0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین اداره سیاسی - ایدئولوژیک شهربانی های سراسر کشور و نمایندگان کلانتری های تهران

تاریخ: 1359/12/04

 

همه متعهد برای اسلام هستید و کلمه افتراق بین شماها طرح شیطانی قدرت های بزرگ است

بسم الله الرحمن الرحیم
من امروز یک کلمه با شما آقایان و عزیزان که از قرار مذکور از اطراف کشور آمده اید و رؤسای کلانتری و رئیس شهربانی یک کلمه عرض می کنم و بعد برای مسائلی که باید همه در آن شرکت داشته باشند بعض مطالب عرض می کنم. شما می دانید که وضع شما و تمام عزیزانی که در سرتاسر کشور برای نظم شهرها مشغول فعالیت هستند، با زمان طاغوت فرق دارد. آن روز ملت به شهربانی نظر دیگر داشت و امروز نظر مساعد، نظر برادری، نظر دوستی و پشتیبانی از شما ملت می کند. شما امروز قوای انتظامی مملکت اسلامی هستید و رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیةالله است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم. شما در سرتاسر کشور، با تعهد باید از داخل شهرها، را حفظ کنید و امروز با شما ملت هم موافق هستند و پشتیبان شما هستند و شما باید با پشتیبانی ملت می توانید که این شرارت هائی که گاهی در سطح شهرها می شود، جلویش را بگیرید با نصیحت والا با قدرت. کسانی که بخواهند اختلال کنند در هر امری از امور، چه در سخنرانی هائی که از طرف شخصیت ها می شود و چه در اجتماعات مطابق قانونی که با اجازه وزیر کشور اجتماعات حاصل می شود، باید شماها مواظب باشید و سپاه پاسداران هم که در شهرها هستند با شما هماهنگ باشند برای جلوگیری از اینکه در این اجتماعات یک دسته اشرار بخواهند وارد نشوند و بخواهند درگیری ایجاد کنند و همینطور در خیابان ها یک دسته ای از اشرار بخواهند درگیری ایجاد کنند و ناراحتی برای مردم. به حسب قاعده و قانون شما وظیفه دارید و سپاه پاسدارها هم که در شهرها هستند وظیفه دارند که با شما کمک کنند و مردم هم از شما پشتیبانی کنند که اینطور شرارت ها و اینطور درگیری هائی که موجب تشتت قوا می شود، موجب ضعف قوا می شود و با یک برنامه ای مشغول هستند برای شرارت، انجام نگیرد. با قدرت، قوه و با پشتیبانی همه مردم از اینطور امور باید جلوگیری بشود تا در یک سطح آرامی مردم مشغول به کارهایشان باشند. و بعضی از این اشرار که مشغول ترور هستند یا مشغول انفجار بعضی جاها هستند باید اطلاعات حاصل بشود و

صحیفه نور جلد 14 صفحه 95

پیگیری بشود و اینها معرفی بشوند به دادگاه ها و دادگاه ها آنها را مجازات کند به آن مجازاتی که اسلام برای آنها تعیین کرده است و آن مجازات سختی است. برادران من! شما امروز برادر هستید با اهالی مملکت و کشور شما در معرض این است که کفار و اشرار بخواهند که این جمهوری اسلامی را به هم بزنند با اینکه انشاءالله نمی توانند، لکن باید شماها در داخل شهرها و ژاندارمری، در بین شهرها و ارتش، در سراسر مرزها با کمال توجه مراقب باشند، مراقب اشرار داخلی و مراقب اشرار خارجی. کشور مال همه شماها هست و امروز روزی نیست که هر طایفه ای مثلاً شهربانی برای خودش مستقلاً در مقابل ژاندارمری بایستد، ژاندارمری در مقابل شهربانی، ارتش در مقابل هر دو و هر دو در مقابل اینها و پاسداران و سایر قشرهای مسلح در برابر اینها. امروز روزی است که یک مقصد در کار است و این مقصد همه شماست، یک مطلوب در کار است و آن مطلوب همه شماها هست و او حفظ جمهوری اسلامی که، حفظ اسلام است و حفظ کشور اسلامی و در یک همچو موقعیتی مقابله بعض گروه ها با بعض گروه ها خصوصاً گروه های مسلح، نظامی و انتظامی موجب فساد بزرگ می شود و موجب این می شود که خدای نخواسته انسجام از بین برود و با رفتن انسجام حتماً آسیب خواهد واقع شد. شما همه موظفید که با هم و با سایر قوای مسلح همدم باشید، هم نفس باشید خصوصاً در این موقع استثنایی که همه ماها و همه شماها و همه افراد کشور موظفند که با هماهنگی جلو اجانب را و آنهائی که می خواهند باز آن مسائل سابق را پیش بیاورند و کشور ما را برسانند به آن حال اول خدای نخواسته و همه چیز ما را از بین ببرند و شما باید بدانید که اگر خدای نخواسته این جمهوری اسلامی شکست بخورد، شکست برای همه مسلمین در همه اعصار است. اگر امروز جمهوری اسلامی مقاصد خودش را پیش برد، دست قدرت های بزرگ را از کشور خودش تا ابد قطع کرد و این تفاله هائی که مانده است از رژیم سابق آنها را به قبرستان فرستاد و جمهوری اسلامی را آنطوری که خدای تبارک و تعالی امر و مقرر فرموده است مستقر کرد، این معنا موجب این می شود که کشورهای اسلامی و خصوصاً کشور شما بیمه بشود و هیچ کسی نتواند آسیب برساند و این امر در سایه اتحاد همه قواست. همه قوای مسلح باید با هم متحد باشند، نباید هر قوه ای گمان کند که من خودم علیحده هستم. امروز همه ما در این موقع استثنایی باید یگ گروه را به حسب واقع تشکیل بدهیم و آن گروه ضربت در مقابل ابرقدرت ها. و من امیدوارم که شماها موفق باشید به اینکه هر مقداری تان که در داخل شهرها هست، در داخل شهرها نظام را و انتظام را به طور کامل ایجاد کنید، با قدرت کامل جلوگیری کنید از نابسامانی ها و از شرارت ها و هر کدام شما که در جبهه ها هستند که در این موقع استثنائی باید هم، همه قوا در جبهه ها باشند، آن مقداری که می شود باشند، آنها هم در آنجا هماهنگ باشند تا اینکه انشاءالله به پیروزی برسیم، به پیروزی نهائی که سعادت همه ملت است در دنیا و در آخرت و آن چیزی که من برای همه قوای مسلحه باید عرض کنم همین معناست منتها نسبت به همه است. ما نباید در مرزها که مشغول هستیم و دوستان ما، عزیزان ما در آنجا دارند فداکاری کنند این مسأله اصلش طرح بشود که من سپاهی هستم و آن ژاندارمری هست و آن ارتشی هست و آن پاسبان هست، طرح این مسأله اصلا در

صحیفه نور جلد 14 صفحه 96

یک همچو موقع استثنایی یک طرح باطل است و از قراری که من شنیده ام، از همین ستون پنجم اشخاصی هستند که وارد می شوند در مرزها و در بین افرادی که در آنجا هستند، گروه هایی که در آنجا هستند هر طایفه ای را از طایفه دیگر می خواهند جدا کنند، سپاه پاسداران را می خواهند از سایر قوا جدا کنند، در بین آنها می روند یک حرف هائی می زنند از ارتش و ارتش را می خواهند از اینها جدا کنند، در بین ارتش می روند یک صحبت هایی می کنند به ضد سپاه پاسداران، در صورتی که سپاه پاسداران و ارتش و ژاندارمری و شهربانی و همه با هم هستند و باید اعتنا نکنند به این دسیسه هائی که مشغول هستند برای به هم زدن اوضاع. اگر امروز در مرزهایی که عزیزان ما مشغول فداکاری بشوند یک همچو مسائلی در آنجا طرح بشود که مثلاً پاسدارها چه می کنند و این مخالف با نظم ارتش است و به اینها بگویند ارتش چه خیالی دارد، و اینها را بخواهند مقابل هم قرار بدهند، بدانید که این ضربه ای است که اجانب به ما می خواهند بزنند با دست هائی که در داخل دارند و دست هائی که در خارج دارند. جوان های عزیز ما که مشغول فداکاری هستید و همه متعهد و فداکار برای اسلام هستید! بدانید که کلمه افتراق بین شماها، بین قوای مسلحه و مقابل قرار دادن این قوه با آن قوه، این همان طرح شیطانی قدرت های بزرگ است که در داخل به دست اشخاص فاسد که مع الاسف نفوذ دارند در بسیاری از جاها، دارد انجام می گیرد و این طرح اگر انجام بگیرد، نه شما خدای نخواسته باقی خواهید ماند و نه پاسدار و نه کشور. توجه بکنید به اینکه اعتنا نکنید به مسائل و از اموری که من برای همه قوای مسلح لازم می دانم عدم دخالت در امور سیاسی است. شماها یک مردم صحیح، یک مردم صادق و صاف دل هستید و بعضی از سیاسیونی که نفوذ پیدا کردند از طرف اجانب در بعضی از جاها، اینها یک مردم شیطانی هستند و می خواهند با همان مسائل شما را وارد کنند در سیاست های شیطانی و افتراق بین شما بیندازند. شما خودتان را از این امور کنار بکشید و ابداً گروه گرایی نکنید، شما همه لشکر امام زمان هستید و همه گروه واحد و این گروه واحد جند خدا، لشکر امام زمان، ابداً اعتنا به مسائلی که طرح می شود در آنجا نکنید. اگر چنانچه شماها همه با هم متحد بشوید و هماهنگ و همه قوا با هم هماهنگ بشود و همین طور اسلحه ها در اختیار همه قواها قرار داده بشود و همه با هم جنگ بکنید، در ارتش و سایر قوا اختلاف نباشد، پیروزی شما نزدیک است.
 

چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست

و یک کلمه هم با کسانی که قلم دست شان است و زبان در اختیارشان و آن این است که شما همه و همه ملت می دانند که همه ما باید کوشش کنیم در اینکه وحدت ایجاد کنیم، در اینکه هماهنگی بین جناح ها و گروه ها ایجاد کنیم و من باید عرض کنم که بعضی از زبان ها از چماق بدتر است. چماق کشی و چماق بازی از بدترین چیزهائی است که در آخر سلطنت محمدرضا درست شد از باب اینکه ضعیف شده بود می خواست با چماق خودش را تقویت کند و بعد از انقلاب و در بین انقلاب باز همین چماق ها حتی در حوزه علمیه قم هم به کار رفت و خیابان ها را، شیشه ها را شکستند و خیال کردند با چماق

صحیفه نور جلد 14 صفحه 97

می شود یک چیزی پیدا کرد. و حالا هم همین مسأله هست، لکن آن چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست که فسادش صدها برابر چماق های دیگر است. آنهائی که می خواهند صحبت بکنند و خصوصاً در این چند روز زیاد هم هستند، باید توجه بکنند به اینکه قبل از اینکه می خواهند صحبت بکنند بنشینند و با خودشان فکر بکنند ببینند که این زبان چماق است و می خواهد به سر یک دسته دیگر کوبیده بشود یا اینکه این زبان، زبان رحمت است و برای وحدت؟ اگر چنانچه مالک نفس خودشان هستند و این امر مهم را که مالکیت شخص بر نفس خودش است و حضرت موسی سلام الله علیه یک همچو ادعائی کرد و او بحق بود که به خدای تبارک و تعالی عرض کرد که من مالک هیچ کس نیستم الامالک خودم و برادرم. این یک ادعای بزرگ است که شایسته پیغمبران است. ماها مالک خودمان نیستیم، مالک برادرهایمان هم نیستیم، مالک فرزندانمان هم نیستیم، مالک دوستانمان هم نیستیم، عمده مالکیت خودش است از خودش که انسان وقتی که می خواهد صحبت بکند زبان مملوک او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد نه اینکه شیطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پیدا بکند و حرف ها و چماق ها و اسلحه هائی باشد که از اسلحه صدام برنده تر است.
 

کمال بزرگ انسان این است که حق را برای حق بخواهد

باید اشخاصی که می خواهند صحبت کنند، ببینند که آیا حق را می خواهند برای حق؟ بزرگتر چیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرگ دارد این است که حق را برای حق بخواهد، از حق خوشش بیاید برای اینکه حق است و از باطل متنفر باشد برای اینکه باطل است. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد، این مالکیت داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد، این مالکیت را داشته باشد که از او تنفر داشته باشد و اظهار تنفر کند. کسانی که حق را برای حق می خواهند، اندکند و بسیار اندک، کسانی که باطل را برای باطل بودنش بغض بر آن دارند و تنفر از آن دارند، اندکند و بسیار اندک. انسان خودش هم می تواند بفهمد که چکاره است. انسان باید یک کسی که دشمن او هست پیش او برود ببیند قضاوت او نسبت به این چه هست تا عیب خودش را بتواند بفهمد. انسان نمی تواند از دوستان خودش تعلیم بگیرد، انسان باید از دشمنان خودش تعلیم بگیرد، وقتی که یک صحبتی می کند ببیند دشمن ها چه می گویند و تفکر کند که عیب ها را دشمن ها می فهمند. دوست ها هر چه هم شما عیب داشته باشید و ما عیب داشته باشیم برای اینکه حق را برای حق نمی خواهند و باطل را برای اینکه باطل است دشمن ندارند، به ما می آیند و به شما می آیند و می گویند که چقدر خوب صحبت کردی و چه مقاله خوبی نوشتی، چه مقاله کوبنده ای بود این، چطور حریف خودت را منزوی کردی، چطور حرف های حریف خودت را ولو هم صحیح بود باطل کردی. دوستان انسان دشمنان واقعی انسانند و دشمنان انسان دوستان واقعی انسانند. انسان باید از کسانی که به او خرده می گیرند، از آنها یاد بگیرد، کسانی که از او تعریف می کنند، بداند که این زبان، زبان تعریف خصوصاً در یک اموری که جای انتقاد است تعریف می کنند، این همان زبان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 98

شیطانی است و آن هم تأییدش تأیید شیطانی است. گویندگان ما، نویسندگان ما، کسانی که در این موقع می خواهند صحبت ها بکنند توجه داشته باشند که آیا مالک خودشان هستند؟ می توانند ادعائی را که حضرت موسی پیغمبر بزرگ کرد آنها هم بکنند که (لا املک الا نفسی و اخی) ؟ برادر او هم یک برادری بود که پیغمبر بود و چون پیغمبر بود کلام حضرت موسی برای او کلامی بود که اجرا می شد اما کسی که به این مقام نرسیده است باید بگوید (انی لا املک نفسی و لا اخی) نگوید (لا املک الا نفسی واخی) . برادرهای ما توجه داشته باشید در گفتار شما، در نوشته های شما اگر چنانچه دای نخواسته یک تفرقه ای ایجاد بشود، یک سرکوبی بخواهید از دشمنان به خیال خودتان، از رقیب خودتان بکنید و این موجب بشود که دلسردی برای ارتش حاصل بشود، دلسردی برای سپاه پاسداران، دلسردی برای پاسبانان و شهربانی حاصل بشود و یک قتل هائی واقع بشود به واسطه همین دلسردی، شماها شریک هستید در آن قتل، راضی هستید به آن قتل و در روایات هست که اگر کسی در مشرق کشته بشود و مظلوم کشته بشود و یکی در مغرب به او راضی باشد این هم شریک قتل او است. توجه کنید که قلم های شما شریک خنجرهائی که از پشت به ما می زنند نباشد، توجه کنید که زبان های شما، قلم های شما چماق نباشد و با همان قلم بنویسید که چماق بد است، توجه کنید که قلم های شما و زبان های شما مسلسل نباشد و به سینه این جوان های ما وارد بشود و آنوقت بگوئید که به ما حمله شده است. شما هم حمله کردید، فقط صدام نیست شما هم شریک خواهید بود. قبل از اینکه به نطق ها بروید و قبل از اینکه مقاله بخواهید بنویسید و قبل از اینکه تیترها را بخواهید درشت بنویسید با خودتان خلوت کنید و ببینید که برای چه این کار را می کنید؟ مقصد شما چه است؟ شما حق را برای حق می خواهید یا حق را از رقبای خودتان هم نمی پذیرید؟ باطل را برای باطل از آن متنفر هستید یا باطل را از دوستان خودتان می پذیرید؟ شما خودتان را امتحان کنید، انسان یک موجود عجیب و غریبی است که تا آخر عمر خودش نمی تواند خودش را بشناسد. انسان آن آخر عمر هم اگر بخواهد کشته بشود، به یک طور طاغوتی دلش می خواهد کشته بشود. بعضی از این کفار که در صدر اسلام بودند وقتی آن قاتل می خواسته است سرش را ببرد، گفته است به او از قراری که تاریخ می گوید که گردن من را بلند ببر که جزء سر باشد برای اینکه می خواهم سر من در نیزه که می رود از سایر سرها بلندتر باشد. این مرض را انسان تا آخر عمرش دارد، شما گمان نکنید که تصفیه شدن و انسان شدن یک امری است آسان. اگر آنطوری که شیخ ما می فرمود که محال است، که محال، و اگر به آن شدت هم نباشد مشکل است و از بزرگترین مشکل هاست برای انسان. چه بسا انسان که خیال می کند که دارد کار خوب می کند و کار بد می کند برای آنکه آن خصیصه ای که در او هست، حجاب است از اینکه بتواند تشخیص بدهد خوب را از بد. یک قضیه واقع می شود این یک قضیه وقتی که انسان در گفتارها و نوشته ها و روزنامه ها ملاحظه می کند، همین یک امر را یک دسته ای می کوبند و یک دسته ای ترویج می کنند. یک مسأله در کشور واقع می شود، این یک مسأله را یک جمعیتی تأیید می کنند و توصیف می کنند و قلم به کار می افتد که این کار خوبی است و یک دسته دیگر مقابل آنها می ایستند و این امر را محکوم می کنند

صحیفه نور جلد 14 صفحه 99

و قلم ها و گفتارها به راه می افتد برای محکوم کردن او، چرا؟ برای اینکه این کار به نفع فلان دسته بوده است و به ضرر فلان دسته، از دوستان حاصل شده است یا از رقیبان؟ اگر از دوستان حاصل شده است خوب است، هر چه می خواهد باشد. خوبی را برای دوستان می خواهیم، نه خوبی را برای خوبی، عدالت را برای عدالت نمی خواهیم عدالت را برای دوستان می خواهیم. دیگرانی که در مقابل ما ایستاده اند و ما آنها را رقیب حساب می کنیم هر چه کار خوب از آنها صادر بشود بد نمایش می دهیم، قلم ها به کارافتد و انتقادها پیش می آید، وقتی همین کار از دوستان ما پیدا می شود، هر چه می خواهد باشد، قلم هایتان به کار می افتد و از او تأیید می کنید. پس عدل را برای عدل نمی خواهید، حق را برای حق نمی خواهید. حق را اگر کسی برای حق بخواهد اگر چنانچه حق بر ضد خودش هم هست آن را باید بخواهد و دوست داشته باشد و اظهار کند و باطل را اگر از خودش هم صادر شده باشد باید مبغوض او باشد و اقرار کند. آیا اینهائی که بنا دارند صحبت بکنند، حق را برای حق می خواهند و باطل را برای باطل نمی خواهند؟ یا حق را برای خودشان می خواهند و باطل هم اگر از خودشان یا دوستان خودشان صادر بشود حق جلوه می دهند؟ و حق اگر چنانچه از رقبای خیالی خودشان حاصل بشود، آن را باطل اگر هم باشد، حق هم اگر باشد، باطل جلوه می دهند. انسان نمی تواند به این زودی از شر خودش که از شر شیطان بالاتر است فارغ بشود، لکن می تواند قلم خودش را کنار بگذارد، می تواند زبان خودش را کنار بگذارد، می تواند قبل از اینکه می خواهد صحبت بکند ببیند که روی چه مبادی صحبت می کند، چه مبادی او را وادار کرده است به اینکه صحبت بکند. این مسأله ای است که عمومی است، در همه جاست. (هر کاری صادر بشود از خودم، این خوب است، میزان من هستم - من هر کار خوبی است - هر کاری از خود من صادر بشود چون میزان من هستم خوب است و هر کاری از رقیب من حاصل بشود بد است برای اینکه رقیب من است، هر چه هم خوب باشد، کار خوب رقیب، بد است و کار بد من، خوب است) این یک مسأله و یک بیماری است در انسان که معالجه او را با زحمت می شود کرد و باید انسان پیش اشخاصی که می توانند معالجه کنند، خودش را معالجه کند، پیش اطباء روح برود و خودش را معالجه کند، قبل از اینکه دست به قلم بزند و قبل از اینکه زبان باز کند توجه به حال خودش بکند و توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی، اموری که الان ما مبتلا به آن هستیم، ببیند که آیا این صحبت در سطح کشور یک تشنجی ایجاد می کند؟ چماق ها را ایجاد می کند یا آرامش را ایجاد می کند؟ ببیند که این روزنامه، این قلم، آرامش در این کشور که الان لازم است ایجاد می کند یا تشنج ایجاد می کند؟ اگر چنانچه ایجاد کرد، این روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است و اگر آرامش در مردم ایجاد کرد این رحمت است و این مشکور است پیش خدای تبارک و تعالی.
 

بزرگترین معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است

خدا را در نظر بگیرید، ای گویندگان! ای نویسندگان! ای کارکنان مملکت! ای کارمندان اداری

صحیفه نور جلد 14 صفحه 100

و غیر اداری و کشاورز و همه! خدا را در نظر بگیرید، خدا حاضر است همه جا، زبان شما در محضر خداست، چشم شما در محضر خداست و همه قوای شما در محضر خداست، در محضر خدا، خدا را معصیت نکنید. بزرگتر معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است. بزرگترین رحمت برای ما و تکلیف برای ما ایجاد آرامش است و ایجاد رفاه است. گویندگان ما، نویسندگان ما هر چند هم بسیار خوب باشند و بسیار متعهد باشند، لکن گمان نکنند که از آن شرور باطنی پاک شدند، از آن شیطان باطن پاک شدند. توجه کنند که شیطان باطنی انسان تا آخرهم همراه انسان هست و گاهی این شیطان کاری می کند که انسان خودش را به هلاکت برساند، که رفیقش را به هلاکت برساند. شما آن قصه را شنیده اید که یک نفر یک عبدی را، یک بنده ای را داشت و او را محبت کرد و بسیار محبت کرد و بسیار تربیت کرد و بعد گفت به او: (من در مقابل اینهمه محبت که به تو دارم فقط یک خواهش از تو دارم و آن این است که بیا بالای پشت بام این همسایه من که رقیب من است، سر من را ببر) . انسان یک همچو موجودی است که حاضر است سرش را ببرد که رقیبش از بین برود و به اصطلاح دیرینه ما این است که خر دیزه که یک قسم از خرهای فضول است خودش را به چاه می اندازد که به صاحبش ضرر بزند. انسان یک همچو موجودی است، انسان یک همچو موجود پیچیده ای است، یک همچو موجودی است که انبیا نتوانسته اند این انسان را انسان کنند الا بعض اشخاص، در هر جایی که انبیا بودند، یک عده معدودی، بسیار معدودی به تربیت انبیا آن تربیت والا را که باید حق انسان باشد قبول کردند و تربیت شدند و الا نتوانستند آنکه می خواستند انجام بدهند، لکن می توانیم ما کمتر بکنیم این شیطنت ها را، می توانیم، اینطور نیست که ما مجبور باشیم و معاقب نباشیم از باب اینکه مجبور هستیم. نه، ما مختاریم، لکن با اختیار خودمان فساد ایجاد می کنیم، با اختیار خودمان قلم هایمان را به کار می اندازیم برای اینکه دیگران را بی آبرو کنیم، قلم های خودمان را و زبان های خودمان را به کار می اندازیم برای اینکه حریف ها را از میدان بیرون کنیم، اینها همه مسائلی است که در خود انسان هست و خود انسان خیال می کند کار خوب می کند و حال آنکه کار بد دارد می کند، خیال می کند برای خداست و حال آنکه برای شیطان است. انشاءالله خداوند تبارک و تعالی به همه ملت اسلامی توفیق بدهد و آنها را تأیید کند برای اینکه از شر اجانب و از شر شیاطین و خصوصاً شیطان خودشان نجات پیدا کنند و خداوند تعالی کشور ما را از شر شیاطین و اجانب و از شر قلم ها و قدم ها و زبان ها نگه دارد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها