0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا به طور منطقي يا عقلي يا فلسفي ياعلمي يا ... امكان دارد رجعت كننده ها بر امام عصر(عج) خروج كنند يا به كارهاي حضرت شك كنند؟

 

رجعت كنندگان در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) دو دسته هستند:
      1) سران و روساي كفر و نفاق. (به تعبير روايات ممحضين در كفر و نفاق).
      2) مؤمنان سرآمد و با تقوا كه اعتقاد كامل به حقانيت اسلام و حضرت مهدي(ارواحنا له الفداء) دارند. (به تعبير روايات ممحضين در ايمان) اما گروه اول با مجازات، به اعمال بد خود خواهند رسيد و تواني و قدرتي براي خروج بر حضرت ندارند. و مؤمناني نيز در دورة پيش از ظهور، امتحان خود را پس داده اند و از ايمان كامل برخوردار بوده اند و پس از رجعت و ديدن حقايق در برزخ اين ايمان محكم تر شده و ديگر شك و خروج در مورد آنها امكان ندارد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

پنج شنبه 30 بهمن 1393  1:14 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

مي گويند که در زمان ظهور امام زمان چيزهاي زيادي مي باشند که تکامل مي يابند از جمله علم به حد اعلاي خودش مي رسد و بعضي ها مي گويند که و همچنين درکتاب ها نوشته شده که امام زمان با شمشير قيام مي کند، سؤال من اين است که با وجود پيشرفت علم و با وجود سلاحهاي مدرن آيا جنگ امام زمان باز هم با سلاح هاي سرد خواهد بود؟


 

» در اين راستا نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:


       1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنان كه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.


       2) آنچه مسلم است سلاح هاى موجود دنيا به گونه اى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بى ايمان را از بين مى برد و خوبان از گزند آن در امانند. اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مى آيد بر ما پوشيده است مى توان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاح هاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاح ها تعلق گيرد.


      سؤالاتي كه درباره ابزار دفاعي آن حضرت قابل طرح است عبارتند از:


       1- آيا ابزار دفاعي آن حضرت سلاح سردي چون شمشير خواهد بود يا نه ؟


       2- مفاد روايات اسلامي كدام نظريه را تأييد مي كند؟


       3- آيا تكامل صنعتي و ماشيني در آن روزگار از بين خواهد رفت يا نه ؟


       مي گوييم براي يافتن پاسخ اين سؤالات هم از منابع حديث و هم از دلايل عقلي مي توان كمك گرفت اما به نظر عقل : هيچ دليلي وجود ندارد كه با جهش جامعه انساني به سوي حق و عدالت ترقي جامعه متوقف گردد. افزون بر آن يكي از پايه هاي استقرار حكومت واحد جهاني به هم پيوستگي دنيا از نظر وسايل ارتباطي است و اين موضوع بدون تكامل صنعتي ممكن نيست . پس بعيد نيست بگوييم همان گونه كه قلم كنايه از علم و فرهنگ است.


       شمشير هم كنايه از قدرت و نيروي نظامي مي باشد. از همين جا مي توانيم به اين سخن اعتراف كنيم كه نمي توانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادي يا رواني بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم . همين اندازه اجمالا مي توانيم بگوييم يك سلاح برتر خواهد بود. هم چنان كه مي دانيم آن سلاح سلاحي نيست كه گناهكار و بي گناه را با هم نابود كند. و اما به نظر احاديث : احاديثي كه نقل شده , به نوبه خود هر كدام تكامل علوم را در ابعادي مختلف براي انسان گوشزد مي كنند. از باب نمونه در كتاب منتخب الاثر عناوين ذيل را مشاهده مي كنيم كه همگي بر پيشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مي كنند:


       1- باب سوم در اين كه زمين , كنوز و معادن خود را اظهار مي كند. در اين باره ده حديث است . از باب نمونه : موسي بن جعفر(ع ) فرمود: براي آن حضرت گنجينه هاي زمين ظاهر مي شود و هر امر دوري، براي ايشان نزديك مي گردد.


      2- باب چهارم : در اين كه بركات سماوي و ارضي و غير اين دو ظاهر مي شوند و در آن 12 حديث است . از باب مثال : پيامبر(ص ) فرمود: در زمان آخر امتم مهدي خروج مي كند و حال آن كه باران او را سيراب و زمين نباتاتش را بر وي عرضه مي كند.


       3- باب يازدهم در اين كه زمين در دولت وي عمران مي يابد. در اين زمينه 5 حديث وارد شده است . از آن جمله : حضرت فرمود: روي زمين خرابي باقي نمي ماند مگر اين كه مهدي آن را آباد مي كند.


       4- باب دوازدهم در اين كه امور در عصر ايشان تسهيل پيدا كرده و عقول مردم هم تكامل پيدا
      مي كند و در آن 7 حديث نقل شده است .


       از باب نمونه امام صادق (ع ) فرمود: در زمان قائم آل محمد(ص ) مؤمني كه در مشرق است برادر خود را كه در مغرب است مي بيند. همين طور مؤمني كه در مغرب است برادر خود را كه در مشرق است , مشاهده مي كند.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

پنج شنبه 30 بهمن 1393  1:15 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا اين عقيده درست است كه وقتي امام زمان از غيبت بيرون آمده و ظهور كنند تمام امامان از اول تا يازدهم زنده شده وبه حكومت مي رسند و سالهاي زيادي حكومت مي كنند مثلا مي گويند امام حسين تازماني حكومت مي كند كه مي ابروي ايشان ازبلندي جلوي چشمان ايشان را مي گيرد و ايشان با دست ابروها را بالا گرفته و به هر طرف نظر مي كنند؟


 

» يكي از اعتقادات ويژه‌اي كه شيعه دوازده امامي آن را باور دارد، عقيده به رجعت است. رجعت در لغت به معناي بازگشت است. معني اصطلاحي رجعت از ديدگاه شيعه اين است كه خداوند (هم زمان با ظهور حضرت مهدي(عج« شماري از امت محمد(ص) را پس از مرگشان و پيش از قيامت بر مي انگيزاند واين باور از ويژگي هاي مذهب آل محمد(ص) مي باشد كه قرآن نيز بر درستي آن گواهي مي دهد.(1)


      دانشمند بزرگ شيعه، مرحوم سيد مرتضي علم الهدي نيز عقيده بر رجعت از ديدگاه اماميه را چنين توضيح مي دهد، باور شيعه اماميه اين است كه خداوند متعال به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهي از شيعيان راكه پيش از ظهور آن حضرت از دنيا رفته اندبه اين جهان باز مي گرداند تا آنان به پاداش ياوري و همراهي و درك حكومت آن وجود مقدس نايل گردند. همچنين خداوند برخي از دشمنان آن حضرت را زنده مي كند تا از آنان انتقام گيرد، بدين صورت كه آشكار شدن حق و بلندي مرتبت پيروان حق را بنگرند و اندوهگين شوند.(2)


      از ديدگاه دانشمندان شيعه، هيچ گونه ترديدي در اصل «رجعت» وجود ندارد و همه عالمان بزرگ شيعي اعتقاد به رجعت را از ويژگي هاي پيروان اهل بيت بر شمرده اند.


      مرحوم علامه مجلسي در كتاب گرانسنگ بحار الانوار مي فرمايد: عقيده به رجعت، در تمام دوران ها مورد اتفاق مذهب شيعه بوده و اين سخن چندان آشكار است كه كسي نمي تواند به انكار آن برخيزد.(3)


      شيخ مفيد و سيد مرتضي نيز اعتقاد به رجعت را نزد شيعه اجماعي شمرده‌اند.(4)


      مرحوم شيخ حر عاملي مي فرمايد: فراواني شمار نويسندگاني از شيعه كه روايات مربوط به رجعت را در كتاب هاي خويش گرد آورده اند- كه تعداد آن از هفتاد كتاب بيشتر است - دليل بر قطعي بودن اعتقاد به رجعت از ديدگاه شيعه است.(5)


      شيخ صدوق نيز اعتقاد به رجعت را از ويژگي هاي پيروان تشيع دانسته است.(6)


      دانشمندان شيعه براي اثبات رجعت به دلايل قرآني، روايي و اجماع تمسك جسته اند كه ما تنها به نقل نمونه هايي از اين استدلال ها بسنده مي كنيم: گواه روشن تحقق رجعت، پيش از هر چيز قرآن كريم است كه در آيه 84 سوره نمل مي فرمايد:(و يوم نحشر من كل امة افواجاً ممن يكذب بآياتنا فهم يوزعون)؛ روزي كه از هر ملتي، گروهي از آنان را كه آيات ما را تكذيب مي كردند، زنده مي گردانيم. در اين آيه شريفه كه براي اثبات رجعت مورد استناد ائمه(ع) (7) و دانشمندان شيعه قرار گرفته است، سخن از روزي است كه تنها گروهي (و نه همه مردم) برانگيخته مي شوند، در حالي كه در قيامت بنا به تصريح قرآن كريم همه انسان ها برانگيخته مي گردند، آنجا كه مي فرمايد:(و يوم ينفخ في الصور ففرغ من في السموات و من في الارض الا من شاء الله و كل اتوه آخرين)؛ روزي كه در صور دميده شود، همه كساني كه در آسمان ها و زمين هستند، مگر آن كس كه خدا را خواهد، به شدت مي ترساند و همگان با ذلت نزد او حاضر مي گردند.(8)


      از مقايسه اين دو آيه شريفه چنين به دست مي آيد كه آيه نخست مربوط به روزي غير از قيامت است و آن همان روزي است كه در روايات اهل بيت به نام «رجعت» معروف گرديده است.


      اما دليل اصلي اثبات رجعت روايات بي شماري است كه بر وقوع آن صحه مي گذارد. مرحوم علامه مجلسي نام بيش از پنجاه تن از عالمان و محدثان شيعه را ذكر مي كند كه روايات رجعت را در كتاب هاي خويش آورده اند كه اسامي برخي از آنها بدين قرار است: سليم بن قيس هلالي، حسن بن صفار، علي بن ابراهيم قمي، ثقة الاسلام كليني، عياشي، كشي، شيخ صدوق، شيخ مفيد، سيد مرتضي، ابوالفتح كراجكي، نجاشي، شيخ طوسي، ابن طاووس و ... .


      مرحوم علامه مجلسي در باره روايات رجعت مي فرمايد: كسي كه به حقاينت ائمه اطهار(ع) ايمان دارد چگونه مي تواند درباره مسأله متواتري كه از آنان نقل شده و نزديك به دويست روايت صريح در اين زمينه رسيده و بيش از چهل تن از ثقات و عالمان شيعه آنها را در كتاب هاي خود آورده اند، ترديد كند؟


      به راستي اگر مسأله‌اي مثل رجعت را نتوان از امور متواتر دانست، پس در كدامين موضوع مي توان ادعاي تواتر نمود؟(9)
      شيخ حر عاملي نيز روايات رجعت را فزون از شمار دانسته و در باره آن قائل به تواتر معنوي شده است.(10) ما در اين مقام تنها به نقل دو روايت از روايات بي شمار رجعت مي پرازيم:


      1. از امام صادق(ع) درباره آيه: (ربنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين) پرسش شد، حضرت در پاسخ فرمود: ذلك في الرجعة؛ اين آيه در مورد رجعت است.(11)


      
      2. همچنين آن حضرت فرمود: ليس منا من لم يؤمن بكرمنا، هر كس به رجعت ما ايمان نداشته باشد، از ما نيست.(12)


      افزون بر قرآن و روايات، شمار فراواني ازعالمان شيعه، عقيده به رجعت را در نزد اماميه اجماعي دانسته اند.(13)


      حال با توجه به ادله قطعي اي كه رجعت را به مثابه يك عقيده درست ثابت مي كند، بايستي ديد هدف از رجعت چيست؟ آيا رجعت از جمله معجزات پيامبر اكرم(ص) است؟ آيا رجعت از نشانه هاي ظهور مهدي(عج) و يا معجزات آن حضرت است؟ و يا اصلاً رجعت مسأله‌اي ديگر و يا هدفي ديگر در نظام آفرينش طرح ريزي شده است؟


      گر چه ممكن است به جهت محدوديت علم و ادراك ما نتوان به طور قاطع غرض و هدف اصلي از رجعت را ذكر كرد، اما با توجه به مجموع احاديثي كه در مورد رجعت به ما رسيده است شايد بتوان اهداف ذيل را از جمله مواردي دانست كه لزوم تحقق رجعت را توجيه مي كند:


      1. رجعت با هدف نشان دادن عزت اسلام و ذلت كفر و شرك از سوي خداوند صورت مي گيرد، بدين معنا كه بازگشت به دنيا در زماني به وقوع مي پيوندد كه دين خدا بر سراسر جهان حاكم شده، زمين و آنچه در آن است، يكسره در اختيار مؤمنان و خدا جويان قرار گرفته و كافران و ستم پيشگان خوار و ذليل خواهند گشت.


      بديهي است كه چنين حادثه اي هر انسان دينداري را شادمان و خرسند و تبهكاران و كافران را به رنج و اندوه فرو خواهد برد. از اين رو خداوند مهربان و حكيم، گروهي از مؤمنان راستين و شماري از كافران سرسخت را در آن روز به جهان باز مي گرداند، تا آنان از ديدن شكوه و عظمت اسلام و حاكميت مؤمنان به وجد آيند و كافران نيز بر اثر مشاهده شوكت و قدرت پيروان دين خدا خشمگين و اندوهناك گردند و همگان در يابند كه وعده الهي تخلف ناپذير است.


      2. گذشته از اين كه ممكن است افراد با ايمان در اين بازگشت به مقاماتي دست يابند كه تنها در هنگام سيطره كامل اسلام مي توانند به آن مقامات برسند، مي توان گفت: از آن جا كه طبق روايات، كافراني كه رجعت مي كنند از جمله افرادي هستند كه بسيار در كفر خود سرسخت و لجوج بوده اند، رجعت آنان ممكن است با اين هدف انجام گيرد كه دست كم مقداري هر چند اندك، از جزاي اعمال ننگين خود را در دنيا بچشند و تا حدودي پاسخگوي پاره اي از ظلم و ستم هاي بي حد خود باشند، هر چند مجازات اصلي در سراي آخرت به آنان خواهد رسيد.


      با توجه به مطالب پيش گفته بايستي اين نكته را هم يادآور شد كه نه در روايات مربوط به رجعت و نه در گفتار بزرگان شيعه هيچ گونه ملازمه اي ميان رجعت و معجزه بودن آن براي پيامبر اكرم(ص) نيامده است، مرحوم امين الاسلام طبرسي، ضمن اشاره به اين سخن ملازمه ميان رجعت و صحت نبوت پيامبر(ص) آن را باطل دانسته و فرموده است: نزد ما(شيعيان) بلكه اكثر امت اسلامي، ظهور معجزه به دست ائمه و اوليا نيز رواست.(14) بنابراين به هنگام تحقق رجعت، مي توان آن را از جمله معجزات حضرت ولي عصر(عج) به شمار آورد.


      پي‌نوشت:
      1. المسائل السرويه، شيخ مفيد، ص 32، المطبعة مهر، ناشر: المؤتمر العالمي.
      2. رسائل الشريف المرتضي، ج 1، ص 125،تحقيق سيد مهدي رجايي، ناشر: دار القرآن، 1405 هـ . ق، مطبعة السيد الشهداء.
      3. بحار الانوار، ج 53، ص 144 - 122، الطبعة الاولي، 1405 هـ . ق، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات بيروت.
      4. همان، ص 136-139.
      5. به نقل از همان، ص 121.
      6. الايقاظ من الهجعه، باب دوم.
      7. بحار، ج 53، ص 53.
      8. سوره نحل، آيه 87.
      9. بحار، ج53، ص 144 - 122.
      10. الايقاظ من الهجعة، باب دوم، دليل سوم.
      11. بحار، ج 53، ص 56.
      12. همان، ج 53، ص 92.
      13. همان، ج 53، ص 139 - 136.
      14. مجمع البيان، ج 1، ص 223.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

پنج شنبه 30 بهمن 1393  1:17 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

دل بستن به كسي بخاطر رفتار و كردارش آيا با اين سخن منافات دارد اگر مي خواهي محبت آقا امام زمان(ع) را بدست بياوري محبت ديگري را از دل خارج كن؟


 

» همه عالم پرتوي از ذات پاك ذوالجلال است و همه موجودات نشانه اي ازآن بي نشان مي باشند. قرآن كريم همه عالم را آيت خداوند و آينه اي كه آن جمال جميل در آن هويدا است مي داند. موجودات هر كدام با زبان خاص خود مي گويند ما از خود هيچ نداريم وجود و صفات و زيبايي و كمال ما از ما نيست ما موجودات مستقلي نمي باشيم. همه ما به وجودي كه علم و قدرت بي انتها است تكيه زده ايم و اگر عنايت و فيض و لطف او نباشد آني بقا و ماندگاري براي ما مقدور نيست.


       هر گياهي كه از زمين دويد

وحده لا شريك له گويد


      به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست


      خداوند متعال انسان را به گونه اي آفريده كه بايد محبت بورزد و دوست داشته باشد و دل ببندد ولي جان سخن در اين است كه بايد به هيچ محبوبي و معشوقي با ديده استقلال ننگرد و صفات و زيبايي و خوبي و كمال را از خود او نداند.

 علاقه به پدر و مادر و همسر و فرزندان و دوستان علاقه اي به حق و به جا و مطابق با فطرت انساني است. اگر كسي اهل محبت ورزي و دوستي و رحمت نسبت به انسان ها و حتي حيوانات و گياهان نباشد. از اين فطرت پاك خدايي فاصله گرفته و انساني بيمار است كه بايد به معالجه و درمان بپردازد.

پيامبران و اولياي الهي(ع) كه در محبت ورزي و عشق به ذات پاك احديت از همه سرآمد بودند و در اين ميدان گوي سبقت را از همه ربوده بودند، در محبت ورزي به فرزندان و خانواده خود بي نظير بودند. آنها به همه موجودات عشق مي ورزيدند و در آينه آنها جمال الهي را مي ديدند.

در روايت آمده كه مردي به پيامبر(ص) عرض كرد: يا رسول الله من داراي ده فرزند هستم و تا به حال حتي يك بار هم آنها را نبوسيده ام. حضرت فرمود: تو انساني هستي كه از رحمت الهي به دوري «من لا يرحم لا يرحم؛ آن كس كه به ديگران رحم نكند و مهرباني نورزد مورد لطف و رحمت خداوند قرار نمي گيرد».


      دل بستن به كسي به خاطر اعمال و رفتار خويش نه تنها با محبت امام زمان(ع) منافات ندارد بلكه مورد تأكيد و سفارش ايشان است چون خواسته امام زمان(عج) رشد و تعالي و بندگي و قدم برداشتن در راه مستقيم الهي است و اگر انسان شايسته اي باشد كه اعمال و كردارش هماهنگ با تعاليم دين و احكام شرع مقدس است علاقه به او باعث مي شود اخلاق و كردارش در ما تأثير كند و ما را متخلق به آن اخلاق كند.

البته در صورتي كه به او استقلالي نداد و توجه داشت كه كمال و خوبي و اعمال نيك او در پرتو الطاف ولي عصر(عج) و لطف خداوند حاصل شده و در واقع علاقه به او علاقه به كمال و فضيلتي است كه در او جمع گشته است. پس در دلبستگي ها، بايد رعايت موازين و حد اعتدال را نمود و به كسي و چيزي استقلال نداد و او را مجرا و كانال فيض و عنايت الهي دانست.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

پنج شنبه 30 بهمن 1393  1:17 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

مدت حکومت حضرت مهدی چند سال است؟ .

احاديث بسيار متفاوتي درباره طول مدت حکومت حضرت صاحب الامر و الزمان ‏ عليه الصلاة و السلام وارد شده است که در مجموع ده ‏ها قول را مي‏توان از آن احادیث استخراج نمود که در زیر 17 قول را مشاهد می فرمایید : 1. پنج يا هفت يا نه سال، [1] .
2. شش ياهفت يا هشت يانه سال، [2] .
3. شش يا هفت يا نه سال، [3] .
4. هفت سال، [4] .
5. هفت سال و دو ماه، [5] .
6. هفت يا هشت سال، [6] .
7. نه سال، [7] .
8. چهارده سال، [8] .
9. نوزده سال، [9] .
10. نوزده سال و چند ماه، [10] .
11. بيست سال، [11] .
12. چهل سال، [12] .
13. هفتاد سال، [13] .
14.یکصد و بیست سال (به قدر عمر حضرت ابراهيم خليل‏عليه السلام)، [14] .
15.سیصد و نه سال (به اندازه توقف اصحاب کهف در غار)، [15] .
16. سیصد و سیزده سال؛ [16] .
17. در رواياتي نيز گفته شده جز خداوند، کسي مدت حکومت حضرت مهدي‏ عليه السلام را نمي‏داند.

برخي از محققان اين تفاوت را اشاره به مراحل و دوران‏هاي حکومت آن حضرت مي‏دانند و معتقدند آغاز شکل گرفتن و پياده شدنش پنج يا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهايي‏اش بيش از سيصد سال است. [17] .
قضاوت نهايي درباره مدت حکومت آن حضرت - به دليل نبود اخبار و منابع کافي - امکان‏پذير نيست؛ اما با اين حال مي‏توان چنين نتيجه گرفت: قطع نظر از روايات اسلامي، مسلم است که اين همه آوازه‏ ها و مقدمات براي يک دوران کوتاه مدت نيست؛ بلکه قطعاً براي مدتي است طولاني که ارزش اين همه تحمل زحمت و کوشش را داشته باشد. [18] .

[1] کنزالعمال، ج 14، ص 262 و 273.
[2] همان، ص 262.
[3] المهدي الموعود المنتظر، ج 1، ص 330.
[4] ملاحم سيد بن طاوس، ص 70 و 78 و 138؛ الارشاد، ص 342.
[5] ملاحم، ص 79.
[6] المهدي الموعود المنتظر، ج 1، ص 335.
[7] همان، ص 339.
[8] ملاحم، ص 79.
[9] الغيبة، ص 332.
[10] همان، ص 473، ح 1؛ کتاب الغيبة، ص 285 الارشاد، ص 345.
[11] منتخب الاثر، ص 239، ح 1.
[12] ملاحم، ص 78 و 79.
[13] کتاب الغيبة، ص 474، ح 497؛ الارشاد، ص 345، منتخب الاثر، ص 143.
[14] الغيبة، ص 189، ح 44.
[15] کتاب الغيبة، ص 283؛ الغيبة، ص 181.
[16] الغيبة، ص 473، ح 3.
[17] حکومت جهاني مهدي‏ عليه السلام، مکارم شيرازي، ص 314.
[18] همان.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 5 اسفند 1393  1:34 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چگونه جامعه در عصر ظهور، توسط امام زمان (عج) رهبری می شود؟

حکومت جهانی امام زمان (عج)
پرسش:
چگونه جامعه در عصر ظهور، توسط امام زمان (عج) رهبری می شود؟

سه دوران مشخّص در مورد انقلابی بزرگ تاریخ بشر، مهدی (علیه السلام) وجود دارد:

1ـ دوران آمادگی و انتظار و نشانه های ظهور.

2ـ دوران تحقّق انقلاب و مبارزه با ظلم و فساد.

3ـ دوران حکومت حقّ و عدالت.

دوران سوم نتیجه این انقلاب وسیع و همه جانبه است، و علی رغم اهمّیّتی که این موضوع دارد کمتر روی آن بحث شده است.

به هر حال، تصوّر این که، جهانی به وجود آید خالی از تبعیض ها و اختلاف های طبقاتی و صف بندی های مفسده آفرین؛ خالی از جدائی ها و پراکندگی ها؛ خالی از جنگ و خونریزی و تجاوز؛ و خالی از خنده های مستانه استعمار گران و ناله های محرومان به زنجیر کشیده شده؛ بسیار دل انگیز و آرام بخش و نشاط آفرین است!

ولی مسلّماً همان قدر که ترسیم چنین جهانی در افق خیال آسان است، از نظر عمل فوق العاده مشکل و طاقت فرساست. ولی به هر صورت بشریّت ناگزیر است چنین راهی را بپیماید و به آن واقعیّت عینی دهد که در غیر این صورت راهی جز تباهی و نابودی ندارد.

خطوط اصلی نظامات چنین جامعه ای در روایات اسلامی با اشاراتی کوتاه و پرمعنی ترسیم شده و با این که عباراتی است که از سیزده یا دوازده قرن پیش به دست ما رسید، کاملاً زنده و تازه است و در این جا به چند قسمت حسّاس آن اشاره می کنیم:

*پیشرفت برق آسای علوم در عصر مهدی (علیه السلام)

هیچ برنامه انقلابی بدون یک جهش فکری و فرهنگی، پایا و پویا نخواهد بود و رشد و تکامل لازم را نخواهد یافت؛ لذا، بدون شک نخستین گام در تحقّق بخشیدن به چنین هدفی، اقدام به یک انقلاب فرهنگی است که افکار را از دو سو به حرکت در آورد: از طرفی، در زمینه علوم و دانش­هایی که مورد نیاز یک جامعه آباد و آزاد و سالم است (این از نظر مادّی و روبنائی) و از سوی دیگر، در زمینه آگاهی به اصول یک زندگی صحیح انسانی آمیخته با ایمان در جهت معنوی و زیر بنائی.در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) چنین می خوانیم:(العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جائت به الرّسل حرفان، فلم یعرف النّاس حتّی الیوم غیر الحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرین حرفاً؛ فبثّها فی النّاس و ضمّ الیها الحرفین، حتّی یبثّها سبعة و عشرین حرفاً، علم و دانش بیست و هفت حرف (بیست و هفت شعبه و شاخه) است؛ تمام آن چه پیامبران الهی برای مردم آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته­اند، امّا هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف (بیست و پنج شاخه و شعبه) دیگر را آشکار می­سازد و در میان مردم منتشر می سازد و دو حرف را به آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر گردد)

این حدیث به روشنی جهش فوق العاده علمی عصر انقلاب مهدی (علیه السلام) را مشخّص می سازد که تحوّلی به میزان بیش از 12 برابر! نسبت به تمام علوم و دانشهایی که در عصر همه پیامبران راستین به بشریّت اعطا شد، پیش می آید و درهای همه رشته ها و همه شاخه های علوم مفید و سازنده به روی انسانها گشوده می شود و راهی را که بشر طیّ هزاران سال پیموده به میزان 12 برابر در دوران کوتاهی می پیماید.[i]

چه جهشی از این بالاتر و سریعتر! حدیث دیگری که از امام باقر (علیه السلام) نقل شده، معنی حدیث فوق را تکمیل می کند، آنجا که می گوید: (اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم، هنگامی که قائم ما قیام کند،دستش را بر سر بندگان می گذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده تکمیل می کند.) [ii]

و به این گونه در پرتو ارشاد و هدایت مهدی (علیه السلام) و در زیر دست عنایت او مغزها در مسیر کمال به حرکت در می آیند و اندیشه­ها شکوفا می­گردند و تمام کوته بینی­ها و تنگ نظری­ها و افکار پست و کوتاه که سرچشمه بسیاری از تضادها و تزاحم­ها و برخوردهای خشونت آمیز اجتماعی است بر طرف می­گردد. مردمی بلند نظر، با افکاری باز، و سینه­هائی گشاده، و همّتی والا و بینشی وسیع، پرورش می­یابند که بسیاری از مشکلات اجتماعی را در روح خود حل می­کنند و جهانی از صلح و صفا می­سازند و امروز نیز هر گونه اصلاح اجتماعی، در هر مقیاسی، بستگی به این دگرگونی فکری و انقلاب روحی دارد.

*پیشرفت خارق العاده صنایع در آن عصر:

وسایل اطّلاعاتی آن قدر پیشرفته خواهند بود که دنیا را هم چون کف دست آشکار می­سازد و به حکومت مرکزی تسلّط کامل بر اوضاع جهان می­بخشد تا به موقع و بدون فوت وقت برای حلّ مشکلات جهانی بکوشد و هر گونه فسادی را (عمدی و غیر عمد) در نطفه خفه سازد.[iii]

مسأله انرژی و نور آن چنان حل می شود که حتّی نیاز به انرژی خورشیدی که بازگشت همه انرژی ها (جز انرژی اتمی) به آن است، نیست و این شاید در پرتو یک سیستم تکامل یافته انرژی اتمی با تصفیه کامل از تشعشعات زیانبار کنونی که در حال حاضر بزرگترین مشکل استفاده از این انرژی تشکیل می دهد خواهد بود.[iv]

وسایل سریع السّیری که با وسایل کنونی قابل مقایسه نیست، نه فقط برای دور زدن کره زمین در یک زمان کوتاه، بلکه برای مسافرت­های دور دست فضایی در اختیار آن حکومت قرار می­گیرد.[v]

و این نیز کمک به اهداف اصلاحی این حکومت می کند. در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است:«انّ قائمنا اذا قام مدّ اللّه بشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم، حتّی لایکون بینهم و بین القائم برید، یکلّمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مکانه[vi] هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند آن چنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می کند که میان آنها و قائم (رهبر و پیشوایشان) نامه رسان نخواهد بود؛ با آنها سخن می­گوید و سخنش را می­شنوند و او را می بینند در حالی که او در مکان خویش است (و آنها در نقاط دیگر جهان!)»

یعنی وسائل انتقال «صدا» و «تصویر» بطور همگانی و ساده و آسان در اختیار همه پیروان او قرار می گیرد آن چنان که چیزی به نام اداره پست در عصر حکومت او شیئی زائد محسوب می گردد! و مسائل جاری این حکومت، بدون نیاز به کاغذ بازی، آن چنان که راه و رسم دنیای امروز است و شاید نیمی از وقت و نیروی انسانی را تلف کرده و گردش همه کارها را کند می سازد و رسیدن حق را به حق داران به تأخیر می اندازد، حلّ و فصل می شود. همه دستورها و برنامه ها باسیستم «شهود و حضور» ابلاغ و اجرا می گردد و چه عالی است چنین طرحی برای اداره جامعه های انسانی و حذف برنامه­های زائد و دست و پا گیر و وقت تلف کن!

حدیث گویای دیگری که در این زمینه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده این موضوع را به نحو بارزی تکمیل می کند؛ آن جا که فرمود: «انّ المؤمن فی زمان قائم و هو بالمشرق سیری اخاه الّذی فی المغرب و کذا الّذی فی المغرب یری اخاه الّذی بالمشرق[vii] مؤمن در زمان قائم در حالی که در مشرق است برادر خود را در مغرب می بیند؛ همچنین کسی که در غرب است برادرش را در شرق می بیند!»

ارتباط مستقیم نه تنها در سطح حکومت بلکه در سطح عموم عملی می شود و پیوندهای ظاهری و جسمانی، پیوندهای معنوی دلها را استحکام می بخشد؛ آن گونه که جهان را به راستی به شکل یک خانه، و مردمش هم چون اهل یک خانواده خواهند بود! و به این ترتیب، علم و دانش و صنعت در اختیار بهسازی وضع جهان و تحکیم پایه های اخوّت و برادری و نه در راه ویرانگری قرار خواهد گرفت.

*پیشرفت عظیم اقتصادی و عدالت اجتماعی:

زمینی که در آن زندگی می کنیم امکانات فراوانی برای زندگی ما و نسلهای آینده و جمعیّت هائی بسیار زیادتر از جمعیّت کنونی ما دارد؛ امّا عدم آگاهی کافی به منابع موجود و منابع بالقوّه زمین از یک سو و عدم وجود یک نظام صحیح برای تقسیم ثروت زمین از سوی دیگر، سبب احساس کمبود از جنبه های مختلف شده است؛ تا آنجا که در عصر ما همه روزه گروهی از انسان های مفلوک از گرسنگی می میرند. نظام حاکم بر اقتصاد جهان امروز که یک نظام استعماری است در کنار خود یک نظام جنگی ظالمانه را پرورش می دهد که قسمت مهمّی از نیروهای فکری و انسانی را که می بایست به طور مداوم و پویا در جستجوی منابع جدید برای بهسازی زندگی انسانها به تلاش برخیزند؛ می بلعد و نابود می کند. امّا به هنگامی که این نظام و نظام جنبی آن دگرگون شود، نیروها برای استخراج منابع بی شمار زمین به کار می رود و علم و دانش پیشرو در اختیار این برنامه قرار می گیرد و به سرعت منابع تازه­ای کشف می گردد و شکوفائی خاصّی به اقتصاد بشریّت می بخشد.

لذا در روایات مربوط به حکومت آن مصلح بزرگ اشارات پرمعنائی به این توسعه اقتصادی دیده می شود که از هر گونه توضیح بی نیاز است.

از جمله در حدیثی چنین می خوانیم: «انّه یبلّغ سلطانه المشرق والمغرب؛ و تظهر له الکنوز و لا یبقی فی الارض خراب الاّ یعمّره[viii] حکومت او شرق وغرب جهان را فرا خواهد گرفت و گنجینه های زمین برای او ظاهر می گردد و در سرتاسر جهان جای ویرانی باقی نخواهد ماند مگر این که آن را آباد خواهد ساخت!

و براستی باید چنین شود زیرا ویرانیهای زمین نه به خاطر کمبود نیروی انسانی است و نه کمبود مالی، بلکه مولود ویرانگری انسان ها و صرف بیهوده منابع مالی و انسانی و عدم احساس مسؤولیّت است؛ و هنگامی که اینها در پناه یک نظام صحیح اجتماعی بر طرف گردد، این آبادی حتمی است؛ بخصوص که از پشتوانه منابع جدید فوق العاده ای نیز برخوردار خواهد بود.

در حدیث جالب دیگری از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم:(اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع الجور فی ایّامه و امنت به السّبل و اخرجت الارض برکاتها و ردّ کلّ حقّ الی اهله...و حکم بین النّاس بحکم داوود (علیه السلام) و حکم محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) فحینئذ تظهر الارض کنوزها و تبدی برکاتها و لا یجد الرّجل منکم یومئذ موضعا لصدقته و لا لبرّه لشمول الغنی جمیع المؤمنین..[ix] هنگامی که قائم قیام کند: حکومت را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جادّه ها در پرتو وجودش امن و امان می گردد. زمین بر کاتش را خارج می سازد و هر حقّی به صاحبش می رسد... در میان مردم همانند داوود (علیه السلام) و محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) داوری می کند. در این هنگام زمین گنجهای خود را آشکار می سازد و برکات خود را ظاهر می کند و کسی موردی را برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمی یابد زیرا همه مؤمنان بی نیاز و غنی خواهند شد...!

تکیه روی ظاهر شدن برکات زمین و خارج شدن گنج ها نشان می دهد که هم مسأله زراعت و کشاورزی به اوج ترقی خود می رسد و هم تمام منابع زیر زمینی کشف و مورد استفاده قرار می گیرد و در آمد سرانه افراد آن قدر بالا می رود که در هیچ جامعه ای فقیری پیدا نمی شود و همه به سر حدّ بی نیازی و خود کفایی می رسند.

و بی شک اجرای اصول عدل و داد و جذب نیروهای انسانی در مسیرهای سازنده، چنین اثری را خواهد داشت؛ زیرا گرسنگی و فقر و نیازمندی بر اثر کمبودها نیست، بلکه نتیجه مستقیم و غیر مستقیم مظالم و تبعیض ها و بیدادگری ها و تلف شدن نیروها و هدر دادن سرمایه هاست! در حدیث دیگری که در منابع اهل تسنّن آمده است، از ابوسعید خدری چنین نقل شده:قال رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم): ابشّرکم بالمهدی یملأ الارض قسطاً کما ملئت جوراً وظلماً، یرضی عنه سکّان السّماء والارض، یقسم المال صحاحاً، فقال رجل ما معنی صحاحاً، قال بالسّویه بین النّاس و یملأ قلوب امّة محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) غنی و یسعهم عدله، حتّی یأمر منادیاً ینادی یقول من له بالمال حاجة فلیقم فما یقوم من النّاس الاّ رجل واحد (ثم یأمر له بالمال فیاخذ ثم یندم و یردّه[x] پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: شما را به ظهور مهدی (علیه السلام) بشارت می دهم؛ زمین را پر از عدالت می کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است؛ ساکنان آسمان ها و ساکنان زمین از او راضی می شوند و اموال و ثروت ها را به طور صحیح تقسیم می کند. کسی پرسید: معنی تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به طور مساوی در میان مردم! (سپس فرمود:) و دلهای پیروان محمّد صلی الله علیه وآله وسلم را پر از بی نیازی می کند و عدالتش همه را فرا می گیرد؛ تا آن جا که دستور می دهد کسی با صدای بلند صدا زند هر کس نیاز مالی دارد برخیزد، هیچ کس جز یک نفر بر نمی خیزد. (سپس در ذیل حدیث می خوانیم که امام دستور می دهد مال قابل ملاحظه ای به او بدهند، امّا او بزودی باز می­گردد و پشیمان می شود که چرا آزمند و حریص بوده است.)

در تفسیر این حدیث به چند نکته باید توجّه کرد:

1ـ منظور از رضایت ساکنان آسمان از حکومت او، یا اشاره به فرشتگان آسمان و ملائکه مقرّب پروردگار است و یا اشاره به گسترش حکومت او بر کرات دیگر مسکونی و گشوده شدن راه آسمانها و مسافرت های فضایی به نقاط دور دست جهان است.

2ـ منظور از تقسیم عادلانه ثروت در شکل تقسیم مساوی با توجّه به این که می دانیم در اسلام که مهدی (علیه السلام) حافظ و مروّج احکام آن است در برابر کار بیشتر و تلاش و لیاقت فزونتر، سرمایه بیشتری پرداخته می شود یا اشاره به اموال بیت المال و اموال عمومی بطور کلّی است که همگان در حکومت اسلامی در مقابل آن برابرند چنان که از سیره پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام نقل شده، به عکس چیزی که درباره دوران بسیاری از خلفا همانند عثمان خوانده ایم که انواع تبعیضها را روا می داشتند! و یا اشاره به این است که در شرایط مساوی، امتیازات و پاداش ها و اجرت ها مساوی به افراد داده می شود؛ به عکس آن چه در دنیای کنونی دیده می شود که یک کارگر در نقطه ای از جهان ممکن است ساعتی ده دلار مزد بگیرد امّا کارگر دیگر با همان شرایط و کیفیّت در مقابل کار ده ساعته خود حتّی یک دلار هم نگیرد و این نهایت ظلم است که مزد افراد در شرایط برابر، کاملا متفاوت باشد.

3ـ نکته دیگر این که، از ذیل حدیث بخوبی استفاده می شود که در آن روز حتّی یک نفر محتاج و نیازمند وجود ندارد، به دلیل این که آن یک نفر هم که بر می خیزد غنای روحی نداشته و گرفتار حرص و آز بوده و الاّ از نظر مادّی بی نیاز بوده است؛ و مهم این است که او تحت رهبری صحیح خود دلها را مملو از غنای معنوی و روانی می کند؛ و این خلق و خوی زشت «حرص» را از سرزمین دلها ریشه کن می سازد؛ همان حرصی که سرچشمه بسیاری از تلاش های بیهوده ثروت اندوزان تهی مغز است که با داشتن هزاران برابر سرمایه مورد نیاز زندگی خود و فرزندان خویش، باز هم دست و پا بر جمع ثروت فزونتر می کنند؛ گوئی به بیماری استسقا گرفتارند که هر چه می نوشند باز هم سیراب نمی شوند.

یکی دیگر از عوامل، یا صحیحتر، از بهانه های جمع ثروت، که عدم اطمینان به وضع آینده است،که در پرتو عدالت اجتماعی او بکلّی از بین می رود و هیچ کس نیازی در خود به ثروت اندوزی نمی بیند؛ زیرا هم امروز و هم آینده او تأمین شده است.

باز در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) می خوانیم:(...حتّی تملأ الارض جوراً فلا یقدر احد یقول اللّه! ثم یبعث اللّه عزّوجل رجلا منّی و من عترتی فیملأ الارض عدلا کما ملأها من کان قبله جوراً و یخرج له الارض افلاذ کبدها و یحثو المال حثواً و لا یعدّه عداً[xi] زمانی فرا می رسد که زمین پر از ستم می شود و کسی نمی تواند (آشکارا) نام خدا را ببرد (و دم از حقّ و عدالت بزند)؛ سپس خداوند عزّوجل مردی را از من و خاندان من، بر می انگیزد؛ که زمین را پر از عدل می کند آن گونه که پیش از او، پر از ستمش کرده اند و زمین قطعات کبد خود را برای او بیرون می فرستد و ثروت را بدون شماره و محاسبه در میان مردم پخش می کند (و هر کس به قدر نیازش از آن بر می گیرد...).

«افلاذ» جمع فلذ به معنی قطعه و شعبه است؛ و افلاذ کبد به اشیاء گرانبها اطلاق می شود و در اینجا اشاره به منابع گرانقیمت و پر ارزش درون زمین است. این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر فوق اشاره به این باشد که انسان دسترسی به هسته درونی گداخته زمین می یابد که یک پارچه آتش و حرارت است و ممکن است از آن به عنوان یک منبع مهمّ انرژی استفاده کرد و نیز ممکن است منابع گرانبهائی از انواع فلزّات از آن بتوان استخراج نمود و با توجّه به این که پوسته جامد زمین پوسته نسبتاً نازکی است و درون دل زمین جهانی از موادّ گداخته و منابع گوناگون وجود دارد، دسترسی به چنین منبع عظیم و وسیعی می تواند فکر انسان را از جهات فراوانی راحت سازد.

رشد اخلاقی، و تامین نیازهای آینده به طور اطمینان بخش، و فراوانی منابع در آمد، و خلاصه جمع شدن غنای روحی و جسمی سبب می شود که حتّی نیاز به شمارش اموال پیدا نشود و هر نیازمندی نیاز خود را از بیت المال حکومتش بدون تشریفات زاید بگیرد. اینها همه از یک سو، و از سوی دیگر:

اشاراتی در اخبار دیده می شود که نشان می دهد در عصر حکومت او شهرهای بسیار وسیع و آباد، جاده های وسیع، مساجد بزرگ امّا ساده و بدون زرق و برق و زینت ساخته خواهد شد؛ و نظارت کاملی بر طرز ساختمان خانه ها، به گونه ای که کمترین مزاحمتی برای مردم دیگر نداشته باشد، می کند:

1ـ در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:(و یبنی فی ظهر الکوفه مسجداً له الف باب و یتّصل بیوت الکوفه بنهر کربلا و بالحیرة[xii] ، در پشت کوفه مسجدی بنا می کند که یکهزار در دارد و خانه های کوفه به نهر کربلا و حیره می رسد! و می دانیم فاصله میان این دو شهر هم اکنون بیش از 70 کیلومتر است.)

2ـ از امام باقر (علیه السلام) می­خوانیم:اذا قام القائم...یکون المساجد کلّها جمّاء لاشرف لها کما کان علی عهد رسول اللّه(صلی الله علیه وآله وسلم)و یوسّع الطّریق الاَعظم فیصیر ستّین ذراعاًو یهدم کلّ مسجد علی الطّریق و یسدّ کلّ کوَّة الی الطّریقو کلّ جناج و کنیف و میزاب الی الطّریق)[xiii]

هنگامی که قائم قیام کند...مساجد در عصر او همگی دارای دیوارهای کوتاه و بدون کنگره خواهد شد همان گونه که در عصر رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) بود. جادّه های بزرگ و اصلی را توسعه می دهد و به 60 ذراع می رسد!و تمام مساجدی را که در مسیر قرار دارند (و مزاحم مردم هستند به فرمان او) خراب می شود!و تمام دریچه ها و روزنه هائی که به راه ها گشوده می شود (و مزاحم عبور و مرور مردم است) ویران می سازد و بالکنها (ی مزاحم) و فاضلابها و ناودانهایی که در راه (عبور مردم) باز می شود می بندد!»

3ـ و نیز در حدیثی طولانی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:...ولیصیّرنَّ الکوفة اربعة و خمسین میلا و لیجاورنَّ قصورها کربلا، و لیصیّرنَّ اللّه کربلا معقلا و مقاما...،[xiv] او کوفه را پنجاه و چهار میل توسعه می­دهد تا آنجا که عمارات آن به کربلا می رسد، و کربلا (کوی شهیدان و قهرمانان و جانبازان راه خدا) مرکز و کانون بسیاری از فعّالیّتها می گردد...

4ـ روایات در زمینه پیشرفت کشاورزی و فزونی فراورده های زراعی و فزونی آبها و دامها و عمران و آبادی در تمام زمینه ها فراوان است.[xv]

*پیشرفتهای قضائی

برای مبارزه با فساد و تجاوز و ستم، از یک سو تقویت پایه های ایمان و اخلاق لازم است؛ و از سوی دیگر به وجود آمدن یک سیستم صحیح و نیرومند قضائی با هوشیاری کامل و احاطه وسیع، مسلّماً پیشرفت کامل صنایع، وسائلی را در اختیار بشر می گذارد که با آن بخوبی می توان در مورد لزوم حرکات همه مردم را تحت کنترل قرار داد، و هر حرکت ناموزون و نابجائی را که منتهی به فساد و تجاوز و ستمی می شود، زیر نظر گرفت؛ و با علائم و آثاری که مجرمان در محلّ جرم باقی می گذارند، از آنها عکسبرداری کرد؛ صدای آنها را ضبط نمود و آنها را بخوبی شناخت. قرار گرفتن چنین وسائلی در اختیار یک حکومت صالح، عامل مؤثّری برای پیشگیری از فساد و ستم و در صورت وقوع چنین موضوعی، رساندن حق به صاحب حق است.

شک نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزشهای اخلاقی با وسایل ارتباط جمعی فوق العاده پیشرفته، آن چنان وسعت می گیرد که اکثریّت قاطع مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاکی و عدالت اجتماعی آماده سازد. ولی از آنجا که بالاخره انسان آزاد آفریده شده و در اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی­کند؛ خواه ناخواه افرادی ـ هر چند در اقلّیّت باشند ـ در هر اجتماع صالحی ممکن است پیدا شوند که از آزادی خود سوء استفاده کنند و از آن برای وصول به مقاصد شومی بهره گیرند، لذا باید یک دستگاه قضائی سالم و کاملا آگاه و مسلّط باشد که حقوق مردم را به آنها برساند و ستمگر را بر سر جای خود بنشاند.

با مطالعه و دقّت روی جرائم و جنایات و مفاسد اجتماعی و طرق پیشگیری از آنها، روشن می شود که:

اولا، با اجرای عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی که از تنازع و کشمکش بر سر اندوختن ثروتها و استثمار طبقات ضعیف، و حیله و تزویر، و انواع تقلّبها و دروغ و خیانت و جنایت به خاطر در آمد بیشتر از هر راه با هر وسیله، سرچشمه می گیرد، بر چیده می شود؛ و شاید رقم بزرگ فساد و ظلم در هر جامعه­ای از همین رهگذر است؛ با از میان رفتن ریشه اصلی، شاخ و برگها خود به خود می­خشکد.

ثانیاً، آموزش و تربیت صحیح اثر عمیقی در مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعی و اخلاقی دارد؛ و یکی از علل مهمّ توسعه فساد در جوامع امروز این است که نه تنها از وسائل ارتباط جمعی آن، استفاده برای آموزش صحیح نمی­شود، بلکه همه آنها غالباً در خدمت کثیف ترین و زشت ترین برنامه­های استعماری فساد است؛ و شب و روز به طور مداوم از طریق ارائه فیلمهای بدآموز و داستانها و برنامه­های گمراه کننده و حتّی اخبار دروغ و نادرستی که در خدمت مصالح استعمار جهانی است، به ظلم و تبعیض و فساد خدمت می­کنند.البتّه اینها نیز از جهتی ریشه اقتصادی دارد و در جهت تخدیر مغزها و به ابتذال کشیدن مفاهیم سازنده و نابود کردن نیروهای فعّال و بیدار هر جامعه، برای بهره­ گیری بیشترِ غولهای استعمار اقتصادی حرکت می­کند بی آن که با مانع مهمّی روبه رو شوند.

هرگاه این وضع دگرگون گردد، در مدّت کوتاهی به طور قطع قسمت مهمّی از مفاسد اجتماعی فرو خواهد نشست و این کار جز از یک حکومت صالح و سالم جهانی که در مسیر منافع توده­های جهان ـ و نه استثمار گران ـ برای ساختن جهانی آباد و آزاد و مملوّ از صلح و عدالت و ایمان، ساخته نیست.

ثالثاً، وجود یک دستگاه قضائی بیدار و آگاه با وسیله مراقبت دقیق که نه مجرمان از چنگ آن فرار کنند و نه از عدالت سرباز زنند، نیز عامل مؤثّری در کاهش از میزان فساد و گناه و تخلّف از قانون است و اگر این سه جنبه دست به دست هم بدهند ابعاد تأثیر آن فوق­العاده زیاد خواهد بود. از مجموع احادیث مربوط به دوران حکومت مهدی (علیه السلام) استفاده می­شود که او از تمام این سه عامل بازدارنده، در عصر انقلابش بهره می­گیرد، آن چنان که جمله معروفی که حکم ضرب المثل را دارد جامه عمل به خود می­پوشد؛ همان جمله که می­گوید: «زمانی فرا می­رسد که گرگ و میش در کنار هم آب می­خورند!» مسلّماً گرگان بیابان تغییر ماهیّت نمی­دهند، لزومی هم ندارد که چنین شود، و نه میشها از حالت کنونی در می­آیند؛ این اشاره به برقراری عدالت در جهان و تغییر روش گرگ صفتان خونخوار که با سازش با حکومت جبّار قرنها به خوردن خون قشرهای مستضعف جامعه انسانی ادامه می­دادند، می­باشد. آنها در پناه نظام جدید یا بکلّی تغییر روحیّه می­دهند، چرا که گرگ صفتی هرگز جزء سرشت بشر نبوده و نیست و از نهادهای عرضی و قابل تغییر است، و یا حدّاقل بر سر جای خود می­نشینند و به جای خوردن منافع دگران در کنار آنها از مواهب الهی بطور عادلانه بهره می­گیرند، همان گونه که «گرگ» در کنار «میش» و بر سر «چشمه»! در غیر این دو صورت مشمول تصفیه شده و وجودشان از میان برداشته خواهد شد!

از جمله اشارات قابل توجّه در این زمینه، همان است که در مورد تقسیم صحیح مال در حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده که آن قدر مردم غنای جسمی و روحی پیدا می­کنند که اموال اضافی می­ماند و طالبی ندارد؛ یعنی مردم در یک نظام صحیح حکومت آنچنان تربیت می­شوند که اموال زائد بر نیاز خود را دردسری برای خویش می­بینند! و تمام شور و شرها و قال و غوغایی که از این رهگذر پیدا می­شود، فرو می­نشیند! زندگی همه تأمین و از آینده نیز هیچ گونه نگرانی نخواهند داشت تا به خاطر تأمین آن تن به آلودگی­ها و مسابقه جمع ثروت بدهند.

و نیز در حدیث دیگری خواندیم که سطح افکار مردم در عصر حکومت او چنان بالا می­رود که به هیچ وجه با امروز قابل قیاس نیست و طبعاً تضادها و کشمکش­هائی که مولود کوته نظری­ها و تنگ چشمی­ها و پائین بودن سطح افکار و خلاصه کردن شخصیّت در میزان مال و ثروت است؛ برچیده خواهد شد...

داوری کردن او بر طبق قانون دادرسی محمد صلی الله علیه وآله وسلم و قانون دادرسی داوود علیه السلام گویا اشاره به این نکته لطیف است که او هم به موازین ظاهری دادرسی اسلامی همچون اقرار و گواهی گواهان و مانند آن استناد می­کند؛ و هم از طرق روانی و علمی برای کشف مجرمان اصلی، آن چنان که پاره­ای از نمونه­های آن از عصر داوود علیه السلام نقل شده است.

به علاوه، در عصر او به موازات پیشرفت علوم و دانش­ها و تکنیک و صنعت، آنقدر وسائل کشف جرم تکامل می­یابد که کمتر مجرمی می­تواند ردّپائی که با آن شناخته شود از خود به جا نگذارد.

در یکی از مطبوعات خبری پیرامون شگفتی­های مغز آدمی خواندم که مغز انسان امواجی برابر با اعتقادات درونی بیرون می­فرستد که با اندازه گیری آن می­توان به راستگویی و دروغگویی افراد در اظهاراتشان پی برد! مسلّماً این وسایل تکامل می­یابد و وسائل دیگری نیز اختراع می­گردد و با استفاده از روشهای پیشرفته روانی، مجرمان کاملاً مهار می­شوند، هر چند مجرم در چنین جامعه­ای اصولا کم است (ولی همان کم نیز کاملا مهم است). برای چندمین بار تکرار می­کنیم:این اشتباه است اگر ما تصوّر کنیم که در عصر حکومت او همه این مسائل از طریق اعجاز حل می­شود، چرا که اعجاز حکم یک استثنا را دارد و برای مواقع ضروری و مخصوصاً اثبات حقّانیّت دعوت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یا امام علیه السلام است، نه برای تنظیم زندگی روزمرّه و جریان عادی زندگی؛ که هیچ پیامبری برای این مقصد از معجزه استفاده نکرده است. بنابراین، مسیر حکومت جهانی او از همان نمونه است که اشاره کردیم نه از نمونه اعجاز! به هر حال، آن چنان امنیّتی در سایه حکومت او جهان را فرا می­گیرد که طبق روایتی یک زن تنها می­تواند از شرق جهان به غرب عالم برود بدون این که کسی مزاحم او شود!

اگر مسأله سادگی زندگی مهدی علیه السلام را ـ طبق آن چه در روایات آمده ـ به آن بیفزائیم باز مسأله از این هم روشنتر می­شود؛ چرا که عمل او سرمشق و الگویی است برای مردمی که تحت پوشش حکومت او قرار دارند، یعنی برای همه مردم جهان و با در نظر گرفتن این موضوع که قسمت مهمّی از جرائم و جنایات و مفاسد اجتماعی از تجمّل پرستی و پر زرق و برق شدن زندگی و تشریفات بیهوده و پر خرج و کمرشکن سرچشمه می­گیرد، یکی دیگر از دلائل برچیده شدن مفاسد در دوران حکومت او روشن می­گردد. در حدیثی از امام علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام) چنین آمده است: «و ما لباس القائم(علیه السلام) الاّ الغلیظ و ماطعامه الاّ الجشب[xvi] لباس قائم(علیه السلام)چیزی جز پارچه خشن نیست و غذای او نیز تنها غذای ساده و کم اهمّیّت است!» نظیر همین موضوع از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است.

*حکومت دراز مدت

گرچه درباره مدّت حکومت او احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می شود که از 5 یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقّف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده ـ که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دورانهای آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش 40 سال و دوران نهائی­اش بیش از سیصد سال! دقّت کنید) ـ ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات برای یک دوران کوتاه مدّت نیست بلکه قطعاً برای مدّتی است طولانی که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد!

--------------------------------------------------------------------------------

[i]- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 336.

[ii]- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 328.

[iii]-ابوبصیر نقل نموده که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «انّه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارک و تعالی لَه کلَّ منخفض من الأرض و خفّض له کلَّ مرتفع حتّی تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها؛ هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت (مهدی علیه السلام) برسد خداوند هر نقطه فرو رفته­ ای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایین می برد آنچنان که تمام دنیا نزد او بمنزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف دستش موئی باشد آن را نمی بیند!» (بحارالانوار، ج 52، ص 328)

[iv]- از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده: «انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها و استغنی العباد من ضوء الشّمس؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی نیاز می شوند!» (بحار، ج 13، چاپ قدیم، صفحه 176)

[v]-از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: ذخر لصاحبکم الصّعب!قلت: و ما الصّعب؟قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أَما انّه سیر کب السّحاب و یرقی فی الأَسباب؛ اسباب السّماوات السّبع والارضین!برای صاحب و دوست شما (مهدی علیه السلام) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.راوی این حدیث می گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟امام(علیه السلام) فرمود:ابری است که در آن غرش رعد و شدّت صاعقه یا برق است؛ او بر این وسیله سوار می شود؛ آگاه باشید او بزودی بر ابرها سوار می گردد و صعود به آسمانها و زمینهای هفتگانه می کند.(بحار، ج 12، ص182)

[vi]- روضه کافی (مطابق نقل منتخب الاثر، صفحه 483).
[vii]- منتخب الاثر، صفحه 483.

[viii]- اسعاف الرّاغبین، باب دوم، صفحه 140 و 141.

[ix]- بحارالانوار، جلد 13.

[x]- نورالابصار فی مناقب آل بیت النّبی المختار، صفحه 156 و 157، چاپ مصر.

[xi]- امالی شیخ (طبق نقل منتخب الاثر، صفحه 168).

[xii]- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 330.

[xiii]- بحارالانوار، جلد 52، صفحه 333.

[xiv]-بحار، جلد 53، صفحه 12.

[xv]- منتخب الاثر، صفحات 472 و 473 و 474.

[xvi]- منتخب الاثر، صفحه 307.


 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 5 اسفند 1393  1:38 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

قرآن چگونه حكومت مستضعفان را بيان مى كند؟

 

جواب:آيات ابتدائى سوره «قصص»، بيان گر يك قانون كلى است، براى همه اعصار و قرون، و همه اقوام و جمعيت ها. در آيات فوق مى خوانيم: «ما اراده داريم كه بر مستضعفان منت بگذاريم، و آنها را پيشوايان و وارثان حكومت روى زمين قرار دهيم».

اين، بشارتى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر.
اين، بشارتى است براى همه انسان هاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد، و برچيده شدن بساط ظلم و جور.
نمونه اى از تحقق اين مشيت الهى، حكومت بنى اسرائيل و زوال حكومت فرعونيان بود.

و نمونه كاملترش حكومت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و يارانش بعد از ظهور اسلام بود، حكومت پا برهنه ها و تهى دستان با ايمان و مظلومان پاك دل، كه پيوسته از سوى فراعنه زمان خود، مورد تحقير و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند.

سرانجام، خدا به دست همين گروه، دروازه قصرهاى كسراها و قيصرها را گشود، و آنها را از تخت قدرت به زير آورد، و بينى مستكبران را به خاك ماليد.
و نمونه «گسترده تر» آن، ظهور حكومت حق و عدالت، در تمام كره زمين به وسيله حضرت «مهدى»(عليه السلام) است.

اين آيات، از جمله آياتى است كه به روشنى بشارت ظهور چنين حكومتى را مى دهد، لذا در روايات اسلامى مى خوانيم كه، ائمه اهل بيت(عليهم السلام) در تفسير اين آيه، اشاره به اين ظهور بزرگ كرده اند.

در «نهج البلاغه» از على(عليه السلام) چنين آمده است: لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ: «دنيا پس از چموشى و سركشى ـ همچون شترى كه از دادن شير به دوشنده اش خوددارى مى كند، و براى بچه اش نگه مى دارد ـ به ما روى مى آورد... سپس آيه «وَ نُرِيْدُ اَنْ نَمُنَّ» را تلاوت فرمود».

و در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار(عليه السلام) مى خوانيم كه در تفسير آيه فوق فرمود:هُمْ آلُ مُحمّد(صلى الله عليه وآله) يَبْعَثُ اللّه مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ، فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ: «اين گروه، آل محمّد(صلى الله عليه وآله) هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى شود برمى انگيزد و به آنها عزت مى دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مى كند».

و در حديثى از امام زين العابدين على بن الحسين7 مى خوانيم: وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِيْراً وَ نَذِيْراً، اِنَّ الاَبْرارَ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ شِيْعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسى وَ شِيْعَتِهِ، وَ اِنَّ عَدُوَّنا وَ اَشْياعَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ اَشْياعِهِ: «سوگند به كسى كه محمّد(صلى الله عليه وآله) را به حق بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، كه نيكان از ما اهل بيت و پيروان آنها، به منزله موسى و پيروان او هستند، و دشمنان ما و پيروان آنها به منزله فرعون و پيروان او مى باشند» (سرانجام ما پيروز مى شويم و آنها نابود مى شوند و حكومتِ حق و عدالت از آن ما خواهد بود).
البته حكومت جهانى مهدى(عليه السلام) در آخر كار، هرگز مانع از حكومت هاى اسلامى در مقياس هاى محدودتر پيش از آن، از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران، نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند، وعده حتمى و مشيت الهى درباره آنها تحقق خواهد يافت، و اين پيروزى نصيبشان مى شود.(1)

--------------------

پی نوشت ها:

1- تفسیر نمونه، جلد 16، صفحه 29.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 5 اسفند 1393  1:41 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آیا ظهور امام زمان (عج) به معنای پایان دوران زندگی و شروع قیامت است ؟ اگر نیست ، پس چرا ظهور امام زمان (عج) را آخر الزمان می نامند ؟

پاسخ: اصطلاح «آخر الزمان» در گفتار‌هاي اديان آسماني مطرح شده است و مراد از آن روز پاياني عمر دنيا (معناي لغوي) نيست؛ بلكه مراد از آن دوره زماني خاص است كه به نحوي معناي آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است:
1. دوره پيامبر خاتم(ص) كه دوران پيامبر اسلام تا قيامت را شامل مي‌شود. در اين صورت آخر الزمان، يعني، بعد از آن بزرگوار پيامبر و شريعت ديگري نخواهد آمد و دوره آخرين شريعت است.
2. دوره غيبت و سال‌هاي قبل از ظهور؛ آخر الزمان طبق اين معنا پايان دوره ظلم‌ها و فساد‌ها و حكومت‌هاي غير الهي است و با ظهور، همه مظاهر شرك و ظلم و فساد از بين مي‌رود.
3.دوران ظهور؛ يعني زمان تشكيل دولت عدل الهي و اين حاكميت تا آخر عمر دنيا برقرار مي‌ماند و ديگر از بين نمي‌رود.

منبه:سایت مهدویت

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 5 اسفند 1393  1:43 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا حضرت تا قيامت حکومت مي کنند ؟

پاسخ: موضوع مدت حيات و حکومت امام مهدي(ع) و پديدار شدن علايم قيامت و در هم پيچيده شدن حيات مادي با بحث رجعت امامان معصوم(ع) ارتباط کامل دارد. بدين معنا که اگر رجعت امامان و حکومت کردن آنان امري حتمي و مسلم باشد در اين صورت امام مهدي(ع) قبل از قيامت رحلت ميکند و بعد از ايشان امامان ديگر به اراده الهي رجعت کرده و به دنيا باز مي گردد و حکومت عدل الهي را سرپرستي ميکنند. ولي اگر امامان رجعت نکرده و حکومت نکنند در اين صورت حکومت امام مهدي(ع) تا قيامت به طول ميانجامد و بعد از رحلت امام مهدي(ع) زندگي انساني و مادي از بين ميرود.
رجعت امامان(ع) در روايات به صورت شفاف و روشن مطرح نشده است. ولذا نميتوان به صورت قطعي گفت همه امامان برميگردند و به ترتيب حکومت امام را به عهده ميگيرند و يا برخي از ائمه(ع) رجعت ميکنند، و اگر همه رجعت ميکنند آيا به همين ترتيب به دنيا باز ميگردند يا بازگشت آنان به دنيا به ترتيب ديگري است. از اين رو، بحث حکومت دوباره امام مهدي(ع) امير نيست که بتوانيم به آن پاسخ روشني بدهيم.

منبع سایت مهدویت پرسمان

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 5 اسفند 1393  1:45 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

رشد تکنولوژي پس از ظهور امام زمان(عج)به چه نحوه خواهد بود؟


 

» علم و دانش با تکامل انسان و گذشت زمان همواره سير تکاملي و صعودي داشته و گردونه دانش بشر هرگز از حرکت و جنبش و ترقي باز نمي ماند. استفاده از تجارب گذشتگان و شکوفائي بيشتر استعدادها، براي بشر راهي جز رشد و حرکت و کمال در جهت علم و آگاهي و دانش باقي نگذاشته است و اين از سنت هاي الهي و قوانين حاکم بر نظام هستي است و مشاهده و تجربه و وجدان همه انسانها بر اين مطلب شاهد و گواه مي باشد. آنچه مهم است استفاده و بهره وري عاقلانه و منطقي و منطبق بر معيارهاي الهي و ارزش هاي اخلاقي از نعمت آگاهي و علم و دانش است.

 اگر علم و دانش در خدمت عقلانيت و خردورزي و خدا محوري و اخلاق باشد، ثمره آن بهبود وضع زندگي انسان ها و فراهم شدن زمينه سعادت و تکامل بهتر و سريعتر او مي باشد و انسان با آگاهي از رمز و راز طبيعت و اسرار خلقت و مقايسه ناچيز بودن علم و آگاهي اش با رازهاي ناگشوده عالم و بي کرانگي علم خداوند در برابر علم و قدرت خداوند و عظمت بي انتهاي او بيشتر سر تواضع و خاکساري فرود مي آورد و اين آگاهي و دانش در خدمت پرورش اخلاق نيک و تهذيب نقس و پرورش انسان هاي با فضيلت و متعالي مي گردد، ولي اگر علم و دانش در خدمت هوا و هوس و سلطه جوئي و قدرت طلبي انسان قرار گيرد، سد راه تکامل و تعالي و ترقي روحي و معنوي او مي گردد و علم و دانشي که بايد نور و روشنائي و رهگشا و زمينه ساز رشد و سعادت باشد، براي انسان مايه عذاب و آفت و بلا مي گردد و روز به روز بر تکبر و زورگوئي و حق ستيزي و خود محوري او مي افزايد.


      زمان ظهور امام زمان -عجل الله تعالي فرجه- نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد و نه تنها علم و دانش سير صعودي و رو به جلو خود را طي مي کند بلکه سرعت حرکت گردونه دانش بسيار زيادتر و بيشتر خواهد بود به گونه اي که با قبل از ظهور قابل مقايسه نمي باشد.


      در حديثي از حضرت صادق -عليه السلام- در اين باره آمده است: «العلم سبعه و عشرون حرفا، فجميع ما جائت به الرسل حرفان، فلم يعرف الناس حتي اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا -عليه السلام- اخرج الخمسه و العشرين حرفا، فبثها في الناس و ضم اليها الحرفين، حتي يبثها سبعه و عشرين حرفا؛ يعني علم و دانش بيست و هفت حرف دارد، همه علوم و دانشي که پيامبران براي بشر آورده اند دو حرف از آن است و مردم تا امروز جز اين دو حرف را نمي دانند، ولي هنگامي که حضرت قائم -عليه السلام- قيام کند، بيست و پنج حرف باقيمانده را ظاهر مي سازد و در بين مردم منتشر مي سازد و آن دو حرف اول را نيز به آن مي افزايد تا بيست و هفت حرف گردد».(سفينه البحار، ج2، ص227، ماده «علم»)


      مفاد اين حديث شريف کنايه از اين است که علم و دانش در زمان ظهور آن ولي خدا به اوج قله خود مي رسد و همه اسرار و علوم بر بشر به برکت وجود آن سرور گشوده مي گردد و انسان ها چنان به اوج علم و آگاهي مي رسند که تا آن زمان در بين انسان ها بي سابقه و بي نظير بوده است.


      ولي نکته مهم اين است که چون در آن زمان با هدايت و ارشاد و ولايت، آن انسان کامل و آرزوي همه دل هاي مشتاق بشر به نهايت نيروي عقلاني و قوه خرد ورزي مي رسد، چنانچه رواياتي بر اين مطلب دلالت دارد، لذا علم و دانش و فن آوري و صنعت و اختراعات، در خدمت عقلانيت و نيروي خرد آنها قرار مي گيرد و زمينه سعادت واقعي و بهره وري شايسته از علم و دانش فراهم مي گردد و دانش و پيشرفت علمي به جاي آن که اسير دست نيروي شهوت و غضب و رذايل نفساني انسان باشد تحت فرمان عقل و منطق قرار مي گيرد و جايگاه مناسب و در خور خود را مي يابد.


      در روايتي از حضرت باقر -عليه السلام- مي خوانيم: «اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت احلامهم؛ يعني هنگام قيام و ظهور حضرت مهدي -عليه السلام- خداوند، دست لطف و عنايتش را بر سر مردم مي کشد و در نتيجه عقل هاي پراکنده آنها جمع و متحد شده و خرد آنها کامل مي گردد».(الشموس المضيئه، علي سعادت پرور، ص176، ح19)


      براي مطالعه بيشتر ر.ک:


      1. مهدي موعود(عج) ، ترجمه ج 52 بحار الانوار، علي دواني.
      2. دادگستر جهان، ابراهيم اميني.
      3. عصر ظهور، علي کوراني.
      4. منتخب الاثر، آيت الله صافي گلپايگاني.

جمعه 8 اسفند 1393  1:48 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 به نظر شما امام زمان(عج) آمدني است يا آوردني؟


 

» پاسخ به اين پرسش كه تقدير مهدوي و رهايي بشر از بن بست جهاني، آيا خارج از اختيار آدمي قرار دارد. يا آنكه درحيطه اراده و جامعه انساني است، منوط به پرسش از اراده انساني و نقش آن در سرنوشت فردي و اجتماعي انسان است.

به اين معنا كه آيا انسان در تعيين سرنوشت خود يا به تعبير عاميانه، در قسمت خود داراي اختيار و آزادي است، يا آنكه در اين ميان به كلي مسلوب الاختيار مي باشد و نمي تواند دخالتي در آن داشته باشد. يعني اگر اين پرسش به درستي حل گردد و آدمي بداند كه او نه آن چنان مسلوب الاختيار است كه عوامل بيروني سرنوشت او را انتخاب كند و نه آنچنان مطلق العنان است كه هرآنچه بخواهد انجام بدهد، بي شك پرسش از جنبش مهدوي و نقش ما انسان ها در دوره پيش از ظهور معلوم مي گردد.


      البته چون پرسش در مورد اصل و اساس اختيار آدمي مورد پرسش واقع نشده است، در اين قسمت، با اشاره اي به نقش اختيار آدمي در زندگي فردي و اجتماعي، به پرسش اصلي كه همان نقش انسان ها در آمدن امام مهدي عليه السلام چيست، اشاره مي كنيم. آنچه از متن دين در مورد اختيار و اراده آدمي به دست مي آيد اين است كه انسان بي شك در زندگي فردي و اجتماعي خود داراي اختيار است و در اين ميان نه علم الهي به اينكه بالاخره انسان چكاره خواهد شد و نه خواسته هاي اجتماعي و يا روح جمعي, ونه عوامل ژنتيكي ونه فقر و درماندگي، هيچيك در گزينش رفتاري انسان در دوراهي ها جبر ايجاد نمي كند. البته شكي نيست كه درفرايند رفتاري انسان، علم و آگاهي خود انسان نسبت به خوبي يا بدي عمل، همين طور اختيارات ديگر انسان ها در جامعه، و همين طور مسايل خانوادگي و نوع تربيتي كه در گذشته انسان نسبت به او اعمال شده است, همه و همه در نوع گزينش آدمي اثرگذار است, ولي در نهايت اين انسان است كه پس از بررسي هاي اجمالي يا تفصيلي, و همين طور مطالعات ذهني يا فطري و بالاخره با توجهي آگاهانه يا ناخودآگاهانه, در نهايت امر, دست به گزينش زده و چيزي را انتخاب مي كند.


       آنگاه كه آدمي دست به گزينش زد و چيزي را انتخاب نمود, بي شك براساس سنت و قانون تكويني كه برنظام هستي حكمفرماست, انتخاب او در جغرافياي هستي, يك نتيجه قطعي خواهد داشت حال چه آنكه فردي كه مرتكب آن رفتار شده, چنين نتيجه اي را پيش بيني مي نموده است يا نسبت به آن جاهل بوده و علم لازم را نسبت به عاقبت رفتاري خود پيدا نكرده باشد. يعني در اين ميان جهل و علم آدمي پس از گزينش يك كار و رفتار, چندان در نتيجه (يا همان قسمتِ او) تاثيري نخواهد گذاشت.

 مانند كسي كه نمي داند مايعي كه در دسترس او قرار گرفته است, سمي كشنده است, يا مايعي نوشيدني است. چنين انساني پيش از آنكه مرتكب اين فعل شود, مي تواند كسب اطلاع نمايد و نسبت به آن مايع علم پيدا نمايد, ولي آنگاه كه شروع به شرب اين سم نمود, جهل و ناداني او نسبت به واقعيت امر, سرانجام رفتاري او را تغيير نخواهد داد و او را به موجب جهل خود, از عاقبت شوم سم نجات نخواهد داد.


      حال كه تاحدي معلوم گشت كه نقش اراده انساني در زندگي فردي يا جمعي او چه مي باشد پاسخ به اين پرسش نيز آسان خواهد بود كه آيا مهدويت را بايد عينيت بخشيد, يا بايد دست روي دست گذاشته با انتظاري مخرب و ويرانگر, چشم به راه مانده تا خود مسئله موعود عينيت پيدا بكند.


      براين مبنا بايد گفت كه امام زمان عليه السلام امامي آوردني است همانطور كه امام زمان حقيقتي آمدني و ظهور يافتني است. از اين جهت كه هرگز امام زمان تا زماني كه شرايط براي جنبش جهاني فراهم نشود, او هرگز ظهور نخواهد كرد و در اين بين ما انسان ها مسئوليت آماده سازي جنبش مهدوي را داريم تا با كسب معرفت نسبت به خود امام و دوره مهدوي, و با آگاهي دهي به جامعه انساني براي ايجاد بستر توحيدي لازم, اراده جمعي و فردي خود را بكار بگيريم و ملتمسانه بستر نزول رحمت الهي را فراهم آوريم. (انتظار فعال) اين بخش از مقدمات بي شك در اختيار ما انسان ها نهاده شده است و بلكه از ما خواسته شده است كه در اين جهت گام برداشته, هرگز سستي و كاهلي از خود نشان ندهيم.


       اما اينكه به حكم ضرورت مسئله مهدويت در زندگي انساني براساس حكمت الهي تعبيه شده خود امري است كه به طراح نظام هستي بازمي گردد و اختيار انساني در آن نقشي ندارد. حضرت علي عليه السلام در اين باره فرمود: «لتعطفنُّ الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها و تلا عقيب ذلك: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين؛ دنيا همانند شتر بدخود كه بچه اش را گاز مي گيرد (و باز نسبت به او مهرباني مي كند). به ما باز مي گردد سپس اين آيه را قرائت فرمود: ما اراده كرده ايم منت گذاريم بر آنانكه در زمين ناتوان شمرده شده آند و آنان را پيشوا و رهبران دين و دنيا قرار دهيم» (قصص/5).


       براين پايه روشن است كه اصل اين اراده الهي كه دنيا به مستضعفين باز مي گردد و سرانجام هستي نه در دست ناصالحان بلكه در دست تقوا پيشگان قرار خواهد گرفت, خارج از اراده و اختيار آدمي است.


      همين طور پس از آنكه تمامي اراده هاي انساني دست به دست هم داده, از سر اضطرار و آمادگي در جستجوي آن مهدي موعود برآمدند, آنگاه خداي متعال براساس حكمت و مصلحتي كه همواره در كار نظام هستي و تدبير الهي بوده است, اراده فرموده, مسئله ظهور را رخصت ميفرمايد, از حيطه اختيار آدمي بيرون است. البته شكي نيست كه زمينه اذن ظهور از سوي خداي متعال در اختيار انساني است, ليكن اصل اذن الهي از اختيار آدمي بيرون است و بايد دعا و ندبه نمود تا خداي متعال امر به ظهور نمايد البته بر اساس سنت قرآني, هرآنگاه كه مسئله اضطرار آدمي به غايت خود رسيد, بدون ترديد اجابت الهي به دنبال آن خواهد آمد.


      
      پي نوشت:
       1 . ر.ك: مرتضي مطهري, انسان و سرنوشت.
       2. بي ترديد انتظار مخرب كه همراه با نوعي سستي و كاهلي و بي مسئوليتي است, نه فقط زمينه را براي ظهور حضرت مهدي عليه السلام فراهم نمي آورد. بلكه از عواملي است كه مسئله ظهور را به تاخير مي اندازد. مرتضي مطهري, قيام و انقلاب مهدي عليه السلام, ص 15 و ص 53.
       3. ر.ك: همان.
       4. ر.ك: محمد حسين طباطبايي, شيعه در اسلام, ص 150.
       5. نهج البلاغه/كلمات قصار/شماره 205, ترجمه مصطفي زماني.
      6 . امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء. سوره نمل، آيه 62 همين طور ر.ك: علامه طباطبايي, الميزان, ذيل همين آيه.

جمعه 8 اسفند 1393  1:49 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

باتوجه به روايات چرا بعضى از بزرگاندين ادعاى ديدن امام زمان(عج) را دارند؟


 

» درباره ديدن و مشاهده كردن حضرت حجت(عج) در زمان غيبت كبرى، دو ديدگاه وجود دارد:


      الف) در دوران غيبت كبرى امكان ارتباط و مشاهده آن حضرت وجود ندارد و گروهى از بزرگان شيعه بر اين باورند كه در زمان غيبت كبرى امكان ارتباط با امام زمان(عج) براى شيعيان وجود ندارد و برابر دستور آن حضرت مدعى ديدار را بايد تكذيب كرد. دانشمندان و بزرگانى چون محمد بن ابراهيم (معروف به نعمانى) و فيض كاشانى و كاشف الغطاء و شيخ مفيد، اين نظريه را پذيرفته اند و طبق اين ديدگاه كه از روايات و توقيع امام زمان(عج) به محمد بن سمرى (آخرين نايب آن حضرت در زمان غيبت صغرى) استفاده مى شود كه امكان ارتباط براى شيعيان وجود ندارد؛ مگر به خادمان آن حضرت.


      ب ) گروهى از علماى شيعه بر اين باورند كه در غيبت كبرى، امكان ارتباط با امام زمان(عج) وجود دارد؛ اين ديدگاه در بين متأخران شهرت دارد. دانشمندانى چون سيد مرتضى، محدث نورى، كراجكى و شيخ طوسى و ديگران اين نظريه را طرح مى كنند و چنان كه مشهور است اشخاص جليل القدر و مورد وثوق و اعتماد در حكايات بسيارى كه از حد تواتر هم گذشته است، تشرف بسيارى را به فيض حضور انور حضرت مهدى(عج) نقل نموده اند كه با سندهاى معتبر در كتاب هاى مشهور ثبت و ضبط است. براى جمع بين اين دو نظريه مى توان چنين گفت:

مراد از اين كه «مدعى مشاهده» در توقيع آن حضرت كذاب و مفترى خوانده شده است. كسانى باشند كه ادعاى نيابت كنند و بخواهند با دعوى مشاهده و شرفيابى، خود را واسطه بين امام و مردم معرفى نمايند.

 از طرف ديگر همين حكايات و وقوع تشرف اشخاص به خدمت آن حضرت هم قرينه و دليلى است بر اين كه در اين توقيع كه امام زمان(عج) به محمد بن سمرى مرقوم فرموده است، نفى مطلق مشاهده و شرفيابى مراد نيست، بلكه مقصود نفى ادعايى است كه دليل بر تعيين شخص خاصى به نيابت باشد. خلاصه با توقيع، در آن همه حكايات و وقايع مشهور و متواتر نمى توان خدشه نمود. بلى اين توقيع شريف جلو ادعاى افرادى را كه در صدد بازاريابى و عوام فريبى هستند مى گيرد.

 

جمعه 8 اسفند 1393  1:49 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چرا توصيه شده كه در روز تولد امام زمان(عج) سوره قدر بخوانيد؟


 

» سوره قدر سوره اى است كه دلالت به وجود امام زمان(عج) دارد؛ زيرا يكى از آيه هاى آن اين است: تَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ؛ [در شب قدر ]فرشتگان با جبرئيل به فرمان پروردگارشان براى كارهاى مقرره فرود مى آيند. در روايات هم توضيح داده شده كه كار آنها، آوردن و نازل كردن مقدرات امور انسان ها و حيوانات و نباتات، بر قلب امام هر عصرى است. به همين جهت آيه با فعل مضارع - كه دلالت بر آينده دارد - بيان شده است. از اين نكته به دست مى آيد كه نزول فقط در گذشته نبوده و در هر سال تكرار مى گردد. در نتيجه در هر زمانى نيازى هست كه امام حىّ و زنده اى وجود داشته باشد.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

جمعه 8 اسفند 1393  1:49 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

در كرمان چاهى هست به نام چاه صاحب الزمان، آيا اين امر حقيقت دارد؟در ضمن نماز امام زمان(عج) چگونه است؟


 

» ما نسبت به اين مكان و صدق مطالبى كه پيرامون آن گفته مى شود آگاهى نداريم. نسبت به اين گونه موارد بهتر است از علماى برجسته محل سوال شود و توصيه مى كنيم كه نسبت به موارد مشكوك محتاطانه عمل نماييد.

 نماز امام زمان(عج) اقسام مختلفى دارد. يكى از آنها اين است كه شخص دو ركعت نماز گزارد و در آن «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » را صد مرتبه بگويد و پس از اتمام نماز دعاى «الهى عظم البلا...» را بخواند.

 

جمعه 8 اسفند 1393  1:50 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آیا مثلث برمودا که یک جزیزه اسرار آمیزی است و نیز اینکه گفته می شود محل اقامت امام زمان(عج) در آنجا وجود دارد، صحت دارد یا خیر؟


 

» جزیره و یا مثلث برمودا، تا چند سال قبل پنداشته می شد محل اسرارآمیزی و یا جزیره وحشتناک است که هر چه کشتی و زیر دریایی در آن و یا هواپیما بر فراز آن پرواز کرده است همه نابود شده و غرق گشته نهد و هیچ اثری از آنها بدست نیامده است. و بعضیها نیز مانند آقای دناجی نجار نویسنده غرب سعی کرده است تا این جزیره اسرارآمیز را با داستانی که از بحارالانوار مطرح شده است تطبیق داده و بگوید که محل اقامت امام زمان(عج) در آنجاست بنابراین هر وسیله ای اعم از کشتی و یا زیر دریایی و یا هواپیما به آنجا نزدیک شده نابود میشود و سالم برنمیگردند.


در حالی که با پیشرفت علوم و ساخت دارهای قومی و ماهواره های قضایی به تحقیق در مورد منطقه مثلث پرداختند و طبق فیلمی که از قمر مصنوعی ارسال شد وجود خشکی را در آن منطقه در دل اقیانوس ارسال کرده بود که دانشمندان وجود چنین خشکی را محال می دانستند لذا گروهی از پژوهشگران جهت کشف این توده خشکی به تحقیق پرداختند اما آن ها غیر از تلاطم امواج چیز دیگری را نیافتند.

 و در نتیجه این محققان وارد این منطقه شده و غرق نشدند و بعد معلوم شد که این منطقه محل گردباد و امواج و بسیاری از عملیات و اکتشاف جهت کشتیهای غرق شده در آن منطقه انجام شد که هیچکدام از کشتیها و ناوبرها غرق نگشتند و این نشان میدهد که با پیشرفت علوم و تجهیزات قویتر، بشر به نقطه ای که به نظر میآمد اسرارآمیز باشد فائق آمده و دیگری برای او وجه اسرارآمیزی ندارد، بعلاوه بیشتر این مسائل، جنبه سرگرمی داشته که در مجلات و روزنامه ها و یا کتاب «چارلز برلیتز» نقل شده و جنبه علمی قوی ندارد.


و نیز استانی که در کتاب بحارالانوار ذکر شده است بسیاری از علمای حدیث در سند آن خدشه کرده اند و صحت آنها را مورد تردید قرار داده اند.


در پایان یادآور شویم در جهان مناطق دیگری هم وجود دارد که مانند مثلث برمودا اسرار آمیز تلقی می شود و این به خاطر جریانات کشف نشده ای است که بشر مشغول تحقیق درباره آن است و یا اینکه تحقیق شده است و علت آن آشکار شده است ولی بیشتر جنبه افسانه بخودش گرفته است مناطقی مانند منطقه ای نزدیک ژاپن که به اسم دریای شیطان معروف است و یا منطقه ای در نزدیکی اسپانیا که تمام به محل های اسرارآمیز و وحشتناک معروف شده اند و سابقه غرق شدن کشتی و سقوط هواپیما بر فراز آن، را دارا می باشند.


برای اطلاع بیشتر به کتاب جزیره خضراء افسانه یا واقعیت مراجعه فرمائید.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

جمعه 8 اسفند 1393  1:51 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها