پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:38 PM
اگر ناچاريد در غربت زندگی كنيد...
گاهی انسان ناچار است در غربت زندگی كند،كارمند دولت است.
در ارتش يا شهربانی يا ژاندارمری انجام وظيفه ميكند،فرهنگی است،تاجر يا پيشهور ياكارگری است كه بايد در غربت زندگی كند،اين قبيلافراد ناچارند برای هميشه يا به طورموقت در غربت زندگی كنند،مردناچار است دوری از وطن را تحمل كند ليكن اين موضوع بامذاق بعض خانمها جور نمیآيد،زيرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خويشان ودوستانشانباشند.با در و ديوار و كوچههای محل تولدشان مانوس شدهاند.بدينجهت تاب و تحمل دوریرا ندارند،به شوهرشان ايراد و بهانه میگيرند،نق نق ميكنند:تا كی در غربت زندگی كنم؟تاكی به فراق پدر و مادر مبتلاباشم؟دوست و آشنا ندارم،اين چه جايی است مرا آوردهای؟ديگرنمیتوانم اينجا بمانم هر فكری داری بكن.
اين عزيزان بیجهتبا اين قبيل حرفها اعصاب شوهرشان راناراحت مينمايند،آن قدر كوتاهفكرند كه شهر يا قريه محل تولدشان رابهترين نقطهای میپندارند كه در آن میتوان زندگیكرد،گمان ميكنند:تنهادر همانجا میتوان خوش بود و بس.
بشر به سطح وسيع زمين اكتفا نكرده به كرات آسمانی قدمميگذارد،اما اين خانم تنگ نظرحاضر نيست چند فرسخ دورتر از محلتولدش زندگی كند،ميگويد:چرا دوستانم را رها كنم وبروم در غربت تنهازندگی كنم؟گويا اين خانم آنقدر برای خودش شخصيت قائل نيستكهبتواند در غربت نيز دوستان و آشنايان با وفا و صميمی تهيه كند.
خانم محترم،دانا و بلند همت و فداكار باش،تنها به فكر خودتنباش،شغل مخصوص شوهرتايجاب كرده كه در غير وطن زندگی كند،مستخدم دولت است مگر میتواند به محلماموريتش نرود؟!تاجر يا كاسبيا كارگری است كه در غربتبهتر میتواند كسب و كار كند،چرامزاحمش ميشوی و نمیگذاری پيشرفت كند؟تو كه ميدانی شوهرت ناچاراست در خارجوطن زندگی كند چرا با ايراد و بهانههای بيفائده اسبابناراحتی و كدورتش را فراهممیسازی؟وقتی ديدی شغلش ايجاب ميكند كه به شهر يا ده يا كشور ديگری منتقل شود فورااظهار موافقت كن،اثاثمنزل را جمع و جور كرده ببنديد و در ماشين بگذاريد و با صفا ورفاقتبهمحل جديد برويد،خودت را اهل همانجا حساب كن و با دلگرمی وبشاشت طرحزندگی نوين را بريز،وضع خودت را با اوضاع و شرائطمحيط موافق ساز،با زنهای پاكدامن وخوش اخلاق طرح دوستی و الفتبريز ليكن چون تازه وارد هستی و به اخلاق و روحياتاهالی آنجا كاملاآشنا نيستی در انتخاب دوستان تازه احتياط كن و در اين باره حتماباشوهرت مشورت كن،خودت را يك فرد غريب حساب نكن،بلكه سعیكن با محيط تازه وساكنان آنجا مانوس شوی.
هر مكانی امتيازات ويژهای دارد،میتوانی با تماشای مناظر طبيعیيا بناهای ديدنی آنجا رفعخستگی كنی،با اظهار مهر و محبت كانونخانوادگی را گرم و با صفا كن،شوهرت را دلداریبده.به كسب و كارتشويقش كن،وقتی با محيط آشنا شدی خواهی ديد كه برای زندگیهيچعيبی ندارد بلكه شايد از محل تولدت بهتر باشد،در بين دوستان تازه،افرادی را پيداميكنی كه از دوستان سابق بلكه پدر و مادر و خويشانتمهربانتر و دلسوزتر خواهند بود.
اگر در قريه يا دهی اقامت نمودهايد كه اسباب و تجملات زندگیشهری را ندارد خودت را ازقيد آنها آزاد كن،با زندگی بیآلايش و طبيعیآنجا انس بگير،خوبيها و مزايای آن گونه زيستنرا در نظر بگير،گر چهبرق و كولر و پنكه و يخچال ندارد ليكن آب و هوای سالم وغذاهایبیتقلب دارد كه در شرها كمتر پيدا ميشود،خيابان اسفالت و تاكسیندارد ليكن ازسر و صدا و دود ماشينها و كارخانجات نيز در امان هستی. قدری در زندگی هموطنان وهمكيشانت تامل كن،ببين چگونه درخانههای محقر و خشت و گلی،با كمال مهر و صفا وخوشی زندگیميكنند،و به اسباب و لوازم شهری و كاخهای زيبا اصلا اعتنا ندارند،درحوائجضروری و محروميتهای آنها بينديش و اگر میتوانی خدمتی انجامدهی دريغ مدار.به شوهرتنيز سفارش كن برای رفاه و آسايش آنهاكوشش كند.
اگر عاقل و دانا باشی و به وظيفهات عمل كنی میتوانی با كمالآسايش و راحتی خاطر،درغربت زندگی كنی و به پيشرفت و ترقیشوهرت كمك نمايی،در آنصورت يك بانوی شريفشوهردار و يكخانم فداكار معرفی میشوی،نزد مردم و شوهرت عزيز و محترم خواهیبود وبدينوسيله رضايتخدا را نيز فراهم خواهی نمود.
اگر در خانه كار ميكند...
اگر شغل مرد در خارج منزل باشد همسرش در غياب او آزادیدارد،ليكن اگر در منزل كاركند همسرش مقيد خواهد شد،ممكن استشاعر يا نويسنده يا نقاش يا دانشمند اهل مطالعهباشد،اين قبيل افرادمعمولا محل كارشان منزل است،ناچارند هميشه يا اكثر اوقات درمنزلاشتغال داشته باشند،و از همين جهت زندگی آنها با سايرين تفاوت خواهدكرد،اتفاقاكارشان يك كار فكری و ذوقی است كه احتياج شديدی بهمحيط آرام و بیسر و صدا دارد،يكساعت كار با حواس جمع بر چندينساعت كار در محيط شلوغ و پر سر و صدا برتری دارد.
در اينجا مشكل بزرگی پيدا میشود،از يك طرف مرد به محيط آرام و بیسر و صدا احتياجدارد از طرف ديگر خانم میخواهد در خانهآزادانه زندگی كند.
اگر زن بتواند امور خانهداری را طوری انجام دهد كه با اشتغالاتفكری شوهرش مزاحمنباشد كار ارزندهای انجام داده حقا خانم شوهردارو شايستهای خواهد بود،زيرا تهيه يكمحيط آرام كار آسانی نيستمخصوصا برای افراد بچهدار،فداكاری و تدبير لازم دارد،گر چهدشواراست ليكن برای ترقی و موفقيت مرد ضرورت دارد.
زن اگر همكاری داشته باشد میتواند شوهرش را به صورت يكمرد آبرومند و مفيدی درآورد كه هم به اجتماع خدمت كند و هم اسبابافتخار او باشد.
اين خانم بايد توجه داشته باشد كه گر چه شوهرش دائما يا اكثراوقات در خانه است ليكنبيكار نيست،نبايد انتظار داشته باشد زنگدرب خانه را جواب دهد،بچهداری كند،گاهیسری به آشپزخانه بزند،دركارهای خانه كمك كند،با بچههای شيطون دعوا كند،موقعی كهمردمشغول كار استبايد او را نديده گرفت و فرض كرد اصلا در خانه نيست.
خانم محترم،وقتی شوهرت ميخواهد به اتاق كار برود اسباب ولوازم مورد احتياجش را ازقبيل كتاب،قلم،كاغذ،دفتر،مداد،مدادتراش،سيگار،كبريت،زير سيگاری همه را نزدش حاضركن كه برای پيدا كردنآنها معطل نشود،اگر به بخاری يا پنكه احتياج دارد آماده كن،آنگاهكهاسباب و لوازم كارش كاملا آماده شد از اتاق بيرون برو و او را به حالخود بگذار،در اطرافاتاقش آهسته راه برو بلند بلند حرف نزن،مواظبباش بچهها سر و صدا نكنند،به آنها بفهمانكه اكنون موقع بازی شما نيست زيرا پدر در اتاق مشغول كار است و از سر و صدای شماناراحتمیشود،بازی را بگذاريد برای ساعتهای بيكاری او،در موقع كار راجع بهامور زندگیصحبت نكن زيرا رشته افكارش قطع میشود و تا بخواهددوباره حواسش را جمع كند بيكارمیماند،در راه رفتن از كفشهایبیصدا استفاده كن،صدای زنگ درب را كوتاه كن كه مزاحماو نشود،جواب تلفن را بده و اگر كسی با او كار داشتبگو:مشغول كار است اگرممكن است درفلان ساعت تلفن بفرماييد،برنامه رفت و آمد و مهمانداریرا به ساعتهای استراحت او بينداز،از دوستان و خويشانت كه قصد ديداردارند عذرخواهی نموده بگو:چون سر و صدای ما ممكناستبااشتغالات آقا مزاحمت داشته باشد خواهشمندم فلان وقت تشريف بياوريد،آنها هم اگردوستان شما باشند از اين پيشنهاد رنجيده خاطر نخواهند شدبلكه به كاردانی و شوهرداریشما تحسين خواهند كرد،در عين حال كه بهامور خانهداری مشغول هستی مراقب شوهرتنيز باش،اگر چيزی طلبكرد فورا حاضر كن و از اتاق خارج شو.
شايد خانمها اينگونه زندگی را غير ممكن شمرده در دل خويشبگويند:مگر برای يك زنامكان دارد كه كارهای دشوار خانهداری راانجام دهد در عين حال به شوهرش رسيدگی كندو خانه را به صورتیدر آورد كه كوچكترين مزاحمتی برای او پيدا نشود؟!البته تصديق دارمكهاينگونه زندگی چون يك برنامه غير عادی است تا حدودی دشوار به نظرمیرسد ليكن اگربه ارزش و اهميت كارشان واقف باشند و تصميم بگيرندكوشش و فداكاری كنند با كاردانی وتدبير میتوانند مشكل را حل كنند.
مراتب لياقت و شايستگی زن در اينگونه موارد ظاهر میشود،و الا اداره يك زندگی عادی ازهمه كس ساخته است.
خانم محترم،نوشتن يك كتاب ارزنده علمی يا تهيه يك مقالهجالب و سودمند يا سرودناشعار نغز و دلپذير يا تهيه يك تابلوی نقاشیگرانقدر،يا حل مشكلات علمی كار آسانی نيست،ليكن با همكاری و ازخود گذشتگی تو امكان پذير ميگردد.
آيا حاضر نيستی در اين باره فداكاری كنی و با مختصر تغييری درطرز زندگی معمولی مردم،شوهرت را كه از هر جهت لياقت دارد بهصورت يك مرد دانشمند ارزندهای در آوری كه عمومملت از خدماتشاستفاده كنند،تو نيز از منافع مادی و آبروی اجتماعی او بهرهمند گردی؟