0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی




علائم ظهور امام زمان(عج) كدامند و چگونه مى توان آن حضرت را از مدعيان دروغين تشخيص داد؟


 

» بخش اول:
احاديثى كه علائم ظهور حضرت مهدى(عج) را بيان مى كنند به نوبه خود بسيارند. بخشى از آنها به سندهاى مختلف از ناحيه پيامبر(ص) و بخشى ديگر هم از سوى امامان(ع) نقل شده اند. اهل سنت و تشيع به برخى از آنها در جاى خود اشاره كرده اند. اما آنچه كه مهم است و بايد به آن توجه نمود، علائم ظهور و نوع آن علائم است. به نظر مى رسد در برخى كتب ميان علائم ظهور قيامت و علائم ظهور امام خلط صورت گرفته و يكسان انگاشته شده اند و حال آن كه ميان اين دو تفاوت هست.

 از باب نمونه در حديثى عبارت «اشراط الساعة» به كار رفته، ولى از علائم ظهور مهدى(عج) تلقى شده است، (منتخب الاثر، ص 432) به همين جهت مى بينيم پديده طلوع آفتاب از مغرب كه به نظر شيعه از علائم ظهور مهدى(عج) است در نظر عامه از علائم قيامت شمرده مى شود، (جلالى حسينى، سيد محمد جواد، احاديث المهدى من مسند احمد بن حنبل، چاپ مؤسسه نشر اسلامى، ص 28).


       در اين كتاب اخير علامات ذيل حتمى شمرده شده است: خروج دجال، نداء آسمانى، خروج سفيانى، فرو رفتن ارتش سفيانى در سرزمين بيداء، قتل نفس زكيه و علامات ذيل هم غيرحتمى محسوب شده است: طلوع آفتاب از مغرب، خروج يمانى از يمن و خروج آتش از مشرق و باقى ماندن آن تا سه روز يا 7 روز، (همان). به هر حال آنچه كه مهم است توجه به علائم ظهور و نوع آنهاست.

بخشى از اينها به وقوع پيوسته است از جمله آنها: انقطاع ملك بنى عباس، انهدام كعبه به دست قرامطة به سال 337 ه، ظهور ستاره دنباله دار و خراب شدن بصره، (همان، ص 29) و بخشى از آنها به آينده موكول شده است از اين رو مى گوييم: در احاديث اسلامى به يك سلسله علامت ها اشاره شده كه برخى نشانه هاى كلى اند و بعضى نشانه هاى جزئى كه بيشتر شكل يك پيشگويى اعجازآميز را دارد. در اينجا به سه نشانه بزرگ از هر دو قسمت اشاره مى كنيم:


       الف) فراگير شدن ظلم و فساد؛ اين موضوع در بسيارى از روايات اسلامى تحت عنوان «كما ملئت ظلماً و جوراً؛ همانگونه كه جهان از ظلم و ستم پر شده باشد» آمده است. مفاسد و مظالم فوق را به سه گروه مى توان تقسيم كرد:


       1- مسائل حقوقى و حكومت ها مانند: گسترش ستم، پيروزى حاميان باطل، عدم آزادى بيان و عمل براى مؤمنين، توسعه رشوه خوارى، صرف سرمايه هاى عظيم در مصارف بيهوده، پيشى گرفتن هزينه هاى جنگى بر هزينه هاى عمرانى و... .


       2- مسائل اخلاقى مانند: گسترش تملق، چشم هم چشمى ها، تن دادن مردان به كارهاى پست، گسترش سرگرمى هاى ناسالم، رياكارى، پارتى بازى و ارزيابى شخصيت افراد به حجم ثروت و... .


       3- مسائل دينى و مذهبى مانند: تفسير به رأى، جهت گيرى هاى شخصى در مسائل مذهبى، ازدحام افراد آلوده در مساجد، اهميت فوق العاده به تزئين آنها، خالى شدن آنها از محتوا، كوچك شمردن نماز. البته ذكر اين نكته ضرورى است كه لزومى ندارد اين مفاسد در تمام نقاط جهان آشكار گردد بلكه معيار چهره نوعى مردم است. خواه در شرق يا در غرب.


      { آب ) ظهور دجال پر تزوير و حيله گر و سفيانى تخريب گر:
درباره هر دو روايات زيادى در كتب حديث نقل شده است. به عنوان نمونه درباره دجال در حديثى از پيامبر(ص) مى خوانيم: «هر پيامبرى بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال برحذر داشت من نيز شما را برحذر مى دارم» درباره سفيانى هم در حديثى از امام على بن الحسين(ع) مى خوانيم: «ظهور سفيانى از مسائل حتمى و مسلم است و در برابر هر قيام كننده اى يك سفيانى وجود دارد». تذكر اين نكته مهم است كه ميان علمائ اختلاف است در اين كه مفاد اين روايات آيا ناظر به شخص معين است يا ناظر به عنوان حكمى و توصيفى است كه با برنامه هاى معين افرادى مظهر آن خواهند بود، (مهدى انقلابى بزرگ، مكارم شيرازى).


       بخش دوم:
براى تشخيص حضرت مهدى(عج) از مدعيان دروغين مى توان به نكات ذيل اشاره كرد:


       1- پيامبران و امامان(ع) عموماً براى معرفى خود نياز به معجزه داشته اند. چنان كه آن حضرت نيازى بدان پيدا كند حتماً اقدام به عمل معجزه خواهد نمود. گرچه احاديث رسيده صريحاً در اين موضوع مطلبى بيان نداشته است. البته تذكر نكته اى لازم است و آن اين كه، گرچه در نظر شيعه نص و تصريح از ناحيه پيامبر(ص) از لوازم شناخت امام مطرح است اما اگر ادعاى امامت از جانب كسى به همراه اظهار معجزه صورت بگيرد، اين مسأله به نوبه خود مى تواند دليل و قرينه بر امامت آن شخص تلقى گردد.


       2- نشانه هاى قبل از قيام مى تواند براى معرفى آن حضرت كافى باشد و نيازى به معرف ديگرى مانند - معجزه خاصى - نباشد. آن علامت ها عبارتند از:

 رويدادهاى آسمانى مانند: خسوف و كسوف در غير وقت طبيعى، صيحه آسمانى، اعلان آسمانى در ظهور و حوادث اجتماعى مانند:

 ظهور دجال و خروج سفيانى، فرو بردن زمين ارتش سفيانى را در بيانى ميان مكه و مدينه، كشته شدن نفس زكيه در مسجد الحرام ميان ركن و مقام. به هر حال اين علامت ها در مجموع مى تواند دليل بر تشخيص امام زمان(عج) بوده باشد يعنى كسى كه پس از اين علائم به صورت آشكار در مسجدالحرام به عنوان قائم آل محمد(ص)، مردم را به سوى فرد دعوت كند جز مهدى موعود(عج) كسى ديگر نمى تواند باشد. زيرا غير از او هر كس باشد رسوا خواهد شد. در همين زمينه حديثى از امام صادق(ع) در كتاب اصول كافى (ج 1، ص 340، ح 20) اين چنين آمده است: «امام صادق(ع) فرمود:

 براى صاحب اين امر دو غيبت است در يكى از آنها به سوى خانواده اش باز مى گردد و در ديگرى گفته خواهد شد به هلاكت رسيده است.

 در كدام بيابان رفته است؟ گفتم: اگر چنين پيش آمدى شد چه كنيم؟ فرمود: اگر كسى آن را ادعا كرد از او سؤالاتى كنيد (اگر در ادعا راست باشد) جواب خواهد داد». افزون بر آن آنچه كه در كتاب اصول كافى، ج 2 ،ص 15 عنوان ذيل هم آمده: آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم مى كند، سخن ما را تأكيد مى كند. ر.ك: (كشف المراد، ص 370 - الهيات، جعفر سبحانى، ج 4، ص 26).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

يكي از دوستانم قبلأ به من گفته بود كه اگر چند سوره را قبل از خواب 7 مرتبه بخوانيد هر خوابي را بخواهيد مي بينيد .خودش اين كار را كرده بود و نتيجه هم گرفته بود اما من چند بار اين كار را انجام دادم به نيت اينكه در خواب امام زمانم را ببينم يا اينكه طوري به مناله ام شود كه براي نزديك شدن به ايشان چه كنم اما يك بار هم نتيجه نگرفتم. راستش من فكر مي كنم يك جاي كارم اشتباه است اما نمي دانم كجا، خيلي دعا كرده ام . كه به من بگويند عيب كار من كجاست اما چيري دستگيرم نشد. اما مسأله اينجاست كه نماز من با حضور قلب نيست. البته بعضي وقت هابه معني كلماتي كه بر زبان مي آورم توجه دارم اما من فقط معني فارسي نماز را بلدم و از مفهوم اصلي آن كه باعث نزديك شدن مابه خدا مي شود خبر ندارم عبادات ديگرم هم همينطور است. اين سؤالات مدت زيادي است كه ذهنم را به خود مشغول كرده و من كسي را جز شما نيافتم كه دربارهء آن صحبت كنم. خواهش ميكنم جواب اين سؤالات را زودتر برايم بفرستيد چون جواب آنها برايم خيلي مهم است.


 

» محورهاى اصلى اين سؤال بر چهار موضوع استوار است: اول: ديدن رؤياى صادقه دوم: تقرّب به امام زمان سوم: كسب دانش از درون چهارم: حضور قلب در نماز و ساير عبادتها.


       چهار موضوعى كه در نامه شما به آن ها اشاره شده است؛ به وسيله تهذيب نفس، پاكسازى درون يا تطهير باطن بدست مى آيد. اين مطلب بخوبى در «مكاتبه و انديشه» در صفحات 177 و 178 و 179 بيان شده است و ما كمى آنرا بسط مى دهيم:


      گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس

خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس...


      دل چو سنگ خاره شد اى پور عمران! با عصا

چشمه ها زين سنگ خارا كن، كمال اين است و بس


      پند من بشنو: بجز با نفس شوم بد سرشت

با همه عالم مدارا كن، كمال اين است و بس...


      چون به دست خويشتن، بستى تو پاى خويشتن

هم به دست خويشتن وا كن، كمال اين است و بس


      ( ميرزا حبيب خراسانى )

 


       هر چه انسان از نظر معنوى، تقوا، معرفت و كمالات در سطح بالا باشد و موازين احتياط و پاك زيستى را رعايت كند و بطور كلّى هر قدر حجاب ها و ظلمت هاى خود و دنيا را كنار بزند، به علم، حكمت، بصيرت، هدايت و تقرّب بيشترى نايل مى شود.


       در مناجات شعبانيه مى خوانيم: «الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و أنر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلّقة بعزّ قُدسك ؛ خدايا! به من كمال جدايى (از تاريكي ها و خودخواهى ها) و رسيدن به نور عطا فرما و چشمان دلمان را با تابش نظر خود روشن نما؛ تا چشمان دل، پرده هاى نور را كنار زند و به سرچشمه عظمت برسد و ارواح ما به عزّ قدست تعلّق گيرد» ( مفاتيح الجنان، حاج شيخ عباس قمى(ره)، اعمال ماه شعبان )


       امام راحل مى فرمايند: «كمال انقطاع به اين سادگى حاصل نمى شود، احتياج فوق العاده به تمرين، زحمت، رياضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوى الله منقطع گردد و به غير خدا توجّهى نداشته باشد.


       تمام صفات وارسته ى انسانى در انقطاع الى الله نهفته است و اگر كسى بدان دست يافت به سعادت بزرگى نائل شده است، لكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است انقطاع الى الله تحقّق يابد»( جهاد اكبر، ص 261 تا 277).


      كسى كه هنوز تاريكى هاى درونى خويش را پاره نكرده است، كسى كه تمام توجهش به عالم طبيعت است، و از ماوراء دنيا و عالم روحانيت بى خبر هيچگاه در صدد بر نيامده كه خود را تهذيب و پاك نمايد، قوه و توان شعور و ادراك باطنى خود را ضعيف كرده است. چنين شخصى استعدادها و قابليت هاى خود را كور نموده است.


       در نتيجه بهره اى از علم، حكمت بصيرت و آن چه كه تحت عنوان «صفات وارسته انسانى» مطرح است، نخواهد برد پس بايد به تهذيب نفس رو آورد. انسانى كه مستعدّ تجلّى اسماء و صفات الهى است، چون از ناخالصى دنيا جدا گردد و حجاب هاى دنيا و خود، پس زده شود، آيينه وجود او مستعدّ انعكاس انوار حقّ گردد، و علم نورانى و حكمت الهى و هدايت ربّانى از درون او جوشش يابد و اين تحوّل نورانى جز با تهذيب نفس و پاكسازى درون حاصل نمى شود.


      سالك از نور هدايت ببرد راه بدوست

أكه به جائى نرسد گر به ضلالت برود


      اى دليل دل گم گشته، خدا را مددى

أكه غريب ار نبردرَه، به دلالت برود


      (حافظ)

 


      آيا حضرت صالح پيامبر (ع) در زمان خودشان غيبتي كوتاه مدت داشته اند؟


       از چشمه ى حكمت بكف آور جامى

أبو كه از لوح دلت نقش جهالت برود


       تهذيب نفس يا جهاد اكبر همانطور كه امام راحل مى فرمايند نياز به سالها تلاش و كوشش دارد و چيزى نيست كه به سادگى فرا چنگ آيد. در اين جا اساتيد علم اخلاق، «مرابطه» با خدا را مطرح مى كنند.


       اركان چهارگانه اى كه انسان را به خدا پيوند مى زند تا جائى كه تمام شئون زندگى يك نفر الهى شود، عبارتست از:


       1. مشارطه؛ هر روز بعد از بيدار شدن از خواب، شكر نعمت زندگى را بجار آوريد و با خود ميثاق و عهد ببنديد كه در طول زمان بيدارى در جهت كسب رضايت الهى تلاش نمائيد. آن گاه يك يك اعضاء بدن، بخصوص نفس خود را مورد خطاب قرار دهيد و با آن ها شرط كنيد كه از مدار شريعت مقدّس خارج نشوند و از توان خود براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بهره گيرند. امير مؤمنان در توصيف نشانه هاى پرهيزكاران مى فرمايد: «روز را به شب مى رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى آورد با ياد خدا، شب مى خوابد امّا ترسان، و بر مى خيزد شادمان، ترس براى اين كه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است»(نهج البلاغه، خطبه 193).


       2. مراقبه: در مدت بيدارى مراقب و مواظب اعمال، افكار، گفتار و ساير شئون زندگى خود باشيد سعى كنيد هر لحظه خود را از لحاظ علمى و عملى ارتقاء دهيد. كمال انسانى، در گرو كسب علم و عمل است. از مهمترين كارهايى كه دراين مرحله بايد انجام شود عبارت از كسب معرفتى است كه در قلب جا گيرد و آثار آن در اعضاء و جوارح ظاهر شود. چنين معرفت قلبى از راه تكرار توجّه به علم خداى تعالى و احاطه ى وجودى او بر تمام عالم وجود و اطلاع او از اسرار درونى آدمى به دست مى آيد بعبارت ديگر ايمانى را كه با درك عقلى نسبت به حضور حضرت حق بدست آورده ايد بايد به هر وسيله اى، به قلب وارد كنيد وقتى ايمان در قلب جا گرفت با عمل استقبال خواهد شد.

 سعى شما تنها اين نباشد كه در نماز و ساير عبادتهاى الهى به مقام حضور قلب برسيد بلكه اگر اين معرفت قلبى و يقينى را توسعه دهيد تمام ساعتهاى خواب و بيدارى شما را در بر خواهد گرفت. ‹‹قل انّ صلاتى و نسكى و محياى و مماتى للّه ربّ العالمين؛ بگو: نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم براى خدا تعالى و پروردگار جهانيان است (انعام / 162) پس حضور و شهود را به هر قيمتى شده حفظ كنيد و خود را طورى درگير امور روزمرّه نكنيد كه حضور نداشته باشيد. وقتى حضور قلب در زمان بيدارى حفظ شود در عالم خواب نيز اين سير صعودى دنبال خواهد شد چون قلب با يك باور و اعتقاد گره خورده وا ز آن جدا نمى شود.


       3. محاسبة: اميرمؤمنان(ع) چه نيكو فرموده است: «عبادالله: زِنوا انفسكم من قبل ان توزنوا، و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا...؛ ببندگان خدا! خود را بسنجيد قبل آن كه مورد سنجش قرار گيرد و پيش از آن كه به حسابتان رسيدگى شود، حساب خود را برسيد...»(نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتى، خطبه 90).


       اعمالى را كه انجام داده ايد دقيقاً رسيدگى كنيد و ملاحظه كنيد به مفاد عهد و پيمان، عمل شده است يا نه؟! شايد مقصود از حسابرسى خود، آن باشد كه نبايد نفس را به حال خود رها كرد تا عملى را انجام دهد و پس از آن به حسابش رسيد بلكه بايد نسبت به اعمال خود در حين عمل نيز نظارت داشته باشيد و دقيقاً با حسابرسى عمل را انجام دهيد. اعمالى كه از سر حسابرسى انجام شود هر لحظه منجر به ترقّى ايمان خواهد شد و نورى بر نورهاى شما خواهد افزود.


       به هر جهت «حسابرسى خود» بررسى اعمال و رفتار است.


       4. معاقبه و معاتبه؛ اگر بعد از حسابرسى، خطايى مشاهده كرديد و يا اگر در اداى حقوق الهى كوتاهى ديديد نبايد نسبت به آن بى تفاوت باشيد چون بى تفاوتى نسبت به خطاها كه ريشه در غفلت از حضور الهى دارد، انسان را به ارتكاب مجدّد خطا و تاريكى دل مبتلا خواهد ساخت.


       بنابراين به مجرد مشاهده خطا و خلاف بايد نفس را مورد بازخواست قرار داد و مشارطه اول صبح را به ياد او آورد و او را شديداً سرزنش كرد و اگر سرزنش كافى نبود بايد اقدام به عقوبت و كيفر نفس كرد. مثلاً اگر اوقاتى را به بطالت گذرانده ايد كيفرش آن است كه در صدد جبران برآييد تا ديگر گرفتار چنين غفلتى نشويد.


       با استمرار و مداومت «مرابطه» كه توضيح آن گذشت حضور قلب و صفاى باطن بيدارى و خواب مؤمن را در بر خواهد گرفت و ثمرات فراوانى نصيب انسان سالك خواهد شد از جمله اين فوايد، زيارت اولياء الهى در خواب و در پايان نياز است تأكيد كنيم


      آن چه مرا آرزوست دير ميسّر شود

أوينچه در اين سر بود عمر در آن سر شود


       اين راه يك شبه طى نخواهد شد، همّتى بدرقه راه كنيد و تا به مقصود نرسيده ايد از پا ننشينيد.
       ر.ك:
       1. نهج البلاغه، خطبه متقين .
       2. جهاد اكبر، امام خمينى(ره).
       3. حكمت عبادات، آيت الله جوادى آملى .
       4. يك برنامه «حسابرسى خود» به ضميمه نامه ارسال مى شود تا به عنوان نمونه اى بكار برده شود شما خود مى توانيد بنا به حال خود برنامه اى متناسب با خود تنظيم نمائيد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی






 مقام امام زمان«علیه السلام» بالاتراست یا مقام عیسی«علیه السلام»؟


 

» مقام امام زمان«علیه السلام» بالاتر از حضرت عیسی«علیه السلام» است و این مطلب را میتوان از آیات قرآن و احادیث معتبر استفاده کرد و در احادیث وارد شده که موقع ظهور امام زمان«علیه السلام» حضرت عیسی از آسمان فرود می آید و به امام زمان اقتدا میکند.
 

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی





با توجه به رواياتي كه ياران امام زمان(عج ) را 313 نفر مي دانند آيا تاكنون اين تعداد تكميل شده اند؟


 

» در مورد تعداد ياران حضرت مهدي (عج ): سه دسته روايات وجود دارد:


       دسته اول : روايات متعدد (مستفيض ) از ائمه (ع ) به ما رسيده است كه ياران حضرت مهدي 313 نفر به تعداد ياران پيامبر در جنگ بدر هستند, (منتخب الاثر, صافي گلپايگاني , الفصل السابع , الباب الخامس , بيست و پنج روايت را با اين مضمون گردآوري كرده است ) و در منابع روايي اهل سنت نيز همين تعداد به عنوان ياران حضرت مهدي بيان شده است , (مجمع الزوائد و منبع الفوائد, نور الدين هيثمي , ص 119; الحاوي للفتاوي السيوطي , ج 2, ص 150, هر دو كتاب در الموسوعه الامام المهدي , به نقل از »چشم به راه مهدي «, جمعي از نويسندگان , دفتر تبليغات اسلامي حوزه , ص 365).


      دسته دوم : رواياتي كه ياران ايشان را ده هزار نفر ذكر مي كند, (الغيبه , نعماني , ص 307; بحارالانوار, ج 52, ص 306 و 326).


       دسته سوم : رواياتي كه مي گويد تمام شيعيان در گرد حضرت جمع مي شوند و يا مي گويد اهل شرق و غرب زمين با نهضت او همراه مي شوند, (منتخب الاثر, صافي گلپايگاني , الفصل السابع , الباب السادس , ص 597).


      نتيجه ي جمع اين روايات , با توجه به قرائن و شواهدي كه از خود همين روايات استفاده مي شود اين است كه ياران خاص حضرت كه:


       الف ) ياران خاص حضرت كه هسته اصلي نيروها را تشكيل مي دهند و فرماندهان و كارگزاران حضرت مهدي (عج هستند, سيصد و سيزده نفر به تعداد اهل بدر مي باشند: »امام صادق (ع ): گويا مي نگرم به قائم (عج ) بر فراز منبر كوفه , در حالي كه يارانش پيرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران و كارگزاران امام بر روي زمين هستند«, (كمال الدين , ص 673).


       از ياران خاص يعني 313 نفر, در روايات تعبير به »نقباء« و »خواص « نيز شده است , (بحارالانوار, ج 53, ص 7).


       اين عده , كساني هستند كه خداوند آنان را از قبل از ظهور حضرت مهدي (عج ), به سبب قابليت و لياقتشان برگزيده است , (همان مصدر). ياران خاص (313 نفر) نخستين كساني هستند كه گرد حضرت جمع مي آيند و دعوت جهاني امام مهدي با آنان شروع مي شود پس از آشكار شدن دعوت حضرت , تعداد ده هزار نفر, كساني هستند كه به امام (ع ) مي پيوندند و به عنوان هسته اوليه نيروهاي حضرت , تحت فرماندهي همان 313 نفر, قيام جهاني امام زمان با اين عده آغاز مي شود: »امام جواد(ع ): زماني كه سيصد و سيزده نفر از ياران خاص امام قائم به خدمت آن بزرگوار رسيدند حضرت , دعوتش را به جهانيان آشكار مي كند و وقتي اين تعداد به ده هزار نفر رسيد, به اذن خداوند متعال قيام مسلحانه مي كند«, (بحارالانوار, ج 52, ص 283, حديث 10).


      و در ادامه ي نهضت , توده هاي انبوه مردم از سراسر جهان كه در انتظار منجي بشريت به سر مي برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند, به ايشان مي پيوندند, (منتخب الاثر, الفصل السابع , الباب السادس , ص 597; الملاحم و الفتن , سيد ابن طاووس , ص 65).


       2. اين كه آيا ياران خاص يعني 313 نفر, تاكنون تكميل شده اند يا نه ؟ مانند بسياري از امور ديگر براي ما معلوم نيست چون در مورد اين نفرات , تنها جز شمردن صفاتي از آنان , در روايات نام آنان به خصوص ذكر نشده جز برخي افراد مثل اصحاب كهف , سلمان , مالك اشتر, (رجعت , علامه مجلسي , كانون پژوهش , اصفهان , چاپ اول , ص 45).


       3. نكته اي كه بايد به آن توجه داشت , اينكه در مورد زمان ظهور حضرت - كه خداوند به آن عالم است - در روايات اموري به عنوان علائم و زمينه ها و شرايط ظهور حضرت ذكر شده است , كه يكي از آنها تكميل ياران خاص يعني 313 نفر است اما اين تنها شرط نيست تا با تكميل اين عده , حضرت ظهور كنند بلكه علاوه بر اين حصول شرايط ديگري نيز لازم است .

 

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:02 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی





 انتظار فرج خود از بزرگترين عبادات است.لطفاً بفرمائيد مشخصات يا خصوصيات فرديرا که منتظر امام زمان مي باشد.


 

» وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مى كند، وسايل پذيرايى را آماده مى كند و با لباس مرتب و چهره اى شاداب در انتظار مى ماند. چنين كسى مى تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويى او خواهند خنديد.


      لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ

عشق بازان چنين مستحق هجرانند


      بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمى توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».


       با چنين توضيحى روشن است كه يك منتظر واقعى امام زمان بايد رفتارش به گونه اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعنى در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براى يارى امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعى اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست چرا كه چنين كسى نمى تواند از وابستگى ها و دلبستگى ها و آلودگى ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.


       با توجه به نكات ذكر شده مى توان برخى وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:
      
      
1. اولين شرط انتظار؛


      معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسى را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان(عج) هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمى كشند اما كسانى كه او را مى شناسند و ارزش او را مى شناسند و مقام او رامى دانند منتظر او مى مانند.


       كسانى كه امام زمان(عج) را نمى شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).


       بنابراين اولين شرط انتظار، معرفت به امام زمان(عج) است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان(عج) بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آرى:


      وصل خورشيد به شب پره اعمى نرسد

كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند


       البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخى وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كسانى هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براى آگاهى از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق و عجيب آن توصيه مى شود.


       همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مى تواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.


      
      
2. محبت به امام زمان(ع)؛


      وظيفه ديگرى است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمى تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مى تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان(عج) در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمى تواند به وظايف منتظران واقعى عمل نمايد. محبت به امام زمان(عج) وظيفه اى است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مى فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى» ؛ (شورى، آيه23).


      
      
3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛


      منتظران واقعى وضعيت روحى و فكرى و عملى خود را به گونه اى سامان مى دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مى توان منتظر قدوم كسى بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى توان محبت كسى را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان(عج) از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى شود. و تنها در اين صورت است كه مى توان ادعاى محبت به امام زمان(عج) را داشت.

در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان(عج) باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
       طبيعى است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
      
      
4. ارتباط با منتظران ديگر؛


      منتظر امام زمان(عج) مى داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهانى است و بايد ياوران زيادى داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايمانى خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا على البرّ و التقوى به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
      
      
5. دعا براى تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛


      منتظر واقعى هر لحظه انتظار محبوب را مى كشد و از خدا مى خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظرآن حضرتش مى باشد. دعاى براى تسريع در فرج امام زمان(عج) مورد توصيه آن حضرت نيز مى باشد.
      
      
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل هاى مختلف؛


      اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعى مى كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفى با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى شود از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى كند.
      
      
7. ياد فراوان حضرت؛


      ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندى منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مى كنند. به ياد آوردن امام عصر(عج) و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى احساس مى كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى دارند.
      
      
8. دادن صدقه براى سلامتى آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب هايى براى آن حضرت
      
      
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودى آن حضرت در بين منتظران.
      
      
10. اميدوارى بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران
      
      
11. ايجاد آمادگى دائم رزمى براى ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است:


       «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براى قيام قائم(عج) بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).


      منتظران و ياوران مصلح جهانى بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براى فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اى محكم، عزمى راسخ و برنامه اى دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهى ازوظايف عملى و گسترش شناخت خود از مبانى دينى و معرفتى، در راه تقويت بنيه اعتقادى و اخلاقى خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصى، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف دينى ـ در هر محيطى كه هستيم ـ به خودسازى اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براى تجلّى نور الهى آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمى تواند مانع مهمى در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعى امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعى، مى توان سيئات و بدى هاى گذشته را به حسنه و نيكى تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.


       قرآن راجع به حضرت مهدى(ع) و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الدين ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق] مى بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهىمى كنند (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايد: «اين آيه براى آل محمد و مهدى(ع) و اصحاب او است».


       در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاى زير توجه فرماييد:


       1. ارتباط معنوى خود را با خداى متعال تقويت كنيد؛


       2. نمازهاى يوميه را در اول وقت و حتى المقدور به جماعت بخوانيد؛


       3. سعى كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛


       4. از هر گونه گناه و معصيتى اجتناب كنيد؛


       5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛


       6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مى شود و مورد بررسى قرار مى گيرد؛


       7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلى داشته باشيد؛


       8. با مطالعه كتاب هايى كه درباره امام زمان(ع)، آگاهى و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛


       9. براى اصلاح اوضاع فرهنگى دانشگاه، به تنهايى يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضى از تشكل هاى مذهبى دانشگاه، امر به معروف و نهى از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضى اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودى و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاى دينى و اخلاقى و اجتناب از گناه و خلاف است.


      در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «من سره ان يکون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر، فان مات و قام القائم(ع) بعده، کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه؛ هر کس دوست دارد از ياوران قائم(ع) باشد بايد در انتظار بماند و تقوا بورزد و اخلاق نيکو را پيشه خود سازد اگر قبل از قيام آن حضرت(ع) از دنيا برود، همان پاداش اخروي که زمان حضور را درک کرده اند به آنها مي دهند» (اثبات الهداه، ج 3، ص 536 ، ح 488).


      خواندن دعايي که از حضرت صادق(ع) وارد شده در زمان غيبت بسيار نافع است. حضرت صادق(ع) اين دعا را به يکي از نزديکترين يارانش يعني «زراره» آموختند و آن دعا چنين است: «اللهم عرفني نفسک، فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک. اللهم عرفني رسولک فانک ان لم تعرفني رسولک، لم اعرف حجتک. اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني؛ خدايا! خودت را به من بشناسان، چون اگر خود را به من نشناساني، پيامبرت را نمي شناسم. خدايا رسولت را به من بشناسان، چون اگر چنين نکني، حجت تورا نمي شناسم. خدايا حجتت را به من بشناسان چون اگر حجتت را به من شناسايي از دينم منحرف و گمراه خواهم شد» (بحارالانوار، ج 52، ص 146، روايت 70).

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:02 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی






در مورد ظهور امام زمان(عج)، که همه انسانهاي کافر کشته خواهند شد و فقط آياهمان ياران واقعي ايشان باقي مي مانند وکسان ديگري که ايمان دارند ولي از نظر ايماني بسيار خوب نمي باشند باقي نمي مانند؟


 

» در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور، برخي افراط مي کنند و از امام زمان و يارانش چهره اي خشن ارائه مي دهند و در مقابل، برخي تفريط مي کنند و مي گويند امام از طريق ولايت و تصرف تکويني و اعجاز همه را مطيع مي کند. لکن حق مطلب اين است که سياست امام (عج) همان سياست پيامبر اکرم(ص) است.


       گاهي مقتضاي عدالت و گستردن آن بر جامعه، اين است که دشمنان سر سخت و لجوج را که هرگز و به هيچ وجه با حکومت حضرت کنار نمي آيند و زير بار عدالت نمي روند از سر راه بردارد. يقينا قبل از ظهور و مقارن با آن، ستمگران خون ريزي بر جهان حاکمند که از هيچ جنايتي فرو گذار نمي کنند در چنين وضعيتي در برابر امامي که براي برپائي عدل و داد قيام مي کند، بي ترديد گروه هاي معاندي که دستشان به خون بشريت آلوده شده است و حق مردم را غصب کرده اند و يا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت و نهضت اصلاح گرايانه امام ايستادگي مي کنند و تن به عدالت نخواهند داد، اينان کساني هستند که کشته خواهند شد. اما کساني که چنين نيستند هرچند مسلمان هم نباشند، کشته نخواهند شد.


      بر اساس روايات، امام زمان (عج) نسبت به اهل کتاب (يهود و نصارا) نيز سياست نرمش و مدارا را در پيش خواهد گرفت. در ابتداي امر، اهل کتاب با پرداخت جزيه در حکومت حضرت به صورت مسالمت آميز زندگي مي کنند اما بعد از اتمام حجت و بر طرف شدن موانعي که بر سر راه هدايت و ايمان افراد وجود دارد و تشکيل مدينه فاضله و زمينه بسيار مناسبي که در جهت رشد و شکوفائي ايمان و فطرت الهي انسان ها مهيا مي شود در چنين شرايطي عده بسيار زيادي از کفار و مشرکين واهل کتاب ايمان مي آورند و ديگر کسي کافر و گمراه و مشرک باقي نمي ماند مگر افراد لجوج که در عين تمام شدن حجت، کفر مي ورزند. اين افراد عنود و لجوج محکوم به قتل و فنا هستند.


      بنابراين خلاصه سخن اينکه: در بدو ظهور جز افراد عنود و ظالمي که در برابر عدالت حضرت مي ايستند، کشته نخواهند شد حتي از کفار، اما در دوران شکوفائي علم و ايمان و مدينه فاضله و عدل مهدوي، ديگر بهانه اي براي کفر و نپذيرفتن اسلام باقي نمي ماند و در آن دوره کساني که از سر عناد کفر مي ورزند کشته خواهند شد.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:02 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی













وقتي که امام زمان (عج) ظهور کنند آيا تمام مردم مسلمان مي شوند يا اينکه کافرو پيرو مذاهب و اديان ديگر هم وجودخواهند داشت؟


 

» ظاهر بعضي آيات اين است كه يهود و نصارا تا قيامت باقي خواهند ماند.


      1- »و من الذين قالوا انا نصاري اخذنا ميثاقهم فنسوا حظا" مما ذكروا به فاغرينا بينهم العداوه والبغضاء الي يوم القيمه...; ما از كساني كه ادعاي نصرانيت داشتند پيمان گرفتيم پس قسمتي از پندهاي ما را فراموش نمودند, ما هم دشمني و كينه را تا قيامت در بينشان انداختيم «, (مائده , آيه 14).


      2- »اذ قال الله يا عيسي ان متوفيك و... و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الي يوم القيمه ...; بيا وقتي كه خداوند فرمود اي عيسي همانا من روح تو را قبض نموده و... و پيروان تو را بر كافران تا روز قيامت برتري دهم «, (آل عمران , آيه 55).


      3- »وقالت اليهود يدالله مغلوله... والقينا بينهم العداه والبغضاء الي يوم القيمه ...; يهود گفتند دست خدا بسته است ... و ما به كيفر آن قيامت آتش كينه و دشمني را در ميان آنها برافروختيم «,(مائده , آيه 64).


      در آيات فوق دشمني و كينه توزي تا قيامت در بين يهود و نصارا مطرح شده است و همچنين برتري نصارا بر كفار تا قيامت آمده است و مقتضاي ظاهر آيات اين است كه دين يهود و نصارا تا قيامت باقي خواهند ماند. از بعضي روايات نيز همين مضمون استفاده مي شود. «عن ابي بصير عن ابي عبدالله عليه السلام ... قلت فما يكون من اهل الذمه عنده قال يسالمهم كما سالمهم رسول الله صلي الله عليه و آله و يوئدون الجزيه عن يدوهم صاغرون ...; ابو بصير گويد به امام صادق عرض كردم صاحب امر (مهدي عليه السلام ) با اهل ذمه - يهود و نصارا - چه مي كند فرمود: مانند پيامبر اكرم (ص ) با آنان مصالحه مي كند وآنها جزيه مي دهند», (بحارالانوار, ج 52, ص 381).


      در مقابل اين آيات و روايات , احاديثي وجود دارد كه دلالت مي كند به اين كه جز دين محمد ديني باقي نمي ماند.


      1- عبدالله بن بكير از امام موسي بن جعفر(ع ) روايت مي كند كه از حضرت تفسير آيه »وله اسلم من في السموات والارض طوعا" و كرها" و اليه يرجعون « را سؤال كردم فرمود: »آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است . وقتي آن حضرت ظاهر شد دين اسلام را بر يهود و نصارا و صائبين و كفار شرق و غرب عرضه مي دارد. پس هر كس با ميل و اختيار اسلام بياورد, به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مي كند و هر كس از قبول اسلام امتناع ورزد گردنش را مي زند تا اين كه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسي باقي نماند و...«, (بحارالانوار, ج 52, ص 340).


      2- جابر از امام باقر(ع ) نقل مي كند: »... خدا شرق و غرب جهان را براي صاحب امر مفتوح مي كند آن قدر جنگ مي كند تا اين كه جز دين محمد ديني باقي نماند«, (همان , ص 390).


      3- همچنين امام باقر(ع ) در تفسير آيه شريفه »ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون « فرموده است : »يكون ان لايبقي احد الا اقر بمحمد; به طوري مي شود كه احدي باقي نمي ماند مگر اين كه به محمد ايمان بياورد«؛ (همان , ص 346).


      با توجه به آيات و روايات مي توان به دو نتيجه رسيد:
      1. منظور از ادامه زندگاني يهود و نصارا تا روز قيامت تا دوره آخر الزمان باشد و به جهت نزديکي ظهور امام زمان(عج) و برپايي قيامت با يک تعبير از آن ياد شده است چنانچه بسياري از علايم آخر الزمان با عالم برپايي قيامت يکسان است. بنابراين يهود و نصارا تا آن دوران ادامه پيدا مي کنند اما با ظهور امام زمان(عج) و اقتدا حضرت مسيح به ايشان پيروان حق طلب اديان با حق آشنا مي شوند و همه زير پرچم امام زمان(عج) مي آيند و کساني که حق ستيزند از بين خواهند رفت.


      2. بنا بر ديدگاه دوم يهود و نصارا در دوران حكومت حضرت مهدي (عج ) باقي خواهند ماند واز عقايد شرك آلود خود مانند تثليث دست برمي دارند و تحت حمايت حكومت اسلامي مهدوي به زندگي خود ادامه مي دهند و اما دين اسلام دين جهاني و بر تمام دين ها غالب مي گردد.


      اما درباره کفار, از ظاهر روايات بر می آيد که با ظهور حضرت حجت بساط کفر و کافری برداشته می شود.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:03 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی









» مي دانيم از نشانه هاي ظهور امام زمان(عج) اين است که زنان شبيه مردان مي شوند و دنياطلب مي شوند. خيلي مي ترسم که يکي از اين افراد شوم مخصوصا وقتي به دانشگاه مي روم چنين احساسي دارم چه کنم تا از اين افراد نباشم؟


 

» از نشانه هاى ظهور فراگير شدن جهان از ظلم و جور است چنان چه از خود حضرت مهدى(عج) نقل شده: علامة ظهورى كثرة الهرج والمرج والفتن...؛ نشانه آشكار شدن من، زياد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوب هاست(بحارالانوار، ج 51، ص 320).


       گاهى نيز نشانه هاى ظهور به عنوان زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى و اجتماعى در ميان مسلمانان بيان شده است. علامه مجلسى در باب نشانه هاى ظهور، روايتى از امام صادق(ع) آورده كه در آن بيش از يكصد نوع انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامن گير جوامع اسلامى مى شود، پيش گويى شده است(بحارالانوار، ج 52، ص 256) از جمله: رشوه خوارى، زياد شدن زنا و لواط، سنگدل شدن مردم، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم و... .


       و رأيت النّساء يتخذن المجالس كما يتخذها الرجال؛ زنان در جامعه و مجالس، به مانند مردان حضور و ظهور مى يابند.


       و علامت هايى از اين قبيل. زياد شدن مفاسد و آلودگى ها در ميان مردم، در واقع، نوعى فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است. البته فساد و گناه كم و بيش در ميان مردم بوده، مهم اين است كه منكر بر معروف و ضد ارزش ها بر ارزش ها غلبه پيدا مى كند.


       سخن از زياد شدن ظلم و ستم و گناه و كم شدن افراد صالح است، نه اين كه همه مردم كافر شوند يا افراد صالح هيچ نباشند. در همان حال كه تباهى همه جا را فرا گرفته است، افراد پاكباخته، متعهد و صالحى هستند كه زمينه قيام آن حضرت(عج) را آماده مى سازند و در حمايت از آن منجى بزرگ به جهاد برمى خيزند.


       در روايات همان طور كه از گسترده شدن ظلم و ستم به عنوان علائم ظهور ياد شده است به اين نكته نيز اشاره شده كه جامعه منتظر مهدى، بايد در به پا داشتن ارزش ها و مبارزه با ضدارزش ها، تلاش جدى بكنند و منتظران به تهذيب نفس بپردازند و...


       تهذيب نفس و پاك سازى درون از صفات و خوى هاى زشت، و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده، در هر زمانى واجب است. چنان كه قرآن مى فرمايد قد افلح من تزكى؛ به درستى كسى كه خود را پاك نمايد، رستگار مى شود. (شمس، آيه 9).


      اما اهميت تزكيه نفس در دوران غيبت امام عصر(عج) از جهت آن است كه قرار گرفتن در زمره اصحاب آن حضرت، بستگى تمام به آن دارد وجود نازنين آقا مهذب ترين و پاك ترين انسان است پس درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در صف ياران حضرت به تهذيب نفس نياز دارد. در دعايى بعد از «زيارت آل يس» (علامه مجلسى در بحارالانورار، ج 102، ص 81 به نقل از احتجاج طبرسى آورده: از ناحيه مقدسه حضرت ولى عصر(عج) به محمد حميرى آمده: هرگاه اراده نموديد به وسيله ما به سوى خداوند و به سوى ما توجه نماييد «زيارت آل يس» را بخوانيد. اين زيارت از جانب خداوند متعال است) مى خوانيم: اللهم انصره وانتصر به لدينك وانصُر به اوليائك و اوليائه و شيعته و انصاره واجعلنا منهم؛ اى خدا! به امام زمان نصرت عطا فرما و به واسطه او دينت و دوستانت و شيعيان و ياوران و دوستان او را يارى فرما و ما را از دوستان و شيعيان حضرت قرار ده. (مفاتيح الجنان)


       پس يكى از مهمترين تكاليف در دوران غيبت كبراى مولايمان صاحب الزمان(عج) تهذيب نفس است «نعمانى» از امام صادق(ع) روايتى آورده كه حضرت مى فرمايد: هر كس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم(عج) باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالى كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم(عج) بپا خيزد، پاداش او همچون كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد. گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند (مكيال المكارم، سيد محمد تقى موسوى اصفهانى، ج 2، ص 437) و تهذيب نفس و پاكسازى درون امرى عمومى است كه م مردان و هم زنان مسلمان و شيعه بايد به آن عمل كنند و اختصاص به قشر و نوع و جنس خاصى از جامعه ندارد.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:03 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی







یــــــــــــا مهــــــــــــــــــــــــــــدی





 زمان ظهور حضرت حجت(عج) قضاي الهي محسوب مي شود يا قدر؟ چون چندي پيش از يكي ازعلماي شهرمان شنيدم كه فرموده بودند:«ظهور حضرت قضاي الهي محسوب مي شود و با دعاي ما عقب يا جلو نمي افتد و اين كه بزرگان دين بر امر تعجيل فرج اصرار دارند و گفته مي شود بسيار دعا كنيد،تنها به خاطر ايجاد محبت بين فرد و آقا امام زمان(عج) است. و علت خواندن دعاي ندبه، عهد و... تنها عدم دوري ما از آنحضرت است كه اگر اين امر صورت نگيرد به مرور زمان مردم فراموش مي كنند كه منتظرجانشين خدا بر روي زمين بوده اند». اين موضوع فكر مرا مغشوش كرده و بعد از هرنماز تنها ذكر «اللهم عجل لوليك الفرج»را به نيت 5 تن آل عبا تكرار مي كردم ولي طي اين مدت تنها «دعاي الهم كل لوليك» و«الهي عظم البلاء...» و «آل ياسين» و ازاين قبيل را مي خوانم، يعني با ديد ديگري به مسأله ظهور امام زمانم مي انديشم.خواهشمندم در اين زمينه مرا راهنمايي فرماييد.


 

» به فرموده امام علي(ع): خداوند كارها را به حسب قضايش انجام مي دهد نه رضايت شما، (ميزان الحكمه، روايت شماره 16456)


      و مقدمه قضاي الهي قدر الهي است. چرا كه هر كار بر اساس اندازه و هندسه خاص خود انجام مي گيرد. به فرموده امام صادق(ع): چون كه خداوند چيزي را اراده كند مقدر مي نمايد آنرا (اندازه و مقدار آنرا معين مي نمايد) و پس از تقدير قضايض به آن تعلق مي گيرد، (همان مصدر، روايت شماره 16461)


      قدر عبارت است از هندسه و اندازه وجودي هر چيز و قضاء به معناي گذراندن و يكسره كردن و به پايان رساندن است تقدير الهي موجودات عالم مشهود را بسوي آنچه در مسير وجودشان براي آنها تقدير و قالب گيري كرد، هدايت مي كند همچنانكه خداي بزرگ فرمود:

 «الذي خلق فسوي و الذي قدر فهدي؛ آنچه را كه خلق كرده بسوي آنچه كه برايش مقدر نموده هدايت فرمود. و سپس همين تقدير و هدايت را با امضاء قضاء تمام و تكميل مي كند» ؛ (سوره اعلي، آيه 3؛ ر.ك: تفسير الميزان، مرحوم علامه طباطبايي، ترجمه ج 37، ص 185).


      و بسيار مي شود كه خدا چيزي را تقدير مي كند ولي به دنبال تقدير قضائش را نمي راند مانند قدري كه بعضي از علل و شرائط خارج آنرا اقتضاء داشته ولي به خاطر مزاحمت مانعي آن اقتضاء باطل مي شود و يا سببي ديگر و يا اقتضايي ديگر جاي سبب قبلي را مي گيرد و چه بسا چيزي مقدر بشود و قضاء آن نيز رانده شده باشد مثل اين كه از جميع جهات يعني هم از جهت وجود علل و شرايط و هم از جهت نبودن مانع تقدير شده باشد كه در اين صورت آن چيز محقق مي شود و در بعضي از روايات نيز آمده كه قدر ممكن است تخلف كند اما براي قضاء برگشتي نيست. البته تغيير در تقدير مربوط به عالم ماده مي باشد، (ر.ك: همان مصدر، ص 185)


      با توجه به اين مقدمه قضاء به معناي اجتماع جميع علل و شرائط و فقدان هر گونه مانعي است كه مسلماً انجام مي گيرد و هيچ گونه برگشتي در آن نيست. اما اين بدان معني نيست كه قصد كنيم دعا كردن با قضاء الهي منافات دارد. چه بسا همين قضايي كه مجموعه شروط متعدد است يكي از آن شروط دعاي بندگان باشد.


      و آميختگي و هم سويي دعا و قضاء در روايات بخوبي مشهود است. اميرالمؤمنين علي(ع) در انتهاي نامه 31 نهج البلاغه به فرزندشان امام مجتبي(ع) مي فرمايد: دين و دنياي تو را به خدا مي سپارم «و اسأله خير القضاء لك» و بهترين خواسته الهي را در آينده و هم اكنون در دنيا و آخرت براي تو مي خواهم. و اين اجتماع درخواست از خدا (سؤال) و قضاء. بسيار زيباست.


       در روايت آمده كه حضرت امير(ع) از زير ديواري كه در شرف خراب شدن بود حركت كردند و به جاي ديگر رفتند از آن جناب سؤال شد آيا از قضاي الهي (حكم حتمي الهي) فرار مي كنيد آن امام بزرگوار فرمودند از قضاي الهي به سوي قدر الهي فرار مي كنم!، (ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، ص 162)


      به اين معني كه در صورت توقف تمام مقدمات لازم براي زير آوار ماندن مهيا مي گردد و قضاي الهي تحقق مي پذيرد. اما با حركت به سوي مكاني ديگر مقدمه اي از آن مقدمات ناقص مي گردد و هندسه اي ديگر شكل مي گيرد و آن تحقق سلامت و امنيت است.
      و لذا منافات ندارد كه حتي دعا، قضاي الهي را متبدل سازد. دعايي كه از جمله مقدمات و شروط حكم حتمي الهي است. در روايت از رسول اكرم(ص) وارد شده كه: «لا يرد القضاء الا الدعاء»؛ قضاي الهي را رد نمي كند مگر دعا (ر.ك: منتخب ميزان الحكمه، روايت شماره 2101)


      بنابراين در عين حال كه همه امور به قضاي الهي تحقق مي پذيرد.


      منافات ندارد كه ما موظف به دعا كردن باشيم. نه صرفاً به علت يك امري صوري و ظاهري بلكه چون دعا خود در سلسله طولي تحقق اشياء تأثير جوهري دارد.


      و اين تأثير به اذن و اراده الهي انجام مي گيرد. خود حضرت حق ما را مأمور به دعا كردن نموده است و براي اين دعا تأثير قائل شده است.


      نتيجه اين كه آري زمان ظهور حضرت حجت(ع) مثل بقيه امور و اسرار به قضاي الهي است. در عين حالي كه ما موظف به دعاي در جهت تعجيل فرج آن بزرگوار مي باشيم. و دعاي ما مي تواند در مجموعه علل ظهور مؤثر باشد.















 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:04 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

اگر حضرت شيطان را بکشند پس خير و شر وجود ندارد و همه بهشتي مي شوند چطور ؟

پاسخ: اجر و پاداش انسانهايي که در دوران قبل از ظهور زندگي ميکنند و دين خود را نگه داشتهاند و تسليم وسوسههاي شيطان نشدهاند، از مردماني که در دوران ظهور زندگي خواهند کرد و تحت حاکميت عدل الهي روزگار سپري ميکنند، بيشتر و بالاتر است. در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است که عبادت به همراه خوف و در دولت باطل، مانند عبادت در حالت امن و دولت حق نيست. بدانيد که هر يک از شما که نماز فريضه را فرادا و پنهان از دشمن و در وقت بخواند(وقتي که علني و با جماعت امکان ندارد) خدا، براي او ثواب بيست و پنج نماز واجب بنويسد و کسي که نماز مستحبي را در وقتاش به درستي بخواند، خداوند براي او ثواب ده نماز مستحبي بنويسد و فردي که کار نيک و حسنهاي انجام دهد خداوند ثواب بيست عمل حسنه براي او بنويسد و هر کس نيکوتر انجام دهد، خداوند ثواب را مضاعف ميکند. سپس حضرت در علت اين پاداش ميگويد: "شما، صابر همراه با امام و منتظر دولت حق هستيد، بر امام و بر جانهاي خود از شر حاکمان ظلم در هراسيد، حق شما در دست ظالمان است و شما را از آن منع ميکنند، و شما را در تنگي و طلب معاش قرار دادهاند، در حالي که بر دين و عبادت و اطاعت از امام و ترس از دشمن خود صابر هستيد. از اين رو خداوند اعمال شما را چند برابر ميکند. پس بر شما گوارا باد". سپس حضرت در پايان حديث ميفرمايند: "به خدا سوگند! هر يک از شما به اين حال بميرد، نزد خداوند افضل است از بسياري که در بدر و احد حضور داشتند".(بحار، ج52، ص127 ح20).
و در روايات متعدد انسان منتظر مانند فردي شمرده شده است که در رکاب پيامبر به شهادت رسيده است.(بحار ج52، ص126، ح19)
به علاوه هر چند طبق اين روايت، شيطان کشته ميشود و مردم در زمان ظهور از شر وسوسهها و فريبهاي او در امان خواهند ماند، ولي باز هم انسان داراي حق انتخاب و اختيار است، پس باز هم امکان خطا و اشتباه براي او هست. به عبارت ديگر، نفس دروني و وسوسههاي او، آدمي را رها نميکند.
همچنين چون دنيا محل ابتلا و امتحان است و مردم دوران ظهور نيز امتحان ميشوند، امتحان آنان در مقطعي ديگر و به صورت ديگر و شايد مشکلتر انجام شود. به عنوام مثال، دانش آموزي که در مقطع دبستان امتحان ميدهد، در حد و اندازه علمي و توان فکري از او آزمون گرفته ميشود و وقتي به مقطع راهنمايي و دبيرستان وارد ميشود، با توجه به رشد علمي و فکري امتحان سختتري را بايد پشت سر بگذارد.
همين فرد، وقتي وارد دانشگاه شد، باز بايد امتحان بدهد و حتي ممکن است امتحان او به جاي ده سؤال، فقط يک سؤال باشد و به او اجازه استفاده از کتب نيز داده شود، ولي روشن است که امتحان او، بسيار سخت تر است و بخشش و ارفاق استاد نسبت به او کمتر ميشود. اگر دانش آموز ابتدايي بشنود در دانشگاه چنين امتحاني ميگيرند، آن را شايد نوعي ظلم بداند و بگويد: "چگونه است من که مقدار علم کمتري دارم بايد سؤالات بيشتري را آن هم به صورت حفظي پاسخ دهم، ولي دانشجو هم سؤالات کمتري دارد و هم حق استفاده از کتاب براي او است". ولي فردي که به همه دورههاي تحصيلي اشراف دارد، در مييابد که کلام اين دانش آموز صحيح نيست.
دروان ظهور نيز چنين است. هر چند امتيازاتي بي نظير و بي بديل دارد، ولي امتحانات خاص خود را نيز دارد. قرآن کريم در مورد زنان پيامبر ميگويد: اي همسران پيامبر! هر کدام از شما گناه آشکاري مرتکب شد، عذاب او دو چندان است(احزاب/30) يعني انتساب شما به پيامبر به شما ويژگي و امتيازي داده است که اگر تقوا پيشه کنيد، مانند ديگر زنان نيستيد(بلکه ممتازتر هستيد) و اگر خطايي مرتکب شويد نيز از ديگران بيشتر در عذاب هستيد".(احزاب/30-32)
با توجه به دو نکته فوق، روشن ميشود که خداوند در همه حال نسبت به بندگان عدالت را مراعات ميکند.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  12:07 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

امام زمان در چه روزی ظهور می‌کند؟

روایات متعددی برای روز ظهور امام زمان وارد شده است که هر کدامین روایات به روزی از روزهای هفته و یا مناسبتی(مانند عاشورا،نوروز) اطلاق شده البته که این روایات با هم دیگر مانعة الجمع نیستند. از طرفی نیز برخی روایات به ظهور امام زمان در روز جمعه و برخی دیگر به روز شنبه تاکید کرده‌اند. گرچه این مورد نیز علی‌الظاهر اختلاف بین روایات است ولی در حقیقت یکی به روز ظهور و حرکت و قیام امام زمان و دیگری به استقرار حکومت حضرت اشاره دارد.

*اختلاف درباره روزهای قیام

روایات در مورد کیفیت آغاز نهضت ظهور و زمان آن اندکی با هم تفاوت دارد ولی آنچه که از جمع روایات بدست می آید چنین است که امام (عج) نخست در میان سی صد و سیزده تن از یاران خود ظهور می کند، آنگاه غروب روز نهم محرم یک یک یاران حضرت ولی عصر (عج) داخل مسجد الحرام شده و امام (عج) نهضت مقدس خود را بعد از نماز عشا با ارسال پیام برای اهل مکه آغاز می کند. سپس یاران آن بزرگوار در آن شب بر حرم و شهر مکه مسلط می گردند و روز دهم محرم پیام خود را متوجه جهانیان می نماید.

زمان گردهمایی حضرت مهدی (عج) و یاران او که از نقاط مختلف جهان جمع خواهند شد، در مکه و در شب جمعه‌ای که مقارن با شب نهم محرم است. امام صادق در این باره می‌فرماید: خداوند سبحان آنان را در شب جمعه گرد هم می آورد و صبح جمعه جملگی در مسجد الحرام با آن حضرت دست بیعت و وفاداری می دهند و هیچیک از آنان سرپیچی نمی کند.

امام باقر (ع) نیز می فرماید: قائم روزشنبه که روز عاشورا است روزی که حسین (ع) در آن به شهادت رسید ظهور می‌کند.

امام جعفر صادق(ع) فرمود: قائم ما اهل بیت در روز جمعه قیام می کند.

منبع:مهدی موعود ص 1066

پیامبر (ص) می فرماید: مهدی از خاندان ما اهل بیت است و خداوند قیام وی را در یک شب سامان می‌بخشد.

البته با توجه به روایات ظهور امام مهدی (عج) در روز شنبه طبق روایت امام باقر (ص) مغایرتی با روایت دیگر که روز نهضت را در روز جمعه عنوان می‌کند ندارد زیرا حرکت اصلی امام روز جمعه است و در روز شنبه برای مردم جهان پیام نهضت خویش را ارسال می‌کند.

خلاصه آنکه وقوع ظهور در روز جمعه به رغم مشهور بودن بین مردم قطعی نیست؛ اگر چه طبق بعضی از روایات ظهور روز جمعه خواهد بود. لکن روایات متعدد معتبر دلالت مى‏کند که قیام حضرت در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد .

منتخب‏الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث 1 تا 7، ص 574 تا 576

*ظهور در روز شنبه‌ای که مقارن با عاشوراست

امام محمد باقر (ع) می‌فرماید:
گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا ، روز شنبه ، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.

منابع : غیبة طوسی ، صفحه 274 / کشف الغمه ، جلد 3 ، صفحه 252 / بحارالانوار ، جلد 52 صفحه 290

امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
قائم( درود خدا بر او باد)در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می‌شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی (ع) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.
منابع : غیبة طوسی ، صفحه 274 / بحارالانوار ، جلد 52 صفحه 290

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (ع) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند.

ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: حضرت مهدی (عج) در روز عاشورا که روز شهادت سیدالشهداست قیام می کنند. گویا در آن شنبه‌ای که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم؛ در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، جبرییل در مقابل ایشان، برای بیعت ندا دهد و شیعیان حضرت، زمین را با طی الارض زیرپا می نهند و از اطراف عالم جمع شده و با ایشان بیعت می کنند و خداوند هم به وسیله او جهان را مملو از عدالت می کند. علی بن مهزیار هم از امام پنجم (علیه السلام) چنین نقل کرده است که: گویا با حضرت مهدی (عج) در روز شنبه ای که عاشورا است و بین رکن و مقام ایستاده، هستم.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  12:08 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

امام زمان(عج) مردم را به چه دعوت می‌کند؟

حضرت علیّ بن الحسین، زین العابدین(علیه السلام) دربارة ظهور حضرت مهدی موعود(علیه السلام ) و دعوت آن حضرت می‌فرماید: «پس به سوی مکّه خارج می‌شود؛ در حالی که مردم بر گرد او اجتماع کرده‌اند. آنگاه او خود به پا خاسته و می‌گوید: «هان ای مردم! من فلان، فرزند فلانم، من فرزند پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله ) [هستم]، من شما را به سوی آنچه که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آن دعوت کرد، فرا می‌خوانم و دعوت می‌نمایم.»

ممکن است کسانی با خود فکر کنند که امام زمان(علیه السلام) در روز ظهور مردم را به چه چیزی دعوت می‌کنند و موارد دعوت آن حضرت چیست؟ و احیاناً ممکن است با خود تصوّر کنند که امام زمان(علیه السلام) مطالب تازه و ویژه خود را می‌آورد و مردم را به سوی آن فرا می‌خواند. امام علیّ بن الحسین(علیه السلام) در این مورد می‌فرمایند: «امام زمان خطاب به مردم می‌گوید که من فلان فرزند فلانم من زاده پیامبر خدایم من شما را فرا می‌خوانم به آنچه که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به سوی آن دعوت می‌کرد.» موارد دعوت امام زمان(علیه السلام) همان موادّ دعوت رسول الله(صلی الله علیه وآله) است.

اگر به حقیقت دلداده امام زمان(علیه السلام) و منتظر ظهور آن امام واجب الاطاعت هستیم، باید خود را با برنامه‌های اسلامی وفق دهیم و در حدّ سعة وجودی خود، ظهوری را به وجود بیاوریم و فراهم کنیم؛ یعنی به احکام اسلام و فرمان رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) متعهّد و پایبند باشیم و آن احکام و مقرّرات را اجرا کرده و در جامعه رواج دهیم

آری، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وله) خاتم‌الانبیاست و امام زمان(علیه السلام) خاتم‌الاوصیا و احیاکننده دین رسول خدا(صلی الله علیه وله) و مطالب و اهداف او را دنبال می‌کند و مردم را به همان دستورات و مقرّرات پیامبر(صلی الله علیه وآله) دعوت می‌کند.

آنچه ما از این کلام شریف و از این سیره و صفت حضرت بقیة‌الله(ع)فرا می‌گیریم، این است که اگر به حقیقت دلداده امام زمان(علیه السلام) و منتظر ظهور آن امام واجب الاطاعت هستیم، باید خود را با برنامه‌های اسلامی وفق دهیم و در حدّ سعة وجودی خود، ظهوری را به وجود بیاوریم و فراهم کنیم؛ یعنی به احکام اسلام و فرمان رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) متعهّد و پایبند باشیم و آن احکام و مقرّرات را اجرا کرده و در جامعه رواج دهیم؛ زیرا معلوم شد که آن بزرگوار دعوت جدیدی ندارد و مطالب تازه و مغایر با احکام پیامبر(صلی الله علیه وآله) نمی‌آورد که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وله) خاتم‌الانبیاست و بعد از او پیامبری نیست که دین تازه و دعوت جدید و مقرّرات نوینی بیاورد و ارائه دهد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وله) خاتم‌الانبیاست و امام زمان(علیه السلام) خاتم‌الاوصیا و احیاکننده دین رسول خدا(صلی الله علیه وله) و مطالب و اهداف او را دنبال می‌کند و مردم را به همان دستورات و مقرّرات پیامبر(صلی الله علیه وآله) دعوت می‌کند

آری، همواره فخر و مباهات آبا و اجداد گرامی مهدی موعود(عج) که همه، اوصیا و جانشینان پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودند، به همین بود که دین و آیین آسمانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را ترویج می‌کردند و پیشروی اسلام و احکام الهی رهین زحمات و خدمات آن بزرگواران است و امام زمان(عج) همان راه و روش را دارد و از آن‌ها جدا نیست، با این تفاوت که او نفوذ کلام و بسط ید و سیطره جهانی هم دارد.

پی‌نوشت:

1. اثبات الهداة، ج 2، ص 582؛ بحارالانوار، ج 52، ص 306.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  12:09 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

حضرت مهدی در اولین خطبه چه خواهد گفت؟

از امام باقر(ع) روایت شده که آن حضرت فرمودند: در روز اول ظهور، قائم ما در مکه در کنار بیت الله الحرام در حالتی که به کعبه تکیه داده است مردم جهان را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید...
به گزارش جهان به نقل از خبر، اوّلین خطبه و اعلامیّه حضرت بقیةالله (عج) در روایتی از امام باقر(ع) که آیت الله محمد خادمی شیرازی درکتاب «تحفه امام مهدی» آورده است را بخوانید.

اوّلین خطبه و اعلامیّه حضرت بقیةالله روحی له الفداء:

از امام باقر(ع) روایت شده که آن حضرت فرمودند: در روز اول ظهور، قائم ما در مکه در کنار بیت الله الحرام در حالتی که به کعبه تکیه داده است مردم جهان را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید:

ای مردم! ما آل محمد -که درود خداوند بر او و خاندانش باد - در درجه اول از خداوند بزرگ و در مرتبه دوم از بندگان خداوند که جواب ما را می دهند یاری می طلبیم. (البته طلب یاری از مردم به جهت امتحان و اتمام حجّت بر آنها است.)

ای مردم! ما خاندان پیامبر شما هستیم و از هرکس به خداوند بزرگ و حبیبش رسول الله سزاوارتریم [و از نظر مقام، برتری داریم].

ای مردم! هر کس در ارتباط با حضرت آدم با من مجادله کند بداند من از او به آدم اولی ترم و آن که در رابطه با شخصیت نوح با من محاجّه کند من بر او نسبت به نوح مقدّم هستم و هر کس بخواهد در ارتباط با ابراهیم با من مجادله کند من از او نسبت به ابراهیم برتری دارم و اگر کسی بخواهد با شخصیت محمد -که درود خداوند بر او و خاندانش باد - با من محاجّه کند مسلّماً من نسبت به حضرت محمد از او احقّ و اولی [و تنها فرزند و باقیمانده او و یگانه نگهبان دین و شخصیّت او] هستم و هرکس که بخواهد در ارتباط با بقیّه انبیاء و فرستادگان خداوند به محاجّه با من برخیزد، من بر او نسبت به انبیاء تقدم دارم [و جانشین اجرا کننده تمام طرحهای آنها من هستم]. آیا خداوند در قرآن مجیدش نفرموده است: «به درستی که خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان اختیار فرموده و بعضی را بر برخی برتری داده است. و البته خداوند شنوا و دانا است.»؟

پس ای مردم! من تنها باقیمانده از آدم و یگانه ذخیره نوح پیامبر و خلاصه و برگزیده از ابراهیم و از محمد هستم که درود خداوند بر آن بزرگوار و خاندانش باد.

ای مردم! بدانید آن کس که بخواهد در قرآن با من مجادله نماید من از همه اولی تر به قرآن خداوند هستم ‍[و تمام علوم و معارف قرآن و قوانین حیات بخش آن در نزد من است].

ای مردم! آگاه باشید هر کس که درباره سنت رسول اکرم [یعنی تعلیمات آن حضرت و خاندان عزیزش] با من مجادله کند، من اولی تر از او هستم. پس شما را به خداوند سوگند می دهم هر کس که امروز سخنان مرا می شنود آن را به آنهایی که در اینجا حاضر نیستند برساند، و شما را به حق خداوند و رسول او و آن حقی که من بر شما دارم [یعنی حق ذُوالقربای پیامبر بودن] سوگند می دهم که ما را در حقوقمان یاری نمایید و جلوی ظلم و ستم را که درباره ما روا داشتند بگیرید؛ چه آنکه حقوق ما را پنهان ساختند و درباره ما ظلم کردند و از وطنمان آواره نمودند و نسبت به ما غدر روا داشتند و پیروان باطل بر ما افترا بستند. از خدا بترسید، ما را مخذول نکنید، بلکه یاری کنید تا خداوند شما را نُصرت عطا فرماید.

پی نوشت ها :1-سوره آل عمران(2)، آیات 33-35.2-نعمانی، الغیبه، ب 14، ح 67.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  12:12 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آیا امام زمان (ع) بعد از ظهور با اعراب به جنگ بر می خیزد؟
مجلسی به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: « ما بقی بیننا و بین العرب الّا الذبح ، وأومأ بیده إلی حلقه » ؛ « بین ما و بین عرب چیزی به جز ذبح باقی نمی ماند . آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند . » پاسخ :
1- ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت علیهم السلام را به قتل خواهد رساند .
2- احتمال دیگر اینکه امام صادق (ع) اشاره به جنایات و قتل و ذبحی است که منصور عباسی در عصر آن حضرت نسبت به بنی هاشم و ذریه پیامبر اکرم (ص) داشته است . ومطابق تاریخ تعداد زیادی از آنها به قتل رسانید .

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  12:16 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

اولین کسی که از مسلمانان در عقیده مهدویت تشکیک کرد،چه کسی بود ؟

در تاریخ آمده است ، معاویه به جماعتی از بنی هاشم خطاب کرده گفت :
( اینکه شما گمان می کنید پادشاهی هاشمی و مهدی قائم از آن شماست عقیده ای باطل است ،‌بلکه مهدی همان عیسی بن مریم است . امر خلافت به دست ماست تا آن را به او تسلیم کنیم).1

ابن عباس از جمله کسانی بود که در آن جلسه حضور داشت ، او در مقابل این تحریف تاریخی و بازی کردن با عقیده ی اسلامی سخت ایستاده ، به معاویه گفت :


( .... اما اینکه گفتی ما گمان داریم که برای ما حکومتی است که مهدی حاکم آن است ، جواب آن این است که گمان ، شرک است همانگونه که خداوند متعال می فرماید :« کافران پنداشته اند که هرگز برانگیخته نمی شوند »2 ، در حالی که همه شهادت می دهند که برای ما مُلک و حکومتی است . اگر از عمر دنیا یک روز باقی باشد ،‌خداوند متعال کسی را از ما میفرستد تا زمین را پر از عدل و داد کند ، همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد .
و اما اینکه می گویی : مهدی همان عیسی بن مریم است ،‌عیسی کسی است که برای مقابله ی با دجال فرستاده می شود ، و هر گاه دجال او را ببیند نابود می شود ، ولی امام از ما کسی است که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده و نماز می خواند ....)3

 


پی نوشت :
1- بحارالانوار ج 33 ص 256
2- سوره ی تغابن آیه ی 7
3- بحارالانوار ج 33 ص257

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 26 بهمن 1393  12:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها