0

روزي جنگي بود 2

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389  12:25 PM

جسد عراقي

شرايط زندگي در جزيره براي پدافند سخت بود. آب و غذا نمي‌رسيد. توي آب‌هاي منطقه جنازه پخش بود و ما مجبور بوديم از همان آب بخوريم. بمب‌باران هم كه لحظه‌اي قطع نمي‌شد.
يك روز توي ني‌زارها گم شديم. نمي‌دانستيم ايراني‌ها كجا هستند، عراقي‌ها كجا؟ مجبور بوديم يك جا بايستيم. چشمم زخمي شده بود. دو روز هم نخوابيد بودم. خوابم برد. خسرو با خنده بيدارم كرد. گفتم: مگر آزار داري، چرا مي‌خندي؟ گفت: مي‌داني روي چه خوابيده‌اي؟ روي پاي جسد عراقي.
از جا پريدم. راست مي‌گفت تازه جنازه بوي تعفن هم گرفته بود.
   

منبع: كتاب هوردرآتش؛روايت طلاييه و زيد   -  صفحه: 87

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها