0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:37 PM

 

خطاهای شوهرت را ببخش

به غير از معصوم همه كس خطا و لغزش دارد.دو نفر كه با هم‏زندگی ميكنند و از جهتیتشريك مساعی و همكاری دارند بايد لغزشهای‏يكديگر را ببخشند تا زندگی آنها ادامه پيداكند.اگر بخواهند در اين باره‏سختگيری كنند ادامه همكاری غير ممكن ميشود.دو نفر شريك،دو نفرهمسايه،دو نفر رفيق،دو نفر همكار،دو نفر زن و شوهر بايد در زندگی‏اجتماعی دارایگذشت‏باشند.هيچ زندگی اجتماعی به مقدار زندگی‏خانوادگی احتياج به گذشت ندارد.اگراعضاء يك خانواده بخواهند سختگيری بعمل آورند و خطاهای يكديگر را تعقيب كنند يازندگی آنها ازهم می‏پاشد يا بدترين زندگی را خواهند داشت.

خانم محترم،ممكن است از شوهر شما خطا يا خطاهايی صادرشود.ممكن است از روی خشمو غضب به شما اهانت كند.ممكن است‏ناسزائی از دهانش بيرون آيد.ممكن است از خودبيخود شده شما رابزند،ممكن است‏يك مرتبه به شما دروغ بگويد،ممكن است كاری راانجامدهد كه مورد پسند شما نباشد،از اين قبيل خطاها برای هر مردی‏امكان دارد،اگر بعدااحساس كردی كه از كردار خويش پشيمان شده او راببخش و موضوع را تعقيب نكن.اگرعذرخواهی كرد فورا قبول كن.اگرپشيمان شده ليكن زير بار عذرخواهی نمی‏رود در صددنباش مجرميت وی‏را باثبات رسانی،زيرا به شخصيت او لطمه وارد ميشود،ممكن است‏درصدد تلافی برآيد،خطاهای شما را تعقيب كند،ممكن است كارتان به‏نزاع و جدال و حتیجدائی بكشد اما اگر سكوت كردی و خطايش راناديده گرفتی در شكنجه وجدان قرارمی‏گيرد و به طور مسلم از كردارخويش پشيمان خواهد شد،آنگاه شما را يك زن با گذشتفهميده فداكارعاقل خواهد شناخت،می‏فهمد كه به زندگی و خانواده و شوهرعلاقه‏مندهستی،قدر ترا می‏شناسد و محبتش چند برابر خواهد شد.

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«زن بد،عذر شوهرش رانمی‏پذيرد و خطاهايش رانمی‏بخشد (1) ».

حيف نباشد زن آنقدر كم گذشت‏باشد كه يك خطای جزئی‏شوهرش را نتواند تحمل كند وبدان علت پيمان مقدس زناشويی را بر هم بزند؟!

«زنی به رئيس دادگاه حمايت‏خانواده گفت،شوهرم قبل از ازدواج‏به من نگفت كهدمت‏سربازی را انجام نداده و اين موضوع را از من‏مخفی كرده بود.چند روز پيش متوجهشدم كه به همين زودی بايد بخدمت‏برود.و من نمی‏توانم با مردی كه به من دروغ گفتهزندگی كنم (2) ».

با خويشان شوهرت بساز

يكی از مشكلات زندگی،اختلاف زن و بستگان شوهر است.

اكثر زنها با مادر و برادر و خواهر شوهرشان ميانه خوبی ندارند،وبالعكس،پيوسته نزاع و قهرو دعوا دارند.از يك طرف زن كوشش ميكندشش دانگ شوهرش را تصاحب كند به طوريكهبه ديگری حتی مادر وبرادر و خواهرش توجه نداشته باشد.سعی ميكند علاقه آنها را قطعكند،بدمی‏گويد،دروغ می‏سازد،قهر و دعوا ميكند.از طرف ديگر مادر شوهر،خودش را مالكپسر و عروس ميداند.سعی ميكند به هر طور شده پسرش‏را نگهدارد،نگذارد يك زن تازه وارد،شش دانگ او را تصاحب كند.

بدينمنظور به كارهای عروس ايراد ميگيرد،بدگويی ميكند،دروغ جعل‏ميكند.هر روز جنگ ودعوا دارند مخصوصا اگر در يك منزل زندگی‏كنند.اگر يكی از آنها يا هر دو نادان و لجبازباشند ممكن است كار به‏جاهای باريك حتی ضرب و خودكشی منتهی شود.ماهی نيست كهچندين‏عروس از دست مادر شوهر خويش خودكشی نكنند.شما می‏توانيد اخبارآنها را درجرائد بخوانيد.

از باب نمونه:«تازه عروسی...كه از بدرفتاريهای مادر شوهرش‏بتنگ آمده بود خود را آتش زد (3) ».

«زنی به علت‏بدرفتاری و بهانه‏گيری مادر شوهرش خودسوزی‏كرد (4) ».

آنها شب و روز در مبارزه و زورآزمايی هستند ليكن غم و غصه وناراحتی آن مال مرد است.

عمده اشكالش اينست كه دو طرف نزاع افرادی هستند كه مردنمی‏تواند به آسانی از آنهادست‏بردارد.از يك طرف همسرش را می‏بيندكه از پدر و مادر چشم پوشيده و با صدها اميد وآرزو به خانه شوهر آمده‏است،آمده تا مستقل و صاحب خانه و زندگی باشد.وجدانش ميگويدبايداسباب خوشی و رضايت‏خاطر او را فراهم سازم و از وی حمايت كنم.به‏علاوه همسر دائمیو شريك زندگی اوست نمی‏تواند از حمايت او دست‏بردارد.از طرف ديگر فكر ميكند:پدر ومادرم سالها برايم زحمت‏كشيده‏اند.با صدها اميد و آرزو بزرگم كرده‏اند،با سوادم نموده‏اند،شغل‏برايم تهيه كرده‏اند،زن برايم گرفته‏اند،اميد و آرزو داشته‏اند بهنگام‏ناتوانی دستشان رابگيرم.خلاف وجدان است قطع رابطه كنم و اسباب‏ناراحتی آنها را فراهم سازم.به علاوه،دنياهزار نشيب و فراز دارد،سختی‏و سستی دارد،بيماری و ناتوانی دارد،گرفتاری و درماندگی دارد،دشمنی‏و دوستی دارد،تصادف و مرگ دارد.در اين مواقع حساس احتياج به‏مددكار دارم و تنهاكسانيكه ممكن است‏بهنگام گرفتاری دستم را بگيرند و از خودم و خانواده‏ام حمايت كنندپدر و مادر و خويشانم می‏باشند.در اين‏دنيای تاريك نمی‏توانم بی‏پناه باشم و خويشانمبهترين پناهند.پس‏نمی‏توانم از آنها دست‏بردارم.

در اينجاست كه يك مرد عاقل خودش را در بين دو محذور بزرگ‏مشاهده ميكند.يا بايدگوش به حرف همسرش بدهد و دست از پدر و مادربردارد،يا مطابق ميل پدر و مادر رفتاركند و همسرش را برنجاند،وهيچيك از اين دو امر برايش امكان پذير نيست.

بدين جهت ناچار است‏با هر دو بسازد.و تا حد امكان هر دو راراضی نگه بدارد.آن هم كار بسياردشواری است.ليكن اگر زن حرف شنوو عاقل باشد و سرسختی و لجاجت‏بخرج ندهد حلمشكل آسان ميگردد.

از اين رهگذر است كه مرد از همسرش كه از همه كس به اونزديك‏تر و مهربانتر است انتظاردارد كه در حل اين مشكل به وی كمك‏كند.عروس اگر در مقابل مادر شوهر قدری تواضعكند،حالت تسليم بخودبگيرد،به او احترام كند،اظهار محبت نمايد،در كارها با او مشورتكند،گرم بگيرد،مانوس شود،استمداد كند همان مادر شوهر بزرگترين پشتيبانش‏خواهد شد.

انسان كه می‏تواند با اخلاق خوش و اظهار محبت‏يك طائفه رادوست و غمخوار خويشگرداند آيا حيف نيست كه به واسطه لجاجت وتكبر و خودخواهی اين همه يار و ياور را ازست‏بدهد؟

آيا فكر نميكند كه در نشيب و فرازها و سختيها و گرفتاريهای‏روزگار به ياری ديگران نيازمنداست،و در آن مواقع حساس كمتر كسی به‏فكر انسان است،تنها خويشان و اقاربند كه بداد اومی‏رسند. آيا بهتر نيست كه با اخلاق خوش و مهربانی با خويشانش معاشرت‏و رفت و آمدكند تا از لذائذ انس و محبت‏برخوردار گردد و يك طائفه‏دوست و پشتيبان واقعی داشته باشد؟

آيا سزاوار است‏با بيگانگان طرح دوستی بريزد و دوست و رفيق‏پيدا كند ليكن با خويشان واقاربش قطع رابطه كند؟در صورتيكه به تجربه‏ثابت‏شده كه در مواقع گرفتاری اكثر دوستانانسان را رها ميكنند ولی‏همان خويشان متروك به ياريش می‏شتابند،زيرا پيوند خويشی يكپيوندطبيعی است كه به آسانی بريده نمی‏شود.

در مثل‏های عاميانه گفته شده:خويش و اقوام اگر گوشت انسان رابخورند استخوانش را دورنمی‏ريزند.

حضرت علی عليه السلام فرمود:«انسان هيچگاه از خويشانش‏بی‏نياز نمی‏شود،و لو مال و اولادهم داشته باشد.به ملاطفت و احترام آنهااحتياج دارد.آنها هستند كه با دست و زبان از اوحمايت ميكنند.خويشان واقارب بهتر از او دفاع می‏نمايند.در مواقع گرفتاری زودتر از ديگرانبه‏ياريش می‏شتابند.هر كس از خويشانش دست‏بكشد يك دست از آنهابرداشته ليكندستهای زيادی را از دست‏خواهد داد (5) ».

خانم محترم،برای خوشنودی شوهرت،برای راحتی و آسايش‏خودت،برای اينكه يك طائفهدوست و حامی واقعی پيدا كنی،برای اينكه‏محبوب شوهرت واقع شوی بيا و با خويشانشوهرت بساز.از لجاجت وخودخواهی و تكبر و جهالت دست‏بردار.عاقل و دانا باش.افكارشوهرت را پريشان نساز.فداكاری و شوهرداری كن تا نزد خدا و خلق محبوب باشی.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها