0

بخش اول:وظائف بانوان.......

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:بخش اول:وظائف بانوان.......
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396  5:37 PM

با شغل شوهرت بساز

هر كس شغلی و هر شغل لوازمی دارد:يكی راننده است كه اكثرعمرش را در راهها بسرمی‏برد و نمی‏تواند مانند افراد ديگر هر شب به‏منزل بيايد،يكی پاسبان است كه بعضی شبها ياهمه شب بايد پاسداری كند،يكی طبيب است كمتر وقت فراغت دارد با خانواده‏اش بنشيند يابه تفريح‏برود،يكی استاد يا دانشمند اهل مطالعه است كه ناچار است‏شبها مطالعه‏كند،يكشغلش ايجاب ميكند زياد در سفر باشد،يكی نفت فروش است‏بوی نفت ميدهد،يكی مكانيكاست لباسهايش چرب و بوی روغن ميدهد،يكی ذغال فروش و هميشه سياه است،يكی كارگرشبانه است‏شبها بايد به‏كارخانه برود.ووو...

بالاخره كمتر شغلی پيدا ميشود كه كاملا بی‏دردسر باشد.چاره‏ای‏نيست‏بايد امور دنيا بچرخد،نان پيدا كردن آسان نيست،مرد چاره‏ای نداردجز اينكه با مشكلات بسازد،ليكن در اينجامشكل ديگری توليد ميشود،وآن مشكل ناسازگاری و نق نق خانواده است.

زنها معمولا شوهری را دوست دارند كه هميشه در وطن باشد،اول‏شب به منزل بيايد.اوقاتفراغتی داشته باشد كه به شب نشينی و گردش وتفريح بروند،شغل نظيف و آبرومند و پردرآمدی داشته باشد،ليكن‏متاسفانه شغل بسياری از مردها با خواسته همسرانشان وفقنمی‏دهد.

يك سری اشكالات خانوادگی از همين جا شروع ميشود،راننده‏ايكه چند شبانه روز در بيابانهازحمت كشيده،با صدها ناراحتی مواجه شده نه خواب حسابی داشته نه خوراك منظم بعد ازچند شبانه روزبا اعصاب خسته وارد منزل ميشود تا چند ساعت استراحت كند و ازاحوالخانواده‏اش با اطلاع شود،هنوز از در نرسيده غر و لند خانم شروع‏ميشود:اين چه زندگیاست كه ما داريم،من بدبخت را با چند تا بچه‏ميگذاری و معلوم نيست كجا ميروی؟همهكارها را خودم بايد انجام دهم.ازدست اين بچه‏های شيطان خسته شدم.اصلا رانندگی كارخوبی نيست،ياشغلت را تغيير بده يا تكليف مرا روشن كن،من نمی‏توانم تا آخر عمر به‏اينطور زندگی كنم.

بيچاره مرديكه بعد از اين ايراد و بهانه‏ها و غر و نق‏ها با فكرپريشان و اعصاب خسته می‏خواهددنبال رانندگی برود.سرنوشت چنين‏راننده‏ای و مسافرانش معلوم است.

طبيبی كه از صبح تا نيمه‏های شب با دهها بيمار مختلف سر و كارداشته و اعصاب و مغزشپيوسته در كار بوده اگر در خانه هم با ايراد و نق‏و نق‏های همسرش مواجه شود چه حالی پيداميكند؟و با چنين اعصاب ومغزی چگونه می‏تواند طبابت كند؟

كارگری كه تمام شب زحمت كشيده و خواب به چشمش نرفته‏صبح كه برای استراحت‏بهمنزل ميآيد اگر با ايراد و بهانه‏جوييهای‏همسرش برخورد كند چگونه می‏تواند باز دنبال كاربرود؟

دانشمنديكه كارش مطالعه و تحقيق است اگر همسر غير موافقی‏داشته باشد كه به كارشايراد بگيرد چگونه می‏تواند موفق گردد؟

در اينگونه موارد است كه زن فهميده و دانا از زن نفهم و خودخواه‏تميز داده ميشود. خانممحترم،ما نمی‏توانيم اوضاع جهان را بر طبق ميل خودمان‏بچرخانيم ليكن می‏توانيمخودمان را با وضع موجود وفق دهيم.شوهرتان‏برای تهيه روزی ناچار است‏شغلی داشته باشدو شغل او هم لوازمی دارد،شما می‏توانيد زندگی خودتان را بر طبق شغل او مرتب سازيد بهطوريكه‏هم آزادانه به شغل خويش ادامه دهد هم شما آسوده زندگی كنيد،تنها به‏فكر خودتو آسايش خودت نباش قدری هم به فكر راحتی شوهرت باش،دانا و فداكار باش،شوهرداریكن،اگر شوهرت راننده است و بعد از چندشب با اعصاب خسته به منزل آمد با آغوش باز ولب خندان از وی استقبال‏كن،اظهار مهر و علاقه كن تا خستگيهايش برطرف گردد،نق نقنكن،ازشغلش ايراد مگير.مگر رانندگی چه عيبی دارد؟

او برای رفاه و آسايش شما شب و روزش را در بيابانها ميگذارند،به جای قدردانی به شغلشايراد ميگيری؟و از خانه و زندگی گريزانش‏ميكنی؟شغل او هيچ عيبی ندارد.برای اجتماعخدمت ميكند،برای تهيه‏روزی زحمت ميكشد،اگر تنبلی ميكرد يا دنبال كارهای غيرمشروع‏می‏رفت‏بهتر بود؟كار او عيب ندارد،عيب از تو است كه توقع داری هرشب در خانهباشد و نمی‏توانی خودت را با وضع موجود سازش دهی.

آيا بهتر نيست كه خودت را با اين نوع زندگی عادت دهی و با كمال‏آسودگی زندگی كنی وهنگاميكه شوهرت به خانه آمد از او استقبال كنی وبا سخنان شيرين به كسب و كار تشويقشكنی و با لب خندان تا درب خانه‏بدرقه‏اش نمايی و با يك خداحافظی گرم تا ملاقات بعددلشادش سازی؟

اگر چنين كردی به كسب و كار و خانه و زندگی علاقه‏مند ميگردد.

دنبال خوشگذرانی نمی‏رود.اعصابش سالم می‏ماند،تصادف نميكند، زودتر به خانه می‏آيد،برای رفاه و آسايش شما بيشتر زحمت می‏كشد.

اگر شوهرت يك كارگر شبانه است‏برای تامين مخارج شما ازاستراحت‏شب چشم پوشینموده است،خودت را با اينگونه زندگی عادت‏بده،اظهار نارضايتی نكن.

اگر از تنهايی حوصله‏ات سر می‏رود می‏توانی مقداری از كارهای‏خانه را در شب انجام دهی.مقداری از شب را به خياطی و گلدوزی وخواندن كتاب بگذرانی،وقتی شوهرت از كارخانه بهمنزل آمد فوراصبحانه را حاضر كن،اتاقی برايش خلوت كن تا بخوابد و رفع خستگی‏كند،بچه‏ها را عادت بده سر و صدا نكنند،و نزديك استراحتگاه شوهرت‏نروند.به آنها بفهمان كهپدرتان شب نخوابيده و بايد روز استراحت كند.

بلكه خودت و بچه‏ها هم می‏توانيد شبها كمتر بخوابيد و روز با شوهرت‏قدری استراحتنماييد،مزاحم او نشو بگذار خوب بخوابد،بدين نكته‏توجه داشته باش كه شوهرت تمام شب رابيدار بوده و روز برايش به منزله‏شب است‏بايد بدون سر و صدا استراحت كند.

يك چنين خانمی بايد دو برنامه داشته باشد يكی برای خودش‏ديگری برای شوهرش.مبادا بانق نق و اوقات تلخی روح خسته‏اش راخسته‏تر كنی.بگذار اعصابش سالم باشد تا برای تامينمخارج شمازحمت‏بكشد.به كارش ايراد نگير،كار او چه عيبی دارد؟اگر بيكاری وتنبلی ميكرديا دنبال ولگردی می‏رفت‏بهتر بود؟افتخار كن كه چنين شوهرزحمت‏كشی داری كه برای تهيهروزی خواب شب را بر خودش حرام‏نموده،از جديت و استقامت او قدردانی كن،با لب خندانتا درب منزل‏بدرقه‏اش كن.

اگر شوهرت يك طبيب يا يك دانشمند اهل مطالعه است،و شب وروز برای اجتماع زحمتمی‏كشد از زحماتش قدردانی كن،به وجودچنين شوهر ارزنده‏ای افتخار كن.

البته لازمه شغلش اينست كه اوقات فراغت زيادی ندارد ليكن تومی‏توانی برنامه زندگیخودت را با شغل او تطبيق دهی.انتظار نداشته‏باش دست از شغلش بردارد تا مطابق ميل تودر آيد.بگذار با فكر آزاد به‏كار و مطالعات خودش مشغول باشد.وقتی مشغول كار استمی‏توانی‏كارهای خانه را انجام دهی،و بقيه را بخواندن كتاب بپردازی يا با اجازه‏او،به منزلخويشان و دوستانت‏بروی.اما سعی كن هنگاميكه موقع‏استراحت‏شوهرت فرا می‏رسد درمنزل حاضر باشی.قبلا برايش وسيله‏پذيرايی آماده كن.وقتی وارد شد با لب خندان و خلقخوش استقبالش‏كن.با اظهار محبت گرم و شيرين زبانی خستگی اعصابش را برطرف‏ساز.مبادا از كارش ايراد بگيری و اعصاب خسته‏اش را خسته‏تر كنی.

اگر خوب شوهرداری كنی نه تنها اسباب عظمت و ترقی او رافراهم ساخته‏ای بلكه در خدمتاجتماعی او نيز سهيم خواهی شد.

هر زنی لياقت همسری چنين مردان پر كاری را ندارد با فداكاريهاو رفتار پسنديده‏اتياقت‏خويش را باثبات رسان.

اگر شوهرت شغلی دارد كه لباسهايش كثيف و چركين می‏شود لابدآنرا مناسب وضع خودشتشخيص داده كه انتخاب نموده است،خرده‏گيری و ايراد و نق نق نكن.نگو:اين چه شغلكثيفی است انتخاب‏كرده‏ای بايد آنرا ترك كنی.

خانم محترم،كار كردن عيب نيست هر چه و هر كه باشد،بيكاری و تنبلی و دنبال كارهای غيرمشروع رفتن عيب است،بايد از يك چنين‏مردی قدردانی كنی كه برای تهيه روزی زحمتمی‏كشد و عرق می‏ريزد،باايراد و بدگويی،اسباب دلسردی او را فراهم نساز،اصرار نكنحتماشغلش را تغيير دهد،لابد آنرا مناسب شناخته كه دنبالش می‏رود.

تو از وضع كسب و كار بی‏اطلاعی،خيال ميكنی تغيير شغل كارآسانی است،اصولا چه عيبیدارد كه اصرار داری تغييرش بدهد،مگر نفت‏فروشی و ذغال فروشی و تعمير موتور آلات مثلاچه بدی دارند؟تنها عيبی‏كه می‏توانی بتراشی كثيف شدن لباس است.حل آن هم چنداندشوارنيست،اگر شوهرت لباس مخصوص كار ندارد با زبان خوش از او تقاضاكن لباس كارتهيه كند،و زود بزود لباسهايش را شست و شو و تميز كن،به هر حال موضوع آن قدر مهمنيست كه به طلاق و جدايی منجر شود،ايراد و بهانه جويی بعض خانمها واقعا تعجب‏آور است.

زنی در شورای داوری گفت:«شوهرم تغيير شغل داده بوی نفت‏ميدهد از اين وضع خستهشده‏ام (6) ».

پی‏نوشتها:

1-بحار جلد 103 ص 235.

2-اطلاعات 10 آبان 1354.

3-اطلاعات 13 اردی بهشت 1349.

4-اطلاعات 16 اردی بهشت 1349.

5-بحار جلد 74 ص 101.

6-اطلاعات 13 مرداد 1349

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها