0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

مي گويند که در زمان ظهور امام زمان چيزهاي زيادي مي باشند که تکامل مي يابند از جمله علم به حد اعلاي خودش مي رسد و بعضي ها مي گويند که و همچنين در کتابها نوشته شده که امام زمان با شمشير قيام مي کند، سؤال من اين است که با وجود پيشرفت علم و با وجود سلاحهاي مدرن آيا جنگ امام زمان باز هم با سلاحهاي سرد خواهد بود؟

 

 

در اين راستا نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:


       1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنان كه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.


       2) آنچه مسلم است سلاح هاى موجود دنيا به گونه اى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بى ايمان را از بين مى برد و خوبان از گزند آن در امانند. اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مى آيد بر ما پوشيده است مى توان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاح هاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاح ها تعلق گيرد.
      سؤالاتي كه درباره ابزار دفاعي آن حضرت قابل طرح است عبارتند از:


       1- آيا ابزار دفاعي آن حضرت سلاح سردي چون شمشير خواهد بود يا نه ؟


       2- مفاد روايات اسلامي كدام نظريه را تأييد مي كند؟


       3- آيا تكامل صنعتي و ماشيني در آن روزگار از بين خواهد رفت يا نه ؟


       مي گوييم براي يافتن پاسخ اين سؤالات هم از منابع حديث و هم از دلايل عقلي مي توان كمك گرفت اما به نظر عقل : هيچ دليلي وجود ندارد كه با جهش جامعه انساني به سوي حق و عدالت ترقي جامعه متوقف گردد. افزون بر آن يكي از پايه هاي استقرار حكومت واحد جهاني به هم پيوستگي دنيا از نظر وسايل ارتباطي است و اين موضوع بدون تكامل صنعتي ممكن نيست . پس بعيد نيست بگوييم همان گونه كه قلم كنايه از علم و فرهنگ است.
       شمشير هم كنايه از قدرت و نيروي نظامي مي باشد. از همين جا مي توانيم به اين سخن اعتراف كنيم كه نمي توانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادي يا رواني بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم . همين اندازه اجمالا مي توانيم بگوييم يك سلاح برتر خواهد بود. هم چنان كه مي دانيم آن سلاح سلاحي نيست كه گناهكار و بي گناه را با هم نابود كند. و اما به نظر احاديث : احاديثي كه نقل شده , به نوبه خود هر كدام تكامل علوم را در ابعادي مختلف براي انسان گوشزد مي كنند. از باب نمونه در كتاب منتخب الاثر عناوين ذيل را مشاهده مي كنيم كه همگي بر پيشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مي كنند:


       1- باب سوم در اين كه زمين , كنوز و معادن خود را اظهار مي كند. در اين باره ده حديث است . از باب نمونه : موسي بن جعفر(ع ) فرمود: براي آن حضرت گنجينه هاي زمين ظاهر مي شود و هر امر دوري، براي ايشان نزديك مي گردد.


      2- باب چهارم : در اين كه بركات سماوي و ارضي و غير اين دو ظاهر مي شوند و در آن 12 حديث است . از باب مثال : پيامبر(ص ) فرمود: در زمان آخر امتم مهدي خروج مي كند و حال آن كه باران او را سيراب و زمين نباتاتش را بر وي عرضه مي كند.


       3- باب يازدهم در اين كه زمين در دولت وي عمران مي يابد. در اين زمينه 5 حديث وارد شده است . از آن جمله : حضرت فرمود: روي زمين خرابي باقي نمي ماند مگر اين كه مهدي آن را آباد مي كند.


       4- باب دوازدهم در اين كه امور در عصر ايشان تسهيل پيدا كرده و عقول مردم هم تكامل پيدا مي كند و در آن 7 حديث نقل شده است .
       از باب نمونه امام صادق (ع ) فرمود: در زمان قائم آل محمد(ص ) مؤمني كه در مشرق است برادر خود را كه در مغرب است مي بيند. همين طور مؤمني كه در مغرب است برادر خود را كه در مشرق است , مشاهده مي كند.  

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 19 بهمن 1393  1:37 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

اينكه حضرت امام جعفر صادق(ع) پيرامونحضرت مهدي(عج) مي فرمايد: «اگر او را دركمي كردم، تمام عمر به خدمت او ميپرداختم» چه مهمي را مي رساند و حضرتش چهمنظوري داشته اند؟ (معجم الاحاديثالامام المهدي (عج) جلد 3، صفحه 385).

 

» رواياتي از ائمه معصومين(ع) به اين مضمون وارد شده است كه دو امام در يك زمان نخواهند بود مگر اين كه يكي ناطق است و ديگري صامت. يعني اگر در يك عصر دو امام باشد يكي قائم به امور امامت است و ديگري دعوت كننده به همان امام است و در خدمت امام ناطق است. بنابراين شايد اين سخن امام صادق(ع) بيان اين واقعيت باشد كه اگر حضرت(ع) در آن زمان باشند امام ناطق امام زمان خواهد بود و امام صادق(ع) در خدمت امام زمان(عج) خواهد بود.
      نكته ديگر اين كه اين روايت به گونه اي اشاره به رتبه و جايگاه بلند و ممتاز امام زمان(عج) دارد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 19 بهمن 1393  1:38 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 اين كه مي گويند وقتي امام زمان(عج)مي آيد ايشان با شمشير مي جنگد و تمام سلاح هاي پيشرفته دنيا از كار مي افتد چگونه است؟ مي گويند دجال سوار بر الاغ است، يك چشم دارد، يك كوه از پشت سر او ويك كوه در جلوي او حركت مي كند. سيدخراساني يا فردي به نام سفياني مي آيد و... آيا اين ها واقعيت است يا نوعي تشابه و نماد است؟ يكي از دوستان مي گفت در يكي از سايت هاي اينترنت با 4 دليل نوشته اندكه بوش همان دجال است آيا سند معتبري براي قبول اين موضوع وجود دارد؟ سيدخراساني كيست آيا مي توان پنداشت كه همان رهبر شيعيان جهان حضرت آيت الله خامنه اي است يا خير؟


 

» اول: دجّال از ريشه ى «دجل» به معناى دروغگوى حيله گر است.


       اصل داستان دجّال در كتابهاى مقدس مسيحيان آمده است، (رساله يوحنّا، باب 2، آيه 18 و 22).{ در انجيل اين واژه بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسيح باشند و يا «پدر و پسر» را انكار كنند به عنوان دجال ياد شده است به همين جهت در ترجمه انگليسى كتاب هاى مقدس مسيحى واژه آنتى كريست (Anti christ) يعنى ضد مسيح، به كار رفته است.


       در روايات زيادى از اهل سنّت، خروج دجّال از نشانه هاى برپايى قيامت دانسته شده است، (سنن ترمذى، ج 4، ص 507 تا 519، سنن ابى داود، ج 4، ص 115، صحيح مسلم، ج 18، ص 46 تا 81). و روايات اسلامى در مورد دجّال و توصيفات آن، همين روايات اهل سنّت است.


       در كتب روائى شيعه، تنها دو روايت در مورد خروج دجّال به عنوان يكى از علائم ظهور حضرت مهدى آمده است، (كمال الدين صدوق، ص 525، 526)، كه هيچكدام از اين دو روايت از نظر سند معتبر و قابل قبول نيست. بنابراين، از نظر منابع شيعى، دليل معتبرى بر اين كه خروج دجّال يكى از علائم ظهور باشد، وجود ندارد.

 اما در عين حال با توجه به روايات زيادى كه در منابع اهل سنّت آمده است، احتمال اين كه اصل قضيه دجّال به طور اجمال، صحت داشته باشد؛ وجود دارد و امر ممكنى است. لكن به فرض اين كه اصل قضيه دجّال صحت داشته باشد، اما بدون ترديد بسيارى از ويژگى هايى كه براى آن بيان شده است به نظر مى رسد افسانه هايى بيش نيست.

 بنابراين اصل قضيه دجّال را به عنوان امرى محتمل و ممكن بعيد نيست بپذيريم. حال به فرض پذيرش اين سؤال مطرح است كه مقصود از دجّال چيست؟
       دو احتمال اساسى در اين زمينه وجود دارد:


       1. با توجه به معناى لغوى دجال، مقصود از آن، نام شخصى معينى نباشد. بلكه هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با تمسك به انواع اسباب حيله گرى و نيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است.


       بر اين اساس، دجّال ها متعدد خواهند بود. وجود رواياتى كه در آن سخن از دجّال هاى متعدد رفته است، اين احتمال را تقويت مى كند. (همان روايات موجود در كتب اهل سنت كه در مورد دجّال آمده است). مانند: «قال رسول الله(ص): يكون قبل خروج الدجال نيّف على سبعين رجالاً؛ پيش از خروج دجال، بيش از هفتاد دجال، خروج خواهد كرد»، (كنزالعمال، ج 14، ص 200).


       بنابراين احتمال، در حقيقت قضيه دجال بيانگر اين مطلب است كه در آستانه انقلاب امام مهدى، افراد فريب كار و حيله گرى براى نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلى، همه تلاش خود را به كار گرفته و با تزوير و حيله گرى مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استوارى رهبرى آن دلسرد و يا دو دل كنند. اينكه در همين روايات تأكيد شده است: «هر پيامبرى، امت خويش را از خطر دجّال بر حذر داشته است»، خود تأييدى ديگر بر همين احتمال است كه مقصود از دجّال، هر شخص حيله گر و دروغگويى است كه قبل از خروج حضرت مهدى(ع) در صدد فريب مردم است.


       2. دجال، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادى بر همه جهان باشد.


       استكبار با ظاهرى فريبنده و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظيمى كه در اختيار دارد سعى مى كند مردم را فريب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فريبنده خود كند بر اين اساس، اينكه پيامبران امت هاى خود را از فتنه دجال بيم داده اند، «ما بعث الله نبيّا الاّ و قد انذر قومه الدجال...؛ هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر آن كه قومش را از فتنه ى دجال بر حذر داشت»، (بحارالانوار، ج 52، ص 205). در حقيقت آنان را از افتادن به دام ماديت و ورطه حاكميت طاغوت و استكبار جهانى برحذر داشته اند. پس احتمال مى رود منظور از دجال با آن شرايط و اوصافى كه در اين روايات براى او شمرده شده همان استكبار جهانى باشد. مثلاً در اوصاف دجال گفته شده «كوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد» كنايه از امكانات عظيم و گسترده اى كه استكبار در اختيار دارد.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1. چشم به راه مهدى، مركز انتشارات دفتر تبليغات قم، جمعى از نويسندگان، ص 289.


       2. دادگستر جهان، ابراهيم امينى، ص 223.


       دوم: اما درباره اسلحه امام نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:


       1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنان كه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.


       2) آنچه مسلم است سلاح هاى موجود دنيا به گونه اى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بى ايمان را از بين مى برد و خوبان از گزند آن در امانند.

 اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مى آيد بر ما پوشيده است مى توان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاح هاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاح ها تعلق گيرد.


       سوم: در برخى از روايات خروج خراسانى در كنار ذكر خروج يمانى به عنوان علائم ظهور ذكر گرديده است(به عنوان نمونه نگاه كنيد به بحارالانوار، ج 52، ص 210 و 274).


      هر چند خروج يمانى از علائم حتمى ظهور شمرده شده، ولى حتمى بودن خروج خراسانى به عنوان نشانه ى ظهور معلوم نيست. افزون بر اين در بعضى روايات خراسانى به عنوان ساقط كننده حكومت بنى عباس مطرح شده(بحارالانوار، ج 52، ص 234) كه در اين صورت بر ابومسلم خراسانى تطبيق مى شود.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

یک شنبه 19 بهمن 1393  1:38 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

گفته مي شود كه در آخر الزمان مردم وبطور كلي جهان به فساد كشيده شده و همهجا از ظلم و جور پر خواهد شد و در آن حال خواهد بود كه امام عصر(عج) ظهور خواهندكرد حال اين سؤال مطرح است كه اگر سرانجام و بطور طبيعي به چنين فساد و ظلمي جهان را فرا خواهد گرفت پس چرا بايدبه سمت اصلاح خود و جامعه حركت كنيم و موكد در اسلام توصيه شده است كه خود و جامعه تان را به اصلاح در آوريد .آيا عدمحركت ما به سمت اصلاح و در نتيجه به فسادكشيده شدن جامعه منجر به تعجيل در ظهور نمي گردد؟


 

» فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانه هاى معروف ظهور حضرت مهدى(ع) به شما مى رود و اين نشانه در روايات بسيار به چشم مى خورد و در بعضى روايات به همين عنوان كلى مورد اشاره قرار گرفته، چنان كه در روايات معروفى كه با سندهاى گوناگون نقل شده آمده: «يملا اللّه به الارض قسطا و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ خداوند به وسيله ظهور مهدى(ع) زمين را پر از عدل و داد مى سازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد»، (چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان مجله حوزه، نقل از «سنن ابى داود»، ج 4، 107 و كنزل العمال، ج 14، ص 264).


       يا از حضرت مهدى(ع) نقل شده: «علامة ظهورى كثرة الهرج و المرج و الفتن...؛ نشانه آشكار شدن من زياد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوبها است»، (بحارالانوار، ج 51، ص 320).


       قبل از آن كه به بررسى اصولى موضوع مطرح شده بپردازيم به نظر مى رسد اشاره به سير تاريخى اين برداشت از موضوع ظهور امام زمان و زمينه هاى آن، به عنوان مقدمه مفيد باشد.


       در طول تاريخ غيبت به ويژه در قرون اخير نوعى تفكر آسايش طلبانه در برخى پديد آمده و آنان بهانه اى مى طلبند تا از زير بار مسئوليت شانه خالى كنند! حال چه بهتر كه اين بهانه رنگ دينى داشته باشد.


       از جمله اين موارد آن است كه ما نبايستى با ظلم مبارزه كنيم زيرا ظهور امام زمان به تأخير مى افتد و حتى برخى پنداشته اند كه بايد به ظلم و فساد نيز كمك كرد و در گسترش آن كوشيد تا اسباب ظهور بيشتر فراهم شود؟!


       اين تفكر ناشى از عدم شناخت مسئوليت و نشناختن دين الهى و برداشت غلط از موضوع ظهور است.


       اولاً اين تعبير كه «جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده است» يك بيان و تعبير كنايى است كه نشانگر شدت ظلم و فراگيرى آن است و بدين معنا نيست كه همه ى انسان ها در آن زمان ظالم و فاسدند. مانند اين تعبير كه مى گوييم «فلان كار، با هزار مشكل مواجه است» كنايه از اين كه مشكلات متعددى فراروى تحقق آن عمل است.


       در آن دوران، انسان هاى صالح نيز وجود دارند كه قرآن كريم به آنان وعده داده است كه وارث حكومت زمين خواهند شد (نور، آيه 55) و مگر كسانى جز همين انسان هاى خودساخته و صالح، ياوران حضرت مهدى(عج) خواهند بود؟ و اساسا زمينه و بستر پذيرش قيام و انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) به ستوه آمدن توده هاى مردم از ظلم و فساد و تباهى است. بر اين اساس مى توان گفت ظلم و جور مورد نظر در روايات، به صورت عمده، متوجه به حكومت ها و طبقه ى حاكم كه قدرت و ثروت را در دست دارند، مى باشد.


       ثانيا رواياتى كه دلالت بر پر شدن جهان از ظلم و ستم دارد، در حقيقت خبر از وضعيت و شرايط جهان در آن دوران مى دهد. اخبار از يك واقعيتى است، كه رخ خواهد داد نه اين كه وظيفه شرعى ما را بيان كند، به اين معنا كه ما موظفيم چنين شرايطى را ايجاد كنيم و كمك كنيم جهان پر از ظلم و فساد شود.

اخبار اين روايات از وضعيت جهان، منافاتى با مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى ما در جهت اصلاح فرد و جامعه ندارد. وظيفه انسان، حركت در مسير كمال است كه جز در پرتو عمل به وظايف و اصلاح خود و جامعه ميسر نخواهد بود و وعده آمدن مهدى موعود نيز در راستاى همين سير به سوى كمال و اصلاح فرد و جامعه است.


       مهدى موعود مى آيد تا بستر را براى اين حركت و سير كمالى مهياتر كند. او مى آيد تا انسان ها، فارغ از ظلم ستمگران و فساد افسادگران، مسير كمال و اصلاح خود و معرفت حضرت حق و رسيدن به سعادت را بپيمايند.


       ثالثا به طور كلى، هيچ گاه يك آموزه ى دين نمى تواند نافى و تعطيل كننده ساير اركان و اساس دين باشد. اگر به فرض به چنين موردى برخورديم، خود دليل بر بطلان آن و عدم استناد آن آموزه به دين خواهد بود.


       به عنوان مثال يكى از اركان دين، توحيد است، معنا ندارد كه آموزه اى از دين، شرك را تأييد و به آن دستور دهد.


       با توجه به اصل فوق، رواياتى كه صرفا اخبار از يك امر تكوينى است يعنى خبر از شرايط و اوضاع جهان قبل از ظهور مى دهد، نمى تواند مؤيد و مروج فساد و ظلم باشد.


       اساسا روح دين و تمام آموزه هاى دين، براى برچيدن فساد و تباهى و رساندن انسان به اوج كمال است. دين براى اصلاح فرد و جامعه آمده است. بنابراين چنين برداشتى از روايات فوق برداشتى كاملاً نادرست و منافى با حقيقت دين و ارسال رسل است.

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:25 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

از علائم ظهور و خصوصيات و كرامات امام زمان(عج) چيست؟


 

» مدت زمان پاك شدن جهان از فساد معلوم نيست اما وقايع دوران ظهور را م ى توان ترسيم نمود. ترسيم تفصيلى عصر ظهور امكان پذير نيست اما به صورت فشرده به سيماى كلى آن اشاره مى كنيم:


       روايات حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى(عج) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگى هاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد. آنگاه در سطح جهان نبردى سخت ميان غربى ها و تركان و يا هواداران آنها به وجود مى آيد تا جايى كه منجر به جنگ جهانى مى گردد.

 اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى(عج) در ايران و يمن تشكيل خواهد شد... كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سرانجام در آن پيروز مى گردند. اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت با عنوان سيد خراسانى، رهبر سياسى و شعيب بن صالح رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفا خواهند كرد.

اما ياران يمنى وى، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهراً ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز به وجود مى آيد همكارى مى نمايد. از جمله نشانه هاى ظهور حادث ه اى است كه ميان دو حرم مكه و مدينه رخ مى دهد.


      در اين هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى شود پس از اين نداى آسمانى حضرت مهدى(عج) به طور سرى با برخى از ياران خود ارتباط برقرار مى نمايد.

 درباره آن بزرگوار در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دل ها جاى مى گيرد. دشمنان از حضور آن حضرت بيمناك شده و مى كوشند تا وى را يافته و از ميان بردارند از اين رو سپاهى وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يافته او را دستگير و يا كشته و يا به زندان مى اندازند آن حضرت با برخى از ياران خود در مكه تماس گرفته تا اين كه قيام خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى كند و پس از درگيرى بر مكه تسلط مى يابد.

 در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى(عج) پيام خود را به زبان هاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى كند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند تا معجزه اى كه جد گرامى اش حضرت رسول(ص) وعده فرموده محقق شود و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى به زمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند به وقوع بپيوندد.

آن حضرت پس از اين معجزه با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مى شود و پس از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى يابد.


      وى پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مى شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح برمى خورد. آنان با او بيعت كرده و با هم رزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى پردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى يابند.

 سپس امام(عج) وارد عراق گرديده واوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروه هاى متعدد شورش آنها را شكست داده و به قتل مى رساند. آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مى دهد و بدين سان يمن، حجاز، ايران، عراق و كشورهاى خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروايى آن حضرت درمى آيد.

بعد از آن جنگ هايى با تركان و يهوديان صورت مى پذيرد كه در هر دو پيروزى از آن حضرت(عج) است. غربيان مسيحى از اين وقايع سخت نگران شده و با حضرت اعلان جنگ مى كنند ولى ناگاه حضرت عيسى مسيح(ع) از آسمان به قدس شريف فرود آمده و با سخنان خويش جهان و به ويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى دهد.


      فرود آمدن حضرت عيسى(ع) براى جهان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملت هاى مسيحى خواهد گرديد. به نظر مى رسد كه حضرت مسيح(ع) ميان حضرت مهدى(ع) و غربى ها وساطت نموده و قرارداد صلحى به مدت هفت سال ميان دو طرف بسته مى شود. اما غربى ها بعد از دو سال پيمان صلح را مى شكنند، لذا روميان در يك هجوم ناگهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مى آورند. نيروهاى اسلام روياروى آنها قرار گرفته و حضرت مسيح(ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى(عج) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گذارد. دراين جنگ مسلمانان پيروز مى شوند.

 سپس غرب توسط امام فتح مى گردد. پس از فتح و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح(ع) رحلت نموده و حضرت مهدى(عج) و مسلمانان بر پيكر او نماز مى گذارند. سپس پيكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مادرش مريم صديقه(ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مى سپارد.


       پس از اين فتوحات حضرت مهدى(عج) براى تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملل جهان اقدام مى كند و براى تعالى بخشيدن و شكوفايى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى كوشد.

به نظر ميرسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام(عج) جامعه بشرى به آن دست مى يابد. دجال از روش هاى پيشرفته چشم بندى، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند استفاده مى كند.

 از اين رو در جهان موجى از فتنه و آشوب به وجود مى آورد كه فريب كارى هاى او را باور مى كنند اما حضرت مهدى(عج) نيرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوا دارانش خاتمه مى بخشد. اين دورنمايى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) بود،


       (براى آگاهى بيشتر ر.ك: عصر ظهور، على كورانى، ترجمه عباس جلالى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى). اما علائم و نشانه هاى ظهور كه هر يك نويدى از نزديك شدن ظهور آن حضرت(عج) است فراوان است كه به ذكر مهم ترين آنها اكتفا مى كنيم:


       1- خروج سفيانى:
سفيانى مردى از نسل ابوسفيان است كه پيش از ظهور حضرت خروج مى كند و پس از ظهور با امام مى جنگد. امام صادق(ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانى هستيم كه بر سر دين خدا با هم دشمنى داريم. ما سخن خداوند را تصديق كرديم و آنان تكذيب كردند. ابوسفيان با پيامبر(ص) مبارزه كرد و معاويه با على(ع) و يزيد با حسين بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفيانى نيز با قائم(عج) خواهد جنگيد، (بحارالانوار، ج 52، ص 182).

 2- خسف در بيداء:
خسف ؛ يعنى، فرو رفتن و بيداء سرزمين بين مكه و مدينه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين است. على(ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى(عج) سفيانى خروج مى كند. سپاه وى به سوى مدينه حركت مى كند و چون به سرزمين بيداء مى رسند خداوند آنها را در كام زمين فرو مى برد، (ينابيع الموده، قندوزى، چاپ بصيرتى، ص 427).

 3- خروج يمانى:
سردارى است از يمن كه قيام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مى كند. امام صادق(ع) فرمود: قيام خراسانى و سفيانى و يمانى در يك سال و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمى به اندازه پرچم يمانى دعوت به حق و هدايت نمى كند، (كتاب الغيبه، نعمانى، ص 252). ظاهراً خراسانى نيز دعوت به حق مى كند.

4- قتل نفس زكيه:
نفس زكيه؛ يعنى، انسان پاك. امام باقر(ع) فرمود: «بين ظهور مهدى(عج) و كشته شدن نفس زكيه بيش از پانزده شبانه روز فاصله نيست»، (الارشاد، ج 2، ص 374).

 5- صيحه آسمانى:
ظاهراً صدايى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنيده مى شود. امام باقر(ع) فرمود: «ندا كننده اى از آسمان نام قائم را ندا مى كند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مى شنود، (كتاب الغيبه، نعمانى، ص 252). درباره تعداد ياران خاص آن حضرت كلياتى وارد شده است مانند اين كه: امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا، سيصد واندى نفر بدون وعده پيشين گرد مى آيند در ميان آنان پنجاه زن است، (بحارالانوار، ج 52، ص 223). درباره ويژگى هاى ياران حضرت نيز طبق برخى از روايات خداشناسى، عبادت و بندگى، شجاعت، فرمانبرى، ايثار، زهد و ساده زيستى و نظم و انضباط از صفات آنان شمرده شده است.


       به بعضى از خصوصيات امام زمان(ع) اشاره مى شود:


       1- زمين را پر از عدل و قسط مى كند.

 2- همانند جدش پيامبر(ص) با شمشير قيام مى كند (البته شمشير ممكن است جنبه سمبليك داشته باشد).

 3- هنگام ظهور چهره جوان خواهند داشت.

 4- حكومت جباران و ظالمان از بين برده و امر خدا و دين حق را آشكار مى كند.

 5- مردم را به قرآن و سنت رسول خدا و هدايت برم ى گردند. نشانه هاى ديگرى نيز وجود دارد كه براى مطالعه آن ر.ك: 1- ظهور نور، على سعادت پرور، نشر تشيع 2- علائم ظهور امام زمان(عج)، محمد حسين همدانى، انتشارات صحفى 3- نشانه هاى ظهور، سادات مدنى، نشر منير 4- از ولادت تا ظهور، كاظم قزوينى، ترجمه: فريدونى، نشر آفاق 5- از ولادت تا ظهور، كربى، انتشارات الهادى 6- چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان دفتر تبليغات اسلامى قم، چاپ اول زمستان 1375، صص 316 - 245 7- مقاله بررسى نشانه هاى ظهور، اسماعيل اسماعيلى 8- منتخب الاثر، فى الاسلام الثانى عشر، لطف الله صافى گلپايگانى، ص 357 و 373 9- مهدى موعود، تجرمه جلد سزدهم بحار الانوار، على دوانى، باب بيستم 10- امامت و مهدويت، لطف الله صافى گلپايگانى، ج 3، قسمت پايانى (به سوى دولت كريمه).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:25 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا اطلاق عناوين و القابي چون: «مقامعظماي ولايت» يا «ولي امر مسلمين جهان»به حضرت آيت الله خامنه‌اي، از نظر معظم له، بلامانع است؟ آيا استفاده از چنين القاب و الفاظي، متضمن توهين به ساحتامام زمان (عج) نيست؟


 

» در نظام سياسي اسلام و رابطه متقابل ميان مردم و رهبر اينچنين نيست كه كاربرد مطلق عناوين و القاب نهي شده باشد بلكه با دو نوع القاب و عناوين روبرو مي باشيم؛ نوع اول عناوين و القايي هستند كه مورد تأييد و مأخوذ از آموزه هاي ديني است و در سيره بزرگان دين نيز متداول بوده و نوع دوم، عناويني است كه به خاطر تأثيرات و پيامدهاي منفي آن بر فرد و اجتماع، به شدت از كاربرد آن نهي شده است.


      الفاظى از قبيل «عظمى» ـ كه مترادف با لفظ «معظّم»، باشند ـ نيز براى مراجع تقليد در آيت العظمى استعمال مى شود و هيچ صبغه مدح ناشايست ندارد؛ بلكه نوعى توقير و احترام معنوى است كه در سنت اسلامى داراى موردتأكيد مى باشد. در روايتى از امام على(ع) آمده است: مَن وقرّ عالما فقد و قرّ اللّه؛ كسى كه عالمى را احترام كند، خدا را احترام كرده است»، (غرر الحكم،ص 47، توقير العلماء، حديث 218) و همچنين عنوان «ولي امر مسلمين جهان» مضافاً بر آنچه گذشت، داراي پشتوانه ديني و برگرفته از احاديث ائمه معصومين(ع) و امام زمان(عج) است.

توضيح آنكه ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم از شؤون ربوبيت الهى است و تنها با نصب و اذن خداى متعال، مشروعيت مى يابد و چنان كه معتقديم اين قدرت قانونى به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) يكى بعد از ديگرى داده شده است.

در زمان غيبت بر اساس ادله عقلى متعددو روايات زيادى كه از امامان معصوم(ع) وارد شده فقيه جامع الشرايط عهده دار منصب ولايت و رهبرى جامعه اسلامى مى باشد و از طرف امام زمان(عج) به صورت عام منصوب مى باشند. بنابراين نصب ولى امر مسلمين جهان، يكى از القاب واقعى براى مجتهد جامع الشرايطى است كه درزمان غيبت امام معصوم(ع) براى رهبرى و اداره امور سياسى، اقتصادى، اجتماعى و... جامعه، از سوى امامان معصوم(ع) منصور گرديده است و بر اين مطلب دلايل عقلى و نقلى متعددى دلالت دارد. مانند:

 توقيع شريف امام زمان(عج) كه مى فرمايند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم و ادله بسيار متعدد ديگر. پس چنين نيست كه لقب ولايت و جانشينى از امامان معصوم(ع) راخود ولى فقيه براى خود برگزيده باشد. بلكه از طرف امامان معصوم داراى چنين مسؤوليتى مى باشد.


      براى آگاهى بيشتر ر.ك: آيت اللّه جوادى آملى، ولايت فقيه ص 400 و 478 - فصلنامه حكومت اسلامى، سال اول، شماره اول،آيت اللّه مصباح يزدى، اختيارات ولى فقيه در خارج از مرزها، ص 81.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:26 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

چرا امام زمان روز جمعه را براي ظهو رانتخاب كرده اند مي توانست روزهاي ديگر هفته باشد حتي مي توانست روز چهارشنبه باشد جوابي غير از تقدس جمعه وجود دارد؟


 

» هر چند در برخى روايات مهدى موعود، على دوانى، باب سى و يكم و همچنين برخى ادعيه مثل زيارت امام زمان در روز جمعه« روز ظهور حضرت، روز جمعه بيان شده است، لكن روايات متعدد معتبر دلالت مى كند كه قيام حضرت در روز شنبه كه مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد، (منتخب الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حديث 1 تا 7، ص 574 تا 576).


      نکته ديگر آن که بايد توجه داشت که برخي چيزها سؤال بردار نيست از جمله مطلب مورد سؤال، زيرا اگر زمان ظهور آن حضرت، روزهاي ديگر هفته مثلا چهارشنبه يا سه شنبه و يا... باشد، باز هم جاي پرسش است که چرا روز ديگر نبود به هر حال ظهور آن بزرگوار در يک مرحله زماني تعيين شده است.

گرچه ممکن است روز جمعه - به دليل ارزش معنوي افزون بر روزهاي ديگر هفته - زمان احتمالي ظهور باشد چنان که در روايات آمده است چنان احتمال روز «شنبه» هم هست چنان که در روايات ذکر شده است «روزي که مصادف با عاشوراي حسيني(ع) باشد» (ارشاد شيخ مفيد، ص 700، ترجمه شيخ محمد باقر ساعدي خراساني، چاپ اسلاميه). 

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:26 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا اين اعتقاد اهل سنت كه امام زمان(عج)فرزند عبداله و آمنه است صحت دارد؟


 

» در هيچ يك از نصوص معتبر اهل سنت، نيامده است كه امام زمان(عج) فرزند عبداللَّه و آمنه مى باشد. مهم ترين و معتبرترين مجامع روايى اهل سنت «صحاح ستة» و «سنن ثلاثة» مى باشد.


       با بررسى هايى كه بر روى همه اين متون انجام گرفته است، سه حديث درباره حضرت مهدى(عج) هست كه در هيچ يك از آنها امام زمان(عج) را فرزند آمنه و عبداللَّه نخوانده است؛ بلكه در اولى ايشان را از عترت پيامبر(ص) و ذريه فاطمه(س) خوانده است.

 در حديث دوم فرموده اند: مهدى از من است و در روايت سوم هيچ اشاره اى به شب آن حضرت نشده است:


      1- «حدثنا احمد بن ابراهيم حدثنا عبداللَّه بن جعفر الرقّى حدثنا ابوالمليح الحسن بن عمر عن زياد بن بيان عن على بن نفيل عن سعيد بن المسيب عن ام سلمة قال سمعت رسول اللَّه(ص) يقول المهدى من عترتى من ولد فاطمة قال عبداللَّه بن جعفر و سمعت ابا المليح يثنى على على بن نفيل و يذكر منه صلاحاً»، (سنن ابى داود، حديث 3735)


      2- «حدثنا سهل بن تمام بن بزيع حدثنا عمران القطان عن قتاده عن ابى نضرة عن ابى سعيد الخدرى، قال قال رسول اللَّه(ص) المهدى منّى اجلى الجبهة، اقنى الاتف، يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً يملك سبع سنين ، (همان، حديث 3736). 3- سومين روايت در سنن ابن ماجه باب فتن حديث شماره 4029 مى باشد كه به جهت عدم ذكر نسبت نيازى به نقل متن آن نيست.


       براى آگاهى بيشتر درباره شبهات مرتبط به امام زمان(عج) ر.ك: «يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، عليرضا رجالى تهرانى».

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:26 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 آيا شخصى كه گناه كرده، مى تواند باامام زمان(عج) ارتباط داشته باشد؟ در هرصورت فلسفه غيبت چيست؟

 

» االف: ما پرسش را در قالب كلى تر بيان كرده و بدان پاسخ مى دهيم تا در ضمن آن شبهه حضرتعالى برطرف گردد.

در زمانى كه حضرت صاحب (عج) در پرده غيبت كبرى به سر مى برد اين پرسش ها مطرح مى شود آيا ارتباط با آن حضرت امكان دارد يا خير؟ آيا شيعيان و پيروان حضرت مى توانند از محضر آن بزرگوار بهره مند گردند يا نه؟ بر اساس رواياتى كه در اين زمينه وجود دارد دو ديدگاه مطرح شده است:


       الف) ديدگاهى كه امكان ارتباط را تأييد نمى كند و لزومى براى آن نمى بيند عالمانى چون شيخ مفيد، فيض كاشانى، شيخ جعفر كاشف الغطاء و نعمانى ارتباط با امام زمان (عج) و ديدن ايشان را براى شيعيان حال چه عابد چه متقى و چه فرد متوسط در غيبت كبرى ممكن نمى دانند.


       ب) ديدگاهى كه بر امكان ارتباط و وقوع آن اصرار مى ورزد عالمانى چون سيد مرتضى، محدث نورى، كراجكى و شيخ طوسى بر اين عقيده اند البته اين امكان را تنها براى اولياى الهى و افراد ويژه مى دانند غير از آنها يعنى حتى كسى كه چندان گناه نداشته ولى بدلايلى در زمره اولياء الهى قرار نمى گيرد از اين ديدار محروم است.


       ما در اينجا نمى توانيم به تحليل ادله يكى از دو گروه پردازيم با توجه به دلايل مستقل مى توان نكات ذيل را در اين باب شمارش كرد:


       1- مقصود از ديدن آن حضرت چند معنا و مرتبه است: 1-1- در هنگام مشاهده حضرت متوجه نباشند ولى بعد متوجه يا معتقد گردند شخصى را كه ديده اند حضرت حجت بوده است. 1-2- ديدن با شناخت يعنى كسى حضرت را ببيند و معتقد شود شخصى را كه ديده امام عصر است وبه اين امر اطمينان داشته باشد. 1-3- فيض حضور يعنى ديدن حضرت و شناخت ايشان همراه با سؤال و جواب يعنى افزون بر اينكه حضرت را ديده و شناخته و از ايشان سؤال كرده و با وى به گفت وگو بپردازد. بنابراين رؤيت در خواب يا ديدن بدون شناخت و شهود بر اساس سير و سلوك مقصود نظر ما و همچنين شما نيست.


       2- از مجموع روايات متقن استفاده مى شود كه امكان ارتباطات به معانى كه در شماره قبل مطرح شد در غيبت كبرى وجودندارد در برخى روايات تصريح شده كه حضرت مثلاً در مراسم حج شركت مى كند مردم را مى بيند ولى مردم حضرت را نمى بينند و نمى شناسند گاهى در جمع مردم حضور مى يابد و به آنان سلام مى كند اما مردم نه ان هنگام و نه پس از آن او را نمى شناسند.


       3- بزرگانى كه مسأله امكان ارتباط و مشاهده را مطرح كرده اند آن را به صورت احتمال بيان فرموده اند نه قطع و يقين.


       4- تنها يك دسته از روايات امكان ديدار با حضرت را براى خادمان ايشان (موالى خاصه) اثبات مى كند و دليلى بر امكان ملاقات و ارتباط ديگران وجود ندارد.


       5- بزرگانى كه از آنان حكايت ديدار با حضرت حجت نقل شده خود در اين باره ادعايى نكرده اند.


      6- اگر فرض بر امكان مشاهده و ارتباط با حضرت باشد برابر توقيع شريفى كه شش روز پيش از مرگ سمرى آخرين نايب خاص ايشان در غيبت صغرى از طرف امام عصر (عج) صادر شده و از جهت سند و دلالت هيچ اشكالى ندارد ديدار كنندگان حق اظهار را ندارند و به تعبير شيخ طوسى خود مى دانند و نفس خويش و از اين روى اگر كسى ادعاى رؤيت و مشاهده كند بايد تكذيب شود چرا كه امام عصر (عج) در اين توضيح چنين شخصى را «كذاب مفتر» معرفى كرده است [براى آشنايى اجمالى با اين نكات و ديدگاهها نكا: چشم به راه مهدى جمعى از نويسندگان. دفتر تبليغات اسلامى. قم. چاپ اول زمستان 1375 ش، صص 104-33]


      بنابراين وقتى امكان ديدار به دلايل روايى براى هيچكس و فقط براى اولياء خاص وجود دارد ديگر براى كسانى كه افراد نسبتاً خوبى هستند ولو گناه كار امكان ندارد.

اما اين مطلب مختص به زمان غيبت است نه زمان حضور حكمت آن گناهكار بودن يا نبودن نيست بلكه از آن جا كه حضرت حضور ندارد اگر باب ديدار با آن امام همام مفتوح شود ممكن است هر مدعى پيدا شود و مطالبى را بر اساس رؤيت كذب خود مطرح سازد آن گاه چگونه مى توان به صدق گفتارش اطمينان يافت به همين دليل است كه حضرت در توقيع شريف امر فرموده اند كه اگر كسى با شرايط ويژه خود توفيق چنين ملاقاتى را يافت نبايد آن را اظهار نمايد بلكه بايد مكتوم باشد تا مسير سوء استفاده كنندگان مسدود شود.


       برخى از لوازم مفتوح بودن باب حضور و ملاقات چنين است:


       1- نشر كتابهاى نادرست و برخاسته از تصورات و خيالبافيهاى نويسندگان آن.

 

 2- مخلوط كردن عقايد صحيح و درست با انديشه هاى خرافى وغير مستدل و ناصحيح .

 

 3- بدبين شدن اهل تعقل و انديشه به سبب آموزه هاى خرافى كه به عنوان عقايد شيعى مطرح مى شوند و در نتيجه مخالفان تشيع امكان رشد و گسترش مى يابند.

 

از اين رو حكمت عدم ملاقات گناهكار بودن يا نبودن نيست هر چند بى تأثير نمى باشد ولى علت اصلى و اساسى عدم امكان ارتباط سوء استفاده مؤمنان، مريد بازان و مقام پرستان از اين فضاى عطر آگين است.


      بايد توجه داشت كه حكمت غيبت چندان بر ما آشكار نيست و آنچه در اين زمينه گفته و يا نوشته مى شود با تكيه بر چند روايت و يا تحليل عقلى برخى از بزرگان متكلم شيعى است.اما ناگفته نماند كه مجهول بودن امرى به ما اجازه نمى دهد كه آن را غير واقعى تلقى كنيم چه بسا مجهولاتى كه پس از گذشت زمان مكشوف شدند پس ندانستن دلالت بر نبودن يا غير واقعى بودن نيست. در روايتى از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:

 غيبت امرى از امور الهى و سرى از سرار و غيبتى از غيبت هاى او [كمال الدين ج 2 ص 158].


      در روايت ديگرى از امام صارق (ع) علت غيبت، آزمايش الهى دانسته شده است خوف كشته شدن و عدم آمادگى مردمان نيز در پاره اى روايات كه به امام ششم منتسب است به عنوان فلسفه غيبت ذكر شده است.

 البته فلسفه غيبت را از زمان امام صادق (ع) نيز مى توان رهيابى كرد چرا كه بحرانهاى پيش آمده از سوى بنى اميه و عباسيان عرصه را بر ائمه (ع) تنگ ساخته بود و به همين دليل امام صادق(ع) نخستين امامى بودند كه نظام زير زمينى ارتباطات را در جامعه به كار گرفت [تاريخ سياسى غيبت امام زمان (عج) دكتر جاسم حسين مترجم، دكتر سيد محمد تقى آيت اللهى، امير كبير تهران. چاپ اول 1367 ص 134]

 امام صادق (ع) آنچنان هوشيارانه فعاليت هاى سازمان را هدايت مى كرد كه عباسيان به هيچ عنوان قادر نبودند از وجود آن آگاهى يابند آن حضرت از روى تقيد از پيروانش مى خواست تا و ظايفى را نسبت به سازمان انجام دهند بى آنكه بدانند در واقع كارگزاران او هستند خلفاى عباسى از سال 197ق به بعد يعنى از زمان مأمون سياست و روش جديدى براى كنترل و مراقبت بيشتر و دقيق بر امامان اتخاذ نمودندو آن عبارت از اقامت اجبارى آنها در پايتخت بود اين سياست بر امام رضا (ع) امام جواد(ع) امام هادى(ع) و امام حسن عسگرى(ع) تحميل شد به صورتى كه آنها جهت ارتباط با پيروان خود مجبور شدند به گسترش سازمان وكالت بپردازند تا در هر شرايطى بتوانند اهداف الهى خود را كه هدايت و راهنماى مردم باشد پى گيرى كنند [روزگار رهايى، كامل سليمان. مترجم على اكبر مهدى پور، آفاق تهران چاپ اول 1405 ق ج 1 ص 266] هر چه غيبت صغرى نزديكتر مى شد استتار امامان بيشتر مى گرديد و به همين دليل مى بينيم در زمان امام هادى(ع) و امام حسن عسگرى(ع) اين مسأله محسوس تر و ملموس تر است.اين وقايع حكايتگر اين حقيقت است كه فشار و اختناق و محدويت هاى روز افزون از سوئى و عدم توجه و اقبال مردم و ركود خود آنان زمينه را براى غيبت صغرى و سپس كبرى فراهم ساخت پس مى توان گفت فلسفه غيبت در نگاهى خوف كشته شدن و عدم آمادگى مردمان است.


       اما در عين حال متكلمانى شيعى نيز براى فلسفه غيبت توجيهاتى ذكر كرده اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:


      1- شيخ صدوق فلسفه غيبت را امكان وتدبير اهل زمان مى داند به اعتقاد وى ظهور حجتهاى الهى بر سبيل امكان و تدبير اهل زمان است حال اگر شرايط غير ممكن باشد نهان شدن او برابر حكمت خداوند بود وتدبير اقتضاء مى كند كه در پرده باشد و خدا او را از ديده ها پنهان بدارد تا وقت بلوغ كتاب فرا رسد چنانكه ابراهيم مدتى در نهان بود و خداوند او را از ديده ها پنهان داشت [كمال الدين ج 1 ص 22]؛


       2- شيخ مفيد فلسفه غيبت را تدبير مصالح خلق و آزمون انسانها از سوى خداوند دانسته وبراى بيان عدم احضار غيبت در حضرت مهدى نمونه هاى ديگر از اولياى الهى را ذكر مى كند در منظر ستم پيشگان پديدار نمى شوند و براى حفظ دين خود از فاسقان فاصله مى گيرند وكسى از مكان آنان خبر ندارد. [المسائل العشرة شيخ مفيد چاپ شده در مصنفات شيخ مفيد كنگره هزاره شيخ مفيد ج 3 ص 85-83]؛


       3- شيخ طوسى معتقد است فلسفه غيبت فقدان قدرت لازم امام است كه بايد مردم به آن همت گمارند در واقع تا هنگامى كه مردم زمينه اقتدار او را فراهم سازند غيبت تداوم خواهد يافت چرا كه خداوند خواستار تقويت حضرت مهدى به وسيله بشر صورت گيرد نه فرشتگان. [تلخيص الشافى شيخ طوسى نشر عزيزى قم. ج 1و2 ص 95]؛


       4- خواجه نصيرالدين طوسى در اين باب مى نويسد «غيبت نمى تواند ناشى از اراده خدا يا اراده امام زمان باشد بلكه بايد سبب غيبت امام را در اعمال مكلفان كه سبب ترس و پيروى نكردن است و ظهور وقتى واجب خواهد شد كه سبب غيبت از ميان برود» .

به هر روى هر چند وجود امام لطف است اما اگر چهره پنهان داشته به اين جهت است كه در ميان مردم دشمنانى دارد و شرايط براى ظهور او كه چون پيشوايان ديگر تقيه نخواهند كرد فراهم نشده است اگر به رواياتى كه در باب عصر ظهور مطرح شده رجوع فرماييد [در اين باب كتاب عصر ظهور نوشته على كورانى ترجمه عباس جلالى معاونت پژوهشى سازمان تبليغات اسلامى تهران چاپ پنجم 1375 واقعاً خواندنى است ]. متوجه خواهيد گشت كه صرف آمادگى ملت ايران براى اين امر كافى نيست .علاوه بر آنكه با توجه به شرايط جهانى خوف كشته شدن ايشان بيش از زمان و عصر ديگر است بايد توجه داشت كه قيام ايشان جهانى است نه منطقه اى و حال آنكه حركت حضرت امام در چارچوب مرزهاى ايران بود و تنها با پيامها و سخنان بود كه در جوامع ديگر اثر گذاشتند و در اين رابطه اقدام فيزيكى نداشتند اما امام عصر (ع) حركت و اقدام فيزيكى جهانى خواهند داشت پس ميان اين قيام و آن حركت عظيم تفاوت بسيار چشمگير و ژرف است.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:26 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

اگر دلیل قطعی به وجود امام زمان«علیهالسلام» وجود دارد چرا سعی میشود از حیثعلمی طول عمر آن حضرت ثابت شود؟

 

» در مسئله ی طول عمر امام زمان«علیه السلام»، چون ما دلیل قطعی بر وجو آن حضرت داریم اگر طول عمر به عنوان یک مسئله ی علمی مطرح می شود تنها به خاطر این است که امکان آن از نظر علمی و قوانین طبیعی نیز روشن و توضیح داده شود و استبعادی که از نظر علمی هست از بین برود تا طول عمر امام زمان«علیه السلام» به عنوان یک مسئله ی صرفاً تعبدی مطرح نباشد؛ والّا با اعتقاد به قدرت مطلق الهی و اینکه هر چیز که ممکن است در حیطه قدرت خداوند محقق گردد جایی برای شک در طول عمر و جیات طولانی آن حضرت و افراد بسیار دیگری وجود ندارد چنان که در مورد حضرت خضر«علیه السلام» و حضرت ادریس«علیه السلام» این امر اتّفاق افتاده است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:27 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

 ما در حديث داريم كه امام مهدي (عج) مي فرمايد هر كس بگويد كه مرا ديده است دروغ گفته است در حالي كه در آن طرف ديگر مي بينيم كه بسياري از شخصيت هاي بزرگ معتقدند كه امام زمان را ديده اند تناقض را توجيه بفرماييد؟


 

» با توجه به اين كه اين توقيع شريف هنگام فوت آخرين نايب امام زمان صادر شده و قرائنى كه در خود توقيع است مراد از دروغ گو بودن مدعى مشاهده بعد از صدور توقيع. ادعاى ارتباط و نيابت داشتن از جانب حضرت است به عبارت ديگر امام در اين توقيع مى فرمايد با ازدنيا رفتن تو اى على بن محمد سمرى نيابت خاصه تمام شد و غيبت كبرى آغاز شد وديگر بعد از اين اگر كسى بگويد من حضرت را مى بينم و با او مرتبط هستم و نيابت خاصه از جانب حضرت دارم دروغ گو است.


       به متن توقيع و قرائن آن دقت كنيد: «بسم الله الرحمن الرحيم، اى على بن محمد سمرى خداوند به برادران دينى تو در مصيبت به تو اجر دهد تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت به كارهايت رسيدگى كن و به كسى بعد از خودت [جهت نيابت] وصيت نكن چرا كه غيبت طولانى آغاز شد و ظهور نخواهد بود مگر بعد از اذن خداوند... و به زودى خواهد آمد كسى كه مدعى مشاهده من باشد ولى آگاه باش كسى كه مدعى مشاهده باشد قبل از خروج سفانى و صيحه دروغ گو خواهد بود»، (بحارالانوار، ج 51، ص360).


       گويا حضرت با دادن اين توقيع راه را بر مدعيان دروغين ادعاى نيابت بسته اند و اين جمله كه مدعى مشاهده دروغ گو است به اين معنى نيست كه در غيبت كبرى ديگر كسى حضرت را نخواهد ديد. بسيارى از صالحين و بزرگان شيعه در طول تاريخ غيبت حضرت را ديده اند و قطعا اكثريت آنها اهل دروغ نبوده اند و حداقل يك مورد آن هم كه راست باشد بايد حديث به گونه اى دقيق معنا شود.


       مسأله ادبى روايت: امام(ع) در اين حديث به دو نكته اشاره مى كنند. يكى اخبار از آينده كه پس از من عده اى پيدا مى شوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا مى كنند و دوم مسأله دروغ گو بودن مدعى است. امام(ع) در حديث دو تعبير دارد:

 1- ادعا،

 2- مشاهده. و كسى را كه ادعاى مشاهده نمايد كاذب معرفى كرده است.


       مشاهده به معناى ديدن امام(ع) و ارتباط با او است و ادعا به معناى اعلان و انتشار آن و با خبر كردن مردم از مسأله است، ممكن است كسى با امام(ع) ملاقات داشته باشد همان گونه كه براى برخى علماء و غير آنان نقل مى كنند ولى آن را ميان مردم بازگو نكرده و در سينه خود پنهان كرده باشد و اطرافيان از قراين و يا در زمان هاى بعد متوجه ارتباط او با امام زمان(عج) شوند.

چنين كسانى مشمول حديث نخواهد بود چون او مدعى نيست، بنابراين بين مضمون حديث با داستان ملاقات برخى صالحان با امام زمان(عج) هيچ تعارض و ناسازگارى وجود ندارد.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:27 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

من امام زمان(عج) را دوست دارم ولي ازآنجايي مي دانم در صورت ظهور آن حضرت ايشان انتقام مظلومان را مي گيرد وانسان هاي بد را به سزاي اعمالشان مي رساند و چون من از وضعيت خود آگاه نيستم مي ترسم جزء آن انسان ها باشم به همين دليل از ظهور ايشان مي ترسم؟


 

» اي آفتاب حسن، برون آ دمي ز ابر

كان چهره مشعشع تابانم آرزوست


      اگر ما معرفت و بينش صحيح نسبت به فلسفه قيام امام مهدي(عج) پيدا كنيم، پي خواهيم برد كه جهان تشنه وجود او است.

در احاديث بسيار نقل شده است، زماني كه امام(ع) ظهور كند، همه موجودات استعدادهاي نهاني و نهايي خود را بروز خواهند داد.

 از جماد و نبات گرفته تا انسان، چون زمين تشنه اي كه باران را در خود جذب مي كند، جوشان مي شوند و استعدادهاي واقعي خود را نشان مي دهند.

 وجود مبارك امام عصر(عج) انساني را كه فقط ظاهري از او مانده به مانند گنجينه اي پر از دانش شكوفا مي سازد و زمينه هايي را كه چون زمين بي حاصل است سر سبز و بارور مي كند؛ حتي زمين ها، كوه ها و طبيعت فشرده به بركت قدمش، با زيورها و گوهرها، به استقبالش خواهند شتافت و تمام قواي طبيعي به خدمت ايشان در خواهد آمد.


      حكومت امام زمان(عج) عالم را فرا خواهد گرفت و ساير حكومت ها را تحت سلطه خود در خواهد آورد. حصارها و مرزها برچيده خواهد شد و قانون الاهي بر عرصه زمين جاري خواهد گشت. حكومتي بنا خواهد كرد كه تكامل در همه جنبه هاي آن در جهان رخ مي نمايد.


      پرچمدار عظيم تكامل در اولين قدم اصلاحي و تربيتي، عقل و دانش مردم را كامل خواهد ساخت؛ طوري كه دوران ظهور مهدي(عج) دوران گسترش علم و آگاهي، تكامل عقل، تجديد سنت و كتاب و نوسازي فكري همه جانبه خواهد بود (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 53، ص 352 و 349 - حر عاملي، اثبات الهدا، ج 7، ص 83).


      در پرتو ارشاد و هدايت مهدي(عج) مغزها در مسير كمال به حركت در مي آيد و تمام كوته بيني ها و تنگ نظري ها و افكار پست و كوتاه كه سرچشمه بسياري از تزاحم ها و تضادها و برخوردهاي خشونت آميز اجتماعي است، برطرف مي گردد (كوراني، موسوعه احاديث المهدي، ج 4، ص 53).


      حضرت مهدي(عج) نجات دهنده بشريت از ظلم و كفر و جهل و بيداد است، او كليه مردم عالم را زير پرچم توحيد گرد خواهد آورد و نداي موحدان بر عرصه زمين طنين خواهد افكند و در همه جا تنها قانون خدا اجرا خواهد شد و پذيرش اسلام امري باطني مي گردد و دل هاي شكفته به يمن وجودش، خواستار دريافت پيام هاي وحي مي گردد.


      اي عزيز! اكنون با اين همه مژده و با اين همه خبر مسرت بخش، چه جاي بيم؟! بهره و نصيب ما خير است و رحمت؛ آغوش بايد گشود كه:


       باز آي و بر چشمم نشين اي گلعذار نازنين

كآشوب و فرياد از زمين بر آسمانم مي رود


      دهشت و بيم براي غير مؤمنان است. «و ان رجعتكم حق لا ريب فيها يوم لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن امنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا؛ آنان كه تا زمان ظهور آن بزرگوار ايمان نياوردند و يا عمل خيري به سبب ايمان خود انجام ندادند، مشمول خشم و قهر حضرتند»(مفاتيح الجنان، زيارت آل يس) ولي بقيه مردم در امانند و گشايش.


      صبح ها دعاي «عهد» را و شامگاهان زيارت «آل يس» را با تأمل در معاني و مفاهيم بخوانيد. براي دلگرمي و اميدواري، گلي از باغسار سخنان حضرت حجت بن الحسن المهدي(عج) براي شما چيده ايم؛ هم خود از كلامش عطر آگين شويد و هم سايرين را از آن بهره رسانيد: «پس پرواي خدا پيشه سازيد واز (اهداف آسماني) ما پشتيباني كنيد تا شما را از فتنه اي كه به سويتان رو آورده است و شما اينك در لبه پرتگاه آن قرار داريد نجات بخشيم».

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:28 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

بهترين راه حضور قلب در نماز و ارتباط با امام زمان(عج) چيست ؟و معتبرترين ادعيه كدام است؟

 

اول: حضور قلب:
      براى حضور قلب در نماز بايد از راه هاى زير استفاده كنيد:


       1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنويت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...


       در كتاب هاى حديث آمده است: شخصى از پيامبر(ص) درخواست كرد كه راهى به او بنماياند تا حضور قلب بيشترى در نماز پيدا كند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراين وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.


       2- گزينش مكان مناسب براى نماز، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهيز از هر آنچه كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.


       3- گزينش وقت مناسب و تا آن جا كه ممكن است اول وقت خواندن نماز.


       4- تاحد امكان در مسجد و باجماعت نماز خواندن (به ويژه در جماعاتى كه بعد معنوى بيشترى دارد).


       5- نماز را با طمأنينه و دقت در مفاهيم و معانى آن خواندن.


       6- در حال ايستاده به مهر نگريستن و در ركوع پايين پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.


       7- تخليه دل از حب دنيا و امور دنيوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضيح: ذهن انسان همواره متوجه چيزى است كه به آن عشق مى ورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بيرون نمى رود. اين كه ما در نمازهايمان همواره به فكر مسائل ديگر هستيم، به خاطر تعلق شديد نفس به دنيا و حب آن است. اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى به ياد خدا خواهد بود به طورى كه گويى هميشه در نماز است.


       8- توجه به اين كه مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در اين بين است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و كمال اوست.


       9- ضبط قوه خيال. توضيح : پرنده لجام گسيخته خيال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مى نشيند. از اين رو هميشه افكار انسان به اين طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشيارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى رام و مطيع شده و به هر سو كه اراده شود متوجه مى گردد. بنابراين انسان بايد در نماز ازاول با قاطعيت بنا را بر اين بگذارد كه تمام توجه خود رابه سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خيال از چنگ او گريخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندين مرتبه در ايام متوالى چنين كند، كم كم ذهنش عادت خواهد كرد.


       10- توجه به عظمت و هيبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هيچ بلكه عين احتياج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و انديشه خاضع خواهد گرديد.


       11- مطالعه پيرامون كيفيت نمازهاى اهل بيت(ع). هم چنين مطالعه كتاب هايى چون «آداب الصلاة يا پرواز در ملكوت (امام خمينى)» و «اسرارالصلاة (ميرزا جواد ملكى تبريزى)» بسيار نافع است.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك: حضور قلب در نماز (علل ودرمان حواسپرتى در نماز)، على اصغر عزيزى تهرانى.
      
      
دوم: ارتباط با امام زمان:
      ارتباط با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.


      نوريان مرنوريان را طالبند

ناريان مرناريان را جاذبند


      آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواللّه لعلّكم تفلحون؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد و تقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايند: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد»، (كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105)


       مرابطه با امام زمان(عج) يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم چنين بايد كارهايى انجام دهيم كه آن حضرت و اصحابشان انجام مى دهند.


       قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نَهَوْ عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند»، (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايند: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»، (تفسير قمّى، ج 2، ص 87). در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم.


       خوب است بدانيم؛ امام زمان شديدا به شيعيان خود عشق مى ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم؛ ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم»، (بحارالانوار، ج 53، ص 174).


       ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مى باشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مى رسد.


       منتظر واقعى مهدى(عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد:


       1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.


       2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه).


       3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخوانيم.


       4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر جلوه گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق يافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهد آفرين و مسؤوليت ساز است و با بى تفاوتى و بى اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى:


       الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.


       ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.


       ج) عشق به عدالت وارزش هاى انسانى.


       ه) اميد به آينده اى روشن و نويد بخش.


       ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.


       ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.


       خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت پذيرى.


       اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى كنند، (بحارالانوار ج 52 ص 125 - ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).


       5- داستان هاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم.


       در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گره گشايى هاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست داشته باشيم.
       بهترين دعاها در زمان غيبت: دعاى عهد، زيارت آل يس و دعاى ندبه است كه در زمان هاى خاص در طول شبانه روز و هفته خوانده مى شود.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، رجالى تهرانى.


       2- ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافى.


       3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى.


       4- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى.


       5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

دوشنبه 20 بهمن 1393  1:28 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی




بهترين راه حضور قلب در نماز و ارتباط با امام زمان(عج) چيست ؟و معتبرترين ادعيه كدام است؟

 

اول: حضور قلب:
      براى حضور قلب در نماز بايد از راه هاى زير استفاده كنيد:


       1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنويت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...


       در كتاب هاى حديث آمده است: شخصى از پيامبر(ص) درخواست كرد كه راهى به او بنماياند تا حضور قلب بيشترى در نماز پيدا كند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراين وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.


       2- گزينش مكان مناسب براى نماز، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهيز از هر آنچه كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.


       3- گزينش وقت مناسب و تا آن جا كه ممكن است اول وقت خواندن نماز.


       4- تاحد امكان در مسجد و باجماعت نماز خواندن (به ويژه در جماعاتى كه بعد معنوى بيشترى دارد).


       5- نماز را با طمأنينه و دقت در مفاهيم و معانى آن خواندن.


       6- در حال ايستاده به مهر نگريستن و در ركوع پايين پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.


       7- تخليه دل از حب دنيا و امور دنيوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضيح: ذهن انسان همواره متوجه چيزى است كه به آن عشق مى ورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بيرون نمى رود. اين كه ما در نمازهايمان همواره به فكر مسائل ديگر هستيم، به خاطر تعلق شديد نفس به دنيا و حب آن است. اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى به ياد خدا خواهد بود به طورى كه گويى هميشه در نماز است.


       8- توجه به اين كه مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در اين بين است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و كمال اوست.


       9- ضبط قوه خيال. توضيح : پرنده لجام گسيخته خيال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مى نشيند. از اين رو هميشه افكار انسان به اين طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشيارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى رام و مطيع شده و به هر سو كه اراده شود متوجه مى گردد. بنابراين انسان بايد در نماز ازاول با قاطعيت بنا را بر اين بگذارد كه تمام توجه خود رابه سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خيال از چنگ او گريخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندين مرتبه در ايام متوالى چنين كند، كم كم ذهنش عادت خواهد كرد.


       10- توجه به عظمت و هيبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هيچ بلكه عين احتياج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و انديشه خاضع خواهد گرديد.


       11- مطالعه پيرامون كيفيت نمازهاى اهل بيت(ع). هم چنين مطالعه كتاب هايى چون «آداب الصلاة يا پرواز در ملكوت (امام خمينى)» و «اسرارالصلاة (ميرزا جواد ملكى تبريزى)» بسيار نافع است.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك: حضور قلب در نماز (علل ودرمان حواسپرتى در نماز)، على اصغر عزيزى تهرانى.
      
      
دوم: ارتباط با امام زمان:
      ارتباط با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.


      نوريان مرنوريان را طالبند

ناريان مرناريان را جاذبند


      آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواللّه لعلّكم تفلحون؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد و تقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايند: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد»، (كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105)


       مرابطه با امام زمان(عج) يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم چنين بايد كارهايى انجام دهيم كه آن حضرت و اصحابشان انجام مى دهند.


       قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نَهَوْ عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند»، (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايند: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»، (تفسير قمّى، ج 2، ص 87). در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم.


       خوب است بدانيم؛ امام زمان شديدا به شيعيان خود عشق مى ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم؛ ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم»، (بحارالانوار، ج 53، ص 174).


       ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مى باشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مى رسد.


       منتظر واقعى مهدى(عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد:


       1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.


       2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه).


       3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخوانيم.


       4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر جلوه گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق يافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهد آفرين و مسؤوليت ساز است و با بى تفاوتى و بى اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى:


       الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.


       ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.


       ج) عشق به عدالت وارزش هاى انسانى.


       ه) اميد به آينده اى روشن و نويد بخش.


       ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.


       ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.


       خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت پذيرى.


       اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى كنند، (بحارالانوار ج 52 ص 125 - ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).


       5- داستان هاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم.


       در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گره گشايى هاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست داشته باشيم.
       بهترين دعاها در زمان غيبت: دعاى عهد، زيارت آل يس و دعاى ندبه است كه در زمان هاى خاص در طول شبانه روز و هفته خوانده مى شود.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، رجالى تهرانى.


       2- ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافى.


       3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى.


       4- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى.


       5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى.

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی





بعضي از علما ذكر كرده اند كه ظهور آقا امام زمان آن قدر نزديك است كه ميان سال هاي ما نيز آن را درك خواهند كرد به طوري كه بعضي از علامات ظهور از جمله خروج سفياني مشاهده شده است (منظور ابو سفياناين زمان) در اين مورد ما را ياري كنيد؟


 

» گر چه اصل ظهور و علائم ظهور، امرى مسلم و قطعى است، امّا بنابر مصالحى، زمان ظهور مشخص نيست و هيچ كس جز خداوند از وقت دقيق آن آگاه نيست. حتى علائم و نشانه هاى ظهور، تنها بيانگر نزديك شدن زمان ظهورند، نه بيش از آن. بارها اصحاب ائمه(ع) از آنان در مورد زمان ظهور پرسيده اند. ولى آنان به صراحت از مشخص كردن آن امتناع كرده اند و زمان ظهور را همانند علم به قيامت، منحصر به خداوند دانسته اند و بارها تأكيد كرده اند كه كذّب الوقاتون؛ كسانى كه وقت و زمان براى ظهور حضرت معين مى كنند دروغ مى گويند (بحارالانوار، ج 52، ص 103).


      زمان ظهور امام زمان(عج) براى هيچ كس حتى شخص امام(ع) نيز معلوم نيست و جزء مواردى است كه فقط علمش نزد خداوند متعال است و در اين معنا روايات متعددى داريم، در روايات ما زمان ظهور حضرت با زمان وقوع قيامت مقايسه شده است؛ يعنى، همان گونه كه علم زمان وقوع قيامت منحصراً در اختيار حضرت حق - جل و علا - است، علم زمان ظهور حضرت نيز منحصرند در نزد خداوند متعال است، (تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 107 به نقل از پيامبر گرامى اسلام(ص) مشابه اين روايت را از امام صادق(ع) در تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 137 ملاحظه فرماييد).

 بنابراين كسى حق ندارد، زمانى براى حضور حضرت تعيين كند، اما متأسفانه هر از گاهى شايعاتى از اين دست با استناد دروغ به برخى افراد موجه درست مى شود. مهم شناخت وظيفه است؛ ما چه بكنيم كه بتوانيم به وظيفه خود در زمان غيبت عمل كنيم؟ و چه بكنيم به نزديك تر شدن مهمان ظهور امام كمك كرده باشيم؟ و چه بكنيم كه اگر امام در زمان ما ظهور كرد، ما نيز جزء ياران و ياوران آن حضرت باشيم؟ روايات ما وظيفه در زمان غيبت را معين فرموده اند، انتظار فرج و انتظار منجى. اين انتظار حتماً بايد با ورع و عفت و صلاح همراه باشد. در روايات از انتظار فرج به عنوان برترين عبادت مؤمن در زمان غيبت نام برده شده است، (كمال الدين و تمام النقة، شيخ صدوق، صص 647 - 644، والشيعة والرجعه، محمدرضا الطيسى النجفى، ج 1، صص 200 و 201، دارالكتب الاسلاميه).

روشن است كه تا زمينه قيام و ظهور آماده نشود، ظهور حضرت نيز ميسر نيست و روايات ما به اين نكته نيز اشاره دارند. اين زمينه اولاً با كردارهاى درست و به جا و خداپسندانه شيعيان و همپيمانى آنها در ايفاى وظيفه الهى خود و ثانياً با دعاى فراوان - از ته قلب و با خلوص نيت - حاصل مى شود، (صحيفه المهدى، جواد قيدى اصفهانى، دفتر انتشارات اسلامى، ص 350 و 351)


       در روايتى از پيامبر اكرم(ص) آمده است كه كُميت از امام صادق(ع) پرسيد، چه وقت حضرت مهدى(عج) ظهور مى كند. امام(ع) فرمود: از پيامبر همين مطلب پرسيده شد. حضرت فرمود: مَثَل ظهور مهدى، همچون برپايى قيامت است. مهدى نمى آيد مگر ناگهانى»منتخب الاثر، صافى گلپايگانى، ص 124 و 224.


      بنابر اين: زمان ظهور مشخص نيست. در عين حال وظيفه ما آمادگى و انتظار سازنده است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 21 بهمن 1393  2:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها