0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/11/22

 

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه سومین سال پیروزی ملت مسلمان ایران، به پیشگاه مبارک حضرت بقیة الله ارواحنا له الفدا و به ملت شریف و پیروزمند معظم تبریک و تهنیت تقدیم می نمایم.
ملت عزیز در این دو سال شاهد وقایع بسیار بود، شاهد پیامدهای بسیار شیرین و پیامدهای بسیار تلخ، شاهد پیروزی عظیم بر قدرت های شیطانی و تشکیل حکومت اسلامی در تمامی ابعادش، برچیده شدن تسلط غارتگری ها و چپاولگری ها از جناح های راست و چپ و وابستگان سر سپرده آنان، باز شدن درهای زندان های جهنمی به روی علمای ابرار و روشنفکران متعهد، بسته شدن مراکز گسترده فحشا و عشرتکده های منحرف کننده نسل جوان، بیرون راندن مستشاران و اربابان پر مدعا و باجگیر و کارشکن، اعدام سران جنایتکار و خیانتکار زراندوز، فراری دادن انگل های خائن و سودجو و جنایتکار، تحول عجیب قشرهای مختلف ملت عزیز از بی تفاوتی به تعهد در مقابل اسلام و میهن که در طول مدت جهاد با قدرت های شیطانی و وابستگان آنان، خصوصاً در هجوم شیطانی صدامی اخیر بوجود آمده است و هزاران کارهای عمرانی و ایجاد مراکز تربیتی در سطح روستاها برای توده های عقب نگه داشته شده و شکستن اختناق و ایجاد فضائی آزاد و بسیار امور دیگر که در این مختصر مجال شمردنش نیست. و در مقابل اینهمه کارهای مثبت، تلخی ها و نابسامانی هائی از قبیل قیام مسلحانه احزاب وابسته به قدرت های شیطانی، قتل و غارت خواهران و برادران مسلمان کرد و ترک و بلوچ، بی نظمی و خودسری ها و افسار گسیختگی ها که توسط خائنان و مزدورانی که در تمام قشرها و ارگان ها نفوذ نموده اند و متأسفانه گاهی به دست جوانانی که از حکومت اسلامی بی اطلاع می باشند و عمل خلاف خود را اسلامی گمان کرده اند، و از همه بالاتر جنگ تحمیلی و هجوم سبعانه رژیم جنایتکار بعث عراق و قتل و غارت بیگناهان مرزنشین و آواره شدن صدها هزار از خواهران و برادران عزیز و امور دیگری که پیامدهای غیر قابل احتراز تمامی انقلابات می باشد که به خواست خداوند متعال نسبت به سایر انقلاب ها حتی در کشورهای اسلامی بسیار ناچیز است، گرچه کج فهمان و یا بدخواهان آنها را بزرگ جلوه داده و در شکست اسلام دانسته یا ندانسته کوشش می نمایند.
اکنون که بحمدالله تعالی انقلاب بزرگ اسلامی در آستانه سال سوم است و به رغم بدخواهان و گروهک های فاسد مفسد و مزدور شرق و غرب که امید شکست انقلاب را در کمتر از شش ماه داشتند

صحیفه نور جلد 14 صفحه 60

و چشم به راه سردی و سستی ملت و پشت نمودن آنان به انقلاب و باز شدن راه برای وابستگان به رژیم ستمکار سابق و در نتیجه برای آمریکای جنایتکار و دیگر چپاولگران که با حیله های شیطانی در کمین نشسته اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند، ملت معظم باید در حال افزایش انسجام و وحدت کلمه باشد. ملت آگاه ایران امروز شاهد آن همکاری های عظیم انسانی اسلامی در سرتاسر کشور است و نیز شاهد ایثار مال و جان و عزیزان خود برای پیروزی و راندن کفار بعثی از میهن عزیز خویش است و قلم های زهرآگین دشمنان آگاه بدخواه و دوستان بی توجه تأثیری در روحیه توده های میلیونی عظیم الشأن ایران و مسلمانان جهان ننموده است. لازم است تذکراتی داده شود:
1 - تذکر متواضعانه اش است به حضرات گویندگان و نویسندگان اعم از روحانیون معظم و سایر آقایان مطبوعات و تمامی رسانه های گروهی. عزیزان من! شما می دانید آنچه که به دست آوردید از نفی طاغوت و جایگزین کردن جمهوری اسلامی به جای آن، ارزان نبوده است بلکه با خون هزاران جوان مؤمن و هزاران معلول و مجروح که ما باید تا آخر عمر خود را رهین آنان بدانیم، به دست آمده است. این نعمت بزرگ الهی را ارزان از دست ندهید. شما حضرات آقایان که در پیروزی انقلاب سهیم بودید و اسلام و ایران مال خودتان است، سعی کنید قلم ها و زبان هایتان در خدمت انقلاب و به ثمر رسیدن آن که آزادی و استقلال در سایه جمهوری اسلامی و زیر پرچم توحید و اسلام بزرگ است، باشد. سعی کنید روحیه ملت را تقویت نمائید و در مقابل فحاشی های منحرفین که برای تضعیف روحیه ملت است بی دریغ فعالیت نمائید و از تضعیف اشخاص و یا گروه هائی که در خدمت جمهوری اسلامی هستند و تضعیف آنان مستقیماً خدمت به جهانخوارانی است که در کمین نشسته اند تا از قلم ها و زبان های شما بهره گیری کنند، بپرهیزید.
انصاف نیست که جوانان عزیز اسلام از ارتش و سپاه و ژاندارمری و بسیج و شهربانی گرفته تا گروه های جانباز عشایر و عزیزان شهرها و روستاها در سراسر کشور در خدمت اسلام و مسلمین خون خود را نثار و جان خود را فدا کنند، ما در کناری بنشینیم و با قلم ها و زبان های خود قلب نورانی آنان را آزار دهیم. انصاف دهید که ما برای اسلام و کشور اسلامی خود چه کرده ایم و این جوانان عزیز از خود گذشته، از دانشگاهی تا روحانی و از روستائی تا شهرستانی و از کارگر تا بازاری چه کرده اند. از اول انقلاب تاکنون تمام رنج ها و زحمت ها و جانبازی ها بر دوش این طبقات بوده است و آنان ولینعمت ما بوده اند.
رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
خداوندا! من از پیشگاه مقدس تو عذر می خواهم که کودکان و جوانان عزیز ما خود را فدا کنند و ما بهره کشی نمائیم.
2 - تذکر من به ارتشیان و سپاه پاسداران و ژاندارمری و بسیج و شهربانی و همه نیروهای غیر -

صحیفه نور جلد 14 صفحه 61

نظامی مسلح این است که شما هم اکنون در خدمت اسلام و از جنودالله و محافظین کشور اسلامی باشید. ملت مسلمان ایران از شما قدردانی می کند و شما را از خود و خود را از شما جدا نمی داند و اکنون در جهان کشوری نیست که پیوند ملت و قوای مسلحش بدین پایه باشد. قوای نظامی و انتظامی که از طاغوت بریدند و به الله پیوستند، درست در آن زمان که تخلف از طاغوت مساوی با مرگ بود، با تمام توان به صف جانبازان ملت پیوستند و با طاغوت به ستیز پرداختند، دین خود را به اسلام و میهن خود ادا نموده و خداوند متعال را از خود راضی نمودند و یا پاسداران عزیز و تمامی قوای غیر منظم که با پشتیبانی ملت بزرگ انقلاب مقدس را به پیروزی رساندند، امید است همگان در پیشگاه مقدس حق تعالی رو سفید باشند که جمهوری اسلامی را روسفید نمودند.
عزیزان من! توجه کنید که افرادی از خدا بیخبر می خواهند شما را از هم جدا کنند و بدین وسیله ملت را از تمامی شما جدا و سپس انقلاب را به تباهی بکشند و کشور را اسیر ابرقدرت ها کنند. با تمام توان از وسوسه های شیطانی این وابستگان به شرق و غرب بپرهیزید و با آن مبارزه نمائید. قوای مسلح از هر قشری که هستند، در حالی که باید دارای دید سیاسی باشند و هرگز کورکورانه عمل نکنند، نباید در اموری که سیاست بازان در آن دخالت دارند داخل شوند، زیرا اگر در امور سیاسی وارد شوند ناچار کسانی که در فن سیاست ورزیده شده اند بین آنان اختلاف ایجاد کرده و هر گروه از آنان را به یک طرف کشیده و شیرازه ارتش را که تنها با انسجام کامل است که می توانند به کشور خود خدمت نمایند از بنیان به هم می زنند و نتیجه نهائی خود را که اسارت کشور است به دست می آورند. شما ای قوای مسلح عزیز که عازم خدمت به میهن خود هستید! با ورود در بازی های سیاسی ناچار از خدمت به میهن عزیز خود بازمانده و به سوی شرق یا غرب کشیده خواهید شد. بازی های سیاسی است که شما را به یک گروه نزدیک و از یک گروه دور می سازد و شما را نسبت به یک قشر ملت بدبین می کند و پس از اختلاف ضربه خود را می زند.
امروز تمامی ملت به شما خوشبین و شما را خدمتگزار به میهن و اسلام می داند و از شما پشتیبانی می کند، چنانچه مشاهده می نمائید در پشت جبهه کوچک و بزرگ، زن و مرد، توده های میلیونی برای پیروزی شما به خدمت و فعالیت مشغولند. امروز گویندگان و نویسندگان به شما علاقه جدی دارند. در صورتی که اشخاص منحرف در بین شما نفوذ کرده تا با گفتار شیطانی خود شما را به روحانیون و متدینین بدبین کنند و شما را از آنان و بالاخره از ملت جدا کنند، بدانید که اینان هیچ مقصودی جز مقاصد شیطانی خویش ندارند. بهوش باشید، شیاطین را از خود برانید و لازم است با تمام توان کوشش نمائید تا بین خودتان خدای نخواسته شکافی واقع نشود. بدانید که قوای مسلح از هم جدا نیستند و همه برای خدا و اسلام و میهن عزیز در جنگ و فداکاری بسر می برند و کسانی که خواهند بین سپاه و ارتش و دیگر اقشار قوای مسلح اختلاف ایجاد کنند به فکر میهن و اسلام نیستند و شما را خدای نخواسته از داخل پوسانده و ضربه کاری خود را می زنند.
3 - تذکر اکید به روحانیونی است که در دادگاه ها و کمیته ها، جهاد سازندگی و دیگر ارگان ها

صحیفه نور جلد 14 صفحه 62

اشتغال به خدمت دارند، که اولاً در اموری که صلاحیت آن را ندارند به هیچ وجه دخالت نکنند که دخالت آنان علاوه بر آنکه از جهت عدم صلاحیت آنان غیر مشروع است از جهت بدبین شدن ملت به روحانیت و در نتیجه جدا شدن ملت از شما که لطمه ای بزرگ به اسلام و کشور اسلامی می باشد از گناهان بزرگ و نابخشودنی است. شیاطینی که شما را وادار به این نحو دخالت ها می کنند دشمنان سرسخت روحانیت و اسلامند، با این عمل خود نتایج شیطانی گرفته و شما را منزوی و کشور را به تباهی می کشند. دخالت در امور اجرائی، عزل و نصب و امثال اینها به استثنای دخالت کسانی که دولت مستقیماً گماشته است، دخالت غیر مشروع و موجب اختلال در امر کشور و باید از آن اجتناب بشود.
من خوف آن دارم که جوان های روحانی که مکلف به حفظ آبرو و حیثیت اسلام و روحانیت هستند، به حسب اعمالی که بعضی از آنها ولو با حسن نیت انجام دهند، چهره روحانیت و اسلام را غیر از آنچه هست نمایش دهند. من بیم آن دارم که شیاطینی که برای شکست جمهوری اسلامی با قلم های مسمومشان نشسته اند تا یکی را صد کنند و اعمال بی رویه اشخاص را به پای جمهوری اسلامی محسوب دارند، با فریاد وا اسلاما جمهوری اسلامی را مشوه کنند.
4 - شکی نیست که دخالت های غیر صحیح بعضی از اشخاصی که به صورت روحانی درآمده اند و اشخاصی غیر روحانی که خود را بدون هیچ گونه صلاحیتی در امور کشوری وارد کرده اند، زیاد هست. باید مراجع صلاحیتدار از این گونه اعمال شدیداً جلوگیری کنند و باید نویسندگان و گویندگان ذیصلاحیت در رفع آنها با نصایح برادرانه و انتقاد سالم بکوشند، لکن نه به طور انتقامجوئی و از روی عقده های درونی و چهره جمهوری اسلامی را واژگونه کردن که خود گناهی بزرگ است، که این گونه برخوردها نه تنها علاوه بر آنکه تأثیر درستی ندارد، دارای عکس العمل نیز می باشد. مع الاسف بعضی از نویسندگان و گویندگان به جای انتقاد سالم و هدایت مفید، با انتقاد کینه توزانه خواهند افراد جامعه را به جمهوری اسلامی بدبین کنند. اینان به جای انتقاد سازنده به فحاشی پرداخته و به جای نهی از منکر، خود مرتکب منکر می شوند. خداوند آنان را هدایت فرماید.
5 - من بار دیگر خطر آمریکا را به جهان بخصوص منطقه و ایران گوشزد می نمایم. امروز تمامی آنانی که علیه جمهوری اسلامی ایران متحد شده اند، با واسطه یا بدون واسطه در رابطه با آمریکا می باشند. ملت ایران باید با قاطعیت با این خطر بزرگ مبارزه نماید. آمریکا از اینکه دید حمله نظامی توسط یکی از نوکرانش یعنی دولت عراق مردم ما را متحدتر کرد، دوباره دست به تشدید اختلافات داخلی زد. مردم دلیر ایران باید با اتحاد خویش این نقشه شیطانی را هم به دنبال نقشه های قبل خنثی کنند.
6 - خطر کمونیسم بین الملل چیزی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. گرچه امروز ابرقدرت ها زیر عناوین مختلف خون مردم مستضعف را می مکند و به هیچ وجه کاری به نوع تفکر خویش ندارند و آنچه بر ایشان مطرح است مسائل مادی خودشان است ولی خطر کمونیسم از سرمایه داری غرب کمتر نیست و مردم عزیز ایران باید در مقابل دسائس آنها هوشیار باشند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 63


7 - امروز اسرائیل و دوست صمیمی اش مصر، در منطقه، در فکر ایجاد یک هسته مرکزی برای نابودی مسلمان ها و ارزش های عالی فکری آنها می باشند، اخیراً عراق و بعضی سران کشورهای منطقه هم با این طرح موافقت نموده اند. من نزدیک به بیست سال است خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اخیر اسلامی ایران نه تنها کمتر از گذشته نمی دانم که امروز این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده اند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه های خطرناک با شجاعت و آگاهی ایستادگی نماید.
8 - من بار دیگر از تمام جنبش های آزادیبخش جهان پشتیبانی می نمایم و امیدوارم تا آنان برای تحقق جامعه آزاد خویش پیروز شوند. امید است دولت اسلامی در مواقع مقتضی به آنان کمک نماید.
9 - پیام من به ملت بزرگ و توده های عظیم انسان ها که پیروزی به دست پر برکت آنان تحقق یافت و آنان اسلام عزیز را در این قرن تجدید نمودند و همه مرهون خدمات ارزنده آنان هستیم این است که این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهبانی است و آن هم نیز به دست توانای شما که دست خداوند قادر با آن است حاصل می شود. شما ملت عزیز بزرگوار، همه چیز خودتان را برای رضای خداوند تعالی در طبق اخلاص نهادید و این مائده بزرگ آسمانی را به دست آوردید. نگهداری این متاع محتاج به صبر و کوشش است. شیاطینی که شاید اکثر آنها از قشر مرفه وابسته به رژیم سابق باشند با شایعه ها و دروغ ها و فریب ها می خواهند شما را سست کنند و این متاع را که با خون شهدا و جوانان عزیز به دست آوردید از شما سلب کنند و با اسم کمبود بنزین و نفت و قند و شکر و از این قبیل، شما را نسبت به حکومت جمهوری اسلامی دلسرد کنند و ضربه آخر خود را بزنند. در صورتی که این قبیل شایعه و فریب ضربه ای است به شرافت انسانی شما. این کوردلان گمان کرده اند که شما، جوانان و عزیزان خود را در راه نفت و بنزین داده اید و به اسلام و میهن عزیز خود برای پر کردن شکم خود خدمت می کنید. اینان را که دشمن عزت و شرافت شما هستند از خود برانید و مجال ندهید که توطئه های آنان به ثمر برسد. شما به صدر اسلام و مجاهدت پیغمبر عظیم الشأن و یاران بزرگوار او نظر کنید که با چه زحمات و کمبودهائی مواجه بودند و چگونه با نثار جان و خون اسلام را به ثمر رساندند و با پیروی از آن بزرگواران اسلام را تقویت کنید و میهن عزیز خود را حفظ نمائید و دست رد بر سینه بدخواهان زنید و ترس به خود راه ندهید که خداوند با شماست. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین و پیروزی هر چه زودتر سپاه اسلام بر کفر را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از فارغ التحصیلان دانشکده افسری و پرسنل اداره دوم ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/11/24

 

22 بهمن روزی بود که ارتش از طاغوت به الله برگشت

بسم الله الرحمن الرحیم
روز 22 بهمن روزی بود که ارتش و ملت به هم پیوستند و روزی بود که ارتش از طاغوت به الله برگشت و با تکبیر پشتیبانی امت بر طاغوت غلبه کرد و این معنا باید سرمشق ما باشد در تمام زندگی، که اگر یک ملتی همه قشرهایش با هم بودند و یکپارچه بودند هیچ قدرتی نمی تواند در مقابل آنها ایستادگی کند و آسیبی به آنها برساند. کسانی که از ابرقدرت ها خواهند از کشوری غلبه به کشوری بکنند و از کشوری بهره برداری کنند، اینها محتاجند به اینکه یا این کشور با تمام افرادش طرفدار آنها باشد که از دسته جمعی آنها بهره برداری کند و یا اینکه بازی بدهند گروه هایی را که تفرقه بیندازند بین افراد این کشور، گروه های این کشور. آنها می دانند که اگر بخواهند بهره کشی کنند از یک کشوری، باید آن کشور و آن ملت سر جای خودش باشد تا بتوانند بهره کشی کنند. آنها می خواهند که این کشور را و یا هر کشور دیگری را که از آن می خواهند بهره بر دارند خود ملت را به یک طوری تسلیم کنند نه اینکه ملت از بین بکلی برود و اگر چنانچه ملت با هم قیام کنند در مقابل تمام قدرت های عالم، قدرت های عالم به خودشان اجازه نمی دهند که با یک همچو ملتی مقابله کنند برای اینکه آنها برای بهره برداری است، وقتی ملت همه در مقابلشان ایستادند برای آنها بهره برداری امکان ندارد. و لهذا کوشش اصیل آنها در این است که در خود ملت، بین قشرهای ملت اختلاف ایجاد کنند که با اختلاف خود ملت یک طایفه ای از آن طرف، یک طایفه ای از آن طرف، آنها بتوانند سلطه پیدا کنند وقتی سلطه پیدا کردند و یک نفر قلدر را حکومت کردند و مسلط کردند بر کشور، می توانند بهره برداری خودشان را و نتایجی که از سلطه بر یک کشوری است توانند آنها آن را به ثمر برسانند و لهذا ملت ما که تجربه کرد این معنا را، این واقعیت را که با وحدت کلمه و وحدت مقصد همانطوری که غلبه کرد بر همه قدرت هائی که پشتیبانی می کردند از شاه مخلوع ایران و بعدش از جانشین منحوس او و بعدش هم از آن کسی که به نخست وزیری غیر قانونی منتخب شد فهمیدند که هیچ یک از این قدرت ها نمی توانند در مقابل ملت که یکپارچه است، در 22 بهمن ثابت شد که ملتی یکپارچه، ملتی که مقصدشان یک مقصد الهی است نه مقصدشان یک مقصد مادی صرفاً و همه شان با هم یکصدا هستند، یک مقصد هستند، نمی توانند که بر این ملت غلبه کنند و دیدند که ملت غلبه کرد بر همه آنها و آن کسی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 70

را که آنها می خواستند همه قدرت های خارجی، چه ابر قدرت ها، چه وابستگان به ابر قدرت ها می خواستند او را نگاه دارند، نتوانستند نگاه دارند وقتی دیدند ملت همه می گویند که ما رژیم فاسد طاغوتی را نمی خواهیم آنها تسلیم شدند و آن آدم را از اینجا بردند و شما بیرونش کردید از اینجا، این یک درسی است برای ما در طول تاریخ که اگر ما بخواهیم مقاصد خودمان را، کشور خودمان را به آن طوری که هست و آنطوری که می خواهیم برسانیم، یعنی به ثمر برسانیم نتیجه اینهمه خون و اینهمه علیل و اینهمه رزمنده و اینها باید همه با هم باشیم. این یک درسی است که ما از 22 بهمن فرا گرفتیم و باید این درس را - در - با تمام قوا دریابیم و با تمام قوا حفظ کنیم این را.22 بهمن باید سرمشق ما باشد در طول زندگی و برای نسل های آینده که همه آنها 22 بهمن را که غلبه ایمان بر کفروالله بر طاغوت و اسلام بر کفر بود، باید حفظ کنند و بزرگ بشمارند، بزرگ بشمارند روزی را که خدای تبارک و تعالی به ملت ما منت گذاشت که این ملت را یکپارچه کرد و ملت را غلبه داد. ما از تمام نیروهای مسلح چه نیروهای نظامی و انتظامی و چه ژاندارمری و سپاه پاسداران یعنی کلیه قوایی که الان در خدمت هستند و آنها همه شان در خدمت اسلام هستند و اگر استثنایی باشد، یک استثناء قلیل است که در این دریای بی پایان، موجهای بزرگی که الان در ایران ایجاد شده است، آنها مضمحل هستند، من از تمام اینها متشکرم و ملت ایران هم به تمام قدرت، از قوای مسلح چه آنهائی که سابق بودند و بعد ملحق شدند به اسلام و از طایفه توابین هستند که خدای تبارک برای آنها اجر قائل است و چه آنهائی که از خود ملت جوشیدند قوای مسلحی که از خود ملت جوشیدند، من از تمام آنها تشکر می کنم، و ملت ما نسبت به همه آنها وفادار است و می دانم که ارتش هم و همه قوای مسلح هم نسبت به ملت و نسبت به اسلام و نسبت به کشور خودشان و ملت خودشان وفادار هستند.
 

رسیدن به پیروزی آسانتر از حفظ پیروزی است

فتح یک کشوری یا شکست یک قدرت بزرگ خیلی عظمت دارد، لکن اشکال بعد الفتح و بعد از پیروزی بیشتر از اشکال خود پیروزی است. در خود پیروزی دستجات مختلفی که در یک کشور هستند ولو مخالف با آن مقصدی باشد که ملت و عموم ملت خواهند ولو مخالف او باشد، یا اظهار مخالفت نمی کند، یا اگر عاقل باشد موافقت هم می کند، چنانچه دیدید که در این موج عظیمی که در ایران برخاست، مخالف در آنوقت ها، مخالف ظاهر نداشتیم، البته مخالف واقعی داشتیم لکن آن مخالفت های واقعی در آنوقت متوقف شده بود از این جهت پیروزی آسانتر بود از حفظ پیروزی. بعد از اینکه شما پیروز شدید و ملت پیروز شد دستجات مختلفی که می خواستند بهره برداری بکنند و با شماها یک راه را نداشتند، شروع کردند به اظهار وجود کردن و گاهی هم پیروزی را به خودشان نسبت دادند. اینکه گفته شده است بعضی از اشخاص و بعضی از علمای جامعه شناسی گفته اند که اگر پیروز شدند یک ملتی، متحد می شوند و اگر شکست خوردند مختلف می شوند، این مخالف آن چیزهائی است که ما در عین می بینیم بلکه علم اقتضای این را می کند که بعد از اینکه یک ملتی پیروز

صحیفه نور جلد 14 صفحه 71

هم شدند به واسطه اینکه قشرهای مختلف مقاصد مختلف دارند بعد از پیروزی شروع به مخالفت می کنند. ما دیدیم این معنا را که بعد از اینکه ملت ایران پیروز شد آن جبهه ها و آن گروه هائی که در آنوقت مخالفتی نمی کردند بعد از پیروزی برای بهره برداری، بهره برداری و برای اینکه این مسأله معجزه آمیز را هر کدام به خودشان نسبت بدهند آنها به مخالفت برخاستند. در کردستان دمکراتها حساب می کردند که ما دخالت داشتیم در پیروزی و ما باید الان چه بکنیم و در جاهای دیگر گروه های مختلف چه گروه هائی که در تهران بودند و چه گروه هائی که پخش بودند در همه ایران، آنها هم بپاخاستند و مخالفت کردند و آن وحدت کلمه را شکستند. به امید اینکه ما عمل کردیم و ما پیروز شدیم و ما بهره برداری باید بکنیم، هر کدام به خیال این افتادند که باید ما از بین ببریم دیگران را و ما باشیم، و این برای این است که اشخاصی که در آنوقت یا گروه هائی که در آنوقت اظهار وجود نمی توانستند بکنند برای آن موج بزرگ، یا نمی خواستند بکنند برای اینکه آن رژیم ساقط بشود، بعد از اینکه پیروز شدند ملت، هر طایفه ای سر بلند کرد و پیروزی را به اسم خودش خواست ثبت بکند. یک دسته ای می گفتند که ما بودیم که قیام کردیم. در همین دو روزه، در روزنامه ای بود که یا در خبرگزاری های خارجی بود که این پیروزی را کمونیست ها به دست آوردند. این برای این است که بهره بردارها و میوه چین ها در بین ملت پخش هستند و خودشان کنار می نشینند و نظر می کنند ببینند کی پیروز شد، اگر چنانچه جمهوری اسلامی پیروز شد اینها بیایند بگویند ما بودیم که این جمهوری اسلامی را درست کردیم، اگر چنانچه اجانب پیروز شدند بگویند که ما بودیم که این پیروزی را برای شما تحصیل کردیم، اگر شرق پیروز شد بگویند ما کمونیست حقیقی هستیم، اگر غرب پیروز شد بگویند که ما شبیه کمونیست بودیم و با شما موافق بودیم. وقتی که پیروزی حاصل می شود هم برای اینکه این نقش بزرگی پیروزی را هر طایفه ای برای خودشان ثبت کنند و هم برای اینکه این بهره هائی که پیروزی پیدا می کند و آن پیامدهائی که دنبال پیروزی است برای خودشان ثبت کنند و بهره گیری کنند به مخالفت می ایستند، چنانچه اگر این پیروزی نبود و شکست بود آنوقت هم یک مخالفت هائی بود و آن اینکه می خواستند ننگ شکست را به دیگری نسبت بدهند، لکن این مخالفت دوم طولانی نمی شد برای اینکه آن ننگ را یک دفعه که هیاهو می کردند که این ننگ به عهده مثلاً فلان طایفه است یا به عهده فلام طایفه است، ریشه دار نبود و تمام می شد. لکن در پیروزی طمع ها زیاد است، در پیروزی آمال و آرزوها زیاد است، برای بهره برداری و برای ثبت پیروزی در تاریخ به اسم خودشان، دمکرات می گوید که ما بودیم، کمونیست می گوید که ما بودیم و اشخاص هم ممکن است که هر کدام ادعا کنند که نخیر، ما پیروزی را تحصیل کردیم در صورتی که کسانی که چشم شان را باز کنند می دانند که ماها هیچ دخالت نداشتیم، این ملت و ارتش و سپاه و سایر قوایی بودند که با هم متحد شدند و این پیروزی را به دست آوردند.
و یک نکته ای را که باید به شما آقایان و همه ارتشی ها و همه قوای مسلح و همه کسانی که دست اندر کار هستند در این کشور، تذکر بدهم و او این است که هیچ چیز، هیچ صفتی در انسان از

صحیفه نور جلد 14 صفحه 72

آنوقتی که متولد شده است این صفاتی که بعدها بروز می کند آنوقت نبوده است، هیچ فردی از افراد انسان، آنوقت که (مگر آنهائی که خدای تبارک و تعالی برایشان مثل انبیا) اول که متولد شدند عالم نبودند بعد برای مجاهدت خودشان کم کم تحصیل کردند و هر کس یک علمی را انتخاب کرد، دیکتاتوری هم از آن اموری است که بچه وقتی متولد شد دیکتاتور نیست، وقتی هم که بزرگ می شود کم کم، آنطور نیست که آن دیکتاتوری های بزرگ را داشته باشد، لکن با تربیت های اعوجاجی کم کم، در همان محیط کوچکی که خودش دارد کم کم دیکتاتوری در آن ظهور کند. اگر تربیت صحیح باشد برای این بچه، آن دیکتاتوریش رو به ضعف می رود اگر تربیت فاسد باشد، آن دیکتاتوری که کم بود رشد کند. آنهائی هم که در قوای مسلح و دست در کارهائی که در مملکت ما یا سایر ممالک هستند، اینطور نیست که ابتدائاً اینها دیکتاتور بودند، دیکتاتوری کم کم بروز می کند در انسان، از اول خیال می کند که خودش یک آدمی است که با دیکتاتوری مخالف است، لکن بعضی وقت ها که اتفاق می افتد در آراء و در اقوال شروع می کند تحمیل کردن، رأی خودش را می خواهد تحمیل کند بر دیگری، نه اینکه با برهان ثابت کند تحمیل می خواهد بکند بر دیگران. این یک دیکتاتوری است که انسان بخواهد آن چیزی را که خودش فکر کرده است دیگران از او بی جهت قبول بکنند. یک وقت یک آدم منصفی است که می گوید بیایید بنشینیم با هم صحبت کنیم ببینیم حرف شما درست است یا حرف من درست است، یکوقت اینطور است که در روحش چون یک دیکتاتوری هست و خودش آگاه نیست، خودش می خواهد که آن مطلبی را که می فهمد به همه تحمیل کند و دیگران را وادار کند به اینکه قبول بکند. از اینجا شروع می شود، بعد کم کم یک قدرت وقتی برایش پیدا شد از اینجا یک قدمی بالاتر می گذارد و نسبت به مثلاً آن محیطی که دارد، نسبت به آن مقدار از قدرتی که دارد کم کم شروع می کند دیکتاتوری کردن. کم کم وقتی که انسان وارد جامعه شد، کم کم وقتی وارد جامعه شد، وارد نظام شد، یک نظامی شد، یک سر کرده نظامی شد، یک فرمانده نظامی شد، کم کم آن خوئی که در باطنش بوده است رو به رشد می رود، اول هم خودش ناآگاه است از مطلب، نمی داند که این رویه، رویه دیکتاتوری است، خیال می کند که رویه، رویه انسانی و اسلامی است، لکن هی جلو می رود، هر چه جلو می رود این خود در او زیاد می شود. شما خیال نکنید که اول رضاخان یک دیکتاتوری بود یا هیتلر یک دیکتاتور کسی بود، آنوقتی که رضاخان در آن محلی که متولد شد و چه بوده است، دیکتاتور هم نبوده است، هیتلر هم نبوده دیکتاتور، کم کم که وارد جامعه شدند و قدرت پیدا کردند هر چه قدرت زیادتر شد آن ملکه ای که در باطنش بود هی زیادتر شد و همین طور به تدریج قوت پیدا کرد تا یک وقت یک دیکتاتوری شد مثل هیتلر یا در مملکت ما یک دیکتاتوری شد مثل رضاخان، محمدرضا دیکتاتور بود منتها به یک صورتی غیر صورتی که پدرش عمل می کرد.
این دیکتاتور بود و مردم را با دیکتاتوری زیر بار ذلت خودش آورد، و آنها هم که این را وادار کردند به اینکه این کشور را به تباهی بکشد آنها هم راجع به پدرش خوب می دانستند که دیکتاتور است، راجع به پسر هم تعهداتی لابد داده است که قبولش کردند و اینها اینطور نبوده که از اول دیکتاتور زائیده

صحیفه نور جلد 14 صفحه 73

شده باشند یا از اول آزادیخواه کسی زائیده شده باشد، اول اینها همه بالقوه است، کم کم که انسان وارد می شود می بیند که یک وقت به دام خودش افتاد یعنی این دام دیکتاتوری. شما که از الان می خواهید انشاء الله در نظام رو به توانائی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا می کنید وقتی رئیس یک فوج می شوید، یک پادگان می شوید در خودتان توجه کنید که می خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را، یا می خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد. یک مطلبی را که می گوئید اگر چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگوئید من خطا کردم، اشتباه کردم یا همان خطا را می خواهید تا آخر به پیش ببرید، از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا می کند بعدش نمی تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاء کرده است اگر خلاف مصلحت است، اگر خلاف مصالح فرض کنید کشور خودش هم هست، خلاف مصلحت ارتش هم هست نمی تواند که از قولش برگردد،گوید (گفتم و باید بشود) این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلا هست که چیزی که (گفتم باید بشود) ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود. این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلاً مشاهده این معنا را می کند که خطا کرده است و نباید اینطور حمله را به مثلاً شوروی بکند این را اظهار نمی کند لکن عقیده اش این است که (باید این کار بشود) ، (گفتم و باید بکنم) ، و دیدید که این شخص که گفت و گفت (باید بشود) ، آنطور به مذلت کشیده شد. شماها که انشاء الله بعدها یک چهره های فعالی برای این مملکت می شوید و یک چهره های اسلامی برای این مملکت می شوید، بدانید که این چیزهائی که در نفس خودتان هست این اوصافی که در نفس خودتان هست، اگر مهار نکنید، یک وقت از کار در می آئید یک دیکتاتور، اینطور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هر چه می گوئید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید. انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که (لااکراه فی الدین) برای اینکه تحمیل عقاید نمی شود کرد، امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند این باید با یک توطئه هائی که، بد را به خورد دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد، یا اینکه اگر انسان باشد و اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند، تحمیل نباشد، آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید. شما توجه به این معنا داشته باشید که اگر چنانچه انشاء الله رئیس و فرماندار شدید، این خوی را که در انسان هست و این خوی را از خودتان زائل کنید و از الان توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلای به این خودخواهی عظیم باشید که منشأ دیکتاتوری و منشأ همه مفاسد است و اگر یک چیزی را دیدید که واقعاً خلاف کردید، اعتراف کنید و این اعتراف شما را در نظر ملت ها بزرگ می کند نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می کند. پایبند بودن به خطا انسان را خیلی منحط می کند، انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است بعد که دید خطا گفته است اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطای خودش را به کرسی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 74

بنشاند این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است که ولو در صورت غیر دیکتاتوری باشد، لکن دیکتاتوری است و این می رسد به آنجائی که انسان را هیتلر از کار در می آورد، رضاخان از کار در می آورد. شما که در مدارس نظام تحصیل می کنید باید این مسائل را، این مطلب را توجه داشته باشید که نبادا تصیلات شما همه اش برای این باشد که خودتان را یک برسانید به مقامی، برای این باشد که آن مقام را وسیله برای رشد ملت، برای استقلال ملت، برای آزادی ملت، برای حفظ حدود و ثغور ملت باشد نه اینکه مقصد این باشد که من برسم به فرماندهی و ملت هر چه می خواهد بشود. دیکتاتورها این صفت را دارند که می خواهند خودشان برسند به یک قدرت بزرگ، ولو اینکه یک ملت تباه بشود، ولو اینکه یک ارتش از بین برود. شما باید توجه کنید که این صفت دیکتاتوری در شما رشد نکند. انشاء الله از اول هم نباشد لکن اگر خدای نخواسته یک وقتی بود، رشد نکند که دیکتاتوری بدترین صفاتی است که انسان را منحط می کند از انسانیت و کشور را به تباهی می کشد.
خداوند انشاء الله همه شما قوای مسلح را با هم منسجم کند بیشتر از حالا و شما را با ملت منسجم کند بیشتر از حالا، که با انسجام و با وحدت کلمه و با وحدت مقصد که همان مقصد الهی است و در مقصد الهی هم استقلال کشور است و هم آزادی افراد است و هم همه آمالی است که انسان ها دارند.
انشاء الله شما همه با هم و ملت ما زن و مرد، بزرگ و کوچک با هم منسجم باشند تا اینکه این کشور را به آنجائی که خدای تبارک و تعالی می خواهد برسانند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه آیت الله امام کاشانی به محضر امام خمینی، در مورد تشکیل شورای عالی تبلیغات اسلامی

تاریخ: 1359/11/25

 

نامه آیت الله امام کاشانی به محضر امام خمینی، در مورد تشکیل شورای عالی تبلیغات اسلامی

بسمه تعالی
محضر مقدس حضرت آیت الله العظمی امام خمینی دام ظله العالی بعد از تحیت و سلام، خاطر مبارک مستحضر است که حقیر مسؤولیت تبلیغات اسلامی مستقر در مدرسه شهید مطهری را دارم و کارهائی که انجام شده است خلاصه ای تقدیم می شود و نظر به اینکه حوزه علمیه قم هم فعالیت تبلیغاتی داشته و دارد و نیز تبلیغات به خارج از کشور گسترش یافته است، ضرورت داشت شورائی تشکیل شود و کارهایشان هماهنگ و بهتر انجام گردد. لذا حجج اسلام آقایان جنتی عضو شورای نگهبان، محمد جواد باهنر عضو شورای انقلاب فرهنگی، شرعی نماینده جامعه مدرسین قم، عبائی از دفتر تبلیغات قم، حقانی رابط بین شورای عالی تبلیغات و شورای هماهنگی، از همه شاخه های فرهنگی، نهادهای انقلاب قم و مدرسه شهید مطهری دعوت نمودم و شورایی عالی به اضافه حقیر تشکیل گردید تا شورای هماهنگی شاخه های فرهنگی اسلامی را تغذیه نماید. اعضای شورا امیدوارند از رهنمودهای پدرانه رهبر عالیقدر بهره مند گردند. ادام الله ظلکم العالی.
محمد امامی کاشانی
پاسخ امام خمینی
بسمه تعالی
شورای مذکور مورد تأیید است و حضرات آقایان مذکور را می شناسم و مورد اعتماد هستند. امید است در این امر مهم کوشش نمایند و تبلیغات اسلامی را با همه ابعادش هر چه بهتر و بیشتر گسترش نمایند و تبلیغات اسلامی را به همه ابعادش هر چه بهتر و بیشتر گسترش دهند و اشخاصی که برای این امر مهم تعیین می شوند اشخاص ارزشمند مورد اعتماد باشند. توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین صنعت نفت

تاریخ: 1359/11/26

 

قدرت های بزرگ کوشش کردند که شخصیت ما را از ما بگیرند

بسم الله الرحمن الرحیم
ما آن صدمه ای که از قدرت های بزرگ خوردیم، باید بگوئیم که بالاترین صدمه، صدمه شخصیت بوده. آنها کوشش کردند که شخصیت ما را از ما بگیرند و به جای شخصیت ایرانی و اسلامی یک شخصیت وابسته اروپائی شرقی و غربی به جایش بگذارند. یعنی تربیت فاسدی که در رژیم سابق بود و به تدریج داشت قوت می گرفت، این بود که از همان کودکستان شروع کنند به این برنامه که اطفال ما را از همان جا زمینه تبدیلشان را به یک موجود وابسته فراهم کنند تا برود به مرتبه بالا مثل دبیرستان، بعد هم بالاتر از او. در طول این مدت ها که ایران مبتلا به این بوده است، این بیماری در او پیدا شده است که ما نمی توانیم کار بکنیم، ما همه چیز را باید از خارج بیاوریم و یا استمداد کنیم از آنها، اگر یک آپاندیس را می خواهیم عمل کنیم، طبیب از خارج بیاوریم یا این را بفرستیم به خارج. شما دیدید که در زمان محمدرضا برای یک مرض خیلی جزئی بود، آپاندیس بود یا شبیه به او، از خارج طبیب آوردند و می دانید که یک کسی ادعای این را دارد که من رهبر این ملت هستم و من می خواهم این کشور را به تمدن بزرگ برسانم و آنهمه تبلیغات برای این مسأله کردند تا او را یک شخصیت بزرگی نشان بدهند، از یک همچو شخصیت به قول خودشان بزرگ، یک همچو عملی چه غائله ای و چه فاجعه ای برای مملکت ایجاد می کند در نظر خارج و در نظر داخل. در خارج ایجاد می کند این مطلب را که اینها اگر چنانچه طبیب متخصصی راجع به یک همچو امری هم داشتند، خوب دیگر لازم نبود از خارج بیاید. در داخل هم، بی اعتبار کردن اطبا و دکترهای ما بود. این یک مسأله ای نبود که اتفاقی انسان اینطور می فهمد، مسأله اتفاقی نبود که این آدم از باب اینکه به این وابسته اش علاقه داشت می خواست که از خارج بیاورد، یک مسأله برنامه ریزی شده ای بود که شخصیت را بگیرند از این کشور.
اگر می خواستید شما یک زمینی را، یک خیابانی را آسفالت کنید، یک جاده ای را بسازید، دستشان را دراز می کردند پیش خارج که از خارج بیایند، متخصصین بیایند این کار را بکنند. این نه از باب اینکه در اینجا نبود، از باب اینکه می خواستند اینجا را، اصلش نادیده بگیرند، مملکت خودشان را بگویند ما هیچ کاره ایم و اصلاً ما چیزی نیستیم. باید ما همه چیزمان از خارج باشد حتی آسفالت مثلاً

صحیفه نور جلد 14 صفحه 77

یک جاده ای. آن خرج های فوق العاده را می کردند و آن خرجش مهم نیست، آن القاء مطلب در ذهن عام مردم که ما در یک همچو امور کوچک هم احتیاج به متخصص داریم، این مهم بود و این روی برنامه بود. آنها می خواستند که اصلش همه مغزهائی که در ایران هست وابسته باشد یعنی خود اطبا هم شخصیت خودشان را گم کنند و به جای اینکه خودشان شخصیت داشته باشند، احاله کنند یک چیزهائی را به خارج، خوف اینکه ما نمی توانیم.
 

اگر ما در محاصره اقتصادی یک ده سال، پانزده سال واقع بشویم شخصیت خودمان را پیدا می کنیم

شما دیدید که در این جنگ تحمیلی که پیش آمد و محاصره اقتصادی ما شدیم، خود ایرانی ها، خود ارتشی ها این قطعات را درست کردند. اگر قبل از این بود، یکی از آن قطعات را نمی توانستند درست کنند، از باب اینکه شخصیتشان را گم کرده بودند می گفتند باید متخصص بیاید. من اعتقادم است که اگر ما در محاصره اقتصادی یک ده سال، پانزده سال واقع بشویم، شخصیت خودمان را پیدا می کنیم، یعنی همه مغزهائی که راکد بودند در آنوقت و نمی توانستند فعالیت بکنند به فعالیت می افتند و این طبیعی است که اگر یک نفر آدم یک جائی نشسته و همه چیز او را می آورند تقدیمش می کنند این فکرش به راه نمی افتد حتی کاسب هم نمی تواند بشود. اگر یک آدمی بود که اول صبح چای و نانش را می آوردند و ظهر هم همین طور، شب هم همین طور، هر احتیاجی هم داشت، هر چیزی را برایش برآورده می کردند، این نمی توانست دیگر هیچ کاری بکند، یک مرد فلجی می شد. اینها می خواستند که این مملکت را یک موجودات فلج بار بیاورند که شماها تبلیغات دامنه دار و اعمال بسیار کوبنده بود که به ما حالی کنند که شماها نمی توانید، از شماها هیچ کاری بر نمی آید، از آن طرف هم از آنجا مرتباً بیاورند هر چیزی را و متخصصین را از خارج وارد کنند و هر چیزی که احتیاج دارند راجع به هر امری از خارج بیاورند. وقتی که یک ملتی دید که از خارج همه چیزش دارد اداره می شود و دیگر احتیاج ندارد، این به فکر این نمی افتد که خودش احتیاجش را رفع کند. آن روزی که این ملت فهمید که اگر ما جدیت نکنیم برای کشاورزیمان، جدیت نکنیم برای صنعت نفت مان، جدیت نکنیم برای کارخانه های خودمان، از بین خواهیم رفت و کسی نیست که به ما بدهد، وقتی این احساس پیدا شد در یک ملتی که من خودم باید هر چیز می خواهم تهیه کنم، دیگران به من نمی دهند، این احساس اگر پیدا شد، مغزها به راه می افتد و متخصص در هر رشته ای پیدا می شود و بازوهائی که هر عملی را می توانند انجام بدهند به کار می افتند، کشاورزی را خودشان درست می کنند و کارخانه ها را خودشان راه می اندازند، چنانکه می بیند که بسیاری از کارخانه ها را خودشان راه انداخته اند. در تلویزیون هم گاهی دیده می شود که خود آنها راه انداخته اند و یا ابتکاراتی کرده اند اینها. این ابتکارات از برکات این محاصره اقتصادی بود. اگر ما هر چیزی می خواستیم می فرستادند، جوان های ما دیگر نمی رفتند دنبال اینکه خودمان بکنیم، هست دیگر، می خواهیم چه کنیم. این محاصره اقتصادی را که خیلی از آن

صحیفه نور جلد 14 صفحه 78

می ترسند، من یک هدیه ای می دانم برای کشور خودمان، برای اینکه محاصره اقتصادی معنیش این است که مایحتاج ما را به ما نمی دهند، وقتی که مایحتاج را به ما ندادند خودمان می رویم دنبالش. ممکن است یک ده سالی زحمت بکشیم، ده سالی گرفتاری داشته باشیم، اما نتیجه آخرش این است که بعد از ده سال خودمان هستیم. دیگر احتیاج به اینکه دست دراز کنیم طرف این مؤسسه یا آن مؤسسه یا آن کشور و این کشور، محتاج به این نیستیم. اشکال مطلب همین است که در رژیم سابق جوری عمل کرده بودند و طوری ما را و جوان های ما را تربیت کرده بودند که خودشان را تهی می دیدند از همه چیز و می گفتند مصرف کننده ایم و این را یک چیز می دانستند و حتی تعبیر بعضی ها این بود که خوب چه عیبی دارد دیگران نو کر ما هستند، برای ما می آورند ما هم مصرف می کنیم. غافل از اینکه خیر، ارباب شما هستند و همه چیز شما را می برند با این صورت که می خواهیم به شما چیزی بدهیم.
 

یک مملکت اگر بخواهد مستقل بشود، چاره ندارد جز اینکه این تفکر اینکه ما باید از خارج چیز وارد بکنیم، از کله اش بیرون کند

مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمی دهند ما خودمان باید تهیه کنیم. اگر این کشاورزها این معنی را حالیشان بشود، باورشان بشود که خارج به ما چیزی نمی دهند، خود کشاورزها کار را انجام می دهند، خود ملت انجام می دهند. از قراری که شنیدم در چین یک وقتی در پشت بامهایشان هم گندم می کاشتند، علاوه بر زمین هایشان توی حیاطشان در پشت بام هم گندم می کاشتند. یک مملکت اگر بخواهد خودش روی پای خودش بایستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز اینکه، این تفکر اینکه ما باید از خارج چیز وارد بکنیم، از کله اش بیرون کند. مغزش توجه به این بکند که ما از خارج نباید وارد بکنیم، اگر یک چیزی نداریم، از خارج برایمان نمی آورند، آن چیز و آن لباس و فلان کار را انجام نمی دهیم تا خودمان به دست خودمان درست کنیم. اگر یک وقت دیدیم که ما اگر چنانچه یک کارخانه ای را نمی توانیم راه بیندازیم، اتکال به این نکنیم که برویم از خارج بیاوریم، خودمان دنبالش برویم تا کار انجام بگیرد و انجام می گیرد. مغزهای اروپا با مغزهای ایران فرقی ندارند جز این معنی که آنها آنطوری تربیت شدند و خودشان را آنجوری درست کردند و ماها را اینطوری تربیت کردند و ما را یک موجودات مهملی به بار آوردند. خوب تا کجا ما باید این تحمل را بکنیم که ما یک موجودات مهملی هستیم و باید از ارباب ها یک چیزی پیش ما برسد و حتی نان و گوشتمان را آنها بدهند، اداراتمان را آنها درست کنند، ارتشمان را آنها. این باید یک آخری داشته باشد، نمی شود که همیشه انسان انگل باشد به غیر. و عمده این است که ما باور کنیم که خودمان می توانیم. اول هر چیزی این باور است که ما می توانیم این کار را انجام بدهیم. وقتی این باور آمد، اراده می کنیم. وقتی این اراده در یک ملتی پیدا شد، همه به کار وا می ایستند، دنبال کار می روند. در هر صورت این باور را باید از گوش و مغز خودمان بیرون کنیم و کسانی که گوینده هستند، کسانی که نویسنده هستند و فرض کنید در ادارات هستند و اطلاعاتی دارند، این مطلب را به مردم باور بیاورند،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 79

همانطوری که آنها با تبلیغات خودشان در طول چند سال تقریباً این مطلب را در شرق بوجود آوردند که ما تا طرف روسیه نرویم کار را نمی توانیم انجام بدهیم. این یک باوری بوده است که نویسنده ها و گویندگان آنوقت و همه آنها در تعقیب این بودند. یک عده ای با اینکه حسن نیت داشتند، عقیده شان این بود که باید اینطور بشود. حالا هم خیلی ها عقیده شان این است که ما باید یک پیوندی داشته باشیم، با اینکه حسن نیت دارند. یک عده ای هم وابسته بودند که از آنها، اجیر بودند برای اینکه این مسأله را به آن دامن بزنند. حالا که یک مملکتی شده است که آن چیزی را که امکان نداشت و کسی در نظر نداشت و هیچ کس احتمالش را نمی داد که آمریکا را که دارای همه چیز است، دارای قدرت اول دنیاست تقریباً، یک ملت کوچکی که آنهمه تبلیغات کردند و آنهمه وابستگی داشتند بایستد و آمریکا را بیرونش کند و این مسأله ای بود که به نظر خیلی ها امکانش نبود. من برنخوردم به شخصی که بگوید که، نه می شود، یا ساکت بود یا می گفت نمی شود. خوب دیدند که وقتی ملت خواست، شد.
یک ملت وقتی یک چیزی را بخواهد این خواهد شد. اینها الان درصدد این هستند که آن مسأله را باز پیش بیاورند، مسأله اینکه ما خودمان نمی توانیم، ما خودمان متخصص نیستیم، ما خودمان تحصیلاتمان ناقص است، این مسأله را پیش بیاورند. آن ممالکی که توانستند مثل ژاپن، ژاپن خوب اول چیزی نبود، کوشش کردند تا اینکه حالا با آمریکا مقابله می کند، بسیار از چیزهای او در آمریکا به فروش می رسد. خوب یک امر نشدنی را، شدنی کردند. یا هندوستان که الان پیش رفته است برای این است که این فکر را در خودش پیش آورده است که ما نباید وابسته باشیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با اقشار مختلف مردم

تاریخ: 1359/11/27

 

هجوم عوامل ضد انقلاب از راه قلم، زبان و شیوه های نظامی

بسم الله الرحمن الرحیم
چون گروه های مختلفی اینجا آمده اند و با این جای تنگ در فشار هستند من به طور کلی از همه آنها تشکر می کنم و معذرت می خواهم از اینکه جای ما تنگ است و مهمانان عزیز ما زیادند و در زحمت. و از اینکه نمی توانم تمام گروه ها را اسم ببرم ممکن است بعضی ها را فراموش کنم از این جهت من تمام گروه هائی که اینجا آمده اند، ازشان تشکر می کنم و از خداوند تعالی سعادت و سلامت همه را تقاضا می کنم، و چند کلمه هم راجع به مسائل روز عرض می کنم. شما می دانید که از طرق مختلفه از اول پیروزی انقلاب به این انقلاب، یا هجوم نظامی و بدتر از او هجوم قلم و زبان شده است و حالا هم ادامه دارد و بعدها هم ممکن است ادامه داشته باشد. حالا از اموری که تبلیغ می کنند و بین قشرهای مختلف پخش می کنند این است که این انقلاب کاری نکرده است و این جمهوری اسلامی هم مثل رژیم شاهنشاهی است یک اسمی عوض کرده است. من امروز می خواهم که راجع به نظام جمهوری اسلامی و متصدیان این جمهوری اسلامی یک چند کلمه ای عرض کنم. ببینیم که این مثل نظام سابق است و یا بدتر از نظام سابق، که بعضی نویسندگان آرزوی برگشتن او را می کنند. من نمی خواهم با این صحبتی که می کنم اشخاص را یا ارگان ها را تطهیر کنم به طور مطلق و من هم مثل همه، مثل خود متصدیان امور، این اعتقاد را داریم که کمبودهائی هست و در اطراف کشور هم راجع به اموری که اجرا می شود، چیزهائی که بر خلاف دستور اسلام و جمهوری اسلامی است اجرا می شود، این را انکار ندارند و نداریم لکن راجع به اینکه این جمهوری اسلامی لفظی است و واقعیت ندارد و نظام شاهنشاهی است این هم، یا بعضی می گویند بدتر از نظام شاهنشاهی است. من راجع به اصل نظام و متصدیان این نظام مختصراً چند کلمه عرض می کنم. اینهائی که می گویند که جمهوری اسلامی هم همان نظام شاهنشاهی است لکن با یک لفظی، یک لفظی را برداشتند روی نظام شاهنشاهی گذاشتند و اسمش را گذاشتند جمهوری اسلامی، محتوا هم همان نظام شاهنشاهی است من در عین حالی که نمی خواهم از هیچ کس به طور مطلق یک تائیدی بکنم، من می خواهم یک مقایسه ای بکنم، نظام شاهنشاهی را با این نظام یک مقایسه بکنم و بین کسانی که در این نظام متصدی امور هستند و در نظام شاهنشاهی یک مقایسه بکنم، ببینم که این حرفی که می زنند صحیح است یا این حرف هم، همان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 81

اشخاصی که از نظام شاهنشاهی هستند و آن بهره هائی که در نظام شاهنشاهی می بردند اینجا دیگر امکان ندارد، می زنند.
در نظام شاهنشاهی در رأس آقای آریامهر بودند و بستگان آقای آریامهر، آن روز شاه معدوم بود و بستگانش. امروز، آقای بنی صدر را ما با او مقایسه می کنیم برای اینکه بالاترین چیزهائی که در جمهوری هست، مقامی که در جمهوری هست، ریاست جمهوری است، ما مقایسه می کنیم بین این دو آدم و عائله این دو آدم ببینیم که این همان نظام شاهنشاهی است یا نه، این که در رأس است با او فرق دارد در عین حالی که من نمی خواهم بگویم به طور مطلق مطلب درست است، اینکه من می گویم یعنی اینها به طور مطلق دلخواه هستند لکن می خواهم اندازه بی انصافی اینهایی که این حرف را می زنند با مقایسه بین همه متصدی ها در این زمان و همه متصدی ها در زمان رژیم پهلوی. زندگی هائی که آنها داشتند و استفاده هائی که آنها، استفاده های مادیی که آنها داشتند و از طریق درآمدهای این کشور در بانک های خارجی آنقدر مبالغ ریختند و زندگی شان را در اینجا و پارک های عظیم و املاک عظیم و دستگاه های طاغوتی بزرگ آن طرف، زندگی ساده رئیس جمهور هم این طرف، اینها شبیه به هم هستند؟! ما یک اعلیحضرت قدر قدرت را، ملت ما یک اعلیحضرت قدر قدرت را که بر تمام جمعیت این کشور حکومت طاغوتی می کرد و درآمدهای این کشور را خود و وابستگان خود می بردند و یک تتمه هم به خارج می دادند و نفت ما را به آنطور به خارج دادند و برای ما چیزی در مقابل آن حاصل نشد آیا ما، ملت ما یک اعلیحضرت همایونی آریامهر را برداشته و یک اعلیحضرت همایونی رئیس جمهور گذاشته است؟! دستگاه این با دستگاه او مثل هم است؟! چپاولگر است این آدم هم مثل اینکه آنها چپاولگر بودند؟! عائله ایشان هم مثل عائله آنها هست و زندگی می کنند؟! شما و ما آن مقداری که با کمی اطلاع از آنها مطلع هستیم و شما هم قصرهای آنها را در تهران دیده اید و در جاهای دیگر هم هست و درخارج هم بوده، حتی در طول یک سال چند ساعت که آن اعلیحضرت قدر قدرت می خواستند در یک شهرستانی بروند برایشان یک دستگاه های عظیم با پول همین ملت درست کردند که آقا می خواهند چند ساعت در سال تشریف ببرند در آنجا. حالا آقای بنی صدر هم همانطور است در هر شهری دستگاه های عظیمی از پول ملت درست کرده که اگر دو ساعت بخواهد آنجا برود، برود در آن دستگاه ها. و آیا خانه دارد این آقا جز یک خانه ای که شنیده ام از پدرش دارد؟! عائله ایشان آنجور عائله است؟! مثل اشرف پهلوی هم در عائله ایشان هست؟! مثل فرح هم در عائله ایشان هست؟! مثل شمس پهلوی هم در عائله ایشان هست؟! مثل برادرهای آن آدم هم اینجا همانطور هستند و دارند سلطنت می کنند و من و شما بی اطلاع هستیم از این سلطنت؟! اینهائی که می گویند که همان شاهنشاهی است و ما اسمش را عوض کرده ایم حالا محتوای جمهوری اسلامی همان محتوای شاهنشاهی است، خوب این یک نفر از اشخاصی که در رأس واقع است آیا زندگیش را نمی بینند اینها، الان نمی بینند که زندگیش را وقف این کرده است که برود برای این ملت خدمت بکند و آنها یک روز این کار را نگرده اند، این راجع به جمهور. یک ارگان دیگری که در آن نظام بوده است و در این نظام، هیات

صحیفه نور جلد 14 صفحه 82

وزرا و نخست وزیر. آیا محتوای این جمهوری اسلامی همان محتوای نظام شاهنشاهی است و این یک نظام شاهنشاهی است با اسم عوضی؟! و آیا آقای رجائی مثل ازهاری است، مثل بختیار است، مثل شریف امامی است که این ملت را به مسلسل بستند و آنهمه جنایات کردند؟! حالا هم آقای رجائی یک دستگاهی دارد و دارد شلوغ کاری می کند و این ملت را دارد قتل عام می کند و ماها مطلع نیستیم و این نویسنده های بی انصاف مطلع هستند؟! آیا زندگی آقای رجائی و سایر وزرا از قبیل وزیر کشور و دیگران نظیر زندگی ازهاری ها و شریف امامی ها و بختیارهاست؟! و جنایات آنها را هم ایشان دارد انجام می دهد با اسم جمهوری اسلامی، اینطور است مطلب؟! ملت ما آقای رجائی را اینطور شناخته اند؟! اینهائی که می گویند فرقی نکرده، آقای رجائی را هم مثل بختیار می دانند که حتی آن آنی هم که می خواست فرار کند، دستور قتل عام داد و یا مثل ازهاری می دانند و یا مثل امثال اینها؟! فقط اسم عوض شده لکن محتوا، آقای رجائی همان شریف امامی است و همان کارها را می کند یا به مردم تعمیه کردیم و اسم نخست وزیر جمهوری اسلامی رویش گذاشتیم لکن این همان نخست وزیرهای زمان سابق است با اسم عوضی، مسأله اینطوری است؟! شما بروید زندگی همین آقای نخست وزیر و همان وزرائی که در خدمت هستند و مشغول زحمت هستند برای ملت، بروید زندگی های آنها را ببینید و بروید زندگی هائی که آنها داشتند سابق ببینید، اعمال اینها را بیبنید و اعمال آنهائی که سابق متصدی امر بودند ببینید. ببینید که جمهوری اسلامی همان رژیم شاهنشاهی است یا نه، این جهتش هم با آن بین زمین و آسمان فرق دارد اگر هم اشکالی دارند، و اشکالی مردم به اینها دارند، آن اشکال نیست که شما دارید چپاول می کنید مردم را، قتل عام می کنید. می گویند مثلاً نتوانستید خیلی کار انجام بدهید، نتوانستید این گرفتاریی که در ظرف پنجاه و چند سال برای این ملت پیش آمده است شما باید در ظرف چند روز نتوانستید این کار را بکنید یعنی شما نتوانسته اید معجزه بکنید، آقای رجائی و ما هم قائل نیستیم که دولت حالا یک دولت معجزه آفرین باشد لکن خوب خدمتش را دارید می بینید، زحمات اینها را هم دارید می بینید، وضع زندگی شان و سادگی زندگی شان و اینها را هم دارید می بینید. پس این هم که با آن حرفی که این آقایان توی خانه هایشان نشسته اند و می نویسند با آن فرق دارد. می آئیم سراغ مجلس مجلس هم یکی از چیزهائی است که در جمهوری اسلامی هست و در نظام شاهنشاهی مشروطه به اصطلاح هم بوده مجلس سابق را شما یک مقداریش را دیده اید و من هم خیلی اش را دیده ام. آیا مجلس سابق و روسای مجلس سابق مثل مجلس حالاست؟! و مثل رئیس مجلس حالاست؟! آیا وضع مجلس و وضع افرادی که در مجلس هستند و شخصیت های مردمی که الان در مجلس هست و شخصیت های طاغوتی که در مجلس سابق بود یک طور است و ما همان طاغوت ها را، ملت ایران همان طاغوت ها را رأی به آنها داده اند و آورده اند به یک مقامی رسانده اند و آنها هم مشغول همان کارهائی هستند و جعل همان قوانینی هستند که در زمان شاه سابق بود، مجلس جمهوری اسلامی عین مجلس رژیم شاهنشاهی است با عوض کردن یک کلمه، به جای اینکه بگویند مجلس شورای ملی شاهنشاهی آریامهری، ما اسمش را گذاشته ایم مجلس شورای اسلامی، از جمهوری

صحیفه نور جلد 14 صفحه 83

اسلامی، مطلب اینطوری است در نظر ملت؟! یا این کسی که قلمش را دست گرفته و آن کنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهوری اسلامی، می خواهد همان سلطنت شاهنشاهی باشد یا شبیه آن تا بتواند این هم استفاده هائی که آنها می کردند و رفقای آن عصرش می کردند حالا بکنند. ملت ما همه شان جمع شده اند با هم، شاهنشاهی را از بین بردند و یک رژیم شاهنشاهی دیگر درست کردند؟!
این اهانت به یک ملت نیست که بگویند که همه تان خوب این که با آراء ملت چه شده است، رئیس جمهورش با آراء ملت شده است و مجلس شورایش هم به آرا ملت شده است و وزرائش هم به واسطه با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد می کرد که یک جوان هائی را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند و یک رژیم شاهنشاهی را به یک رژیم شاهنشاهی تبدیل کنند؟! آیا ملت ما اینطور هستند که خودشان با دست خودشان جوان هایشان را، خونشان را بدهند و رژیم شاهنشاهی را با یک اسم دیگری بر پا کنند؟! مسأله اینطوری است که این آقایان می نشینند و کاغذ و قلم را ضایع می کنند و خودشان را هم مفتضح می کنند؟! آیا رئیس مجلس امروز ما مثل روسای مجلس سابق است؟ حتی آن روسای مجلسی که خیلی هم به قول خودشان ملی بودند لکن از اشراف بودند و از طبقاتی بودند که دارای زندگی های کذا و کذا و نوکرها و اوضاع طاغوتی عظیم، آیا مسأله اینطوری است که اینها می گویند؟!
یک چیز دیگری هم قوه قضائی است. آیا شورای قضائی این عصر، زمان جمهوری اسلامی و رئیس دادگاه، روسای دادگاه ها و رئیس دیگر از ارگان های قضائی همانطور هستند که در رژیم شاهنشاهی بود؟! آیا آقای دکتر بهشتی هم و آقای موسوی اردبیلی هم همان ها، قاضی هائی هستند که در آنوقت بودند؟! آیا وضع قضاوت را در آن وقت اطلاع ندارند مردم؟! آیا قاضی هایی که در آن وقت بودند البته یک قشرشان که الان هم در کار هستند اینها خوب بودند لکن آن تصفیه شده ها را مقایسه بکنید با اینهائی که الان هستند، این آقای موسوی اردبیلی را که چند روز پیش از این نماز جمعه آنطور را خواند و آنطور برای ملت دلسوزی کرد، مثل همان رؤسای دادستانی هستند که سابق بودند؟! و این مردم که آمدند اقتدای به ایشان کردند و به آنها اقتدا نمی کردند مردم می خواستند دنیا را بازی بدهند یا خودشان بازی بخورند؟! یک طاغوتی را برداشتند و یک طاغوت دیگر گذاشتند؟! یک قاضی به ناحق را برداشتند و یک قاضی به ناحق جایش گذاشتند؟! یک رئیس دیوانعالی را برداشتند و یک رئیس دیوانعالی طاغوتی دیگری گذاشتند به جایش، اینها همان ها هستند؟! کارهایشان هم همان است؟! زندگی هایشان هم مثل همان هاست؟! خوب اینها، باید بررسی بکند ملت، ببیند که مسأله اینطوری است و این ملت می خواهد مردم دنیا را بازی بدهد یا می خواهد یک قشرش یک قشر دیگر را بازی بدهد؟! اینها باید بررسی بشود تا بفهمیم که همان حرفی است که می گویند که یک رژیم طاغوتی را برداشتید یک رژیم طاغوتی دیگری هم جایش گذاشتید؟! این هم راجع به قضات که من نمی خواهم بگویم که قضات سابق چه اشخاصی بودند و از چه صنف مردمی بودند، این را من نمی خواهم بگویم که حتی کمونیست هم تویشان بود. قاضی شرع، قاضیی که می خواهد بر طبق موازین عمل کند کمونیست است

صحیفه نور جلد 14 صفحه 84

و بدتر از آن هم تویشان بوده، حالا هم اینطور است؟! شورای قضائی ما الان مثل قضات آنوقت هستند و دادگاه های ما، دادگاه های قضائی ما هم همانطور است؟! من باز نمی خواهم بگویم که در تمام کشور همه قضاتی که هستند درست هستند، هیچ همچو صحبتی نیست، من صحبتم همین است که اینکه می گویند تغییر اسم است و رژیم شاهنشاهی برداشته شده است و همین رژیمی هم که هست همان رژیم شاهنشاهی است من می خواهم بگویم که مقایسه این دو تا را با هم بکنیم، ببینیم که واقعاً مسأله اینطوری است و ما ادعای دروغی داریم می کنیم و ملت ما هم همچو خدای نخواسته بی شعور و بی فرهنگ بوده اند که به دست خودشان رژیم شاهنشاهی را از بین برده اند و به دست خودشان یک رژیم شاهنشاهی دیگر آورده اند؟! مسأله اینطور است؟! این هم یکی از جاها هست که البته نارسائی های قضائی در سرتاسر کشور هست لکن حالا مثل سابق است؟!
و یکی از امور دیگر رادیو تلویزیون است، رادیو تلویزیون حالا با اینکه باز تسلط به آن پیدا نشده و نتوانسته اند آنطوری که دلخواهشان است درست بکنند مثل رادیو تلویزیون زمان رضاخان و محمدرضا است؟! زمان محمدرضا که همه وضع رادیو تلویزیون را دیده اید حالا رادیو تلویزیون همان رادیو تلویزیون شاهنشاهی است و ما یک اسمی عوض کردیم، برنامه ها همان برنامه های سابق و آن بساطی که در تلویزیون بود و آن حرف هائی که در آنجا و آن نمایش ها و آن فیلم ها همان فیلم ها هست حالا؟! یا نه، این با آنها فرق دارد. در عین حالی که باز نتوانسته اند به تمام معنا اصلاح کنند لکن بین این رادیو تلویزیون با آن رادیو تلویزیون آن سال که بسیاری از شما آن را دیدید یک جور هستند؟! همان رادیو تلویزیون زمان طاغوت است اینجا اسمش را عوض کرده اند؟! یا نه مسأله، این نیست و قلمدارها منحرف هستند.
می رویم سراغ قوای مسلحه، از ارتش شروع می کنیم تا بیائیم سراغ این رفقائی که الان موجودند اینجا ارتش حالا و فرماندهان ارتش حالا مثل ارتش شاهنشاهی بود و فرماندهان هم همان، فرمانده ها هستند؟! آن سپهبدها، آن سرلشگرها، آن بالا و پائین ترها اینها هم همان جور هستند؟! وضع زندگی شان مثل آن سپهبدها هست؟! مثل سپهبد باتمانقلیچ است حالا هم؟! منتها یک لفظی را ما تغییر داده ایم به جای دیگری و مردم جمع شده اند یک باتمانقلیچ را بردارند یک باتمانقلیچ دیگری جایش بگذارند با همان ترتیب با همان وضع و ارتش هم به همان نظام سابق است و با همان وضع سابق است و تغییری هیچ نکرده، یا بین این دو تغییر زیاد شده است و اگر نقیصه ای هم باشد، خودشان مشغول هستند، دارند درست می کنند. پس این هم که نه رؤسای فرماندهان ارتش مثل آن فرماندهان باشند. فرمانده ارتش حالا با فرمانده ارتش سابق زمین تا آسمان در طرز تفکر، در طرز عمل و در زندگی روزمره اش فرق دارد. پس این هم که با آن یکی نشد که یک لفظی را به جای لفظ دیگری.
خوب ژاندارمری چطور؟ ژاندارمری آنوقت آنطور بود که رضاخان وقتی که وارد شد در یک پادگان ژاندارمری دست در جیبش گذاشت که مبادا از جیب او دزدی کنند، با اینکه خودش در رأس، در رأس دزدهاست. شما هر کدام که درک کردید آن زمان ژاندارمری را و مبتلا شدید به دست اینهائی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 85

که سر راه ها گذاشته بودند می دانید مطلب را. حالا هم آنطوری است؟! ژاندارمری حالا هم مشغول به غارتگری و دزدی و این چیزهاست؟! یا نه، حالا اینطور نیست. ملت ما جمع شدند یک دسته غارتگر را کنار گذاشتند یک دسته غارتگر دیگر را به جای آنها گذاشته اند؟! یک دسته دزد را برده اند یک دسته دزد دیگری را به جای آنها گذاشته اند؟! یا این قلفرسائی های انحرافی برای این است که نمی توانند ببینند این جمهوری را؟ مبادی مختلف هم دارد در نفوس خبیثه آنها.
خوب، شهربانی چطور؟ من خودم هم به شهربانی، به کلانتری ها گاهی ابتلاء پیدا کرده ام در جوانی، شما هر کدام مبتلا شده باشید به این کلانتری هائی که در سابق بود می دانید که وضع چه جور بود و مردم در نظر آنها چطور بودند و با مردم چه رفتار می کردند. پاسبان هائی که باید پاسبانی کنند از یک ملت و باید پاسبان ملت باشند آنطور بودند. حالا هم همان است؟! الان هم پاسبان های ما حکومت می کنند به مردم؟! یکی شان می آمد بازار تهران را می بست، حالا همه شان هم بیایند آنجا، اولا می آیند یک همچو کاری بکنند؟! نمی آیند و ثانیاً بیایند ملت همان ملت است که پذیرا باشد این را؟! که این را باید در قضیه خود ملت هم بگوئیم. آن وقت کسی که یک شکایت از کسی داشت می خواست برود به کلانتری، خوف این را داشت که در خود کلانتری گرفتاری برایش پیدا بشود. مردم از کلانتری آنطور می ترسیدند که از دزدهای سر محله، از چاقوکش ها. حالا هم آنطوری است؟! مردم آنطور می ترسند از کلانتری ها و از شهربانی و اینها و شهربانی ها و کلانتری ها هم همان معاملات زمان سابق را دارند یا نه، این آقایان نویسنده ها دلشان می خواهد آنوقت باشد لکن خوابشان آشفته است.
 

پاسداران، خدمتگزاران خودجوش انقلاب

پاسدار در آنوقت نبود، چرا نبود؟ برای اینکه پاسدار با وضع طاغوتی موافق نبود. پاسدار طرفدار ظلم و طرفدار طاغوت نبود، یعنی ملت نبود آنوقت پاسداری نبود. ملت چون مخالف بود با رژیم شاهنشاهی، مخالف بود با طاغوت پشتیبانی از طاغوت را حرام می دانست، خلاف اسلام می دانست، خلاف قرآن مجید می دانست. بعد از اینکه انقلاب شد اینها در همه کشور، سرتاسر خودشان جوشیدند از بین ملت و بیرون آمدند و حفاظت کردند این کشور را و حالا هم مشغول به خدمت هستند. اینها هم یک دسته ای هستند که همان طاغوت هستند، منتها اسمی عوض کرده اند؟! آنوقت رؤسای اینها را بهشان می گفتند که فلان و حالا روسا همان ها هستند، همان چپاولگرها هستند و خود پاسدارها هم همان چپاولگرها هستند با اسم اسلام؟! مسأله در بین ملت اینطوری برداشت می شود؟! من خواهم بگویم که همه پاسدارها در سرتاسر کشور خوب عمل می کنند، من گله دارم از بعضی از آنها و جداً می خواهم از آنها که توجه داشته باشند که این قلم ها در کار است، این اشخاص جانی با قلم های جنایتکارشان در کار است کوچکترین انحرافی که از شما ببینند به بزرگترین انحراف معرفی می کنند و قلمفرسائی می کنند. این هم راجع به پاسدارها، پاسدارها آنوقت نبودند از باب اینکه طاغوت را نفی می کردند. بعد هم که طاغوت از بین رفت اینها یک جمعیت متعهدی، مؤمنی برای حفظ

صحیفه نور جلد 14 صفحه 86

نظم در ایران پیدا شد و اینطور نبود که اینها همه شان، شماها همه که اینجا نشسته اید همان طاغوت سابق هستید یک اسمی عوض کرده اید و در سرتاسر کشور هم اینطوری است؟!
 

تحول در ملت عامل سرنگونی رژیم جبار دو هزار و پانصد ساله

می آئیم سراغ ملت که ببینیم ملت هم همان است؟ تحول پیدا کرده است یا نه؟ این ملت از جهات مختلف در آن باید صحبت بشود لکن من بعضی چیزهایش را می گویم. این ملت همان بود که یک پاسبان می آمد توی بازار می گفت که روز چهارم آبان است همه باید بیرق بزنید، احدی به خودش اجازه اینکه تخلف بکند نمی داد و اگر تخلف می کرد او را جلب می کردند و چه می کردند. چه شد که این ملت اینطور شد که یک وقت از یک پاسبان آنطور می ترسید یک وقت هم ریخت در خیابان و گفت ما اصلاً رژیم شاهنشاهی نمی خواهیم. شما این را کم حساب می کنید؟ رژیم شاهنشاهی ای که دو هزار و پانصد سال با قدرت تمام و شیطنت تمام بر این ملت حکومت کرد حتی این عادلشان که معروف به عدالت است از بدترین جنایتکارهای دنیا بوده است و در آن زمانی که ما در آن زندگی می کردیم این، جنایات را با ملت می کردند که نتوانند اینها نفس شان درآید این چه تحولی بود که در این ملت پیدا شد که یک رژیم دو هزار و پانصد ساله با تمام قدرتی که داشت و تمام قدرت هائی که دنبال سر او بودند از قبیل آمریکا و شوروی و سایر قدرت های دیگر این چه تحولی پیدا کرد این ملت که اعتنا به این قدرت ها نکرد و قیام کرد و تمام این قدرت ها را عقب زد و غلبه کرد بر تمام آنها؟ آیا این ملت همان ملت زمان شاهنشاهی است در روحیات و ما اسمش را عوض کردیم می گذاریم که ملت زمان جمهوری اسلامی؟! این ملت زمان جمهوری اسلامی همان ملت زمان شاهنشاهی است با تغییر اسم یا نه، تحول پیدا شد؟! یک روزی از یک پاسبان می ترسید یک بازار تهران، یک روزی بازار تهران و همه ملت ریختند در خیابان ها گفتند ما اساس سلطنت را نمی خواهیم، نه از تانک های آنها و نه از مسلسل های آنها و نه از توپ و تشرهای آنها نترسیدند و همین شجاعت انسانی که داشتند با مردانگی زن و مردشان ریختند در خیابان ها و رژیم شاهنشاهی را از بین بردند.
آیا بانوان ما امروز با بانوان زمان اعلیحضرت یکی است، ما اسمش را تغییر داده ایم؟! جمهوری اسلامی فقط یک اسمی است بی محتوا، مردها، همان مردها و زن ها هم همان زن ها و همه چیزش همان چیز؟ آیا زن های زمان طاغوت را آنهایی که در تلویزیون پیدا می شدند، آنهایی که در خیابان ها پخش بودند همان ها هستند اینها؟! یا آنها به جهنم رفتند و بانوان ما مثل مردان شجاع و مثل شیران شجاع بیرون آمدند و جمهوری اسلامی را به دست خود آنها و برادرهایشان اقامه کردند و محتوا همان نیست و لفظ عوض شده باشد یعنی الان در خیابان های ما همه اینهایی که در خیابان هستند از همان عروسک های زمان سابق است ما لفظش را عوض کرده ایم، یا نه محتوا عوض شده است؟! آن قلم هایی که در این باب می نویسند و عقده های خودشان را می خواهند با قلم خودشان صاف کنند، یا می خواهند همان بساط شاهنشاهی را یا نظیر او یا بدتر از او را دوباره در ایران بیاورند و به مسند

صحیفه نور جلد 14 صفحه 87

قدرت خودشان بنشینند و مردم را اسیر خودشان کنند، این قلم ها که می گویند که محتوا تغییری نکرده است همان است، منتها یک اسمی آنوقت داشت، اسمش رژیم شاهنشاهی بود، حالا هم همان رژیم شاهنشاهی است لکن اسمش عوض شده. خوب می رویم توی خیابان های تهران و سایر شهرستان ها و توی خیابان هایی که از تهران تا شمیرانات کشیده شده در زمان شاهنشاهی و حالا هیچ فرقی نکرده لفظش تغییر کرده؟! همان عشرتکده ها الان در سرتاسر این خیابان ها و این شمیرانات و جاهای دیگر همان ها هست و همان مشروب فروشی ها در همه ایران هست؟! و همان مراکز فساد در همه جا هست؟! و همان سینماها با آن وضع هست؟! لکن ما اسمی عوض کرده ایم، واقعیت هیچ تغییری نکرده، همان واقعیت است و ما اسمش را عوض کردیم! مسأله اینطوری است؟! این نویسنده ها چه کسی راخواهند بازی بدهند؟ این ملتی که خودشان حاضر بودند از اول تا حالا، در صحنه بودند ملت کنار گذاشته نشده بود و یک دسته ای حکومت کند و یک دسته ای مقدرات اینها را به دست بگیرد و اینها را اصلاً از هیچ امری آگاه نکند، ملت همین ملتی بودند که آگاهانه آمدند به میدان و آگاهانه بچه هایشان را، جوان هایشان را از دست داده اند، برادرانشان را از دست داده اند و آگاهانه یک رژیم طاغوتی ر به یک رژیم طاغوتی دیگر تبدیل کرده اند؟! الان شما از آن مشروب فروشی ها در خیابان ها فراوان می بینید و اسمش را عوض کرده اید؟! از آن مراکز فساد در همه ایران مثل زمان شاهنشاهی هست، منتها در عین حالی که آنها هست شما اسمش را عوض کرده اید؟!
 

توطئه گرها و قلم های بازیگر بیمار هستند

مسأله اینطوری است که آن آقایان توی خانه هایشان می نشینند و می نویسند یا گاهی برای رفقایشان می گویند و گاهی توطئه ها دارند که از آن توطئه ها هم بی خبر خیلی نیستیم، - مسأله اینطوری - آن مرضشان را بگویند، بیمارند اینها. آن مرض واقعی ای که دارند بگویند. مرض واقعی این است که اسلام آمد منافع ما را از دست مان گرفت، ما از اسلامی که منافعمان را، منافع مادیمان را از دست بگیرد ما بیزاریم. من نه اینکه اعتقادم این باشد که شما آقایان و همه ملت ما از این مطالبی که من امروز گفتم بی اطلاع باشند لکن تذکرش خوب است ممکن است در بین این جمعیت های زیادی که هستند بعضی ها توجه شان درست نباشد و بازی بخورند از این بازیگرها، این نویسنده ها بازیگرند. این قلم هایشان قلم های بازیگری است، اینها با هر حیله ای که هست می خواهند این ملت را دلسرد کنند و به این ملت بگویند که تغییری نکرده، همان بوده است که هست، حالا هم همه این ارگان ها همان است و شما که جمع شده اید و رأی داده اید به رئیس جمهور و رأی داده اید به جمهوریت اسلامی و رأی داده اید به وکلای خودتان، همان ها را شما آورده اید و سرکار گذاشته اید. همان بساط سابق است اینها هم همان کارها را دارند انجام می دهند. این را همه می دانید دروغش را، لکن من خوف این را دارم که بعضی ها توجه نداشته باشند راجع به، بعضی مسائل را باور کنند و باز من تکرار می کنم که نارسائی ها داریم و زیاد است لکن شما توقع نداشته باشید که، (در طول تاریخ و خصوصاً این پنجاه سال آخر با

صحیفه نور جلد 14 صفحه 88

تمام قوا کوشش کرده اند که این مملکت را وابسته کنند و از بین ببرند و همه چیزش را فاسد کنند و جوان های ما را فاسد کنند و) ما بتوانیم و شما بتوانید و دولت بتواند در ظرف یک مدت کمی، یک سالی، دو سالی همه این کارها را انجام بدهد. خصوصاً با این توطئه های عظیمی که هست و گرفتاری به این جنگی است که از قراری که شنیدم بعضی از برادرهای جنگزده ما هم در این مجلس هستند. شما می دانید که یک کشور به این عرض و طول و بزرگی که همه جایش را خراب کردند، کشاورزیش را با اسم اصلاحات خراب کردند، کارخانه های ما را همه را وابسته کردند، تمام شؤون ما، فرهنگ ما، اقتصاد ما، ارتش ما همه وابسته بودند شما تا حالا اعجاز کرده اید که اینقدر هم عمل کرده اید. اینقدری که این ملت که کمک کار دولت و همه ارگان های دولتی است اینقدر عملی که تا حالا شده است جزء معجزات است، در طول پنجاه سال آن خرابی ها شد و عمران اینها مختصری شد و در طول دو سال آنهمه کارها و خدمت ها در همه کشور خصوصاً روستاها که منسی بودند و هیچ کس به آنها اعتنا نمی کرد و آنها را جزء این ملت حساب نمی کردند، امروز در تمام این روستاها یا بسیاری از کارها انجام گرفته است یا در دست انجام گرفتن است.
این قلم ها می خواهند که ملت را دلسرد کنند در عین حالی که ملت خودش وارد عمل هست لکن باز احتیاطاً آنها حرف را می زنند منتشر هم می کنند به افراد هم می گویند که نه، خبری نشده است جمهوری اسلامی هم کاری از آن نیامد اسلام هم از آن کاری نمی آید و همین ها در خارج منعکس بشود، آنهائی که در خارج هستند بی اطلاعند از وضع ایران، باورشان بیاید. آنها دلشان را خوش می کنند به اینکه بگذارید خارجی ها باور کنند و شاید یک فرجی برای این ستمکارها پیدا بشود و ایران به آن حال برگردد و اینها هم مشغول بشوند به آن کارهایی که دلشان می خواست بکنند. من اینکه شما را زحمت دادم و این واضحات را برای شما گفتم برای این است که توجه داشته باشید که این انگل هائی که می خواهند نباشد اسلام و می خواهند نباشد نظام جمهوری اسلامی و از این صدمه دیدند، در بین مردم، در بین جوان ها، در بین مدارسی که هست، افتاده اند و از این حرف ها می زنند و این بزرگتر اهانتی است که به یک ملت می کنند که ملت خودش با دست خودش یک طاغوت را کنار گذاشته و یک طاغوت را به جای او گذاشته. این اهانت بزرگی است به خود ملت برای اینکه کسی نیامده است با زور جمهوری اسلامی را تحمیل کند به شما، خود شما رفته اید و رأی داده اید و تقریباً بیست و دو میلیون از جمعیت ما رأی داده. این بیست و دو میلیون غرضشان این بوده است که جمهوری اسلامی یک لفظی باشد و همان رژیم سابق شاهنشاهی در کار باشد یا خیر، این بیست و دو میلیون را بعضی ها بازی داده اند که بیائید رأی بدهید و اینها نظرشان این بود که همان جمهوری اسلامی همان بساط شاهنشاهی باشد و بیست و دو میلیون جمعیت را یکی دو نفر یا صد نفر یا دویست نفر بازی داده اند و برده اند پای صندوق ها، بزرگتر اهانتی که به یک ملت است این است که به ملت بگویند که تو بازی خورده ای از چند نفر آدم و آن چند نفر آدم چه کسانی هستند که این ملت را بازی داده اند. در هر صورت گوش ها و چشم ها باید باز باشد و خیال نکنید که خارجی ها با وساطت انگل های داخلی شان از ما دست بردارند به این زودی، ما

صحیفه نور جلد 14 صفحه 89

سال های طولانی مبتلا هستیم و خودتان را مهیا کنید برای ساختن کشورتان و ارزش دارد که ما یک ده سال، پانزده سال زحمت بکشیم و رنج ببریم و کشورمان مستقل بشود و از دست و چنگال این گرگ های آدمخوار بیرون کشیده بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین اداره سیاسی - ایدئولوژیک شهربانی های سراسر کشور و نمایندگان کلانتری های تهران

تاریخ: 1359/12/04

 

همه متعهد برای اسلام هستید و کلمه افتراق بین شماها طرح شیطانی قدرت های بزرگ است

بسم الله الرحمن الرحیم
من امروز یک کلمه با شما آقایان و عزیزان که از قرار مذکور از اطراف کشور آمده اید و رؤسای کلانتری و رئیس شهربانی یک کلمه عرض می کنم و بعد برای مسائلی که باید همه در آن شرکت داشته باشند بعض مطالب عرض می کنم. شما می دانید که وضع شما و تمام عزیزانی که در سرتاسر کشور برای نظم شهرها مشغول فعالیت هستند، با زمان طاغوت فرق دارد. آن روز ملت به شهربانی نظر دیگر داشت و امروز نظر مساعد، نظر برادری، نظر دوستی و پشتیبانی از شما ملت می کند. شما امروز قوای انتظامی مملکت اسلامی هستید و رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیةالله است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم. شما در سرتاسر کشور، با تعهد باید از داخل شهرها، را حفظ کنید و امروز با شما ملت هم موافق هستند و پشتیبان شما هستند و شما باید با پشتیبانی ملت می توانید که این شرارت هائی که گاهی در سطح شهرها می شود، جلویش را بگیرید با نصیحت والا با قدرت. کسانی که بخواهند اختلال کنند در هر امری از امور، چه در سخنرانی هائی که از طرف شخصیت ها می شود و چه در اجتماعات مطابق قانونی که با اجازه وزیر کشور اجتماعات حاصل می شود، باید شماها مواظب باشید و سپاه پاسداران هم که در شهرها هستند با شما هماهنگ باشند برای جلوگیری از اینکه در این اجتماعات یک دسته اشرار بخواهند وارد نشوند و بخواهند درگیری ایجاد کنند و همینطور در خیابان ها یک دسته ای از اشرار بخواهند درگیری ایجاد کنند و ناراحتی برای مردم. به حسب قاعده و قانون شما وظیفه دارید و سپاه پاسدارها هم که در شهرها هستند وظیفه دارند که با شما کمک کنند و مردم هم از شما پشتیبانی کنند که اینطور شرارت ها و اینطور درگیری هائی که موجب تشتت قوا می شود، موجب ضعف قوا می شود و با یک برنامه ای مشغول هستند برای شرارت، انجام نگیرد. با قدرت، قوه و با پشتیبانی همه مردم از اینطور امور باید جلوگیری بشود تا در یک سطح آرامی مردم مشغول به کارهایشان باشند. و بعضی از این اشرار که مشغول ترور هستند یا مشغول انفجار بعضی جاها هستند باید اطلاعات حاصل بشود و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 95

پیگیری بشود و اینها معرفی بشوند به دادگاه ها و دادگاه ها آنها را مجازات کند به آن مجازاتی که اسلام برای آنها تعیین کرده است و آن مجازات سختی است. برادران من! شما امروز برادر هستید با اهالی مملکت و کشور شما در معرض این است که کفار و اشرار بخواهند که این جمهوری اسلامی را به هم بزنند با اینکه انشاءالله نمی توانند، لکن باید شماها در داخل شهرها و ژاندارمری، در بین شهرها و ارتش، در سراسر مرزها با کمال توجه مراقب باشند، مراقب اشرار داخلی و مراقب اشرار خارجی. کشور مال همه شماها هست و امروز روزی نیست که هر طایفه ای مثلاً شهربانی برای خودش مستقلاً در مقابل ژاندارمری بایستد، ژاندارمری در مقابل شهربانی، ارتش در مقابل هر دو و هر دو در مقابل اینها و پاسداران و سایر قشرهای مسلح در برابر اینها. امروز روزی است که یک مقصد در کار است و این مقصد همه شماست، یک مطلوب در کار است و آن مطلوب همه شماها هست و او حفظ جمهوری اسلامی که، حفظ اسلام است و حفظ کشور اسلامی و در یک همچو موقعیتی مقابله بعض گروه ها با بعض گروه ها خصوصاً گروه های مسلح، نظامی و انتظامی موجب فساد بزرگ می شود و موجب این می شود که خدای نخواسته انسجام از بین برود و با رفتن انسجام حتماً آسیب خواهد واقع شد. شما همه موظفید که با هم و با سایر قوای مسلح همدم باشید، هم نفس باشید خصوصاً در این موقع استثنایی که همه ماها و همه شماها و همه افراد کشور موظفند که با هماهنگی جلو اجانب را و آنهائی که می خواهند باز آن مسائل سابق را پیش بیاورند و کشور ما را برسانند به آن حال اول خدای نخواسته و همه چیز ما را از بین ببرند و شما باید بدانید که اگر خدای نخواسته این جمهوری اسلامی شکست بخورد، شکست برای همه مسلمین در همه اعصار است. اگر امروز جمهوری اسلامی مقاصد خودش را پیش برد، دست قدرت های بزرگ را از کشور خودش تا ابد قطع کرد و این تفاله هائی که مانده است از رژیم سابق آنها را به قبرستان فرستاد و جمهوری اسلامی را آنطوری که خدای تبارک و تعالی امر و مقرر فرموده است مستقر کرد، این معنا موجب این می شود که کشورهای اسلامی و خصوصاً کشور شما بیمه بشود و هیچ کسی نتواند آسیب برساند و این امر در سایه اتحاد همه قواست. همه قوای مسلح باید با هم متحد باشند، نباید هر قوه ای گمان کند که من خودم علیحده هستم. امروز همه ما در این موقع استثنایی باید یگ گروه را به حسب واقع تشکیل بدهیم و آن گروه ضربت در مقابل ابرقدرت ها. و من امیدوارم که شماها موفق باشید به اینکه هر مقداری تان که در داخل شهرها هست، در داخل شهرها نظام را و انتظام را به طور کامل ایجاد کنید، با قدرت کامل جلوگیری کنید از نابسامانی ها و از شرارت ها و هر کدام شما که در جبهه ها هستند که در این موقع استثنائی باید هم، همه قوا در جبهه ها باشند، آن مقداری که می شود باشند، آنها هم در آنجا هماهنگ باشند تا اینکه انشاءالله به پیروزی برسیم، به پیروزی نهائی که سعادت همه ملت است در دنیا و در آخرت و آن چیزی که من برای همه قوای مسلحه باید عرض کنم همین معناست منتها نسبت به همه است. ما نباید در مرزها که مشغول هستیم و دوستان ما، عزیزان ما در آنجا دارند فداکاری کنند این مسأله اصلش طرح بشود که من سپاهی هستم و آن ژاندارمری هست و آن ارتشی هست و آن پاسبان هست، طرح این مسأله اصلا در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 96

یک همچو موقع استثنایی یک طرح باطل است و از قراری که من شنیده ام، از همین ستون پنجم اشخاصی هستند که وارد می شوند در مرزها و در بین افرادی که در آنجا هستند، گروه هایی که در آنجا هستند هر طایفه ای را از طایفه دیگر می خواهند جدا کنند، سپاه پاسداران را می خواهند از سایر قوا جدا کنند، در بین آنها می روند یک حرف هائی می زنند از ارتش و ارتش را می خواهند از اینها جدا کنند، در بین ارتش می روند یک صحبت هایی می کنند به ضد سپاه پاسداران، در صورتی که سپاه پاسداران و ارتش و ژاندارمری و شهربانی و همه با هم هستند و باید اعتنا نکنند به این دسیسه هائی که مشغول هستند برای به هم زدن اوضاع. اگر امروز در مرزهایی که عزیزان ما مشغول فداکاری بشوند یک همچو مسائلی در آنجا طرح بشود که مثلاً پاسدارها چه می کنند و این مخالف با نظم ارتش است و به اینها بگویند ارتش چه خیالی دارد، و اینها را بخواهند مقابل هم قرار بدهند، بدانید که این ضربه ای است که اجانب به ما می خواهند بزنند با دست هائی که در داخل دارند و دست هائی که در خارج دارند. جوان های عزیز ما که مشغول فداکاری هستید و همه متعهد و فداکار برای اسلام هستید! بدانید که کلمه افتراق بین شماها، بین قوای مسلحه و مقابل قرار دادن این قوه با آن قوه، این همان طرح شیطانی قدرت های بزرگ است که در داخل به دست اشخاص فاسد که مع الاسف نفوذ دارند در بسیاری از جاها، دارد انجام می گیرد و این طرح اگر انجام بگیرد، نه شما خدای نخواسته باقی خواهید ماند و نه پاسدار و نه کشور. توجه بکنید به اینکه اعتنا نکنید به مسائل و از اموری که من برای همه قوای مسلح لازم می دانم عدم دخالت در امور سیاسی است. شماها یک مردم صحیح، یک مردم صادق و صاف دل هستید و بعضی از سیاسیونی که نفوذ پیدا کردند از طرف اجانب در بعضی از جاها، اینها یک مردم شیطانی هستند و می خواهند با همان مسائل شما را وارد کنند در سیاست های شیطانی و افتراق بین شما بیندازند. شما خودتان را از این امور کنار بکشید و ابداً گروه گرایی نکنید، شما همه لشکر امام زمان هستید و همه گروه واحد و این گروه واحد جند خدا، لشکر امام زمان، ابداً اعتنا به مسائلی که طرح می شود در آنجا نکنید. اگر چنانچه شماها همه با هم متحد بشوید و هماهنگ و همه قوا با هم هماهنگ بشود و همین طور اسلحه ها در اختیار همه قواها قرار داده بشود و همه با هم جنگ بکنید، در ارتش و سایر قوا اختلاف نباشد، پیروزی شما نزدیک است.
 

چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست

و یک کلمه هم با کسانی که قلم دست شان است و زبان در اختیارشان و آن این است که شما همه و همه ملت می دانند که همه ما باید کوشش کنیم در اینکه وحدت ایجاد کنیم، در اینکه هماهنگی بین جناح ها و گروه ها ایجاد کنیم و من باید عرض کنم که بعضی از زبان ها از چماق بدتر است. چماق کشی و چماق بازی از بدترین چیزهائی است که در آخر سلطنت محمدرضا درست شد از باب اینکه ضعیف شده بود می خواست با چماق خودش را تقویت کند و بعد از انقلاب و در بین انقلاب باز همین چماق ها حتی در حوزه علمیه قم هم به کار رفت و خیابان ها را، شیشه ها را شکستند و خیال کردند با چماق

صحیفه نور جلد 14 صفحه 97

می شود یک چیزی پیدا کرد. و حالا هم همین مسأله هست، لکن آن چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست که فسادش صدها برابر چماق های دیگر است. آنهائی که می خواهند صحبت بکنند و خصوصاً در این چند روز زیاد هم هستند، باید توجه بکنند به اینکه قبل از اینکه می خواهند صحبت بکنند بنشینند و با خودشان فکر بکنند ببینند که این زبان چماق است و می خواهد به سر یک دسته دیگر کوبیده بشود یا اینکه این زبان، زبان رحمت است و برای وحدت؟ اگر چنانچه مالک نفس خودشان هستند و این امر مهم را که مالکیت شخص بر نفس خودش است و حضرت موسی سلام الله علیه یک همچو ادعائی کرد و او بحق بود که به خدای تبارک و تعالی عرض کرد که من مالک هیچ کس نیستم الامالک خودم و برادرم. این یک ادعای بزرگ است که شایسته پیغمبران است. ماها مالک خودمان نیستیم، مالک برادرهایمان هم نیستیم، مالک فرزندانمان هم نیستیم، مالک دوستانمان هم نیستیم، عمده مالکیت خودش است از خودش که انسان وقتی که می خواهد صحبت بکند زبان مملوک او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد نه اینکه شیطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پیدا بکند و حرف ها و چماق ها و اسلحه هائی باشد که از اسلحه صدام برنده تر است.
 

کمال بزرگ انسان این است که حق را برای حق بخواهد

باید اشخاصی که می خواهند صحبت کنند، ببینند که آیا حق را می خواهند برای حق؟ بزرگتر چیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرگ دارد این است که حق را برای حق بخواهد، از حق خوشش بیاید برای اینکه حق است و از باطل متنفر باشد برای اینکه باطل است. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد، این مالکیت داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد، این مالکیت را داشته باشد که از او تنفر داشته باشد و اظهار تنفر کند. کسانی که حق را برای حق می خواهند، اندکند و بسیار اندک، کسانی که باطل را برای باطل بودنش بغض بر آن دارند و تنفر از آن دارند، اندکند و بسیار اندک. انسان خودش هم می تواند بفهمد که چکاره است. انسان باید یک کسی که دشمن او هست پیش او برود ببیند قضاوت او نسبت به این چه هست تا عیب خودش را بتواند بفهمد. انسان نمی تواند از دوستان خودش تعلیم بگیرد، انسان باید از دشمنان خودش تعلیم بگیرد، وقتی که یک صحبتی می کند ببیند دشمن ها چه می گویند و تفکر کند که عیب ها را دشمن ها می فهمند. دوست ها هر چه هم شما عیب داشته باشید و ما عیب داشته باشیم برای اینکه حق را برای حق نمی خواهند و باطل را برای اینکه باطل است دشمن ندارند، به ما می آیند و به شما می آیند و می گویند که چقدر خوب صحبت کردی و چه مقاله خوبی نوشتی، چه مقاله کوبنده ای بود این، چطور حریف خودت را منزوی کردی، چطور حرف های حریف خودت را ولو هم صحیح بود باطل کردی. دوستان انسان دشمنان واقعی انسانند و دشمنان انسان دوستان واقعی انسانند. انسان باید از کسانی که به او خرده می گیرند، از آنها یاد بگیرد، کسانی که از او تعریف می کنند، بداند که این زبان، زبان تعریف خصوصاً در یک اموری که جای انتقاد است تعریف می کنند، این همان زبان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 98

شیطانی است و آن هم تأییدش تأیید شیطانی است. گویندگان ما، نویسندگان ما، کسانی که در این موقع می خواهند صحبت ها بکنند توجه داشته باشند که آیا مالک خودشان هستند؟ می توانند ادعائی را که حضرت موسی پیغمبر بزرگ کرد آنها هم بکنند که (لا املک الا نفسی و اخی) ؟ برادر او هم یک برادری بود که پیغمبر بود و چون پیغمبر بود کلام حضرت موسی برای او کلامی بود که اجرا می شد اما کسی که به این مقام نرسیده است باید بگوید (انی لا املک نفسی و لا اخی) نگوید (لا املک الا نفسی واخی) . برادرهای ما توجه داشته باشید در گفتار شما، در نوشته های شما اگر چنانچه دای نخواسته یک تفرقه ای ایجاد بشود، یک سرکوبی بخواهید از دشمنان به خیال خودتان، از رقیب خودتان بکنید و این موجب بشود که دلسردی برای ارتش حاصل بشود، دلسردی برای سپاه پاسداران، دلسردی برای پاسبانان و شهربانی حاصل بشود و یک قتل هائی واقع بشود به واسطه همین دلسردی، شماها شریک هستید در آن قتل، راضی هستید به آن قتل و در روایات هست که اگر کسی در مشرق کشته بشود و مظلوم کشته بشود و یکی در مغرب به او راضی باشد این هم شریک قتل او است. توجه کنید که قلم های شما شریک خنجرهائی که از پشت به ما می زنند نباشد، توجه کنید که زبان های شما، قلم های شما چماق نباشد و با همان قلم بنویسید که چماق بد است، توجه کنید که قلم های شما و زبان های شما مسلسل نباشد و به سینه این جوان های ما وارد بشود و آنوقت بگوئید که به ما حمله شده است. شما هم حمله کردید، فقط صدام نیست شما هم شریک خواهید بود. قبل از اینکه به نطق ها بروید و قبل از اینکه مقاله بخواهید بنویسید و قبل از اینکه تیترها را بخواهید درشت بنویسید با خودتان خلوت کنید و ببینید که برای چه این کار را می کنید؟ مقصد شما چه است؟ شما حق را برای حق می خواهید یا حق را از رقبای خودتان هم نمی پذیرید؟ باطل را برای باطل از آن متنفر هستید یا باطل را از دوستان خودتان می پذیرید؟ شما خودتان را امتحان کنید، انسان یک موجود عجیب و غریبی است که تا آخر عمر خودش نمی تواند خودش را بشناسد. انسان آن آخر عمر هم اگر بخواهد کشته بشود، به یک طور طاغوتی دلش می خواهد کشته بشود. بعضی از این کفار که در صدر اسلام بودند وقتی آن قاتل می خواسته است سرش را ببرد، گفته است به او از قراری که تاریخ می گوید که گردن من را بلند ببر که جزء سر باشد برای اینکه می خواهم سر من در نیزه که می رود از سایر سرها بلندتر باشد. این مرض را انسان تا آخر عمرش دارد، شما گمان نکنید که تصفیه شدن و انسان شدن یک امری است آسان. اگر آنطوری که شیخ ما می فرمود که محال است، که محال، و اگر به آن شدت هم نباشد مشکل است و از بزرگترین مشکل هاست برای انسان. چه بسا انسان که خیال می کند که دارد کار خوب می کند و کار بد می کند برای آنکه آن خصیصه ای که در او هست، حجاب است از اینکه بتواند تشخیص بدهد خوب را از بد. یک قضیه واقع می شود این یک قضیه وقتی که انسان در گفتارها و نوشته ها و روزنامه ها ملاحظه می کند، همین یک امر را یک دسته ای می کوبند و یک دسته ای ترویج می کنند. یک مسأله در کشور واقع می شود، این یک مسأله را یک جمعیتی تأیید می کنند و توصیف می کنند و قلم به کار می افتد که این کار خوبی است و یک دسته دیگر مقابل آنها می ایستند و این امر را محکوم می کنند

صحیفه نور جلد 14 صفحه 99

و قلم ها و گفتارها به راه می افتد برای محکوم کردن او، چرا؟ برای اینکه این کار به نفع فلان دسته بوده است و به ضرر فلان دسته، از دوستان حاصل شده است یا از رقیبان؟ اگر از دوستان حاصل شده است خوب است، هر چه می خواهد باشد. خوبی را برای دوستان می خواهیم، نه خوبی را برای خوبی، عدالت را برای عدالت نمی خواهیم عدالت را برای دوستان می خواهیم. دیگرانی که در مقابل ما ایستاده اند و ما آنها را رقیب حساب می کنیم هر چه کار خوب از آنها صادر بشود بد نمایش می دهیم، قلم ها به کارافتد و انتقادها پیش می آید، وقتی همین کار از دوستان ما پیدا می شود، هر چه می خواهد باشد، قلم هایتان به کار می افتد و از او تأیید می کنید. پس عدل را برای عدل نمی خواهید، حق را برای حق نمی خواهید. حق را اگر کسی برای حق بخواهد اگر چنانچه حق بر ضد خودش هم هست آن را باید بخواهد و دوست داشته باشد و اظهار کند و باطل را اگر از خودش هم صادر شده باشد باید مبغوض او باشد و اقرار کند. آیا اینهائی که بنا دارند صحبت بکنند، حق را برای حق می خواهند و باطل را برای باطل نمی خواهند؟ یا حق را برای خودشان می خواهند و باطل هم اگر از خودشان یا دوستان خودشان صادر بشود حق جلوه می دهند؟ و حق اگر چنانچه از رقبای خیالی خودشان حاصل بشود، آن را باطل اگر هم باشد، حق هم اگر باشد، باطل جلوه می دهند. انسان نمی تواند به این زودی از شر خودش که از شر شیطان بالاتر است فارغ بشود، لکن می تواند قلم خودش را کنار بگذارد، می تواند زبان خودش را کنار بگذارد، می تواند قبل از اینکه می خواهد صحبت بکند ببیند که روی چه مبادی صحبت می کند، چه مبادی او را وادار کرده است به اینکه صحبت بکند. این مسأله ای است که عمومی است، در همه جاست. (هر کاری صادر بشود از خودم، این خوب است، میزان من هستم - من هر کار خوبی است - هر کاری از خود من صادر بشود چون میزان من هستم خوب است و هر کاری از رقیب من حاصل بشود بد است برای اینکه رقیب من است، هر چه هم خوب باشد، کار خوب رقیب، بد است و کار بد من، خوب است) این یک مسأله و یک بیماری است در انسان که معالجه او را با زحمت می شود کرد و باید انسان پیش اشخاصی که می توانند معالجه کنند، خودش را معالجه کند، پیش اطباء روح برود و خودش را معالجه کند، قبل از اینکه دست به قلم بزند و قبل از اینکه زبان باز کند توجه به حال خودش بکند و توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی، اموری که الان ما مبتلا به آن هستیم، ببیند که آیا این صحبت در سطح کشور یک تشنجی ایجاد می کند؟ چماق ها را ایجاد می کند یا آرامش را ایجاد می کند؟ ببیند که این روزنامه، این قلم، آرامش در این کشور که الان لازم است ایجاد می کند یا تشنج ایجاد می کند؟ اگر چنانچه ایجاد کرد، این روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است و اگر آرامش در مردم ایجاد کرد این رحمت است و این مشکور است پیش خدای تبارک و تعالی.
 

بزرگترین معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است

خدا را در نظر بگیرید، ای گویندگان! ای نویسندگان! ای کارکنان مملکت! ای کارمندان اداری

صحیفه نور جلد 14 صفحه 100

و غیر اداری و کشاورز و همه! خدا را در نظر بگیرید، خدا حاضر است همه جا، زبان شما در محضر خداست، چشم شما در محضر خداست و همه قوای شما در محضر خداست، در محضر خدا، خدا را معصیت نکنید. بزرگتر معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است. بزرگترین رحمت برای ما و تکلیف برای ما ایجاد آرامش است و ایجاد رفاه است. گویندگان ما، نویسندگان ما هر چند هم بسیار خوب باشند و بسیار متعهد باشند، لکن گمان نکنند که از آن شرور باطنی پاک شدند، از آن شیطان باطن پاک شدند. توجه کنند که شیطان باطنی انسان تا آخرهم همراه انسان هست و گاهی این شیطان کاری می کند که انسان خودش را به هلاکت برساند، که رفیقش را به هلاکت برساند. شما آن قصه را شنیده اید که یک نفر یک عبدی را، یک بنده ای را داشت و او را محبت کرد و بسیار محبت کرد و بسیار تربیت کرد و بعد گفت به او: (من در مقابل اینهمه محبت که به تو دارم فقط یک خواهش از تو دارم و آن این است که بیا بالای پشت بام این همسایه من که رقیب من است، سر من را ببر) . انسان یک همچو موجودی است که حاضر است سرش را ببرد که رقیبش از بین برود و به اصطلاح دیرینه ما این است که خر دیزه که یک قسم از خرهای فضول است خودش را به چاه می اندازد که به صاحبش ضرر بزند. انسان یک همچو موجودی است، انسان یک همچو موجود پیچیده ای است، یک همچو موجودی است که انبیا نتوانسته اند این انسان را انسان کنند الا بعض اشخاص، در هر جایی که انبیا بودند، یک عده معدودی، بسیار معدودی به تربیت انبیا آن تربیت والا را که باید حق انسان باشد قبول کردند و تربیت شدند و الا نتوانستند آنکه می خواستند انجام بدهند، لکن می توانیم ما کمتر بکنیم این شیطنت ها را، می توانیم، اینطور نیست که ما مجبور باشیم و معاقب نباشیم از باب اینکه مجبور هستیم. نه، ما مختاریم، لکن با اختیار خودمان فساد ایجاد می کنیم، با اختیار خودمان قلم هایمان را به کار می اندازیم برای اینکه دیگران را بی آبرو کنیم، قلم های خودمان را و زبان های خودمان را به کار می اندازیم برای اینکه حریف ها را از میدان بیرون کنیم، اینها همه مسائلی است که در خود انسان هست و خود انسان خیال می کند کار خوب می کند و حال آنکه کار بد دارد می کند، خیال می کند برای خداست و حال آنکه برای شیطان است. انشاءالله خداوند تبارک و تعالی به همه ملت اسلامی توفیق بدهد و آنها را تأیید کند برای اینکه از شر اجانب و از شر شیاطین و خصوصاً شیطان خودشان نجات پیدا کنند و خداوند تعالی کشور ما را از شر شیاطین و اجانب و از شر قلم ها و قدم ها و زبان ها نگه دارد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی وزارت دفاع و نمایندگان پرسنل اداره سیاسی - ایدئولوژیک نیروی زمینی ارتش و نمایندگان سازمان جوانان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/12/07

 

باید اجتماعات بدنی در راه یک اجتماع روحانی و عقلانی باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که این اجتماعات ابدان منتهی بشود به اجتماع ارواح و مهم آن است. تشکیل سمینارها بسیار خوب است و دعوت به وحدت بسیار مهم است، لکن باید این سمینارها و اجتماعات بدنی در راه یک اجتماع روحانی و یک اجتماع عقلانی و یک اجتماع روحی و یک اجتماع مقصد باشد. کافی نیست که ما و شما در یک محفلی جمع بشویم و در جاهای دیگر هم همین طور، لکن آن مقصدی که مقصد اسلام است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است و همه انبیا برای آن مقصد آمده اند، آن مقصد غفلت بشود. باید گفتارها، انسان را برساند به معنویات و برساند به توحید کلمه و کلمه توحید. آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمع ها همه قشر اشخاص باشند، از روحانی، از نظامی و از انجمن های اسلامی، این امری است که آسان است، لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست، باید این اجتماعاتی که می شود، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی که لازمه یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است، آن امر را دنبال کنیم که حاصل بشود و در طبقات متعارف ملت و ملت ها این وحدت آسانتر است تا طبقات بالا، به اصطلاح بالا. برای اینکه انسان یک موجود است که اگر چنانچه مهار نشود و سر خود بار بیاید و یک علف هرزه ای باشد و تحت تربیت واقع نشود، هر چه بزرگتر بشود به حسب سال و بلند پایه تر بشود به حسب مقام، آن جهات روحی تنزل می کند و آن معنویات تحت سلطه شیطان، شیطان بزرگ که همان شیطان نفس است واقع می شود. جوان ها جدیدالعهد هستند به ملکوت عالم و نفوسشان پاکتر است و هر چه بالاتر بروند اگر چنانچه مجاهده نکنند و تحت تربیت واقع نشوند، هر قدمی که به بالا بردارند و هر مقداری که از سنشان بگذرد، بعیدتر می شوند از ملکوت اعلی و اذهانشان کدورتش بیشتر می شود و لهذا تربیت ها باید از اول باشد. از همان کودکی تحت تربیت انسان قرار بگیرد و بعد هم در هر جا که هست یک مربی هائی باشند که تربیت کنند انسان را و تا آخر عمر هم انسان محتاج به این است که تربیت بشود.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 102

 

اگر انسان ها در کلمه مبارک الله مجتمع بشوند، به همه مقصدهای عالی می رسند

انبیا هم که آمده اند از طرف خدای تبارک و تعالی، برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است. تمام کتب انبیا خصوصاً کتاب مقدس قرآن کریم کوشش دارند به اینکه این انسان را تربیت کنند برای اینکه با تربیت انسان، عالم اصلاح می شود، آنقدر که انسان غیر تربیت شده مضر است به جوامع، هیچ شیطانی و هیچ حیوانی و هیچ موجودی آنقدر مضر نیست و آنقدر که انسان تربیت شده مفید است برای جوامع، هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آنقدر مفید نیست. اساس عالم بر تربیت انسان است، انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیا آمده اند برای اینکه این عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجودی الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.
کوشش کنید که اجتماعاتی که می کنید و سمینارهائی که درست می کنید معنویت در آن باشد، در همه جا توجه به تربیت انبیا داشته باشید. شما در قرآن کریم در اول سوره قرآن کریم می خوانید که (الحمدلله رب العالمین) کلمه ربوبیت را و مبداء تربیت را در اول قرآن طرح می کند و ما را مکلف فرموده اند که در هر شبانه روز چندین مرتبه این را در رکعات نماز بخوانیم و توجه داشته باشیم به اینکه مسأله تربیت و ربوبیت که درجه اعلای آن مخصوص به خدای تبارک و تعالی است و دنبال آن منعکس می شود در انبیاء عظام و به وسیله آنها به سایر انسان ها، این در آن پایه از اهمیت بوده است که دنبال (لله) ، (رب العالمین) مربی عالمین آمده است و باز در همین سوره می خوانید که غایت تربیت، حرکت در صراط مستقیم و منتهی الیه این صراط مستقیم، کمال مطلق است، الله است. دعوت شده است که ما تحت تربیت انبیا برویم و تحت تربیت بزرگان از اولیا واقع بشویم تا آنها ما را هدایت کنند به راه مستقیم و هر روز چندین مرتبه از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را هدایت کند به صراط مستقیم، نه راه چپ و نه راه راست. (غیرالمغضوب علیهم ولا الضالین) ما باید توجه به این معنا داشته باشیم که موجودی هستیم که اگر خودرو بار بیائیم بدترین موجودات و منحطترین موجودات هستیم و اگر چنانچه تحت تربیت واقع بشویم و صراط مستقیم را طی بکنیم، می رسیم به آنجا که نمی توانیم فکرش را بکنیم، آنجائی که بحر عظمت است، بحر کبریایی است. این سمینارها باید دنبالش تفکر باشد، دنبالش تدبر باشد، دنبالش این باشد که توجه بکنیم به وحدت کلمه و آن وحدت کلمه، (الله) است، در (الله) مجتمع بشویم. اگر انسان ها در کلمه مبارکه (الله) مجتمع شدند و همه بت ها را شکستند، به همه مقصدهای عالی می رسند، چه مقاصدی که در این دنیا هست برای بشر و اجتماعات بشر و چه مقاصدی که مقاصد بالاتر است و در عالم دیگر هست.
 

آنچه ما را با دست تهی پیروز کرد این اجتماع ابدان و ارواح بود

ما تجربه کردیم در این دو سه سال که آنوقت که توجه به خدای تبارک و تعالی مجتمعاً نداشته ایم و لو یکی یکی هم داشتیم نتوانستیم کاری انجام بدهیم. زیر بار ظلم ها و ستم ها و فشارها بودیم و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 104

چپاولگران عالم به ما از هر طرف حمله کرده بودند و ما در قبضه آنها و کسانی که وابسته به آنها بودند گذراندیم روزگار بزرگی را و با فاجعه ای را، و دیدیم که این قیامی که ملت ایران کرد و نهضتی که ملت ایران کرد و کم کم از تفرقه به وحدت رو آورد و مقصد واحد و ابدان مجتمع و ارواح مجتمع ابدان در خیابان ها، در همه بلاد کشور از روستاها گرفته تا مرکز، ابدان مجتمع و ارواح مجتمع، ابدان در خیابان ها ریختند و خواست آنها اسلام و خدا بود و دست رد به سینه ظلم زدند و ظالم را و ستمکار را و همه اشخاصی که می خواستند این کشور را چپاول کنند و چپاول کردند در سال های طولانی و داشتند ادامه می دادند به این چپاولگری. خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود و ما و شما و همه ملت، هم در ابدان مجتمع شدیم و هم در ارواح، هم اجتماعاً از زن و مرد و بزرگ و کوچک به خیابان ها ریختند، ملت ما و هم مقصد یکی بود و فریاد همه (الله اکبر) بود و فریاد همه این بود که مرگ بر اشخاصی که ستمگرند و اشخاصی که چپاولگرند و ما اسلام را می خواهیم، جمهوری اسلامی را می خواهیم که جمهوری اسلامی در آن، هم آزادی هست و هم استقلال. ما باید از این اجتماعی که در ایران حاصل شد و این تحول بزرگی که حاصل شد این را سرمشق خودمان قرار بدهیم و از یاد نبریم. توجه داشته باشیم که آنچه ما را پیروز کرد، آنچه ما را با دست تهی پیروز کرد، این اجتماع ابدان و اجتماع ارواح و وحدت کلمه و وحدت مقصد بود. و همین مردم در بیست سال پیش از این، همین ها بودند و لکن مورد تعدی اجانب و مورد تعدی آنهائی که نوکرهای اجانب بودند، بودند و کاری نمی توانستند بکنند، همین می بودند که به عنایت خدای تبارک و تعالی متحول شدند به یک موجود آسیب ناپذیر با وحدت همه جانبه در روح و در جسم همین ها بودند که از آن حالت به حالت دیگر متحول شدند و پیروزی را با این حال به دست آوردند آن هم پیروزی که معجزه آسا بود، پیروزی که احتمالش را داده نمی شد که بتوانند در این مدت کم با این زحمت هائی که در مقابل آن چیزی که به دست آورده اند، باز ناچیز شما بجا آوردید، آن چیزی را که در دنیا اسمش باید معجزه باشد. بنابراین ما همه باید توجه کنیم و همین تابلو بزرگی که سرتاسر ایران هست و منعکس است در آن (الله اکبر) و (آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی) ، همان در نظر ما باشد و سرمشق ما باشد و تا آخر و در نسل های آتیه ایضاً منتقل بشود همین مطالب از شما به نسل های آتیه تا انشاءالله در هیچ وقت از تاریخ نتوانند دیگر بر ما سلطه پیدا بکنند و این مطلب در شما مهم است و در کسانی که دولتمردان هستند مهم است بیشتر، اهمیتش بیشتر است آنها باید توجه داشته باشند که سند پیروزی ما همین وحدت کلمه و همین توحید کلمه بوده است و آنها باید بدانند که رسیدن هر یک از آنها به هر مقامی برای خاطر همین ملتی است که بپا خاستند و وحدت کلمه را ایجاد کردند و با هم یک کلمه گفتند و آن (آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی) و همه همین مقصد را داشتند. در آنوقت اشخاص خودشان منسی بودند، هیچ یک به فکر خودشان نبوده اند، همه آنها به فکر مقصد بوده اند. اگر چنانچه در طول روز نهار هم گیرشان نمی آمد توجه نداشتند، اصلاً گرسنگی را نمی توانستند بفهمند و بی لباسی را فهمیدند، شاید بسیاری از آنها کفش هایشان، کلاه هایشان و اینها از بین می رفت یا بچه هایشان گم می شد هیچ توجه به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 105

این معنا نداشتند. از خود فانی شدن و در مقصد باقی ماندن، همین معناست، همین بود که در ایران شد و شما از خود هجرت کردید و به خدا پیوستید و خود را فراموش کردید و این فراموشی از خود، این مقدمه برای کمال انسان است، باید همه بدانند و دولتمردان بیشتر بدانند که تا در خود فرو می روند انسان نیستند، وقتی که خود را فراموش کردند و در مقصد عالی انسانی فرو رفتند، انسان بزرگند و همه موجودات اینطور هستند و همه انسان ها اینطور هستند و این غایت خلقت است و غایت مقصد انبیا هست.
 

امسال از تشریفات نوروز کم کنید

برادران من! عزیزان من! توجه کنید و همه ملت، سرتاسر کشور توجه کنند که ما امروز در یک موضع حساس واقع هستیم. ما امروز تمام قدرت های دنیا به ضد ما قیام کرده اند و توطئه ها از هر طرف متوجه به ما شده است، در داخل و در خارج. و شما اگر چنانچه توجه به این معنا بکنید و همه ملت ما توجه به این معنا بکنند، می دانند که اگر بخواهند آزاد باشند و اگر بخواهند مستقل باشند و اسیر نباشند، باید همه آنها از آن مقاصد شخصی که دارند ولو با یک مدت کمی بگذرند تا اینکه این توطئه ها از بین برود و همه مقصد واحد داشته باشند. و آنهائی که در رأس هستند بیشتر مکلفند و ماهائی که در اینجا هستیم هم مکلف هستیم و من یک جهتی هم می خواهم تذکر بدهم و آن اینکه شما می دانید که الان ما جوان هایمان در مرزها آنقدر فداکاری دارند می کنند و ما چقدر جوان دادیم از دست و چقدر معلول داریم و چقدر مبتلا داریم و چه خانواده هائی از منزل های خودشان بیرونشان کردند و الان در اطراف کشور هستند و هر شهری، نمی شود گفت که در یک شهری چندین جوان از آن شهید نشده است یا معلول نشده است. در یک همچو مصیبتی که بر ما وارد شده است و البته مصیبتی است که دنبال آن انشاءالله همه بزرگی ها و همه بزرگواری ها برای ملت ما خواهد بود، لکن من می خواهم تقاضا کنم از تمام کسانی که در ایام عید - به اصطلاح خودشان - نوروز می خواهند تشریفات داشته باشند امسال این تشریفات را کم کنند، یا نکنند. انصاف نیست که خانواده های زیادی مصیبت برایشان وارد شده است، جوان ها را دادند و معذلک با آن قدرت ایستاده اند، انصاف نیست که آنها، خانواده ها در مصیبت باشند و دیگران در عشرت. انسانیت اقتضای این را می کند، اسلامیت اقتضای این را می کند، انصاف اقتضای این را می کند که ما کاری نکنیم که در قلب این مادرها، در قلب این خواهرها، در قلب این پدرهائی که جوان های خودشان را از دست داده اند یک آزردگی ایجاد کنیم. اگر بنا باشد که ما و کسانی که می خواهند در ایام عید خدای نخواسته یک تشریفاتی زیادی و یک کارهای زیادی که مناسب بوده است پیشتر با عید، حالا انجام بدهند، یک قدری توجه بکنند ببینند که اگر خود آنها مبتلا بوده اند به داغ یک جوانی و همسایه آنها در عشرت بود به آنها چه می گذشت. شما بدانید که برادرهای شما، فرزندان این ملت، برادرهای افراد این ملت، داغدیده هستند، جوان داده هستند و مصیبت کشیده، هر چه هم شجاع باشند و هستند، معذلک مصیبت جوان است. شما توجه کنید که در نزدیکی شما، در شهر شما پنجاه نفر جوان مرده و عائله های زیاد، مصیبت دیده هستند و شما در بازار بروید و چیزهائی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 106

تهیه کنید و عیش و عشرت را به راه بیندازید، این مناسب با مقام انسانیت شما نیست، مناسب با مقام اسلامیت شما و برادری شما نیست. من تقاضا می کنم که امسال یک قدری سبک بگیرید این چیزها را، امسال به جای اینکه برای فرزندان خودتان چیزهائی غیر ضروری تهیه کنید به جای این، برای این معلولینی که در بیمارستان ها الان هستند و برای آوارگانی که در سرتاسر کشور جا و منزل ندارند و محتاج به این هستند که به آنها سرکشی بشود، به آنها سرکشی کنید، برادری خودتان را اثبات کنید و هم مذهبی خود و هم دینی خودتان را اثبات کنید. شما فرض کنید که چند روزی هم سفر کردید و به عیش و عشرت برگزار کردید، بالاخره این سفر چند روز است و تمام می شود اما آن اثری که این سفرها و این عشرت ها و این عیش ها و این عید گرفتن ها در قلب خسته مادرها و خواهرها می گذارد، آن اثر باقی است و آن خدای تبارک و تعالی این قلوب را که در حضور او اثر بر آن واقع شده است توجه به آن دارد. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که ما را به تکالیف خودمان، به وظائف خودمان آشنا کند.
 

ما باید همه سرباز اسلام باشیم و همه با هم هماهنگ

از خدای تبارک و تعالی وحدت کلمه را خواهان هستم و باز تذکری به ارتش و ژاندارمری و سایر قوای مسلحه، پاسدارها، عشائر که همه اینها فرزندان اسلام هستند و همه اینها فداکاری دارند می کنند در راه اسلام، سفارش می کنم، تقاضا می کنم که همه با هم یک آهنگ باشند اگر بنا باشد که هر دسته علیحده خودشان بخواهند در جنگ یک کار مستقل انجام بدهند بدانند که پیروزی دیر خواهد بود و اما اگر همه هماهنگ باشند و تحت فرماندهی واحد باشند و همه خودشان را سرباز اسلام بدانند، جدائی امروز بین ملت ما و ارتش نیست و ملت ما و پاسدار نیست و باید جدائی بین آنها هم نباشد. اصلاً طرح اینکه من سپاهی هستم و آن ژاندارمری و آن ارتشی، طرح این مطلب الان در مملکت ما صحیح نیست ما باید همه سرباز اسلام باشیم و همه ما با هم هماهنگ و همانطور که می بینید که سرتاسر کشور ما جوان ها و زن ها، پیرزن ها، پیرمردها با هم دارند به شما خدمت می کنند و به ارتش و قوای مسلحه دارند خدمت می کنند و همه با هم هستند. همه مقصدشان این است که این ارتش و این سپاه و سایر قوای مسلح در آنجا آرامش داشته باشند، از حیث چیزهائی که باید به آنها برسد تا اشتغال داشته باشند به خدمت، همانطوری که در پشت جبهه این جوان ها و پیرها و زن ها و مردها با هم مجتمع هستند و با وحدت کلمه دارند کار انجام می دهند و همه هماهنگ هستند در این مسأله، شما هم که در جبهه ها هستید و جانفشانی می کنید و در حضور خدا برای خدا دارید کار می کنید، برای خدا با هم باشید و هماهنگ باشید و همه، همه را از خود بدانید و جدای از خود ندانید.
از خداوند تعالی سلامت و سعادت همه ملت را، همه ملت های اسلامی را و همه کسانی که برای اسلام مشغول خدمت هستند خواهانم و انشاءالله همه شما در این جنگی که همه هستید پیروز باشید خدای تبارک و تعالی پشتیبان همه باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع رئیس دفتر مردمی جنبشی خلق و هیأتی از نمایندگان مجلس و شخصیت های کشور لیبی

تاریخ: 1359/12/02

 

مشکل اسلام، دولت های اسلامی است، نه ملت ها

بسم الله الرحمن الرحیم
من از تقدیر و احترامات شما متشکرم. ملت های اسلامی و بعضی دولت های اسلامی همه در طریق حق هستند و ما از آنها یعنی از همه ملت های مسلمان و بعضی دولت هایی که در طریق اسلام هستند تشکر می کنیم و البته وظیفه مسلمانان است که قیام در راه اسلام کنند و دست قدرت هایی را که برای نابودی اسلام و برخورداری از منابع مسلمین مشغول توطئه هستند را قطع کنند و امیدوارم خداوند تعالی این دولت و ملت هایی را که در مبارزه با امپریالیسم هستند پشتیبانی کند تا این مطلب حق به ثمر برسد.
از مشکلات مسلمانان قضیه دولت هاست، دولت هایی که گمارده شده اند بر سر ملت ها، و به نفع دولت های بزرگ فعالیت می کنند. مشکل اسلام دولت های اسلامی است، نه ملت ها. این ملت های اسلامی هستند که باید برای قطع دست اجانب به کمک دولت شان اقدام و قیام کنند. مع الاسف بعضی از دولت ها بر ضد مصالح کشور و ملت خود برای کسب قدرت قیام می کنند، چون می خواهند به قدرت برسند، و خود را در صف جنایتکاران بین المللی، دولت های متعهد و ملت ها را در فشار بگذارند و این از مصیبت هایی است که بر ملت های اسلامی می گذرد و باید خود دولت ها و ملت هایی که بیدارند، از مصائب با خبر و با مسلمین متعهد، همفکر و ملت ها را بیدار و دولت های دیگر را بیدار کنند که از توطئه بر علیه ما و از مخالفت با مصالح دولت های اسلامی و ملت ها دست بردارند تا بتوانند دست قدرت ها را از سر خود بردارند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدای کشورهای اسللامی و سرپرست بنیاد شهید

تاریخ: 1359/11/29

 

ما مایوسیم از اکثر سران مسلمین، لکن ملت ها خودشان باید در فکر اسلام باشند

بسم الله الرحمن الرحیم
من امروز مواجهم با چهره های معصومی که در تحت ستمکاری های ابرقدرت ها به دست عمالشان یتیم شده اند، آواره شده اند، ادعاها زیاد است، ادعای اسلام همه سران کشورها دارند و ادعای بشر دوستی و حقوق بشر همه سران کشورهای عالم دارند. این ادعاها تازگی ندارد، در صدر اسلام هم ادعاها زیاد بود، لکن در مقام امتحان، عمل ها موافق با ادعاها نبود. خوارج هم ادعای اسلام داشتند و امثال عمروعاص ها هم ادعای اسلام داشتند و امروز هم صدام ادعای اسلام و ادعای عرب دوستی دارد و برادرهای خائنشان هم همین ادعا را دارند از قبیل سادات و امثال او، لکن وقتی اعمالشان را مشاهده می کنید و مشاهده می کنیم، بین اعمال آنها و گفتارشان فرسنگ ها فاصله است. این اسلامدوست ها و طرفداران اسلام در طائف جمع شدند و به اسم اسلام در مرکزی که از آن مرکز اسلام بروز کرد و آن حجاز بود، لکن چه گفتند و چه کردند. آیا اسمی از این اطفال معصومی که به دست صهیونیسم بی پدر شده اند، بردند و آیا از جنوب لبنان نامی بردند؟ و آیا از سایر کشورهای اسلامی که در تحت فشار ابرقدرت ها و بستگان آنها هستند نامی برده اند؟ این اسلام خواه ها نمی بینند که اسلام در تمام کشورهای اسلامی زیر چکمه ابرقدرت ها و وابستگان آنها پایمال می شود؟ آیا نمی دانستند که در جنوب لبنان، در فلسطین و در ایران و در عراق و در سایر کشورهای اسلامی چه می گذرد و با مردم آنجا چه کرده اند و چه اطفال بیگناه صغیر را بی پدر کرده اند و از منازل خودشان آواره کرده اند؟ آیا کنفرانس طائف این امور را نمی دانست؟ به اسم اسلام مجتمع شدند در آن کنفرانس و از اسلام بویی در آنجا نبود و آنچه بود خرج های گزاف و زندگی های اشرافی، بدون توجه به اسلام و اهتمام به امور مسلمین. آیا نشنیده اند اینها حدیث رسول خدا را که کسی که صبح کند و اهتمام به امور مسلمین نداشته باشد مسلم نیست؟ (ان اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم) آیا اینها اهتمام داشتند به امور مسلمین جهان؟ این سرانی که در کنفرانس طائف در محلی که، در کشوری که رسول خدا و پیغمبر اسلام در آن کشور بود و تبلیغات او در آن کشور بود، مجتمع شدند، آیا درباره اسلام چه گفتند؟ درباره مسلمین و در امور مسلمین چه اهتمامی کردند، انجام دادند؟ آیا به نص حدیث شریف اینها را ما می توانیم جزء مسلمین محسوب داریم؟ اینها اطلاع بر کشورهای اسلامی که زیر بار

صحیفه نور جلد 14 صفحه 91

ابر قدرت ها و با دست آنها و بستگان آنها آواره شده اند، به قتل رسیده اند و بچه های معصوم را به جا گذاشته اند، هیچ صحبتی کردند؟ آیا به تجاوز اسرائیل به لبنان و به فلسطین اهتمامی کردند؟ آیا به تجاوز عراق به کشور اسلامی ایران که جرمی ندارد جز آنکه طاغوت را برداشته است و اسلام را به جای او می خواهد پیاده کند و به جای رژیم طاغوت، رژیم اسلامی بر پا کند، جرمی نداشتند جز این، آیا در کنفرانس طائف از این مسائل بحثی شد؟ یا همه ادعاست، اسلامی بودن هم ادعاست و این ادعای رایج بین همه سران کشورهاست. توجه به حقوق بشر هم یک ادعایی است و این رایج بین تمام سران کشورهای دنیاست، لکن در مقام عمل چه؟ کارتر هم ادعا می کرد که ما حقوق بشر را احترام می گذاریم، لکن به حقوق بشر احترام گذاشت؟ آیا شاه مخلوع در ایران به حقوق بشر احترام می گذاشت که آنها پشتیبانی از او کردند؟ آیا کشورهایی که دودمان پهلوی را بر ما مسلط کردند، این حقوق بشری ها و احترام به حقوق بشر، نمی دیدند که اینها چه کردند با اسلام و مسلمین؟ و آیا نمی دانستند که صهیونیسم با لبنان و با فلسطین چه کرد؟ یا خودشان شریک بودند؟ همه ادعا می کنند، و کسانی که مسلمان باشند و اهتمام به امور مسلمین داشته باشند، کمند. ملت ها خودشان باید در فکر اسلام باشند. مأیوسیم ما از سران اکثر به اتفاق مسلمین، لکن ملت ها، خودشان باید به فکر باشند و از آنها مأیوس نیستیم. در قضیه هجوم عراق به ایران ملت ها بودند که پشتیبانی خودشان را اعلام کردند، از دولت ها کم یک همچو امری واقع شد و یا تأیید کردند از مقابله کفر با اسلام، تأیید کردند کفار بعثی را، بعث عراقی را و یا بی صدا و بی تفاوت کنار نشستند و هجوم کفر بر اسلام را نظاره کردند. اینهایند که ادعای اسلامیت می کنند، نظاره کردند، بی تفاوت بودند نسبت به تجاوز اسرائیل به لبنان، به فلسطین و جنایت بسیاری که کردند. آیا اینها اهتمام به امور مسلمین دارند و مسلمین در همه بلاد زیر چکمه طرفداران دولت های بزرگ در فشار هستند و اینها بی تفاوت هستند؟ چطور این ادعاها را قبول کنیم؟ آنهایی هم که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در محراب عبادت کشتند مدعی اسلام بودند. آنهایی هم که لشکرکشی کردند و هجوم آوردند به لشکر اسلام در صدر اسلام و هجوم آوردند به لشکر علی بن ابی طالب، آنها هم ادعای اسلام داشتند و با اسم اسلام با اسلام جنگیدند. اینها هم ادعای اسلام دارند و با اسم اسلام به اسلام خیانت می کنند. صدام هم مدعی اسلام است و با اسم اسلام به کشور اسلامی هجوم آورده است و با اسم اسلام هزاران جوان ما را شهید کرده است و قریب دو میلیون آواره و با اسم اسلام در مملکت خودش با اسلام و علمای اسلام آن می کند که مغول کرد با ایران. ادعاها همیشه زیاد بوده است و حالا هم هست، من از همه شما اطفالی که به واسطه جور مجرمین بی پدر شده اید، به همه شما تسلیت عرض می کنم و ما هم شریک غم شما هستیم. ما شریک غم شما هستیم در اینکه از آقای موسی صدر بی اطلاعیم و ما شریک غم شما ملت عراق هستیم که آقای صدر و خواهر عزیز ایشان را به آنطور فضاحت کشتند و شکنجه کردند و ما شریک غم همه مظلومین جهان هستیم و پشتیبان همه مظلومان جهان و باید مظلومان جهان که هستند، خودشان قیام کنند بر ضد مستکبرین. مستضعفین نباید بنشینند که دولت هایشان این کار را بکنند، خودشان انجام بدهند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 92


خداوند انشاءالله اسلام و مسلمین را قدرت بدهد و شما برادران و خواهرانی که از منزل های خودتان آواره شده اید نصرت بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان مدرسه عالی، شهید مطهری و اعضای انجمن های اسلامی دانش آموزان مدارس دخترانه دامغان و سمنان

تاریخ: 1359/12/10

 

جدیت کنید که در آن مدرسه که هستید تحصیل کنید و بالاتر از تحصیل، تهذیب اخلاق

بسم الله الر حمن الر حیم
من امیدوارم که خواهران و برادرانی که در مدرسه عالی شهید مطهری رحمة الله هستند و مشغول تحصیل و تبلیغ هستند، توجه داشته باشند که مدرسه به اسم شهیدی است که برای اسلام مفید بود و نوشته های او و گفتار او مربی جوانان ما هست و باید باشد. شما خواهرها و برادرها که در این مدرسه هستید برنامه تان را آنطور تنظیم کنید که از بین شما مطهری ها یا یک مطهری پیدا بشود، عزمتان جزم این معنا باشد و توجهتان به خدا و اعمالتان خالص برای خدای تبارک و تعالی و جدیت کنید که در آن مدرسه که هستید تحصیل کنید و بالاتر از تحصیل، تهذیب اخلاق. اسلامی باشید و علوم اسلامی را با نفوس اسلامی تکمیل کنید و در کنار تحصیل جدی بر احکام اسلام و معارف اسلامیه تهذیب اسلامی داشته باشید. مدرسه های علمی و دینی و تمام مدارسی که در آن تحصیل می شود چه تحصیلات علوم دینی باشد یا تحصیلات دیگر باشد، در رأس برنامه هایشان در این جمهوری اسلامی باید این معنا باشد که مهذب باشند قبل از اینکه عالم هستند، مهذب باشند قبل از اینکه محصل هستند. در مدارس، همه مدارس سرتاسر کشور لازم است که اشخاصی که مهذب هستند و علماء و گویندگانی که راه حق را تا آن اندازه که قدرت داشتند پیموده اند در این مدارس بروند و حوزه اخلاقی و حوزه تهذیب و حوزه معارف اسلامی تشکیل بدهند که در کنار تحصیلات علمی، تهذیب اسلامی و اخلاق اسلامی باشد، که اگر تهذیب اسلامی در مدارس نباشد چه مدارس دینی و چه مثل دانشگاه و سایر دانشگاه ها که اینها هم باز مدارس اسلامی و دینی هستند باید توجه کنند که معلمانی که در این مدارس هستند و کسانی که در این مدارس تبلیغ می کنند یا صحبت می کنند اشخاصی باشند که صددرصد اسلامی و معتقد به احکام اسلام و عقائد اسلامی باشند که کسانی که پیش آنها تربیت می شود تربیت های اسلامی با تهذیب اسلامی باشد و شما بدانید که اگر چنانچه عالم، هر عالمی باشد، تهذیب اسلامی پیدا نکرده است و اخلاق اسلامی پیدا نکند برای اسلام مضر است که نافع نیست. آنقدری که اسلام، از زبان و قلم اشخاصی که تعهد به اسلام نداشته اند و انحراف داشته اند کشور ما

صحیفه نور جلد 14 صفحه 113

صدمه دیده است که از توپ و تانک و از محمد رضا و پدرش صدمه ندیده است. صدمه اینها صدمه روحی است، صدمه روحی بالاتر از صدمات جسمی است. اگر چنانچه عالم مهذب نباشد ولو اینکه عالم به احکام اسلام باشد ولو اینکه عالم به توحید باشد اگر مهذب نباشد برای خودش و برای کشورش و برای ملتش و برای اسلام ضرر دارد که نفع ندارد. اگر بخواهید خدمتگزار اسلام باشید خدمتگزار ملت اسلامی باشید و اسیر در دست ابر قدرت ها و آنها که پیوند با ابرقدرت ها دارند نباشید، باید دانشگاه و فیضیه و همه آنها که مربوط به دانشگاه هستند و همه آنها که مربوط به فیضیه هستند در رأس برنامه های تحصیلی شان برنامه اخلاقی و برنامه های تهذیبی باشد تا فرآوردهای آنها امثال مرحوم مطهری رحمةالله را به جامعه تسلیم کند و اگر خدای نخواسته برخلاف باشد آنوقت افراد مقابل این افراد را به جامعه می فرستد و اینها جامعه را به فساد می کشند و مردم را به اسارت.
 

منشاء تمام بدبختی ها، اساتید غیر متعهد و وابسته هستند

آنقدر که کشور ما از دانشگاه و فیضیه صدمه دیده است از جاهای دیگر ندیده است. باید هر دوی اینها مهذب باشند و علمای اسلام و اساتید دانشگاه با هم پیوند داشته باشند، تفاهم داشته باشند که این دو محل را محل اسلامی کنند و معلم هایی که انتخاب می شوند در دانشگاه بخصوص و در سایر جاها معلم متعهد باشند و معلم هایی باشند که نه فکر آنها طرف شرق باشد و نه دست آنها طرف غرب دراز باشد. اگر چنانچه در بین معلمین ما شرقی یا غربی باشد این کشور ما یا گرایش به شرق پیدا می کند یا گرایش به غرب پیدا می کند و از محتوای جمهوری اسلامی که شعارش نه شرقی و نه غربی است تهی می شود و اعتنای به اینکه بعضی از اشخاص می گویند که نباید اینطور تهذیب ها بشود و باید آزاد و سرخود هر کس هر جا می خواهد برود و هر معلمی بخواهد جوان ها و بچه های ما را هر جور تربیت کند این انحراف است بر خلاف تعالیم عالیه اسلام است. اسلام آنقدر که به تهذیب این بچه های ما و جوان های ما کوشش دارد به هیچ چیز کوشش ندارد. اسلام اصلاً برای آدم ساختن آمده است و این مکتب انحرافی آدم را از آدمیتش بیرون می کند و کشور مارا به جایی می رساند که یا پناه به شرق و کمونیست ببرد یا پناه به غرب و آمریکا. و منشاء تمام این بدبختی ها این اساتیدی بودند که متعهد نبودند و زیر دست آنها افرادی بیرون آمدند که آن افراد جامعه ما را به هلاکت رساندند و پیوند مملکت ما را و سران مملکت ما را با شرق یا با غرب متصل کردند. مهمتر چیزی که برای کشور ما لازم است تعهد اسلامی و تهذیب اسلامی است که اگر این یک سنگر صحیح بشود و سنگر دانشگاه و فیضیه یک سنگر اسلامی باشد، دیگر سایر ملت به این طرف یا آن طرف نخواهند گرائید و با صراط مستقیم راه انسانیت و راه اسلامیت و راه استقلال و راه آزادی را طی می کنند. و من از خدای متعال خواستارم که توفیق به همه شما خواهران و برادران بدهد و همه شما در راه هدف که همان اسلام است، در راه هدف اعلی که الله است قدم بردارید و دیگران را به همان راه هدایت کنید که این راه مستقیم انسانیت است و خدای تبارک و تعالی ما را هدایت کند به این صراط مستقیم.
والسلام علیکم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیات بررسی کننده جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دبیر کل کنفرانس اسلامی

تاریخ: 1359/12/10

 

تهی بودن شعارهای سران کشورهای اسلامی از شعور و محتوا، عامل اصلی گرفتاری مسلمین

بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن تشکر از اینکه آقایان آمدند از نزدیک ایران را ببینند و مسائلی که در ایران هست مشاهده کنند، اگر فرصت یک همچو امری داشته باشند یا علاقه به اینکه تشخیص بدهند ظالم را از مظلوم، متعدی را از آن کسی که به او تعدی شده است. من اگر بخواهم مسائلی که در ایران بوده است و هست و مصائبی که بر این ملت گذشته است به طور اجمال هم بخواهم بگویم این اسباب این می شود که من سلامت خودم را از دست بدهم و شما هم وقتتان اقتضا ندارد و لهذا بعضی از مسائل را من به شما می گویم و من امیدوارم که مسلمین و خصوصاً سران مسلمین از شعار به اسلام که یک پوششی است برای عدم عمل بر احکام اسلام دست بردارند و به اسلام به حسب آنچه که هست فکر کنند و عمل کنند. تاکنون گرفتاری مسلمین و ملت مظلوم اسلامی این بوده است که سران آنهابه شعارهای اسلامی اکتفا می کردند و در پوشش شعار مقاصد دیگری که داشتند اجرا می کردند و من امیدوارم که ملت های اسلامی و خصوصاً دولت های آنها از این شعار منتقل بشوند به شعور و عمل به اسلام و قرآن کردیم .
 

شرحی برای انواع ظلم ها و ستم ها و خیانت های وارد آمده به ملت مظلوم ایران توسط ابرقدرت

شما در کشوری آمدید که 2500 سال تحت فشار و اختناق بوده است و زیر چکمه سلاطین جور به اسم عدالت، به اسم تمدن، به اسم انسان خواهی واقع شده است. و شما در کشوری آمدید که بالفعل آنها می خواستند، مظلومین ما می خواستند از تحت فشار ظلم بیرون بیایند و خودشان استقلال و آزادی را تحصیل کنند و پس از سال های طولانی که در تحت فشار بودند و آزاد به هیچ وجه نبودند و با اسم اسلام و با اسم ترقی - در - کشورشان به دست عمال قدرت های بزرگ شرق و غرب پایمال شده است و هواهای نفسانیه این کسانی که وابسته بودند به کشورهای ابرقدرت مجال اینکه این ملت ما یک نفس بکشد در آزادی، به آنها ندادند. شما در کشوری آمدید که پس از اینکه قریب 60 هزار شهید داد و بیش از صد هزار معلول گذاشت و قریب پنجاه هزار خانواده های بی سرپرست به جا

صحیفه نور جلد 14 صفحه 108

گذاشت آمدید و در این کشور واقع شده اید که این مصیبت ها را داشته است و شما در کشوری آمدید که بالفعل قریب یک میلیون و نیم آواره جنگی دارد که آنها را از شهرهای خودشان و منازل خودشان بیرون تاختند و همه انواع ظلم را بر این ملت و بر این آوارگان سزاوار دانستند و شما در کشوری آمدید که ظالم ها، ستمگرها به واسطه بستگی ای که دارند به قدرت های بزرگ وارد شدند در این کشور و از مرزهای ما ناگهان گذشتند و شهرهای، بعضی شهرهای ما را به ظلم غصب کردند و تمام جوان های ما را و کسانی که در آن جبهه بودند یا کشتند و یا بعضی شان را به اسارت بردند و شما در کشوری آمدید که ملت مظلوم ما به جرم اینکه می خواهد به اسلام خدمت کند و به اسلام برگردد و دست قدرت های بزرگ را که برخلاف موازین انسانی - اسلامی در اینجا به فعالیت مشغول بودند قطع کند و حکومت جائر را از بین ببرد و حکومت دلخواه خودش در این کشور اقامه بکند و تحت لوای اسلام زندگی بکند و ابر قدرت ها برای اینکه نمی خواهند ملت های اسلامی و دولت های اسلامی مجتمع بشوند و می ترسند از اینکه قریب یک میلیارد جمعیت اسلامی و مسلمین با هم باشند و می ترسند از اینکه همه اینها تحت لوای اسلام باشند، به ما از هر طرف حمله کردند، حمله نظامی، توطئه کودتا و اخیراً هم حمله نظامی به دست یک نفر سرسپرده به اسم صدام حسین. شما در کشوری وارد شده اید که مظلوم با ظالم مقابل است، متعدی و متجاوز، مقابل است با یک اشخاصی که ظلم می کنند و ستمگر هستند. شما اسم ملت عراق و ایران را نباید ببرید، ملت ایران و عراق برادرند و هر دو با هم هستند و هر دو ملت دشمن این حکومت عراق هستند. شما باید اگر بخواهید اسلام را از شعار بالاتر حساب کنید باید بیائید و ببینید که در شهرهای ما به جوان های ما، به زن های ما، به اطفال ما چه گذشته است و شهرهای مخروبه ما که آثار جرم است الان هست. شما اگر بخواهید از شعار اسلامی به شعور اسلامی منتقل بشوید و دولت اسلامی اگر بخواهند از شعار به شعور، باب واقعیت و عمل منتقل بشوند باید دست از هواهای خودشان بردارند و دست از ستمگری بردارند و به ملت ها بپیوندند.
 

صلح بین اسلام و کفر معنا ندارد

شما اگر در اینجا بمانید مدتی و از آن تبلیغاتی که بر ضد ایران شده است گوش های خودتان را یک قدری تخلیه کنید و در ایران واقع بشوید و مسائل ایران را ببینید و مقاصد ملت ایران و دولت ایران را ببینید که آیا اینها اسلام را می خواهند و به اسلام پناه می خواهند ببرند یا اینکه خیر، اینها می خواهند گروه گرایی کنند، ملت گرائی کنند و فرس را می خواهند ببرند به بالا و عرب را می خواهند بیاورند به پایین. شما و اشخاصی که در کنفرانس طائف بودند هشتاد دقیقه به حرف های صدام گوش کردید که در این هشتاد دقیقه یک دقیقه مطابق رضای خدا حرف نزد، اگر چنانچه اسمی از اسلام برد، اسلامی بود که از اروپا و از آمریکا برای او هدیه آوردند، نه اسلامی که از مدینه و حجاز برای او آمده است و برای همه. شما هشتاد دقیقه گوش کردید به اراجیفی که او در عین حال که در کشور ما واقع شده است و لشکر او در کشور ما مشغول آدمکشی است، خودش می گوید که ایران متجاوز است و شما

صحیفه نور جلد 14 صفحه 109

سؤال نکردید از او که تجاوز ایران کجاست؟ آیا الان ما در مملکت عراق داریم جنگ می کنیم یا در مملکت ایران داریم جنگ می کنیم؟ اگر در مملکت ایران جنگ می کنیم تجاوز مال عراق است اگر ما یک روز به عراق حمله کردیم تجاوز مال ما هم هست اما اگر ما دفاع می کنیم از حقوق ملت و دفاع می کنیم از اسلام و دفاع می کنیم از حقوق عراق و دفاع می کنیم از مسلمین نباید کنفرانس طائف ساکت بنشیند و نباید شما به این وضع فکر کنید که دو تا ملت با هم در مقابل هستند. ملت عراق همانطوری که ملت ایران انزجار دارد از این حکومت، ملت عراق بیشتر انزجار دارد برای اینکه ملت عراق علمایی از دست دادند، جوان هایی از دست دادند، پیر مردها و جوان ها و بچه هایی را از دست دادند همه به دست این رژیم فاسد. شما اگر بخواهید به اسلام فکر کنید باید آیات قرآن را منشاء قرار بدهید، باید همانطوری که دستور داده آیه قرآن که اگر چنانچه یک طایفه ای از مسلمین بر فرض اینکه مسلم باشند اینها، یک طایفه ای از مسلمین به طایفه ای دیگر هجوم بکند، به همه مسلمین واجب است که با او قتال کنند، شما به همین یک واجب الهی عمل بکنید ما بیشتر از شما توقعی نداریم. شما به همین یک واجب که خدا امر فرموده است به شما و به همه مسلمین که اگر چنانچه یک طایفه ای از مسلمین به طایفه دیگر تجاوز کرد باید با او مقاتله کنید، تجاوز را ببینید و بفرستید، اگر خودتان وقت ندارید، یک نمایندگانی تعیین کنید بفرستید در سرحدات در بلادی که مورد تجاوز اینهاست مشاهده کنند، بفرستید در قبرستان هایی که برای ما آنها تشکیل دادند و قبرهایی که ما از شهدا داریم بفرستید و آوارگانی که ما از شهدا داریم و از مردم ستمدیده غرب و جنوب داریم آنها را ببینند و ببینند که آیا - آنها - تجاوز ما کرده ایم یا تجاوز آنها کردند. اگر تشخیص دادید که ما تجاوز کرده ایم با ما جنگ کنید و اگر تشخیص دادید که آنها تجاوز کرده اند با آنها جنگ بکنید. صلح بین اسلام و کفر معنا ندارد. هیچ مسلمی نباید خیال کند که بین اسلام و مسلم، بین غیر اسلام و غیر مسلم باید صلح ایجاد بشود. باید حکم خدا - چیز بشود - عمل بشود، باید ما همه تابع قرآن کریم باشیم.
 

در ایران ملت حکومت می کند و اظهار نظر در امور با اوست

شما گمان نکنید که در ایران امروز یک حکومت مستبد است که بتواند صلح بکند با کسی که ملت با او مخالف است و یک رئیس جمهور مستبد است که بتواند با دیگران صحبت کند و یک شخص مستبد است که بتواند برخلاف میل ملت اینجا عملی بکند. اینجا آراء ملت حکومت می کند، اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد و این ارگان ها را ملت تعیین کرده است و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جائز نیست و امکان ندارد. شما باید اگر مأموریتی دارید برای اینکه این آتش جنگ را بخوابانید که آن هم آمال همه مسلمین است باید متجاوز را به پای میز محاکمه بکشید و متجاوز را تأدیب کنید و افرادی که در مملکت ما هستند به کنار بفرستید و از صدام بخواهید، تحکیم کنید بر او که او از کشور ما برود بیرون و لشکر او تجاوز خودش را دست بردارد و بعد از اینکه تجاوز را دست برداشت یک هیأت بین المللی در اینجا باشد و آن هیأت بین المللی که در یک جائی تشکیل شد

صحیفه نور جلد 14 صفحه 110

رسیدگی کنند به جنایاتی که شده است، اگر ما جنایتکار هستیم ما را تأدیب کنند و اگر صدام جنایتکار است صدام را تأدیب کنند. این طریقه اسلام است، اسلام به ما دستورات صحیح داده است و ما را گفته است که همه با هم باشیم و تفرق نداشته باشیم، از شعار بیرون برویم و به حسب واقع با هم باشیم و اکتفا نکنیم به اینکه یک اجتماعاتی، یک سمینارهایی تقریر کنیم و بدون اینکه یک واقعیتی در آن تحقق پیدا کند. شما توجه کنید به این معنا که آیا این چیزی که کنفرانسی که در طائف تشکیل شد آیا راجع به مظلومینی که ما داریم و مظلومینی که در فلسطین هست و مظلومینی که در لبنان هست آیا چه عملی کردند، آیا چه کاری برای مسلمان هاکردند. فقط ما اجتماع کنیم که ما مسلمان هستیم و فریاد بزنیم اسلام را، این فریاد را فقط ماها نمی زنیم این فریاد را بیشترش را محمدرضا می زد و بیشترش را صدام می زند و بیشترش را اشخاصی که الان بر اسلام و بر حکومت های و بر ملت های اسلامی سلطه بیجا دارند و ظالمانه دارند این فریاد را همه می کشند لکن باید شماها اگر بخواهید بررسی کنید واقعاً و اگر حسن نیت دارید و آمدید برای اینکه آتش را خاموش کنید باید به حکمیت بنشینید و باید سرحدات را ببینید، آن طرف را ببینید و این طرف را ببینید، باید ملت ها را ملاحظه کنید، ملت عراق را ببینید که آیا ملت عراق این حکومت را قبول دارد یا نه؟ و ملت ایران را هم ببینید که آیا ملت ایران این حکومت را قبول دارد؟ این رئیس جمهور را قبول دارد؟ این نخست وزیر را قبول دارد؟ این مجلس را قبول دارد؟ اگر چنانچه ملت ها مقبول بود پیش شان اینها، پس اینها حکومت قانونی هستند و اگر غیر مقبول بود حکومت غیر قانونی هستند و باید دنیا حکومت غیر قانونی را اگر راست می گویند که باید حکومت، ملت حکومت کنند، اگر صحیح می گویند که حقوق بشر باید مراعات بشود، باید رجوع کنند به ملت ها و ما حاضریم که شما بیائید در اینجا رفراندم کنید و مناظره قرار بدهید بر رفراندم که آیا این حکومت و این مجلس و این رئیس جمهور را شما قبول دارید یا قبول ندارید و با یک ترتیبی هم بروید عراق و بدون سرنیزه که در سر نیزه در کار نباشد، اختناق در کار نباشد، آنجا هم یک رفراندم بکنید ببینید که آیا ملت عراق هم همانطوری که ملت ایران می گویند، قبول دارند یا نه. اگر ملت ایران حکومت ایران را طرد کرد و رئیس جمهور را و مجلس را طرد کرد باید بگوئید آنها کنار بروند و باید ملت خودش عمل بکند و اگر طرد نکرد بروید عراق آنجا هم همین طور رفراندم کنید و بگویید که مردم آیا قبول دارند این حزب را؟ قبول دارند این مجلس حزبی را؟ قبول دارند این صدام را؟ و این رئیس جمهور به اصطلاح خودشان را؟ یا قبول ندارند؟ اگر قبول دارند آنوقت بنشینید با هم مصالحه کنید و اگر آنها هم قبول ندارند ما هم قبول نداریم، هیچ کس قبول ندارد او را مگر یک دسته ای که همراه او هستند و مگر آمریکا و مگر شوروی. اگر همین باشد مسأله ، اجتماعات شما اثری ندارد و صحبت های ما و صحبت های شما به جایی نخواهد رسید.
همه باید به تحت بیرق اسلام و تحت پرچم اسلام برویم، لکن نه به طور شعار، به طور واقع و به طور حقیقت. اگر به طور حقیقت تحت پرچم اسلام رفتیم آنوقت می توانیم فعالیت بکنیم و اما اگر تشریفاتی باشد، یک روز در طائف یک تشریفاتی باشد، یک روز هم در ایران یک تشریفاتی باشد،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 111

یک روز هم یک جای دیگر، تا آخر همین طور خواهد بود و مسلمین تحت فشار اجانب تا آخر خواهند بود و ما مظلوم خواهیم بود تا آخر و شماها هم مظلوم خواهید بود تا آخر. آن روزی می توانیم ما و شما از تحت سیطره ظلم، ظلم قدرت های بزرگ بیرون برویم که با یک میلیارد جمعیت و با آنهمه ذخائری که ما داریم خودمان را پیدا کنیم و اسلام را پیدا کنیم و توجه به اسلام بکنیم و با فرمان خدا عمل بکنیم. اگر با فرمان خدا عمل بکنیم خدای تبارک و تعالی ما را نصرت خواهد کرد (ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم) .

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت بررسی کننده جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

تاریخ: 1359/12/13

 

حاکمیت قلوب میان دولت و ملت اساس همگامی آنان در اداره امور کشور است

بسم الله الرحمن الرحیم
من لازم می دانم که به شما آقایان که در رأس بعضی از کشورهای اسلامی هستید نصیحت کنم. شما کوشش کنید که حکومت بر قلوب کشورهای خودتان بکنید، نه حکومت بر ابدان. و قلوب از شما کناره بگیرند. مسلمین اگر بخواهند موفق بشوند و از زیر تعهدهای اجانب و سلطه آنها بیرون بیایند، حکومت های آنها باید کوشش کنند که قلوب ملت خودشان رابه دست بیاورند. حکومت بر قلوب، یک حکومت شیرین است به خلاف حکومت بر ابدان که قلوب با آنها نباشد. شما دیدید که ایران با اینکه یک مملکت کم جمعیتی است لکن برای اینکه قلوب ملت با حکومت موافق بود و موافق هست، الان در همه گرفتاری هایی که حکومت دارد، در همه گرفتاری ها ملت کوشش می کند که همقدم باشد با آنها و مقاصد دولت را به پیش ببرد. ما در این جنگی که ناگهان به ما تحمیل شد و آنها گمان می کردند که با یک ارتش مقابل هستند، آن هم به خیال خودشان یک ارتش ضعیف و آشفته، دیدید که اشتباه کرده بودند و حساب های آنها صحیح نبود برای اینکه آنها نه حساب ارتش فعلی ما را کرده بودند و نه حساب ملت را. ارتش فعلی ما و همین طور سایر قوای نظامی و مسلح ما، امروز غیر از زمان طاغوت بود. زمان طاغوت دل ها همراه نبود و مردم با ابدان به زور همراهی می کردند و در این زمان دل ها همراه است و حکومت بر دل هاست. رئیس جمهور ما بر دل های مردم حکومت می کند و نخست وزیر ما و مجلس ما همه بر دل های مردم حکومت می کنند، از این جهت الان که لشکر ما و ارتش ما در جبهه ها مشغول به جنگ و دفاع هستند، تمام کشور ما یکپارچه به جنگ مشغولند، به همراهی با ارتش و همراهی با قوای مسلحه مشغول هستند و شاید هر روز یا اکثر روز جوان هائی اینجا بیایند و با گریه بخواهند که عازم به جبهه ها بشوند برای شهادت، حتی پیرمردهای ضعیف هم این آرزو را دارند و بچه نارس هم این آرزو را دارند و این برای این است که دراین کشور، اسلام حکومت می کند و حکومت این کشور حکومت بر ابدان نیست، حکومت بر قلوب است. قلوب مردم با کسانی که در این کشور حکومت می کنند همراه است و ملت است که حکومت می کند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 117

 

بر قلوب مردم حکومت کنید، نه ابدان آنها

شما آقایان کوشش کنید، شما سران کشورها کوشش کنید و به دیگر سران کشور هم سفارش کنید که آنها هم نظیر ایران حکومت بر قلوب مردم بکنند. اشکال مسلمین این است که در بسیاری از حکومت ها، حکومت بر ابدان است آن هم با فشار و لهذا موفق نیستند. اگر ما حکومت بر ارواح بکنیم و سران کشورهای اسلامی حکومت بر ارواح بکنند و قلوب ملت ها را به دست بیاورند، با این کثرت جمعیت و با این مخازن زیاد اینها آسیب پذیر نخواهند بود، و بر همه کشورهایی که بخواهند به آنها تعدی کنند، مقابله می کنند. و هیچ کشوری با ملت ها نمی تواند مقابله کند، کشورها با دولت ها مقابله می کنند و با ارتش هائی که قلوب مردم با آنها نیستند. شما کوشش کنید و به دوستان خودتان بگوئید که کوشش کنند که قلوب مردم را به دست بیاورند همانطوری که در صدر اسلام قلوب مردم متوجه به حکومت بود. حکومت صدر اسلام، حکومت بر قلوب بود و لهذا با جمعیت های کم بر امپراطوری های بزرگ غلبه کردند. شما که، الان بحمدالله جمعیت مسلمین قریب یک میلیارد است و چرا باید با اینکه یک میلیارد جمعیت ما داریم قدس ما را صهیونیست ها ببرند و حکومت های دیگر را هم در تحت سلطه قرار بدهند در صورتی که اینها اگر با هم مجتمع باشند، حکومت بزرگی خواهند بود. هر کدام در محل خودشان حکومت بر محل خودشان و همه با هم زیر بیرق اسلام باشند و انشاءالله من امیدوارم که این نصیحت را بپذیرید که این صلاح دین و دنیای شما و ما و مسلمین است.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسؤولان و روحانیون دفتر تبلیغات اسلامی حوزه های علمیه قم و مشهد

تاریخ: 1359/12/14

 

جهانخواران روحانیت را منزوی کردند تا هر چه می خواهند بر سر ملت ها بیاورند

بسم الله الرحمن الرحیم
با اینکه وقت کم است و تقریباً گذشته است لکن من چند کلمه با شما روحانیون و شما برادران و فرزندان اسلام در میان می گذارم. دست های مرموز جهانخواران به وسیله اشخاص و گروه هایی که در قشرهای ملت های اسلامی نفوذ کرده اند، در طول سالیان دراز یک برنامه ای را انجام دادند و مع الاسف انجام گرفت و ثمرات خبیث خودش را هم تحویل ملت ها داد و آن این معنا که روحانیون باید در مساجد و در حجره ها و در زاویه ها منزوی باشند و تمام کار آنها این است که پیرمردانشان از منزل تا مسجد و از مسجد به منزل بروند و کنار از جامعه و بی توجه به چیزهایی که بر جامعه می گذرد باشند و حتی دخالت روحانیین در امور اجتماعی و سیاسی کشور یک ننگی بود و خلاف عدالت و مقام روحانیت. وظیفه جوان های روحانی هم خزیدن در گوشه مدارس و حجره های مرطوب و فقط تحصیل علوم، آن هم نه آنی که مربوط به جامعه است و نه آنکه مربوط به سیاست جامعه، حتی لباس جندی جزء چیزهائی حساب می شد که اگر روحانی آن لباس را به تن کند، از عدالت خارج می شود، و دخالت در امور سیاسی یک وضعی تعبیر شده بود که این برخلاف روحانیت است و فلان آقا که سیاسی است، دیگر نباید در جرگه روحانیت باشد. این امری بود که برای منزوی کردن روحانیت و کشاندن آنها را به گوشه های انزوا و حجره های مدارس و گوشه های مسجد طرح ریزی شده بود و به باور اکثر از روحانیون و اکثر قریب به اتفاق ملت واقع شده بود. اگر یک امری که مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع، مربوط به گرفتاری سیاسی و اجتماعی اسلام و کشور اسلام بود روحانیین نباید دخالت کنند. این امر را از اروپا گرفته بودند که آنها هم روحانیت خودشان را منزوی کرده بودند تا هر کاری که می خواهند به سر ملت ها بیاورند و کسی نباشد (چرا) بگوید. در اینجا هم، در مملکت ما و در بلاد دیگر اسلامی هم همین نقشه بود و روحانیین اگر دخالت در یک امر سیاسی می کردند، ملت به آنها ایراد می گرفت و خود روحانیین هم ایراد می گرفتند. آنها باید منعزل باشند از سیاست و از گرفتاری های اسلام مسلمین و این امور باید به دست سلاطین و وابستگان به آنها سپرده بشود. این یک نقشه ای بود که سال های طولانی کشیده شده بود و استفاده های بزرگی هم کردند. اگر این نقشه نبود یا به ثمر نرسیده بود، کشور ما و کشورهای اسلامی که روحانیین شان باید در امور کشور دخالت

صحیفه نور جلد 14 صفحه 120

کنند و باید سیاست مدن را در رأس برنامه های خودشان بگذارند، کشورهای اسلامی این گرفتاری ها را پیدا نمی کرد. آنها خوب فهمیده بودند که این طایفه که پیش مردم هستند و نفوذ دارند و کلید باب ملت هستند، باید به طوری عمل بشود که ملت هم اجازه ندهد به اینها که در امور سیاسی دخالت کنند و خودشان هم باورشان بیاید که نباید در امور سیاسی دخالت کنند. همانطوری که غربی ها این مطلب را نسبت به کلیسا انجام دادند و کلیسا منعزل بود و شد از ملت ها، این امر در اینجا به دست آنها انجام گرفت و ما را به اینجا رساند.
 

برای دخالت در امور سیاسی، اجتماعی و مشکلات مسلمین مهیا باشید

امروز که یک تحول بزرگی در ملت پیدا شده است و خدای تبارک و تعالی به این ملت عنایت فرموده است و این تحول را به قدرت خود ایجاد فرموده است، در روحانیین هم این تحول حاصل شده است و الان در صف مجاهدین جهاد می کنند و کشته می دهند و شهید می دهند و با سلاح صلاح در بین توده های مردم ظاهر می شوند و آن سد عدم دخالت روحانی در امور اجتماعی و سیاسی و جنگی شکسته شد و بحمدالله شما آقایان و همه علمای بلاد و همه طلاب و روحانیین بلاد حاضر در صحنه هستند و همراه با برادران سپاهی خودشان و برادران ارتشی خودشان در جبهه ها می روند و فداکاری می کنند.
برادران عزیز من! فرزندان اسلام! توجه داشته باشید که باز یک جریانی در کار است که شما را منعزل کنند از این امری که در او هستید، مبادا گروه ها یا آنهایی که نمی خواهند روحانیون در این کشورها نفس بکشند شما را اغفال کنند و برگردانند به کنج های مدارس و منزوی کنند در حجره ها. شما همانطوری که علم را باید بیاموزید و تقوا در رأس برنامه شما باشد، مهیا بودن از برای دخالت در امور سیاسی و امور اجتماعی و دخالت در مشکلات مسلمین و حاضر بودن از برای دفاع از کشور اسلامی باید کوشش کنید. همین معنایی که برای روحانیین نقشه کشیده بودند، برای جوان های غیر روحانی، چه دانشگاهی ها و چه سایر جوان ها با طرزهای دیگری نقشه کشیدند تا آنها در میدان سیاست حاضر نباشند و در اموری که کشور احتیاج به آن دارد دخالت نکنند. عده کثیری که در دانشگاه ها و در مدارس بودند با گماردن معلمین و اساتیدی که بسیاری از آنها بر خلاف مسیر اسلام و بر خلاف مسیر ملت اسلامی بودند جوان های ما را از آن راه منحرف می کردند و آنها را مانع می شدند از اینکه برای اسلام زحمت بکشند. بدبین کرده بودند آنها را به روحانیت و روحانیت را به آنها. دو جبهه تشکیل شده بود جبهه روحانیت و جبهه دانشگاه و از همین دو جبهه شدن آنها استفاده می کردند و الحمدلله این سد هم شکسته شد و روحانی در کنار دانشگاهی و دانشگاهی در کنار روحانی مشغول به فعالیت و مشغول به امور سیاسی، امور اجتماعی و امور جنگی هستند. مبادا در بین شماها کسی بیاید و از دانشگاه بخواهد انتقاد کند و نبادا در بین دانشگاهی ها بروند و از روحانیت انتقاد کنند این انتقاد از اینها و انتقاد از آنها نه برای نفع شماست و نه برای نفع آنها، بلکه برای نفع ابرقدرت هاست. آنها به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 121

این زودی دست از این کشورهای اسلامی برنمی دارند و از ایران، که سرچشمه های نفت ما به جیب آنها بود و تمام مخازن ما به نفع آنها بودند و تمام اشخاصی که از آنها کاری انجام می گرفت به نفع آنها بودند، اینها الان دست شان کوتاه شده است و به این زودی از ما دست برنمی دارند.
عزیزان من! برادران من! خواهران من! تمام قشرهای ملت توجه بکنید که جریان هائی در کار است که روحانیین را در چشم مردم یک نحو دیگری که هستند جلوه بدهند و مردم را از روحانیت جدا کنند و دانشگاه را از روحانیون جدا کنند و مقاصد خودشان را انجام بدهند ولو با یک رژیمی که به طور سالوسی در ملت ایجاد کنند، یعنی یک رژیم به صورت صد در صد اسلامی و بیشتر از شما فریاد وا اسلاما بکشد لکن در باطن منافق باشد و در باطن برخلاف مصالح کشور عمل کند. امروز حیله های شیطانی قدرت های بزرگ در کار است که ملت را از روحانیت جدا کند و ملت را و اینها را از ملت جدا کند و اینها را از دانشگاه ها جدا کند و از قشر جوامع ملت جدا کند و این همان نقشه ای است که آنها می خواهند که روحانیین منزوی بشوند در حجرات و در مساجد و آنها کارهای خودشان را انجام بدهند. اینهائی که از روحانیون انتقاد می کنند کجا هستند؟ در کدام زاویه هستند که وقتی انقلاب شد ریختند و اسلحه ها را به غارت بردند و الان هم اسلحه ها در دست آنهاست و آن روز که جنگ بود آنها کنار نشستند و منتظر اینند که عراق یا قدرت دیگری غلبه کند و آنها ملحق به آنها بشوند. روحانیین ما در صحنه حاضرند، شهدای آنها الان در مقابل چشم من بسیاریشان یا بعضی شان حاضرند و خود جوان های روحانی با اسلحه از جنگ برگشتند. آنهایی که انتقاد از روحانیین می کنند، در کدام جبهه رفتند؟ کدام شهید را دادند؟ بیاورند عرضه کنند. آنها اسلحه ها را غارت کردند و نشسته اند که شکست به ایران بدهند. و آنهایی که، خوبان آنها اگر در بینشان باشد می خواهند استفاده، خودشان، بکنند و آنهایی که خون داده اند آنها به کنار بروند و آنها، منافعی که اینها به دست آورده اند آنها - ببرند و آنها که منحرفین هستند نه اسلام را قبول دارند و نه روحانیت را و نه دانشگاه را.
 

با رفتارتان اسلام را آنطور که هست عرضه کنید

باید توجه داشته باشید، باید دانشگاه ها و مدارس و همه جا توجه داشته باشند، دانشگاه پیوند خودش را با فیضیه محکم کند و فیضیه محکم کند پیوستگی خودش را به دانشگاه. شما دو قشری هستید که اگر شما اصلاح بشوید اصلاح می شود ملت ها و اگر خدای نخواسته شما اصلاح نشوید یا منزوی بشوید مملکت تان و کسانی که می توانند در مملکت کاری بکنند منزوی خواهند شد و قدرت هائی که منافع خودشان را از دست داده اند به میدان می آیند و یک حکومت وجیه المله می آورند روی کار و آن حکومت وجیه المله تمام چیزهای ما را به باد فنا خواهد داد. شما برادران و عزیزان من همانطوری که الان سلاح در دستتان است باید در دست دیگر صلاح باشد، باید شما صلحا باشید، باید شما رفتاری بکنید که اسلام را آنطور که هست عرضه کنید. شما

صحیفه نور جلد 14 صفحه 122

بدانید که اگر خدای نخواسته از روحانیین و از کسانی که ملبس به لباس روحانی هستند، مطلبی که بر خلاف دستورات اسلام است صادر بشود، روحانیت را با این اعمال منزوی خواهید کرد و قلم ها بر ضد شما به کار می افتد و شما را از ملت جدا می کنند و ملت را از شما جدا می کنند و به سر این کشور آن می آورند که در زمان رضاخان و پسرش آمد.
این اسلام، امروز در دست همه ماها سرتاسر کشورهای اسلامی و خصوصاً ایران که جمهوری اسلامی - انسانی را در این کشور اعلام کرده است امانت است، امانت بزرگ است. این امانت به دست ماهاست و اگر چنانچه به این امانت خیانت بکنیم خیانت به اسلام است، خیانت به احکام نورانی خداست و خیانت به ملت های ضعیف است. توجه کنند روحانیون در سرتاسر کشور، چه جوان ها که در میدان ها می روند و فداکاری می کنند و چه آنهائی که در مدارس مشغول تحصیل علوم هستند و چه آنهایی که مشغول به تدریس هستند و چه آنهایی که ائمه جمعه و جماعات هستند و چه آنهایی که در دادگاه ها و مقامات قضایی هستند و چه آنهایی که در کمیسیون ها و جاهای دیگر هستند، توجه کنند که اسلام در دست شما طایفه بالخصوص امانت است و انحراف شما ولو بعضی از شما موجب می شود که اشخاصی که با شما و با اسلام دشمن هستند با قلم خودشان و گفتار خودشان به شما حمله کنند و یک مطلب را بزرگ کنند، مجاهدات شما را یک کلمه از آن گفته نشود، لکن انحراف شما دائماً گفته بشود و به گوش مردم خوانده بشود، مردم را از مجاهدات شما اغفال کنند، از زحماتی که از 15 خرداد تاکنون بر شما وارد شده است و بزرگان شما را برده اند در حبس ها و زجرها و اینها انجام دادند کارهائی که با دزدان آنطور انجام نمی دهند، اینها را ذکری از آنها ندیدم بکنند. قلم ها راجع به این مسأله شکسته است اما اگر در یک دادگاهی یک کاری بشود که مثلاً در نظر آنها انحراف باشد یا خدای نخواسته به حسب واقع انحراف باشد، آنها، عمال آنها، دور بیفتند و این طرف و آن طرف و تبلیغ کنند که این دیکتاتور آخوندی در کار است، دیکتاتور روحانی در کار است. این کلمه، کلمه ای است که دشمن های اسلام درست کرده اند و می خواهند که روحانیون را کنار بگذارند و روحانی برود گوشه مسجد و مسائل اسلامی را، نه آنکه مربوط به جامعه است، نه آنکه مربوط به مشکلات جامعه و اسلام است بلکه مسائل دیگر را، عبادی را فقط انجام بدهند، لکن دیگران در صحنه باشند و آن کنند به ما که محمدرضا کرد.
 

تکلیف ملت است که تبعیت از روحانیون بکند

باید بیدار بشوید شما، باید ملت بیدار بشوند، ملت ما در خیابان ها، در بازارها، در سایر نقاطی که هستند، در کارخانه ها، در صحراها مشغول به خدمت هستند، بیدار باشند که اینکه گفته می شود (دیکتاتوری آخوندی) این کلمه ای است که به باطل گفته می شود برای مقصد باطل تر، والا پیدا کنند آنها این روحانیونی که دیکتاتوری می کنند. اگر دیکتاتوری معنایش این است که احقاق حق مظلوم را از ظالم می کنند و اگر دیکتاتوری معنایش این است که در دادگاه ها امثال نصیری ها را از بین می برند،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 123

این چیزی است که اسلام کرده است و امری است که با امر اسلام انجام می گیرد و اگر دیکتاتوری معنایش این است که تحمیل به ملت چیزی را می خواهند بکنند، می خواهند با قدرت ملت را آزار بدهند و مقاصد خودشان را انجام بدهند، این یک دروغ واضح است که باید مردم از اشخاصی که این را می گویند، بگیرند آنها را و از آنها بپرسند که این کدام یک است و چه کرده است و چه کار دیکتاتوری انجام داده است، تا بفهمند ریشه این مطلب از کجاست. شما آقایان تکلیف دارید که کارهایی که انجام می دهید، در تمام قشرهای از روحانیت که در ملت هستند و مشغول خدمت هستند کارهای آنها بر وفق موازین شرعیه باشد و هیچ تخلف از موازین شرعیه نشود تا بهانه به دست دشمن ندهد. این تکلیف شماست که تخلف از احکام اسلام نکنید و انشاءالله نمی کنید و تکلیف ملت است که تبعیت از روحانیون بکند و حرف ها و تبلیغاتی که بر ضد روحانیت می شود گوش به آن ندهد. و پیگیری کند اگر یک جایی گفتند، ببینند که آیا این دیکتاتوری که آنها می گویند در کجا واقع شده است. آیا رئیس مجلس ما یک دیکتاتور است و دارد دیکتاتوری می کند؟ یا مقامات دیگری که در کشور هستند؟ کدام یک از اینها مشغول دیکتاتوری هستند؟ یا زبان های غیر متعهد اشخاص دارند دیکتاتوری می کنند و می خواهند روحانیت را تضعیف کنند و جمهوری اسلامی را تضعیف کنند. زبان هائی که برخلاف مصالح اسلام به روحانیت حمله می کنند بدون یک حجت شرعی، یا به جمهوری اسلامی حمله می کنند بدون یک دلیل واضح، اینها زبان هائی هستند که گویندگان آنها دیکتاتورند و می خواهند روحانیت را از صحنه بیرون کنند و آنوقت یک حکومتی به دست بیاورند که این حکومت موافق میل آقای ریگان باشد یا مطابق میل شوروی باشد.
 

اسلام بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است

من به همه روحانیین سرتاسر کشور اعلام خطر می کنم، من به همه ملت اعلام خطر می کنم. به روحانیون اعلام خطر می کنم که اگر چنانچه خدای نخواسته در بین شما کسی است که برخلاف موازین اسلام عمل می کند، او را نهی کنید و اگر نپذیرفت از جرگه روحانیت اخراج کنید. اگر نکنید این کار را، خدای نخواسته صورت روحانیت که عز اسلام است این را مشوه می کنند و با مشوه کردن صورت روحانیت، اسلام به انزوا خواهد کشید. اسلام بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است. گویندگان شما و دانشمندان شما باید توجه داشته باشند که حوزه ها را با تدبیر، با نصیحت و همین طور جاهای دیگری که روحانیین مشغول کارهایی هستند، آنها را با تدبیر و با نصیحت وادار کنند به اینکه خدای نخواسته از آنها چیزی صادر نشود که بهانه به دست آنهایی که می خواهند شما را از صحنه خارج کنند بیفتد و قلم ها به کار برود و خدمت های شما ناچیز و نادیده گرفته بشود و لغزشی اگر در یکی از شما یا در دو تا از شما پیدا شد به حساب روحانیت بگذارند. باید تهذیب بشوید شما، خودتان را تهذیب کنید و کسانی که در حوزه ها هستند، اساتیدی که در حوزه هستند کوشش کنند که حوزه ها مهذب باشد. و اعلام خطری را که به ملت می کنم این است که جریانی در کار است که روحانیت را

صحیفه نور جلد 14 صفحه 124

کنار بگذارند و جریانی در کار است که شما را از روحانیت جدا کنند و آن کنند به سر ملت که در زمان محمدرضا آمد، منتها به یک صورت دیگری. بیدار بشوید ای ملت! و بیدار بشوید ای روحانیت! و بیدار بشوید ای دانشگاهیان! و بیدار بشوید ای کارگران! ای کارمندان! ای بزرگان! ای کوچکان! ای زن ها! ای مردها! بیدار بشوید و این جریان را خنثی کنید و نگذارید ملت شما و مملکت شما انحراف پیدا کند از آن راهی که شما دارید که راه اسلام و راه خدا و خط رسول اکرم (ص) است.
 

امروز باید دست از تمام اختلافات برداریم، این یک تکلیف شرعی - الهی است

من یک کلمه هم تکرار می کنم و مکرر گفته ام و آن کلمه برای اشخاصی است که متصدی امور مملکت هستند از رئیس جمهور تا هر جا که باشد و هر کس که باشد و هر ارگانی که اشتغال به یک کاری در این کشور داشته باشد، از ارتشی ها و ژاندارمری و سپاه پاسداران و پاسبان ها و همه عشایر و قشرهایی که از ملت هستند و مشغول خدمت هستند، به همه آنها این کلمه را می گویم که توجه کنید که شما را دارند می کشند به سوی اختلاف. توجه ندارید به این مطلب می آیند پیش این دسته از آن دسته شکایت می کنند. اشخاصی در مرزها هستند و در آنجاهایی که جوان های ما دارند خون خودشان را می دهند، می روند و می خواهند پاسدارها را از ارتش جدا کنند و ارتش را از پاسدارها و هر دو را از ژاندارمری و بین خود ارتش قشرهای مختلفی درست کنند و اختلاف بین خود ارتش هم بیندازند. توجه کنند که اینهایی که به عنوان خیرخواهی پیش آقای رئیس جمهور می روند و حرف هایی از دیگران می زنند، اینها شیاطینی هستند به صورت انسان و در سیرت شیطان. و آنهایی که پیش اجزا دولت می روند، پیش نخست وزیر می روند، پیش دیگران می روند و از آقای رئیس جمهور انتقاد می کنند اینها هم شیطان هایی هستند به صورت انسان و در سیرت شیطان. آنهایی که می خواهند بین شماها اختلاف بیندازند، دشمنی ایجاد کنند، می خواهند که این مملکت را به دست غیر بسپارند همه شما را از بین ببرند و یک دولتی به دست امریکا یا به دست شوروی در این مملکت ایجاد کنند. عقل سیاسی اقتضا می کند که ما امروز با آن اشخاصی که در رویه هم حتی با ما مخالفت دارند لکن در اصل مقصد با ما موافقند، باملت موافقند مسیرشان مسیرملت است، عقل سیاسی اقتضا می کند که ما امروز دست از تمام این اختلافات برداریم تا این مملکت را آرام کنیم و این مقصدی اصلی که ما داریم و آن اینکه اسلام در این مملکت پیاده بشود و جمهوری اسلامی با محتوای حقیقی خودش در اینجا پیاده بشود، موفق بشویم انشاءالله. من به همه، به همه آنها عرض می کنم که شما دست از اختلافات بردارید اینطور نباشد که هر کدام در یک اجتماعی که پیدا کردید، بر ضد دیگران صحبت کنید اینطور نباشد که هر کدام قلم به دست گرفتید بر ضد دیگران قلمفرسایی کنید. همه شما امیدوارم که به اسلام معتقد و به جمهوری اسلامی متعهد باشید و در این صورت همه شما مسیرتان یک مسیر است ولو عقایدتان در بعضی از امور، رویه هاتان اختلاف دارد لکن امروز وقت اعمال رویه های مختلف نیست. من این را از همه کسانی که متصدی امری هستند، چه آقایانی که در مجلس هستند و چه

صحیفه نور جلد 14 صفحه 125

آقایانی که در جاهای دیگر متصدی امر هستند، من به آنها با کمال اخلاص سفارش می کنم که این یک تکلیفی است شرعی، الهی و تخلف او خلاف مسیر اسلام است.
 

ما همه پشتیبان ارتش هستیم

ما همه پشتیبان ارتش هستیم و ما همه پشتیبان فرماندهان ارتش هستیم و اگر کسی بگوید که ملت با ارتش نیست این یک دروغ واضح است که شاهدش این است که ارتش که در آنجا دارد خدمت می کند، تمام مردم این ملت دنبال او دارند به آنها خدمت می کنند. آنهایی که می گویند ارتش و روحانیت با هم مخالف هستند دروغ می گویند برای اینکه همین روحانیون عزیزند که از بلاد مختلف و الان از قم و مشهد دو مرکز بزرگ علمی در اینجا حاضرند با تفنگ ها، که هم شهید داده اند و هم مجروح البته و الان آمده اند اینجا و بعد هم انشاءالله می روند و انشاء الله پیروز می شوند. همه ملت باید پشت سر ارتش باشد و آنها جبهه را نگهداری کنند، پاسدارها و پاسبان ها و ژاندارمری و ارتش. همه آنها و سایر قوای مسلح و غیرنظامی و آنها همه در آنجا با هم هماهنگ باشند و ملت هم پشت سر آنها باشد تا اینکه انشاءالله این جنگ تحمیلی به آخر برسد و انشاءالله با پیروزی شماها به پیش بروید. و من به شما و تمام نسل هایی که بعد از شما و ما خواهند آمد هشدار می دهم که ملت و روحانیت، دانشگاه و روحانیت از هم جدا نشوند که جدا شدن اینها از هم هلاکت ملت و هلاکت اسلام و هلاکت کشور است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت تحریریه و سرپرست و کارکنان روزنامه میزان

تاریخ: 1359/12/12

 

میزان اعمال ما پیش خداست

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما آقایان تقدیر می کنم و بنابراینکه میزان، میزان عدل الهی باشد. و از روزنامه شما و از شما تشکر و تقدیر می کنم که خیال دارید راهی را بروید که راه اسلام باشد و آنچه که عرض می کنم این است که شما لفظی را انتخاب کرده اید که باید به محتوای آن لفظ پایبند باشید. لفظ میزان، همان میزانی که بعدها در منتهی الیه سیر، به آن منتهی می شوید، اگر این لفظ محتوای واقعی خودش را نداشته باشد، شما در میزان گرفتار هستید که با اسم (میزان) ، با اسم حدید و این اسم هائی که از آیه شریفه، عرض کردید، نتوانستید و یا نخواستید محتوای او را در خارج محقق کنید و اگر خدای نخواسته برخلاف میزان یک وقت در روزنامه شما چیزی منعکس بشود، متوجه باشید که انعکاسش در آن (میزان) نیز هست. میزان اعمال ما پیش خداست، زیرا هر حرفی که از ما صادر می شود در میزان اعمال ما منعکس می شود. ولی بنای این عالم بدین گونه است که اگر شما پیش استالین هم بروید، آن میزان را خودش قرار می دهد و اگر پیش آمریکا هم بروید، او میزان را خودش قرار می دهد و هیچ کدام نمی گویند حرف ما میزان نیست. به طور کلی بشر خود را محور همه چیز قرار می دهد، (هر چه من خواستم و گفتم، آن صحیح است) و این برخلاف آن میزانی است که در آنجا هست، واضح و آشکار همه چیز روشن می شود، قلب ها در آنجا همه اسنادشان منعکس می شود و آنجا دیگر این نیست که بتوانیم یک مطلبی بگوئیم و ادعا کنیم و در عمل خلافش را بکنیم و بعد هم توجیه بکنیم. آنجا اینطور نیست.
شما که میزان را برای روزنامه خودتان که کلمه شریفی است انتخاب کرده اید باید توجه کنید به اینکه این میزان طوری از کار در بیاید که در آن میزان که میزان حق است، خلاف نباشد و توجه به این داشته باشید که از این بیماری که همه ما به آن مبتلا هستیم و بیماری عمومی است یعنی (الا من عصمه الله تعالی) سرتاسر انسان ها به این بیماری مبتلا هستند و این بیماری (منیت) است، خودخواهی است که انسان تا آن آخر هم به این خودخواهی اش گرفتار است مگر به مدد انبیاء علیه السلام و با مدد خدای تبارک و تعالی از این بیماری و مرض نجات پیدا کنیم و یا لااقل بیماری کم شود. شما هم به آن توجه داشته باشید که یک وقت نشود که شما بگوئید که ما و هیچ کس نه، منم و هیچ کس نه، این مرض در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 115

باطن آدم هست، اینطور نیست که کسی بتواند بگوید که نه، در نفس من خودخواهی نیست. این خودخواهی هست منتها کم و زیاد دارد. اشخاصی دنبال این هستند که خودشان را معالجه کنند و اشخاصی هم نمی خواهند.
 

عدل از هر کس صادر بشود عدل است و جرم و جور از هر کس صادر بشود جرم است

شما که حالا این وصف را انتخاب کرده اید که می خواهید میزان بین حق و باطل را در روزنامه تان منعکس کنید، توجه داشته باشید که خدای ناخواسته برخلاف تعهدی که با این اسم پیدا کرده اید نباشد. عدل و حق را ملاحظه کنید. عدل از هر کس صادر بشود عدل است و جرم و جور از هر کس صادر بشود جرم است و انسان کامل آن است که آن چیزی که از خودش صادر می شود اگر باطل است دنبال این باشد که اصلاحش بکند و ابایی از آن نداشته باشد که اقرار به باطلش بکند. البته نه اینکه معصیتی که در خفا کرده است بیاید علناً بگوید، این حرام است. فرض کنید در این روزنامه میزان که شما منتشر می کنید در مقاله ای یا سرمقاله ای اشتباهی شده است و برخلاف آن چیزی که میزان اقتضا می کند شده است، قدرت روحی انسان صحیح این است که بتواند در همان اول بنویسد که من اشتباه کرده ام، هر کس این قدرت را پیدا کند مالک خودش است و اگر این قدرت در انسان نباشد مالک خودش نیست، شیطان مالک اوست شما توجه به این معنا بکنید حال که روزنامه شما این اسم را انتخاب کرده است در این راه کوشش کنید. در بین شما جوانان و پیران هستند و طرز فکر جوان ها با پیرها فرق می کند. شما اگر دیدید جوانی به واسطه تندی که دارد و مقاله ای نوشته است که موجب آزردگی جمعیتی می شود و یا موجب تفرقه می گردد، به پیرها عرضه کنید تا اصلاح کنند.
 

زبان ها و قلم ها را بر علیه دشمن به کار بگیرید

باید به این معنا توجه بشود که حتی الامکان آنقدری که لازم است، خصوصاً در این موقع که ملت و کشور ایران مبتلا به گرفتاری هائی است همه باید کوشش کنند تا نه تنها این گرفتاری ها را زیاد نکنند بلکه گرفتاری ها را کم کنند، سعی کنند دعواها زیاد نشود تا همه قلم بشود چماق و همه زبان ها خنجر. ما باید کوشش کنیم حتی الامکان کار کنیم تا نگویند ایران کشوری است که نمی تواند خودش را اداره کند، بزرگانشان اینها هستند که ریخته اند به جان هم و پایین ترهایشان هم همین طور، در حالی که مملکتشان در معرض خطر است، جنگ داخلی راه انداخته اند، پس اینها رشد ندارند زیرا در موقعی که دشمن به آنها حمله کرده است، باید زبان ها و قلم هایشان را نه تنها غلاف کنند بلکه بر علیه دشمن به کار گیرند. همه می دانیم دشمنان همشان این است که ما را به جان هم بیندازند و بعد منعکس کنند که اینها می توانند کشور را اداره کنند و به قیم احتیاج دارند و بعد به ما حمله کنند و دنیا را هم که مهیا کرده اند که ما نمی توانیم ایران را اداره کنیم پس دیگر کسی نیست که اینها را محکوم کند، اصولاً آنها می گویند ما برای انساندوستی وارد ایران شده ایم.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 116


ما باید سعی کنیم مشکلات را کم کنیم و روزنامه میزان به مناسبت اینکه این اسم را انتخاب کرده است بیشتر مسؤول است چون افرادی که در این روزنامه هستند به اسلام تعهد دارند، بیشتر مسؤول می باشند. شاید روزنامه (مردم) چنین تعهدی را نداشته باشد و هر چه دلش بخواهد بگوید و ادعا هم نکرده که من متعهدم، البته لفظش هست، ولی واقعش که چنین نیست، ولی میزان که کلمه میزان را عدل برای خودش قرار داده است و می خواهد به موازین شرعیه عمل نماید، در پیشگاه خدا مسؤول است فردا خدا به شما می گوید شما این کلمه را انتخاب کردید و خدای نخواسته اگر عمل موافق با میزان نباشد، شما ریاکار هستید. علی ای حال این مطلبی است که نه تنها من به شما بلکه به همه اشخاصی که متصدی تبلیغات می باشند و سایر افرادی که قلم در دست دارند و یا گوینده می باشند عرض کرده ام که ما اگر عقل سیاسی هم داشته باشیم، باید همگی دست در دست یکدیگر گذاریم تا بتوانیم راه برویم، امروز، هم امریکا می خواهد ما را زیر سلطه خودش قرار دهد و هم شوروی. حال که ما همه، طعمه گرگ های دنیا هستیم و همه می خواهند ما را شکار کنند ما باید با عقل و تدبیر و قلم و حق و همه چیز با یکدیگر همکاری کنیم، به یکدیگر کمک کنیم تا کارها درست شود، کمک کنیم تا این کشور، خودش را بتواند اداره کند. باز می گویم توجه داشته باشید که همه ما در محضر خدا هستیم، اینجا محضر خداست. آنوقت که قلم در دست می گیرید و می خواهید بنویسید بدانید که فکر شما، زبان شما، قلب شما، قلم شما همه در محضر خداست. خداوند به همه شما توفیق دهد و همه ما را موفق به عمل الهی خودمان کند. انشاءالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی

تاریخ: 1359/11/16

 

مسأله تبلیغات یک امر مهمی است، دنیا بر دوش تبلیغات است

بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله تبلیغات یک امر مهمی است که می شود گفت که در دنیا در رأس همه امور قرار گرفته است و می توان گفت که دنیا بر دوش تبلیغات است و مع الاسف ما در این دوره کوتاه نتوانستیم به این امر، درست قیام کنیم. البته مشکلاتی که از اول در داخل کشور داشتیم و مشکلاتی که از خارج برای ما پیش آوردند، مانع شد و یک مقدار هم اهمال هایی در این امر شد. دیگران مشغول تبلیغ شدند، چه قدرت های بزرگ و چه وابستگان به آنها تبلیغات بر ضد ما کردند و تا آن مقدار که می توانستند و می خواستند، این جمهوری اسلامی را بر غیر آن جهتی که دارد معرفی کردند. من یک مطلبی را عرض کنم که ببینید وضع تبلیغات حتی در زمان های سابق هم چه بوده. یک نفر از یک شاعری، به طوری که نقل می شود، پرسیده که اشعرالشعرا کیست، گفته بود که بیائید تا من به شما نشان بدهم اشعرالشعرا را، برده بودش در خانه خودشان و دیده بود آن مرد که یک آدم بسیار کثیفی نشسته و پستان یک بزی را در دهان گرفته و از او شیر می خورد. آن شخص که این را آورده بود گفته بود که این پدر من است. اشعرالشعرا آن است که، این پدری که از شدت بخل شیر را نمی دوشد که مبادا یک قطره ای در کاسه بماند، مستقیماً از پستان این بز می خورد و وضع جهات دیگرش هم که می بینید، اشعرالشعرا این است که در سال های طولانی فخر بر این پدر کرده و به خورد مردم داده است که این مثلاً صحیح است و کذا. تبلیغات بر ضد ما وضعش این است که متاهایی که دارند و آن متاع ها برخلاف انسانیت است، برخلاف عقل است، برخلاف قراردادهای بین المللی است، لکن آنها با تبلیغ شان آن متاع فاسد را در دنیا معرفی کرده اند به اینکه یک متاع کذاست. شما می دانید که این انقلاب بهترین انقلاب ها و بزرگترین انقلاب ها بوده است از حیث محتوا. محتوای این انقلاب، اسلام و اخلاق اسلامی و اخلاق انسانی و تربیت انسان ها بر موازین انسانیت بوده است، بنابراین است که به واسطه این انقلاب، متحول بشوند یک انسان هائی که در رژیم سابق به آن وضع بودند به یک انسان هایی که در صدر اسلام و در رکاب رسول اکرم مشغول فداکاری یا ترویج احکام بودند بشود، لکن ما این متاع خودمان را نتوانستیم عرضه کنیم، آنها باطل خودشان را عرضه کردند به دنیا به صورت حق، و متاع های فاسد خودشان را به دنیا عرضه کرده اند به صورت متاع خوب و متاع خوب ما را عرضه کردند به دنیا

صحیفه نور جلد 14 صفحه 42

به صورت موحش. شما چند نفر فاسد را در اینجا به دادگاه ها سپردید و دادگاه ها آنها را که سال های طولانی به این ملت ستم کرده بودند و بعضی ها کشتار کرده بودند و بعضی ها دستور کشتار داده بودند و انحرافات مذهبی بعضی داشتند، بعد از محاکمه آنها را اعدام کردند و این بوق های تبلیغاتی خارج، دانسته به اینکه مسائل درونی ما چیست، مشغول تبلیغات و اینکه در ایران آدمکشی رواج دارد، آدمکشی می شود، نه اینکه آنها ندانند این آدم هائی که در اینجا کشته شدند، آدم نبودند، سبع بودند، جنایتکار بودند، آنها می دانند که مأمورهای خودشان چه اشخاصی بودند و برای خاطر همان خواسته ها بوده است که آنها را به کار واداشتند، لکن وقتی که پای تبلیغات می آید، ایران را یک کشور جنایتکار، به صورت یک کشور جنایتکار، وحشی، غیره متمدن و امثال ذلک در خارج نمایش می دهند و متاع خودشان را خوب نشان می دهند. مثلش همین نطق صدام است در کنفرانس طائف که هشتاد دقیقه، از قراری که گفتند، نطق کرده است و سرپوش روی جنایات خودش گذاشته است و خودش را یک دلسوز به ملت عراق و عرب نمایش داده و مظلومانه دولت خودش را معرفی کرده است و افرادی هم که در آنجا بودند یک جمعی شان که وابسته به همانجا هستند که صدام هم وابسته است، آنها هم تأیید مطالب او را کردند و اینهمه جنایاتی که این شخص بر کشور ما و بر ملت و بر بچه های ما و پیرزن ها و جوان های ما کرده است به صورت یک کار مترقی، یک کاری که برای اسلام، برای عرب فایده داشته است و ما مع الاسف نتوانستیم که متاع خوبی که داریم، متاعی که در هیچ کشوری نیست و با تمام کمبودهائی که این کشور دارد و تمام آشفتگی هائی که در اطراف این کشور به دست ضد انقلابیین و منحرفین انجام می گیرد و با تمام اموری که برخلاف مقررات اسلامی به دست بعضی منحرفین انجام می گیرد و به گردن جمهوری اسلامی می گذارند، ما نتوانستیم که این متاع را به دنیا معرفی کنیم که ما چرا انقلاب کردیم، ملت ما چرا انقلاب کرد و چرا رژیم سابق را کنار گذاشت و چه می خواهد، مقصد ملت ما چه هست، در راه چه هست، می خواهد چه بکند ملت. اگر بگذارند مفسدهای خارج و داخل. چهره های فاسد که بر ضد انقلاب کوشش می کنند اگر بگذارند این ملت یک فرصتی پیدا بکند، این جمهوری یک فرصتی پیدا بکند، آنچه ملت می خواهد، می خواهد که عدل اسلامی را در ایران زنده کنند. بعد از آنکه در طول تاریخ نبوده است در ایران آن عدالت و با اسم اسلام گاهی آن ظلم ها و آن جورها و با اسم آزادی و با اسم آزاد زنان و آزاد مردان آن فضاحت ها را درآورند و با بانوان ما آن کردند که مغول با دشمنان خودش، ما نتوانستیم به دنیا، به اشخاصی که اطلاع از ایران و وضع ایران ندارند یا کم دارند، نتوانستیم به آنجا ارائه بدهیم که ما چه کردیم و چه می خواهیم. مع الاسف در داخل کشور خودمان نیز یک عده ای که یا منحرف هستند یا جاهل، در صدد این هستند که این انقلاب را یک انقلاب فاسد معرفی کنند، حتی بعضی از اشخاصی که توقع نبود که این کلمه را بگویند گفته اند که در زمان شاه بهتر از حالا بود. بعضی اشخاص متدین لکن غافل از وقایع، بی توجه به وقایعی که واقع شده است و چیزهائی که در رژیم سابق رایج بوده، همین که چند نفر فاسد رفته شکایت کرده پیش مثلاً فلان آقا که به من ظلم شده است یا به من چه شده است، آن آقا فرموده است که رژیم سابق بهتر از حالا بود،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 43

البته بی توجه به مسائل نه با غرض. ما اگر چنانچه دیر بجنبیم، در همین داخل کشور همان هائی که قلم ها را به دست گرفتند تا اینکه این انقلاب را، یا دانسته یا ندانسته مشوه کنند، خواهیم به یک امر بزرگی مواجه شد و آن اینکه در بین ملت ما هم که شاهد مسائل بودند، باز شایع کنند که زمان رژیم سابق بهتر از حالا بود. این برای این است: ضعف تبلیغات ما و قوه تبلیغات آنهاست. آنها در تبلیغاتشان اتکا دارند به قدرت های بزرگ و بودجه هائی که از آنجا برایشان می آید، و ما حق خودمان را بررسی کردیم و تبلیغ نکردیم. آنها مشغول تبلیغ به ضد ما هستند، به ضد جمهوری اسلامی هستند، گاهی با اسم اسلام به ضد جمهوری قلمفرسائی می کنند یا صحبت می کنند و گاهی هم مستقیماً بدون اسم اسلام از این جمهوری انتقاد می کنند و هر روز در کوچه و بازار بین مردم شایع می کنند. ما نتوانستیم و باید بگویم ما عرضه این معنا را نداشتیم که تبلیغاتمان، حتی در داخل کشور یک تبلیغات دامنه داری باشد. فرضاً که در خارج کشور که باید بگوئیم که انقلاب خودش پیش رفته، نه ما پیش بردیم آنطوری که مردم های، ملت های اسلامی خارج اطلاع پیدا کردند بر وقایع اینجا، نه این بوده است که ما یک تبلیغاتی داشتیم و آنها را با تبلیغات خودمان آنطور عاشق این انقلاب کردیم، این انقلاب خودش کانه منعکس شده در آنجا و آنها که بی غرض بودند، بی مرض بودند، فهمیده اند که تا یک حدودی که شماها چه می خواهید، ملت ما چه می خواهد و دیدند خواست ملت ما همان خواستی است که همه ملت ها دارند، هم ملت های مستضعف جهان و هم ملت های مسلم جهان، نه این است که ما توانستیم تبلیغ بکنیم، ما نشستیم که حق خودش پیش برود، تکلیف خودمان را نتوانستیم ادا بکنیم. اگر چنانچه این گروه هائی که حالا به فکر افتادیم که، آقایان به فکر افتادند که به خارج بفرستند، همان دنبال انقلاب، اول انقلاب این گروه ها را فرستاده بودند، ما وضعمان در خارج اینطور نبود حتی پیش دولت های خارجی که غرض دارند، نمی توانستند آنطوری که می خواهند تبلیغ کنند. اگر ما راجع به همین جسارت عراق و حمله عراق تبلیغات کرده بودیم و فرستاده بودیم به اطراف دنیا که این جانور چه می کند با این انسان ها و این عشاق اسلام، وضع ما اینطور نبود که دولت ها بتوانند بگویند که این ملت کذاست. این برای این است که ما نتوانستیم کار را بکنیم، آنها، همان صدام معروف گروه هایی را در همه کشورهای اسلامی و بسیاری از کشورهای خارج از اسلام هم فرستادند و به ضد ما تبلیغات کردند و این جنگ تحمیلی خلاف اسلام و خلاف انسانیت را آنها عکس نمایش دادند گفتند ایران اول شروع کرد در صورتی که همه اشخاصی که اطلاع دارند یا گوش به رسانه های گروهی خارج هم دادند، این معنا را می دانند که آنها هم اعلام کردند که بی خبر آنها حمله کردند به ما. اینکه آنها جرأت این معنا را دارند و با کمال بی حیائی این مسأله را طرح می کنند برای این است که ما متاع خودمان را تبلیغ نکردیم و تجاوزات دیگران را بر خودمان تبلیغ نکردیم و آنها به خیال اینکه بسیاری غافل از این معنا هستند شروع کردند تبلیغ کردند و ما را معرفی کردند که اول آنها به ما حمله کردند و ما حق خودمان را، دفاع از خودمان می خواهیم بکنیم. اینها برای ضعف تبلیغات است و قدرت آنها بر دروغ گفتن و ضعف ما در راست گفتن .

صحیفه نور جلد 14 صفحه 43

 

شما مکلفید از این جمهوری اسلامی دفاع کنید

این کاری که الان آقایان شروع کردند و خداوند به آنها توفیق پایانش را بدهد، این کاری است که کاش در اول انقلاب می شد و ما به این زحمت ها دچار نمی شدیم و ایکاش! اشخاصی که در داخل هستند، از نویسندگان، از گویندگان، توجه به این معنا می کردند که کمک به تبلیغات خارجی نکنند، کمک به جنایات دیگران نکنند، این قلم ها را یک مقدار متوقف کنند برای اسلام، برای خدا، برای کشور اسلام، برای ملت اسلامی، این قلم ها را یک قدری متوقف کنند. هی دعوت نکنند مردم را که بیائید فحش بدهید، خودشان کم است برای فحش دادن، دعوت می کنند از این و آن که بیائید یا الله! بیائید مبارزه کنید با جمهوری اسلامی، بیائید فحش بدهید به جمهوری اسلامی، بیائید بگوئید جمهوری اسلامی اصلاً اسلامی نیست، بیائید بگوئید که این ارگان هائی که در ایران هستند، همه شان خلاف اسلامند. اینها یک قدری توجه داشته باشند به مسؤولیت هائی که به عهده شان است، توجه داشته باشند، این متاع خوب را آنطور مشوه نکنند. نه اینکه ما نمی دانیم که الان ما گرفتاری هائی داریم و اشخاص فاسدی هستند که در همه ارگان ها نفوذ کردند، در همه کمیته ها، در همه دادگاه ها، در همه جاهای دیگر نفوذ کردند و برای خاطر مشوه کردن این جمهوری کارهای خلاف می کنند، این معنا معلوم است که کارهای خلافی می شود، لکن کارهای خوبی که شده است، شما چرا نمی بینید؟ همان دیروز در مجلس یکی از آقایان می شمرد مراکز فساد را از روی حسابی که با اطلاع (از قراری که خودش گفت) کرده است، اینهمه مراکز فساد که از بین رفته است، اینهمه خدمتی که به این ملت شده است، اینهمه خدمت که به اسلام شده است، اینها را چشم می پوشند از آن یا اگر بخواهند بر خلافش می گویند و اگر یک کارهائی به واسطه دیگران شده است، به واسطه اشخاص فاسد شده است، این را به حساب اسلام می آورند و به حساب جمهوری اسلامی. یک قدر تأمل کنند، توجه کنند که شما مکلفید که از این جمهوری اسلامی دفاع کنید، اگر دفاع نکنید این جمهوری اسلامی با تبلیغات خارجه دامنه دار و تبلیغات داخله دامنه دار، باز شما هم که خودتان را از این ملت می دانید، مسلمان هستید، متعهد هستید، لکن عقده هائی در کار است، توجه به این عقده ها نکنید، شما که از اسلام بدی ندیدید، می خواهید که اسلام در ایران تحقق پیدا بکند، کمک کنید به تحقق اسلامی در ایران، نه کمک کنید بر جلوه دادن کوچک ها را و فسادهای کوچک را به طور بزرگ و جمهوری اسلامی را در نظر دنیا منعکس نشان بدهید. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که به شماها و به کسانی که به این اسلام می خواهند خدمت کنند و دعا کنند و توجه داشته باشید که بالاتر چیزی که می تواند این انقلاب را در اینجا به ثمر برساند و در خارج صادر کند تبلیغات است، تبلیغات صحیح. آنچه که هست، هیچ مبالغه نکنید، ما متاعمان یک متاعی است که محتاج به مبالغه نیست، همان سرپوش هائی که دیگران روی متاع ما گذاشته اند همان دروغ هائی که تبلیغات سوء و ضد ما منتشر کرده اند، شما همان ها را با آن مبارزه کنید و مسائل اسلامی هم همانطوری که هست و آن چیزی که ملت ما از اول خواست او بوده است و حالا

صحیفه نور جلد 14 صفحه 45

هم همان را تعقیب می کند و انشاءالله بعدها هم دنبال همین معناست و به پیش خواهد برد، در تبلیغاتتان همین معانی را در خارج منعکس کنید و باز باید بعدها هم ادامه بدهید در یک مواقعی که لازم است. باید سفارتخانه های ما یک مرکز تبلغات باشد و مع الاسف کم بوده است این، اخیراً شاید یک مقداری باشد والا در بسیاری از اوقات هیچ نبوده است، در بعضی اوقات به ضدش هم در بعضی جاها بوده است، باید همه اینها توجه بشود و این تبلیغاتی که در رأس همه امور است برای پیشبرد مقاصد یا جلوگیری از مقاصد، این تبلیغات را شما دامنه دارش کنید و هر چه بیشتر انشاءالله موفق باشید به این مطلب بزرگ.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها