0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان مراکز تربیت معلم شهرستانهای اصفهان، شیراز، یزد و اراک

تاریخ: 1359/10/18

 

عالم، مدرسه است و معلمین آن، انبیا و اولیا هستند

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایانی که از بلاد مختلفه آمده اند و دانشجویان تربیت معلم هستند، لازم است که راجع به معلم و تربیت معلم، یک چند جمله عرض کنم. عالم، مدرسه است و معلمین این مدرسه، انبیا و اولیا هستند و مربیان و مربی این معلمین، خدای تبارک و تعالی است. خدای تبارک و تعالی تعلیم و تربیت کرده است انبیا را، و ارسال کرده آنها را برای تربیت و تعلیم کافه ناس. انبیاء بزرگ اولوالعزم مبعوثند بر تمام بشر و سمت معلمی و مربی دارند نسبت به تمام بشر، و معلم آنها و مربی آنها حق تعالی است و آنها هم بعد از اینکه به تعلیمات الهی تعلم شدند و تربیت پیدا کردند مأمورند که بشر را تربیت کنند و تعلیم. راجع به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در قرآن کریم است که هو الذی بعث فی الامیین رسولاً مهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتابه و الحکمه انگیزه بعث را در این آیه شریفه ذکر می فرماید که: خدای تبارک و تعالی است که در بین این امیین و بی سوادها و کسانی که تربیت و تعلیم الهی نداشته اند، رسول فرستاده است تا اینکه آیات خدا را بر آنها قرائت کند و آنها را با قرائت آیات قرآن و تربیت هائی که خود او شده است در تعلیمات الهی، آنها را به مردم عرضه کند و تزکیه کند آنها را و تعلیم کند بر آنها کتاب و حکمت را. در این آیه نکات زیادی هست راجع به اهمیت تربیت معلم و اهمیت تعلیم و تعلم. با تعبیر هوالذی اوست که این کار را کرده است کانه یک مطلب با اهمیتی است که می فرماید: هوالذی بعث آن است که فرستاده است بین مردم، و همه عالم امی هستند، حتی آنهایی که به حسب ظاهر درس هایی خوانده اید و به حسب ظاهر صنایعی را می دانند و مسائلی را اطلاع بر آن دارند لکن همه آنها نسبت به آن تربیتی که از جانب خدا به وسیله انبیا به آنها می شود همه امی هستند، همه در ضلال مبین هستند. تنها راه تربیت و تعلیم راهی است که از ناحیه وحی و مربی همه عالم رب العالمین، تنها راه آن راهی است که از ناحیه حق تعالی ارائه می شود و آن تهذیبی است که با تربیت الهی به وسیله انبیا، مردم آن تربیت را می شوند و آن علمی است که به وسیله انبیا بر بشر عرضه می شود و آن علمی است که انسان را به کمال مطلوب خودش می رساند همانی که در آیه دیگر می فرماید که: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات. دو گروهند مردم، یک گروه مؤمن هستند که تحت تربیت انبیا واقع شده اند،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 266

به واسطه تربیت انبیا از همه ظلمت ها و از همه گرفتاری ها و از همه تاریکی ها خارج شدند آنها، به واسطه تعلیمات انبیا وارد شدند نور، در کمال مطلق، این آیه میزان مؤمن را و معیار ایمان را بیان می فرماید و مدعیان ایمان را از مؤمنین جدا می فرماید. مؤمنین آنها هستند که به واسطه تربت حق تعالی و به واسطه تربیت انبیائی که مربا هستند به تربیت الهی، از همه ظلمت ها، از همه نقیصه ها، از همه چیزی که انسان را از راه باز می دارد، اینها را خارج می کنند از همه ظلمت ها به نور، میزان مؤمن، این میزان است هر کس از همه ظلمت ها به واسطه تعلیم انبیا خارج شده است و به نور مطلق رسیده است این مؤمن است، مدعیان ایمان زیادند، لکن مؤمنین اند کند. آنهائی که در مقابل مؤمنین هستند، والذین کفروا آنهائی که کافر هستند آنها اولیاءشان خدا نیست و طاغوت است و طاغوت، کفار را از نور خارج می کند و به همه ظلمت ها واصل می کند. معیار مؤمن و غیر مؤمن به حسب این آیه شریفه این است، مؤمن حقیقی آنطور تبعیت از انبیا کرده است و آنطور در تحت تربیت انبیا واقع شده است که از همه ظلمت ها و از همه نقص ها بیرون آمده است و به نور رسیده است و مربی او و ولی او هم خدای تبارک و تعالی است و مربیان به واسطه هم انبیا هستند یعنی اینها تربیت شده های خدا هستند و آمده اند که ماها را، همه بشر را تربیت کنند و اگر چنانچه ما در تحت تربیت آنها واقع بشویم، از آن علومی که آنها برای بشر آورده اند ما استفاده کنیم و از آن تعلیماتی که کرده اند ما بهره برداریم، ما در صراط مستقیم واقع می شویم و هدایت به نور می شویم، هدایت به خدای تبارک و تعالی می شویم که آن نور مطلق است.
 

تربیت و تزکیه مقدم بر تعلیم است

مسأله تربیت بالاتر از تعلیم است، در آن آیه شریفه هم تلاوت آیات قرآن را، یعنی رساندن آن تعلیماتی که در راه تربیت و تعلیم است، بعد از اینکه این را می فرماید، بعد ویزکیهم را می فرماید، از این ممکن است استفاده بشود که مسأله تزکیه و مسأله تزکیه نفس اهمیتش بیشتر از مسأله تعلیم کتاب و حکمت است، مقدمه از برای این است که کتاب و حکمت در نفس انسان واقع بشود، اگر تزکیه بشود انسان، تربیت بشود به تربیت هائی که انبیا علیهم السلام برای بشر هدیه آوردند، بعد از تزکیه کتاب و حکمت هم در او به معنای حقیقی خودش، در نفس انسان نقش می بندد و انسان به کمال مطلوب می رسد و لهذا بعد از یک آیه دیگر می فرماید که مثل الذین حملوا التوریه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا می خواهد بفرماید که علم تنها فایده ندارد، علمی که تربیت در او نباشد، تزکیه در او نباشد این علم فایده ندارد، همانطوری که اگر الاغ و حمال، اگر چنانچه الاغ به بار او کتاب باشد، هر کتابی باشد، کتاب توحید باشد، کتاب فقه باشد، کتاب انسان شناسی باشد، هر چه باشد، در بار او باشد و به دوش او باشد چطور فایده ندارد و آن حمار از او استفاده نمی کند، آنهائی هم که انبار علم در باطنشان هست و باطنشان تمام علوم را فرض کنید، تمام صناعات را، تمام تخصصات را داشته باشند، لکن تربیت و تزکیه نشده باشند، آنها هم آن علومشان برای آنها فایده ندارد بلکه بسیاری از اوقات مضر

صحیفه نور جلد 13 صفحه 267

است. بسیاری از اوقات هست که آن کسی که عالم است، آن کسی که همه چیز را می داند لکن تزکیه نشده است، تصفیه نشده است، تربیت الهی نشده است، آن علمش وسیله است از برای اینکه بشر را به تباهی بکشد، چه بسا عالمانی که برای بشر تباهی هدیه می آورند، آنها از جهال بدتر هستند و چه بسا متخصصانی که برای بشر هلاکت ایجاد می کنند، تباهی ایجاد می کنند، آنها از مردم عامی بدتر هستند، ضررشان بیشتر است، همان است که قرآن فرموده که: کمثل الحمار و از آن هم بالاتر اینکه موجب صدمه به دیگران می شود. شما که برای تربیت معلم قیام کردید و هر کس که برای تربیت معلم قیام کرده است باید بداند که اولاً شغل، شغل الهی است. خدای تبارک و تعالی مربی معلمین است که انبیاء باشند، اولاً شغل، شغل الهی است و ثانیاً تربیت و تزکیه مقدم بر تعلیم است. مدرسه های ما، دانشسراهای ما، دانشگاه های ما و همه مدارس علوم، چه علوم اسلامی یا غیر اسلامی باشد، اینها اگر چنانچه در آنها تربیت باشد، تزکیه باشد، آنها می توانند خدمت ها بکنند و برای بشر سعادت را به هدیه بیاورند و همه سعادت های بشر از علم و ایمان و تزکیه است ان الانسان لفی خسر انسان، اصلش این حیوانی که به اسم انسان خوانده می شود، در خسارت و زیان است مگر یک طایفه، آنهائی که ایمان آوردند به خدای تبارک و تعالی و آنچه که او فرموده است و اعمال صالحه بجا آوردند و آثارش هم این است که تواصوا بالحق توصیه به حق و توصیه به صبر می کنند و الا اگر چنانچه از این استثنای الاالذین امنوا خارج شد، لفی خسر است، در خسران است، در زیان است. کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید قبل از اینکه تعلیم و تعلم باشد، کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم، تربیت باشد که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و در و بر تعلیم کتاب و حکمت. تربیت معلم باید بکنید یعنی معلمینی تربیت بشوند که این معلمین با، علاوه بر اینکه آگاهی بر همه علومی که مورد احتیاج انسان است و مورد احتیاج بشر، چه در دنیا و چه در آخرت هست علاوه بر این و مقدم بر این تزکیه در کار باشد، تصفیه نفس در کار باشد والا تربیت های شما و تعلیم های شما بدون تزکیه و بدون اینکه تصفیه نفس بشود، برای بشر اگر ضرر نیاورد، نفع نخواهد آورد بلکه ضرر دارد. تمام این ژ که بشر می بیند، تمام این خسران هایی که بشر در این سیاره می بیند، از دست همین عالم هائی هستند که تخصص را دارند، لکن تربیت را ندارند. ما اگر چنانچه تزکیه داشتیم و تربیت اسلامی شده بودیم و خدای تبارک و تعالی ولی ما بود ولی ما طاغوت نبود، این نقص هائی که در اطراف کشورمان و همین طور در اطراف جهان هست، این نقص نبود، این اختلافات نبود، همه اختلافاتی که پیدا می شود الا فقط یکی، که آن اختلاف ما بین حق و باطل است، تمام اختلافاتی که پیدا می شود برای این است که ما تربیت نشدیم و ما تزکیه نشدیم. بزرگترین دشمنی که ما داریم عبارت از خودمان است اعدی عدوک آن نفسی است که در بین جنبه خود شما هست، خود انسان دشمن بزرگ خود انسان است اگر چنانچه تربیت نشود، اگر چنانچه تزکیه نشود، انسان را همان خود انسان به تباهی می کشد و به ظلمت ها وارد می کند و آخرش ظلمت بزرگ است که آن جهنم است. ما اگر چنانچه خودمان را تربیت بکنیم، مشکلاتمان همه رفع می شود، همه مشکلات از این است که ما تربیت

صحیفه نور جلد 13 صفحه 268

نشده ایم، یک تربیت الهی و تحت بیرق اسلام در نیامدیم، به حسب واقع، همه این کشمکش هائی که شما ملاحظه می کنید، همه این کارشکنی هایی که برای ملت ما هست، همه اینها برای این است که تربیت نیست در کار، تزکیه نیست در کار فقط یا جهالت است و یا علمی که از جهالت برای انسان مضرتر است میزان علم را خدای تبارک و تعالی به وسیله انبیا ذکر فرموده است و واقع مطلب همین است که العلم نور علم نوری است که خدا در قلوب مردم او را وادار می کند، اگر نورانیت آورد، برای انسان این علم است و اگر چنانچه حجاب شد برای انسان، آن علم نیست، آن حجاب است العلم هو الحجاب الاکبر.
شمایی که می خواهید تربیت بشوید، تربیت معلم یا تربیت بکنید، تربیت معلم، در رأس هر امری این است که با این تعلیم تربیت را مقدم بدارید. این جوان ها نفوسشان مستعد است از برای گرفتن هر چیزی که وارد بشود در نفوس، نفوس جوان ها یک آینه صیقلی است که باز از آن فطرت خودش جدا نشده است و این آینه همه چیز در آن نقش می شود ببندد. اگر چنانچه معلم، یک معلمی باشد که دعوت به نور بکند، دعوت به صلاح بکند، دعوت به اسلام بکند، دعوت به اخلاق صالحه بکند، دعوت به ارزش های انسانی بکند، آن ارزش هائی که عندالله ارزش است، اگر معلم این کار را بکند همانطوری که انبیا مردم را از ظلمات به نور می کشانند، این معلم هم این بچه ها را از ظلمات به نور وارد می کند و همین شغلی است که شغل انبیاست و اگر خدای نخواسته معلمی یا معلم هائی بر خلاف مسیر حق باشند، تربیت نشده باشند تزکیه نشده باشند، بر خلاف صراط مستقیم الهی باشند، این آینه های صیقلی که نفوس جوان های ماست، در آن همان تعلیمات اعوجاجی که در این خود معلم هست نقش می بندد و او را رو به انحراف می برد یا به طرف شرق و یا به طرف غرب.
 

جمهوری ما وقتی اسلامی می شود که خدای تبارک و تعالی در این ملت حاکم باشد

جمهوری اسلامی محتاج به تربیت و تزکیه است، تمام قشرهای ملت ما و همه ملت ها احتیاج به تربیت و تزکیه دارند، احتیاج به تعلیماتی که از ناحیه انبیا آمده است دارند، مجرد اینکه ما ادعا بکنیم که جمهوری ما اسلامی است این ادعا پذیرفته نیست. آنوقت جمهوری ما اسلامی می شود و به کمال خودش می رسد که خدای تبارک و تعالی در این ملت و در این کشور حاکم باشد یعنی از آن نقطه اولی تا آن آخر حکومت، حکومت الهی باشد، سردمداران همه الهی باشند، کسانی که در رأس حکومت هستند، کسانی که در رأس امور هستند، الهی باشند، از نفسانیت خارج شده باشند، خود را نبینند، شخصیت خود را نبینند چون نه خودی دارند و نه شخصیتی، هر چه هست از خداست. اگر انسان الهی بشود و ادراک بکند که این بندگان راه خدا، اینها بندگان خدا هستند و باید با آنها آن کرد که خدا راضی است، اگر ما بیدار بشویم و بفهمیم که ما از خدا هستیم و به او رجوع می کنیم انا لله و انا الیه راجعون، اگر این دو کلمه را ما در زندگی بفهمیم که ما از او هستیم و همه از اوست و ما هیچ هستیم و هیچ نداریم و هر چه داریم از اوست و ما به سوی او برگشت می کنیم و از ما حساب می برند، ما را در

صحیفه نور جلد 13 صفحه 269

حساب واقع می کنند، این دو کلمه را اگر ما بفهمیم، با بندگان خدا آنطور که خدا راضی است و آنطور که امر خداست عمل می کنیم. در همه ارگان های دولتی، در همه بازارهای اسلامی، در همه کوچه و خیابان های ممالک اسلامی و در همه جا اگر این کلمه الهی وارد بشود، در کارخانه ها وارد بشود، در مزارع وارد بشود، در مدارس وارد بشود، در وزارتخانه ها وارد بشود، در مجالس شورا و شوراها این دو کلمه اگر وارد شد و ایمان به او آمد و انسان ادراک کرد این را و ایمان به او آورد یعنی در قلبش واقع شد که ما و همه از خدا هستیم و به او رجوع می کنیم، همه موجودات از خداست و باید با عدل الهی با آنها رفتار کرد و همه ما برمی گردیم به خدای تبارک و تعالی و اگر با عدل الهی رفتار کردیم، خدای تبارک و تعالی به ما رحمت بزرگ را وارد می کند و اگر با عدل الهی رفتار نکردیم، آنجا خدا با ما با عدل رفتار می کند که هیچ کس نمی تواند از زیر آن بار بیرون برود.
 

آن علمی میزان و برای بشر سعادت است که تربیت در آن باشد

آنها که گمان می کنند که مدارس باید علم در آن باشد و دیگر کاری به این مسائل نداریم، باید متخصصین باشند، ساده اندیشند آنها، ساده اندیشی است که انسان گمان کند که یک معلمی که انحراف دارد، معلمی که یا طرف شرق است و یا طرف غرب، یا تربیت شرقی دارد یا تربیت غربی، آن را ما معلم قرار بدهیم از برای این فرزندانی که نفوسشان مثل آینه صیقلی است و هر چه در او وارد بشود می پذیرد، ساده اندیشی است که ما جوان های خودمان را به دست معلمی بدهیم که به طرف شرق می رود و بچه های ما را شرقی کند یا به طرف غرب رود و بچه های ما را غربی کند ساده اندیشی است که ما گمان کنیم که فقط تخصص میزان است و علم میزان است، علم الهی هم میزان نیست، علم توحید هم میزان نیست، علم فقه و فلسفه هم میزان نیست، هیچ علمی میزان نیست آن علمی میزان است و آن علمی برای بشر سعادت است که تربیت در او باشد که از مربی القا شده باشد، از کسی که تربیت الهی شده است القا بشود به بشر، آن اگر چنانچه در همه مدارس ما، چه مدارس علوم اسلامی و چه مدارس علوم دیگر، اگر در همه آنها این معنا باشد و انحراف در کار نباشد و استقامت باشد، چندی نمی گذرد که همه جوان های ما که امید آتیه این مملکت هستند، همه اطلاح می شوند و همه نه شرقی و نه غربی بار می آیند و همه بر صراط مستقیم واقع می شوند. ساده اندیشی است که ما گمان بکنیم که کافی است برای ما اینکه یک اشخاصی باشند دارای علم، اشخاصی باشند که علم داشته باشند و تربیت، و لااقل علم داشته باشند و انحراف نداشته باشند. فرضاً که ما بخواهیم که علم را رواج بدهیم و با از علم علما استفاده کنیم. باید علمی باشد و لااقل انحراف نباشد، کار نداشته باشد به شرق و غرب، اینطور نباشد که معلمین ما و مربی های جوان های ما، تربیت مسکو شده باشند یا تربیت واشنگتن، ساده اندیشی است که ما گمان کنیم که باید همه اینها که تخصص دارند هر طوری می خواهند باشند، باید بیایند و ما از آنها استفاده کنیم. استفاده نمی توانیم بکنیم اگر مرض ظاهری ما را یک متخصص خوب بکند، امراض باطنی برای ما ایجاد می کند، از یک مرض کم به یک مرض بزرگ، از یک مرض

صحیفه نور جلد 13 صفحه 270

کوچک به یک مرض بزرگ ما را می کشاند. باید توجه داشته باشیم ما به همه مسائل. همین حزب بعثی را که ملاحظه می کنید که الان مبدا اینهمه گرفتاری برای کشور ما و برای کشور مسلم عراق ایجاد کرده است و برای آنجا بیشتر از اینجا ایجاد کرده است، اینها همین ها هستند که بسیاری شان متخصصند و بسیاری شان دانشگاه رفته بیرون آمده اند لکن تربیت نداشتند، تزکیه نداشتند. اگر علم باشد و تزکیه نباشد، هم آن رژیم سابق پیش می آید و هم این رژیم صدام. اگر ما تزکیه نکنیم خودمان را و اگر چنانچه همراه با علم تزکیه نباشد، کشور ما هم کشیده می شود به همان طرف ها و ما هم صدام خواهیم شد. باید تربیت شما، تربیت معلم، یک تربیت اسلامی باشد، یک تربیت انسانی باشد، یک تربیت در صراط مستقیم باشد و الا تربیت مسکو را نمی توانیم بپذیریم و تربیت واشنگتن را هم نمی توانیم بپذیریم.
 

اسلحه داشتن دلیل بر خیانت است و توطئه

اگر ما تربیت بشویم، و بحمدالله ملت ما تحولی حاصل کرده است و مقدمه این است که تربیت آخر را هم بشود، با همه اشخاصی که با ما هم حتی مخالف هستند به طور انسانیت عمل می کنیم، چنانچه الان می بینید که ارتش ما و پاسدارهای ما، با این اسرایی که آوردند، به طور انسانیت عمل می کنند و باید بیشتر عمل کنند. من سفارش می کنم به تمام کسانی که این اسرا در اسارت آنها هستند، به حسن سلوک و به رفتار انسانی، و مهمانند اینها برای شما و البته الان در دست آنها اسلحه نیست و من اعلام می کنم که هر کس از افراد ملت ما اسلحه را کنار بگذارند بیاید در ملت ما وارد بشود مثل سایر افرادی که هستند آنها در پناه اسلام محفوظ هستند. ولی ما اینقدر ساده اندیش نیستیم که کسانی که اسلحه دارند و اتاق جنگ دارند آنها را هم وارد بکنیم در بین کشور خودمان و شغل به آنها بدهیم و یا معلمشان کنیم و یا در وزارتخانه ها ببریم. اسلحه داشتن دلیل بر خیانت است و توطئه. اسلام خیانتکار را تادیب می کند و کسانی که توطئه گرند از دنیا بیرون می کند. ما نه آنطور هستیم که اگر توبه کار بشوند و اسلحه را زمین بگذارند و بیایند، آنها را نپذیریم. اگر چنانچه هر یک از جیش عراق که به روی ما اسلحه کشیده است اسلحه را کنار بگذارد و پناه بیاورد به مملکت اسلامی ما، آنها را مثل مهمانان عزیز می پذیریم و هر کس از این جناح های داخلی که تا حالا شرارت کردند و مشغول شرارت دست بردارند و اسلحه را کنار بگذارند و در دامن ملت وارد بشوند آنها را می پذیریم و هر کس اسلحه در دست اوست مثل جیش صدام حسابش می کنیم. الان این اشخاصی که اسیر مملکت اسلامی هستند اینها اسلحه ندارند و اینها باید به طور انسانی، به طور خوب با آنها رفتار بشود که می شود، لکن در عراق آن دستگاه های تبلیغاتی عراق که هر روز دروغ می گوید، راجع به این هم دروغپردازی می کند که نه، اشخاصی که اسیر می شوند با آنها چه می کنند و چه می کنند، در صورتی که این حرف دروغ است و مملکت ما این اسرا را به طور انسانی، به طور اسلامی، به طور خوب با آنها رفتار می کند و پذیرایی از آنها می کند و هر کس که می خواهد بیاید، از دنیا بیایند ببینند که چه می کنند اینها، البته تبلیغات سوء زیاد

صحیفه نور جلد 13 صفحه 271

است و ما باید احتراز کنیم از کارهایی که تبلیغات سوء در آن کارها بهانه پیدا می کند.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 270

 

هر کس به من نسبت بدهد مطلبی را بر خلاف دستورات اسلامی، دروغ گفته است

ما در هر جا که هستیم، پاسبان ها در هر جا که هستند، پاسدارها در هر جا که هستند، ارتشی ها در هر جا که هستند، ژاندارمری در هر جا که هست و ارگان های دولتی هر جا که هستند موظفند که به مسائل اسلامی رجوع کنند و مسائل را اسلامی ختم کنند. ما می خواهیم یک مملکت اسلامی باشد و من اعلام می کنم که هر کس به من نسبت بدهد مطلبی را که بر خلاف دستورات اسلامی است. دروغ گفته است و هر کس که به من نسبت بدهد که من راضی هستم به اینکه یک وجب از زمین مردم غصب بشود، بر خلاف موازین اسلامی اخذ بشود یا یک شاهی از مردم گرفته بشود و مصادره بشود و موازین اسلامی نداشته باشد یا یک محاکمه بشود بر خلاف موازین اسلامی، یا یک تازیانه به کسی زده باشد بر خلاف مصالح اسلامی، من از آنها بری هستم و خدای تبارک و تعالی هم بری است. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه انسان ها را و سلامت و سعادت ملت خودمان و کشور خودمان را می خواهم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که شما موفق بشوید در تربیت معلم، و معلم های تربیت شده صحیح را در کشور ما تربیت کنید که سعادت ملت ما حاصل بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/11/01

 

پیام امام خمینی به مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
در این مقطع زمانی زمانی حساس جنگ تحمیلی ابرقدرتان به دست وابستگان خود علیه نیروهای مسلح اسلام، لازم است تذکراتی داده و اخطار نمایم. بدیهی است تخلف از آنها خطرهای هولناکی برای اسلام و کشور اسلامی ما به بار خواهد آورد و موجب تعقیب قانونی و شرعی است:
1 - نیروهای مسلح نظامی و غیر نظامی از هر قشر که هستند لازم است انضباط را دقیقاً حفظ کرده و از کارهائی که مخالف انضباط است اجتناب نمایند و به مسؤولیت بزرگی که بر عهده آنان گذاشته شده است توجه نموده و تخلف از انضباط مطلوب، موجب مسؤولیت و تعقیب است.
2 - از ثمرات انضباط اطاعت از فرماندهان است. باید تمام افراد نیروهای مسلح از فرماندهان خود اطاعت کنند که بحمدالله می کنند. سرپیچی از اطاعت فرمانده، چه در قوای نظامی و چه در انتظامی و چه در سپاه پاسداران و چه بسیج و نیروهای مردمی مسؤولیت دارد و موجب تعقیب است.
3 - وحدت فرماندهی از مسائل مهم سرنوشت ساز است که بدون آن پیروزی میسر نیست و عدم مراعات آن فاجعه آفرین است و کسانی که بدان سر ننهند مسؤول می باشند.
4 - فرار از جنگ در اسلام از گناهان بزرگ است و موجب مسؤولیت و تعقیب در این دنیا و عذاب بزرگ در آخرت است. باید فرماندهان، فرد و یا افراد نادری را که خدای ناکرده اقدام به فرار می نمایند، که نمی نمایند، دستگیر نموده و تحویل دادگاه دهند.
5 - هماهنگی جمیع قوای نظامی و غیر نظامی از مهمات آینده ساز است. اگر فرد و یا افرادی در این امر حیاتی اخلال نمایند، باید معرفی شوند تا به دادگاه تسلیم گردند.
6 - همانطور که اطاعت از فرماندهان لازم است و تخلف از آن جرم، فرماندهان نیز لازم است با سربازان و افراد به اصطلاح زیر دست خود به شیوه ای اسلامی انسانی رفتار نمایند و آنان را با عواطف خود دلگرم نمایند و با اعمال پسندیده خود، از آنان سربازانی فداکارتر بسازند.
7 باید فرماندهان و همه افراد قوای مسلح، با کمال دقت مواظب باشند تا ضد انقلاب در سنگرهای آنان و در جبهه ها نفوذ نکنند و با تبلیغات باطل خود، جنگنده های نیرومند ما را تضعیف ننمایند و اگر کسانی به چنین اعمال خیانت باری دست زدند، همه موظف هستند آنان را دستگیر نموده

صحیفه نور جلد 14 صفحه 9

تسلیم فرماندهان کنند تا به دادگاه تسلیم نمایند.
8 کسانی که از ارتش بازیخورده عراق به ایران پناهنده شوند، مورد عفو و محبت و اغماض هستند و با آنان چون برادران خودمان رفتار می شود و کسی حق ندارد به غیر از رفتار انسانی اسلامی با آنان رفتار کند. و به تمامی سربازان و درجه داران و افسران و صاحب منصبان عراقی و غیر عراقی اعلام می شود که در صورت تسلیم به لشگر اسلام، مورد عفو واقع می شوند و پس از جنگ در صورتی که مایل باشند، در ایران می مانند و در صورتی که تقاضا کنند، آنان را به کشور خودشان با احترام بر می گردانند.
اینجانب به عموم ارتش عراق نصیحت می کنم که گول حزب کافر بعث را نخورند و با برادران اسلامی خود جنگ نکنند و متوجه باشند تا، صدام کافر آنان را در خدمت آمریکا، به برادرکشی اغوا نکند. برادران عراقی ام! تا وقت نگذشته و عذاب الهی نازل نشده است، به دامان اسلام پناهنده شوید که اسلام دین عفو و رحمت و اغماض است.
9 - اینجانب به حسب وظیفه اسلامی و اخلاقی، به گروه های داخل کشور اعم از تهران و کردستان و سایر نواحی ایران، در هر نقطه که هستند، پدرانه توصیه می کنم که به آغوش گرم اسلام و ملت مسلمان برگردید و سلاح های خود را کنار گذاشته، با برادران و خواهران خود آشتی کنید. در این صورت، اینجانب به همه آنان تأمین می دهم که مادامی که با صلح و صفا به کشور خودتان خدمت کنید و به جمهوری اسلامی وفادار باشید، هیچ کس مزاحم شما نخواهد شد. چه چیز بهتر از اینکه در محیط صلح و صفا، همه قشرهای ملت، در بازسازی کشور عزیزمان که در اثر حکومت سال های طولانی رژیم منحط پهلوی به خرابی کشیده شده است، با کار و کوشش اقدام نمایند و چه تأسف آور است که برادران ارتشی و سپاهی و دیگر قشرهای متعهد، در راه خداوند و کشور عزیز اسلامی مان فداکاری کنند تا دشمن اسلام و وطن، از خاک خود برانند. گروه هایی که بازیخورده، تحت تأثیر بعضی منحرفین واقع شده و کارشکنی کنند و به دشمن کمک مستقیم یا غیرمستقیم نمایند و بر روی برادران مسلمان خود اسلحه بکشند، من بار دیگر یادآوری می کنم که روزی می رسد که از کردار خود پشیمان می شوید و در آن روز که خیلی هم طولانی نیست، پشیمانی فایده ای نخواهد داشت. چه بهترامروز که درهای رحمت خداوند بزرگ بر روی شما باز است، به صفوف فشرده ملت بپیوندید و در پناه اسلام، آسوده خاطر به زندگی شرافتمندانه خود ادامه دهید.
10 - بار دیگر به ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمری و بسیج و همه نیروهای مسلح نظامی و غیر نظامی تأکید می کنم که با هماهنگی هر چه بیشتر، بر دشمن بتازید و از اختلاف که از وسوسه های شیطان و به سود شیاطین است بپزهیزید و از فرماندهان اطاعت کنید و به خدای متعال اعتماد و اتکال نمائید و کشور خود را از شر شیاطین، با وحدت کلمه نجات دهید و با اطمینان خاطر و صبر و شکیبائی، همچون سربازان صدر اسلام، به جنگ و دفاع از کشور عزیزمان ادامه دهید که خداوند متعال پشت و پناه شماست و شما به خواست پروردگار بزرگ پیروزید.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 10


11 - بار دیگر به دوستانی که پشت جبهه هستند، چه دولتمردان و چه سایر قشرهای مختلف ملت اکیداً توصیه می کنم که از کارهایی که ممکن است جنگنده های عزیز از جان گذشته که خدا یارشان باد در جبهه ها دلسرد کند، احتراز نمائید و بدانید که اگر آسیبی به آنان و کشور عزیز اسلامی مان به واسطه اقوال و افعال ما برسد، مسؤول هستیم و در پیشگاه عدل الهی و ملت های اسلامی معذور نخواهیم بود. در خاتمه، به تمامی شما و خواهران و برادرانی که در محیط جنگ به زندگانی دلاورانه خود ادامه می دهید و از کشته شدن به دست دشمنان خدا در راه خدا ترسی ندارید و با چنگ و دندان از میهن عزیزتان برای رضای خدا دفاع می کنید و موجب دلگرمی رزمندگان اسلام می شوید و همه چیز خود را در طبق اخلاص قرار داده اید و با فدائی های مکرر، صحنه های شجاعت و شهامت را در تاریخ سراسر مبارزات بی امانتان ثبت نموده و می نمائید و با درس فداکاری و رشادت به مستضعفین جهان می آموزید که وعده خدا بر حکومت پابرهنگان جهان حق است، به شما که با مبارزات خویش، روی ابرقدرتها و قدرت ها را سیاه کردید درود می فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم.
خمینی که آخرین روزهای عمرش را می گذراند، تمام امیدش به شما مردم سلحشور ایران است، به شما مردمی که به هیچ وجه تحت تأثیر اختلافات جزئی و کلی واقع نشده و انشاءالله نمی شوید، شما مردمی که با تمام وجود، بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید. شما عزیزانم، به امید خدا پیروزید. شما مردم دلیر و آگاه، سرمشقی هستید برای ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانی که قدم گذاشته اید، مواجه هستید با مشکلات بسیاری که تنها مقاومتتان، نجاتتان خواهد داد. به هیچ وجه ترس و بیم در خود راه ندهید، که مبارزات کوبنده تان نشان داده است که نمی دهید. متحد شوید که در سایه اتحاد، پیروزی تان بر ابرقدرتان حتمی است. از خداوند متعال غلبه اسلام بر کفر و پیروزی رزمندگان اسلامی را خواستارم.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانش آموزان مدارس تهران و اقشار مختلف مردم

تاریخ: 1359/11/02

 

شما جوان ها باید راه را ادامه دهید تا پیروان شایسته حضرت رسول باشید

بسم الله الرحمن الرحیم
ما در آستانه روز مقدسی هستیم و عید مبارکی که در آن روز بزرگترین شخصیت عالم برای اصلاح بشر و تحول، بزرگتر تحولات، و نیز ولادت با سعادت فرزند او حضرت صادق سلام الله علیه که مذهب را ترویج و اسلام را ارائه داد به مردم. تحول از شرک ها، الحادها، آتش پرستی ها و همه انحراف ها، به استقامت و توحید و توحیدپرستی. در مرکزی که به جای توحید و به جای حکومت الله بت هانشسته بودند و در عصری که به جای ستایش حق تعالی آتش ها پرستیده می شدند. امروز روز مبارکی است که ما نزدیک به او می شویم و روز نویدی است که بشر را نوید داد به استقامت و راهنمائی به صراط مستقیم انسانیت و پیروان آن حضرت کسانی هستند که همان راه را و همان خط را تعقیب می کنند و از خود شروع می کنند و به دیگران سرایت می دهند. شما جوانان دانشجو و جوانان عزیزی که از هر جا آمده اید، امید این ملت هستید که باید این راهی را که فرا راه شماگذاشته شده است به آخر برسانید و این نهضتی را که در راه او آنهمه جانفشانی شده است، ادامه بدهید و این صراط مستقیمی را که انبیاء جلو راه بشر گذاشتند و نبی اکرم آخرین انبیاء و اشرف همه، آن راه را جلو مردم گذاشتند و مردم را دعوت به این صراط مستقیم کردند و هدایت کردند به راه انسانیت و خروج از همه انحاء کفر و الحاد و خروج از همه ظلمات به نور مطلق، باید شما جوان ها همان راه را ادامه دهید تا اینکه پیرو رسول اکرم و در مکتب حضرت صادق پیروانی شایسته باشید.
 

از کودکستان تا دانشگاه مرکز جولان دست های خبیث استعمار است

عزیزان من! منحرفین و کسانی که می خواهند این مکتب به آخر نرسد و آنهائی که از مکتب اسلام سیلی خورده اند و آنهائی که مکتب اسلام را بر خلاف مصالح خودشان می دانند و برخلاف مصالح اربابانشان می دانند، اول نظرشان به این است که از مدرسه هائی که کودکان ما، جوانان ما، جوانان نورس ما در آنجا برای تحصیل کمال رفته اند، از آنجا انحرافات را شروع کنند. آنها درصدد این هستند که مدارس که منشاء همه برکات هست و جوان های نورسی که باید این کشور را به رشد خودش برسانند و از دست اجانب نجات دهند، آنهارا منحرف کنند و لهذا می بینید که از آن دبستان تا

صحیفه نور جلد 14 صفحه 12

دانشگاه، مرکز توطئه است و شماها هدف آنها هستید و می خواهند شمارا از اسلام عزیز منحرف کنند و دانشگاه ها و دبیرستانها و دبستان ها و تمام مراکز علم و تهذیب را مبدل کنند به مراکزی که اگر در آنجا علم تحصیل بشود، به نفع قدرت های بزرگ باشد و هر چه در آنجاها و در آن مکان های مقدس، هر چه فرآورد باشد، فرآورد به نفع ابر قدرت ها. قدم اول آنها از همان کودکستان شروع می شود و هر چه جوان ها و کودک هایمان بالاتر بروند، قدم های بعدی آنها هم به دنبال آنهاست. از کودکستان تا دانشگاه، مرکز جولان دست های خبیث استعمار است و آنها خوب می دانند که اگر این نوباوگان را از راه مستقیم و صراط الله خارج کنند، به مقاصد شوم خودشان خواهند رسید و لهذا کوشش آنها و هدف آنها از کودکستان شروع می شود و تا دانشگاه ها جریان دارد و مراکزی که باید برای اصلاح جامعه، اصلاح جامعه در معنویات و اصلاح جامعه در مادیات، ذخائری باشند برای کشور عزیز ما، آنجا را به فساد بکشند و بعد کنار بنشینند و به این جوان های ما نگاه کنند که این منحرفین کارهای خودشان را انجام داده اند و فساد را به دست شما می خواهند اجرا کنند.
 

مراکز علم، مراکزی است که با اصلاح آنها کشور اصلاح می شود

شما جوان ها در سرتاسر کشور از کودکستان که محل اطفال است تا دانشگاه که محل علم و محل دانش و تهذیب باید باشد، باید بیدار باشید و خودتان این مراکز را از فساد حفظ کنید. کسانی که می آیند در این مراکز و مشغول تبلیغات هستند، شما باید، جوان های ما باید، معلمین این جوان ها باید که ببینند اینها سابقه شان چه بوده و چه وضعیتی، فعلی دارند و چه وضعیتی در سابق داشتند و دعوت آنها چیست. امروز مملکت شما، کشور شما مرکز توطئه هاست برای اینکه کشور شما آنچنان صدمه ای وارد کرده است برابر قدرت ها و آنچنان سیلی ای به صورت قدرت های بزرگ و ریشه های فساد آنها زده است که آنها از جا نمی نشینند مگر آنکه این کشور را به خیال خودشان به حال اول و به فساد بکشند و آنها می دانند که اگر کودکان ما را از نورسی، منحرف بار بیاورند، این انحراف تا آخر خواهد رفت و اگر نوباوگان ما را به انحراف بکشند، این کشور به انحراف کشیده خواهد شد و اگر دبیرستانهای ما را و دانشگاه های ما را به انحراف بکشند. این کشور به انحراف خواهد کشید. بزرگتر سنگر، برای اسلام این مراکزی است که شما در آنها زندگی می کنید و تحصیل می کنید. این مراکز، مراکزی است که بااصلاح آنها، کشور اصلاح می شود و با تباهی آنها، کشور به تباهی کشیده می شود. باید جوان های ما، کودکان ما درست چشم و گوش خودشان را باز کنند که شیاطین اغوا نکند آنها را و هر روز آنها را وادار نکنند به جنجال کردن و راهپیمائی کردن شما باید در هر جا که تحصیل می کنید و جوان ها و کودکان ما در سرتاسر کشور، در هر مرکزی که اشتغال به تحصیل دارند باید توجه به این داشته باشند که تحصیل همراه تهذیب و همراه تعهد و همراه اخلاق فاضله انسانی است که می تواند ما را به حیات انسانی برساند و می تواند کشور ما را از وابستگی ها نجات بدهد. اگر شما جوان ها دنبال تحصیل که می روید دنبال این معنا باشید که یک تصدیقی بگیرید، یک دیپلمی بگیرید و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 13

بروید آن را آلت قرار بدهید برای استفاده مادی خودتان، این همان انحرافی است که آنها می خواهند. و اگر شما در مراکزی که هستید یک ایده صحیح داشته باشید و یک غایت صحیح داشته باشید که برای رسیدن به آن غایت مشغول تحصیل باشید و برای رسیدن به آن امری که خدای تبارک و تعالی می خواهد و آن تهذیب نفس و پرستیدن الله و دور کردن همه شرک ها و همه انحراف ها و همه الحادها از خودتان و از مراکزتان، اگر اینطور باشد شما پیروز خواهید شد. و همه انحراف ها و همه گرفتاری هائی که برای یک کشور پیش می آید برای این است که مراکز تعلیم و تعلم شان، مراکز تهذیب نیست. این فرقی نیست مابین مدارس علمی قدیم با مدارس علمی جدید، تا تهذیب نباشد و تعهد نباشد و از اول انسان راه خودش را، صراط مستقیم خودش را نیافته باشد و تحصیل او دنبال همان ایده صحیح اسلامی نباشد، همین انحراف آور است و همین است که ما را و کشورهای اسلامی را یا به طرف چپ می برد و یا به طرف راست، یا باید کشور، کشور کمونیستی باشد یا کشور، کشور تابع آمریکا. از مدرسه شروع می شود این مسائل، از مدارس و دانشگاه ها این مسائل شروع می شود. آنها می خواهند که آن چیزی که در دانشگاه ها و در مدارس ما، در دبیرستانها و در همه جا حاصل می شود این باشد که آن چیزی که نتیجه زحمات طولانی ملت است و زحمات طولانی جوان های ماست، برای آنها باشد.
شما نمی دانم آن شب در رادیو، این حمید را که رادیو، در تلویزیون نشان دادند و حرف هائی را که او زد، شنیدید؟ اگر نشنیدید از آنها که شنیدند بپرسید که چه دستهای جنایتکاری جوان های تحصیلکرده ما را با چه دام هائی به دام می کشند و آنهائی که باید سرمایه باشند برای کشور خودشان و باید زحمت بکشند برای پیشرفت کشور خودشان، چطور به دام می کشند و آنها را وادار می کنند که بر مصالح آنها زحمت بکشند. این الان یک پرده است که شماملاحظه کردید. بسیار هستند افرادی که از این قبیل هستند، برای اینکه در رژیم سابق این مطلب مطرح بود، منتها اسمش را نمی آوردند. مطرح بود این مطلب که باید دانشگاه های ما اینطور باشد، تربیت فاسد از آن اولی که بچه های نورس ما در کودکستان می رفت تاآن آخرکه جوان های برومندما که سرمایه های این کشور هستند، در دانشگاه ها بودند، برنامه سابق همین بود که اینها از آنجا تا آخر طوری بار بیایند و طوری تربیت بشوند که تربیت مسکو باشد یا تربیت واشنگتن. مسأله این بود و الان که شما جوان های عزیز و همه دبیرستانی ها و همه دانشگاه ها می خواهید کشور خودتان، دست خودتان باشد، استقلالش محفوظ باشد، آزادی داشته باشید، طریق انسانیت را طی بکنید و به کمال انسانی برسید و آن چیزی که انسان برای آن خلق شده است به او برسید، شیاطین به دست و پا افتادند که شماها را منحرف کنند.
 

آنها که در مدارس و دانشگاه ها جنگ به راه می اندازند عمال اجانبند

اینهائی که در مدارس می آیند و با تبلیغات سوءشان جوان های نورس ما را وادار می کنند به یک مسائلی که با تحصیل آنها مخالف است و نمی خواهند اینها تحصیل بکنند اینها و نمی خواهند اینها یک

صحیفه نور جلد 14 صفحه 14

جوان هائی که برای کشور خودشان مفید باشند به بار بیاورند، با بهانه های مختلف اینها را به تظاهرات و راهپیمائی ها و اختلافات می کشند و کنار می نشینند و به شماها و به ما می خندند. آن کوششی که اینها می کردند که دانشگاه ها باز بشود، قبل از اینکه برنامه صحیح ریخته بشود، همین بود که می خواستند این دانشگاه ها به همان وضع سابق که امثال این اشخاصی که روی کار آنوقت بودند، به جامعه تحویل بدهد، می خواستند همان معنا باشد و اینکه در کودکستان ها، دبیرستانها می روند و مشغول می شوند با تبلیغات خودشان و تحریکات خودشان جوان های ما را و کودک های ما را وادار کنند که به جای اینکه تحصیل بکنند، جنگ و دعوا به راه بیندازند و به جای اینکه تهذیب نفس بکنند و اخلاق اسلامی را بیاموزند، با فحش و فضیحت روبرو می کنند، این همان برنامه سابق است. کودک های ما، جوان های ما، همه آنها، چه دختر و چه پسر، باید تمام همشان را صرف این بکنند که بشناسند اینها را، بفهمند که اینها چه مقصدی دارند، بفهمند که اینها قبلاً چه بودند، بفهمند که اینها در حالی که جوان های ما از ارتشی و پاسدار و ژاندارمری و سایر قشرهای مردمی، عشایر و سایرین در مرکز جنگ و در جبهه ها مشغول فداکاری هستند، اینها در پشت جبهه ها مشغول افساد هستند، مشغول کمک به اربابان خودشان هستند. بدانند که در رادیوهای خارجی و در رادیوهای منحرف از اینها پشتیبانی می شود و از جمهوری اسلامی تکذیب می شود و می خواهند جمهوری اسلامی نباشد. همانطوری که صدام و سایر منحرفین به کشور ما حمله کردند و جنگ راه انداختند، اینها هم همان جنگ را با صورت دیگری در مدرسه ها و در دانشسراها و در دانشگاه ها به راه می اندازند. همه عمال خارجی هستند و شما باید هر جا که هستید توجه تان، توجه شما زیاد بر این مسائل باشد که مبادا یک وقت چشم باز کنید ببینید گول خورده اید، همانطوری که دیشب حمید گفت، از آن راه ها، از همه راه ها. خداوند شماها را ذخیره این مملکت قرار بدهد. جوان های ما را به راه راست هدایت کند و همه ما را خدمتگذار به اسلام و به کشور اسلامی قرار دهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای هیأت دولت

تاریخ: 1359/11/04

 

کوشش انبیا و ایده بعثت در تمام قرن ها تربیت انسان است

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز روز بسیار بزرگی است که هم پیشوای امت بزرگ اسلامی دنیا را به نور مبارکشان منور کردند و هم پیشوای بزرگ مذهب، و شاید در ایام دیگر ما مثل امروز کم داشته باشیم یا نداشته باشیم و من تبریک عرض می کنم به همه ملت های اسلام و همه کشورهای اسلامی و به شما آقایان وکلای محترم مجلس و هیات دولت و سایر برادرانی که در اینجا حضور دارند و من سلامت و توفیق و پیروزی همه شما را از خداوند تعالی خواستارم.
برکت وجود رسول اکرم برکتی است که در سرتاسر عالم از اول خلق تا آخر یک همچو موجود با برکت نیامده است و نخواهد آمد. اشرف موجودات و اکمل انسان ها و بزرگتر مربی بشر این وجود مبارک است و مبین احکام اسلام و ایده های رسول اکرم ذریه مطهر ایشان و خصوص حضرت جعفرابن محمد صادق هستند.
کوشش انبیا و ایده بعثت در تمام قرن ها تربیت این موجود است، این موجودی که عصاره همه مخلوقات است و با اصلاح او اصلاح می شود عالم و با فساد او به فساد کشیده می شود. کوشش انبیاء از اول تا آخر این بوده است که این موجود را به صراط مستقیم دعوت کنند و راه ببرند، نه همان هدایت و گفتن تنها، بلکه راهنمایی و الگو بودن خودشان در اعمال و در افعال و در اقوال، برای اینکه این موجود را به آن کمالی که لایق است، برساند. و مع الاسف این ایده به آنطوری که آنها می خواستند حاصل نشد و بعدها هم به آنطوری که انبیا در نظر داشتند حاصل نخواهد شد، برای اینکه اینها مواجه هستند با یک موجودی که این موجود شناخته نشده است الا برای خدا و کسانی که علم را از خدای تبارک و تعالی اتخاذ کردند و یک موجود پیچیده ای است که حتی خودش از خودش اطلاع ندارد و شاید این کلمه ای که وارد شده است که (من عرف نفسه فقد عرف ربه) تعلیق به یک امر محالی باشد برای نوع بشر. شناخت انسان خودش را، و شناخت اوصافی که در انسان هست و غرایزی که در انسان هست این از اموری است که یا محال است یا نظیر محال، الا هر کسی که عصمت الله تعالی. انسان خودش از باب اینکه حب نفس دارد و هر چه را می خواهد، برای خودش می خواهد. برای خاطر این حب نفس شدید از بسیاری از امور غافل است یعنی با این حب نفس نمی تواند خودش را آزاد بشناسد.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 15

 

بالاترین گرفتاری حب نفس است

سه نظر در عالم هست یک نظری که از روی حب مطالعه می کند موجودات را یا بعض موجودات را، و یک نظری که از راه بغض نظر می کند به همه چیز، و یک نظر ثالثی که حب و بغض در آن نیست و آزاد است. آن دو نظر، نظر اشخاصی است که آزاد نیستند. بزرگترین گرفتاری بشر و ماها این گرفتاری است که خودمان داریم و از ناحیه خود ما هست. کسی که از روی حب نفس به مردم و اشیاء نظر می کند و به اشیائی که نظر می کند از راه دشمنی و بغض نظر می کند این نمی تواند آزاد باشد، در نظر دادن گرفتار است و کسی که از راه دشمنی و بغض نظر می کند به موجودات یا به اشخاص یا به گروه ها این آزاد نیست، نمی تواند حکم صحیح بکند. انسان گمان می کند که من خودم هر چه می گویم از روی آزادی است و بی نظری، لکن اگر کسی یک همچو ادعائی کرد این را نپذیرید. نمی تواند این انسان موجود آزاد از هواهای نفسانی و از حب نفس که منشاء همه گرفتاری هاست آزاد بشود، مدعی آزادی از اینطور امور زیاد است لکن واقعیت کم است. ممکن است که بسیاری از اشخاص حتی خودشان هم توجه نداشته باشند به اینکه بنده خودشان هستند، نه بنده خدا، خودشان هم خودشان را مبرا و منزه می دانند و این برای همان حب نفسی است که انسان دارد، این حب نفس تمام عیوب انسان را به خود انسان می پوشاند، هر عیبی که داشته باشد برای خاطر این حب نفس آن عیب را نمی بیند و گاهی هم آن عیب را حسن می داند، و تا انسان با مجاهدت ها و تبعیت از تعلیمات انبیا از این گرفتاری و عبودیت نفس خارج نشود، نه خودش اصلاح می شود و نه می تواند احکامی که می کند و رأی هایی که می دهد صحیح باشد، مطابق واقع باشد. اتفاق می افتد، لکن نمی تواند مطلقاً اینطور باشد انسان. یک عملی از یک شخص در یک محیط در یک ساعت از یک شخص صادر می شود، دو نفر که این عمل را می بینند یکی از اینها با این دشمن است، این عمل را بد می بیند و یکی از آنها که با این دوست است این عمل را خوب می بیند. عمل از یک آدم است، در یک وقت است، در یک محیط است، در یک شرایط است، همه چیزهایش با هم مجتمع است، لکن برای آن گرفتاری که بیننده دارد، آن عدم آزادی که بیننده دارد و اسیر هوای نفس است این عمل را عیناً خوب می بیند، اگر با آن آدم خوب باشد و این عمل را عیناً بد می بیند، اگر چنانچه با آن آدم بد باشد، و انسان خودش هم متوجه نیست، بله هستند اشخاصی که بی جهت می دانند و تکذیب می کنند یا می دانند و تعریف می کنند. اینطور هستند اما شاید بسیاری اینطور باشند که به واسطه آن اسارتی که دارند و آن گرفتاری که در باطن خودشان مبتلای به آن هستند و آن شیطانی که در نفس انسان فعال است، این گرفتاری نمی گذارد که انسان آزادانه حکم بکند، نمی گذارد که انسان آنطوری که واقعیت است ادراک کند و آنطوریکه واقعیت است او را بگوید، یا واقعیت را به واسطه همین عبودیتی که دارد، بندگی که دارد و آنطوریکه سلطنت بر او دارد شیطان و قوای شیطانی خودش، یا ادراک نمی کند مطلب را و یا اگر ادراک هم کرد، نمی خواهد او را اظهار کند. از آن طرف هم همین طور، تعریف ها و تکذیب هایی که ماها می کنیم، انسان عادی می کند، این تعریف و تکذیب ها به واسطه همین علاقه ای که انسان به خودش و وابستگان خودش

صحیفه نور جلد 14 صفحه 17

که آن هم علاقه به خود است، علاقه به وابستگان، علاقه به خود است (این چون پسر من است و این چون برادر من است، و این چون هم سلک من است، این همه من است) و تمام این اشیاء در انسان های عادی تمام بر می گردد به خود من، اگر از کس دیگری هم تعریف کند، این از باب اینکه به او متعلق است تعریف می کند. اگر انسان بخواهد خودش را تجربه کند، یک وقت که خلوت می شود خودش بنشیند پیش خودش، دو نفر را که یکی شان از رفقای اوست، از اقربای اوست، بسته به اوست و یکی شان با او مخالفند و با او دشمنند مثلاً این بنشیند و فکر کند که این عملی را که از این دشمن من و دوست من صادر شده است چه شده است که من این عمل خصوصی را وقتی که نسبتش می دهم به دوستم، شروع می کنم از آن تعریف کردن، یا لااقل عیب پوشی کردن به حیل و آن عمل اگر چنانچه از دشمن من صادر بشود یکی را چند می کنم و هیاهو می کنم. اگر انسان بنشیند و واقعاً بخواهد بفهمد که خودش چکاره است، باید این موازین را ملاحظه کند، اگر یک عمل خوبی صادر شد از یک دشمنی، این عمل خوب را ستایش کند، ببیند که همچو هنری دارد. اگر یک عمل بدی از دسته ای صادر شد این را بد بداند و بگوید بد است. نمی گویم که اسرار مردم را فاش کند، من می گویم پیش خودش، البته اسرار مردم هر چه باشد فاش کردن بر خلاف اسلام است و غیبت و تهمت و همه اینها از مکائری است که انسان به آن مبتلا هست، لکن ابتلای انسان به خودش از همه ابتلاها بالاتر است. شاهد همین است که من اگر یک امر خیلی برجسته ای از یکی صادر شد، من بنای به مناقشه می گذارم که این امر شایسته را هر چه بتوانم این را از ارزش بیندازم و اگر این امر شایسته از یک دوستی، یک متعلق به خود من صادر شد، بنای بر این می گذارم که این امر شایسته را بیشتر از آن مقداری که هست این را نمایش بدهم. همه اینها زیر سر خود من است به خارج هیچ مربوط نیست، دنیا من هستم، این عالم ملک، این عالم طبیعت یکی از مخلوقات خداست و این عالم طبیعت هم جلوه ای از جلوه های خداست. تعلق به این عالم طبیعت، تعلق به این دنیا، این اسباب این می شود که انسان را منحط می کند. ممکن است یک کسی به یک تسبیحی آنقدر تعلق داشته باشد که یک کس دیگری به یک سلطنت این تعلق را نداشته باشد، این اولی بیشتر به دنیا چسبیده است و آن دومی کمتر. سلیمان ابن داود هم سلطان بود، سلطانی که بر همه چیز حکم می کرد، لکن آن سلطنت یک سلطنتی نبود که دل سلطان را، دل سلیمان ابن داود را به خودش جذب کند. رسول اکرم هم رئیس یک ملت بود و فرمانفرمای ملت بود، لکن این فرمانفرمایی اینطور نبود که او را جذب کند به خودش. فرمانفرمایی در تحت سیطره او بود، نه او در تحت سیطره فرمانفرمایی. اگر انسان سیطره پیدا بکند به حسب نفس بر خودش و بر همه چیز، این اهل دنیا دیگر نیست ولو اینکه همه دنیا هم داشته باشد مثل حضرت سلیمان و امثال او و اگر این سیطره نباشد و انسان در این غفلت که ما داریم باشد، این آدم اهل دنیا هست و دنیای دنی پست. دنیا و آخرت، خدا و دنیا، اینها دو چیزی است که ما وقتی تعلق به او داشتیم عالم ملک می شود دنیا، این دنیای من است. من وقتی تعلق به این داشتم و تحت نفوذ او بودم، تحت نفوذ سیطره بودم، تحت نفوذ ریاست ها، تحت نفوذ مقامات بودم، همه اینها دنیاست و من خودم اسیر است، هر چه سعه سلطنت زیادتر

صحیفه نور جلد 14 صفحه 18

بشود، اسارت زیادتر می شود، من اسیر او هستم و خودم ملتفت نیستم و اگر چنانچه انسان موفق بشود به آنکه انبیا می خواستند که از تحت این سیطره نفس بیرون برود، این (اعداء عدو) بیرون برود، این اسارت را، قید اسارت را از گردن خودش بردارد، این آدم می شود یک آدمی که بر همه چیز سیطره دارد و چیزی بر او سیطره ندارد و سیطره ای که بر همه چیز دارد هم در حساب نمی آورد، نمی بیند او را چیزی و همانطوری که برای دوستان خودش خیر و صلاح می خواهد برای دشمنان خودش هم خیر و صلاح می خواهد. انبیا اینطور بودند، انبیا غصه می خوردند برای کفار، غصه می خوردند برای منافقین که چرا باید اینها اینطور باشند. انبیا زحمت شان این بود که این کفار و منافقین را و این اشخاص معوج را و این انسان های دربند اسارت خود و علائق دنیا هستند و همه مفاسد هم زیر سر همین است، اینها را می خواهند آزادشان کنند و این مأموریت بسیار مشکل بوده است، و این مأموریت هم عمومی نشد که بشود، و از این به بعد هم این معنا نخواهد شد، این انسان آدم نمی شود تا آخر هم. یک مثل معروفی بود که می گفتند ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل. شیخ مارحمه الله می فرمود که: ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است.
انسان اگر بخواهد حکم بکند به یک مطلبی، تصدیق کند در باطن یک مطلبی را، اول برود سراغ خودش، خودش ببیند چکاره است. انسان آن کنار بنشیند و نظرش را به عیوب مردم بیندازد یا محسنات دیگران را عیبجوئی بکند یا بدی های دیگران را تحسین بکند، خوب این یک امری آسان است، انسان وارد هیچ معرکه ای نمی شود، آنهائی که در سرحدات دارند جنگ می کنند هی اشکال می کند به آنها، وارد هیچ اداره ای نمی شود، آنهایی که وارد هستند اشکال می کند، وارد هیچ مرکزی که باید اصلاح بکند امور را نمی شود، این کنار می نشیند و شروع می کند هی مناقشه کردن و عیب تراشیدن. این کار آسان هست و خیلی هم رایج شاید باشد اما اگر انسان اول نشست و پیش دل خودش نشست، پیش افکار خودش نشست، ببیند خودش چکاره هست، امتحان کند خودش را، اگر یک پیروزی از دشمن حاصل شد، برای اسلام و به صلاح اسلام بود، ببیند این خوشحال می شود از این و تبریک به حسب قلبش می گوید به این دشمن یا نه بدش می آید از پیروزی اسلام که به دست این واقع شده است، می خواهد اسلام پیروز نباشد که مبادا این آدم پیروز بشود. اگر انسان پیش دل خودش بنشیند و فکر این را بکند که اگر این پیروزی که به دست او حاصل شده بود برای اسلام، به دست من حاصل شده بود، فرقی می کند در قلب من بین این و او؟ این اسلامخواه است؟! این اسلام را می خواهد؟! آن که اسلام را می خواهد، اگر به دست کافر هم حاصل بشود خوشش می آید. اگر پیروزی به دست یک کافر برای اسلام حاصل بشود، این از کافر به ما اینکه کافر است خوشش نمی آید، از آن عملش خوشش می آید، و از این به اعتبار این که پیروز شده است و اسلام را پیروز کرده خوشش می آید، و اگر چنانچه کارشکنی از یک نفر آدمی که دوست او هست، محبت به او دارد این حاصل بشود یا از خودش حاصل بشود، ببیند در قلبش این اثری می گذارد یانه اثر نمی گذارد. یک کار خارجی که در خارج واقع می شود (هرکاری می خواهد باشد) انسان وقتی می خواهد قلم دستش بگیرد

صحیفه نور جلد 14 صفحه 19

و راجع به این کار یک چیزی بنویسد یا می خواهد برود در مرجع مردم، در محضر ملت راجع به این مسأله یک مطلبی بگوید قبل از اینکه می رود و این مسأله را می گوید، ببیند که آیا این حب نفس که تابع او حب به علائق خودش هست، حب به دوستان خودش هست او را همچو کور کرده است که نمی تواند واقعیت را بگوید و واقعیت را فدای خودش می کند یا نه اینطور نیست و فدای خودش نمی خواهد بکند چیزی را. آنوقت اگر دید آنطوری است، بداند که قلم مال شیطان است و به دست اوست و زبان مال شیطان است و در قدرت اوست، و اگر دید که نه، کار خوب را هر کس بکند این خوب است، چون خوب است، هر کس بکند این کار را، تحسین می کند. کار، خود کار را ببیند، صدور کار از فلان، این است که انسان را مبتلا می کند. خود کار را وقتی می بیند، نگاه بکند بدون صدورش از این و آن، انسان می تواند حکم بکند، می تواند حکم بکند که مجلس شورای اسلامی ما، این مجلس چطور است، می تواند حکم بکند اگر خود مجلس را نگاه کند، نه افراد را در نظر بگیرد، یک چیزی که از مجلس می گذرد خود او را نگاه کند که این چیزی که از مجلس گذشته است این چطور است، اینجا می تواند قضاوت کند، برای اینکه این بسته به افراد نیست اما اگر پای افراد پیش آمد به مجردی که پای افراد پیش می آید همین معنائی که قبلاً وقتی که بدون افراد، بدون توجه به افراد حکم به خوبیش یا بدیش کرده بود حالا وقتی که توجه به افراد کرد عوض می شود، حکم عوض می شود در باطن انسان. اکثراً هم خودشان غفلت دارند یعنی بینش از روی دوستی و بینش از روی عداوت این یک چیزی است که در انسان تأثیر می گذارد، ممکن است که این آدم هم مطلب را خیال کند به اینکه خیلی هم خوب است، این نفهمیده خود مطلب را این بینشش از باب اینکه از کانال محبت به این آدم رفته سراغ او، این بینش، بینش خطاست. از کانال بغض براینکه این عمل را می کند برود طرف او، این بینش، بینش خطاست. ما باید خودمان را اول امتحان کنیم و بعد که امتحان کنیم، آنوقت برویم سراغ اینکه فلان عمل چطور بوده، فلان عمل خوب بوده فلان عمل بد بوده. آنهائی که در یک عملی با هم دشمنی دارند، یک عملی که صادر می شود، می روند سراغ آن جهات ضعفش، جهات قوتش را اصلاً نمی گویند، ساکت می شوند، وقتی هم خیلی خوب آدمی باشد جهات قوتش را ساکت می شود، و اگر اعوجاج داشته باشد و آدم شیطانی باشد جهات خوبش هم بد می کند، می رود سراغ اینکه این جهت خوبش است این هم بد بود، و اگر چنانچه نظر، نظر ساده باشد یعنی نظر آزاد باشد بالاترین آزادی ها این آزادی از خود است، از حب و بغض است و بالاترین گرفتاری ما همین گرفتاری است گرفتاری حب نفس است، گرفتاری حب جاه است، گرفتاری حب شهرت است، من می خواهم این عمل از من صادر بشود تا مردم برای من دست بزنند. عمل خوب از یکی صادر شده این بدش می آید که از او صادر شده، این می خواهد از خودش صادر بشود که مردم بایستند و برای او هورا بکشند. اگر یک عمل بدی مثلاً صادر شد از او به نظرش می آید که نه این عمل هم باید برایش چه باشد، برای اینکه خودش کور است از اینکه ببیند (حب الشی یعمی و یصم) هم آدم را کر می کند هم آدم را کور می کند خوب ها را نمی بیند، بدها را می بیند، یک جا هم بدها را نمی بیند، خوبها را می بیند، اگر آدم فضولی هم باشد که خوبها را می کشد طرف بدی،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 20

بدی ها را هم می کشد طرف خوبی. با آن که خوب است هر کار بدی بکند این دنبال این است که این کار بد را خوبش بکند، با یک کسی که خوب است هر کار بدی بکند دنبال این است که این کار بد هم بکشد طرف خوبی. این بر خلاف انسانیت است و برخلاف صراط مستقیمی است که نبی اکرم و همه انبیاء بشر برای همین آمده اند. اگر موفق بشوند که این اسارت را، این اسارتی که من در خودم دارم، و هواهای نفس بر من مسلطند، اگر این را از بین ببرند موفق شده اند و اگر قدرت بر این نباشد از باب اینکه هیچ موعظه ای تأثیر نمی کند، هیچ گفته ای تأثیر نمی کند، هیچ نوشته ای تأثیر نمی کند، هیچ استدلالی تأثیر نمی کند، ادله فلسفی هم در یک همچو موجوداتی که دلشان بسته است به یک طرف، برهان های فلسفی هم تأثیر نمی کند. آنی که دشمن دارد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را، هر چه برهان هم اقامه بشود که این روی این مبادی - و چیز درست می گوید، آن این مبادی را همه اش اشکال می کند. در یک حدیثی است که اهل جهنم می بینند که یک خنکی حاصل شد، می پرسند قریب به این، حالا من نزد یکی ندیدم این را که چه شد؟ می گویند که پیغمبر اسلام از اینجا دارد عبور می کند، می گوید ببندید درها را، ببندید که ما عذاب را می خواهیم و این را نمی خواهیم. این نفسانیت اینطور است و از چیزهائی که برای انسان به واسطه این نفسیت پیش می آید اگر انسان علائقش شدید باشد به دنیا و علائقش شدید باشد به زن و فرزند و مال و حیثیت و ریاست و امثال ذلک، از مصیب هائی که هست در اینکه احتمالش هم انسان را ناراحت می کند و کمر انسان را می شکند، این است که در آن نزدیکی که می خواهند او را منتقلش کنند به یک عالم دیگری، برایش کشف می شود که این به دست خدای تبارک و تعالی است و این آدم برای اینکه خدا او را از این چیزهائی که حب به او دارد، دارد جدا می کند، دشمن خدا می شود. یکی از محترمین قزوین، ملاهای خیلی عابد قزوین خداوند رحمتش کند ایشان ظاهراً گفت که ما رفتیم عیادت یک نفر آدم که نزدیک های فوتش بود، این آدم گفت که آن ظلمی را (نعوذبالله) آن ظلمی را که خدا به من کرده است به هیچ کس نکرده، من این بچه هایم را چطور تربیت کردم چطور حالا می خواهد مرا ببرد. مسأله این است آنکه کمر انسان را می شکند این است که حب انسان به خودش و حب انسان به ریاستش و حب انسان به همه چیزهایی که موجب حب است، انسان را برساند به آنجائی که اگر نبی اکرم هم از او بگیرد دشمن او می شود، و آنوقت هم که می فهمد خدا دارد می گیرد دشمن او می شود. و ما تا اصلاح نکنیم خودمان را، نمی توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم. من نمی گویم که اینطور باشید که خیر، از همه هواهای نفس بیرون بروید، این نه برای من و. نه برای شما و نه برای (الا من عصمه الله) میسور نیست، لکن ما قدرت داریم که جلوی زبانمان را بگیریم، نمی توانیم بگوئیم زبانمان اختیار ندارد. ما قدرت داریم که جلوی قلم مان را بگیریم، نمی توانیم بگوئیم قلم من اختیار ندارد. ما جلوی زبانمان را، جلوی بیانمان را، جلوی قلم مان را، جلوی عملمان را همه را می توانیم بگیریم، قدرت داریم. این معنائی که می توانیم و قدرت داریم و به واسطه او همه مواخذه ها و همه گرفتاری ها هست هر چه هم انسان حب به یک کسی داشته باشد، یا بغض به یک کسی داشته باشد، قلمش را نگه دارد، لااقل

صحیفه نور جلد 14 صفحه 21

اینقدر قدرت داشته باشد که در نوشته هایش دنبال این نباشد که بد از هر جا هست پیدا بشود و او بنویسد، ضعف از هر جا هست پیدا شود و او بنویسد.
 

ما هر چه داریم از این ملت است، نباید مردم را سست بکنیم

ما امروز احتیاج به این داریم که این ملت را امیدوار کنیم و دلگرم. ما هر چه داریم از این ملت هست، ما هر چه داریم از این ملت است، از این توده های عظیم انسان است و ما الان می بینیم که اینقدر از ما کشته شده است از 15 خرداد بگیرید تا بعد از جنگ، اینها همه را در نظر بیاورید، آنقدر از ما کشته شده است، آنقدر از ما معلول شده است، آنقدر از ما بی خانمان شده است، آنقدر از ما آواره شده است برای اینکه این کشور استقلال پیدا کند، آزادی پیدا بشود در آن، برای اینکه ما دیگر آن گرفتاری های سابق را نداشته باشیم، یک کشور اسلامی داشته باشیم، یک کشور که تبع خدا و احکام خدا باشد، داشته باشیم.
ما نباید حالا که گرفتار هستیم باز به پیروزی هم نرسیده ایم، نباید این مردم را سست شان بکنیم بیایند مجلس را از این طرف هی اشکال بکنیم، آنقدر خوبی که در این مجلس هست از اولی که مجلس در این مملکت پیدا شده تا حالا، یک همچو مجلسی با این افرادی که در آن هست، من نمی گویم توی مجلس هم فرد غیر صالح نیست، ممکن است باشد اما صلحا هستند اینها، این مجلس را باید حفظش کرد، و مردم را از این دلسرد نکرد، هی هر روز راجع به مجلس یک چیزی نوشت و هر روز راجع به عرض می کنم ندانستن مجلس، چی مجلس، چی مجلس. ما امروز احتایج داریم که اگر چنانچه یک نفر آدمی هم که جزء کسبه هستند و بسیار هم محترمند، جزء کارگرها هستند و آنها هم بسیار محترمند همه محترمند انشاء الله، نباید ما یک کارگر را دلسرد بکنیم که دستش وقتی که می خواهد به کار برود بلرزد، یک کشاورز را دلسرد کنیم که وقتی دستش می خواهد برای کشاورزی عمل کند بلرزد و یک وکیل را دلسرد کنیم که وقتی بخواهد صحبت کند بلرزد یا در سرحدات اشخاصی که مشغول هستند به خدمت دلسردشان کنیم که آنها هم دستشان بلرزد، ما باید همه کوشش کنیم که امید ایجاد کنیم در این ملت که با امید است که می توانند اینها پیروز بشوند، با امید است که کشاورز می تواند قدرت کشاورزی را زیاد کند و با امید است که ارتش و پاسدار می تواند در سرحدات جلوی دشمن را بگیرد. ما که همه به حسب قولمان دشمن با اسلام نیستیم، ما که با کشور خودمان دشمن نیستیم، ما که با مصالح کشور خودمان مخالفت نداریم، ما می خواهیم که این کشور و این اسلام و همه اینها انشاء الله به خواست خدا درست بشوند همه ما این آرزو را داریم، خوب اگر چنانچه همه ما این آرزو را داریم، چرا باید دولت اسلامی را تضعیف کنیم؟ چرا باید مجلس را تضعیف کنیم؟ چرا باید ارتش را تضعیف کنیم؟ چرا باید پاسدار را تضعیف کنیم؟ مگر اینها همه اشخاصی نیستند که دارند برای این ملت خدمت می کنند؟ خوب همه اینها خدمتگزارند، از آن رئیس جمهور گرفته است تا من طلبه، و همه ارگان هائی که بعد هستند، الان مشغول خدمت هستند. نظرها را نظرهای بدبینی نکنید و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 22

حب و بغض در دل شما آنجور نباشد که به خلاف واقع حکم کنید و بنویسید و بگوئید. آنچه که هست بگوئید، البته نه، من نمی گویم تأیید کنید و فحشا را چیز بکنید، این خلاف شرع هست و از گناهان کبیره هست این، لکن برای موعظه، برای بیدار کردن، نقاط ضعف را بگوئید، لکن به آرامی، نه اینکه آن کسی که می شنود که از قلم شما چه بیرون آمده بدتر کند مطلب را. اگر شما یک مطلبی را بگوئید که غرض آلود باشد و به کسی بر بخورد، آن آدم هم آنطور مهذب نیست که این را غمض عین بکند، آن هم مطلبی را می گوید غرض آلود، یک مقدار بالاتر، آن یک مقدار بالاتر می رود اینکه مقابلش ایستاده است فردا یک مقدار از او بالاتر می رود. ما اگر بخواهیم که واقعاً کشور خودمان یک کشوری باشد که برای خودمان باشد، دیگران نتوانند به او تسلط پیدا کنند حالا باید همه قشرهائی که هستند، با هم دست به دست هم بدهند، دست بردارند از این حب و بغض هائی که اساسش هم همان حب نفس است، یک مقدار حب نفس را کنترلش کنند، نمی توانند خارجش کنند کمش کنند، موقتاً کمش کنند تا این پیروزی حاصل بشود، موقتاً جلوی قلم ها را بگیرند، و اگر می خواهند نصیحت کنند، نصیحت باشد، نصیحت را آدم ممکن است قبول کند، اما تندگوئی را همان آدمی هم که هر چه باشد تندگوئی را نمی تواند تحمل کند. ما باید از این بزرگان چیز یاد بگیریم، خوب مالک اشتر را که قصه اش را شنیده اید که فحش به او دادند و بعد که آن مر فهمید که این مالک اشتر بود رفت دنبالش، ایشان مسجد رفته بود و مشغول نماز بود و رفت عذرخواهی کرد، کفت من نیامدم اینطور نقل می کنند در مسجد الا اینکه برای توطلب مغفرت کنم. ببینید چطور تربیت می کند. یک همچو امری چطور تربیت می کند. یک کسی به خواجه، خواجه نصیرالدین رضوان الله علیه، خواجه کاغذی می گویند نوشته بود، و مسائلی و در ضمن او جسارت کرده بود به ایشان و اسم کلب روی ایشان گذاشته بود، ایشان جواب وقتی که نوشتند از قراری که نقل می شود مسائلی که او اشکال داشت یکی یکی به طور حکیمانه رفع کرده بودند تا رسیده بود به اینجائی که به ایشان گفته بود تو سگ هستی، ایشان گفته بود که نه، من اوصاف و خواص و آثار من با اوصاف و خواص و آثار کلب دو تاست، کلب فلان صفت را دارد من آن صفت را ندارم، من فلان صفت را دارم او ندارد.
حکیمانه اینطوری حل کرده بود قضیه را، خوب اگر خواجه هم یک کاغذ نوشته بود به اینکه نه، تو سگی و پدرت هم سگ است فردا یک کاغذی دریافت می کرد او سه تا چیز رویش گذاشته بود. وقتی ما بتوانیم با زبان نرم، با نصیحت، با قول سالم بدون نیش، بدن اظهار غرض مردم را اصلاح کنیم، دوستان خودمان را زیاد کنیم، برای خدا همین معنا باشد خوب چه ادعائی هست که آدم با قلم خودش به ضد خودش عمل کند. خیلی ها خیال می کنند که این حرفی که من می زنم ضد فلان است و سرکوب می شود فلان، لکن اول خودش سرکوب می شود. اینها توجهی به این معنا ندارند اول وقتی که یک همچو شد که دیدند قلم، قلم آلوده است، این مورد نفرت واقع می شود. چه ادعائی دارد انسان که می تواند یک انسانی را دعوت به خیر بکند با زبان ملایم، با قلم ملایم، با نصیحت، با دوستی او را به راه راست ببرد آنطور که انبیا می کردند انبیا بنایشان بر این بود که دست به شمشیر نبرند الا برای آنها

صحیفه نور جلد 14 صفحه 23

که علاجی ندارند جز شمشیرو فاسد می کنند جامعه را، آن که فاسد می کند جامعه را و دست از فسادش برنخواهد داشت او را باید از جامعه جدا کرد و یک غده سرطانی است که جامعه را فاسد می کند جنگ انبیا مثل یک طبیبی بودند، آنها که می خواستند اصلاح کنند جامعه را. اگر یک طبیبی آمد و غده سرطانی را، چاقو را در آورد و شکم را پاره کرد و غده سرطانی را در آورد، شما فریاد می زنید که شکم مردم را پاره کردی، جانی هستی؟ نه، احترامش می کنید و اجر هم به او می دهید و دستش را هم فرض کنید می بوسید و خیلی هم خوشحال می شوید برای اینکه این شکم را پاره کرده، اما برای در آوردن غده سرطانی که این را به هلاکت می رساند. انبیا اینطور بودند. انبیا در عین حالی که خدای تبارک و تعالی می فرماید: که چرا اینقدر خودت را به زحمت می اندازی، چرا اینقدر خودت را می خواهی بکشی که اینها ایمان نمی آورند، آنقدر عاطفه داشته است و آنقدر دلش می خواسته است که مردم صالح بشوند، خوب بشوند، لکن وقتی که می دید که فلان جمعیت اگر باشند مردم را به فساد می کشند شمشیر او همان چاقوی طبیب است، او طبیب عالم است و طبیب جامعه است و جامعه را باید با حسن نیتی که دارد اصلاح بکند. شمشیر علی ابن ابیطالب ضربه اش می فرماید که از عبادت جن و انس هم بالاتر است، برای اینکه اصلاح است، ضربه اصلاحی است، ضربه افسادی نیست. اگر قلم های ما و زبان های ما هم اینطوری بشود که واقعاً بخواهیم این جامعه پیش ببرد، این مملکت اصلاح بشود و در حالی که ما همه گرفتار هستیم، لااقل از این گرفتاری قلم ما، مردم بیرون بیایند، آخر این گرفتاری گرفتاری زیادی است. اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم باید یک قدری فکر بکنیم که حالا خوب است که ما قلم ها را یک قدری غلاف کنیم و یک قدری مردم را نصیحت کنیم، اگر قلم می گویم قلم مان اصلاحی باشد، دنبال این نرویم هی عیب پیدا کنیم و هی بنویسیم، شما که این عیب را پیدا کردید و نوشتید حریف شما هم همین یک عیب دیگری برای شما می تراشد فردا زیاد ترش می کند. آن یکی هم همین طور، همین طور تا آخر. اگر یک کسی بایستد سر این کوچه فحش بدهد به یک نفر آدم اگر آن آدم رد شد و رفت، یا خیر، آمد و گفت نه شما این مطلبی که گفتید آنطور نبوده من نکردم این کار را، فلان، تمام می شود، اصلاح می شود آن و اما اگر او هم بخواهد شاید یک فحش دیگری داد این فحش دوم دوباره زیادترش می شود. باید یک فکری همه بکنند آنهائی که اهل فکرند، اهل قلمند، آنهائی که صالحند، این صلحا باید بنشینند و در صدد این باشند که امید بدهند به این جامعه، این مردم احتیاج به امید دارند، دیگران دارند اینها را ناامید می کنند، دیگران می گویند که همه به هم ریختند اصلاً مملکتی نیست اینجا، مائی که باید همه کوشش کنیم به اینکه نخیر نظامی هست اینجا و این نظامی است که بهتر از نظام های دیگری است. کجا سراغ دارید شما یک نظامی را که یک نفر بقال هم آزاد بشود به اینکه به یک رئیس جمهور هر چه می خواهد بگوید، به نخست وزیر هر می خواهد بگوید، به رئیس مجلس هر چه می خواهد بگوید، کجا شما همچو چیزی را دارید؟ خوب شما سران ممالک دیگر را هم ببینید، کارهای آنها را هم ببینید، معامله آنها را با ملت ببینید، معامله اینها را با ملت. وقتی اینطور باشد، چرا ما با قلم هایمان اینها را به هم بیندازیم؟ چرا زیاد کینم؟ اگر فرض کنید

صحیفه نور جلد 14 صفحه 24

یک کدورتی - فرض کنید - بین دو طایفه باشد خوب ما باید دنبال این برویم که اصلاح کنیم این را با قلم مان، با گفتارمان، اجتماع کنیم، با هم باشیم، برادریم، همه می خواهند که این مملکت اصلاح بشود. اگر با قلم ما، با قدم ما، گفتار ما، خدای نخواسته یک آسیبی به این مملکت برسد، یک آسیبی به این جمهوری اسلامی برسد، در خارج بگویند اینها نمی توانند اداره بکنند، خودمان هم دامن بزنیم به این. چرا باید ما به واسطه یک بغضی که با یک شخصی یا با یک جمعی داریم، در دنیا یک طوری بگوئیم که دنیا به جمهوری اسلامی بدبین بشود؟ جمهوری اسلامی را خودتان که می خواهید آن را، یک کاری بکنید که دنیا لااقل اینطور که دارند خودشان تبلیغ می کنند، دیگر دست ما هم دنبال تبلیغ نباشد، به حرف های ما هم استشهاد نکنند آنها. باید توجه به این مسائل داشت، انسان خیلی گرفتار است انسان خداوند ما را از این گرفتاری ها نجات بدهد و خداوند ما را از شر خودمان نجات بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه وزیر دفاع به محضر امام خمینی در مورد بررسی وضع بازماندگان معدومین کودتای نافرجام

تاریخ: 1359/11/12

 

نامه وزیر دفاع به محضر امام خمینی در مورد بررسی وضع بازماندگان معدومین کودتای نافرجام

بسمه تعالی
پیشگاه امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
پیرو اوامر آن رهبر در مورد بررسی وضع بازماندگان معدومین کودتای نافرجام، به سه نفر از پرسنل نیروی هوایی، تیپ نوهدو نیروی زمینی جمهوری اسلامی مأموریت داده شده که به پیگیری این امر بپردازند. اینک خلاصه اقدامات انجام شده و پیشنهادها را به عرض می رساند:
الف - معدومین نیروی هوائی جمهوری اسلامی اکثراً خلبان بوده و کلیه آنها منازل سازمانی نیروی هوائی را ترک نموده اند.
ب - معدومین نیروی زمینی که اکثراً از افسران زرهی و توپخانه، لشکر گارد سابق، لشگر 92 زرهی اهواز، لشکر 16 قزوین و لشگر 64 پیاده ارومیه و تعدادی از آنها در منازل سازمانی زندگی می کنند.
پ - معدومین تیپ نوهد که اکثریت را درجه داران تشکیل داده و هم اکنون 30 خانه سازمانی را اشغال نموده اند.
پیشنهادها:
1 - چون سکونت این عده در خانه های سازمانی مغایر با اصول حفاظتی بوده، برای سهولت بیشتر آنان قرار شد منازل سازمانی آنها تخلیه گردد.
2 - با توجه به هزینه زندگی و مسکن، به هر خانواده با یک فرزند مبلغ سی هزار ریال و در ازای هر فرزند اضافی مبلغ پنج هزار ریال به خانواده ها پرداخت شود.
3 - وامی جهت خرید خانه به خانواده ها پرداخت و در ازای بازپرداخت این وام مقدار کمی از مستمری آنها کم شود.
ضمناً گزارش هیأت بررسی مشکلات خانواده های معدومین به پیوست جهت مقتضیات اوامر عالی تقدیم می گردد.
وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران
سرهنگ خلبان جواد فکوری

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع سفرای کشورهای اسلامی

تاریخ: 1359/11/04

 

اگر کشورهای اسلام با هم مجتمع شوند، هیچ آسیبی به آنها نمی رسد

بسم الله الرحمن الرحیم
من این روز فرخنده و سعید را به همه مسلمین در مشارق ارض و مغارب ارض تبریک عرض می کنم و به شما سفرای محترم ممالک اسلامی هم تبریک عرض می کنم. و مبارک آن روزی است که اهداف اسلام، اهداف پیغمبر معظم اسلام در همه کشورهای اسلامی تحقق پیدا بکند و اینطور نباشد که ما صرف شعار باشد و از حد الفاظ بیرون نرود.
من امیدوارم که ممالک اسلامی در این وقتی که دنیا یک تحولی پیدا کرده است و مستضعفین بیدار شدند و بسیاری از ممالک استقلال از سایر ممالک پیدا کرده اند ما مسلمین هم که جمعیت مان اگر با هم باشیم بیشترین جمعیت را داریم و ذخایرمان بزرگترین ذخایر است و افرادمان افراد بزرگ و برجسته است، بتوانیم با وحدت اسلامی و زیر تعالیم قرآن مجید با هم مجتمع باشیم. در عین حال که همه در ممالک خودمان استقلال داشته باشیم، لکن تمام مجتمع باشیم تحت لوای اسلام و توحید و نگذاریم که دست های ابر قدرت ها در ممالک ما حکومت کند و ما زیر پرچم آنها باشیم.
شما آقایانی که در اینجا هستید، در ایران هستید و مشاهده می کنید مسائلی که در ایران است، حکومت ایران را و رژیم جمهوری اسلامی ایران را با اینکه مجال باز پیدا نکردند که به طور گسترده همه اهداف اسلام را گسترش بدهند، لکن ملاحظه می کنید که این حکومت با حکومت های جائر، با نظام شاهنشاهی که سابق بود چقدر فرق دارد و از همان وقتی که آن نظام دست نشانده بیرون رفت از اینجا، تمام دروازه ها باز شد به روی مسلمین و تمام آزادی ها تحقق پیدا کرد و اسلام به حسب اساس در اینجا تحقق پیدا کرد و دست قدرت های بزرگ از این مملکت قطع شد و ما باید بدانیم که اگر ملت ها چیزی را خواستند، تحقق پیدا می کند. ملت ما خواست که آن حکومت جائر دو هزارو پانصد ساله در ایران نباشد و همانطور شد و خواست که دست ابرقدرت ها از ایران کوتاه باشد و کوتاه شد. و الان ملاحظه می کنید که در این کشور به ما حمله نظامی کردند، یک دفعه خودشان مستقیماً و الان هم به توسط صدام حمله کردند به ایران و اینقدر از این زن و بچه و بزرگ و کوچک ایران را اسیر کردند و کشتند و دربدر کردند که شما همه شاهد هستید و من میل داشتم که اگر تشریف نبردید به این سرحدات و به این ملت هائی که جنگزده شدند و این شهرهائی که خراب شدند، اگر نرفتید، بروید ببینید و به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 26

ممالک خودتان اطلاع بدهید که اطلاع شما یک سندی است برای آنها و من امیدوارم که مسلمین محکوم کنند این جائر را و محکوم کنند این رژیم را و امیدواریم که عراق هم به آمال خودش برسد که این دولت فاسد را از بین ببرد و خودشان برای خودشان یک دولتی به دست ملت تحقق پیدا کند. و من دعا می کنم، به خدای تبارک و تعالی التجاء می کنم که ما مسلمین را بیدار کند و ما را به مقاصد اسلامی خودمان برساند و دست هائی که تفرقه بین ممالک اسلامی می خواهند بیندازند قطع کند و ممالک اسلامی همه با هم بدون اینکه زبانی نژادی در کار باشد، بدون اینکه زبانی در کار باشد، همانطوری که اسلام خواسته است مثل دندانه های شانه با هم مجتمع باشند و اگر مجتمع شدند هیچ آسیبی به آنها نمی رسد و هیچ کشوری نمی تواند به آنها تعدی کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارگران معادن ذوب آهن، اعضای جهاد سازندگی شهرستانهای زرند، ماهان و کرمان، مسؤولان بنیاد مستضعفان سراسر کشور و کارمندان سازمان بنادر و کشتیرانی

تاریخ: 1359/11/15

 

همه بیدار باشند و دعوت های به اعتصاب، جنجال و امور خلاف نظم را نپذیرند

بسم الله الرحمن الرحیم
دستجات مختلفی که امروز اینجا تشریف دارند و در بین آنها بعض معلولین هم مشاهده می شوند، اینها چون جمعیت های، دستجات زیادی هستند، من نمی توانم به اسم هر یک صحبت کنم، من چون مزاج کم دارم از این جهت چند کلمه ای به طور کلی با شما آقایان در میان می گذارم. یک مطلب مهمی که باید کارگران کارخانه ها، کارگران معادن و همه کارگران در هر جا که هستند و کارمندان در هر جای کشور هستند، توجه به آن بکنند و آن این است که نظم را در هر جا که هست مراعات کنند. اگر در یک کارخانه ای که در یک معدنی در یک اداره ای بنا باشد که با بی نظمی بخواهند انجام عمل کنند، این بی نظمی موجب این می شود که آنها نتوانند به وظایف اسلامی خودشان، به وظایف ملی خودشان عمل کنند. پس لازم است که همه کارگرها و کارمندان به یک نظم خاصی و با گوش کردن به آنهائی که در رأس هستند عمل کنند که به نتیجه مطلوب انشاءالله برسند. شما می دانید که ما در ظرف قریب به پنجاه سال، تمام این کارخانجاتی که ما داشتیم و تمام این معادنی که ما داشتیم در خدمت ملت نبوده است بلکه زحمت را ملت ما کشیدند و عملگی را آنها کردند و منافع را دشمنان آنها بردند. شماها در معادن، با آن سختی ها و با آن زحمت ها کار کردید و کارگران معدن نفت با آن رنج ها و زحمت ها کار کردند، نتیجه کارهای همه را دشمن های همین ملت بردند. امروز که کشور شما مال خود شماست و منافع کشور شما برای خود شما و ملت شماست نباید با آن روز مقایسه کنید. امروز وظیفه است برای همه ما که برای این کشور خدمت کنیم و اقتصاد این کشور را به پیش ببریم تا محتاج به دیگران نباشیم. این اختصاص به کارگرها یا کارخانه های خاصی ندارد، تمام سراسر کشور، آنهایی که مشغول یک کار تولیدی هستند، اینها تمام، امروز هر کاری بکنند برای کشور خودشان و برای ملت خودشان است و باید با کمال فداکاری کارها را انجام بدهند و حفظ نظم را در همه جا بکنند و اگر خدای نخواسته کسانی که می خواهند در این کارخانه ها یک جنجالی بپاکنند، آنها را نپذیرند و از تبلیغات سوء آنها بر حذر باشند. امروز هر دعوت به بیکاری و کم کاری و هر دعوت به اعتصاب، خیانت به این کشور است و خیانت به جمهوری اسلامی. امروز مثل دیروز نیست که دعوت می شدید

صحیفه نور جلد 14 صفحه 37

شما به اعتصاب. آن اعتصاب سرنوشت ساز بود و آن کم کاری سرنوشت ساز بود، شما را می گفتند که اعتصاب کنید تا چپاولگران را از کشور خودتان دور کنید و بحمدالله عمل کردید و به نتیجه رسیدید. امروز عکس آن روز است، دعوت به اعتصاب، دعوت به کم کاری، دعوت به جنجال، دعوت به کارهای مخالف اسلام، به ضرر خود شما و به ضرر کشور شما هست. پس شما باید بیدار باشید و همه کارکنان و کارمندان در هر جای از کشور هستند باید بیدار باشند که دعوت های به اعتصاب را، دعوت های به کم کاری و بیکاری را، دعوت های به جنجال و امور خلاف نظم را نپذیرند، کنار بزنند آن اشخاصی را که می خواهند شما برای ملتتان کار نکنید. این یک امر کلی است برای همه شما.
 

اگر چنانچه از این اختلاف اندازها پیروی کنید مملکت شما به دامن آمریکا می افتد

و اما مطلب دیگری که مهم است و من کراراً تذکر داده ام و امروز هم تذکر می دهم این است که ما امروز در حال جنگ هستیم، در حال جنگ با ابرقدرت ها هستیم و اگر چنانچه ما که در حال جنگ هستیم و دشمن های ما می خواهند ملت ما را به اسارت بکشند و تمام سران را از بین ببرند، باید این ملت با هم اجتماع کنند و همان وحدتی که در اول انقلاب بود و نتیجه بزرگ آن را دیدید، باز هم حفظ کنند. اینطور نباشد که گروه های مختلف، احزاب مختلف و اشخاص مختلف در یک موقعی که ما همه احتیاج به وحدت کلمه داریم، اختلاف ایجاد کنند، تشنج ایجاد کنند. البته آنهائی که می خواهند این نهضت را و این انقلاب را از بین ببرند و کشور ما را می خواهند به حال زمان طاغوت برگردانند، آن کنار نشستند و اشخاص که در داخل هستند، آنها را وادار به عمل هایی می کنند و نوشته هائی می کنند و گفتاری می کنند که در این انقلاب اختلاف واقع بشود و ملت های ما و ملت بزرگ ما طایفه های مختلف بشوند، یک طایفه به اسم یک گروه تظاهر کنند و یک طایفه به اسم یک گروه دیگر. این از اموری است که القاء شده است به اشخاص یا گروه ها و شاید خودشان هم مطلع نیستند. شیاطینی که در خارج نشستند و نقشه کشیدند برای نابودی همه ما خود ما را وادار می کنند که تیشه به ریشه خودمان بزنیم. اگر کسانی توجه به این معنا داشته باشند که در صدر مشروطیت که احزاب مختلف پیدا شد، دنبال آن پیروزی که ملت پیدا کرده بود، این احزاب مختلف به جان هم افتادند و این کشور را تباه کردند، شما گمان نکنید که احزابی که در ممالک دیگری هست، در صدر مشروطیت در انگلستان بود آن احزاب و با همان کاری که آنها می کردند و حزب بازی می کردند ماها را به اختلاف می کشیدند و خود آنها با هم دشمنی نداشتند. هیچ حزبی بر ضد مصالح کشور خودش عمل نمی کرد، اگر با هم، هم اختلاف سلیقه یا اختلاف رویه داشتند، عاقلانه بود، با حساب بود، اینطور نبود که یک دسته، دسته دیگر را آنچنان تضعیف کنند که کشورشان آسیب ببیند. مع الاسف همان احزابی که در آنجا بودند به ما نمایش می دادند که کشور باید احزاب داشته باشد و احزاب هم باید مخالف با هم باشند و ما را و احزاب ما را روبروی یکدیگر قرار می دادند و به ضرر هم صحبت می کردند و به ضرر هم قلمفرسایی می کردند و نتیجه این شد که به ضرر کشور بود. طرز احزاب در سایر کشورهای بزرگ و از قبیل شوروی (اگر باشد

صحیفه نور جلد 14 صفحه 38

احزابی در آن) و در، از قبیل انگلستان، فرانسه، آمریکا، با وضع احزاب در مملکت امثال ما مختلف است. هیچ وقت نخواهید دید که دو حزب در آمریکا باشد که یکیشان یا هر دویشان بر خلاف مصلحت آمریکا عمل کنند. شما دیدید که در همین چند وقت، چند روز این مخالفتی که بین دو حزب در آمریکا بود و می خواستند یک دسته ای را یک نفر برای خودشان رئیس جمهور کنند آن دسته هم یکی دیگر را، بعد از آنکه آن یکی برد قضیه را و رئیس جمهور شد، آن حزب دیگر نیفتادند به جان او و کارشکنی کنند، تبریک گفتند و بلا اشکال مشغول خدمت هستند برای کشور خودشان و با وحدت کلمه کشور خودشان را پیش می برند، اما در ممالکی که توجه به مسائل ندارند و دیدهای سیاسی ندارند، اینها اگر چنانچه گروه هائی درست کنند یا احزابی درست کنند، اینطور نیست که بعد از آنکه کاندید یک حزبی در یک امری پیش برد دیگران بیایند تبریک بگویند و کمک کنند او را، دیگران مخالفت می کنند و کارشکنی می کنند. باید این ملت بیدار بشود، باید این سران و دولتمردان شم سیاسی پیدا کنند، اینها شم سیاسی ندارند، توجه به مسائل و مسائلی که برای حفظ این کشور است ندارند، اینها را اشخاصی که تعهد به اسلام ندارند، تحریک می کنند چه از خارج و چه از داخل و به جان هم می اندازند و برخلاف مصالح کشور خودشان عمل می کنند. من نمی خواهم یک مثلی که معروف است بگویم لکن مثل ما، نظیر همان مثل معروف است که ما را، کشور ما را، ملت ما را به اسارت می خواهند ببرند و خود ما کمک می کنیم به این اسارت خود ما به روی هم پنجه می اندازیم، خود ما جدیت می کنیم که مملکت خودمان را ضعیف کنیم، خود ما در جبهه بندی هایمان تضعیف روحیه های ارتش و روحیه های کارکنان و روحیه های کارمندان هست و این بزرگترین خطائی است که ما داریم ما اگر اختلاف سلیقه داریم، اختلاف بینش داریم، باید بنشینیم و با هم در محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را به میان بگذاریم و حل کنیم، با تفاهم مسائل را حل کنیم، نه اینکه جبهه گیری کنیم، یکی یک طرف بایستد با دارو دسته خودش و یکی یک طرف بایستد با دارو دسته خودش و کوشش کنند در تضعیف یکدیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی. اینها برای این است که تعهد اسلامی نیست و دید سیاسی هم نیست. شماها اگر مسلم هستید، با احکام اسلام عمل کنید و اگر خدای نخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید، با دید سیاسی مسائل را حل کنید و این کارها که انجام می گیرد و این قلم ها و این قدم ها و این گفتارها از سیاست به دور است و با یک دید غیر سیاسی و غیر اسلامی است. من به سراسر کشور، به سراسر ملت هشدار می دهم که اگر چنانچه از این اختلاف اندازها پیروی کنید، هر کس باشد، مملکت شما به دامن آمریکا می افتد.
اگر چنانچه ملت اشخاصی را دید، گروه هائی را دید که بر خلاف مصالح کشور دارند جبهه گیری می کنند و این طایفه، آن طایفه را می کوبند و آن طایفه، آن طایفه را، تکلیف شرعی ملت این است که از آنها اعراض کنند و آنها را پذیرا نباشند. شماها توجه باید داشته باشید که آن ناطق یا آن قلمزن که دارد صحبت می کند، چه می گوید، کی را تضعیف می کند، جز ملت خودش را؟ و جز ارگان های دیگر را؟ شما روزنامه هائی را که می بینید، می بینید که میدان جنگ شده است با قلم های غیر

صحیفه نور جلد 14 صفحه 39

اسلامی. معلولین ما الان در اینجا نشسته اند و هزاران معلول دیگری ما در اطراف کشور داریم و هزاران شهید از ما داده شده است، فداکاری کردند و ما نشستیم در منازل خودمان و با نیش قلم و نیش زبان به هم طنز می گوئیم، با هم جنگ می کنیم. بزرگان یک کشور (اگر بزرگی باشد) باید تعلیم بگیرند از این پیرزن های اطراف کشور و از این جوان ها و بچه های اطراف کشور. بدانید که آنها متعهد به اسلامند و آنها پشتیبانی این ملت را می کنند. شما در تلویزیون ملاحظه کنید که این قشرهائی که خدمت می کنند الان برای جنگ و برای جنگزدگان و اینها از کدام قشر کشور هستند، جز اینکه از همان مستمندان، از همان درجه هائی که شماها آنها را تضعیف می دانید و در نظر شما مستضعف هستند، اینها هستند که از اول پیروزی را به دست آوردند و شما را به مسند حکمفرمائی نشاندند و اینها هستند که امروز دنبال این هستند که کشور شما را پیروز کنند و شماها دانسته یا ندانسته دنبال این هستید که کشور خودتان را تباه کنید. تضعیف هر قشر از اقشار و هر شخص از اشخاص که در امروز مشغول به کار هستند و یک خدمتی هستند، کمک کردن به دشمن های اسلام است. ملت باید خودش توجه کند و به تحریکات گوش ندهد و به چیزهائی که اشخاص برخلاف هم می گویند، گوش ندهد و محکوم کند اشخاص یا گروه هائی را که برخلاف مصلحت اسلام یکدیگر را تضعیف می کنند و برخلاف مصلحت کشور به هم پنجه می زنند. بزرگ ها (اگر بزرگ باشند) توجه کنند و تعلیم بگیرند از این توده جمعیت، از این قشرهای بزرگ جمعیت که آنها الهی هستند و برای خدا کار می کنند. تعلیم بگیرند از این جوان هائی که گریه می کنند که من دعا کنم شهید بشوند، تعلیم بگیرند از این سربازانی که در مرزها فداکاری می کنند و خون خودشان را فدای اسلام و کشور اسلامی می کنند. فردا همه شما در پیشگاه خدا و در پیشگاه ملت ها مسؤول هستید، مسؤول کشته های ما، مسؤول خون های به ناحق ریخته ما. ما از صدام توقع نداریم که، در کنفرانس طائف آن لاطائل ها را بگوید. ما از بعض سران کشورهای به دست آنها افتاده و آن سرانی که در زمان شاه طرفدار شاه بودند و در جنایات شاه شریک بودند و امروز در جنایات صدام شریک هستند، از آنها توقعی نداریم. آنها روی فطرت غیرانسانی خودشان عمل می کنند، آنها به جای اینکه دور هم که نشسته اند برای اسلام فکر کنند و برای کشورهای اسلامی فکر کنند و برای فلسطین فکر کنند و برای نهضت اسلامی ما فکر کنند دنبال اینند که یک کشور اسلامی که می خواهد تمام مسائلش اسلامی باشد و می خواهد احکام اسلام را جاری کند در این مملکت، نقشه بکشند و طوائف مختلف را به جان هم بریزند، نقشه بکشند و برادران سنی و شیعه را به روی هم وادار کنند. ما از آنها توقع نداریم، فطرت شیطانی آنها این عمل را اقتضا دارد. اما، ما از دوستان خودمان، از اولادهای این ملت، از اشخاصی که گوشت و پوستشان در این ملت و در این کشور پرورش یافته، از آنهائی که مصالح این کشور مصلحت خودشان است و مفاسد این کشور مفسده خودشان هست، ما از آنها رنج می بریم، ما از آنها توقع داریم. ما توقعمان این است که شما همه به فکر این خون های به ناحق ریخته باشید، به فکر این معلولین عزیز ما باشید، به فکر این آوارگان جنگ باشید و به فکر پیشرفت اسلام، نه به فکر اینکه من باید و تو نباید، من هستم و تو نیستی.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 39

 

اختلاف سلیقه ها را در یک محیط خوب، برادرانه حل کنید

شما باید توجه داشته باشید که هر قشری از این کشور تضعیف بشود، هر شخصی که در این کشور مسؤول کاری است تضعیف بشود، هر ارگانی که در این کشور مشغول خدمت هست تضعیف بشود، این تضعیف، تضعیف همه هست و این انتحار است، بدون اینکه گوینده و نویسنده توجه داشته باشد. این روزنامه هائی که هر کدام به جان هم افتاده اند و یک راهی را دارند باز می کنند برای انتقاد از کشور، برای انتقاد از جمهوری اسلامی، برای انتقاد از گروه ها یا اشخاص، اینها شیاطینی هستند و قلم ها در دست شیاطین است و خودشان توجه ندارند، روزنامه ها و مطبوعاتی که باید در خدمت این ملت و در خدمت اسلام باشند، باید همه با هم به طور برادری رفتار کنند و اگر انتقاد دارند. انتقاد برادری داشته باشند مصلحت گوئی باشد. اگر روزنامه ها، تبلیغات، همه اینها در این معنا با هم متحد بشوند که قلم هایشان را و گفتارشان گزنده نباشد، مثل عقرب نباشد، شما بدانید که زبان های انسان اگر گزنده شد و از عقرب گزنده تر شد، در آن عالم به صورت یک عقرب گزنده بیرون می آید و آنهائی که دیگران را تضعیف می کنند و غیبت دیگران را می کنند، زبانهایشان در روز قیامت به قدری بلند می شود که مردم از روی آن زبان ها می گذرند.
امروز هم مطلب این است که مثل مار و عقرب هم را می گزند و خودشان نمی فهمند یا می فهمند و می خواهند بگزند. خدا نکند که بفهمند، خدا نکند که دانسته اینها تضعیف کنند این کشور را، خدا نکند که روزی پیش بیاید که من احساس وظیفه بکنم. من به آنها نصیحت می کنم که آرام باشید، به آنها نصیحت می کنم که یکدیگر را نگزند، پنجه به روی هم نزنید، همه با هم این کشور را به پیش ببرید، اختلاف سلیقه ها را در یک محیط خوب، برادرانه حل کنید. نگذارید که احساس وظیفه بشود، اگر احساس وظیفه بشود، من به هر کس هر چه دادم پس می گیرم.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه برادران و خواهران این کشور را، همه خدمتگزاران به این کشور را می خواهم و از خداوند تعالی می خواهم که با عنایت خودش و با رحمت خودش به همه ما توجه کند و این اختلافات را خود او حل کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به نامه وزیر دفاع

تاریخ: 1359/11/12

 

پاسخ امام خمینی به نامه وزیر دفاع

بسم الله الرحمن الرحیم
مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و امت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تأمین نمایند. از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله خزعلی

تاریخ: 1359/11/12

 

فرمان امام خمینی به آیت الله خزعلی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی دامت افاضاته
چون جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد رضا مهدوی کنی عضو شورای نگهبان به خاطر مشاغل مهم دیگری که دارند نمی توانند در جلسات شورا شرکت نمایند، از این رو طبق اصل نود و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها، شورائی تشکیل می شود و انتخاب اعضای آن بر طبق شرایط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از شش فقیه به عضویت شورای نگهبان منصوب می نمایم. از خدای تعالی موفقیت هر چه بیشتر شما را امیدوارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیات تحریریه مجله پویندگان راه زینب (ع) ، (اطلاعات بانوان)

تاریخ: 1359/11/18

 

چون برای خدا کار می کنید، موفق خواهید شد

بسم الله الرحمن الرحیم
هر کاری را که انسان شروع می کند نمی شود که در همان روزهای اول هر چه را که می خواهد انجام بگیرد. اینکه شما می گوئید که کاری نکرده ایم، همین که در صدد هستید که کار خوب انجام بدهید، این بزرگترین کاری است که انجام گرفته است. انسان اول که می خواهد یک مقصدی را، مقصد بزرگی را شروع کند، تصمیم گرفتن برای او شاید از مشکل ترین کارهائی است که انسان مبتلا به آن است. یک کار بسیار بزرگی که ارشاد یک ملت است و بیشتر ارشاد نصف یک ملت است که بانوان باشند، این کار مشکلات زیاد دارد و تصمیم به این کار خودش یک کار مهمی است که شما تصمیم را گرفته اید و بعد از تصمیم هیچ به خودتان تزلزل و سستی راه ندهید برای اینکه اگر چنانچه انسان تصمیم به یک امری گرفت ولی متزلزل باشد در اینکه آیا می تواند این کار را درست تا آنجا که می خواهد و آرزو دارد عمل کند، این تصمیم گیری با این تزلزل نمی تواند کار را درست انجام بدهد. باید همانطور که شما تصمیم گرفتید جازم باشید و امیدوار باشید که این عمل را می توانید انجام بدهید و اگر بخواهید، می توانید انجام بدهید. شما دیدید که کارهای بزرگی که در ظرف این دو سال در این کشور انجام گرفته است و تحول بزرگی که پیدا شده است بعد از قرن ها ستمکاری، این کار در عین حالی که بسیار بزرگ بود و شاید بسیاری از این متفکرین و روشنفکرها احتمال اینکه بشود این کار انجام بگیرد، نمی دادند معذلک چون ملت تصمیم گرفت و در تصمیمش جازم بود، متزلزل نبود، این کار انجام گرفت و حالا هم انشاءالله باز مصمم باشد ملت و جازم باشد به اینکه به پیروزی نهائی می رسد، همین تصمیم و جازمیت او را به پیروزی خواهد رساند.
شما بانوان هم که مشغول یک عمل اسلامی انسانی شده اید، جازم باشید به اینکه چون برای خدا دارید این کار را ادامه می دهید موفق خواهید شد و هر اندازه ای که می توانید کوشش کنید که اولاً افرادی که انحراف دارند از این مسیر و انحراف دارند از جمهوری اسلامی، خودشان را جا نزنند. اینطور نیست که بیایند بگویند ما انحراف داریم و آمده ایم با شما کار کنیم، اینها از خود شما شاید بیشتر نمایش بدهند که نه ما هم همین کار را می خواهیم انجام بدهیم، ما هم در راه اسلام هستیم. باید شما اشخاصی که همکار می خواهید قرار بدهید برای خودتان، شناخته باشید از سابق که اینها

صحیفه نور جلد 14 صفحه 51

وضعشان، وضع خانوادگی شان، مسیرشان در دانشگاه اگر بودند، چطور بودند، در سایر نقاط اگر چنانچه کار کرده اند، چه جور کار کرده اند، اینها را همه را در نظر بگیرید و افراد را برای کمک و دخالت در این امر بزرگ انتخاب کنید و بعد هم راجع به اینکه طرز عمل شما، باید بنابراین بگذارید که هیچ اعتنا به انتقاداتی که ممکن است حتی به این اسمی که شما انتخاب کردید منحرفین بکنند، هیچ اعتنائی به این مسائل نکنید. همان راهی را که دارید، همان راه را بروید و مقالاتی که نوشته می شود از اشخاصی که مقاله به شما ممکن است خارج از خود شما باشد و مقاله می فرستند، این مقالات را با دقت در یک شورائی که خودتان تأسیس می کنید مطالعه کنید که ممکن است یک وقت یک مقاله ای ابتدایش خیلی هم دلچسب باشد و برای شما خوب باشد، لکن در خلالش یک وقت مسائلی طرح شود که برخلاف مسیر خود شماست. مقالات هم باید به طور دقت، یک نفر نه، یک شورائی باشد، یک جمعیتی باشد که مقالات را درست تحت نظر بگیرد و بعد از اینکه دید همین راه و همین مسیر است، آنوقت در مجله آن مقاله را منعکس کنید و همین طور راجع به عکس هائی که اگر در آن هست، من درست الان نمی توانم بگویم چیزی را، اگر عکس هائی در آن هست، اگر چیزهائی مثلاً در آنها هست، باز توجه کنید که یک وقت قالب نزنند به شما یک عکس هائی که نباید در مجله شما باشد. و ادامه بدهید همین کار را و دامنه اش را توسعه بدهید. و اشخاصی اگر در اداره شما در آنجا هستند که مخالف این موازین هستند یا باید کنار گذاشته بشوند و لااقل حالا شما به آنها کاری نداشته باشید و مسیر خودتان را بروید و آنها را دخالت ندهید در امر خودتان. من دعا می کنم که خداوند شما را توفیق بدهد و موفق بشوید به این خدمت بزرگ که ما مدت های طولانی گرفتارش بودیم و در کشور ما اینجور افراد هستند توجه دارید که در زمان آن پدر و پسر خصوصاً به سر بانوان ما چه آمد. و به سران کشور بزرگی که باید خدمت به اسلام و مسلمین بکنند، چطور آنها ملعبه کردند و عروسک درست کردند و باید خیلی توجه به این مسائل بکنید و احتراز کنید از اینکه امثال آنهائی که سابق برای آنها خوش رقصی می کردند، در بین شما یک وقت باشند. خداوند انشاء الله به شما توفیق بدهد و به کار خیر خودتان ادامه بدهید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از عشایر سیستان و بلوچستان و مردم آشتیان، خانواده های شهدا و پاسداران کمیته های قزوین و تاکستان و پیشمرگان مسلمانان کرد

تاریخ: 1359/11/16

 

ملت ایران امروز باید بگوئیم در میدان جهاد هستند

بسم الله الرحمن الرحیم
شما آقایان که از قشرهای مختلف تشریف آوردید، سندهای فداکاری و سندهای جنایات قدرت های بزرگ را همراه آورده اید. این عکس های زیادی که از جنایات بزرگ ابر قدرت ها به دست حزب بعث عراق واقع شده است و این عزیزانی که سلامت خودشان را از دست داده اند و در مقابل من نشسته اند بزرگتر سند افتخارآمیز خودشان در کشور اسلامی و بر اسلام عزیز است و بهترین سند جنایات امثال صدام و اربابان آنهاست. من عاجزم از اینکه از این نیروهائی که ثبت شده است در راه اسلام و این جوانانی که ما از همه نیروهای اسلامی و نیروی هوائی بالخصوص که شاید پیشقدمتر از سایر نیروها بود تشکر کنم. من از همه ملت ایران که امروز باید بگوئیم در میدان جهاد هستند، بعضی در جبهه و بعضی در پشت جبهه هستند باید قدردانی و تشکر کنم. برادران و عزیزان من! چه آنهائی که از قوای مسلح هستند، از ارتش و نیروهائی که در ارتش هست و از پاسداران و از آنهائی که از مردم غیر نظامی هستند، چه از عشایر و چه از شهرستان ها که در این جهاد مقدس شرکت کردند تقدیر می کنم. و شما اشخاصی که در جبهه هستید، چه نیروی هوائی و چه نیروی دریائی و نیروی زمینی و چه پاسداران و عشایر و سایر نیروهای انسانی ملت، می بینید که تمام ملت ایران سرتاسر کشور، زن، مرد، کوچک، بزرگ پشتیبان شما هستند و این یک مسأله معنوی است، روحانی است، اسلامی است که در جاهای دیگر نظیرش را نمی بینید. اینطور نیست که این جوان هائی که از شهرستان ها، از عشایر و از سایر نیروهای ملت می آیند و در جبهه ها از شما پشتیبانی می کنند، یک زوری در کار باشد. اینها عشقی است که به اسلام و به کشور اسلامی دارند و با این عشق پشتیبانی شما می کنند. اگر خدای نخواسته شخص یا گروه هائی در بین شما ارتشیان یا سپاه پاسداران و یا سایر کسانی که در جبهه هستند تبلیغ کردند که ملت با شما نیست یا یک قشری از ملت با شما نیست، یا روحانیت با شما نیست، اینها اشخاصی هستند که نمی خواهند این مملکت به سر و سامان خودش برسد. شما توجه کنید و خودتان حکم کنید، تلویزیون را، رادیو را باز کنید و خودتان ببینید که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 47

سرتاسر کشور همه قشرها از زن و مرد، جوان و نورس، همه آنها اظهار پشتیبانی می کنند و عمل می کنند به این اظهار، برای ارتش ما، هم به حسب تظاهر اظهار پشتیبانی می کنند و هم به حسب عمل. این کسانی که در بین قشرهای قوای نظامی و انتظامی و یا سپاه پاسداران چیزهائی می گویند که برخلاف آن چیزی است که وجدان خود شما و چشم و گوش خود شما شاهد آن است، بدانید که اینها مصلحت شما را نمی خواهند اینها یا جاهلند و یا مامور، یا مامور این هستند که بین ارتش و قشرهائی که در خود ارتش هست اختلاف ایجاد کنند و بین ارتش و پاسداران مخالفت ایجاد کنند و یا اشخاص جاهلی هستند که با جهالت خودشان صدمه بر این کشور اسلامی می زنند. شما شاهد هستید که ملت با شماست و ملت شاهد است که این قوای مسلحه تمام قشرهایشان، تمام افرادشان دارند برای اسلام و برای ایران جانفشانی می کنند و فداکاری، سندش همین عکس هائی که از این جوان ها در این جبهه ها شهید شدند و اشخاصی است که در این جبهه ها معلول شدند. هم این اسناد عرضه به ملت شده است تا ملت گمان نکنند که خدای نخواسته در این جبهه ها اشخاصی هستند که نمی خواهند کار انجام بدهند و هم ملت را می بینید که پشتیبان شما هست که شما خیال نکنید که تنها هستید و ملت یا گروهی از ملت با شما مخالف است. شما در حالی که هستید با ارتشی که در سابق بود خیلی فرق دارید. شما بدانید که اگر در زمان سابق ارتش می خواست با یک گروهی یا با یک دولتی مقابله کند، نه خود ارتش با اختیار و اشتیاق می رفت به میدان جنگ و نه قشرهای ملت از او پشتیبانی می کرد. این برکت اسلام است، این برکت قرآن کریم است که در بین ما هست، اسلام است که همه قشرها را به هم پیوند می دهد و یک همچو بسیج عمومی درست می کند.
 

اگر یک کلمه برای شکست قدرت های نظامی و انتظامی و پاسداران گفته شود، مستقیماً به ضد اسلام است

آنهائی که می خواهند نگذارند شماها در جبهه ها که هستید، آرام باشید و آنهائی که می خواهند از شماها به ملت طور دیگری غیر آنچه واقعیت است عرضه کنند، آنها دانسته یا ندانسته دشمن این انقلابند، کار می کنند برای ابر قدرتها. کارمند برای ابرقدرت ها یک وقت از روی علم و اختیار است، این جنایت بزرگی است، یک وقت از روی جهالت و نادانی است، این هم جنایت است نظیر آن جنایت، منتها بی علم و این هم جهالت بزرگی است. امروز اگر یک کلمه برای شکست این قدرت های نظامی و انتظامی و پاسداران و عشایر گفته بشود، مستقیماً این کلمه به ضد اسلام است و اگر یک کلمه بر ضد ارگان های فعالی که در این کشور مشغول خدمت هستند گفته بشود آن هم خلاف اسلام است. مسلم این است که در اوقاتی که اسلام در خطر است، در اوقاتی که کشور اسلامی در خطر است، دندان روی جگر خودش بگذارد و لگد روی نفسانیت خودش بزند و نگذارد این کشور شکست بخورد و این ارتش خدای نخواسته تلاشی پیدا کند.
گمان نکنند اشخاصی که برای مصالح خودشان قدم بر می دارند یا قلم می زنند یا گفتار می کنند،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 48

اینها با اسلام آشنا هستند، اینها دشمنان اسلام هستند منتها بعضی من حیث لایشعر و بعضی با شعور، لکن ملت ما،این ملت میلیونی که در همه اقشار منجر به ملت هست و در همه نواحی این کشور هست و قوای نظامی و انتظامی ما که در جبهه ها یا پشت جبهه ها هستند اینها باید مطمئن باشند که اینها همه برای اسلام الان دارند کار می کنند و هرگز گوش به حرف های اشخاصی که می خواهند شما را از هم جدا کنند یا ملت را از شما جدا کنند یا روحانیت را از شما جدا کنند، گوش شما به آنها نباشد. شما خودتان قضاوت کنید و خودتان حکم کنید و به حرف دیگران هر کس باشد و هر جا باشد گوش ندهید، خودتان ببینید که آیا ملت با شما خوب است یا بد و خودتان ببینید که آیا روحانیت با شما مخالف است یا موافق. در نطق های روحانیین، در حرف های گویندگانی که از ملت هستند و در اعمالی که خود ملت دارند می کنند شما آنها را توجه کنید و هر چه که برخلاف این مسیر بود و هر قولی که بر خلاف این مسیر بود باور نکنید. و همین طور به ملت اسلام عرض می کنم، به ملت شریف ایران عرض می کنم که شما هم گوش به حرف اشخاص ندهید، شما هم وجدان خودتان را حکم کنید و ببینید که آیا اینهائی که در مرزها دارند فداکاری می کنند، اینهائی که در جبهه ها دارند خون می دهند و برای اسلام خدمت می کنند، اینها از جنود اسلام هستند و اینها هستند که مملکت اسلام را حفظ می کنند و فداکاری می کنند و اگر کسی در بین شما از آنها کلمه ای گفت بدانید که آن هم یا جاهل نفهم است و یا عالم فاسد. هیچ به حرف دیگران گوش ندهید. امروز یکی از نقشه های بزرگ آنهائی که می خواهند این کشور را، همه اشیائش را ببرند و همه خزائن ما را ببرند و از راه های دیگر مأیوس شده اند، شایعه است. شما در هرجا که بروید می بینید که یک شایعه ای درست کرده اند یا برای یک گروهی، یا برای یک اشخاصی. از هر طرف که می بینید، شایعه سازی فراوان است و به حرف شایعه سازان گوش فرا ندهید، به حرف اشخاصی که از روی غرض و هوای نفس صحبت می کنند گوش فرا ندهید، شما خودتان با وجدان خودتان بنگرید، اگر گفتند که فلان قشر با شما دشمن است ببینید که این مطلب صحیح است یا غیر صحیح. صحت و غیر صحتش را از گفتار آن گروه، از کردار آن گروه، از نوشته های آنها باید استفاده کنید. اگر کسی با شما توی دلش مخالفت کند که به شما ضرری نمی رساند اما معنی مخالفت به اینکه در علن گفته بشود که ما با قشر کذا مخالفیم، این شما خودتان باید حکم قرار بدهید خودتان را. اگر در بین ملت آمدند و گفتند فلان قشر از ارتش ما، ژاندارمری، پاسبان ها، پاسدارها و دیگر کسانی که در سرحدات ما، در جبهه های ما مشغول فداکاری هستند، اینها سستی کردند یا خدای نخواسته خیانت، اینها حرفهای اشخاصی است که می خواهند بین شما و ارتش جدائی بیندازند. وجدان خودتان حکم باشد، اینهائی که دارند هر روز فداکاری می کنند و فدا می دهند، هر روز کشته می دهند، هر روز معلول می دهند، هر روز در جبهه ها خون می دهند، ما که در این کنار نشستیم، و هیچ فداکاری خودمان نمی کنیم فقط می گوئیم و صحبت می کنیم، و با صحبت های خودمان تفرقه بین جمعیت ها می اندازیم، تفرقه می خواهیم بیندازیم بین ارتش و جناح های دیگر، بین پاسداران و ارتش، اینها اشخاصی هستند که در خارج نشسته اند و فساد و شایعه سازی، و این چیزها را آلت دست قرار داده اند برای اینکه این کشور را

صحیفه نور جلد 14 صفحه 49

از آن چیزی که هست به حال اول برگردانند. شما باید هیچ وقت به این صحبت ها گوش نکنید و همیشه در هر امری وجدان خودتان را حکم کنید و اگر از کسی یا از کسانی، تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است اگر اعمالشان خوب است کسی که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قوای نظامی و انتظامی و قوای مسلحه و غیرنظامی باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسی ندهد، بی چون و چرا حرفی از کسی قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است. البته در همه قشرها اشخاص فاسد هستند و نفوذ کرده اند و می خواهند بین شماها اختلاف بیندازند و نتیجه اختلاف را خودشان یا اربابانشان که آن ابرقدرت ها هستند ببرند. ما امروز دشمن های زیاد داریم و بعدها هم این دشمن ها هستند. شما آن سیلی که به ابرقدرت ها زدید، در طول تاریخ کسی نزده است، متوقع نباشید که آنها بنشینند و تماشاچی باشند، آنها مشغول فعالیت هستند، بتوانند با قوای نظامی به ما حمله می کنند، نتوانند با تبلیغات سوء در داخل کشورمان به ما حمله می کنند، اختلاف می اندازند بین اینها. از قراری که بعض رسانه ها نقل کرده اند، این بعض از این سران کشورهای اسلامی (که کشور، اسلامی است نه آن سر) در این کنفرانسی که در طائف داشتند، قرار دادند بعضی از اینها، البته نه همه آنها، بعضی از آنها گفته اند که ما باید در ایران بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنیم و کاری کنیم که بعضی اینها بعضی دیگر را بکشند تا اینکه این حکومت از بین برود. برادران شیعه ما! برادران سنی ما! هوشیارتر باشید که اگر کسانی آمدند در بین شما و راجع به برادرانتان چیزی گفتند و راجع به شیعه ها پیش شما، راجع به سنی ها پیش دیگران چیزی گفتند بدانید این همان نقشه کنفرانس است یعنی همان مطلبی است که بعضی از این سران بسیار فاسد، بعضی از دولت ها، آنهایند که این نقشه را دارند انجام دهند، بیدار باشید و این نقشه را، این نقشه شیطانی را خنثی کنید. شماها همه با هم برادر هستید و قرآن کریم بین مسلمین عقد اخوت خوانده است، مؤمنین همه با هم برادر هستند. برادر نباید گوش کند به حرف کسانی که بین او و یا برادر خودش می خواهد تفرقه بیندازد. بدانید که اگر چنانچه یک همچو تفرقه ای خدای نخواسته باشد، این به سود نه شیعه تمام شود و نه سنی بلکه به سود کفار تمام می شود، آنهائی که اسلام را می خواهند زیر پا بگذارند به سود آنها تمام می شود. خداوند انشاءالله همه قشرهای ملت ما را انشاءالله تعالی به سعادت سلامت برساند، شهدای ما را، همه را در رحمت خودش غریق کند و معلولین ما را همه را خداوند شفا عنایت کند. سعادت و سلامت برای همه ملت از خدا طلب می کنم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع معلمان علوم دینی سراسر کشور

تاریخ: 1359/11/10

 

معلم امانتداری است که انسان امانت اوست

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان تشکر می کنم که در این هوای سرد و در این جای کوچک زحمت کشیدند و تشریف آوردند. انشاء الله خداوند همه را موفق کند به خدمت به اسلام و کشورشان.
شما می دانید که این بچه های کوچک که در دبستان هستند و بعد از آن در جاهای دیگری مثل دبیرستان و بعد هم منتهی می شوند به دانشگاه ها، همین ها سرمایه این کشور هستند، یعنی سرمایه علمی و سازندگی علمی این کشور هستند و می دانید که این کودکان از اولی که وارد می شوند در محیط تعلیم، یک نفوس سالم ساده و بی آلایش و قابل قبول هر تربیتی و هر چیزی که به آنها القاء می شود، هستند، و اینها از اول که وارد در کودکستان می شوند اماناتی هستند الهی به دست آنهائی که در کودکستان آنها را تعلیم می دهند و همین امانات از آنجا منتقل می شوند به جاهای دیگر و به دست معلمین دیگر تا برسد به آنجائی که رشد کردند و بزرگ شدند و وارد شدند در مراتب عالیه و دانشگاه ها. اگر چنانچه این اطفال را از اول یک نحو تربیت بکنند که در آن انحراف نباشد، تربیت های مناسب با انسان باشد، مناسب با فطرت پاک انسان ها باشد، از آن اول وقتی که آن معلمین دبستان و کودکستان، بعد بالاتر تحت تربیت واقع می شوند، با همان ترتیب وارد می شوند به دبیرستان مثلاً و اگر اینجا هم همان تربیت به صراط مستقیم باشد و آنها را به آن راهی که فطرتشان اقتضاء دارد هدایت کنند معلمین، از باب اینکه اینها جوان هستند و اول بچه بودند و الان جوان دیگری شدند و در آنجا اگر باز تعلیم و تربیت یک تربیت انسانی باشد، با همان حال که پذیرش هر تربیتی در نوسال ها و میانسال ها خیلی زود انجام می گیرد، وارد می شوند به مراتب بعد، آنجا هم اگر چنانچه تربیت یک تربیت انسانی باشد و موافق با فطرت انسان که همان فطرت ودیعه گذاشته از خداست، (فطرت الله التی فطرالناس علیها) آنطور باشد، در دانشگاه هم همانجور تربیت باشد، اینها بعد که تحویل به جامعه داده می شوند و مقدرات جامعه قهراً به دست اینها سپرده می شود بالمال، یک کشور را کشور نورانی، کشور انسانی، کشور به فطرت الله تربیت می کنند و کشور را به جلو می برند. اگر شما بخواهید تعلیم کنید فقط اطفال را و کاری به این نداشته باشید که در پهلوی تعلیم و تربیت انسانی، تربیت اخلاقی باشد، اینها با همان علم بدون تربیت مراحل را طی می کنند و علم بدون تربیت آنها را یا اکثر آنها را رو به فساد می کشد.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 28


انسان از اول اینطور نیست که فاسد به دنیا آمده باشد از اول با فطرت خوب به دنیا آمده، با فطرت الهی به دنیا آمده، (کل مولود یولد علی الفطره) که همان فطرت انسانیت، فطرت صراط المستقیم فطرت اسلام، فطرت توحید است، این تربیت هاست که یا همین فطرت را شکوفا می کنند و یا جلوی شکوفائی فطرت را می گیرند، این تربیت هاست که یک کشور را ممکن است به کمال مطلوبی که از هر جامعه انسانی است برسانند و یک کشور، کشور انسانی باشد، کشور مطلوب اسلام باشد و همین تربیت ها یا تعلیم های بدون تربیت ممکن است که اینها را در آنوقتی که مقدرات یک کشوری دست آنهاست و همه چیز کشور به دست آنهاست، کشور را به تباهی بکشند، و شما آقایان معلمین و همه معلم هائی که در سرتاسر کشور هستند و همه اساتیدی که در دانشگاه ها هستند مسؤولند نسبت به این امانتی که خدای تبارک و تعالی و اولیاء اطفال و اولیای اینها به شما سپرده اند، همه مسؤول هستید. گمان نکنید شما یک، ده نفر، پنجاه نفر پیش شما هست و شما آن پنج نفر یا ده نفر، یا پنجاه نفر را تعلیم می دهید و ممکن است که خیال کنید که این عده چیزی نیستند، دیگران کارها را انجام بدهند. ممکن است در بین همین ده نفر، همین پنجاه نفر که شما تعلیم می دهید، یک شخصی پیدا بشود که بعدها بشود، یک مقام عالی داشته باشد، رئیس جمهور یک مملکت بشود، نخست وزیرش بشود، مراتب عالیه کشور دست او بیاید. اگر چنانچه همین یک نفری که پیش شما بوده و بعد هم رفته پیش کسان دیگر تا رسیده به آن آخر یک تربیت فاسدی بشود، یعنی یا تعلیمی باشد و هیچ کاری به این نداشته باشند که این باید تربیت انسانی هم بشود، یا خدای نخواسته معلم منحرفی باشد و این کودک از اول و بعد هم در مراتب دیگر تحت یک تربیت انحرافی واقع بشود، ممکن است همین یک نفر یک کشور را به باد فنا بدهد.
رضاخان هم یک نفر بود وقتی هم که آمد به تهران یک نفر آدمی بود که در یک فوجی، در یک چیزی یک منصب کوتاهی داشت، لکن دریافته بودند آنهائی که می خواستند با قلدری این مملکت را چپاول کنند که این اهل این کار است، از این جهت او را فرستادند. ممکن است که از زیر دست شما اگر تربیت یک تربیت صحیح نشود یک رضاخان بیرون بیاید، یک محمد رضا بیرون بیاید شما که نمی دانید که این آدمی که پیش شما ولو حالا فرض کنید که از این کشاورزی است، بچه کشاورزی است یا بچه کاسبی است آمده، شما که اطلاع ندارید که این بچه کشاورز و کاسب بعدها چه خواهد شد.
رضاخان هم یک آدمی بود که بچه یک نفر آدم پائینی بود، لکن چون تربیت، تربیت انسانی نبوده است و اسلامی نبوده است، یک نفر آدم که فاسد از کار در آید یک کشور را به سال های طولانی به فساد می کشد، چنانچه شما دیدید که این پدر و پسر از باب اینکه تربیت انسانی و اسلامی نداشتند، با اینکه یک نفر بودند، لکن یک مهره ای که خارجی ها او را تقویت می کردند. پس شما گمان نکنید که من یک بچه کاسبی پیش من هست و این چیزی نیست، می رود کاسب می شود، یا یک بچه فرض کنید کشاورزی پیش من هست، این هم گمان نکنید، شما فکر این را بکنید که این بچه ممکن است یک

صحیفه نور جلد 14 صفحه 29

وقتی رئیس یک کشور بشود، رئیس یک ارتش بشود، آنوقت که این رئیس کشور شد، رئیس ارتش شد، کشور را به تباهی می کشد و ارتش را به تباهی می کشد. همیشه اکثراً افراد، نادر هستند که وارد می شوند و یک کشور را یا ترقی می دهند و یا تنزل می دهند و شما باید توجه به این معنا داشته باشید که اگر تربیت تان، تربیت خدا نخواسته خلاف انسانی و اسلامی باشد، هر کاری که او بعدها بکند شما هم شریک جرمید و اگر تربیت یک تربیت انسانی و روی فطرت انسان باشد بعدها هم که هر کار خوبی بکند شما شریک هستید در آن کار خوب. معلم امانتداری است که غیر همه امانت ها، انسان امانت اوست امانت های دیگر را اگر کسی خیانت به آن بکند خلاف کرده است، لکن یک قالی را که به آن امانت داده بودند از بین برده است، در جامعه یک چیزی درست نمی شود، یک شخصی ضرری کرده است و این هم باید ضرر او را جبران کند اما امانت اگر انسان شد، اگر یک طفل قابل تربیت شد، اگر خدای نخواسته این امانت به آن خیانت شد، یک وقت می بینید خیانت به یک ملت است، خیانت به یک جامعه است، خیانت به اسلام است. بنابراین شغل در عین حالی که بسیار شریف است و بسیار ارزنده است، از باب اینکه همان شغل انبیاست که برای انسان سازی آمده بودند لکن مسؤولیت بسیار بزرگ است، چنانچه مسؤولیت انبیا هم بسیار بزرگ بود.
 

اهمیت تربیت از تعلیم بیشتر است

باید خیلی شما توجه کنید به اینکه یک فرد عادی نیستید شماها. اگر فرض کنید در یک اداره ای یک نفر آدم یک خلاف کرد، در یک وزارتخانه یک نفر آدم یک خلاف کرد، آن خلافی که در یک وزارتخانه می شود یا یک اداره می شود، با این خلافی که در جاهائی که تربیت و تعلیم باید واقع بشود و در آموزش و پرورش می شود، بسیار فرق دارد. آنطور نیست که در یک وزارتخانه اگر یک کسی خلاف کرد، خلافش همچو باشد که یک کشور را به هم بزند، مگر نادراً یک همچو اتفاقی بیفتد، اما اگر چنانچه در آموزش و پرورش یک بچه ای فاسد از کار درآمد، یک بچه ای با اخلاق شیطانی تربیت شد، با اخلاق استکباری تربیت شد، این بچه با اخلاق شیطانی، با اخلاق استکباری امکان این را دارد که یک کشور را تباه کند و یک انسان های زیاد را تباه کند و تمامش، ما، شما که مشغول این شغل عظیم هستید، در تمام آنها، هم در خوبی هایشان و هم در بدی هایشان شریک هستید، گاهی شریک جرمید و گاهی شریک یک نورانیتی که شما ایجاد کردید. باید خیلی توجه شما داشته باشید که شماها یک مردم عادی نیستید، شماها معلم نسلی هستید که در آتیه همه مقدرات کشور به آن نسل سپرده می شود. شما امانتدار یک همچو نسلی هستید و تربیت شما و تعلیم شما باید همراه هم باشد. فقط این هم وظیفه نیست برای معلم علوم دینی، این وظیفه است برای تمام معلمین در هر رشته هستند و تمام اساتید دانشگاه در هر رشته ای هستند. همانطوری که معلم علوم دینی فقط اگر بخواهد علوم دینی را یاد بدهد و توجه به اخلاق دینی نداشته باشد، توجه به سازندگی این طفل یا این جوان نداشته باشد ممکن است غائله بار بیاورد و کشور را به تباهی بکشد، معلم غیر علوم دینی هم همین طور است، در هر

صحیفه نور جلد 14 صفحه 30

رشته ای که تعلیم واقع می شود، اگر چنانچه در آن رشته خدای نخواسته انحراف ایجاد بشود، معلمین یا اساتیدی باشند که انحراف ایجاد بکنند، هم خودشان شریکند در این جرم هائی که از آنها صادر می شود و هم کشورشان به تباهی کشیده می شود به حسب امکان، این همچو نیست که وظیفه شما آقایان که معلم دینی هستید، این باشد که تربیت کنید، شما باید این عده ای که در دست شماست، تعلیم کنید و اهمیت تربیت را از تعلیم بیشتر بدانید.
 

اگر انسان فقط بندگی خدا را بپذیرد هر کاری انجام بدهد عبادت است

تربیت کنید آنها را به اخلاق انسانی، اخلاق اسلامی و به توجهات آنها را به خدا بدهید و آنها را از این فسادهایی که در جامعه های منحط واقع می شود، بپرهیزانید و به آنها تذکر بدهید که اگر چنانچه شماها یک تربیت اسلامی انسانی داشته باشید، هم برای خودتان سعادت است، هم برای کشورتان سعادت است باید شما اینها را از آن طبیعت منحطی که انسان را به انحطاط می کشد، آن حب جاه و حب مال و حب منصب احتراز بدهید، اینها را از آن چیزهایی که خار راه انسان هستند، مانع ترقی انسان هستند احتراز بدهید، به آنها بفهمانید که انسان تا سرش توی این آخور طبیعت است انسان نیست. اینهائی که همه توجهشان به این است که چیزی به دست بیاوریم و یک زندگی رفاه درست کنیم، اینها توی آخور طبیعت سرشان هست و در آخر هم مثل یک حیوانی که در آخور سرش هست محسوب می شود. شماها باید به اینها بفهمانید که زندگی شرافتمند زندگی است، زندگی انسانی، زندگی شرافتمند است، باید شما آنها را از عبودیت غیر خدا باز دارید و به عبودیت خدا، به بندگی خدا آنها را تربیت کنید اگر چنانچه از راه عبودیت خدا انسان وارد شد در جامعه یا نظر انداخت به امور، این از این راه و از این کانال وقتی واقع شد، وارد شد، کارهایش همه الهی می شود انسان اگر عبودیت خدا را فقط، بندگی خدا را فقط بپذیرد و از عبودیت سایر چیزها یا سایر اشخاص احتراز کند، از کانال عبودیت خدا در دنیا وارد بشود، در طبیعت وارد بشود، از کانال عبودیت خدا مدرسه برود، در وزارتخانه وارد بشود، در جامعه وارد بشود، هر کاری که انجام بدهد عبادت است، برای اینکه مبداء عبودیت خداست. شما ملاحظه کردید که در قرآن شریف و همین طور در نماز وقتی که می خوانید نماز را، نسبت به رسول اکرم (عبده و رسوله) عبد را بر رسالت مقدم داشتند و ممکن است که اصل این اشاره به این باشد که از کانال عبودیت به رسالت رسیده است، از همه چیز آزاد شده است و عبد شده است، عبد خدا نه عبد چیزهای دیگر، دو راه بیشتر نیست یا عبودیت خدا یا عبودیت نفس اماره، این دو راه است، اگر انسان از عبودیت دیگران آزاد بشود و عبودیت خدا را بپذیرد که لایق این است که انسان عبد او باشد کارهایی که انجام می دهد، انحراف ندارد. یعنی انحراف عمدی نخواهد کرد. تمام اینهائی که انحرافی هستند چه عقاید انحرافی و چه اعمال انحرافی و چه قلم های انحرافی، چه نطق های انحرافی است، اینها برای این است که از کانال عبودیت الله عبور نکرده اند اینها بنده هواهای نفسانی هستند. این بچه های کوچک که در دست معلمین درجه پائین به اصطلاح در درجه ای که از حیث کلاس جلوتر است، این بچه ها لایق این هستند که یک انسان بشوند، لایق این هستند که یک انسان به تمام معنا بشوند و لایق این هستند، قابل این هستند که یک شیطان بشوند، یک حیوان بشوند. تربیت است که این طفل را یا به راه انسانیت وامی دارد یا به راه حیوانیت. اگر چنانچه مقامات دنیا راهی انسان به رخ اینها بکشد و هی از مقامات و از درجات و از شغل ها دل این کودک را انباشته کند، این همین طوری بار می آید، غیر از آن چیزی که در آن مرتبه یاد گرفته است و در قلبش واقع شده است و چون قلب، قلب صاف نورانی است زود قبول کرده است، در مرتبه بعد هم که برود دنبال این می رود که یک سندی به دست بیاورد که یا به طور مشروع - فرض کنید - حقوق بگیر بشود، یا چپاولگر بشود. اگر در ذهن این بچه ها شما، هی انباشته کنید شغلتان چطور می شود، مقامتان چه می شود، مرتبه تان چه می شود، مرتبه تان چه می شود، به باغ می رسید، به دنیا می رسید، اینها همه توجهشان به همان می شود، کانه چیز دیگری غیر از این نیست و اگر چنانچه به آنها این معنا را تزریق کنید که ما با شرافت انسانیت باید در این کشور زندگی کنیم، همان معنائی که حاصل می شود از برای آن چپاولگری که مال مردم را می برد یا آن منحرفی که حقوق می گیرد، برای این هم اگر چنانچه برای خدا کار کند آن مطالب حاصل می شود، لکن بین دوتایش فرق است. او از کانال خیانت رسیده است به یک خانه و این از کانال عبودیت خدا رسیده است به آن خانه، این اعتنا به آن خانه نداشته است لکن احتیاج طبیعی بوده است رسیده به آن، آن همه توجهش رسیدن به این است، دیگر کاری به چیز دیگری ندارد. اگر چنانچه انسان هدایت نشود به آن طریق مستقیمی که خدای تبارک و تعالی جلوی پای انسان گذاشته است، اگر این راه را نرود راه ها همه اش دیگر اعوجاج و انحراف است. اگر منحرفین و معوجین در یک کشوری سرنوشت آن کشور را به دست بگیرند، آن کشور رو به انحطاط می رود، رو به انحراف می رود، و اگر افاضل و دانشمندانی که با فضیلت هستند، با فضیلت انسانی هستند اینها سررشته دار یک کشور بشوند، فضیلت در آن کشور زیاد می شود، برای اینکه در آن مقامی که هستند، مردم به حسب عادت توجه به آنها دارند و حرف های آنها در ذهن های عمومی مردم کارگر است و تأثیر می کند. و چه بسا که حرف یک نفر آدمی که در جامعه مورد توجه است یک جامعه را رو به فساد ببرد و همین طور از آن طرف، یک حرف آدمی که در جامعه رو به، توجه به آن دارند، ممکن است یک جامعه را رو به صلاح ببرد و شما آقایان می خواهید که یک همچو افرادی را به جامعه تحویل بدهید، خیال نکنید که یک فرد عادی است. این فرد عادی محتمل است که بعدها بشود یک رئیس مملکتی، بعدها یک مقامی پیدا بکند. وقتی آن مقام را پیدا کرد آنوقت میزان است. اگر منحرف است، در پیش شما به انحراف کشیده شده باشد و از پیش شما هم وقتی رفته بالاتر، آنجا هم به انحراف کشیده شده باشد و هکذا. این ممکن است یک فرد باشد و یک جامعه را فاسد کند. انبیا یک نفر بودند، یک نفر آدم بودند، لکن از باب اینکه یک آدمی بود که از کانال عبودیت رسیده بود به مقام رسالت، همه چیزش انسانی بود یک جامعه بزرگ را از زمان خودشان تا بعدها اصلاح کردند، یک نفر بودند ولی یک نفری که جامعه ها را اصلاح می کردند، اگر انبیا از بشر مستثنی بودند، یعنی بشری بودند به استثنای انبیا، الان حکایت هایی در دنیا بود و فضاحت هایی در دنیا بود که نظیرش را کسی نمی توانست بفهمد. حالا هم که انبیا زحمت کشیدند و افتخار دادند بشر را به تعلیمات و تربیت شان، از باب اینکه منحرفین باز زیاد بودند و آنها هم در مقابل انبیا ایستادند و - انحرافی - این مردم را دعوت به انحرافات کردند، حالا هم آنچه که برکات هست در دنیا، از انبیاست. شما اگر چنانچه در آن پرونده هائی که در دادگستری سراسر دنیا هست، ملاحظه بکنید، پرونده جنایت از آن اشخاصی که به انبیا اعتقاد پیدا کردند - تربیت انبیا واقع شدند - تحت تربیت انبیا واقع شدند، پرونده جنایت کم می بینید یا نمی بینید، همه پرونده های جنایات و همه پرونده های مالی و جانی و امثال اینها مال آنهاست که از تربیت انبیا کنار بودند ولو نماز می خواندند اما نمازی بوده است که از کانال عبودیت نبوده، ولو اعمالی که بجا می آوردند اعمال صالحه هم فرض کنید بوده لکن از راه مستقیم عبودیت نبوده است آن هم که بجا می آورده است همه توجهش باز به خودش بوده است.
تربیت کنید آنها را به اخلاق انسانی، اخلاق اسلامی و به توجهات آنها را به خدا بدهید و آنها را از این فسادهایی که در جامعه های منحط واقع می شود، بپرهیزانید و به آنها تذکر بدهید که اگر چنانچه شماها یک تربیت اسلامی انسانی داشته باشید، هم برای خودتان سعادت است، هم برای کشورتان سعادت است باید شما اینها را از آن طبیعت منحطی که انسان را به انحطاط می کشد، آن حب جاه و حب مال و حب منصب احتراز بدهید، اینها را از آن چیزهایی که خار راه انسان هستند، مانع ترقی انسان هستند احتراز بدهید، به آنها بفهمانید که انسان تا سرش توی این آخور طبیعت است انسان نیست. اینهائی که همه توجهشان به این است که چیزی به دست بیاوریم و یک زندگی رفاه درست کنیم، اینها توی آخور طبیعت سرشان هست و در آخر هم مثل یک حیوانی که در آخور سرش هست محسوب می شود. شماها باید به اینها بفهمانید که زندگی شرافتمند زندگی است، زندگی انسانی، زندگی شرافتمند است، باید شما آنها را از عبودیت غیر خدا باز دارید و به عبودیت خدا، به بندگی خدا آنها را تربیت کنید اگر چنانچه از راه عبودیت خدا انسان وارد شد در جامعه یا نظر انداخت به امور، این از این راه و از این کانال وقتی واقع شد، وارد شد، کارهایش همه الهی می شود انسان اگر عبودیت خدا را فقط، بندگی خدا را فقط بپذیرد و از عبودیت سایر چیزها یا سایر اشخاص احتراز کند، از کانال عبودیت خدا در دنیا وارد بشود، در طبیعت وارد بشود، از کانال عبودیت خدا مدرسه برود، در وزارتخانه وارد بشود، در جامعه وارد بشود، هر کاری که انجام بدهد عبادت است، برای اینکه مبداء عبودیت خداست. شما ملاحظه کردید که در قرآن شریف و همین طور در نماز وقتی که می خوانید نماز را، نسبت به رسول اکرم (عبده و رسوله) عبد را بر رسالت مقدم داشتند و ممکن است که اصل این اشاره به این باشد که از کانال عبودیت به رسالت رسیده است، از همه چیز آزاد شده است و عبد شده است، عبد خدا نه عبد چیزهای دیگر، دو راه بیشتر نیست یا عبودیت خدا یا عبودیت نفس اماره، این دو راه است، اگر انسان از عبودیت دیگران آزاد بشود و عبودیت خدا را بپذیرد که لایق این است که انسان عبد او باشد کارهایی که انجام می دهد، انحراف ندارد. یعنی انحراف عمدی نخواهد کرد. تمام اینهائی که انحرافی هستند چه عقاید انحرافی و چه اعمال انحرافی و چه قلم های انحرافی، چه نطق های انحرافی است، اینها برای این است که از کانال عبودیت الله عبور نکرده اند اینها بنده هواهای نفسانی هستند. این بچه های کوچک که در دست معلمین درجه پائین به اصطلاح در درجه ای

صحیفه نور جلد 14 صفحه 31

که از حیث کلاس جلوتر است، این بچه ها لایق این هستند که یک انسان بشوند، لایق این هستند که یک انسان به تمام معنا بشوند و لایق این هستند، قابل این هستند که یک شیطان بشوند، یک حیوان بشوند. تربیت است که این طفل را یا به راه انسانیت وامی دارد یا به راه حیوانیت. اگر چنانچه مقامات دنیا راهی انسان به رخ اینها بکشد و هی از مقامات و از درجات و از شغل ها دل این کودک را انباشته کند، این همین طوری بار می آید، غیر از آن چیزی که در آن مرتبه یاد گرفته است و در قلبش واقع شده است و چون قلب، قلب صاف نورانی است زود قبول کرده است، در مرتبه بعد هم که برود دنبال این می رود که یک سندی به دست بیاورد که یا به طور مشروع - فرض کنید - حقوق بگیر بشود، یا چپاولگر بشود. اگر در ذهن این بچه ها شما، هی انباشته کنید شغلتان چطور می شود، مقامتان چه می شود، مرتبه تان چه می شود، مرتبه تان چه می شود، به باغ می رسید، به دنیا می رسید، اینها همه توجهشان به همان می شود، کانه چیز دیگری غیر از این نیست و اگر چنانچه به آنها این معنا را تزریق کنید که ما با شرافت انسانیت باید در این کشور زندگی کنیم، همان معنائی که حاصل می شود از برای آن چپاولگری که مال مردم را می برد یا آن منحرفی که حقوق می گیرد، برای این هم اگر چنانچه برای خدا کار کند آن مطالب حاصل می شود، لکن بین دوتایش فرق است. او از کانال خیانت رسیده است به یک خانه و این از کانال عبودیت خدا رسیده است به آن خانه، این اعتنا به آن خانه نداشته است لکن احتیاج طبیعی بوده است رسیده به آن، آن همه توجهش رسیدن به این است، دیگر کاری به چیز دیگری ندارد. اگر چنانچه انسان هدایت نشود به آن طریق مستقیمی که خدای تبارک و تعالی جلوی پای انسان گذاشته است، اگر این راه را نرود راه ها همه اش دیگر اعوجاج و انحراف است. اگر منحرفین و معوجین در یک کشوری سرنوشت آن کشور را به دست بگیرند، آن کشور رو به انحطاط می رود، رو به انحراف می رود، و اگر افاضل و دانشمندانی که با فضیلت هستند، با فضیلت انسانی هستند اینها سررشته دار یک کشور بشوند، فضیلت در آن کشور زیاد می شود، برای اینکه در آن مقامی که هستند، مردم به حسب عادت توجه به آنها دارند و حرف های آنها در ذهن های عمومی مردم کارگر است و تأثیر می کند. و چه بسا که حرف یک نفر آدمی که در جامعه مورد توجه است یک جامعه را رو به فساد ببرد و همین طور از آن طرف، یک حرف آدمی که در جامعه رو به، توجه به آن دارند، ممکن است یک جامعه را رو به صلاح ببرد و شما آقایان می خواهید که یک همچو افرادی را به جامعه تحویل بدهید، خیال نکنید که یک فرد عادی است. این فرد عادی محتمل است که بعدها بشود یک رئیس مملکتی، بعدها یک مقامی پیدا بکند. وقتی آن مقام را پیدا کرد آنوقت میزان است. اگر منحرف است، در پیش شما به انحراف کشیده شده باشد و از پیش شما هم وقتی رفته بالاتر، آنجا هم به انحراف کشیده شده باشد و هکذا. این ممکن است یک فرد باشد و یک جامعه را فاسد کند. انبیا یک نفر بودند، یک نفر آدم بودند، لکن از باب اینکه یک آدمی بود که از کانال عبودیت رسیده بود به مقام رسالت، همه چیزش انسانی بود یک جامعه بزرگ را از زمان خودشان تا بعدها اصلاح کردند، یک نفر بودند ولی یک نفری که جامعه ها را اصلاح می کردند، اگر انبیا از بشر مستثنی بودند، یعنی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 32

بشری بودند به استثنای انبیا، الان حکایت هایی در دنیا بود و فضاحت هایی در دنیا بود که نظیرش را کسی نمی توانست بفهمد. حالا هم که انبیا زحمت کشیدند و افتخار دادند بشر را به تعلیمات و تربیت شان، از باب اینکه منحرفین باز زیاد بودند و آنها هم در مقابل انبیا ایستادند و - انحرافی - این مردم را دعوت به انحرافات کردند، حالا هم آنچه که برکات هست در دنیا، از انبیاست. شما اگر چنانچه در آن پرونده هائی که در دادگستری سراسر دنیا هست، ملاحظه بکنید، پرونده جنایت از آن اشخاصی که به انبیا اعتقاد پیدا کردند - تربیت انبیا واقع شدند - تحت تربیت انبیا واقع شدند، پرونده جنایت کم می بینید یا نمی بینید، همه پرونده های جنایات و همه پرونده های مالی و جانی و امثال اینها مال آنهاست که از تربیت انبیا کنار بودند ولو نماز می خواندند اما نمازی بوده است که از کانال عبودیت نبوده، ولو اعمالی که بجا می آوردند اعمال صالحه هم فرض کنید بوده لکن از راه مستقیم عبودیت نبوده است آن هم که بجا می آورده است همه توجهش باز به خودش بوده است.
شما اگر بتوانید این بچه ها را تربیت کنید به طوری که از اول بار بیایند به اینکه خداخواه باشند، توجه به خدا داشته باشند، شما اگر عبودیت الله را و پیوند با خدا را به این بچه ها تزریق کنید، و این بچه ها زود قبول می کنند امر را، اگر عبودیت خدا را به اینها و تربیت الهی را و آنکه هر چه هست از اوست به اینها القاء کنید و آنها بپذیرند، خدمت کردید به این جامعه. بعدها دسترنج های شما ارزشمند خواهند شد. و اگر خدای نخواسته بر خلاف این باشد، به این امانت خدای نخواسته هر کس کرده باشد خیانت کرده است و این غیر از همه خیانت هاست، خیانت به انسان است خیانت به اسلام است، خیانت به عبودیت الله است.
خیلی باید چشم ها را باز کنید و شغل خودتان را که انتخاب کرده اید، بسیار شغل عالی است لکن به مسؤولیتش هم باید توجه بکنید. تربیت کنید، مهم تربیت است. علم تنها فایده ندارد علم تنها مضر است. گاهی این باران که رحمت الهی است وقتی که به گلها می خورد بوی عطر بلند می شود، وقتی که به جاهای کثیف می خورد بوی کثافت بلند می شود، علم هم همین طور است. اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود عطرش عالم را می گیرد و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد این علم و وارد بشود، این فاسد می کند عالم را (اذا فسد العالم فسدالعالم) و اگر صالح بشود صالح می کند، یک شعاع های زیادی دارد که به صلح، به اصلاح و به خوبی می رساند مردم را و شما متصدی یک همچو امری هستید، شماها متصدی هستید که این عالم را به نور برسانید، از ظلمات این بچه هائی که نورانی هستند آن نورانیت آنها را شکوفا کنید. شما متصدی یک امر بزرگ هستید، آنها را تربیت اسلامی و صحیح بکنید تا انشاءالله کشور شما سعادت خودش را پیدا بکند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پرسنل نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران

تاریخ: 1359/11/19

 

جدال و سختی محکی است برای شناخت ارزش ها

بسم الله الرحمن الرحیم
ارزش های انسانی در اوقات عادی معلوم نمی شود. در اوقاتی که آرام است یک کشور و به طور عادی زندگی را می گذرانند، ارزش اشخاص و ارزش گروه ها معلوم نمی شود، در آن اوقات شاید همه کس مدعی باشد، مدعی ارزش، مدعی انقلابی بودن و نیز ارزش اشخاص و ارزش گروه ها بعد از انقلاب و پیروزی نمی تواند تحقق پیدا بکند و عرضه شود، برای اینکه بعد از پیروزی هم گروه های مختلف می آیند و همه اظهار بستگی کنند و همه اظهار انقلابی بودن. گروه هائی که از اطراف برای استفاده و برای چیدن میوه از باغ حاضر انقلاب جمع می شوند و گاهی هم یا بسیاری از اوقات هم، این گروه ها، این اشخاص که برای میوه چیدن آمده اند، حاضر نیستند که صاحب باغ هم با آنها شرکت کند، دربست همه چیز را برای خودشان می خواهند. شما بعد از انقلاب شاهد بودید که گروه هائی عرض وجود کردند و اشخاصی و همه به صورت انقلابی وارد شدند و خواستند که در این انقلاب بهره برداری کنند و مع الاسف خود صاحب باغ ها را هم به عنوان شریک نشناختند. آن روز ارزش اشخاص، مردان و گروه ها ثابت می شود و نمایش پیدا می کند که روز سختی است و روز مرگ است. آن روزی که شما آقایان، نیروی هوائی آمدید در صحنه و مخالفت کردید با رژیم طاغوتی، آن روز ارزش شما در تاریخ ثبت شد و پیش خدای متعال هم محفوظ است. کاری که شما آن روز کردید با کارهائی که امروز می کنید، بسیار تفاوت دارد. آن روز، روزی بود که شما و هر کس که به ملت می خواست پیوند کند و به آغوش اسلام بیاید، مواجه با مرگ بود، مواجه با گرفتاری بود، مواجه با قدرت شیطانی بود و شما آن روز امتحان دادید و کسانی که نظیر شما در صحنه آمدند و بر ضد طاغوت یا اعتصاب کردند و یا تظاهر کردند، آنها هم ارزش خودشان را به نمایش گذاشتند، لکن شما که از نظامی ها بودید و از نیروی هوائی طاغوت آنوقت بودید، این ارزش را بیشتر از دیگران عرضه کردید که از طاغوت بریدید و به اسلام پیوند کردید و پیروزی انقلاب رهین همه ملت است و رهین اقدامات شما و سایر قوائی که بعد از شما به اسلام پیوستند و نمایش ارزش خودشان را دادند. آن روز هم باید از یوم الله ما حساب کنیم. روزی که خدای تبارک و تعالی، شما برادران را و شما نیروی عظیم انسانی را در آن روز بسیج کرد و شما اطاعت کردید از خدای تبارک و تعالی و به صف انسانی - اسلامی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 53

ملت پیوستید و به آغوش اسلام آمدید. قدر آن روز را همه می دانیم و آن روز، روزی است که در تاریخ و در تاریخ نیروی هوائی ضبط است و من از همه نیروها، چه نیروی هوائی و چه نیروی دریائی و چه زمینی و از همه کسانی که قوای مسلح بودند آنوقت و در آنوقت در خدمت طاغوت بودند و بعد به خدمت اسلام آمدند، تشکر می کنم و ملت اسلام از همه آنها قدردانی می کند.
 

هیچ رژیمی به اندازه اسلام، پایبند اخلاق و ارزش های انسانی نیست

مطلبی که من باید به شما و تمام قوای مسلحه و خصوصاً ارتش و ژاندارمری و سایر کسانی که مربوط به قوای نظامی هستند، تذکر بدهم که شما آقایان توجه داشته باشید که یک گرایش های سیاسی، یک تبلیغات سیاسی در ایران هست و شاید گروه هائی با اشخاصی بیایند در بین شما، نفوذ کنند در بین شما و با آن دیدهای سیاسی که انطباق با دید اسلام ندارد، سیاست های شرقی یا غربی است، به شما مسائلی را القاء کنند. شما در این گرایش های سیاسی و در این مسائل سیاسی وارد نشوید، دیدهای سیاسی را داشته باشید، مطالعات سیاسی مانع ندارد، اما گرایش های سیاسی که ممکن است آنهائی که بیایند و با شماها صحبت کنند و نفوذ کنند در صف های شما، ممکن است شما را بدون اینکه توجه داشته باشید از این راهی که تاکنون آمده اید و از طاغوت به اسلام پیوسته اید، جدا کنند و شما توجه نداشته باشید. سیاستمداران یک مطالعات سیاسی دارند که امثال اشخاص عادی از آنها اطلاعاتی ندارند و ممکن است که افرادی بیایند از همان اشخاصی که دیدهای سیاسی دارند، لکن این دیدهای سیاسی با مصالح کشور تطبیق نمی کند، شماها را در اثر تبلیغات خودشان خدای نخواسته منحرف کنند و این ارزشی که شما در دنیا دارید و پیش اسلام دارید و در کشور خودتان دارید، این ارزش را از شما سلب کنند. خیلی باید توجه داشته باشید که به شیاطینی که بخواهند شما را منحرف کنند یا به طرف راست یا به طرف چپ ولو با اسم اسلام و اسم ایران و اسم کشور ایرانی خیلی توجه داشته باشید که مبادا خدای نخواسته منحرف بشوید و از اسلام عزیز شما را جدا کنند.
اسلام برای شما و برای همه بشر و همه توده های عالم تحفه آورده است، تحفه همگانی و برای همه و در رأس برنامه های اسلامی هدایت است که شما را هدایت کند به راهی که هم دنیای شما تعمیر بشود و معمور باشد و هم آخرت شما. در هیچ رژیمی و در هیچ دولتی آنطوری که در دولت اسلام و در رژیم اسلامی، پایبند اخلاق و پایبند ارزش های انسانی است، نخواهد بود. ادعاها زیاد است. هر جا بروید سران کشورها، در هر جا بروید خصوصاً کشورهای ابرقدرت ادعاهایشان زیاد است. ادعای اینکه ما خلق را می خواهیم و مصالح خلق و توده ها را می خواهیم و مصالح کارگران را. این ادعا زیاد است و از قدیم هم زیاد بوده ادعای اینکه ما به حقوق بشر احترام قائل می شویم و ما نسبت به حقوق بشر وفادار هستیم، این ادعاها زیاد است، پیشتر هم بوده و حالا هم هست. لکن شما باید به اعمال این مدعیان نگاه کنید نه به گفتار آنها. گفتارشان شیرین است، اعمالشان از زهر تلخ تر است. همان هایی که مدعی حقوق بشر هستند و همان هائی که مدعی این هستند که باید به قراردادهای بین المللی وفادار

صحیفه نور جلد 14 صفحه 54

بود، اولین اشخاصی هستند و اولین دولت هایی هستند که نه به حقوق بشر اعتنا دارند و نه به این سازمان هایی که به دست خودشان بوجود آوردند. آنهائی که ادعا می کنند که ما انقلاب کردیم برای خلق ها و برای مردم مستضعف، وقتی اعمال آنها را شما نگاه کنید، اولین اشخاصی هستند که به ضد بشر هستند و به ضد ملت خودشان هستند و تمام تبلیغات برای به دست آوردن قدرت است. تبلیغات شرق و تبلیغات غرب تمامش آلوده به آن هواهای نفسانی است که انسان هرگز سیر نمی شود از آن هواها. با الفاظ خوب، با گفتار خیلی شیرین مردم را اغفال می کنند و با خود مردم استفاده می کنند و مردم را به قیادت خودشان در می آورند و از مردم استفاده قدرت برای خودشان می کنند. همان هائی که ادعای توده ای بودن و برای توده بودن را می کنند، بعد از اینکه انقلابشان پیروز شد، میلیون ها نفر از این توده های مردم را و از این مستضعفین را به زندان انداختند و به هلاکت رسانده اند، و همان هائی که ادعای حقوق بشر را می کنند، در طول حکومت خودشان بشر را به هلاکت رسانده اند و تمام مستضعفین دنیا را از حقوق اولیه بشر محروم کردند. نه به تبلیغات غربی گوش بکنید و نه به تبلیغات شرقی و نه به تبلیغات گروه های سیاسی که می خواهد ملت را و شما را به یک راهی ببرد که آن راه، راه اسلام نیست. چشم و گوش خودتان را باز کنید. اشخاصی که با شما تماس می گیرند و ممکن است در بین شما نفوذ بکنند، حرف های آنها را درست توجه کنید، ببینید که آیا همان حرفی است که ملت در ابتدای انقلاب می زند که عبارت است از وحدت کلمه و توجه به خدا و با همین وحدت کلمه شما را با اینکه اندک بودید در مقابل ابرقدرت ها بر آنها پیروز کرد و کشور شما که در طول سالیان دراز در تحت سلطه اجانب بود یا در تحت سلطه سلاطین جور بود، نجات دادند شما را و شما را مستقل کردند و دست های دیگران را از کشور شما کوتاه کردند و سلطه آنها را از سر شما کوتاه کردند. شما باید توجه کنید از گویندگانی که پیش شما می آیند یا کسانی که در داخل شما وارد می شوند و بیخ گوش شما مسائلی را طرح کنند. توجه کنید که طرح اینطور مسائل، طرح تفرقه است، طرح جدا کردن یک قشر از قشر دیگراست، یا دعوت به وحدت، دعوت به انسجام است؟ اگر دیدید که گویندگان دعوت به اتحاد همه قشرهای ملت کنند، نمی خواهند شما را از سپاهیان جدا کنند و نمی خواهند سپاهیان را از شما، نمی خواهند شما را از روحانیین جدا کنند و نمی خواهند آنها را از شما، نمی خواهند بین خود شما، سران شما با خود شما، تفرقه ایجاد کنند و دعوت به همان امری که خدای تبارک و تعالی دعوت فرموده است و همه را به وحدت دعوت فرموده است و به تمسک به اسلام و حبل الله دعوت فرموده است و از تفرقه تحذیر فرموده است. اگر گویندگان همان معنا را می گویند، شما بدانید که این گویندگان، اسلامی هستند و این حرف ها، حرف های اسلامی و قابل قبول، و اگر دیدید که گویندگان یا گروهی یا اشخاصی گفتارشان بر خلاف آن چیزی است که خدای تبارک و تعالی می فرماید که: (واعتصموا بحبل الله جمیعاً) تمام شما اعتصام به ریسمان خدا بکنید، تمام شما مأمورید که تفرقه نداشته باشید. اگر دیدید اشخاصی می خواهند بین شما و گروهی از ملت یا ملت تفرقه بیندازند و دعوت بکنند به مقابله با گروهی از ملت یا ملت، بدانید که این دعوت بر خلاف دعوت اسلام است و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 55

برخلاف دعوت انبیاء خداست و برخلاف دعوت خداست که شما را دعوت به اتحاد همگانه می کند. گروه هائی که در ایران الان هم اظهار موجودیت می کنند و در یکی، دو روز سابق هم اظهار موجودیت کردند، اینها همان ها هستند که ادعا می کنند ما فدائی خلقیم و ما برای خلق می خواهیم فعالیت کنیم و تبلیغ کنیم، می بینید که اینها در جبهه ها هرگز حاضر نیستند و در داخل جبهه ها هرگز نیامده اند، و در پشت جبهه ها به کارشکنی برای عزیزان ما که در جبهه ها مشغول نبرد هستند، مشغول فعالیتند. اینها از اسلام جدا هستند و از انسانیت هم جدا هستند و از خلق هم جدا هستند و دشمنان خلقند که به اسم فدائی خلق خودشان را محسوب کردند و همان حیله ای است که ابر قدرت ها برای تحت ستم قرار دادن ملت ها حتی ملت های خودشان به کار می برند، که ما با توده های مردم رفیق هستیم و با اسم رفیق به توده های مردم اسم گذاری می کنند و خودشان را رفیق می دانند، لکن دشمن آنها هستند. طرفین شرق و غرب با انسان ها مخالفند و جز به آن چیزی که مربوط به خودشان هست و مربوط به قدرت خودشان هست، به چیز دیگر فکر نمی کنند.
شما مقایسه کنید بین سران کشورهای قدرتمند با سرانی که در اسلام بودند و در صدر اسلام قدرتشان از اینها هم بیشتر بود، ببینید فرق از کجا تا کجاست، ببینید حکومت اسلام چه حکومتی است و حکومت غیر اسلام چه حکومتی مع الاسف نگذاشتند قدرت های شیطانی که اسلام پیاده بشود، نگذاشتند که چهره اسلام آنطوری که هست نمایش پیدا کند. اسلام از ابتدا غریب بود و حالا هم غریب است. الان هم که شما ملت ایران و شما سربازان عزیز ایران می خواهید اسلام را در ایران زنده کنید و جاوید کنید، می بینید که تمام قدرت ها تقریباً، اکثر قریب اتفاق قدرت ها با شما مخالفت می کنند، در هر اجتماعی که باشند شما را محکوم می کنند. الان که شما با این جنگی که ابتلا به آن پیدا کردید و آنها به شما حمله کردند و صدام هجوم کرد به مملکت ما، الان هم که می بینید که این امر واضحی است که دولت فاسد صدام به این ملت ما تهاجم کرد و اینقدر از جوان های ما را کشت و اینقدر از اطفال و جوان ها و پیرها و زن های ما را قتل عام کرد، باز هم وقتی که در کنفرانس طائف می نشیند، تمامش اظهار مظلومیت است و یکی نیست به او در آن جمع بگوید که تو هجوم کردی نه ایران. کنفرانسی که از کشورهای مختلف جمع شدند و با هم نشستند و عقد پیمان بستند که به ضد اسلام و ضد مصالح اسلامی با اسم اسلام قیام کنند. بسیاری از آنها را همه شما و ما می شناسیم که در طول مدت سلطنت شان یا ریاست جمهوریشان با ملت های خودشان چه کردند و با اسلام چه کردند و با صهیونیسم چقدر همراه بودند، در عین حال در یک مجمعی جمع شوند و در آن مجمع آن شخص برای آنها صحبت می کند و مورد تأیید بسیاری از آنها می شود. ادعاها زیاد است، لکن واقعیت ها برخلاف ادعاهاست. زیادند اشخاصی که از اسلام دم می زنند، لکن وقتی که به عملشان رسیدگی می شود صدرصد مخالف اسلام است. زیادند اشخاصی که از ملت و از ملیت دم می زنند، لکن وقتی که به قدرت می رسند برخلاف ملت و برخلاف ملیت عمل می کنند. این بختیار بود که همه دیدید، از جبهه ملی بود و جزء ملی گرایان و دیدید که با ملت چه کرد و اگر چنانچه قدرت های شما جلوی او را نگرفته بود، چه می کرد. از

صحیفه نور جلد 14 صفحه 56

حرف ها گول نخورید، از ادعاها گول نخورید و خودتان تفکر کنید و خودتان چشم خودتان را باز کنید و بدانید که اسلام است که پشتیبان ملت هاست. حکومت های اسلامی بود در صدر اسلام که پشتیبان ملت ها بود و غمخوار توده ها. کسان دیگر صحبت می کنند و اسلام عمل کند. اینها از حقوق بشر صحبت می کنند و بر خلاف حقوق بشر عمل می کنند. اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می کند. حقی را از هیچ کس نمی گیرد، حق آزادی را از هیچ کس نمی گیرد. اجازه نمی دهد که کسانی بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادی را به اسم آزادی از آنها سلب کند و حق استقلال را به اسم استقلال از آنها سلب کند. به اسلام پیوسته باشید و پیوند خودتان را هر روز محکم کنید و از شیاطینی که خواهند پیوند شما را از اسلام جدا کنند و شما را از ملت و ملت را از شما و شما را از روحانیت که غمخوار شماست و روحانیت را از شما جدا کنند، آنها را توجه داشته باشید که مبادا خدای نخواسته موفق بشوند. خداوند انشاءالله این پیروزی را تا آن نقطه نهائی برساند و شما برادران عزیز ما را از همه قشرها که هستید، موفق کند که همین راه مستقیمی که راه انسانیت است و راه خداست تا آخر در پیش گیرید، و منتهی الیه او خداست و منتهی الیه او نعمت های بزرگ خداست. انشاء الله جاوید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:38 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع سفرا، دیپلمات و وابستگان نظامی کشورهای خارجی مقیم ایران

تاریخ: 1359/11/22

 

ما نه ظلم خواهیم کرد و نه مظلوم واقع خواهیم شد

بسم الله الرحمن الرحیم
من تشکر می کنم از آقایانی که، سفرای محترمی که امروز برای سالروز پیروزی ملت اسلام و انقلاب شکوهمند ایران اینجا تشریف آوردند و من به همه ملت های مظلوم و همه مستضعفین جهان این روز را که طلیعه بیرون آمدن از زیر یوغ ابر قدرت هاست و خارج شدن از تحت سلطه سلطه جویان است تبریک عرض می کنم.
ملت اسلام پیرو مکتبی است که برنامه آن مکتب خلاصه می شود در دو کلمه لاتظلمون و لاتظلمون. ما در طول تاریخ تحت ظلم و ستم قدرت های داخلی و خارجی بودیم و خصوصاً در این نیم قرن آخر که با دست دولت های بزرگ این رژیم را به روی کار آوردند، رضاخان را انگلیس ها و محمدرضا را متفقین و در طول این پنجاه سال ما از همه ابعاد تحت فشار و ظلم بودیم، ظلم و تجاوز فرهنگی، ظلم و تجاوز نظامی و ظلم و تجاوز اقتصادی و اجتماعی. و ما در طول این پنجاه سال حاضر بودیم در یک کشوری که در تحت سلطه خارجی به دست عمال آنها که از خود افراد داخلی بودند شاهد ظلم هائی بودیم که اگر در تاریخ ثبت بشود کتابی باید در آن باب نوشته بشود. آن ظلم هائی که به مذهب کردند و آن ظلم هائی که به ملت، به بانوان، به جوانان، به روشنفکران و به علمای اسلام کردند، چیزهایی نیست که بشود در یک روز و چند روز تفسیر آن را بیان کرد. ملت ما بعد از اینکه این فشار آنها را به جان کشید و جان آنها را به لب رسید قیام کردند و در این قیام که تقریباً بیش از پانزده سال طول کشید قربانیان فراوان دادند و با قیمت خون های جوان ها و کشتارهای دستجمعی که از آنها شد و معلولینی که برای ما به ارث رسید، شاهد آنقدر ظلم بودند تا جانشان به لب رسید و قیام کردند و دست آن قدرت ظالم را و آن قدرت وابسته را از کشور خودشان دور کردند و همین طور دست کسانی که این مملکت را به غارت می بردند و به اسم خریدار و فروش، همه چیزهای ما را به رایگان می بردند. ما تحت رهبری پیغمبر اسلام این دو کلمه را می خواهیم اجرا کنیم نه ظالم باشیم و نه مظلوم. ما در طول تاریخ مظلوم بودیم، از همه جهات مظلوم بودیم. و ما امروز می خواهیم که مظلوم نباشیم و ظالم هم نباشیم. ما تعدی به هیچ کشوری، به واسطه دستوری که به ما رسیده است از اسلام نخواهیم کرد و تجاوز به هیچ فردی نخواهیم کرد و نباید بکنیم و تجاوز به هیچ کشوری نخواهیم کرد و نباید بکنیم لکن

صحیفه نور جلد 14 صفحه 67

از تجاوز دیگران هم باید جلوگیری کنیم و مردم ما امروز از زن و مرد، صغیر و کبیر عازم این هستند که در مقابل تجاوزهائی که تاکنون به آنها شده است و امروز جلوگیری شده است بایستند و جان خودشان را فدای آزادی و استقلال و فدای بیرون رفتن از زیر بار ظلم کنند و ما از همه ملت ها و از همه دولت ها این توقع انسانی را داریم. اگر دولت های اسلامی هستند و تبع اسلام هستند دستور اسلام است که نباید ظلم بکنید و نباید تحت بار ظلم بروید و اگر تابع عیسای مسیح هستند عیسای مسیح ظلم را به هیچ وجه روا نمی داشت و اگر تابع موسای کلیم هستند موسای کلیم هم ظلم را روا نمی داشت و زیر بار ظلم هم نمی رفت. این برنامه انبیاست، برنامه الهی است که به وسیله انبیا به بشر ابلاغ شده است که مردم نباید ظالم باشند، حتی دو درهم، حتی یک تومان، و نباید قبول ظلم بکنند همین طور ما که تلخی ظلم را چشیدیم و من که از زمان رژیم اسبق شاهد ظلم هائی بودم که به این ملت شد و در رژیم دوم و ما قبل این رژیم، رژیم منحوس پهلوی ما شاهد بودیم که با این ملت رفتار انسان با حیوانات هم نمی شد، حیواناتی بر ما مسلط شدند که به هیچ چیز ما و به هیچ جهت شرفی که انسان باید داشته باشد احترام نمی گذاشتند، سبع هایی بر ما سلطه پیدا کردند که جوانان ما را در تحت ظلم و سبعیت خودشان و ستم خودشان در زندان ها از بین می بردند و آنها را با فجیع ترین صورت آنها را می کشتند و شکنجه می دادند و حتی شکنجه گر از اسرائیل می آوردند تعلیم بکنند شکنجه را. ما امروز غلبه کردیم بر آن ظلم ها و ملت ما غلبه کرد بر آن رژیم و غلبه کرد بر آن کسانی که در داخل این مملکت می خواستند این مملکت را از دست ما همه چیزش را بگیرند و تمام ثروت این مملکت را، چه ثروت انسانی و چه ثروت های طبیعی و زیر زمینی و روی زمینی را از ما می خواستند به رایگان بگیرند و از ما نعمت را سلب کنند، ملت ما قیام کرد و دست آنها را کوتاه کرد و ما با هیچ قیمتی این متاعی را که به دست آوردیم از دست نخواهیم داد. ما، اگر سوابق امور را ملاحظه کنید و اگر چنانچه این صدامی که ادعای پوچی دارد اگر سوابق امور را ملاحظه کند و اگر چنانچه توجه به تاریخ داشته باشد عراق جزء ایران است، مدائن از ماست و از ایران است و شواهد موجود است در خود مدائن و در طاق کسری آن بنای عظیم کسری الان در بغداد موجود است لکن ما از باب اینکه تابع اسلام هستیم و قراردادهایی که شده است محترم می شماریم هرگز بنای این مطلب را نداریم که حتی یک وجب از مملکت عراق که به حسب حالا مال عراق است تعدی کنیم و حتی یک وجب از زمین خودمان را نخواهیم به دیگران داد. نه ظلم می کنیم به آنها و نه تحت ظلم واقع می شویم.
 

صدام، متجاوزی که خودش را مظلوم و ما را تجاوزگر معرفی می کند

آقایان سفرا که اینجا هستند و مشاهد این ظلم هائی هستند که از طرف رژیم صدام بر ما واقع شده است و هجوم او را در رادیوها و در مطبوعات شنیده اند و دیده اند باید توجه داشته باشند که این رژیم بر ما تعدی کرده است، تجاوز کرده است و باید این تعدی و تجاوز جبران بشود، باید برگردد به محل خودشان تا ما ببینیم با او باید چه بکنیم و در این تجاوزات که کرده است دنیا چه حکم می کند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 68


بر خلاف همه قراردادهای بین المللی، بر خلاف همه اخلاق های انسانی این شخص تجاوز کرد بر ما و بر مملکت ما و به کشتار داد جمعیت های کثیری از انسان ها را، انسان های عزیزی که ما داشتیم، جوان های ما را، پیرمردهای ما را، اطفال ما را، پیرزن های ما را از خانمان خودشان دور کردند و همین طور مدت کثیری است که دسته دسته و فوج فوج کسانی که در مملکت عراق بودند و اهل آن مملکت بودند برای اینکه در سابق اجداد آنها از ایران رفته آنجا و بعد هم آنجائی شده است، از آنجا بیرون کردند و آواره کردند و ماآنها را به واسطه انسانیت و به واسطه اسلامیتی که داریم، آنها را پذیرفتیم و با آنها با آغوش باز به طوری که با کشور خودمان و افراد کشور خودمان عمل می کنیم عمل کردیم. ما در این جنگی که آنها هجوم آوردند و تحمیل به ما کردند، اسرای بسیار از آنها داریم، پناهندگان بسیار از آنها داریم لکن با اسرا عملی کردیم که هیچ کس با اسرای خودش آن عمل را نمی کند. ما مثل برادرهای خودمان با آنها عمل کردیم در صورتی که اسرائی که از ما آنها گرفتند در تحت شکنجه هستند، حتی وزیر نفت ما الان در تحت شکنجه است و آنطوری که حتی در روزنامه های این دو روز نوشته بودند به واسطه شکنجه در خطر است و شاید خدای نخواسته از شکنجه هایی که می کنند و کردند جان سالم بدر نبرد این، آن رژیمی است و آن شخصی است که در طائف آن لاطائل ها را می گوید و اظهار مظلومیت می کند و نیست کسی که بنشاند او را در یک محکمه ای و از او بازجوئی کند که آیا این مظلومیت هائی که اظهار می کنید، ظالمی هستید که به صورت مظلوم خودتان را جلوه می دهید و خائنی هستید که خودتان را امین ملت عرب می دانید و آیا ملت عراق شما را قبول دارند؟ پذیرا هستند؟ شما دور روز - به ملت عراق - اختناق را از ملت عراق بردارید تا معلوم بشود که کی با شما موافق است همانطوری که ملت ایران، شاه سابق معدوم ایران هم ادعا می کرد که ملت با من است و دیدید که ملت چطور با او بود، ملت عراق هم همین طور است که اگر چنانچه سرنیزه از روی آنها برداشته بشود خواهند دید که چطور موافقند با این آدم و طرز این مطلب که عروبت را من می خواهم تقویت کنم، این برخلاف اسلام است. ما هم عربیت را و عجمیت را و ترکیت را و همه نژادها را پذیرا هستیم لکن نه به آن معنائی که حزب بعث عراق قائلند که باید عرب باشد و نه عجم و نه ترک و نه دیگران. همان مطلبی است که هیتلر می گفت و آن مملکت خودش را و نژاد خودش را نژاد برتر می دانست و بر مردم و بر جهان آن کرد که همه شنیدید یا دیدید. ما نه ظلم خواهیم کرد و نه مظلوم خواهیم واقع شد. این مطلبی که اینها در بوق کردند که ما خیال تجاوز داریم به همه ملت ها و همه دولت های دنیا، یک مسأله فاسدی است و یک تهمتی است و یک افترائی است که این مرد جنایتکار و این حزب جنایتکار به ما زده است و ما کراراً گفته ایم که به حسب دستور اسلام نه ظالم هستیم و نه مظلوم، نه توانیم زیر بار ظلم برویم و نه خود ظلم می کنیم، نه یک وجب از خاک دیگران را طمع به آن داریم اگر قدرت هم داشته باشیم، اگر قدرت گرفتن همه دنیا هم داشته باشیم بنای بر این نیست، دستور این نیست و برنامه اسلام این نیست که تجاوز کنیم، لکن یک وجب از مملکت خودمان هم نخواهیم به دیگران داد و صدام را به جای خود نشاندیم و بعد هم بیشتر می نشانیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به خانواده شهدا و معلولین به مناسبت آغاز سومین سال پیروزی انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/11/22

 

پیام امام خمینی به خانواده شهدا و معلولین به مناسبت آغاز سومین سال پیروزی انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
در آغاز سومین سال پیروزی انقلاب که مرهون فداکاری های دلاورانه ملت، خصوصاً شهیدان و معلولان انقلاب است، اینجانب رحمت بی پایان خداوند متعال را برای شهدای جاوید و صحت و سلامت را برای معلولان و مجروحان عزیز خواستارم و درود پیاپی تقدیم آنان می نمایم. این جانبازان حماسه آفرین که پرچم پر افتخار لا اله الا الله را بر فراز کشور عزیز به اهتزاز درآورده اند و با خون و توان خود شرافت انسانی ملت بزرگ را بیمه نمودند و با پشتیبانی توده های میلیونی بپا خاسته، ائمه کفر و الحاد را شکست مفتضحانه داده و کشور را از لوث وجود آنان پاک نمودند، الحق به ملت ما حق بزرگ دارند. رحمت خدا و سپاس بی پایان ملت عزیز نثار روح آنان و دیگر فداکاران در راه گسترش عدالت اسلامی - انسانی باد.
کشور ما در این دو سال مواجه با مشکلات بسیار بود که بحمدالله تعالی تمام آن مشکلات را پیروزمندانه و سرفراز پشت سر نهاد و امید است که با عنایت خداوند متعال و وحدت کلمه بر دیگر مشکلات که در هر انقلابی احتراز ناپذیر است غلبه کند و با استقامت و صبر در مقابل ناملایمات ایستادگی نماید. ملت ما و قوای مسلح جمهوری اسلامی در این دو سال امتحان خود را دادند که به هیچ وجه حاضر نیستند آنچه را با چنگ و دندان به دست آورده اند از دست بدهند، اگر چه با نثار جان و فرزندان عزیزشان باشد. شما خانواده های شهدا و معلولین و مجروحین نشان دادید که هرگز اجازه نمی دهید استعمار بر مقدرات این کشور سایه افکند. شما خانواده های شهدا با شهادت افتخار آفرینان این مرز و بوم به جهان فهماندید که از همه عزیزان در راه اسلام خواهید گذشت. شما چشم و چراغ این ملتید، خداوند یارتان باد. شما با ایثار فرزندان و جوانان و عزیزان خویش به همه نشان دادید که توطئه های داخل و خارج نخواهد توانست بر این ملت مصمم پیروز شود. مبارزات کشور ما عقیدتی است و جهاد در راه عقیده، شکست ناپذیر است. جهاد در راه عقیده است که سرتاسر کشور را در یک راه تجهیز می کند و تمام سختی ها و مشکلات را از سر راه برمی دارد. پیروز است ملتی که در راه خود را که صراط مستقیم انسانیت است یافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است. هان ای شهیدان! در جوار حق تعالی آسوده خاطر باشید که ملت شما پیروزی شما را از دست نخواهد داد. وای بازماندگان شهدای به خون خفته! وای معلولان عزیزی که حیات جاوید را با نثار سلامت خود بیمه کرده اید!

صحیفه نور جلد 14 صفحه 65


مطمئن باشید که ملت شما مصمم است پیروزی را تا حکومت الله و تا ظهور بقیه الله روحی فداه نگهبان باشد. جاوید باشید و پیروز باشد جمهوری اسلامی.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها