0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

آيا امام زمان هنگام ظهور از طريق معجزه با همه مردم ارتباط بر قرار مي كند ياممكن است با استفاده از ش

در پاسخ به پرسش فوق توجه به نكات ذيل حائز اهميت است:


      1 - هنگام ظهور امام زمان عليه السلام براي هيچكس روشن و معين نيست. چه بسا ده ها سال وشايد صدها سال ديگر با ظهور فاصله داشته باشيم. از سوي ديگر قافله علم و تكنيك در اين دهه هاي اخير چنان شتابان و با سرعت پيش مي رود كه دستاوردهاي تكنولوژي پس از مدتي جاي خود را به ديگري مي دهند.

 پس شبكه اينترنت كه در اين دوران از كارآيي و شمول فراواني برخوردار است چه بسا در آينده اي نزديك جاي خويش را به تكنيكي برتر دهد و از آن تنها نامي در تاريخ تمدن بشر باقي بماند. پس سزاوار است سؤال فوق با عنايت به اين نكته بدين شكل طرح گردد كه آيا امام زمان عليه السلام هنگام ظهور براي ارتباط با مردم از معجزه استفاده خواهد نمود، يا از دستاوردهاي تكنولوژيك در آن هنگام نيز بهره مند خواهد شد؟


      2 - در برخي از روايات سخن از شيوه اي خارق العاده براي ارتباط ميان مؤمنان در عصر ظهور امام زمان(ع) به ميان آمده است. امام صادق(ع) مي فرمايد: «مؤمن در زمان مهدي عليه السلام در مشرق زمين زندگي مي كند، در حاليكه برادر خود را در غرب مي‌بيند، و همچنين آنكس كه در غرب است برادر خويش را در شرق مي بيند».(1) در روايت ديگري از امام صادق عليه السلام آمده است كه آن حضرت فرمود: «هنگاميكه قائم ما عليه السلام ظهور نمايد خداوند به گوش و چشم شيعيان ما توسعه خواهد داد بگونه‌اي كه ميان آنان نامه رسان و پيغام بري نخواهد بود، او با آنان سخن مي گويد، در حاليكه در مكان خود است، و شيعيان سخنان او را مي شنوند و او را نيز مي بينند.»(2)


      3 ـ معجزه امري خارق العاده است كه خارج از چارچوب اسباب و علل مادي و طبيعي مي‌باشد، و سيره و تاريخ پيامبران و امامان عليهم السلام بر اين نكته گواهي مي دهد كه ايشان از معجزه تنها در مواردي خاص، و براي اثبات حقانيت خويش بهره گرفته اند و زندگاني عادي و روزمره آنان بر اساس اعجاز و امور غير طبيعي سپري نگشته است. پس اگر چه نمي توان انكار معجزه را در مورد امام زمان(ع) در موارد خاص و ضروري نمود؛ ولي از سوي ديگر نمي توان ادعا كرد كه آن حضرت در امور روزمره خود پيوسته از اين شيوه استفاده مي نمايد.


      4 - بي ترديد امام زمان عليه السلام با ظهور خود دنياي مادي و معنوي انسانها را به سوي آباداني و شكوفايي سوق خواهد داد، و نه تنها دستاوردهاي علمي و تكنولوژيك بشريت را از ميان نخواهد برد، و جهان را به عصر پيشينيان باز نخواهد گرداند؛ بلكه بر سرعت و شتاب علم خواهد افزود و مجهولات فراواني را براي آنان روشن و معلوم خواهد ساخت.


      در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «دانش بيست و هفت حرف مي باشد كه تمام آنچه پيامبران آورده اند دو حرف بوده است، و مردم نيز تا كنون جز ايندو حرف را نمي شناسند، پس چون قائم عليه السلام ظهور نمايد بيست و پنج حرف ديگر را آشكار خواهد كرد و ميان مردم گسترش خواهد داد...»(3)


      نتيجه سخن آنكه: هر چند امام زمان عليه السلام براي اتمام حجت و بيان حقيقت - بخصوص در آغاز دعوت خويش ـ از معجزه و كرامت استفاده خواهد نمود، ولي سعادت مادي و معيشتي انسانها را كه مورد وعده الهي در عصر ظهور او مي باشد، با امور غير طبيعي سامان نخواهد داد. پس او نه تنها از دستاوردهاي علمي بشر استفاده خواهد كرد، بلكه بر توسعه كمي و كيفي آنها نيز بسيار خواهد افزود.
      
      پي‌نوشت‌ها:
      1. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء،‌ بيروت، ج (52)، ص (391).
      2. كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، آخوندي، تهران، ج (8)، ص (241).
      3. مجلسي، همان، ج (52)، ص (336).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:31 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

ايا با ظهور امام زمان (ع) همه مسلمان شده و اختيار از مردم صلب مي شود؟

 

» پرسش فوق دو بخش دارد:

 1. سلب اختيار از مردم در دوران ظهور

2 مسلمان شدن همگان در آن دوره.


       در پاسخ به بخش نخست توجه پرسشگر محترم را به اين اصل مسلّم و پذيرفته شده جلب مي‌كنيم كه انسان دراين دنيا داراي اختيار است و بدون آن جايي براي تكليف ، پاداش و عقاب باقي نمي‌ماند. لازمه تكليف و امر و نهي ، پاداش و كيفر درباره بندگان ، داشتن اختيار آنان مي‌باشد. آن چنان كه از پاره‌اي از آيه‌هاي قرآن مجيد(1) ، برخي از روايت‌ها و براهين عقلي بدست مي‌آيد ، هدف خداي متعال از آفرينش انسان ، به مقام قرب و كمالات رسيدن او مي‌باشد و اين شايستگي از راه اختيار و اراده انسان بدست مي‌آيد . هرگاه اختيار از انسان گرفته شود، ديگر شايسته دريافت مقام قرب و رضوان خدا نمي‌باشد.

مردم در سايه فاعليت اختياري كه دارند، داراي مسؤوليت و تكليف مي‌شوند.

به بيان ديگر هنگامي كه انسان در مقام تزاحم ميان خواست‌هاي گوناگون ، براي رسيدن به كمال و رضوان خداي متعال ، از خواست‌هاي زشت و حيواني خود بگذرد ، شايسته قرب الهي و مستحق دريافت پاداش مي‌شود.

 اين اصل مسلم در دوران ظهور امام زمان (عج) نيز صادق است . از آن جا كه با ظهور حجت حق (عج) عقل‌هاي مردم كامل مي‌شود و زمينه‌هاي ارتكاب گناهان و جرايم كاهش مي‌يابد يا از بين مي‌رود ، جامعه آرماني كه در آن همه مردم موحد هستند و هيچ كس مشرك نيست، شكل مي‌‌گيرد و اين به معني سلب اختيار از مردم نيست بلكه مردمان آن عصر ، با اراده و اختيار خود در برابر اميال دروني و وسوسه‌هاي شيطان مقاومت مي‌كنند و به مقامي مي‌رسند كه اميال خود را كنترل مي‌كنند و مرتكب معاصي و جرايم نمي‌شوند.
      
      زيرا آن چنان رشد كرده‌اند كه به عاقبت نافرماني از دستور‌هاي خدا‌ي منان آگاه هستند . مانند فردي كه آگاه است جامي كه روبروي اوست ، جام زهر است و نوشيدن آن هلاك كننده ، پس با اختيار و اراده نمي‌نوشد. از اين گذشته هر كار خير يا هر پرهيز از ارتكاب كار شر كه با اراده بيشتر و انتخاب آگاهانه‌تر و اختيار عالمانه‌تر همراه باشد، اثر بيشتري در تكامل روحي و تقرب به درگاه الهي و جلب رضوان الهي خواهد داشت و استحقاق فزون تري را براي دريافت پاداش خواهد داشت. از اين رو اولياي خدا آرزوي زندگي در دوران شكوفا و جامعه آرماني امام مهدي (عج) را دارند و خداي سبحان مؤمنان محض را كه اين اشتياق را داشته‌اند ، در دوران ظهور حجت‌الهي (عج) دوباره به دنيا بازمي‌گرداند تا با رجعت ، زمينه كمال آنان بيش از پيش فراهم آيد.
      
      در پاسخ به بخش دوم يعني مسلمان شدن همگان در عصر ظهور ،‌بايد گفت‌ از ابتداي ظهور تا استقرار حكومت سراسري عدل امام مهدي (عج) دوره‌هاي مختلفي سپري مي‌شود . مثلا نعماني از جابر از امام باقر(ع) نقل مي‌كند كه فرمود وقتي قائم قيام كند ميان اهل تورات به تورات و ميان اهل انجيل به انجيل حكم مي‌كندو ميان اهل زبور به زبور و ميان اهل قرآن به قرآن (2). اين مربوط به مراحل آغازين ظهور است ولي تكامل بشر به حدي مي‌رسد كه همگان موحد مي‌شوند و هيچ كس به خدا شرك نمي‌ورزد : وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في‌الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا يعبدونني لايشركون بي شيئاً(3)
      1- ر.ك : آيه 7 سوره هود ، آيه 2 سوره ملك ، آيه 7 سوره كهف و آيه 56 سوره ذاريات .
      2- الغيبة للنعاني ، ص 124
      3- نور، 55.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:32 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

اينکه امام زمان عليه السلام مردم را در اصل حوادث به فقها ارجاع داده نه در حکم حوادث مراد چيست؟ 

توقيع شريف:
      يکي از روايات مشهور در ميان فقها، حديثي است که آن را شيخ صدوق در اکمال الدين خود آورده است. توقيع در حقيقت پاسخي است از جانب حضرت ولي عصر(ع) که در پاسخ به نامه اسحاق بن يعقوب مرقوم فرموده اند. در اين نامه، اسحاق چند پرسش را مطرح کرده که يکي از آنها در مورد تکليف شيعيان در «حوادث واقعه» زمان غيبت است. امام زمان(عج) در باره «حوادث واقعه» مي فرمايد: «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجه الله عليهم؛ در رخدادهايي که اتفاق مي افتد به راويان حديث ما مراجعه کنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم» (نظريه سياسي اسلام، ج 2، ص 91).


      در توضيح «حوادث واقعه» که در متن توقيع شريف آمده، بايد بگوييم بسيار بعيد است که منظور اسحاق بن يعقوب از آن، احکام شرعي و همين مسايلي باشد که امروز معمولا در رساله هاي عمليه نوشته مي شود؛ زيرا اولا براي شيعيان معلوم بوده که در اين گونه مسايل بايد به علماي دين و کساني که با اخبار و روايات ائمه و پيامبر(ص) آشنايي دارند مراجعه کنند و نيازي به سؤال نداشته است.

 همانگونه که در زمان حضور خود ائمه(ع) به علت مشکلاتي نظير دوري مسافت و امثال آن، امامان شيعه مردم را در مورد مسايل شرعي به افرادي نظير يونس بن عبدالرحمن، زکريا بن آدم و امثال آنان ارجاع مي دادند. همچنين نصب نواب اربعه در زمان غيبت صغراي امام زمان(عج) (که هر چهار نفر آنان از فقها و علماي دين بودند) گواه روشني بر اين مطلب است و خلاصه اين مسأله براي شيعه موضوع تازه اي نبود.


       ثانيا، اگر منظور اسحاق بن يعقوب از حوادث واقعه، احکام شرعي بود قاعدتا بايد تعبيراتي نظير اين که «وظيفه ما در مورد حلال و حرام چيست؟» و يا «در مورد احکام الله چه تکليفي داريم؟» و مانند آنها را به کار مي برد که تعبير شايع و رايجي بوده و در ساير روايات هم بسيار به کار رفته است. به هر حال، تعبير «حوادث واقعه» در مورد احکام شرعي به هيچ وجه معمول و متداول نبوده است.


      ثالثا، اصولا دلالت الفاظ تابع وضع آنها است و کلمه «حوادث واقعه» به هيچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعي به معناي احکام شرعي نيست؛ بلکه معناي بسيار وسيع تري دارد که حتما شامل مسايل، مشکلات و رخدادهاي اجتماعي نيز مي شود. بنابراين سؤال اسحاق بن يعقوب از محضر حضرت ولي عصر(عج) در واقع اين است که در مورد مسايل و مشکلات اجتماعي جامعه اسلامي که در زمان غيبت شما پيش مي آيد وظيفه ما چيست و به چه مرجعي بايد مراجعه کنيم؟ و آن حضرت در جواب مرقوم فرموده اند که در اين مورد به «راويان حديث ما» مراجعه کنيد. اکنون ببينيم مراد از «راويان حديث» چه کساني هستند.


      ممکن است کسي بگويد: منظور از «راويان حديث» هر کسي است که مثلا کتاب اصول کافي، وسايل الشيعه يا هر کتاب روايي ديگر را بردارد و احاديث و روايات آن را براي مردم بخواند و نقل کند. اما با اندکي دقت و توجه معلوم مي گردد که اين تصور درست نيست. کسي که در زمان ما مي خواهد از قول پيامبر(ص) يا امام صادق(ع) و ساير ائمه(ع) حديث و روايتي را نقل کند بايد به طريقي احراز کرده باشد که اين حديث واقعا از پيامبر يا امام صادق(ع) يا امام ديگر است در غير اين صورت حق ندارد و نمي تواند بگويد امام صادق(ع) چنين فرموده است. اگر کسي در حالي که حديث و روايتي به هيچ طريق معتبري برايش ثابت نشده، آن را به امام صادق(ع) و يا ساير ائمه معصومين(ع) نسبت دهد از مصاديق کذب و افترا بر پيامبر و امامان خواهد بود که گناهي بزرگ است.


      به عبارت دقيق تر، اگر کسي بخواهد حديثي را از پيامبر يا امامي نقل کند حتما بايد بتواند براساس يک حجت و دليل شرعي معتبر آن را به امام معصوم نسبت دهد و واضح است که اين گونه نقل حديث، نياز به تخصص دارد و تخصص آن هم به علومي همچون رجال، اصول فقه، ادبيات عرب و... مربوط مي شود که اين علوم نيز در حيطه تخصص فقها است. بنابراين مراد از «راويان حديث» فقها هستند. افزون بر اين، صرف تشخيص روايت صحيح از ناصحيح براي تشخيص در «حوادث واقعه» کافي نيست بلکه بايد آگاهي کافي از ضوابط استنباط که در علم اصول فقه بيان شده داشته باشد و بتواند به عنوان صاحب نظر، فتوا بدهد؛ يعني فقيه و مجتهد باشد.


      مثلا با پيدايش مواد مخدر اگر از حکم شرعي آن سؤال شود، يا در ارتباط با هجوم دشمنان به جامعه اسلامي و گرفتن امتيازاتي که منجر به سلطه بيگانه مي شود نظير امتياز تنباکو، بايد به فقها رجوع کرد. بنابراين رجوع به فقها صرفا براي کسب تکليف شرع در احکام نيست. از سوي ديگر اين که فقها حجت بر مردم هستند، منظور حجت بودنشان در همه شؤون جامعه است و با وجود آنان، براي اداره امور جامعه و قضاوت نمي توان به ديگران مراجعه کرد. بنابراين منظور از حديث کساني هستند که اهل معرفت به احاديث و بصيرت در حلال و حرام دين هستند. پس نمي توان در کسب تکليف نسبت به رخدادهاي تازه به راوياني مراجعه کرد که فاقد معرفت به فقه و بصيرت به دين باشند.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:32 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا واسطه فيض بودن امام زمان (ع) در نعمت ها و در عالم كون غير از روايات آيا ريشه قرآني هم دارد يا نه؟


 

» در اين باره گفتني است که بيان معارف بلند نياز به تدبر و درک عميق دارد. شايد بتوان گفت: بنا بر آيه 34 سوره بقره سجده فرشتگان در برابر آدم به عنوان در خدمت بودن و خضوع فرشتگان در برابر انسان کامل بوده است واز آنجا که بنا بر آيه 5 سوره نازعات «فالمد برات امرا» تدبير امور جهان به واسطه فرشتگان انجام مي گيرد. معلوم مي شود نعمت ها و تدبيرات عالم تکوين تحت اراده تکويني انسان کامل و امام زمان(عج) مي تواند باشد.البته تمامي اين مقامات به اذن پروردگار وتحت حاكميت اراده الهي است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:32 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چرا براي مبارزه با بي حجابي آقايان فتوا صادر نمي كنند كه بي حجابي در حكم محاربه با امام زمان است تا جلوي بسياري از فسادها گرفته شود؟


 

» در مورد مشكل بدحجابى بايد گفت كه اين معضل در ايران ريشه در عوامل متعددي دارد که بايد آن عوامل را در جامعه مورد شناسايى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. بر اين اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسيم مى شود:


       الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هايى است كه به وجود آوردن اين پديده دخالت داشته و ناشى از عملكرد افراد يك جامعه و سيستم سياسى، اجتماعى و فرهنگى حاكم بر آن است. مهم ترين آنها عبارت است از:


       1. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است كه داراى قدرت اختيار مى باشد، يعنى، هم توانايى انتخاب راه درست و طى كردن مراتب كمال انسانى را دارد و هم توانايى پيروى از اميال و هواهاى نفسانى و طى كردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرمايد:«انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا»، (انسان، آيه 3).


       بر اين اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ كه بسيارى از احكام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبيين شده و جاى هيچگونه عذر و بهانه اى نيست ـ بعضى از احكام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد ناديده گرفته مى شود، به اين اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت ديگر يكى از مهم ترين عوامل بدحجابى در جامعه، پيروى از هواهاى نفسانى است كه خود ناشى از ضعف ايمان و تقوا،تزلزل شخصيت است و... مى باشد و در مظاهرى از قبيل تجمل گرايى، خودنمايى در مقابل بيگانگان و... نمود پيدا مى كند.


      در بسياري از موارد خودباختگي و تزلزل شخصيت و عدم اعتماد به نفس موجب تقليد و تظاهر به رفتارهاي ناصحيح ديگران مي گردد. بر اثر خودباختگي ملاک در کرامت و شايستگي اجتماعي را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم ديگران مي دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقيد به رعايت ارزش هاي الهي باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولياء مطرح خواهد بود، ليکن اين مسأله نياز به خودباوري و ايمان قوي و انگيزه هاي عالي و معرفت صحيح از حيات طيبه دارد. چنين انساني براي خود رسالتي عظيم را قايل است که به رفتارهاي او جهت مي دهد.


       يكى از راه هاي اصلاح جامعه از اين معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقويت ايمان و تقواى افراد جامعه و تقويت انگيزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحكام الهى و موازين و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن كريم مى فرمايد: «ان الله لا يغير ما بقومٍ حتى يغيروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغييرنمى دهد، مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند، (رعد، آيه 11).


      اين عامل دروني اختصاص به جامعه اي خاص يا پيروان دين مخصوصي ندارد اما در هر جامعه اي عوامل تشديد كننده يا كنترل كننده وجود دارد كه بايد پيشينه تاريخي و وضعيت فرهنگي را بررسي كرد. در خصوص جامعه ايراني به ريشه هاي تاريخي آن اشاره مي كنيم.


       2. ريشه هاى تاريخى اين مسأله كه به اقدامات رژيم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و كشف حجاب بر مى گردد، كه توانست بخشى از جامعه ما را دچار اين انحراف كند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت يك هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش اين معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زيادى كنترل شد؛ ولى به دلايل متعددى، رگه ها و ريشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغيير محيط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پيدا كرد.


       3. كوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى كشور در تثبيت ارزش ها و احكام اسلامى و تعميق بخشيدن به آن، از وسايل ديگر گسترش بدحجابى است.


       گفتنى است كه به علت وجود مشكلات ناشى از تثبيت انقلاب اسلامى، جنگ تحميلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سياسى و... باعث شد كه بيشترين وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به اين امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه كارها و برنامه هايى در جهت تثبيت و تعميق ارزش ها و احكام اسلامى مبذول نگردد.


       4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبيل سياست هاى پولى و ارزى و...) كه به منظور تسريع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغيير ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرك گرايى، تجمل پرستى و...گرديد.


       5. عملكرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخير) و ميدان دادن به افراد و عناصرى كه هيچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهيلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترويج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاكم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى كشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى كه مقام معظم رهبرى هشدارهاى شديد به مسئولين فرهنگى داده، نارضايتى خود را از عملكرد وزارت ارشاد اعلام نمودند كه در نهايت منجر به استعفاى وزير ارشاد گرديد.


       6. برخى از افراط و تفريط هايى كه در سالهاى اوليه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبيل استفاده روشهاى خشونت آميز و فيزيكى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبينى به اين حكم الهى گرديد.


       7. اجرا نشدن فريضه مهم امر به معروف و نهى از منكر يا نظارت ملى به صورت فراگير و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه، كه در روايات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.


       ب) عوامل بيرونى: مهمترين عامل بيرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هويت نمودن نسل جوان، تضعيف باورهاى عقيدتى در مردم و در نهايت شكست نظام اسلامى در ايران با استفاده از پيشرفته ترين وسايل تكنولوژى علم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاكم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب.


       مجموعه عوامل فوق سبب گرديده كه متأسفانه عليرغم گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با اين پديده زشت دو راه كار قابل پيش بينى مى باشد:


       1. راه كارهاى فيزيكى و برخورد از موضع قدرت با متخلفين البته اين برخورد بايد حساب شده و هنجارمند باشد.


       2. كار بنيادى فرهنگى. مسلما برخورد با اين پديده به صورت فيزيكى و از طريق دستگاه هاى دولتى، بسيار دشوار و تا حدّى ناممكن است. زيرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهيم از طريق زور وارد شويم، استدلال و منطق نداشته باشيم و نتوانيم حقانيت ولزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فوايد و بركات اجراى اين فريضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با كار فرهنگى مستمر عميق و ريشه اى با استفاده از دستگاه هاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زيباترين و بهترين صورت، ارائه دليل و برهان، ثابت كنيم، متأسفانه بايد منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلاميمان باشيم. عامل مهم ديگرى كه مى تواند ما را در مقابله با اين معضل اجتماعى يارى نمايد اهتمام جدى جامعه و دانشجويان به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر است. بديهى است اگر جامعه در اين زمينه به صورت جدى وارد عمل شود و اين فريضه الهى را منطبق با شرايط و مراتبى كه در شرع مقدس معين گرديده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراكز موجود در دانشگاه ها نيز بهتر مى توانند در حل اين معضل اجتماعى اقدام نمايند و ضمن تشويق و ترغيب دانشجويان به انجام شؤونات اسلامى، راه كارها و اقدامات بنيادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بين دانشجويان فراهم سازند. به اميد روزى كه با همكارى مسؤولين و دانشجويان شاهد محيطى سرشار از پاكىو صفا و اهتمام جدى به رعايت ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها باشيم، ان شاءالله.


      ناگفته نماند بسياري از ناهنجارهاي اجتماعي از جمله بدحجابي به بي ساماني اقتصادي نيز گره خورده است، معضل بيکاري، تورم و... مولد بسياري از مفاسد اجتماعي هستند که ظهور و بروز آن در شکل هاي مختلف صورت مي پذيرد. از اين رو نظام اسلامي و همه علاقه مندان به اين نظام مقدس بايد در جهت کارآمدي نظام و حل معضلات اقتصادي و اجتماعي تلاش جدي انجام دهند. فرمايشات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در زمينه مبارزه با مفاسد اقتصادي و اجتماعي به شکل قاطع و نيز نهضت خدمت رساني به مردم، در اين راستا ارزيابي مي شود.


      براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1ـ حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى


       2. فرامرز رفيع پور، توسعه و تضاد


       3. على ذوعلم، انقلاب و ارزشها


       4. شهيد مطهرى، مسأله حجاب

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:33 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چرا علماي بزرگ در كتاب هاي خود از امام زمان(عج) به يك صورت سخن نرانده اند يكي مي گويد امام زمان(عج) خيلي از مردم را مي كشد يكي مي گويد 7 نفر را مي كشد و ... چرا چنين است؟


 

» علماي بزرگ ما در كتب خود نگفته اند كه حضرت مهدي (عج) خيلي از مردم را مي كشد يا هفت نفر را مي كشد، بلكه آنچه در كتب علماي ما و روايات ما آمده است دو مطلب است.


      1 - قبل از ظهور حضرت ظلم و ستم بر جهان غالب مي شود و ظالمين و حاكمان زورگو بسياري از مردم را به قتل مي رسانند در اين هنگام حضرت ظهور مي كند اما نه اينكه اين قتل ها را حضرت انجام داده باشد. امام صادق عليه السلام مي فرمايد قبل از قيام قائم دو مرگ وجود دارد؛ مرگ سرخ و مرگ سفيد تا اينكه از هر هفت نفر پنج نفر مي ميرند و مرگ سرخ، كشته شدن است و مرگ سفيد بيماري طاعون است. (1)


      و در روايت ديگري مي فرمايند حضرت خروج نمي كنند تا اينكه يك ثلث از مردم كشته شوند و ثلث ديگر از دنيا بروند و ثلث ديگر باقي بمانند(2).


      بنابراين آنچه علما و روايات ذكر كرده اند مربوط به قتل هايي است كه قبل از قيام حضرت توسط ظالمين واقع مي شود از قبيل جنگ جهاني دوم،‌ جنگ ايران و عراق و جنگ هايي كه دجال و سفياني و ديگر ظالمان انجام مي دهند و شيوع بيماري هاي مرموز يا جنگ‌هاي ميكروبي يا اتمي و ...


      2 - مطلب دوم اينكه خود حضرت در ابتداي ظهور سيره و روش خود را معرفي نموده و مي فرمايد: انا بقيه الله في ارضه و المنتقم من اعدائه؛ من بقية الله هستم و از دشمنان خدا انتقام مي گيرم.(3)


      بنابراين شمشير و اسلحه حضرت متوجه به ظالمين و ستمگران خون ريز است و نسبت به عموم مردم با رأفت و رحمت اسلامي برخورد مي كنند و همين طور كه پيامبر اكرم(ص) كه هم نام با حضرت است رحمه للعالمين بود حضرت بقيه الله هم رحمه للعالمين است.


      حضرت حتي بر دشمنان هم اگر مستحق قصاص نباشند ايمان را عرضه مي كند، پس اگر ايمان بياورند يا حاضر شوند در كنار مسلمانان زندگي مسالمت آميز داشته باشند، آنها را رها مي كند. چنانچه امام صادق (ع) در اين رابطه مي‌فرمايند:


       هر گاه قائم ما قيام كند ايمان را بر هر ناصبي ( دشمن اهل بيت پيامبر)


      عرضه مي‌كند، پس اگر او ايمان بياورد، پس با او كاري ندارد و اگر ايمان نياورد و حاضر شود جزيه (ماليات مخصوص) پرداخت كند او را رها مي كند و اگر حاضر نشود زندگي مسالمت آميز با مسلمانان داشته باشد و ماليات پرداخت نكند و اسلام انتخاب نكند او را به قتل مي رساند.(4)


      بنابراين آنچه در سؤال به علماي بزرگ نسبت داده شده صحيح نيست و آن دو مطلبي كه ذكر شد صحيح است.
      -------------------
      پي‌نوشت‌ها:
      1. معجم الملاحم والفتن، ج 4، ص 291، دهسرخي.
      2. همان، ص 75.
      3. همان، ج 4، ص 288.
      4. موسوعة الامام الصادق(ع)، ج 10، ص 809، قزويني.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:33 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آيا اين مطلب كه دارندگان آلات موسيقي در آينده از مخالفان حضرت مهدي»عج«هستند صحت دارد؟

 

 روايتى به اين مضمون كه دارندگان آلات موسيقى از مخالفان حضرت مهدى(عج) خواهند بود نيافتيم. تنها در برخى از روايات آمده است از جمله كارهاى ناپسندى كه در آخرالزمان رايج مى‏ شود نواختن موسيقى مى‏ باشد. در مورد خصوصيات ظهور امام زمان(عج) و علائم ظهور آن حضرت كتاب‏هاى
      متعددى نوشته شده از جمله:
      1- عصر ظهور، كورانى
      2- روزگار رهايى، كامل سليمان

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:33 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

از وقتي كه يادم مي آيد عاشق امام زمان(عج) بوده ام و هستم و از آن موقع تاوقتي كه به دانشگاه رفتم هر جمعه دعاي ندبه مي خواندم با الآن كه وارد دانشگاه شدم اما الآن اين عشق در من كم رنگ شده است و من بسيار ناراحت هستم و احساس مي كنم بسياري از معنويات در من كم رنگ شده است؟


 

» دانشجوي عزيز و مؤمن! روح انسان داراي حالات مختلف و نشيب و فرازهاي فراواني است. گاه اقبال و ميل و توجه انسان به عبادات فراوان و شديد است و گاه اين ميل كمتر و كم رنگ مي گردد. هر چند كم شدن ميل به عبادت و دعا و معنويات معلول عوامل متعددي است كه به برخي اشاره مي كنيم ولي گاهي اوقات حالت قبض و گرفتگي و بي رغبتي به عبادات براي اين است كه انسان قدر و لذت زمان اقبال و توجه و ميلش به عبادت را بهتر درك كند و متوجه گردد چه نعمتي داشته و ارزش آن را نمي دانسته است.

 يعني صفات جلال و جمال الهي انسان رادر ميان امواج قبض و بسط قرار مي دهند تا انسان در اين كشمكش ها رشد يابد و مسير تكامل را بپيمايد.

 آن چه در اين ميان مهم و قابل توجه است اين است كه رابطه انسان با خداوند و اولياي پاك او گسسته نگردد و اين ارتباط هر چند كم رنگ همواره برقرار باشد:


      گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد


      همين نگراني و ناراحتي شما گواه است كه اين ارتباط و توجه در شما به فضل الهي وجود دارد و ترس از بريده شدن اين رابطه و احساس خسران و زيان از دوري از معنويات و پيشوايان الهي شما را وادار به نوشتن نامه و طرح اين پرسش كرده است.


      براي ادامه ارتباط با كسي بايد اهميت و ارزش آن را درك كرد و از آثار و فوايد و بركات آن آگاه بود. معرفت نسبت به خداوند و امامان معصوم(ع) و به ويژه امام زمان(عج) و پي بردن به ارزش اين ارتباط و آثار آن در دنيا و آخرت رسيدن به سعادت واقعي بايد تقويت اين ارتباط و ادامه آن مي گردد.

 بايد با مطالعه پي گير و عميق و استفاده از منابع اصيل و به ويژه كتاب هاي استاد شهيد مطهري و ساير علماي بزرگ و فرهيخته خداوند و اولياي او را عميق تر بشناسيم و با كمال و صفات عالي و فضايل آنها به خوبي آشنا شويم تا نياز به اين ارتباط و ضرورت آن را كه از نياز به آب و هوا و غذا اساسي تر و ضروري تر است را كاملا درك نماييم.


      نكته قابل توجه اين است كه معمولا اين زمينه در انسان فطرتا وجود دارد و ميل و رغبت به كشش به سوي معنويات و پاكي در آنها فطري است ولي موانع خارجي مثل توجه بيش از حد به دنيا و تعلقات مادي و غرق شدن در انكار دنيوي و مادي باعث پوشيده شدن اين فطرت خداجو مي گردد و نتيجه آن غفلت و دوري از معنويات مي گردد.


      در پايان توصيه هاي زير را كه در بهبود اين ارتباط و تقويت آن مفيد است يادآور مي شويم:


      1. ارتباط با دوستان مساعد و صالح و شايسته و همفكر.


      2. ارتباط پي گير با مجالس مذهبي و شركت در مراسم مذهبي و روحاني.


      3. برنامه منظم و دقيق براي امور معنوي مثل تلاوت قرآن و دعا.


      4. دوري كردن از مجالس گناه و قطع رابطه و يا كم كردن آن با افراد غير صالح.


      5. خواندن دعاهاي مربوط به امام زمان(عج) و زياد به ياد آن حضرت بودن كه زيادي ياد، محبت محبوب را در دل انسان زياد مي كند.


      6. مراقبت از اعمال و كردار و افكار و محاسبه آنها هنگام خوابيدن.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:34 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آيا ادعاى اينكه امام زمان صورت وجودى خداست درست است؟


 

» مقدمه اول: خداوند را ذاتى است و اسماء و صفاتى و ما بخاطر محدوديت وجودى از شناخت ذات حضرت حق محروميم ولى از طريق اسماء و صفات در حدّ قابليت خويش و بهره وجودى مان خدا را مى شناسيم. در قالب يك مثال براى ما امكان شناخت ذات و حقيقت افراد ميسّر نيست بلكه ما آنها را از طريق افعال و حالات و اوصافشان مى شناسيم چرا كه ذات آدمى امرى مجرّد و برهنه از ماديّت است و از طريق امور محسوس خارجى نمى توان امر مجرد (نَفْس) را شناخت بلكه بايد با علم حضورى به روح و نفس معرفت حاصل نمود.

آنچنانكه هر كس به خويشتن علم حضورى دارد.

مقدمه دوم: همه موجودات عالم امكان آيات و نشانه هاى حضرت حق اند. كه هيچ هوّيتى از خود ندارند جز اينكه دلالت كننده بر آن وجود مطلق (خداوند) مى باشند. و هر كس به قدر وسعت وجودى اش نشانگر اسماء و صفات خداى سبحان است و در آئينه وجود هر موجودى مى توان جلال و جمال حضرت معبود را مشاهده نمود.

(هر كه را حُسنى بود آئينه دار روى اوست) اما بعضى موجودات آيت و نشانه بودن شان بسيار محدود و ضعيف و بعضى ديگر بسيار وسيع و شديد و حضرات معصومين(ع) چون واسطه فيض اند و رابطه بين عالم غيب و شهود. و به مضمون زيارت جامعه كبيره: (سلام بر شما اى خاندان نبوت حجت هاى خدا بر اهل دنيا و آخرت... خداوند شما را به جانشينى خود در زمين پسنديد... بواسطه شما خداوند هستى را آغاز نمود... شما نشانه هاى خدائيد بر بندگانش و نشانه هاى خدا با شماست...) و لذا آئينه تمام نماى اسماء و صفات حضرت حق اند.

 همانگونه كه ما در آئينه صورت اشياء را مى بينيم. و صورت در اين مثال نمايش و جلوه اشياء است. در آئينه وجود انسان كامل مى توان حضرت حق را مشاهده نمود. و منظور از مشاهده حضرت حق رؤيت حسى و بصرى نيست چرا كه پروردگار نه محسوس است و نه مركب. بلكه غرض اينست كه انسان كامل (معصوم)جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است آنهم به كامل ترين وجه از اين رو در هيچ آئينه و مرآتى بهتر از مرآت انسان كامل نمى توان حق را مشاهده كرد. از اين رو امام على(ع) فرمود:

 براى خداوند هيچ آيت و نشانه اى بزرگتر از من نيست. (ر.ك: نورالثقلين 5/491/5) چون حضرات معصومين(ع) نور واحداند كُلُّهم نورٌ واحد) اين حكم حضرت امير(ع) نسبت به بقيه معصومين نيز جارى است و لذا وجود تابناك و مقدس حضرت صاحب الزمان(عج) عظيم ترين آيت و نشانه پروردگار است. و اسماء و صفات خداوند را به بهترين صورت مى توان در مرآت وجودى حضرت ولى عصر(عج) مشاهده نمود. به عبارت ديگر عالى ترين و تابناك ترين جلوه و ظهور حضرت حق در آئينه انسان كامل (معصوم) محقق مى گردد. نكته حائز اهميت در اين زمينه اينست كه به هيچ وجه نبايد از لفظ صورت معناى هيئت، شكل، قيافه و يا فعليت را منظور داشت چرا كه اين معانى با اطلاق و وجوب وجودى پروردگار سازگار نمى باشد.


 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

شنبه 19 اردیبهشت 1394  1:34 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

منظور از کشته شدن شيطان به دست آن حضرت امام زمان (عج) چيست؟


 

» در قرآن مجيد از شيطان نقل مي كند كه پس از اين كه - به دليل عدم سجده بر انسان و تمرد از دستور الهي - رانده شد به خداوند عرض كرد: «قال رب فانظرني الي يوم يبعثون؛ شيطان گفت: پروردگارا مرا تا روزي كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده» (حجر، آيه 36).


      شيطان در اين درخواست دو مطلب از خداوند متعال خواسته است:


      1. به او مهلت داده شود.


      2. اين مهلت تا قيامت و روز مبعوث شدن بندگان ادامه داشته باشد.


      پاسخ حضرت حق تعالي به درخواست او چنين است: «قال فانك من المنظرين، الي يوم الوقت المعلوم؛ فرمود: تو از مهلت يافتگاني، تا روز و وقت معلوم» (حجر، آيه 37 و 38).


      يعني خداوند متعال به او مهلت داده است و درخواست اولي او را اجابت كرده است. اما درخواست دوم او را كه خواسته بود تا روز قيامت مهلت داشته باشد اجابت نشده است بلكه تا روز و وقت معلوم به او مهلت داده شده است.


      اما پرسش اين است كه وقت معلوم چه زماني است؟


      در بحارالانوار، ج 60، ص 221 از امام صادق(ع) روايتي دارد كه «ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابليس در آيه مذكور آمده است پرسش مي كند كه اين روز چه روز و زماني است؟ امام مي فرمايند: اي وهب آيا تصور مي كني كه آن روز، زماني است كه خدا در آن روز مردم را مبعوث مي كند (اين چنين نيست) بلكه خداوند ابليس را تا روز قيام قائم ما مهلت مي دهد. در آن زمان، حضرت ابليس را محكم مي گيرند، گردن او را مي زند و آن روز زمان معلوم است».


      هدف اصلي انسان، سعادت است و سعادت در جامعه بشري با حكومت حضرت مهدي(عج) حاصل مي شود كه در آن زمان زمين پر از عدل و داد مي شود و خبري از كفر و ظلم نيست. در آن زمان قلب ها از وسوسه هاي شيطاني پاك مي شود و فساد نابود مي گردد. در اين روز ابليس - رئيس شيطان ها - كه كاري جز وسوسه و به انحراف كشاندن جامعه بشري ندارد به عنوان اصل فساد گردن زده مي شود. پس منظور از كشته شدن ابليس و شيطان به دست حضرت، به قتل رساندن شخص شيطان و پايان مهلتي است كه به شيطان داده شده بود.

البته قتل شيطان و ابليس به معناي از بين رفتن همه شياطين - به ويژه انسان هاي شيطان صفت نيست.

زيرا تكليف برقرار است و تكليف دائرمدار اختيار خير و شر است و برخي انسان ها هستند كه نقش شيطان را بر عهده دارند. ضمن اين كه نفس اماره نيز است. اما رئيس شيطان ها - ابليس - كه نقش اساسي براي انحراف و گناه دارد از بين مي رود.


      براي آگاهي بيشتر ر.ك: تفسير الميزان، ج 14، ص 169 - 167 ذيل آيه 38 سوره مباركه حجر و ص 184 ذيل بحث روايت از آيه مذكور مراجعه شود.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  1:29 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا امامان هم جز 313 نفر ياران امام زمان(عج) هستند؟


 

» بنابر آنچه از روايات بدست مي آيد اين 313 تن از نخستين گروندگان به حضرت هستند كه در انتظار ظهور بوده اند و بر اساس روايات در واقع اين گروه از فرماندهان و ياران اصلي امام هستند لذا از اين گروه در روايات به «نقباء» «خواص» و «ذخر الله» (ذخيره الهي) تعبير شده است. حتي در بعضي از روايات آمده كه 50 تن از اين افراد از بانوان مي باشد.


      با استفاده از روايات، ائمه(ع) جزء اين 313 تن نيستند لذا در روايات در بحث ديگري از رجعت ائمه سخن مي گويند كه البته در اينكه آيا همه ائمه(ع) رجعت مي كنند يا بعضي از آنها، آنچه از روايات بدست مي آيد رجعت اميرالمؤمنين(ع) و امام حسين(ع) است.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  1:29 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 چرا در موقع سلام به امام زمان(عج)،دست خود را برروي سر مي گيريم؟


 

» به هنگام يادآورى وجود مبارك حضرت و ذكر و ياد او و دعاى براى آن حضرت اين عمل براى ابراز احترام و بزرگداشت انجام مى گيرد و نقل شده است كه در حضور امام رضا(ع) اسم مبارك امام زمان(ع) برده شد، آن حضرت براى احترام برخاستند و دست بر سر نهادند.

 ضمن آن كه اين عمل مستلزم اعلام تذلل و احتياج شديد و استغاثه به آن حضرت است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  1:30 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 علت نهي در بردن نام امام زمان (عج )مربوط به عصر خاصي است يا زمان حاضر را نيز شامل مي شود؟


 

» از مجموع رواياتى كه در رابطه با حرمت، بردن نام حضرت مهدى(ع) از معصومين(ع) نقل شده استفاده مى شود كه نهى از ذكر نام آن حضرت و تأكيدى كه در اين مورد شده است مربوط به همان زمان غيبت صغرى و ايام بعد از ولادت امام تا آغاز غيبت كبرى بوده كه هم امام حسن عسكرى(ع) و هم خود آن حضرت سعى بليغ داشتند كه حتى شيعيان نيز از ولادت و محل و چگونگى زندگى حضرت مطلع نگردند.

 زيرا مى دانستند خليفه وقت كاملاً مراقب است كه امام دوازدهم شيعيان بوجود نيايد، مبادا حكومت هاى جابر را سرنگون كند و بساط عدل را در جهان بگستراند. اما در دوران بعد مانند عصر ما، هيچگونه حكمتى در منع از ذكر نام آن حضرت به نظر نمى رسد، (كتاب مهدى موعود، ص 236).


      در سؤالى كه در اين رابطه از بعضى فقهاء موجود شده است فرموده اند: ظاهرا حكم (حرمت) مخصوص زمان تقيّه بوده است و احتياط در زمان حاضر اين است كه با القاب نام آن حضرت برده شود.


      البته بنا بر نظر برخي محققان مانند آيت الله معرفت اسمي که ذکر آن ممنوع شد -ا ح م د - است زيرا در انجيل بشارت به بعثت پيامبري احمد شده است و لذا اگر شيعيان اين وصف حضرت حجت(عج) را به کار ببرند چه بسا دست آويز مسيحيان شود که پيامبر آخر الزمان هنوز مبعوث نشده است.


      در زمان حاضر بردن نام مخصوص آن حضرت كراهت دارد(طبق سؤال از دفتر آيت الله بهجت)

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  1:31 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

خوف از مرگ و عدم شناخت امام زمان(عج)ذهنم را مشغول كرده چه كنم؟


 

» يكى از صفات برجسته مؤمن، خوف و رجاء (بيم و اميد) است. روايات زيادى وجود اين دو خصيصه را تحسين كرده و آن را از نشانه هاى ايمان شمرده اند.

 البته آنچه كه ممدوح و پسنديده است وجود هر دو قسمت به يك مقدار و اندازه است، طورى كه هر كدام را بر كفه ترازويى بگذارند با هم مساوى مى شود، اين گونه خوف مربوط به خصلتى مى شود كه كمال محسوب مى شود مانند خوف از خداوند، خوف از معصيت، خوف از جهنم و...، در مقابل خوف ناپسند نيز داريم كه از جمله آنها خوف از مرگ است، با توجه به اين كه از مرگ فرارى نيست و به قول قرآن مجيد مرگ تمام افراد بشر را درك خواهد كرد هر چند در برج هاى بلند و قلعه هاى دست نيافتنى باشند.

 خوف از مرگ دلايل مفصلى دارد كه در اينجا نمى گنجد ولى مهمترين آن آماده نشدن انسان براى رويارويى با خداوند متعال و عرضه اعمال خود به درگاه الهى است، اگر شخصى ارتباط قلبى خود را با خداوند تقويت كرده و موانع ديدار و لقاء (گناهان، صفات ناپسند اخلاقى، اعتقادات نادرست) را از ميان بردارد، بالطبع به مرگ به چشم يك مجرايى كه از آن مى توان به ديدار يار رسيد خواهد نگريست، رواياتى كه دلالت بر راحت شدن و خلاص شدن انسان توسط مرگ دارد بدين معنى توجيه مى شود، هر قدر آمادگى انسان بالا رود به مرگ خود به چشم نردبانى براى ترقى خواهد نگريست چرا كه اگر نواقصى در روح خود داشته باشد در عالم برزخ مسير تكامل را پيموده و موقع قيامت با رويى باز، پيشانى بلند و پرونده اى سفيد به ديدار خداوند خواهد رفت، حال اگر ترس از مرگ به خاطر از دست رفتن فرصت ها و عدم شناخت خداوند و امام زمان بوده باشد، شايد بتوان گفت كه چندان هم ناپسند نيست هر چند كه راهش خوف و ترس از مرگ نيست، بلكه آنچه كه بايد مورد علاج و درمان واقع شود شناخت و معرفت قلبى نسبت به خداوند و ائمه اطهار(ع) است:

 اولاً آنچه كه ملاك بندگى است ملاقات امام زمان(ع) نيست بلكه معرفت مقام نورانيت امام(ع) كه همان معرفت خداوند است مى باشد حال اگر ملاقاتى دست داد زهى سعادت! و تنها راه معرفت نيز انجام دادن لوازم بندگى و عبوديت از قبيل ترك محرمات و مكروهات، انجام واجبات و مستحبات، آراسته شدن به اخلاق نيكو و پسنديده (همانند حسن خلق، زهد، قناعت، سخاوت، اخلاص، حلم، حفظ زبان، صدق، خيرخواهى و...) و پيراسته شدن از خصايص شيطانى و ناپسند (همانند حسد، غضب، سوء خلق، دنيا دوستى، عجب و تكبر، كينه، بخل، مكر و...) و تصحيح اعتقادات از طريق استدلال و تفكر مى باشد، ما به هر شغل و امرى در اين دنيا اشتغال داريم نبايد از انجام اين امور غافل شويم وگرنه ترس از مرگ ما را راحت نخواهد گذاشت و مشكلات اخروى آن بسيار بيش از گرفتارى هاى دنيوى آن است ولى در اثر عمل به توصيه هاى فوق ترس از مرگ زايل شده و نور معرفت در قلب شخص پديدار شده آرام آرام به شوق و عشق و محبت الهى تبديل خواهد شد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 20 اردیبهشت 1394  1:31 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

ابزار دفاع امام زمان(عج) هنگام ظهورچيست؟


 

» سؤالاتى كه درباره ابزار دفاعى آن حضرت قابل طرح است عبارتند از:


       1- آيا ابزار دفاعى آن حضرت سلاح سردى چون شمشير خواهد بود يا نه؟


       2- مفاد روايات اسلامى كدام نظريه را تأييد مى كند؟


       3- آيا تكامل صنعتى و ماشينى در آن روزگار از بين خواهد رفت يا نه؟

 مى گوييم براى يافتن پاسخ اين سؤالها هم از منابع حديث و هم از دلايل عقلى مى توان كمك گرفت اما به نظر عقل: هيچ دليلى وجود ندارد كه با جهش جامعه انسانى به سوى حق و عدالت ترقى جامعه متوقف گردد.

افزون بر آن يكى از پايه هاى استقرار حكومت واحد جهانى به هم پيوستگى دنيا از نظر وسايل ارتباطى است و اين موضوع بدون تكامل صنعتى ممكن نيست. پس بعيد نيست بگوييم همان گونه كه قلم كنايه از علم و فرهنگ است. شمشير هم كنايه از قدرت و نيروى نظامى مى باشد.


       از همين جا مى توانيم به اين سخن اعتراف كنيم كه نمى توانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادى يا روانى بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم. همين اندازه اجمالاً مى توانيم بگوييم يك سلاح برتر خواهد بود. هم چنان كه مى دانيم آن سلاح سلاحى نيست كه گناهكار و بى گناه را با هم نابود كند. و اما به نظر احاديث:

 احاديثى كه نقل شده، به نوبه خود هر كدام تكامل علوم را در ابعادى مختلف براى انسان گوشزد مى كنند. از باب نمونه در كتاب منتخب الاثر عناوين ذيل را مشاهده مى كنيم كه همگى بر پيشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مى كنند:


       1- باب سوم در اين كه زمين، كنوز و معادن خود را اظهار مى كند. در اين باره ده حديث است. از باب نمونه: موسى بن جعفر(ع) فرمود: براى آن حضرت گنجينه هاى زمين ظاهر مى شود و هر امر دورى براى ايشان نزديك مى گردد.


       2- باب چهارم: در اين كه بركات سماوى و ارضى و غير اين دو ظاهر مى شوند ودر آن 12 حديث است. از باب مثال: پيامبر(ص) فرمود: در زمان آخر امتم مهدى خروج مى كند و حال آن كه باران او را سيراب و زمين نباتاتش را بر وى عرضه مى كند.


       3- باب يازدهم در اين كه زمين در دولت وى عمران مى يابد. در اين زمينه 5 حديث وارد شده است. از آن جمله: حضرت فرمود: روى زمين خرابى باقى نمى ماند مگر اين كه مهدى آن را آباد مى كند.


       4- باب دوازدهم در اين كه امور در عصر ايشان تسهيل پيدا كرده و عقول مردم هم تكامل پيدا مى كند و در آن 7 حديث نقل شده است. از باب نمونه امام صادق(ع) فرمود: در زمان قائم آل محمد(ص) مؤمنى كه در مشرق است برادر خود را كه در مغرب است مى بيند. همين طور مؤمنى كه در مغرب است برادر خود را كه در مشرق است، مشاهده مى كند.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

جمعه 1 خرداد 1394  2:49 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها