پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PM
تاریخ: 1359/10/07
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی وقت انسان متحیر است که با این منظره هائی که مواجه است چه بگوید من الان در مقابلم عکس هائی از شهدا می بینم و در آن تابلو نوشته بود که خانواده های شهدای دزفول آمده اند و جمعی هم از عشایر محترم خرم آباد و از اهالی خرم آباد آمده اند و در آن کنار هم کودکان موسویه تهران آمده اند. و با دیدن این منظره ها چه باید بگوئیم؟ انسان در این دنیا، هر انسانی که باشد از انسان های بزرگ مثل انبیا و اولیا تا هر جا که برسد، مورد امتحان است. امتحان ملازم با وجود انسان است و هیچ انسانی بدون امتحان نخواهد در این عالم زیست کند. گاهی امتحان به خوف، به جوع به نقص در اموال و انفس، به نقص در ثمرات و امثال اینهاست که الان در مراکزی که جنگزده است، بسیاری از اینها تحقق دارد. و این یک امتحانی است که از شما آقایان که در ذزفول و در اهواز و سوسنگرد و سایر محالی که مورد تعدی کفار شده است، واقع شده اید، این یک امتحانی است الهی برای آزمایش ما و شما. گاهی امنیت مورد آزمایش است، انسان را گاهی به ناامنی و خوف امتحان می کنند و گاهی به امنیت و اطمینان، گاهی به نقص در ثمرات و انفس، جوان ها را از انسان گیرند، برادرها را می گیرند و بچه ها و زن ها را به این راه امتحان می کنند و گاهی به زیاد کردن ثمرات، زیاد کردن اموال، توسعه دادن و امنیت اعطا کردن امتحان می کند. بشر در امتحان واقع است، با ادعای اینکه من مؤمن هستم، رها نمی شود، پیغمبرهای بزرگ امتحان شدند. ابراهیم خلیل علیه السلام در آن قضیه حیرت انگیز امر به اینکه باید اولادت را ذبح کنی امتحان شد، پیغمبرهای بزرگ، اولیاء بزرگ امتحان شدند. حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه امتحان شد، اولاد و احفاد او هم امتحان شدند، و همه ماها هم امتحان می شویم، و همه بشر هم امتحان خواهند شد و امتحان به امنیت و دارائی و ثروت و ریاست و امثال ذلک بزرگتر است از امتحان در نقص اولاد و انفس، چه بسا اشخاصی که ادعا می کنند که ما مؤمن هستیم، لکن وقتی که امتحان می شوند معلوم شود که فقط ادعا بوده، و چه اشخاصی که ادعا می کنند که ما طرفدار ضعفا هستیم لکن وقتی که امتحان می شوند از امتحان درست در نمی آیند و چه اشخاصی که ادعا می کنند که اگر ما صفحه جنگ پیش بیاید، پیشقدمیم و در وقت عمل از امتحان درست در آیند. شما دزفولی ها و اهوازی ها و سوسنگردی ها امتحان دادید و خوب از امتحان بیرون آمدید.
این عکس هائی که الان در مقابل من هست و موجب تأثر و تأسف این سند امتحان شماست و سند افتخار شما. خدای تبارک و تعالی فرماید: بشر الصابرین آنهائی که صبر می کنند، به آنها بشارت بده. آنهائی که در مصیبت ها، در نقص ثمرات، در نقص انفس، در نقص اولاد صابر هستند و می گویند که: انا لله و انا الیه راجعون ما از خدا هستیم و به او بر می گردیم، از او هستیم و به او رجوع می کنیم. جوان های ما از خدا هستند و در راه خدا فداکاری کردند و به خدا مراجعت می کنند. انسان اگر چنانچه هر چه دارد بفهمد که از خداست، اگر زندگی دارد، خدا به او داده است و اگر اولاد دارد، خدا به او اعطا کرده است و اگر ثروت دارد، خدا به او اعطا کرده است و همه چیز را خدای تبارک و تعالی اعطا فرموده است، اگر دل انسان به این معنا ایمان بیاورد و اطمینان به این معنا داشته باشد، چیزی که امانت الهی است، به خدا برگردانده، اولادها اماناتی هستند از خدا، زن و فرزند امانت هایی هستند از خدا، دارائی ها امانت هائی هستند از خدا و به او رد شده است، و ما از خدا هستیم و به سوی او رجوع می کنیم. اگر امتحان را درست دادیم و همانطوری که اولیا و انبیا امتحان دادند ما هم به آنها اقتدا کردیم، مورد آن بشارت هستیم که خدای تبارک و تعالی می فرماید و به آنها رحمت می فرستد، مغفرت می فرستد و آنها را اصحاب هدایت می داند. این امتحان آسان تر است از آن امتحان هائی که به دولتمردان خدا دولتمردان را خدا امتحان می کند. چه بسا از این رؤسای جمهوری که در دنیا هستند، مدعی احترام به حقوق بشر هستند، قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهور مدعی آزادیخواهی، مدعی دوستی با بشر، مدعی پاسداری رفاه بشر هستند، لکن وقتی که می رسند به مسند و امتحان می کند خدای تبارک و تعالی آنها را، نمی توانند از امتحان بیرون بیایند، به جای طرفداری از حقوق بشر، بشر را به تباهی می کشند، به جای طرفداری از ضعفا، ضعفا را به هلاکت می رسانند، همانطوری که در آن طرف بشر الصابرین است به رحمت و مغفرت و حیات ابدی، برای اینها هم بشارت و عذاب الیم است، بشارت به ننگ است. باید امتحان بشویم. مجرد دعوای اینکه من خدا خواه هستم من آزادیخواه هستم، من حقوق بشر را مراعات می کنم، من اگر به ریاست جمهوری، به حکومت، به نخست وزیری، به رئیس مثلاً قبیله، به ریاست عشایر برسم با مردم رفتار خوب می کنم و مردم را به آزادی و رفاه دعوت کنم و خودم هم همین طور هستم، مجرد دعوا پذیرفته نیست، وقتی که داده شد آن منصب به آن شخص رسید به آن منصب، آنوقت است که مطالعه در حال او باید کرد که آیا مثل کارتر هست یا مثل علی ابن ابیطالب، با مستضعفین و مستمندان آن می کند که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه کرد، یا آن می کند که کارتر کرد، یا آن می کند که استالین کرد. آنها هم همه مدعی هستند. استالین هم مدعی این بود که برای مردم می خواهد کار بکند و مردم را به طور آزاد، مساوی نگه دارد، لکن وقتی که به مقام ریاست رسید فوج فوج مردم را فانی کرد و از بین برد، کارتر هم همین ادعاها را می کند که ما برای بشر آزادی می خواهیم و رفاه می خواهیم و بشر دوست هستیم، لکن وقتی که به مقامش رسیدند دیدیم که آنطور بودند، کردند با بشر آنچه را کردند، صدام هم ادعای این را می کند که من می خواهم که عرب را چه بکنم و با عرب چه بکنم، لکن وقتی که امتحان پیش آمد، اعراب را آنطور در خوزستان به کشتن داد
که مغول نکرده بود و اگر مهلت داده بشود به او، با عراق و ایران و هر جا دستش برسد آن کند که مغول با ایران کرد. ادعا نمی شود کرد که، من ادعا کنم که من یک ملائی هستم و مردم دوست هستم، وقتی که رسیدی به منصب آنوقت ببین چه هستی. آنوقتی که امثال آقای نخست وزیر در حبس بود و زجر بود، ادعای این معنا را البته در دل داشت که این حکومت بده است و اگر من به ریاست برسم چه خواهم کرد، اگر در ذهنش بوده لکن الان در معرض امتحان است. الان همه این رؤسا، رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس، رؤسای دادگاه ها، رؤسای همه استان ها، حکومت ها فرماندارها، استاندارها، همه اینها در معرض امتحانند و این امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است. امتحان مردم به ریاست، به ریاست در هر مقام، به رسیدن به هر مقام، این امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس و مشکل تر است که انسان بتواند از این امتحان نجات پیدا بکند و درست امتحان بدهد در معرض اعمالی که می کند و در پیشگاه خدا آبرومند باشد. رؤسا هر جا هستند، در هر کشوری هستند، دولتمردان در هر کشوری که هستند و در هر جا که هستند باید بدانند که رسیدن به این مقام، امتحانی الهی بوده است و سخت امتحانی است. خودشان توجه کنند به اینکه قبل از رسیدن به این مقام و بعد از رسیدن به این مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسیدن به این مقام به رؤسای جمهوری که سابق بودند، به نخست وزیرانی که سابق بودند، به وکلای مجلسی که سابق بودند، به استاندارهائی که سابق بودند، به دادگاه هائی که در سابق بودند، قبل از رسیدن خودشان به این مقامات به آنها اشکال داشتند و آنها را تقبیح می کردند، الان که خودشان رسیدند آیا همان نقشه را عمل می کنند که آیندگان آنها را تقبیح کنند؟ یا خیر، وقتی که به مقام رسیدند رفتاری می کنند که همانطوری که بعد از هراز و چهار صد سال نسبت به امیر المؤمنین مردم نظر می دهند؟ همان که بعد از اینکه مقام ریاست داشت، به حسب اصطلاح شما تمام ایران و عراق و مصر و جاهای دیگر در زیر سلطه او بود، رفتارش با مردم آنطور بود که هیچ کس نمی تواند آن رفتار را داشته باشد. در خطبه جمعه، گاهی که یک وقتی که در خطبه جمعه آمده بودند و منبر بودند، دامنشان را حرکت می دادند برای اینکه پیراهن را شسته بودند و پیراهن عوضی نداشتند. بیدار بشویم ما، دولتمردان بیدار بشوند، استاندارها بیدار بشوند، دادگاه بیدار بشوند، ما دعوی شیعه گری را می کنیم، ادعا هست که ما شیعه و تابع هستیم، در مقام امتحان باز شیعه هستیم تبع هستیم آنطوری که او هست؟ به اندازه ای که وسعت وجودی ما هست تبعیت می کنیم؟ با دوستانمان، با رفقایمان، با همکیشانمان، با بشر آنطور رفتار می کنیم آن شخصی بود که وقتی یک خلخال را از پای یک ذمیه یا یهودی یا نصارا بوده است بیرون آورده بودند اشرار، قریب به این معنا فرموده است که اگر انسان بمیرد برای این ننگی که واقع شده و این چیزی که واقع شده است، خیلی بعید نیست. ما هم مدعی هستیم که شیعه هستیم. رؤسا و دولتمردان بیدار بشوند، مخاصمه را ترک کنند، این منظره ها را ببینند، این جوان هایی که خون خودشان را در راه اسلام داده اند، ببینند، این جوان هایی که شما را به این مقام رسانده اند، ببینند و دست از مخاصمات بردارند، آتش بس کنند. در محضر خداست، همه ما در محضر خدا هستیم و
همه ما خواهیم مرد و همه ما خواهیم حساب پس داد. بیدار بشوید ملت، بیدار بشوید دولت، همه بیدار باشید، همه تان در محضر خدا هستید، فردا همه باید حساب پس بدهید، از روی خون شهدای ما نگذرید بدو ن نظر، و برای مقام دعوا نکنید با هم. ما همه که به صدام اینطور نفرین می کنیم و ننگ نثارش می کنیم، مبادا خودمان آنطور باشیم. در حال خودمان مطالعه کنیم. وقتی که خلوت هست خودمان را آزمایش کنیم که ما اگر به مقام رسیدیم آیا همانطوری که صدام می کند، ما هم همانطور خواهیم کرد، یا شبیه به او؟ یا ما شبیه به خلیفه رسول الله عمل می کنیم حکومت کردن بر یک جامعه ای، بزرگترین آزمایشی است که خدای تبارک و تعالی از بشر می کند. حکومت کردن اگر حکومت اسمش باشد، به اصطلاح حکومت کردن بر یک همچو جامعه ای که خون خودش را در راه اسلام و در راه کشور اسلامی دارد می دهد و جوانان برومندش را دارد فدا می کند، از کارهای بسیار مشکل و از امتحانات بسیار مشکل است.ای رؤسا! شماها در معرض امتحان در آمده اید و اعمال شما دقیقاً تحت نظر خدای تبارک و تعالی است، توجه بکنید به این ملتی که به اینطور همراهی به شما می کند. ای پاسداران! ای ارتشیان! ژاندارمری! و ای سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی! و ای رؤسای هر جا که هستید، هر قبیله که هستید و ای استاندارهای همه سرتاسر کشور! در معرض امتحان هستید، مبادا با خون اینها برای خودتان بخواهید مقامی درست کنید، خدا نکند شماها بخواهید دیگران خون خودشان را بدهند و شما مقامتان بالاتر برود، خدا نکند که یک همچو حیوانی در باطن شما باشد و شما خیال کنید انسانید. بشر در معرض امتحان است. احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون شما گمان کنید، مردم گمان می کنند که همین که گفتند من مؤمنم رهایشان می کنند امتحانشان کنند؟ همین که گفتید ما آزادیخواهیم رهایتان می کنند بر مسند می نشانند تا بفهمند که راست می گوئید یا نه و بفهمانند، به مجرد اینکه ادعا کردید که من برای این ملت و برای این کشور خدمتگزارم رها می شوید؟ امتحان خواهید شد و در امتحان هستید. از من طلبه تا تمام افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا همه در معرض امتحانند، به ادعا و گفتار رها نمی شوند. فرموده است که: سابقین را ما امتحان کردیم تا اینکه معلوم بشود که چه کسی مؤمن است و چه کسی منافق. همه گروه ها، همه مردمی که در این مملکت یا در رأس امور هستند، یا در بازار هستند، یا در کشاورزی هستند، یا در کارخانه ها هستند، یا در گروهک های مفسد هستند، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان. در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند که من چه هستم و چه هستم، لکن همان معنائی را که ادعا می کند در همان امتحان می شود، همان شخصی که می گوید من بشر دوستم، در همان معنا امتحان می شود، همان شخصی که می گوید که من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان شود، اگر در آن مقامی که رسید، با آنوقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی است و نقش او یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمی کند، این شیعه علی ابن ابیطالب است و پیرو او، و از امتحان روسفید بیرون آمده من خجالت می کشم وقتی که شماها را می بینم که از خوزستان و خرم آباد و از جنوب و از غرب آمده اید و آنهمه رنج دیده اید و آنهمه جوان های شما شهید شده اند و آنطور خانه های شما خراب
شده اند و وقتی که بیائید در اینجا ببینید اوضاع طور دیگری است سر خون شما دعواست. قلم های در روزنامه ها، دست هایی که این قلم ها به دست شان است، آنهائی که در رادیو تلویزیون و در سایر جاها سخنرانی می کنند همه مورد امتحان خدا هستند. آنوقتی که قلم به دست می گیرید بدانید که در محضر خدا قلم دست گرفته اید، آنوقتی که می خواهید تکلم کنید بدانید که زبان شما قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت خدا نکنید، در محضر خدا با هم دعوا نکنید سر امور باطل و فانی، برای خدا کار بکنید و برای خدا به پیش بروید. اگر ملت ما برای خدا و برای رضای پیغمبر اکرم به پیش برود، تمام مقاصدش حاصل خواهد شد. خداوند ما و شما را از این امتحان بزرگ سرفراز و روسفید بیرون بیاورد. خداوند تمام افراد ملت ما را آبرومند کند. خداوند این نهضت را متصل به نهضت امام زمان سلام الله علیه بکند. خداوند دشمنان ما را هدایت کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.