0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آیا امام زمان«علیه السلام» می تواند دریک زمان در چند جای مختلف حضور یابد؟ اگر به چطور؟ و آیا وجه مشترکی بین او و بین خداوند وجود ندارد؟


 

» امام زمان«علیه السلام» دارای قدرتی است از جانب خدا که براساس آن میتواند به طور سریع در جاهای مختلف حضور یابد و این با توجّه ولایتی که امام از جانب خداوند بر جهان دارد چیزی نیست و این مطلب گذشته از اینکه امکان پذیر است برای افراد برگزیده ای حتّی غیر از امام زمان«علیه السلام» نیز تحقیق یافته که با طیالارض از جایی به محل دوردستی نقل مکان میکردند.


و اگر از طرف خداوند قدرت گسترده ای داشته باشد لازمه اش این نیست که نعوذباللَّه با خدا شریک شود زیرا امام هیچ چیز ندارد جز از ناحیه ی خدا و امام ذاتاً نیازمند و محتاج است و هر چه دارد از خداست گذشته از اینکه خداوند یک هستی مطلق و غیر محدود است و احاطه به همه زمانها و مکانها دارد و امام چنین نیست از این رو میگوئیم امام در مکانی حاضر می شود نه اینکه همواره حاضر است.


نکته ای که در این زمینه توجّه به آن لازم است این است که آن حضرت با وجود فقر ذاتی که یادآوری شد از ناحیه خداوند کمالات وجودی گسترده ای به او افاضه شده است که بر اساس آن به اذن خدا میتواند در آفرینش تصرّف کند و این که بتواند در دقائقی در چند نقطه دور دست در جهان حضور یابد در جنب قدرت وی چیزی نیست.

دوشنبه 18 اسفند 1393  12:10 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh f3080h517
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا نظام جهان و خورشيد و ماه به دست خدا است پس چرا اگر امام زمان نباشد وضع جهان به هم مى خورد؟


 

» براساس ادله ى عقلى و نقلى جز خداوند متعال مدبرى در جهان آفرينش وجود ندارد و تنها خداوند متعال به كار تدبير اين جهان مى پردازد و در صورتى كه ما براى جهان مدبر ديگرى جز خدا تصور كنيم اين شرك است و خرد آن را انكار مى كند.


      ولى پوشيده نماند كه اعتقاد به اين حقيقت مذكور منافات ندارد كه خداوند متعال در كار تدبير جهان علل و اسباب و عواملى را مؤثر قرار داده باشد مانند اينكه مسئله قبض ارواح و گرفتن جانها كار خداست و به وسيله فرشتگان و فرشته بزرگترى بنام عزرائيل صورت مى گيرد و يا مسئله تقسيم ارزاق كار خداست ولى به وسيله فرشتگان و ميكائيل انجام مى شود و اين بدان معنى نيست كه خداوند اين ها را به كار گماشته و خودش كنار نشسته باشد.

 بلكه هستى تمام اين فرشتگان و تمام عوامل مؤثّر در هر لحظه از آن خدا است و بر اين اساس كارى كه اين واسطه ها انجام مى دهند حقيقتاً به خداوند نسبت داده مى شود.


      بنابراين اگر خداوند وجود امامان را در نظام آسمان ها مؤثر داده باشد چنانكه از بسيارى روايات و جملات دعاها استفاده مى گردد بدين معنى نيست كه آنها شريك خدا باشند و يا خداوند از تأثير بر كنار باشد بلكه تأثير آنها و نگهدارى آنها همان نگهدارى خداست بدان لحاظ كه آنان استقلالى از خويشتن ندارند و هستى و بقاء هستى آنان تمام از خدا است.
       

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 18 اسفند 1393  12:10 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

در يكي از دعاهاي امام عصر آمده : السلام عليك يا باب الله و ديان دينه در اين باره بفرماييد: كلمه باب الله به چه معني است؟ امام زمان عليه السلام باب خدا است؟ مگر خدا خانه محسوس دارد و او در آناست؟! ديان داراي چه معني است؟چرا به امام مهدي به عبارت ديان دين خدا سلام مى كنيم؟ زيرا مي دانيم در لغت ديان ازنام هاى خدا است و به معناى قهار است /توضيح بفرماييد.


 

» باب به معناي در و يا درگاه مي باشد، باب و يا درگاه وسيله و راه ارتباط بين بيرون و درون هر چيزي است اختصاصي هم به خانه، كارخانه و شهر و يا چيزهائي از اين قبيل ندارد درب هر چيزي مناسب با همان چيز است، همان گونه گه خانه هاي داراي درب مي باشند و راه ورودي و خروجي و دست يابي به خانه ها و يا هر چيز ديگري درب آنها مي باشد.


      انبياء و اوصياي الهي درگاه و باب به سوي خداوند هستند براي رسيدن خلق به خداوند و از سوي ديگر فيض هائي كه از خداوند به خلق مي رسد از طريق آنان به خلق مي رسد به همين جهت آنان درگاه خداوند هستند براي رسيدن خلق به خداوند و رسانيدن آنچه خداوند مي خواهد به مردم برساند به آنان.

از آنجا كه بين همگان و خداوند مناسبت وجود ندارد به همين جهت آيات و مظاهر خداوند ابواب خداوند و يا به ديگر تعبيرها كه در روايات و ادعيه آمده وجه خداوند، طريق به سوي خداوند و يا سبب متصل بين خلق و خداوند مي باشند، و به جهت تقريب مطلب شايد بتوان مثال روح و بدن را زد، بدن باب براي ارتباط با روح است.

 كساني كه با روح شخص مي خواهند ارتباط برقرار كنند بايد از طريق بدن او ارتباط برقرار كنند، از سوي ديگر روح خواسته هاي خودش را از راه بدن به ديگران منتقل مي كند.


      ديان به معناي قهار، حاكم، قاضي، سائس، محاسب، جزا دهنده و كسي كه خداوند را به دين حق مي پرستد آمده است.
      بنابراين ديان در اين زيارت مي تواند به معناي حاكم دين الهي، متكفل امور دين، جزا دهنده و يا متعبد به دين الهي مي باشد و تمام اين معاني بر امام زمان(عج) صادق است.

دوشنبه 18 اسفند 1393  12:11 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

سجده‌ی امام زمان (عج) در هنگام ولادت چگونه ممکن است؟

شرح پرسش:

چطور حضرت مهدی علیه السلام، به محض این‌که به دنیا آمدند، سجده کردند و قرآن خواندند، در حالی‌که این مسأله برای هیچ‌کدام از ائمه‌ی دیگر اتّفاق نیفتاده است؟!

پاسخ:

برای پاسخ‌گویی به این سؤال باید اوّلاً سؤال را موشکافی نمود. سؤال کننده علّت عدم باور سجده‌ی امام عصر علیه السلام را نبودن این عمل به عنوان سنّت در بین آباء گرامی ایشان بیان کرده است.
اما اگر این فرد حتّی با نداشتن اعتقاد به امامت، به قدرت خداو

ندی اعتقاد داشته باشد می‌تواند این نکته را برای خود استنتاج نماید که اگر خداوند بخواهد امری غریب و غیرمعمول اتّفاق بیفتد اتّفاق افتادن آن حتمی است چون او قادر متعال است و بر هر امری توانا.
مگر نه این‌که خداوند آتش سوزان را برای جناب ابراهیم گلستان نمود و یا مگر خداوند در میان رود نیل راهی برای موسی و پیروانش ایجاد ننمود. و از تمامی این مثال‌ها بارزتر ماجرای سخن گفتن جناب عیسی بن مریم است که در آن مقطع سنی به اذن خداوند شروع به سخن گفتن نمود، این هماهنگی قطره‌ای از دریای بی‌کران قدرت لایتناهی خداوندی است که فرد سؤال کننده از آن غافل است.
با داشتن این موارد می‌توان به این نکته اشاره کرد که افتادن این اتّفاق در ولادت موفور السرور حضرت مهدی علیه السلام با اعتقاد به قدرت خداوند امری سهل است.
امّا نکته‌ی دیگر که برای سؤل کننده بسیار مهم است نبودن این عمل در زمان ولادت دیگر اهل بیت علیهم السلام است.
لازم به ذکر است که دیگر ائمه‌ی هدی علیهم السلام نیز در هنگام ولادت سجده نموده و شهادتین را به زبان جاری ساخته‌اند. برای نمونه می‌شود به ماجرای ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام و سجده‌ی ایشان اشاره کرد که جناب شاذان بن جبرئیل در الفضائل خود از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله حدیثی را روایت می‌نماید که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به سجود امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره می‌نماید و ابن شهر آشوب نیز در مناقب جلد 3 به سجده‌ی حضرت امیر علیه السلام اشاره نموده و باز هم می‌توان به سجده و شهادتین امام جواد علیه السلام اشاره کرد که شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال از جلاء العیون مجلسی و مناقب شهرآشوب روایت نموده است.
حال در نتیجه‌ی کلام باید این نکته را بیان نماییم که سجده‌ی جناب خاتم الاوصیاء علیه الصلوة و السلام طبق صریح تمامی کتب شیعه صحیح است و این عمل در ولادت دیگر ائمه علیهم صلوات الله نیز به وقوع پیوسته است.
منبع: www.mahdishenakht.com

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 23 اسفند 1393  9:09 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

حدیث «المهدی طاووس اهل الجنة» با احادیثی که در مذمت طاووس است، تعارض دارد!

شرح پرسش:

آیا این حدیث پیامبر که فرمود: "المهدی طاووس اهل الجنة" با احادیثی که در مذمت طاووس است، قابل جمع است؟

پاسخ اجمالی:
در باب ذکر فضائل حضرت مهدی روایات زیادی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است. از آن جمله این حدیث: «المهدی طاووس اهل الجنة» است که در کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده است و از نظر محتوا هم مشکلی ندارد؛ چرا که در آموزه های دینی ما طاووس به زیبایی و شگفتی در خلقت شهره است، همان گونه که حضرت علی (ع) در خطبه ای بسیار زیبا شگفتی های خلقت این پرنده را بیان می فرماید. در این حدیث نیز زیبایی حضرت مهدی (عج) در بین بهشتیان به زیبایی طاووس در بین پرندگان تشبیه شده است. بنابراین بر اساس این حدیث حضرت مهدی (عج) یکی از زیباترین افراد اهل بهشت است، همان گونه که طاووس یکی از زیباترین پرندگان به شمار می آید. اگر روایاتی در مذمت طاووس باشد، علاوه بر ضعف، منافاتی با این روایت ندارد.


پاسخ تفصیلی:
ازجمله روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام (ص) در باب فضیلت های حضرت مهدی (ع) از منابع معتبر اهل سنت به یادگار مانده است این روایت است: «مهدی (ع) طاووس اهل بهشت است». [1]
شایان ذکر است، در هر تشبیهی چهار رکن اصلی وجود دارد که عبارت اند از: مشبه، مشبه به، وجه شبه و حرف تشبیه، که وجه شبه در هر تشبیهی باید نزد مخاطب مشهور و معروف باشد. در مثال «علی چون شیر است» علی مشبه، شیر مشبه به، چون حرف تشبیه و شجاعت شیر وجه شبه است. و از آن جا که ما از قبل می دانیم شیر در شجاعت (وجه شبه) بین حیوانات مشهور و نمونه است، می فهمیم که همانندی علی به شیر در شجاعت است، نه در چیز های دیگر، بنابراین ما از این تشبیه می فهمیم که علی آدم شجاعی است. [2]
با عنایت به مطالب بالا عرض می کنیم که در روایت نبوی نیز این شباهت مد نظر است؛ یعنی همان گونه که معروف و مشهور بین مردم این است که طاووس یکی از زیباترین پرندگان است، حضرت مهدی نیز یکی از زیباترین افراد اهل بهشت است. در نتیجه در این گفتار نبوی زیبایی طاووس به عنوان وجه شبه مد نظر است، پس منافاتی با روایاتی که در مذمت طاووس است نخواهد داشت،
ضمن این که در آموزه های دینی ما طاووس به عنوان پرنده ای زیبا با شگفتی های فراوان یاد شده است، و کمتر مذمتی ممکن است در مورد این پرنده وجود داشته باشد. به عنوان نمونه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه در مورد زیبائی و شگفتی های خلقت طاووس در ضمن خطبه ای می فر مایند:
واز شگفت انگیز ترین پرندگان در آفرینش، طاووس است، که آن را در استوار ترین شکل موزون آفرید، ورنگهای پر وبالش را به نیکوترین رنگها آرایش داد، با بال های زیبا که پر های آن روی یکدیگر انباشته،... گویا نی های پر طاووس مانند شانه هایی است که از نقره ساخته شده ، و گردی های شگفت انگیز آفتاب گونه که به پرهای اوست از زر ناب و پاره های زبرجد بافته شده است.اگر رنگهای پر طاووس را به روئیدنی های زمین تشبیه کنی، خواهی گفت: دسته گلی است که ازشکوفه های رنگارنگ گلهای بهاری فراهم آمده است، و اگر آن را با پارچه های پوشیدنی همانند سازی، پس مانند پارچه های زیبای پر نقش و نگار یا پرده های رنگارنگ یمن است، و اگر آن را با زیور آلات مقایسه کنی چون نگین های رنگارنگی است که در نواری از نقره با جواهرات زینت شده است.
بر فراز گردن طاووس به جای یال، کاکلی سبز رنگ و پر نقش و نگار روئیده، و برآمدگی گردنش مثل آفتابه ای نفیس و نگارین است، در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده که چون رنگ آن شاداب و بسیار می باشد، گمان می کنی با رنگ سبز تندی در هم آمیخته است که در کنار شکاف گوش جلوه خاصی دارد.
کمتر رنگی می توان یافت که طاووس از آن در اندامش نداشته باشد، یا با شفافیت و صیقل فراوان وزرق و برق جامه اش آن را جلای برتری نداده باشد.طاووس مانند شکوفه های پراکنده ای است که باران بهار و گرمای آفتاب در پرورش آن نقش چندانی ندارد. [3]
با توجه به فرمایش حضرت علی (ع) درمورد زیبایی های طاووس و شگفتی های خلقتش، در می یابیم که طاووس یکی از زیباترین مخلوقات خداوند در بین پرندگان است. بنابراین، روشن است که روایت نبوی در تشبیه حضرت مهدی (عج) به طاووس اهل بهشت، ناظر به زیبایی طاووس است، در نتیجه اگر روایاتی در مذمت طاووس باشد، علاوه بر ضعف، منافاتی با این روایت ندارد و قابل جمع است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] فیروزی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج3، ص343، اسلامیه،1410ق؛ بحارالانوار، ج51، ص 105،باب اول،حدیث 41 ، مؤسسه الوفا، لبنان، 1404ق؛ شیخ یوسف، بن یحیی، بن علی، مقدسی، شافعی، عقد الدرر، فی اخبار المهدی المنتظر، ج1، ص 34.
[2] دهنوی، حسین، ادبیات فارسی، ص291، ظفر، چاپ دوم، قم، 1378ش.
[3] سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص313و315، مؤسسه الهادی، چاپ نوزدهم 1381ش.
منبع: http://islamquest.net

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 23 اسفند 1393  9:11 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

مقصود از بیست و پنج حرف علم که در عصر ظهور آشکار می‌شود چیست؟

شرح پرسش:

در روایات بیان شده است اگر علم، بیست و هفت حرف باشد تا زمان ظهور امام زمان علیه السّلام فقط دو حرف آن آشکار است و باقیش را آن حضرت در اختیار بشر قرار می دهد. آیا مقصود از علم که بیست و پنج حرف دیگر آن در عصر ظهور بیان می شود فقط معرفت های دینی است یا تکنولوژی را هم در بر می گیرد؟

پاسخ:

به طور کلّی، ‌هدایت کردن مردم و شناساندن حقایق هستی به آنان اعم از خودشناسی، آگاهی یافتن از آسمان و زمین در ابعاد گسترده، دانستن شیوه های اداره‌ی زندگی و حوادث آن از رسالت های مهم رهبران الهی است. چنان که امام علی علیه السّلام در این باره می فرماید: خداوند، فرستادگانش را بین مردم برانگیخت... تا از آنان بخواهند به میثاق فطری ای که با پروردگارشان بسته اند برگردند و نعمت های فراموش شده‌ی او را یاد آورند... و نیروهای پنهان خود آدمی را آشکار کنند و آیات آفرینش را به مردم بنمایانند یعنی سقف افراشته‌ی آسمان و مهد گسترده‌ی زمین و نعمت ها و وسایل زندگی که نیاز مردم را برآورده می کند به آنان نشان دهند. [1]

با وجود این، دانسته های تاریخی بشر از جهان اسرارآمیز، اندک است و روزی باید برسد که انسان ها در شناختن حقایق هستی اعم از مادی و معنوی کامل شوند و آن عهد، فقط با ظهور آخرین منجی یعنی حضرت مهدی علیه السّلام تحقق می یابد. چنان که در حدیثی امام صادق علیه السّلام می فرمایند: تمام دانش، بیست و هفت حرف است، تمام آنچه پیامبران تاکنون بیان کرده اند دو حرف از آن است و مردم بیش از این مقدار را از کلّ علم نمی دانند وقتی قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگرش را آشکار می سازد و میان مردم می پراکند تا با ضمیمه‌ی آن دو حرف، ‌بیست و هفت حرف علم کامل شود. [2]

این حدیث به گونه‌ی رمز و سمبلیک است و یافتن عمق معنای آن جز با هدایت کردن پیشوایان معصوم علیهم السّلام برای کسی ممکن نیست اما بی شک، روایت مذکور، میزان علم جامعه‌ی بشری در زمان غیبت را با علم انسان ها در دوره‌ی ظهور حضرت مهدی علیه السّلام سنجیده است تا آشکار شود آنچه بشر تا پیش از ظهور آن حضرت می داند بسیار اندک از علومی است که در دوره‌ی ظهور کشف می شود. [3]

به یقین کامل کردن شناخت مبانی دین و آموزش معارف دینی و احکام شرعی از جمله کارهای مهمی است که در زمان ظهور انجام می گیرد. امام صادق علیه السّلام در این باره می فرمایند: هنگام حکومت حضرت مهدی علیه السّلام به همه‌ی مردم، حکمت و علم می آموزند تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر صلّی الله علیه و آله قضاوت می کنند. [4] علاوه بر این در احادیث دیگری عصر ظهور حضرت حجّت علیه السّلام برهه‌ی انسجام عقول مردم و کامل شدن دانش های آنان معرفی شده است. چنان که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خلال حدیثی فرموده اند: ... نهمین امام (از فرزندان امام حسین علیه السّلام) قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک زندگی را روشن می کند و پس از آن که از ستم پر شده است از عدالت می آکند و پس از آن که جهل، آن را فراگرفته است، از علم پر می کند. [5]

در روایت دیگری نیز امام باقر علیه السّلام می فرمایند: قائم ما آنگاه که ظهور کند دستش را بر سر مردمان می کشد تا عقل هایشان را منسجم و دانش هایشان را کامل کند. [6] آری! حضرت مهدی علیه السّلام آن آموزگار ارزنده، درس آموزان مدرسه‌ی بشریت را به سرچشمه‌ی جوشان علوم حقیقی می رساند، پرده از روی حقایق هستی بر می دارد و تا حد ممکن و به مقدار توان انسان ها آنان را به اوج تکامل علمی پرواز می دهد. این موضوع از مهم ترین برنامه ها و تلاش های آن حضرت است که دو نتیجه بسیار مهم دارد:

نخست این که با توسعه‌ی کشف اسرار هستی، پایه های خداشناسی استحکام بیشتری می یابد دوم این که جامعه‌ی انسانی از مشکلات گوناگون رها می شود و به سامان می رسد زیرا در پرتو شناختن حقایق فراوان زندگی اعم از مادّی و معنوی، انسان ها در مسیر پیشرفت قرار می گیرند. با توجه به این مطالب می توان گفت: پس از ظهور امام زمان علیه السّلام آن حضرت هر دانشی را اعم از علوم مادّی یا معنوی که در به کمال رساندن انسان ها مؤثّر باشد در اختیارشان قرار می دهد و این که در برخی روایات، کامل شدن درجات علم در زمان ظهور را به معارف دینی و دانش های هدایت گرانه معطوف کرده اند دلیل بر این نیست که فقط علوم مذکور کامل شوند و به عبارت دیگر این که امام علیه السّلام در زمان حکومت جهانی اش، بخش معارف الهی را کامل می کند به این معنا نیست که به دانش های تجربی و به اصطلاح تکنولوژی بی توجّه است زیرا چنان که گفتیم برنامه‌ی اصلی امام زمان علیه السّلام در وقت ظهور مبارکشان به تکامل رساندن جامعه‌ی انسانی است و در این طریق، هر دانشی را که در تکامل یابی انسان ها تأثیر دارد به طور کامل در اختیارشان می گذارد و آنچه را موجب گمراهی آنان و سست شدن بنیان های اعتقادی و اخلاقیشان در ابعاد مختلف زندگی شود نابود می کند.

پی نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه ، 33 حکیمی محمد، نقل از عصر زندگی،‌ص 207.
[2] . مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 336.
[3] . حکیمی، ‌محمد، عصر زندگی، ص 208 ـ 214.
[4] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، ص 171.
[5] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 260.
[6] . بحارالانوار، همان.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 23 اسفند 1393  9:16 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

چرا امام زمان (علیه السلام) کوفه را مرکز حکومت خود قرار می‌دهند، نه شهری از ایران؟

شرح پرسش:

چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با وجود تمام بی‌ وفایی های مردم کوفه در زمان حضرت علی و امام حسین علیهما السلام باز هم به کوفه می روند و مقر حکومت خود را در آن جا قرار می دهند؟ آیا می شود گفت چون از لحاظ سوق الجیشی کوفه مناسب است امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به آنجا می روند، و تشکیل حکومت می دهند؟ چرا به یکی از شهرهای ایران نمی آیند؟

پاسخ:

مهدویت از جمله اموری است که هم ریشة قرآنی دارد و هم در احادیث نبوی به حدّ تواتر از آن یاد شده است به گونه‌ای که الآن این مسأله از مسلمات دین مبین اسلام است.

مذهب ما امامیّه بیش از فرق و مذاهب دیگر به این مسأله پرداخته است چرا که ائمه اطهار علیهم السّلام در تبیین این مسأله اهتمام تامّ داشتند به حدّی که تمام امامان ما در هر موقعیتی یادی از وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) و نهضت جهانی او می کردند، لذا در مذهب ما تشیع جزئیات انقلاب حضرت و حکومت جهانی او مطرح شده است اگرچه اخبار و روایات این باب بسیار زیاد است و تشخیص روایات صحیح از ضعیف در بین این همه روایات وظیفه متخصصین این فن است و به محض دیدن روایتی در این باب نمی توان حکم کرد که حتماً قضایای نهضت آن حضرت و وضعیت حکومت او آن چنان است که در روایت آمده.

ولی به طور کلی جزئیاتی مطرح شده و از جمله مطالبی که در خصوص حکومت جهانی آن حضرت مطرح شده است مقرّ حکومت آن امام همام علیه السلام می باشد که در بعضی روایات نامی از کوفه برده شده است، حال اگر سؤالی مطرح شود که چرا کوفه به عنوان مقرّ حکومتی آن حضرت انتخاب شده با این که کوفه سابقه‌ی بی وفایی داشته است در جواب باید گفت:

اولاً، اراده‌ی الهی به این تعلق گرفته که حکومت جهانی آن حضرت، با مرکزیت کوفه مستقر شود و نهضتی که نوید آن را خاتم الانبیا صلّی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السّلام جملگی داده‌ و بسیار بر آن تاکید کرده اند، از ناحیه پروردگار مشخص شده که شروع انقلاب آن حضرت از مکه باشد و بعدها مقر حکومت او هم در کوفه باشد.

ثانیاً، بی وفایی مردم کوفه در برهه ای از زمان دلیل نمی شود که آینده ای که معلوم نیست چه زمانی است باز مردم آن جا متصف به بی وفایی باشند. آینده برای ما معلوم نیست به علاوه این که بی وفایی مردم کوفه در زمان امام علی و امام حسین علیهما السلام باعث بی اعتبار کردن آن سامان نمی شود چون روایاتی از ائمه اطهار نقل شده که کوفه و اهل آن را مورد مدح قرار می دهند که از آن جمله این روایات می‌ باشند:

عبدالله بن ولید می گوید بر امام صادق علیه السلام وارد شدیم در زمان مروان آن حضرت به ما فرمود شما از کجایید؟ (اهل کجایید؟) ما گفتیم: از اهل کوفه. حضرت فرمود: نیست سرزمینی از سرزمینها و شهری از شهرها که بیشتر از اهل کوفه به ما محبت داشته باشد (یعنی اهل کوفه بیشتر از تمام شهرها به اهل بیت محبّت می‌ ورزند). [1]

اگر حتی این روایت را خاص آن زمان بدانیم بالاخره این نتیجه را می گیریم که بی وفایی زمان خاصی باعث نمی‌شود که در هر زمان آنها مذموم باشند بلکه در زمان امام صادق علیه السلام مورد مدح آن حضرت قرار می گیرند.

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود:

ولایت ما بر آسمانها و زمین و کوهها و شهرها عرضه شد و هیچ کدام ولایت ما را چون اهل کوفه قبول نکردند. [2]

پس با وجود این روایات معلوم می شود بی وفایی گروه خاصی باعث نمی شود که در تمام زمانها اهالی یک شهر متهم به بی وفایی گردند. بلکه در هر زمانی باید اهل آن جا را به خصوصه مورد امتحان قرار داد تا معلوم شود آیا مؤمنان راسخی در اهداف خود هستند یا نه.

ثالثاً، کوفه مکان مقدسی است لذا شاید به اعتبار قداستی که دارد خداوند اراده فرموده که مقر حکومت تنها منجی عالم و یگانه مصلح جهانی در این مکان مقدس باشد (ما که از مصالح و حکمت الهی بی‌خبریم) و این ربطی به وضعیت مردم آن جا ندارد که آیا در تاریخ سابقه خوبی دارند یا ندارند.

روایاتی در این باب وجود دارد که دلالت بر قداست کوفه می کند از جمله این روایات:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: کوفه باغی از باغهای بهشت است در آن قبر نوح و ابراهیم و... قبر سید اوصیاء امیرالمؤمنین آن جاست. [3]

و نیز امام صادق علیه السلام می‌فرماید: یک درهم انفاق در کوفه مانند 100 درهم انفاق در غیر کوفه به حساب می آید و دو رکعت نماز خواندن در کوفه 100 رکعت به حساب می آید. [4]

رابعاً: حکومت حضرت جهانی است و وقتی مقر حکومت خود را کوفه قرار می‌دهد دیگر اختصاص به مردم آن جا ندارد بلکه مقر حکومتی آن حضرت مربوط به تمام جهان است.

پی نوشت ها:
[1] . ر.ک: سفینة البحار، محدث قمی، ج 7، ص 544، به نقل از المناقب، دار الاسو، چ سوم، 1422.
[2] . ر.ک: همان، ص 546، به نقل از بصائر الدرجات.
[3] . ر.ک: همان، ص 544، به نقل از فرحة النحری.
[4] . ر.ک : همان، ص 543، به نقل از کامل الزیارة.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 28 اسفند 1393  12:20 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا امام مهدى علیه السلام با اجبار اسلام را در جهان پیاده می‌کنند؟

پاسخ:

از روایات، چنین استفاده مى شود که امام مهدى (عج) ابتدا، مردم را به سوى حق دعوت مى کند و قبل از آغاز هر جنگى، به معرّفى دین حق براى دشمنان مى پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان مى دهد و تنها بعد از اتمام حجّت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده مى کند. پس چون آن حضرت، ابتدا، اتمام حجّت مى کند و آنان با این که به حق واقف مى شوند و از آن اطلاع پیدا مى کنند، از آن روى گردان مى شوند، نمى توان گفت، آن حضرت، اسلام را با اجبار پیاده مى کند، بلکه باید گفت، هر کس که اسلام را قبول مى کند، از روى رغبت و اختیار است و هر کس آن را قبول نمى کند، باز با آگاهى و اختیار است، لکن بعد از این سوء اختیار، از سوى لشکریان امام نابود مى شود تا در جهان فتنه اى نماند.
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:
حضرت مهدى (عج) به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آن جا، شانزده هزار نفر مجهّز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند. آنان، قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از عبادتِ زیاد، پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى، زرد شده، امّا نفاق، سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: «اى فرزند فاطمه! از همان راهى که آمده اى، باز گرد. زیرا، به تو نیازى نداریم.». حضرت مهدى، در پشت شهر نجف، پس از ظهر روز دوشنبه تا شام گاه، بر آنان شمشیر مى کشد و همه را از دم تیغ مى گذراند و در این نبرد، از یاران حضرت، حتّى یک نفر زخمى نمى شود. [1]
طبق این حدیث، افرادى که در مقابل حضرت مهدى (علیه السلام) مى ایستند، مى دانند که او مهدى و فرزند فاطمه (س) است، ولى از قبول دین حق سر بر مى تابند و بدین ترتیب، آگاهانه، با آن حضرت مخالفت مى کنند و حضرت به جنگ با آنان مى پردازد و آنان را قلع و قمع مى کند.
این جنگ، به این دلیل است که این اشخاص، با این که حق را مى شناسند، ولى از آن پیروى نمى کنند و مى خواهند مانع از اجراى حق و عدالت در جامعه ى انسانى باشند و از آن جا که وجود چنین کسانى، مانع از گسترش عدالت و موجب سلب اختیار و انتخاب دیگر افراد جامعه که مى خواهند حق را انتخاب کنند، مى شود، پس باید از میان بروند تا ریشه ى فساد و موانع شناخت حق از باطل از بین برود.
همان طورى که از احادیث استفاده مى شود، عملکرد ایشان، یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، مى تواند یکى از عواملى باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان نقش خواهد داشت، ولى عوامل دیگرى مانند آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، ... نیز نقش عمده اى خواهد داشت. به اختصار به ذکر هر کدام پرداخته مى شود:
 
الف) برخورد جدى و قدرت مندانه با ستمگران
دیگر، این گونه نخواهد بود که پیامبران و امامان، مردمان را موعظه کنند و بسیارى از مردم گوش فرا ندهند و سرگرم جنایت و فساد باشند، به گونه اى که پیامبران را بکشند و سنت هاى آنان را محو کنند. امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:
انّ رسول الله (صلى الله علیه وآله) سار فی أُمّته باللیّن، کان یتألّف الناس، و القائم یسیر بالقتل... و لا یستتیبُ أحداً...؛ [2] رسول خدا (صلى الله علیه وآله) با امّت خویش به نرمى و محبّت رفتار مى کرد، ولى مهدى (عج) با کشتن با آنان برخورد مى کند... و کسى را به توبه فرا نخواند...
 
ب) آمادگى جسمانى [3]
به طورى که از روایات استفاده مى شود، پیروزى امام زمان (علیه السلام) به آمادگى جهان نیز بستگى دارد. وقتى جهان، حالت پذیرش براى حکومت جهانى پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد، پیروزى انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) تحقّق مى پذیرد
در بعضى از روایات آمده است که پیدایش این آمادگى جهانى، بر اثر یک جنگ وحشت ناک است که انسانِ جنگ زده، به دنبال آب حیات صلح و آرامش مى رود. امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
حکومت جهانى و رهبرى واحد، تحقّق پیدا نمى کند، مگر روزى که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند. [4]
 
ج) سلاح برتر و مدرن
در بعضى از روایات آمده است که حضرت مهدى (علیه السلام) از سلاح برتر بهره مند است که جهان تسلیم خواهد شد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگى، نقش عظیمى دارد. [5]
 
د) سلاح علم و دانش
در بسیارى از احادیث، به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان (علیه السلام) با قدرت علمى، مغزها را متوجّه خود مى کند و جهان علم به او ایمان مى آوردند. امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
تا زمان انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) علم و دانش تا چهار کلمه ترقّى مى کند، امّا در عصر مهدى (علیه السلام) به اندازه ى هفتاد و چهار کلمه ترقّى خواهد کرد. این، یکى از اسباب پیروزى است. [6]
 
هـ) کارگزاران و وزیران لایق
اداره ى سرزمین ها، در سایه ى رهبرى الهى و کارگزاران لایق و دل سوز و حاکمیّت اسلام، امکان پذیر است. امام عصر (علیه السلام) براى اداره ى جهان، استانداران و وزیرانى مى گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزى نمى اندیشند. طبیعى است کشورى که کارگزارانش از چنین خصوصیّت برجسته اى برخوردار باشند، بر تمام دشوارى ها، پیروز مى شود، به گونه اى که زندگان، آرزوى زندگى دوباره مردگان را مى نمایند. [7]
کیفیّت ترکیب دولت حضرت مهدى (علیه السلام) در روایات، ترکیب دولت مهدى (علیه السلام) از پیامبران و جانشینان آنان و تقواپیشگان و صالحان روزگار و امّت هاى پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر بیان شده است. نام برخى از آنان بدین گونه است:
«حضرت عیسى (علیه السلام)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصى موسى (علیه السلام)، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالک اشتر نخعى، قبیله ى همدان». [8]
 
پی نوشت ها:
[1]. بحارالأنوار، ج 52.
[2]. چهل حدیث سیره مهدوى، محمود بجستانى، ص 37، نشر معروف، چاپ سوم، مرداد 79.
[3]. شماره هاى ب و ج و د، از کتاب ایدئولوژى و عقاید اسلامى، تألیف محمد دشتى، ص 228ـ230، اخذ شده است.
[4]. بحارالأنوار، ج 52، ص 207، ح 44.
[5]. بحارالأنوار، ج 52، ص 321 - 327.
[6]. بحارالأنوار، ج 42، ص 327.
[7]. احقاق الحق، ج 13، ص 294.
[8]. چشم اندازى از حکومت مهدى، نجم الدین طبسى، ص 190، شرکت چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، تابستان 77.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 28 اسفند 1393  12:22 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا امام زمان علیه السلام مردم را به خاطر گناهانی که قبل از ظهور انجام داده‌اند مجازات می‌کنند؟

شرح پرسش:

اگر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف به علم خود قضاوت می کنند؟ آیا افراد را به علت گناهان انجام داده شده‌ی پیش از ظهور مجازات می کنند و حد را جای می کنند؟ مثلاً کسی یک بار زنا کرده باشد و کسی هم نفهمیده باشد یا دزدی کرده باشد (منظور پس از تشکیل دولت حق است)؟

پاسخ:

1. از روایات فهمیده می‌شود که قیام حضرت مهدی (عج) موجب خرسندی انسان‌ها می‌شود. امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام می‌کند، نام مبارکش بر سر زبان‌ها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به اوست، به گونه‌ای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب می‌کنند". [1]
و تردیدی نیست خرسندی بشر یا اکثر آنها در فرضی است که رحمت پروردگار شامل آنها شده باشد و از شمشیر انتقام حضرت در امان بمانند و در سایه‌ی پربرکت وجود امام به زندگی سرشار از عدالت بیندیشند.
 
2. حضرت حجت (عج) به صورت گسترده ای از معجزات و کرامت هایش استفاده می‌کند. امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: خدا دست لطفش را بر سر بندگان می‌نهد و حواس شان را جمع و عقل‌های‌شان کامل می‌گرداند." [2] از این رو امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: "مهدی عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه می‌شود وارد خانه‌ی مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد". [3]
 
3. امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند:
"خداوند زمین را به دست قائم (عج) از هر ستمی پاک گرداند و از هر ظلمی پاکیزه سازد... و آن گاه که خروج کند میزان عدل را در میان مردم نهد، و بدین گونه هیچ کس نتواند به دیگری ستم کند". [4] و امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "حضرت مهدی (عج) زمین را از عدل و داد و نور و برهان پر می‌کند، عرض و طول شهرها برایش خاضع می‌شود به طوری که هیچ نابکاری نمایند جز این که اصلاح گردد". [5] بنابراین در حکومت حضرت تمامی حقوق منابع شده باز ستانده می‌شوند.
 
4. حق‌ها دو قسمند: 1. حقوق مردم؛ 2. حقوق الهی.
در عصر غیبت چیزی که حرف اوّل را می‌زند و ابزار حکم واقع می‌شود استفاده از احکام ظاهری و قضاوت کردن بر طبق بیّنه و شاهد است و این سنت از زمان پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ تاکنون جاری است. از این رو نمی‌توان انتظار داشت که احکام قضایی مطابق با حق و واقع باشد و صاحب حق همیشه به حق خود برسد.
"امّا در حقوق الهی چنانچه کسی حق الهی را رعایت نکند مثلاً زنا مرتکب شود، باید حد بر او جاری شود، و اجرای حد در صورتی است که زناکار قبل از اثبات جرم توبه نکرده باشد، و فرض توبه کردن حد از او ساقط می‌شود." [6]
بنابر آن چه که ذکر شد با در نظر گرفتن شرایط و موقعیت عصر ظهور و نفوذ عدالت به باطن انسان‌ها و کامل شدن عقل مردمان زمان ظهور می‌توان گفت بسیاری از کسانی که از روی نادانی و... مرتکب چنین لغزش هایی شده اند، پس از دیدن این شرایط توبه می‌کنند، توبه آنها پذیرفته شده و توفیق خدمت در جامعه‌ی امام زمان (عج) را در می‌یابند. و چنانچه توبه ننماید و در عصر ظهور هم همچنان مرتکب چنین گناهانی شود، ـ بی‌تردید با عنایت به واجب بودن اجرای حدود الهی ـ این حدود برایشان جاری می‌شود و در صورت عدم تکرار عقاب گناه به قیامت واگذار می‌شود.
و آنان که حق مردم را غصب کرده اند در پرتو رشد فکری و عقلی خود به سراغ مظلومان می‌روند و حق آنان را پس می‌دهند و اگر کسانی پیدا شوند که همچنان حقوق را ضایع کنند و حق مردم را پس ندهند، به یقین در دادگاه عدل حضرت محاکمه می‌شوند و حقوق از آنها بازستانده می‌شود.
امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "برده ای نمی ماند مگر این که امام مهدی (عج) او را می خرد و آزاد می‌کند و بدهکاری نمی ماند جز این که بدهی او پرداخت می‌شود. مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی ماند جز این که به صاحب حق بازگردانده می شود؛ کسی کشته نمی شود مگر این که دیه آن را می پردازد و زمین را پر از عدل و داد می‌کند، پس از آن که پر از بیداد و ستم شده بود". [7]
خلاصه‌ی: سخن شخصی که گناه مزبور را مرتکب شود، در صورتی که توفیق توبه را دریابد هرگز حضرت مهدی (عج) او را محاکمه نمی کند و در صورتی که توبه نکند و معاند و سرکش باقی مانده و به گناه خویش ادامه دهد، عادلانه به سزای عملش خواهد رسید و امّا اگر فقط قبل از ظهور مرتکب چنین گناهی شده و توبه هم ننماید عقاب آن به قیامت واگذار می‌شود.
 
پی نوشت ها:
[1] . احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 13، ص 324، شهید قاضی نور الله حسینی مرعشی، با تعلیقات آیت الله مرعشی (ره).
[2] . محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 328.
[3] . محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 362.
[4] . عصر زندگی، محمد حکیمی، بوستان کتاب، چ پنجم، ص 42، به نقل از اکمال الدین، ج 2، ص 372.
[5] . شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج 7، ص 49.
[6] . تحریر الوسیله، ج 2، ص 416.
[7] . بحار الانوار، ج 52، ص 224 ـ 225.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 28 اسفند 1393  12:23 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا همه نشانه‏‌های ظهور اتفاق می‏‌افتند؟

پاسخ:

سخنرانی آیت الله سیدابوالحسن مهدوی (*)
موضوع صحبت، بحث نشانه‏ های ظهور است که لازم است قبل از پرداختن به آن کمی درباره ی موضوع «بداء» سخن بگوییم.
 
مسئله بداء و علم خداوند
مسئله ی بداء از جمله مسایل بسیار مهمی است که در سه علم فلسفه، کلام و اصول فقه به طور مفصل، درباره ی آن صحبت شده است؛ ولی از آنجا که در زمره ی مسایل اعتقادی هم هست، صرفاً به همان اندازه که به عنوان یک عقیده می‏ طلبد از آن مطلع باشیم، آن را با هم مرور می‏ کنیم.
کلمه بداء هم درباره انسان‌ها به‌کار می‏ رود، و هم خداوند متعال، که دو معنای کاملاً متفاوت از همدیگر دارند. وقتی این کلمه را برای انسان‌ها به‌کار می ‏بریم، منظور ما همان تغییر اراده است. مثل اینکه ما تصمیم جدی برای مسافرت داشته باشیم، و اندکی پیش از مسافرت بفهمیم این سفر خطر دارد، و رفتن به آن به صلاح نیست، و از رفتن پشیمان بشویم. در این حالت می‏ گوییم که برای ما بداء حاصل شد؛ زیرا از باطن قضایا خبر نداشتیم و الا از همان اول چنین تصمیمی نمی‏ گرفتیم. چنین معنایی هیچ‌گاه درباره خداوند متعال مصداق پیدا نمی‏ کند، چون نمی‏ توانیم بگوییم، نعوذبالله، خدا نمی‏ دانست کار ضرر دارد و بعداً فهمید، و تصمیمش عوض شد.
بدائی که در مورد خداوند متعال استفاده می‏ شود همان «اظهار پس از خفا»ست که با مثالی آن را برای شما توضیح می‏ دهم.
یکی از انبیای قوم بنی‏ اسراییل، در شب اول ازدواج یک عروس و داماد، به پیروان خود گفت: فردا جنازه این دو را از خانه بیرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهایت ناباوری دیدند که آنها نمرده‏ اند. از آن پیامبر توضیح خواستند و او هم از خداوند توضیح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمی، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخیر افتاد. به مریدانت بگو اگر می‏ خواهند مطمئن شوند، که قرار بوده اینها کشته شوند، بروند زیر رختخواب آنها، ماری را که قرار بوده قاتلشان باشد، ببینند. این همان بداء در مورد خداوند است که خداوند یک طرف قضیه را برای ما بیان کرده و طرف دیگر را نگفته تا جایگاه آن معلوم شود.
خداوند از ابتدا می‏ دانست این دو جوان قرار نیست امشب بمیرند و تقدیرشان را با صدقه دادن عوض خواهند کرد، لیکن فقط نیمة اول مطلب بیان می‌شود، تا مردم قدر و ارزش صدقه دادن را در ادامة جریان بفهمند. این را هم بگویم که صدقه دادن برطرف کردن نیاز فقرا و خیریه‏ ها نیست، بلکه در واقع، ما نیازهایی از قبیل دفع بلا را از خود دفع می‏ کنیم، و اگر چنین راه‌هایی برای برطرف کردن این نیاز نداشتیم، خود ما دچار مشکل می‏ شدیم؛ نه فقرا و مستمندان.
جریان تغییر قبله هم، از این دست بود و خداوند متعال، از ابتدا می‏ دانستند که قبلة جاوید مسلمانان، کعبه است، نه بیت‏ المقدس؛ ولی چند سالی فقط لازم بود تا مسلمانان قدر و ارزش آن را بفهمند.
آیه‏ ای را که در ابتدای بحث خواندم، در همین رابطه است؛ آیة شریفه می‏ فرماید:
یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده أمّ الکتاب.1
خدا، هرچه را بخواهد، محو یا اثبات می‌کند و امّ الکتاب2، نزد اوست.
یعنی، خداوند آنچه را بخواهد، محو می‏ کند، و یا آنچه را وجود نداشته، اثبات کرده و به وجود می ‏آورد. بیت‏ المقدس را که قبله بود، از قبله بودن می‏ اندازد و کعبه را که تا این زمان قبله نبود، قبله می‏کند. بعد هم در ادامه‏اش می‏ فرماید: «ام‏ الکتاب» نزد خداست؛ یعنی خدا، همه چیز را از اول می‏داند، ولی چون مصلحت نیست همه ‏اش را بیان نمی‏ کند.
 
نشانه ‏های ظهور
معمولاً نشانه‏ های ظهور را به دو دستة حتمی و غیرحتمی تقسیم ‏بندی می‏کنند ولی یک دسته‏ بندی دیگر هم هست، که آن را در سه قالب «وعده»، «وعید» و «حوادث» و وقایع می‏ گنجاند؛ و وعید در عربی به معنای «تهدید» است، هر چند که ما در فارسی آن را به معنی وعده و همراه آن به کار می‏بریم.
در زیارت «آل یاسین» هم آمده است:
والوعد و الوعید بهما حقّ : و وعده و وعید به آندو (بهشت و جهنم) حقیقت دارد.
که وعد، به بهشت برمی‏گردد، و وعید، به جهنم. نشانه‏های از جنس وعید، مثل آنهایی است که مثلاً گفته شده، قبل از ظهور، اکثر مردم و دوسوم جمعیت زمین می‏میرند. خداوند می‏خواهد به این وسیله یک پاک‌سازی بکند تا زحمت امام زمان(ع) کم شود. مرگ و میر آنها به سه شکل مرگ قرمز، مرگ سفید و مرگ سیاه، که همان جنگ و بیماری‏های فراگیر و قحطی و از این دست مسایل است، خواهد بود. البته در این روایت، پس از وعیدها و تهدیدها، یک بشارت هم آمده است.
راوی می‏پرسد، اگر بنا باشد از هر سه نفر، دو تا بمیرند که دیگر کسی روی زمین نمی ‏ماند. حضرت به او چنین بشارت می‏دهند که:
آیا تو نمی‏ خواهی جزو آنها باشی که می‏ مانند.
که اینجا منظور از تو، شخص او نبوده و تو ی نوعی را، که همان شیعیان باشند، حضرت مدنظر داشته‏اند. و الا خود او، که الان بیش از هزار سال است که مرده.
به هر حال، این دسته از علایم ظهور، حتمیت ندارند و ممکن است در آنها بداء حاصل شود، چون خداوند ارحم الراحمین است و لطف دارد؛ ممکن است بخواهد از اهل زمین به هر علتی که خودش بهتر می‏داند، عذاب را بردارد. به عبارت دیگر، ما اگر تا به حال گمان می‏کردیم که این تهدیدها محقق خواهند شد، ولی به واسطه‏ای مشمول رأفت و رحمت الهی می‏شویم، و هیچ‌کدام از آنها اتفاق نمی‏افتند.
قسم دوم، علایم آنهاست که جنبة وعدة مژده دارند؛ مثل نجات مستضعفان، و ظهور خود امام زمان(ع). اینها هم، به جهت رحمت رحمانی و رحیمی خداوند، قطعاً اتفاق خواهند افتاد. در روایت هم حضرت روی این آیه تأکید کرده‏اند که:
إنّ الله لایخلف المیعاد.3
خداوند از وعده ‏اش، هرگز، تخطی نمی‏کند.
و این تنها قسمی است که بداء در آن رخ نخواهد داد. و بالاخره، قسم سوم، آن دسته از نشانه‏هایی است که جنبة بیان حوادث و وقایع را دارد، بدون اینکه متن یا بطنش، بشارت یا تهدیدی داشته باشد؛ مثلاً در عصر یا صبح روز بیست و سوم ماه رمضان فلان حادثه اتفاق می‏افتد، یا ظهور در روز جمعه واقع می‏شود؛ که اینها هم، هیچ‌کدام حتمی نیست و ممکن است در آنها بداء رخ بدهد.
حادثة ظهور، ناگهانی خواهد بود
آنچه را تاکنون گفتیم در یک روایت گنجانده شده است:
مثله کمثل السّاعة؛ لا یأتیکم إلّابغتةً : مَثَل امام زمان(ع) مثل قیامت است که ناگهانی می‏ آیند.
«بغتةً» یعنی، ناگهانی و بی مقدمه. مثل زمان جنگ نیست که برای آن آژیر قرمز بزنند، تا افراد خودشان را آماده کنند. اینها را برای این خدمتتان عرض کردم چون خبر دارم کسانی هستند، به خصوص، در جلسات مذهبی ما، مرتب به دنبال این هستند که ببینند چند تا از علایم ظهور اتفاق افتاده‌است. روایات را هم به طور موردی نگاه می‏کنند، و نه جامع، که مطالعه کنند روایات دیگر در کنار اینها چه می‏گویند.
آنچه که اهمیت دارد، این است که همه سعی کنیم پاک باشیم. این، وظیفة ماست. والا اینکه عده ‏ای بگویند پنج تا از علایم ظهور اتفاق افتاده و سه تا نه؛ پس هنوز وقت داریم، حرف درستی نیست. برای چه وقت داریم؟ روایت که این را نگفته و برعکس دقیقاً همین را رد می‏کند، و می‏گوید؛ ممکن است در بقیه بداء رخ بدهد و به قول قرآن، هر چه را قرار بوده اتفاق بیفتد خداوند محوش می‏کند و یا برخلاف آن می‏گوید منتظر اینها نباشید؛ چون مثل قیامت، که به طور ناگهانی به سراغ شما می ‏آید، و افراد غافلگیر می‏شوند، آقا هم همین طور ظاهر می‏شوند. یعنی اصلاً ممکن است حضرت در روزی غیر از جمعه ظهور کنند. از همین رو، وظیفة ما این است که خودمان را بسازیم و همیشه آماده باشیم.
وظیفة انسان منتظر، پاک بودن است
لذا اگر قرار است کسی استغفار و توبه کند، بسم الله در همین جلسه بکند. اگر می‏خواهد ادای دین کند، از جلسه که بیرون رفت، بلافاصله دینش را ادا کند. اتفاق نیفتادن برخی از نشانه ‏های ظهور، دلیل و توجیه برای تأخیر هیچ کاری نیست؛ زیرا به هر حال، ممکن است در مورد آنها بداء رخ بدهد.
در احوالات حاجی اشرفی مازندارانی آمده است که ایشان، هم مجتهد عالی‌مقامی بودند، و هم از نظر معنوی خیلی مقام بالایی داشتند. دکتری می‏گوید، من به مازندران رفتم، به اشتیاق زیارت ایشان، چون تعریفشان را خیلی شنیده بودم و در آنجا، دو سه روزی که با ایشان بودم، ایشان را فوق آنچه که شنیده بودم، یافتم. این خیلی مهم است. معمولاً افراد عکس این هستند. یک مقدار که با کسی رفت و آمد و سفر می‏کنند، چیزهایی از آن شخص می‏بینند که از او دور می‏شوند. خدا رحمت کند آیت الله شهید مدنی را، این شخصیت معنوی، می‏فرمودند: من به هر کس نزدیک شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) که هر چه به ایشان نزدیک شدم، نزدیک‌تر شدم. اینهایی که گوهرند، اینچنین هستند. وقتی انسان نزدیک می‏شود می‏بیند یک چیزهایی دارد که کسانی که دورند، اطلاعی ندارند؛ اگر بدانند هیچ فاصله ‏ای از او نمی‏گیرند. این دکتر هم همین‌طور بوده است. می‏گوید، وقتی من دو سه روزی با حاجی از نزدیک رفت و آمد کردم، دیدم عجب گوهری است. فوق آن چیزی است که شنیده بودم. بعد از این چند روز می‏خواستم از مازندران بروم مشهد، زیارت کنم و باز بیاییم خدمت ایشان. خدمتشان که رفتم ایشان یک نامه ‏ای به من دادند و گفتند وقتی رفتی زیارت، این نامه را در ضریح بیانداز و جوابش را روزی که می‏خواهی برگردی، بگیر و بیاور. خیلی تعجب کردم، ایشان با این اطمینان می‏گویند جواب را بگیر و بیاور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضریح انداختم. روز آخر که می‏خواستم برگردم. در فکر بودم که جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ یک وقت مکاشفه‏ ای برای من پیش آمد، در آن مکاشفه، دیدم هیچ کس داخل حرم نیست، امام هشتم(ع) را دیدم، حضرت جواب حاجی اشرفی را در یک بیت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجی اشرفی به او این را بگو:
آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب
حاجی اشرفی از امام هشتم(ع) تقاضا کرده بوده، که چه کنیم تا خدمت امام زمان(ع) برسیم؟ ببینید حضرت وظیفه را چه چیزی تعیین می‏کنند. با یک بیت شعری فرمایند، وظیفه این است که خودت را بسازی، پاک باش. کسی که منتظر میهمان است، آماده است. وضع داخل منزلش به گونه‏ ای است که مناسب وضع آن میهمان است. اگر هم رعایت نکرد، معلوم می‏شود، منتظر آن میهمان نیست. برایش فرقی نمی‏کند که بیاید یا نیاید. اما منتظر این چنین است. می‏گوید، حضرت این بیت شعر را خواندند، بعد یک مرتبه، وضع حرم به حالت قبلی برگشت. من فهمیدم که جواب سؤال حاجی اشرفی همین است.
خدا رحمت کند، آیت الله میرجهانی را؛ یک موقعی خدمتشان بودیم. ایشان این قضیه را تعریف می‏کردند. البته این قضیه، در کتاب دارالسلام آمده و در بعضی کتاب‌های دیگر هم دیده ‏ام که این جریان را نوشته ‏اند. این دکتر می‏گوید، من بیت شعر را حفظ کردم و آمدم مازندران جالب است، می‏گوید قبل از اینکه شعر را برای حاجی بخوانم، در همان ملاقات اولی که با حاجی برخورد کردم دیدم حاجی دارد شعر را می‏خواند. نمی‏دانم ایشان از کجا خبر داشت.
 
پی‌‏نوشت‌ها:
* نماینده مجلس خبرگان استان اصفهان.
1. سورة رعد(13)، آیة 39.
2. ام الکتاب، یعنی اصل کتاب، مادر کتاب، کتاب مادر یا کتاب مکنون یا کتاب مبین، لوحی یا کتابی است که امور عالم تا ابد در آن آمده است.
3. سورة رعد(13)، آیه 31.
منبع: ماهنامه موعود

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 5 فروردین 1394  10:57 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

اگر زمان ظهور امام زمان علیه السلام مشخص است، تقاضای تعجیل فرج چه معنی دارد؟

پاسخ:

زمان ظهور امام زمان (عج) نزد خداوند مشخص است. اما نزد دیگران مشخص نمی باشد. کسی که آن زمان را تعیین کند، در روایات ائمه‌ی اطهار علیهم السلام، تکذیب شده است.
به چند نمونه از این روایات اشاره می شود:
1. امام صادق علیه السلام: هر کسی برای ظهور امام قائم، زمانی را تعیین کند، او را تکذیب کنید. [1]
2. عبدالرحمن می گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، مهزیار اسدی وارد شد. گفت: فدایت شوم، مرا از زمان ظهور حضرت قائم علیه السلام خبر بده، او کجا ظهور می کند و تا چه زمانی منتظر ظهور او باشیم؟ غیبت بسیار طولانی است؟ حضرت فرمود: هرکسی وقت ظهور را تعیین کند، دروغ گفته است. در انتظار ظهور آن، باید صبور باشید. ظهور او، مایه‌ی نجات مسلمین است. [2]
بنابراین زمان ظهور امام زمان (عج) مشخص نیست و کسی نمی تواند آن را تعیین کند.
اما در پاسخ این سؤال که، اگر در نزد خداوند زمان آن تعیین شده باشد و خداوند می داند که فلان روز و سال آن حضرت ظهور خواهد کرد، در این صورت، دعا برای تعجیل چه معنا دارد؟ آیا دعا برای تعجیل اثر دارد یا نه باید گفت:
عالم، و آن چه در آن است، بر اساس قضا و قدر الهی استوار است. خداوند به علم ازلی، از تمام حوادث عالم آگاه است. ولی، اگر خداوند همه چیز را به علم ازلی می داند، برای هر چیز، اسباب و علل نیز قرار داده است که امورات عالم بر اساس آن پیش می رود. اسباب و علل وقتی بوجود آمد، معلول آن نیز ظاهر می شود. چنان چه در روایات آمده است که صله‌ی رحم، صدقه و... عمر انسان را طولانی نموده، روزی انسان را زیاد می کنند. در حالی که عمر همه‌ی انسان ها نزد خداوند مشخص است. از نظر علمی نیز ثابت شده است، اگر کسی احتیاط و بهداشت را رعایت کند از عمر طولانی برخوردار می شود. و در غیر این صورت به امراضی مبتلا می شود که موجب مرگ او می گردد. در حالی که خداوند به علم ازلی خود، از زمان مرگ تمام انسان ها آگاه است. پس، علم خداوند به زمان مرگ انسان ها، به معنای بی اثر بودن صله‌ی رحم، صدقه، رعایت بهداشت و... نیست. بنابراین، در علم الهی گرچه همه‌ی مقدرات مشخص است، اما مشخص شدن مقدرات بر اساس اسباب و علل های آن ها است. و یکی از آن ها، علل و اسباب های معنوی، مثل دعا است. دعا از آثار و خاصیت های زیادی بهره مند می باشد که سبب شکل گیری بسیاری از مقدرات می شود. چنان که خداوند فرموده است:
1. حضرت نوح پیش از آن که گرفتار شود، مرا خواند، استجابت کردم و او را از مهلکه‌ی عظیم نجات دادم. [3]
2. اگر حضرت یونس اهل تسبیح و راز و نیاز با خدا نبود، تا روز قیامت او را در شکم ماهی نگاه می داشتم. [4] دعای او را قبول کردم و او را نجات دادم، مؤمنین را نیز این چنین نجات می دهیم. [5]
این ها نمونه ای از آیاتی است که توجه به خدا و راز و نیاز با او، را وسیله‌ی رفع گرفتاری و فَرَج در زندگی معرفی کرده است. علاوه بر آن، دعا می تواند باعث تغییر در مقدرات الهی شود.
1. امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند: «ان الدعا یردّ القضا» [6]؛ دعا حکم الهی را بر می دارد.
2. امام کاظم علیه السلام فرموده اند: شما را به دعا کردن سفارش می کنم. قضا و قدر، جز اندازه و حکم الهی نیست. هرگاه دعا باشد، این حکم و اندازه را تغییر می دهد. [7]
3. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله فرموده اند: «لا یرد القدر الا الدعا ... اندازه ای که از طرف خداوند تعیین شده باشد، غیر از دعا چیزی او را بر نمی دارد. [8]
بنابراین، علاوه بر اینکه علم خداوند به زمان ظهور به معنای نفی اسباب و علل ظهور نیست، بلکه، علم خداوند به زمان ظهور همراه با علل و اسباب آن از جمله دعا تعلق گرفته است. دعا، نقش بسزائی در تغییر مقدرات الهی دارد و می تواند مقدرات الهی را تغییر دهد.
 
پی نوشت ها:
[1] . صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص 573.
[2] . صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص 573.
[3] . سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی 76.
[4] . سوره‌ی صافات، آیه‌ی 146.
[5] . سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی 88.
[6] . بحار الانوار، ج 90، باب 16، کتاب ذکر و دعا.
[7] . همان، ص 295.
[8] . الکافی، ج 1، ص 2پ47.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 6 فروردین 1394  9:47 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا انتظار و منتظر بودن نوعی جبرگرایی و پذیرفتن مکتب جبر نیست؟

پاسخ:

در پاسخ به این پرسش باید بگوییم با توجه به آیات قرآن کریم خداوند متعال دو لوح دارد:
1. لوح محفوظ که هر آنچه در آن نوشته شده باشد، پاک نمی گردد و مقدرّات درون آن تغییر نمی‌یابد؛
2. لوح محو و اثبات که بنابر شرایط و سنتی از سنت‌های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی خاص تغییر می‌یابد و به شکلی دیگر رقم می‌خورد.
در تفاسیر قرآن ذیل آیات 22 سوره‌ی بروج، 39 سوره‌ی رعد، 2 سوره‌ی انعام مفسران و علما به تفصیل در این باره سخن گفته‌اند که در صورت تمایل می‌توانید برای مطالعه‌ی بیشتر در این رابطه به آنها مراجعه نمایید.
اصل ظهور حضرت مهدی (ع) مربوط به لوح محفوظ است و قطعاً اتفاق خواهد افتاد ولی زمان آن مربوط به لوح محو و اثبات است و می‌تواند دچار تقدیم و تأخیر شده و زودتر یا دیرتر از موعد مقرر خود اتفاق بیفتد.
 
سه دیدگاه درباره‌ی عواملی که می‌تواند باعث تعجیل در امر ظهور شوند وجود دارد:
1. برخی به غلط بر این باورند که با دامن زدن و گسترش ظلم و جور و فساد در تمامی عرصه‌ها می‌توان به این مهم دست یافت؛
2. برخی خلوت و گوشه‌نشینی و دعا کردن صرف را موجب تعجیل در ظهور حضرت مهدی (ع) می‌دانند؛
3. بسیاری از علما و اندیشمندان ـ به خصوص شیعه ـ با استناد به آیات، روایات و دلایل عقلی بسیار معقتدند «منتظران مصلح خود باید صالح باشند» و این صالح بودن در عرصه‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی و در نهایت جهانی باید متجلّی شود و صرفاً با گسترش ظلم و جور و فساد ظهور حضرتش اتفاق نمی‌افتد و علاوه بر آن جامعه‌ی جهانی پس از ظهور برای اداره و اجرای فرامین آن حضرت و گسترش عدل و داد به طور هم‌زمان نیازمند اوضاع و شرایط مساعد و یاوران جان بر کف و مجریان توانا به تعداد کافی برای کل پهنه‌ی زمین است و ظهور تنها و تنها با تحقق چنین شرایطی اتفاقی خواهد افتاد.1
اگر بنا بود این یاوران و مجریان تنها با خواست خدا و تحولی که از آسمان در قالب معجزه جلوه‌گر شده در اطراف حضرت مهدی(ع) قرار گیرند، خداوند متعال می‌توانست قرن‌ها پیش از این و حتی قبل از تولد حضرتش آنها را که اصلاً لازم نبود حتی از میان بشریت انتخاب شوند، به روی زمین بفرستد و به نیاز غیبتی طولانی آن هم به حدی که فقط تا کنون حدود 1200 سال از آن می‌گذرد. آیات قرآن کریم، روایات و دلایل عقلی همگی بر این دلالت می‌کنند تا زمانی که تحول درونی انسان‌ها اتفاق نیفتد و مردمان و لااقل شیعیان به اختیار خود و نه از سر اجبار دست از گناه و تباهی بر ندارند و طالب ظهور نشوند این واقعه‌ی عظیم اتفاق نخواهد افتاد حتی اگر خدای نکرده لازم باشد قرن‌ها پس از این غیبت ادامه پیدا کند.
جالب است بدانید بعضی از علما و محققان بر این باورند که شناور بودن زمان ظهور به حدی است که حتی خود حضرت مهدی (ع) نیز زمان ظهور دقیق خود را نمی‌دانند.2 خلاصه‌ی کلام این‌که ظهور تنها و تنها زمانی اتفاق خواهد افتاد که مردم اراده کرده باشند که با اصلاح خود و جامعه‌ی‌خویش به آن سمت گام بردارند. در این رابطه می‌توانید کتاب نظریه‌ی اختیاری بودن ظهور؛ نوشته‌ی آقای علی‌رضا نودهی را که به تازگی از سوی انتشارات موعود منتشر شده است را، مطالعه نمایید.
هر چیزی را که ماباور داشته باشیم به اختیار ماست اساساً در تعارض با آراء پیروان مکتب جبر قرار قرار می‌گیرد و به همین جهت نه تنها «انتظار و منتظر بودن نوعی جبر گرایی و پذیرفتن مکتب جبر نیست» بلکه هر کس در زمره‌ی منتظران قرار گیرد و نامش در میان چشم‌انتظاران حضرت مهدی (ع) ثبت گردد، در واقع در مقابل مکتب جبرگرایی قد علم کرده و ایستاده است؛ چون که جبر گرایان معتقدند انسان هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود ندارند و هر آنچه مقرر شده باشد (بدون تفکیک میان لوح محفوظ و لوح محو و اثبات) قطعاً اتفاق خواهد افتاد.
 
برای مطالعه‌ی بیشتر در این رابطه می‌توانید به این کتاب‌ها مراجعه نمایید:
1. آشنایی با مبانی و اصول مکتب جبر:
انسان و سرنوشت؛ عدل الهی، تألیف آیت الله مطهری.
2. آشنایی با مفهوم لوح محفوظ و لوح محو و اثبات و نقش آن در جریان ظهور:
1ـ2. تفسیر المیزان، ذیل آیات یادشده؛
2ـ2. شش ماه پایانی، تألیف مجتبی الساده، ترجمه‌ی محمود مطهری نیا.
3. نقش انسان‌ها در تعجیل ظهور و نحوه‌ی آن:
3ـ1. نظریه‌ی اختیاری بودن ظهور، تألیف علی‌رضا نودهی؛
3ـ2. تاریخ پس از ظهور، تألیف علامه‌ی شهید سید محمدصدر، ترجمه‌ی سید حسن سجادی‌پور؛
3ـ3. معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، تألیف ابراهیم شفیعی سروستانی.
 
پی‌نوشت‌ها:
1. برای نمونه، رک :سید محمد صدر، تاریخ پس از ظهور، ص 401 به بعد
2. البته این دیدگاه مورد قبول همه‌ی علما نیست.
منبع: ماهنامه موعود

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

یک شنبه 16 فروردین 1394  12:42 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

درباره امکان دیدار امام زمان علیه السلام در عصر غیبت توضیح دهید.

پاسخ:

ارتباط با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه از نظر حالات، سه نوع می باشد:
1. ارتباط روحی و عرفانی.
2. ارتباط در عالم خواب.
3. ارتباط فیزیکی و رۆیت با چشم ظاهری.
آنچه میان علمای شیعه محل اختلاف است و در کتابها و حکایات مطرح می باشد، ناظر به نوع سوم از ملاقات در عصر غیبت کبری است.
 
دلیل منکران امکان ملاقات حضرت
کسانی که منکر امکان ارتباط و ملاقات با حضرت در غیبت کبری هستند، برای اثبات ادعای خود به تعدادی از روایات، از جمله توقیع آن حضرت علیه السلام به یکی از نائبان خاص استناد می‌کنند، چون حضرت مدعی مشاهده را تکذیب نموده است «ألا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو کاذب مفتر.» [1] یعنی «آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی مدعی دیدار من بشود، او دروغ گفته و افترا بسته است.»
طبق این دیدگاه نقل ملاقات‌هایی که در کتابها و قصص و حکایات، وجود دارد را نمی توان پذیرفت.
 
دلیل معتقدان امکان ملاقات حضرت
در مقابل، اکثریت علما و بزرگان شیعه، قائل به امکان ملاقات می باشند و وقوع آن را فی الجمله می پذیرند و دلیل اصلی تحقق ملاقات را، ‌حکایات تشرفات می دانند که از سوی اشخاص موثق و مورد اعتماد نقل شده است.
از نظر کسانی که امکان ملاقات با حضرت را ممکن می دانند و بر آن صحه می گذارند، دلیل معتبری بر نفی امکان ملاقات وجود ندارد. طبق این دیدگاه در مورد تکذیب ملاقات، روایاتی در کار نیست بلکه طبق تحقیق فقط یک روایت است و آن نیز توقیع حضرت می باشد. [2]
از این توقیع نیز پاسخ‌های مختلفی داده شده است که بهترین پاسخ این است که به تناسب حکم و موضوع با استفاده از لفظ «مفتر» منظور حضرت، صرف دیدار و ملاقات نیست، بلکه دیداری است که همراه با نیابت باشد، مثل اینکه شخصی مدعی نیابت خاصه می شود و می گوید: من امام علیه السلام را مشاهده می کنم و حضرت من را وکیل خود قرار داده است و شما باید در کارها به من مراجعه کنید، حضرت چنین ادعایی را دروغ و افترا خوانده است.
اصل صدور توقیع نیز در مقام نیابت است و امام علیه السلام به «علی بن محمد سمری» فرموده است که کسی را از جانب ما نصب مکن؛ زیرا دوران غیبت صغرا و و نیابت خاصه به پایان رسیده است، در چنین شرایطی اگر کسی ادعای مشاهده و رۆیت داشته باشد معلوم است که منظورش مشاهده حاکی از نیابت نمی باشد. [3]
بنابراین، رۆیت شخصی که در دنیا با بدن مادی زندگی می کند و در میان مردم حضور دارد، امری است طبیعی و ندیدن برخلاف عادت روی مصالحی است که غیبت را اقتضا کرده است. در توقیع حضرت نیز گرچه مشاهده، نفی و تکذیب شده است، ولی این مشاهده به قرینه ذیل توقیع و سوء استفاده های احتمالی، حمل بر مشاهده همراه با ادعای نیابت می شود. [4]
 
مقدمه‌ مشاهده امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
باید به این نکته توجّه داشت که شناخت و ایمان نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا که در مورد امامان پیشین کسانی بودند که در کنار آنها زندگی کرده‌اند ولی چون نسبت به آن خوبان خدا، معرفت و ایمان نداشته‌اند، بهره‌ای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت کرده‌اند.
دو امر اساسی موجبات نزدیک شدن به محضر مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه را فراهم می آورد که به قرار زیر است:
 
1. تقوا
تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس می‌باشد یعنی اطاعت کامل خداوند و فرمانبرداری از دستوران او که خلاصه‌اش انجام واجبات و ترک محرمات می‌شود، البته تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پله‌اش طی کند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت که در نهایت این می‌شود که خدا می‌فرماید: ای بنده من اطاعتم کن تو را مثل خودم قرار می‌دهم. من زنده هستم و نمی‌میرم، تو را هم زنده قرار می‌دهم و نمی‌میری و من بی‌نیاز هستم و محتاج نمی‌شوم، تو را هم بی‌نیاز قرار می‌دهم که محتاج نمی‌شوی. من هر چه را اراده کنم تحقق پیدا می‌کند، تو را هم به صورتی قرار می‌دهم که هر چه را بخواهی تحقق پیدا می‌کند. [5]
برای رسیدن به این مرحله علاوه بر انجام واجبات و ترک محرمات تا حد امکان مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات هم دوری کند. (چیزهایی که احتمال حرمت در آنها بدهیم ولی یقین به حرمت آنها نداشته باشیم).
تقوا سبب نورانیت و قرب به آن جناب و اتصال روحی با آن حضرت می‌شود در توقیع شریف امام زمان به شیخ مفید می‌فرماید: «پس هر فردی از شما عمل کند به آن چیزی که به وسیله آن به محبت ما نزدیک می‌شود و دوری کن از آن چیزهایی که به وسیله آن به اکراه و خشم ما نزدیک می‌شود. پس به درستی که امر ظهور ما یک دفعه و ناگهانی است در وقتی که توبه برای فرد، نفعی ندارد و نجات نمی‌دهد او را از عقاب ما، پشیمانی بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما فرماید.»
در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار امام زمان عجل الله تعالی فرجه همین نکته را باز تذکر نموده‌اند که حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه در قسمتی از سخنانشان خطابه به او می‌فرماید: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟ پسر مهزیار در جواب می‌گوید: ای آقای من تا الان کسی را نیافته بودم که مرا راهنمایی کند. حضرت فرمودند: کسی را نیافتی که راهنمایت کند؟ آنگاه با انگشتان مبارکشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لکن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است. [6]
 
2. عشق و محبت به آن سرور
امر دوّم برای نزدیک شدن به محضر مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه عشق به آن حضرت و ایجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس می‌باشد.
در حدیثی بسیار گران‌بها که در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و شیعه مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سؤال می‌کند: «آیا شما برای من دعا می‌نمایید؟ امام رضا می‌فرماید: آیا تو غیر از این را گمان می‌کنی؟ راوی جواب می‌گوید: خیر و سپس حضرت می‌فرماید: اگر خواستی که دریابی که مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر کن و ببین که در قلبت و در کارهایت چقدر به من محبت داری و به فکر من هستی.» [7]
بارالها بر محمد و آلش درود فرست و دوری از محرمات و انجام واجبات به همراه عشق و محبت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را توشه راهمان بساز. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
 
پی نوشت ها:
[1] کمال الدین، ج 2، ص 294، باب 45، حدیث 45.
[2] سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص 180، «با اندک تغییر و تلخیص».
[3] همان، ص 181.
[4] مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، ص 209.
[5] مستدرک وسائل‌الشیعه ج 11، ص 258.
[6] دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.
[7] اصول کافی، ج 2، ص 652.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 19 فروردین 1394  10:09 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا نظام امامت‏ با آغاز غیبت پایان یافت و پس از ظهور حضرت مهدى از نو برقرار مى‏‌شود یا این که‏ استمرار دارد؟

شرح پرسش:

آیا رژیم و «نظام امامت‏»، با پایان یافتن دوره غیبت صغرى و آغاز غیبت کبرى (سال 329 هجرى قمرى)، پایان یافت، و پس از ظهور حضرت مهدى علیه السلام این نظام از نو برقرار مى‏ شود یا این که‏ «نظام امامت‏» استمرار دارد؟

پاسخ:

پاسخ از آیت الله صافی گلپایگانی:
رژیم امامت، رژیمى است الهى و انقطاع ناپذیر و دوره فترت ندارد و در هر زمان و هر عصر وجود دارد، از عصر حضرت رسول اعظم صلى الله علیه و آله و سلم تا حال تشکیل و برقرار بوده و هست، و تا دنیا باقى است، برقرار خواهد ماند، چنان که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
«لا تخلو الارض من قائم لله بحجة، اما ظاهرا مشهورا، و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بیناته (1)
«زمین از قائمى که براى خدا حجت‏ باشد خالى نخواهد ماند (و این حجت) یا ظاهر و مشهور است و یا بیمناک و مستور، براى این که حجت‏ هاى خدا و بینات او باطل نگردد و از بین نرود».
بر هر کس واجب است که ‏«نظام امامت‏» را بشناسد و به آن ایمان داشته باشد، و در هر زمان و هر مکان، فقط مردم باید از این نظام اطاعت کنند، و هر کس، در هر کجا و هر نقطه ‏اى از دنیا که باشد و هر شغل و کارى که داشته باشد - لشکرى باشد یا کشورى، بازرگان باشد یا پیشه ‏ور، دانشمند باشد یا دانشجو - باید مطیع این رژیم و فرمانبر این نظام و برنامه‏ هاى آن باشد، تفاوت نمى‏ کند که این نظام مسلط بر اوضاع باشد یا مسلط نباشد، و حکومت‏ هاى غاصب در امور مداخله داشته باشند، یا نداشته باشند.
این حکومت است و دین است و سیاست است و رژیم و نظام، پس اگر یک فرد مسلمان در دورترین نقاط چین یا اروپا یا آمریکا یا هر منطقه دیگر باشد که حکومت هاى غیر شرعى قدرت سیاسى و اداره امور را در دست داشته باشند، همان یک فرد باید مطیع نظام الهى امامت باشد تا در نظام حکومت‏ خدا باشد و باید دستور العمل و برنامه کارش را از طریق نظام امامت تعیین کند، حتى اگر در منطقه حکومت رسمى کفار زندگى مى‏ کند و کارمند مؤسسات و وزارتخانه‏ ها و ادارات آنها نیز باشد باز هم باید فرمانبر نظام امامت باشد و از آن نظام دستور بگیرد و تابعیت آن را داشته باشد.
دور بودن از حریم و منطقه نفوذ رسمى این رژیم، شخص را از اطاعت و تابعیت آن، معاف نخواهد کرد.
ابوذر و سلمان و مقداد و عمار یاسر و این گونه شخصیت ها، در حال تسلط نظام غاصب، فرمانبر نظام امامت بودند، و امثال على بن یقطین و محمد بن اسمعیل بن بزیع نیز، اگر چه به ظاهر در دستگاه هارون و حکومت ‏بنى عباس وارد بودند، اما در عین حال از نظام امامت اطاعت مى‏ کردند.
هر کس باید مشخص سازد و تعیین کند که در زندگى و تمام شؤون و امور خود، از چه رژیم و نظامى اطاعت مى‏ کند و تابع چه حکومتى است.
باید معلوم کند که تابعیت حکومت ‏خدا را قبول کرده یا حکومت طاغوت را پذیرفته است، و مؤمن به خدا مى‏ باشد، یا مؤمن به طاغوت.
متاسفانه بیشتر مسلمانان به این مساله بسیار مهم توجه کافى نکرده و معنى‏ «ولایت‏» را درک ننموده و از اهمیت این بُعد آن، که اطاعت باشد غفلت کرده ‏اند و آنان که خیلى مذهبى و متعهد هستند، به انجام یک سلسله فرائض و واجبات، و ترک محرمات، اکتفا مى‏ کنند.
اما از این که در حال حاضر چه تابعیتى باید داشته باشند، غفلت دارند و اگر تابعیت حکومت هاى غیر شرعى را قبول نکرده باشند، تابعیت حکومت‏ شرعى را هم آگاهانه نپذیرفته ‏اند و به تعهدات و مسؤولیت هائى که در برابر آن دارند، توجه ندارند و تابعیت حکومت ‏شرعى را یک مساله و وظیفه اسلامى نشمرده ‏اند.
طبق مذهب اهل سنت تشکیل حکومت‏ شرعى، ممکن است به فترت و سستى برخورد نماید و در بعضى از زمان ها به عللى نظام حکومت اسلامى تعطیل شود، و ممکن است در زمانى که حکومت‏ شرعى تشکیل نشده مساله تابعیت از آن هم مطرح نباشد، و بلکه بى موضوع گردد.
اما طبق مذهب شیعه که نظام امامت، رژیم دائم و مستمر است، همیشه و در تمام شرایط، تابعیت حکومت ‏شرعى یک فریضه اساسى و عمده است.
حکومت مخصوص ذات خدا است:
ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا ایاه مخلصین له الدین ذلک الدین القیم (2)
و باید فقط خدا پرستش و اطاعت‏ شود و اطاعت‏ براى او خالص باشد و مردم در برابر حکومت و سلطنت و رژیم او خاضع و فرمانبر باشند، دین قیم و مستقیم، این است.
رژیم امامت، یعنى حکومت‏ خدا، و تابعیت این رژیم، تسلیم حکم خدا بودن و در منطقه حکومت‏ خدا زیستن و به حکومت غیر خدا عقیده نداشتن است.
تفاوت نمى‏ کند در اعصارى که ائمه علیهم السلام حضور داشتند و غاصبان حکومت، مانع از مداخله رسمى آنها در کارها بودند، یا در عصر غیبت کبرى که امام علیه السلام غایب مى‏ باشند، باید هر مسلمانى در این رژیم (نظام امامت) ثبت نام کند و از اینجا فرمان ببرد و شناسنامه حقیقى خود را از این حکومت بگیرد. حکومت شرعى همیشه بر پا است و مرز و منطقه و کشور ندارد هر کجا یک فرد متشرع و یک مسلمان متعهد باشد، آنجا در قلمرو فرمان این حکومت محسوب است.
امروز مهمترین چیزى که باید به شیعیان خصوصا و به مسلمانان عموما تفهیم کرد، مساله رژیمى است که باید از آن تبعیت داشته باشند، و نظامى که باید از آن اطاعت نمایند. این موضوع اگر کاملا درک شود یگانه وسیله‏ اى است که از آن براى اصلاح امور و مبارزه با عوامل بیگانه استعمار و استعباد و استبداد، مى‏توان استفاده کرد. این حکومت و نظام امامت بود که در واقعه تحریم تنباکو، حکومت انگلستان را به زانو در آورد و رشته استبداد ناصر الدین شاه را قطع کرد و استعمارگران را در بیم و هراس انداخت. و این ملت مسلمان و شیعه ایران بود که در این واقعه به دنیا اعلام کرد که تابعیت رژیمى را دارد که رهبرى آن با آیت الله مرحوم میرزاى شیرازى -اعلى الله مقامه- است و تابعیت رژیم استبدادى ناصر الدین شاه را ندارد.
نظام امامت یکى از انقلابى‏ترین و سازنده‏ترین برنامه ‏هاى اسلامى است (3) که متاسفانه از ان بطور کامل در پیش برد مقاصد و اهداف اسلام، امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با تجاوز و استضعاف، استفاده نمى ‏شود، و چنان که باید به عموم تبلیغ نشده و ایمان به این نظام و ابعاد آن و تعهداتى که مؤمن به این نظام دارد، در یک سطح همگانى و با اهمیت عرضه نمى‏ شود.
به نظر اینجانب تمام یا عمده نقاط ضعف و عقب ماندگى‏هاى جامعه، از عدم توجه به این برنامه و مشخص نکردن تابعیت و ملتزم نبودن به لوازم عقیده به امامت و نشناختن آن، مایه گرفته است، و این که بسیارى امامت را در عصر حاضر یک امر اعتقادى خارج از عمل مى ‏شمارند و آن را مربوط به دوران و عصر حضور امام مى‏ دانند، و نمى‏ دانند که هم اکنون نیز نظام امامت قائم و بر پا است و فقط تبعیت ازآن، راه نجات دنیا و عقبى است.
عقیده به نظام امامت و حکومت‏ شرعى، در تمام شؤون، قدرت سازندگى دارد، و شعبه ‏اى از عقیده توحید خالص است که از آن انفکاک ندارد، و حدیث‏ شریف معروف: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة‏» (4) همین استمرار و همین لزوم اطاعت دائم و در تمام اعصار و ازمنه و مناطق را تایید مى‏ نماید و چون عقیده به نظام امامت رشته ‏اى از عقیده به توحید و حکومت‏ خدا و سلطنت‏ حق است، هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مردن جاهلیت مرده است. و چون اطاعت داشتن از نظامات دیگر، یک نوع شرک فکرى و عملى است، حضرت صادق علیه السلام در ضمن حدیثى مى‏ فرماید:
«لا دین لمن دان الله بولایة امام جائر لیس من الله (5)
دینى نیست از براى کسى که خدا را به ولایت پیشواى ستمکارى که از جانب خدا نیست، عبادت کند».
و حضرت امام باقر علیه السلام مى ‏فرماید:
«قال الله تبارک و تعالى: لاعذبن کل رعیة فى الاسلام دانت بولایة کل امام جائر لیس من الله، و ان کانت الرعیة فى اعمالها برة تقیة، و لاعفون عن کل رعیة فى الاسلام دانت بولایة کل امام عادل من الله، و ان کانت الرعیة فى‏ انفسها ظالمة مسیئة‏» (6)
«خداوند متعال فرموده است: البته عذاب خواهم کرد هر رعیتى را که در اسلام متدین گردد به ولایت هر پیشواى ستمکارى که از جانب خدا نیست، اگر چه رعیت در کارهاى خود نیکوکار و پرهیزکار باشد و البته عفو مى‏ کنم از هر رعیتى که در اسلام متدین گردد به ولایت امام عادلى که از جانب خدا باشد، اگر چه در ذات خود ستمگر بدکردار باشد».
از امثال این احادیث (7) اهمیت امامت و رهبرى سیاسى، و نقش آن در اجتماع معلوم مى‏ گردد و این که اگر ملتى و فردى در این اصل مسامحه کند و به نظامى که بر اوضاع مسلط است و به شرعى بودن آن، اعتنا نداشته باشد و در این موضوع خود را مسؤول نشمارد (اگر چه در کارهاى دیگرش مواظب دستورات شرع باشد) مستحق باز خواست و عذاب خواهد شد. و نیز از این احادیث استفاده مى‏ شود که نظام امامت، نظام محدودى نبوده و مستمر و جاودان مى‏ باشد و به عصر حضور منحصر نیست همیشه منعقد است و هیچ گاه تعطیل نشده و نخواهد شد.
در عصر ما نیز حکومت‏ شرعى بر این اساس برقرار است و هیچ کس در ترک اطاعت آن و قبول نظامات دیگر معذور نیست و عقیده به وجود امام عصر علیه السلام و حیات آن حضرت معنایش اعتقاد به وجود حکومت شرعى و لزوم اطاعت از اوامر و پیشنهادها و دستورات فقهاى جامع الشرایط است.
باز تکرار مى‏ کنیم که: منطقه نفوذ این حکومت مرز ندارد و تا هر کجا مسلمان و شیعه باشد، باید نفوذ داشته باشد و هر کس ما بین خود و خدا، باید از این نظام تبعیت کند، اگر چه این نظام، به حسب ظاهر استیلاء بر امور و تسلط حکومت هاى ظاهرى را نداشته باشد.
خلاصه، التفات به این مطلب بسیار لازم است که ما یک عقیده ‏اى توحیدى داریم که:
«له الحکم و له الامر، و هو الحاکم، و هو السلطان و هو الولى، و هو المولى، و هو...و هو...»
«حکم براى خدا است، و فرمان مختص ذات او است و حاکم او است و سلطان و ولى و مولى او است و...».
بنابراین، هیچکس و هیچ گروه بر کسى نمى‏ تواند حکومت کند، ولایت و سلطنت ندارد، مگر باذن الله و به حکم خدا، و همه مردم باید در تحت حکومت خدا و داخل در سلطان الله، و مطیع احکام الله و ساکن مملکت الله باشند.
پس حکومت هائى که من جانب الله نیستند، طبق هر رژیم و برنامه ‏اى که باشند، باطل، و اطاعت از آنها بالذات حرام است، و فقط حکومت خلفاى الهى و کسانى که از جانب آنها نیابت دارند، شرعى و واجب الاتباع است و این منصب براى احدى غیر از آنها ثابت نیست.
خداوند متعال ما را به حقایق این امور هدایت فرماید.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 22 فروردین 1394  11:02 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

پرسش:

آیا پیامبر (صلّی الله علیه و آله) مظهر رحمت بود و امام زمان (علیه السلام) مظهر انتقام است؟

شرح پرسش:

آیا خداوند حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله را برای رحمت و حضرت مهدی علیه السلام را برای انتقام مبعوث می‌کند؟ آیا هدف او با هدف رسول خدا مخالف است؟ و بدون این‌که هدایتگری و تبلیغ کند دست به قتل مردمان و خصوصاً غربی ها می‌زند؟ با این وجود آیا مردم اشتیاقی به ظهور ایشان دارند؟

پاسخ:

در بیان سیره‌ی رفتاری امام عصر علیه السلام بیان روایات بهترین راهنما برای فهم آن است، البته باید بگوئیم او که فرستاده و نماینده‌ی خداست نوع رفتارش همان گونه است که سنّت رفتاری خود خداست.
و اگر در پی چگونگی رفتار خداوند هستیم همین بس که او خود فرمود: «رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ»؛ یعنی: رحمت من سراپای هر چیزی را فرا گرفته و لذا در مناجات ائمه‌ی معصومین علیهم السلام چنین می‌بینیم که فرموده‌اند: «یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتَهُ غَضَبَهُ»؛ یعنی: خدائیِ خداوند به گونه‌ای است که رحمتش بر غضبش پیشی دارد، بنابراین نمی‌شود که نمایندگان او رفتاری غیر از این رحمت واسعه داشته باشند.
حال به سراغ روایات که بیان کننده‌ی نوع سیره‌ی ایشان است می‌رویم:
1- امام باقر علیه السلام فرمودند: علم به کتاب خدا و سنّت پیامبر در قلب مهدی علیه السلام ریشه می‌دواند آن چنان که گیاه در دل مساعدترین زمین‌ها ریشه می‌دواند. (بحار 52/317)
2- عبدالله بن عطاء از امام صادق علیه السلام سؤال کرد که مهدی علیه السلام پس از ظهور چه سیره و روشی را در حکومت خواهد داشت؟ امام فرمودند: درست مثل رسول خدا صلّی الله علیه و آله. (بحار 52/354)
3- امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: مهدی علیه السلام لباسی همچون علی بر تن کرده و به سیره‌ی امیرالمؤمنین علیه السلام عمل می‌کند. (بحار 47/52)
و بسیاری روایات دیگر که اشاره به نوع حکومت و سیره‌ی رفتاری ایشان دارد که برای عدم اطاله‌ی کلام بیان نکردیم.
روشن است که ایشان نیز به نوع و روش پدران گرامیش رفتار می‌کند و اگر سخن در چگونگی رفتار پیامبر است، همین بس که خداوند چنین فرمود: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُم و لو کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَولِکَ» (آل عمران/ 159)؛ یعنی: ای پیامبر اگر به غیر رحمت و مهربانی با آنان رفتار می‌کردی و مهرورز نبودی آنان از کنار تو دور می‌شدند و مهدی علیه السلام نیز به همین روش که مورد تأیید و خواسته‌ی خداوند است رفتار می‌کند. و به همین خاطر است که او را نیز همانند جدّ بزرگوارش رحمة للعامین می‌گویند (کافی 1/528- عیون اخبار الرضا 2/50) و او نیز در اوج رأفت و رحمت با مردم رفتار می‌کند و لذاست که در رفتارش با مکّیان با توجّه به این‌که دو بار نماینده و فرماندار منصوبش را به قتل رساندند چنین می‌فرماید که: از آن‌ها کسی را باقی نگذارید مگر آن‌هائی که ایمان بیاورند، اگر نبود رحمت خدا که همه چیز را فرا گرفته و البته من همان رحمتم، برای نابود کردن آن‌ها بر می‌گشتم امّا شما بدون من بروید، آن‌ها همه‌ی عذرها را بین خود و خدا و بین خودشان و من از میان بردند. (بحار 53/11)
بنابراین روشن است که روش او قتال و از بین بردن مردم نیست بلکه او هدایتگری و تبلیغ را به جا می‌آورد و برنامه‌ی او رفتار به رحمت و مهربانی است و لا غیر. و آن قدر در اوج محبّت رفتار می‌کند که مردم همانند زنبوران که به ملکه و پادشاه خود پناهنده می‌شوند به او پناه می‌برند، او خوابیده را بیدار نمی‌کند، خونی را نمی‌ریزد. (الملاحم و الفتن سید بن طاووس /147)
و نارواست که بگوئیم او به کشتار رو می‌آورد و برنامه‌اش قتال است در حالی که امام رضا علیه السلام فرمود: او عالم‌ترین مردم، حکیم‌ترین مردم، با تقوی‌ترین مردم و بردبار و بخشنده‌ترین مردم است. (الزام الناصب /9)
آری او آنگونه رفتار می‌کند که سعادتمندی مردمان را به همراه دارد و در وصفش خداوند به حضرت آدم علیه السلام فرمود: به وسیله‌ی این بنده‌ی با سعادتم، زنجیرها را از پای بندگانم باز می‌کنم و بارهای سنگین را از گرده‌های ایشان بر می‌دارم و زمین را از شفقت و رأفت و عدل پر می‌کنم. (بحار 26/312)
آیا می‌شود کسی که سبب ایجاد شفقت و رأفت است خود قتّال و کشنده باشد؟! البته این را هم متذکّر شویم که اگر کسی در مقابل رحمت و هدایتگری او بایستد و مخالفت کند و از رفتار او سوء استفاده کند، عاقبتش همان می‌شود که حضرت بر سر مکّیان می‌آورد که خبرش گذشت.
و در انتها سخن را با حدیثی از امیر المؤمنین علیه السلام تمام می‌کنیم که در ردّ تمام این افکار ناروا فرمودند: مهدی علیه السلام از همه‌ی شما عالم‌تر و مهربان‌ترین شماست «أکثرکم علماً و أرحمکم رحماً». (بحار الأنوار 51/115)

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 25 فروردین 1394  12:43 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها