0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:36 PM

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان خارج از کشور و سفرا و کارداران دولت جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/10/16

 

اعمال شما در خارج باید طوری باشد که صادر کننده انقلاب باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید، چه اعضای سفارتخانه ها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور، از خدای تبارک و تعالی خواستارم. من گمان می کنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانه های اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم. برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را می دانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند، آنها آن شخص را، آن گروه را محکوم می کنند، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب، مثل جاهائی که ملت ها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل، باز آنطور که باید پیدا نکردند، اگر چنانچه شما شخصاً یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است. اگر بنا باشد که سفارتخانه های ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانه نرفته است. مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادند (که اخیراً را درست نمی دانم) سفارتخانه های ما، سفارتخانه های اسلامی که باید باشد نیست، چه در مکان ها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصاً مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه. بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچه ای که حریر بود زدند کنار. این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود. مطلب به نظر ساده می آید لکن مسأله اینطور نیست. اینها که رفتند، یک اعراب ساده ای بودند، متعهد به اسلام بودند، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمی کند. بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند، دست و پایشان را گم می کردند و می کنند خصوصاً در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم، جلوی او هم همین طور. یک حکومت

صحیفه نور جلد 13 صفحه 261

وقتی که می آمد در یک محلی، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل می کرد، مردم را هیچ به حساب نمی آورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب. من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند به او. این کارها را می کردند و همین طور گاهی این کار را می کردند که وقتی که یک محترمی می رفت، یک عالمی مثلاً می رفت ملاقات می کرد با آنها، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را می آوردند به چوب می بستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی. و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر. این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند، یک عمل ساده بزرگی بود. از اول، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند. مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا می نشست، قلیان هم وقتی می خواست، پا می شد خودش شروع کرد درست کردن، در این خلال فرمانفرما وارد می شد فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمی دانید چه مسأله ای بود ایشان می گفت که، قلیان را دستش می داد می گفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم. فرمانفرما شکست می خورد، تحت تأثیر همچو واقع می شد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش می کرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست می کنم تا قلیان درست بشود. این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار می کردند، او طمع می کرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود، ساده و لکن کوبنده، دیگر نمی توانست به او تحمیل کند مطلبی را. شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا، با وزرای خارجه آنجا، با همه اینها برخورد دارید، اگر بنا باشد که شما وقتی که می خواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا، وزیر خارجه امریکا، وزیر خارجه شوروی، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرت ها، قدرتش بالاتر است و از همه این شریف ها (اگر آنها شرافتی داشته باشند) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید و از مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید. مسائل اخلاقی، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود، این سرایت می کند، و مردم به حسب طبیعتشان، به حسب فطرتشان فطرت ها سالم است منتها تربیت ها ضایع می کند فطرت ها را

صحیفه نور جلد 13 صفحه 261

 

با اخلاق و تبلیغات اسلامی بنیادهای طاغوتی و غربی را در هم بکوبید

شما باید با خیال کنید خودتان که در یک مملکتی وارد شدید و می خواهید این مملکت را مثل مملکت خودتان تربیت کنید و می خواهید اسلام را در آنجا هم صادر کنید. صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی، آداب اسلامی، اعمال اسلامی، آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند. و از امور مهمه داشتن یک نشریه در هر سفارتخانه هست، نشریه، نه مثل نشریه های زمان طاغوت. نشریه، یک نشریه اخلاقی اسلامی و در آن درج بشود مسائلی که در ایران گذشته است. شما می بینید که الان در همه جای دنیا تقریباً به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات می شود. تبلیغات همه جانبه، چه دستگاه های تبلیغات غرب با همه وابستگان و چه دستگاه تبلیغات شرق با همه وابستگانشان، این برای این است که اینها از جمهوری اسلامی وحشتزده شده اند، علاوه بر اینکه منافعشان در خود ایران از دست رفته است و انشاء الله تا ابد از دست خواهد رفت علاوه بر این، خوف این را دارند که این مطلب سرایت کند و این نهضت و انقلاب سرایت کند به خارج و صادر بشود در مملکت های دیگری و آنها هم بعد از فهم این معنا که اسلام باید در آن محل باشد، اسلام وضعش چطور است، این را هم می ترسند که نبادا آنجا هم مثل ایران بشود و آن دستگاه های طاغوتی شان کم کم رو به زوال باشد و انشاء الله هست رو به زوال. شما باید، شما باید به هر سفارتخانه ای که دارید، به جای آن خرج های طاغوتی که در آنوقت می شد، آن مهمانی های طاغوتی که همه اش بر خلاف اخلاق اسلامی بود و آن خرج های دیگری که خود شما هم می دانید که در آنجاها می شد، آن مخارج را صرف تبلیغات بکنید و به دنیا بفهمانید که اسلام چطور است و مملکت ما چه وضعی دارد. در مقابل همه تبلیغاتی که می شود، از هر جور تبلیغی که می شود، جواب بدهید و آشنا کنید ممالک دیگر را کشورهای دیگر را به آن چیزی که در ایران هست و آنطوری که در ایران می گذرد. آشنا کنید مردم را به اسلام و به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی. خوف اینکه ما اگر ساده رفتار کنیم آنها با آن، سفارتخانه آنها با آن وضعی که دارد، ما در نظر آنها تحقیر می شویم، این خوف را خودتان راه ندهید، بلکه شما با عملتان تحقیر کنید آنطور بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را. شما گمان نکیند که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک امر، یک جای ساده ای باشد، یک مرکزی باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود، شما تحقیر خواهید شد. خیر، این حرف، حرف غربزده هاست که خیال می کنند که ما اگر مثل غرب نباشیم، ما تحقیر می شویم. ما الان بنا داریم که مثل غرب نباشیم و بنا داریم وابسته نباشیم و بنا داریم مستقل باشیم و آزاد باشیم و الان می بینید که آنهائی که، ملت هایی که تحت تأثیر تبلیغات امریکا و شوروی و سایر اذناب آنها واقع نشدند، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه می کنند. عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و - نمی دانم پارک و امثال ذلک نیست. انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز بکند شرافتمند است، عظمت دارد. شما می بینید که بزرگترین افراد بشر انبیا بودند و ساده ترین از همه هم آنها بودند. در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی می شناختند در عین حال ساده ترین افراد بودند در وضع زندگی شان تمام انبیا اینطور

صحیفه نور جلد 13 صفحه 263

بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد که با وضع بسیار ساده ای عمل می کردند. در صدر اسلام آن امر بسیار روشن است که چه جور وضع داشتند، حکومت ها چه وضعی داشتند و امرای ارتش چه وضعی داشتند و خود اشخاصی که در رأس بودند با مردم چه وضعی داشتند. در عین حالی که وضع شان آنطور بود که وقتی یک کسی از خارج می آمد در مسجد رسول الله و این افراد نشسته بودند، شناخت که کدام یکی اینها رسول الله هستند، سؤال می کرد که کدام یکی هستید؟ برای اینکه نه بالایی بود، نه پائینی بود، دور می نشستند. اگر حصیری هم بود یا بوریائی بود من نمی دانم لکن این فرش هایی که شما خیال کنید، حتی این فرشی که شما زیرتان انداختید نبوده است. آنوقت دور هم نشستند ولیکن عظمت شان، عظمتی بود که دنیا را تحت تأثیر قرار داد. عظمت انسان به روحیت روح انسان است. عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد، نه به اینکه گارد داشته باشد، نه به اینکه خدمه داشته باشد. اینها عظمت انسان نیست، اینها انسان را منحط می کند از آن مقامی که دارد.
 

انسان باید تزکیه و تربیت اسلامی را اول از خودش شروع کند

شما آقایانی که در سفارتخانه ها هستید موظفید عقلاً و شرعاً به اینکه هر چه ساده تر، سفارتخانه هاتان هر چه ساده تر باشد و کیفیت معاشرتتان با آن اشخاصی که کارمند هستند در آنجا و به اصطلاح شما زیر دست گفته می شوند، برادرانه باشد و در عین حالی که آنها باید از شما بپذیرند مطالبی که می گوئید، لکن برادرانه باید باشد و همین طور وضع مهمانی هایتان، وضع گذران خودتان، وضع کسانی که در آنجا کار می کنند آنها باید یک وضع متحول بشود به یک وضع اسلامی که هر کس می آید در آنجا اسلام را در آنجا عملاً ببیند. ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم، از ما دیگر باور نمی کنند. وقتی می توانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم، عملمان هم آنطور باشد، عمل طاغوتی نباشد و قول، قول اسلامی، عمل اسلامی باشد و خود رفتار، اسلامی باشد، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها. صدور با سرنیزه صدور نیست، صدور بازور صدور نیست، صدور آنوقتی است که اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر می کنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجله ای باشد که هم در عکس هایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح می شود همه اش موافق باشد با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفه ای که برخورد می کنند مسائل ایران را، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج، در روزنامه های خارج در هر جا نوشته می شود، آنها را یکی یکی برای

صحیفه نور جلد 13 صفحه 264

آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند.
عمده مسأله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما می خواهیم جمهوری مان اسلامی باشد. باید همانطوری که با زبان می گوئیم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما می خواهیم اسلام باشد. ما می خواهیم اسلام باشد دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند انسان، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد. هر انسان لامحاله در خودش نقص هایی می بیند، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمی بیند، این خودش یک نقصی است که دارد. انسان باید تربیت بشود، باید به تزکیه تربیت بشود. و انسان از خودش باید شروع بکند، از خانواده خودش باید شروع کند. و شما خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد. دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان، کردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه می کند.
 

وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم

در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را می خواهم و همه ملت ما موظفند به اینکه رفتارشان یک رفتاری باشد که با همین رفتار اسلام را نمایش بدهند به خارج و اگر چنانچه رفتاری باشد ولو در بعضی از جاهایی که بعضی از اشخاص نفوذ کردند در آنجا، رفتار طوری باشد که این رفتار، مخالف با موازین اسلامی باشد این اسباب این می شود که دست دشمن های ما یک بهانه بدهد و ما را و جمهوری ما را با تمام قوا بکوبند. هم جوانان خارجی ما و شما سفرا و کارمندانی که در سفارتخانه ها هستید، همه شما، همه انجمن اسلامی که در خارج هست و همه افراد این مسلم و همین طور ایرانی و غیر ایرانی که در خارج هست، این معنا برای آنها بیشتر وظیفه است از ما که در داخل هستیم، همه وظیفه داریم ولکن وظیفه شما سنگین تر است بیشتر است و باید با خواست خدا انشاء الله موفق بشوید که اسلام را در همه جا معرفی کنید و پس از معرفی نفوس سالم که اکثر مردم هستند، پذیرش می کنند، پذیرش که کردند کم کم عمل می کنند، کم کم این انقلاب صدور پیدا می کند به خارج. خداوند همه شما را انشاء الله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم تا انشاء الله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم و از مروجین اسلام باشیم و از جنود خدای تبارک و تعالی باشیم تا انشاءالله به سعادت و سلامت، هم مملکت خودمان و هم سایر ممالکی که در اسلام هستند و همین طور مستضعفین جهان انشاء الله همه موفق و موید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها