پاسخ به:قطعات ادبی
جمعه 15 بهمن 1389 4:50 PM
ارتحال امام خمینی
«خرداد»، همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است.
چه آن «15 خرداد» خونین، با شهادتها و جوی خون و بوی باروت.
و چه این«14 خرداد» غمبار، بارحلت امام و رنگ غم و غربت ماتم.
امام، برای ما یك «راه» و«صراط» بود، «میزان» و «ملاك» بود، «اسوه» و «الگو» بود.
از این رو، بارفتن او، راهش باقی ماند.
گرچه امام، روی در نقاب خاك كشیده است، ولی فرزندان داغدارش، از راه امام و كلام امام، مشعلی افروخته و برافراشتهاند، تا راه بشریّت امروز، تیره نماند. سالگرد رحلت امام، سالگرد بیعت و میثاق است، با آنچه امام، بر سر آن جان باخت و شهدا در راه آن خون دادند و جانبازان، سلامتی خود را برای سلامت ماندن آن ایثار كردند، یعنی پیمان باخدا و رسول و اسلام و انقلاب.
سالگرد عروج ملكوتیات، باز هم غم، چنگ بر دلهایمان می زند.
سوگ ارتحال تو،«مدینه ایران» را به غم و ماتم نشاند و چشمه های اشك را از دیدگان خونبارِ امت عاشق، جاری ساخت. آنچه رفت، پیكر پاك و جسد مطهّرت بود.
آنجه ماند، فكر ناب و اندیشه روشن و خطّ ماندگارت بود.
اماما! روح تو به آسمانها پر كشید امّا، راه تو، ای روح خدا، در زمین و میان عاشقان تداوم یافت .خلف صالح تو، «خامنه ای عزیز»، با صلابت و درایت و محبوبیّت، محور «وحدت›› و مظهر«ولایت»گشت. پس از تو، پروانگان سوخته دل و شكسته بال، گرد این مشعل هدایت و ارشاد به طواف عشق پرداختند.
پرچمی را كه بر افراشته بودی، اینك بر دوش علمداری رشید از نسل «حسین فاطمه»(علیهما السَّلام) است.
ای امام! ای نگین افتاده از انگشتر امّت، ای جان رفته از پیكر ایران،
ای گوهر در خاك نهفته، ای پدر فرزندان شهدا، ای سالار بسیجیان عاشق!
چگونه مرگ تو باور كردنی است، ای حیات بخش اسلام و ایران.
گرچه حسینیّه جماران، از تو خالی است، امّا سینه هر یك از ما «حسینیه» ای است،پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.
اكنون، گرچه صدای تو خاموش است، امّا دلهای ما محشری پر غوغا از كلام عطرآگین توست،
وگوش تاریخ از پیامهای سنگین تو سر شار است. امام رفت، و بار غم برای همیشه بر دلمان نهاد. امّا... راهش ادامه یافت.
نه از «اسلام طلبی» امّت كاسته شد، و نه از شكوه اسلام. نه از روح معنوی انقلاب كم شد، نه از صلابت ایستادگی در مقابل كفر جهانی و شیطان بزرگ!
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت