پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:39 PM
تاریخ: 1359/12/07
بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که این اجتماعات ابدان منتهی بشود به اجتماع ارواح و مهم آن است. تشکیل سمینارها بسیار خوب است و دعوت به وحدت بسیار مهم است، لکن باید این سمینارها و اجتماعات بدنی در راه یک اجتماع روحانی و یک اجتماع عقلانی و یک اجتماع روحی و یک اجتماع مقصد باشد. کافی نیست که ما و شما در یک محفلی جمع بشویم و در جاهای دیگر هم همین طور، لکن آن مقصدی که مقصد اسلام است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است و همه انبیا برای آن مقصد آمده اند، آن مقصد غفلت بشود. باید گفتارها، انسان را برساند به معنویات و برساند به توحید کلمه و کلمه توحید. آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمع ها همه قشر اشخاص باشند، از روحانی، از نظامی و از انجمن های اسلامی، این امری است که آسان است، لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست، باید این اجتماعاتی که می شود، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی که لازمه یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است، آن امر را دنبال کنیم که حاصل بشود و در طبقات متعارف ملت و ملت ها این وحدت آسانتر است تا طبقات بالا، به اصطلاح بالا. برای اینکه انسان یک موجود است که اگر چنانچه مهار نشود و سر خود بار بیاید و یک علف هرزه ای باشد و تحت تربیت واقع نشود، هر چه بزرگتر بشود به حسب سال و بلند پایه تر بشود به حسب مقام، آن جهات روحی تنزل می کند و آن معنویات تحت سلطه شیطان، شیطان بزرگ که همان شیطان نفس است واقع می شود. جوان ها جدیدالعهد هستند به ملکوت عالم و نفوسشان پاکتر است و هر چه بالاتر بروند اگر چنانچه مجاهده نکنند و تحت تربیت واقع نشوند، هر قدمی که به بالا بردارند و هر مقداری که از سنشان بگذرد، بعیدتر می شوند از ملکوت اعلی و اذهانشان کدورتش بیشتر می شود و لهذا تربیت ها باید از اول باشد. از همان کودکی تحت تربیت انسان قرار بگیرد و بعد هم در هر جا که هست یک مربی هائی باشند که تربیت کنند انسان را و تا آخر عمر هم انسان محتاج به این است که تربیت بشود.
انبیا هم که آمده اند از طرف خدای تبارک و تعالی، برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است. تمام کتب انبیا خصوصاً کتاب مقدس قرآن کریم کوشش دارند به اینکه این انسان را تربیت کنند برای اینکه با تربیت انسان، عالم اصلاح می شود، آنقدر که انسان غیر تربیت شده مضر است به جوامع، هیچ شیطانی و هیچ حیوانی و هیچ موجودی آنقدر مضر نیست و آنقدر که انسان تربیت شده مفید است برای جوامع، هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آنقدر مفید نیست. اساس عالم بر تربیت انسان است، انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیا آمده اند برای اینکه این عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجودی الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.
کوشش کنید که اجتماعاتی که می کنید و سمینارهائی که درست می کنید معنویت در آن باشد، در همه جا توجه به تربیت انبیا داشته باشید. شما در قرآن کریم در اول سوره قرآن کریم می خوانید که (الحمدلله رب العالمین) کلمه ربوبیت را و مبداء تربیت را در اول قرآن طرح می کند و ما را مکلف فرموده اند که در هر شبانه روز چندین مرتبه این را در رکعات نماز بخوانیم و توجه داشته باشیم به اینکه مسأله تربیت و ربوبیت که درجه اعلای آن مخصوص به خدای تبارک و تعالی است و دنبال آن منعکس می شود در انبیاء عظام و به وسیله آنها به سایر انسان ها، این در آن پایه از اهمیت بوده است که دنبال (لله) ، (رب العالمین) مربی عالمین آمده است و باز در همین سوره می خوانید که غایت تربیت، حرکت در صراط مستقیم و منتهی الیه این صراط مستقیم، کمال مطلق است، الله است. دعوت شده است که ما تحت تربیت انبیا برویم و تحت تربیت بزرگان از اولیا واقع بشویم تا آنها ما را هدایت کنند به راه مستقیم و هر روز چندین مرتبه از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را هدایت کند به صراط مستقیم، نه راه چپ و نه راه راست. (غیرالمغضوب علیهم ولا الضالین) ما باید توجه به این معنا داشته باشیم که موجودی هستیم که اگر خودرو بار بیائیم بدترین موجودات و منحطترین موجودات هستیم و اگر چنانچه تحت تربیت واقع بشویم و صراط مستقیم را طی بکنیم، می رسیم به آنجا که نمی توانیم فکرش را بکنیم، آنجائی که بحر عظمت است، بحر کبریایی است. این سمینارها باید دنبالش تفکر باشد، دنبالش تدبر باشد، دنبالش این باشد که توجه بکنیم به وحدت کلمه و آن وحدت کلمه، (الله) است، در (الله) مجتمع بشویم. اگر انسان ها در کلمه مبارکه (الله) مجتمع شدند و همه بت ها را شکستند، به همه مقصدهای عالی می رسند، چه مقاصدی که در این دنیا هست برای بشر و اجتماعات بشر و چه مقاصدی که مقاصد بالاتر است و در عالم دیگر هست.
ما تجربه کردیم در این دو سه سال که آنوقت که توجه به خدای تبارک و تعالی مجتمعاً نداشته ایم و لو یکی یکی هم داشتیم نتوانستیم کاری انجام بدهیم. زیر بار ظلم ها و ستم ها و فشارها بودیم و
چپاولگران عالم به ما از هر طرف حمله کرده بودند و ما در قبضه آنها و کسانی که وابسته به آنها بودند گذراندیم روزگار بزرگی را و با فاجعه ای را، و دیدیم که این قیامی که ملت ایران کرد و نهضتی که ملت ایران کرد و کم کم از تفرقه به وحدت رو آورد و مقصد واحد و ابدان مجتمع و ارواح مجتمع ابدان در خیابان ها، در همه بلاد کشور از روستاها گرفته تا مرکز، ابدان مجتمع و ارواح مجتمع، ابدان در خیابان ها ریختند و خواست آنها اسلام و خدا بود و دست رد به سینه ظلم زدند و ظالم را و ستمکار را و همه اشخاصی که می خواستند این کشور را چپاول کنند و چپاول کردند در سال های طولانی و داشتند ادامه می دادند به این چپاولگری. خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود و ما و شما و همه ملت، هم در ابدان مجتمع شدیم و هم در ارواح، هم اجتماعاً از زن و مرد و بزرگ و کوچک به خیابان ها ریختند، ملت ما و هم مقصد یکی بود و فریاد همه (الله اکبر) بود و فریاد همه این بود که مرگ بر اشخاصی که ستمگرند و اشخاصی که چپاولگرند و ما اسلام را می خواهیم، جمهوری اسلامی را می خواهیم که جمهوری اسلامی در آن، هم آزادی هست و هم استقلال. ما باید از این اجتماعی که در ایران حاصل شد و این تحول بزرگی که حاصل شد این را سرمشق خودمان قرار بدهیم و از یاد نبریم. توجه داشته باشیم که آنچه ما را پیروز کرد، آنچه ما را با دست تهی پیروز کرد، این اجتماع ابدان و اجتماع ارواح و وحدت کلمه و وحدت مقصد بود. و همین مردم در بیست سال پیش از این، همین ها بودند و لکن مورد تعدی اجانب و مورد تعدی آنهائی که نوکرهای اجانب بودند، بودند و کاری نمی توانستند بکنند، همین می بودند که به عنایت خدای تبارک و تعالی متحول شدند به یک موجود آسیب ناپذیر با وحدت همه جانبه در روح و در جسم همین ها بودند که از آن حالت به حالت دیگر متحول شدند و پیروزی را با این حال به دست آوردند آن هم پیروزی که معجزه آسا بود، پیروزی که احتمالش را داده نمی شد که بتوانند در این مدت کم با این زحمت هائی که در مقابل آن چیزی که به دست آورده اند، باز ناچیز شما بجا آوردید، آن چیزی را که در دنیا اسمش باید معجزه باشد. بنابراین ما همه باید توجه کنیم و همین تابلو بزرگی که سرتاسر ایران هست و منعکس است در آن (الله اکبر) و (آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی) ، همان در نظر ما باشد و سرمشق ما باشد و تا آخر و در نسل های آتیه ایضاً منتقل بشود همین مطالب از شما به نسل های آتیه تا انشاءالله در هیچ وقت از تاریخ نتوانند دیگر بر ما سلطه پیدا بکنند و این مطلب در شما مهم است و در کسانی که دولتمردان هستند مهم است بیشتر، اهمیتش بیشتر است آنها باید توجه داشته باشند که سند پیروزی ما همین وحدت کلمه و همین توحید کلمه بوده است و آنها باید بدانند که رسیدن هر یک از آنها به هر مقامی برای خاطر همین ملتی است که بپا خاستند و وحدت کلمه را ایجاد کردند و با هم یک کلمه گفتند و آن (آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی) و همه همین مقصد را داشتند. در آنوقت اشخاص خودشان منسی بودند، هیچ یک به فکر خودشان نبوده اند، همه آنها به فکر مقصد بوده اند. اگر چنانچه در طول روز نهار هم گیرشان نمی آمد توجه نداشتند، اصلاً گرسنگی را نمی توانستند بفهمند و بی لباسی را فهمیدند، شاید بسیاری از آنها کفش هایشان، کلاه هایشان و اینها از بین می رفت یا بچه هایشان گم می شد هیچ توجه به
این معنا نداشتند. از خود فانی شدن و در مقصد باقی ماندن، همین معناست، همین بود که در ایران شد و شما از خود هجرت کردید و به خدا پیوستید و خود را فراموش کردید و این فراموشی از خود، این مقدمه برای کمال انسان است، باید همه بدانند و دولتمردان بیشتر بدانند که تا در خود فرو می روند انسان نیستند، وقتی که خود را فراموش کردند و در مقصد عالی انسانی فرو رفتند، انسان بزرگند و همه موجودات اینطور هستند و همه انسان ها اینطور هستند و این غایت خلقت است و غایت مقصد انبیا هست.
برادران من! عزیزان من! توجه کنید و همه ملت، سرتاسر کشور توجه کنند که ما امروز در یک موضع حساس واقع هستیم. ما امروز تمام قدرت های دنیا به ضد ما قیام کرده اند و توطئه ها از هر طرف متوجه به ما شده است، در داخل و در خارج. و شما اگر چنانچه توجه به این معنا بکنید و همه ملت ما توجه به این معنا بکنند، می دانند که اگر بخواهند آزاد باشند و اگر بخواهند مستقل باشند و اسیر نباشند، باید همه آنها از آن مقاصد شخصی که دارند ولو با یک مدت کمی بگذرند تا اینکه این توطئه ها از بین برود و همه مقصد واحد داشته باشند. و آنهائی که در رأس هستند بیشتر مکلفند و ماهائی که در اینجا هستیم هم مکلف هستیم و من یک جهتی هم می خواهم تذکر بدهم و آن اینکه شما می دانید که الان ما جوان هایمان در مرزها آنقدر فداکاری دارند می کنند و ما چقدر جوان دادیم از دست و چقدر معلول داریم و چقدر مبتلا داریم و چه خانواده هائی از منزل های خودشان بیرونشان کردند و الان در اطراف کشور هستند و هر شهری، نمی شود گفت که در یک شهری چندین جوان از آن شهید نشده است یا معلول نشده است. در یک همچو مصیبتی که بر ما وارد شده است و البته مصیبتی است که دنبال آن انشاءالله همه بزرگی ها و همه بزرگواری ها برای ملت ما خواهد بود، لکن من می خواهم تقاضا کنم از تمام کسانی که در ایام عید - به اصطلاح خودشان - نوروز می خواهند تشریفات داشته باشند امسال این تشریفات را کم کنند، یا نکنند. انصاف نیست که خانواده های زیادی مصیبت برایشان وارد شده است، جوان ها را دادند و معذلک با آن قدرت ایستاده اند، انصاف نیست که آنها، خانواده ها در مصیبت باشند و دیگران در عشرت. انسانیت اقتضای این را می کند، اسلامیت اقتضای این را می کند، انصاف اقتضای این را می کند که ما کاری نکنیم که در قلب این مادرها، در قلب این خواهرها، در قلب این پدرهائی که جوان های خودشان را از دست داده اند یک آزردگی ایجاد کنیم. اگر بنا باشد که ما و کسانی که می خواهند در ایام عید خدای نخواسته یک تشریفاتی زیادی و یک کارهای زیادی که مناسب بوده است پیشتر با عید، حالا انجام بدهند، یک قدری توجه بکنند ببینند که اگر خود آنها مبتلا بوده اند به داغ یک جوانی و همسایه آنها در عشرت بود به آنها چه می گذشت. شما بدانید که برادرهای شما، فرزندان این ملت، برادرهای افراد این ملت، داغدیده هستند، جوان داده هستند و مصیبت کشیده، هر چه هم شجاع باشند و هستند، معذلک مصیبت جوان است. شما توجه کنید که در نزدیکی شما، در شهر شما پنجاه نفر جوان مرده و عائله های زیاد، مصیبت دیده هستند و شما در بازار بروید و چیزهائی
تهیه کنید و عیش و عشرت را به راه بیندازید، این مناسب با مقام انسانیت شما نیست، مناسب با مقام اسلامیت شما و برادری شما نیست. من تقاضا می کنم که امسال یک قدری سبک بگیرید این چیزها را، امسال به جای اینکه برای فرزندان خودتان چیزهائی غیر ضروری تهیه کنید به جای این، برای این معلولینی که در بیمارستان ها الان هستند و برای آوارگانی که در سرتاسر کشور جا و منزل ندارند و محتاج به این هستند که به آنها سرکشی بشود، به آنها سرکشی کنید، برادری خودتان را اثبات کنید و هم مذهبی خود و هم دینی خودتان را اثبات کنید. شما فرض کنید که چند روزی هم سفر کردید و به عیش و عشرت برگزار کردید، بالاخره این سفر چند روز است و تمام می شود اما آن اثری که این سفرها و این عشرت ها و این عیش ها و این عید گرفتن ها در قلب خسته مادرها و خواهرها می گذارد، آن اثر باقی است و آن خدای تبارک و تعالی این قلوب را که در حضور او اثر بر آن واقع شده است توجه به آن دارد. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که ما را به تکالیف خودمان، به وظائف خودمان آشنا کند.
از خدای تبارک و تعالی وحدت کلمه را خواهان هستم و باز تذکری به ارتش و ژاندارمری و سایر قوای مسلحه، پاسدارها، عشائر که همه اینها فرزندان اسلام هستند و همه اینها فداکاری دارند می کنند در راه اسلام، سفارش می کنم، تقاضا می کنم که همه با هم یک آهنگ باشند اگر بنا باشد که هر دسته علیحده خودشان بخواهند در جنگ یک کار مستقل انجام بدهند بدانند که پیروزی دیر خواهد بود و اما اگر همه هماهنگ باشند و تحت فرماندهی واحد باشند و همه خودشان را سرباز اسلام بدانند، جدائی امروز بین ملت ما و ارتش نیست و ملت ما و پاسدار نیست و باید جدائی بین آنها هم نباشد. اصلاً طرح اینکه من سپاهی هستم و آن ژاندارمری و آن ارتشی، طرح این مطلب الان در مملکت ما صحیح نیست ما باید همه سرباز اسلام باشیم و همه ما با هم هماهنگ و همانطور که می بینید که سرتاسر کشور ما جوان ها و زن ها، پیرزن ها، پیرمردها با هم دارند به شما خدمت می کنند و به ارتش و قوای مسلحه دارند خدمت می کنند و همه با هم هستند. همه مقصدشان این است که این ارتش و این سپاه و سایر قوای مسلح در آنجا آرامش داشته باشند، از حیث چیزهائی که باید به آنها برسد تا اشتغال داشته باشند به خدمت، همانطوری که در پشت جبهه این جوان ها و پیرها و زن ها و مردها با هم مجتمع هستند و با وحدت کلمه دارند کار انجام می دهند و همه هماهنگ هستند در این مسأله، شما هم که در جبهه ها هستید و جانفشانی می کنید و در حضور خدا برای خدا دارید کار می کنید، برای خدا با هم باشید و هماهنگ باشید و همه، همه را از خود بدانید و جدای از خود ندانید.
از خداوند تعالی سلامت و سعادت همه ملت را، همه ملت های اسلامی را و همه کسانی که برای اسلام مشغول خدمت هستند خواهانم و انشاءالله همه شما در این جنگی که همه هستید پیروز باشید خدای تبارک و تعالی پشتیبان همه باشد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.