پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PM
تاریخ: 1359/10/16
بسم الله الرحمن الرحیم
من توفیق همه آقایان را از خدای تبارک و تعالی مسألت می کنم و امیدوارم که در ضمن هم موفق باشید که خدمت بکنید به این کشور و از این حالی که داریم بهترش کنید و بعض مطالب که مهم است در نظرم، عرض می کنم.
گرفتاری امروز ما، همین اختلافاتی است که مشاهده می شود. شما هر چه کار می کنید اگر اختلافات را کوشش نکنید که رفع بشود کارهای شما را آن کسانی که بخواهند یک عیبی بگیرند به آن، عیب می گیرند. هیچ شکی نیست اینهائی که افتاده اند دور بازار و کوچه و این طرف و آن طرف و سمپاشی می کنند، آنها، این کارها را می کنند و اگر شما در همان سطح بالا، این اختلافات را کوشش کنید که با عقل و تدبیر، در رفعش بسیار کوشش کنید انشاء الله یک آرامش روانی پیدا بشود و کارها در آن آرامش زود انجام می گیرد، بهتر انجام می گیرد. این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اطاق محدودی، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند، وقتی کاری انجام می دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلاً ما بر خلاف می گوئیم، بیایند اطلاع بدهند، در روزنامه ها اطلاع بدهند، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم، راجع به امور دیگر زدیم اگر چنانچه مردم اعتقادشان این است که اینطور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت، هر کس این ادعا را دارد، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم، می گوئید که: عمل کردیم، بیایند بگویند که نخیر شما عمل نکردید. و اگر چنانچه نیامدند و نگفتند، معلوم شود که ما عمل کردیم و مردم گوش ندهند به حرف اینهائی که می گویند که دولت هیچ کاری نکرده و نمی تواند هیچ کاری بکند. من نمی گویم که بعد از اینکه این هم اعلام کردید، باز مسائل نیست اما کم می شود، در بین مردم کم می شود ولو آنهائی که می خواهند بگویند، می گویند اما مردم دیگر باورشان نمی آید. این سکوت شما از کارهائی که انجام می دهید البته بعضیش را می گویند اما همه اش را نمی گویند، شما هر کدام که در هر وزارتخانه ای هستید، وزیر هر وزارتخانه ای هستید مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم، آن
چیزی که نباید گفت، آن عبادات شخصی آدم است که نباید بگوید اما کارها و خدمت هائی را که شما کردید، اگر نگوئید فساد دارد یعنی موجب تضعیف می شود، لکن اگر به ملت بگوئید، بیاید هر کسی بگوید مسائل خودش را که ما این کارها را کردیم، در تلویزیون، در رادیو اعلام کند و بعد هم اعلام کند که هر کس مخالف با این کارهائی است که ما کاری را کردیم، می گوید ما صحیح نمی گوئیم، بیاید بگوید. هر دهی که ما برایش این کار را کردیم اگر نمی کردیم، اگر اینها ادعا دارند که نکردیم، بیایند بگویند و مقایسه ای هم بین این دو سال و این سال های طولانی که طاغوت بوده است این مقایسه را بکنید، بروز بدهید.
یک روز البته آقای با هنر راجع به مدارس گفتند که در ظرف این دو سال، نسبت به طول مدتی که آنها بودند یک ثلث، مثل اینکه ایشان گفتند که یک ثلث ما درست کردیم، در صورتی که در طول آن سال های طولانی این دو مقابل آنها زیاد بوده است. اینها یک مسائلی است که باید گفته بشود، مردم آشنا بشوند، مردم بفهمند که دولت دارد چه کارهائی برایشان انجام می دهد، آدم خدمت به یک جامعه ای بکند و بعد هم خود جامعه ندانند که خدمت چه شده است؟ البته آن دهات خودشان می فهمند، اما خوب سطح بالاها و خوب سطح شهرستان ها اینها خیلی نمی توانند بفهمند این معانی را، باید گفته بشود و هر کدامتان یک روز در هر چند وقت یک دفعه بیائید و ریز اعمال خودتان را بگوئید که ما این کارها را کردیم.
و مهم در نظر من این اختلافاتی است که مشاهده می شود و ریشه خیلی زیادی هم ندارد، الا ریشه های نفسانی. باید یک قدری این مسائل را خودتان حل کنید. در هر وزارتخانه ای اگر مثلاً اشخاصی باشند که می خواهند یک کارهای چه ای بکنند، نگذارند کارها انجام بگیرد، با ملایمت، با تدبیر آنها را به وظایفشان آشنا بکنید. و اگر یک وقت دیدید که کسی است که نه، نخواهد گذاشت، خوب، تصفیه بکنید و اگر چنانچه کسانی که تصفیه شده اند اشتباه بوده است، آنها را برگردانید باز به محل خودشان تا خدمت بکنند. و من امیدوارم که انشاء الله همه نقائص رفع بشود و انشاء الله این جنگ هم به زودی تمام بشود و آنطوری که دیروز صبح هم حتی گفته شد، پیشرفت زیاد بوده است و من امیدوارم که دنبال بشود این وضع و آرام بشود مملکت، گر چه اینها گذارند به این زودی ما آرام بگیریم، ممکن است یک جای دیگر یک فسادی بکنند، لکن شما و ما باید مصمم باشیم، ملت ما باید مصمم باشد به اینکه آن چیزی را که به دست آورده است از دست ندهد. ما الان آن چیزی که به دست آوردیم، ارزشش بیشتر از این مقداری است که ما از دست دادیم. با اینکه جوان هائی که ما از دست دادیم، ارزششان خیلی زیاد است، لکن برای ملتی که می خواهد مستقل و آزاد باشد، اینطور ضایعات هست و چون ملت ما همه با هم هستند، دولت را علیحده از خودشان نمی دانند و کشور را کشور خودشان می دانند و دولت را دولت خودشان می دانند از این جهت کم می شود که بتوانند آنهائی که بخواهند آسیب بزنند، آسیب بزنند. اگر ملت را آشنا کنید، باز نگذارید که آشنا نباشند به کارهائی که کردید، آشنا کنید به مسائل، برایشان مطالب را بگوئید، بروید توی خود مردم، با آنها مسائل را در میان
بگذارید که آن کسانی که مثلاً گروه هائی که می خواهند نشود این جمهوری اسلامی، تحقق پیدا نکند این جمهوری اسلامی، آنها دیگر حرف هایشان موثر واقع نشود.
در هر صورت مثل این ملتی که الان ما داریم، کم نظیر است، بی نظیر است. باید گفت که در جائی الان گمان ندارم هیچ کدام از شما سراغ داشته باشید که یک ملتی با دولت خودش اینطور بشود، که کارها را مشترکاً انجام بدهند. سابق که طاغوت بود که هر چه می توانستند کارشکنی می کردند، هیچ همراهی تو کار نبود، برای اینکه مردم دیده بودند که دولت به فکر آنها نیست، شما باید آنطوری که به حسب واقع هم همین طور است به مردم حالی کنید که ما برای خدمت آمدیم، ادارات برای خدمت آمدند، مردم با دل راحت بیایند تو ادارات، من آن تلخی هایی که در زمان سابق بود، در زمان رضاخان بود، بعدش هم درزمان این، آنوقت آن تلخی ها را زمان رضاخان خود من چون جوان بودم توی این مسائل می رفتم گاهی، که اگر یک وقت ابتلاء به کلانتری پیدا می شد، آنوقت برای جاهایی هم که از اینجا می خواستند بروند فرض کنید به آذربایجان هم، باید بروند کلانتری و آنجا یک ورقه ای، چیزی بگیرند، مردم وقتی می خواستند به کلانتری بروند با یک ترس و رعب و وحشتی کانه می خواهند به حبس بروند. اینها عادت نباشد در ادارات که مردم وقتی می خواهند تو اداره بروند بترسند. این بیچاره دهاتی ها سابقاً اینطور بوده، حالا خیال می کنند باز هم اینطور است. حالا باید ادارات به روی مردم باز باشد و با آغوش باز مردم را بپذیرند، دردهائی که مردم دارند بگویند به آنها، بتوانند بگویند، آنها هم کوشش کنند در اینکه حل بشود مسائلشان که مردم احساس کنند که یک دولتی است که مال خودشان است و برای خودشان دارند خدمت می کنند هیچ اشکال ندارد که وقتی ملت فهمید که یک جمعی دارند خدمت می کنند و خودشان هم آن قبه و بارگاه هائی که زمان سابق بود ندارند، آنها هم مثل مردم عادی دارند زندگی می کنند، لکن شاید وضعشان خیلی هم کمتر باشد، مردم وقتی ببینند به حسب فطرتشان فطرت صحیح است، خوب به حسب فطرت، عاشق یک همچو دولتی خواهند شد. خصوصاً که بعد از یک همچو قضایایی که در زمان سابق بوده است این قضایای زمان سابق، خوب خیلی از اشخاص هست که یادشان هست آن مسائل را. حالا بعد از آن قضایائی که در زمان سابق بوده اگر دیدند یک دولتی آمده و عکس آن مسائل الان هست، همه خدمت است، همه اش این است که می خواهند روح مردم آرامش داشته باشد می خواهند مردم به چیزهائی که احتیاج دارند برسند در همه جهات هم در جهت فرهنگی، هم در جهت اقتصادی، از همه جهاتی که دارند. وقتی مردم احساس این مطلب را بکنند که یک دولتی است که از خودشان بوده است و همچو نبوده است که فلان الملک و فلان الدوله نمی دانم و فلان السلطنه باشند، اینطور نبوده. الان یک اشخاصی هستند مثل خودشان عادی، وقتی هم در تلویزیون می بینند که این وزیر کذاست، هم در پیش من هم گاهی بعضی بچه ها که هستند می گویند نگاه کنید با چه جور هیکلی می آید که این با وزارت چطور، اینها باز در ذهنشان این است که
وزیر باید یک یال و کوپالی داشته باشد، به عملشان کاری ندارند، به صورتشان که آنوقت با آن بساط می آمدند و مردم می دیدند اینها را، خیال می کنند حالا هم باید آنطور باشد، الان باید وضعش یک وضعی باشد غیر عادی. وقتی مردم آشنا شدند با این مسائل و دیدند - که خدمت های شما را، خود شما را در تلویزیون دیدند، خدمت شما را وقتی عرضه کردید در تلویزیون دیدند و در رادیو شنیدند، قهراً پشتیبانی شان زیاد می شود.
و الان هم بحمدالله ملت پشتیبان همه هستند، پشتیبان همه ارگان های دولتی هستند و هم راجع به دولت و هم راجع به ارتش و همه، مردم الان از خودشان اینها را می دانند. شما احتمال این را می دادید که اگر یک جنگی پیش بیاید، همه ایران دنبال این باشند که کمک بکنند؟ همچو چیزی در آنوقت نبود، اگر یک چیزی پیش می آمد از همه طرف، اگر نمی کردند یک کاری که دولت را از بین ببرند، همراهی دیگر نمی کردند. الان می بینید بچه، بزرگ، پیرزن، چه، می آورند چیزهایی که دارند، تمام آن چیزی که دارند می آورند می دهند این را برای جنگزده ها، این هم برای ارتش، این هم برای چه. اینها یک چیزهای نمونه ای است که آنهائی که چشم و دلشان باز است نه آنهائی که کوردل هستند، اینها باید ببینند، می گویند جمهوری اسلامی عین سابق. حالا شما یک همچو چیزی در تمام طول تاریخ، الان هم در تمام دنیا یک همچو چیزی را که مردم با روی گشاده خودشان برای لشکرشان، برای ملتشان، برای دولتشان همه شان دست به هم بدهند، عمل بکنند، جمهوری اسلامی بهتر از این چی؟
خوب، البته مشکلات هست، همه جا مشکلات هست، باید ملاحظه بکنید که مشکلات مثلاً کسانی که در دولت هائی که در سابق انقلاب کرده اند، آن مشکلات در ایران هست؟ آنطور مشکلاتی که بعد از، الان یک کسی که نوشته بود از شوروی، یک کسی به من گفت، او پسرش آنجا بوده است، گفت الان هم صف های طولانی آنجا هست، الان هم کمبود در آنجا هست، الان هم شوروی احتیاج به امریکا دارد در اینکه مثلاً ارزاقش را به او بدهد، با آن بساطی که دارند، خوب یک همچو انقلابی که در ایران شده است، حالا هم می گوئیم دو سال تقریباً یک خرده کمتر یا بیشتر از آن گذشته است آیا جای دیگری همچون چیزی هست که شما بگوئید که اینجا با سابق مثل هم است؟ آیا اینقدر خدمتی که در این دو سال با همه گرفتاری هائی که هست، شده است و همه جا مشغول به تعمیر، مشغول به باز سازی، مشغول به خدمت هستند و همه ملت کمک می کنند آیا جای دیگر همچو چیزی سراغ دارند تا بیایند بگویند که اینجا با زمان شاه...؟ خوب باید یعنی اینقدر انسان بی انصاف باشد که بگوید که حالا با زمان شاه فرق نکرده است. حالا آزادیش را ملاحظه می کنی، خوب، هر که هر نامربوطی می خواهد می گوید، آزاد هم هست، دارد می گوید هر که هر نامربوطی می خواهد، می گوید، آزاد هم هست، دارد می گوید، هر که هر نامربوطی می خواهد، تو خیابان فریاد می زد که می زد، آن آزادی غلط الان هستش. ولیکن خوب، کدام وقت در زمان شاه سابق شما یک کدامتان، یک قدم می توانستید خلاف بگوئید؟ همه دست به سینه ایستاده بودید یا نه، اگر خیلی هم مردم خوبی بودید،
کنج خانه هایتان بودید، کاری به کاری نداشتید، یا یک کلیاتی یک وقتی فرض کنید در یک روزنامه ای یا در نوشته ای می گفتید، حالا دارید شما یک وضع آزادی، یک وضع خوبی دارید رفتار می کنید بهتر از آزادی ما چه داریم؟ آنوقت همه چیزمان بسته به غیر بود، حالا بسته به غیر نیستیم ما. البته، همه عالم، یک احتیاجاتی دنیا به هم دارد، این وابستگی نیست، مثلاً ما احتیاج داریم که گندم بخریم، پول می دهیم گندم می خریم مثل یک آدمی که به نانوایی احتیاج دارد، اینها اسمشان وابستگی نیست، وابستگی این بود که زمان شاه بود والا خوب، شوروی هم از امریکا احتیاجش را می خرد اما وابسته به امریکا نیست. امریکا هم احتیاج دارد به یک جائی که از آنجا یک چیز، از ژاپن مثلاً چیز وارد بکند. مبادلات تجارتی اسمش وابستگی نیست، وابستگی آن بود که ما در زمان شاه داشتیم که همه چیزمان را باید آنها بیایند اداره بکنند، مستشار بیاید و لشکر ما را آنطور بکند که کردند و آنطور خرابکاری. این مبادلات و باب خرید و فروش که متقابل یک اشخاصی با هم خرید و فروش دارند این وابستگی اسمش نیست. الان ایران وابسته به هیچ جا نیست و این بهترین چیزی است که جمهوری اسلامی آورده است و آزادی هم هست
بنابراین اینکه نق نق می زنند نه این است که واقعاً آنها عقیده شان این است که خیر، دولت، یک دولت چیزی نیست یا فرض کنید که یک گرفتاری الان هست و ما پس، وابستگی هائی داریم و ما آزادی نداریم و این حرف ها، اینجور نیست، اینها کار شکنی است از اشخاصی که اشتباه می کنند، اگر مردم صحیحی باشند، این هم برای این است که شما حرف هایتان را نزدید و مسائلی را که داشتید نگفتید و یا این است که یک اشخاص مغرضی هستند که آن اشخاص مغرض را با هیچ جور نمی شود درستش کرد، اینها اشخاصی هستند که می خواستند مثلاً چه بشود، خیال می کردند که وقتی جمهوری اسلامی شد آنها هم باید بیایند، آن که اصلا نه به اسلامش اعتقاد دارد و نه به جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، آن باید بیاید اداره مملکت را بکند، حالا دیده نمی شود اینطوری، آن نقش را می زند، نمی شود که ما بگوئیم که آن آدمی که سر تا ته بنایش بر این بوده است که بیاید یک مثلاً وزارتی را بگیرد یا مثلاً اصلا دولت را تشکیل بدهد، حالا دستش کنار است و خودش هم فراری هست، نمی شود بگوئیم بیا نق نزن، او نق خواهد زد.
بنابراین یک مقداریش تقصیر خود ماهاست و آن اینکه تمام کارهایی که کرده نمی گوییم و اینکه این ارگان هائی که در همه اطراف مملکت هست نرسیدیم به اینکه اصلاحشان بکنیم، اشکالاتی در آنجا هست، هیچ اشکال ندارد که در دادگاه ها، در کمیته ها، در اینطور موارد در بین مثلاً این پاسدارها با اینکه خیلی مردم خوبی هستند لکن ممکن است یک اشخاصی وارد شده باشد به اسم پاسداری و اینها و فساد بکند، یا در دادگاه ها وارد شده باشد یک کسی و فساد بکند. در صدر اسلام هم بعضی اشخاص وارد می شدند اشتباهی توی چیز اسلام و فسادکاری می کردند. اینها را باید البته رسیدگی بشود و باید همه اموری که نقایصی که هست و زیاد هم البته هست این نقایص باید با بررسی ها، با این رسیدن به اینطور موارد باید بررسی بشود و درست بشود که این نقایص هم که اشکال
دارند به آن، مثلاً به دادگاه ها گاهی، یا به زندان ها، یا به جاهای دیگر رسیدگی می خواهد که درست بشود که ببینیم چه جوری است و اصلاحش بکنیم و امیدوارم که اصلاح هم بشوند.
و این جمهوری اسلامی انشاء الله با آن معنای واقعی و محتوای حقیقی اش تحقق پیدا بکند و این تحولی که الان در ایران پیدا بشود اصلا نظیر ندارد این تحول، که در ظرف مدت کوتاهی، یک ملتی که توی فسادها داشت زندگی می کرد یکدفعه متحول شدند به اینکه داوطلب شدند برای جنگ، داوطلب شدند برای شهادت و خوشحالی می کنند، گریه می کنند بعضی ها که ما را اجازه نمی دهند برویم، شما یک کاری بکنید اجازه بدهند، این یک تحول معجزه آسایی است که شده است و امیدوارم که این تحول محفوظ باشد و مادامی که محفوظ باشد آسیب نمی بیند اینجا. و فرض کنید که دخالت نظامی هم بکنند، هر کاری بکنند آسیب نمی بینند من دست آخرش را می گیرم که خیر آسیب هم ببینند و ما هم همه مان را از بین خدای نخواسته ببرند، لکن ما تکلیفمان را عمل کردیم.
ما مسلمان هستیم، ما مسؤولیم پیش خدا، ما امروز که کشور دستمان افتاد و شما آقایان دارید اداره اش می کنید مسؤولید پیش خدا، اینطور خیال نکنید که ما حالا هر کاری بکنیم شده است نه، همه کارهای شما در محضر خدا و مسؤولید و از شما سؤال می شود، از الفاظتان سؤال می شود، از آن چیزهایی که عمل می کنید سؤال می شود، همه اش سؤال شدنی است.
و اگر چنانچه ما هم فرض بکنیم اینکه، فرضی است غیر صحیح اما فرض هم بکنیم که ما نابود بشویم اما، ما در راه یک حقیقتی نابود شدیم و نابودی نیست این، این بود است و این همچو است که اگر یک همچو چیزی در ایران فرض کنید واقع بشود، دنیا را به تزلزل و چیز می اندازد و زندگی برای دنیا حاصل می شود. بنابراین هیچ خوفی ما از این مسائل نداشتیم و هیچ وقت هم از جنگ و نمی دانم از این ارعاب هائی که اینها می کنند ما نباید بترسیم. چرا بترسیم؟ برای اینکه ما تکلیف داریم عمل می کنیم و ما حقیم. وقتی که حق هستیم چرا باید بترسیم؟ همان کلمه ای که حضرت علی بن حسین به پدرشان عرض کردند بعد از اینکه فرمود که خیر کشته خواهید شد و چطور، فرمود که ما بحق نیستیم مگر؟ گفتند چرا ما بحقیم. گفت پس چرا بترسیم، دیگر ترسی نداریم ما. مسأله اینطوری است. انشاء الله امیدوارم همه موفق باشید و هم کارهای خودتان را زیر نظر خودتان بگیرید که کارهایتان در نظر خدا هست و اعمالتان ثبت می شود و هم اداره خودتان را که شما متکفل اداره آن هستید. اشخاص را، اشخاص صحیح در آنجا باشد، یک وقت اشخاص فاسد در آنجا نباشد که بخواهد فسادکاری بکند و اگر اشخاص غیر صحیح هستند، موعظه کنید، چه بکنید، اگر دیدید قابل اصلاح نیستند کنارشان بگذارید، اشخاص صحیح پیدا بکنید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.