پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 5:35 PM
سپاسگزار باش
پول پيدا كردن كار آسانی نيست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را برای رفاه وآسايش خويش ميخواهد و ذاتا بدان علاقهمنداست،اگر به كسی احسان كرد و مالی را كه بهريشه جانش بسته است دراختيار او قرار داد انتظار دارد قدردانی كند،اگر مورد سپاسگزاریقرارگرفت تشويق ميشود،به احسان و نيكوكاری راغب ميگردد،نه تنها نسبتباين شخصاحسان بيشتری خواهد كرد بلكه به مطلق نيكی علاقهمندميگردد،به حديكه ممكن است كمكم به صورت يك عادت ثانوی و يك خوی طبيعی تبديل شود و مشتاق احسان و كار خيرگردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را ناديده گرفتند به كار خير بیرغبت ميشود،پيشخود ميگويد:حيف نيست كه به اين مردم نمك نشناس احسان كنم و اموالمرا دراختيارشان بگذارم؟حق شناسی و شكرگزاری يكی از اخلاقپسنديده است،و بزرگترين رمزجلب احسان ميباشد،حتی خداوند بزرگهم كه نيازی به ديگران ندارد سپاسگزاری ازنعمتهايش را شرط ادامهنعمتشمرده ميفرمايد:«اگر سپاسگزاری كنيد نعمتهايم را افزونميكنم (1) ».
خانم محترم،شوهر شما نيز يك بشر عادی است،از قدردانیخوشش ميآيد،هزينه زندگی راتامين ميكند،حاصل دسترنجخويش را درطبق اخلاص نهاده رايگان تقديم شما ميكند،اينعمل را يك وظيفهاخلاقی و شرعی محسوب ميدارد،و از انجام دادن آن لذت میبرد،ليكنازشما انتظار دارد كه وجودش را مغتنم شمرده از كارهايش قدردانی كنيد،هر گاه اسباب ولوازم زندگی را خريداری نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالی نماييد،و سپاسگزاریكنيد،هر گاه برای تو يا فرزندانتكفش و لباس يا چيز ديگری آورد فورا از دستش بگير واظهار خورسندیكن،چه مانع دارد بگويی:متشكرم؟اگر ميوه و شيرينی يا چيز ديگریبهخانه آورد زود از دستش بگير و در جای خود بگذار،اگر بيمار شدی وبرای معالجهاتكوشش كرد تا شفا يافتی تشكر كن،اگر ترا به تفريح ومسافرت برد سپاسگزاری كن.اگر پولتوجيبی گرفتی قدردانی كن،مواظب باش كارهايش را كوچك مشماری،بیاعتنائی و مذمتنكنی،ناديده نگيری،اگر كارهايش را مورد توجه قرار داده تشكر كردی احساس غرور وشخصيت ميكند،به زندگی و خرج كردن تشويق ميشود،باز همسعی ميكند توجه شما رابسوی خويش جلب كند و به وسيله احسان دلتانرا بدست آورد،اما اگر كارهايش را كوچكشمردی و به نظر بیاعتنائینگاه كردی دلسرد ميشود،پيش خود ميگويد:حيف نيستزحمتبكشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمك نشناسی كنم كه قدرم را نميدانندواحسانهايم را كوچك ميشمارند،رفته رفته به خانه و زندگی بیعلاقهميگردد،تا بتواند از زيربار خرج كردن شانه خالی ميكند،به كسب و كاربیرغبت ميشود،ممكن استبه فكرخوشگذرانی بيفتد،اموالش را خرجديگران كند،مرد بيچاره بيك تعريف خالی و تشكر مفت ومجانی دلخوشاست از اين هم دريغ داريد؟!
اگر يكی از خويشان يا دوستان يك جفت جوراب بیارزش يادسته گل بیقابليتبشما تقديمنمود صدها مرسی متشكرم را نثارش ميكنيدليكن احسانهای دائمی شوهرتان را به رویمبارك نياورده از يك اظهارتشكر بیمايه هم دريغ ميكنيد؟!
راه و رسم شوهرداری چنين نيست.اصلا منافع شخصی خودتانرا تشخيص نميدهيد،تكبر وخودخواهی بلای بزرگی است،گمان ميكنيداگر تشكر كنيد كوچك ميشويد در صورتی كه برمحبوبيتشما افزودهميشود،حق شناس و با ادب شناخته ميشود.
امام صادق عليه السلام فرمود:«بهترين زنهای شما زنی است كهوقتی شوهرش چيزی آوردسپاسگزاری كند و اگر نياورد راضی باشد (2) ».
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«هر زنی كه به شوهرش بگويد:
از تو خيری نديدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط ميگردد. (3) »
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«كسی كه از احسان مردمقدردانی نكند شكر خدای رانيز بجای نميآورد (4) ».
عيبجويی نكن
هيچكس بیعيب نيست،يا كوتاه استيا دراز،يا سياه رنگ استيا رنگ پريده،يا چاق استيالاغر اندام يا دهانش بزرگ استياچشمهايش كوچك،يا بينیاش بزرگ استيا سرش طاس،ياتندخواستيا ترسو،يا كم حرف استيا پر مدعا،يا دهانش بدبو استيا پاهايش،يا بيمار استياپر خور،يا ندار استيا بخيل،يا آداب زندگی را بلد نيستيا بد زبان است،يا كثيف استيابیادب.
از اين قبيل عيوب در هر مرد و زنی وجود دارد.
آرزوی هر مرد و زنی اينست كه همسر ايدهآلی پيدا كند كه از تمامعيوب و نواقص خالی بودهنقطه ضعفی نداشته باشد.ليكن كمتر اتفاقميافتد كه به مطلوب خيالی خويش دستيابد.
گمان نميكنم در دنيا زنی پيدا شود كه شوهرش را صد در صد كاملو بیعيب بداند.
زنهاييكه در صدد عيبجويی باشند خواه ناخواه عيب يا عيبهايی رادر شوهرانشان پيداميكنند،يك عيب كوچك و بیاهميت را كه نبايد آنراعيب شمرد در نظر خودشان مجسمميسازند و آنقدر دربارهاش فكر ميكنند كه كم كم به صورت يك عيب بزرگی كه قابل تحملنيست جلوهگر ميشود،خوبيهای شوهر را يكسره ناديده گرفته هميشه به آن عيب كوچكتوجهدارند،چشمشان به هر مردی بيفتد دقت ميكنند كه دارای آن عيب هستيانه،آنها مردباصطلاح ايدهآلی را در مغز خويش مجسم مينمايند كه حتیكوچكترين عيبی هم نداشتهباشد و چون شوهرشان با آن صورت خيالیتطابق كامل ندارد،هميشه آه و ناله دارند،ازازدواجشان اظهار پشيمانیميكنند،خودشان را شكستخورده و بدبخت ميشمارند.كم كممطلب راعلنی كرده گاه و بيگاه از شوهرشان عيبجويی مينمايند،ايراد و بهانهميگيرند،غرغرميكنند،طعنه میزنند:آداب معاشرت را بلد نيستی،منخجالت ميكشم با تو در مجالسشركت كنم،برو با اين بينی گندهات،دهانتبوی لاشه گنديده ميدهد،چقدر سياه و زشتی!
ممكن است مرد عاقل و بردبار باشد و در مقابل بیادبيهای زنسكوت كند ليكن قلبا مكدرميشود،كينهاش را در دل ميگيرد،بالاخرهكاسه صبرش لبريز ميشود و در صدد انتقام برمیآيد،يا به زد و خوردمیكشد يا مقابل به مثل ميكند،او هم در صدد بر میآيد از همسرشكهبه طور حتم بیعيب نيست عيبجويی كند،او بگو و اين بگو،اين بگو و اوبگو،اگر محبت وصفائی در ميانشان بود به كلی زائل ميگردد.كينه يكديگررا در دل ميگيرند،دائما در صددعيبجويی هستند،پيوسته جنگ و جدالدارند.در نتيجه،اگر با همين وضع به زندگی ادامهبدهند بدترين زندگی راخواهند داشت،در شكنجه و عذاب خواهند بود تا يكی از آنها بميرد واينزندگی ننگين از هم بپاشد،و اگر يكی از آنها يا هر دو لجاجتبخرج بدهندو به دادگاهحمايتخانواده و طلاق متوسل شوند گر چه عقدههای درونی خود را حل كرده و انتقامگرفتهاند ليكن هر دو متضرر ميشوند،پيمانزناشويی را برهم ميزنند ولی معلوم نيستبعدابتوانند با ديگری ازدواجكنند و بر فرض وقوع معلوم نيست زن يا شوهر بهتری نصيبشانشود.
امان از نادانی و لجاجتبعضی خانمها!در بعضی از امور بسيارجزئی به قدری پافشاریميكنند كه حاضر ميشوند زندگی خودشان رامتلاشی سازند.برای اينكه به سبك مغزی وكوتاه فكری آنها پیببريد بهداستانهای زير توجه فرماييد:
«زنی بنام...از شوهرش بنام...شكايت كرد كه شوهرم در موقعخواب انگشتش را میمكد.چون حاضر نيست دست از اين كارش برداردتقاضای طلاق ميكنم (5) ».