0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:35 PM

سپاسگزار باش

پول پيدا كردن كار آسانی نيست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را برای رفاه وآسايش خويش ميخواهد و ذاتا بدان علاقه‏منداست،اگر به كسی احسان كرد و مالی را كه بهريشه جانش بسته است دراختيار او قرار داد انتظار دارد قدردانی كند،اگر مورد سپاسگزاریقرارگرفت تشويق ميشود،به احسان و نيكوكاری راغب ميگردد،نه تنها نسبت‏باين شخصاحسان بيشتری خواهد كرد بلكه به مطلق نيكی علاقه‏مندميگردد،به حديكه ممكن است كمكم به صورت يك عادت ثانوی و يك خوی طبيعی تبديل شود و مشتاق احسان و كار خيرگردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را ناديده گرفتند به كار خير بی‏رغبت ميشود،پيش‏خود ميگويد:حيف نيست كه به اين مردم نمك نشناس احسان كنم و اموالم‏را دراختيارشان بگذارم؟حق شناسی و شكرگزاری يكی از اخلاق‏پسنديده است،و بزرگترين رمزجلب احسان ميباشد،حتی خداوند بزرگ‏هم كه نيازی به ديگران ندارد سپاسگزاری ازنعمتهايش را شرط ادامه‏نعمت‏شمرده ميفرمايد:«اگر سپاسگزاری كنيد نعمتهايم را افزونميكنم (1) ».

خانم محترم،شوهر شما نيز يك بشر عادی است،از قدردانی‏خوشش ميآيد،هزينه زندگی راتامين ميكند،حاصل دسترنج‏خويش را درطبق اخلاص نهاده رايگان تقديم شما ميكند،اينعمل را يك وظيفه‏اخلاقی و شرعی محسوب ميدارد،و از انجام دادن آن لذت می‏برد،ليكنازشما انتظار دارد كه وجودش را مغتنم شمرده از كارهايش قدردانی كنيد،هر گاه اسباب ولوازم زندگی را خريداری نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالی نماييد،و سپاسگزاریكنيد،هر گاه برای تو يا فرزندانت‏كفش و لباس يا چيز ديگری آورد فورا از دستش بگير واظهار خورسندی‏كن،چه مانع دارد بگويی:متشكرم؟اگر ميوه و شيرينی يا چيز ديگریبه‏خانه آورد زود از دستش بگير و در جای خود بگذار،اگر بيمار شدی وبرای معالجه‏اتكوشش كرد تا شفا يافتی تشكر كن،اگر ترا به تفريح ومسافرت برد سپاسگزاری كن.اگر پولتوجيبی گرفتی قدردانی كن،مواظب باش كارهايش را كوچك مشماری،بی‏اعتنائی و مذمتنكنی،ناديده نگيری،اگر كارهايش را مورد توجه قرار داده تشكر كردی احساس غرور وشخصيت ميكند،به زندگی و خرج كردن تشويق ميشود،باز هم‏سعی ميكند توجه شما رابسوی خويش جلب كند و به وسيله احسان دلتان‏را بدست آورد،اما اگر كارهايش را كوچكشمردی و به نظر بی‏اعتنائی‏نگاه كردی دلسرد ميشود،پيش خود ميگويد:حيف نيستزحمت‏بكشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمك نشناسی كنم كه قدرم را نميدانندواحسانهايم را كوچك ميشمارند،رفته رفته به خانه و زندگی بی‏علاقه‏ميگردد،تا بتواند از زيربار خرج كردن شانه خالی ميكند،به كسب و كاربی‏رغبت ميشود،ممكن است‏به فكرخوشگذرانی بيفتد،اموالش را خرج‏ديگران كند،مرد بيچاره بيك تعريف خالی و تشكر مفت ومجانی دلخوش‏است از اين هم دريغ داريد؟!

اگر يكی از خويشان يا دوستان يك جفت جوراب بی‏ارزش يادسته گل بی‏قابليت‏بشما تقديمنمود صدها مرسی متشكرم را نثارش ميكنيدليكن احسانهای دائمی شوهرتان را به رویمبارك نياورده از يك اظهارتشكر بی‏مايه هم دريغ ميكنيد؟!

راه و رسم شوهرداری چنين نيست.اصلا منافع شخصی خودتان‏را تشخيص نميدهيد،تكبر وخودخواهی بلای بزرگی است،گمان ميكنيداگر تشكر كنيد كوچك ميشويد در صورتی كه برمحبوبيت‏شما افزوده‏ميشود،حق شناس و با ادب شناخته ميشود.

امام صادق عليه السلام فرمود:«بهترين زنهای شما زنی است كه‏وقتی شوهرش چيزی آوردسپاسگزاری كند و اگر نياورد راضی باشد (2) ».

حضرت صادق عليه السلام فرمود:«هر زنی كه به شوهرش بگويد:

از تو خيری نديدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط ميگردد. (3) »

رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:«كسی كه از احسان مردم‏قدردانی نكند شكر خدای رانيز بجای نميآورد (4) ».

عيبجويی نكن

هيچكس بی‏عيب نيست،يا كوتاه است‏يا دراز،يا سياه رنگ است‏يا رنگ پريده،يا چاق است‏يالاغر اندام يا دهانش بزرگ است‏ياچشمهايش كوچك،يا بينی‏اش بزرگ است‏يا سرش طاس،ياتندخواست‏يا ترسو،يا كم حرف است‏يا پر مدعا،يا دهانش بدبو است‏يا پاهايش،يا بيمار است‏ياپر خور،يا ندار است‏يا بخيل،يا آداب زندگی را بلد نيست‏يا بد زبان است،يا كثيف است‏يابی‏ادب.

از اين قبيل عيوب در هر مرد و زنی وجود دارد.

آرزوی هر مرد و زنی اينست كه همسر ايده‏آلی پيدا كند كه از تمام‏عيوب و نواقص خالی بودهنقطه ضعفی نداشته باشد.ليكن كمتر اتفاق‏ميافتد كه به مطلوب خيالی خويش دست‏يابد.

گمان نميكنم در دنيا زنی پيدا شود كه شوهرش را صد در صد كامل‏و بی‏عيب بداند.

زنهاييكه در صدد عيبجويی باشند خواه ناخواه عيب يا عيبهايی رادر شوهرانشان پيداميكنند،يك عيب كوچك و بی‏اهميت را كه نبايد آنراعيب شمرد در نظر خودشان مجسمميسازند و آنقدر درباره‏اش فكر ميكنند كه كم كم به صورت يك عيب بزرگی كه قابل تحملنيست جلوه‏گر ميشود،خوبيهای شوهر را يكسره ناديده گرفته هميشه به آن عيب كوچكتوجه‏دارند،چشمشان به هر مردی بيفتد دقت ميكنند كه دارای آن عيب هست‏يانه،آنها مردباصطلاح ايده‏آلی را در مغز خويش مجسم مينمايند كه حتی‏كوچكترين عيبی هم نداشتهباشد و چون شوهرشان با آن صورت خيالی‏تطابق كامل ندارد،هميشه آه و ناله دارند،ازازدواجشان اظهار پشيمانی‏ميكنند،خودشان را شكست‏خورده و بدبخت ميشمارند.كم كممطلب راعلنی كرده گاه و بيگاه از شوهرشان عيبجويی مينمايند،ايراد و بهانه‏ميگيرند،غرغرميكنند،طعنه می‏زنند:آداب معاشرت را بلد نيستی،من‏خجالت ميكشم با تو در مجالسشركت كنم،برو با اين بينی گنده‏ات،دهانت‏بوی لاشه گنديده ميدهد،چقدر سياه و زشتی!

ممكن است مرد عاقل و بردبار باشد و در مقابل بی‏ادبيهای زن‏سكوت كند ليكن قلبا مكدرميشود،كينه‏اش را در دل ميگيرد،بالاخره‏كاسه صبرش لبريز ميشود و در صدد انتقام برمی‏آيد،يا به زد و خوردمی‏كشد يا مقابل به مثل ميكند،او هم در صدد بر می‏آيد از همسرشكه‏به طور حتم بی‏عيب نيست عيبجويی كند،او بگو و اين بگو،اين بگو و اوبگو،اگر محبت وصفائی در ميانشان بود به كلی زائل ميگردد.كينه يكديگررا در دل ميگيرند،دائما در صددعيبجويی هستند،پيوسته جنگ و جدال‏دارند.در نتيجه،اگر با همين وضع به زندگی ادامهبدهند بدترين زندگی راخواهند داشت،در شكنجه و عذاب خواهند بود تا يكی از آنها بميرد واين‏زندگی ننگين از هم بپاشد،و اگر يكی از آنها يا هر دو لجاجت‏بخرج بدهندو به دادگاهحمايت‏خانواده و طلاق متوسل شوند گر چه عقده‏های درونی خود را حل كرده و انتقامگرفته‏اند ليكن هر دو متضرر ميشوند،پيمان‏زناشويی را برهم ميزنند ولی معلوم نيست‏بعدابتوانند با ديگری ازدواج‏كنند و بر فرض وقوع معلوم نيست زن يا شوهر بهتری نصيبشانشود.

امان از نادانی و لجاجت‏بعضی خانمها!در بعضی از امور بسيارجزئی به قدری پافشاریميكنند كه حاضر ميشوند زندگی خودشان رامتلاشی سازند.برای اينكه به سبك مغزی وكوتاه فكری آنها پی‏ببريد به‏داستانهای زير توجه فرماييد:

«زنی بنام...از شوهرش بنام...شكايت كرد كه شوهرم در موقع‏خواب انگشتش را می‏مكد.چون حاضر نيست دست از اين كارش برداردتقاضای طلاق ميكنم (5) ».

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها