0

قطعات ادبی

 
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

قطعات ادبی

در این بخش قطعه های ادبی برای مناسبتهای مختلف برای استفاده کاربران گرامی قرار داده می شود

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:49 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

آزادگان
وقتی كه آمدید، با خود، شكوفایی استعداد‎های شگفت خویش را به ارمغان آوردید.
با باری عظیم از رنجها، كه بر دوش مسؤولیّت و تعهّد خویش گرفته‎اید. آمدید، تاشادی را میان آحاد امّت ما تقسیم كنید.
شما آزادگان، قرار از كف صبر ربودید و طاقت از زانو‎های بی طاقتی گرفتید و با «اسارتِ» خویش، كه رنگی از شرف و زینتی از حماسه داشت، «آزادگی» را تفسیر كردید.
این شما نبودیدكه اسیر دشمن بودید، بلكه دشمن، در بند مقاومت و رشادت و صلابت شما گرفتار بود!
درود بر شما، كه گوهر ایمان و شرف خویش را در آن كافرستان بعث، از دستبرد، نگاه داشتید.
روزی كه آمدید،«دعای مستجابِ» سینه‎های سوزان و چشمان منتظر ما گشتید.
شما ذخیره‎های الهی برای امروز انقلاب و فردای مبارزات مستضعفان با استكبارید.
شما، عقبه نیروهای مبارز ما، در جبهه نبرد با سلطه كفر جهانی هستید؛
آمدنتان، آیت رحمت و معجزه خدا بود.
روزی كه آمدید، تحقق «یوم الله» بزرگی بود و«تقدیر الهی»‌اینگونه رقم خورد تا دلهای داغدار، تسلّی یابند.
اینك شما، دیگر نه اسیران در بند، بلكه آزادگان توانمندید.
آزادی تان، پاداش صبر و مقاومتتان است و باز گشت به آغوش ایران سربلند، اجر خداییِ آن همه ایثار و تحمّل «مظلومیت‎ غریبانه» است.
آزادگان، مرزبانان حماسه‎های مقاومت در خطّ امامند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:50 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

ارتحال امام خمینی
«خرداد»، همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است.
چه آن «15 خرداد» خونین، با شهادتها و جوی خون و بوی باروت.
و چه این«14 خرداد» غمبار، بارحلت امام و رنگ غم و غربت ماتم.
امام، برای ما یك «راه»‌ و«صراط» بود، «میزان»‌ و «ملاك» بود، «اسوه» و «الگو» بود.
از این رو، بارفتن او، راهش باقی ماند.
گرچه امام، روی در نقاب خاك كشیده است، ولی فرزندان داغدارش، از راه امام و كلام امام، مشعلی افروخته و برافراشته‎اند، تا راه بشریّت امروز، تیره نماند. سالگرد رحلت امام، سالگرد بیعت و میثاق است، با آنچه امام، بر سر آن جان باخت و شهدا در راه آن خون دادند و جانبازان، سلامتی خود را برای سلامت ماندن آن ایثار كردند، یعنی پیمان باخدا و رسول و اسلام و انقلاب.
سالگرد عروج ملكوتی‎ات، باز هم غم، چنگ بر دلهایمان می زند.
سوگ ارتحال تو،«مدینه ایران» را به غم و ماتم نشاند و چشمه های اشك را از دیدگان خونبارِ امت عاشق، جاری ساخت. آنچه رفت، پیكر پاك و جسد مطهّرت بود.
آنجه ماند، فكر ناب و اندیشه روشن و خطّ ماندگارت بود.
اماما! روح تو به آسمانها پر كشید امّا، راه تو، ای روح خدا، در زمین و میان عاشقان تداوم یافت .خلف صالح تو، «خامنه ای عزیز»، با صلابت و درایت و محبوبیّت، محور «وحدت›› و مظهر«ولایت»گشت. پس از تو، پروانگان سوخته دل و شكسته بال، گرد این مشعل هدایت و ارشاد به طواف عشق پرداختند.
پرچمی را كه بر افراشته بودی، اینك بر دوش علمداری رشید از نسل «حسین فاطمه»(علیهما السَّلام) است.
ای امام! ای نگین افتاده از انگشتر امّت، ای جان رفته از پیكر ایران،
ای گوهر در خاك نهفته، ای پدر فرزندان شهدا، ای سالار بسیجیان عاشق!
چگونه مرگ تو باور كردنی است، ای حیات بخش اسلام و ایران.
گرچه حسینیّه جماران، از تو خالی است، امّا سینه هر یك از ما «حسینیه» ای است،پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.
اكنون، گرچه صدای تو خاموش است، امّا دلهای ما محشری پر غوغا از كلام عطر‎آگین توست،
وگوش تاریخ از پیامهای سنگین تو سر شار است. امام رفت، و بار غم برای همیشه بر دلمان نهاد. امّا... راهش ادامه یافت.
نه از «‌اسلام طلبی» امّت كاسته شد، و نه از شكوه اسلام. نه از روح معنوی انقلاب كم شد، نه از صلابت ایستادگی در مقابل كفر جهانی و شیطان بزرگ!

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:50 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

امام زمان علیه السّلام
یاران مهدی را باید در میان سلاح بردوشان و كفن‎پوشان و جان بر كفان و مبارزان و سنگرنشینان و خدمتگزاران به این انقلاب، و تقویت‎كنندگان سپاه دین، و حرمت‎گزاران به خون و خانواده شهیدان یافت.
نه در ساكتان و بی‎تفاوتان! و نه در رفاه‎زدگان و عافیت طلبان.
یا مهدی! كدام «حضور»، چون «غیبتِ» تو، زمان و تاریخ را آكنده است... ؟!
حاضرترین حاضران، به گرد پای «حضور غایبانه»ات نمی رسند.
ای معنیِ حضور در غیبت! ای مفهومِ غیبتِ حاضر، ای مجمعِ غیبت و شهود!
كدام نماز شب است كه بی یاد تو بر پاست؟
كدام اشك شوق و سوز دل است كه نشان از تو ندارد؟
كدام وصیّت نامه شهید است كه خالی از اسم عزیز توست؟
مگر می شود دعای كمیل و توسّلی بی یاد تو سر شود؟
او «وارث» است، وارث دین محمّد و خطّ سرخ شهادت.
او «قائم» است، ایستاده و استوار و پا بر جا، تا جهانی را به قیام حق‎طلبانه وا دارد.
او «بقیه الله» است، یادگاری از خطّ امامان و ذخیره‎ای از سوی خدا.
او «منصور» است، یاری خدا و نصرت مؤمنین را پشت سر دارد و بر جباران پیروز خواهد شد.
او «ثائر» است، انقلابی، برانگیخته و برانگیزنده. او«منتقم» است، خونخواه حادثه كربلا و انتقام گیرنده خون شهیدان و خون سیدالشهدا.
او«صاحب الزّمان» و «صاحب الامر» است، او «ولی عصر» است. زمین و زمان، امر و فرمان در اختیار اوست. «حجت الله» است و «خلف صالح». مهدی امّت است. هدایت یافته‎ای هدایتگر، راه یافته‎ای راهنما.
هم هادی است، هم مهدی، راهشناسی خبیر و راهبانی مطمئن و راهنمایی دلسوز. سلام بر مهدی، انتظار سبز دورانها، آرمان مجسّم عدالتخواهان، چلچراغ روشن شبستان تاریخ، روشنگر زمین و زمان، مردِ برگزیده اعصار، ذخیره جاویدان الهی و نوید بخش صبح در شب انتظار.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:51 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

تهاجم فرهنگی
در هجوم نظامی، طمع به خاك است و زمین، در شبیخون فرهنگی طمع به اخلاق است و دین.
در هجوم نظامی، دشمن اعلام جنگ و دشمنی می كند ومهاجم فرهنگی اعلام دوستی! آنجا درگیری با دشمن در مرزهاست، اینجا آسیب از حمله دشمن درون خانه هاست.
هجوم نظامی یك ملّت را مقاوم تر می سازد و هجوم فرهنگی سست تر می سازد. آنجا جنگی آشكار است، اینجا غارتی پنهانی.
شاید لباس را زود به زود بشود عوض كرد و خانه را فروخت، ولی«فرهنگ و اخلاق»‌، هویّت ماست. نباید به این زودی شخصیّت و هویّت خود را بفروشیم.
زمینه «تهاجم بیگانه»، «هجوم پذیری خودی» است.
نخستین خاك‎ریزی كه مهاجمان فرهنگی فتح می كنند، «اعتماد به نفس» و «اعتقاد به خدا»ست. عقب نشینی ازسنگر«خداترسی» و«معاد اندیشی»‌، همه پایگاههای ارزشی را به دشمن تسلیم می كند.
برای مقاومت در برابر سیل تهاجم فرهنگی، باید«سدّ ایمان» زد و از «مرزعقیده» نگهبانی كرد.
«خود» باختگان در برابر فرهنگ بیگانه، براحتی«خدا» را هم می بازند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:51 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

پانزده خرداد
پانزده خرداد، جریان خون «مذهب» وشور «ایمان» در اندام رِخْوت گرفته مردم ایران بود. «پانزده خرداد»، آغاز یك حركت مكتبی و انقلاب اسلامی بود كه با رهبری امام خمینی (قدس‎سره) این زندگی بخش امّت وزنده‎ساز ایران ومجدّد اسلام، در 22بهمن 57 به پیروزی رسید.
پانزده خرداد، مشعلی فروزان از خون و عشق و شهادت بود كه در دست «طلبه» و «دانشجو»، همه ساله بر افراشته می گشت و «فیضیه» و «دانشگاه»، هر سال در این روز، برای شهدای پانزده خرداد، «فاتحه» می خواند تا راه «فتح» را بگشاید وبه سوگ می نشست تا ملت را به قیام وا دارد.
پانزده خرداد، اگر جانی دارد و تازه است، حیات خود را از نَفَس مسیحایی «روح خدا» به عاریت دارد.
پانزده خرداد، موج متلاطمی بود كه از «قم» آغاز شد و قم، یك تاریخ است، یك فرهنگ و یك مكتب است. پانزده خرداد،آغاز حركت مكتبی ملّت مسلمان ایران است.
روز«امام» است، روز «امّت» است. روز بیعت با امام است. روز میثاق«خون» و پیمان«شهادت» است.
پانزده خرداد، موج متلاطمی بود كه از «قم »آغاز شد و قم ، یك تاریخ است ، یك فرهنگ و یك مكتب است.
پانزده خرداد، این نبض پر طنین تاریخ، این جان دین در چلّه روز، فقط یكی از«ایّام الله»ی است كه امام امّت بر تارك تاریخ نشاند.
«پانزده خرداد»، انفجار فجر«فلاح» است در قلب «قرن قساوت».
نه شورش كور، بلكه تبلور ایمان! نه حركتی نافرجام، بلكه آغازی برای آغازها و بذری برای حركتها. نه تلاش ارتجاع، بلكه نهضت مكتب و قیامی رجعت شكن و بنیان سوز و بنیان ساز.
پانزده خرداد، دلشوره قرنها اسارت آزاد، و آزادی اسیر است.
خرداد،یك تاریخ است نیمه آن، اوج خورشید یك روز بلند و گرم و جوشان!
پانزده خرداد، یادآور خروش «ابوذر» است و قیام «حجر» و پیكار«مسلم» و نهضت‌«توّابین» و خروج «ابو مسلم» و جنبش های«علویون» و جانبازی«سربداران».
پانزده خرداد، رواق باز تابنده فریاد‌ «سیّدجمال» و مظلومیت‌ «شیخ فضل الله» و آگاهی«‌خیابانی» و سیادت «‌سعیدی» و غرور و قهرمانی «‌غفاری» و طهارت «مطهری» است.
«پانزده خرداد»، قلب پرطپش وخونفشان اسلام، نبض تاریخ معاصر، و آغاز حركت مكتبی است كه به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:51 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

جوانی
«جوانی»، موسم عطر افشانیِ «بوستان عمر» و فصل شكوفه باران زندگی است. اگر «غوغای بهار» در باغ زندگی ما بر پا نشود، و اگر «بلبل جوانی» بر شاخسار عمرمان ترانه زیبای «پاكی» نخواند، ما همان خزان زده سرد و خمودیم، هر چند صدها بهار بیاید و بگذرد... كاش قدر جوانی را بدانیم!...
جوانی،مناسبترین فصل رسیدن به خود باوری است. جوانان اگر از «پند پیران» و «تجربه بزرگان» بهره گیرند، كمتر دچار حسرت می شوند.
جوانی زیباترین گلی است كه در بوستانِ عمر می شكفد. امّا... عمرش كوتاه، گلبرگهایش لطیف و بسیار آسیب پذیر است. آنكه «نقد جوانی» را رایگان از كف دهد، كوله باری از حسرت را، تا دامنه قیامت باید به دوش بكشد.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

جبهه و جنگ
جبهه یك مكتب است، درس‎های آن، ایمان و تعبّد و توكل و فداكاری است، امتحانش، «اخلاص» و «صبر» است، تاوادی السلام «جبهه»، تا طور «میدان»، تا كربلای «خطّ»، مسافتی است كه با «براق عشق» و «مركب همّت» می توان طی كرد. دشت و كوه و كمر، سنگر‎ها و میدان‎ها و ارتفاعات، دریا و باتلاق و رودخانه، معبر و كانال و نخلستان، همه جا... معطّر است. «عطر معنویت» جبهه‎ها را هوایی ملكوتی و فضایی عطرآگین و بهشتی بخشیده است.
در سالهای افتخار آمیز جنگ، كه با همه وجود غربت حسین و مظلومیت حق را حس می كردیم و میدانِ اُحد و معركه صفین را پیش چشممان آشكار می دیدیم، با فتنه در افتادیم،
با نفاق جنگیدیم، با كفر، نبرد كردیم، احزاب مهاجم را تا آنسوی «خندق پیروزی» عقب راندیم، پرچم شرق و غرب را از بام تزویر، به زیر كشیدیم،
هشت سال، در‎های «جهاد و شهادت» كه به بهشت گشوده می‎شد، به روی ما باز بود، هشت سال، باران فیض الهی و فوز عظیم، مداوم می بارید، و ما، تنی به آن نسپردیم و جانی را در زلال آن نشستیم. گوشه‎ای به تماشا ایستادیم، یا به تمنّا نشستیم، هیهات!
هشت سال، مائده رزق خدا گسترده بود، و ساقی جان در بزم حضور، جام شهادت می گرداند، هشت سال خورشید پر فروغ ایمان و جهاد می تابید و دفتر عاشورئیان گشوده بود، در بازار «سودای ایثار»، خداوند مشتری جان‎ها و مالهایمان بود.
هشت سال، كاروان شهادت، در سفر بود.
شهیدان كه می دانستند متاع جان را در كدام بازار و به كدام مشتری باید فروخت، فروختند ودر این سودا، سود بردند.
می دانستند كه حیات ابدی، از گرمای خورشید شهادت است، خود را در معرض تابش آن نهادند و حرارت عشق و شوق را لمس كردند و شكفتند و پر گشودند.
می دانستند كه زمزم شهادت، پاك كننده دل و جان است و كوثر جانبازی، گواراتر از شهد و شراب.
امّت شهید پرور هشت سال، در كوره گرم جنگ ، آبدیده شدند،
هشت سال، پیكر شهیدان را بر دوش كشیدند و ادامه راهشان را فریاد زدند،
هشت سال، با جان خود و عزیزانشان، سپر دفاع ساختند، تا سیل بندی عظیم در برابر هجوم و تجاوز برپا كنند.
هشت سال، با جسد‎های مطهّرشان، سنگر ساختند و برای هموار كردن «راه كربلا»، قطعات بدن و قطرات خون و كاسه‎‎های سر وقفسه‎های سینه را هدیه كردند.
هشت سال، در «مدینه ایران»، هجوم احزاب ائتلافی كفر ونفاق را دفع كردند.
هشت سال، در «كربلای ایران»، با خون خویش، سند حقّانیّت این راه، و رسوایی استكبار و مزدورانش را امضا كردند.
كیمیای «معنویت» جبهه‎ها، دگرگون كننده‎ترین عنصر برای انسانها بود وسبب‎ساز‎ترین عامل، برای پیروزیها نصرتهای الهی.
هفته دفاع مقدّس، یادآور حماسه آفرینی یاران مهدی(علیه السّلام) در دفاع از قرآن و شرف و آزادی است. جهادی كه امّت ما را در پیشگاه خدا و رسول رو سفید و در مقابل ملل جهان سربلند ساخت. امید آنكه بارقه‎ای از روح بلند و ملكوتی شهیدان عاشق و عارف، در دل وارثان شهادت بتابد و بازماندگان از آن كاروان نور را، صبر و ثبات و وفا و بیداری بخشد.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

جانبازان
جانبازان، اَسناد شرف و یادگارهای معطّّر آن روزگارند كه به فتوای امام، درهای بهشت از جبهه‎های غرب تا جنوب، به روی عاشقان گشوده بود،
جانبازان، اسماعیل های از«منا» برگشته و زخمیان تیغ شهادت‎اند. پاكبازانی كه عطر شهادت را به مشام جانمان می رسانند و فضای جامعه را معطّر می سازند.
شما اسماعیل های از«منا» برگشته‎اید. شما شهیدان زنده اسلام و شاهدان سربلند انقلابید. سند مجسّم اخلاص و ایثارید، دیباچه شرف امّتید، شما پاكبازان و جانبازان، عطر شهادت را به مشام جانمان می رسانید و فضای جامعه را معطر می‎سازید.
با چراغ داغی كه در دل دارید و مشعل صبری كه بر كف گرفته‎اید،«راه» زندگیتان«روشن» است بی ابهام!
اگر دست وپایی داده‎اید، در فضای عرفان، بال و پری یافته اید،
اگر رفتن را از شما گرفته‎اند، در وادی سلوك، پیشتازید؛
اگر «دیده» داده‎اید، «دید» گرفته اید، اگر «بصر»تان رفته، «بصیرت» یافته‎اید،
جانبازی‎تان، «مدارك جهاد» و «سند مقاومت» است،
شما در میان امّت اسلام چشمید و چراغ،
شما یادگار آن هشت سال دفاع از قرآنید،
عظمت روحتان و صبر تحملّتان الهام بخش ماست.
جانباز، یادگار حماسه و سند ایثار و اخلاص است. پاكبازی است كه عطر شهادت را به مشام جانمان می رساند.
كسی كه برای سلامت انقلاب و سر بلندی اسلام، سلامتی خود را فدا كرده، نورانیّتی ابدی دارد و «رضای حق»، مونس و همدم همیشگی اوست.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

جهاد اكبر
دشمنان ناشناخته، پنهان، نقاب‎زده، چند چهره، دوست نما فراوانند. گاهی هم، «خود»، دشمن خودیم و نمی دانیم!
دشمن، همیشه آن سوی كانالها ومیدانهای مین و سیمهای خاردار نیست،
گاهی درونِ دل است، خانه زاد است، خودی است، نهفته در سینه، خفته در دل و پنهان شده در قلب و ذهن است.
گاهی القاءات نفسانی، وسوسه‎های شیطانی، شبهه‎ها، دو دلیها، تردیدهاست. نیز، «تیر» و «تركش» است كه از پای در می آورد و انسان صالح و سالك را از «رده عمل» خارج می كند.
دشمن، همیشه پشت خاكریز‎ها نیست، بلكه پنهان شده در پشت «نیّت»‎ها و «منیّت‎»ها و انگیزه‎های ناخالص و هدف ‎های مادّی است.
پیش از آنكه حریف آشكار را خاك كنی، پشتِ «نفس» را به خاك برسان!
پیش از آنكه در جبهه بیرونی، دشمن مسلّح را به اسارت بگیری، از اسارت هوای نفس و تمنّیات دل، آزاد شو!
پیش از آنكه از خاكریز جبهه عبور كنی، از خاكریز «خود» بگذر و خط شكنی را در درون خویش آغاز كن.
رسیدن به خلوص و اخلاص و خودسازی، معبر‎های سخت و گردنه‎های صعب العبور دارد، كه شجاعتی افزون و اراده و همّتی والاتر و بصیرتی فراوان می طلبد.
قطره اشك وباران گریه، شعله‎های دوزخ را فرو می نشاند،
باید از خداوند، «دیده‎های بارانی» طلب كرد.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

حجاب
گل عفاف، در بوستان حجاب می روید.
بی حجاب، همچون شاخه‎ای بیرون از حصار باغ است، كه طمع هر رهگذر را به سوی خود جلب می كند.
حجاب، دژ و قعله‎ای برای پاسداری از گوهر عفاف است، نه زندانِ محدود كننده زنان.
كسی به خود آرایی و خودنمایی می پردازد كه احساس كمبود شخصیّت می كند.
فاقدان كمال سیرت، می كوشند جمال صورت را به نمایش عمومی بگذارند.
هیچ كس با نام «آزادی» دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شبها درِ حیاطش را باز نمی‎گذارد.
گوهر عفاف و پاكی، كم ارزشتر از پول و جواهرات نیست.
كسی كه «كودك عفاف» را جلوی صد‎ها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت» اشك حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت.
حجاب، همچون یك توری، مانع ورود حشراتِ نگاههای مسموم است.
كسی كه راه ورود مگسهای مزاحم را می بندد، خود را «مصون» ساخته است، نه محدود.
زن، به خاطر كرامت و ارزشی كه دارد، نباید خود را حرّاج كند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به چند نگاه و لبخند بفروشد.
حجاب، مثل درِ یك شیشه عطر، مانع پریدن عطر عفاف می شود. نباید گذاشت پای بیگانه، وارد مزرعه نجابت شود و بوته‎های نورسِ عصمت را لگد مال كند.
حجاب، زندان نیست كه زنان در آن محبوس باشند، بلكه قلعه و دژی است كه از ورود غارتگران و مهاجمان جلو گیری می كند. زنان با حجاب، قلعه نشینانی‎اند كه به مزاحمان، اجازه ورود به حریم عفاف نمی دهند.
پیروان آرایش و تجمّل، ویترین و بوتیك سیاّر دیگرانند.
اگر چشم، دریای هوس شود، قایق گناه در آن حركت می كند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

حجّ
حج، میعاد در سرزمین موعود و تربت برگزیده خداست و حاجی، زائر دیار یار و حریمِ حرم دوست است.
مكّه و مدینه، تاریخ مجسم مكتب است. هر گوشه این دیار، هر سنگ این بیت، هر رواق این حرم، و هر شبستان این حریم، خاطره انگیز است و سرگذشت‎ها و ماجر‎اها و درسها و عبرتها دارد.
«منا»، خاطره قربانی كردن ابراهیم، اسماعیل را، به ذهن می آورد. و «عرفات»، صحنه شورانگیز مناجات عاشقانه حسین علیه السّلام را با خداوند، در دامنه كوه رحمت... «جبل الرحمه».
حج، گشودنِ بندِ «عادت» از پای «روزمرّگی» و چشیدن آب یقین از چشمه حیات و پرواز به كویی است كه دلها به عشق آن می تپد.
حّج، سفری است به سوی نبض ایمان و مهد قرآن و مهبط وحی و جلوه‎گاه عشق و عرفان.
مّكه، سرزمین برگزیده خدا و كانون معنویت و توحید و خاستگاه اسلام است. زیارت این دیار، قدم نهادن در وادی محبوب خدا و پاسخگویی به دعوتنامه عام چند هزار ساله ابراهیم خلیل است.
حجّ حضور در میقات ربّ و شركت در ضیافه الله است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:53 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

دعا ونیایش
دعا، جوشیدن چشمه «ربنّا» از كویر سینه‎های سوزان و جریان آن بر دشتهای «استجابت» است.
وقتی آسمان دل، گرفته و ابری است، تنها باران اشك و نسیم نیایش، انسان را سبك می كند و چمن دل را می رویاند.
پای اشك، وقتی از جاده دل عبور می كند، دست محبّت به دامان قرب می رسد. دیده، شراب نور می نوشد ودل، به قبله حضور، رو می كند.
نیایش به درگاه آفریدگار، عبادتی است كه از روح نیازمند انسان به آستان بلند خدا سرچشمه می گیرد.
انسان، این «بی نهایت‎كوچك» در برابر آفریدگار خویش، كه «بی نهایت بزرگ» است، حتی كمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرّه‎ای در مقایسه با كهكشانهاست. آنچه این «هیچ» را با آن «همه» پیوند می دهد، «دعاست».
دعا، تنها خواندن الفاظ نیست، بلكه «خواستن» است، با همه وجود، از صمیم جان و عمق دل. «دعا» اگر از جانِ سوخته و عطشناك بر آید، «اجابت» خدا، آب گوارایی بر عطش سوزانِ دلسوختگان است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:53 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

دوازده بهمن
ایران، ویران بود، و... ایرانی، دربند. «اسارت»، آزاد بود، و «آزادی»، اسیر!...
امّا... امام آمد و آزادی آورد و آزادی را از اسارت، نجات داد و به اسلام آبرو و به مسلمانان، اعتبار بخشید، و به اسكلتها، روح، و به اندیشه‎ها، تابندگی، و به دلها، شهامت، وبه دیده‎ها، بصیرت، وبه زندگیها، جهت داد.
«دیو» را بیرون كردیم، تا فرشته در آمد.
«شب» را پشت سرگذاشتیم، تا «ولادت روز» را شاهد گشتیم.
امام آمد،... و پاكی پیامبران و ایمان امامان را به یاد آورد،
امام آمد و فتح مكه را در خاطره‎ها زنده كرد، و اعجاز احیاگر عیسای مسیح را،
یدبیضای موسای كلیم را، و سفینه نجات نوح را،
و عصای سحر آسای فرزند عمران را ، و تبر توحیدی ابراهیم بت شكن را، آری... امام آمد، و مرگ فرعون را آورد، و سقوط ستم را، و شكست شب شوم بیداد را، و«ائتلاف امّت» را، و «وحدت كلمه» را، و «22 بهمن» را، و«12 فروردین» روز جمهوری اسلامی را، و «یوم الله» ‎های مكرر تاریخمان را. امام آمدو چراغ بادیه ظلمت شد، و خلیل حادثه ایمان.
امام آمد، و شوكت دروغین و جبروت پوك وپوچ جباران را در هم شكست و همه جای ایرانمان را طراوت و سر سبزی ایمان بخشید.
امام‎آمد، و لاله‎های سرخ شهادت را آبیاری كرد، و با آمدنش، ویرانه‎هایمان آباد شد، و جهاد زندگی ساز «سازندگی» معجزه كرد. كار، ارزش یافت، و كارگر، مقدس شد و ساختن، عبادت گشت و عبادت، بعد سیاسی یافت. خانه‎هایمان، سنگر شد و كلاسهایمان، جبهه، و قلمهایمان، سلاح، و بذرهایمان باروت، و كارخانه‎هامان معبد، و سنگرهایمان محراب. جهادمان «سازندگی» شد و سازندگی مان، «جهاد». سواد آموزی‌مان «نهضت» شد و شهادتهایمان، «بنیاد».
ملتّمان بسیج گشتند، و پیرانمان، «چریك»، شدند، جوانانمان، «پاسدار»، عشایرمان، «مسلح»، و كردهای مسلمانمان، «پیشمرگ». هر روزمان «عاشورا» شد، و جای جای وطن سرخ و خونینمان، همچون سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، بستان، دزفول، سومار، میمك، و... «كربلا» گشت.
اسلام عزیز شد و مسلمان سر بلند، قرآن حاكم شد و طاغوت، فراری، صف‎ها متحد و مشت‎ها گره خورده و تكبیرها بلند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:54 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

دوازده فروردین دوازده فروردین[1]
«دوازده فروردین»، بهار انقلاب ما، و روز شكفتن گُل اسلام بر شاخسار زمان، و نوید بخش تجلّی حق و حاكمیّت نظام اسلامی است.
«‌دوازده فروردین» عصاره یك تاریخ سراسر خون و شهادت و تبلور آن همه عشقها، آرمانها، اسلام خواهی‎ها، حق پرستی‎ها و باطل ستیزی‎هاست.
دوازده فروردین، روزِ احقاق حق، روز پیروزی دین است.
جمهوری اسلامی، ودیعه الهی در دست ماست. و ... روز«دوازده فروردین» روز بیعت ما با اسلام، برای دفاع و حمایت و فداكاری، در راه این انقلاب مقدّس است، كه راهش همان اسلام و حاكمیّت قرآن است.
«جمهوری اسلامی» كه تجسّم عینی آن همه شعارها و فریادها و خواستنها و طلبها و عطشها بود، با همه سنگینی‎اش، روی دوازده ستون نورانی و سرخ نهاده شد و دوازدهم فروردین، «روز جمهوری اسلامی» نام گرفت و تعطیل رسمی اعلام شد.
دوازده فروردین«خندق»ی بود كه حفر گردید و احزاب قریش و كفار حجاز، از بیعتگران مؤمن و امّت محمد، باز شناخته گردیدند.
دوازده فروردین، «روز جمهوری اسلامی» صراط برنده و لغزنده و باریكی بود كه بر فراز جهنم خود‌‎خواهیها و شرق‎گراییها و غرب زدگیها و قدرت طلبیها كشیده شد، تا این امّت را به «جنه المأوا»ی خدا باوری و اسلام خواهی و حقجویی رهنمون شود.
دوازده فروردین روز بلوغ فكری و سیاسی این امّت، در سایه اسلام بود.
دوازده فروردین، یكی از «ایام الله» بود، روزی مبارك و مقدس، كه دهانی به وسعت ایران، با فریادی رعد آسا و پر طنین، جمهوری اسلامی را «آری» گفت.
دوازده فروردین، روز احقاق حق بود. روز پیروزی دین، روزی كه افسون ساحران جادوگر، و تلاش خنّاسان و سوسه گر، باطل گشت، روزی كه كشتی این امّت، در ساحل استقرار و استقلال، لنگر انداخت.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها