0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:39 PM

بیانات امام خمینی در دیدار با اقشار مختلف مردم

تاریخ: 1359/11/27

 

هجوم عوامل ضد انقلاب از راه قلم، زبان و شیوه های نظامی

بسم الله الرحمن الرحیم
چون گروه های مختلفی اینجا آمده اند و با این جای تنگ در فشار هستند من به طور کلی از همه آنها تشکر می کنم و معذرت می خواهم از اینکه جای ما تنگ است و مهمانان عزیز ما زیادند و در زحمت. و از اینکه نمی توانم تمام گروه ها را اسم ببرم ممکن است بعضی ها را فراموش کنم از این جهت من تمام گروه هائی که اینجا آمده اند، ازشان تشکر می کنم و از خداوند تعالی سعادت و سلامت همه را تقاضا می کنم، و چند کلمه هم راجع به مسائل روز عرض می کنم. شما می دانید که از طرق مختلفه از اول پیروزی انقلاب به این انقلاب، یا هجوم نظامی و بدتر از او هجوم قلم و زبان شده است و حالا هم ادامه دارد و بعدها هم ممکن است ادامه داشته باشد. حالا از اموری که تبلیغ می کنند و بین قشرهای مختلف پخش می کنند این است که این انقلاب کاری نکرده است و این جمهوری اسلامی هم مثل رژیم شاهنشاهی است یک اسمی عوض کرده است. من امروز می خواهم که راجع به نظام جمهوری اسلامی و متصدیان این جمهوری اسلامی یک چند کلمه ای عرض کنم. ببینیم که این مثل نظام سابق است و یا بدتر از نظام سابق، که بعضی نویسندگان آرزوی برگشتن او را می کنند. من نمی خواهم با این صحبتی که می کنم اشخاص را یا ارگان ها را تطهیر کنم به طور مطلق و من هم مثل همه، مثل خود متصدیان امور، این اعتقاد را داریم که کمبودهائی هست و در اطراف کشور هم راجع به اموری که اجرا می شود، چیزهائی که بر خلاف دستور اسلام و جمهوری اسلامی است اجرا می شود، این را انکار ندارند و نداریم لکن راجع به اینکه این جمهوری اسلامی لفظی است و واقعیت ندارد و نظام شاهنشاهی است این هم، یا بعضی می گویند بدتر از نظام شاهنشاهی است. من راجع به اصل نظام و متصدیان این نظام مختصراً چند کلمه عرض می کنم. اینهائی که می گویند که جمهوری اسلامی هم همان نظام شاهنشاهی است لکن با یک لفظی، یک لفظی را برداشتند روی نظام شاهنشاهی گذاشتند و اسمش را گذاشتند جمهوری اسلامی، محتوا هم همان نظام شاهنشاهی است من در عین حالی که نمی خواهم از هیچ کس به طور مطلق یک تائیدی بکنم، من می خواهم یک مقایسه ای بکنم، نظام شاهنشاهی را با این نظام یک مقایسه بکنم و بین کسانی که در این نظام متصدی امور هستند و در نظام شاهنشاهی یک مقایسه بکنم، ببینم که این حرفی که می زنند صحیح است یا این حرف هم، همان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 81

اشخاصی که از نظام شاهنشاهی هستند و آن بهره هائی که در نظام شاهنشاهی می بردند اینجا دیگر امکان ندارد، می زنند.
در نظام شاهنشاهی در رأس آقای آریامهر بودند و بستگان آقای آریامهر، آن روز شاه معدوم بود و بستگانش. امروز، آقای بنی صدر را ما با او مقایسه می کنیم برای اینکه بالاترین چیزهائی که در جمهوری هست، مقامی که در جمهوری هست، ریاست جمهوری است، ما مقایسه می کنیم بین این دو آدم و عائله این دو آدم ببینیم که این همان نظام شاهنشاهی است یا نه، این که در رأس است با او فرق دارد در عین حالی که من نمی خواهم بگویم به طور مطلق مطلب درست است، اینکه من می گویم یعنی اینها به طور مطلق دلخواه هستند لکن می خواهم اندازه بی انصافی اینهایی که این حرف را می زنند با مقایسه بین همه متصدی ها در این زمان و همه متصدی ها در زمان رژیم پهلوی. زندگی هائی که آنها داشتند و استفاده هائی که آنها، استفاده های مادیی که آنها داشتند و از طریق درآمدهای این کشور در بانک های خارجی آنقدر مبالغ ریختند و زندگی شان را در اینجا و پارک های عظیم و املاک عظیم و دستگاه های طاغوتی بزرگ آن طرف، زندگی ساده رئیس جمهور هم این طرف، اینها شبیه به هم هستند؟! ما یک اعلیحضرت قدر قدرت را، ملت ما یک اعلیحضرت قدر قدرت را که بر تمام جمعیت این کشور حکومت طاغوتی می کرد و درآمدهای این کشور را خود و وابستگان خود می بردند و یک تتمه هم به خارج می دادند و نفت ما را به آنطور به خارج دادند و برای ما چیزی در مقابل آن حاصل نشد آیا ما، ملت ما یک اعلیحضرت همایونی آریامهر را برداشته و یک اعلیحضرت همایونی رئیس جمهور گذاشته است؟! دستگاه این با دستگاه او مثل هم است؟! چپاولگر است این آدم هم مثل اینکه آنها چپاولگر بودند؟! عائله ایشان هم مثل عائله آنها هست و زندگی می کنند؟! شما و ما آن مقداری که با کمی اطلاع از آنها مطلع هستیم و شما هم قصرهای آنها را در تهران دیده اید و در جاهای دیگر هم هست و درخارج هم بوده، حتی در طول یک سال چند ساعت که آن اعلیحضرت قدر قدرت می خواستند در یک شهرستانی بروند برایشان یک دستگاه های عظیم با پول همین ملت درست کردند که آقا می خواهند چند ساعت در سال تشریف ببرند در آنجا. حالا آقای بنی صدر هم همانطور است در هر شهری دستگاه های عظیمی از پول ملت درست کرده که اگر دو ساعت بخواهد آنجا برود، برود در آن دستگاه ها. و آیا خانه دارد این آقا جز یک خانه ای که شنیده ام از پدرش دارد؟! عائله ایشان آنجور عائله است؟! مثل اشرف پهلوی هم در عائله ایشان هست؟! مثل فرح هم در عائله ایشان هست؟! مثل شمس پهلوی هم در عائله ایشان هست؟! مثل برادرهای آن آدم هم اینجا همانطور هستند و دارند سلطنت می کنند و من و شما بی اطلاع هستیم از این سلطنت؟! اینهائی که می گویند که همان شاهنشاهی است و ما اسمش را عوض کرده ایم حالا محتوای جمهوری اسلامی همان محتوای شاهنشاهی است، خوب این یک نفر از اشخاصی که در رأس واقع است آیا زندگیش را نمی بینند اینها، الان نمی بینند که زندگیش را وقف این کرده است که برود برای این ملت خدمت بکند و آنها یک روز این کار را نگرده اند، این راجع به جمهور. یک ارگان دیگری که در آن نظام بوده است و در این نظام، هیات

صحیفه نور جلد 14 صفحه 82

وزرا و نخست وزیر. آیا محتوای این جمهوری اسلامی همان محتوای نظام شاهنشاهی است و این یک نظام شاهنشاهی است با اسم عوضی؟! و آیا آقای رجائی مثل ازهاری است، مثل بختیار است، مثل شریف امامی است که این ملت را به مسلسل بستند و آنهمه جنایات کردند؟! حالا هم آقای رجائی یک دستگاهی دارد و دارد شلوغ کاری می کند و این ملت را دارد قتل عام می کند و ماها مطلع نیستیم و این نویسنده های بی انصاف مطلع هستند؟! آیا زندگی آقای رجائی و سایر وزرا از قبیل وزیر کشور و دیگران نظیر زندگی ازهاری ها و شریف امامی ها و بختیارهاست؟! و جنایات آنها را هم ایشان دارد انجام می دهد با اسم جمهوری اسلامی، اینطور است مطلب؟! ملت ما آقای رجائی را اینطور شناخته اند؟! اینهائی که می گویند فرقی نکرده، آقای رجائی را هم مثل بختیار می دانند که حتی آن آنی هم که می خواست فرار کند، دستور قتل عام داد و یا مثل ازهاری می دانند و یا مثل امثال اینها؟! فقط اسم عوض شده لکن محتوا، آقای رجائی همان شریف امامی است و همان کارها را می کند یا به مردم تعمیه کردیم و اسم نخست وزیر جمهوری اسلامی رویش گذاشتیم لکن این همان نخست وزیرهای زمان سابق است با اسم عوضی، مسأله اینطوری است؟! شما بروید زندگی همین آقای نخست وزیر و همان وزرائی که در خدمت هستند و مشغول زحمت هستند برای ملت، بروید زندگی های آنها را ببینید و بروید زندگی هائی که آنها داشتند سابق ببینید، اعمال اینها را بیبنید و اعمال آنهائی که سابق متصدی امر بودند ببینید. ببینید که جمهوری اسلامی همان رژیم شاهنشاهی است یا نه، این جهتش هم با آن بین زمین و آسمان فرق دارد اگر هم اشکالی دارند، و اشکالی مردم به اینها دارند، آن اشکال نیست که شما دارید چپاول می کنید مردم را، قتل عام می کنید. می گویند مثلاً نتوانستید خیلی کار انجام بدهید، نتوانستید این گرفتاریی که در ظرف پنجاه و چند سال برای این ملت پیش آمده است شما باید در ظرف چند روز نتوانستید این کار را بکنید یعنی شما نتوانسته اید معجزه بکنید، آقای رجائی و ما هم قائل نیستیم که دولت حالا یک دولت معجزه آفرین باشد لکن خوب خدمتش را دارید می بینید، زحمات اینها را هم دارید می بینید، وضع زندگی شان و سادگی زندگی شان و اینها را هم دارید می بینید. پس این هم که با آن حرفی که این آقایان توی خانه هایشان نشسته اند و می نویسند با آن فرق دارد. می آئیم سراغ مجلس مجلس هم یکی از چیزهائی است که در جمهوری اسلامی هست و در نظام شاهنشاهی مشروطه به اصطلاح هم بوده مجلس سابق را شما یک مقداریش را دیده اید و من هم خیلی اش را دیده ام. آیا مجلس سابق و روسای مجلس سابق مثل مجلس حالاست؟! و مثل رئیس مجلس حالاست؟! آیا وضع مجلس و وضع افرادی که در مجلس هستند و شخصیت های مردمی که الان در مجلس هست و شخصیت های طاغوتی که در مجلس سابق بود یک طور است و ما همان طاغوت ها را، ملت ایران همان طاغوت ها را رأی به آنها داده اند و آورده اند به یک مقامی رسانده اند و آنها هم مشغول همان کارهائی هستند و جعل همان قوانینی هستند که در زمان شاه سابق بود، مجلس جمهوری اسلامی عین مجلس رژیم شاهنشاهی است با عوض کردن یک کلمه، به جای اینکه بگویند مجلس شورای ملی شاهنشاهی آریامهری، ما اسمش را گذاشته ایم مجلس شورای اسلامی، از جمهوری

صحیفه نور جلد 14 صفحه 83

اسلامی، مطلب اینطوری است در نظر ملت؟! یا این کسی که قلمش را دست گرفته و آن کنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهوری اسلامی، می خواهد همان سلطنت شاهنشاهی باشد یا شبیه آن تا بتواند این هم استفاده هائی که آنها می کردند و رفقای آن عصرش می کردند حالا بکنند. ملت ما همه شان جمع شده اند با هم، شاهنشاهی را از بین بردند و یک رژیم شاهنشاهی دیگر درست کردند؟!
این اهانت به یک ملت نیست که بگویند که همه تان خوب این که با آراء ملت چه شده است، رئیس جمهورش با آراء ملت شده است و مجلس شورایش هم به آرا ملت شده است و وزرائش هم به واسطه با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد می کرد که یک جوان هائی را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند و یک رژیم شاهنشاهی را به یک رژیم شاهنشاهی تبدیل کنند؟! آیا ملت ما اینطور هستند که خودشان با دست خودشان جوان هایشان را، خونشان را بدهند و رژیم شاهنشاهی را با یک اسم دیگری بر پا کنند؟! مسأله اینطوری است که این آقایان می نشینند و کاغذ و قلم را ضایع می کنند و خودشان را هم مفتضح می کنند؟! آیا رئیس مجلس امروز ما مثل روسای مجلس سابق است؟ حتی آن روسای مجلسی که خیلی هم به قول خودشان ملی بودند لکن از اشراف بودند و از طبقاتی بودند که دارای زندگی های کذا و کذا و نوکرها و اوضاع طاغوتی عظیم، آیا مسأله اینطوری است که اینها می گویند؟!
یک چیز دیگری هم قوه قضائی است. آیا شورای قضائی این عصر، زمان جمهوری اسلامی و رئیس دادگاه، روسای دادگاه ها و رئیس دیگر از ارگان های قضائی همانطور هستند که در رژیم شاهنشاهی بود؟! آیا آقای دکتر بهشتی هم و آقای موسوی اردبیلی هم همان ها، قاضی هائی هستند که در آنوقت بودند؟! آیا وضع قضاوت را در آن وقت اطلاع ندارند مردم؟! آیا قاضی هایی که در آن وقت بودند البته یک قشرشان که الان هم در کار هستند اینها خوب بودند لکن آن تصفیه شده ها را مقایسه بکنید با اینهائی که الان هستند، این آقای موسوی اردبیلی را که چند روز پیش از این نماز جمعه آنطور را خواند و آنطور برای ملت دلسوزی کرد، مثل همان رؤسای دادستانی هستند که سابق بودند؟! و این مردم که آمدند اقتدای به ایشان کردند و به آنها اقتدا نمی کردند مردم می خواستند دنیا را بازی بدهند یا خودشان بازی بخورند؟! یک طاغوتی را برداشتند و یک طاغوت دیگر گذاشتند؟! یک قاضی به ناحق را برداشتند و یک قاضی به ناحق جایش گذاشتند؟! یک رئیس دیوانعالی را برداشتند و یک رئیس دیوانعالی طاغوتی دیگری گذاشتند به جایش، اینها همان ها هستند؟! کارهایشان هم همان است؟! زندگی هایشان هم مثل همان هاست؟! خوب اینها، باید بررسی بکند ملت، ببیند که مسأله اینطوری است و این ملت می خواهد مردم دنیا را بازی بدهد یا می خواهد یک قشرش یک قشر دیگر را بازی بدهد؟! اینها باید بررسی بشود تا بفهمیم که همان حرفی است که می گویند که یک رژیم طاغوتی را برداشتید یک رژیم طاغوتی دیگری هم جایش گذاشتید؟! این هم راجع به قضات که من نمی خواهم بگویم که قضات سابق چه اشخاصی بودند و از چه صنف مردمی بودند، این را من نمی خواهم بگویم که حتی کمونیست هم تویشان بود. قاضی شرع، قاضیی که می خواهد بر طبق موازین عمل کند کمونیست است

صحیفه نور جلد 14 صفحه 84

و بدتر از آن هم تویشان بوده، حالا هم اینطور است؟! شورای قضائی ما الان مثل قضات آنوقت هستند و دادگاه های ما، دادگاه های قضائی ما هم همانطور است؟! من باز نمی خواهم بگویم که در تمام کشور همه قضاتی که هستند درست هستند، هیچ همچو صحبتی نیست، من صحبتم همین است که اینکه می گویند تغییر اسم است و رژیم شاهنشاهی برداشته شده است و همین رژیمی هم که هست همان رژیم شاهنشاهی است من می خواهم بگویم که مقایسه این دو تا را با هم بکنیم، ببینیم که واقعاً مسأله اینطوری است و ما ادعای دروغی داریم می کنیم و ملت ما هم همچو خدای نخواسته بی شعور و بی فرهنگ بوده اند که به دست خودشان رژیم شاهنشاهی را از بین برده اند و به دست خودشان یک رژیم شاهنشاهی دیگر آورده اند؟! مسأله اینطور است؟! این هم یکی از جاها هست که البته نارسائی های قضائی در سرتاسر کشور هست لکن حالا مثل سابق است؟!
و یکی از امور دیگر رادیو تلویزیون است، رادیو تلویزیون حالا با اینکه باز تسلط به آن پیدا نشده و نتوانسته اند آنطوری که دلخواهشان است درست بکنند مثل رادیو تلویزیون زمان رضاخان و محمدرضا است؟! زمان محمدرضا که همه وضع رادیو تلویزیون را دیده اید حالا رادیو تلویزیون همان رادیو تلویزیون شاهنشاهی است و ما یک اسمی عوض کردیم، برنامه ها همان برنامه های سابق و آن بساطی که در تلویزیون بود و آن حرف هائی که در آنجا و آن نمایش ها و آن فیلم ها همان فیلم ها هست حالا؟! یا نه، این با آنها فرق دارد. در عین حالی که باز نتوانسته اند به تمام معنا اصلاح کنند لکن بین این رادیو تلویزیون با آن رادیو تلویزیون آن سال که بسیاری از شما آن را دیدید یک جور هستند؟! همان رادیو تلویزیون زمان طاغوت است اینجا اسمش را عوض کرده اند؟! یا نه مسأله، این نیست و قلمدارها منحرف هستند.
می رویم سراغ قوای مسلحه، از ارتش شروع می کنیم تا بیائیم سراغ این رفقائی که الان موجودند اینجا ارتش حالا و فرماندهان ارتش حالا مثل ارتش شاهنشاهی بود و فرماندهان هم همان، فرمانده ها هستند؟! آن سپهبدها، آن سرلشگرها، آن بالا و پائین ترها اینها هم همان جور هستند؟! وضع زندگی شان مثل آن سپهبدها هست؟! مثل سپهبد باتمانقلیچ است حالا هم؟! منتها یک لفظی را ما تغییر داده ایم به جای دیگری و مردم جمع شده اند یک باتمانقلیچ را بردارند یک باتمانقلیچ دیگری جایش بگذارند با همان ترتیب با همان وضع و ارتش هم به همان نظام سابق است و با همان وضع سابق است و تغییری هیچ نکرده، یا بین این دو تغییر زیاد شده است و اگر نقیصه ای هم باشد، خودشان مشغول هستند، دارند درست می کنند. پس این هم که نه رؤسای فرماندهان ارتش مثل آن فرماندهان باشند. فرمانده ارتش حالا با فرمانده ارتش سابق زمین تا آسمان در طرز تفکر، در طرز عمل و در زندگی روزمره اش فرق دارد. پس این هم که با آن یکی نشد که یک لفظی را به جای لفظ دیگری.
خوب ژاندارمری چطور؟ ژاندارمری آنوقت آنطور بود که رضاخان وقتی که وارد شد در یک پادگان ژاندارمری دست در جیبش گذاشت که مبادا از جیب او دزدی کنند، با اینکه خودش در رأس، در رأس دزدهاست. شما هر کدام که درک کردید آن زمان ژاندارمری را و مبتلا شدید به دست اینهائی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 85

که سر راه ها گذاشته بودند می دانید مطلب را. حالا هم آنطوری است؟! ژاندارمری حالا هم مشغول به غارتگری و دزدی و این چیزهاست؟! یا نه، حالا اینطور نیست. ملت ما جمع شدند یک دسته غارتگر را کنار گذاشتند یک دسته غارتگر دیگر را به جای آنها گذاشته اند؟! یک دسته دزد را برده اند یک دسته دزد دیگری را به جای آنها گذاشته اند؟! یا این قلفرسائی های انحرافی برای این است که نمی توانند ببینند این جمهوری را؟ مبادی مختلف هم دارد در نفوس خبیثه آنها.
خوب، شهربانی چطور؟ من خودم هم به شهربانی، به کلانتری ها گاهی ابتلاء پیدا کرده ام در جوانی، شما هر کدام مبتلا شده باشید به این کلانتری هائی که در سابق بود می دانید که وضع چه جور بود و مردم در نظر آنها چطور بودند و با مردم چه رفتار می کردند. پاسبان هائی که باید پاسبانی کنند از یک ملت و باید پاسبان ملت باشند آنطور بودند. حالا هم همان است؟! الان هم پاسبان های ما حکومت می کنند به مردم؟! یکی شان می آمد بازار تهران را می بست، حالا همه شان هم بیایند آنجا، اولا می آیند یک همچو کاری بکنند؟! نمی آیند و ثانیاً بیایند ملت همان ملت است که پذیرا باشد این را؟! که این را باید در قضیه خود ملت هم بگوئیم. آن وقت کسی که یک شکایت از کسی داشت می خواست برود به کلانتری، خوف این را داشت که در خود کلانتری گرفتاری برایش پیدا بشود. مردم از کلانتری آنطور می ترسیدند که از دزدهای سر محله، از چاقوکش ها. حالا هم آنطوری است؟! مردم آنطور می ترسند از کلانتری ها و از شهربانی و اینها و شهربانی ها و کلانتری ها هم همان معاملات زمان سابق را دارند یا نه، این آقایان نویسنده ها دلشان می خواهد آنوقت باشد لکن خوابشان آشفته است.
 

پاسداران، خدمتگزاران خودجوش انقلاب

پاسدار در آنوقت نبود، چرا نبود؟ برای اینکه پاسدار با وضع طاغوتی موافق نبود. پاسدار طرفدار ظلم و طرفدار طاغوت نبود، یعنی ملت نبود آنوقت پاسداری نبود. ملت چون مخالف بود با رژیم شاهنشاهی، مخالف بود با طاغوت پشتیبانی از طاغوت را حرام می دانست، خلاف اسلام می دانست، خلاف قرآن مجید می دانست. بعد از اینکه انقلاب شد اینها در همه کشور، سرتاسر خودشان جوشیدند از بین ملت و بیرون آمدند و حفاظت کردند این کشور را و حالا هم مشغول به خدمت هستند. اینها هم یک دسته ای هستند که همان طاغوت هستند، منتها اسمی عوض کرده اند؟! آنوقت رؤسای اینها را بهشان می گفتند که فلان و حالا روسا همان ها هستند، همان چپاولگرها هستند و خود پاسدارها هم همان چپاولگرها هستند با اسم اسلام؟! مسأله در بین ملت اینطوری برداشت می شود؟! من خواهم بگویم که همه پاسدارها در سرتاسر کشور خوب عمل می کنند، من گله دارم از بعضی از آنها و جداً می خواهم از آنها که توجه داشته باشند که این قلم ها در کار است، این اشخاص جانی با قلم های جنایتکارشان در کار است کوچکترین انحرافی که از شما ببینند به بزرگترین انحراف معرفی می کنند و قلمفرسائی می کنند. این هم راجع به پاسدارها، پاسدارها آنوقت نبودند از باب اینکه طاغوت را نفی می کردند. بعد هم که طاغوت از بین رفت اینها یک جمعیت متعهدی، مؤمنی برای حفظ

صحیفه نور جلد 14 صفحه 86

نظم در ایران پیدا شد و اینطور نبود که اینها همه شان، شماها همه که اینجا نشسته اید همان طاغوت سابق هستید یک اسمی عوض کرده اید و در سرتاسر کشور هم اینطوری است؟!
 

تحول در ملت عامل سرنگونی رژیم جبار دو هزار و پانصد ساله

می آئیم سراغ ملت که ببینیم ملت هم همان است؟ تحول پیدا کرده است یا نه؟ این ملت از جهات مختلف در آن باید صحبت بشود لکن من بعضی چیزهایش را می گویم. این ملت همان بود که یک پاسبان می آمد توی بازار می گفت که روز چهارم آبان است همه باید بیرق بزنید، احدی به خودش اجازه اینکه تخلف بکند نمی داد و اگر تخلف می کرد او را جلب می کردند و چه می کردند. چه شد که این ملت اینطور شد که یک وقت از یک پاسبان آنطور می ترسید یک وقت هم ریخت در خیابان و گفت ما اصلاً رژیم شاهنشاهی نمی خواهیم. شما این را کم حساب می کنید؟ رژیم شاهنشاهی ای که دو هزار و پانصد سال با قدرت تمام و شیطنت تمام بر این ملت حکومت کرد حتی این عادلشان که معروف به عدالت است از بدترین جنایتکارهای دنیا بوده است و در آن زمانی که ما در آن زندگی می کردیم این، جنایات را با ملت می کردند که نتوانند اینها نفس شان درآید این چه تحولی بود که در این ملت پیدا شد که یک رژیم دو هزار و پانصد ساله با تمام قدرتی که داشت و تمام قدرت هائی که دنبال سر او بودند از قبیل آمریکا و شوروی و سایر قدرت های دیگر این چه تحولی پیدا کرد این ملت که اعتنا به این قدرت ها نکرد و قیام کرد و تمام این قدرت ها را عقب زد و غلبه کرد بر تمام آنها؟ آیا این ملت همان ملت زمان شاهنشاهی است در روحیات و ما اسمش را عوض کردیم می گذاریم که ملت زمان جمهوری اسلامی؟! این ملت زمان جمهوری اسلامی همان ملت زمان شاهنشاهی است با تغییر اسم یا نه، تحول پیدا شد؟! یک روزی از یک پاسبان می ترسید یک بازار تهران، یک روزی بازار تهران و همه ملت ریختند در خیابان ها گفتند ما اساس سلطنت را نمی خواهیم، نه از تانک های آنها و نه از مسلسل های آنها و نه از توپ و تشرهای آنها نترسیدند و همین شجاعت انسانی که داشتند با مردانگی زن و مردشان ریختند در خیابان ها و رژیم شاهنشاهی را از بین بردند.
آیا بانوان ما امروز با بانوان زمان اعلیحضرت یکی است، ما اسمش را تغییر داده ایم؟! جمهوری اسلامی فقط یک اسمی است بی محتوا، مردها، همان مردها و زن ها هم همان زن ها و همه چیزش همان چیز؟ آیا زن های زمان طاغوت را آنهایی که در تلویزیون پیدا می شدند، آنهایی که در خیابان ها پخش بودند همان ها هستند اینها؟! یا آنها به جهنم رفتند و بانوان ما مثل مردان شجاع و مثل شیران شجاع بیرون آمدند و جمهوری اسلامی را به دست خود آنها و برادرهایشان اقامه کردند و محتوا همان نیست و لفظ عوض شده باشد یعنی الان در خیابان های ما همه اینهایی که در خیابان هستند از همان عروسک های زمان سابق است ما لفظش را عوض کرده ایم، یا نه محتوا عوض شده است؟! آن قلم هایی که در این باب می نویسند و عقده های خودشان را می خواهند با قلم خودشان صاف کنند، یا می خواهند همان بساط شاهنشاهی را یا نظیر او یا بدتر از او را دوباره در ایران بیاورند و به مسند

صحیفه نور جلد 14 صفحه 87

قدرت خودشان بنشینند و مردم را اسیر خودشان کنند، این قلم ها که می گویند که محتوا تغییری نکرده است همان است، منتها یک اسمی آنوقت داشت، اسمش رژیم شاهنشاهی بود، حالا هم همان رژیم شاهنشاهی است لکن اسمش عوض شده. خوب می رویم توی خیابان های تهران و سایر شهرستان ها و توی خیابان هایی که از تهران تا شمیرانات کشیده شده در زمان شاهنشاهی و حالا هیچ فرقی نکرده لفظش تغییر کرده؟! همان عشرتکده ها الان در سرتاسر این خیابان ها و این شمیرانات و جاهای دیگر همان ها هست و همان مشروب فروشی ها در همه ایران هست؟! و همان مراکز فساد در همه جا هست؟! و همان سینماها با آن وضع هست؟! لکن ما اسمی عوض کرده ایم، واقعیت هیچ تغییری نکرده، همان واقعیت است و ما اسمش را عوض کردیم! مسأله اینطوری است؟! این نویسنده ها چه کسی راخواهند بازی بدهند؟ این ملتی که خودشان حاضر بودند از اول تا حالا، در صحنه بودند ملت کنار گذاشته نشده بود و یک دسته ای حکومت کند و یک دسته ای مقدرات اینها را به دست بگیرد و اینها را اصلاً از هیچ امری آگاه نکند، ملت همین ملتی بودند که آگاهانه آمدند به میدان و آگاهانه بچه هایشان را، جوان هایشان را از دست داده اند، برادرانشان را از دست داده اند و آگاهانه یک رژیم طاغوتی ر به یک رژیم طاغوتی دیگر تبدیل کرده اند؟! الان شما از آن مشروب فروشی ها در خیابان ها فراوان می بینید و اسمش را عوض کرده اید؟! از آن مراکز فساد در همه ایران مثل زمان شاهنشاهی هست، منتها در عین حالی که آنها هست شما اسمش را عوض کرده اید؟!
 

توطئه گرها و قلم های بازیگر بیمار هستند

مسأله اینطوری است که آن آقایان توی خانه هایشان می نشینند و می نویسند یا گاهی برای رفقایشان می گویند و گاهی توطئه ها دارند که از آن توطئه ها هم بی خبر خیلی نیستیم، - مسأله اینطوری - آن مرضشان را بگویند، بیمارند اینها. آن مرض واقعی ای که دارند بگویند. مرض واقعی این است که اسلام آمد منافع ما را از دست مان گرفت، ما از اسلامی که منافعمان را، منافع مادیمان را از دست بگیرد ما بیزاریم. من نه اینکه اعتقادم این باشد که شما آقایان و همه ملت ما از این مطالبی که من امروز گفتم بی اطلاع باشند لکن تذکرش خوب است ممکن است در بین این جمعیت های زیادی که هستند بعضی ها توجه شان درست نباشد و بازی بخورند از این بازیگرها، این نویسنده ها بازیگرند. این قلم هایشان قلم های بازیگری است، اینها با هر حیله ای که هست می خواهند این ملت را دلسرد کنند و به این ملت بگویند که تغییری نکرده، همان بوده است که هست، حالا هم همه این ارگان ها همان است و شما که جمع شده اید و رأی داده اید به رئیس جمهور و رأی داده اید به جمهوریت اسلامی و رأی داده اید به وکلای خودتان، همان ها را شما آورده اید و سرکار گذاشته اید. همان بساط سابق است اینها هم همان کارها را دارند انجام می دهند. این را همه می دانید دروغش را، لکن من خوف این را دارم که بعضی ها توجه نداشته باشند راجع به، بعضی مسائل را باور کنند و باز من تکرار می کنم که نارسائی ها داریم و زیاد است لکن شما توقع نداشته باشید که، (در طول تاریخ و خصوصاً این پنجاه سال آخر با

صحیفه نور جلد 14 صفحه 88

تمام قوا کوشش کرده اند که این مملکت را وابسته کنند و از بین ببرند و همه چیزش را فاسد کنند و جوان های ما را فاسد کنند و) ما بتوانیم و شما بتوانید و دولت بتواند در ظرف یک مدت کمی، یک سالی، دو سالی همه این کارها را انجام بدهد. خصوصاً با این توطئه های عظیمی که هست و گرفتاری به این جنگی است که از قراری که شنیدم بعضی از برادرهای جنگزده ما هم در این مجلس هستند. شما می دانید که یک کشور به این عرض و طول و بزرگی که همه جایش را خراب کردند، کشاورزیش را با اسم اصلاحات خراب کردند، کارخانه های ما را همه را وابسته کردند، تمام شؤون ما، فرهنگ ما، اقتصاد ما، ارتش ما همه وابسته بودند شما تا حالا اعجاز کرده اید که اینقدر هم عمل کرده اید. اینقدری که این ملت که کمک کار دولت و همه ارگان های دولتی است اینقدر عملی که تا حالا شده است جزء معجزات است، در طول پنجاه سال آن خرابی ها شد و عمران اینها مختصری شد و در طول دو سال آنهمه کارها و خدمت ها در همه کشور خصوصاً روستاها که منسی بودند و هیچ کس به آنها اعتنا نمی کرد و آنها را جزء این ملت حساب نمی کردند، امروز در تمام این روستاها یا بسیاری از کارها انجام گرفته است یا در دست انجام گرفتن است.
این قلم ها می خواهند که ملت را دلسرد کنند در عین حالی که ملت خودش وارد عمل هست لکن باز احتیاطاً آنها حرف را می زنند منتشر هم می کنند به افراد هم می گویند که نه، خبری نشده است جمهوری اسلامی هم کاری از آن نیامد اسلام هم از آن کاری نمی آید و همین ها در خارج منعکس بشود، آنهائی که در خارج هستند بی اطلاعند از وضع ایران، باورشان بیاید. آنها دلشان را خوش می کنند به اینکه بگذارید خارجی ها باور کنند و شاید یک فرجی برای این ستمکارها پیدا بشود و ایران به آن حال برگردد و اینها هم مشغول بشوند به آن کارهایی که دلشان می خواست بکنند. من اینکه شما را زحمت دادم و این واضحات را برای شما گفتم برای این است که توجه داشته باشید که این انگل هائی که می خواهند نباشد اسلام و می خواهند نباشد نظام جمهوری اسلامی و از این صدمه دیدند، در بین مردم، در بین جوان ها، در بین مدارسی که هست، افتاده اند و از این حرف ها می زنند و این بزرگتر اهانتی است که به یک ملت می کنند که ملت خودش با دست خودش یک طاغوت را کنار گذاشته و یک طاغوت را به جای او گذاشته. این اهانت بزرگی است به خود ملت برای اینکه کسی نیامده است با زور جمهوری اسلامی را تحمیل کند به شما، خود شما رفته اید و رأی داده اید و تقریباً بیست و دو میلیون از جمعیت ما رأی داده. این بیست و دو میلیون غرضشان این بوده است که جمهوری اسلامی یک لفظی باشد و همان رژیم سابق شاهنشاهی در کار باشد یا خیر، این بیست و دو میلیون را بعضی ها بازی داده اند که بیائید رأی بدهید و اینها نظرشان این بود که همان جمهوری اسلامی همان بساط شاهنشاهی باشد و بیست و دو میلیون جمعیت را یکی دو نفر یا صد نفر یا دویست نفر بازی داده اند و برده اند پای صندوق ها، بزرگتر اهانتی که به یک ملت است این است که به ملت بگویند که تو بازی خورده ای از چند نفر آدم و آن چند نفر آدم چه کسانی هستند که این ملت را بازی داده اند. در هر صورت گوش ها و چشم ها باید باز باشد و خیال نکنید که خارجی ها با وساطت انگل های داخلی شان از ما دست بردارند به این زودی، ما

صحیفه نور جلد 14 صفحه 89

سال های طولانی مبتلا هستیم و خودتان را مهیا کنید برای ساختن کشورتان و ارزش دارد که ما یک ده سال، پانزده سال زحمت بکشیم و رنج ببریم و کشورمان مستقل بشود و از دست و چنگال این گرگ های آدمخوار بیرون کشیده بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها