0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

بخش اول:وظائف بانوان.......

 

 

شوهرداری

شوهرداری يعنی مواظبت و نگهداری شوهر.شوهرداری كار سهل‏و آسانی نيست كه از هر زنبی‏لياقت و نادانی ساخته باشد،بلكه كاردانی وذوق و سليقه و زيركی مخصوص لازم دارد،زنيكه بخواهد شوهرداری كندبايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايت‏خاطرش را فراهمسازد.مواظب‏اخلاق و رفتارش باشد،به كارهای نيك تشويقش كند،از كارهای بدنگهداريشكند،مواظب بهداشت و حفظ الصحه و تغذيه او باشد.سعی كنداو را به صورت يك شوهرآبرومند و محبوب و مهربان در آورد تا برای‏خانواده‏اش بهترين سرپرست و برای فرزندانشبهترين پدر و مربی باشد.

خداوند حكيم قدرت فوق العاده‏ای به زن عطا فرموده است.

سعادت و خوشبختی خانواده در دست اوست،بدبختی خانواده نيزدر دست اوست.

زن ميتواند خانه را به صورت بهشت‏برين در آورد،و ميتواند به‏صورت جهنم سوزانی تبديلشسازد،ميتواند شوهرش را به اوج ترقی‏برساند و ميتواند به خاك سياهش بنشاند.زن اگر بهفن شوهرداری آشناباشد و وظائفی را كه خدا برايش مقرر فرموده انجام دهد ميتواند ازيك‏مرد عادی بلكه از يك مرد بی‏عرضه و بی‏لياقت‏يك شوهر لائق و آبرومندبسازد. يكی ازدانشمندان مينويسد:زن قدرت عجيبی دارد،مثل قضا وقدر است،هر چه بخواهد همانست. (14)

اسمايلز ميگويد:اگر زن با تقوی و خوش خلق و كدبانويی در خانه‏محقر و فقيری باشد آنخانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختی‏ميسازد.

ناپلئون ميگويد:اگر ميخواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتی رابدانيد به زنان آن ملت‏بنگريد.

بالزاك ميگويد:خانه بی‏زن عفيف،قبرستان است.

شوهرداری به قدری در نظر اسلام اهميت داشته كه آنرا در رديف‏جهاد در راه خدا قرار داده،حضرت علی (ع) ميفرمايد:جهاد زن باين‏است كه خوب شوهرداری كند. (15) با توجه باينكهجهاد در راه خدا برای‏ترقی و عظمت اسلام و دفاع از كشورهای اسلامی و اجرایعدالت‏اجتماعی بزرگترين عبادت است ارزش شوهرداری معلوم ميشود.

رسول خدا (ص) فرمود:هر زنيكه بميرد در حاليكه شوهرش‏راضی باشد داخل بهشتميشود. (16)

رسول خدا (ص) فرمود:زن نميتواند حق خدا را ادا كند مگر اينكه‏حق شوهرش را ادا كند (17) .

پی‏نوشتها:

1-سوره روم آيه 21

2-مجمع الزوائد ج 4 ص 252.

3-بحار الانوار ج 103 ص 217.

4-بحار ج 103 ص 222.

5-سوره روم آيه 21.

6-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.

7-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.

8-وسائل الشيعه ج 14 ص 23

9-وسائل الشيعة ج 14 ص 5

10-وسائل الشيعة ج 14 ص 6

11-وسائل الشيعة ج 14 ص 23

12-وسائل الشيعة ج 14 ص 17

13-بحار الانوار ج 43 ص 117

14-در آغوش خوشبختی ص 142.

15-بحار الانوار ج 103 ص 252.

16-محجة البيضاء ج 2 ص 70.

17-مستدرك ج 2 ص 552.

محبت:

همه مردم تشنه دوستی و محبتند.دوست دارند محبوب ديگران‏باشند.دل انسان به محبتزنده است.كسيكه بداند محبوب كسی نيست‏خودش را بيكس و تنها ميشمارد.هميشهپژمرده و افسرده است.خانم‏محترم،شوهر شما نيز از اين احساس غريزی خالی نيست.او همتشنه‏عشق و محبت است.قبلا از محبتهای بی‏شائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام كهپيمان زناشويی بستيد خودش را در اختيار تو قرار داد.

انتظار دارد محبتهای آنها را جبران كنی و از صميم قلب دوستش بداری.

رشته دوستی را از همه بريده و به تو پيوند كرده انتظار دارد تو تنها،باندازه‏همه دوستشبداری.شب و روز برای آسايش و رفاه تو زحمت ميكشد وحاصل دسترنج‏خويش را در طبقاخلاص نهاده تقديم تو ميكند.شريك‏زندگی و مونس دائمی و غمخوار واقعی تو است.حتی ازپدر و مادرت‏بيشتر به سعادت و خوشی تو عنايت دارد.قدرش را بدان و از صميم قلب‏دوستشبدار.اگر او را دوست‏بداری او هم بتو علاقه‏مند خواهد شد.زيرامحبت‏يك پيوند دو طرفیاست و دل به دل راه دارد.مهربانی و اظهارمحبت واقعا اعجاز ميكند.يك پسر بيست‏سالهشهرستانی كه برای درس‏خواندن به تهران آمده بود عاشق صاحب خانه كه بيوه 39 ساله‏ایبود شد.

زيرا اين زن با مهربانيهای خود جای مادر را در قلب او گرفته بود و خلاءدوری از مادر را پركرده بود. (1)

اگر محبت دو طرفه شد بنيان زناشويی استوار ميشود و خطرجدايی برطرف ميگردد.

مغرور مشو كه شوهرم با يك نگاه دوستم داشت و عشق او هميشه‏پايدار خواهد ماند،زيراعشقی كه با يك نگاه بيايد دوامی نخواهد داشت.

اگر ميخواهی عشق او پايدار بماند با رشته محبتهای دائمی آنرا نگهداری‏كن.اگر شوهرت رادوست‏بداری هميشه دلش شاداب و خرم است.دركسب و كار دلگرم و به زندگی علاقه‏منداست.و در همه كارها موفقيت‏خواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعی همسرش ميباشد حاضراست‏برای تامين سعادت و رفاه خانواده‏اش تا سر حد فداكاری كوشش كند،مرديكه كسریمحبت نداشته باشد كمتر اتفاق ميافتد به امراض روحی وضعف اعصاب مبتلا گردد.خانمگرامی اگر شوهرت بداند دوستش نداری‏از تو دلسرد ميشود،به زندگی و كسب و كار بيعلاقهميگردد،به پريشانی وبيماريهای روانی گرفتار ميشود،از خانه و زندگی فرار ميكند،و درميدان‏زندگی سرگردان ميگردد.ممكن است از ناچاری به مراكز فساد پناه ببرد.

پيش خود فكر ميكند چرا زحمت‏بكشم و حاصل دسترنجم را بافرادی‏تقديم كنم كه دوستمندارند.بهتر است دنبال عياشی و خوشگذرانی بروم وبرای خودم دوستهای واقعی پيدا كنم.

خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بينداز و بدينوسيله‏بخانه و خانواده جلبش كن.ممكن است‏شوهرت را قلبا دوست‏بداری‏ليكن اظهار نكنی اما اين مقدار كافی نيست.بايد آنرابه زبان بياوری بلكه‏بايد از رفتار و گفتار و حركاتت آثار عشق و علاقه نمايان باشد.چه مانع‏داردگاه گاه بگويی:عزيزم واقعا ترا دوست دارم؟اگر از سفر آمد لباس نويا دسته گلی تقديمش كنیو بگويی:خوب شد آمدی دلم برايت تنگ شده‏بود.وقتی در سفر است‏برايش نامه بنويس و ازفراق و جدايی اظهار دلتنگی كن.اگر در محل كار شوهرت تلفن هست و در منزل نيز تلفنداريدگاهی بوسيله تلفن احوال پرسی كن اما نه زياد.اگر از موقع معمول ديرتر به‏خانه آمداظهار كن:در انتظار مقدمت‏بودم و از دير آمدنت ناراحت‏شدم.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:32 PM
تشکرات از این پست
borkhar
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

در غياب او نزد دوستان و خويشان از او تعريف كن.بگو:واقعا چه‏شوهر خوبی دارم،دوستشدارم.اگر كسی خواست‏بدگويی كند دفاع كن،هر چه بيشتر اظهار عشق و علاقه كنی بيشتربه تو علاقه‏مند ميشود.درنتيجه پيمان زناشويی شما استوارتر و خانواده خوشبخت‏تریخواهيد بود.

شكسپير ميگويد:چيزيكه در زن قلب مرا تسخير ميكند مهربانی‏اوست نه روی زيبايش.منزنی را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد.

خداوند بزرگ در قرآن شريف به محبت و علاقه‏ايكه در بين زن وشوهر وجود دارد اشارهفرموده آنرا يكی از آيات قدرت خويش شمرده‏ميفرمايد:

يكی از آيات خدا اينست كه همسرانی برايتان آفريده تا بدانهاآرامش پيدا كنيد و ميان شمادوستی و مهربانی نهاد. (2)

حضرت رضا عليه السلام فرمود:بعض زنها برای شوهرشان‏بهترين غنيمت هستند:زنانيكه بهشوهرشان اظهار عشق و محبت كنند. (3)

پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:بهترين زنان شما،زنهايی‏هستند كه دارای عشق ومحبت‏باشند. (4)

امام صادق عليه السلام فرمود:وقتی كسی را دوست داری باو خبر بده. (5)

احترام شوهر

هر كسی به شخصيت‏خويش علاقه‏مند است.خودش را دوست‏دارد.دلش ميخواهد ديگران بهشخصيت او احترام بگذارند.هر كس‏شخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود.ازتوهين كنندگان‏متنفر است.خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزیاست‏ليكن همه كس حاضر نيست احساس درونی شوهر شما را اشباع كند و به‏وی احترامبگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بی‏ادب‏برخورد ميكند و بسا اوقات موردتوهين قرار ميگيرد.و به شخصيتش لطمه‏وارد ميشود.از شما كه يار و غمخوارش هستيدانتظار دارد اقلا در خانه‏احترامش كنيد و شخصيت تحقير شده‏اش را زنده گردانيد.بزرگداشت اوشما را كوچك نميكند ليكن به او نيرو و توانايی می‏بخشد و برای كوشش‏وفعاليت آماده‏اش ميگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام كن.هميشه بالفظ شما او را مخاطبقرار بده.موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن.

جلو پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.

اگر با هم به مجلسی ميرويد او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقبمخاطب قرار بده.در حضور ديگران از او تجليل و تعريف‏كن.به فرزندانت‏سفارش كن ازپدرشان احترام كنند.و اگر بی‏ادبی كردندتوبيخشان كن.در حضور مهمانها نيز احترامشبگذار و باندازه آنها بلكه‏زيادتر از او پذيرايی كن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت راناديده بگيری و تمام توجهت‏به مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را ميزندسعی كنخودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش‏بروی.آيا ميدانی همين عملكوچك چه اثر نيكويی در روح شوهرت‏خواهد گذاشت؟شايد در خارج منزل با دهها مشكلمواجه بوده و با روح‏پژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازه‏ایدركالبد خسته او دميده دلش را آرامش ميدهد.ممكن است‏خانمها از اين‏سخن تعجب نمودهبگويند:چه پيشنهاد عجيبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد!شخص بيگانه وغريبی نيست تا احتياجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.

تسقط الآداب بين الاحباب.البته اين طرز تفكر از تربيت غلط ماپيدا شده،كی گفته كهدوستان و خويشان لازم نيست ادب و احترام رارعايت كنند.مهمانی بمنزل شما وارد ميشوداز او استقبال ميكنيد،خوش آمد ميگوئيد،احترام ميكنيد،پذيرائی مينمائيد.

و اين عمل را يك رفتار عقلائی و يكی از اداب و رسوم زندگی‏ميشماريد.البته چنين است،ازمهمان بايد احترام كرد ليكن از شماانصاف ميخواهم مردی كه از صبح تا شب برای تامينزندگی و رفاه وآسايش شما تلاش ميكند،و در اين راه با صدها مشكل روبرو شده،آنگاه‏حاصلدسترنج‏خويش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را ميكوبد كه‏برايگان در اختيار شمابگذارد،آيا ارزش آنرا ندارد كه برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرماييد و بالب خندان يك خوش آمد گفته‏دلش را شاد گردانيد؟

نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستيم انتظار احترام ندارد، بلكه از شما بيشتر از ديگرانانتظار احترام دارد.اگر احترام نكرديد وسكوت كرد دليل آن نيست كه توقع ندارد،بلكه برایرعايت‏شما ازخواسته درونی خويش صرف نظر نموده است.

خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت.رشته محبت در ميانتان استوارتر و پيمان زناشويی‏با دوام‏تر خواهد شد.به خانه و زندگی وكسب و كار دلگرم ميشود،ونتيجه‏اش عائد شما می‏گردد.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرشبرود و به وی خوش آمد بگويد. (6)

امام صادق عليه السلام فرمود:هر زنی كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبختو سعادتمند خواهد بود. (7)

پيغمبر اسلام فرمود:زن موظف است‏برای شوهرش طشت و حوله‏حاضر كند و دستهايش رابشويد. (8)

مواظب باش به شوهرت توهين و بی‏ادبی نكنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بی‏اعتنائی نكنی،بر سرش داد نزنی،نزد ديگران آبرويش رانريزی،با لقبهای زشت صدايش نزنی.اگر به او توهينكردی او نيز به توتوهين خواهد نمود.قلبا از هم مكدر ميشويد،عقده روحی و كينهپيداميكنيد،صفا و محبت از ميانتان برطرف ميشود،دائما در حال نزاع وكشمكش خواهيدبود.اگر به زندگی ادامه بدهيد بطور يقين زندگی خوشی نخواهيد داشت.كينه‏های روحی وعقده‏های روانی ممكن است توليد خطركند و باعث جنايت‏شود.از داستانهای زير عبرتبگيريد:

مرد 22 ساله‏ای بنام...همسر 19 ساله خود را به علت اينكه وی راخر كور خطاب كرده بود با15 ضربه چاقو بقتل رسانيد.وی در دادگاه‏گفت:يكسال پيش با...ازدواج كردم.در آغاز زندگیمرا شديدا دوست‏ميداشت.ولی بزودی تغيير رويه داد و بنای ناسازگاری را گذاشت.بر سرهرمساله كوچكی به من فحاشی ميكرد و حتی مرا بخاطر اينكه يكی ازچشمهايم كمی چپاست‏«خر كور»خطاب ميكرد.در روز حادثه شوهرخود را خر كور خطاب ميكند.او چنانخشمگين ميشود كه به جان‏همسرش افتاده او را با 15 ضربه چاقو از پای در ميآورد. (9)

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:33 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

مرد 71 ساله‏ای كه زنش را كشته در علت قتل او ميگويد:ناگهان‏رفتار...نسبت‏به من تغييركرد.بی‏اعتنا شد.يك بار هم مرا پيرمرد غيرقابل تحمل صدا كرد.با اين حرف نشان داد كهدوستم ندارد.دچارسوءظن شدم و با دو ضربه تبر او را كشتم. (10)

شكايت و درد دل

هيچكس نيست كه ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.

هر كسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پيدا كند،گرفتاريهای خويش‏را برايش شرحبدهد.حس ترحمش را تحريك نموده دلش را كباب كند.

و بدينوسيله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.ليكن هر سخن جايی وهر نكته مقامی دارد.برای درد دل نيز موقعيت مناسب لازم‏است.در هر جا و هر زمان و با هرشرايطی نبايد شكايت را شروع كرد.

خانمهاييكه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداری‏بی‏اطلاعند آنقدرظرفيت و حوصله ندارند كه مشكلات را تحمل نمايند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخيربياندازند.هنگامی كه شوهر بيچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل ميشود تا دمیبياسايد از همان‏ساعت اول با شكايتها و درد دلهای همسر نادانش مواجه ميشود و از خانهوكاشانه بيزار ميگردد:

مرا با اين بچه‏های جوانمرگ شده رها كردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شيشه درب اتاق راشكست.منيژه با پروين دعوا كردند.ازسر و صدای بچه‏ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،ديوانهشدم.تكليف مرابا اين بچه‏های شيطان معلوم كن.آخ از دست‏بهرام.جوان مرگ شدهاصلادرس نميخواند.امروز كارنامه‏اش را از مدرسه فرستادند چند نمره تك‏داشت.حيف از منكه برای اينها زحمت ميكشم.از صبح تا حال بقدری‏كار كردم كه از حال و كار افتادم.كسیبفريادم نميرسد.

اين بچه‏ها هم كه دست‏به سياه و سفيد نميگذارند.كاش اصلا بچه‏نداشتم.راستی امروزخواهرت آمد اينجا.نميدانم چرا با من سر دعواداشت،خيال ميكرد ارث پدرش را خورده‏ام.امان از دست مادرت،رفته‏اينطرف و آنطرف پشت‏سرم بدگويی كرده.من از دست اينها بهتنگ‏آمده‏ام.حيف از من كه در يك چنين خانه‏ای زندگی ميكنم.وای دستم راببين رفتم غذابپزم كارد آشپزخانه دستم را بريد.راستی ديروز رفتم مجلس‏عروسی سهراب.كاش اصلا نرفتهبودم.آبرويم پاك رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهايی!!خدا بخت وشانس بدهد.مردم‏چقدر زنهايشان را دوست دارند.چه لباسهايی برايش خريده بود.

اينها را ميگويند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه باو احترام‏كردند.بله مردم فقط به لباسنگاه ميكنند.آخر چی چی من از او كمتره كه‏بايد اينقدر افاده كند.بله بخت و اقبال دارهشوهرش دوستش ميداره،مثل‏تو نيست.من كه ديگر نميتوانم در خانه خراب شده برای تو وبچه‏هايت‏جان بكنم هر فكری داری بكن.

خانم محترم،اين رسم شوهرداری نيست.تو خيال ميكنی شوهرت‏برای تفريح و خوشگذرانیاز خانه بيرون رفته است.برای كسب و كار وتهيه روزی خارج شده است.از صبح تا حال باصدها گرفتاری مواجه بوده‏كه تو تاب تحمل يكی از آنها را نداری.از گرفتاريهای اداری ياكسبی اواطلاع نداری.نميدانی با چه اشخاص بدجنس و حيله باز و موذی برخوردنموده و چهعقده‏هايی در روحش گذاشته‏اند.از روح پژمرده و اعصاب‏خسته او خبر نداری.اكنون كه ازگرفتاريهای خارج فرار كرده و به خانه‏پناه آورده شايد دمی استراحت كند،به جای آنكه غمیاز دلش بر داری‏هنوز نرسيده در شكايت و نق نق را باز ميكنی.آخر اين بدبخت چكند كه‏مردشده،در خارج منزل با آن همه گرفتاريها مواجه است در خانه هم باشكايتها و ايرادها وبهانه‏جوئی‏های تو مواجه ميشود.انصاف خوب است.

قدری هم به فكر او باش.در اين حال جز اين چاره‏ای ندارد كه يا داد وفرياد راه بيندازد تا ازشكايتهای بيجا و زخم زبانهای تو نجات پيدا كند يااز خانه فرار كند و به يك قهوه‏خانه يامهمانخانه يا سينما يا جای ديگرپناهنده شود.يا واله و سرگردان در خيابانها پرسه بزند. خانمگرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانواده‏ات‏از اين شكايتها و نق و نق‏های بيجادست‏بردار،زيرك و دانا باش‏وقت‏شناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر كن تاشوهرت‏استراحت كند،اعصابش راحت‏شود.آنگاه كه سر حال آمد.و موقعيت‏مناسبی پيدا شدميتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نه‏اعتراض،با او در ميان بگذاری و درصدد چاره جويی بر آييد.اما اگر به‏شوهر و خانواده‏ات علاقه داری از ذكر وقايع و حوادثجزئی و غيرضروری بهر حال خودداری كن.و با نق نق‏های دائمی اعصاب شوهرت راخستهنكن.بگذار به كار خود برسد.او هم به قدر كافی گرفتاری دارد.به‏داستان زير توجه فرماييد:

خانمی به نام...ميگويد:من از اول زن نق نقويی بودم.هر روزنق نق‏های من بيشتر و شديدترمی‏شد.تا آنجا كه پس از هشت‏سال زندگی‏مشترك با...چند جمله بود كه تقريبا هر شب بااندكی تغيير بين ما رد وبدل می‏شد.آن هم از وقتی كه شوهرم وارد خانه می‏شد تا وقتی شامبخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس كاركردم.كارهای اينخانه بی‏صاحب مانده هم كه تمام نمی‏شود.هر طرفش رابگيری باز يك طرفش روی زميناست.

-آخر اين كارهای تو چيست كه تمام نمی‏شود؟

-آه چه ميدانم همين كارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشويی،رختشويی،غذا پختن،راست وريس كردن اوضاع خانه،تر و خشك كردن‏بچه‏ها.

-عزيزم اين كارها كه تو ميگويی همه جا هست توی همه خانه‏ها همه زنها اين كارها راميكنند.تو چرا سر من منت ميگذاری؟

-وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسيده پدرم در آمده تو چه‏می‏فهمی؟همين ميروی وپشت ميز اداره می‏نشينی و پول ميگيری و می‏آيی‏خانه.ديگر چه ميدانی خانه چطور مرتبشده چطور نظافت‏شده؟

-ای وای خانم جان بس كن.

-خوب بله آقا حوصله شنيدنش را هم نداری.من پدرم در آمده‏مريض شده‏ام دارم می‏ميرم.

-عزيزم مريض شده‏ای برو دكتر.

-با كدام پول؟

-ای ناشكر اين همه پول از من ميگيری باز هم...

-كدام پول،چه پولی؟همه‏اش خرج زندگيت ميشود.آن هم چه‏زندگی همه‏اش پر از بدهكاری،قسطهای عقب افتاده.امروز مجبور شدم‏از كسبه سر محله نسيه كنم.

و بعد شوهر بيچاره‏ام وقتی از اين همه نق نق جانش به لب می‏آمدلحاف را روی سرشمی‏كشيد و می‏خوابيد.مادرم غالبا در جريان زندگی مابود و بارها مرا نصيحت ميكرد كهدست از اين نق نق‏ها بردارم.و من گوش‏نميدادم تا يك روز وقتی شوهرم سر كار رفته بود بهمن گفت:هر چه‏نصيحت كردم گوش ندادی حالا بكش كه سزايت همين است.شوهرت...

من مثل ديوانه از جا پريدم.نه باور نمی‏كنم.

بسيار خوب حالا كه باور نمی‏كنی تحقيق كن تا بدانی.تا ساعت‏دو بعد از ظهر كه شوهرم...ازسر كار بيايد خونم خونم را می‏خورد.وقتی‏آمد اول با عصبانيت‏بعدا با گريه موضوع را در ميانگذاشتم.گفت:ميدانی تو زندگی را برای من كوفت ميكردی.هيچوقت فكر نمی‏كردی كهمن‏روزی دو سرويس كار ميكنم تا چرخ زندگيمان بگردد.شب خسته و كوفته‏به خانه می‏آيم،حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم كه تو ديگر حق‏نداری با حرف زدن از كارهای خانهمرا از زندگی بيزار كنی.ولی تو اين‏كار را ميكردی و هنوز هم ميكنی.واقعا مرا از زندگی بيزاركرده‏ای.گاهی‏فكر كرده‏ام كه اگر صاحب بچه نبوديم بهتر بود از هم جدا شويم.از اين‏جهتتصميم گرفته‏ام در جايی آرامش پيدا كنم و پيدا كردم.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:33 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

-من درست‏شش ماه زحمت كشيدم تا مجددا شوهرم را به زندگی‏علاقه‏مند كنم ولی اينبرايم تجربه‏ای شد كه ديگر شوهرم را كه در خارج‏به اندازه كافی خسته می‏شود در خانه باشرح ملال خودم خسته‏تر نكنم.

حالا فهميده‏ام كه خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب (11)

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه به وسيله زبان‏شوهرش را اذيت كند نمازهاو ساير اعمالش قبول نميشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخيزد،وبنده‏هايی آزاد كند وثروتش را در راه خدا انفاق نمايد.زنيكه بد زبان باشد وبدينوسيله‏شوهرش را بيازارد نخستين كسی است كه داخل دوزخ ميشود. (12)

رسول خدا فرمود:هر زنيكه شوهرش را در دنيا اذيت كندحور العين به او ميگويند:خدا ترابكشد.شوهرت را اذيت نكن.اين مرد ازشما نيست و لياقت او را نداريد بزودی از شما مفارقتنموده به سوی ماميآيد. (13)

نميدانم منظور خانمها از اين غرغرها چيست؟اگر ميخواهند توجه‏شوهر را جلب نمودهخودشان را محبوب و زحمتكش و خيرخواه جلوه‏دهند،مطمئن باشند كه نتيجه معكوسخواهند گرفت.نه تنها محبوبيتی پيدانميكنند بلكه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگرمنظورشان اينست كه‏اعصاب شوهرشان را ناراحت كنند تا از كار و زندگی سير شود وبه‏بيماريهای اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار كند و برای تخدير اعصاب به‏اعتيادهایخطرناك گرفتار شود و به مراكز فساد قدم بگذارد و بالاخره‏دق كش شود البته بدانند كهموفقيت و پيروزی آنها حتمی است.

خانم محترم،اگر به شوهر و زندگی علاقه داری از اين رفتار زشت‏و غير عقلائی دست‏بردار.آيااحتمال نميدهی كه شكايتهای بيجای توباعث قتل و جنايتی شود يا كانون خانوادگی شما رامتلاشی سازد؟به‏داستان زير توجه كن:

«وقتی...به خانه آمد همسرش در حاليكه دختر سه ساله‏اش را دربغل داشت‏به شوهرش گفت:دو نفر از همكاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحت‏شد و در اثر جنون آنیچاقويش را در شكم‏فرزند خردسالش فرو كرد و به قتل رسيد.مرد به چهار سال زندانمحكوم‏شد. (14) »

يك پزشك در دادگاه ميگويد:«در تمام مدت زندگی ما،همسرم‏حتی يكبار رفتاری كه شايستهيك زن خوب و كدبانو است نداشت.خانه‏ما هميشه نامرتب و درهم است.فريادها وبهانه‏جوئيها و دشنامهای زننده‏او مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر ميشود با پرداخت پنجاههزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالی ميگويد راستش را بخواهيد اگرتمامثروت و حتی مدرك پزشكی‏ام را ميخواست ميدادم تا زودتر خلاص‏شوم.» (15)

پی‏نوشتها:

1-اطلاعات 20 اسفند 1348 شماره 13140.

2-سوره روم:21.

3-مستدرك ج 2 ص 532.

4-بحار ج 103 ص 235.

5-بحار ج 74 ص 181.

6-مستدرك ج 3 ص 551.

7-بحار ج 103 ص 253.

8-مستدرك ج 2 ص 551.

9-اطلاعات 14 ارديبهشت 1351.شماره 13787.

10-اطلاعات اول آذر ماه 1350 شماره 13652.

11-مجله اطلاعات هفتگی شماره مخصوص نوروز سال 1352.

12-بحار ج 76 ص 363.

13-محجة البيضاء ج 2 ص 72.

14-اطلاعات 27 آبان 1350 شماره 13651.

15-اطلاعات 13 ديماه 1350 شماره 13689.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:34 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

خوش اخلاق باش

كسيكه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتاری كند،با لب خندان‏سخن بگويد،در مقابلحوادث و مشكلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زيادند،همه دوست دارند با اومعاشرت و رفت و آمد كنند،عزيزو محترم است،به ضعف اعصاب و بيماريهای روانی مبتلانميشود،برمشكلات و دشواريهای زندگی پيروز ميگردد،از زندگی لذت ميبرد،و برمعاشرانشخوش ميگذرد.

امام صادق عليه السلام فرمود:«هيچ زندگانی گواراتر از خوش‏اخلاقی نيست.» (1)

اما كسيكه بد اخلاق باشد،با صورت درهم كشيده با مردم ملاقات‏كند،در مقابل حوادث وناملايمات داد و فريادش بلند شود،بيخود داد وقال راه بيندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگیتلخ و ناگواری خواهدداشت،خودش هميشه ناراحت و معاشرينش در عذابند،مردم از او متنفرواز معاشرتش گريزانند،آب خوش از گلوی خودش و معاشرانش پائين‏نميرود،خواب و خوراكدرستی ندارد.برای انواع بيماريها مخصوصاضعف اعصاب كاملا آمادگی دارد،هميشه اوقاتشتلخ و آه و ناله‏اش بلند است،دوستانش كم‏اند،محبوب كسی نيست.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودش‏را در رنج و عذاب دائمقرار ميدهد.» (2)

خوش اخلاقی برای همه لازم است مخصوصا برای زن و شوهرضرورت دارد،زيرا هميشه با همهستند و ناچارند با هم زندگی كنند.

خانم محترم،اگر ميخواهی به خودت و شوهر و بچه‏هايت‏خوش‏بگذرد اخلاقت را اصلاح كن،هميشه شاد و خندان باش،اوقات تلخی ودعوا نكن،خوش برخورد و شيرين زبان باش،بااخلاق خوش ميتوانی‏خانه‏ات را بصورت بهشت‏برين درآوری،حيف نيست‏با بداخلاقی آنرابه‏صورت جهنم سوزانی تبديل كنی و خودت و شوهر و فرزندانت در آن‏معذب باشيد؟توميتوانی فرشته رحمت‏باشی،محيط خانه را با صفا ونورانی گردانی،چرا آنرا به صورت زندانتاريكی در ميآوری؟لب خندان وشيرين زبانی تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور وشادمانی ميگرداند،غم و اندوه را از دلشان بر طرف ميسازد.آيا ميدانی:بامداد كهرزندانت‏به‏مدرسه يا سر كار ميروند اگر با تبسم و گرمی از آنها بدرقه كنی چه تاثيرنيكوئی درروح و اعصابشان خواهی گذاشت.

اگر به زندگی و شوهرت علاقه داری بد اخلاقی نكن،زيرا اخلاق‏خوب بهترين پشتوانه پيمانزناشويی است.

اكثر طلاقها در اثر بد رفتاری زن و شوهر و عدم توافق اخلاقی پيداميشود.آمار طلاقها اينمطلب را تاييد ميكند.عدم توافق اخلاقی نخستين‏علت‏بروز اختلافات خانوادگی است.

به عنوان نمونه به آمار سالهای 47 و 48 و 49 اشاره ميكنيم:«درسال 1347 از 16039 پروندهشكايت كه به دادگاه خانواده رسيده است،12760 پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقی بودهاست.در سال 1348 ازميان 16058 پرونده اختلافات زناشويی 11246 پرونده به عدمتوافق‏ميان زن و شوهر اختصاص داده شده است.يعنی با يك آمار خيلی ساده‏می‏بينيم كهبيش از هفتاد درصد اختلافات زناشويی به واسطه عدم توافق‏اخلاقی بروز ميكند. (3) »

خانم محترم،با خوش اخلاقی عشق و محبت‏شوهرت را جلب كن‏تا به زندگی و خانوادهعلاقه‏مند شود،با شوق و ذوق كار كند و اسباب رفاه‏شما را فراهم سازد،اگر خوش اخلاقیكردی دنبال شب نشينی و عياشی‏نمی‏رود و زودتر به خانه ميآيد.

زنی به شورای داوری شكايت كرد كه:«شوهرم هميشه ناهار و شام‏را بيرون خانه ميخورد.

شوهر جواب داد:علت اينست كه زنم اصلا سازگاری ندارد وبد اخلاق‏ترين زن دنياست.

زن ناگهان خيز برداشت و در حضور اعضای داوری شوهرش راكتك زد. (4) »

اين خانم نادان خيال ميكرد با شكايت و فحش و كتك ميتوان‏شوهر را به خانه جلب كرد،درصورتی كه يك راه عقلی و ساده داشت وآن خوشرفتاری و خوش اخلاقی بود.

زنی در شورای داوری گفت:شوهرم 15 ماه است كه با من حرف‏نميزند و مخارج ما را بهوسيله مادرش می‏فرستد.

مرد در جواب گفت:چون از دست‏بد اخلاقيهای زنم بتنگ آمده‏بودم تصميم گرفتم صحبتنكنم و مدت 15 ماه است‏باينكار ادامه‏ميدهم. (5) »

اكثر مشكلات زناشويی را با هوشياری و اخلاق خوش ميتوان حل‏كرد.اگر شوهرت كممحبت است،اگر به خانه و زندگی علاقه ندارد،اگردنبال عياشی ميرود،اگر دير به خانه ميآيد،اگر شام و ناهار را بيرون صرف‏ميكند،اگر بد رفتاری ميكند،اگر تندخويی و دعوا ميكند،اگرثروتش رابباد ميدهد،اگر دم از طلاق و جدايی ميزند همه اينها و صدها مانند اينها رابوسيلهخوشرفتاری و اخلاق خوش ميتوان حل كرد.تو اخلاق و رفتارت‏را عوض كن و نتيجه اعجازآميز اخلاق خوب را تماشا كن.

امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثواب‏جهاد ميدهد،صبح و شببرايش ثواب نازل ميشود. (6) »

حضرت صادق عليه السلام فرمود:هر زنيكه شوهرش را اذيت كندو اندوهگينش سازد و ازرحمت‏خدا دور است.و هر زنيكه به شوهرش‏احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارشباشد خوشبخت ورستگار است‏». (7)

به رسول خدا صلی الله عليه و آله عرض شد:«فلان شخص زن خوبی است.روزها روزه دارد وشبها عبادت ميكند.ليكن بد اخلاق است‏همسايگانش را آزار ميرساند».

فرمود:«هيچ خير و خوبی ندارد.و از اهل دوزخ ميباشد (8) ».

توقعات بيجا

امكانات مالی و درآمد همه افراد يكسان نيست.همه نميتوانند دريك سطح زندگی كنند.هرخانواده‏ای بايد حساب دخل و خرج خودشان‏را بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسانهمه طور ميتواند زندگی‏كند.عاقلانه نيست كه برای تهيه امور غير ضروری دست‏به قرض ونسيه‏بزند.

خانم محترم،تو كدبانوی خانه هستی،عاقل و فهميده باش،حساب‏خرج و دخلتان را بكن.ببين چطور ميتوانيد خرج كنيد كه آبرويتان محفوظبماند و هميشه پولدار باشيد،عاقبت‏انديش باش،چشم و همچشميهای‏بيجا را كنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تنخانمی ديدی و وضع‏اقتصادی شما اقتضای خريد آنرا ندارد،شوهرت را به تهيه آن وادار نكن،اگر چيز لوكس و قشنگی را در منزل همسايه مشاهده نمودی به شوهرت‏اصرار نكن كه بايدآنرا تهيه كنی،اگر فلان دوست‏يا خويش و قوم شماخانه‏اش را با فرشهای زيبا و گرانقيمت واسباب لوكس زينت كرده لازم‏نيست‏خودتان را بسختی بيندازيد تا از او تقليد كنيد،تو كهميدانی وضع‏اقتصادی و در آمد شما ايجاب نميكند چرا شوهرت را به وام گرفتن ونسيه‏گرفتن و قسطی خريدن و كارهای غير مشروع وادار ميكنی؟

آيا عقلائی است كه برای رقابت‏با ديگران از بانك وام بگيريد وفلان جنس غير ضروری ولوكس را بخريد و در خانه بگذاريد،آيا صلاح‏است كه زندگی خودتان را بر وام گرفتن و نسيهكردن و قسطی خريدن‏پايه‏گذاری كنيد و يك سری اشياء غير ضروری را در خانهجمع‏آوری‏نمائيد.

آيا بهتر نيست قدری صبر كنيد تا اوضاع مالی شما بهتر شود؟هرماه مقداری از درآمدتان راپس‏انداز كنيد،وقتی وضع اقتصادی شما خوب‏شد و توانستيد جنس مورد نظرتان را تهيهنمائيد با پول نقد آنرا خريداری‏كنيد.

بيشتر اين رقابتها و ولخرجيها از خانمهای نادان و خودخواه‏سرچشمه ميگيرد.با ديدن يكچيز لوكس فورا بهوس افتاده و سر به جان‏شوهر بيچاره گرفته كه بايد آنرا تهيه كنی.به قدرینق نق و پافشاری نموده‏كه ناچار ميشود وام بگيرد يا قسطی بخرد و خودش را بيچاره كند وهميشه‏قرضدار باشد.

گاهی ناچار ميشود زندگی زناشويی را بر هم بزند و زن‏خودخواهش را طلاق بدهد تا از شرتقاضاهای بيجا و سرزنشها وزخمزبانهای او خلاص شود يا خودكشی كند تا از اين زندگی پر ازايراد وبهانه نجات پيدا كند.به داستانهای زير توجه فرمائيد:

«مردی در دادگاه ميگفت:مدتی است زنم به واسطه القاآت زن‏همسايه پايش را توی يككفش كرده كه بايد يا برايش تلويزيون بخرم ياطلاقش بدهم.در ماه فقط 300 تومان حقوقميگيرم،صد تومانش اجاره‏خانه است‏با دويست تومان ديگر بايد يكماه تمام مخارج خانوادهسه نفريمان را تامين كنم،كجا ميتوانم تلويزيون بخرم؟ (9) ».

مردی در دادگاه ميگويد:«خانم دلش لباسهای آخرين مدل‏ميخواهد.خانم ميخواهد خودشرا عين يك زن مرد پولدار در بياورد،آخربه خدا به دين به مذهب تمام حقوق من 900 توماناست،300 تومان آنراكرايه خانه ميدهم.شما بگوئيد من با 600 تومان شام و ناهار تهيه كنميابرای خانم پوستيژ و كفش و كلاه بخرم؟»در آخر به مادر زنش ميگويد:دختر مال شما.چشم،طلاقش ميدهم ودور هر چه زن است‏خط ميكشم (10) ».

مردی كه خودكشی كرده بود وقتی بهوش آمد گفت:«من شاگردراننده‏ام،سه سال استازدواج كرده‏ام،زنم توقعات خارج از حد دارد،چون نميتوانم توقعاتش را برآورده كنم مرتبامرا سرزنش ميكند،سرزنشهای او بالاخره مرا بستوه آورد و تصميم بخودكشی گرفتم (11) ».

زنی به شوهرش ميگويد:«يا سيگار خارجی بكش يا طلاقم بده (12) ».

اينگونه زنها اصلا معنا و هدف ازدواج را درك نكرده‏اند.

زناشويی را يك نوع برده‏گيری تصور نموده‏اند.بدين منظور شوهركرده‏اند كه به خواسته‏ها وهوسهای كودكانه خويش جامه عمل بپوشند.

شوهری را ميخواهند كه مانند يك نوكر بی‏اجر و مزد بلكه يك اسيربرايشان زحمت‏بكشد وحاصل دسترنج‏خويش را دو دستی تقديم خانم كند تا در راه بلند پروازيها و هوسهای خامخويش به مصرف برساند.

كاش باين مقدار قناعت ميكردند و توقعات بيش از حد نداشتند.

گاهی توقعاتشان به قدری زياد است كه مجموع درآمد شوهر كفايت‏نميكند،اصولا كاری بادرآمد شوهر ندارند،چيزی را كه هوس كردندحتما بايد تهيه شود،هر چه بشود بشود،گر چهشوهر ورشكست‏شود يادست‏بكارهای غير مشروع بزند،خانم خواسته و بايد تهيه شود.

يكی از عوامل بزرگ ورشكست مردها همين توقعات بيجای‏خانمها و چشم و همچشميهاست،سرزنشها و نق نق‏های زن است كه مردرا به كارهای غير مشروع وادار ميكند،اينگونه زنهای ازخود راضی وخودخواه ننگ بانوان بشمار ميروند.گيرم با اين توقعات و ايرادها طلاق‏گرفتیآنوقت كارت اصلاح ميشود،نه،مطمئن باش هرگز بآرزوهايت‏نخواهی رسيد،ميروی در خانهسر بار پدر و مادرت خواهی شد و تا آخرعمر بايد از نعمت انس و محبت و بچه‏داری محرومشوی،خيال ميكنی‏مردها برای خواستگاری تو صف كشيده‏اند،نه،چنين نيست،زنهائيكه‏طلاق ميگيرند كمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اينكه شوهر ديگری‏پيدا كردی ازكجا كه بهتر از شوهر اولت‏باشد؟

آيا بهتر نيست عاقبت‏انديش باشی؟حساب دخل و خرجتان رابكنيد و به مقدار درآمدتانخرج كنيد؟مگر خوشی و آسايش فقط با كفش‏و لباس و تلويزيون و يخچال فراهم ميشود؟بهجای اين بلند پروازيها وهوسهای خام به زندگی و خانه‏داری و شوهرداری بكوش.با اظهار مهرومحبت محيط خانه را با صفا و نورانی كن.با زندگی ديگران كاری نداشته‏باش.بر طبقدرآمدتان خرج كنيد.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانت‏بگوييد و بخنديد،در مخارج روزانه صرفه‏جويی كن،تااوضاع مالی شما بهتر شود و زندگی آبرومندی پيدا كنيد،شايد در آينده‏بتوانی به خواسته‏های خودت برسی،حتی اگر شوهرت ولخرج است وبيش ازتوانايی خويش خرج ميكند جلوش را بگير،نگذار برای خريداشياء غير ضروری وام بگيرد ياقسطی بخرد،زندگی شما مشترك است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترسنه ثروتش را بديگری‏ميدهد نه در خانه ديگری صرف ميكند،به جای خريد اشياء تجملی وغيرلازم وسائل ضروری منزل را تهيه كنيد،برای حوادث و پيش‏آمدها كه‏خواه ناخواه برایهمه كس اتفاق ميافتد پس‏انداز داشته باشيد.

پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زنيكه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را برچيزهائيكه فوق توانايی اوست وادار كند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نميشود و در قيامتمورد غضب پروردگار جهان قرارميگيرد (13) ».

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:35 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

 

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه با شوهرش‏ناسازگاری كند و به آنچه از جانبخدا رسيده قناعت ننمايد و بر شوهرش‏سختگيری كند و بيش از حد توانايی خواهش كنداعمالش قبول نميشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (14) ».

پيغمبر اسلام فرمود:«بعد از ايمان به خدا نعمتی بالاتر از همسرموافق و سازگار نيست (15) ».

شوهرت را دلداری بده

دشواری زندگی بر دوش مرد است.مخارج خانواده را بهر طورشده بايد تامين كند،در خارجمنزل با صدها مشكل مواجه ميشود،ممكن‏است مورد توهين يا توبيخ رئيس قرار بگيرد،ممكن است‏با اذيت وكارشكنی همكارانش برخورد كند،ممكن است مطالباتش را نتواندوصول‏كند،ممكن است محل چك و سفته‏هايش را نتواند تامين كند،ممكن است‏به كسادیبازار و عدم درآمد برخورد نموده باشد،ممكن است‏شغل‏مناسبی پيدا نكند،گرفتاريهای مرديكی دو تا نيست،در زندگی روزمره باصدها از اين قبيل حوادث برخورد ميكند،آنهم نه يكمرتبه و دو مرتبه‏بلكه دائما و پيوسته،كمتر اتفاق ميافتد روزيكه ناراحتی تازه‏ای نداشته‏باشد،بيخود نيست كه عمر مردها غالبا كوتاهتر از زنهاست.آخر اعصاب‏يكنفر چقدر ميتواندحوادث و ناراحتی‏ها را تحمل كند!

انسان در اينگونه مواقع احتياج شديدی دارد به شخص دلسوزمهربانيكه دلداريش بدهد وروح و اعصابش را تقويت كند.

خانم گرامی،شوهر شما دلسوز ندارد،احساس غربت و تنهايی‏ميكند،از مشكلات فرار نمودهبه محيط خانه و شما پناه ميآورد،به‏دلجوييهای تو نيازمند است،اگر با روی درهم كشيده واوقات تلخ واردمنزل شد و آثار ناراحتی را در چهره‏اش مشاهده نمودی سلام و تعارف توازهمه روزه گرمتر باشد،اسباب استراحت و غذا و چای او را زود فراهم‏كن،درباره موضوعاتديگر اصلا صحبت نكن،ايراد نگير،تقاضا نكن،از گرفتاريهای خودت شكايت و درد دل نكن،بگذار خوب استراحت كند، اگر گرسنه است‏سير شود،اگر سرما خورده گرم شود،اگر گرماخورده‏خنك شود،آنگاه كه از خستگی در آمد و اعصابش راحت‏شد با زبان‏خوش سببناراحتی‏اش را بپرس اگر ديدی باز هم ميل نداردصحبت كند اصرار نكن،اما اگر شروع به درددل كرد خوب گوش‏بده،تمام حواست پيش او باشد،از خنده بيجا جدا اجتناب كن،بلكه ازشنيدن عوامل ناراحتی او اظهار تاسف كن،طوری وانمودكن كه بيش از خودش از عواملگرفتاری او اندوهگين هستی،با اظهار محبت و دلسوزی زخمهای دلش را مرهم‏بگذار،بانرمی و ملايمت دلداريش بده،موضوع را در نظرش كوچك وبی‏اهميت جلوه بده،او را در قبالحل مشكل تشجيع كن.بگو:اينگونه‏حوادث از لوازم لا ينفك زندگی است و برای همه كساتفاق ميافتد،چندان مهم نيست،انسان ميتواند با نيروی صبر و استقامت‏بر مشكلات‏پيروزگردد،اما به شرط اينكه خودش را نبازد،اصولا مردانگی وشخصيت انسان در اينگونه مواردظاهر ميشود،غصه نخور،صبر و كوشش‏كن تا مشكل حل شود،اگر احتياجی به راهنمايی داردو راهی به نظرت‏ميرسد پيش پايش بگذار و اگر راه صحيحی به نظرت نرسيد پيشنهاد كن‏بايكی از دوستان يا خويشان عاقل و خير خواه مشورت كند.

خانم محترم،شوهرت در مواقع گرفتاری به مهربانيها و دلجوييهای‏تو نيازمند است.بايد بداداو برسی و مانند يك پرستار مهربان بلكه يك‏روانپزشك دلسوز از او دلجويی كنی،از اين بالاتربگويم،بايد شخصيت‏خويش را باثبات رسانی و شوهرداری كنی،آری پرستار و روانپزشك‏كجاميتوانند مانند يك بانوی فداكار شوهرداری كنند؟غافلی كه مهربانيهاو دلداريهای تو چه اثرمعجز نمايی در روح شوهرت ميگذارد!دل واعصابش را آرام ميكند،به زندگی دلگرم ميشود،برای مبارزه با مشكلات‏آماده ميگردد،می‏فهمد كه در اين جهان تنها و بيكس نيست،به وفاوصميميت تو اطمينان پيدا ميكند،دوستدار و عاشق تو و اخلاقت ميشود،پيمان زناشويیشما استوار و محكم ميگردد.

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«در دنيا چيزی بهتر از همسرشايسته وجود ندارد.زنيكهشوهرش از ديدار او مسرور و شاد گردد (16) ».

حضرت رضا عليه السلام فرمود:«يك دسته زنها آنهايی هستند كه‏زياد بچه‏دار ميشوند،مهربان و با عاطفه هستند،در سختيها و پيش آمدهای‏روزگار،در امور دنيا و آخرت پشتيبانشوهرشان هستند،بزيان او كارنميكنند و گرفتاريهايش را زياده نميگردانند (17) ».

پی‏نوشتها:

1-بحار ج 71 ص 389.

2-بحار جلد 73 ص 298.

3-اطلاعات 15 آذر 1350.

4-اطلاعات 3 بهمن 1350.

5-اطلاعات سوم شهريور 1349.

6-بحار ج 71 ص 377.

7-بحار ج 103 ص 253.

8-بحار ج 103 ص 253.

9-اطلاعات 6 بهمن 1350.

10-اطلاعات اول آذر 1350.

11-اطلاعات 26 مرداد 1349.

12-اطلاعات 26 اسفند 1350.

13-بحار ج 103 ص 244.

14-بحار ج 76 ص 367.

15-مستدرك ج 2 ص 532.

16-بحار ج 103 ص 217.

17-مستدرك ج 2 ص 534.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:35 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

سپاسگزار باش

پول پيدا كردن كار آسانی نيست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را برای رفاه وآسايش خويش ميخواهد و ذاتا بدان علاقه‏منداست،اگر به كسی احسان كرد و مالی را كه بهريشه جانش بسته است دراختيار او قرار داد انتظار دارد قدردانی كند،اگر مورد سپاسگزاریقرارگرفت تشويق ميشود،به احسان و نيكوكاری راغب ميگردد،نه تنها نسبت‏باين شخصاحسان بيشتری خواهد كرد بلكه به مطلق نيكی علاقه‏مندميگردد،به حديكه ممكن است كمكم به صورت يك عادت ثانوی و يك خوی طبيعی تبديل شود و مشتاق احسان و كار خيرگردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را ناديده گرفتند به كار خير بی‏رغبت ميشود،پيش‏خود ميگويد:حيف نيست كه به اين مردم نمك نشناس احسان كنم و اموالم‏را دراختيارشان بگذارم؟حق شناسی و شكرگزاری يكی از اخلاق‏پسنديده است،و بزرگترين رمزجلب احسان ميباشد،حتی خداوند بزرگ‏هم كه نيازی به ديگران ندارد سپاسگزاری ازنعمتهايش را شرط ادامه‏نعمت‏شمرده ميفرمايد:«اگر سپاسگزاری كنيد نعمتهايم را افزونميكنم (1) ».

خانم محترم،شوهر شما نيز يك بشر عادی است،از قدردانی‏خوشش ميآيد،هزينه زندگی راتامين ميكند،حاصل دسترنج‏خويش را درطبق اخلاص نهاده رايگان تقديم شما ميكند،اينعمل را يك وظيفه‏اخلاقی و شرعی محسوب ميدارد،و از انجام دادن آن لذت می‏برد،ليكنازشما انتظار دارد كه وجودش را مغتنم شمرده از كارهايش قدردانی كنيد،هر گاه اسباب ولوازم زندگی را خريداری نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالی نماييد،و سپاسگزاریكنيد،هر گاه برای تو يا فرزندانت‏كفش و لباس يا چيز ديگری آورد فورا از دستش بگير واظهار خورسندی‏كن،چه مانع دارد بگويی:متشكرم؟اگر ميوه و شيرينی يا چيز ديگریبه‏خانه آورد زود از دستش بگير و در جای خود بگذار،اگر بيمار شدی وبرای معالجه‏اتكوشش كرد تا شفا يافتی تشكر كن،اگر ترا به تفريح ومسافرت برد سپاسگزاری كن.اگر پولتوجيبی گرفتی قدردانی كن،مواظب باش كارهايش را كوچك مشماری،بی‏اعتنائی و مذمتنكنی،ناديده نگيری،اگر كارهايش را مورد توجه قرار داده تشكر كردی احساس غرور وشخصيت ميكند،به زندگی و خرج كردن تشويق ميشود،باز هم‏سعی ميكند توجه شما رابسوی خويش جلب كند و به وسيله احسان دلتان‏را بدست آورد،اما اگر كارهايش را كوچكشمردی و به نظر بی‏اعتنائی‏نگاه كردی دلسرد ميشود،پيش خود ميگويد:حيف نيستزحمت‏بكشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمك نشناسی كنم كه قدرم را نميدانندواحسانهايم را كوچك ميشمارند،رفته رفته به خانه و زندگی بی‏علاقه‏ميگردد،تا بتواند از زيربار خرج كردن شانه خالی ميكند،به كسب و كاربی‏رغبت ميشود،ممكن است‏به فكرخوشگذرانی بيفتد،اموالش را خرج‏ديگران كند،مرد بيچاره بيك تعريف خالی و تشكر مفت ومجانی دلخوش‏است از اين هم دريغ داريد؟!

اگر يكی از خويشان يا دوستان يك جفت جوراب بی‏ارزش يادسته گل بی‏قابليت‏بشما تقديمنمود صدها مرسی متشكرم را نثارش ميكنيدليكن احسانهای دائمی شوهرتان را به رویمبارك نياورده از يك اظهارتشكر بی‏مايه هم دريغ ميكنيد؟!

راه و رسم شوهرداری چنين نيست.اصلا منافع شخصی خودتان‏را تشخيص نميدهيد،تكبر وخودخواهی بلای بزرگی است،گمان ميكنيداگر تشكر كنيد كوچك ميشويد در صورتی كه برمحبوبيت‏شما افزوده‏ميشود،حق شناس و با ادب شناخته ميشود.

امام صادق عليه السلام فرمود:«بهترين زنهای شما زنی است كه‏وقتی شوهرش چيزی آوردسپاسگزاری كند و اگر نياورد راضی باشد (2) ».

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«هر زنی كه به شوهرش بگويد:

از تو خيری نديدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط ميگردد. (3) »

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«كسی كه از احسان مردم‏قدردانی نكند شكر خدای رانيز بجای نميآورد (4) ».

عيبجويی نكن

هيچكس بی‏عيب نيست،يا كوتاه است‏يا دراز،يا سياه رنگ است‏يا رنگ پريده،يا چاق است‏يالاغر اندام يا دهانش بزرگ است‏ياچشمهايش كوچك،يا بينی‏اش بزرگ است‏يا سرش طاس،ياتندخواست‏يا ترسو،يا كم حرف است‏يا پر مدعا،يا دهانش بدبو است‏يا پاهايش،يا بيمار است‏ياپر خور،يا ندار است‏يا بخيل،يا آداب زندگی را بلد نيست‏يا بد زبان است،يا كثيف است‏يابی‏ادب.

از اين قبيل عيوب در هر مرد و زنی وجود دارد.

آرزوی هر مرد و زنی اينست كه همسر ايده‏آلی پيدا كند كه از تمام‏عيوب و نواقص خالی بودهنقطه ضعفی نداشته باشد.ليكن كمتر اتفاق‏ميافتد كه به مطلوب خيالی خويش دست‏يابد.

گمان نميكنم در دنيا زنی پيدا شود كه شوهرش را صد در صد كامل‏و بی‏عيب بداند.

زنهاييكه در صدد عيبجويی باشند خواه ناخواه عيب يا عيبهايی رادر شوهرانشان پيداميكنند،يك عيب كوچك و بی‏اهميت را كه نبايد آنراعيب شمرد در نظر خودشان مجسمميسازند و آنقدر درباره‏اش فكر ميكنند كه كم كم به صورت يك عيب بزرگی كه قابل تحملنيست جلوه‏گر ميشود،خوبيهای شوهر را يكسره ناديده گرفته هميشه به آن عيب كوچكتوجه‏دارند،چشمشان به هر مردی بيفتد دقت ميكنند كه دارای آن عيب هست‏يانه،آنها مردباصطلاح ايده‏آلی را در مغز خويش مجسم مينمايند كه حتی‏كوچكترين عيبی هم نداشتهباشد و چون شوهرشان با آن صورت خيالی‏تطابق كامل ندارد،هميشه آه و ناله دارند،ازازدواجشان اظهار پشيمانی‏ميكنند،خودشان را شكست‏خورده و بدبخت ميشمارند.كم كممطلب راعلنی كرده گاه و بيگاه از شوهرشان عيبجويی مينمايند،ايراد و بهانه‏ميگيرند،غرغرميكنند،طعنه می‏زنند:آداب معاشرت را بلد نيستی،من‏خجالت ميكشم با تو در مجالسشركت كنم،برو با اين بينی گنده‏ات،دهانت‏بوی لاشه گنديده ميدهد،چقدر سياه و زشتی!

ممكن است مرد عاقل و بردبار باشد و در مقابل بی‏ادبيهای زن‏سكوت كند ليكن قلبا مكدرميشود،كينه‏اش را در دل ميگيرد،بالاخره‏كاسه صبرش لبريز ميشود و در صدد انتقام برمی‏آيد،يا به زد و خوردمی‏كشد يا مقابل به مثل ميكند،او هم در صدد بر می‏آيد از همسرشكه‏به طور حتم بی‏عيب نيست عيبجويی كند،او بگو و اين بگو،اين بگو و اوبگو،اگر محبت وصفائی در ميانشان بود به كلی زائل ميگردد.كينه يكديگررا در دل ميگيرند،دائما در صددعيبجويی هستند،پيوسته جنگ و جدال‏دارند.در نتيجه،اگر با همين وضع به زندگی ادامهبدهند بدترين زندگی راخواهند داشت،در شكنجه و عذاب خواهند بود تا يكی از آنها بميرد واين‏زندگی ننگين از هم بپاشد،و اگر يكی از آنها يا هر دو لجاجت‏بخرج بدهندو به دادگاهحمايت‏خانواده و طلاق متوسل شوند گر چه عقده‏های درونی خود را حل كرده و انتقامگرفته‏اند ليكن هر دو متضرر ميشوند،پيمان‏زناشويی را برهم ميزنند ولی معلوم نيست‏بعدابتوانند با ديگری ازدواج‏كنند و بر فرض وقوع معلوم نيست زن يا شوهر بهتری نصيبشانشود.

امان از نادانی و لجاجت‏بعضی خانمها!در بعضی از امور بسيارجزئی به قدری پافشاریميكنند كه حاضر ميشوند زندگی خودشان رامتلاشی سازند.برای اينكه به سبك مغزی وكوتاه فكری آنها پی‏ببريد به‏داستانهای زير توجه فرماييد:

«زنی بنام...از شوهرش بنام...شكايت كرد كه شوهرم در موقع‏خواب انگشتش را می‏مكد.چون حاضر نيست دست از اين كارش برداردتقاضای طلاق ميكنم (5) ».

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:35 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

«زنی به بهانه اينكه دهان شوهرش بوی بد ميدهد به خانه پدرش‏مراجعت نمود و اظهارداشت تا بوی دهانش را برطرف نكند به خانه‏نخواهد رفت ولی با شكايت‏شوهر دادگاه زن وشوهر را سازش داد ولی‏وقتی به خانه رفت ديد هنوز دهانش بو ميدهد لذا به اتاق ديگر رفت.شوهركه ناراحت‏شده بود زنش را بقتل رسانيد (6) ».

«خانم دندان پزشك از شوهرش طلاق ميگيرد.ميگويد هم شان من‏نيست.زيرا سه سال بعداز من درجه دكترا گرفته است‏» (7) .

«يك زن 27 ساله‏ای كه از خانه شوهرش قهر كرده در پاسخ به‏عرضحال او نوشت:شوهرم زيادمی‏خورد من قادر نيستم غذای مورد نياز او را تهيه كنم (8) ».

«زنی به اين علت كه شوهرش روی زمين می‏نشيند،با دست غذامی‏خورد،از آداب معاشرتبی‏اطلاع است،صورتش را هر روز اصلاح‏نميكند درخواست طلاق كرد (9) ».

ليكن همه خانمها چنين نيستند.در بين آنها افراد فهميده و باهوشی هست كه واقعياتزندگی را حساب ميكنند و هرگز در صددعيبجويی بر نميآيند.

خانم محترم،شوهر شما يك بشر عادی است ممكن است‏بی‏عيب‏نباشد اما در مقابل،خوبيهای فراوانی نيز دارد.اگر به زندگی و خانواده‏ات‏علاقه‏مندی در صدد عيبجوئی بر نيا.عيبهای كوچك او را ناديده بگير،بلكه‏اصلا عيبشان مشمار،شوهرت را با يك مرد خيالی كه درخارج وجودندارد مقايسه نكن بلكه او را من حيث المجموع با ساير مردها مقايسه كن،ممكناست مردی عيب مخصوص شوهرت را نداشته باشد ليكن دارای‏عيوب ديگری است كه شايدبمراتب بدتر از او باشد،اصولا عينك بدبينی‏را از چشم خويش بردار و خوبيهای شوهرت راببين،آنوقت‏خواهی ديدكه خوبيهای او بمراتب بيشتر از بديهايش ميباشد،اگر يك عيب داردو درعوض صدها خوبی دارد.

محاسن و خوبيهايش را مورد نظر قرار بده و خرسند باش،مگرخودت بی‏عيب هستی كهانتظار داری شوهرت بی‏عيب باشد،نهايت اينكه‏خودخواهی و خودپسندی اجازه نميدهدعيبهای خودت را ببينی،اگر شك داری از ديگران بپرس.

رسولخدا فرمود:«عيبی بالاتر از اين نيست كه انسان عيوب‏ديگران را ببيند اما از عيبهایخودش غافل باشد (10) ».

چرا يك عيب كوچك را به قدری بزرگ ميكنی و درباره‏اش‏غصه ميخوری كه بنياد زندگی وكانون انس و مودت را بر هم می‏زنی؟

عاقل و با هوش باش،دست از هوسبازی و سبك مغزی بردار،عيبهای‏كوچك را نديده بگير،بااظهار محبت كانون خانوادگی را گرم كن تا ازنعمت انس و محبت‏برخوردار گردی،مواظبباش عيب شوهرت را نه درحضور و نه در غيابش بزبان نياوری زيرا رنجيده خاطر و مكدرميگردد،در صدد عيبجويی بر ميآيد،محبت و علاقه‏اش كم ميشود،پيوسته در حال‏جدال وستيزه خواهيد بود،اگر با همين وضع بزندگی ادامه دهيد زندگی‏ناگواری خواهيد داشت،واگر كار به طلاق و جدايی خاتمه يابد كه بد ازبدتر.

البته اگر عيب قابل اصلاحی داشته باشد ميتوانی در صدداصلاحش بر آيی،ليكن در صورتیامكان موفقيت داری كه با نرمی و مداراو صبر و حوصله و بصورت خيرخواهی و خواهش وتمنا رفتار كنی،نه به‏عنوان عيبجويی و اعتراض،سرزنش و ايراد،قهر و دعوا.

از غير شوهرت چشم بپوش

خانم محترم،ممكن است قبل از ازدواج برای خواستگاری شماآمده باشند،ممكن استافرادی را در نظر داشته در انتظار خواستگاری آنها بوده‏ايد،شايد آرزو داشته‏ايد شوهرتانثروتمند باشد،دارای فلان‏شغل باشد،تحصيل كرده باشد،زيبا و خوشگل باشد ووووو.

اين قبيل آرزوها قبل از ازدواج مانعی نداشت ليكن اكنون كه‏مردی را برای همسریبرگزيده‏ای و پيمان مقدس زناشويی را امضاكرده‏ايد كه تا آخر عمر با هم باشيد،يار و مونس وغمخوار هم باشيد بايدگذشته را يكسره فراموش كنی،بر افكار و آرزوهای گذشته خطبطلان‏بكشی و از غير شوهرت بطور كلی چشم بپوشی،دلت را از اضطراب وپريشانی نجاتبده،غير شوهرت را از دل بيرون كن و ششدانگ آنرا دراختيار او قرار بده،خواستگار سابقت رافراموش كن،باو نگاه نكن،بفكرش نباش،چكار داری ناراحت‏شده يا نه؟اصلا چرا از احوالشجويامی‏شوی؟اين حالت دو دلی جز پريشانی روح چه نتيجه‏ای دارد؟و بسااوقات اسباببدبختی ترا فراهم می‏سازد.

بعد از اينكه با مردی پيمان زناشويی بستيد و قول و قرار گذاشتيدتا آخر عمر با هم باشيدچرا چشم چرانی ميكنی،به اين مرد و آن مرد نگاه‏ميكنی و شوهرت را با آنها مقايسهمی‏نمايی؟اين چشم چرانيهای غلط جزپريشانی و اضطراب روح و آه و حسرت دائم چهسودی دارد؟

حضرت علی عليه السلام فرمود:«هر كس چشم خويش را آزادبگذارد هميشه اعصابشناراحت‏خواهد بود و به آه و حسرت دائم گرفتارخواهد شد (11) ».

وقتی با نظر خريداری به مردها نگاه كردی و شوهرت را با آنهامقايسه نمودی ناچار بهمردهايی برخورد ميكنی كه عيب شوهرت را ندارند خيال ميكنی افراد برگزيده و بی‏عيبیهستند كه از آسمان نازل شده‏اند بااينكه ممكن است آنها دارای دهها عيب باشند كه اگر ازآنها اطلاع داشتی‏شوهر خودت را بر آنها ترجيح ميدادی.اما چون از عيوب مخفی آنهااطلاعنداری و فقط خوبيهايشان را مشاهده مينمايی خودت را شكست‏خورده و مغبون در ازدواجمی‏پنداری و اسباب بدبختی خويشتن را فراهم‏می‏سازی.

«زن 18 ساله‏ای به نام...كه از خانه فرار كرده بود ديشب به وسيله‏ماموران پاسگاه ژاندارمرینعمت آباد دستگير شد.در پاسگاه گفت:سه‏سال پيش به عقد...در آمدم ولی به تدريج احساسكردم كه او را دوست‏ندارم.چهره شوهرم را با قيافه بعضی از مردها مقايسه می‏كردم وافسوس‏می‏خوردم كه چرا زن اين مرد شدم‏» (12) .

خانم گرامی،اگر می‏خواهی بدبخت و سيه روز نشوی،به ضعف‏اعصاب و پريشانی روح مبتلانگردی،با خوشی و آسايش زندگی كنی‏دست از هوسبازی و چشم چرانی و آرزوهای خامبردار.غير از شوهرت‏همه را نديده بگير،از مردهای ديگر تعريف نكن،به فكر آنها نباش.دردلتنگو:كاش فلان شخص بخواستگاريم آمده بود،كاش با فلان شخص‏ازدواج كرده بودم،كاششوهرم دارای فلان شغل بود،كاش فلان قيافه راداشت.كاش و كاش و كاش.نميدانم اين افكارغلط و آرزوهای خام چه‏نتيجه‏ای به حال تو دارد؟چرا زندگی را به خودت و شوهرت تلخميكنی؟

چرا مهر و صفا را از بين می‏بری و بنياد ازدواج را متزلزل می‏سازی؟ازكجا ميدانی اگر با فلانمرد ازدواج كرده بودی صد در صد راضی بودی؟تو از ظاهر او بيش از اين خبر نداری شايددارای عيوبی باشد كه اگر مطلع‏بودی شوهر خودت را بر او ترجيح ميدادی.از كجا ميدانی كهخانم آن‏مردها كاملا راضی هستند؟

خانم محترم،اگر شوهرت احساس كند كه به مردهای ديگر نظرداری بدبين ميشود،مهر وعلاقه‏اش كم ميشود به زندگی و خانواده‏بی‏علاقه ميگردد،مواظب باش از مردهای ديگرتعريف نكنی با آنها گرم‏نگيری،خنده و شوخی نكنی،مرد اينقدر حساس است كه نميتواندتحمل‏كند كه همسرش حتی به تصوير مرد بيگانه‏ای اظهار علاقه كند.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زن شوهرداريكه‏چشمش را از نگاه كردن به غيرشوهرش پر كند مورد غضب شديدپروردگار جهان واقع خواهد شد (13) ».

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:36 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

حجاب اسلامی

زن و مرد گر چه در بسياری از امور اشتراك دارند ليكن امتيازات‏ويژه‏ای نيز دارند.يكی ازامتيازات مهم آنان اينست كه زن موجودی است‏ظريف و لطيف و زيبا و محبوب.زن دلبراست و مرد دلداده زن جاذب‏است و مرد مجذوب،مرد دوستدار است و زن دوست داشتنی.هنگاميكه‏مرد با زنی ازدواج ميكند می‏خواهد تمام خوبيها و زيبائيهای اين موجودظريف رادر انحصار خويش ببيند.زنی را دوست دارد كه زيبائيها،دلبريهاو طنازيها،شوخيها وخوشمزه‏گيها،و همه چيزش را در انحصار شوهرش‏قرار دهد و نسبت‏به مردان بيگانه جدااجتناب نمايد.مرد بسيار غيور است و نمی‏تواند تحمل كند كه مرد بيگانه‏ای به همسرش نگاهكند يا با او درارتباط و آميزش باشد،بگويد و شوخی كند و بخندد و چنين عملی راتجاوز بهحق مشروع خويش ميداند.و از همسرش انتظار دارد كه بارعايت پوشش و حجاب اسلامی وبا تقيد به ضوابط شرعی و قوانين‏اخلاقی و با حفظ متانت و حجب و حياء اسلامی شوهرش رادر اين‏خواسته مشروع كمك و ياری نمايد.هر مرد مؤمن و غيوری چنين‏خواسته‏ای را دارد.اگر همسرش به اين وظيفه اسلامی و اجتماعی عمل‏كرد او نيز با آرامش خاطر زندگی ميكندو برای تامين نيازمنديهای‏خانواده‏اش تلاش مينمايد و بر محبتش اضافه ميگردد.و همينصفا ومحبت‏سبب ميشود كه او نيز به زنان بيگانه بی‏توجه باشد.اما اگر مردمشاهده كرد كههمسرش تقيدی به حجاب و پوشش اسلامی ندارد وزيبائيهايش را در معرض ديد مردانبيگانه قرار ميدهد و با آنها نيز درارتباط و تماس است‏شديدا ناراحت ميشود زيرا حقانحصاری خويش راتضييع شده و در معرض ديد ديگران می‏بيند.و مسؤوليت اين امر رابرعهده همسرش می‏داند.چنين مردی همواره پريشان خاطر و بدبين است.

محبت و صفايش نسبت‏به خانواده تدريجا كم ميشود.

بنابراين صلاح جامعه و بانوان در اين است كه پوشيده و محجوب‏باشند و متين و بدون آرايشاز منزل خارج شوند و زيبائيهای خودشان رادر معرض ديد همگان قرار ندهند.

رعايت‏حجاب يك وظيفه اسلامی است.خدا در قرآن می‏فرمايد:

به زنان مؤمن بگو:از مردان بيگانه چشم بپوشند.و فروج و اندام خويشتن‏را از نگاه ديگرانمحفوظ بدارند،و محل زيبائيها و زينتهای خويش را برای اجانب آشكار نسازند،مگر آنچه راكه طبعا آشكار است (مانندصورت و دستها) و روسريهای خودشان را بر سينه‏ها بيندازند (تاخوب‏پوشيده شود) و زينت و جمالشان را جز برای شوهر و پدر و پدر شوهر وپسران خود وپسران شوهر،و برادران و فرزندان برادر و فرزندان خواهر...آشكار نسازند (14)

آری رعايت‏حجاب و پوشش اسلامی از جهات مختلف به نفع‏بانوان است:

1-بهتر می‏توانند مقام و منزلت و ارزش وجودی خودشان را دراجتماع محفوظ بدارند،وخويشتن را از معرض ديد چشمهای بيگانگان‏نگه دارند.

2-بانوان با رعايت پوشش اسلامی بهتر می‏توانند مراتب‏وفاداری و علاقه خودشان را نسبت‏بههمسرشان باثبات رسانند و درآرامش و صفا و گرمی خانواده كمك نمايند و از بوجود آمدنبدبينی واختلافات و مشاجرات جلوگيری بعمل آورند.و در يك كلام،بهترمی‏توانند دل شوهررا بدست آورند و جايگاه خويش را تثبيت نمايند.

3-با رعايت‏حجاب اسلامی جلو چشم چرانيها و لذتجوئيهای‏غير مشروع بصری مردان بيگانهرا ميگيرند و بدين وسيله از اختلافات وبدبينيهای خانواده‏ها می‏كاهند و به استحكام و ثباتو آرامش آنها كمك‏مينمايند.

4-با رعايت پوشش اسلامی بهترين كمك را به نسل جوان ومردان مجردی كه امكان ازدواجندارند انجام ميدهند و از فسادها و انحرافها و ضعف اعصابهای جوانان كه نتائج‏سوئش درنتيجه عائد خودبانوان خواهد شد جلوگيری ميكنند.

5-اگر همه بانوان حجاب اسلامی را كاملا رعايت نمايند،هرزنی كه همسرش از منزل خارجميشود اطمينان دارد كه در برابر بد حجابيهاو طنازيها و خودنمائيهای زنان كوچه و بازار قرارنميگيرد-تا دلش راببرند و از محبت و علاقه‏اش نسبت‏به خانواده بكاهند.

آری اسلام چون از آفرينش ويژه زن آگاه است و او را يك ركن‏مهم اجتماع ميداند كه نسبت‏بهصلاح و فساد جامعه نيز مسؤليت دارد،ازاو می‏خواهد كه در انجام اين مسؤليت‏بزرگفداكاری نمايد و با رعايت‏حجاب اسلامی از مفاسد و انحرافهای اجتماعی جلوگيری كند و درثبات‏و آرامش و عظمت ملت‏خويش بكوشد.و يقين بداند كه در انجام اين‏مسؤوليت‏بزرگالهی بهترين پاداش را از خداوند بزرگ دريافت‏خواهدنمود.خانم گرامی!اگر به آرامش و ثباتخانواده و اعتماد و اطمينان‏شوهرت علاقه داری،اگر به مصالح واقعی جامعه بانوانمی‏انديشی،اگر به‏سلامت روانی جوانان و جلوگيری از انحراف و لغزش آنان فكر می‏كنی،اگرمی‏خواهی بانوان را از معرض چشم چرانی بيگانگان و فريب دادن وبانحراف كشيدن آناننجات دهی،و اگر می‏خواهی رضايت‏خدا را جلب‏كنی و يك مسلمان مؤمن و فداكار باشی،پوشش و حجاب اسلامی راهمواره رعايت كن.و زيبائيها و آرايش خودت را در معرض ديدبيگانگان‏قرار نده.گر چه در داخل منزل و با خويشان نزديك باشد.داخل منزل وخارج آن،درمجالس مهمانی و در خارج فرقی ندارد.برادر شوهر،پسربرادر شوهر،شوهر خواهر شوهر،شوهر خواهر خودت شوهر عمه‏ات، شوهر خاله‏ات،پسر عمه‏ها،پسر دائيها،همه اينها به تونامحرم هستندواجب است‏حجاب اسلامی را رعايت كنی گر چه در منزل خودتان يا درمجلسمهمانی باشيد.اگر نسبت‏باينها حجاب را رعايت نكنی هم مرتكب‏گناه ميشوی هم شوهرت راقلبا ناراحت ميكنی.ممكن است‏شوهرت برزبان نياورد ولی يقين داشته باش كه ناراحتميشود و به صفا و صميميت‏خانوادگی شما لطمه وارد ميگردد.

اما نسبت‏به محارم مانند،پدر شوهر و پدر خودت برادر خودت،فرزندان برادر،فرزندان خواهر،رعايت‏حجاب لازم نيست.ليكن تذكراين نكته لازم است كه بهتر است نسبت‏باينها هم تاحدی حريم قائل‏شوی.و آرايش كرده و با لباسهائی كه برای شوهرت می‏پوشی،نزد اينهانيزظاهر نشوی.گر چه شرعا جايز باشد.زيرا اكثر مردها حتی در اين‏موارد ناراحت ميشوند،وحفظ اعتماد و آرامش قلبی آنها لازم و مفيداست و برای بقاء و ثبات و آرامش خانواده سودمندميباشد.

پی‏نوشتها:

1-سوره ابراهيم‏«ع‏»:7

2-بحار ج 103 ص 239.

3-شافی ج 2 ص 139.

4-وسائل ج 11 ص 542.

5-اطلاعات 3 ديماه 1348

6-اطلاعات 7 آذر 1350.

7-اطلاعات 17 بهمن 1350.

8-اطلاعات 10 اسفند 1350.

9-اطلاعات 8 اسفند 1350.

10-بحار-ج 73 ص 385.

11-بحار جلد 104 ص 38.

12-اطلاعات 3 اسفند 1350.

13-بحار جلد 104 ص 39.

14-سوره نور آيه 31

 

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:36 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

 

خطاهای شوهرت را ببخش

به غير از معصوم همه كس خطا و لغزش دارد.دو نفر كه با هم‏زندگی ميكنند و از جهتیتشريك مساعی و همكاری دارند بايد لغزشهای‏يكديگر را ببخشند تا زندگی آنها ادامه پيداكند.اگر بخواهند در اين باره‏سختگيری كنند ادامه همكاری غير ممكن ميشود.دو نفر شريك،دو نفرهمسايه،دو نفر رفيق،دو نفر همكار،دو نفر زن و شوهر بايد در زندگی‏اجتماعی دارایگذشت‏باشند.هيچ زندگی اجتماعی به مقدار زندگی‏خانوادگی احتياج به گذشت ندارد.اگراعضاء يك خانواده بخواهند سختگيری بعمل آورند و خطاهای يكديگر را تعقيب كنند يازندگی آنها ازهم می‏پاشد يا بدترين زندگی را خواهند داشت.

خانم محترم،ممكن است از شوهر شما خطا يا خطاهايی صادرشود.ممكن است از روی خشمو غضب به شما اهانت كند.ممكن است‏ناسزائی از دهانش بيرون آيد.ممكن است از خودبيخود شده شما رابزند،ممكن است‏يك مرتبه به شما دروغ بگويد،ممكن است كاری راانجامدهد كه مورد پسند شما نباشد،از اين قبيل خطاها برای هر مردی‏امكان دارد،اگر بعدااحساس كردی كه از كردار خويش پشيمان شده او راببخش و موضوع را تعقيب نكن.اگرعذرخواهی كرد فورا قبول كن.اگرپشيمان شده ليكن زير بار عذرخواهی نمی‏رود در صددنباش مجرميت وی‏را باثبات رسانی،زيرا به شخصيت او لطمه وارد ميشود،ممكن است‏درصدد تلافی برآيد،خطاهای شما را تعقيب كند،ممكن است كارتان به‏نزاع و جدال و حتیجدائی بكشد اما اگر سكوت كردی و خطايش راناديده گرفتی در شكنجه وجدان قرارمی‏گيرد و به طور مسلم از كردارخويش پشيمان خواهد شد،آنگاه شما را يك زن با گذشتفهميده فداكارعاقل خواهد شناخت،می‏فهمد كه به زندگی و خانواده و شوهرعلاقه‏مندهستی،قدر ترا می‏شناسد و محبتش چند برابر خواهد شد.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن بد،عذر شوهرش رانمی‏پذيرد و خطاهايش رانمی‏بخشد (1) ».

حيف نباشد زن آنقدر كم گذشت‏باشد كه يك خطای جزئی‏شوهرش را نتواند تحمل كند وبدان علت پيمان مقدس زناشويی را بر هم بزند؟!

«زنی به رئيس دادگاه حمايت‏خانواده گفت،شوهرم قبل از ازدواج‏به من نگفت كهدمت‏سربازی را انجام نداده و اين موضوع را از من‏مخفی كرده بود.چند روز پيش متوجهشدم كه به همين زودی بايد بخدمت‏برود.و من نمی‏توانم با مردی كه به من دروغ گفتهزندگی كنم (2) ».

با خويشان شوهرت بساز

يكی از مشكلات زندگی،اختلاف زن و بستگان شوهر است.

اكثر زنها با مادر و برادر و خواهر شوهرشان ميانه خوبی ندارند،وبالعكس،پيوسته نزاع و قهرو دعوا دارند.از يك طرف زن كوشش ميكندشش دانگ شوهرش را تصاحب كند به طوريكهبه ديگری حتی مادر وبرادر و خواهرش توجه نداشته باشد.سعی ميكند علاقه آنها را قطعكند،بدمی‏گويد،دروغ می‏سازد،قهر و دعوا ميكند.از طرف ديگر مادر شوهر،خودش را مالكپسر و عروس ميداند.سعی ميكند به هر طور شده پسرش‏را نگهدارد،نگذارد يك زن تازه وارد،شش دانگ او را تصاحب كند.

بدينمنظور به كارهای عروس ايراد ميگيرد،بدگويی ميكند،دروغ جعل‏ميكند.هر روز جنگ ودعوا دارند مخصوصا اگر در يك منزل زندگی‏كنند.اگر يكی از آنها يا هر دو نادان و لجبازباشند ممكن است كار به‏جاهای باريك حتی ضرب و خودكشی منتهی شود.ماهی نيست كهچندين‏عروس از دست مادر شوهر خويش خودكشی نكنند.شما می‏توانيد اخبارآنها را درجرائد بخوانيد.

از باب نمونه:«تازه عروسی...كه از بدرفتاريهای مادر شوهرش‏بتنگ آمده بود خود را آتش زد (3) ».

«زنی به علت‏بدرفتاری و بهانه‏گيری مادر شوهرش خودسوزی‏كرد (4) ».

آنها شب و روز در مبارزه و زورآزمايی هستند ليكن غم و غصه وناراحتی آن مال مرد است.

عمده اشكالش اينست كه دو طرف نزاع افرادی هستند كه مردنمی‏تواند به آسانی از آنهادست‏بردارد.از يك طرف همسرش را می‏بيندكه از پدر و مادر چشم پوشيده و با صدها اميد وآرزو به خانه شوهر آمده‏است،آمده تا مستقل و صاحب خانه و زندگی باشد.وجدانش ميگويدبايداسباب خوشی و رضايت‏خاطر او را فراهم سازم و از وی حمايت كنم.به‏علاوه همسر دائمیو شريك زندگی اوست نمی‏تواند از حمايت او دست‏بردارد.از طرف ديگر فكر ميكند:پدر ومادرم سالها برايم زحمت‏كشيده‏اند.با صدها اميد و آرزو بزرگم كرده‏اند،با سوادم نموده‏اند،شغل‏برايم تهيه كرده‏اند،زن برايم گرفته‏اند،اميد و آرزو داشته‏اند بهنگام‏ناتوانی دستشان رابگيرم.خلاف وجدان است قطع رابطه كنم و اسباب‏ناراحتی آنها را فراهم سازم.به علاوه،دنياهزار نشيب و فراز دارد،سختی‏و سستی دارد،بيماری و ناتوانی دارد،گرفتاری و درماندگی دارد،دشمنی‏و دوستی دارد،تصادف و مرگ دارد.در اين مواقع حساس احتياج به‏مددكار دارم و تنهاكسانيكه ممكن است‏بهنگام گرفتاری دستم را بگيرند و از خودم و خانواده‏ام حمايت كنندپدر و مادر و خويشانم می‏باشند.در اين‏دنيای تاريك نمی‏توانم بی‏پناه باشم و خويشانمبهترين پناهند.پس‏نمی‏توانم از آنها دست‏بردارم.

در اينجاست كه يك مرد عاقل خودش را در بين دو محذور بزرگ‏مشاهده ميكند.يا بايدگوش به حرف همسرش بدهد و دست از پدر و مادربردارد،يا مطابق ميل پدر و مادر رفتاركند و همسرش را برنجاند،وهيچيك از اين دو امر برايش امكان پذير نيست.

بدين جهت ناچار است‏با هر دو بسازد.و تا حد امكان هر دو راراضی نگه بدارد.آن هم كار بسياردشواری است.ليكن اگر زن حرف شنوو عاقل باشد و سرسختی و لجاجت‏بخرج ندهد حلمشكل آسان ميگردد.

از اين رهگذر است كه مرد از همسرش كه از همه كس به اونزديك‏تر و مهربانتر است انتظاردارد كه در حل اين مشكل به وی كمك‏كند.عروس اگر در مقابل مادر شوهر قدری تواضعكند،حالت تسليم بخودبگيرد،به او احترام كند،اظهار محبت نمايد،در كارها با او مشورتكند،گرم بگيرد،مانوس شود،استمداد كند همان مادر شوهر بزرگترين پشتيبانش‏خواهد شد.

انسان كه می‏تواند با اخلاق خوش و اظهار محبت‏يك طائفه رادوست و غمخوار خويشگرداند آيا حيف نيست كه به واسطه لجاجت وتكبر و خودخواهی اين همه يار و ياور را ازست‏بدهد؟

آيا فكر نميكند كه در نشيب و فرازها و سختيها و گرفتاريهای‏روزگار به ياری ديگران نيازمنداست،و در آن مواقع حساس كمتر كسی به‏فكر انسان است،تنها خويشان و اقاربند كه بداد اومی‏رسند. آيا بهتر نيست كه با اخلاق خوش و مهربانی با خويشانش معاشرت‏و رفت و آمدكند تا از لذائذ انس و محبت‏برخوردار گردد و يك طائفه‏دوست و پشتيبان واقعی داشته باشد؟

آيا سزاوار است‏با بيگانگان طرح دوستی بريزد و دوست و رفيق‏پيدا كند ليكن با خويشان واقاربش قطع رابطه كند؟در صورتيكه به تجربه‏ثابت‏شده كه در مواقع گرفتاری اكثر دوستانانسان را رها ميكنند ولی‏همان خويشان متروك به ياريش می‏شتابند،زيرا پيوند خويشی يكپيوندطبيعی است كه به آسانی بريده نمی‏شود.

در مثل‏های عاميانه گفته شده:خويش و اقوام اگر گوشت انسان رابخورند استخوانش را دورنمی‏ريزند.

حضرت علی عليه السلام فرمود:«انسان هيچگاه از خويشانش‏بی‏نياز نمی‏شود،و لو مال و اولادهم داشته باشد.به ملاطفت و احترام آنهااحتياج دارد.آنها هستند كه با دست و زبان از اوحمايت ميكنند.خويشان واقارب بهتر از او دفاع می‏نمايند.در مواقع گرفتاری زودتر از ديگرانبه‏ياريش می‏شتابند.هر كس از خويشانش دست‏بكشد يك دست از آنهابرداشته ليكندستهای زيادی را از دست‏خواهد داد (5) ».

خانم محترم،برای خوشنودی شوهرت،برای راحتی و آسايش‏خودت،برای اينكه يك طائفهدوست و حامی واقعی پيدا كنی،برای اينكه‏محبوب شوهرت واقع شوی بيا و با خويشانشوهرت بساز.از لجاجت وخودخواهی و تكبر و جهالت دست‏بردار.عاقل و دانا باش.افكارشوهرت را پريشان نساز.فداكاری و شوهرداری كن تا نزد خدا و خلق محبوب باشی.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:37 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

با شغل شوهرت بساز

هر كس شغلی و هر شغل لوازمی دارد:يكی راننده است كه اكثرعمرش را در راهها بسرمی‏برد و نمی‏تواند مانند افراد ديگر هر شب به‏منزل بيايد،يكی پاسبان است كه بعضی شبها ياهمه شب بايد پاسداری كند،يكی طبيب است كمتر وقت فراغت دارد با خانواده‏اش بنشيند يابه تفريح‏برود،يكی استاد يا دانشمند اهل مطالعه است كه ناچار است‏شبها مطالعه‏كند،يكشغلش ايجاب ميكند زياد در سفر باشد،يكی نفت فروش است‏بوی نفت ميدهد،يكی مكانيكاست لباسهايش چرب و بوی روغن ميدهد،يكی ذغال فروش و هميشه سياه است،يكی كارگرشبانه است‏شبها بايد به‏كارخانه برود.ووو...

بالاخره كمتر شغلی پيدا ميشود كه كاملا بی‏دردسر باشد.چاره‏ای‏نيست‏بايد امور دنيا بچرخد،نان پيدا كردن آسان نيست،مرد چاره‏ای نداردجز اينكه با مشكلات بسازد،ليكن در اينجامشكل ديگری توليد ميشود،وآن مشكل ناسازگاری و نق نق خانواده است.

زنها معمولا شوهری را دوست دارند كه هميشه در وطن باشد،اول‏شب به منزل بيايد.اوقاتفراغتی داشته باشد كه به شب نشينی و گردش وتفريح بروند،شغل نظيف و آبرومند و پردرآمدی داشته باشد،ليكن‏متاسفانه شغل بسياری از مردها با خواسته همسرانشان وفقنمی‏دهد.

يك سری اشكالات خانوادگی از همين جا شروع ميشود،راننده‏ايكه چند شبانه روز در بيابانهازحمت كشيده،با صدها ناراحتی مواجه شده نه خواب حسابی داشته نه خوراك منظم بعد ازچند شبانه روزبا اعصاب خسته وارد منزل ميشود تا چند ساعت استراحت كند و ازاحوالخانواده‏اش با اطلاع شود،هنوز از در نرسيده غر و لند خانم شروع‏ميشود:اين چه زندگیاست كه ما داريم،من بدبخت را با چند تا بچه‏ميگذاری و معلوم نيست كجا ميروی؟همهكارها را خودم بايد انجام دهم.ازدست اين بچه‏های شيطان خسته شدم.اصلا رانندگی كارخوبی نيست،ياشغلت را تغيير بده يا تكليف مرا روشن كن،من نمی‏توانم تا آخر عمر به‏اينطور زندگی كنم.

بيچاره مرديكه بعد از اين ايراد و بهانه‏ها و غر و نق‏ها با فكرپريشان و اعصاب خسته می‏خواهددنبال رانندگی برود.سرنوشت چنين‏راننده‏ای و مسافرانش معلوم است.

طبيبی كه از صبح تا نيمه‏های شب با دهها بيمار مختلف سر و كارداشته و اعصاب و مغزشپيوسته در كار بوده اگر در خانه هم با ايراد و نق‏و نق‏های همسرش مواجه شود چه حالی پيداميكند؟و با چنين اعصاب ومغزی چگونه می‏تواند طبابت كند؟

كارگری كه تمام شب زحمت كشيده و خواب به چشمش نرفته‏صبح كه برای استراحت‏بهمنزل ميآيد اگر با ايراد و بهانه‏جوييهای‏همسرش برخورد كند چگونه می‏تواند باز دنبال كاربرود؟

دانشمنديكه كارش مطالعه و تحقيق است اگر همسر غير موافقی‏داشته باشد كه به كارشايراد بگيرد چگونه می‏تواند موفق گردد؟

در اينگونه موارد است كه زن فهميده و دانا از زن نفهم و خودخواه‏تميز داده ميشود. خانممحترم،ما نمی‏توانيم اوضاع جهان را بر طبق ميل خودمان‏بچرخانيم ليكن می‏توانيمخودمان را با وضع موجود وفق دهيم.شوهرتان‏برای تهيه روزی ناچار است‏شغلی داشته باشدو شغل او هم لوازمی دارد،شما می‏توانيد زندگی خودتان را بر طبق شغل او مرتب سازيد بهطوريكه‏هم آزادانه به شغل خويش ادامه دهد هم شما آسوده زندگی كنيد،تنها به‏فكر خودتو آسايش خودت نباش قدری هم به فكر راحتی شوهرت باش،دانا و فداكار باش،شوهرداریكن،اگر شوهرت راننده است و بعد از چندشب با اعصاب خسته به منزل آمد با آغوش باز ولب خندان از وی استقبال‏كن،اظهار مهر و علاقه كن تا خستگيهايش برطرف گردد،نق نقنكن،ازشغلش ايراد مگير.مگر رانندگی چه عيبی دارد؟

او برای رفاه و آسايش شما شب و روزش را در بيابانها ميگذارند،به جای قدردانی به شغلشايراد ميگيری؟و از خانه و زندگی گريزانش‏ميكنی؟شغل او هيچ عيبی ندارد.برای اجتماعخدمت ميكند،برای تهيه‏روزی زحمت ميكشد،اگر تنبلی ميكرد يا دنبال كارهای غيرمشروع‏می‏رفت‏بهتر بود؟كار او عيب ندارد،عيب از تو است كه توقع داری هرشب در خانهباشد و نمی‏توانی خودت را با وضع موجود سازش دهی.

آيا بهتر نيست كه خودت را با اين نوع زندگی عادت دهی و با كمال‏آسودگی زندگی كنی وهنگاميكه شوهرت به خانه آمد از او استقبال كنی وبا سخنان شيرين به كسب و كار تشويقشكنی و با لب خندان تا درب خانه‏بدرقه‏اش نمايی و با يك خداحافظی گرم تا ملاقات بعددلشادش سازی؟

اگر چنين كردی به كسب و كار و خانه و زندگی علاقه‏مند ميگردد.

دنبال خوشگذرانی نمی‏رود.اعصابش سالم می‏ماند،تصادف نميكند، زودتر به خانه می‏آيد،برای رفاه و آسايش شما بيشتر زحمت می‏كشد.

اگر شوهرت يك كارگر شبانه است‏برای تامين مخارج شما ازاستراحت‏شب چشم پوشینموده است،خودت را با اينگونه زندگی عادت‏بده،اظهار نارضايتی نكن.

اگر از تنهايی حوصله‏ات سر می‏رود می‏توانی مقداری از كارهای‏خانه را در شب انجام دهی.مقداری از شب را به خياطی و گلدوزی وخواندن كتاب بگذرانی،وقتی شوهرت از كارخانه بهمنزل آمد فوراصبحانه را حاضر كن،اتاقی برايش خلوت كن تا بخوابد و رفع خستگی‏كند،بچه‏ها را عادت بده سر و صدا نكنند،و نزديك استراحتگاه شوهرت‏نروند.به آنها بفهمان كهپدرتان شب نخوابيده و بايد روز استراحت كند.

بلكه خودت و بچه‏ها هم می‏توانيد شبها كمتر بخوابيد و روز با شوهرت‏قدری استراحتنماييد،مزاحم او نشو بگذار خوب بخوابد،بدين نكته‏توجه داشته باش كه شوهرت تمام شب رابيدار بوده و روز برايش به منزله‏شب است‏بايد بدون سر و صدا استراحت كند.

يك چنين خانمی بايد دو برنامه داشته باشد يكی برای خودش‏ديگری برای شوهرش.مبادا بانق نق و اوقات تلخی روح خسته‏اش راخسته‏تر كنی.بگذار اعصابش سالم باشد تا برای تامينمخارج شمازحمت‏بكشد.به كارش ايراد نگير،كار او چه عيبی دارد؟اگر بيكاری وتنبلی ميكرديا دنبال ولگردی می‏رفت‏بهتر بود؟افتخار كن كه چنين شوهرزحمت‏كشی داری كه برای تهيهروزی خواب شب را بر خودش حرام‏نموده،از جديت و استقامت او قدردانی كن،با لب خندانتا درب منزل‏بدرقه‏اش كن.

اگر شوهرت يك طبيب يا يك دانشمند اهل مطالعه است،و شب وروز برای اجتماع زحمتمی‏كشد از زحماتش قدردانی كن،به وجودچنين شوهر ارزنده‏ای افتخار كن.

البته لازمه شغلش اينست كه اوقات فراغت زيادی ندارد ليكن تومی‏توانی برنامه زندگیخودت را با شغل او تطبيق دهی.انتظار نداشته‏باش دست از شغلش بردارد تا مطابق ميل تودر آيد.بگذار با فكر آزاد به‏كار و مطالعات خودش مشغول باشد.وقتی مشغول كار استمی‏توانی‏كارهای خانه را انجام دهی،و بقيه را بخواندن كتاب بپردازی يا با اجازه‏او،به منزلخويشان و دوستانت‏بروی.اما سعی كن هنگاميكه موقع‏استراحت‏شوهرت فرا می‏رسد درمنزل حاضر باشی.قبلا برايش وسيله‏پذيرايی آماده كن.وقتی وارد شد با لب خندان و خلقخوش استقبالش‏كن.با اظهار محبت گرم و شيرين زبانی خستگی اعصابش را برطرف‏ساز.مبادا از كارش ايراد بگيری و اعصاب خسته‏اش را خسته‏تر كنی.

اگر خوب شوهرداری كنی نه تنها اسباب عظمت و ترقی او رافراهم ساخته‏ای بلكه در خدمتاجتماعی او نيز سهيم خواهی شد.

هر زنی لياقت همسری چنين مردان پر كاری را ندارد با فداكاريهاو رفتار پسنديده‏اتياقت‏خويش را باثبات رسان.

اگر شوهرت شغلی دارد كه لباسهايش كثيف و چركين می‏شود لابدآنرا مناسب وضع خودشتشخيص داده كه انتخاب نموده است،خرده‏گيری و ايراد و نق نق نكن.نگو:اين چه شغلكثيفی است انتخاب‏كرده‏ای بايد آنرا ترك كنی.

خانم محترم،كار كردن عيب نيست هر چه و هر كه باشد،بيكاری و تنبلی و دنبال كارهای غيرمشروع رفتن عيب است،بايد از يك چنين‏مردی قدردانی كنی كه برای تهيه روزی زحمتمی‏كشد و عرق می‏ريزد،باايراد و بدگويی،اسباب دلسردی او را فراهم نساز،اصرار نكنحتماشغلش را تغيير دهد،لابد آنرا مناسب شناخته كه دنبالش می‏رود.

تو از وضع كسب و كار بی‏اطلاعی،خيال ميكنی تغيير شغل كارآسانی است،اصولا چه عيبیدارد كه اصرار داری تغييرش بدهد،مگر نفت‏فروشی و ذغال فروشی و تعمير موتور آلات مثلاچه بدی دارند؟تنها عيبی‏كه می‏توانی بتراشی كثيف شدن لباس است.حل آن هم چنداندشوارنيست،اگر شوهرت لباس مخصوص كار ندارد با زبان خوش از او تقاضاكن لباس كارتهيه كند،و زود بزود لباسهايش را شست و شو و تميز كن،به هر حال موضوع آن قدر مهمنيست كه به طلاق و جدايی منجر شود،ايراد و بهانه جويی بعض خانمها واقعا تعجب‏آور است.

زنی در شورای داوری گفت:«شوهرم تغيير شغل داده بوی نفت‏ميدهد از اين وضع خستهشده‏ام (6) ».

پی‏نوشتها:

1-بحار جلد 103 ص 235.

2-اطلاعات 10 آبان 1354.

3-اطلاعات 13 اردی بهشت 1349.

4-اطلاعات 16 اردی بهشت 1349.

5-بحار جلد 74 ص 101.

6-اطلاعات 13 مرداد 1349

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:37 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

اگر ناچاريد در غربت زندگی كنيد...

گاهی انسان ناچار است در غربت زندگی كند،كارمند دولت است.

در ارتش يا شهربانی يا ژاندارمری انجام وظيفه ميكند،فرهنگی است،تاجر يا پيشه‏ور ياكارگری است كه بايد در غربت زندگی كند،اين قبيل‏افراد ناچارند برای هميشه يا به طورموقت در غربت زندگی كنند،مردناچار است دوری از وطن را تحمل كند ليكن اين موضوع بامذاق بعض خانمها جور نمی‏آيد،زيرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خويشان ودوستانشانباشند.با در و ديوار و كوچه‏های محل تولدشان مانوس شده‏اند.بدين‏جهت تاب و تحمل دوریرا ندارند،به شوهرشان ايراد و بهانه می‏گيرند،نق نق ميكنند:تا كی در غربت زندگی كنم؟تاكی به فراق پدر و مادر مبتلاباشم؟دوست و آشنا ندارم،اين چه جايی است مرا آورده‏ای؟ديگرنمی‏توانم اينجا بمانم هر فكری داری بكن.

اين عزيزان بی‏جهت‏با اين قبيل حرفها اعصاب شوهرشان راناراحت مينمايند،آن قدر كوتاهفكرند كه شهر يا قريه محل تولدشان رابهترين نقطه‏ای می‏پندارند كه در آن می‏توان زندگیكرد،گمان ميكنند:تنهادر همانجا می‏توان خوش بود و بس.

بشر به سطح وسيع زمين اكتفا نكرده به كرات آسمانی قدم‏ميگذارد،اما اين خانم تنگ نظرحاضر نيست چند فرسخ دورتر از محل‏تولدش زندگی كند،ميگويد:چرا دوستانم را رها كنم وبروم در غربت تنهازندگی كنم؟گويا اين خانم آنقدر برای خودش شخصيت قائل نيستكه‏بتواند در غربت نيز دوستان و آشنايان با وفا و صميمی تهيه كند.

خانم محترم،دانا و بلند همت و فداكار باش،تنها به فكر خودت‏نباش،شغل مخصوص شوهرتايجاب كرده كه در غير وطن زندگی كند،مستخدم دولت است مگر می‏تواند به محلماموريتش نرود؟!تاجر يا كاسب‏يا كارگری است كه در غربت‏بهتر می‏تواند كسب و كار كند،چرامزاحمش ميشوی و نمی‏گذاری پيشرفت كند؟تو كه ميدانی شوهرت ناچاراست در خارجوطن زندگی كند چرا با ايراد و بهانه‏های بيفائده اسباب‏ناراحتی و كدورتش را فراهممی‏سازی؟وقتی ديدی شغلش ايجاب ميكند كه به شهر يا ده يا كشور ديگری منتقل شود فورااظهار موافقت كن،اثاث‏منزل را جمع و جور كرده ببنديد و در ماشين بگذاريد و با صفا ورفاقت‏به‏محل جديد برويد،خودت را اهل همانجا حساب كن و با دلگرمی وبشاشت طرحزندگی نوين را بريز،وضع خودت را با اوضاع و شرائطمحيط موافق ساز،با زنهای پاكدامن وخوش اخلاق طرح دوستی و الفت‏بريز ليكن چون تازه وارد هستی و به اخلاق و روحياتاهالی آنجا كاملاآشنا نيستی در انتخاب دوستان تازه احتياط كن و در اين باره حتماباشوهرت مشورت كن،خودت را يك فرد غريب حساب نكن،بلكه سعی‏كن با محيط تازه وساكنان آنجا مانوس شوی.

هر مكانی امتيازات ويژه‏ای دارد،می‏توانی با تماشای مناظر طبيعی‏يا بناهای ديدنی آنجا رفعخستگی كنی،با اظهار مهر و محبت كانون‏خانوادگی را گرم و با صفا كن،شوهرت را دلداریبده.به كسب و كارتشويقش كن،وقتی با محيط آشنا شدی خواهی ديد كه برای زندگیهيچ‏عيبی ندارد بلكه شايد از محل تولدت بهتر باشد،در بين دوستان تازه،افرادی را پيداميكنی كه از دوستان سابق بلكه پدر و مادر و خويشانت‏مهربانتر و دلسوزتر خواهند بود.

اگر در قريه يا دهی اقامت نموده‏ايد كه اسباب و تجملات زندگی‏شهری را ندارد خودت را ازقيد آنها آزاد كن،با زندگی بی‏آلايش و طبيعی‏آنجا انس بگير،خوبيها و مزايای آن گونه زيستنرا در نظر بگير،گر چه‏برق و كولر و پنكه و يخچال ندارد ليكن آب و هوای سالم وغذاهای‏بی‏تقلب دارد كه در شرها كمتر پيدا ميشود،خيابان اسفالت و تاكسی‏ندارد ليكن ازسر و صدا و دود ماشينها و كارخانجات نيز در امان هستی. قدری در زندگی هموطنان وهمكيشانت تامل كن،ببين چگونه درخانه‏های محقر و خشت و گلی،با كمال مهر و صفا وخوشی زندگی‏ميكنند،و به اسباب و لوازم شهری و كاخهای زيبا اصلا اعتنا ندارند،درحوائجضروری و محروميتهای آنها بينديش و اگر می‏توانی خدمتی انجام‏دهی دريغ مدار.به شوهرتنيز سفارش كن برای رفاه و آسايش آنهاكوشش كند.

اگر عاقل و دانا باشی و به وظيفه‏ات عمل كنی می‏توانی با كمال‏آسايش و راحتی خاطر،درغربت زندگی كنی و به پيشرفت و ترقی‏شوهرت كمك نمايی،در آنصورت يك بانوی شريفشوهردار و يك‏خانم فداكار معرفی می‏شوی،نزد مردم و شوهرت عزيز و محترم خواهی‏بود وبدينوسيله رضايت‏خدا را نيز فراهم خواهی نمود.

اگر در خانه كار ميكند...

اگر شغل مرد در خارج منزل باشد همسرش در غياب او آزادی‏دارد،ليكن اگر در منزل كاركند همسرش مقيد خواهد شد،ممكن است‏شاعر يا نويسنده يا نقاش يا دانشمند اهل مطالعهباشد،اين قبيل افرادمعمولا محل كارشان منزل است،ناچارند هميشه يا اكثر اوقات درمنزل‏اشتغال داشته باشند،و از همين جهت زندگی آنها با سايرين تفاوت خواهدكرد،اتفاقاكارشان يك كار فكری و ذوقی است كه احتياج شديدی به‏محيط آرام و بی‏سر و صدا دارد،يكساعت كار با حواس جمع بر چندين‏ساعت كار در محيط شلوغ و پر سر و صدا برتری دارد.

در اينجا مشكل بزرگی پيدا می‏شود،از يك طرف مرد به محيط آرام و بی‏سر و صدا احتياجدارد از طرف ديگر خانم می‏خواهد در خانه‏آزادانه زندگی كند.

اگر زن بتواند امور خانه‏داری را طوری انجام دهد كه با اشتغالات‏فكری شوهرش مزاحمنباشد كار ارزنده‏ای انجام داده حقا خانم شوهردارو شايسته‏ای خواهد بود،زيرا تهيه يكمحيط آرام كار آسانی نيست‏مخصوصا برای افراد بچه‏دار،فداكاری و تدبير لازم دارد،گر چهدشواراست ليكن برای ترقی و موفقيت مرد ضرورت دارد.

زن اگر همكاری داشته باشد می‏تواند شوهرش را به صورت يك‏مرد آبرومند و مفيدی درآورد كه هم به اجتماع خدمت كند و هم اسباب‏افتخار او باشد.

اين خانم بايد توجه داشته باشد كه گر چه شوهرش دائما يا اكثراوقات در خانه است ليكنبيكار نيست،نبايد انتظار داشته باشد زنگ‏درب خانه را جواب دهد،بچه‏داری كند،گاهیسری به آشپزخانه بزند،دركارهای خانه كمك كند،با بچه‏های شيطون دعوا كند،موقعی كهمردمشغول كار است‏بايد او را نديده گرفت و فرض كرد اصلا در خانه نيست.

خانم محترم،وقتی شوهرت ميخواهد به اتاق كار برود اسباب ولوازم مورد احتياجش را ازقبيل كتاب،قلم،كاغذ،دفتر،مداد،مدادتراش،سيگار،كبريت،زير سيگاری همه را نزدش حاضركن كه برای پيدا كردن‏آنها معطل نشود،اگر به بخاری يا پنكه احتياج دارد آماده كن،آنگاهكه‏اسباب و لوازم كارش كاملا آماده شد از اتاق بيرون برو و او را به حال‏خود بگذار،در اطرافاتاقش آهسته راه برو بلند بلند حرف نزن،مواظب‏باش بچه‏ها سر و صدا نكنند،به آنها بفهمانكه اكنون موقع بازی شما نيست زيرا پدر در اتاق مشغول كار است و از سر و صدای شماناراحت‏می‏شود،بازی را بگذاريد برای ساعتهای بيكاری او،در موقع كار راجع به‏امور زندگیصحبت نكن زيرا رشته افكارش قطع می‏شود و تا بخواهددوباره حواسش را جمع كند بيكارمی‏ماند،در راه رفتن از كفشهای‏بی‏صدا استفاده كن،صدای زنگ درب را كوتاه كن كه مزاحماو نشود،جواب تلفن را بده و اگر كسی با او كار داشت‏بگو:مشغول كار است اگرممكن است درفلان ساعت تلفن بفرماييد،برنامه رفت و آمد و مهمانداری‏را به ساعتهای استراحت او بينداز،از دوستان و خويشانت كه قصد ديداردارند عذرخواهی نموده بگو:چون سر و صدای ما ممكناست‏بااشتغالات آقا مزاحمت داشته باشد خواهشمندم فلان وقت تشريف بياوريد،آنها هم اگردوستان شما باشند از اين پيشنهاد رنجيده خاطر نخواهند شدبلكه به كاردانی و شوهرداریشما تحسين خواهند كرد،در عين حال كه به‏امور خانه‏داری مشغول هستی مراقب شوهرتنيز باش،اگر چيزی طلب‏كرد فورا حاضر كن و از اتاق خارج شو.

شايد خانمها اينگونه زندگی را غير ممكن شمرده در دل خويش‏بگويند:مگر برای يك زنامكان دارد كه كارهای دشوار خانه‏داری راانجام دهد در عين حال به شوهرش رسيدگی كندو خانه را به صورتی‏در آورد كه كوچكترين مزاحمتی برای او پيدا نشود؟!البته تصديق دارمكه‏اينگونه زندگی چون يك برنامه غير عادی است تا حدودی دشوار به نظرمی‏رسد ليكن اگربه ارزش و اهميت كارشان واقف باشند و تصميم بگيرندكوشش و فداكاری كنند با كاردانی وتدبير می‏توانند مشكل را حل كنند.

مراتب لياقت و شايستگی زن در اينگونه موارد ظاهر می‏شود،و الا اداره يك زندگی عادی ازهمه كس ساخته است.

خانم محترم،نوشتن يك كتاب ارزنده علمی يا تهيه يك مقاله‏جالب و سودمند يا سرودناشعار نغز و دلپذير يا تهيه يك تابلوی نقاشی‏گرانقدر،يا حل مشكلات علمی كار آسانی نيست،ليكن با همكاری و ازخود گذشتگی تو امكان پذير ميگردد.

آيا حاضر نيستی در اين باره فداكاری كنی و با مختصر تغييری درطرز زندگی معمولی مردم،شوهرت را كه از هر جهت لياقت دارد به‏صورت يك مرد دانشمند ارزنده‏ای در آوری كه عمومملت از خدماتش‏استفاده كنند،تو نيز از منافع مادی و آبروی اجتماعی او بهره‏مند گردی؟

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:38 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

به ترقی شوهرت كمك كن

بشر بالذات قابليت ترقی دارد،عشق به كمال در نهادش نهفته وبرای تكامل آفريده شده است،هر كس،در هر مقام و با هر شرائط و در هرسنی باشد،می‏تواند به ترقيات خويش ادامه دادهكاملتر گردد،انسان كه‏برای هر گونه كمالی آماده است نبايد هيچگاه به موجوديت‏خويشقناعت‏نموده هدف آفرينش را از دست‏بدهد،تا زنده است‏بايد بكوشد تا كامل وكاملتر گردد.

هر انسانی خواهان ترقی است ليكن همه كس موفق نمی‏گردد.

همت‏بلند و كوشش فراوان لازم دارد،بايد زمينه كار را فراهم ساخت وموانع را بر طرف نمودآنگاه كوشيد تا به مقصد رسيد،شخصيت مرد تاحدود زيادی به خواسته‏های همسرشبستگی دارد،زن می‏تواند به پيشرفت‏و ترقی شوهرش كمك نموده او را در مسير ترقی قراردهد چنانكه می‏تواند مانع ترقياتش واقع گردد،هر چه بخواهد بدون شك همان است.

خانم محترم،در حدود شرائط و امكاناتی كه برايتان موجود است،شخصيت‏بزرگتر و عاليتریرا برای شوهرت در نظر بگير و برای رسيدن‏به آن تشويقش كن،اگر ميل دارد به تحصيلاتخويش ادامه دهد يا به وسيله‏مطالعه و خواندن كتاب به معلوماتش بيفزايد نه تنها مخالفتنكن بلكه‏تشويق و تحسينش كن،برنامه زندگی را طوری مرتب كن كه با كارهای اومنافاتنداشته باشد،سعی كن اسباب آسايش و راحتی او را فراهم سازی‏تا با فكر آزاد به ترقياتخويش ادامه دهد.

اگر سواد ندارد با خواهش و تمنا وادارش كن در كلاسهای شبانه‏يا در خارج مدرسه بهتحصيلات خويش ادامه دهد،اگر تحصيل كرده است‏تشويقش كن رشته علمی خودش راتعقيب كند،به وسيله مطالعه و خواندن‏كتابهای مربوط به آن فن به معلومات خويش بيفزايد،اگر طبيب است‏وادارش كن در هر روز مقداری از اوقاتش را به خواندن مجلات وكتابهایپزشكی اختصاص بدهد،اگر دبير يا آموزگار يا قاضی يا استاد يامهندس است از وی بخواهاوقات فراغت‏خويش را بخواندن كتابهای‏مربوط به فن خودش يا كتابهای علمی و اخلاقی وتاريخی بگذراند،و به‏طور خلاصه شوهر شما هر كس و در هر مقامی باشد،حتی كارگر وكاسب،برای ترقی و تكامل آمادگی دارد.

نگذاريد از مسيری كه دستگاه آفرينش برايش پيش‏بينی كرده‏منحرف شود و از مطالعه وتكامل دست‏بردارد،به تحقيقات علمی وخواندن كتاب عادتش بدهيد،نگذاريد شخصيت او دريك حد معين‏متوقف بماند. اگر فرصت تهيه كتاب را ندارد شما می‏توانيد با مشورت او وسايردوستان اين كار را بر عهده بگيريد،كتابهای سودمند علمی و اخلاقی وتاريخی و دينی وبهداشتی و اقتصادی و ادبی را كه بر طبق صلاح وسليقه‏اش باشد تهيه نموده در اختيارشبگذاريد،و بخواندن تشويقش‏كنيد،خودتان نيز كتاب و مجله‏های سودمند را بخوانيد.و درضمن خواندن‏اگر به مطالبی برخورد كرديد كه برای شوهرتان نيز مفيد است عين آنرايادداشت نموده در اختيارش قرار دهيد.

اين كار فوائد بيشماری در بر دارد:

اولا اگر مدتی بدين برنامه ادامه بدهد شخص دانشمند و فاضلی‏خواهد شد كه خودش سربلند و تو به وجودش مفتخر خواهی شد.به‏علاوه،در رشته خودش يك نفر متخصص خواهدشد كه هم خودش‏استفاده می‏كند و هم منافع بيشماری به اجتماع می‏رساند.

ثانيا چون به ندای آفرينش لبيك گفته سرگرم مطالعه و تحقيق‏است كمتر اتفاق می‏افتد كهبه ضعف اعصاب و بيماری‏های روانی مبتلاگردد.

ثالثا چون در طريق ترقی قرار گرفته و به خواندن كتاب علاقه‏مندشود به خانه و زندگیدلبستگی پيدا می‏كند،دنبال ولگردی نمی‏رود،به‏مراكز فساد و شب‏نشينی‏های زيان‏بخشقدم نمی‏گذارد،به دام تبهكاران واعتيادات خطرناك گرفتار نمی‏شود.

مواظب باش منحرف نشود

مرد بايد در كسب و كار و معاشرتها و رفت و آمدهايش آزادی عمل داشته باشد تا بتواند برطبق ذوق و سليقه خويش كوشش و جديت كند،اگركسی بخواهد او را محدود و كنترل كندناراحت‏شده به شخصيتش لطمه‏وارد می‏شود،زن دانا و با هوش در كارهای عادی شوهرشدخالت نمی‏كندو در صدد نيست تمام اعمالش را تحت نظر بگيرد،زيرا می‏داند كه سلب‏آزادیاز مرد و كنترل كارهايش نتيجه خوبی ندارد،بلكه ممكن است‏باعكس العمل شديد او مواجهشود.

مردان عاقل و با تجربه احتياجی به مراقبت ندارند،زيرا عواقب‏امور را می‏سنجند،فكر نكردهدر كاری اقدام نمی‏كنند،فريب نمی‏خورند،می‏توانند مصالح خويش را تشخيص دهند،دوستو دشمن را می‏شناسند،ليكن همه مردها چنين نيستند،در بين آنها افراد ساده‏لوح وزودباوری پيدامی‏شوند كه ممكن است تحت تاثير ديگران قرار بگيرند،فريبدشمنان‏دوستنما را بخورند.

در بين مردم شيادانی پيدا می‏شوند كه در كمين اينگونه افرادهستند،به صورت خيرخواهیدر دامشان می‏افكنند،بلكه طبع سركش‏انسان و محيط فاسد و آلوده اجتماع برای انحرافافراد كفايت می‏كنند،بيچاره غافل وقتی به خود می‏آيد كه در دام فساد گرفتار شده،آنگاه كارازكار گذشته و فرار از دام كار دشواری است.

شما اگر نظری به اطراف خويشتن بيفكنيد دهها از اين افرادبيچاره و ساده را پيدا می‏كنيدكه بدون قصد در دام فساد و بدبختی گرفتارشده‏اند،هيچيك از آنها نمی‏خواسته بدين بلاهاآلوده گردد،ليكن بدون‏اينكه توجه داشته باشد و عاقبت امر را بسنجد طعمه محيط فسادگشته‏است. از اين رهگذر است كه اينگونه مردها احتياج به مراقبت دارند،اگريك فردخيرخواه و دانا اعمالشان را تحت نظر بگيرد به صلاح واقعی آنهااست.

بهترين كسی كه می‏تواند اين وظيفه سنگين را بر دوش بگيردهمسر اوست،يك بانوی دانا وبا تدبير می‏تواند با رفتار خيرخواهانه وعاقلانه‏اش بزرگترين خدمت را نسبت‏به شوهرشانجام دهد،اينگونه‏خانمها بايد توجه داشته باشند كه صلاح نيست‏به طور رسمی دركارهای‏شوهرشان دخالت و امر و نهی كنند زيرا كمتر مردی پيدا می‏شود كه حاضرباشدلت‏بلا اراده ديگری حتی همسرش واقع شود،بدين جهت كنترل‏شديد او ممكن است عكسالعمل نامطلوبی داشته باشد،ليكن اگر دانا وعاقل باشد می‏تواند به طور غير رسمی و ازدورادور معاشرتها و رفت وآمدهای شوهرش را تحت نظر بگيرد.

اگر ديد شوهرش ديرتر از معمول به خانه می‏آيد يك مرتبه يا دومرتبه يا سه مرتبه را عادیبگيرد زيرا معمولا برای مردها كارهايی پيش آمدمی‏كند كه ناچارند در مواقع فراغت دنبالآنها بروند،ليكن اگر تكرار شد واز حد متعارف گذشت‏بايد در صدد تحقيق برآيد،ليكن تحقيقموضوع هم‏كار آسانی نيست،حوصله و كاردانی لازم دارد،بايد از تندی و اعتراض‏اجتناب كند،در ضمن صحبت‏با نرمی و مهربانی سئوال كند شما كه ديرتراز معمول به منزل تشريفمی‏آوريد كجا می‏رويد؟با بردباری و زيركی درمواقع مختلف آنقدر مطلب را تعقيب كند تاحقيقت‏برايش روشن گردد،اگر فهميد اضافه كار دارد يا برای رفع گرفتاريهای مربوط به كسبوكارش كوشش می‏كند يا در جلسات علمی و دينی و اخلاقی شركت می‏نمايد مزاحمشنشود بگذارد آزادانه تلاش كند،اگر احساس كرد باافراد تازه‏ای طرح دوستی ريخته كوششكند از احوال آنها با اطلاع شود،اگر ديد با افراد صالح و خوش سابقه و خوش اخلاق رفاقت ورفت و آمدمی‏كند مزاحمش نشود بلكه تشكر كند كه با چنين افرادی طرح دوستی‏ريختهاست.

قدر اين توفيق را بداند و وسائل پذيرائی را برايشان فراهم سازد،زيرا انسان به دوست و رفيقاحتياج دارد و رفيق خوب نعمت‏بزرگی‏بشمار می‏رود،ليكن اگر متوجه شد كه به مراكز فسادراه يافته يا با افرادفاسد معاشرت می‏نمايد كه ممكن است او را منحرف سازند،بايد فورادرصدد جلوگيری بر آيد.زن مسئوليت‏بزرگی پيدا می‏كند كه انجام دادن آن،يك امر ضروریو حياتی محسوب می‏شود،اگر اندكی سهل انگاری يابی‏احتياطی به عمل آورد ممكن استزندگی آنها از هم بپاشد.در يك‏چنين مواقعی است كه مراتب كاردانی و هوش و تدبير بانوانظاهرمی‏گردد،بايد بردبار و عاقبت انديش باشد،داد و فرياد و ناسازگاری و قهرو دعوا غالبانتيجه معكوس دارد.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:38 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

در اينجا زن دو وظيفه دارد:

اولا بايد در زندگی داخلی و رفتار و اخلاق خودش و اوضاع‏عمومی منزلش بررسی كامل ودقيقی به عمل آورد،ببيند چه علتی باعث‏شده كه شوهرش از خانه كه محل آسايش و امن وامان و كانون گرم محبت‏است‏بيزار شده و به مراكز فساد روی آورده است،مانند يك قاضیباانصاف علت قضيه را كشف كند آنگاه در صدد اصلاح بر آيد،شايدبد اخلاقی و ستيزه‏جويی ياايراد و غر غر خانم علت قضيه باشد،شايد اوضاع خانه‏اش درهم و برهم است،شايد خانم درمنزل به آرايش و سر ولباس خودش توجه ندارد،شايد به شوهرش اظهار محبت نمی‏كند،شايدغذای لذيذ و دلخواه برايش تهيه نمی‏كند،شايد قدردانی و سپاسگزاری‏نمی‏كند.

اين قبيل عيبهاست كه مرد را نسبت‏به خانه و زندگی بی‏علاقه‏می‏كند به طوری كه برایفراموش كردن عقده‏های روحی خويش دنبال‏ولگردی و سرگرميهای ناروا می‏رود.در صورتلزوم می‏تواند از خود مردتحقيق كند و عقده‏های روحی او را دريابد.

اگر زن عيوب خويش را برطرف ساخت و خانه را به صورت‏دلخواه شوهرش در آورد می‏تواندبه موفقيت‏خودش اميدوار باشد،در آن‏صورت مرد كم كم به خانه و زندگی علاقه پيدا می‏كندو خواه ناخواه‏مجذوب خوش اخلاقی و مهربانيهای همسرش قرار می‏گيرد و از مراكزفساددور می‏گردد.

دومين وظيفه‏اش اينست كه تا می‏تواند نسبت‏به شوهرش اظهارمحبت كند،با نرمی وملايمت پند و اندرزش دهد،با مهربانی و دلسوزی‏نتيجه معاشرتهايش را تشريح كند،حتیالتماس و گريه و زاری كند،بگويد:از صميم قلب ترا دوست دارم،به وجود شوهری مثل توافتخارمی‏كنم،وجود ترا بر همه چيز ترجيح می‏دهم،تا پای جان به فداكاری وهمكاری حاضرم،فقط يك غصه در دل دارم كه چرا مرد به اين خوبی درفلان مجلس فساد شركت می‏كند يا بافلان كس رفت و آمد دارد يا به فلان‏عمل بد عادت كرده است،اين قبيل اعمال برای شخصیمثل شما زيبنده‏نيست،خواهشمندم دست از اين عمل برداری،آنقدر التماس و اصرار كند تادل مرد را مسخر گرداند.

ممكن است مرد به اخلاق و عادات زشت‏خو گرفته باشد و بزودی‏تحت تاثير قرار نگيرد ليكندر هر حال زن نبايد مايوس شود،بايد بردباری‏و استقامت‏بيشتری به خرج دهد،و با تصميمقاطع در تعقيب هدف كوشش‏نمايد.

زن قدرت و نفوذ عجيبی دارد،در هر موضوعی تصميم بگيرد پيروزمی‏شود،به هر طرفبخواهد شوهرش را می‏برد،اگر تصميم بگيردشوهرش را از وادی انحراف نجات دهد حداقلصدی هشتاد شانس‏موفقيت دارد،اما به شرط اينكه عاقل و با تدبير و كاردان باشد.

به هر حال،تا می‏تواند نبايد به تندی و خشونت و قهر و دعوامتوسل شود،مگر اينكه نرمی وملايمت را بی‏نتيجه بداند،در صورتی كه‏چاره‏ای نباشد می‏تواند به هر طريقی كه اميدموفقيت دارد،حتی قهر ودعوا متوسل شود،ليكن باز هم مهربانی و دلسوزی را از دست ندهد،حتی‏تندی و خشونتش از روی دلسوزی باشد نه به عنوان انتقام و كينه جويی.

آری نگهداری و مراقبت از مرد يك نوع شوهرداری است وشوهرداری وظيفه زن است،چونكار مهم و دشواری بوده رسول خداصلی الله عليه و آله آن را در رديف جهاد قرار داده فرمود:

جهاد زن اينست كه خوب شوهرداری كند (1) .

پی‏نوشتها:

1-بحار جلد 103 ص 247

 

 

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:39 PM
تشکرات از این پست
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......

 

زنهای وسواسی

بد نيست زن نسبت‏به شوهرش مختصر مراقبتی داشته باشد ليكن‏نه به حدی كه به بدگمانیو وسواسيگری منتهی شود،بدبينی يك بيماری‏خانمانسوز و صعب العلاجی است،متاسفانهبعضی خانمها بلكه بسياری ازآنها به اين مرض مبتلا هستند.

يك زن وسواسی خيال می‏كند شوهرش به طور مشروع ياغير مشروع به او خيانت می‏كند،فلان زن بيوه را گرفته يا می‏خواهد بگيرد،با منشی خود سر و سری دارد،به فلان دختر دلبسته است،چون دير به‏منزل می‏آيد لابد دنبال عياشی می‏رود،چون با فلان زن صحبت كردبه اونظر دارد،چون فلان خانم به او احترام كرد لابد با هم رابطه دارند،چون‏نسبت‏به فلان زنبيوه و كودكانش احسان می‏كند می‏خواهد او را بگيرد،چون در اتومبيلش يك سنجاق سرپيدا شد معلوم می‏شود محبوبه‏اش را به‏گردش برده است،چون فلان زن برايش نامه نوشتمعلوم می‏شود زن‏اوست،چون فلان دختر از او تعريف كرد كه مرد خوش تيپ و خوش‏اخلاقیاست معلوم می‏شود عاشق و معشوقند،چون فلان وقت‏به حمام‏رفت معلوم می‏شود خيانتكرده است،چون اجازه نمی‏دهد نامه‏هايش رابخوانم معلوم می‏شود نامه‏های عاشقانه است،چون به من كم محبت‏شده‏معلوم می‏شود معشوقه ديگری دارد،چون به من دروغ گفتمعلوم می‏شودخيانتكار است،چون در فال شوهرم نوشته بود:با متولد خرداد ماهاوقات‏خوشی را خواهيد گذراند معلوم می‏شود زن ديگری دارد،چون دوستم به‏من گفت:شوهرت به فلان خانه رفت‏حتما در آنجا زنی دارد،چون فالگيرگفت:يك زن مو بور چشم سياهقد بلند با تو دشمنی می‏كند معلوم می‏شود هووی من است.

خانمهای وسواسی با اين قبيل شواهد پوچ خيانتكاری شوهرشان‏را باثبات می‏رسانند،حسبدبينی تدريجا در آنها تقويت‏شده به يقين‏تبديل می‏گردد،از بس در اين باره فكر می‏كنند ازدر و ديوار قرينه‏می‏تراشند،شبانه‏روز فكر و ذكرشان همين مطلب است،با هر كهمی‏نشيننددم از خيانت و بی‏وفايی می‏زنند،با هر دوست و دشمنی مطلب را درميان‏می‏گذراند،آنها هم فكر نكرده به عنوان دلسوزی گفتارش را تاييد نموده‏صدها داستان وحكايت از خيانت مردها نقل می‏كنند.

ايراد و ناسازگاری شروع می‏شود،اوقات تلخی و بد اخمی‏می‏كند،به كارهای خانه و فرزندانشنمی‏رسد،هر روز قهر و دعوا می‏كند،به خانه پدر و مادرش می‏رود،به شوهرش بی‏اعتنايیمی‏كند،مثل سايه اورا تعقيب می‏كند،جيب و بغلش را می‏گردد،نامه‏هايش را با حرص وولع‏می‏خواند،تمام اعمال و حركاتش را كنترل می‏كند،هر حادثه بی‏ربطی رادليل محكمی برخيانت‏شوهرش به حساب می‏آورد.

با اينگونه رفتار زندگی را به خودش و شوهر بيچاره و فرزندان‏بی‏گناهش تنگ می‏كند،خانه راكه بايد محيط صفا و مودت و آسايش باشدبه زندان سخت‏بلكه جهنم سوزانی تبديل می‏كند،در آتشی كه روشن كرده‏خودش معذب است و شوهر و فرزندان بيگناهش را نيز می‏سوزاند،هر چه‏مرد دليل بياورد،سوگند ياد كند،التماس و گريه كند و بخواهد عدم خيانت‏خويش رااثبات كند ممكن نيست آن زن وسواسی حسود دنده كج قانع‏گردد.

خوانندگان محترم به طور حتم از اين گونه افراد سراغ دارند ليكن در عين حال بد نيست‏بهداستانهای زير توجه فرمائيد:

«خانمی در دادگاه حمايت‏خانواده ميگويد:تعجب نكنيد كه چرابعد از 12 سال زندگیمشترك و وجود سه بچه قد و نيم قد تصميم به جدايی‏گرفته‏ام،حالا ديگر مطمئنم كهشوهرم به من خيانت ميكند،چند روز پيش‏در خيابان تخت جمشيد او را با يك خانم شيكسلمانی رفته ديدم،حتمامعشوقه او و متولد خرداد ماه بود،من هر هفته مجله‏ای را كه فالمفصلی‏دارد می‏خوانم،بيشتر هفته‏ها در فال شوهرم نوشته است:با متولد خرداد ماه‏اوقاتخوشی را خواهيد گذراند،من متولد بهمن هستم پس منظورش زن‏ديگری است.

به علاوه اصلا حس می‏كنم كه شوهرم ديگر محبتهای گذشته راندارد،و به آرامی اشكهايشراپاك می‏كند.

شوهرش ميگويد:خانم شما بگوييد چه كنم؟كاش اين مجله‏ها فكراينطور خوانندگانشان رامی‏كردند،و كمتر از اين دروغها سر هم می‏كردند،باور كنيد روزگار من و بچه‏هايم از دست اينفكرها سياه شده است،اگردر فال من نوشته باشد:در اين هفته پولی می‏رسد بلائی بروزگارممی‏آوردكه پولها را چه كردی؟يا اگر نوشته باشد:نامه‏ای به دستت می‏رسد كه وای‏به حالم،فكر می‏كنم حالا كه اين زن با استدلال رفتارش عوض نمی‏شودهمان به كه از هم جدا شويم (1) ».

مردی در دادگاه گفت:«يكماه پيش از يك مهمانی به خانه بازمی‏گشتم،يكی از همكارانم را كهبه همراه همسرش به آن مهمانی آمده بودبا اتومبيل به منزلشان رساندم،صبح روز بعدهمسرم از من خواست كه او را به خانه مادرش ببرم،قبول كردم و به اتفاق سوار اتومبيلشديم،در راه‏همسرم به صندلی عقب نگاه كرد در حالی كه يك سنجاق سر را به من‏نشانمی‏داد پرسيد اين سنجاق متعلق به كدام زن است؟من كه از ترس يادم‏رفته بود چه كسیسوار اتومبيلم شده نتوانستم توضيحی بدهم،او را به‏خانه مادرش رساندم،شب كه برایبردنش رفتم برايم پيغام فرستاد كه‏ديگر حاضر نيست‏به خانه باز گردد،علت را پرسيدم ازپشت در گفت:بهتراست‏با همان زنی كه سنجاق سرش در اتومبيل بود زندگی كنی (2) ».

زن جوان ضمن طرح شكايت اظهار داشت:«شوهرم اغلب شبها به‏عنوان اينكه در اداره‏اشكار دارد دير بخانه می‏آيد،همين امر موجب‏ناراحتی من شده است،مخصوصا موقعی كه چندتن از زنهای همسايه‏گفتند شوهرت دروغ می‏گويد:شبها به جای كار اضافی در اداره درجای‏ديگر سرگرم خوشگذرانی است‏سوءظن مرا نسبت‏به او بيشتر نموده،حاضر نيستم بامردی كه به من دروغ می‏گويد زندگی كنم.

در اين هنگام شوهر زن چندين نامه از جيب خود بيرون آورد و درروی ميز رئيس دادگاه قرارداد و خواهش كرد نامه‏ها را با صدای بلندبخواند تا همسرش متوجه شود كه دروغ نگفته‏ام وبی‏جهت همه شب با دادو فرياد و اعتراضات بيجای خود اعصاب مرا ناراحت می‏كند.

در اين هنگام رئيس دادگاه شروع بخواندن نامه‏ها نمود،يكی ازنامه‏ها حكم اضافه كار بود كهبه موجب آن به جوان مزبور ابلاغ شده بود كه‏از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر در برابر دريافتدستمزد چهار ساعت كاراضافی بايد انجام دهيد،نامه‏های اداری ديگر نيز ثابت می‏نمود كهبايد برای شركت در كميسيون‏های مختلف در ساعات مقرر حضور يابد.

زن جوان جلو ميز رئيس دادگاه آمد پس از ديدن نامه‏ها گفت:من‏هر شب كه شوهرممی‏خوابيد جيبهايش را جستجو می‏كردم ولی هيچيك‏از اين نامه‏ها را نديدم.

رئيس دادگاه گفت:ممكن است آنها را در كشوی ميز گذاشته و به‏خانه نياورده باشد.

مرد جوان گفت:سوءظن همسرم به قدری مرا رنج می‏دهد كه دچارسوءظن شده‏ام،و شبهادر اثر ناراحتی خوابم نمی‏برد،فكر می‏كنم همسرم‏حاضر نيست‏با من زندگی كند.

در اين موقع زن جوان خودش را به شوهرش رسانيد و در حاليكه‏از شدت شوق گريه می‏كردپوزش خواست و از دادگاه خارج شدند». (3)

دكتر دندان پزشك به دادگاه شكايت نموده گفت:«همسرم‏بی‏نهايت‏حسود است،من پزشكدندان هستم،خانمها نيز به من مراجعه‏می‏نمايند،همين مطلب باعث‏حسادت همسرممی‏شود و هر روز بر سر اين‏موضوع با هم نزاع داريم،او معتقد است من نبايد زنها را معالجهكنم،من‏هم نمی‏توانم به خاطر حسادتهای بيجای او مريضهای هميشگی خودم رازدست‏بدهم،من همسرم را دوست دارم او هم مرا دوست دارد ولی اين فكربيجا زندگی را بماتنگ كرده است...چند روز پيش ناگهان وارد مطب شد،دستم را گرفت و بزور خارج نمود،بهخانه رفتم و بين ما دعوا شد،گفت:

برای ديدن تو به مطب آمدم،در اطاق انتظار كنار دختر خانمی نشستم،صحبت از طرز كارمن شده،آن دختر بدون اينكه همسرم را بشناسد به او گفته بود:مرد خوب و خوش تيپیاست.گفته يك دختر سبب شده كه مرا باخفت و خواری به منزل ببرد». (4)

زنی به شورای داوری شكايت نموده گفت:«يكی از دوستانم گفت:

شوهرت به خانه زنی رفت و آمد دارد،او را تعقيب كردم متوجه شدم حقيقت‏دارد،به قدریناراحت‏شدم كه به خانه پدرم رفتم،اكنون از شما می‏خواهم‏كه شوهر خطاكارم را تنبيه كنيد.

شوهر در ضمن تاييد سخنان زن گفت:برای خريد دارو به‏داروخانه رفتم،در ضمن خريدمتوجه شدم:زنی كه برای خريد شيرخشك به داروخانه آمده پولش كم است،به او كمككردم،بعدا كه فهميدم‏زن بيوه و بيچاره‏ای است‏به كمكهايم ادامه می‏دادم.

داوران پس از تحقيق متوجه حسن نيت‏شوهر شدند و آنها را آشتی‏دادند». (5)

مطلب مذكور مشكل بزرگی است كه برای بسياری از خانواده‏هااتفاق می‏افتد،دبخت‏خانواده‏ايكه به چنين بلائی گرفتار شوند،روزخوش ندارند،آب خوش از گلويشان پاييننمی‏رود،بيچاره كودكان‏بيگناهی كه در يك چنين محيط بدبينی و نزاع و كينه‏توزی زندگیمی‏كنند،آنچه مسلم است اينكه آثار سوئی در روح آنها خواهد گذاشت،در اين‏محيطعقده‏هايی پيدا می‏كنند كه معلوم نيست در آينده سر از كجا در آورد.

زن و مرد اگر با همين حال صبر كنند و به زندگی ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود،و اگر در مقابل يكديگر سر سختی و لجاجت نشان بدهند كارشان به طلاق و جدايی منتهیخواهد شد،در آنصورت نيز زن ومرد هر دو بدبخت می‏شوند،زيرا مرد از يك طرف خسارتهایزيادی رابايد متحمل شود،از طرف ديگر معلوم نيست‏به اين آسانيها بتواند همسرمناسبیپيدا كند،بر فرض اينكه همسری انتخاب كرد معلوم نيست‏بهتر ازاين باشد،زيرا ممكن استعيب بدبينی را نداشته باشد ليكن امكان داردعيب يا عيبهای ديگری را داشته باشد كه بهمراتب بدتر از عيب بدگمانی‏باشد،به علاوه،فرزندانش بدبخت و دربدر خواهند شد،و آنگهی بامشكل‏بزرگتری كه عبارتست از ناسازگاری نامادری با فرزندان مواجه خواهدشد.

مرد اگر فكر كند اين زن وسواسی را طلاق می‏دهم و از شرش‏نجات پيدا می‏كنم،آنگاه با زنبی‏عيب و نقصی وصلت می‏نمايم و با خاطرآسوده زندگی را آغاز ميكنم بايد بداند كه اين فكرخامی بيش نيست وچنين موفقيتی خيلی بعيد است،بر فرض اينكه اين را طلاق بدهی و بازن‏ديگری ازدواج كنی باز هم با مشكلات تازه‏ای روبرو خواهی شد.

طلاق گرفتن سبب آسايش و خوشبختی زن نيز نخواهد شد،زيراگر چه از شوهرش به خيالخود انتقام گرفته ليكن خودش را بدبخت نموده‏است،معلوم نيست‏به اين آسانيها شوهریپيدا كند،شايد تا آخر عمر بيوه‏بماند و از نعمت انس و مودت و تربيت فرزند محروم گردد،برفرض اينكه‏خواستگاری هم برايش پيدا شد معلوم نيست از شوهر سابقش بهتر باشد،شايدناچار شود با مردی كه همسرش مرده يا طلاق گرفته وصلت كند،آنوقت مجبور است در فراقفرزندان خودش بسوزد و بچه‏های ديگران رابزرگ كند،و دهها مشكل ديگر كه برايش توليدخواهد شد،بنابراين نه قهر و دعوا می‏تواند زن و مرد را از اين بن بست‏خطرناك نجات دهدنه‏طلاق و جدايی،ليكن راه سومی نيز وجود دارد كه بهترين راه است.

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها