0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن های اسلامی و کسبه مشهد

تاریخ: 1359/10/06

 

امروز حفظ وحدت و آرامش مهم ترین وظیفه برای پیشبرد انقلاب است

بسم الله الرحمن الرحیم
شما مهمان های عزیزی هستید که از محل تجلی نور، از محل توجه ملائکه الله، از آستان قدس رضوی آمدید و خوش آمدید. خداوند شماها را حفظ کند و اسلام را به جدیت های شما و همه ملت به پیش ببرد. و من امیدوارم که با دعای شما در آستان قدس رضوی موفق بشوم به پای بوس آن حضرت برسم.
آنچه که من باید در محضر شما دوستان، عزیزان عرض کنم این است که قدرت های بزرگ توجه دارند به اینکه این ملت در سایه وحدت و اتفاق و توجه به خدای تبارک و تعالی پیروز شدند و منافع آنها را به خطر انداختند و آنها از پای نخواهند نشست و هر روز یک راهی درست می کنند برای اختلاف و برای اینکه وحدت ملت ما را به هم بزنند و ما باید چشم و گوش خودمان را باز کنیم و هوشیار باشیم که اختلافات را دامن نزنیم. ملت ما هر قشری که توجه دارند به اینکه این کشور را اختلاف خواهد آسیب پذیر کرد و هر گروهی که علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به کشور اسلامی، علاقه دارند به ملت اسلامی ایران، به ملت ایران باید کوشش کنند که خللی در این وحدت و اتفاق رخ ندهد. اگر خدای نخواسته دشمن های ما موفق بشوند به اینکه در هر گوشه ای بین ملت ما اختلاف بیندازند، آنها به آرزوی خودشان می رسند.
امروز آنچه که برای ما از همه چیز لازمتر است آرامش است. ما امروز مبتلای به جنگ هستیم و مبتلای به این خرابکاری های داخلی هم هستیم و دشمن های ما شاید اهمیت به این اختلال های داخلی بیشتر بدهند تا هجوم نظامی، برای اینکه اختلافات داخلی ما را از باطن آسیب پذیر می کند و ما خودمان، خودمان را از بین می بریم. باید ما توجه به این معنا داشته باشیم که مبادا در بین ما اشخاص مغرضی نفوذ کنند و اختلاف بیندازند. اگر خدای نخواسته این اشخاصی که مغرضند، اختلاف بخواهند بیندازند شماها که بیدارید و ملت ما که بیدارند آنها را نصیحت کنند، نگذارند که آنها به آمال خودشان برسند. ما خیلی احتیاج به آرامش داریم. من از همه شما دوستان و از همه ملت ایران می خواهم که حفظ کنند آرامش خودشان را. اگر فرضاً هم کسانی باشند که برای بعضی کارها

صحیفه نور جلد 13 صفحه 233

بخواهند اختلاف بیندازند، شماها با عقل و تدبیر حفظ کنید آرامش را، نگذارید در یک همچو موقعی که ما احتیاج به آرامش داریم خدای نخواسته اختلاف پیدا بشود. شما از مرکزی آمدید که آن مرکز، مرکز حقیقت اسلام است و شما می دانید که حضرت رضا سلام الله علیه در آن ابتلائاتی که داشت و در آن مصیبت های معنوی که برایش وارد می شد، بدون اینکه یک اختلافی ایجاد کند، با آرامش راه خودش را به پیش می برد، مقید بود به اینکه آرامش ملت را حفظ کند و شما می دانید که حضرت امیر سلام الله علیه، ابوالائمه، اول شخص اسلام بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله، در طول مدت عمرشان در جهاد بودند و در آن مدتی که اختلافات بین دستجات بود ایشان آرامش را حفظ کردند برای اینکه اسلام محتاج به آرامش است. ما همه اختلافات خودمان را باید عقلا حل بکنند و نگذارند به سر و صدا و به اختلاف اندازی منتهی بشود. فرضاً اگر یک کسی بخواهد یک عملی بکند که به واسطه او تحریک عواطف را بکند، تکلیف ما این است که باید در مقابل آنها امروز آرامش را حفظ کنیم و سکوت کنیم. من از خدای تبارک و تعالی سعادت و سلامت همه شما را و همه ملت ایران را خواستارم. و هدایت آنهائی که در صدد هستند که اختلاف ایجاد کنند از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم. من از شما برادران عزیز که زحمت کشیدید و آمدید در یک همچو فضای تنگی نشستید و ایستادید تشکر می کنم و سعادت و سلامت همه شما را از خدای تبارک و تعالی خواستار هستم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اهالی خرم آباد و خانواده های شهدای دزفول

تاریخ: 1359/10/07

 

عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید

بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی وقت انسان متحیر است که با این منظره هائی که مواجه است چه بگوید من الان در مقابلم عکس هائی از شهدا می بینم و در آن تابلو نوشته بود که خانواده های شهدای دزفول آمده اند و جمعی هم از عشایر محترم خرم آباد و از اهالی خرم آباد آمده اند و در آن کنار هم کودکان موسویه تهران آمده اند. و با دیدن این منظره ها چه باید بگوئیم؟ انسان در این دنیا، هر انسانی که باشد از انسان های بزرگ مثل انبیا و اولیا تا هر جا که برسد، مورد امتحان است. امتحان ملازم با وجود انسان است و هیچ انسانی بدون امتحان نخواهد در این عالم زیست کند. گاهی امتحان به خوف، به جوع به نقص در اموال و انفس، به نقص در ثمرات و امثال اینهاست که الان در مراکزی که جنگزده است، بسیاری از اینها تحقق دارد. و این یک امتحانی است که از شما آقایان که در ذزفول و در اهواز و سوسنگرد و سایر محالی که مورد تعدی کفار شده است، واقع شده اید، این یک امتحانی است الهی برای آزمایش ما و شما. گاهی امنیت مورد آزمایش است، انسان را گاهی به ناامنی و خوف امتحان می کنند و گاهی به امنیت و اطمینان، گاهی به نقص در ثمرات و انفس، جوان ها را از انسان گیرند، برادرها را می گیرند و بچه ها و زن ها را به این راه امتحان می کنند و گاهی به زیاد کردن ثمرات، زیاد کردن اموال، توسعه دادن و امنیت اعطا کردن امتحان می کند. بشر در امتحان واقع است، با ادعای اینکه من مؤمن هستم، رها نمی شود، پیغمبرهای بزرگ امتحان شدند. ابراهیم خلیل علیه السلام در آن قضیه حیرت انگیز امر به اینکه باید اولادت را ذبح کنی امتحان شد، پیغمبرهای بزرگ، اولیاء بزرگ امتحان شدند. حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه امتحان شد، اولاد و احفاد او هم امتحان شدند، و همه ماها هم امتحان می شویم، و همه بشر هم امتحان خواهند شد و امتحان به امنیت و دارائی و ثروت و ریاست و امثال ذلک بزرگتر است از امتحان در نقص اولاد و انفس، چه بسا اشخاصی که ادعا می کنند که ما مؤمن هستیم، لکن وقتی که امتحان می شوند معلوم شود که فقط ادعا بوده، و چه اشخاصی که ادعا می کنند که ما طرفدار ضعفا هستیم لکن وقتی که امتحان می شوند از امتحان درست در نمی آیند و چه اشخاصی که ادعا می کنند که اگر ما صفحه جنگ پیش بیاید، پیشقدمیم و در وقت عمل از امتحان درست در آیند. شما دزفولی ها و اهوازی ها و سوسنگردی ها امتحان دادید و خوب از امتحان بیرون آمدید.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 235


این عکس هائی که الان در مقابل من هست و موجب تأثر و تأسف این سند امتحان شماست و سند افتخار شما. خدای تبارک و تعالی فرماید: بشر الصابرین آنهائی که صبر می کنند، به آنها بشارت بده. آنهائی که در مصیبت ها، در نقص ثمرات، در نقص انفس، در نقص اولاد صابر هستند و می گویند که: انا لله و انا الیه راجعون ما از خدا هستیم و به او بر می گردیم، از او هستیم و به او رجوع می کنیم. جوان های ما از خدا هستند و در راه خدا فداکاری کردند و به خدا مراجعت می کنند. انسان اگر چنانچه هر چه دارد بفهمد که از خداست، اگر زندگی دارد، خدا به او داده است و اگر اولاد دارد، خدا به او اعطا کرده است و اگر ثروت دارد، خدا به او اعطا کرده است و همه چیز را خدای تبارک و تعالی اعطا فرموده است، اگر دل انسان به این معنا ایمان بیاورد و اطمینان به این معنا داشته باشد، چیزی که امانت الهی است، به خدا برگردانده، اولادها اماناتی هستند از خدا، زن و فرزند امانت هایی هستند از خدا، دارائی ها امانت هائی هستند از خدا و به او رد شده است، و ما از خدا هستیم و به سوی او رجوع می کنیم. اگر امتحان را درست دادیم و همانطوری که اولیا و انبیا امتحان دادند ما هم به آنها اقتدا کردیم، مورد آن بشارت هستیم که خدای تبارک و تعالی می فرماید و به آنها رحمت می فرستد، مغفرت می فرستد و آنها را اصحاب هدایت می داند. این امتحان آسان تر است از آن امتحان هائی که به دولتمردان خدا دولتمردان را خدا امتحان می کند. چه بسا از این رؤسای جمهوری که در دنیا هستند، مدعی احترام به حقوق بشر هستند، قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهور مدعی آزادیخواهی، مدعی دوستی با بشر، مدعی پاسداری رفاه بشر هستند، لکن وقتی که می رسند به مسند و امتحان می کند خدای تبارک و تعالی آنها را، نمی توانند از امتحان بیرون بیایند، به جای طرفداری از حقوق بشر، بشر را به تباهی می کشند، به جای طرفداری از ضعفا، ضعفا را به هلاکت می رسانند، همانطوری که در آن طرف بشر الصابرین است به رحمت و مغفرت و حیات ابدی، برای اینها هم بشارت و عذاب الیم است، بشارت به ننگ است. باید امتحان بشویم. مجرد دعوای اینکه من خدا خواه هستم من آزادیخواه هستم، من حقوق بشر را مراعات می کنم، من اگر به ریاست جمهوری، به حکومت، به نخست وزیری، به رئیس مثلاً قبیله، به ریاست عشایر برسم با مردم رفتار خوب می کنم و مردم را به آزادی و رفاه دعوت کنم و خودم هم همین طور هستم، مجرد دعوا پذیرفته نیست، وقتی که داده شد آن منصب به آن شخص رسید به آن منصب، آنوقت است که مطالعه در حال او باید کرد که آیا مثل کارتر هست یا مثل علی ابن ابیطالب، با مستضعفین و مستمندان آن می کند که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه کرد، یا آن می کند که کارتر کرد، یا آن می کند که استالین کرد. آنها هم همه مدعی هستند. استالین هم مدعی این بود که برای مردم می خواهد کار بکند و مردم را به طور آزاد، مساوی نگه دارد، لکن وقتی که به مقام ریاست رسید فوج فوج مردم را فانی کرد و از بین برد، کارتر هم همین ادعاها را می کند که ما برای بشر آزادی می خواهیم و رفاه می خواهیم و بشر دوست هستیم، لکن وقتی که به مقامش رسیدند دیدیم که آنطور بودند، کردند با بشر آنچه را کردند، صدام هم ادعای این را می کند که من می خواهم که عرب را چه بکنم و با عرب چه بکنم، لکن وقتی که امتحان پیش آمد، اعراب را آنطور در خوزستان به کشتن داد

صحیفه نور جلد 13 صفحه 236

که مغول نکرده بود و اگر مهلت داده بشود به او، با عراق و ایران و هر جا دستش برسد آن کند که مغول با ایران کرد. ادعا نمی شود کرد که، من ادعا کنم که من یک ملائی هستم و مردم دوست هستم، وقتی که رسیدی به منصب آنوقت ببین چه هستی. آنوقتی که امثال آقای نخست وزیر در حبس بود و زجر بود، ادعای این معنا را البته در دل داشت که این حکومت بده است و اگر من به ریاست برسم چه خواهم کرد، اگر در ذهنش بوده لکن الان در معرض امتحان است. الان همه این رؤسا، رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس، رؤسای دادگاه ها، رؤسای همه استان ها، حکومت ها فرماندارها، استاندارها، همه اینها در معرض امتحانند و این امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است. امتحان مردم به ریاست، به ریاست در هر مقام، به رسیدن به هر مقام، این امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس و مشکل تر است که انسان بتواند از این امتحان نجات پیدا بکند و درست امتحان بدهد در معرض اعمالی که می کند و در پیشگاه خدا آبرومند باشد. رؤسا هر جا هستند، در هر کشوری هستند، دولتمردان در هر کشوری که هستند و در هر جا که هستند باید بدانند که رسیدن به این مقام، امتحانی الهی بوده است و سخت امتحانی است. خودشان توجه کنند به اینکه قبل از رسیدن به این مقام و بعد از رسیدن به این مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسیدن به این مقام به رؤسای جمهوری که سابق بودند، به نخست وزیرانی که سابق بودند، به وکلای مجلسی که سابق بودند، به استاندارهائی که سابق بودند، به دادگاه هائی که در سابق بودند، قبل از رسیدن خودشان به این مقامات به آنها اشکال داشتند و آنها را تقبیح می کردند، الان که خودشان رسیدند آیا همان نقشه را عمل می کنند که آیندگان آنها را تقبیح کنند؟ یا خیر، وقتی که به مقام رسیدند رفتاری می کنند که همانطوری که بعد از هراز و چهار صد سال نسبت به امیر المؤمنین مردم نظر می دهند؟ همان که بعد از اینکه مقام ریاست داشت، به حسب اصطلاح شما تمام ایران و عراق و مصر و جاهای دیگر در زیر سلطه او بود، رفتارش با مردم آنطور بود که هیچ کس نمی تواند آن رفتار را داشته باشد. در خطبه جمعه، گاهی که یک وقتی که در خطبه جمعه آمده بودند و منبر بودند، دامنشان را حرکت می دادند برای اینکه پیراهن را شسته بودند و پیراهن عوضی نداشتند. بیدار بشویم ما، دولتمردان بیدار بشوند، استاندارها بیدار بشوند، دادگاه بیدار بشوند، ما دعوی شیعه گری را می کنیم، ادعا هست که ما شیعه و تابع هستیم، در مقام امتحان باز شیعه هستیم تبع هستیم آنطوری که او هست؟ به اندازه ای که وسعت وجودی ما هست تبعیت می کنیم؟ با دوستانمان، با رفقایمان، با همکیشانمان، با بشر آنطور رفتار می کنیم آن شخصی بود که وقتی یک خلخال را از پای یک ذمیه یا یهودی یا نصارا بوده است بیرون آورده بودند اشرار، قریب به این معنا فرموده است که اگر انسان بمیرد برای این ننگی که واقع شده و این چیزی که واقع شده است، خیلی بعید نیست. ما هم مدعی هستیم که شیعه هستیم. رؤسا و دولتمردان بیدار بشوند، مخاصمه را ترک کنند، این منظره ها را ببینند، این جوان هایی که خون خودشان را در راه اسلام داده اند، ببینند، این جوان هایی که شما را به این مقام رسانده اند، ببینند و دست از مخاصمات بردارند، آتش بس کنند. در محضر خداست، همه ما در محضر خدا هستیم و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 237

همه ما خواهیم مرد و همه ما خواهیم حساب پس داد. بیدار بشوید ملت، بیدار بشوید دولت، همه بیدار باشید، همه تان در محضر خدا هستید، فردا همه باید حساب پس بدهید، از روی خون شهدای ما نگذرید بدو ن نظر، و برای مقام دعوا نکنید با هم. ما همه که به صدام اینطور نفرین می کنیم و ننگ نثارش می کنیم، مبادا خودمان آنطور باشیم. در حال خودمان مطالعه کنیم. وقتی که خلوت هست خودمان را آزمایش کنیم که ما اگر به مقام رسیدیم آیا همانطوری که صدام می کند، ما هم همانطور خواهیم کرد، یا شبیه به او؟ یا ما شبیه به خلیفه رسول الله عمل می کنیم حکومت کردن بر یک جامعه ای، بزرگترین آزمایشی است که خدای تبارک و تعالی از بشر می کند. حکومت کردن اگر حکومت اسمش باشد، به اصطلاح حکومت کردن بر یک همچو جامعه ای که خون خودش را در راه اسلام و در راه کشور اسلامی دارد می دهد و جوانان برومندش را دارد فدا می کند، از کارهای بسیار مشکل و از امتحانات بسیار مشکل است.ای رؤسا! شماها در معرض امتحان در آمده اید و اعمال شما دقیقاً تحت نظر خدای تبارک و تعالی است، توجه بکنید به این ملتی که به اینطور همراهی به شما می کند. ای پاسداران! ای ارتشیان! ژاندارمری! و ای سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی! و ای رؤسای هر جا که هستید، هر قبیله که هستید و ای استاندارهای همه سرتاسر کشور! در معرض امتحان هستید، مبادا با خون اینها برای خودتان بخواهید مقامی درست کنید، خدا نکند شماها بخواهید دیگران خون خودشان را بدهند و شما مقامتان بالاتر برود، خدا نکند که یک همچو حیوانی در باطن شما باشد و شما خیال کنید انسانید. بشر در معرض امتحان است. احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون شما گمان کنید، مردم گمان می کنند که همین که گفتند من مؤمنم رهایشان می کنند امتحانشان کنند؟ همین که گفتید ما آزادیخواهیم رهایتان می کنند بر مسند می نشانند تا بفهمند که راست می گوئید یا نه و بفهمانند، به مجرد اینکه ادعا کردید که من برای این ملت و برای این کشور خدمتگزارم رها می شوید؟ امتحان خواهید شد و در امتحان هستید. از من طلبه تا تمام افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا همه در معرض امتحانند، به ادعا و گفتار رها نمی شوند. فرموده است که: سابقین را ما امتحان کردیم تا اینکه معلوم بشود که چه کسی مؤمن است و چه کسی منافق. همه گروه ها، همه مردمی که در این مملکت یا در رأس امور هستند، یا در بازار هستند، یا در کشاورزی هستند، یا در کارخانه ها هستند، یا در گروهک های مفسد هستند، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان. در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند که من چه هستم و چه هستم، لکن همان معنائی را که ادعا می کند در همان امتحان می شود، همان شخصی که می گوید من بشر دوستم، در همان معنا امتحان می شود، همان شخصی که می گوید که من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان شود، اگر در آن مقامی که رسید، با آنوقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی است و نقش او یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمی کند، این شیعه علی ابن ابیطالب است و پیرو او، و از امتحان روسفید بیرون آمده من خجالت می کشم وقتی که شماها را می بینم که از خوزستان و خرم آباد و از جنوب و از غرب آمده اید و آنهمه رنج دیده اید و آنهمه جوان های شما شهید شده اند و آنطور خانه های شما خراب

صحیفه نور جلد 13 صفحه 238

شده اند و وقتی که بیائید در اینجا ببینید اوضاع طور دیگری است سر خون شما دعواست. قلم های در روزنامه ها، دست هایی که این قلم ها به دست شان است، آنهائی که در رادیو تلویزیون و در سایر جاها سخنرانی می کنند همه مورد امتحان خدا هستند. آنوقتی که قلم به دست می گیرید بدانید که در محضر خدا قلم دست گرفته اید، آنوقتی که می خواهید تکلم کنید بدانید که زبان شما قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت خدا نکنید، در محضر خدا با هم دعوا نکنید سر امور باطل و فانی، برای خدا کار بکنید و برای خدا به پیش بروید. اگر ملت ما برای خدا و برای رضای پیغمبر اکرم به پیش برود، تمام مقاصدش حاصل خواهد شد. خداوند ما و شما را از این امتحان بزرگ سرفراز و روسفید بیرون بیاورد. خداوند تمام افراد ملت ما را آبرومند کند. خداوند این نهضت را متصل به نهضت امام زمان سلام الله علیه بکند. خداوند دشمنان ما را هدایت کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدای نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/10/08

 

حضور شیرزنان در صحنه برای فداکاری و مجاهدت

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما بانوان محترم، بازماندگان شهدای نیروی هوائی و اقربای معلولین نیروی هوایی تشکر می کنم که با روی گشاده و با روحیه قوی با من مواجه هستید و به مخالفین نهضت با شجاعت، استقامت، نمایش می دهید که شما شیرزنان مثل متعلقین شما، شیرمردان، در راه اسلام و در راه کشور اسلامی برای فداکاری و برای مجاهدت حاضرید. در قرآن کریم یک آیه در دو سوره وارد شده است که دریک سوره یک ذیل کوچکی دارد، در یک سوره بدون آن ذیل است. در یک سوره وارد شده است که فاستقم کما امرت امر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرماید که استقامت داشته باش در آن اموری که مأموری. در یک سوره دیگری که سوره هود وارد شده است که فاستقم کما امرت و من تاب معک که هم به خود رسول اکرم امر می فرماید که: استقامت و پایدار باش در آن مأموریتی که داری و کسانی هم که ایمان به تو آوردند و برگشتند به خدا با تو، آنها هم استقامت کنند. در این دنیا کسانی که برای شرافت خودشان، برای شرافت اهل ملتشان، برای شرافت اسلام اموری را انجام می دهند، کارهایی را انجام می دهند اگر در دنبالش استقامت داشته باشند، آنها را حوادث نلرزاند، اینها به مقاصد می رسند، برای اینکه استقامت یک امر مهمی است و مشکلی. در سوره دومی که سوره هود است که دارای آن ذیل است که همه ما مأموریم به استقامت و در رأس، رسول اکرم است، ایشان در این سوره و در این آیه از ایشان وارد شده است که فرموده اند: شیبتنی سوره هود لمکان هذه الایه به حسب این روایت از ایشان نقل شده است که فرموده اند: سوره هود من را پیر کرد، برای این آیه. برای اینکه همه مأمورین را، همه ملت های اسلامی را، همه افراد مسلم را امر فرموده است به اینکه در مأموریتی که دارید استقامت کنید، پابرجا باشید، متزلزل نشوید، چه بسا افرادی که ابتدائاً در یک امری وارد می شوند لکن بعضی مشکلات وقتی پیش آمد نمی توانند خوددار باشند، توانند استقامت کنند و چه بسا اشخاصی که مستقیم هستند استقامت کنند، پایداری می کنند تا آخر تعلیمی که خدای تبارک و تعالی به مسلمین داده است، این است که باید در مأموریت خودتان استقامت داشته باشید، پایداری داشته باشید. بحمدالله امروز ملت ما عموماً و ارتش و قوای مسلح ما خصوصاً و نیروی هوایی بالاخص این امتحان را و این مأموریت الهی را عمل

صحیفه نور جلد 13 صفحه 240

کردند، هم فداکاری کردند و هم استقامت. شما بانوان محترم که بازماندگان آنها هستید و برای شما آنها شرافت و عزت به یادگار گذاشتند، خودتان هم می بینم در گفتارتان استقامت از آن ظاهر می شود.
 

ملت باید علاوه بر جهاد، استقامت در جهاد داشته باشد

ملتی که بخواهد شرافت خودش را حفظ کند، اسلام را که مبداء همه شرافت هاست بخواهد حفظ کند، این ملت باید علاوه بر جهاد، استقامت در جهاد داشته باشد. استقامت معنایش این است که اگر گرفتاری هائی پیدا شد در جهاد، اگر در جنگ هایی که پیش می آید برای یک ملتی که می خواهد شرافتمند باشد، خواهد اسلام را و نهضت اسلامی را به ثمر برساند، از مشکلات هراس نداشته باشد، در مشکلات سستی نکند، این امر خداست. خدای تبارک و تعالی که دفاع را بر همه ملت و بر همه مسلمین واجب کرده است و ما هم الان در این امر واقع شده ایم که دفاع می کنیم از شرافت خودمان، دفاع می کنیم از اسلام عزیز. همان که امر فرموده است که دفاع کنید، به همه ملت ها امر فرموده است که پایدار باشید استقامت کنید. رسول اکرم در عین حالی که بالاترین موجود بود در استقامت و حضرت امیر سلام الله علیه در روایتی وارد شده است که ما در جنگ هر وقت که فشار بر ما می آمد به رسول خدا پناه می بردیم. در عین حال خدای تبارک و تعالی می فرماید که: فاستقم کما امرت امر می کند که پایدار باش! نلرزاند تو را چیزی، آنجایی که می رسد به اینکه تو و امت پایدار باشید. پیغمبر می فرماید که: من به واسطه این آیه پیر شدم برای اینکه استقامت مشکل است و من گرچه می توانم استقامت کنم و افرادی هم می توانند، ولی همه ملت اطمینان نیست که بتواند مستقل باشد، مستقم باشد. استقامت در امر از خود امر مشکلتر است. چه بسا پیروزی هائی که برای یک ملتی پیش می آید برای اینکه استقامت در آن امر که موجود شده است ندارند، سستی می کنند آن پیروزی از دست شان می رود.
 

تلاش مفسدین شایعه ساز برای تضعیف روحیه ملت شما امروز هم و

تمام ملت و هم قوای مسلحه که خداوند حفظشان کند و هم نیروی هوایی که از او بیشتر از دیگران تعریف شود به پیروزی های چشمگیر رسیده اند. ملت ما کاری کرده است که تمام دنیا را به تحیر وا داشته است. ملت ما بر برزگترین قدرت های عالم غلبه کرده است. دست بزرگترین قدرت های عالم را از مملکت خودش قطع کرده است. دست دشمنان بشریت را از کشور خودش قطع کرده است. الگو شده است از برای همه کشورهای مستضعفین. در عین حالی که این کار را کرده است، مأموریم ما همه، ملت ما، ارتش ما و سایر قوای مسلح و همه مستضعفان، مأموریم که در این امری که کردیم، در این پیروزی که به دست آوردیم ما استقامت داشته باشیم، پایداری داشته باشیم. جنگ ها کمبودی دارد، جنگ ها شهادت دارد. جنگ ها خوف دارد برای بسیاری، جنگ ها گرسنگی دارد، جنگ ها گرانی دارد، جنگ ها خرابی دارد و همه چیزهائی که لوازم جنگ است، خصوصاً جنگی

صحیفه نور جلد 13 صفحه 241

که در ایران پیش آمده است و خصوصاً نهضتی که ایران کرده است که موجب این شده است که قدرت های بزرگ در مقابل او دست به یک توطئه ها زده اند و می زنند که محاصره اقتصادی یکی از آنهاست جنگ این معانی را دارد و شما که می خواهید کشور خودتان را نجات بدهید، شمائی که قیام کردید و قریب صد هزار کشته دادید و قریب بیشتر از صد هزار، بیشتر از صد هزار معلول داشتید تا پیروز شدید و به اینجا رسیدید، باید استقامت داشته باشید، پایداری داشته باشید. این متاعی که گیر شما افتاده است در دنیا نظیر ندارد، دیگران به این متاع نرسیدند استقلالی که شما پیدا کردید دیگران به آن نرسیدند. آزادی که شما پیدا کردید دیگران به آن نرسیدند. این آزادی، حفظش و نگهداریش، این استقلال حفظ و نگهداریش زحمت دارد. خداوند می فرماید استقامت کنید، پایدار باشید. از اینکه بنزین کم است نباید بلرزید. ارتش ما دارند جان می دهند شما برای بنزین سست می شوید. جوان های ما، پاسدارهای ما، ارتش ما، ژاندارمری ما، بسیج ما، همه اینها در سرحدات دارند فداکاری می کنند، جانفشانی کردند و می کنند، شهید دادند و مستقیمند، و در محال خودشان باز استقامت دارند می کنند و هر روز پیشروی می کنند. ملت باید توجه کند به این مسائل. اشخاصی که تبلیغات سوء می کنند و از کمبود به گوش شما می خوانند این اشخاص، اشخاصی هستند که می خواهند این پیروزی را از دست شما بگیرند، می خواهند استقامت را از دست شما بگیرند. امر دائر است، یا حرف مفسدین را بشنوید یا حرف خدای تبارک و تعالی که می فرماید فاستقم کما امرت و من تاب معک همه مأموریم، همه مأمور هستیم که استقامت کنیم و پایدار باشیم. من از شما بانوان محترم و بازماندگان شهدا، باز ماندگان شهدای نیروی هوائی و همه بازماندگان شهدا در هر جا که هستند تشکر می کنم که چنین روحیه قوی ای دارید، که باز در مقابل همه توطئه ها ایستادید و سخن می گوئید و مقاله می خوانید و مردم را دعوت به حیات می کنید و خداوند تبارک و تعالی به همه شماها و به همه ملت ما عزت عنایت کند، العزت لله عزت مال خداست. من امیدوارم که اعطا کند به همه شما و به همه ملت ما و به همه مسلمین عزت را، شرافت را، مستقیم باشید. پایدار باشید که پیروز هستید. از گرانی نترسید، از کمبود نترسید. شوروی با آن قدرت بزرگش که شصت و چند سال است نهضت کرده است به قول خودش، شورش کرده است، الان هم صف های بلند در آنجا برای اینطور مطالب هست. الان هم اشخاصی که از آنجا می آیند می گویند همین کمبودهائی که هست در آنجاها هم هست. الان هم محتاج به این است که گندم از آمریکا بخرد. در خود آمریکا، شما خیال می کنید که آمریکا در رفاه دارد زندگی می کند. آنقدر در امریکا فشار هست و مستمندان هستند که شاید جاهای دیگر به آن اندازه شاید نباشد، چرا باید گوش بدهد ملت ما به این مفسدینی که مأمورند از طرف قدرت های بزرگ، برای شایعه درست کردن و برای تضعیف؟ چرا باید گوش کند ملت ما به این شایعه سازان و این مفسدین که هر روز در بین مردم می روند و تضعیف می کنند روحیه آنها را؟ شما با آن روحیه بزرگ معجزه ایجاد کردید در دنیا. اعجاز کردید شما در دنیا. با استقامت خودتان حفظ کنید این اعجاز را. حفظ کنید این پیروزی بزرگ را و به کسانی که در مقابل شما می ایستند و گویند کاری انجام نشده است، بفهمانید که ایران کاری که

صحیفه نور جلد 13 صفحه 242

کرده است در دنیا نظیر ندارد. در طول تاریخ نظیر ندارد که یک ملت سی و چند میلیونی به یک قدرت های بزرگ چند صد میلیونی با آنهمه ابزار غلبه کرده است و دست آنها را کوتاه کرده است. چه می خواهد دیگر بشود، بالاتر از این امر چیست امروز روز استقامت است، امروز روز پایداری است. برادران و خواهران باید پایدار باشند و استقامت کنند و این نهضت را انشاء الله به پیروزی نهایی برسانند و من از خدای تبارک و تعالی رحمت برای شهدای شما و سلامت برای معلولین شما و عافیت برای خود شما و بستگان شما و برای تمام ملت ایران خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان مرکز تربیت معلم تبریز و اعضای بسیج مستضعفین مشهد و تنکابن

تاریخ: 1359/10/11

 

همه انسان ها در خسارت هستند مگر مؤمنینی که عمل صالح داشته باشند

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان که از راه دور آمده اند، از تبریز، از خراسان در این هوای سرد زحمت کشیده اید و این راه های طولانی را طی کردید و در این جای کوچک و حقیر مجتمع شدید با زحمت، از همه تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی توفیق و سلامت همه شما را و همه ملت را خواستارم. برادران من! شما می دانید که امروز روزی است که ایران مواجه با مشکلات است، مشکلات خارجی، مشکلات داخلی و تا اینکه این مشکلات رفع بشود مقداری زمان لازم دارد و آن چیزی که لازم است بر همه ما، آن چیزی است که خدای تبارک و تعالی برای مؤمنین ذکر فرموده است که همه انسان ها در خسارت هستند مگر مومنینی که عمل صالح داشته باشند. و در تمام اعمال صالحه دو چیز را فرموده اند: یکی سفارش به صبر و یکی سفارش به حق. می فرماید: والعصر، ان الانسان لفی خسر الاالذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر همه انسان ها در خسارتند مگر مؤمنین، آنهائی که عمل صالح می کنند و سفارش به صبر و حق می کنند. امروز ما هم محتاجیم به اینکه هر کدام، دوستان خودمان را دعوت به حق بکنیم، دعوت به اسلام که در رأس حقوق است و حق مطلق است بکنیم و دعوت به آرامش در یک همچو موقعی که گرفتاری هست بکنیم و دعوت به جمهوری اسلامی بکنیم و دعوت به صبر. اگر انسان بخواهد حق را به دست بیاورد، اگر انسان بخواهد یک حکومت حقی در کشورش باشد و اگر بخواهد اسلام که حق مطلق است در کشور پیاده بشود باید صبر کند، آنطوری که اولیاء خدا سلام الله علیهم در همه مراحل، در همه مصیبت ها، در همه مشکلات صبر می کردند. آنقدر مشکل که برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش آمد در زمان تشریف فرمائی شان در مکه و بعد در مدینه آنقدر که برای ایشان از همه طرف مشکلات بود، محاصره اقتصادی بود و حمله نظامی، برای ما آنطور پیش نیامده است. آن چند سالی که رسول اکرم به واسطه فشارهائی که بر او وارد شد در مکه مجبور شد که در یک کوهی و در یک غاری پناه بگیرد و مشرکین و منافقین و سایر قشرهای فاسد او را در حصر اقتصادی گذاشتند که حتی برای ارزاق یومیه شان معطل بودند و با زحمت تهیه می کردند و بعد هم که از مکه هجرت فرمودند و به مدینه تشریف آوردند، آنطور هجوم های نظامی بر آنها شد و آنطور هجمه مشرکین و قدرت های آن زمان بر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 244

یاورانشان شد برای ما تاکنون نشده است و ملت مادر عین حالی که در فشار اقتصادی از طرف آمریکا و بستگان او هست و همه ملت های غیر مسلم و همه دولت ها، ملت ما و دولت ما را در فشار از همه اطراف گذاشتند، معذلک چون یک امری است که خود ملت قیام کرده است برای آن و ملت اولی از همه است برای حفظ آن، این حصر اقتصادی و این هجمه های نظامی برای ملت ما آنطور ناگوار نیست و الحمدلله همه قشرهای ملت و همه انسان هائی که در ایران هستند، همه، زن و مرد، بچه و بزرگ برای حفظ نهضت اسلامی خودشان کوشا هستند و همه خودشان را در حال جنگ می بینند و جوان های برومند ما از همه اطراف ایران داوطلب هستند برای جنگ با آن اشخاصی که گول خورده اند از طرف بعث کافر.
 

امروز ملت ما کشور و دولت را از خودشان می دانند

برادران من! شما می دانید که در صدر مشروطیت، ایران چقدر ابتلائات داشت و آذربایجان چه همتی در این امر کرد و سردارهائی که از آذربایجان برخاستند چقدر زحمت متحمل شدند و چقدر رنج کشیدند و پیروز شدند. الان همه ملت ما مثل آذربایجان هستند. آنوقت آذربایجان بود و بعضی جاهای دیگر مثل گیلان و سایر جاها هم کم و بیش، لکن به این وضعی که الان هست، تاریخ سراغ ندارد الان تمام ملت از همه افراد کشور، در تمام قشرهائی که هستند، همه این نهضت را از خودشان می دانند و پیروزی این نهضت را پیروزی خودشان می دانند. مثل زمان سابق نیست که بین دولت و ملت جدائی بود، بین ارتش و ملت جدائی بود و مردم آنها را از خود بیگانه دانستند. امروز بحمدالله همه ملت ما الا بعضی مفسدینی که تابع ابرقدرت ها هستند، این کشور را از خودشان می دانند و دولت را از خودشان دانند و همه قوای مسلح را از خودشان می دانند و همه کسانی که در رأس کارها هستند از خودشان می دانند از این جهت آن فشارهائی که بر این مملکت وارد دارد می شود تحمل می کنند و باید صبر کرد، سفارش به صبر کرد. برای احقاق حق صبر لازم است. اگر ما اسلام را می خواهیم و اگر قرآن کریم را می خواهیم که در این مملکت و انشاء الله در ممالک دیگر پیاده بشود و می خواهیم که یک حکومت اسلامی داشته باشیم، باید همه توصیه به حق بکنیم و سفارش به حق بکنیم و در همه اطراف کشور، آنهائی که در کمیته ها هستند، آنهائی که در بسیج هستند، آنهائی که در دادگاه ها هستند و سپاه پاسداران شهربانی و همه با هم سفارش به حق بکنند و اگر اعوجاجی خدای نخواسته در یکی پیدا بشود یا نفوذی کرده باشد بعضی افراد منحرف و چپ نمای نوکر راست، باید سفارش کنند و نگذارند بر خلاف حق کسی عمل کند. وقتی یک کشوری ادعا کند که جمهوری اسلامی است و می خواهد جمهوری اسلامی را متحقق کند، این کشور باید همه افرادش امر به معروف و نهی از منکر باشند، اعوجاج ها را خودشان رفع بکنند. اگر در یک کمیته ای خلاف واقع شود، خود افراد کمیته و خود مردم آن اعوجاج را سفارش بکنند که رفع بشود. سفارش به حق و صبر، و سفارش به صبر. در مشکلات صبر بکنند و سفارش به صبر بکنند و در همه قشرهای متصدی کار سفارش به حق بکنند.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 245


نگذارند که بعضی افراد در هر ارگانی که هستند، در هر جائی که هستند، خود ملت نگذارند که بعضی افرادی که نفوذ کرده است در همه ارگان ها، اینها خلافی بکنند خلاف شرعی بکنند، خلاف عرفی بکنند و آنها را امر به معروف کنند و از منکرات نهی کنند تا به سفارش حق تعالی که فرموده است که همه مردم در خسرانند مگر مؤمنین که عمل صالح می کنند و سفارش به حق می کنند و سفارش به صبر. ما همه امروز وظیفه داریم، امر به معروف و نهی منکر بر همه مسلمین واجب است، جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است، سفارش به حق که امر به معروف است و نهی از منکر است بر همه مسلمین واجب است. شما و ما موظفیم که هم در تمام اموری که مربوط به دستگاه های اجرائی است امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا می شوند که خلاف می کنند معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند و مشکلات را هم تحمل کنیم. مشکلاتی که امروز برای ایران هست و برای مملکت جنگ زده هست، این مشکلات باید صبر بشود تا اینکه رفع بشود. شما که امروز کشور را از خودتان می دانید و دولت را از خودتان می دانید و رئیس جمهور را از خودتان می دانید و ارتش را از خودتان می دانید و همه مصالح کشور را مصلحت خودتان می دانید و هر فسادی که در کشور واقع بشود نقص برای خودتان دانید، موظف هستید و موظف هستیم که هر چیزی که برخلاف حق است سفارش کنیم که انجام نگیرد و حق در ایران انجام بگیرد و مشکلاتی که در اثر جنگ و در اثر انقلاب و در اثر مخالفت با ابر قدرت ها برای مملکت ما پیش آمده است، خودشان صبر کنند و دوستان خودشان را به صبر سفارش کنند و انشاء الله امیدوارم که این صبر شما هم مورد رحمت الهی واقع بشود و هم فرج برای کشور ما و برای ملت ما حاصل بشود.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از معلولین انقلاب اسلامی و جوانان داوطلب اعزام به جبهه ها

تاریخ: 1359/10/04

 

آنها که خون شهیدان را برای به قدرت رسیدن وسیله قرار می دهند از فطرت انسانی خارجند

بسم الله الرحمن الرحیم
ما این منظره ها را که می بینیم و این عزم راسخ و تصمیم های جزم که در شما جوانان می بینم، از وضع شما هم ابتهاج دارم و هم متاثرم. ابتهاج به اینکه یک ملتی آنطور متحول شده است که در راه خدا همه چیز خودش را نثار می کند و با آغوش باز دنبال مرگ می رود. این در طول تاریخ اگر نمونه ای داشته باشد در صدر اسلام است، بعد از آن نمونه ای ندارد، مثل شما جوان ها نمونه ای نیست. و تأثر برای اینکه این جوان های عزیز ما که باید برای ملت ما خدمت کنند و برای اسلام خدمت کنند، به دست اشرار یا شهید شدند و یا معلول، این موجب تأثر بسیار است. و تأثر دیگر اینکه این گروه های منحرف و این اشخاصی که طرفدار ابرقدرت ها هستند و می خواهند همان وضع سابق را پیش بیاورند یا در صدد قدرت طلبی هستند، چطور می خواهند با خون این شهیدان ما و با این معلولان ما، اینها را ندیده بگیرند و برای قدرت خودشان یا برای ابر قدرت ها خدمت کنند و از روی خون این جوان های ما بگذرند و خدمت به آمریکا یا شوروی بکنند. چطور انسان متاثر نباشد از اشخاصی که قدرتمندی خودشان را در خون شهیدان ما می بینند؟ آنهائی که برای خودشان و برای قدرت خودشان خون شما جوان ها را و شما معلول ها را وسیله قرار می دهند، از فطرت انسانی خارجند، اینها حیواناتی هستند به صورت انسان. آنهائی که در این موقعی که جنگ بر قرار است و ارتش ما و سپاه ما و همه ملت دنبال فکر جنگ هستند، فکر این باشند که گروه خودشان قدرت به دست بیاورد، اینها جزء انسان ها نیستند، اینها حیواناتی هستند به صورت انسان. شما می بینید که الان باز در هر گوشه ای از مملکت ما این گروه های منحرف وارد شدند و مشغول توطئه هستند و مشغول شرارت، البته نه شرارت آنها و نه توطئه آنها در مقابل ملت ما و در مقابل قوای مسلح ما کاری از آنها نمی آید، لکن موجب تأثر است که چه انسان های به صورت و چه سبع های به حسب واقع هستند که خون شهیدان ما را وسیله برای رسیدن خودشان به قدرت قرار می دهند، از روی کشته های ما می خواهند عبور کنند و به قدرت برسند. تأثر این است که چرا انسان باید اینقدر نادان باشد، اینقدر شقاوت داشته باشد. جوان های ما دارند در مرزها و در اطراف مملکت برای نگهداری جمهوری اسلامی جانفشانی می کنند و آنها که نه

صحیفه نور جلد 13 صفحه 224

به اسلام اعتقاد دارند و نه به جمهوری اسلامی، دنبال این هستند که با خون اینها برای خودشان قدرت درست کنند.
 

چه بکشید و چه کشته شوید پیروزید

لکن من به شما عزیزان، به شما ارتشیان، به شما سپاه پاسداران، به شما ژاندارمری ها، به شما ملت، سرتاسر، نوید می دهم که پیروزی با شماست، پیروزی با حق است. من کراراً این را گفته ام که ما چه کشته بشویم و چه بکشیم پیروزیم. شما که در میدان جنگ رفتید و معلول شدید و الان در منظره من هستید و من متاثرم برای شما، شما پیروزید. شما در نظر اسلام پیروز هستید. شما در نظر خدای تبارک و تعالی لشکرهای پیروزمندی هستید. خداوند انشاء الله شماها را از لشکریان امام زمان سلام الله علیه قرار دهد و اجر آن سپاهیان در رکاب رسول الله را به شما عنایت بفرماید، آنها هم هر کمالی داشتند، برای خدمت به اسلام و رسول خدا بود و شما هم همین خدمت را دارید انجام می دهید. شما با آنها فرقی ندارید و شما هم مثل اشخاصی هستید که در غزوات رسول الله جنگیدند و شهید شدند یا معلول. شما هم در راه خدا و در راه رسول خدا و در راه اسلام فداکاری کردید، معلول شدید، شهید شدند دوستان شما و شما پیروز هستید. و کشوری که تمام قشرهایش اینطور مهیای برای فداکاری هستند این کشور پیروز است. و خداوند به شما سلامت و اجر عنایت کند و به ما هم بیداری بدهد که به دنبال شما بیائیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع عشایر خوزستان و اعضای شوراهای اسلامی دشت آزادگان

تاریخ: 1359/10/05

 

اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را با هم متحد کند به یک امت بزرگ

بسم الله الرحمن الرحیم
شما دوستان عزیز و برادران محترم که از صفحات جنگ آمده اید خوش آمدید. خداوند انشاء الله شما را موفق کند و دست ظالم ها را از مملکت ما کوتاه بفرماید. نقشه های قدرت های بزرگ که می خواهند مسلمین را زیر سلطه خود بیاورند و مخازن آنها را به غصب ببرند و اموال آنها را به چپاول ببرند از سال هائی طولانی دنبال نقشه هائی بودند که از نقشه های بزرگ آنها مسأله ملت گرائی است. اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را، عجم را، ترک را، فارس را همه را با هم متحد کند، و یک امت بزرگ به نام امت اسلام در دنیا بر قرار کند تا کسانی که می خواهند سلطه بر این دولت های اسلامی و مراکز اسلام پیدا بکنند، نتوانند به واسطه اجتماع بزرگی که مسلمین از هر طایفه هستند. نقشه قدرت های بزرگ و وابستگان آنها در کشورهای اسلامی این است که این قشرهای مسلم را که خدای تبارک و تعالی بین آنها اخوت ایجاد کرده است و مومنان را به نام اخوت یاد فرموده است از هم جدا کنند و به اسم ملت ترک، ملت کرد، ملت عرب، ملت فارس از هم جدا کنند بلکه با هم دشمن کنند و این درست بر خلاف مسیر اسلام است و مسیر قرآن کریم. تمام مسلمین با هم برادرند و برابرند و هیچ یک از آنها دیگری جدا نیستند و همه آنها زیر پرچم اسلام و زیر پرچم توحید باید باشند. اینهائی که با اسم ملیت و گروه گرائی و ملی گرائی بین مسلمین تفرقه می اندازند، اینها لشکرهای شیطان و کمک کارهای به قدرت های بزرگ و مخالفین با قرآن کریم هستند.
 

حزب منفور بعث ثابت کرد که نوکر قدرت های بزرگ است

بحمدالله مشت این حزب بعث عراق باز شد که این ادعاها که می کند که من برای عرب چه هستم و برای قدرت عرب و برای ملت عرب چه هستم، مشت او باز شد که در خوزستان با عرب بیشتر مقابل شد کشتارهائی که به وسیله این حزب منفور و صدام کافر بر برادرهای عرب ما وارد شده است بیشتر از آن است که بر برادرهای عجم ما وارد شد. اگر این مرد فاسق و کافر در ادعای خودش راست می گفت نباید مراکزی که مجتمع عرب است، زن و بچه، پیر و برنا را آنطور سرکوبی کند و اگر چنانچه با عجم دشمنی داشت، چرا عرب را بیشتر مورد هجمه قرار داد؟ این مشت او را باز می کند که

صحیفه نور جلد 13 صفحه 226

نه، مسأله عرب نیست، مسأله نوکری ابر قدرت هاست. اینطور نیست که او بخواهد ملت عرب را نجات بدهد. از چی نجاب بدهد؟ از اسلام نجات بدهد؟! ملت عرب سال های طولانی همانطوری که عجم ها و ایرانی (غیر عرب شان) سال های طولانی در زیر قدرت شیطانی ابر قدرت ها به وسیله حکومت فاسد پهلوی در رنج و عذاب بودند و بعد از اینکه آنها به واسطه قیام ملت ما، عرب و عجم و همه قشرها، آنها به جهنم رفتند، تمام ملت ما زیر سایه اسلام و در جمهوری اسلام بودند و در تحت جمهوری اسلام و پرچم لا اله الا الله کسی در رنج و عذاب نباید باشد و نبود. لکن منحرفینی که نوکرهای اجانب هستند، با اسم های مختلف به این مملکت که مملکت اسلامی است و عرب و عجم و فارس و غیر فارسش در کنار هم برادروار زندگی می کنند، نقشه های آنها این است که این برادرها را از هم جدا کنند و اختلاف ما بین اینها بیندازند و بعد همه دارائی های اینها را از بین ببرند و اسلام را زیر پا بگذارند. حزب بعث منفور عراق ثابت کرد که طرفدار عراق، طرفدار عرب نیست بلکه طرفدار قدرت های بزرگ است و نوکر قدرت های بزرگ است و لهذا او در خود عراق هم ملت عراق را می کوبد و ملت عراق را سرکوب می کند و علمای بزرگ عرب را می کشد و در حبس می اندازند و همه مردم عراق که عرب هستند از دست او به تنگ آمده اند. و مسأله این نیست که او بخواهد برای عرب کاری بکند، عرب و عجم هر دو زیر پرچم توحید و در پناه رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواهند زندگی کنند و جمهوری اسلامی می خواهد مطلبی را که قرآن فرموده است، مطلبی را که رسول خدا فرموده است در همه کشورها پیاده کند و ایران مقدمه اوست، می خواهد که به همه کشورها بفهماند که اسلام بنایش بر برادری و برابری و وحدت و همه مسلمین ید واحده هستند، بر دیگران.
 

در اسلام هیچ یک از قشرها بر دیگری تفوق ندارند مگر به تقوا

ما می خواهیم به همه ملت ها بفهمانیم که اسلام یک دین وحدت است یک دین برادری است، دین برابری است، هیچ یک از قشرهای او بر دیگری تفوق ندارند مگر به تقوا، مگر به پیروی از احکام اسلام حزب بعث عراق ثابت کرد که همانطوری که در رأس او عفلق غیر مسلمان است ثابت کرد که قضیه عرب مطرح نیست، قضیه ملت عرب مطرح نیست قضیه ابرقدرت ها مطرح است، مطرح این است که ما باید همه ملت هایمان در تحت سلطه قدرت های بزرگ باشد. و این یک خیال خامی است که صدام به سر خودش پخته بود که ایران را با یک هفته از بین خواهد برد. او در یک هفته نتوانست که خوزستان که یک تکه ای از ایران است به دست بیاورد و جز ننگ و نفرت در بین تمام مسلمین و تمام مستضعفان جهان چیزی برای خودش نیاورد و او الان به حال عصبی و دیوانگی هر طوری که شده است می خواهد یک پیروزیی پیدا کند ولو نسبی.
 

ما امیدواریم که ملت های اسلامی بپا خیزند و دست های فاسد و خائن را قطع کنند

برادرهای ما در همه جاها، در خوزستان خصوصاً در همه اطراف خوزستان، سرتاسر جنوب،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 227

سرتاسر غرب و خوزستان بپا خاسته اند و در مقابل این شخصی که ادعا می کند که من مسلمم و مسلم نیست، ادعا می کند که من برای عرب کار می کنم و دروغ می گوید، در مقابلش ایستادند و مشت محکم را به دهانش زدند و انشاء الله به همین زودی به جهنم واصل خواهد شد. ما با غم های شما که برادران ما هستید، چه در سوسنگرد، چه در - سایر اهواز و چه در خوزستان، همه اطراف خوزستان، در جنوب، در غرب، با همه شما، با همه کردستانی ها، خوزستانی ها، سوسنگردی ها و همین طور دشت آزادگان که آقایان از آنجا و از همه اطراف تشریف آوردید ما با شما همدرد هستیم در مصائبی که بر شما برادران ما وارد شده است و بر اسلام وارد شده است. این مصائب بر اسلام وارد شده است و شما هم فرزندان اسلامید، هر چیزی که بر شما وارد بشود بر همه مسلمین وارد شده است و هر خیانتی که صدام بر خوزستان بکند بر همه ممالک اسلامی کرده است و ما امیدواریم که همه ملت های اسلام با بیداری و با توجه بپا خیزند و این دست های فاسدی که می خواهد همه ملت های اسلام را در تحت سلطه ابر قدرت ها قرار بدهد، آنها را سر جای خودشان بنشانند. و من از خدای تبارک و تعالی پیروزی اسلام و مسلمین و سلامت و سعادت شما برادران خوزستانی و برادرانی که از جنوب و از غرب اینجا هستید از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت شما را می خواهم و بدانید و یقین بدانید که این زحمت هائی که بر شما وارد شد و این قتل هائی که واقع شد بر برادرهای ما پیش خدا محفوظ است و جائی نمی رود و شما بحمدالله پیروز و روسفید هستید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام رئیس جمهور در تبریک پیروزی سپاهیان اسلام

تاریخ: 1359/10/15

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام رئیس جمهور در تبریک پیروزی سپاهیان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای رئیس جمهور، ایده الله تعالی
ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
خبر پیروزی چشمگیر قوای مسلح اسلام، با هماهنگی بین جمیع رزمندگان عزیز موجب تقدیر و تشکر گردید. سلام و تقدیر اینجانب را به فرماندهان محترم و سران عزیز و سربازان و پاسداران معظم اسلام ابلاغ نمائید. انتظار دارم که با پشتکار و هماهنگی و انسجام همه رزمندگان محبوب به زودی کشور اسلامی از لوث وجود کفار خذلهم الله پاکسازی شود. از خداوند تعالی سلامت و پیروزی همگان را خواستارم. امیدوارم خبر پیروزی نهائی را به خواست خداوند تعالی به زودی دریافت دارم. سلامت جنابعالی و رزمندگان عزیز و فرماندهان و افسران و درجه داران و پاسداران و بسیج و شبه نظامیان و تمامی نیروهای مسلح و نیروهای مردمی که ستون فقرات انقلاب اسلامی ما می باشند از خداوند تعالی خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت تحریریه مجله سروش

تاریخ: 1359/10/15

 

مطبوعات باید در خدمت خواسته مردم، یعنی اسلام باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
در انقلابی که از خود مردم بوده است و انگیزه اش را هم خود مردم تعیین کرده اند، باید همه گروه هائی که می خواهند در این انقلاب خدمت کنند، همان انگیزه را داشته باشند. انقلاب ایران به واسطه اینکه انگیزه اش اسلام بوده و از مردمی که علاقه ای به اسلام داشته اند، شروع شده است و با همه علاقه پیروز شده است، باید هر طایفه ای که می خواهند یک کاری بکنند، همان جهت را در نظر بگیرند و همان چیزهائی را که مبداء پیروزی مسلمانان ایران شد، تعقیب کنند. مع الاسف در مطبوعات دیده می شود که آن انگیزه ای که مردم دارند و آن فکری که روی آن فکر غلبه کرده اند و آن طرزی که جامعه، به استثنای بعضی از افراد و یا بعضی از گروه ها، دنبال آن بوده و هستند نیست، من البته وقت ندارم که همه مطبوعات و همه آن چیزهائی که نوشته می شود از قبیل مجله ها، کتاب ها و روزنامه ها را بخوانم، لکن به طور اجمال نگاه می کنم.
مطبوعات باید به این ملت خدمت کند و باید همان راه را پیش بگیرند که ملت داشته و به واسطه همان پیروز شده است، ولی انسان می بیند که بعضی از مطبوعات اینطور نیستند. شما همه می دانید که اگر این وحدت و یکپارچگی ملت و آن علاقه ای که ملت به اسلام داشت، نبود، ما توانستیم که چنین پیروزی به دست بیاوریم برای اینکه ما در آنوقت نه در ارگان های نظامی دستمان بود و نه تعلیمات نظامی داشتیم و نه یک اسلحه قابل ذکر، بلکه هیچ نداشتیم، معذلک آن چیزی که همه حساب ها را در هم کوبید، توجه مردم در سراسر ایران، از بچه کوچک تا پیرمردها، به یک مطلب بود، آن اینکه باید رژیم سابق نباشد و جمهوری اسلامی باشد و آنوقت اختلاف هم در کار نبود، آنها که بعداً، اختلاف کردند آنوقت هم انگیزه اش را داشتند، ولی در مقابل آن، آن موجی که بود، جرأت نمی کردند چیزی بگویند. ممکن است که خیلی از آنها خواستند خودشان را در جمعیت داخل کنند که بعداً بهره برداری نمایند چنانچه می بینید الان همین طور است. چه اشخاصی و چه گروه هائی که در این نهضت و در این کاری که مردم کردند، بسیاریشان دخالت نداشتند، بلکه بعضی از گروه ها هیچ دخالت نداشتند، لکن خودشان را وارد کردند و دنبال این بودند که چه می شود آیا رژیم سابق غلبه می کند تا خودشان را داخل او بکنند؟ و یا رژیم بعدی غلبه می کند تا خودشان را در آن داخل نمایند؟ و معنی

صحیفه نور جلد 13 صفحه 248

فرصت طلبی هم همین است که اشخاصی کنار بنشینند و نگاه کنند ببینند چه می شود، هر چه شد آنوقت خودشان را در آن گروهی که پیروز شده است، جا بزنند. البته این گروه ها وقتی دیدند مسأله آنطور نیست که هر کسی بیاید و هر کاری دلش می خواهد، بکند و وقتی مواجه شدند با جمعیت هائی که توجه به اسلام داشتند، مشغول شیطنت شدند. بنابراین، مطبوعات باید خدمتی که به آنها محول شده است و برای کشور ما مطرح هست، آن را انجام دهد تا به اسلام و به کشور خودشان خدمت کرده باشند و باید آن خط را دنبال نمایند. مطبوعات باید مسائلی را که مضر به وحدت جامعه و مضر به آن انگیزه ای است که جامعه برای آن قیام کرده است و در حقیقت مضر برای اسلام است، از او احتراز کنند.
 

انتخاب افراد در مطبوعات امر مهمی است

باید آنهائی که در رأس مطبوعات هستند توجه داشته باشند که مبادا در بین آنها اشخاصی خودشان را جا بزنند. شما می دانید که الان اینهائی که انحراف دارند مشغول فعالیت هستند و می خواهند خود را در هر چه جایی که پیدا بشود به یک صورتی داخل کنند. ممکن است یکی از آنها تسبیحی دست بگیرد و ریشی هم بگذارد و در حضور شما نماز هم بخواند، ولی شما باید فکر بکنید که این شخص سابقه اش چه بوده و چکاره است و فرض کنید وقتی در محله شما وارد می شود می خواهد چکار بکند. انتخاب افراد برای مطبوعات امر مهمی است خصوصاً برای رادیو تلویزیون چون اشخاص زیادی در رادیو تلویزیون و مطبوعات هستند که می خواهند وارد شوند، به طوری که اشخاصی که درست فکر می کنند متوجه نباشند و راه را منحرف کنند. الان شما بینید در سرتاسر کشور یک مسائل انحرافی هست که این مسائل، این مسائل انحرافی نمی شود از آن اشخاصی باشد که مستقیمند. بنابراین معلوم می شود که اشخاصی منحرف مثلاً در کمیته ها، در دادگاه ها، در بسیج، در همه جا، در رادیو تلویزیون، در مطبوعات هستند. البته در بین اینها الان بسیار اشخاص سالمی هستند، اما چون ممکن است گاهی ساده فکر کنند و یک کسی را که درست نمی شناسند و از سوابق او درست اطلاع ندارند، چون ظاهرسازی می کند از او گول بخورند و او را در دادگاه و یا در کمیته و در مطبوعات که مهم است، وارد بکنند و یک وقت متوجه شوند که آن خطی را که خود ملت داشته است که هم وحدت و هم اسلام در آن بوده، نیست و یک وقت می بینیم که در مطبوعات آن شخص راهی می رود که به طرف چپ است و یا یک راهی را می رود که به طرف راست است و می بینیم آن راه مستقیمی که یک ملت دنبالش هستند، آن راه اسلام است، منحرف می شود. این از مسائل مهمی است که بخواهند خدمتی بکنند این از مسائل مهم کسانی است که بخواهند خدمتی بکنند، مجله ای بیرون بدهند یا روزنامه ای بنویسند. اولین مسأله آنها این است که افراد انتخاب کنند، اولین مسأله آنها انتخاب افراد است، چون افراد اگر چنانچه اشخاصی منحرف باشند، بدون اینکه شما توجه داشته باشید، یک وقت متوجه می شوید که انحراف پیدا شده است چون اشخاصند که می توانند انسان را به دامان امریکا و یا به دامان شوروی بکشانند. ملتی که برای اینکه از زیر این سلطه ها خارج شود آنقدر

صحیفه نور جلد 13 صفحه 249

مجاهده کرده است، آنقدر جوان داده است، آنقدر زحمت کشیده است، یک وقت می بینید راه مجله، راه مطبوعات، راه رادیو تلویزیون، نطق ها و همه آن چیزهائی که الان هست، به واسطه ورود اشخاصی که خلاف آن چیزی که مسیر ملت است، عمل می کنند، منحرف شده و شما بعداً متوجه آن می شوید. این از مسائل مهمی است که توجه به او لازم است و اغماض از آن جایز نیست.
 

رسانه ها مربی یک جامعه هستند

من امیدوارم این مجله ای که شما دارید و حالا آمده اید به اینجا با من صحبت می کنید، این توجه در رأس همه توجهات آن باشد نوشته هائی که می خواهید طرح بشود، چند نفری را که یقین دارید آدم هائی مستقیم هستند و در مسیر ملت و کشور هستند و وابستگی به هیچ جا ندارند، مطالعه و درست در آن دقت کنند و بعد از دقت در روزنامه یا مجله نوشته شود. اینطور نباشد که بنویسند و منتشر بشود، بعد بفهمند که این نوشته بر خلاف بوده است، و این مطلب یک امری است لازم. کتاب هم وقتی که نوشته می شود، قبل از اینکه انتشار پیدا کند، باید اشخاص کارشناس متوجه به شیطنت هائی که شیاطین می خواهند بکنند، باشند. فرض کنید کتابی اولش خیلی خوب است، اواسطش هم خیلی خوب است، ولی یک وقت می بینید که یک جایش طوری از کار در می آید که آنطور که ما تصور می کردیم، نیست. چیزهائی که منتشر می شود باید به آن درست توجه شود و افراد مطلع و مدبر و کسانی که از مکتب ها اطلاع دارند و مسیر آنها را می دانند به آن توجه کنند، کتاب ها را مطالعه کنند، مجله ها را قبل از انتشار درست مطالعه کنند مبادا یک وقتی یک جایش خلاف در آید و آنوقت برای شما دست بگیرند که مثلاً این مجله انحرافی است. این مطلب هم به صلاح خود شماست و هم به صلاح ملت و از مسائل مهمی است که در درجه اول اهمیت واقع شده است. اشخاصی که اداره می کنند یک جائی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره بوده اند، سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده، چه رویه ای در تحصیلات داشته اند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشته اند، قبلاً چه وضعیتی داشته اند، افکارشان قبلاً چه بوده. اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشته ام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله نویس کنیم، این دو، با هم فرق دارد. بسیاری از اشخاص هستند که می آیند و می گویند ما توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است، لکن نمی شود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد، برای اینکه ما نمی دانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا می خواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد. ما قبول می کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجله ای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است، به دست او بدهیم و یا نوشته هایش را به دست او بسپاریم. ما نباید خوش باور باشیم، خیلی از اشخاص هستند که تمام حرف هایشان حرف های اسلام است، تمام حرف هایشان حرف های نهج البلاغه است، تمام حرف هایشان حرف های قرآن است، لکن مسیرشان این نیست. اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند برای اینکه خودشان را در جامعه جا

صحیفه نور جلد 13 صفحه 250

بزنند و آن مقصدی را که دارند عمل کنند. باید قبول کنیم یک کسی که فرض کنید قبلاً عاصی بوده، این آدم مسلمان است و به او ترتیب اثر اسلام هم بدهیم. مثلاً فرض کنید یک دزدی آمده توبه کرده است، توبه دزد قبول است اما آیا شما می توانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید؟ خیر، چون این عقلائی نیست، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبه ای هم که ظواهرش هم درست بوده، کرده باشد، می توانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم، اما نمی توانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است، به دست او بدهیم. از همه بدتر همین مجلات است، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است. یک نفر آدم که قبلاً فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و می گوید حرف های آنها درست نبوده و من برگشته ام، می گوئیم بسیار خوب، شما برگشته اید، اما ما نمی توانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مسأله دیگری است. شما نمی توانید در مجله ای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید. اینکه او خیلی خوب است برای خودش، ما نمی گوئیم بد است اما نمی توانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد، به دست او بدهیم. این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود. اینکه ما بگوئیم اشخاصی که می گویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است. ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود. فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه می کند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد. ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود. کار، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیون و در این وسائلی که تقریباً عموم مردم نگاه می کنند و یا می شنوند، نمی شود گفت ما حالا اشتباه کردیم و فردا اشتباه نمی کنیم. الان نوشته ای برای من که راجع به روزنامه ای که اشتباه کرده است آورده اند، من نمی گویم که عمدی بوده، ممکن هم هست که عمدی باشد، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است. در هر صورت به مسائل باید توجه شود، ما به این هیاهوئی که در اطراف می شود و تضعیف می کنند نباید اعتنا کنیم.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 250

 

یکی از رسالت های مطبوعات سست کردن مبانی تحلیلی دشمن است

از مسائلی که در مطبوعات لازم است این است که مقداری از اوراق خودشان را صرف این کنند که جمهوری اسلامی چه کرده است. شما می بینید که الان آن اشخاصی که می خواهند به جمهوری اسلامی صدمه بزنند، راه افتاده اند که این رژیم هیچ کاری نکرده است و این همان رژیم شاهنشاهی است و فرقی با رژیم شاهنشاهی ندارد حتی بعضی از نویسنده های متعهد مسلمان که آدم های صحیح و با سوادی هستند شرح مفصلی نوشته اند راجع به اینکه جمهوری اسلامی حالا هم همان کارهای سابق را می کند، اینها نگاه نمی کنند ببینند حالا چه شده است. آقای وزیر آموزش و پرورش که چند روز پیش آمده بودند گفتند تعداد مدارسی که در این دو سال ساخته شده است ثلث مدارسی است که از اول تا حالا در ایران ساخته شده. آنهائی که غرض دارند اینها را نمی گویند مسائلی را که باید گفت، نمی گویند، آن چیزهائی را که عیب دارد، می گویند. حضرت مسیح سلام الله علیه آنطوری که نقل می کنند با اصحابش می رفت، الاغ مرده ای یا یک حیوان مرده ای افتاده بود و آنجا را متعفن کرده بود، آنها از تعفنش می گفتند، حضرت فرمود: چه دندان های سفیدی دارد. اینها تعلیم هست برای ما، نباید انسان یک جمهوری اسلامی که تا به حال اینقدر برکات داشته است، تمام مراکز فساد را بسته است، اینقدر برای مستضعفین کار کرده است، اینقدر مدارس و خانه برای مردم ساخته است را فراموش کنند و بیایند در فلان دادگاه که شخصی در آن دادگاه خطا کرده است این را بگیریم و هیاهو کنیم که این انحراف است. معلوم است این قلم از هر کس بوده است، قلم انحرافی است. ممکن هم هست که خودش ملتفت نباشد. شود در یک جامعه ای که دو سال از زندگیش می گذرد، یک جامعه ای که همه چیزش خراب و فاسد بوده و بیش از دو سالش نیست، این بچه دو ساله را بخواهید مثل یک انسان چهل ساله که همه کارهایش را انجام داده، درست کنید. ما نباید خودمان به جان جمهوری اسلامی بیفتیم برای اینکه فرض کنید اعوجاجی در فلان جا واقع شده است و یا چون یک شخصی را که خیلی آدم خوبی بوده و حالا او کاری برنمی آید و کنارش گذاشته اند، حالا ما قلم به دست بگیریم کتاب بنویسیم، مجله بنویسیم و همه مفاسدی را که در یک یا دو گوشه مملکت واقع شده است، به رخ جمهوری اسلامی بکشید که جمهوری اسلامی اینطوری است فرض کنید اگر یک نفر وکیل در بین دویست و پنجاه تا سیصد نفر وکیل یک کار خلافی کرد، ما نباید بگوئیم که همه این وکلا خرابند و مجلس شورای اسلامی مجلس خرابی است. اگر در این دادگاه هایی که در سرتاسر ایران است فرض کنید پنج نفر یا ده نفر خطا کردند، آیا ما باید بگوئیم آن خطاست یا باید بگوئیم دادگاه ها خطاست؟ اینها اشتباهاتی است که می کنند یا غرض ورزی هائی است که می کنند بعضی از اشخاصی که اشتباه کرده اند و بعضی از اشخاص غرض دارند. از وظایف رادیو تلویزیون و مجلات و سایر جاها این است که مسائلی که واقع شده است، بگویند. من در همان اوایل امر که آقای بازرگان نخست وزیر بودند به آقایان گفتم که شماها مسائلی که انجام می دهید، در رادیو تلویزیون اعلام کنید که این کارها را کرده ایم، نگذارید آنها بگویند که این کار را نکردند، فلان کار را نکردند و هیچ کاری نکردند.کار نکرده ها البته

صحیفه نور جلد 13 صفحه 252

زیاد است، اما یک مملکتی که لااقل بیش از پنجاه سال به انحراف شدید کشیده شده است و در این پنجاه سال تعمد داشته اند که منحرف کنند و ما را از همه طرف وابسته کنند، در این دو سال آنچه شده است، اعجاز است.
 

وظیفه قلم ها سازندگی است نه غرض ورزی

توئی که حالا قلم به دست گرفته ای و برای همه می نویسی، از همه ارگان انتقاد می کنی، آزادی، ولی آیا شما در سه سال پیش از این می توانستی قلم را دست بگیری و یک کلمه راجع به یکی از این ارگان ها صحبت کنی قلمت را می شکستند و پدرت را در می آوردند. شما قدر آزادی را نمی دانید. الان آزادی پیش بعضی از اشخاص ملعبه شده است که هر چه دلشان می خواهد باید بنویسند و هر چه دلشان می خواهد باید بگویند. در هر صورت ما یک وظیفه اسلامی و انسانی داریم که آن چیزهائی که در این جمهوری اسلامی شده است بگوئیم و به مردم برسانیم، انتقاد هم اگر داریم، البته اگر کوتاهی شده باشد، باید نوشته شود. نمی گوئیم آن را ننویسید، آنها را هم بنویسید اما انتقاد غیر از غرض ورزی است. یک وقتی قلمی می خواهد مسأله ای را که کوچک است، بزرگ کند، چند مقابل کند، تیتر بزرگ بنویسد و هر چه دلش می خواهد بنویسد که می بینیم گاهی تیترهائی مناسب با خود مطلب نیست بلکه تیتر را از جای دیگر پیدا کردند و زیرش چیز دیگری نوشته اند که البته این غرض ورزی است و یک وقت یک قلمی را می بینیم که می خواهد جامعه را اصلاح کند هم خوبش را می گوید و هم آنچه ناقص است اما نه به طور انتقاد غرض آلود، نه به طور تضعیف، مسائل را دو جور ممکن است بگوید، یک وقت مسائلی را که یک استاد شریف برای بچه ها می گوید و این استاد شریف می خواهد بچه هائی را که انحراف دارند، آنها را از انحراف بیرون بیاورد، در اینجا با زبان ملایم نصیحت شان می کند و به آنها می فهماند، یک وقتی استادی داریم که می خواهد به اینها ضربه بزند، با ضربه می خواهد اینها را اذیت کند، دو فرض است، دو جور قلم است، دو جور گفتار است و دو جور نوشتن است. باید فکر این مطلب باشیم که اگر در کار شمای تنها و نه همه، انتقاد است، همه نویسندگان، همه گویندگان به طور ملایم و به طور دلسوزانه مسائل را مطرح بکنند، نه به طوری که بخواهند به جمهوری اسلامی ایران ضربه بزنند. اگر این جمهوری اسلامی به واسطه قلم اینها ضربه بخورد، پیش خدای تبارک و تعالی و پیش ملت و پیش همه ملت ها مسؤولند.
یک چیزی که همه ملت ها از آن تعریف می کنند، ما خودمان نشسته ایم قلم به دست گرفته ایم و اگر یک عیب کوچکی در یک جا پیدا شد و فرض کنید که یک نفر در یک جا خطا کرد یا فرض کنید یک نفر هم عمداً مال کسی را مصادره کرد آنوقت بگوئیم که جمهوری اسلامی مثل رژیم شاهنشاهی است. آخر کجای این رژیم مثل رژیم شاهنشاهی است؟ در رژیم شاهنشاهی بازار اسلام اینطور بود خیابانتان اینطور بود؟ مراکز فحشا آنطور بود که دیدید، همه چیزمان آنطور بود که دیدید، نفتمان را می بردند، همه چیزمان را می بردند. در این رژیم همه اینها جلویش گرفته شد، از اینها هیچ نمی گویند و قلم ها در این

صحیفه نور جلد 13 صفحه 253

باره شکسته است اما فلان آدم در فلان جا فلان کار را کرده است، فلان آدم را مثلاً کشته است، آیا این مربوط به جمهوری اسلامی است؟ البته این به جمهوری اسلامی مربوط نیست، باید یک نفر آدم که خطا کرده، جلویش را گرفت. اگر نصیحت کنند که یک چنین آدمی در فلان جا چنین کاری کرده و جلویش را باید بگیرید، البته باید جلویش را بگیرند. این قلم ها تا وقتی در اختیار امریکا و شوروی باشد، خودش هم نمی فهمد، قضیه، قضیه نصیحت نیست، قضیه غرض و عقده ای است که دارند و می خواهند این عقده را صاف کنند.باید به این معانی توجه شود، وظیفه من هم دعاگوئی است، من به همه شما دعا می کنم، خداوند همه شما را حفظ کند و موفق کند تا خدمت کنید به کشور خودتان، مسلمان هستید به اسلامتان خدمت کنید، ملت را دوست دارید به ملتتان خدمت کنید، کشورتان را دوست دارید به کشورتان خدمت کنید. در نوشته هایتان به خدا توجه داشته باشید، بدانید که این قلم که در دست شماست در محضر خداست و اگر هر کلمه ای نوشته شود، بعد سؤال می شود که چرا این کلمه نوشته شده است. اگر به جای این کلمه بشود یک کلمه خوبتر نوشت، از شما سؤال می کنند چرا این کلمه زشت را نوشته اید. انشاء الله خداوند همه ما را تأیید کند. موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت دولت برادر رجائی (نخست وزیر)

تاریخ: 1359/10/16

 

مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم، اگر نگوئید موجب تضعیف می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من توفیق همه آقایان را از خدای تبارک و تعالی مسألت می کنم و امیدوارم که در ضمن هم موفق باشید که خدمت بکنید به این کشور و از این حالی که داریم بهترش کنید و بعض مطالب که مهم است در نظرم، عرض می کنم.
گرفتاری امروز ما، همین اختلافاتی است که مشاهده می شود. شما هر چه کار می کنید اگر اختلافات را کوشش نکنید که رفع بشود کارهای شما را آن کسانی که بخواهند یک عیبی بگیرند به آن، عیب می گیرند. هیچ شکی نیست اینهائی که افتاده اند دور بازار و کوچه و این طرف و آن طرف و سمپاشی می کنند، آنها، این کارها را می کنند و اگر شما در همان سطح بالا، این اختلافات را کوشش کنید که با عقل و تدبیر، در رفعش بسیار کوشش کنید انشاء الله یک آرامش روانی پیدا بشود و کارها در آن آرامش زود انجام می گیرد، بهتر انجام می گیرد. این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اطاق محدودی، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند، وقتی کاری انجام می دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلاً ما بر خلاف می گوئیم، بیایند اطلاع بدهند، در روزنامه ها اطلاع بدهند، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم، راجع به امور دیگر زدیم اگر چنانچه مردم اعتقادشان این است که اینطور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت، هر کس این ادعا را دارد، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم، می گوئید که: عمل کردیم، بیایند بگویند که نخیر شما عمل نکردید. و اگر چنانچه نیامدند و نگفتند، معلوم شود که ما عمل کردیم و مردم گوش ندهند به حرف اینهائی که می گویند که دولت هیچ کاری نکرده و نمی تواند هیچ کاری بکند. من نمی گویم که بعد از اینکه این هم اعلام کردید، باز مسائل نیست اما کم می شود، در بین مردم کم می شود ولو آنهائی که می خواهند بگویند، می گویند اما مردم دیگر باورشان نمی آید. این سکوت شما از کارهائی که انجام می دهید البته بعضیش را می گویند اما همه اش را نمی گویند، شما هر کدام که در هر وزارتخانه ای هستید، وزیر هر وزارتخانه ای هستید مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم، آن

صحیفه نور جلد 13 صفحه 255

چیزی که نباید گفت، آن عبادات شخصی آدم است که نباید بگوید اما کارها و خدمت هائی را که شما کردید، اگر نگوئید فساد دارد یعنی موجب تضعیف می شود، لکن اگر به ملت بگوئید، بیاید هر کسی بگوید مسائل خودش را که ما این کارها را کردیم، در تلویزیون، در رادیو اعلام کند و بعد هم اعلام کند که هر کس مخالف با این کارهائی است که ما کاری را کردیم، می گوید ما صحیح نمی گوئیم، بیاید بگوید. هر دهی که ما برایش این کار را کردیم اگر نمی کردیم، اگر اینها ادعا دارند که نکردیم، بیایند بگویند و مقایسه ای هم بین این دو سال و این سال های طولانی که طاغوت بوده است این مقایسه را بکنید، بروز بدهید.
یک روز البته آقای با هنر راجع به مدارس گفتند که در ظرف این دو سال، نسبت به طول مدتی که آنها بودند یک ثلث، مثل اینکه ایشان گفتند که یک ثلث ما درست کردیم، در صورتی که در طول آن سال های طولانی این دو مقابل آنها زیاد بوده است. اینها یک مسائلی است که باید گفته بشود، مردم آشنا بشوند، مردم بفهمند که دولت دارد چه کارهائی برایشان انجام می دهد، آدم خدمت به یک جامعه ای بکند و بعد هم خود جامعه ندانند که خدمت چه شده است؟ البته آن دهات خودشان می فهمند، اما خوب سطح بالاها و خوب سطح شهرستان ها اینها خیلی نمی توانند بفهمند این معانی را، باید گفته بشود و هر کدامتان یک روز در هر چند وقت یک دفعه بیائید و ریز اعمال خودتان را بگوئید که ما این کارها را کردیم.
و مهم در نظر من این اختلافاتی است که مشاهده می شود و ریشه خیلی زیادی هم ندارد، الا ریشه های نفسانی. باید یک قدری این مسائل را خودتان حل کنید. در هر وزارتخانه ای اگر مثلاً اشخاصی باشند که می خواهند یک کارهای چه ای بکنند، نگذارند کارها انجام بگیرد، با ملایمت، با تدبیر آنها را به وظایفشان آشنا بکنید. و اگر یک وقت دیدید که کسی است که نه، نخواهد گذاشت، خوب، تصفیه بکنید و اگر چنانچه کسانی که تصفیه شده اند اشتباه بوده است، آنها را برگردانید باز به محل خودشان تا خدمت بکنند. و من امیدوارم که انشاء الله همه نقائص رفع بشود و انشاء الله این جنگ هم به زودی تمام بشود و آنطوری که دیروز صبح هم حتی گفته شد، پیشرفت زیاد بوده است و من امیدوارم که دنبال بشود این وضع و آرام بشود مملکت، گر چه اینها گذارند به این زودی ما آرام بگیریم، ممکن است یک جای دیگر یک فسادی بکنند، لکن شما و ما باید مصمم باشیم، ملت ما باید مصمم باشد به اینکه آن چیزی را که به دست آورده است از دست ندهد. ما الان آن چیزی که به دست آوردیم، ارزشش بیشتر از این مقداری است که ما از دست دادیم. با اینکه جوان هائی که ما از دست دادیم، ارزششان خیلی زیاد است، لکن برای ملتی که می خواهد مستقل و آزاد باشد، اینطور ضایعات هست و چون ملت ما همه با هم هستند، دولت را علیحده از خودشان نمی دانند و کشور را کشور خودشان می دانند و دولت را دولت خودشان می دانند از این جهت کم می شود که بتوانند آنهائی که بخواهند آسیب بزنند، آسیب بزنند. اگر ملت را آشنا کنید، باز نگذارید که آشنا نباشند به کارهائی که کردید، آشنا کنید به مسائل، برایشان مطالب را بگوئید، بروید توی خود مردم، با آنها مسائل را در میان

صحیفه نور جلد 13 صفحه 256

بگذارید که آن کسانی که مثلاً گروه هائی که می خواهند نشود این جمهوری اسلامی، تحقق پیدا نکند این جمهوری اسلامی، آنها دیگر حرف هایشان موثر واقع نشود.
 

به مردم بفهمانید که خدمتگزارشان هستید

در هر صورت مثل این ملتی که الان ما داریم، کم نظیر است، بی نظیر است. باید گفت که در جائی الان گمان ندارم هیچ کدام از شما سراغ داشته باشید که یک ملتی با دولت خودش اینطور بشود، که کارها را مشترکاً انجام بدهند. سابق که طاغوت بود که هر چه می توانستند کارشکنی می کردند، هیچ همراهی تو کار نبود، برای اینکه مردم دیده بودند که دولت به فکر آنها نیست، شما باید آنطوری که به حسب واقع هم همین طور است به مردم حالی کنید که ما برای خدمت آمدیم، ادارات برای خدمت آمدند، مردم با دل راحت بیایند تو ادارات، من آن تلخی هایی که در زمان سابق بود، در زمان رضاخان بود، بعدش هم درزمان این، آنوقت آن تلخی ها را زمان رضاخان خود من چون جوان بودم توی این مسائل می رفتم گاهی، که اگر یک وقت ابتلاء به کلانتری پیدا می شد، آنوقت برای جاهایی هم که از اینجا می خواستند بروند فرض کنید به آذربایجان هم، باید بروند کلانتری و آنجا یک ورقه ای، چیزی بگیرند، مردم وقتی می خواستند به کلانتری بروند با یک ترس و رعب و وحشتی کانه می خواهند به حبس بروند. اینها عادت نباشد در ادارات که مردم وقتی می خواهند تو اداره بروند بترسند. این بیچاره دهاتی ها سابقاً اینطور بوده، حالا خیال می کنند باز هم اینطور است. حالا باید ادارات به روی مردم باز باشد و با آغوش باز مردم را بپذیرند، دردهائی که مردم دارند بگویند به آنها، بتوانند بگویند، آنها هم کوشش کنند در اینکه حل بشود مسائلشان که مردم احساس کنند که یک دولتی است که مال خودشان است و برای خودشان دارند خدمت می کنند هیچ اشکال ندارد که وقتی ملت فهمید که یک جمعی دارند خدمت می کنند و خودشان هم آن قبه و بارگاه هائی که زمان سابق بود ندارند، آنها هم مثل مردم عادی دارند زندگی می کنند، لکن شاید وضعشان خیلی هم کمتر باشد، مردم وقتی ببینند به حسب فطرتشان فطرت صحیح است، خوب به حسب فطرت، عاشق یک همچو دولتی خواهند شد. خصوصاً که بعد از یک همچو قضایایی که در زمان سابق بوده است این قضایای زمان سابق، خوب خیلی از اشخاص هست که یادشان هست آن مسائل را. حالا بعد از آن قضایائی که در زمان سابق بوده اگر دیدند یک دولتی آمده و عکس آن مسائل الان هست، همه خدمت است، همه اش این است که می خواهند روح مردم آرامش داشته باشد می خواهند مردم به چیزهائی که احتیاج دارند برسند در همه جهات هم در جهت فرهنگی، هم در جهت اقتصادی، از همه جهاتی که دارند. وقتی مردم احساس این مطلب را بکنند که یک دولتی است که از خودشان بوده است و همچو نبوده است که فلان الملک و فلان الدوله نمی دانم و فلان السلطنه باشند، اینطور نبوده. الان یک اشخاصی هستند مثل خودشان عادی، وقتی هم در تلویزیون می بینند که این وزیر کذاست، هم در پیش من هم گاهی بعضی بچه ها که هستند می گویند نگاه کنید با چه جور هیکلی می آید که این با وزارت چطور، اینها باز در ذهنشان این است که

صحیفه نور جلد 13 صفحه 257

وزیر باید یک یال و کوپالی داشته باشد، به عملشان کاری ندارند، به صورتشان که آنوقت با آن بساط می آمدند و مردم می دیدند اینها را، خیال می کنند حالا هم باید آنطور باشد، الان باید وضعش یک وضعی باشد غیر عادی. وقتی مردم آشنا شدند با این مسائل و دیدند - که خدمت های شما را، خود شما را در تلویزیون دیدند، خدمت شما را وقتی عرضه کردید در تلویزیون دیدند و در رادیو شنیدند، قهراً پشتیبانی شان زیاد می شود.
و الان هم بحمدالله ملت پشتیبان همه هستند، پشتیبان همه ارگان های دولتی هستند و هم راجع به دولت و هم راجع به ارتش و همه، مردم الان از خودشان اینها را می دانند. شما احتمال این را می دادید که اگر یک جنگی پیش بیاید، همه ایران دنبال این باشند که کمک بکنند؟ همچو چیزی در آنوقت نبود، اگر یک چیزی پیش می آمد از همه طرف، اگر نمی کردند یک کاری که دولت را از بین ببرند، همراهی دیگر نمی کردند. الان می بینید بچه، بزرگ، پیرزن، چه، می آورند چیزهایی که دارند، تمام آن چیزی که دارند می آورند می دهند این را برای جنگزده ها، این هم برای ارتش، این هم برای چه. اینها یک چیزهای نمونه ای است که آنهائی که چشم و دلشان باز است نه آنهائی که کوردل هستند، اینها باید ببینند، می گویند جمهوری اسلامی عین سابق. حالا شما یک همچو چیزی در تمام طول تاریخ، الان هم در تمام دنیا یک همچو چیزی را که مردم با روی گشاده خودشان برای لشکرشان، برای ملتشان، برای دولتشان همه شان دست به هم بدهند، عمل بکنند، جمهوری اسلامی بهتر از این چی؟
 

این یک تحول معجزه آسایی است که شده است و امیدوارم که محفوظ باشد

خوب، البته مشکلات هست، همه جا مشکلات هست، باید ملاحظه بکنید که مشکلات مثلاً کسانی که در دولت هائی که در سابق انقلاب کرده اند، آن مشکلات در ایران هست؟ آنطور مشکلاتی که بعد از، الان یک کسی که نوشته بود از شوروی، یک کسی به من گفت، او پسرش آنجا بوده است، گفت الان هم صف های طولانی آنجا هست، الان هم کمبود در آنجا هست، الان هم شوروی احتیاج به امریکا دارد در اینکه مثلاً ارزاقش را به او بدهد، با آن بساطی که دارند، خوب یک همچو انقلابی که در ایران شده است، حالا هم می گوئیم دو سال تقریباً یک خرده کمتر یا بیشتر از آن گذشته است آیا جای دیگری همچون چیزی هست که شما بگوئید که اینجا با سابق مثل هم است؟ آیا اینقدر خدمتی که در این دو سال با همه گرفتاری هائی که هست، شده است و همه جا مشغول به تعمیر، مشغول به باز سازی، مشغول به خدمت هستند و همه ملت کمک می کنند آیا جای دیگر همچو چیزی سراغ دارند تا بیایند بگویند که اینجا با زمان شاه...؟ خوب باید یعنی اینقدر انسان بی انصاف باشد که بگوید که حالا با زمان شاه فرق نکرده است. حالا آزادیش را ملاحظه می کنی، خوب، هر که هر نامربوطی می خواهد می گوید، آزاد هم هست، دارد می گوید هر که هر نامربوطی می خواهد، می گوید، آزاد هم هست، دارد می گوید، هر که هر نامربوطی می خواهد، تو خیابان فریاد می زد که می زد، آن آزادی غلط الان هستش. ولیکن خوب، کدام وقت در زمان شاه سابق شما یک کدامتان، یک قدم می توانستید خلاف بگوئید؟ همه دست به سینه ایستاده بودید یا نه، اگر خیلی هم مردم خوبی بودید،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 258

کنج خانه هایتان بودید، کاری به کاری نداشتید، یا یک کلیاتی یک وقتی فرض کنید در یک روزنامه ای یا در نوشته ای می گفتید، حالا دارید شما یک وضع آزادی، یک وضع خوبی دارید رفتار می کنید بهتر از آزادی ما چه داریم؟ آنوقت همه چیزمان بسته به غیر بود، حالا بسته به غیر نیستیم ما. البته، همه عالم، یک احتیاجاتی دنیا به هم دارد، این وابستگی نیست، مثلاً ما احتیاج داریم که گندم بخریم، پول می دهیم گندم می خریم مثل یک آدمی که به نانوایی احتیاج دارد، اینها اسمشان وابستگی نیست، وابستگی این بود که زمان شاه بود والا خوب، شوروی هم از امریکا احتیاجش را می خرد اما وابسته به امریکا نیست. امریکا هم احتیاج دارد به یک جائی که از آنجا یک چیز، از ژاپن مثلاً چیز وارد بکند. مبادلات تجارتی اسمش وابستگی نیست، وابستگی آن بود که ما در زمان شاه داشتیم که همه چیزمان را باید آنها بیایند اداره بکنند، مستشار بیاید و لشکر ما را آنطور بکند که کردند و آنطور خرابکاری. این مبادلات و باب خرید و فروش که متقابل یک اشخاصی با هم خرید و فروش دارند این وابستگی اسمش نیست. الان ایران وابسته به هیچ جا نیست و این بهترین چیزی است که جمهوری اسلامی آورده است و آزادی هم هست
بنابراین اینکه نق نق می زنند نه این است که واقعاً آنها عقیده شان این است که خیر، دولت، یک دولت چیزی نیست یا فرض کنید که یک گرفتاری الان هست و ما پس، وابستگی هائی داریم و ما آزادی نداریم و این حرف ها، اینجور نیست، اینها کار شکنی است از اشخاصی که اشتباه می کنند، اگر مردم صحیحی باشند، این هم برای این است که شما حرف هایتان را نزدید و مسائلی را که داشتید نگفتید و یا این است که یک اشخاص مغرضی هستند که آن اشخاص مغرض را با هیچ جور نمی شود درستش کرد، اینها اشخاصی هستند که می خواستند مثلاً چه بشود، خیال می کردند که وقتی جمهوری اسلامی شد آنها هم باید بیایند، آن که اصلا نه به اسلامش اعتقاد دارد و نه به جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، آن باید بیاید اداره مملکت را بکند، حالا دیده نمی شود اینطوری، آن نقش را می زند، نمی شود که ما بگوئیم که آن آدمی که سر تا ته بنایش بر این بوده است که بیاید یک مثلاً وزارتی را بگیرد یا مثلاً اصلا دولت را تشکیل بدهد، حالا دستش کنار است و خودش هم فراری هست، نمی شود بگوئیم بیا نق نزن، او نق خواهد زد.
بنابراین یک مقداریش تقصیر خود ماهاست و آن اینکه تمام کارهایی که کرده نمی گوییم و اینکه این ارگان هائی که در همه اطراف مملکت هست نرسیدیم به اینکه اصلاحشان بکنیم، اشکالاتی در آنجا هست، هیچ اشکال ندارد که در دادگاه ها، در کمیته ها، در اینطور موارد در بین مثلاً این پاسدارها با اینکه خیلی مردم خوبی هستند لکن ممکن است یک اشخاصی وارد شده باشد به اسم پاسداری و اینها و فساد بکند، یا در دادگاه ها وارد شده باشد یک کسی و فساد بکند. در صدر اسلام هم بعضی اشخاص وارد می شدند اشتباهی توی چیز اسلام و فسادکاری می کردند. اینها را باید البته رسیدگی بشود و باید همه اموری که نقایصی که هست و زیاد هم البته هست این نقایص باید با بررسی ها، با این رسیدن به اینطور موارد باید بررسی بشود و درست بشود که این نقایص هم که اشکال

صحیفه نور جلد 13 صفحه 259

دارند به آن، مثلاً به دادگاه ها گاهی، یا به زندان ها، یا به جاهای دیگر رسیدگی می خواهد که درست بشود که ببینیم چه جوری است و اصلاحش بکنیم و امیدوارم که اصلاح هم بشوند.
و این جمهوری اسلامی انشاء الله با آن معنای واقعی و محتوای حقیقی اش تحقق پیدا بکند و این تحولی که الان در ایران پیدا بشود اصلا نظیر ندارد این تحول، که در ظرف مدت کوتاهی، یک ملتی که توی فسادها داشت زندگی می کرد یکدفعه متحول شدند به اینکه داوطلب شدند برای جنگ، داوطلب شدند برای شهادت و خوشحالی می کنند، گریه می کنند بعضی ها که ما را اجازه نمی دهند برویم، شما یک کاری بکنید اجازه بدهند، این یک تحول معجزه آسایی است که شده است و امیدوارم که این تحول محفوظ باشد و مادامی که محفوظ باشد آسیب نمی بیند اینجا. و فرض کنید که دخالت نظامی هم بکنند، هر کاری بکنند آسیب نمی بینند من دست آخرش را می گیرم که خیر آسیب هم ببینند و ما هم همه مان را از بین خدای نخواسته ببرند، لکن ما تکلیفمان را عمل کردیم.
 

ما مسلمان هستیم، ما مسؤولیم پیش خدا

ما مسلمان هستیم، ما مسؤولیم پیش خدا، ما امروز که کشور دستمان افتاد و شما آقایان دارید اداره اش می کنید مسؤولید پیش خدا، اینطور خیال نکنید که ما حالا هر کاری بکنیم شده است نه، همه کارهای شما در محضر خدا و مسؤولید و از شما سؤال می شود، از الفاظتان سؤال می شود، از آن چیزهایی که عمل می کنید سؤال می شود، همه اش سؤال شدنی است.
و اگر چنانچه ما هم فرض بکنیم اینکه، فرضی است غیر صحیح اما فرض هم بکنیم که ما نابود بشویم اما، ما در راه یک حقیقتی نابود شدیم و نابودی نیست این، این بود است و این همچو است که اگر یک همچو چیزی در ایران فرض کنید واقع بشود، دنیا را به تزلزل و چیز می اندازد و زندگی برای دنیا حاصل می شود. بنابراین هیچ خوفی ما از این مسائل نداشتیم و هیچ وقت هم از جنگ و نمی دانم از این ارعاب هائی که اینها می کنند ما نباید بترسیم. چرا بترسیم؟ برای اینکه ما تکلیف داریم عمل می کنیم و ما حقیم. وقتی که حق هستیم چرا باید بترسیم؟ همان کلمه ای که حضرت علی بن حسین به پدرشان عرض کردند بعد از اینکه فرمود که خیر کشته خواهید شد و چطور، فرمود که ما بحق نیستیم مگر؟ گفتند چرا ما بحقیم. گفت پس چرا بترسیم، دیگر ترسی نداریم ما. مسأله اینطوری است. انشاء الله امیدوارم همه موفق باشید و هم کارهای خودتان را زیر نظر خودتان بگیرید که کارهایتان در نظر خدا هست و اعمالتان ثبت می شود و هم اداره خودتان را که شما متکفل اداره آن هستید. اشخاص را، اشخاص صحیح در آنجا باشد، یک وقت اشخاص فاسد در آنجا نباشد که بخواهد فسادکاری بکند و اگر اشخاص غیر صحیح هستند، موعظه کنید، چه بکنید، اگر دیدید قابل اصلاح نیستند کنارشان بگذارید، اشخاص صحیح پیدا بکنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اصناف و بازاریان تهران و جوانان خوزستانی

تاریخ: 1359/10/25

 

بازار باید مظهر تام اسلام و عدالت باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
بازار در طول تاریخ، بازارهای تمام کشور و خصوصا بازار تهران یک بازوی قوی ای از برای اسلام و از برای کشور بوده است و انشاء الله خواهد بود. اگر تمام شما یادتان نیست، بعضی از سالمندان یادشان است که رژیم سابق (شاید زمان رضاشاه بود) اینها در صدد بر آمدند که اصل بازار نباشد در ایران، از این مجتمع زیر سقف می ترسیدند، از مجتمعاتی که حصار داشت و زیر سقف بود و مجمع مومنین و متدینین و جوان های متعهد بود می ترسیدند، از مساجد که محل اجتماع همین بازاریان بود و از خود بازار که مجمع ملت بود خوف داشتند و همیشه بازار دنباله مقاصد اسلامی و برای پیشرفت اسلام و برای پیشرفت اقتصاد اسلامی یک بازوی ستبر قدرتمندی بوده است و الان هم همین طور است. منتها سابق، دولت های رژیم سابق و خود رژیم سابق چون با مردم نبود و مردم هم با او نبودند، شاید جرات نکرد یک دفعه محمدرضا توی بازار بیاید اما اکنون اینطور نیست برای اینکه دولت و بازار، رئیس جمهور و بازاری اینها برادر هستند و از خود این مردم هستند، اینطور نیست که در آن رده های به اصطلاح خودشان بالا باشند و به حسب واقع منحط باشند که مردم آنها را نپذیرند. در طول تاریخ هر مشکلی که پیدا می شد برای اسلام و برای علمای بزرگ اسلام کافی بود که نصف روز بازار برای یک همچو امری بسته بشود و مشکل حل بشود. یک پشتوانه عظیمی است بازار برای اسلام، و بازاری ها باید با کمال دقت این مسأله را حفظ کنند.
در همه قشرها اشخاصی که مخالف با مصالح عمومی مسلمین باشند و فعالیت هایشان بر این باشد که جیب های خودشان را پر کنند، هست. بازار هم افرادی هستند که در همچو وقتی که کشور ما مبتلای به جنگ است و پیرزن ها و پیرمردهای دهاتی هر چه دارند، دارند در راه این اسلام و جنگ می دهند، باز در بین بازار اشخاص منحرفی هستند که از خدا بی خبرند و در یک همچو موقعی کارشکنی ها می کنند برای دولت و کارشکنی ها می کنند برای این جنگی که الان ما داریم. مورد تأسف است این معنا که قشرهای میلیونی ملت در تمام دهات و قصبات و شهرها و بازارها برای این جنگ نگران هستند و پشتیبان این جنگ و این جنگزده ها و این ارتش و این پاسدارها هستند، لکن یک عده ای در مقابل این توده های عظیم در هر جائی از مملکت هستند و در بازار هم هستند که در مقابل

صحیفه نور جلد 13 صفحه 280

اسلام خودشان را قرار دادند، در مقابل کشور اسلامی خودشان را قرار دادند. کوشش کنید، آقایان بازاری کوشش کنند در اینکه مبادا اینها بازار را متهم کنند، مبادا اینها بازار را بدنام کنند. بازار ایران خوشنام است و همیشه پشتیبان کشور و ملت و اسلام بوده است و در هر مشکلی بازار در حل آن مشکل ها دخالت داشته است و جزء ملت بوده است و همان ملت است و همان مردم است که در بازارها مجتمع هستند و مشغول اقتصاد ملت هستند و مشغول کارهای صحیح هستند. توجه داشته باشید که یک گروه کوچکی که منافعشان از دست یا رفته یا خوف این را دارند که از دست برود، یعنی منافع نامشروعشان از دست شان رفته است، کاری نکنند که بازار را متهم کنند از قول بازار یک چیزی نگویند، اگر یک وقت از قول بازار یک مطلبی را منتشر کنند، بازاری ها اعتراض کنند و به آنها بگویند که شما اسماء خودتان را بنویسید در اعلامیه های خودتان. باید خیلی امروز ما توجه به این مسائل داشته باشیم. اجتماع بازار یک اجتماعی است که اگر در یک مسیر اسلامی حرکت بکند (و بحمدالله حرکت می کند) مملکت را از آسیب نگه می دارد. همین بازار است که پشتوانه ارتش است و همین بازار است که در این زمان پشتوانه کشور است و دولت است و اگر چنانچه تفرقه در بازار نباشد و بعضی از اشخاص که تفرقه افکن هست گذاشته بشود که فعالیت بکنند، خدای نخواسته این ستون ستبر اسلام را یک وقت از بین می برند. باید توجه داشته باشید. شما می دانید که در مشکلاتی که سابق بود در از زمان میرزای شیرازی تا حالا مشکلات در بازارها حل می شد. اگر یک وقت یکی از علماء تهران به واسطه بدرفتاری دولت های زمان قاجار می خواست از تهران برود، بازار بست و همان بود که آنها توبه می کردند و آن عالم را با التماس نگه می داشتند. این بازار است که باید درست توجه بکند و قشرهای مختلفی که دارد توجه بکند و مساجد را آباد بکنند و مساجد را پر بکنند از جمعیت های خودشان. در ممالک اهل سنت آنکه من دیدم در حجاز وقتی که اذان ظهر گفته می شود بازارها بسته می شود یا باز است و شرطه آنها را حفظ می کند و می روند مسجدالحرام برای نماز یا مسجد النبی برای نماز.
بازار باید مظهر تام اسلام و عدالت باشد. بازار باید احتراز کند از چیزهائی که مخالف دستورات اسلام است و اقبال کند به آن چیزهائی که موافق دستورات اسلام است. از ربا بازار باید مطهر باشد. اگر در بین بازاری ها اشخاصی باشند که خدای نخواسته ربا می خورند، خود بازاری ها آنها را نصیحت کنند. مبادا یک همچو مرضی توسعه پیدا بکند و مملکت ما را به نابودی بکشد. رباخوری، بازارها را از بین خواهد برد، مردم را خواهد تباه کرد. مبادا خدای نخواسته در بین بازار یک همچو معصیت بزرگی که در رأس معاصی، خدا قرار داده است و آن را بالاتر از زنا و در حکم مقاتله با خدا قرار داده است مبادا یک وقت در بازار یک همچو امری باشد و انصاف نیست که در بازار گرانفروشی باشد. در موقعی که مردم ایران، زن و بچه مردم ایران برای جنگزده دارند از منافع خودشان می گذرند و آن چیزی که دارند هدیه می کنند، مبادا در یک همچو موقعی در بازار اشخاصی پیدا بشوند که گرانفروشی کنند که موجب فلج مردم و ناراحتی مردم بشود. اگر خدای نخواسته از

صحیفه نور جلد 13 صفحه 281

اعمال ما یک شکستی واقع بشود به اسلام، مسوولیت ما پیش خدای تبارک و تعالی بسیار بزرگ است.
 

اشخاصی که در جنگ تشخیص نمی دهند، راجع به جنگ اظهار نظر نکنند.

مبادا در بازار یک وقت راجع به ارتش ایران، راجع به دادگستری ایران، راجع به پاسبان و پاسدارها و اینها مسائلی طرح بشود که اسباب تضعیف آنها شود و خصوصا ارتش و پاسدارها و ژاندارمری که الان مشغول به جنگ هستند و در ردیف اول جنگ واقع شدند و کشته می دهند و خون نثار می کنند مبادا یک وقت مسائلی طرح بشود در بازار یا جاهای دیگر که موجب تضعیف بشود. باید این نکته توجه به آن بشود که مردم عادی اطلاع از فنون جنگ ندارند، فنون جنگ را ارتش دارد آن هم رده اول ارتش، نه همه اگر یک روز پیشروی می شود، یک روز عقب روی می شود، نباید این را در مجلس یا در بازار یا در نطق ها طرح بکنند که چرا اینطور شد. شما مطلع نیستید از کیفیت جنگ، کیفیت جنگ یک روز جلو رفتن هست، یک روز عقب رفتن هست و اینها همه از مسائلی است که آنهائی که تشخیص می دهند، باید این امر را انجام بدهند. اشخاصی که تشخیص نمی دهند، ننشینند توی خانه هایشان در بین مردم بیایند بگویند که چرا اینطور شد، چرا اینطور شد. اینها از مسائلی است که امروز لازم است احتراز از آن بشود. من به همه نصیحت می کنم که راجع به جنگ که الان ما مبتلا هستیم، نیایند اظهار نظر بکنند که (به نظر من اینطور است) . نظر شما هر چه هست، اما اعلام نباید بکنید، نباید یک مطلبی را که موجب تشویش خاطر رؤسای ارتش است، موجب تشویش خاطر رئیس جمهور هست موجب تشویش خاطر دولت هست، یک حرف هائی زده بشود بدون اینکه مطلع باشید دارید چه می کنید. شما خیال می کنید که می خواهید خدمت بکنید و به حسب واقع خدمت نیست. توجه به این مسائل را باید کرد و هر کس رفت جبهه و برگشت نباید فریاد بکند که جبهه چه بود. شما و من تشخیص نمی دهیم که در جبهه باید چه بشود، جبهه را آنهائی که متخصص اند تشخیص می دهند که باید چه جور باشد و جبهه را چه جور نگهداری کنند و چطور موازین جنگ را اجرا بکنند. اگر خدای نخواسته به واسطه حرف ما، به واسطه اقدامات ما در جبهه یک سستی پیدا بشود، یک دلسردی پیدا بشود در جبهه جنگ، مسوولش همه ما هستیم. بازار باید یکدل دنبال جبهه باشد و از پشت سر جبهه را تقویت بکند و مجلس باید پشت سر جبهه باشد و مجلس را تقویت بکند و ناطق ها، نویسنده ها روزنامه نویس ها و همه مطبوعات، رادیو تلویزیون، همه اینها باید امروز دنبال این باشند که پیروزی حاصل بشود، ننشینند هی اشکال بکنند و هی تضعیف بکنند قوای انتظامی ما را. و من به قوای انتظامی و نظامی که الان دارند در سرحدات جانفشانی می کنند همه طوایف شان، چه عشائر و چه مردم عادی غیر نظامی و چه خود نظامی ها و چه قوای دیگر مسلح مثل پاسدارها و پاسبان ها به همه اینها من نوید می دهم که ایران پشت سر شماست، مملکت ایران پشت سر شماست، شما اعتناء نکنید به بعض حرف هائی که گاهی گفته می شود، آنها هم ممکن است بعضی شان از روی غرض باشد ولی شاید غالبا

صحیفه نور جلد 13 صفحه 282

غرض نداشته باشند، توجه ندارند به مسائل.
باید قوای ما در سرحدات که الان جانفشانی می کنند اتکال به خدا کنند و توجه داشته باشند که در تمام دنیا یک ارتشی که اینطور ملت با آنها موافق باشد، نیست. الان ارتش عراق ملت عراق بکلی مخالف با ارتش عراق است و ملت ما بکلی موافق با ارتش ماست و پشتیبان ارتش ماست. بازارهای مسلمین همه پشتیبان شما هستند، توده های مردم همه پشتیبان شما هستند. اگر یک عده ای باشند که از رژیم سابق مانده اند، از تفاله های آن امر فاسد مانده است، یا بعض اشخاصی باشند که سرسپرده به ابر قدرت ها هستند و اسباب یک اغتشاشی یا اسباب یک دلسردی می شود، اینها ملت نیستند. آن که ملت است بازارهای مسلمین است، آن که ملت است آن کارخانه ها و این صحراها و آنهائی که برای این ملت دارند کار می کنند، اینها با شما موافقند. اگر یکی یک صحبتی کرد دلسرد نشوید و با کمال قدرت و اتکال به خدا به کارهای خودتان به آن ترتیبی که نقشه های خودتان اقتضا می کند به همان ترتیب توجه کنید و پیشروی کنید و من امیدوارم که به زودی همه مسائل ما حل بشود و همه بازارهای ما اسلامی بشود و هم ماها به تبع اسلام هدایت بشویم. خداوند تبارک و تعالی به شما سلامت و صحت و عافیت و توفیق خدمتگزاری به اسلام بدهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارگران و کارمندان چاپخانه هفده شهریور، گروهی از اعضای صنایع دفاع ملی، پرسنل انبارهای نیروی هوایی، پاسداران اصفهان و اعضای کمیته انقلاب اسلامی برازجان

تاریخ: 1359/10/29

 

باید برای استقلال، از خواب غفلتی که اجانب در ما بوجود آورده بیدار شویم

بسم الله الرحمن الرحیم
توجه به یک نکته و تذکر او لازم است ملتی که بخواهد سر پای خود بایستد و اداره کشور خودش را خودش بکند، لازم است که اول بیدار بشود، در سیر الی الله هم اهل معرفت گفته اند که یقظه، بیداری اول منزل است. در طول تاریخ، در این سده های آخر، کوشش شده است که ملت های جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجهشان به شخصیت خودشان نباشند و شخصیت خودشان را اصلا وابسته به غیر بدانند. این قضیه از سال های بسیار طولانی بوده است و هی دائما رشد کرده است تا این اواخر به رشد تمام رسیده بود. من یک قصه شنیدم که مال شاید صد سال پیش از این باشد، صد و بیشتر از صد سال از شیخ ما مرحوم آیت الله حائری رحمه الله نقل شد که من بچه بودم، فرموده بودند من بچه بودم در یزد و تازه این لامپا را، لامپاهائی که آنوقت ها بود آورده بودند و یک جلسه ای درست کرده بودند، مردم جمع شده بودند آنجا و این لامپا را گذاشته بودند، یک پله هائی درست کرده بودند و آن لامپا را گذاشته بودند آنجا، آن بالا، مردم تازه می دیدند او را، چراغشان قبلاً چراغ های غیر از آن ترتیب بوده و یک نفر فرنگی هم آنجا بود، این هر چند دقیقه یا چند وقت یک دفعه از این پله ها رفت بالا و آن ماشه لامپا را حرکت می داد این یک قدری نورش می رفت بالا، مردم صلوات می فرستادند بعد می آمد پائین یک قدری می ماند و مردم مشغول تماشا بودند دوباره می رفت بالا آن را می کشید پائین، مردم باز تظاهر می کردند. این از آنوقت ها مطرح بوده است که ما حتی نمی توانیم پیچ یک چراغ را بالا ببریم، این باید فرنگی این کار را بکند، باید از خارج فرنگی ها بیایند و دست شان را اینطور کنند تا این ماشه چراغ، فتیله را بالا ببرد و بعد هم اینطور کنند تا پائین بیاورد. کم کم این در همه طبقات این انگیزه رشد کرد. من عکس مجسمه آتاتورک را در ترکیه آنوقت که تبعید بودم به آنجا، دیدم که مجسمه او رو به غرب بود و دستش را بالا کرده بود و آنجا به من گفتند که این علامت این است که ما هر چه باید انجام بدهیم باید از غرب باشد. به اصطلاح، آتاتورک یک مرد مثلاً روشنی، یک مرد کذائی بوده و در کشور ما هم بعضی از روشنفکرها به اصطلاح گفته بودند که ما باید از سر تا قدم اروپائی و انگلیسی باشیم تا بتوانیم ادامه حیات بدهیم. ما تا نفهمیم که خودمان هم یک شخصیتی داریم، مسلمان ها هم یک گروهی هستند و شخصیتی دارند و می توانند خودشان هم کار انجام بدهند، تا نخواهیم یک کاری را،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 284

نمی توانیم و تا بیدار نشویم، نمی خواهیم. ما را در غفلت و در خواب نگه داشتند که ما هیچ یک از امور صنعتی را قادر بر تحققش نیستیم، ملت ما فقط لولهنگ می تواند بسازد، کار دیگر از او نمی آید. باور کرده بود این ملت بیچاره روی تبلیغاتی که قدرت های پیشرفته و بزرگ کرده بودند و تبلیغات داخلی که وابستگان به آن قدرت ها کرده بودند به اینکه ما باید همه چیزمان از خارج باشد و ما باورمان آمده بود یا بسیاری از ما، که غرب یک نژاد برتر است، همانطور که هیتلر این معنا را از قراری که شنیدم می گفته است که آلمان یک نژاد برتر است و بعضی از نویسنده های ما نوشته بودند که آن عمله ای که در آلمان هست و بیلش را دستش گرفته و لب خیابان ایستاده که برود کار بکند، آن آدم چشم آبی را عقیده بسیاری هست به اینکه برای اداره ممکلت مثلا امثال ما از اشخاصی که در این مملکت هستند بهتر و بالاتر می تواند عمل بکند این طرز فکر، ما را آنطور عقب نشانده بود که اعتقادمان این بود که اصلا از ما کاری ساخته نیست. ارتش ما اگر بخواهد ارتش بشود، مستشار لازم دارد، از آمریکا یا از اروپا باید مستشارانی بیایند تا ارتش ما را بتوانند سروسامان بدهند. ما راجع به صنایع اصلا نباید صحبتش را بکنیم، ما یک ملت لولهنگ ساز هستیم، ما نسبت به صنایع اصلا نباید صحبت بکنیم، این صنایع دربست به عهده اروپائی ها و آمریکائی هاست. ما تا بیدار نشویم از این خواب و تا توجه به این نکنیم که ما هم انسان هستیم، ما هم شخصیت داریم، ما هم ملت های بزرگ هستیم، ما هم، مسلمین هم یک میلیارد تقریبا جمعیت با همه وسائل دارند تا این معنا را ما باورمان نیاید، نمی رویم دنبال کار. یک جمعیتی اگر نشستند و دست شان را دراز کردند پیش یک جمعیت های دیگر که بده به ما، تمام همشان این بود که هر چه خواهند از خارج بیایند و بدهند به شما و ذخائر شما را از اینجا ببرند در ازای آن چیزی که می دهند، این ملت اگر یک میلیون سال هم زندگی بکند، همان حال اول است، تنبل بار می آید، بی اراده بار می آید.این تبلیغات دامنه داری که کردند و حالا هم باز می کنند، به گوش شما نباید برود، شما باید بیدار بشوید از این خوابی که بیشتر از چند صد سال به ما تزریق کردند و ما را خواب کردند، اول قدم این است که ما بیدار بشویم، بفهمیم که ما هم از جنس بشر هستیم و ممالک دیگر و رژیم های دیگر و نژادهای دیگر برتر نیستند از ما، منتها آنها با تبلیغاتشان ما را جوری کردند که همیشه دستمان طرف غرب یا طرف شرق دراز باشد و هر چه می خواهیم از آنجا برای ما بیاید. اگر ما بیدار بشویم که ما هم موجودی هستیم مثل سایر موجودات و ما هم انسانی هستیم مثل سایر انسان ها و نژاد ما هم نژادی هست مثل سایر نژادها، اگر این معنا را ما توجه به آن بکنیم و بفهمیم که ما باید خودمان برای خودمان وسائل زندگی را فراهم کنیم، خودمان برای خودمان کار بکنیم، اگر دستمان را از شرق و غرب کوتاه کنیم و خودمان مشغول فعالیت بشویم، یاد بگیریم لکن بعد از یاد گرفتن خودمان کار بکنیم، نرویم سراغ اینکه بنشینیم تا حتی یک گلیمی هم که می خواهیم، یک پتوئی هم که می خواهیم از آنجا بیاورند، یک تفنگی هم که می خواهیم از آنجا بیاورند. اگر ما به این معنا توجه کنیم و بیدار بشویم، دنبال بیداری، اراده پیش می آید که ما بخواهیم که خودمان وسائل زندگی اجتماعی خودمان را فراهم کنیم با کوشش خودمان، باید کارهای خودمان را انجام بدهیم، مدتی می گذرد و ما خودمان صنعتگر

صحیفه نور جلد 13 صفحه 285

خواهیم شد. آنهائی که این صنعت های بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان هائی یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسان ها، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند وهم خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیما یا به غیر مستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید، حتی تزریق کنند که شما نمی توانید حکومت کنید، شما نمی توانید یک حکومت صحیح داشته باشید، شما نمی توانید یک نظام صحیح داشته باشید شما نمی توانید یک صنعتی داشته باشید. اگر ما از این خواب بیدار نشویم، هر چه فریاد هم بزنیم فایده ندارد، شعارها فایده ندارد، آن شعاری فایده دارد که از روی علم باشد و توجه البته در یک انقلابی و در یک نهضتی اولش شعارهاست که این نهضت را به پیش می برد و اگر این شعارها نباشد، انقلاب نمی تواند پیش ببرد، لکن بعد از اینکه انقلاب پیروز شد باید عمل کرد، باید توجه کرد به اینکه ما نباید همیشه دستمان دراز باشد، یک دستمان طرف غرب دراز باشد، یک دستمان طرف شرق دراز باشد، تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است، ما وابسته هستیم، ما که می خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به اینکه ما خودمان هم شخصیت داریم، ما می توانیم کار انجام بدهیم.
شما دیدید که قبل از اینکه این نهضت حاصل بشود و انقلاب، کم شخصی بود، کم کسی بود که احتمال این را حتی بدهد که می شود بر این قدرت های بزرگ غلبه کرد، آن هم یک ملتی که همه چیزش وابسته بوده و همه چیزش از آنجا آمده و چیزی ندارد، این یک مسأله ای بود که باور کسی نمی آمد لکن شما می دیدید که وقتی اراده کردید، ملت اراده کرد، دنبالش شد. وقتی ملت بیدار شد که نباید این ابر قدرت ها در اینجا حکومت کنند و نباید وابستگان آنها در اینجا حکومت کنند، با اینکه کمال قدرت را آنها آنوقت داشتند در عین حال همین سر و پا برهنه های بازار و کوچه و دانشگاه و جاهای دیگر قیام کردند و با وحدت کلمه و با بیداری، دشمن را از صحنه بیرون کردند. اگر ملت ما در این طول مدت این بیست، سی سال، از بیست سال به این طرف باز همان بودند که از پاسبان می ترسیدند، اگر یک وقتی می خواستند به کلانتری بروند خوفشان بود که بروند، از اسم شاه کذا می ترسیدند، اگر اینها همان ها بودند، نمی توانستند قیام کنند و این واقعه را، این واقعه اعجاز آمیز را بوجود بیاورند. اول بیدار شدند، با نطق ناطقین نویسندگان، بیدار شدند یعنی نویسندگان متعهد، بعد که بیدار شدند اراده کردند، خواستند، دنبال اراده و خواست قیام حاصل شد و دیدید که چیزی که ملت خواست متحقق می شود، ملت ما خواست که نظام جائر سلطنتی نباشد و به جای او یک نظام انسانی اسلامی باشد، این را خواست و این شد. البته نمی گویم که الان ما یک نظام اسلامی تمام عیار داریم، لکن این را می گویم که آن نظام جائر که همه چیز ما را به دیگران فروخت و از بین برد آن رفت از بین و دست آن ابرقدرت کوتاه شد از مملکت و ما الان در اول قدم هستیم و باید کوشش کنیم، همه ما کوشش کنیم، همه ملت کوشش کنند، هر کسی در هر جا که هست کوشش کند و کوشش اش این باشد که ما باید وابسته نباشیم. اگر دهقان های ما در صحراها و در هر جا که هستند این معنا را بفهمند که کوشش باید کرد تا وابسته

صحیفه نور جلد 13 صفحه 286

نبود و هر کس وابسته است اسیر است و ممکن است که اسارتش زیادتر بشود، اگر آنها در بیابان ها این معنا را احساس کنند، اراده می کنند که وابسته نباشند و اراده می کنند که ارزاق خود مملکت را خودشان تهیه کنند و اگر در کارخانه های ما این معنا را متنبه بشوند که ما باید وابسته نباشیم و ما باید خودمان برای خودمان کار انجام بدهیم، آنها کوشش می کنند که کارخانه ها را بهتر راه ببرند و اشخاصی که مغز تفکر صنعتی دارند این مغزها را به کار می اندازند و بعد از اینکه فهمیدند که باید برای خودمان کار بکنیم و باید صنعت را هم، چه صنعت بزرگ، چه صنعت کوچک را خودمان باید درست بکنیم، این مبداء عمل می شود که بعد از آن بیداری و این اراده راه بیفتند و مشغول بشوند و تفکر کنند و مغزها را به کار بیندازند و کار خودشان را خودشان انجام بدهند.
 

امید را که جنود الله است در خود زنده و یاس را نابود کنید

شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیاره درست کنید، میگ درست کنید، البته الان نمی شود اما مایوس نباشید از اینکه می توانیم درست کنیم، باید بیدار بشوید بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید وقتی این فکر در یک ملتی پیدا شد و این اراده در یک ملتی پیدا شد، کوشش می کند و دنبال کوشش این مطلب حاصل می شود، یاس از جنود ابلیس است یعنی شیطان ها انسان را به یاس وا می دارند همین ابلیس هائی که می بینید در طول تاریخ ملت ضعیف را مایوس کرده اند، همین هائی که به ملت های ضعیف تزریق کردند که ما هیچ نمی دانیم و هیچ نمی توانیم، همین هائی که به ملت های ضعیف به واسطه وابستگی شان به خارج گفتند که ما باید غربی باشیم، ما ارتشمان هم باید از غرب برایش یک کسی بیاید، کارخانه هایمان هم باید از غرب بیاید، راهش بیندازد، ما باید این جنود ابلیس را کنار بزنیم و امید که از جنود الله است در خودمان زنده بکنیم، به خودمان امیدوار باشیم، تکیه به اراده خودمان بکنیم، تبع اراده دیگران نباشیم لکن همه با هم مجتمعا این اراده را بکنیم تا کار انجام بگیرد. آنهائی که در ارتش هستند، در قوای مسلح هستند، با هم هماهنگ باشند و با هم بخواهند که ارتش شان قوی باشد و ارتش شان و قوای مسلحه شان را خودشان اداره کنند دنبال و می توانند و می بینید که توانستند و می توانند و آنهائی که کارخانه ها هستند و در کارگاه ها هستند و در امور صنعتی هستند خودشان بگویند ما خودمان می کنیم و می توانیم.
 

نویسندگان و گویندگان باید به جای اشکالتراشی به مردم امید و اطمینان بدهند

امید در خودتان ایجاد کنید، نویسنده های ما، گویندگان ما همه شان دنبال این باشند که به این ملت امید بدهند، مایوس نکنند ملت را، بگویند توانا هستیم، نگویند ناتوان هستیم، بگویند خودمان می توانیم و واقع هم همین طور است، می توانیم اراده باید بکنیم. نویسنده های ما بهترین خدمتشان امروز این است که این ملتی که ایستاده در مقابل شرق و غرب و نمی خواهد تحت نظام شرق یا نظام غرب باشد، امید به آنها بدهند که می توانید تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشید. اگر این نویسنده ها،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 287

این گوینده ها به جای اینکه به هم اشکالتراشی بکنند، به جای اینکه به جان هم بریزند، با هم امید در ملت ایجاد کنند، اطمینان در ملت ایجاد کنند، استقلال روحی در ملت ایجاد کنند، اگر این خدمت را این رسانه های گروهی، این مطبوعات، این نویسندگان، این گویندگان، این اطمینان را در ملت ایجاد کنند، ما تا آخر پیروز هستیم و حیف است که یک ملتی که ایستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چیزش را فدای اسلام و استقلال کشورش کرده، ماها که گوینده هستیم، نویسنده هستیم، آنهائی که در مطبوعات چیز می نویسند، در رادیو و تلویزیون صحبت می کنند، حیف است که اینها توجه به این معنا نداشته باشند که باید این ملت را امیدوار کرد و باید مطمئن کرد ملت را.
اطمینان داشته باشید که اگر بخواهید، می شود و اگر بیدار بشوید، می خواهید. شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را که نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربی ها از ما بالاتر نیستند، زودتر کار راه انداختند، مشغول بشوید و کار را انجام بدهید. ژاپن همین معنا را مبتلا بود و بعد بیدار شد و اراده کرد و شد یک مملکت صنعتی که الان صنعت او مقابله می کند با آمریکا، هندوستان بیدار شد یا اینکه از همین نژادهائی بود که غیر عربی بودند و غیر آلمانی و غیر ژرمنی بودند که آنها می گفتند اینها ابر هستند و اینها نمی توانند وقتی ملتشان خواست، شد، شما هم بخواهید، می شود. خواستید که سلطنت جائر پهلوی نباشد و از بین رفت، خواستید که قدرت های دیگر بر شما و بر ذخائر شما سلطه نداشته باشند، همین طور شد و الان سلطه ندارند.
 

گروهگ ها می خواهند شخصیت هائی را که در رأس کارند، از نظر مردم بیندازند

بخواهید که خودتان اداره کنید مملکت خودتان را، بخواهید که کمک کنید به دولت، تضعیف نکنید دولت را، تضعیف نکنید اشخاصی که خدمتگزار هستند، تمام این اشخاصی که الان مشغول کار هستند اینها خدمت به شما و ملت ما شما می کنند، در صدد نباشید که این گروه را عقب بزند و آن گروه، این گروه را، همه در صدد این معنا باشید که با هم این کشور را اداره کنید و این مردم را بیدار کنید. من طرفدار تمام قشرهائی هستم که به این کشور خدمت دارند می کنند و متاثرم از اینکه اشخاصی که دارند به این مملکت خدمت می کنند، دست هائی که می خواهد این کشور را باز به عقب بزند، اینها را روبروی هم قرار داده است و هر کدام به دیگری اشکال می کنند، به جای اشکال هر دو با هم عزمتان را جزم کنید که این ملت را به جلو ببرید، این ملت را بیدار کنید، ارتش را تقویت بکنید، دادگاه ها را تقویت بکنید البته اصلاح هم باید بشود، اشخاصی که در رأس دادگاه هستند تقویت کنید تا آنها بتوانند کارهای خودشان را انجام بدهند، اشخاصی که در رأس ارتش و قوای مسلحه دیگر هستند تایید کنید تا آنها بتوانند ارتش را اداره کنند تا بتوانند قوای مسلحه کارهائی که بر آنها محول است به خوبی انجام بدهند، مجلس را که در رأس همه امور است تقویت کنید و دنبال این باشید که یک مجلس قوی قانونگذاری داشته باشیم تا بتوانند مملکت را به راه راست ببرند.
من با همه این گروه ها، با هیچ یک از اینها قوم و خویشی ندارم ولی با همه این گروه ها

صحیفه نور جلد 13 صفحه 288

موافقم مادامی که در پست های خودشان رفتار خوب دارند. شما بدانید که در بین این ملت ما الان اشخاصی هستند، گروهک هائی هستند که می خواهند یکی یکی اینهائی که مشغول خدمت به این مملکت هستند، از نظر مردم بیندازند و آنها را از ملت جدا کنند. باید توجه داشته باشید که اینها که آمدند و مطلبی را گفتند مچشان را بگیرید که این آقائی که تو می گوئی فلان است، دلیلت چه است؟ ببینید چه خواهد گفت. آن کسی که مثلاً در ارتش است، فرمانده ارتش است اگر گفتند فلان کار را کرده مچش را بگیرید که دلیل شما بر این مطلب چه است؟ آن که در رأس دادگاه هست اگر به او اشکال کردند مچشان را بگیرید بگوئید دلیلت بر این مطلب چه است؟ آنوقت خواهید فهمید که دلیلی در کار نیست فقط این است که تبلیغات است که می خواهند شخصیت ها را بشکنند و می خواهند نتیجه از آن بگیرند و مع الاسف ملت ما توجه به این مسأله بسیاریشان کم دارند، به این تبلیغات سوئی که نسبت به بعضی از این روحانیون که مشغول خدمت به این ملت هستند، نسبت به اینها می کنند باور می کنند، اشخاصی را که من بیش از بیست سال است می شناسم و می دانم چه اشخاصی هستند لکه دار می کنند. اینها از عیوبی است که در کشور ما هست، اشخاصی که در ارتش الان دارند خدمت می کنند، در ژاندارمری خدمت می کنند، در سپاه پاسداران دارند خدمت می کنند، در بسیج دارند خدمت می کنند، کمیته هائی که دارند خدمت می کنند، همه اینها الان خدمتگزار هستند البته در هر قشری و جمعیتی پیدا می شوند بعض اشخاص غیر صالح، نباید ما اگر در یک جمعیتی یک آدم غیر صالح پیدا شد، تمام آن گروه ها را بکوبیم و نباید ما بدون دلیل و بدون شاهد یک مطلبی را قبول بکنیم. بعضی از فلاسفه می گویند که کسی که بی دلیل یک مطلبی را قبول بکند از فطرت انسانی خارج شده است و صحیح است این. انسان نمی تواند به حسب فطرتش یک مطلبی را که می شنود همین طوری خود بخود قبول کند. اشخاصی که می خواهند الان شخصیت هائی که در این مملک مشغول خدمت و در رأس کار هستند از نظر مردم بیندازند، اینها نظرشان به این است که این کشور را تهی کنند از شخصیات و از اشخاص مؤثر و آن کنند که سابق بود ملت ما باید هوشیار باشد و هیچ مطلبی را بی دلیل قبول نکند، همین که یک کسی گفت فلان چه جور است باید بگویند به چه دلیل می گوئی دلیلش را از او بپرسند، اگر بی دلیل یک مطلبی را قبول بکنند از فطرت انسانی خارجند. انسان باید هر مطلبی که می شنود دلیل برای آن اقامه بشود، ما خدا را با دلیل قبول کردیم بی دلیل قبول نکردیم و ما انبیا را با دلیل قبول کردیم بی دلیل قبول نمی کنیم، ما کسانی که خیانتکارند با شواهد آنها را خائن می دانیم، کسانی که به این ملت اذیت کردند و این ملت را جور کردند شاهدش همان بود که می دیدید، ولی یک نفر آدم، هر کس می خواهد باشد، یک زارع باشد، یک کاسب باشد یک بازاری باشد، یک اداری باشد، اگر به ما گفتند این فلان است باید دلیل اقامه کند، باید توجه داشت که مبادا خدای نخواسته بخواهند حکومت اینجا را و مملکت ما را بگویند: نه عرضه حکومت کردن دارند و نه عرضه اینکه دادگستری را اصلاح کنند دارند و نه عرضه اینکه مجلس را اداره کنند دارند، این مسائل مصیبت بار است و اشخاص توجه ندارند و غالبا هم آن اشخاصی که این حرف ها را می زنند غرضمندند یا گول خورده اند.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 288

 

اسلام پیش ما امانت است، با قلم ها و قدم ها به آن خیانت نکنیم

برادرهای من! خواهرهای من! توجه بکنید که مسؤولیت داریم امروز، مسؤولیت های بزرگ داریم ما، اگر این نهضتی که تا اینجا رسیده و این انقلابی که تا اینجا رسیده است و یک جمهوری اسلامی در مملکت ما تحقق پیدا کرده است اگر این از دست ما برود همه ما مسؤولیم، اگر قلم هائی که در روزنامه ها به ضد هم چیز می نویسند کمک کنند بر این از بین رفتن جمهوری، همه مسؤولند، ما مسؤولیم و ما اسلام امانت است پیشمان، احکام اسلام امانت است پیشمان و نباید با سر قلم ها خیانت کنیم بر این امانت و نباید با زبان ها خیانت کنیم به این امانت و نباید با قلم ها و قدم ها به این امانت خیانت کنیم. اگر بخواهید کشورتان مستقل باشد، اگر بخواهید کشورتان روی پای خودش بایستد و بخواهید آزاد باشید، باید از اینطور مناقشات دست بردارید و همه نظر حسن بکنید و برادروار همه با هم کمک بکنید تا این کشور به مقصد خودش برسد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارگران و کارمندان چاپخانه هفده شهریور، گروهی از اعضای صنایع دفاع ملی، پرسنل انبارهای نیروی هوایی، پاسداران اصفهان و اعضای کمتیه انقلاب اسلامی برازجان

تاریخ: 1359/10/29

 

باید برای استقلال، از خواب غفلتی که اجانب در ما بوجود آورده اند بیدار شویم

بسم الله الرحمن الرحیم
توجه به یک نکته و تذکر او لازم است ملتی که بخواهد سرپای خود بایستد و اداره کشور خودش را خودش بکند، لازم است که اول بیدار بشود، در سیر الی الله هم اهل معرفت گفته اند که یقظه، بیداری اول منزل است. در طول تاریخ، در این سده های آخر، کوشش شده است که ملت های جهان سوم خواب باشند، توجهشان به شخصیت خودشان نباشد و شخصیت خودشان را اصلاً وابسته به غیر بدانند. این قضیه از سال های بسیار طولانی بوده است و هی دائماً رشد کرده است تا این اواخر به رشد تمام رسیده بود. من یک قصه شنیدم که مال شاید صد سال پیش از این باشد، صد و بیشتر از صد سال از شیخ ما مرحوم آیت الله حائری رحمه الله نقل شد که من بچه بودم، فرموده بودند من بچه بودم در یزد و تازه این لامپا را، لامپاهائی که آنوقت ها بود آورده بودند و یک جلسه ای درست کرده بودند، مردم جمع شده بودند آنجا و این لامپا را گذاشته بودند، یک پله هائی درست کرده بودند و آن لامپا را گذاشته بودند آنجا، آن بالا، مردم تازه می دیدند او را، چراغشان قبلاً چراغ های غیر از آن ترتیب بوده و یک نفر فرنگی هم آنجا بود، این هر چند دقیقه یا چند وقت یک دفعه از این پله ها می رفت بالا و آن ماشه لامپا را حرکت می داد، این یک قدری نورش می رفت بالا. مردم صلوات می فرستادند بعد می آمد پائین یک قدری می ماند و مردم مشغول تماشا بودند دوباره می رفت بالا آن را می کشید پائین، مردم باز تظاهر می کردند. این از آنوقت ها مطرح بوده است که ما حتی نمی توانیم پیچ یک چراغ را بالا ببریم، این باید فرنگی این کار را بکند، باید از خارج فرنگی ها بیایند و دست شان را اینطور کنند تا این ماشه چراغ، فتیله را بالا ببرد و بعد هم اینطور کنند تا پائین بیاورد. کم کم این در همه طبقات این انگیزه رشد کرد. من عکس مجسمه آتاتورک را در ترکیه آنوقت که تبعید بودم به آنجا، دیدم که مجسمه او رو به غرب بود و دستش را بالا کرده بود و آنجا به من گفتند که این علامت این است که ما هر چه باید انجام بدهیم باید از غرب باشد. به اصطلاح، آتاتورک یک مرد مثلاً روشنی، یک مرد کذائی بوده و در کشور ما هم بعضی از روشنفکرها به اصطلاح گفته بودند که ماباید از سرتا قدم اروپائی و انگلیسی باشیم تا بتوانیم ادامه حیات بدهیم. ما تا نفهمیم که خودمان هم یک شخصیتی داریم، مسلمان ها هم یک گروهی هستند و شخصیتی دارند و می توانند خودشان هم کار انجام بدهند، تا نخواهیم یک کاری را،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 2

نمی توانیم و تا بیدار نشویم، نمی خواهیم. ما را در غفلت و در خواب نگه داشتند که ما هیچ یک از امور صنعتی را قادر بر تحققش نیستیم، ملت ما فقط لولهنگ می تواند بسازد، کار دیگر از او نمی آید. باور کرده بود این ملت بیچاره روی تبلیغاتی که قدرت های پیشرفته و بزرگ کرده بودند و تبلیغات داخلی که وابستگان به آن قدرت ها کرده بودند به اینکه ما باید همه چیزمان از خارج باشد و ما باورمان آمده بود یا بسیاری از ما، که غرب یک نژاد برتر است، همانطور که هیتلر این معنا را از قراری که شنیدم می گفته است که آلمان یک نژاد برتر است و بعضی از نویسنده های ما نوشته بودند که آن عمله ای که در آلمان هست و بیلش را دستش گرفته و لب خیابان ایستاده که برود کار بکند، آن آدم چشم آبی را عقیده بسیاری هست به اینکه برای اداره مملکت مثلاً امثال ما از اشخاصی که در این مملکت هستند بهتر و بالاتر می تواند عمل بکند. این طرز فکر، ما را آنطور عقب نشانده بود که اعتقادمان این بود که اصلاً از ما کاری ساخته نیست. ارتش ما اگر بخواهد ارتش بشود، مستشار لازم دارد، از آمریکا یا از اروپا باید مستشارانی بیایند تا ارتش ما را بتوانند سر و سامان بدهند. ما راجع به صنایع اصلاً نباید صحبتش را بکنیم، ما یک ملت لو لهنگ ساز هستیم، ما نسبت به صنایع اصلاً نباید صحبت بکنیم، این صنایع دربست به عهده اروپائی ها و آمریکائی هاست. ما تا بیدار نشویم از این خواب و تا توجه به این نکنیم که ما هم انسان هستیم، ما هم شخصیت داریم، ما هم ملت های بزرگ هستیم، ماهم، مسلمین هم یک میلیارد تقریباً جمعیت با همه وسائل دارند، تا این معنا را ما باورمان نیاید، نمی رویم دنبال کار. یک جمعیتی اگر نشستند و دست شان را دراز کردند پیش یک جمعیت های دیگر که بده به ما، تمام همشان این بود که هر چه می خواهند از خارج بیایند و بدهند به شما و ذخائر شما را از اینجا ببرند درازای آن چیزی که می دهند، این ملت اگر یک میلیون سال هم زندگی بکند، همان حال اول است، تنبل بار می آید، بی اراده بار می آید. این تبلیغات دامنه داری که کردند و حالا هم باز می کنند، به گوش شما نباید برود، شما باید بیدار بشوید و از این خوابی که بیشتر از چند صد سال به ما تزریق کردند و ما را خواب کردند، اول قدم این است که ما بیدار بشویم، بفهمیم که ما هم از جنس بشر هستیم و ممالک دیگر و رژیم های دیگر و نژادهای دیگر برتر نیستند از ما، منتها آنها با تبلیغاتشان ما را جوری کردند که همیشه دستمان طرف غرب یا طرف شرق دراز باشد و هر چه می خواهیم از آنجا برای ما بیاید. اگر ما بیدار بشویم که ما هم موجودی هستیم مثل سایر موجودات و ما هم انسانی هستیم مثل سایر انسان ها و نژاد ما هم نژادی هست مثل سایر نژادها، اگر این معنا را ما توجه به آن بکنیم و بفهمیم که ما باید خودمان برای خودمان وسائل زندگی را فراهم کنیم، خودمان برای خودمان کار بکنیم، اگر دستمان را از شرق و غرب کوتاه کنیم و خودمان مشغول فعالیت بشویم، یاد بگیریم لکن بعد از یاد گرفتن خودمان کار بکنیم، نرویم سراغ اینکه بنشینیم تا حتی یک گلیمی هم که می خواهیم، یک پتوئی هم که می خواهیم از آنجا بیاورند، یک تفنگی هم که می خواهیم از آنجا بیاورند. اگر ما به این معنا توجه کنیم و بیدار بشویم، دنبال بیداری، اراده پیش می آید که ما بخواهیم که خودمان وسائل زندگی اجتماعی خودمان را فراهم کنیم با کوشش خودمان، باید کارهای خودمان را انجام بدهیم، مدتی می گذرد و ما خودمان صنعتگر

صحیفه نور جلد 14 صفحه 3

خواهیم شد. آنهائی که این صنعت های بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان هائی یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسان ها، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند و هم خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیماً یا به غیر مستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید، حتی تزریق کنند که شما نمی توانید حکومت کنید، شما نمی توانید یک حکومت صحیح داشته باشید، شما نمی توانید یک نظام صحیح داشته باشید، شما نمی توانید یک صنعتی داشته باشید. اگر ما از این خواب بیدار نشویم، هر چه فریاد هم بزنیم فایده ندارد، شعارها فایده ندارد،آن شعاری فایده دارد که از روی علم باشد و توجه، البته در یک انقلابی و در یک نهضتی اولش شعارهاست که این نهضت را به پیش می برد و اگر این شعارها نباشد،انقلاب نمی تواند پیش ببرد،لکن بعد از اینکه انقلاب پیروز شد باید عمل کرد، باید توجه کرد به اینکه ما نباید همیشه دستمان دراز باشد، یک دستمان طرف غرب دراز باشد، یک دستمان طرف شرق دراز باشد، تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است، ما وابسته هستیم، ما که می خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به اینکه ما خودمان هم شخصیت داریم، ما می توانیم کار انجام بدهیم.
شما دیدید که قبل از اینکه این نهضت حاصل بشود و انقلاب، کم شخصی بود، کم کسی بود که احتمال این را حتی بدهد که می شود بر این قدرت های بزرگ غلبه کرد، آن هم یک ملتی که همه چیزش وابسته بوده و همه چیزش از آنجا آمده و چیزی ندارد، این یک مسأله ای بود که باور کسی نمی آمد لکن شما دیدید که وقتی اراده کردید، ملت اراده کرد، دنبالش شد. وقتی ملت بیدار شد که نباید این ابر قدرت ها در اینجا حکومت کنند و نباید وابستگان آن ها در اینجا حکومت کنند، با اینکه کمال قدرت را آنها آنوقت داشتید در عین حال همین سر و پا برهنه های بازار و کوچه و دانشگاه و جاهای دیگر قیام کردند و با وحدت کلمه و با بیداری، دشمن را از صحنه بیرون کردند. اگر ملت ما در این طول مدت این بیست سی سال، از بیست سال به این طرف باز همان بودند که از پاسبان می ترسیدند، اگر یک وقتی می خواستند به کلانتری بروند خوفشان بود که بروند، از اسم شاه کذا می ترسیدند، اگر اینها همان ها بودند، نمی توانستند قیام کنند و این واقعه را، این واقعه اعجازآمیز را بوجود بیاورند. اول بیدار شدند، با نطق ناطقین، نویسندگان، بیدار شدند یعنی نویسندگان متعهد، بعد که بیدار شدند اراده کردند، خواستند، دنبال اراده و خواست قیام حاصل شد و دیدید که چیزی که ملت خواست متحقق می شود، ملت ما خواست که نظام جائر سلطنتی نباشد و به جای او یک نظام انسانی اسلامی باشد، این را خواست و این شد. البته نمی گویم که الان ما یک نظام اسلامی تمام عیار داریم، لکن این را می گویم که آن نظام جائر که همه چیز ما را به دیگران فروخت و از بین برد آن رفت از بین و دست آن ابرقدرت ها کوتاه شد از مملکت و ما الان در اول قدم هستیم و باید کوشش کنیم، همه ما کوشش کنیم، همه ملت کوشش کنند، هر کس در هر جا که هست کوشش کند و کوشش اش این باشد که ما باید وابسته نباشیم. اگر دهقان های ما در صحراها و در هر جا که هستند این معنا را بفهمند که کوشش باید کرد تا وابسته

صحیفه نور جلد 14 صفحه 4

نبود و هر کس وابسته است اسیر است و ممکن است که اسارتش زیادتر بشود، اگر آنها در بیابان ها این معنا را احساس کنند، اراده می کنند که وابسته نباشند و اراده می کنند که ارزاق خود مملکت را خودشان تهیه کنند و اگر در کارخانه های ما این معنا را متنبه بشوند که ما باید وابسته نباشیم و ما باید خودمان برای خودمان کار انجام بدهیم، آنها کوشش می کنند که کارخانه ها را بهتر راه ببرند و اشخاصی که مغز تفکر صنعتی دارند این مغزها را به کار می اندازند و بعد از اینکه فهمیدند که باید برای خودمان کار بکنیم و باید صنعت را هم، چه صنعت بزرگ، چه صنعت کوچک را خودمان باید درست بکنیم، این مبدأ عمل می شود که بعد از آن بیداری و این اراده راه بیفتد و مشغول بشوند و تفکر کنند و مغزها را به کار بیندازند و کار خودشان را خودشان انجام بدهند.
 

امید را که از جنودالله است در خود زنده و یاس را نابود کنید

شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیاره درست کنید، میگ درست کنید، البته الان نمی شود اما مایوس نباشید از اینکه می توانیم درست کنیم، باید بیدار بشوید بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید وقتی این فکر در یک ملتی پیدا شد و این اراده در یک ملتی پیدا شد، کوشش می کند و دنبال کوشش این مطلب حاصل می شود، یاس از جنود ابلیس است یعنی شیطان ها انسان را به یأس وا می دارند همین ابلیس هائی که می بینید در طول تاریخ ملت های ضعیف را مایوس کرده اند، همین هائی که به ملت های ضعیف تزریق کردند که ما هیچ نمی دانیم و هیچ نمی توانیم، همین هائی که به ملت های ضعیف به واسطه وابستگی شان به خارج گفتند که ما باید غربی باشیم، ما ارتشمان هم باید از غرب برایش یک کسی بیاید، کارخانه هایمان هم باید از غرب بیاید، راهش بیندازد، ما باید این جنود ابلیس را کنار بزنیم و امید که از جنودالله است در خودمان زنده بکنیم، به خودمان امیدوار باشیم، تکیه به اراده خودمان بکنیم، تبع اراده دیگران نباشیم لکن همه با هم مجتمعاً این اراده را بکنیم تا کار انجام بگیرد. آنهائی که در ارتش هستند، در قوای مسلح هستند، با هم هماهنگ باشند و با هم بخواهند که ارتش شان قوی باشد و ارتش شان و قوای مسلحه شان را خودشان اداره کنند دنبال و می توانند و می بینند که توانستند و می توانند و آنهائی که در کارخانه ها هستند و در کارگاه ها هستند و در امور صنعتی هستند خودشان بگویند ما خودمان می کنیم و می توانیم.
 

نویسندگان و گویندگان باید به جای اشکالتراشی به مردم امید و اطمینان بدهند

امید در خودتان ایجاد کنید، نویسنده های ما، گویندگان ما همه شان دنبال این باشند که به این ملت امید بدهند، مأیوس نکنند ملت را، بگویند توانا هستیم، نگویند ناتوان هستیم، بگویند خودمان می توانیم و واقع هم همین طور است، می توانیم، اراده باید بکنیم. نویسنده های ما بهترین خدمتشان امروز این است که این ملتی که ایستاده در مقابل شرق و غرب و نمی خواهد تحت نظام شرق یا نظام غرب باشد، امید به آنها بدهند که می توانید تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشید. اگر این نویسنده ها،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 5

این گوینده ها به جای اینکه به هم اشکالتراشی بکنند، به جای اینکه به جان هم بریزند، با هم امید در ملت ایجاد کنند، اطمینان در ملت ایجاد کنند، استقلال روحی در ملت ایجاد کنند، اگر این خدمت را این رسانه های گروهی، این مطبوعات، این نویسندگان، این گویندگان، این اطمینان را در ملت ایجاد کنند، ما تا آخر پیروز هستیم و حیف است که یک ملتی که ایستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چیزش را فدای اسلام و استقلال کشورش کرده، ماها که گوینده هستیم، نویسنده هستیم، آنهائی که در مطبوعات چیز می نویسند، در رادیو و تلویزیون صحبت می کنند، حیف است که اینها توجه به این معنا نداشته باشند که باید این ملت را امیدوار کرد و باید مطمئن کرد ملت را.
اطمینان داشته باشید که اگر بخواهید، می شود و اگر بیدار بشوید، می خواهید. شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را که نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربی ها از ما بالاتر نیستند، زودتر کار راه انداختند، مشغول بشوید و کار را انجام بدهید. ژاپن همین معنا را مبتلا بود و بعد بیدار شد و اراده کرد و شد یک مملکت صنعتی که الان صنعت او مقابله می کند با آمریکا، هندوستان بیدار شد با اینکه از همین نژادهائی بود که غیر غربی بودند و غیرآلمانی و غیر ژرمنی بودند که آنها می گفتند اینها ابر هستند و اینها نمی توانند، وقتی ملتشان خواست، شد، شما هم بخواهید، می شود. خواستید که سلطنت جائر پهلوی نباشد و از بین رفت، خواستید که قدرت های دیگر بر شما و بر ذخائر شما سلطه نداشته باشند، همین طور شد و الان سلطه ندارند.
 

گروهک ها می خواهند شخصیت هائی را که در رأس کارند، از نظر مردم بیندازند

بخواهید که خودتان اداره کنید مملکت خودتان را، بخواهید که کمک کنید به دولت، تضعیف نکنید دولت را، تضعیف نکنید اشخاصی که خدمتگذار هستند، تمام این اشخاصی که الان مشغول کار هستند، اینها خدمت به شما و ملت ما، شما می کنند، در صدد نباشید که این گروه، آن گروه را عقب بزند و آن گروه، این گروه را، همه در صدد این معنا باشید که با هم این کشور را اداره کنید و این مردم را بیدار کنید. من طرفدار تمام قشرهائی هستم که به این کشور خدمت دارند می کنند و متاثرم از اینکه اشخاصی که دارند به این مملکت خدمت می کنند، دست هائی که می خواهد این کشور را باز به عقب بزند، اینها را روبروی هم قرار داده است و هر کدام به دیگری اشکال می کنند، به جای اشکال هر دو با هم عزمتان را جزم کنید که این ملت را به جلو ببرید، این ملت را بیدار کنید، ارتش را تقویت بکنید، دادگاه ها را تقویت بکنید، البته اصلاح هم باید بشود، اشخاصی که در رأس دادگاه ها هستند تقویت کنید تا آنها بتوانند کارهای خودشان را انجام بدهند، اشخاصی که در رأس ارتش و قوای مسلحه دیگر هستند تأیید کنید تا آنها بتوانند ارتش را اداره کنند تا بتوانند قوای مسلحه کارهائی که بر آنها محول است به خوبی انجام بدهند، مجلس را که در رأس همه امور است تقویت کنید و دنبال این باشید که یک مجلس قوی قانونگذاری داشته باشیم تا بتوانند مملکت را به راه راست ببرند.
من با همه این گروه ها هیچ، با هیچ یک از اینها قوم و خویشی ندارم ولی با همه این گروه ها

صحیفه نور جلد 14 صفحه 6

موافقم مادامی که در پست های خودشان رفتار خوب دارند. شما بدانید که در بین این ملت ما الان اشخاصی هستند، گروهک هائی هستند که می خواهند یکی یکی اینهائی که مشغول خدمت به این مملکت هستند، از نظر مردم بیندازند و آنها را از ملت جدا کنند. باید توجه داشته باشید که اینها که آمدند و مطلبی را گفتند مچشان را بگیرید که این آقائی که تو می گوئی فلان است، دلیلت چه است، ببینید چه خواهد گفت. آن کسی که مثلاً در ارتش است، فرمانده ارتش است اگر گفتند فلان کار را کرده مچش را بگیرید که دلیل شما بر این مطلب چه است؟ آن که در رأس دادگاه ها هست اگر به او اشکال کردند مچشان را بگیرید بگوئید دلیلت بر این مطلب چه است؟ آنوقت خواهید فهمید که دلیلی در کار نیست فقط این است که تبلیغات است که می خواهند شخصیت ها رابشکنند و می خواهند نتیجه از آن بگیرند و مع الاسف ملت ما توجه به این مسأله بسیاریشان کم دارند، به این تبلیغات سوئی که نسبت به بعضی از این روحانیون که مشغول خدمت به این ملت هستند، نسبت به اینها می کنند باور می کنند، اشخاصی را که من بیش از بیست سال است می شناسم و می دانم چه اشخاصی هستند لکه دار می کنند. اینها از عیوبی است که در کشور ما هست، اشخاصی که در ارتش الان دارند خدمت می کنند، در ژاندارمری خدمت می کنند، در سپاه پاسداران دارندخدمت می کنند، در بسیج دارند خدمت می کنند، کمیته هائی که دارند خدمت می کنند، همه اینها الان خدمتگذار هستند البته در هر قشری و جمعیتی پیدا می شوند بعض اشخاص غیرصالح، نباید ما اگر در یک جمعیتی یک آدم غیر صالح پیدا شد، تمام آن گروه ها را بکوبیم و نباید ما بدون دلیل و بدون شاهد یک مطلبی را قبول بکنیم. بعضی از فلاسفه می گویند که کسی که بی دلیل یک مطلبی را قبول بکند از فطرت انسانی خارج شده است و صحیح است این. انسان نمی تواند به حسب فطرتش یک مطلبی را که می شنود همین طوری خودبخود قبول کند. اشخاصی که می خواهند الان شخصیت هائی که در این مملکت مشغول خدمت و در رأس کار هستند از نظر مردم بیندازند، اینها نظرشان به این است که این کشور را تهی کنند از شخصیات و از اشخاص مؤثر و آن کنند که سابق بود. ملت ما باید هوشیار باشد و هیچ مطلبی را بی دلیل قبول نکند، همین که یک کسی گفت فلان چه جور است باید بگویند به چه دلیل می گویی؟ دلیلش را از او بپرسند، اگر بی دلیل یک مطلبی را قبول بکنند از فطرت انسانی خارجند. انسان باید هر مطلبی که می شنود دلیل برای آن اقامه بشود، ما خدا را با دلیل قبول کردیم بی دلیل قبول نکردیم و ما انبیا را با دلیل قبول کردیم بی دلیل قبول نمی کنیم، ما کسانی که خیانتکارند با شواهد آنها را خائن می دانیم، کسانی که به این ملت اذیت کردند و این ملت را جور کردند شاهدش همان بود که می دیدید، ولی یک نفر آدم، هر کس می خواهد باشد، یک زارع باشد، یک کاسب باشد، یک بازاری باشد، یک اداری باشد، اگر به ما گفتند این فلان است باید دلیل اقامه کند، باید توجه داشت که مبادا خدای نخواسته بخواهند حکومت اینجا را و مملکت ما را بگویند: نه عرضه حکومت کردن دارند و نه عرضه اینکه دادگستری را اصلاح کنند دارند و نه عرضه اینکه مجلس را اداره کنند دارند، این مسائل مصیبت بار است و اشخاص توجه ندارند و غالباً هم آن اشخاصی که این حرف ها را می زنند غرضمندند یا گول خورده اند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 6

 

اسلام پیش ما امانت است، با قلم ها و قدم ها به آن خیانت نکنیم

برادرهای من! خواهرهای من! توجه بکنید که مسؤولیت داریم امروز، مسؤولیت های بزرگ داریم ما، اگر این نهضتی که تا اینجا رسیده و این انقلابی که تا اینجا رسیده است و یک جمهوری اسلامی در مملکت ما تحقق پیدا کرده است اگر این از دست ما برود همه ما مسؤولیم، اگر قلم هائی که در روزنامه ها به ضد هم چیز می نویسند کمک کنند بر این از بین رفتن جمهوری، همه مسؤولند، ما مسؤولیم و ما اسلام امانت است پیشمان، احکام اسلام امانت است پیشمان و نباید با سر قلم ها خیانت کنیم بر این امانت و نباید با زبان ها خیانت کنیم به این امانت و نباید با قلم ها و قدم ها به این امانت خیانت کنیم. اگر بخواهید کشورتان مستقل باشد، اگر بخواهید کشورتان روی پای خودش بایستد و بخواهید آزاد باشید، باید از اینطور مناقشات دست بردارید و همه نظر حسن بکنید و برادروار همه با هم کمک بکنید تا این کشور به مقصد خودش برسد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان خارج از کشور و سفرا و کارداران دولت جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/10/16

 

اعمال شما در خارج باید طوری باشد که صادر کننده انقلاب باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید، چه اعضای سفارتخانه ها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور، از خدای تبارک و تعالی خواستارم. من گمان می کنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانه های اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم. برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را می دانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند، آنها آن شخص را، آن گروه را محکوم می کنند، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب، مثل جاهائی که ملت ها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل، باز آنطور که باید پیدا نکردند، اگر چنانچه شما شخصاً یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است. اگر بنا باشد که سفارتخانه های ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانه نرفته است. مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادند (که اخیراً را درست نمی دانم) سفارتخانه های ما، سفارتخانه های اسلامی که باید باشد نیست، چه در مکان ها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصاً مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه. بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچه ای که حریر بود زدند کنار. این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود. مطلب به نظر ساده می آید لکن مسأله اینطور نیست. اینها که رفتند، یک اعراب ساده ای بودند، متعهد به اسلام بودند، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمی کند. بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند، دست و پایشان را گم می کردند و می کنند خصوصاً در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم، جلوی او هم همین طور. یک حکومت

صحیفه نور جلد 13 صفحه 261

وقتی که می آمد در یک محلی، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل می کرد، مردم را هیچ به حساب نمی آورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب. من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند به او. این کارها را می کردند و همین طور گاهی این کار را می کردند که وقتی که یک محترمی می رفت، یک عالمی مثلاً می رفت ملاقات می کرد با آنها، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را می آوردند به چوب می بستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی. و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر. این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند، یک عمل ساده بزرگی بود. از اول، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند. مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا می نشست، قلیان هم وقتی می خواست، پا می شد خودش شروع کرد درست کردن، در این خلال فرمانفرما وارد می شد فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمی دانید چه مسأله ای بود ایشان می گفت که، قلیان را دستش می داد می گفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم. فرمانفرما شکست می خورد، تحت تأثیر همچو واقع می شد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش می کرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست می کنم تا قلیان درست بشود. این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار می کردند، او طمع می کرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود، ساده و لکن کوبنده، دیگر نمی توانست به او تحمیل کند مطلبی را. شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا، با وزرای خارجه آنجا، با همه اینها برخورد دارید، اگر بنا باشد که شما وقتی که می خواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا، وزیر خارجه امریکا، وزیر خارجه شوروی، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرت ها، قدرتش بالاتر است و از همه این شریف ها (اگر آنها شرافتی داشته باشند) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید و از مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید. مسائل اخلاقی، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود، این سرایت می کند، و مردم به حسب طبیعتشان، به حسب فطرتشان فطرت ها سالم است منتها تربیت ها ضایع می کند فطرت ها را

صحیفه نور جلد 13 صفحه 261

 

با اخلاق و تبلیغات اسلامی بنیادهای طاغوتی و غربی را در هم بکوبید

شما باید با خیال کنید خودتان که در یک مملکتی وارد شدید و می خواهید این مملکت را مثل مملکت خودتان تربیت کنید و می خواهید اسلام را در آنجا هم صادر کنید. صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی، آداب اسلامی، اعمال اسلامی، آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند. و از امور مهمه داشتن یک نشریه در هر سفارتخانه هست، نشریه، نه مثل نشریه های زمان طاغوت. نشریه، یک نشریه اخلاقی اسلامی و در آن درج بشود مسائلی که در ایران گذشته است. شما می بینید که الان در همه جای دنیا تقریباً به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات می شود. تبلیغات همه جانبه، چه دستگاه های تبلیغات غرب با همه وابستگان و چه دستگاه تبلیغات شرق با همه وابستگانشان، این برای این است که اینها از جمهوری اسلامی وحشتزده شده اند، علاوه بر اینکه منافعشان در خود ایران از دست رفته است و انشاء الله تا ابد از دست خواهد رفت علاوه بر این، خوف این را دارند که این مطلب سرایت کند و این نهضت و انقلاب سرایت کند به خارج و صادر بشود در مملکت های دیگری و آنها هم بعد از فهم این معنا که اسلام باید در آن محل باشد، اسلام وضعش چطور است، این را هم می ترسند که نبادا آنجا هم مثل ایران بشود و آن دستگاه های طاغوتی شان کم کم رو به زوال باشد و انشاء الله هست رو به زوال. شما باید، شما باید به هر سفارتخانه ای که دارید، به جای آن خرج های طاغوتی که در آنوقت می شد، آن مهمانی های طاغوتی که همه اش بر خلاف اخلاق اسلامی بود و آن خرج های دیگری که خود شما هم می دانید که در آنجاها می شد، آن مخارج را صرف تبلیغات بکنید و به دنیا بفهمانید که اسلام چطور است و مملکت ما چه وضعی دارد. در مقابل همه تبلیغاتی که می شود، از هر جور تبلیغی که می شود، جواب بدهید و آشنا کنید ممالک دیگر را کشورهای دیگر را به آن چیزی که در ایران هست و آنطوری که در ایران می گذرد. آشنا کنید مردم را به اسلام و به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی. خوف اینکه ما اگر ساده رفتار کنیم آنها با آن، سفارتخانه آنها با آن وضعی که دارد، ما در نظر آنها تحقیر می شویم، این خوف را خودتان راه ندهید، بلکه شما با عملتان تحقیر کنید آنطور بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را. شما گمان نکیند که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک امر، یک جای ساده ای باشد، یک مرکزی باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود، شما تحقیر خواهید شد. خیر، این حرف، حرف غربزده هاست که خیال می کنند که ما اگر مثل غرب نباشیم، ما تحقیر می شویم. ما الان بنا داریم که مثل غرب نباشیم و بنا داریم وابسته نباشیم و بنا داریم مستقل باشیم و آزاد باشیم و الان می بینید که آنهائی که، ملت هایی که تحت تأثیر تبلیغات امریکا و شوروی و سایر اذناب آنها واقع نشدند، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه می کنند. عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و - نمی دانم پارک و امثال ذلک نیست. انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز بکند شرافتمند است، عظمت دارد. شما می بینید که بزرگترین افراد بشر انبیا بودند و ساده ترین از همه هم آنها بودند. در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی می شناختند در عین حال ساده ترین افراد بودند در وضع زندگی شان تمام انبیا اینطور

صحیفه نور جلد 13 صفحه 263

بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد که با وضع بسیار ساده ای عمل می کردند. در صدر اسلام آن امر بسیار روشن است که چه جور وضع داشتند، حکومت ها چه وضعی داشتند و امرای ارتش چه وضعی داشتند و خود اشخاصی که در رأس بودند با مردم چه وضعی داشتند. در عین حالی که وضع شان آنطور بود که وقتی یک کسی از خارج می آمد در مسجد رسول الله و این افراد نشسته بودند، شناخت که کدام یکی اینها رسول الله هستند، سؤال می کرد که کدام یکی هستید؟ برای اینکه نه بالایی بود، نه پائینی بود، دور می نشستند. اگر حصیری هم بود یا بوریائی بود من نمی دانم لکن این فرش هایی که شما خیال کنید، حتی این فرشی که شما زیرتان انداختید نبوده است. آنوقت دور هم نشستند ولیکن عظمت شان، عظمتی بود که دنیا را تحت تأثیر قرار داد. عظمت انسان به روحیت روح انسان است. عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد، نه به اینکه گارد داشته باشد، نه به اینکه خدمه داشته باشد. اینها عظمت انسان نیست، اینها انسان را منحط می کند از آن مقامی که دارد.
 

انسان باید تزکیه و تربیت اسلامی را اول از خودش شروع کند

شما آقایانی که در سفارتخانه ها هستید موظفید عقلاً و شرعاً به اینکه هر چه ساده تر، سفارتخانه هاتان هر چه ساده تر باشد و کیفیت معاشرتتان با آن اشخاصی که کارمند هستند در آنجا و به اصطلاح شما زیر دست گفته می شوند، برادرانه باشد و در عین حالی که آنها باید از شما بپذیرند مطالبی که می گوئید، لکن برادرانه باید باشد و همین طور وضع مهمانی هایتان، وضع گذران خودتان، وضع کسانی که در آنجا کار می کنند آنها باید یک وضع متحول بشود به یک وضع اسلامی که هر کس می آید در آنجا اسلام را در آنجا عملاً ببیند. ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم، از ما دیگر باور نمی کنند. وقتی می توانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم، عملمان هم آنطور باشد، عمل طاغوتی نباشد و قول، قول اسلامی، عمل اسلامی باشد و خود رفتار، اسلامی باشد، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها. صدور با سرنیزه صدور نیست، صدور بازور صدور نیست، صدور آنوقتی است که اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر می کنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجله ای باشد که هم در عکس هایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح می شود همه اش موافق باشد با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفه ای که برخورد می کنند مسائل ایران را، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج، در روزنامه های خارج در هر جا نوشته می شود، آنها را یکی یکی برای

صحیفه نور جلد 13 صفحه 264

آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند.
عمده مسأله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما می خواهیم جمهوری مان اسلامی باشد. باید همانطوری که با زبان می گوئیم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما می خواهیم اسلام باشد. ما می خواهیم اسلام باشد دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند انسان، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد. هر انسان لامحاله در خودش نقص هایی می بیند، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمی بیند، این خودش یک نقصی است که دارد. انسان باید تربیت بشود، باید به تزکیه تربیت بشود. و انسان از خودش باید شروع بکند، از خانواده خودش باید شروع کند. و شما خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد. دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان، کردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه می کند.
 

وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم

در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را می خواهم و همه ملت ما موظفند به اینکه رفتارشان یک رفتاری باشد که با همین رفتار اسلام را نمایش بدهند به خارج و اگر چنانچه رفتاری باشد ولو در بعضی از جاهایی که بعضی از اشخاص نفوذ کردند در آنجا، رفتار طوری باشد که این رفتار، مخالف با موازین اسلامی باشد این اسباب این می شود که دست دشمن های ما یک بهانه بدهد و ما را و جمهوری ما را با تمام قوا بکوبند. هم جوانان خارجی ما و شما سفرا و کارمندانی که در سفارتخانه ها هستید، همه شما، همه انجمن اسلامی که در خارج هست و همه افراد این مسلم و همین طور ایرانی و غیر ایرانی که در خارج هست، این معنا برای آنها بیشتر وظیفه است از ما که در داخل هستیم، همه وظیفه داریم ولکن وظیفه شما سنگین تر است بیشتر است و باید با خواست خدا انشاء الله موفق بشوید که اسلام را در همه جا معرفی کنید و پس از معرفی نفوس سالم که اکثر مردم هستند، پذیرش می کنند، پذیرش که کردند کم کم عمل می کنند، کم کم این انقلاب صدور پیدا می کند به خارج. خداوند همه شما را انشاء الله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم تا انشاء الله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم و از مروجین اسلام باشیم و از جنود خدای تبارک و تعالی باشیم تا انشاءالله به سعادت و سلامت، هم مملکت خودمان و هم سایر ممالکی که در اسلام هستند و همین طور مستضعفین جهان انشاء الله همه موفق و موید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسؤولین بنیاد شهید انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/10/20

 

شهید نظر می کند به وجه الله

بسم الله الرحمن الرحیم
ارزش هر خدمتی موافق ارزش آن کسی است که برایش خدمت می کنیم. هر کس هر خدمتی در راه خدا برای خلق خدا بکند این ارزش دارد لکن ارزش ها مختلف هستند به ارزش آنهایی که برای آنها خدمت می کنیم. همه بنیادهایی که برای خدا در راه اسلام به کشور خودشان خدمت می کنند و همه اشخاصی که برای اعتلاء کلمه اسلام خدمت می کنند همه آنها پیش خدای تبارک و تعالی ارزش دارد و مورد عنایت حق تعالی انشاء الله خواهند شد لکن ارزش بنیاد شهید، خدمت به شهید و خدمت به بازماندگان شهید و خدمت به آنهایی که در راه اسلام برای فداکاری حاضر شدند لکن معلول شدند و عضوی از اعضای خودشان را از دست دادند یا جراحاتی بر آنها وارد شده است ارزش این خدمت که برای شهداء اسلام و برای فداکاران اسلام انجام می گیرد شاید از سایر ارزش ها بیشتر باشد درباره شهید آنقدر از اسلام و از اولیاء اسلام روایات وارد شده است در فضل شهادت که انسان متحیر می شود. من بعضی از یک روایت را برای شما ترجمه می کنم تا بدانید که شما در خدمت چه اشخاصی هستید و بنیاد شما چه ارزشی دارد. در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که برای شهید هفت خصلت است که اولی آن عبارت است از اینکه اول قطره ای که از خون او به زمین بریزد تمام گناهانی که کرده است آمرزیده می شود و مهم آن آخرین خصلتی است که می فرماید، می فرمایند که به حسب این روایت) که شهید نظر می کند به وجه الله و این نظر به وجه الله راحت است برای هر نبی هر شهید. شاید نکته این باشد که حجاب هائی که بین ما و حق تعالی هست و وجه الله است و تجلیات حق تعالی هست، تمام این حجاب ها منتهی می شود به حجاب خود انسان. انسان خودش حجاب بزرگی است که همه حجاب هائی که هست، چه آن می شوند به اینکه حجابی که خود انسان است. ما خودمان حجاب هستیم بین خودمان و وجه الله و اگر چنانچه کسی فی سبیل الله و در راه خدا این حجاب را داد، این حجاب را شکست و آنچه که داشت که عبارت از حیات خودش بود تقدیم کرد، این مبدا همه حجاب ها را شکسته است، خود را شکسته است، خود بینی و شخصیت خودش را شکسته است و تقدیم کرده است و چون برای خدا جهاد کرده است و برای خدا دفاع کرده است از کشور خدا و از آئین الهی و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 273

هر چه داشته است در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم کرده است، خود را داده است، این حجاب شکسته می شود. شهدا، شهدائی که برای خدای تبارک و تعالی و در سبیل خدای تبارک و تعالی و راه خدای تبارک و تعالی جان خودشان را تقدیم می کنند و آنچه که در دستشان است و بالاترین چیزی است که آنها دارند تقدیم خدای می کنند، در عوض خدای تبارک و تعالی این حجاب که برداشته شد جلوه می کند برای آنها، تجلی می کند برای آنها چنانچه برای انبیا هم چون همه چیز را در راه خدا می خواهند و آنها خودی را نمی بینند و خود را از خدا می بینند و برای خودشان شخصیتی قائل نیستند، حیثیتی قائل نیستند در مقابل حق تعالی، آنها هم حجاب را بر می دارند فلما تجلی ربه للجبل جعله دکا تجلی می کند خدای تبارک و تعالی در کوه طور و یا در جبل انیت خود موسی و موسی صعق . آنها در حال حیات، انبیا و اولیا نظیر انبیا و تالی تلو انبیا در زمان حیات شان آن چیزهایی که حجاب بوده است بین آنها و بین حق تعالی می شکنند و صعق برای آنها حاصل می شود و موت اختیاری برای آنها حاصل می شود، خدای تبارک و تعالی بر آنها تجلی می کند و نگاه می کند به حسب آن نگاه عقلی، باطنی و روحی و عرفانی و ادراک می کنند و مشاهده می کنند جلوه حق تعالی را و شهید هم حسب این روایتی که وارد شده است، نظیر انبیا وقتی که شهید شد چون همه چیز را در راه خدا داده است خدای تبارک و تعالی جلوه می کند به او و آن هم ینظر الی جلوه خدا، الی وجه الله این آخر چیزی است که برای انسان، آخر کمالی است که برای انسان هست. در این روایتی که در کافی نقل شده است در این روایت انبیا را مقارن شهدا قرار داده است که در جلوه ای که حق تعالی می کند بر انبیا همان جلوه را هم بر شهدا می کند. شهید هم ینظر الی و جه الله و حجاب را شکسته است همانطوری که انبیا حجاب ها را شکسته بودند و آخر منزلی است که برای انسان ممکن است باشد، مژده داده اند که برای شهدا این آخر منزلی که برای انبیا هم هست شهدا هم به حسب حدود وجودی خودشان این آخر منزل به این آخر منزل می رسند.
 

خدمت در بنیاد شهید در رأس خدمت هاست

بنیاد شهید از همه بنیادها افضل است برای اینکه شهید از همه افراد افضل است. خدمت در بنیاد شهید در رأس خدمت ها هست، همه خدمت می کنند و همه برای خدا و برای همه فضل است و برای همه ارزش هست در بارگاه الهی. همه خدمتگزارهایی که خدمت می کنند، آنهایی که خدمت می کنند برای جنگزده ها آنها هم خدمتشان برای فداکاران است. این جنگزده ها که الان در ایران هستند و در خارج از وطنشان هستند اینها هم راجع به اینها هم هر کس خدمت بکند خدمت به فداکاران است لکن خدمت به شهید ارزشش بیشتر از همه خدمت هاست. معلولی که جان خودش را در دست گرفته و تقدیم کرده است لکن موفق نشده است به شهادت آن هم فداکاری خودش را کرده است. شما که خدمت به شهید می کنید و بنیاد شما که بنیاد شهید است قدر این بنیاد را بدانید و قدر این خدمت را بدانید. برای کم کسی اینطور مطلبی که برای شهید گفته شده است برای کم کسی هست، آنها را قرین

صحیفه نور جلد 13 صفحه 274

انبیا قرار داده اند. خدمت شما به آنها خدمت به نبی اکرم است، خدمت به انبیاست. بدانید که شما در راه شهید دارید خدمت می کنید و بنیاد شما بنیاد شهید است و شهید افضل است شهادت از همه چیزها و باز در روایتی است که هر خوبی بالاتر از او هم خوبی هست تا برسد به قتل در راه خدا، شهادت در راه خدا، بالاتر از او دیگر خوبی در کار نیست و معلوم نکته اش برای اینکه کسی که همه چیزش را برای خدا تقدیم کرده است و حیات که بالاترین سرمایه است برای او در این عالم تقدیم کرده است، دیگر این بر و از این خوبی بالاتر نمی شود باشد. شما خدمت می کنید به انسان هایی و به کسانی که وابسته هستند به این شهدا و شهدا به آنها علاقه دارند و الان هم شهید هستند نسبت به آنها و خدمت شما ارزشمندترین خدمت هاست که تصور می شود و به حسب اینطور روایات من امیدوارم که همه ملت ما و همه افرادی که در سرتاسر کشور ما هستند خدمتگزار باشند به این کشور و خدمتگزار باشند به جمهوری اسلام به و خدمتگزاری آنها همان مجاهده در راه خداست و من امیدوارم که همه آنها با مجاهدین در راه خدا شریک و سهیم باشند برای اینکه آنها هم مجاهده می کنند ولو آن پیرزنی که در اقصی بلاد دارد یک خدمتی می کند برای این مجاهدین و یا یک پیرمردی که در اقصی بلاد دارد خدمت می کند برای این شهدا و مجاهدین و بازماندگان شهدا. من امیدوارم که خداوند به همه آنها ثواب مجاهدین را عنایت بفرماید و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان نکنید که شما یک کاری که (برای آنجا) برای آنها انجام می دهید یک منتی بر آنها دارید. منت آنها را بکشید، منت آنها را بکشید خدمت بکنید، احترام بکنید از آنها. اینها خانواده شهدا هستند و معلولین و خانواده های معلولین که ارزششان آنقدر است و ما باید خدمتگزار به آنها باشیم. هر عملی که انجام می دهیم، هر خدمتی که به آنها انجام می دهیم عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است و ما باید با کمال خرسندی منت آنها را بکشیم و خدمت به آنها بکنیم. مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا یا به این معلولین و باز کسانی که عائله معلولین اند. توجه داشته باشید که عملی را که می کنید خالص برای خدا باشد و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است و جانش را در راه خدا اهداء کرده است شما خدمت به او می کنید و این خدمت به خداست همانطوری که ما منت از خدای تبارک و تعالی می کشیم و عبادت او را که می کنیم منت اوست بر ما خدای تبارک و تعالی ما را منت بر ما گذاشته است و ما را هدایت کرده است و هر عملی که بکنیم منت بر او نداریم و او منت بر ما دارد این خدمت هم خدمت به خدای تبارک و تعالی و مجاهدین در راه او و شهداء در راه اوست و ما باید با سر و جان خدمت بکنیم و ابدا در نظرمان نیاید که ما یک کاری انجام دادیم، آنها جان خودشان را دادند و شما قدرتی که دارید، دارید خرج می کنید برای آنها و من امیدوارم که در راه خدا که شد ثواب مجاهدین را به شما عنایت بفرماید خدای تبارک و تعالی.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در میان جمعی از خانواده های شهدای رودسر، کاشان، تبریز و اعضای واحد فرهنگی ستاد جهاد سازندگی تهران

تاریخ: 1359/10/22

 

کوشش رضاخان در سرکوبی عشایر و روحانیون و منع مراسم و دستجات مذهبی

بسم الله الرحمن الرحیم
این عکس هائی که از شهدا، از جوان های نیرومند ملت ما، در دست شما مردان و زنان هست، غرور آفرین است و موجب تأثر و تأسف. من برای آنها رحمت و برای معلولین سلامت و برای شما و بازماندگان شهدا عافیت و سلامت و صبر از خدای تبارک و تعالی خواستارم. این مصیبت هائی که بر شما وارد شده است، بر همه ملت، بر همه ما وارد است. اینها فرزندان ملت هستند و برادران ما. یک مطلبی که باید عرض کنم و تنبه بدهم این است که این قدرت های بزرگ از زمانی که رضاخان آمد به ایران و رضاخان را فرستادند برای ایران تا این زمانی که نهضت شما ملت اسلامی تحقق پیدا کرد، حساب هایی کرده بودند پیش خودشان و آن حساب هایی روی موازین دنیا و مادیت بود و بعضی حساب ها را نکرده بودند. یعنی نمی توانستند بعضی از مطالب را توجه پیدا کنند و حساب رویش بکنند. در زمان رضاخان کوشش های زیادی برای راه باز کردن به این ملت ها و خصوصا ایران و راه باز کردن برای تحت سلطه قرار دادن ملت ما چپاولگری های بی حساب، راه های مختلفی را داشتند. یک راه این بود که عشائر این کشور را سرکوب کنند و آنها را از حال عشائری بیرون بیاورند و به اصطلاح خودشان تخته قاپو کنند. برای اینکه می دیدند که این عشائر برای ایران یک پشتوانه است، این عشائر مختلفی که در ایران هست، در همه جای ایران عشائر هستند، در خوزستان هست، در کردستان هست، در کرمانشاه هست، در فارس هست، در سیستان و بلوچستان و آذربایجان و همه جا از این عشائر زیاد هستند و اینها یک پشتوانه ای بودند از برای ایران و آنها کوشش داشتند به اینکه عشائر را سرکوب کنند و لهذا همه عشائر را تقریبا سرکوب کردند به وسیله رضاخان و حالا ما می فهمیم که عشائر چه نقشی دارند در ایران، در عین حالی که الان بعضی عشائر ایران وارد جنگ هستند، ولی این بعضی عشائر کارهای شجاعانه می کنند و عشائر دیگر از قبیل عشائر بختیاری، عشائر قشقایی فارس و عشائر امثال اینها، همه اینها به اسلام وفا دارند و داوطلبند از برای اینکه به جبهه ها بروند و امید است که احتیاج نباشد به اینکه همه عشائر ایران وارد جبهه ها بشوند و ما امروز می فهمیم که آنها به واسطه مطالعاتی که داشتند برای عشائر چه قدرتی قائل بودند، آنها ضربه ای از تنگستانی خورده بودند و در صدد این بودند که عشائر را بکلی از بین ببرند، این یک نقشه ای بود که

صحیفه نور جلد 13 صفحه 276

در آنوقت اینها کشیدند، چنانچه سرکوبی روحانیون نیز همانطور بود. آنها از روحانیون در طول تاریخ صدماتی دیده بودند و خصوصا انگلستان در باب قضیه قرار داد تنباکو صدمه دیده بود، از این جهت یکی از نقشه ها هم این بود که این قدرت را از ملت بگیرند و این را سرکوب کنند و ملت را از آنها و آنها را از ملت جدا کنند و مسائل دیگری که در زمان رضاخان بود از قبیل این منع کردن به دستجاتی که در همه ایران در ماه محرم و صفر این دستجات بیرون می آمدند، این هم قدرتی بود و آن را هم ممنوع کردند در آنوقت و امثال اینها که زیاد است، تا نوبت رسید به پسر خلف او که همانطور که او جنایتکار و خائن بود این از پدر در آن جهت جلو افتاد و او هم آن کرد که شما همه می دانید و تفصیلش را لازم نیست عرض کنم، تا وقتی که انقلاب شد.
 

ابطال نقشه های عمال اجانب با مقاومت و هماهنگی قوای انتظامی و سپاه پاسداران در برابر حمله متجاوزین

در وقتی که انقلاب شد، شما دیدید که آن سران ارتش که فاسد بودند یا فرار کردند یا گرفتار شدند، لکن اصل ارتش که به حسب طبیعتش وفادار به کشور و اسلام است بود، از آنوقت شروع کردند به اینکه ارتش طاغوتی است نباید باشد، دنبال این مطلب تا حالا هم صحبت هست. این ارتشی که نشان داد در همین جنگ هائی که شده است مرتبه وفاداری خودش را و قدرت خودش را، آنها برای اینکه دیدند ارتش توجه به ملت پیدا کرد و متصل به ملت شد او را هم یک خاری بر چشم خودشان حساب کردند، از این جهت آن عناصری که با آنها همدست هستند و خدمتگزار به آنها هستند، در مطالبی که در طول این مدت بعد از انقلاب می گفتند همه اش راجع به این بود که این قوای انتظامیه ای که هست و این قوای نظامی که هست اینها همه طاغوتی هستند، نه ما باید ارتش داشته باشیم و نه ما باید ژاندارمری داشته باشیم و نه ما باید شهربانی داشته باشیم، همه اینها باید کنار گذاشته بشود از سر شروع کنیم. این هم معلوم شد که این نقشه هم برای چه بوده و امروز که نقش مهمی، بالاترین نقش را این ارتش و این ژاندارمری و این شهربانی دارند معلوم می شود که آنها از چه می ترسیدند و می خواستند چه بکنند می خواستند ما امروزی که مبتلا هستیم به جنگ بین قوای بعثی کافر، ما هیچ نداشته باشیم و آنها همه چیز، و از آنها هم بیشتر راجع به پاسدارها بود که پاسدارها هم تمام قدرت آنها صرف این می شد که پاسدار اصلا لازم نیست، کافی است همانی که بود و می خواستند که پاسدارها را از معرکه بیرون کنند و ما دیدیم که نقش این پاسدارها هم جنگ چه بود و الان بحمدالله پاسدار و پاسبان و ژاندامری و ارتش و عشائر و سایر قوای مردمی و بسیج و همه اینها هماهنگ اند و قدرت باطل را در هم کوفته اند و خواهند کوبید. این نقشه ها بود که اینها کشیده بودند، امروز هم در صدد همین نقشه ها هستند و شما باید غافل نباشید از این چیزهائی که منتشر می کنند، شما باید توجه داشته باشید که هر گروهی که بیشتر مورد حمله بود و این اشخاص منحرف بیشتر به او حمله می کردند و می کنند، بدانید که این برای ملت مفیدتر است و برای اجانب مضرتر، اگر دیدید پاسدارها را بیشتر می کوبند،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 277

بدانید که آنها از پاسدار زیاد می ترسند، اگر دیدید ارتش را سرکوب می خواهند بکنند و با ملت جدا کنند بدانید که از او هم می ترسند و همین طور و اگر دیدید که روحانیون را می خواهند از صحنه بیرون کنند و بدانید که آنها از روحانیون می ترسند و ترسیده اند سابق هم.
 

ملت ما، جریان تاریخ را عوض کرد

شما برادرهای ما که بازماندگان افتخار ایران هستید، بازماندگان اشخاصی هستید که در تاریخ افتخار برای ایران اثبات کرد و ثبت کرد و شما معلولانی که افتخار برای ایران آفریدید، مطمئن باشید که در دنیا و در آخرت اسم شما ثبت است. شما تاریخ را عوض کردید، ملت ما تاریخ را تاریخ دیگر کرد، جریان تاریخ را عوض کرد، آنها هم حساب همه چیز را می کردند الا یک حساب و آن حساب معنویت. آنها از چشم های چپ نگاه می کردند به دنیا که چشم عمیاست، از چشم نابینا نسبت به معنویات که چشم راست انسان است نظر می کردند، هم چپی ها و هم راستی ها، آنها با آن چشم کج بین خودشان حساب عشائر را کرده بودند، حساب روحانیون را هم کرده بودند، حساب ارتش را هم بعد کرده بودند، حساب قوای نظامی و انتظامی را هم کرده بودند، حساب پاسدارها را هم کرده بودند، لکن یک حساب را نکرده بودند و آن حساب معنویت بود. آنها توجه به این نداشتند که ملت همه با هم علاقه به خدا دارند و علاقه به اسلام. آن علاقه ای که پیشقدم می شوند به واسطه آن علاقه برای فداکاری و برای شهادت. ما هر روز می بینیم اشخاصی که می آیند با من صحبت می کنند، مصافحه می کنند، بینیم که اشخاصی می آیند و گریه می کنند می گویند که برای ما - دعای - دعا بکن شهید بشویم. من دعا می کنم که پیروز باشند و ثواب شهید به آنها داده بشود. این حساب را نکرده بودند، اینها تاریخ صدر اسلام را یا ندیده بودند یا غفلت از آن کرده اند. صدر اسلام اسلحه و مهمات غلبه نکرده برد تا امپراطوری به آن عرض و طول، برای اینکه اسلحه نداشتند مسلمین هر چند تایشان یک شتر داشتند، چند تایشان یک اسب، شاید در همه لشکرشان چند تا اسب بود، شمشیر کندی یا تیزی. آن طرف چه امپراطوری ایران و چه امپراطوری روم دارای همه چیز بودند تمام ساز و برگ های جنگی که در آنوقت در اختیار آنها بود مجهز به همه جهازهای جنگی بودند، لکن فقط یک چیز را نداشتند و آن ایمان. چون ایمان نداشتند باید در بعضی از جنگ ها آنها را امر می کردند که ببندند به هم این ارتش خودشان را که فرار نکنند، با زنجیر اینها را به هم می بستند از قراری که در تاریخ هست و می آوردند در جبهه جنگ. امروز هم برادرها شما بدانید این را که مخالفین ما همه چیز دارند الا ایمان و شما ایمان دارید که فوق همه چیز است و بحمدالله همه چیز هم دارید.
من امید این را دارم که همانطوری که در صدر اسلام، قدرت ایمان آن امپراطوری های بزرگی که بر تقریبا همه دنیای آنوقت سلطه داشتند و همه قدرت ها دست آنها بود و ارتش اسلام با ایمان خودش و با اعتقاد به مبداء و معاد غلبه کرد بر آنها، شما هم در عین حالی که مقابل سلطه های بزرگ و قدرت های بزرگ همه ماها با حساب دنیائی ناچیز هستیم، با حساب معنویت به همه مقدم بشوید انشاء

صحیفه نور جلد 13 صفحه 278

الله و همه قدرت ها را منع کنید از دخالت در کشور خودتان و انشاء الله این نظام فاسد بعثی را که در حال احتضار است آن را هم به قبرستان بفرستید. لکن توجه به این معنا که باید این ایمان را حفظ کنید و آن وحدیت که به تبع ایمان برای شما حاصل شده است آن را هم حفظ کنید. ما اگر شهید دادیم زیاد، معلول دادیم زیاد و خیلی از جوان ها را از دست دادیم، لکن ایمان را بحمدالله ملت ما زن و مردش، بزرگ و کوچکش ایمان را از دست نداده است و مطمئن به این است که با ایمان خودش به همه قدرت هائی که قصد تجاوز داشته باشند غلبه خواهد کرد. خداوند همه شما را پیروز کند و شهدای ما را به رحمت خودش و اصل کند و معلولین ما را شفای عاجل عنایت کند و به همه ملت ما اجر و مزد و وحدت کلمه عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها