق و غرب بوده و هميشه مورد هجوم دشمنان خدا و مسلمين بوده است و با اين همه چون شجره اي طيبه و بارور ايستاده است و چون شمعي فراروي مسلمين عالم و آزادگان جهان است.


       گذشته از اينها روايات متعددي درباره آخر الزمان و علائم ظهور است كه اشاره دارد پيش از قيام و ظهور مقدس حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه، در ايران و بين حكومت هاي شيعي و مورد تأييد امام تشكيل مي شود و در دنياي پر از ظلم و جور آن زمان، مردم را به حق و عدالت دعوت مي كنند. در اين روايات به قيام ايرانيان و حكومت آنها تأييد بسياري شده است. آقاي علي كوراني از علماء لبناني مقيم ايران، روايات مربوطه را جمع آوري و دسته بندي كرده اند و با توضيحاتي جامع درباره اين روايات توضيح داده است. (كوراني علي، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالي، ص 217 - 275، شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي، چاپ دوم 1379، تهران).


      پس نه تنها حكومت جمهوري اسلامي، مصداق رواياتي كه نهي از قيام و احيانا تشكيل حكومت مي كند نيست، بلكه به دليل عقل و نقل مصداق واقعي حكومت زمينه ساز حكومت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه است و همين امر نشان مي دهد رواياتي كه نهي از قيام مي كنند بررسي دقيق تري شوند و درباره آنها بيشتر انديشه شود. حداقل اينكه اين روايات قيامهاي برحق و مطابق برنامه ائمه را شامل نمي شوند.


       تفسير صحيح روايات باطل بودن قيام هاي قبل از ظهور چنين است:
      1- اگر روايات مذكور به معناي ظاهري آنها كه برخي خيال كرده اند، گرفته شود، معناي آن و جوب سكوت در برابر همه ظلم ها و طاغوت ها و بي عدالتي ها است و اين مخالفت نص صريح قرآن و روايات مكرر اهل بيت عليهم السلام است كه اسلام دين عدالت است و مردم را به عدالت و زندگي عادلانه دعوت كرده و سكوت در برابر اهل ظلم و كفر را جايز ندانسته است. بنابراين قيام امام حسين عليه السلام تنها براي ايشان جايز بود و عملي نيست كه بشود از آن پيروي كرد و كلام امام حسين عليه السلام خطاب به كوفيان كه فرمود «فلكم في اسوه» همانا من براي شما الگو هستم،(تحف العقول، ص505) لغو مي گردد و ما تنها موظفيم براي امام حسين عزاداري كنيم و پيروي از سنت و روش ايشان براي ما جايز نيست. ضمن اينكه قيام عليه طاغوت و ظلم مقدمه تشكيل حكومت عدل است و اگر ما پيش از ظهور دعوت به سكوت شده باشيم به آياتي كه دلالت بر جامعيت اسلام دارد (مائده، 33-38؛ نور، 2؛ حجرات، 9؛ انفال، 39-60) و همچنين روايات متعددي كه بر اين واقعيت دلالت دارند لغو مي گردند. بنابراين معناي روايات غير از آن است كه برخي با وجوب سكوت برداشت كرده اند.


       چند روايت براي توضيح بيشتر مطلب را نقل مي كنيم:


      1- از طريق اهل سنت: قال رسول الله(ص): « ابشروا بالمهدى رجل من قريش من عترتى يخرج فى اختلاف من النّاس و زلزال فيملأ الارض عدلاً و قسطا كما ملئت ظلما و جورا و يرضى عنه ساكن السماء وساكن الارض...؛ پيامبر اكرم(ص) فرمود: به [حضرت] مهدى بشارت دهيد [كه او] شخصى از عترت من و از قريش است وظاهر مى شود در حالى كه مردم در تزلزل و اختلاف بسر مى برند. آنگاه او زمين را از عدل و قسط پُر مى كند آنچنان كه از ظلم و جور پر شده است [و به دنبال آن] ساكنان آسمان و زمين [از اين وضعيت] راضى مى شوند» (ينابيع الموده، القنذورى الحنفى، ص 562)


      2- از طريق شيعه: «عن رسول الله(ص) يصيب هذه الامه بلاءً حتّى لا يجد الرجل ملجأ يلجأ اليه من الظلم فيبعث اليه رجلاً من عترتى فيملاء به الارض قسطا و عدلاً كما ملئت ظلما و جورا...؛ از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود اين امت [اسلام] با بلا مواجه مى شود به طورى كه انسان پناهگاهى را نمى يابد كه از ظلم بدان پناه برد آن گاه به سوى چنين انسان هائى شخصى از عترت من برانگيخته مى شود و زمين را از عدل و داد پُر مى كند همان طوركه از ظلم و جور پُر شده است...» (الزام الناصب فى اثبات الحجه الغائب، اليزدى الحائرى، ج 1، ص 166)


      3- امام علي(عِ در وصف مردم در آخر الزمان مي فرمايند: «... تضل فيها اقوام و يهتدي فيها اخري؛ در آن زمان گروههايي گمراه مي شوند و گروهي ديگر بر هدايت ثابت قدم مي مانند...»


      بعد امام(ع) در وصف گروه هدايت شدگان مي فرمايند: «اولئك خيار هذه الامه مع ابرار هذه العتره؛ آنها بهترين اين امت هستند كه با خوبان اين خاندان (پيامبر اكرم(ص« به سر مي برند» (بحارالانوار، ج 51، ص 118).


      روايت شريف صريح است در اين كه مردم آخر الزمان دو گروه هستند گروهي به بيراهه گمراهي كشانده مي شوند اما بهترين اين امت در شاهراه خير و صلاح و هدايت ثابت قدم مي مانند. در اين دوران هر چه اهل باطل و شر و ستم در رفاه و آسايش هستند اهل حق در سختي به سر مي برند زيرا حاكميت با ظلم و ستم است و اهل حق در اقليت به سر مي برند.


      4- امام سجاد(ع) مي فرمايند: «ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته والمنتظرين لظهوره... الدعاه الي دين الله عزوجل سرا و جهرا» معتقدان به مهدي و منتظران ظهور او در عصر غيبت .... (داراي چنين صفاتي هستند كه) در پنهان و آشكار مردم را به دين خدا فرا مي خوانند. (كمال الدين، شيخ صدوق، ص 320)


      5- امام صادق(ع) مي فرمايند: «... و رايت اصحاب الايات يحقرون و يحتقر من يحبهم» مردمان حق را مي نگري كه خوار شمرده مي شوند و هر كس به آنها علاقه داشته باشد نيز كوچك شمرده مي شود. (بحارالانوار، ج 52، ص 256)
      برخورد امروز دولت مستكبر آمريكا و دنباله روان آن با مردم ايران و مسلمانان نمونه اي از تحقق اين روايت است. آري در اين زمان حفظ دين بسيار سخت است.


      6- پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: «لاحدهم اشد بقيه علي دينه من خرط القتاد في الليله الظلماء او كالقابض علي جمر الغضاء» هر يك از آن (مؤمنان) دين خويش را به سختي نگاه مي دارد چنان كه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مي كند يا آتش پر دوام را در دست نگاه مي دارد(همان، ص 124).
      آري حفظ و نگهداري دين، بسيار سخت است و به اين دليل است كه انتظار فرج بهترين عبادت است


      7- پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: «افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عز وجل» انتظار فرج از جانب خداوند متعال برترين عمل امت من است (همان، ص 128).


      8- امام علي(ع) مي فرمايد: «المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله» منتظر امر ما، بسان كسي است كه در راه خدا به خون خود غلطيده است (همان، ص 123).
      در چنين زمان پر فتنه اي است كه به ما دستور داده اند كه هوشيار باشيم و مواظب دين خود باشيم زيرا از هر طرف براي گمراهي ما تلاش مي شود.
      زور و زر و تزوير و تبليغات و سياست بازي ها و تهديدها و هزار و يك اقدام ديگر در سر راه ماست تا ما را از دين حق جدا كند.


      9- امام صادق(ع) مي فرمايند: «فكن علي حذر و اطلب من الله عزوجل النجاه... فكن مترقبا و اجتهد ليراك الله عزوجل في خلاف ماهم عليه» خود را نگاه دار! و از خدا رهايي و نجات بخواه... هوشيار باش و بكوش تا خدا تو را در راهي غير از گمراهي هايي كه مردمان در آنند ببيند (همان، ص 260).


      خلاصه كلام اين كه در برابر ظلم و فساد سراسري كه جهان را پر كرده است گروهي مؤمن واقعي هستند كه انتظار عدالت گستر را مي كشند و زمينه ساز ظهورند.
       «آنها پولاد دل اند و همه وجودشان را يقين به خدا پر كرده است. مردماني سخت تر از صخره ها» (به نقل از امام صادق(ع) همان، ص 308).
       «آنها در حالي كه پيامبر را نديده اند و امامشان هم پنهان است به سبب يقين قلبي، داراي ايماني مستحكم هستند» (از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 125).


       «آنها برادران پيامبر(ص) هستند كه او را نديده اند، اما به او ايمان دارند و او را از صميم قلب دوست مي دارند و با تمام وجود او و دين او را ياري مي رسانند» (از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 132).
       «آري چنين مردماني برترين مردم همه زمان ها هستند زيرا خداوند عقل ها و فهم ها و شناخت آنها را قوت بخشيده است به حدي كه امام غائب نزد آنها همچون امام حاضر است و به نهايت درجه اخلاص رسيده اند» (كمال الدين، ص 320).


       «چقدر مقام آنها بالاست كه پاداش يك نفر اين گروه همانند پاداش پنجاه صحابه پيامبر(ص) است كه در ركاب آن حضرت در جنگ هاي بدر و احد و حنين جنگيده اند، زيرا سختي ها و آزار ها و رنج هايي كه بر آنان وارد مي شود، فوق طاقت اصحاب پيامبر(ص) است و اگر چنين رنج ها و آزارهايي به اصحاب پيامبر(ص) مي رسيد شكيبايي نمي داشتند» (بحارالانوار، ج 52، ص 130).


      پس بكوشيد جزء اين گروه باشيد تا نامتان را در فهرست ياران با اخلاص امام مهدي حضرت بقيه الله الاعظم(عج) ثبت كنند و جزء برادران ودوستان پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و شهدا در ركابش شمرده شويد.


      براي اطلاع بيشتر نگا: كوراني، علي؛ عصر ظهور؛ ترجمه عباس جلالي؛ شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي؛ تهران؛ چاپ دوم 1379 (همه كتاب خواندني است اما بحث ايرانيان و نقش آنان در ظهور و زمينه سازي ظهور را در صفحات 275 - 211 مطالعه كنيد)

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چه کسانی بعد از ظهور امام زمان«علیه السلام» باقی می مانند؟


 

» درباره این که پس از ظهور امام زمان«علیه السلام» چه کسانی باقی خواهد ماند آنچه مسلّم است این که آن حضرت کافران و سرکشانی را که در مقابل حکومت وی بایستند و تسلیم حکومت عدل وی نشوند می کشد و از بین میبرد امّا کافرانی را که مسلمان شوند و یا گنهکارانی که توبه کنند در پرتو حکومت حضرت حجت«علیه السلام» زندگی خواهند کرد.
 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آیا بعد از ظهور امام زمان«علیه السلام»انسان وجود دارد که حکومتی برقرار باشد؟


 

» با آمدن امام زمان«علیه السلام» انسانها از بین نخواهند رفت تنها کسانی که به جنگ و ستیز با امام زمان«علیه السلام» و حکومت وی برخیزند از میان خواهند رفت. و امام زمان«علیه السلام» حکومت عدل واحد را در سرتاسر جهان تشکیل خواهد داد و همه ی انسانها تحت لوای توحید از عدالت کامل برخوردار خواهند گشت.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

«یا عین اللَّه فی خلقه» درباره امامزمان«علیه السلام» چه معنی دارد؟


 

» آیات آیه قرآن و احادیث پیامبر و امامان«علیهم السلام» استفاده می شود که وجود مقدّس امام بر اعمال انسانها نظارت دارد. اعمال آنان را می بیند و کارهای آنان به حضورش عرضه می شود. بدین جهت به حضرت ولی عصر«علیه السلام» «عین اله» گفته می شود. یعنی دیدگاه پروردگار جهان.


البته سایر ائمه«علیهم السلام» هم «عین اله» هستند. هر امامی در زمان خویش شاهد اعمال پیروانش بوده است. و وجود این مقام(این آگاهی گسترده) برای امام استفاده ندارد قرآن کریم درباره حضرت عیسی«علیه السلام» می فرماید: «انبتکم بما تأکلون و ماتدّخرون فی بیوتکم؛(1) به آنچه می خورید و در خانه های خود ذخیره میکنید». به شما خبر میدهم و این نشان دهنده مقام شهود پیامبران و پیشوایان الهی است. بر این اساس امام زمان«علیه السلام» «عین اله» شاهد بر باطن و ظاهر اعمال ما می باشد.

« بخش پاسخ به سؤالات »
1) سوره آل عمران، آیه 49.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 1 تیر 1394  1:02 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها