تمرين فرار
سال 1360 به عنوان بسيجي وارد جبهه شدم. بار اولم بود كه منطقه را از نزديك ميديدم. چيزي از اخلاص و ايمان بچهها نميدانستم. چند وقتي بود، برادري را ميديدم كه با پاي برهنه روي شنهاي داغ خط اول راه ميرود. كنجكاو شدم. روزي از او علت اين كارش را پرسيدم.
گفت: من تا حالا دوبار اسير شدهام و هر دوبارش را فرار كردم. عراقيها اولين كاري كه ميكنند در آوردن پوتين از پاي بچههاست. من دفعات قبل كه فرار كردم سخت ميتوانستم بدون كفش در صحرا بدوم، اين است كه دارم تمرين فرار ميكنم تا اگر دوباره به چنگ دشمن افتادم مشكلي نداشته باشم.
منبع: سررسيد سال 84 جبهه فرهنگي حزب الله