0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع ورزشکاران و گروهی از اهالی مردم قزوین

تاریخ: 1358/08/12

 

لزوم احساس مسؤولیت و همیاری کلیه اقشار ملت در آباد ساختن کشور طاغوت زده

بسم الله الرحمن الرحیم
من خوشحالم که با شما ورزشکارهای عزیز، ورزشکارهائی که برای ملت ما پشتوانه هستید، امروز مواجه هستم. من به شما دعا می کنم، به همه ملت و به شما ورزشکارها که قدرت جسمی و انشاءالله قدرت روحی هم دارید. البته مشکلات هست و مشکلات دنبال هر انقلابی اجتناب ناپذیر است لکن مشکلاتی نیست که نشود جبران کرد، مشکلاتی است که با یک فرصتی قابل جبران است لکن باید این احساس در ملت ما باشد که بعد از آنکه طاغوت رفت، یعنی قدرتی که هر چه می خواست برای خودش می خواست و همه ثروت ما و ذخائر ما را به نفع خودش و ارباب های خودش چپاول کرد، بعد از رفتن یک همچو طاغوتی کشور به دست خود شما افتاده است، یعنی مال شماست، هر جائی دیگر مال خود اهالی آنجاست، باید اهالی هر ناحیه ای، اهالی هر شهرستانی، اهالی هر روستائی کوشش کند برای ساختن همان جائی که هستند. اگر همه دست به هم ندهید و همه قشرها کمک نکنید، به این زودی نمی شود این کشور را که پنجاه سال اقلاً درخرابیش کوشیده شده است آباد کرد.
 

تبلیغات مفسده جویانه شیاطین با سمپاشی و ایجاد یأس در میان مردم

الان دست هائی، قلم هائی، زبان هائی در کار است که ملت ما را مأیوس کند، اشکالاتی می تراشند و نقل می کنند و می نویسند و می گویند. همه اش برای این است که روح یأس در شما، در جوان های ما، در قشرهای ملت ما ایجاد کنند. اگر روح یأس پیدا بشود در یک جامعه ای، آن جامعه سست می شود و اگر سست شد، نمی تواند به پیروزی برسد. آنها هم چون به حسب شناخت روانشناسی خود به اینجا رسیده اند که باید این ملت را مأیوس کرد، هر چه بشود، هی می گویند هیچ نشد. همین که تبلیغات و بوق های تبلیغاتی شان در صدد این است که بگویند خوب، انقلاب شد و هیچ کاری نشد، این برای این است که شما را از این انقلاب مأیوس کنند. این یک مطلبی است که شیاطین الهام به اینها کرده اند که این ملتی که با عزم راسخ خودش یک همچو قدرت بزرگی را شکست در صورتی که هیچ در دستش نبود و با ایمان راسخ خودش و اجتماع و وحدت کلمه این سد را شکست، آنها یک همچو قدرتی از کشور ما و جوان های ما دیدند و این خوف درشان پیدا شد که اگر اینطور

صحیفه نور جلد 10 صفحه 119

پیش برود، دیگر امکان ندارد که آنها بتوانند باز آن چپاولگری خودشان را اعاده بدهند، پس چه بکنند؟ از طریق های مختلف شروع کردند به سمپاشی، هر جا توانستند عملاً هم خرابکاری کردند مثل کردستان، خوزستان، اینجاها عملاً هم مشغول به فساد و مفسده شدند، چنانچه می دانید اخیراً هم جنایت بزرگی کردند و عده ای را از سربازها به شهادت رساندند و همین طور باز جنایت دومی را که اشاره کردید که مرحوم آقای قاضی طباطبائی رحمه الله که از دوستان سابق من هستند و سوابق دارم با ایشان، ایشان حبس ها رفته است، مجاهدات کرده، تبعیدها شده است، آنها اینطور اشخاص را یکی یکی ترور می کنند و منظور این است که مأیوس کنند شما را، آنجا هم که عملاً دست به کار توانند بشوند، شروع می کنند با تبلیغات.
 

شرح خدمات و تحولاتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته است

هر روز ما مشاهد این مطلب هستیم که یک دسته ای می آیند اینجا شکایت می کنند که مثلاً فرض کنید که در بلد ما، در طرف های ما کارهائی نشده است و پیشرفت هائی نکرده اند و گاهی هم به طور کلی می گویند که این انقلاب شد اما چیزی به دست نیامد. از این جهت من باید به شما عرض بکنم که انقلاب هشتماهه - حدود هشت ماه است علی الظاهر - باید شما ببینید که در این انقلاب هشتماهه باید چی به دست ما بیاید، چه آمده است تا شکایت از آنهائی که نیامده است بکنیم. آمده ها را هیچ اصلاً این نویسنده ها توجه به آن نمی کنند، یعنی توجه دارند لکن برای ایجاد روح یأس در مردم آنها را اصلاً ذکر نمی کنند، هی از آن چیزهائی که باید بشود و حالا نشده، هی آن را به رخ می کشند و آن چیزهائی که شده اصلاً از آن ذکری نمی کنند، هی می گویند چه شده. حالا من عرض می کنم که آن چیزی که به تصدیق همه ملت شده است و آن اینکه دزدها را بیرون کرد، اشخاصی که سرمایه های این مملکت را می دزدیدند و به خارج بردند و نفت ما را، گاز ما را و سایر معادن را به خارج می فرستادند در ازایش هم چیز مختصری می گرفتند آن هم برای خودشان، به ملت کاری نداشتند، خوب، این کار شده است. این را کسی می تواند بگوید که این کار نشده است و محمد رضا باز مشغول به خرابکاری است یا آمریکا باز در ایران مستشار دارد و مشغول به بردن و خوردن است؟ یک همچو کار بزرگی که سابقه در دنیا ندارد که یک ملت بدون هیچ ساز و برگی مثل آمریکا که اینجا را در حلقومش بلعیده بود، از حلقومش بیرون کشیدند، این را هیچ ذکر نمی کنند که یک همچو کاری شده است. می توانند بگویند نشده است؟ نمی توانند بگویند، اما اصلاً این را هیچ حرفش را نمی زنند، حرف نمی زنند که ما امروز یک وضعیتی داریم که مملکتمان دست خودمان است. شما این آزادی که الان دارید شما می توانستید در پنج سال پیش از این، پیش من بیائید؟ اگر یک همچو اجتماعی قاچاقی می آمد بیرون، سرنوشتش جز این بود که باید برود حبس؟ خوب، این یک نعمتی نیست که برای ما حاصل شده است که حالا ما با هم که سال های طولانی شاید هیچ وقت هم ما خدمت شما نرسیده باشیم حالا در یک مجلس نشسته ایم با هم صحبت می کنیم، مسائل کشورمان را، مسائل مملکتمان را داریم می گوئیم؟ این کار شده

صحیفه نور جلد 10 صفحه 120

است، این شده ها را اصلاً ذکری از آن کنند، گویند انقلاب چه کرده، انقلاب اسلامی چه کرده است. این انقلاب اسلامی برای خاطر اسلامی بودنش با انقلاب هائی که در دنیا واقع شده است، فرق ها دارد. یک فرقش این است که در انقلاب هائی که می شده در کودتاهائی که می شده (همین چند روز کودتائی که شده است در یک جائی، تمام مطبوعات و تمام احزاب و تمام اجتماعات را قدغن کردند) انقلاباتی که شده است گاهی یک میلیون، دو میلیون جمعیت کشته شده است. بعد از انقلاب کشتار دستجمعی می شود. این انقلاب، اسلامی چون بود، هیچ بعد از انقلاب کشتاری که مردم را بکشند و مثلاً اینهایی که حالا غلبه کرده اند، مردم چون غلبه خود ملت بود، آن هم ملت اسلامی، آن هم با اسم اسلام. دنبال این نه مطبوعات قدغن شد و نه اجتماعات قدغن شد و نه احزاب قدغن شد، تا چند ماه بعد بعضی ها را دیدند مشغول توطئه اند، الان هم مشغولند، بعضی ها را دیدند که از خارج چیز اخذ می کنند و دارند توطئه می کنند، بعضی مجلات اینطوری و بعضی مطبوعات اینطوری را دادگاه جلو گرفت برای اینکه ملت را داشت به تباهی می کشید اما باز همه مطبوعات هستند سر جایشان، احزاب هم هستند سرجایشان و درهای این مملکت هم باز به همه جا. این یک نعمتی است که ما از اسلام داریم و از این انقلاب اسلامی، نعمت بزرگ آزادی. شما الان دیگر نمی ترسید از اینکه سازمان امنیت شب بیاید بهانه بگیرد، شما را بگیرد ببرد و حبس کند و اصلاً معلوم نشود که چه شد. چقدر جوان های ما در حبس رفتند که معلوم نشد چه شد. آنهائی که معلوم شد و ماها مطلع از آن هستیم چقدر زیاد هست و چقدر جوان های برومند ما را کشتند و چه کردند، اما عده کثیری اصلاً اطلاع از آنها حاصل نمی شد. عده زیادی را اینها آنطوری که آنوقت ها که حمله می کردند به هر طرف، می گفتند نشاندند آنها را توی هلیکوپتر یا چی، می برند بالای دریا باز می کنند و می ریزند آنجا. اینها حالا هست دیگر؟ اینها از آثار این انقلاب نیست؟! این بی انصاف ها که می گویند که انقلاب شد و چیزی نشد، اینها را نمی بینند؟ کورند اینها؟ یا می بینند و خائنند؟ اشکالتراشی های دیگر که برق، آب، خرابی، چه، چه، چه. خوب، اولاً ما به آنها می گوئیم که اینها در انقلاب حاصل شده یا از اول بوده؟ آیا آنهائی که آسفالت نداشتند، آنهائی که آب آشامیدنی نداشتند، آنهائی که بهداری نداشتند، آنهائی که حمام نداشتند، این از چیزهائی است که در انقلاب این ناداری حاصل شده است یا نداشتند؟ قبلاً نداشتند. ما از هر کس می پرسیم که خوب، شما که اسفالت می گوئید نداریم، از کی نداری؟ می گویند از اول هیچ برای ما آسفالت درست نکرده اند. راست هم می گویند. خوب، آنها نکردند و خراب گذاشتند و رفتند، از ناحیه انقلاب این ضرر وارد نشده منتها شما می گوئید باید انقلاب این کار را بکند. انقلاب مال همه شماست، انقلاب را همه شما کردید، مملکت هم مال همه شماست. همه باید کمک بکنید، دولت هم یکی است، ننشستیم ما به اینکه همه کارها را دولت بکند. آن کارهائی که شده است که از ناحیه های مختلف باز می آیند به ما می گویند که فلان کارها شده است، چقدر عمارت ساخته شده، چقدر خانه برای مستضعفین ساخته شده، چقدر زمین ها آسفالت شده است، چقدر زمین ها را درو کرده اند، چقدر این جهاد سازندگی خدمت کرده، اینها را هیچ ذکر کنند، اینها را جزء اینکه چیزی نشده ذکر می کنند. همین پریروز از

صحیفه نور جلد 10 صفحه 121

جهاد سازندگی قم آمدند پیش من و آنها گفتند که الان در تمام اطراف قم و چیزهائی که مربوط به قم است دیگر ما نقیصه نداریم، همه را درست کردیم. اینها را هیچ ذکر نمی کنند. چقدر حمام، چقدر اسفالت، چقدر عرض بکنم که درو، چقدر فلان، اینها را اصلاً ذکر نمی کنند. این برکتی که از ناحیه انقلاب پیدا شده است که خود ملت مشغولند، این احساسی که در ملت ما پیدا شده است که باید تعاون کند، باید اعانت کند، این از برکات این انقلاب است، اینها را اصلاً ذکر نمی کنند می گویند چی شده، هیچی نشده، اما فرض کنید که یک نفر آدم یا چند نفر آدم حالا دارای قرض هستند، دارای نمی دانم چی هستند، می گویند خوب، بعد از انقلاب قرض ما ادا نشده. مگر انقلاب که می شود باید قرض ها ادا بشود؟ بتوانند، ادا می کنند. اگر بتوانند قرض هم ادا می کنند اما این بهانه گیری ها برای این است که شماها را، جوان های ما را مأیوس کنند، اگر مأیوس کردند جوان های ما، این نهضت پیش نرود. کار زیاد شده است و خدمت به مملکت زیاد شده است و این خدمت هایی که شمردم در رأس همه خدمت هاست. بالاترین خدمت بیرون کردن این دزدها از مملکت بود که شده است این، این را انقلاب کرده، نشده یعنی چی؟ چه چیز نشده؟ اینها می گویند که باز سازمان امنیت ما داریم؟! باز اویسی و نمی دانم کذا هستند سر کار؟! نصیری و امثال اینها؟! خوب، همه اینها از بین رفتند، کی این کار را کرد؟ ملت این کار را کرد برای انقلاب اسلامی اش، این انقلاب است که این کارها را انجام داده است و مشغولند الان به کار، هم ملت مشغول است و هم دولت مشغول است. این جهاد سازندگی که می روند برای خدمت به مردم، گاهی وقت ها من در تلویزیون می بینم خیلی من خوشحال می شوم از این روحیه اینها، البته این خانم های ضعیف البنیه البته نمی توانند بروند یک زمین بزرگی را درو بکنند لکن حضور آنها در این مزرعه ها موجب این می شود که این، خود صاحبان آنجا تقویت می شوند و کارهاشان دو چندان می شود. این دکترها و مهندسین و تحصیلکرده ها و اینها که وارد می شوند در یک جائی مشغول می شوند به ساختمان یک چیزی و مشغول می شوند به کار یک چیزی، اینها اسباب این می شود که خود آن اهالی آنجا هم به کار واداشته می شوند. کار زیاد شد، اینها کارهائی است که در سطح مملکت دارد می شود و شده است لکن این بی انصاف ها می خواهند مأیوس کنند شما را، ایجاد یأس کنند تا اینکه به واسطه ایجاد یأس هی کم کم دست بردارند از کار و بگویند که کاری نشده. خوب، تبلیغات تأثیر دارد در انسان، خوب، تبلیغ، تبلیغ که کاری نشده، این کارهائی که شده را آدم یادش می رود.
 

توصیه به ملت در حفظ کیان مملکت و هدم اخلالگران

شما قوی باشید چنانچه هستید، شما ورزشکارید و ورزشکارها قویند و مومن. ایمانتان را حفظ کنید و از این حرف هائی که اینها می زنند و گفتگوهائی که می کنند ابداً خوف به خودتان راه ندهید و توجه به این داشته باشید که مملکت مال خود شماست و مال خودتان را خودتان باید حفظ بکنید و کسانی که در هر جا هستند باید مملکت را به عنوان اینکه مال خودشان است خودشان حفظ بکنند و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 122

اینهائی که شلوغکاری می کنند باید به آنها یا بی اعتنائی کرد یا مشت توی دهانشان زد و از بین برد اینها را تا مملکت آرامش پیدا کند و با آرامش، آنوقت ساختن حسابی نهائی خواهد شد. مادامی که آرامش در یک مملکتی نباشد و شلوغکارها و آن اشخاصی که ریزه خوار آن رژیم سابق بودند و خدمتگزار به آن رژیم سابق بودند مشغول شدند به اینکه شلوغکاری بکنند و نگذارند آرامش پیدا بشود، وقتی آرامش نباشد نمی شود سازندگی صحیح بشود. در یک شهری که آرامش نیست نمی شود در آن شهر دیگر ساختمان بشود و در آن شهر آسفالت بشود یا در آن ناحیه آسفالت بشود باید آرامش حفظ بشود تا به دنبال این کارها بروند و من امید وارم که شماها با قدرت جسمی و روحی که دارید در این نهضت پیش بروید و ابداً به خودتان هیچ یأس راه ندهید که یأس از جنود شیطان است. یکی از جنود شیطان یأس است و این شیاطین که دارند یأس ایجاد می کنند اینها هم از جنود شیطانی هستند و شما یأس به خودتان راه ندهید، امیدوار باشید، پشتوانه شما خدای تبارک و تعالی است و مملکت، مملکت امام زمان است و شما انشاءالله پیروز خواهید بود. و به خدا خداوند شما ورزشکارها را و اهالی قزوین را که سوابق دارند و سوابق دینی دارند، خداوند همه را حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانش آموزان و دانشجویان در دبیرستان حکیم نظامی قم به مناسبت روز دانش آموز

تاریخ: 1358/08/13

 

تا حیات دارم خدمتگزار همه هستم

بسم الله الرحمن الرحیم
من امروز آمده ام در میان شما دانشجویان عزیز به دو منظور: یکی بزرگداشت روز شهادت جوان های عزیز در دانشگاه در اثر هجوم وحشیانه مأمورین جبار و یکی برای پیوند بین قشر روحانی و قشر دانشگاهی و دانشجویان، من این پیوند را تبریک عرض می کنم به روحانیون و تبریک عرض می کنم به دانشگاهیان. من آمده ام تا پیوند خدمتگزاری خودم را به شما عزیزان عرضه کنم که تا حیات دارم خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار ملت های اسلامی، خدمتگزار ملت بزرگ ایران، خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیون، خدمتگزار همه قشرهای کشور و همه قشرهای کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان.
 

همه گروه ها در یک معنی مجتمع شوند و آن حفظ کشور و کیان اسلام است

یک پیوند باید بین این دو قشر مترقی و این دو مغز متفکر باشد، یعنی روحانیون عزیز و دانشگاهیان عزیز و یک پیوند باید بین روشنفکران، نویسندگان، تمام کسانی که منور الفکر هستند، با قشرهای ملت، با این دو قشری که قبلاً ذکر کردم باشد، برادران ما در هر جا که هستند و به هر شغل که اشتغال دارند و به هر لباس که هستند و به هر مرتبه ای که از دانش و علم هستند باید بدانند که اگر چنانچه با هم اجتماع نداشته باشند، اجتماع فکری نداشته باشند، برای این ملت مستضعف خدمتگزار نباشند، برای این کشور اسلامی خدمتگزار نباشند، کار این کشور و بار این کشور به منزل مشکل رسد، می رسد لکن مشکل می رسد و اگر چنانچه این قشرهای متفرق، این گروه های متفرق، این آراء متفرق، این مسلک های متعدد در یک معنا با هم مجتمع بشوند و آن حفظ کشور و حفظ کیان اسلام، با تحقق یک همچو معنا ما به مقاصد عالیه اسلامی که همان مقاصد عالیه ملت ها و همان مقاصد مستضعفین است به زودی خواهیم رسید.
 

مقصد ما، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است

ما اینهمه جوان دادیم، در دانشگاه ها جوان دادیم، در مدرسه های قدیمی جوان دادیم، در مدارس

صحیفه نور جلد 10 صفحه 128

علمی و اسلامی و فرهنگ جوان دادیم، در خیابان ها و بازارها و کوچه ها شهید دادیم که به مقصد برسیم، برای مقصد بود و آن مقصد همان بود که ملت ما فریاد کشیدند و آن را خواستند: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.
برادرهای عزیز من، برادرهای روشنفکر، برادران نویسنده و صاحب قلم، برادران دانشگاهی، دانشجویان محترم، روحانیون معظم، بازاریان محترم، کارگران عزیز، کارمندان محترم بیائید به هم بپیوندید، بیائید تمام قلم ها و تمام قدم ها و تمام گفتار ما بر منافع این قشر مستضعف باشد، نگذارید خون این شهیدان هدر برود، نگذارید زاغه نشینان ما باز ادامه بدهند به زاغه نشینی، نگذارید ابرقدرت ها باز به طمع بلعیدن ما بیفتند، نگذارید توطئه های ابرقدرت ها و خائنین رشد پیدا کنند.ای قشرهای روشنفکر وای قشرهای نویسنده، قلم ها و گفتار خودتان را در راه این مستضعفین صرف کنید، ای دانشمندان ما، ای دانشجویان ما، ای فرهنگیان ما،دانشگاهیان ما، اجتماعات خودتان را برای راه این مستضفین تقویت کنید، شما بودید که اینهمه خدمت کردید و اینهمه خون دادید و اینهمه حبس رفتید و اینهمه زجر کشیدید برای خلاصی از یوغ دشمنان، خلاصی از چپاولگری چپاولگران، نگذارید زحمات خودتان هدر برود، قلم ها را در راه خدمت به این خلق به کار بیندازید، گفتار را در راه خدمت به مستضعفین و اعمال را در خدمت به مستضعفین.
 

با وحدت، اعجاز بزرگ تاریخ یعنی شکست همه ابرقدرت ها را ایجاد کردید

ای دوستان من! ای برادران من! از تفرقه بپرهیزید و همانطور که امروز روز پیوند روحانی و دانشگاهی و دانشجویان است، ادامه بدهید به این پیوند و روشنفکران و نویسندگان، تمام قشرها به این دو پیوند عزیز بپیوندند. شما دیدید با پیوند قشرهای مختلف اعجاز بزرگ تاریخ را ایجاد کردید و آن شکست همه ابرقدرت ها بود، امروز آنها از کار ننشسته و مشغول توطئه هستند، شما را به روی هم بازی می دادند، وا می دارند و از اجتماع باز می دارند، هر قشر شما با قشر دیگر تفرقه افکنی می کنند، آنها بین اقشار تفرقه افکنی می کنند، کمک نکنید به این تفرقه افکنی ها که این، کمک به دشمنان کشور است، به دشمنان اسلام است انتقاد اینقدر نکنید بدون جهت، بهانه گیری نکنید بدون جهت که این به نفع دشمنان ماست. هر روز نگوئید انقلاب شد و هیچ نشد این خیانت به ملت است. ملت همه چیز داد و بزرگترین چیز را به دست آورد و آن آزادی و کوتاهی دست دشمنان و برای همین فریاد می کرد و این را به دست آورد، نگوئید چیزی نشد، شد و معجزه شد، آنهائی که می گویند نشد، برای تضعیف روحیه ملت است، برای سست کردن اراده ملت است، این دانسته یا ندانسته خدمت به استعمار است، این دانسته یا ندانسته خدمت به رژیم منحط شاهنشاهی است. کارهای بزرگی شد، کارهای معجزه آسا، شکست طاغوت، شکست ابرقدرت ها، امروز مملکت ما مستقل است احدی در او تصرف نمی تواند بکند و اجازه نمی دهیم که چپ و راست در این مملکت دخالتی بکند، اجازه دهیم که ذخائر ما را به چپاول ببرند، از این چیز بهتر چه می خواستید از یک انقلاب؟ همان که ملت می خواست، آزادی را

صحیفه نور جلد 10 صفحه 129

می خواست، حاصل است، همه الان آزاد نشسته اید و در همه جا آزاد مجتمع هستید و در پنج سال پیش هیچ توانستید یک همچو اجتماعی را ایجاد کنید. آزادید، این چیزی بود که ملت می خواست و شد، مستقل هستید، هیچ قدرتی به شماتواند حکومت کند، مستقل هستید و این مطلبی است که شد، این چیزی است که ملت می خواست و شد. رژیم را ساقط کردید و جمهوری اسلامی را ایجاد کردید و این امری است که شد، این سه مطلب را ملت ما می خواست و هر سه مطلب شد.
 

اشکالتراشی برای تضعیف ملت است

ای کوتاه فهمان! ای خیانتگران! اینقدر تزویر نکنید که چه شد، همان که ملت می خواست شد. ملت ما برای شکم قیام نکرده بود، ملت ما برای این امور منحط قیام نکرده بود، ملت ما برای آنچه قیام کرده بود، شد، چطور می گوئید نشد؟ و از این به بعد هم تمام خواست های دست دوم ملت انجام خواهد گرفت. و نه قدرت های خارجی و نه توطئه های داخلی و نه قلم ها و نه گفتارها نمی تواند جلوگیری کند از این سیل خروشان. برادران من بدانید که این مسائلی را که طرح می کنند و این اشکالاتی که می تراشند همه برای تضعیف شماست، همه برای این است که شما را مأیوس کنند، می خواهند شما را از اسلام مأیوس کنند، آنهائی که منافع خودشان را از دست داده اند یا در خطر می بینند خواهند شما را مأیوس کنند، می خواهند شما را از قدرت خودتان مأیوس کنند تا سست بشوید و آنها به مقاصد خودشان برسند لکن باید بدانند که ملت ما دیگر نه سست خواهد شد و نه شما دیگر به مقاصد خودتان می رسید.
 

ای ملت عزیز، قوی باش که پشتیبان تو خداست

این اشخاصی که طرفداری می کنند از قدرت های بزرگ ولو به واسطه تضعیف ملت، اینها هستند که فرانسه شان آنطور است که بختیار را پناه داده است و جوانان ما را به حبس کشیده و آمریکایشان آن است که جرثومه فساد را در پناه خودش دارد حفظ می کند اگر دست برندارند از این شیطنت ها، اگر او بختیار را بخواهد حفظ بکند و او محمد رضای مخلوع را، ما با آنها به طور دیگر معامله می کنیم، ما نخواهیم گذاشت که توطئه های آنها به ثمر برسد و ما با وضع دیگر با آنها معامله خواهیم کرد، ملت ما برای همه چیز حاضر است، توطئه ها را می شکنیم و این جرثومه های فساد را یا اصلاح می کنیم و یا طرد.ای ملت عزیز! قوی باش که پشتیبان تو خداست، با اراده مصمم به پیش برو که نگهدار تو خداست، تو برای خدا و برای جمهوری اسلامی قیام کردی، قویدل باش که پیروز خواهی شد.
خداوند انشاءالله جوان ها را برای ما حفظ کند، همه طبقات را برای ما حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای کمیته ها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان خراسان

تاریخ: 1358/08/12

 

هراس منحرفین از تحقق اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
عتبه بوسی مولا علی ابن موسی (ع) از آرزوهای من است. کراراً هم از خراسان اظهار لطف کردند آقایان و دعوت کردند و من اگر فرصتی پیدا بکنم، آرزو دارم که بیایم خدمت ایشان و خدمت همه ملت خودم خراسان، لکن شما می دانید که الان من گرفتاری هائی دارم و در یک اجتماعات بزرگی هم برای من میسور نیست که رفت و آمد کنم، از این جهت عجالتاً، موقتاً معذور هستم و امیدوارم که دعا بفرمائید من موفق بشوم به یک همچو توفیق بزرگ.
اسلام یک خار بزرگی شده است در چشم اشخاصی که از اول نمی توانستند اسلام را ببینند، منتها قبل از انقلاب از باب اینکه دولت طاغوت بود، قلم ها و قدم ها و گفتارها به اسلام خیلی توجه نداشت، حالا که دولت طاغوت منقرض شد و تا آخر برگشت ندارد و رژیم جمهوری اسلامی شد، اینهائی که اسلام مثل استخوانی در گلوی آنهاست در صدد برآمدند که نگذارند این حقیقت تحقق پیدا بکند. تمام این اختلافاتی که می بینید با شماها دارند، با کمیته ها دارند، با دادگاه های انقلاب دارند، با روحانیون دارند و با پاسدارها دارند، اساسش اختلاف با اسلام است. آنهائی که نمی توانند بشنوند اسم اسلام را، حالا می بینند که اسلام پیش آمده است و انشاءالله با مختوای خودش تحقق پیدا می کند، آنها را خوف بر داشته است که اگر این حقیقت تحقق پیدا کند، شیاطین طرد خواهند شد. از این جهت با تمام قوائی که دارند، با اسماء مختلف، با اسم اسلام، با اسم خدمتگزاری به مردم، با اسم فدائی خلق، با اسم های مختلف، اینها به میدان آمدند، یعنی به میدان خدا آمده اند و اینها نمی فهمند به اینکه اگر همه اینها مجتمع بشوند و برای ملت خدمت بکنند، زود این ملت و این کشور به نتیجه که خواهد می رسد، و اگر همه اینها مخالفت بکنند مخالفت شان به جائی نمی رسد، لکن مشکلاتی ایجاد می کند. اگر در کردستان این مشکلات را ایجاد نکرده بودند، حالا مثل سایر جاها آرام بود و توانستند مسلمین که در آنجا هستند، دولت و ملت، آنجا را آباد کنند لکن آنها که نمی خواهند این آرامش پیدا بشود و حقیقت مطلب این است که اسلام را نمی خواهند، در آنجا به یک طوری فتنه گری می کنند و در هر مرکزی با یک اسمی. همان ها باز اسلام را نمی خواهند، بعضی شان هم اگر اسلام را بخواهند یک اسلام وارونه می خواهند. آن اسلامی که اسلام پیغمبر اکرم است و آن اسلامی که به وحی الهی آمده

صحیفه نور جلد 10 صفحه 124

است، وحی را هم در آن تصرف می کنند و به صورت دیگر در می آورند.
 

اشاعه مادیت، هدف شوم منحرفین در برداشت مغرضانه از اسلام

من کراراً این مطلب را در نجف هم گفتم و اینجا هم گاهی گفته ام که ما در یک مدتی گرفتار بودیم به یک قشر از مردم و به قشری از اهل علم که اینها اسلام را از آن طرف نگاه کردند. عرفا اسلام را قبول داشتند لکن تمام مسائل را برمی گرداندند به آن معانی عرفانی، مسائل روز قائل نبودند و حتی اگر روایتی یا آیه ای در جهاد می آمد آنها همان جهاد نفس را می گفتند هست و اسلام را با یک صورت دیگری غیر از آن صورت واقعی که جامع است، جامع همه اطراف است نظر می کردند. من گفتم ما یک مدت هائی مبتلای به آنها بودیم که البته مردم صالحی بودند لکن اسلام را با یک صورت می دیدند، یک بعد اسلام را نظر می کردند. و یک مدتی اخیراً ما مبتلا شدیم به یک عده ای که اینها عکس آنها هستند، تمام معنویات را اینها به مادیات برمی گردانند. می گویند مسلمیم، لکن نه توحیدشان توحید اسلامی است و نه بعثت شان بعثت اسلامی است و نه نبوت شان نبوت اسلامی است و نه امامت شان و نه معادشان، همه اش بر خلاف اسلام است، نه اینکه تازه، یعنی ده سال، پانزده سال است پیدا شده اند. در وقتی که اوائل شاید حوزه علمیه قم بود، بعضی از همین سنخ آدم ها که معمم بودند یک روزی آمدند بعضی شان پیش من و گفتند که اینطور فهمیدم که معاد همین عالم است، جزا هم همین عالم است. این آدم ها بودند، از سابق هم بودند، حالا زیاد شدند. من نجف که بودم یک آدمی آمد از طرف یک گروهی و بیشتر از بیست روز، بعضی ها می گویند بیست و چهار روز آنجا ماند، هر روز هم آمد پیش من، من یک ساعت یا بیشتر به او مهلت دادم که صحبت کرد، تمام صحبتش هم از قرآن بود و نهج البلاغه، تمام صحبتش، من سوءظن به او پیدا کردم و یادم آمد قصه ای که مرحوم سید عبدالمجید همدانی داشته است که نقل می کنند که یک نفر یهودی آمده بود پیش ایشان و مسلمان شده بود، بعد از یک چند وقتی ایشان دیده بود ایشان خیلی مسلمان شده خواسته بودش، گفته بود تو من را می شناسی؟ گفت بله شما از علمائید. می دانید که من مثلاً اولاًد پیغمبر هستم؟ می دانید که من پدرانم مسلمان بودند؟ (اینهمه چه، چه) حالا هم عالم هستم در این جمعیت؟ بله همه اینها را می دانم. خودت را هم می شناسی؟ بله، یهودی زاده ام. همه پدرهایت یهودی بودند خودت هم یهودی و تازه مسلمان شدی، من یک معمائی پیشم هست و او این است که چطور تو از من بیشتر مسلمان شدی، چه شده است که تو اظهار اسلامت بیشتر از آنی است که ما هستیم. شنیدم که بعد رفته و دیگر ایشان را ندیده بود. معلوم شد حیله ای بوده برای یک کارهائی. از این حیله ها هست. من دیدم که این خیلی مسلمان شده و تمام حرفش از اسلام و نهج البلاغه و فلان و در خلال حرف هایش دیدم که روی اعوجاج دارد مسائل را، حرف هائی را می زند. من هیچ حرف با او نزدم، جوابش را ندادم، فقط گوش کردم که بفهمم چه آدمی است، فقط یک کلمه ای که او گفت که ما می خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم قیام مسلحانه حالا وقتش نیست، برای اینکه نیروی خودتان را از بین می برید و کاری ازتان نمی آید. یک دسته ای از اینها که حالا شما

صحیفه نور جلد 10 صفحه 125

می بینید که اظهار اسلام می کنند، از شما هم بیشتر دارند اظهار اسلام می کنند، از این سنخ جمعیت هستند که اسلام را اگر هم بخواهند، نه آن اسلامی است که پیغمبر اکرم فرموده است، یک چیز دیگری، وارونه اش می خواهند بکنند به یک صورت دیگری، در ارتش همه چیزش را می خواهند وارونه کنند. در بین این افراد خیلی از اینها هستند که بسیار اسم اسلام را می برند و بسیار هم دلسوزی برای اسلام می کنند، اما اگر دلسوزی بکنند، برای آن اسلام خودشان، نه برای اسلام ما. بعضی دیگر هم هستند که اصلاً نه، اعتقادی به اسلام هم ندارند چنانچه به این انقلاب هم اعتقادی نداشتند ولی حالا صد در صد اسلامی شدند و انقلابی. حالا شما توانید یک کسی را پیدا کنید که بگوید من انقلابی نیستم . همه هم می گویند ما از اول بودیم. الان همه اینهائی که می آیند، می گویند ما حبس ها رفتیم، چه کردیم، مخالفت ها کردیم در زمان طاغوت. حالا دیگر اسم آن رژیم پیش آنها هم طاغوت شده است در صورتی که در دلشان این نیست. اینها الان از اسلام می ترسند، سخت هم می ترسند، در صورتی که اسلام برای همه خوب است، لکن اینها وحشت شان زد، البته برای خیانتکار، اسلام هم خوب نیست، هیچ دین توحیدی برای اسلام خوب نیست، اسلام مخالف با خیانت هاست، مخالف با این است که این جوان های ما را به تباهی بکشند به اسم اسلام یا به اسم ترقی و تعالی و این مملکت ما را به آنطور که دیدید کشیدند، به اسم تمدن بزرگ. اینها هم که می گویند اسلام، نظیر تمدن بزرگ آن مردک است که با اسم تمدن بزرگ مملکت ما را به اینجا رسانید که الان همه جمع شدند و نمی توانند اصلاحش کنند. اینها هم با اسم اسلام می خواهند بکلی اسلام را کنار بگذارند و یک چیز مادی جای او بگذارند که همه چیزش مادی باشد. به اسم اسلام، ترویج مادیت را می کنند بعضی شان. ما باید یک اسلامی که برای همه خوب است، این اسلامی که هم معنویات دارد، معنویاتش بالاترین معنویات است، مادیاتش هم سالم ترین مادیات، بیایند در همین با ما، همراه با مسلمان ها، همراه با جوان ها، همراه با این روحانیون عزیزی که همه چیزشان را الان گذاشتند برای همین کار این آقائی نیست که می بینند. یک وقتی است که باید رفت، وظیفه است.
 

لزوم بقای کمیته ها و دادگاه های انقلاب جهت حفظ نظام کشور

این کمیته ها باید باشد. غلط می کند کسی که می گوید کمیته نه. کمیته ها اگر نباشند، پاسدارها اگر نباشند، این دادگاه ها اگر نباشند، کی می تواند این مملکت را اداره کند؟ کی اداره کرد این مملکت را آن روزی که این مردک رفت و آشفته شد همه چیز؟ همین روحانیون اطراف همه ولایات و این جوان هائی که برای خدا قیام کرده بودند و این مردم متعهدی که برای خدا قیام کرده بودند، اینها آمدند و همه جا را دست گرفتند، و درست کردند آشفتگی ها را. اگر نبودند، حالا هیچ کس نبود، هیچی نبود. حق ندارد کسی نسبت به اینها یک تعدی بکند و یک فرمانفرمائی. این کمیته ها باید باشند، این پاسدارها باید باشند، این دادگاه انقلاب باید باشند. دادگستری غلط می کند که به اینها حرفی زند. دادگستری روی موازین خودش برود، آن هم موازین غلطی که باید اصلاح بشود. این بعضی از این

صحیفه نور جلد 10 صفحه 126

رؤسای دادگستری از همان طاغوتند که باید گم بشوند بروند سراغ کار خودشان، نباید بنشینند و حکمفرمائی کنند و به دادگاه های ما یا به سپاه پاسداران ما یا به اهل علم ما که در کمیته ها هستند حرفی بزنند. غلط می کنند اینها، اینهائی که باید بروند گم بشوند از این مملکت، حالا آمدند نسبت به اشخاص دارند حرف می زنند. همین طور اشخاص دیگری که در استان ها هستند، در جاهای دیگر هستند، اینها نمی توانند و نباید یک وقتی اهانت کنند راجع به مسلمان ها، راجع به این اهل علمی که مشغول برای خدمت به این خلق هستند، برای پاسدارها که مشغول خدمت هستند، برای کمیته ها که مشغول خدمت هستند، برای دادگاه ها که مشغول خدمت هستند. اگر اینها نباشند، که تو نمی توانی هی حرف مفت بزنی. اینها اصلاً کاری کردند که مجال دادند به شما که می توانید حرف بزنید و هر چه دلتان هم می خواهد بگوئید.
قدرتمند باشید، شما خراسانی ها قدرتمند هم هستید الحمدلله و قدرتمند باشید. شما یک پناهگاه دارید، پناهگاه اسلامی و آن بقعه مطهر علی ابن موسی (ع) است که کسی که یک همچو پناهگاهی دارد این قدرتمند است. کمیته ها قدرتمند باشند، دادگاه ها قدرتمند باشند، علمائی که در آنجا در کمیته ها هستند قدرتمند باشند، اعتنا نکنند به این حرف های مفتی که بعضی ها که مخالف با این انقلاب هستتند و اسلام در چشم شان مثل خاری فرو رفته است، اعتنا به اینها نکنند. البته من راجع به بعض مسائل هم با دولت باز صحبت خواهم کرد و امیدوارم که با قدرت و قوه و ایمان همانطوری که تا اینجا آمدید و همه چیز را رفتند آنها، تمام شد، این ریشه های گندیده هم زیر خاک گندند، اگر یک وقت هم بخواهند بیرون بیایند قیچی شان می کنند تمام می شود.
انشاءالله خداوند شما را حفظ کند، موفق باشید. من دعاگوی همه هستم و شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویند که خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظف کرده که خدمت کنیم، خدمتگزاری مطرح است. ما همه با هم، همه مجتمعاً با هم دست به دست هم، از پاسدارهای عزیز تا اهل علم عزیز، تا اهل منبر عزیز، تا اهل کمیته ها، تا اهل همه، ما همه ملت با هم. یک مملکتی است مال همه، یک مملکتی مال همه است، همه موظفیم این مملکت را خودمان اداره بکنیم. حال دیگر مال خودمان، منافع مملکت ما را دیگر امریکا نمی تواند ببرد، منافع مال خودتان است، مملکت هم مال خودتان، خودمان باید زحمت بکشیم و کشت بکنیم و منافعش مال خود ملت ما باشد. انشاءالله خداوند تأییدتان کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان اصفهان

تاریخ: 1358/08/14

 

محکوم کردن اقدامات اسلامی - انقلابی با استفاده از انگ ارتجاع

بسم الله الرحمن الرحیم
چاره نیست که ما تحمل کنیم برچسب ارتجاع را. ما ارتجاعی هستیم که دست خائنان را از مملکت قطع کردیم و ما ارتجاعیون آزادی را به مملکت برگرداندیم و ما ارتجاعیون استقلال را به مملکت خودمان برگرداندیم و ما ارتجاعیون دزدها را که بر ذخائر ما سلطه داشتند، از مملکت خودمان خارج کردیم و ما ارتجاعیون آزادی به همه قشرها دادیم و بعد از اینکه توطئه معلوم شد، از بعضی دادگاه ها به واسطه توطئه ای که شده بود، نگذاشتند توطئه را انجام بدهند. ما باید تحمل کنیم این مسائل را و باید هم از همین هایی که در ایران هستند و به اسم روشنفکر یا به اسم نویسنده و امثال ذلک هستند و خرابکار هستند، این برچسب ها را قبول کنیم.
 

شرایط مالکیت مشروع و چگونگی مصادره اموال طبق موازین شرعی

مسائل اسلام مسائلی نیست که الان بشود در یک مجلسی یا چند مجلس مسائل اقتصادیش را، مسائل اجتماعی اش را، مسائل سیاسی اش را طرح کرد. مسأله مالکیت به یک معنا، مالکیت هم مشروع، هم مشروط، محترم است، لکن معنا این نیست که هر کس هر کاری می خواهد بکند و مالکیت از هر جا می خواهد پیدا بشود. مشروع بودن معنایش این است که روی موازین شرعی باشد، ربا در کار نباشد، مال مردم استثمار بی جهت نباشد. اگر به من نسبت دادند که حد و مرزی ندارد، اگر مقصودشان این است که حد و مرزی ندارد یعنی نه قیدی دارد و نه حدی دارد، این غلط نسبت دادند. من نمی دانم این کسی که گفتید نسبت داده است، چه کسی است و چرا نسبت داده است؟ مالکیت در صورتی که مشروع باشد، روی موازین باشد، محترم است، چه ما مرتجع باشیم، چه نباشیم، و مالکیت غیر مشروع محترم نیست. اینهائی که اندوخته کردند و هیچ حسابی نداشتند و هیچ موازینی نداشتند، مال های مردم را اینها اندوخته کردند، مال های مردم مصادره باید بشود لکن این معنا باید معلوم بشود که مصادره اموال روی موازین اداری، روی موازین قانونی باید باشد، اگر بنا باشد که هر کس برسد، بریزد و مصادره کند، این هرج و مرج است، هرج و مرج نباید - در یک مملکتی، حالا که شما انقلاب کردید پس باید هرج و مرج هم باشد؟ - هرج و مرج نباید باشد، باید روی موازین باشد. دادگاه های

صحیفه نور جلد 10 صفحه 136

انقلاب هستند، وقتی که مراجعه کنید به آنها، که این سرمایه ها که اینها پیدا کردند، آنها کردند، از غیرمشروع بوده، آن رسیدگی می کند، اگر چنانچه غیر مشروع بوده مصادره می کنند اما به مجرد اینکه فرض کنید که کسی بگوید که مال زاغه نشین هاست، ما هم حالا می گوییم که مملکت اولی هست به زاغه نشین ها تا دیگران، اما معنایش این نیست که الان زاغه نشینان بریزند و مردم را از خانه شان بیرون کنند یا بگیرند جاها را معنایش این است که روی موازین باید عمل بشود به طوری که زاغه نشین ها هم - عرض بکنم که - خانه نشین بشوند و مرفه باشند. در هر صورت ملاحظه این معنا باید بشود که الان از هر جوی استفاده می کنند این اشخاصی که دشمن با شما هستند، از هر تربیتی، از هر جوی استفاده و استفاده ها می کنند. یکی اش همین است که بریزند مردم را به هم، آنها بریزند بگیرند و آنها بریزند اخراج کنند و این خودش یک اغتشاشی می شود. موازین باید داشته باشد، اسلام اینطور نیست که هرج و مرج را بگوید که نه، هرج و مرج جایز است، اسلام حدود دارد و باید روی حدودش عمل بشود. اگر اشخاصی باشند که مال مردم را بردند، هر کس نمی تواند برود مال را از او بگیرد که این مال مردم است، باید روی موازین باشد، روی موازین قانونی باشد. یا فرض کنید مالی یا زمینی یا آپارتمانی یا هتلی مال مردم باشد و یک کسی از مال مردم درست کرده باشد، این هم باید روی موازین قانونی باشد و به طور هرج و مرج نباشد. مسأله مصادره، یک مسأله است، مسأله هرج و مرج، یک مسأله دیگر.
آقایان باید توجه داشته باشند که به مجرد اینکه یک چیزی به گوششان خورد و مطلب را هم درست نفهمیدند چیست، بریزند و بشکنند - و عرض بکنم - که مصادره کنند و بعد هم اعلام کنند که ما با قوه قهریه مقابله خواهیم کرد؟! خوب این معنایش هرج و مرج است، همانی است که می خواهند یک عده ای که این مملکت اینطوری بشود، به هرج و مرج کشیده بشود، آرامش نباشد تا نتوانند مسائل را حل بکنند.
 

نصیحت به اقشار ملت در حفظ حدود و ثغور اسلام و جلوگیری از هرج و مرج

شماها کوشش کنید که مسائل را روی موازین عمل بکنید، شما کوشش کنید که آرامش محفوظ باشد و روی موازین پیش برود. وقتی که آرامش شد و روی موازین پیش رفت، ظلم به کسی نخواهد شد و اما اگر بنا باشد که روی موازین نباشد، این بالاخره وقتی دست یک دسته اشخاص جوان افتاد که آدم های خوبی هستند، بین آنها هم یک دسته اشخاص مفسد افتادند، این کم کم می رسد به هرج و مرج و کم کم به زد و خورد و کم کم به کشت و کشتار و یک شهری را، یک مملکتی را ناآرام می کند وقتی ناآرام کرد دیگر نمی شود کارهای اصلاًحی را کرد. شما همیشه باید توجه به این بکنید کارها اصلاًحی باشد، نه کارها روی موازین فساد باشد. کار اصلاًحی هم باید روی آرامش باشد، نه اینکه هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند و بگوید که ما انقلابی هستیم، حالا که انقلابی هستیم دیگر نه دادگستری و نه قوانین شرع و نه هیچ چیز دیگر در کار نیست، ما خودمان هر کاری دلمان می خواهد بکنیم. نخیر مسأله اینطور نیست، در هیچ حکومتی، در حکومت علی بن ابی طالب هم اینجور نبوده که

صحیفه نور جلد 10 صفحه 137

هرج و مرج باشد، هر کس هر کاری دلش بخواهد بکند. اگر یک کار خلاف می کرد، حضرت امیر می آورد و حدش می زد. اینطور است مسأله.
شما خیال نکنید که حالائی که انقلاب شده پس ما هر کاری دلمان می خواهد بکنیم. ضد انقلابی ها جزء شماها می شوند، شما هم نمی شناسید آنها را، تحریک هم می کنند، می ریزید می شکنید و یک مملکت را اینطوری نمایش می دهید که اینجا هرج و مرج است، یک مملکت هرج و مرجی است، هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند، هر کس هم هر خانه ای را می خواهد بگیرد و هر هتلی را هم می خواهد بگیرد. اینها صحیح نیست، اینها را من نصیحت می کنم به شما که متوجه باشید که کاری نکنید که دنیا به ما بگویند یک دسته وحشی جمع شدند در شهرها و در ایران و هر کاری هر کسی دلش می خواهد می کند، نه موازین قانونی هست، نه موازین شرعی هست، نه رجوع به دادگاه ها هست، نه رسیدگی هست و هر کس، هر کی را تشخیص داد به اینکه فرض کنید که ناباب است، بدون اینکه مراجعه به مواردش بکند، خودش برود عمل بکند. یک همچو چیزی حکومت جنگل است. کاری نکنید که ایران را متهم کنند به اینکه حکومت جنگل دارند، حکومت وحشیگری دارند. باید شما الان همه جهات را حفظ کنید و بیشتر آداب اسلامی را باید حفظ بکنید. آداب اسلامی این است که هر کسی موظف بداند خودش را به اینکه حفظ حدود و ثغور را بکند، نه اینکه هرکس هر کاری، هر کمیته ای دلش می خواهد هر کاری بکند، از او بپرسند چرا، می گوید انقلاب است. هر پاسداری هر کاری دلش می خواهد بکند از او بپرسند، می گوید این انقلاب است. هر جوانی هر کاری می خواهد بکند، بگوید انقلاب است، معنایش این است که اصلاً انقلاب آن هم انقلاب اسلامی هرج و مرج است، انقلاب اسلامی حکومت جنگل است. این غلط است باید موازین داشته باشد، روی موازینش، همانطوری که دیدید مال بسیاری از این اشخاصی که ثابت شده است که اینها اموال شان، اموال غیر مشروع بوده است، مصادره شده است و به بیت المال برگشته است، آنجا هم همین طور است. اگر چنانچه شما اطلاعاتی دارید به اینکه این آدم مال مردم را مصادره کرده، باید بروید بگوئید و چیز بکنید تا ثابت بشود که روی موازین نبوده و اینها البته یک مسأله دیگر هم هست و آن این است که حساب آنها کشیده خواهد شد ولی با یک صبر، با یک حوصله حساب این سرمایه دارهایی که بزرگند و معلوم است که این سرمایه دارها روی مشروعیت به این زیادی نمی شود، اینها را حسابشان را می کشند و آن مقداری را که غیر مشروع است، ازشان مصادره می کنند. اما نه معنایش این است که شما بگوئید که حالائی که بنا شد چه باشد پس تا یک هتلی ما دیدیم از یک کسی است، بریزیم و بگیریم، دیگر هیچ موازین نداشته باشد. باید موازین داشته باشد نه اینکه هر کسی هر کاری دلش می خواهد بکند و هر کس هر طوری عمل بکند و اسمش هم این است که انقلاب است. انقلاب اسلامی معنایش این است که متحول شده است یک مملکت طاغوتی که هر کس می خواست ظلم بکند، می کرد به اتکال سرنیزه، مبدل شده است به یک مملکت اسلامی که روی موازین اسلامی عمل می شود. موازین اسلامی این است که اگر فرض کنید که یک کسی جرمی کرده است، خودش نمی تواند برود آن جرم را عوض کند،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 138

باید برود به محکمه، محکمه عرض حال بدهد اثبات بکند، وقتی که ثابت شد، کار را بکند. یا فرض کنید که یک مالی را غیر مشروع می داند از کسی یا طلبی از کسی دارد، مال غیر مشروعی دست کسی هست، باید برود به محکمه عرض بکند به اینکه مسأله اینطوری است که این آدم اموالش چطور است، آنها تحقیق بکنند، محاکم هم تحقیق بکنند، اگر چنانچه اموال چی هست مصادره بکنند.
این یک عرضی است که می کنم که اگر شما بخواهید مملکت تان استقلال داشته باشد، آزادی در آن باشد، مملکت، یک مملکت اسلامی باشد، اول چیزی که بر همه ما لازم است این است که از هرج و مرج جلوگیری بکنیم. نباید هر کس صبح از خواب بلند شد، هر کاری دلش بخواهد بکند. این معنایش این است که اصلاً حد و مرزی برای هیچ چیز نیست و این غلط است و باید از آن جلوگیری بشود و خود جوان ها و خود اشخاص که متعهد به اسلام هستند، اینها باید جلوگیری بکنند از این معانی و شما بدانید که اشخاصی که با اسم اسلام توی شما وارد می شوند، با اسم تعهد به انقلاب توی شما وارد می شوند و آنها می خواهند نگذارند این انقلاب به ثمر برسد، یک کارهایی را انجام می دهند، یک درگیری ها را درست می کنند، یک تظاهرات درست می کنند - عرض می کنم - مدارس را به هم می زنند، همه جهات را به هم می زنند برای اینکه مقصد خودشان که عبارت از آن است که ارجاع بشود باز همان مسائل اول، آن عمل بشود. شماها با یک هوشیاری، با توجه باید این کار را بکنید.
 

دخل و تصرف در حدود مالکیت ها از اختیارات ولی فقیه است

اسلام با مستمندان بیشتر آشنایی دارد تا با آن اشخاصی که چه هستند. این اشخاص هم اموالشان همانطوری که گفتید این اموال بسیار مجتمع اینها از راه مشروع نیست، اسلام اینطور اموال را به رسمیت نمی شناسد و در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودی است و زائد بر این معنا ما اگر فرض بکنیم که یک کسی اموالی هم دارد، خوب اموالش هم مشروع است، لکن اموال طوری است که حاکم شرع، فقیه، ولی امر تشخیص داد که این به اینقدر که هست نباید اینقدر باشد، برای مصالح مسلمین می تواند غصب کند و تصرف کند و یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الاسف این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه، یکی اش هم تحدید این امور است. مالکیت را در عین حال که شارع مقدس محترم شمرده است، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود.
انشاءالله خداوند همه شما را محترم و معظم کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین امور تربیتی نواحی نوزده گانه و دانش آموزان مدارس تهران

تاریخ: 1358/08/13

 

قیام ملت ایران جهت مطالبه حق و آزادی و استقلال بود

بسم الله الرحمن الرحیم
شما برادرها و خواهرها چه فکر می کنید راجع به امور انقلاب و چه تزریقاتی به شما می کنند راجع به این نهضت؟ من باید به شما عرض بکنم که نهضت ما با پیروزی آمده است و با پیروزی جلو می رود و هیچ نگران این معنا نباشید برای اینکه یک ملتی وقتی که یک مطلبی را خواست آن هم مطلبی که حق است، حق ملت هاست، یک ملتی که تمام قشرهایش نهضت کرد و بپا خاست و این قیام هم قیامی بود که حق خودش را مطالبه کرد، آزادی را مطالبه می کرد، استقلال را مطالبه می کرد و چون مسلم است جمهوری اسلامی را، یک همچو ملت بپاخاسته برای مطالبه حق خودش، همین اسباب این شد که نتوانستند. این ابر قدرت ها سال های دراز این حق را از این ملت سلب کرده بودند و آزادی به هیچ وجه نبود، استقلال نبود، رژیم، رژیم غیر قانونی سلطنتی بود، نتوانستند که حفظ کنند آن رژیم را و نتوانستند آن اختناقی که سابق بود و سابقه داشت در این مملکت، باز نگهش دارند و نتوانستند وابستگی ما را به غیر حفظ کنند.
 

توطئه دشمنان جهت مأیوس نمودن ملت از انقلاب اسلامی

ما الان مستقلیم، مملکت مال خود شماست، نه شرق، نه غرب، نه قدرت های بزرگ، هیچ کدام تصرف در اینجا ندارند و توانند داشته باشند. با همان قدرتی که شما بیرونشان کردید، با همان قدرت حفظ می کنید استقلال خودتان را، حفظ می کنید این آزادی خودتان را، حفظ می کنید رژیم حاضر که جمهوری اسلامی است. هیچ نگرانی نداشته باشید، من به شما اطمینان می دهم که با این روحیه ای که در ملت ما پیدا شده است و با این قیام مردانه ای که ملت ما کرد، شکست داد قدرت های بزرگ جهانی را، قضیه، قضیه محمد رضا تنها نبود، قضیه، قضیه آمریکا بود، شوروی بود، انگلستان بود، قضیه اینها هم نبود، قضیه همه ممالک، دولت هائی که یک روابطی با اینجا داشتند، همه دولت ها مخالفت می کردند، منتها بعضی ها به صراحت مخالفت می کردند و بعضی ها به کنایه. در عین حال که شما یک طرف بودید همه قدرت ها یک طرف و نباید به حسب حساب هائی که این حسابگرها کنند، نباید ما پیروز بشویم، نباید این سد را ما بشکنیم برای اینکه ما چه دستمان بود، حالا چهار تا

صحیفه نور جلد 10 صفحه 131

تفنگ شما می بینید دستتان است اینها از غنائم جنگی است، شما قبل از این دستتان چیزی نبود، آنها تا دندان مسلح بودند، همه چیز داشتند و شما با دست خالی لکن با قلب پر از ایمان، قلب های نورانی پر از ایمان و فریادهای الله اکبر، در مقابل فریاد الله اکبر نمی تواند کسی بایستد. یک ملت سرتاسر، یک بچه اینقدری که تازه زبان باز کرده، با سایر مردم هم صدا الله اکبر و مرگ بر شاه، این سیل خروشان خراب کرد همه سدهائی که در مقابل شما بسته بودند و الان شما پیروز هستید منتها آنها حالا به دست و پا افتادند که ناراضی درست کنند در صورتی که شما از این پیروزی خودتان راضی هستید، شما همان ها را که می خواستید دستتان آمد. این فریادها چه بود؟! این بود، (آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی) ، الان دست شماست. چطور این خانه خراب ها می گویند چیزی گیر ما نیامده، اینهائی که خواهند شما را باز مأیوس کنند، سست کنند، اینها می گویند چیزی نشده است. مگر ملت چه می خواست که بشود. شما هیچ وقت صدا، فریاد کردید که نان می خواهیم؟! فریاد کردید منزل می خواهیم کی همچو فریادی؟ همه تان با هم جمع شدید، زن و مرد، بچه و بزرگ فریاد کردید آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی. همانی که ملت ما خواست دستش آمد، چطور اینها می گویند که جمهوری اسلامی، انقلاب شد چیزی دست ما نیامد. مگر انقلاب برای چه شده بود. انقلاب برای این سه تا مقصد، سه تا مطلب بود که اساس مطلب است. آقا شما آزادی را کم چیزی فرض می کنید. از بالاترین نعمت هائی که در عالم هست آزادی انسان است. انسان حاضر است همه چیزش را فدای آزادی خودش بکند. این حبس سی و پنج میلیونی شکست و شما آزاد شدید. انقلاب شما کاری ازش نیامد؟ اینها اینطور تحقیر می کنند ملت ما را، این نویسنده های ما اینطور تحقیر می کنند ملت را که ملت انقلاب کرد چیزی گیرش نیامد.
 

خائنین تلاش می کنند برای اینکه مردم را بازی بدهند

ملت هر چه خواست گیرش آمد. ملت گندم نمی خواست، آن هم گیرش می آید، اما هیچ کس فریاد کرد در این فریادها - که ما فریاد کنند - که ما گندم می خواهیم؟ فریاد کرد که ما خانه می خواهیم؟ ما اجاره خانه می خواهیم؟ ما منفعت می خواهیم؟ اینها اصلاً مطرح نبود پیش ملت ما، ملت ما هر چیزی که خواست به تمام عیار گیرش آمده، البته رژیم جمهوری اسلامی آمده است، لکن خوب، باید محتوایش هم به تدریج گیر بیاید. هیچ از این صحبت هائی که این گوینده ها می کنند، از این مقالاتی که این نویسنده ها می نویسند و از این شب نامه هائی که این چپی ها منتشر می کنند هر روز منتشر امروز شاید هفت، هشت تایش پیش من آمد، این خانه خراب ها می گویند که حالا بدتر از زمان محمدرضا شد، برای اینکه الان زندانی سیاسی بیشتر از آن وقت ها، سرتاته بگردید اگر یک زندانی سیاسی آدم پیدا کردید که توی حبس باشد، بله، زندانی سیاسی به آن معنا که می خواهد این مملکت را به عقب براند، هست در حبس هاشان از همان رژیم سابق، از همان رژیم سابق باز هم هست، اما آنی که آن وقت بود، با اینی که حالاست مقایسه بکنید، آنی که آن وقت بود، بهترین فرزندهای اسلام و بهترین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 132

فرزندهای ایران زیر شکنجه بودند و زیر ظلم بودند و در حبس بودند و حالا بدترین خیانتکارها آنجا هستند. اینها فکر نمی کنند، می دانند اما برای اینکه مردم را بازی بدهند، جوان های ما را بازی بدهند این را نویسند که حالا هم با آن وقت فرقی نکرده، آن وقت زندانی سیاسی داشتیم حالا هم زندانیان سیاسی. اولاً دروغ می گویند که این سرتاسر مملکت پر زندانی، خوب، حالا که می گوئیم که صحیح، اما کی ها آن وقت زندان بودند، کی ها حالا زندان هستند، آن وقت امثال طالقانی و امثال اینها زندان بودند، حالا امثال نصیری زندان است. حالا فرقی نکرده با آن وقت؟! حالائی که تمام آزادگان از زیر بند ستم بیرون آمدند و آزادند الان، الان همه مان با هم آزادانه نشستیم صحبت می کنیم که پیشتر امکان نداشت بر ایمان، اینها آزاد، خائن ها در حبس، آن وقت خادم ها به ملت، خادم های به انسانیت، به اسلام در زندان بودند، خائن ها بیرون بودند اشتلم می کردند، حالا خادم های ملت، دوست های ملت، خدمتگزارهای به ملت بیرون هستند، خیانتکارها، آن هم یک مشتشان، خیانتکارها بیش از اینهاست بسیارشان فرار کردند، بسیاریشان هم این زیرها گم شدند و بسیاریشان هم خودشان را جا زدند که اینها باید به تدریج درست بشود. پس فرقی مابین آنوقت و حالا نیست؟! در نظر توی بی اطلاع از همه چی یا بااطلاع و خائن فرق نیست. تو فرقی مابین طالقانی و نصیری چون نمی گذاری، از این جهت نصیری در حبس باشد یا طالقانی، پیشت فرق نمی کند بلکه بعکس است، تو می خواهی او آزاد باشد و او در حبس باشد. حالا که امثال اینها بیرون آمدند و دارند - و دارند - خدمت می کنند و امثال آن خیانتکارها یا فرار کردند یا چیز کردند، این فرق کرده است. البته جنابعالی و امثال شما و امثال شب نامه نویس ها و امثال آنهائی که می خواهند باز رژیم سابق را یا امثال او را به میدان بیاورند، به این معنا می گوئید فرقی نکرده شما، البته پیش شما هم باز فرق کرده، شما متأسفید از اینکه این جمعیت خدمتگزار بیرون بیایند و آن جمعیت در حبس باشند، برای این حبسی حالا دارد فریاد می زند که ای حبسی های ما چه، ای حبسی های ما چه. این حبسی هائی که الان هستند، این آقای نویسنده ای که به یک گروهی هستند، نمی دانم چه گروهی، زهر ماری هستند، این اظهار تأسف می کند بر اینهائی که حالا در زندان هستند مثل اظهار تأسف امریکا بر قتل نصیری و هویدا و امثال اینها. البته همه از این سنخ هستند همه چون باهمند، برادرها! با هم باشید، جوان ها خواهرها! عزیزان من! همه تان با هم باشید. این حرف هائی که اینها می زنند درست تأمل کنید در آن که اساس چه است که می گویند چیزی نشده است، می گویند آنجا هم حالا حبسی هست، این اساس مطلب درد اینها ببینید چه است، نمی فهمند اینها که آنی که ملت می خواهد، شد. نشد یعنی چه؟ یعنی حالا باز رژیم سلطنتی است؟ حالا باز امریکا در اینجا حکومت می کند؟ حالا باز مستشارهای آمریکا در اینجا حکومت می کنند؟ حالا باز ما در توی حبس و تبعید - عرض می کنم - اینها هستیم؟ حالا مملکت ما مال خودمان نیست، دیگران می برند؟ حالا باز آن ظالم هائی که آنقدر ستم به ما می کردند باز مشغول همان کارها هستند؟ اینها نیست در کار، همه چیز تحقق پیدا کرد یعنی آنی که ملت می خواست، ما خواست ملت را از فریادش باید بفهمیم، خواست ملت، یعنی همه ملت خواستشان این بود که داد می زدند، خواستشان این بود که - می توانستند -

صحیفه نور جلد 10 صفحه 133

می گفتند، فریاد می زدند روز و شب در پشت بام ها و در توی خیابان ها به فریاد می نشستند و فریاد می کردند، سر تا ته فریادشان هر چه بپرسید جز این سه تا کلمه نبود، ما در هیچ یک از این فریادها نشنیدیم که خانه ما مثلاً خانه خوبی نیست، حتی این زاغه نشین ها به فکر این نبودند که توی زاغه نشستند، تمام نظر، تمام خواست، این سه تا مطلب بود و این سه تا مطلب تمامش حاصل است.
 

لزوم تحول فرهنگی در همه شؤون کشور برای نیل به پیروزی نهائی

چطور جمهوری، انقلاب واقع شد و هیچ چیز نشد؟ انقلاب برای آن که واقع شد، شد، انقلاب برای چیزهای دیگر نبود، برای این بود. بله، جمهوری اسلامی شده است اما محتوایش الان محتاج به یک زمانی است که اسلامی بشود. شما توقع دارید که دو هزار و پانصد سال تعلیمات غلط، حالا ما از آن دو هزار و پانصد سال و اینها را گذاشتیم، پنجاه سال در مرئی و منظر ما بود، شما توقع دارید که یک جمعیتی که پنجاه سال جوان هایش با این تبلیغات بزرگ شدند، بچه ها از سن کوچکی که چشمشان را باز کردند تا وقتی که به دانشگاه رفتند، تا وقتی که به بازار رفتند، تا وقتی که به کارگری رفتند، به دهقانی رفتند، هی در گوششان خواندند که تمدن بزرگ و آریامهر کذا، و یک رژیمی که تمام اداراتش اداراتی بود که برخلاف مصالح کشور بود، از همه اش، حتی هر جایش بگردید، مصالح کشور مطرح نبود، مصالح خود آنها یا مثلاً فرض کنید که ارباب ها. اگر دانش به ما می خواستند به جوان های ما دانش بیاموزند، یک دانش استعماری می آوردند، اگر تعلیم و تربیت بود، تعلیم و تربیتی بود که به نفع آنها باشد، تعلیم و تربیتی که به نفع خود کشور باشد، در کار نبود. شماها توقع دارید که اینها که پنجاه سال در این اداره کار خلاف کردند، فوراً متبدل بشود یک شیطان به یک ملائکه؟ امکان ندارد، تدریج لازم دارد، بخواهند اینها را، ادارات را خالی کنند از این جمعیتی که اینقدر تربیت شدند، خوب، اداره نمی شود، این باید به تدریج هی فرد خوب پیدا بشود جای این بگذارند، فرد بد را بگذارند کنار باید بشود، هیچ چاره ندارند. اگر مملکت بخواهد یک مملکت مستقل برای خودتان باشد، باید این تحولات حاصل بشود، یک فرهنگ استعماری برگردد به یک فرهنگ استقلال، مستقل. همه چیز باید عوض بشود، مغزهای استعماری برگردد به یک مغزهای مستقل، تا این نشود، ما نمی توانیم به آن پیروزی نهائی برسیم. به این پیروزی رسیدیم که این پیروزی یعنی آنی که ملت خواست اولش بود و از دلش فریاد می کرد، به او رسید، خدا به او داد، لکن خوب، تتمه دارد. حالا خواست های ثانی هست، خواست های ثانی این است که همه ادارات ما اسلامی باشد - بشود - بازار ما یک بازار اسلامی باشد، در کشاورزی که می رویم، ببینیم که اسلامی است، در ادارات می رویم در کارخانه ها می رویم، هر جا برویم ببینیم که قدم اسلام در آنجاست. خواست دوم هر مسلمانی است - و تو نگوید، اگر صحبتش نکند او خواست است، - هر مسلمانی می خواهد که اسلام که یک مذهب مترقی است و ابعادش تمام اینجاها را می گیرد به همان تربیت و تعلیم اسلامی که با آن تربیت و تعلیم انسانی یک جوان هائی رشد بکنند، یک ملتی رشد بکند و به آن تربیت تمام چیزهایش درست می شود، دیگر از

صحیفه نور جلد 10 صفحه 134

استعمار بوئی پیدا نخواهد شد، از استعمار بوئی نخواهد شد، از استعمار بوئی نخواهد بود، از این اشتباهاتی که می شود و از این غلط اندازی هائی که می شود و از این کاغذ بازی هائی که می شود و از این رفتن توی عدلیه، در این گیر و بندی های عدلیه، از اینها هیچ اسمی نخواهد بود. این خواست ماست، خواست ملت است لکن خواست دومی است که اولش حاصل شد، آنی که ایستاد و گفت می خواهم، او شد. بیخود این را می گویند که انقلاب شد و چیزی نشد، می دانند هم، بعضی از اینها شیاطینند می دانند، لکن می خواهند اینطوری بگویند برای اینکه شماها را، مردم را سست کنند. جوان های ما باید متوجه این معنا باشند که این شیاطین را بشناسند و این وسوسه ها، وسوسه های خناس است، اینها را بشناسند و به خدا پناه ببرند از وسواس خناس که در رأسشان آمریکاست و اذناب او تا برسد به آنهائی که در بین قشرهای ما هم از اذنابشان موجود است.
خداوند همه شما را انشاء الله حفظ کند، موفق باشید، مؤید باشید و همه با هم باشید و من هم به خدمتگزاری قبول کنید که من خدمتگزار هستم و تا آخر خدمتگزارم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان بیمه مرکزی ایران

تاریخ: 1358/08/14

 

اینها می خواهند شایعه درست کنند و روحیه شما را تضعیف کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطان ها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما. در این انقلاب شیطان بزرگ که آمریکاست شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می کند و چه بچه شیطان هائی که در ایران هستند و چه شیطان هائی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.
شما می دانید که ایران در مدت حکومت این دو خبیث که حکومتشان هم برخلاف قانون بود، یک برهه ای از زمان گرفتار انگلستان بود و بعد هم گرفتار آمریکا یعنی عمده اش آمریکا. رضاخان را انگلیس ها آوردند و مامورش کردند برای ما و محمدرضا را متفقین که آمدند ایران (به حسب گفته خودش) صلاح دیدند که محمدرضا باشد. البته آنها صلاح ملت را که نمی دیدند صلاح خودشان را می دیدند. در طول این مدت هم گرفتاری های همه جانبه ملت ما را، چه زن ها و چه مردها همه می دانید، شاید بسیاریش را یادتان نباشد که من یادم است که اینها در زمان رضاخان به اسم اتحاد شکل، به اسم کشف حجاب چه کارها کردند، چه پرده ها دریدند از این مملکت، چه زورگوئی ها کردند و چه بچه ها سقط شد در اثر حمله هایی که اینها می کردند به زن ها که چادر را از سرشان بکشند. آن زمان گذشت با تلخی و همان متفقینی که این را آورده بودند یعنی انگلیس ها که آورده بودند، همان ها او را از اینجا بردند و اعلام هم کردند. رادیوی دهلی آنوقت دست اینها بود، اعلام کردند که ما این را آوردیم و بعد که خیانت کرد، بردیم. و بعد هم جواهراتی که جمع کرد و چمدان ها را بست و برد و در کشتی گذاشت که همراهش ببرد، بین راه آنطوری که یکی از همراهانش نقل کرده بودند، بین راه یک کشتی مخصوص حمل دواب آوردند متصل کردند به آن کشتی رضاخان را آنجایی که جایش باید باشد، آنجا بردند و او گفته بود که چمدان ها، گفتند چمدان ها بعد می آید. او را بردند به آن جزیره و چمدان ها را هم آنها بردند و خوردند. بعد نوبت غارتگری به این دومی رسید که آن را اکثرا یادتان است، یعنی اواخرش را که همه یادتان است، از اولش هم بسیاریتان یادتان است که اینها چه کردند و چه جنایاتی در این مملکت کردند با چه اسماء فریبنده. مع الاسف از این تبلیغات همه جانبه ای که اینها کردند بعضی از افراد باورشان آمده است و بعضی ها هم که شریک جرمند با آنها و حالا هم مشغول فعالیت هستند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 140


اینها همان شیاطینی هستند که حالا به فریاد آمریکا مشغول انجام عمل هستند، مشغول شیطنت هستند و باید ملت ما با هوشیاری، با بیداری این توطئه ها را خنثی کند. و مهم توطئه ها این دروغ پراکنی هائی که، شایعه سازی هائی است که الان متعارف است، شایعه های زیاد برای تضعیف روحیه ملت، فرض کنید که چند تا دزد در یک جایی چند نفر را می کشند، یکوقت می بینیم که خبر می رسد که صد نفر را کجا کشتند، 25 نفر را سر بریدند، در خبر دومش چهارصد نفر آنها را کشتند و حال آنکه اینها نبوده است. اینها می خواهند شایعه درست کنند برای تضعیف. (تمام پاسگاه ها از بین رفت، تمام چه شد) همه اش برای این است که یک شیطنتی بکنند و تضعیف کنند روحیه شما را، روحیه ما را. از جمله حرف هایی که هی زده می شود و هی پراکنده می شود از اطراف که (یک انقلابی شده است اما چیزی نشده است فقط یک انقلابی شده است و از فرم شاهنشاهی به فرم آخوندی برگشته است اصلاً چیزی نشد.)
 

جوان های ما باید با تمام قدرت این توطئه ها را از بین ببرند

این یک مطلبی است که من دیروز هم باز گفته ام، حالا هم عرض می کنم که آنکه ملت می خواسته همه آن شده است. چه ملت می خواست؟ ملت آن فریاد که می کرد چه می گفت؟ نمی گفت که آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی؟ کدام یکیش نشده است؟ الان آزادی هست، به طوری که من و شما می توانیم اینجا بنشینیم صحبت کنیم، پنج سال پیش از این می توانستیم؟ استقلال هست. الان این بساطی که آمریکا درآورده است و این هیاهویی که این شیطان بزرگ فریاد می زند و شیاطین را دور خودش جمع می کند این، برای این است که دستش کوتاه شده است، دستش از ذخایر ما، از منافعی که در اینجا داشت کوتاه شده است و ترس این را دارد که دیگر تا آخر این کوتاهی باشد، از این جهت توطئه می کند و آن مرکزی هم که جوان های ما رفتند گرفتند آنطور که اطلاع دادند مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند و جوان های ما بنشینند و تماشا کنند؟! باز ریشه های فاسد به فعالیت افتاده بودند که ما هم یک دخالتی بکنیم و جوان ها را بگوئیم که شما بیرون بیائید از - چیز - آنجائی که رفتند. جوان ها یک کاری کردند برای اینکه دیدند، خوب ناراحت کردند این جوان ها را، یک شاهی که در طول 50 سال این مملکت را به غارت کشیده است و به چپاول برده است و داده است و داده خوردند و خودش خورده است و بالاتر از این آنقدر قتل نفس کرده است، کشتار عمومی کرده است، پانزده خرداد آنطوری که معلوم شد، پانزده هزار نفر کشته شده است در روز پانزده خرداد و از آنوقت تا حالا شاید صد هزار نفر ما مقتول داشته ایم و چند صد هزار نفر ما معلول داشته ایم که ما هر روز مواجه با این معلول ها هستیم. الان به من گفتند که معلولینی که در اینجا هستند معلولین یک دسته ای از اینهاست، بسیاری از اینها همان معلولین زمان این انقلاب است و به دست آنها شده. گفتند که روز عید غدیر خم جلسه ای دارند شما هم بیائید، البته من هم می روم آنجا. توقع دارند که یک کسی که پنجاه سال به این ملت آنطور کرده است و حالا آمریکا با یک بهانه بیخود او را برده است نگه داشته است در پناه

صحیفه نور جلد 10 صفحه 141

خودش و برایش وسائل آرامش تهیه کرده است و به اسم مریض بودن یا به واقع مریض بودن (فرقی نمی کند) او را برده در آنجا و نگه داشته و جوان های ما که آنجا اظهار مخالفت می کنند، آنها را یا متفرق می کنند یا حبس می کنند، به همین دو، سه روز که در این مجسمه آزادی که یک دروغ شاخداری است در آمریکا آزادی، جوان های ما رفتند به آنجا متوسل شدند و یک پارچه بستند به آنجا که شاه را باید بدهید، پلیس رفته و آنها را متفرق کرده و چند نفر از آنها را گرفته است. توقع این هست که جانی دست اول ما را ببرند آنجا نگه دارند و حمایت از او بکنند و اینجا هم مرکز توطئه درست کنند و مرکز پخش چیزهایی که توطئه گری است درست بکنند - و تربیت - نمی دانم همه چیزهایی که می خواهند بکنند و ملت ما و جوان های ما و جوان های دانشگاهی ما و جوان های روحانی ما بنشینند تماشا کنند تا خون این صدهزار نفر تقریباً (یا کمتر یا بیشتر) هدر برود برای اینکه احترامی قائل بشوند به آقای کارتر و امثال اینها!! توطئه ها نباید باشد. البته اگر توطئه نبود، اگر این خرابکاری ها نبود، اگر آن کار فاسد نبود، همه مردم آزادند در اینجا موجود باشند، اما وقتی توطئه است در کار، وقتی که آنطور کارهای فاسد انجام می گیرد، ناراحت می کند جوان های ما را، جوان ها توقع دارند در این دنیا که مملکتشان که آنقدر برایش زحمت کشیدند، دستشان باشد. وقتی می بینند توطئه است که می خواهند که دوباره برگردد به حال سابق و دوباره همه چیزشان به باد برود، نمی توانند بنشینند. توقع نباید باشد که اینها بنشینند تماشا کنند و آنها چپاولگری هایشان را کردند حالا توطئه هاشان را بکنند و رشد پیدا بکند این توطئه و چه بشود جوان های ما باید با تمام توجه و با قدرت این توطئه ها را از بین ببرند.
 

با انقلابی بزرگتر از انقلاب اول ریشه غارتگران را قطع خواهیم کرد

امروز روزی نیست که ما بنشینیم و نگاه کنیم. امروز، حال از آنوقتی که محمدرضا بود یکقدری عمیق تر است، بدتر است. آنوقت معلوم بود که این خائن ایستاده در مقابل ملت، ملت هم می شناخت او را و مقابل ایستاده بود. امروز خیانت های زیرزمینی است، یک توطئه های زیر زمینی است که توطئه های زیر زمینی در همین سفارتخانه ها که هست، دارد درست می شود که مهمش و عمده اش مال شیطان بزرگ است که آمریکا باشد و نمی شود بنشینید و آنها توطئه شان را بکنند. یک وقت ما بفهمیم که از بین رفت یک مملکتی و با حرف های نامربوط دموکراسی و امثال ذلک ما را اغفال کنند که مملکت دموکراسی است و هر کسی حق دارد در اینجا بماند، هر کس حق دارد توطئه بکند. این حرف های نامربوط را باید کنار گذاشت و ملت ما همانطوری که تا حالا پیش آمده، از اینجا به بعد هم باید پیش برود و قطع کند دست اینها را و اگر چنانچه اینها آدم نشوند و شاه را که خزائن ما را در برده است و در بانک ها مقادیر بسیار زیادی که ما حالا شاید بعضی از آن را مطلع باشیم در بانک ها سپرده است و همه مال ملت است، تا این را برنگرداند و اگر این را برنگردانند ما طوری دیگری با آنها رفتار می کنیم، با انگلستان هم طوری دیگر رفتار می کنیم. اینها خیال نکنند که همین طور نشستیم گوش می کنیم که هر غلطی اینها می خواهند بکنند. نخیر، اینطور نیست. مسأله، مسأله - باز - انقلاب است.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 142

یک انقلاب زیادتر از انقلاب اول خواهد شد. باید سر جای خودشان بنشینند و این خائن را او برگرداند و آن خائن، بختیار خائن را هم او برگرداند. نه اینکه بختیار خائن را ببرند آنجا و بنشیند و توطئه کند و افراد دور خودش جمع کند و - عرض بکنم - روزنامه بنویسد و اطلاعات درست بکند و جوان های ما را دولت انگلستان توقیف کند و بگیرد برای خاطر اینکه تظاهر بر ضد شاه یا بر ضد بختیار کرده اند. اگر دست برندارند از اینها و این جانی ها را تحویل ندهند یا لااقل بیرون نکنند از مملکت خودشان، ما تکلیف دیگری داریم و عمل می کنیم به آن تکلیف.
 

تضعیف روحیه ملت با نشر مطالب خلاف واقع به منظور شکست نهضت اسلامی

باید به قدرت پیش برویم. اگر اظهار ضعف، اگر احساس این را بکنند که ما ضعیف شدیم - احساس بکنند - اگر این تضعیف هایی که این نویسنده های بی انصاف ما از این ملت می کنند، احساس بکنند اینها که این نوشته ها در ما تأثیر کرده است، این احساس را اگر بکنند، جری خواهند شد و حمله خواهند کرد، کارهای خودشان را بدتر خواهند کرد. احساس ضعف در خودتان نکنید، هر چه این نویسنده ها بنویسند که (چیزی نشده است و این مملکت به همان حال سابق هست) و همانطور در یک نوشته ای که من پریروز دیدم نوشته است که (در رژیم سابق سیاسیون در بند بودند، در حبس بودند، حالا هم سیاسیون در حبسند، هیچ فرقی نکرده در رژیم سابق آن اختناق و کذا بود، حالا هم همانطور است.) خوب این برای این است که روحیه را تضعیف کنند. حالا ما حساب می کنیم این را، در رژیم سابق عده ای محبوس بودند، عده ای گرفتار بودند، حالا هم عده ای محبوسند، این شک ندارد، اما چه کسانی هستند؟ در رژیم سابق جه کسانی حبس بودند و در رژیم حالا چه کسانی حبس هستند؟ چه گروهی در رژیم سابق اعدام می شدند؟ - در رژیم حالا هم اعدام - ما ببینیم در رژیم سابق کی اعدام می شد و در این رژیم کی اعدام می شود؟ این را دیگر حساب نمی کنند اینها. سربسته می گویند، که خیال می کنند جوان ها بازی می خورند از این حرف ها. در رژیم سابق آنهائی را که می کشتند، بهترین جوان های ما و متعهد و مسلم، برای اینکه می گفتند که خلاف نکنید، می گفتند که مملکت ما را به باد ندهید. علمای اسلام بودند. این آقای منتظری مدت ها در حبس بود، آن مرحوم آقای طالقانی مدت ها در حبس بود و امثال اینها زیاد. آنهایی که اعدام شدند چه اشخاصی اعدام شدند؟ مرحوم سعیدی اعدام شد و امثال اینها. از همین علمایی که در همه اطراف اینها گرفتند و در بعضی وقت ها در حبس، این آقای لاهوتی که الان در - چیز - پاسداران هست، ایشان مدت ها حبس بود و چه زجرهایی این مرد دیده است و چه اهانت هایی دیده است. در تبعید فضلای این حوزه، علمای این حوزه، دانشمندهای این حوزه در تبعید بودند، این طرف، آن طرف اینها را می بردند و تبعید می کردند. آنهایی که حبس بودند در آنوقت این صنف مردم بودند، آنها هم که اعدام شدند آنجور اشخاص بودند، آنها هم که تبعید شدند، آنجور اشخاص بودند. حالا بیائیم این طرف قضیه را ببینیم که فرقی ما بین حالا و آنوقت نیست. اعدام شده است هویدا، نصیری، اینها برای او دارند سینه می زنند. اینهایی که الان دارند

صحیفه نور جلد 10 صفحه 143


می نویسند که فرقی نکرده، اینها همین هایی است که در آمریکا صحبتش را می کنند که چرا؟ چرا؟ و آن بی انصاف های طرفدار حقوق بشر صدایش را درآوردند که چرا اعدام می شود. همان هائی که در آنوقتی که دارد می نویسد چرا در ایران اعدام می شود؟ در جاهای زیادی از قبیل همین آمریکای فاسد قتل عام دارد می شود، یک کلمه راجع به آن نمی گویند، اما این طرفش را که هویدا را اعدام کردند یا نصیری را اعدام کردند یا این اشخاص فاسد را، صدای هیاهوشان در آمده و اینها هم که در اینجا و از عمال آنها هستند می نویسند که فرقی نکرده است، حالا هم اعدام هست، آنوقت هم اعدام بود. حبسی ها چه کسانی هستند؟ آنوقت چه کسی بودند؟ شما حالا یک دانه حبسی پیدا می کنید که این یک آدم صحیح باشد و حبس باشد؟ یک آدمی پیدا می کنید یک آدم متدین، یک آدم ملی یک آدم باشد؟ آنوقت که حبس بودند، همه ملیون حبس بودند - و همه عرض بکنم که - امثال ذلک و حالا کی حبس هست؟ اینهایی که جنایت زیاد کردند و آنهمه جنایات را کردند اینها حبس هستند. آنوقت وضع حبس حالا را با این جنایتکاران ببینید، با وضع حبس آنوقت را با آن جنایتکاران. با آن مردم صحیح، وضع آنوقت آنطور بود، که باید از آنهایی که حبس بودند بشنوید چی شده است. اینها را تا آن حدودی که ما اطلاع داریم، که مهمش تهران است، اشخاصی که در آنجا هستند و مکررا ما هم سفارش کرده ایم، ابداً تعدی به کسی نمی کنند. از حبس ها، حبس هایی نیست که نارضایتی داشته باشند، حبس هستند، اما این بی انصاف ها می نویسند که در حبس بدتر می گذرد از آنوقتی که در آنجا در آن حبس ها، آن حبس ها پای یکی از علمای ما را اره کردند (اینطوری که نقل کرده اند) این حبس های حالا بدتر از آن حبس ها هست؟! اینها همه همان شیاطینی هستند که به فریاد کارتر، دور خودش جمع شده است برای اینکه از این، همانطور که آن شیطان بزرگ از قرآن و اسلام می ترسید، حالا اینها هم از این نهضت که یک نهضت اسلامی است می ترسند و دنبال همان شیطان بزرگ مشغول شیطنت هستند و تضعیف می کنند روحیه ملت ما را. باید ملت ما، جوان های برومند ما باید با کمال قدرت پیش بروند و از این توطئه ها اصلاً نترسند، اینها قابل آدم نیستند که انسان ازشان بترسد و این شلوغی ها هم که گاهی وقت ها همین شیاطین ایجاد می کنند و همین طرفدارهای این فاسدها ایجاد می کنند، اینها هم حلش اشکالی ندارد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع شهرداران سراسر کشور

تاریخ: 1358/08/14

 

لزوم توجه به قشر مستضعف و منطقه غیر مرفه

بسم الله الرحمن الرحیم
من میل دارم که عمل ما بیشتر از قولمان باشد یا موافق با قولمان. الان شهرها و روستاهای ایران و حتی شهر تهران گرفتار کمبودهائی بوده و هست و این به عهده شهرداری ماست که با کمک مردم اقدام کنند و شهرها و روستاهای اطراف را آباد کنند و آنچه که مهم است این است که آن قشر مستضعف بیشتر مورد نظر باشد، آن حاشیه های اطراف تهران، آن زاغه نشین ها و آن چادرنشین های اطراف تهران بیشتر مورد نظر باشند تا قسمت شمال شهر و در شهرهای دیگر، روستاهای دیگر توجه به این قشر مستضعف از توجه بر قشر مرفه بیشتر باشد.
مع الوصف در رژیم سابق این قشر اصلاً مورد عنایت نبود و اگر کاری می کردند برای همان قشر مرفه می کردند و لهذا در شمال تهران شهری است غیر از جنوب شهر است، اصلاً آنجا یک شهر دیگری است این هم یک شهری دیگری و این غیر مطابق بودن دو طبقه به این شدیدی، خدای نخواسته سبب می شود انفجاری حاصل بشود که کسی نتواند مهارش کند. شما شهرداری های محترم باید توجه کنید که امروز شهرها و دهات و روستاها همه مال خود ملت است و در تصرف دیگری نیست و حتی مال خود ملت شده. خود ملت و خود شهردارها که از ملت هستند باید در آباد کردن این مملکت کوشش کنند خصوصاً آن طرف هائی که خرابی داشته و به آنها نرسیده بودند. دهات و شهرهائی که دو طرف دارند یک طرف مرفه و یک طرف غیر مرفه شروع کنید وقتی به درجه مرفه رسید آنوقت یک کار اساسی شما کردید. من امیدوارم خداوند همه شما را تأیید کند و در راه خدمت به این کشور و خدمت به اسلام همه موفق باشید و همه ما موفق باشیم در این خدمت.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به هیأت حسن نیت مأمور در کردستان

تاریخ: 1358/08/15

 

فرمان امام خمینی به هیأت حسن نیت مأمور در کردستان

بسم الله الرحمن الرحیم
هیأت حسن نیت مأمور در کردستان - سنندج
جناب آقای مهندس مهدی بازرگان به جهاتی از مقام نخست وزیری استعفا نمودند و امور کشور محول شد به شورای انقلاب. هیات حسن نیت لازم است به کار خود ادامه دهد و با شورای انقلاب در تماس باشد. امید، رفاه حال برادران کرد به طور شایسته فراهم شود.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به ثقةالاسلام رکنی

تاریخ: 1358/08/14

 

فرمان امام خمینی به ثقةالاسلام رکنی

بسمه تعالی
جناب مستطاب سیدالاعلام و ثقه الاسلام آقای سید محمد جواد رکنی حسینی دامت افاضاته
نامه ای از اهالی محترم بندر لنگه واصل گردید که درخواست کرده بودند جنابعالی در محل، اقامه نماز جمعه نمایید و با توجه به وضع زمان، مقتضی است دعوت آقایان را پذیرفته و بدین وسیله جنابعالی به امامت نماز جمعه منصوب می شوید تا ضمن انجام این فریضه الهی مردم را به وظائف خطیری که بخصوص در این برهه از زمان دارند، آشنا سازید. امید است اهالی محترم نیز از این فرصت استفاده نموده و با اجتماع بیشتر و بهتر در انجام این فریضه بزرگ همکاری های لازمه را مبذول دارند.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به شورای انقلاب در رابطه با استعفای مهندس بازرگان

تاریخ: 1358/08/15

 

فرمان امام خمینی به شورای انقلاب در رابطه با استعفای مهندس بازرگان

بسم الله الرحمن الرحیم
شورای انقلاب جمهوری اسلامی
چون جناب آقای مهندس مهدی بازرگان با ذکر دلائلی برای معذور بودن از ادامه خدمت در تاریخ 14/8/58 از مقام نخست وزیری استعفا نمودند، ضمن قدردانی از زحمات و خدمات طاقت فرسای ایشان در دوره انتقال و با اعتماد به دیانت و امانت و حسن نیت مشارالیه استعفا را قبول نمودم. شورای انقلاب را مأمور نمودم برای رسیدگی و اداره امور کشور در حال انتقال، و نیز شورا در اجرای این امور بدون مجال مأموریت دارد:
1 - تهیه مقدمات همه پرسی قانون اساسی
2 - تهیه مقدمات انتخابات مجلس شورای ملی
3 - تهیه مقدمات تعیین رئیس جمهوری
لازم به تذکر است که با اتکال به خداوند متعال و اعتماد به قدرت ملت عظیم الشأن، باید امور محوله را خصوصاً آنچه مربوط به پاکسازی دستگاه های اداری و رفاه حال طبقات مستضعف و بی خانمان است، به طور انقلابی و قاطع عمل نمایند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان و گروه فنی عمران اعزامی به کردستان

تاریخ: 1358/08/16

 

مقصد توطئه گرها این است که جوانهای ما را از راهی که رفتند مأیوس کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
از مشکلاتی که ما مواجه هستیم، همین استفاده توطئه گرها از احساسات جوان هاست، این توطئه گرها که دیدند شکست خورده اند و نمی توانند با ملت ما به مبارزه برخیزند، برای اینکه ملت ما یکپارچه در مقابل آن قدرت های بزرگ ایستاده و پیش برد، حالا درصدد این برآمدند که از این احساسات پاک جوان های ما استفاده هائی به نفع خودشان بکنند و جوان های ما غافل از این هستند. از جمله استفاده هائی که اینها می خواهند بکنند این است که: این تحولی که حاصل شد، این انقلابی که شد، این هم چیزی نشد. این را در سطح کشور با تبلیغاتی که آنها دارند، دارند منتشر می کنند و مقصد آنها این است که جوان های ما را از آن راهی که رفتند مأیوس کنند. جوان های ما هم مع الاسف با تمام احساسات پاکی که دارند (که امید ما به آنهاست) نمی نشینند حساب بکنند که روی حساب با آنها صحبت بکنند. اینها می گویند که انقلاب شد و هیچ نشد، خوب جوابشان را شما جوان ها می گوئید که آن اصولی که اصل مقصد ملت بود، چه بود؟ تا ببینیم آن شده است یا نشده است. آن اصول را ما باید یک قدم، چند قدم برگردیم جلو. آن روزی که ملت ما در خیابان ها ریختند، از بانوان محترمه و جوان های محترم، ببینیم اینها چه می خواستند، اینکه خواستند شده است یا نشده است؟ آنهائی که می خواستند، آنکه از سرتاسر کشور فریادش در خیابان و در کوچه ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود که (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) این سه تا کلمه سر زبان همه بود. آن روز هیچ فکر دیگر نداشتند جز اینکه این رژیم را ساقطش کنند و تبدیلش کنند به یک رژیم دیگری و آزادی به دست بیاورند، بعد از اختناق پنجاه و چند ساله (اگر نگوئیم دو هزار و پانصد ساله) و استقلال به دست بیاورند که ممالک دیگر آقائی اینجا نکنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بکنند. اصول مسائلی را که ابتدائی، یعنی مسائل ابتدائی ملت ما بود این سه تا بود. اینها که می گویند انقلاب شد و هیچی نشد، می گویند این اصولی که اصول خواست دست اول ملت بود، این نشده است؟ یعنی الان باز رژیم سلطنتی است؟ یعنی الان باز اختناق است؟ یعنی الان باز مشاورهای این دولت های بزرگ در اینجا مشغول کار هستند و مشغول فعالیت هستند و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آن هاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان می دهید که نه اینها الان حاصل است این آزادی است که شما و ما را در اینجا

صحیفه نور جلد 10 صفحه 149

جمع کرده است. شما پنج سال پیش از این امکان برای تان داشت که در یک همچو جلسه ای بنشینید صحبت بکنید؟ این آزادی است که شما در بیرون، در هر جا صحبت می کنید، انتقاد می کنید، از رژیم سابق انتفاد می کنید، از دولت لاحق انتقاد می کنید، اینها همه آزادی است، هیچ کس هم نمی آید به شما بگوید که نه انتقاد نکنید. پس آزادی الان حاصل است برای ما. یکی از آن چیزهائی که ملت ما فریاد می کرد برایش، به دست آورده.
 

آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

استقلال هم اگر چنانچه آنها می گویند که الان آمریکا در اینجا دارد حکومت می کند، شما می بینید که الان مرکز فساد امریکا را جوان ها رفته اند گرفته اند و آمریکائی هائی هم که در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوان ها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی، مگر آمریکا می تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد، تمام دنیا توجهشان الان به اینجاست. مگر امریکا می تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی بکند؟ غلط می کند دخالت نظامی بکند. نترسید، نترسانید. هم این تعبیری که جوان های ما از روی باز احساسات جوانی کردند که اگر چنانچه آمریکا بخواهد دخالت نظامی بکند ما چه خواهیم کرد، اصلاً این اگرش را هم نباید بگویند. آمریکا عاجز از این است که دخالت نظامی در اینجا بکند اینها یک مسائلی در پیش شان است، یک مطالبی در پیش شان است که روی آن مطالب گرفتاری هائی دارند، نمی توانند این کارها را بکنند. اگر آنها می توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می داشتند. با تمام قدرتشان، قدرت های تبلیغی چیز کردند که نگهش دارند و ملت ما اعتنا نکرد به آن و نه تنها او، همه قدرت ها پشت سر هم ایستاده بودند که نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند برای اینکه ملت یک چیزی را که خواست نمی شود مقابل ملت بایستد کسی و چه بکند، هیچ ابداً. این مطلب را اصلاً جوان های ما پیش نیاوردند این مطلب را که دخالت نظامی. آنها همیشه دخالت هایشان دخالت های شیطنتی است، توطئه است. آنها اگر بخواهند یک کاری هم بکنند، وادار می کنند جوان های ما را که آنها تظاهر بکنند و در تظاهر عمال آنها بیایند درگیری بکنند با اینها و یک غائله راه بیندازند که ما نتوانیم یک محیط آزاد پیدا بکنیم، یک محیط آرام پیدا بکنیم و مسائلی را که می خواهیم طرح بکنیم و می خواهیم ایجاد بکنیم، بتوانیم آنها از این راه شیطنت ها پیش می آیند. آنها شیطان هایشان را پیش همین جوان های صاف دل عزیز می فرستند تبلیغات می کنند، می نویسند به دیوار چه می کنند، عده، عده، یک وقت می بینید که یک عده جوان را راه انداختند توی خیابان ها به یک تظاهراتی، تظاهرات بحق لکن آنها از همین تظاهرات بحق می خواهند استفاده ناحق بکنند.
همین قضیه ای که الان قضیه روز است در دنیا، قضیه قبضه سفارت آمریکا یعنی نه سفارت، محل توطئه آمریکا که جوان ها کشف کردند خیلی از چیزهایش را در همین قضیه دیشب به ما اطلاع

صحیفه نور جلد 10 صفحه 150

دادند که زمزمه است در تبریز و در تهران و در بعضی جاهای دیگر که یک تظاهراتی بکنند برای پشتیبانی از آقای مهندس بازرگان خوب همین قضیه را آنها خواستند (حالا نمی دانم موفق بشوند یا نه) خواستند که یک همچو چیزی درست بکنند بعد کم کم این را بکشانند به یک جائی که مثلاً سفارت عراق هست بریزند بشکنند، سفارت - فرض کنید که - افغانستان هست بریزند بشکنند که مملکت ایران را مواجه کنند با همه ممالک. آن شیاطین یک همچو نقشه هائی دارند. جوان های ما باید بیدار بشوند که تحت تأثیر اینها واقع نشوند، اینها که می گویند تظاهر بکنید. مگر آقای بازرگان با شورای انقلاب مخالفتی دارند؟ اینها همه، همه یک باب است منتها آقای بازرگان یک قدری خسته شده بودند، یک قدری - عرض کنم - عذرهائی داشتند و گفتند که حالا من کنار باشم، لکن نه این است که حالا ایشان که کنار هست دیگر آقای بازرگان دخالتی در امور ندارد، ایشان یکی از آن اشخاصی است که مورد احترام همه است خیال نکنند که یک بی احترامی به ایشان شده است، نخیر مورد احترام است. و برای خاطر یک امری که ملت هم قبول دارند، نیفتند توی خیابان ها راه بیندازند یک چیزی که آنها که می خواهند یک بازی درست کنند یک وقتی یکی را بزنند بکشند. یک دو تا شعار از، (شما اگر یادتان باشد من نبودم در اینجا لکن برای من نقل می کردند) این دستجاتی که در قم آنوقت بر ضد رژیم سابق شعار می دادند، اینها شعار آرام می دادند، یکدفعه می دیدند که از اینجا یک کسی یک چیزی انداخت یک شیشه ای را شکست، یک بانکی را شکست، یک جائی را خراب کرد، گاهی یک آدمی را کشت می ریختند به جان هم، یک کشتاری پیدا می شد زیاد. آنها روی حساب، همیشه روی نقشه حساب می کنند و اینطور کارها را می کنند. قضیه دخالت نظامی ابداً مطرح نیست، دخالت های توطئه گری اینطوری یعنی از قوای خود ما استفاده می کنند، قوه خودشان را از آن استفاده نمی کنند، در این ممالک از قوای خود ما استفاده می کنند خوب شما کردستان را ببینید که اینها از چه استفاده می کنند، یک نفر سرباز آمریکائی نمی آید آنجا یک کاری بکند، آنها با شیطنت استفاده می کنند از خود این افرادی که یا وابسته هستند به آنها یا اعوجاج دارند، آنوقت این دست دومی ها که اعوجاج دارند، از ساده دلی بعضی از کردها استفاده می کنند، با آنها یک - چیز - صحبت می کنند منتشر می کنند که بنا دارند که تمام کردستان را بکوبند. این ارتش ایران که رفته آنجا برای اینکه جلوگیری کند از اینکه آنها دارند می کشند و سر می برند و اذیت می کنند، فوراً آنها دنبالش بر می دارند می نویسند که ما می خواهیم، یعنی دولت ایران می خواهد که کردها را بکوبد. آن رفته که کردها را حفظ بکند اینها می گویند رفته کردها را بکوبد.
 

باید جوانهای ما گول تبلیغات فدائیان خلق را نخورند

این اشخاصی که هی فدائی خلق خودشان را معرفی می کنند، من که در این چیزهائی که برای پشتیبانی از این جوان ها بود که آنجا را گرفتند، به گوش من نخورد که اینها پشتیبانی کرده باشند. اگر اینها آمریکائی نیستند، چطور پشتیبانی نکردند از اینها؟ اگر اینها مال شوروی هستند خودشان یا خیر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 151

ملی هستند، آدمی که ملی است با آمریکا خوب دشمن است همانطوری که همه ملت ما دشمن است، همانطوری که همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز آمریکا می داند، برای اینکه دشمن شماره اول ما را برده است آمریکا نگه داشته است. آنوقت هم که آن بود، دشمن شماره یک ما آنها بودند اینها اذناب آنها بودند، اینها کسانی بودند که ماموریت داشتند برای وطنشان، یعنی مأموریت داشتند که این وطن را نگذارند که یک قدم جلو برود. مائی که و شمائی که و ملت ما که دشمن شماره یکش را آمریکا می داند و حالا هم که جوان ها رفتند آنجا را گرفتند دیدند که مرکز توطئه بوده آنجا، به گوش من نخورد که از این فدائیان خلق یک پشتیبانی از اینها شده باشد. از سایر گروه ها به گوشم خورد، حالا شاید بوده الان من نشنیده باشم و لکن شاید شماها شنیده باشید، به گوش من نخورد. اگر اینها یک چیزی بر خلاف دولت بود یا بر خلاف اسلام بود یک قضیه ای واقع شده بود، اینها حالا می دیدید که چقدر به آن دامن می زدند. یکی از نقشه ها همین است که همین ها (همین الان در این منزل من موجود است، یعنی تقریباً می آورند برای من اینها را از طریق هائی) همین هائی که با امضاء چریک های فدائی خلق است، همین ها دارند هی یک دروغ هائی را منتشر می کنند که نگذارند این نهضت به چیزش برسد. منتشر می کنند که خوب در کردستان هیچ کاری نشد، هیچی، هیچی. شما الان خواندید اینقدر کارها در عین حالی که آنها نمی گذارند بشود، در عین حالی که اگر بخواهد یک کارهائی اساسی تر بشود، محیط آرام لازم است. می شود با اینکه در یک شهری جنگ باشد بعد یک دسته ای بروند آسفالت کنند؟ خوب، نمی شود این. الان شما اینقدر کارها را خواندید که در کردستان شده است و کردید شماها، جوان ها (خدا حفظتان کند) اینها معذلک بدون اینکه یک حیائی داشته باشند می گویند هیچ کاری نشده اصلش در آنجا، اصلاً همان قضیه ای بود که بوده. در یکی از نوشته هایشان نوشته اند که حبس های سیاسی در زمان محمدرضا بوده است لکن حالا همانطور است یا بیشتر، حبسی سیاسی. اینها فکر این را نکردند که آخر حبسی سیاسی که الان شما اسمش را می گذارید، حبس های سیاسی بوده است که در زمان محمدرضا خان آن کارها را می کرده است؟ دزدها را شما حبسی سیاسی حساب می کنید؟ آنهائی که بر ضد این مملکت و بر ضد این ملت قیام کرده بودند و آن همه خیانت کرده بودند، آنها را جزء رجال سیاسی شما حساب می کنید؟ نصیری جزء رجال سیاسی است؟ هویدا جزء رجال سیاسی است یا جزء دزدها هستند اینها؟ شما چرا رجال سیاسی را بدنام می کنید به اینکه اینها را اسمشان را رجال سیاسی می گذارید؟ ساواکی ها جزء رجال سیاسی هستند؟ آنی که الان در حبس فعلی دادگاه های ما هست همین ساواکی ها هستند و همین خیانتکارها و همین اشخاصی که یا کشته اند یا امر به کشتن کرده اند و یا زجر کرده اند جوان های ما را، آنطور کارها را با همه طبقات کردند. زمان رضا، محمدرضا کی حبس بود؟ چه طبقه ای حبس بودند؟ علما، دانشگاهی ها، رجال ملی، اینها حبس بودند. حالا کی حبس است؟ ساواکی ها. خوب، شما اگر ساواکی نیستید، چطور اینها را رجال سیاسی می دانید؟ شما چطور ساواکی ها را جزء رجال سیاسی حساب می کنید؟ اگر شماها پیوندی با رژیم سابق ندارید، اگر شما جزء اجزاء ساواک نیستید، اگر شما فعالیت برای ساواکی ها نمی کنید، چطور

صحیفه نور جلد 10 صفحه 152

ساواکی ها که الان در حبسند در مقاله تان می نویسید که رجال سیاسی، حالا بیشتر از آنجا از زمان چیز حبسند؟ شما دزدها را جزء رجال سیاسی می آورید؟ معلوم شد سیاست شما غیر آن سیاستی است که در نظر ملت ماست و مردم اصیل ماست.
اگر شما با آنها پیوند ندارید، چطور می گوئید که آنوقت و حالا هر دو دسته رجال سیاسی بودند که اینها محبوس بودند. آنوقت وقتی که ما حبس داشتیم، حبسی داشتیم مثل مرحوم طالقانی مثل آقای منتظری، مثل آقای لاهوتی، از اهل علم کثیری از اینها در حبس بودند و زجر کشیدند. یکی از ملاهای محترم ما را پایش را در آنجا اره کرده بودند از قراری که برای ما گفتند از رجال سیاسی طبقه غیر ملاها هم خوب، اشخاصی محترمی بودند که سال های طولانی در حبس بودند و سال های طولانی در زیر شکنجه و زجر بودند برای اینکه مخالف بودند با آن رژیم. آنوقت اینها حبس بودند، حالا ساواکی ها حبس هستند. این آقایانی که اسم خودشان را چیز خلق، فدائی خلق گذاشتند می گویند فرقی نکرده، خیال می کنند حبس (خیال نمی کنند، می خواهند اغفال کنند، خیال نمی کنند) که نخیر، حبس میزان است، چه دزد را حبس بکنند و چه یک شخص امین را، فرقی ندارد، فرقی ندارد که دزدها را حبس بکنند یا اشخاصی امین را حبس بکنند، فرقی ندارد که چپاولگرها و آدمکش ها را حبس بکنند یا اشخاصی که می خواهند جلوگیری از چپاولگری بکنند حبس بکنند. اینها منطقشان این است، باید در مقابلشان جوان های ما گول نخورند از این تبلیغات فاسد. آمریکا اینطوری تبلیغ می کند، آمریکا نظامی می آورد اینجا، آمریکا نویسنده می آورد اینجا، امریکا گوینده می آورد اینجا، آمریکا عمال خودش که سال های طولانی آنها را تربیت کرده است می فرستد اینجا که اوضاع ما را بهم بزنند. آمریکا کردستان را آنطوری به هم می زند، تهران را آنطور مغشوش می کند و گاهی فرض کنید که دانشگاه ها را به هم می زند و گاهی تو خیابان ها می ریزند و چه می کنند. و این اینطور کار می کند. امروز که جوان های ما این لانه فساد را گرفتند و در مقابل اینکه آنها بدترین خلق خدا را و بدترین جانی های ما را گرفتند آنجا بردند و نگه داشتند و پذیرائی از او می کنند و می خواهند معالجه اش بکنند و با این بهانه های خلاف انسانی، امروز هم الان توطئه هست برای اینکه از حسن نیت جوان های ما، از صفای سریره جوان های ما استفاده سوء بکنند فرض کنید بیخ گوش آنها بخوانند که خوب انگلیس هم مثل آمریکا چه فرقی می کند، بریزند آنجا را خراب کنند، خوب عراق هم مثل آنجا چه فرقی می کند، بریزند آنجا را هم بگیرند، فرانسه هم مثل آنجا، که ما را معرفی می کنند که نه تنها قضیه روی موازین نیست قضیه روی هرج و مرج است. اینها می خواهند ما را معرفی کنند که ما مملکتمان هرج و مرج و درهم و برهم و هر که هر کاری دلش می خواهد بکند، تا به دنیا بفهمانند به اینکه یک مملکتی است که محتاج به قیم است، قیمش هم کی است؟ آقای کارتر. خودش محتاج به قیم است که اینقدر آدمکشی نکند. اینها جنون سیاسی دارند، اینها جنون دارند که اینقدر مردم را به کشتن می دهند و اینقدر فساد می کنند، اینها مجنونند، اینها باید بروند در تیمارستان ها معالجه بشوند، مغزهای اینها باید معالجه بشود. اینها می خواهند معرفی کنند ملت ما را که یک ملت هرج و مرج طلب و یک ملتی هستند که وحشی و چه.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 153

(یکی از الان یادم نیست که کی بود که) نقل کردند از او که ما ایستاده بودیم در یکی از جاهائی که تظاهرات اینها، ایرانی ها بود آنوقت که زمان محمدرضا بود، یک آمریکائی هم پیش من ایستاده بود گفت ببین این وحشی ها را، گفته بود، من به او گفتم اینها وحشی اند که دارند حق خودشان را می گیرند؟ اینها می خواهند ما را اینطوری. ما آنوقت هم که یک کلمه حقی می گوئیم اینها ما را به وحشیگری منتسب می کنند. جوان های ما ملتفت باشند، توجه داشته باشند که هر کسی هر چه می گوید باور نکنند. یکی از چیزهای بزرگی که اینها دارند این است که سمپاشی کنند به طوری که ما را از این انقلاب مأیوس کنند. این یکی از کارهای بزرگ اینهاست که می خواهند بکنند که از این انقلاب ملت ما مأیوس بشوند و بگویند خوب کاری انجام نگرفته. اگر کارهای دست اول است، که عرض کردم همه اش انجام گرفته است کارهای دست دوم هم چیزی است که مشغول انجامش هستند. همین در دولت آقای بازرگان چقدر کارها انجام گرفته، چقدر خانه سازی شده و بی انصاف ها می گویند یک خانه ساخته نشده. در این جهاد سازندگی چقدر خدمت کرد این ملت به این ملت خودش و به این اشخاصی که مشغول کشت و زرع بودند. چقدر شما الان خدمت ها شمردید که رفتید همه جا هر چه نابسامانی بوده درستش کردید، اینها باز می گویند هیچی نشده. از آنطرف خودشان فعالیت می کنند که چیزی نشود، این اشخاصی که خودشان را معرفی می کنند که ما فدائی خلق هستیم، با یک کبریت آتش می زنند حاصل عمر چندین نفر کشاورز را که این خرمن را تهیه کرده است، این فدائی خلق یک کبریت می زند این را آتشش می زند، این فدائی خلق یک تفنگ می زند، آن لوله نفت را سوراخ می کند که حاصل زحمت این ملت از بین برود. آمریکا اگر کار می کند اینطوری کار می کند. آمریکا نظامی اینجا نمی فرستد آمریکا بدتر از نظامی اینجا می فرستد. اینها بدتر از نظامی هستند، انسان با نظامی حال خودش را می داند، نظامی می آید جلو ما هم می رویم جلو، نظامی آمریکا اگر بیاید اینجا ما هم می رویم جلو، من هم می روم جلو، همه شما می روید جلو نظامی نمی فرستد او، خاطر جمع باشید. از آمریکا هیچ نترسید از این توطئه هایش بترسید، اینها را هم باید خنثی کنید. این هم خود شما جوان ها باید در دانشگاه هستید اگر آمدند توی دانشگاه خواستند اخلال بکنند جلوشان را بگیرید، در کارخانه ها هستید اگر آمدند آنجا جلویشان را بگیرید، در جهاد سازندگی هستید اگر آمدند آنجا خواستند اخلال کنند جلوشان را بگیرید، هر جا هستید جلوشان را بگیرید، نگذارید اینها رشد پیدا بکنند. اینها الان نوکر شماره یک آن کسی است که ما دشمن شماره یک حساب می کنیم.
 

باید با همت ملت یک انتخابات صحیحی بشود

انشاءالله خداوند همه شما را تأیید کند و موفق باشید و این معانی که شما فرمودید، باز از ریشه همان است که عرض کردم. شما توقع این را نداشته باشید که یک مملکتی که همه چیزش را آشفته کردند و فرار کردند، همه چیزش را، اقتصادش را از بین بردند، اینقدر قرض به عهده این ملت گذاشتند و فرار کردند، همه چیز ما را اینها به هم زدند و فرار کردند، توقع این را نداشته باشید که حالا

صحیفه نور جلد 10 صفحه 154

انقلاب که شد فوراً همه چیز سر جایش بیاید، اینها وقت لازم دارد، باید یک دولت مستقری با همت شماها، با همت ملت، یک انتخابات صحیحی بشود با همت ملت، ملت می شناسند افراد صالح را، لازم نیست که حالا یک چند سال هم ما درسشان بدهیم، نخیر خودشان می فهمند، این ملت چیز می فهمد، می فهمد کی آدم صالح است کی آدم ناصالح، البته گاهی هم یک کسی خودش را جا می زند اما این گاهی است. هر کسی در هر شهری که هست طول این بیست، سی سالی که همراه با این مردم بوده می داند که اینها کدام یکی شان از ریشه های آنهاست کدام یکی شان نیستند، می فهمند کی بوده است که در آنجا خوش رقصی کرده و کی بوده است که نه، آنطور نبوده مخالف بوده و نتوانسته صحبت کند، می شناسند. مردم آنی را باید انتخاب بکنند که می شناسند که به این ملت خدمتگزار است و دلش برای این طبقه ضعیف می سوزد. ما نمی خواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم. مجلس سنا را، مجلس اعیان به آن می گویند، ما می خواهیم اعیان را از بین ببریم، آدمشان کنیم آنها را، آن اعیانی که در مجلس سنا نشستند و آنقدر خیانت به مملکت ما کردند آن مجلس را ما اصلاً بستیم درش را. مجلس شیوخ و مجلس اعیان و مجلس سنا، اینها یک دسته مفتخواری بودند، پیر مردهای آخر عمرشان بعد از همه خیانت ها، پیر مردهائی بودند که آنجا می رفتند جمع می شدند و عرض می کنم شاید رفیقش هم که نشسته بود راجع به اینکه دوایش چه است یا غذایش چه است صحبت می کرد و پول این ملت را می خورد. این را درش را بستند، تمام شد دیگر، ما مجلس سنا نداریم، مجلس شورا داریم، مجلس شورا هم نمی خواهیم از طبقه بالا درست بشود، مجلس شورا می خواهیم از آدم ها، آدم هائی که متوجه اند به اینکه به این ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهی و لااقل در این مواردی، در این مدتی که دیده اید خودتان، این آدم هائی که می بینند اینطور بر این ملت گذشته است اشخاص را هم می شناسند در شهرهای خودشان، در روستاهای خودشان می شناسند اینها را و دیدند اینها در طول این مدت چه کرده اند، آنها که مخفی آنوقت کار کردند علناً مردم را اذیت می کردند، آن اشخاصی را باید کنار بگذارند و یک اشخاصی که امین هستند، اشخاصی که معروف است پیش شان به امانت، به دیانت، به خدمت به مردم، آنها را تعیین می کنند باید هم تعیین بکنند. مجلس انشاءالله مستقر بشود، انشاءالله قانون اساسی مان به رأی گذاشته شود، تقریباً نزدیک به تمام شدنش است به رأی گذاشته می شود بعد از اینکه ما ملاحظه اش کردیم و تصدیقش کردیم به رأی گذاشته می شود.
 

ولایت فقیه این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان

ملت ما اگر بخواهند سردی بکنند، یکی از اموری که توطئه در آن هست این است که راجع به این قانون اساسی مردم را سرد کنند. از آنها بپرسید خوب این قانون اساسی که شما می گوئید که قانون است ارتجاعی، کدام یکی از این موادش ارتجاعی است؟ اولی که دست رویش گذارند، دست می گذارند روی ولایت فقیه اول دست آنجا گذارند برای اینکه این یک طرح اسلامی است و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 155

آنها از اسلام می ترسند. آنها اسلام را ارتجاع می دانند، آنها جرات نمی کنند به کلمه اسلام بگویند ارتجاعی است، می گویند که اینها می خواهند مارا به 1400 سال پیش برگردانند. این همان تعبیر دیگر است منتها کلمه اسلام را نمی گویند. آنقدر به ولایت فقیه اثر مترقی بار است که در سایر این موادی که شما ملاحظه می کنید، معلوم نیست مثل آنجا باشد یک نفر آدمی که همه جهات اخلاقیش و دیانتی اش و ملی بودنش و علم و عملش ثابت است پیش ملت و خود ملت این را تعیین می کنند، این نظارت می کند بر اینکه مبادا خیانت بشود. همان رئیس جمهوری که ملت خودشان تعیین می کنند و انشاءالله دیگر از این به بعد امین تعیین می کنند، لکن معذلک برای محکم کاری یک فقیهی که عمرش را صرف در اسلام کرده است و عمرش را برای اسلام خدمت کرده گذارند ببینند این چه می کند، مبادا یک وقت خلاف بکند. رئیس جمهور آتیه ما خلاف نمی کند لکن محکم کاری شده که نگذارند این خلاف بکند. روسای ارتش ما و ژاندارمری ما و این رؤسای درجه اول، دیگر از این به بعد اشخاصی نیستند که خیانت بکنند لکن محکم کاری شده است که همین فقیه را ناظر قرار بدهند و هکذا آن موارد حساس را نظارت کند فقیه و تصرف می کند فقیه و این از اموری است که مترقی ترین موادی است که در قانون اساسی اینها چیز کردند و اینها دشمن ترین مواد پیش شان این است. همین ها بودند که فریاد می کردند و می نوشتند که خوب دیگر اسلام را می خواهد چه کند، خوب بگوئید جمهوری، از اسلام می ترسیدند (خوب به جای اسلام بگذارید دمکراتیک، جمهوری دمکراتیک) اینها نمی فهمند که این همه دموکراسی که در عالم معروف است، کجاست؟ کدام مملکت را شما دارید؟ این ابرقدرت ها کدام یکی شان به موازین دموکراسی عمل کرده اند؟ یک دموکراسی که در هر جائی یک معنا دارد، در شوروی یک معنا دارد، در آمریکا یک معنای دیگر دارد، پیش ارسطو یک معنائی دارد، پیش حالا یک معنای دیگر دارد، ما می گوئیم یک چیزی که مجهول است و هر جا یک معنا از آن می کنند ما نمی توانیم آن را در قانون اساسی مان بگذاریم که بعد هر کسی دلش می خواهد آنجوری درستش کند. ما می گوئیم اسلام. اسلام هر جا یک معنا ندارد، اسلام یک معناست و همه مسلمان ها شناسند آن را. ما می گوئیم جمهوری اسلامی، ملت ما هم جمهوری اسلامی را خواسته بود. همینی را که ملت ما با تقریباً اتفاق کلمه (درصد دو، یک و نیم) مخالفت، این مخالفت اسمش نیست همین که ملت ما خواست و با اصطلاح آنها دموکراسی بودن اقتضای این را می کرد با جمهوری اسلامی، از اسلامش می ترسند، نه از جمهوری اش. حالا با مجلس خبرگانش قبل هم با انتخابات مجلس خبرگان مخالفت کردند و بعد هم با مجلس خبرگان مخالفت می کردند و بعد هم خواهد آمد که با مجلس شورا مخالفت خواهند کرد و بعد هم با این رفراندمی که برای قانون اساسی است خواهند مخالفت کرد. درد همین است که چرا اسلام. این دردشان است و ملت ما هم همه مقصد خودش را اسلام داند برای اینکه از اسلام می بیند که آن چیزی که می خواهد حاصل می شود. اسلام، هم دنیاست و هم آخرت. ملت ما اسلام را می خواهد و اینها با ملت ما مخالفند برای خاطر اینکه اسلام را می خواهد. اگر این ملت می گفت که جمهوری فقط، اینها همه برایش سینه می زدند و برایش تبریک می گفتند، اما حالا که کلمه اسلام آمده توی کار،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 156

نه با این مخالفند، این ارتجاعی است. اینها اسلام را ارتجاعی می دانند، اینها خدا را مرتجع می دانند یک همچو مردمی اند. اگر اعتقاد به او داشته باشند (اعتقاد که ندارند) اینها با پیغمبر اسلام بدترند تا با شماها، برای اینکه اساس را او گذاشته است. این ارتجاعی بود که شما ملت ارتجاعی، این ارتجاعی بود که دست خیانتکارها را از این مملکت برید و اینها این را مسأله ارتجاعی می دانند. این ارتجاعی بود که شماها را به سرنوشت خودتان حاکم کرد. نمی دانم کی اینها می خواهند بیدار بشوند و کی می خواهند دست بردارند از این مغلطه کاری های خودشان، از این مخالفت های خودشان. من متأسفم که یک جمعیتی که باید به این مملکت خدمت بکنند، باید الان قدردانی بکنند که این ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بیرون کرد و مفتخورها را دستشان را قطع کرد و آدمکش ها را بعضی شان را به جزای خودشان رساند و بعضی شان را هم می رساند انشاءالله، من متأسفم که اینها نمی آیند میدان با این ملت موافقت کنند. ملتی که همه چیزش را داده و حالا شما آزادانه نشسته اید توی اتاق های تان و پای تان را روی پای خودتان اندازید و بر خلاف این ملت قلمفرسائی می کنید. انسان متأسف می شود از اینکه این چه افکاری است که اینها دارند، هی (ارتجاع، ارتجاع) هر کلمه ارتجاع که می گویند اگر دلشان را بشکافید، بر می گردد به اینکه اسلام ارتجاعی است، منتها جرات نمی کنند بگویند. بعضی شان هم با صراحت یک کلمه ای گفتند و توبه کردند و بعدش و معلوم نیست که توبه حقیقی هم باشد.
 

آمریکا با سرنیزه نمی آید به میدان شما، با قلم می آید

بیدار بشوند ملت و بیدار بشوند جوان های ما، توجه داشته باشند به اینکه آمریکا با سرنیزه نمی آید به میدان شما، با قلم می آید به میدان شما، با قوای انتظامی نمی آید به اینجا، با آن اشخاصی که دارد و دارد این امور را می گرداند به دست آنها، با آنها می آید به میدان ما، اینها را باید توجه به آن داشته باشید. آلت دست واقع نشوید. هی سردتان بکند که هیچی نشد. همه چیز شده است شما این چیز را چطور کم حساب می کنید که یک قدرت شیطانی که پشت سرش همه قدرت ها بودند، نه فقط قدرت های ابر قدرت و نه قدرت های دست دوم هم پشت سرش بودند، شما شکستید او را، از این بالاتر چه می خواهید؟ شما در دنیا یک آبروئی پیدا کردید، یک عظمتی الان در دنیا پیدا کردید که کسی ندارد. این را از بین نبرید برای خاطر اینکه مثلاً فرض کنید فلان جا آسفالتش کم است (بااینکه مشغولند به همه کارها) چرا آسفالت نشده. مگر شما خون بچه های تان را دادید که آسفالت عوضش بگیرید؟ مگر شما عوض می خواستید برای این کار، آسفالت می خواستید مگر شما؟ شما برای خدا کار کردید و برای خدا کسی کار می کند از آسفالت بالاتر است، از همه چیز بالاتر است. ننشینید و هی بگوئید، هی هر روز بیائید اینجا شکایت از امور بکنید این شکایت ها را بگذارید برای بعد، حالا ما بین راهیم باید این قدرت را بشکنیم تا آخر، باید این توطئه را خفه کنیم و این توطئه هاست که شماها را وادار می کند که هی بیائید بگوئید که هیچی نشده هیچی نشده، فلان جا نشده. ببینید اینها چه می گویند، چه شده، اینهاست که شده. خدا انشاءالله شما را حفظ کند. همه تان را حفظ کند. انشاءالله خدا این جوان های

صحیفه نور جلد 10 صفحه 157

ما، این جوان های ما که مشغول بودند از اول تا حالا و فداکاری کردند برای ما، برای اسلام نگه دارد اینها را. من دعاگوی اینها هستم، من خدمتگزار اینها هستم. من اگر می توانستم می رفتم من هم مثل آنها خدمت کردم لکن خوب من یک پیرمردی هستم اینجا نشستم و جز یک زبان الکن چیزی ندارم. خداوند همه شما را حفظ کند و موفقتان کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:06 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارمندان و کارکنان شهرداری اهواز

تاریخ: 1358/08/17

 

غارت کشور پرثروت ما، سوغات تمدن بزرگ!

بسم الله الر حمن الرحیم
یکی از آثار این نهضت اسلامی این است که قشرهای مختلف با ما ملاقات می کنند و مسائلی که دارند آنها، طرح می کنند و مسائلی هم که ما داریم با آنها در میان می گذاریم. شما که کارمندان شهرداری اهواز هستید و حالا زحمات خودتان را، خدمات خودتان را در آنجا شرح دادید، این موجب تشکر من است و خدای تبارک و تعالی به شما اجر خواهد داد انشاءالله. امروز کشور شما احتیاج به خدمت دارد. شما مطلعید که کشوری برای شما گذاشتند که شهرهایش هم مخروبه بوده است، تهران که مرکز است جنوبش آن است که می بینید و حاشیه هایش و این بیچاره های زاغه نشین و امثال اینها، آن است که گاهی در تلویزیون می بینید و خودتان مطلعید. بنابراین بوده است که این طبقه ضعیف، طبقه مستضعف، اینها به همین حال عقب ماندگی در هر جا هست باشند و ذخائر آنها به عیاشی یک دسته و به دادن به مفت و رایگان از بین برود. اهواز با آن ذخیره خداداد، خوزستان با آن ثروت هنگفت باید شهرش آنطور باشد، دهاتش بدتر. من یک وقتی که، خیلی سال قبل از آنجا عبور کردم دیدم که این، در با راه آهن می رفتیم نزدیک بعضی از دهات، این بچه ها و بزرگ ها و اینها هجوم می آوردند طرف آنجائی که ما عبور می کردیم و مع الاسف همه به حالی بودند که موجب تأثر بود، در جائی که ثروتشان، ثروت خدا داد در زیر پایشان بود، خودشان آنطور مستمند بودند، مملکتی که ثروتش زیاد بوده است، ذخایر زمینی اش الی ماشاءالله بوده است باید باز به حال مخروبه باشد. این تمدن بزرگ، این را به ما، برای ما سوغات آورد که همه چیزهای ما را دادند به غیر و خود ما را در یک مملکت پرثروت، یک مملکتی که قابل است از برای اینکه صد و پنجاه میلیون جمعیت یا بیشتر در او زندگی مرفه داشته باشند، سی و چند میلیون جمعیت که اکثرشان وضع شان وضع صحیح نیست، ثروت ها به جیب یک دسته مجتمع شده و به خارج منتقل شده و علاوه بر آن تمام ذخائر ما را دادند به خارجی ها و یک ثمن بخسی گرفتند، آن هم صرف مملکت نشد، خوردند و بردند حالا هم که ملاحظه می کنید آن دشمن شماره یک شما را که همه ثروت های ما را برده است و در بانک ها جمع کرده است، امریکا برده است در آنجا دارد لالائی برای او می خواند و دارد از او پذیرائی می کند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 159

 

مملکت را باید خود ملت اداره کند

وضع اینطور بود و بحمدالله شما موانع را مرتفع کردید. آنهائی را که نمی گذاشتند کار انجام گیرد، مرتفع شدند. حالا دیگر دست خودمان است و باید همت کنید، برای ساختن یک کشوری که خرابه بود، همت لازم دارد و مهم این است که افراد هر یک خودشان را مسؤول بدانند، هم مسوول خودشان بدانند، هم مسؤول کارهای دیگران، مسؤول خودشان که کاری که به آنها محول شود مثل مثلاً شماها که در شهرداری اهواز هستید، هر کاری که محول به هر فردی است، منتظر این نشود که یک کس دیگری کاری بکند، این باید کار خودش را خوب انجام بدهد و اگر چنانچه دید آن برادرش، آن رفیقش کارش را خوب انجام نمی دهد، مسؤول او هم هست باید او را هدایت کنند. (کلکم راع) ، همه باید مراعات بکنید و همه تان هم مسؤولید، همه ما مسؤولیم، یک مملکتی را باید خود شما اداره کنید، باید خود ملت اداره کنند.
 

سمپاشی خدمتگزاران رژیم سابق برای مأیوس کردن ملت از دولت اسلامی

و مع الاسف الان گروه های مختلفی با عقاید مختلفی که بسیارشان خدمتگزاران همان رژیم سابق بودند یا خدمتگزارهای خارجی ها هستند، اجنبی ها هستند، بین مردم در تمام قشر مملکت افتادند به طریق های مختلف، به راههای مختلف سمپاشی می کنند. یکی از چیزهائی که اینها زیاد صحبتش را می کنند این است که برای مردم هیچ فکری نشده است و هیچ کاری تا حالا انجام نگرفته است، در صورتی که برای مردم هم خیلی کار شده است منتها ارائه نشده است و این هم از خطاهائی است که تا حالا واقع شده است که کردید زیاد هم کار کردید لکن تبلیغات می کنند که هیچ کاری نمی کنند، تبلیغات زیاد می کنند. در رژیم سابق عمده کارشان تبلیغات بود، کار انجام نمی دادند، لکن هر دفعه که شما رادیو را گوش می دادید که تمدن بزرگ، تمدن بزرگ. حالا کار زیاد می کنند، خوب، شما الان دارید می گوئید که ما شهر را چقدر برایش خدمت کردیم. دیروز هم یک دسته ای آمده بودند باز راجع به جای دیگر، تقریباً بسیار می آیند اینجا، گروه هائی که خدمت کردند و کار کردند و در جهاد سازندگی زیاد کار انجام گرفته و الان خانه برای مستمندها زیاد درست شده است، لکن تبلیغات نمی شود، نشده است، باید به ملت فهماند که مشغول خدمت است، دستگاه های دولتی مثل سابق نیست، حالا مشغول خدمتند، البته همچو نیست که رضایتبخش باشد به تمام معنا، پاکسازی لازم دارد، بدون پاکسازی نمی شود، یعنی هم وزاررتخانه ها، هم ادارات، همه جا پاکسازی می خواهد باید از عناصری که آن عناصر برخلاف ملت بودند و مردم خودشان شناسند آنها را، باید از این عناصر پاک بشود. مملکت اگر بخواهید یک مملکتی باشد که مستقل و آزاد برای خودتان باشد، در عین حالی که پاکسازی لازم است و آنطوری که باید نشده است و حالا بناست بشود، من تأکید راجع به این کار زیاد کردم، لکن عرضه تبلیغات نداشتند، عرضه نکردند کار خودشان را که ما این کارها را کردیم، باید عرضه کنید کارهاتان را به ملت و بفهمانید به ملت. اینها افتادند دنبال این مطللب که مأیوس کنند ملت را از این نظام جدید،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 161

بگویند حالا هیچ کاری نشده است، هیچ در آنوقت نبوده، حالا هم نیست. باید شما با تبلیغات خودتان، با عرضه خودتان کارهائی که انجام می دهید، ملت ما باید آن کارهائی که انجام می دهید و ما می بینیم که مهندسین شان، اطبائشان، دکترهایشان می آیند می روند در همین جهاد سازندگی کار می کنند برای مردم و سازندگی می کنند، لکن چون عرضه نمی شود درست، آن دسته خائن، آن دسته ای که برای دیگران کار می کنند، افتادند به اینکه کاری نشده است، هیچ کاری نشده است این رژیم هم مثل رژیم سابق است در صورتی که هیچ شباهتی این جمهوری اسلامی با رژیم سابق، هیچ شباهتی ندارد. در رژیم سابق کسی قدرت حرف زدن نداشت، کسی قدرت انتقاد نداشت، یک کلمه انتقاد با نابودی او تمام می شد، یک قلم که یک نصف سطر در انتقاد نوشت نابودش می کردند. حالا راه انتقاد باز است، همه می آیند انتقاد می کنند، همه از دولت انتقاد می کنند همه از هر چیزی که صحیح نیست انتقاد می کنند، ارشاد می کنند، چطور حالا با آنوقت مثل هم است؟ سابق همه دارائی شما را می بردند و عوضش این کار آمریکا نفت ما را می بردند و به جای نفت، ازاء نفت، به ما اسلحه هایی می دادند که نتوان آن اسلحه ها را با آن اعمال کنیم. برای چه می دادند، برای اینکه پایگاه درست کنند آنجا، عوض نفت ما برای خودشان پایگاه اینجا درست می کردند، مستشاران اینجا حاکم بر ما بودند و ما یک مملکتی شده بودیم که پایگاه برای آمریکا، و الان هم در خیلی جاها می گویند هست این پایگاه ها، نه اینکه آنها تصرف دارند، لکن جاهاشان هست. آن روز نفت ما می رفت به مفت و مجان برای آمریکا و یک مقداری هم که می خواستند عوض به ما بدهند، عوضش اسلحه بود و آن چیزهائی بود که برای خودشان در اینجا فایده داشت، نه برای ما، این اسلحه هایی که آوردند، برای خودشان فایده داشت برای ما هیچ فایده ای نداشت. حالا در عین حالی که باز یک سلطه حسابی پیدا نشده است، باز استقرار پیدا نکرده حکومت ما، در عین حال نفت دیگر آنطور رایگان نمی رود، برای هیچ جا رایگان نمی رود و مال خود شما هست، در ازای نفت دیگر نمی توانند تحمیل کنند که باید حتماً آهن پاره بردارید، برای ما پایگاه درست کنید، این هم از این جهت، چطور فرقی نکرده است حالا با سابق؟ این هم یک فرق. فرق های اساسی، آزادی، استقلال، فرق اساسی راجع به سازندگی هم که معلوم است که یک مملکت به این و سیعی با آن خرابی با یک ماه، دو ماه، یک سال، دو سال نمی شود آن را برگرداند به بهشت برین، زحمت لازم دارد، خراب کردند اینها، پنجاه و چند سال کوشش کردند در خرابی این مملکت به اسم آباد کردن و به اسم تمدن بزرگ، آباد کردن یک جائی که پنجاه سال، پنجاه و چند سال به خرابیش کوشش شده است، به این آسانی درست نمی شود. این اشخاصی که دور افتادند و پیش جوان های ما، از احساسات پاک جوان های ما استفاده غیر صحیح می کنند، اینها هر جا می رسند می گویند خوب، هیچ کاری نشده. کارهائی که شده است یک کارهای اعجاز آمیز بوده است، اینها را اصلش صحبتش نمی کنند، کارهای اعجازآمیز کرده این مملکت، کارهائی کرده است که تمام حساب های حسابگرها را باطل کرده است معذلک اینها هیچ صحبتش نمی کنند، اگر یک جائی یک چیزی ببینند صد مقابلش می کنند و منتشرش می کنند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 161

 

نگه داشتن شاه در امریکا و نوازش او به اسم انساندوستی

اینها نمی دانم چه جور مردمی هستند، خودشان را به اسم خدمتگزار جا می زنند، لکن دائماً بر خلاف مسیر ملت قدم بر می دارند و قدم هاشان برخلاف مسیر ملت است، کارشکنی می کنند، مردم را به یأس کشانند. اینها نمی دانند این معنا را که اگر مردم مأیوس بشوند به منزله شکست خوردن است؟ یا می دانند و عمداً این کار را می کنند؟ من بسیاریشان را عقیده ام هست که عمدا، با حساب دقیق، این اعمال حساب شده است، حسابش هم از خارج است. حالا هم که آن لانه فساد را جوان های ما رفتند و گرفتند، روی این اصل که دشمن ما را شما نگه داشتید و نوازش می کنید، در صورتی که ما خزائن مان پیش او هست، طلب از او داریم، باید بیاید اینجا طلب های ما را بدهد، خزائن مملکت را برده است و بانک ها را پر کرده است، این همه جنایات کرده و این همه جوان های ما - را - در حبس های آنها و در خیابان ها به دستور این فاسد، این عنصر خبیث به خاک و خون کشیده شدند، حالا بردند در آمریکا و نوازشش می کنند و به اسم انساندوستی، انسان دوستی آنها این نحوه است، انسان دوستی سران امریکا این است که کسی که پنجاه سال یا سی و چند سال مملکتی را به خرابی کشیده است و یک انسان های بزرگ را کشته است یا از بین برده است یا حبس کرده است یا تبعید کرده است یا خانمان هاشان را خراب کرده است، این انسان را آنها انسان حساب کنند و انسان دوستی شان هم این است که یک همچو جانی درجه اول را ببرند و معالجه کنند و به اسم معالجه ببرند و بخواهند نوازش کنند و توطئه کنند.
 

سفارت آمریکا، مرکز جاسوسی و توطئه بوده، نه سفارتخانه

حالا که این لانه فساد کشف شده است خیلی چیزها برای ملت ما باید کشف بشود. آنجا دستگاه های جاسوسی زیاد، مع الاسف در ظرف چند ساعتی که نتوانستند این جوان های عزیز ما درها را درست باز بکنند برای اینکه درها جوری بوده است که قابل باز کردن نبوده است، رمزهایش را نمی دانستند اینها، در آن زیر زمین های بزرگ، اسناد بزرگی که از جاسوسی شان بوده است، از جنایت هاشان بوده است، از خائنینی بوده است که با آنها همکاری داشتند بکلی از بین بردند، تمام را به طور مثل پودر گرفتند در آوردند کاغذها را، معذلک یک مقداریش را که دیگر فرصت برایشان نشده است که از بین ببرند، دست دوم و سومش مانده است که برای کشف اینها و فهم اینکه اینها چه هست، محتاج به کارشناسان است، این جوان ها خودشان دانند لکن آن مقداری که می توانند باید، می خواهند ارائه بدهند و ارئه می دهند لکن بسیاری از آنها کارشناس لازم دارد، رمز است، خیلی از جعبه ها را، صندوق هائی که در آنجا هست رمز است و باز کردنش محتاج به اینکه کارشناس باشد. اینها یک مرکز توطئه و مرکز جاسوسی در مملکت قرار دادند. سفارتخانه ها حق ندارند که (حفاظت شان با خود دولت است) تفنگدار وارد کنند و اینها تفنگدارها در آنجا داشتند، اسلحه ها در آنجا داشتند. سفارتخانه ها حق ندارند که جاسوسی کنند، توطئه بکنند و اینها جاسوسی می کردند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 162

 

ملتی که برای خدا قیام کرده و شهادت طلب می کند از هیچ چیز نمی ترسد

بعد هم آقای کارتر تفضل فرمودند که دو نفر بفرستند با ما صحبت بکنند. ما چه صحبتی با شما بکنیم؟ صحبت با شما کی بکند؟ جواب این زن هائی که بچه هاشان را از دست دادند، پدرهائی که جوان هاشان را از دست دادند، آنهائی که در این طول زمان از آمریکا ضربه خوردند، ممالکی که ضربه خوردند اینقدر، ما جواب اینها را چه بدهیم؟ ما جواب این مملکت های کثیری که با امر آمریکا، با توطئه آمریکا، آنها را به نابودی کشیدند، وجداناً جواب آنها را چه بدهیم؟ بنشینیم با کی صحبت کنیم؟ رد کردم این را که نه، نه ما یک همچو حقی داریم نه دیگران یک همچو حقی دارند. ما تابع ملت هستیم، ما خدمتگزار ملت هستیم، ما باید روی مسیر ملت سیر بکنیم، ما هیچ خوفی از این نداریم که بر بخورد به آقای کارتر یا امثال او و توطئه زیادتر بکند. یک کسی، یک کشوری که برای خدا قیام کرده است، فریادش الله اکبر بوده، او را از چه می ترسانند اینها. یک کشوری است که جوان ها در میدان رفتند و با تانک ها مقابله کردند، نه جوان ها، بچه ها، یکی از دوستان می گفت که من خودم شاهد بودم که یک موتور سواری، بچه ده، دوازده ساله ای حمله کرد به تانک و رفت زیر تانک. یک همچو مملکتی را نمی توانند اینها خوف در آن ایجاد کنند، کی را می ترسانند، من از بچگی در جنگ بودم، تا حالا نگفتم، ما مورد هجوم زلقی ها بودیم، مورد هجوم رجبعلی ها بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حالی که تقریباً اوائل شاید بلوغم بود، بچه بودم، دور این سنگرهائی که بسته بودند در محل ما و اینها می خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا رفتیم سنگرها را سرکشی می کردیم. اینها از چی ما را می ترسانند؟ ما بر ایمان مطرح نیست این امور، ما شیعه آنها هستیم که بچه های کوچکشان را فدا کردند برای اسلام، ما از چه بترسیم، مملکت اسلامی پیشمان مطرح است، هیچ چیزی مطرح نیست پیشمان جز اسلام، و یک ملتی فریاد می زنند، الله اکبر می گویند و جمهوری اسلامی را خواهند. ما پیشمان چیز دیگر مطرح نیست، ما نمی ترسیم از اینکه آمریکا توطئه کند یا فرض کنید تهدید کند ما را، ما از تهدید او ترسیم، ملت ما هم نمی ترسد، آن کسی می ترسد که این دنیا را دار قرار می داند، آنها که این را دار قرار نمی دانند، دارقرار را جای دیگر می دانند. ملتی که می گوید من شهادت را استقبال می کنم، جوان هائی که می آیند، حالا هم می آیند پیش من بعضی می گویند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم، مادرها می گویند دعا کنید که من یک جوان دادم این جوانم هم شهید بشود. یک همچو تحولی که در یک ملت پیدا شده از چه چیزی می ترسد این ملت، آقای کارتر ما را از چه چیز می خواهد بترساند. تفنگدارهای آنها، نظامی های آنها از چه چیز ما را می ترسانند، بفرستند هر کاری می خواهند بکنند، ببینند می شود یا نمی شود یک ملت بیداری را با آن حرف های بیهوده آنها و چیز اغفال کرد.
 

با بودن شاه در آمریکا و لانه جاسوسی در اینجا، مذاکره با آمریکا فایده ندارد

ما با کی ملاقات کنیم؟ با چه جمعیتی ملاقات کنیم؟ با آنهائی که اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند لکن دوائی اگر چنانچه ببینند که بخواهند تجربه کنند که آیا ضرر دارد یا ندارد می فرستند در

صحیفه نور جلد 10 صفحه 164

طرف های، همانطوری که شما، دکترهای شما وقتی که بخواهند امتحان کنند یک دوائی را به خرگوش می زنند با به موش می زنند، اینها به دنیای سوم می فرستند، ما با اینها می توانیم بنشینیم صحبت کنیم؟! ما با اینها می توانیم که، مملکتی را که آنها اینطور ما را حساب می کنند، مثل خرگوش ما را حساب می کنند یا بدتر، امتحان دواهاشان را روی جوان های ما می کنند، ما با اینها چه صحبت بکنیم. آنها که شبکه جاسوسی در اینجا درست کردند، توطئه درست کردند، کردستان و امثال اینها را، اینها نقشه می کشند و راه می دهند، ما با اینها بنشینیم صحبت بکنیم، چی چی صحبت بکنیم؟ ایشان می خواهند چه صحبت بکنند؟ ما می گوئیم یک نفر آدمی که پنجاه و چند سال خودش، پدرش در اینجا حکومت جائرانه برخلاف قوانین اسلام، برخلاف میل ملت حکومت کردند و همه چیز ما را از بین بردند، بدهند دست ما، یک مطلب حقی است ما بگوئیم بدهید این جانی را که جوان های ما را کشته است، این جانی که همه ذخایر ما را به رایگان داده است و خیانت و جنایت به ما کرده، این را دست ما بدهید. چه می گوئید شما؟ خواهید بیائید بگویید که باشد آنجا، یا می خواهید بیائید بگوئید که نه، شما دیگر حالا ببخشید ایشان را؟ چه چیز می خواهید به ما بگوئید؟ می خواهید تحویل بدهید، خوب، تحویل بدهید، دیگر گفتگو ندارد، حرف ندارد این، خوب تحویل بدهید این جانی را، تحویل ما بدهید، لانه جاسوسی هم از اینجا بردارید، بنشینیم آنوقت دولت ما صحبت بکنند راجع به مسائل ارتباطاتی که معلوم نیست یک ارتباط صحیح هم باشد، لکن با همه ملت ها، ما با هیچ ملتی بد نیستیم، اسلام آمده بود برای تمام ملل، برای ناس (یا ایهاالناس) ، اسلام برای همه است، دلسوز برای بشر است، ما هم تابع اسلامیم، ما هم دلسوزیم برای بشر، ما با هر کس که با ما به طور انسانی رفتار کند ما با او دوستیم، اما ما را حساب کنند، ما را از موش بدتر نکنند که دواهای خودشان را روی ما حساب کنند، روی ما امتحان کنند، ما را هم آدم حساب کنند آنها. اینهائی که دم می زنند از این طرف و از آن طرف، فهمند این را که آنها به شما چه نظری دارند، آنها شما را چه می دانند. حیثیت ما از دست می رود، این حبسی ها، این شلاق ها حیثیت ما را، آقا، آنها برای ما چیزی قائل نیستند، آنها شما را موش دانند بدتر از موش می دانند، آنها از حیوانات می گویند حمایت می کنیم، اما ما را آنطوری حساب می کنند. شما چه حیثیتی دارید، ما چه حیثیتی پیش اینها داریم، ما چه صحبتی با اینها داریم، چه چیز بنشینیم با اینها بگوئیم. آن کسی که لانه جاسوسی اش در ایران هست و آنطوری که اینها می گویند، می گویند اصلاً عقل ماها نمی تواند برسد که اینکه اینها چه بساطی اینجا درست کردند برای توطئه، کارشناس ها باید بروند آنجا تا بفهمند، تا چه اندازه هم بفهمند، من نمی دانم، یکی شان که اینجا بود، آنجا آمده بود پیش من گفت ما یک چیزی پیدا کردیم به اندازه عدس، این گیرنده و فرستنده است، گفت اندازه عدس است. روابط، اینها با همه جا داشتند، مرکز جاسوسی شاید شرق بوده اینجا، اینجا را جای امنی برای خودشان درست کرده بودند، آقای آریا مهر اینجا را تقدیم کرده بود به اینها هر کاری بخواهند بکنند، مرکز جاسوسی همه جا بوده، می گویند نه مخصوص به ایران بوده است، برای همه جا، اینجا مرکزیت برای همه جا داشته است و مرکز توطئه برای همه جا بوده است. این مرکز را از اینجا کلکش را بکنند و آن خائن را هم دست ما

صحیفه نور جلد 10 صفحه 165

بدهند تا ما، جای این پیدا بشود که حالا ما بنشینیم یک صحبتی بکنیم. در زمان محمدرضا، آن اوائل نهضت دست و پا کردند که یک تفاهمی بشود، یک دفعه که آمدند پیش ما که می خواهیم که مثلاً ملاقاتی، چیزی طرح بشود، من به ایشان گفتم که علم هستش، ما وارد مذاکره نمی شویم، شما اول علم را کنار بگذارید، بعد وارد مذاکره بشویم ببینیم چه بگوئیم. حالا هم تا این مرکز جاسوسی در اینجا بپاست و تا آن خائن را که آنجا بردند و آنجا هم یک مرکز جاسوسی دیگر می خواهند درست بکنند و یک مرکز، توطئه دیگر می خواهند درست بکنند، تا آن آنجاست و این اینجاست جای صحبت نیست. نه من صحبت می کنم نه کس دیگر، وقتی این دو تا از بین رفت آنوقت بنشینیم ببینیم باید چه بگوئیم، ببینیم که آیا رابطه ما، رابطه با یک مظلوم با یک ظالم، یا قلدر با یک مستضعف است، نه ما دیگر رابطه ای نداریم و اگر رابطه انسانی است، روابط انسانی با هیچ جا مانعی ندارد و ما با ملت ها خوب هستیم.
 

ملت باید در مقابل توطئه های مفسدین بیدار باشید

اینها با هر طریقی که شده است می خواهند که این نهضت را آلوده کنند. الان از قراری که شنیدم راجع به این جوان های پاکی که رفتند در این مراکز فساد، این جوان هائی که من نمی شناسم شان لکن از عمل معلوم است که عمل انسانی بوده، پاک بوده (اشخاصی هم که می شناسند می گویند که مسلم هستند) خوب، الان یک دسته ای از همین خرابکارها و همین هائی که سنگ ملت را به سینه می زنند دارند اینها را با توطئه خودشان می خواهند بد نام کنند اینها را توی ملت، بگویند باید این اسناد را بیاورند، همین امروز بیاورند اینجا والا خودشان چه جورند. آقا اسناد امریکاست، اسناد کسی است که ورزیده شده و در توطئه، مگر او، این را می شود آوردش آنجا و علنی گفت که یک همچو، مگر اینطوری نوشته اند آنجا که چه قضیه چیست، فلان حزب با ماست، فلان جمعیت با ما. اینطوری نیست، اینها را با حروف می نویسند، یک جا نمی نویسند، اسنادش را آنی که مهم بوده است در نظر آنها بعد از چهار پنج ساعت، آن چند ساعتی که اینها نتوانستند به آنها دستیابی کنند، از بین بردند، یک مقدارش هم که مجال نشده و به نظر آنها دیگر خیلی مهم نبود، باقی مانده. اینها مجال لازم دارد تا اینکه بشود کشفش کرد چه است، لکن معذلک مفسده جوها شروع کردند به سمپاشی و می خواهند چهره این جوان ها و چهره نورانی این جوان ها را پیش ملت لکه دار کنند. ملت بیدار باشند، به این حرف مفت ها گوش نکنند، اینها عمال همان ها هستند، هر کسی راجع به اینها کار شکنی بخواهد بکند، می خواهند این لانه جاسوسی را از دست اینها بیرون بیاورند و اینها را پیش ملت لکه دار بکنند تا اینکه اربابانشان بتوانند باز تاخت و تاز بکنند. ملت بیدار باشد توجه داشته باشد، به این توطئه هائی که از طرف خود آنها دارد می شود و روابط هست بین شان و این افراد ناصالح، اینها می خواهند کاری بکنند که این جوان های پاکدل ما را، به آنها تهمت بزنند تا بین ملت یک تفرقه ای حاصل بشود و این محل برای آنها محفوظ باشد و آن آدم جانی هم به اینجا برنگردد. اینها الان در فکر این معنا هستند. ملت ما باید بیدار

صحیفه نور جلد 10 صفحه 166

باشد، با بیداری راه برود معذلک باید تشنج هیچ نباشد، آرامش باید باشد، اگر یک دسته ای آمدند گفتند که فلان سفارتخانه مثل این است، هیچ گوش به آنها ندهید، همه سر جای خودشان آرام. ما الان تمام نقطه نظرمان این سفارتخانه است، ملت ایران تمام توجهش به این سفارتخانه است، ملت ایران تمام توجهش به این است که این خائن را از آمریکا بیرون بکشد و بیاورد اینجا. بله، اگر این خائن به یک مملکت دیگر، به انگلستان هم رفته بود، ما با انگلستان همان را می کردیم که با این، با آمریکا، اگر به فرانسه رفته بود همین طور. لکن آمریکا، آن که دشمنی اش از همه کس بر ما زیادتر است و ما آنقدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، این اوست که دست به اینطور جنایات دارد می زند.
 

ملت راهش را پیدا کرده و بدون خوف از ابرقدرت ها آن راه را می رود

و ما هیچ خوفی در دلمان نیست راجع به اینکه این یک کاری بکند، یک تروری بکند، ترور را کسی از آن می ترسد که اینجا را جایگاه خیال کند و جا گرم بکند. کسی که میل دارد از اینجا برود پیش آنهایی که جهاد کردند و مردند و کشته شدند، دیگر ترس ندارد این حرف ها، ترور به جهنم. همین پریروز به من مکرر گفتند، نه، همین پریروز، پریروز هم باز بعضی از آقایان آمدند که توطئه ای شده است در اینجا، گفتم خوب، این هم جزء آنها باشد، جهنم. ملت ما دیگر احتیاجی به افراد ندارد، احتیاج به یک فردی مثل من ندارد. ملت ما همه شان الان راه خودشان را پیدا کردند و دارند می روند، من هم نباشم راه را می روند، شما هم نباشید راه را می روند. ملت ما اینطور شده دیگر خوفی در کار نیست تا ما را بترسانند از قدرت ها.
 

به جای قلمفرسایی و کارشکنی، نیرویتان را صرف خدمت به مستضعفین کنید

باید همه ش ما و همه ما با چشم های باز، دل های روشن، به این توطئه ها نظر بکنیم و این توطئه ها را بشکنیم و باز همه ما باید همان نیرو را صرف کنیم، خدمت بکنیم، آن هم اول خدمت به مستضعفین، اول خدمت به زاغه نشین ها، اینهائی که ما مرهون آنها هستیم در پیشبرد این نهضت، این طبقه ای که همه چیز، از همه چیز محرومند و شما الان گفتید که آب وقتی می خواستند ببرند، از چقدرها متر راه می بردند، شیلنگ می کشیدند و محله شیلنگ آباد شما گفتید که هست. برای اینها باید همه کار بکنند، همه دست به هم بدهند که خانه برای اینها درست بشود. چرا باید در زمستان یک عائله ای زیر چادر، خوب می دانید زیر چادر سرمای اینجا نمی تواند جوابش بدهد، اینها هیچ زندگی ندارند، ثروتمندها به داد اینها برسند، اینها ننشینند آن طرف و بگویند که دولت بدهد، دولت هم باید بکند، همه باید انجام وظیفه بکنند، چرا نشستید تا همجنس ها، هم دین های شما، هم کشورهای شما در این زاغه ها زندگی بکنند، با آن وضع فلاکت بار زندگی می کنند، به داد اینها برسید آقا، نباید حالا مثل آنوقت باشد، یک دسته آن بالاها بنشینند و تفریح بکنند و پایشان را روی هم بیندازند ولم بدهند و مبل های گرانقیمت و بخندند به این جمعیت های زحمتکش و با قلم خودشان بر خلاف مسیر اینها و بر وفق خواست های

صحیفه نور جلد 10 صفحه 167

ابرقدرت ها قلمفرسائی کنند، ننشینند این کار را بکنند، ما همه با هم باشیم، مملکت از خودتان است، همه بچه این مملکت هستید پس چرا یکی به آن طرف می کشد، یکی به این طرف می کشد. آقا چرا یک دسته تبلیغ آن طرفی ها را می کند، چپی ها را می کند، یک عده چیز راستی ها را می کند، مگر خودتان آدم نیستید، برای خودتان کار بکنید، برای این مملکت، برای این ملت، برای این بیچاره ها کار بکنید. کارشکنی لااقل نکنید، خوب، بنشینید تو خانه مرفه تان و تفریحات خودتان را بکنید و عیاشی و هرزگی خودتان را بکنید، دیگر چرا کارشکنی می کنید.
خداوند انشاءالله همه ما را آدم بکند. قرآن برای آدم سازی آمده، خدا ما را آشنا کند به قرآن کریم و به شما انشاءالله توفیق بدهد. از خدمت های شما من متشکرم، اجرش با خداست. خدا با شماست و انشاءالله موفق و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

مصاحبه خبرنگاران شبکه رادیو تلویزیون آلمان غربی با امام خمینی

تاریخ: 1358/08/17

 

مصاحبه خبرنگاران شبکه رادیو تلویزیون آلمان غربی با امام خمینی

سؤال: امام! شما که کوشش می کنید جامعه ای برقرار کنید که نمونه ارزش هائی باشد که در صدر اسلام دیده ایم، در زمان پیغمبر اسلام در مدینه و جامعه کوفه در زمان حضرت امیر دیده شده است، شما تصور می کنید که این ارزش ها که در آن جامعه بوده قابل انطباق با دنیای جدید قرن بیستم هست یا خیر؟ و چگونه؟
جواب: (بسم الله الرحمن الرحیم) ارزش ها در عالم در دو قسم است یک قسم ارزش های معنوی، از قبیل ارزش توحید و جهاد مربوط به الوهیت و از قبیل عدالت اجتماعی، حکومت عدل و رفتار عادلانه حکومت ها با ملت ها و بسط عدالت اجتماعی در بین ملت هاو امثال اینها که در صدر اسلام یا قبل از اسلام از آنوقتی که انبیا مبعوث شدند وجود داشته و قابل تغییر نیست. عدالت معنایی نیست که تغییر بکند، یک وقت صحیح و زمانی غیر صحیح باشد. ارزش های معنوی ارزش های همیشگی هستند که قبل از صنعتی شدن کشورها، ضمن و بعدا در آن نیز وجود داشته و دارد، عدالت ارتباطی به این امور ندارد. قسم دیگر اموری است مادی که به مقتضای زمان فرق می کند، در زمان سابق یک طور بوده است و بعد رو به ترقی رفته است تا به مرحله کنونی رسیده است و بعد از این هم بالاتر خواهد رفت. آنچه میزان حکومت و مربوط به اجتماع و سیاست است ارزش های معنوی است. در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصیل اسلام محقق شد، یک زمان رسول الله (ص) و دیگر وقتی که در کوفه علی ابن ابیطالب سلام الله علیه حکومت می کرد. در این دو مورد بود که ارزش های معنوی حکومت می کرد. یعنی یک حکومت عدل برقرار و حاکم ذره ای از قانون تخلف نمی کرد. حکومت در این دو زمان حکومت قانون بوده است و شاید دیگر هیچ وقت حاکمیت قانون را بدانگونه سراغ نداشته باشد حکومت که - کم - ولی امرش (که حالا به سلطان یا رئیس جمهور تعبیرش می کنند) در مقابل قانون با پائین ترین فردی که در آنجا زندگی می کنند علی السواء باشد، در حکومت صدر اسلام این معنی بوده است. حتی قضیه ای از حضرت امیر در تاریخ است: در وقتی که حضرت امیر سلام الله علیه حاکم وقت و حکومتش از حجاز تا مصر و تا ایران و جاهای بسیاری دیگر بسط داشت، قضات هم از طرف خودش تعیین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 169

می شد، در یک قضیه ای که ادعائی بود بین حضرت امیر و یک نفر یمنی که آن هم از اتباع همان مملکت بود قاضی حضرت امیر را خواست، در صورتی که قاضی دست نشانده خود او بود، و حضرت امیر بر قاضی وارد شد و قاضی خواست به او احترام بگذارد، امام فرمود که در قضا به یک فرد احترام نکنید، باید من و او علی السواء باشیم، و بعد هم که قاضی برضد حضرت امیر حکم کرد، با روی گشاده قبول کرد.
این حکومتی است که در مقابل قانون همگی علی السواء حاضرند، برای اینکه قانون اسلام قانون الهی است و همه در مقابل خدای تبارک و تعالی حاضرند، چه حاکم، چه محکوم، چه پیغمبر و چه امام و چه سایر مردم. ما حالا آرزوی این را داریم که حکومت ما شباهتی به حکومت صدر اسلام پیدا کند و اینطور نیست که همچو قدرتی داشته باشیم که بتوانیم همه محتوای حکومت اسلام را بلافاصله پیاده کنیم، خصوصاً که ما در زمانی زندگی می کنیم که اقلاً پنجاه و چند سال این مملکت محتوایش تغییر کرده است و همه چیزش منحط و غیر اسلامی شده است. اگر بخواهیم تمام مغزهای فاسد شده را به مغزهای اسلامی و صالح برگردانیم، مدتی طولانی وقت لازم دارد اگر خدا بخواهد می شود و اگر نخواهد باید این آرزو را به گور ببریم.
سؤال: امام! در کردستان فعالیت های نظامی یک مقداری شدید شده، چه راه حلی را در کردستان می بینید و به بحران کردستان چگونه می نگرید؟
جواب: کردستان قضیه ای نیست که بین ما و دولت ما و بین کردها باشد. کردها یا غیر کردها و همه طوائفی که در ایران زندگی می کنند همگی در مقابل قانون علی السواء هستند، در مقابل دولت علی السواء هستند. هیچ فرقی بین کرد و ترک و لر و غیره نیست. ما حکومت اسلامی داریم می گوئیم. حکومت اسلامی همان است که در صدر اسلام بوده است که همه طوائف در مقابل قانون علی السواء بودند. ما الان می خواهیم یک همچو معنائی را متحقق بکنیم که تمام طوائف علی السواء باشند. ما با کرد هیچ اختلافی نداریم، کردها هم با ما اختلافی ندارند. اینها که قضیه کردستان را ایجاد کردند دسته ای هستند که از خارج ارتزاق می شوند و الهام می گیرند که از این طرف یا از آن طرف، اکثراً از آمریکا، چنانکه بعضی نوشتجات هم که اخیراً به دست آورده اند مؤید آن است و معلوم شده که در قضایای خرمشهر و خوزستان و قضایای کردستان آمریکا دست داشته است، این مطلبی است که آنها پیش آوردند. ما گرفتار اجانب هستیم همانطور که تا حالا بودیم. مسأله ای بین ما و کردها نیست که محتاج به حل باشد. مسأله ما و کردها همان مسأله ای است که بین ما و فارس ها است. فارس ها هم از ما می خواهند که امور شهرشان را خودشان اداره کنند و هیأتی را برای امور شهرشان تعیین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 170

کنند که آباد بشود و برق و اسفالت و همه چیزشان درست بشود. این همان چیزی است که کردها، لرها و ترک ها هم می خواهند، فرقی بین آنها نیست. اگر نبود که ما برای خاطر کردها و زن و بچه های هموطنان خودمان فکر نمی کردیم، قضیه کردستان پیش ما چیزی نبود که راه حلی لازم داشته باشد راه حل نظامی اش درست انجام می شد بلکه اگر نظامی ها هم دخالت نمی کردند، خود افراد مملکت ایران می رفتند. مکررا از ما خواستند که بروند، عشایر و کسان دیگر خواستند که برای اصلاح کارها به آنجا بروند و این کارها را اصلاح بکنند، لکن ما نمی خواهیم برادرکشی بشود. ما امیدواریم با توجه به کاری که رفتند کردستان، قضیه با حسن تفاهم حل بشود و خود جمعیت کرد اشخاص خرابکار را کنار بگذارند تا تمام جهات حاصل بشود.
سؤال: در اروپا تحرکی جدید به چشم می خورد و آن یک تحرک مذهبی است که این تحرک وجود نداشته، عموما پیروان کاتولیک یعنی کسانی که به کاتولیک اعتقاد داشتند بوجود آوردند. این تحرک را چگونه ارزیابی می کنید و نظرتان در مورد پاپ چگونه است؟
جواب: آن تحرک مذهبی از این است که مردم از این پیشروی مادی سر خورده اند و دیدند که تمام این پیشرفت هائی که شده است چیزهائی نیست که برای بشر آرامش بیاورد بلکه زندگی آنها را بیشتر تباه کرده است، بیشتر این صنف ها به ضرر بشر بوده تا به نفع بشر. و آن چیزی که بشر طالب است این است که به روحش آرامش بدهد و آن چیزی که آرامش می آورد مذهب است از این جهت ممکن است که جاهای دیگر این احساس را کرده باشند، چنانچه ممالک ما این احساس را دارند که تنها در سایه مذهب است که بشر به آن آرامش روحی مطلوب می رسد چرا که در امور مادی این آرامش نیست، یک تحرکاتی است که منافی با آن آرامش است که بشر طالب است.
سؤال: در خواست های شما نابودی کشور اسرائیل است، اگر این منجر به نابودی اسرائیل شود و فلسطینی ها پیروز گردند، یهودیان چه سرنوشتی خواهند داشت؟
جواب: یهودی ها حسابشان از صهیونیست ها جداست. اگر چنانچه مسلمین بر صهیونیست ها غلبه پیدا بکنند، همان حالی را پیدا می کنند که شاه مخلوع پیدا کرد و اما با یهودی ها کاری ندارند، ملتی هستند مثل سایر ملل زندگی آنها انجام می گیرد و تصرفی به آنها نیست.
سؤال: حضرت امام! رابطه بین واشنگتن و تهران در حال حاضر خیلی بحرانی است و در حال مهیبی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 171

است (بخصوص بعد از اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان) به نظر شما این روابط چگونه باید باشد و با نظر به موقعیت شخص شما چیست؟
جواب: نظر من این است که تمام این بحران ها را آمریکا ایجاد می کند. مسلمین و ملت ما به حسب نظر اولیائشان، ما بین ملت ها هیچ فرقی نمی گذارند، به این معنا که بخواهند با یکی عدالت و با یکی بی عدالتی بکنند، لکن آمریکاست که نمی گذارد این آرامش پیدا بشود. آمریکا، آن کسی که پنجاه سال به این مملکت خیانت کرد و به امر او جوان های ما دست جمعی در خیابان ها کشته شدند و علما و روشنفکران ما به حبس رفتند، کشته شدند، آواره شدند، تبعید شدند، یک همچو موجودی را که تمام ملت ما با او دشمن است آمریکا برد و در منزل خودش در جائی که برای او مأمن درست کرده و نگاه می دارد و او و عائله اش را احترام می کند و با جوان های ما که در آنجا اعتراض می کنند با خشونت رفتار می کنند، واکنش این اعمال است که ملت بریزند و این کار را انجام بدهند و مسؤولیت آن از خود آمریکاست و سفارتی که در ایران است یک توطئه هائی بود که حالا کشف شده است و با وجود این توطئه ها نمی شود گفت که ملت بنشینند و نگاه کنند و آنها هر کاری که می خواهند بکنند. از این جهت خود آمریکا منشاء این امور است، منشاء کارهائی که انجام گرفته است می باشد و در مقابل آن کارهای ناحقی است که آمریکا ظرف چندین سال با ما کرده است و ما دیگر نمی توانیم کارهائی که آنها می خواهند انجام بدهند تحمل کنیم، از این جهت باید آمریکا بفهمد که دیگر وقت آن ظلم ها گذشته است و باید حساب کار خودش را بکند و اگر ما دیدیم که بیشتر از این می خواهد جلو برود، ما هم کارهائی داریم که با ضرر آمریکا تمام خواهد شد.
سؤال: امام! خیلی از شما متشکر هستیم. در حال حاضر نفتی که صادر می شود مقدار صدورش نسبت به سال های گذشته کمتر است، آیا این وضع ثابت خواهد ماند، یا پائین تر خواهد رفت؟ یا بالاتر خواهد رفت؟
جواب: این تابع صلاحدید دولت است. دولت هر طور صلاح بداند و هر چه مصلحت مملکت باشد انجام می دهد. اگر مصلحت مملکت شان در پائین تر صادر کردن باشد، پائین تر می آید و اگر بالاتر برود، بالاتر می رود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن تبلیغات فرهنگ اسلامی و جمعیت شیر و خوشید (سابق) خرم آباد

تاریخ: 1358/08/18

 

عید غدیر روز نصب علی (ع) شخصیت والای تربیت یافته دامان پیامبر برای امامت

بسم الله الرحمن الرحیم
من عید سعید را به همه مسلمین و بر ملت شریف ایران، به شما آقایان تبریک عرض می کنم، عیدی که در آن امامت ثبت شد و پیغمبر اسلام امام را برای امامت امت نصب کرد، چه شخصی را، چه شخصیتی را. شخصیت این مرد بزرگ که امام امت شد، شخصیتی است که در اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی تواند سراغ کند. یک موجودی که امور متضاده را در خودش جمع کرده. کسی که جنگجوست اهل عبادت نمی شود، کسی که قوه بازو می خواهد داشته باشد اهل زهد نمی تواند باشد، کسی که شمشیر می کشد و اشخاصی را که منحرفند درو می کند، این نمی تواند که عاطفه و اهل عاطفه آنطور که این شخص داشت، باشد. این شخصیت بزرگ امور متضاده را در خودش جمع کرده، در عین حالی که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول و گفته شده است که شبی هزار مرتبه نماز می خواند و در عین حالی که غذای او آنطوری که در تاریخ ثبت شده است از نان و سرکه و فوقش زیت یا نمک بیرون نبوده است، در عین حال قدرت بدنی، آنطور قدرت است که، آنطوری که در تاریخ است، آن دری را که از خیبر ایشان کنده است و چندین زراع دور انداخته است، چهل نفر نمی توانستند بلندش کنند.
در شمشیرزنی، شمشیرهایش آنطور بوده است که با یک ضربه از این طرف که می زده دو نیم می کرده است، از این طرف می زده دو نیم می کرده، در صورتی که آنهایی که ضربه را می خوردند خود آهنی داشتند، زره آهنی داشتند و گاهی هم دو تا زره به تنشان می کردند. آدمی که با نان و سرکه زندگی می کرده و بسیاری از روزها را روزه می گرفته است و افطار را با چند لقمه نان و نمک یا نان و سرکه افطار می کرده است، جمع کرده است ما بین آن زهد و این قوت بازو و این جمع بین دو امر متضاد است. آدمی که جنگجوست به آنطور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را به هزیمت وا می دارد و می فرماید اگر تمام عرب یک طرف باشند به من هجوم کنند، من پشت نمی کنم، این آدم در عطوفت آنطور است که وقتی یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده اند می فرماید که مرگ برای انسان آسان است (قریب به این) آدمی که در عرفان و علم ماوراء طبیعت آنطور است که نهج البلاغه حکایت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 174

می کند از مقام عرفانش، در عین حال شمشیر می کشد و کفار و اخلالگران را از دم شمشیر می گذراند. ما شیعه همچو اعجوبه معجزه آسا هستیم.
 

تداوم رسالت پیامبر و ائمه هدی در سایه ولایت فقیه

من می گویم اگر چنانچه پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم غیر از این موجود تربیت نکرده بود، کافی بود برایش. اگر چنانچه پیغمبر اسلام مبعوث شده بود برای اینکه یک همچو موجودی را تحویل جامعه بدهد، این کافی بود. یک همچو موجودی که هیچ سراغ ندارد کسی و بعدها هم سراغ ندارد کسی، امروز روز نصب اوست به امامت امت. یک همچو موجودی امام امت است، البته کس دیگر به پای او نخواهد رسید و بعد از رسول اکرم کسی افضل از او در هیچ معنائی نیست و نخواهد بود. لکن در مراتب بعد هم که باید این امت هدایت بشود، پیغمبر اکرم که از دنیا می خواست تشریف ببرد، تعیین جانشین و جانشین ها را تا زمان غیبت کرد و همان جانشین ها تعیین امام امت را هم کردند، به طور کلی این امت را به خود وانگذاشتند که متحیر باشند، برای آنها امام تعیین کردند، رهبر تعیین کردند. تا ائمه هدی سلام الله علیهم بودند، آنها بودند و بعد فقها، آنهائی که متعهدند، آنهائی که اسلام شناسند، آنهائی که زهد دارند، زاهدند، آنهائی که اعراض از دنیا دارند، آنهائی که توجه به زرق و برق دنیا ندارند، آنهائی که دلسوز برای ملت، آنهائی که ملت را مثل فرزندان خودشان می دانند، آنها را تعیین کردند برای پاسداری از این امت.
 

ولایت فقیه حاکمیت قانون الهی است، نه دیکتاتوری

مع الاسف اشخاصی که اطلاع ندارند بر وضعیت برنامه های اسلام، گمان می کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه در قانون اساسی بگذرد، این اسباب دیکتاتوری می شود، در صورتی که ولایت فقیه است که جلو دیکتاتوری را می گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می شود. آن که جلوگیری می کند از اینکه رئیس جمهور دیکتاتوری نکند، آن که جلو می گیرد از اینکه رئیس ارتش دیکتاتوری نکند، رئیس ژاندارمری دیکتاتوری نکند، رئیس شهربانی دیکتاتوری نکند، نخست وزیر دیکتاتوری نکند، آن فقیه است.
آن فقیهی که برای امت تعیین شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که می خواهد این دیکتاتوری ها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است، یعنی قانون الهی، قانون قرآن و سنت است و حکومت، حکومت تابع قانون است، یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیرالمومنین هم تابع قانون، تخلف از قانون یک قدم نمی کردند و نمی توانستند بکنند.
خدای تبارک و تعالی می فرماید که اگر چنانچه یک تخلفی بکنی، یک چیزی را به من نسبت بدهی، تو را اخذ می کنم، و تینت را قطع می کنم. اسلام دیکتاتوری ندارد، اسلام همه اش روی قوانین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 175

است و آن کسانی که پاسدار اسلامند اگر بخواهند دیکتاتوری کنند، از پاسداری ساقط می شوند به حسب حکم اسلام.
نترسانند مردم را از این قانون اساسی که تصویب کردند عده کثیری، عده ای از علماء اسلام و دانشمندان. شماها را اغفال نکنند به اینکه بگویند که این قانون دموکراسی نیست، ما اسلام را هم دموکراسی نمی دانیم. شما را اغفال نکنند اینها، که قانون اساسی برای چند هفته، یک هفته، دو هفته دیگر به آراء عمومی گذاشته می شود. شما را سرد نکنند از اینکه نروید رأی بدهید. بروید رأی بدهید. بعد می خوانند برای شما، قانون را منتشرکنند، مختارید در رأی دادن، می خواهید قبول می کنید، نمی خواهید رد می کنید، اگر رد کردید باز درست تر نوشته می شود و اگر قبول کردید، رأی بدهید به آن. بی تفاوت نباشید نسبت به آن چیزی که سرنوشت شما به او وابسته است، اسلام شما به او بسته است. امروز آن چیزی که باید مطرح بشود، آن مسائل اساسی است، مسأله قانون اساسی است، مسأله رئیس جمهور است، مسأله شوراست. باید شما این مطلب را توجه به آن داشته باشید، منحرف از این به هیچ وجه نشوید.
شما پنجاه سال یا بیشتر دندان روی جگر گذاشتید برای این نابسامانی ها، دو ماه دیگر دندان روی جگر بگذارید. این حرف ها که منتشر می کنند در اطراف که فلان جا فلان قضیه واقع شده است، آسفالت نشده است، بیمارستان نداریم، طبیب صحیح نداریم، کشاورزیمان کذاست، تمام اینها برای این است که شماها را مأیوس کنند از این مسائلی که در اول است و ما باید اول آنها را درست کنیم و بعد سراغ کارهای دیگر. شما را از این منحرف کنند و متوجه کنند به آن مسائل فرعی، نظیر این می ماند که زلزله آمده باشد و اشخاصی را فرو گرفته باشد و باید همه برویم سراغ نجات آنها، یک دسته بیفتند بگویند آب ما کم است یا زراعت ما کم است و شما را از آن راه باز دارند. الان مملکت یک وضعی دارد که این شیطنت های اطراف، دست های مختلف در صددند که راه را منحرف کنند و نگذارند که این قانون اساسی بگذرد و دنبالش هم نگذارند که مجلس شورا درست بشود و ریاست جمهوری و این مملکت متزلزل باشد و آنها توطئه بکنند و شما اغفال بشوید، شماها به راه های دیگر، راه های صحیح اما راه های دست دوم. تمامی مطالبی که شما گفتید صحیح است، نه منطقه شما، همه مناطق اینطوری است. یک مملکتی که پنجاه سال کوشش کردند برای اینکه هم جوان های ما را عقب نگه دارند و هم فاسد کنند و هم مملکت ما را به هم بریزند، یک همچو مملکتی خیال نکنید که فقط خرم آبادش اینطور است، شما خرم آبادش را می بینید، کردستانش هم اینطور است، کردستانی هم همین حرف شما را می زند، خوزستانی ها هم همین حرف شما را می زنند، خراسانی ها هم همین حرف شما را می زنند، این زاغه نشینان اطراف تهران هم همین حرف شما را می زنند که از شما زندگی شان بسیار بدتر است، لکن مسائل، این مسائل، مسائل دست دوم است. یک مملکتی الان در معرض این است که این اشخاصی که افتادند توی جمعیت ها و دارند افساد می کنند، در معرض این است که نگذارند این نهضت به آخر برسد یا لااقل معطلش کنند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 176


با قدرت پیش بروید، این مسائل دست اول را نظر کنید و با قوت و قدرت پیش ببرید و مطلب به آخر برسانید. وقتی که اصول مطلب تمام شد، این بیمار محتاج به معالجه است، لکن باید اول حیاتش را حفظ کرد، بعد بیماریش را معالجه کرد. مملکت ما یک مملکتی است که پنجاه سال کوشش شده است که بیمار و بیمارترش کنند، لکن یک مسائل رؤوسی است که اگر به او رسیدگی نشود، این مریض می میرد و یک مسائل دست دوم است که بعد از اینکه حفظ حیات او شد، آنوقت کوشش کنیم برای رفع بیماری ها، رفع نابسامانی ها من به شما عرض می کنم که تمام این مسائل که شما طرح می کنید صحیح است، لکن مسائل دست دوم است. فرهنگ باید بازسازی بشود، تصفیه بشود، ادارات باید تصفیه بشوند، همه اینها باید بشود، کشاورزی باید تقویت بشود که ما محتاج نباشیم به اینکه از دشمن های خودمان چیزی طلب کنیم، فرهنگ درست بشود، دانشگاه ما باید درست بشود که ما راجع به همه امور خودکفا بشویم، لکن آنها برنامه های دراز مدت است که باید با طول مدت این انجام بگیرد. این چیزی که الان محل بحث ما هست و مورد احتیاج همه ما هست، این امری است که در رأس امور واقع شده است، این امری است که اساس مملکت شماست و او این است که بروید تمام افراد خودتان را، تمام ملت را آشنا کنید به اینکه قانون اساسی را باید به آن رأی بدهید و ملاحظه کنید، رأی بدهید، البته آزادید هر رایی دلتان می خواهد بدهید اما بی تفاوت نباشید نسبت به سرنوشت مملکت خودتان، نسبت به اسلام، نسبت به ملت، نسبت به کشور بی تفاوت نباشید، گوش نکنید به این حرف اینها که قانون اساسی خوب نشده و محتوایش چه است. اینها تمام در نظر دارند که نگذارند که شما رأی بدهید به قانون اساسی و شما را بی تفاوت یا بدبین کنند. اینها آنهائی هستند که طرز فکرشان این است که اسلام اصلاً عقب افتاده است. اینها طرز فکرشان این است که، عده زیادیشان هم هستند که اجیرند، اجرت می گیرند برای اینطور کارها، برای اینکه بنویسند، برای اینکه بگویند، برای اینکه بروند اطراف و شلوغکاری کنند، تمام مطلبشان این است که شما دیدید که در رفراندم راجع به جمهوری اسلامی کارشکنی می کردند که رأی داده نشود، بعضی صندوق ها را سوزاندند و بعضی جاها را با تفنگ جلوگیری کردند که رأی ندهند مردم. بعد از آنکه آنجا شکست خوردند، دنبال این رفتند که مردم رأی ندهند راجع به وکلائی که، خبرگانی که می خواهند ملاحظه کنند، دستشان از آن کوتاه شد، دنبال این هستند که مردم رأی ندهند برای قانون اساسی، اینها همان مردمی اند که با اساس مخالفند و شما اشخاصی هستید که بچه هایتان را، جوان هایتان را دادید برای اینکه اسلام را زنده بکنید، شما تابع امیرالمومنین اید، شما جوان هاتان را دادید برای اینکه اسلام را زنده بکنید، نه تابع مکتب های انحرافی که اصل این مسائل را کار ندارند و کاری با آن ندارند.
باید همه ما در این زمانی که احتیاج دارد اسلام به شما جوان ها، پیغمبر اکرم به شما الان احتیاج دارد، شما الان رفع کنید این احتیاجش را. احتیاج این است که بی تفاوت نباشید نسبت به مملکت تان. احتیاج این است که قانون اساسی، اساس مملکت شماست، بی تفاوت نباشید که بروید سراغ کارتان بنشینید که فرض کنید که می خواهم یک خیاطی بکنم، می خواهم یک کار دیگری بکنم، سرنوشت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 177

مملکت شماست، سرنوشت مذهب شماست، سرنوشت کشور شماست، سرنوشت ملت شماست، بی تفاوت نباشید.
باید همه شما دست به دست هم بدهید، همانطوری که تا حالا با اتحاد کلمه و با دست به دست دادن به هم تا اینجا رساندید و دشمن های خودتان را کنار زدید و این مفسده جوها را بیرون کردید، از حالا به بعد هم با وحدت کلمه دست به دست بدهید و این بار را انشاءالله به منزل برسانید. خداوند انشاءالله همه شما را تأیید کند. من دعاگوی شما هستم. من صلاح حال شما را می خواهم و صلاح دین و دنیای شما این است که در این برهه از زمان که مسائل اصلی در کار است، راجع به مسائل دیگر که حق است با شما. ولی وقتش یک قدری زود است، در یک وقتی است که مفسده جوها می خواهند نگذارند کارها انجام بگیرد، یک قدری آنجا را باید مهلت بدهید و همه در فکر این مطلب هستند و انشاءالله موفق و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:07 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نماینده پاپ پل ششم

تاریخ: 1358/08/19

 

موضع گیری سازشکارانه پاپ در برابر جنایات آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم
من اگر در این موقع حساس، مقامات دیگر تقاضای ملاقات کرده بودند برای این موضوع نمی پذیرفتم لکن مقام روحانیت ملت مسیح و پاپ اعظم احترامی دارند که ما پذیرفتیم و اتفاقاً خوشحال هم شدم از اینکه ایشان پیام فرستاده اند تا من مطلبی که باید به ایشان تذکر بدهم، تذکر بدهم. من و ملت ما، بلکه ملت های مستضعف جهان اعم از مسلمین و نصاری و غیر آنها، یک نقطه ابهام پیش ماست که من میل دارم این نقطه ابهام را تذکر بدهم. گوش 35 میلیون جمعیت ایران که 50 سال است در زیر یوغ استعمار و فشار خصوص آمریکا و اخیراً فشار خصوص آقای کارتر هستند و گوش میلیون ها جمعیت مستضعف، انتظار نوازشی از مقام روحانیت پاپ داشت نوازش پدرانه ای که لااقل استفسار از حال این مستضعفین باشد و نسبت به مستکبرینی که به اینها ظلم شده است و در زیر فشار ظلم بودند، هشیاری داده شده باشد، میانجیگری شده باشد بین ملت های مستضعف و آن ابرقدرت ها که خودشان را مسیحی معرفی می کنند. و گوش، همچو ندای روحانیی را نشنیده است تا حالا. چه شده است که ما 50 سال کشته دادیم، کشته های دستجمعی، در حبس بودیم، حبس های غیر انسانی که بهترین افراد این ملت را در آنجا شکنجه های غیر انسانی می دادند و یک میانجیگری در کار نبود و آقای پاپ اعظم به فکر این نیفتادند که از این ملت مستضعف پشتیبانی کنند یا لااقل میانجیگری کنند که ایشان دست از سر این مستضعفین بردارند. چه شد که امروز که ملت ما، جوان های ما که سال های طولانی تحت فشار و تحت رنج بودند، رفته اند و این چند نفری که در آن لانه جاسوسی بسر می بردند و عامل توطئه و جاسوسی بر ضد ملت ما بودند بلکه بر ضد منطقه و قرائن و شواهد بر این امر زیاد است و بزرگتر شاهد اینکه تمام پرونده ها و چیزهائی که در آنجا بوده است تا توانستند آنها را بدل به یک پودری کردند که قابل استفاده دیگر نیست. اگر اینها یک مسائل سفارتی بوده است احتیاج به این کار نبود، اگر یک مسائلی بود که مربوط به توطئه هایی که بر ضد ملت ماست نبود، این محتاج به این عمل نبود. حالا که این توطئه به ملت ما ثابت شده است و این عملی که این جوان های ما انجام داده اند، تمام ملت، تمام قشرهای ملت، الا بعضی منحرفین، در اینجا و در سایر ممالک دیگر از آن پشتیبانی کردند و این خواست تمام ملت ما بوده است، نه یک خواست از روی هوای نفسانی، بلکه یک خواست انسانی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 179

بوده است که توطئه ها معلوم بشود، توطئه هایی که بر ضد بشر است، بر ضد کشورهای ماست و بالخصوص بر ضد ایران است معلوم بشود و این حق از برای ملت ما هست، سفارتخانه ها حق قانونی ندارند که جاسوسی بکنند یا توطئه و این مرکز به حسب آنطوری که کارشناس ها تاکنون توانسته اند بفهمند مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. چه شد که در این وقت آقای پاپ اعظم به فکر این افتادند که ما برای حس انساندوستی و ایشان برای حس انساندوستی به فکر افتادند که اینها را باهاشان رفتار خوب بکنند و آزادشان بکنند؟ اما رفتار خوب، اسلام با دشمن های خودش هم رفتار خوب می کند و با اینها هم، این جوان ها که اسلامی هستند تا آنقدر که من شنیده ام رفتارشان، رفتار انسانی بوده است و نباید هیچ نگرانی از این باب داشته باشند.
 

جنایات و خیانت های رژیم پهلوی قابل شمارش نیست

و اما راجع به رهایی اینها، باید ما ببینیم که ما چه می خواهیم و ملت ما چه می خواهد. آن چیزی که ملت ما می خواهد آیا یک امر غیر مشروع است یا یک امر انسانی است؟ آیا بشر دوستی وادار کرده است این جوان های ما را که بروند و این مرکز را بگیرند و نگذارند توطئه به ثمر برسد یا خلاف این بشر دوستی است؟ آن چیزی که ملت ما می خواهد این است که این ملت از این آدم که الان در آمریکا هست 37 سال تقریباً رنج دیده است، 37 سال این به ملت ما خیانت کرده است و 37 سال ذخائر ما را به باد فنا داده است و 37 سال جوان های ما در تحت سلطه اینها زندگی انسانی نداشتند و 37 سال اختناق همه جانبه بر این مملکت و بر این ملت از طرف ایشان حکمفرما بوده است و با دست خود ایشان، به طوری که اشخاص نقل می کنند و با مباشرت در پانزده خرداد عده کثیری را به قتل رسانده است و با امرا و از پانزده خرداد تاکنون ما شاید بیش از صدهزارنفر مقتول و صدها هزار نفر مجروح و معلول داریم. این ملت با اینهمه رنجی که کشیده است، حالا می خواهد که این جانی برگردد و محاکمه به طور عدالت بشود، محاکمه بشود، اگر محکوم شد که اموال ما را برده است، از او بگیرند. الان اموالی که از مملکت ما به دست ایشان و کسانی که مربوط به ایشان است، بانک های خارج را از امریکا گرفته تا ممالک غربی پر کرده است، در صورتی که من خودم می دانم و ملت ما هم آن که به سن من است مشاهده کرده است و آن که نیست، شنیده است و تاریخ برای او گفته است، دیگران برای او گفته اند که پدر ایشان وقتی که کودتا کرد هیچ نداشت، یک سرباز بود صفرالید وقتی که سلطه پیدا کرد بر این مملکت شروع کرد املاک مردم را به زور از آنها گرفتن. شمال مملکت ما، مازندران، بهترین املاک سر سبز ما با فشارهای او و عمال او به قباله او به زور در آمده اند و بسیاری از کسانی که مالک بودند یا از روحانیینی که در این امر یک نظری می دادند اینها را می گرفتند و به حبس می بردند و گاهی می کشتند و در زمان خود رضاشاه قتل عام مسجد گوهرشاد را من به خاطر دارم و کسانی که به سن من هستند به خاطر دارند که در مسجد و معبد مسلمین که مرکز اقامه نماز بود، عبادت خدا بود، اینها ریختند و یک عده از مظلومین که برای دادخواهی آنجا مجتمع شده بودند، قتل عام کردند و از بین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 180

بردند. وقتی که او از ایران بیرون رفت یعنی بیرونش کردند، جواهرات ایران را هر چه توانست در چمدان های زیاد ریخت و از اینجا برد و در بین دریا انگلیسی ها از او گرفتند و بردند و خوردند. تا زمان او به سر رسید و نوبت به پسر رسید که همین پسر جانی را متفقین به ملت ما تحمیل کردند، در صورتی که ملت ما آن چیزهایی که از پدر دیده بود، هیچ راضی به این نبود که پسر او را بپذیرد لکن تحمیل کردند به ملت ما و این تحمیل اسباب این شد که هر چه آنها (برای خاطر اینکه او را به سلطنت رساندند) هر چه آنها بخواهند، این دست بسته و چشم بسته در اختیار آنها بگذارد. در طول مدتی که این سلطنت داشت ما اگر بخواهیم بشماریم اصول خیانت هایی که به ما کرده است، طولانی است و ما وقت اینکه بشماریم، نداریم لکن از نمونه هایی که به اسم خدمت به کشور ما ایشان انجام داده است، این ماموریت بوده است که در ازاء نفتی که از مملکت ما برای آمریکا خارج می شده است، اسلحه می گرفتند، مهمات می گرفتند، در صورتی که آن اسلحه و مهمات برای خودشان و برای پایگاه های خودشان بود و این آدم نفت ما را داد و برای آنها پایگاه درست کرد به اسم پول نفت و در این چند سال اخیر و ده سال، پانزده سال اخیر آنقدر این جنایت کرد و آنقدر جوان های ما را کشت و آنقدر حبس های اینها پر بود از جوان های ما که نمی توانیم بشماریم.
 

آقای پاپ باید کارتر را استیضاح کند

ما میل داشتیم که در طول این مدت یکی از مقامات روحانی خارج و خصوص روحانی بزرگ نصاری یک تفقدی به حال این ملت ضعیف شده باشد. من نمی توانم باور کنم که واتیکان بیخبر بوده است از این مسائل و نمی دانم این نقطه ابهام را چه بکنم. اگر ملت ما از من پرسید که روحانیت مسیح موافق است بااین جنایاتی که اینها کردند من چه جواب به اینها بدهم؟ روحانیت مسیح که می داند که قرآن کریم به طرفداری از مسیح و طرفداری از صدیقه طاهره مریم برخاست و آن چیزی که به خلاف واقع نسبت به آن طاهره مطهره می دادند، تکذیب کرد و با صراحت تکذیب کرد و اینطور طرفداری از عیسی مسیح کرد و باز طرفداری از علمای نصاری، رهبانان و قسیسین نصاری در قرآن طرفداری شده است، در عین حالی که اسلام طرفداری از مسیح و علمای مسیح کرده است در قرآن، ما میل داشتیم که گوش ما را یک وقت هم نغمه امثال آقای پاپ نوازش بدهد و استفسار کند که این ملت چرا به اینطور می گذراند و از کارتر بپرسد، استیضاح کند که چرا یک همچو آدمی را شما مسلط کردید بر این ملت و الان هم بپرسد از کارتر که چرا یک نفری که سی و چند سال جنایت کرده است، خیانت کرده است و جنایات و خیانات او مشهود است، چرا بردید آنجا و نگه داشتید و باز در آنجا هم می خواهید توطئه بکنید.
ما از دست و پا کردن کارتر هیچ تعجب نداریم برای اینکه او مردی است که سیاسی و نه به معنای سیاست سالم، به معنای سیاستی که در نظر امثال کارتر است، به هر طور که شده است برای منافع خودش، برای منافع شخصی یا منافع به تو هم اینکه منافع ملتش هست دست به هر جنایتی بزند و هر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 181

دست پایی که دارد بکند برای اینکه این اشخاصی که الان پیش این جوان های ما هستند و ممکن است از آنها یک مسائلی بعدها کشف بشود، مبادا کشف بشود. او باید این کار را بکند، لکن آقای پاپ چرا؟ ایشان چرا این کار را انجام می دهند و واسطه می شوند ما بین یک ملت مظلوم که می خواهد یک مقداری از مظلمه هایی که بر او شده است کشف کند و به مردم، به مستضعفین بفهماند که راه ظلم اینها چه است و از چه راه اینها ظلم می کنند و یک ظالم و یک کسی که توطئه گر است، ما اگر چنانچه می توانستیم در یک کشور دیگری این را محاکمه کنیم یعنی وسایل اینکه جنایات او را ما همه اش را در محکمه ببریم، اگر می توانستیم پیشقدم می شدیم که ایشان در یک کشور دیگری محاکمه بشود لکن آن جرائمی که این کرده است و آن پرونده هایی که ما داریم از او و آن شهودی که هستند که بالغ بر چندین میلیون شهود ما داریم که اینها بهشان ظلم شده است، به کشاورزها ظلم شده است، به کارگرها ظلم شده است، به علمای دین ظلم شده است، به دانشگاهی ها ظلم شده است، اینها همه شاهدهای ما هستند و ما نمی توانیم چندین میلیون جمعیت را یا شما بگوئید بیست، بیشتر از بیست میلیون جمعیت را ما در خارج بیائیم برای ادای شهادت لکن ما برای اینکه احترامی به مقام پاپ گذاشته باشیم حاضریم که ایشان را بیاورند در مملکت ما و آقای پاپ هم بفرستند نمایندگانی در اینجا هر کس هم می خواهد نمایندگانی بفرستد در اینجا و یک دادگاهی که هست و الان دعوت کرده است او را به دادخواهی، در حضور نمایندگان پاپ و نمایندگان هر کس، حتی نماینده بدترین دشمن ما که عبارت از کارتر هست بیایند و محاکمه کنند اینها را و هر طوری که محکمه حکم کرد ما همانطور، ملت ما حاضر است.
 

ما تابع آراء ملت هستیم

و آقای پاپ این را بداند که مسأله، مسأله ای نیست که من بتوانم بالشخصه حل کنم. ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم ما تابع آراء ملت هستیم. ملت ما هر طوری رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقت ها ما یک تقاضایی از آنها بکنیم، تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می کند لکن اساس این است که مسأله دست من و امثال من نیست و دست ملت است و ملت پشتیبانی از این کار را اعلام کرده است به طوری که اگر اطلاع داشته باشید رادیوها که اعلام می کردند، کلیاتش را که اعلام می کردند، انسان را خسته می کردند که اعلام های متعددی که بود. در هر صورت مسأله ای که ما می خواهیم، یک مسأله انسانی است، یک مسأله ای است که بشر دوستی اقتضای این معنا را می کند. ملت ما به اعتبار اینکه مسلم است، بشر دوست است و شما هم به اعتبار اینکه ملت مسیح هستید، باید تبعیت از مسیح بکنید و بشر دوست باشید به آنطوری که حضرت مسیح بود و حس بشر دوستی است که ملت ما را وادار می کند که جنایات ایشان رسیدگی بشود. رسیدگی بشود که معلوم بشود که چه در دنیا ایشان را وادار به این جنایات کرده است. مردم دنیا بفهمند دشمن

صحیفه نور جلد 10 صفحه 182

بشر کی است و کی ایشان را وادار کرده است به اینکه تمام وقت خودش را صرف کند برای ظلم کردن به ما و برای جنابتکاری و برای بردن ذخائر ما، تا ملت ها، مردم عبرت بگیرند. بنابراین آقای پاپ چه حکم می کند؟ من از ایشان می خواهم که ایشان تماس بگیرند با کارتر که کارتر به ایشان ملتجی شده است، تماس بگیرند و مسائل را درست بررسی کنند و اشخاصی را بفرستند مسائل را بررسی کنند، اینجا بررسی کنند، آنجا بررسی کنند. اگر واقعاً آقای پاپ تشخیص دادند که اینهمه ظلم هائی که به ما شده است و اینهمه قتل عام هایی که شده است و اینهمه ذخائری که از این ملت ضعیف بردند، ملتی که الان هم در کنار این شهرها، حتی شهر تهران، نه خانه دارند و نه نان دارند و نه کار دارند، معذلک ذخائر ما انبار شده است در بانک های خارجی به دست ایشان، اگر واقعاً آقای پاپ این مطلب را صحیح می داند، یک وقت این است که ایشان نشنیده است این مطلب را، حالا ما به ایشان اعلام می کنیم که مسأله این است. اگر با این ترتیب ایشان باز می گویند که باید وسایل رفتن اینها را بدون اینکه آن آدم را تحویل بدهند به ما، بدون اینکه حاضر بشوند به اینکه محاکمه بشود او، باز هم ما باید این کار را بکنیم، اعلام بکنند و ما گمان نمی کنیم همچو اعلامی را ایشان بکنند برای اینکه ایشان حتما با اینطور جنایات مخالف است، هر انسانی با اینطور جنایات مخالف است.
در هر صورت ما حرف غیر مشروع نداریم، حرفی داریم که هر کجای دنیا ببرید (الا پیش کارتر) حرف مقبول است، حرف صحیح است، جنایتکار ما را بردید نگه دارید، بدهید دست ما، آن که جوان های ما را کشته است، آن که جوان های ما را در تاوه گذاشته و بو داده است، آن که جوان های ما را پایشان را اره کرده است بدهید دست ما، محاکمه اش می کنیم، محاکمه به عدالت. بفرستید نمایندگان را و ما با عدالت محاکمه می کنیم. اگر ما خلاف گفتیم، ایشان را باز بیاورند و بنشانند به تخت سلطنت و مردم هم تبعیت کنند و اگر چنانچه او خلاف گفته و آقای کارتر خلاف می گوید، شما آقای کارتر را به حسب نفوذ معنوی که دارید استیضاح کنید. شما بدانید که اینها به اسم اینکه ما مسیحی هستیم، بر خلاف مسیر مسیح رفتار می کنند. اینها اغفال کرده اند بعضی از جناح ها را در مال خودشان و این اگر به اسم نصاری، به اسم مسیحی ها، به اسم عیسی مسیح تمام بشود، این مشوه می کند روی ملت مسیح را.
آقای پاپ باید به فکر ملت مسیح باشد، به فکر همه ملت های مستضعف باشد، به فکر آبروی مسیحیین باشد. اینطور اشخاصی که به اسم مسیح دارند یک همچو کارهای خلاف مسیر مسیح را انجام می دهند - آقای کارتر - باید اعلام کنند، به ملت آمریکا اعلام کنند، به همه ملت مسیحیین اعلام کنند و جنایات این را بشمارند و اینها را معرفی کنند به ملت ها، همانطوری که ما نسبت به محمدرضا عمل کردیم که این را به مردم شناساندیم (مردم می شناختند لکن تبلیغات کردیم باز هم) شما هم این کار را انجام بدهید و ما در این صورت از شما متشکر خواهیم بود و ما یک مظلمه است که برای شما می گوییم. ما به حکم اینکه مظلوم هستیم، پیش شما دادخواهی می کنیم که این ملت مسیح را نجات بدهید شما، ملت مسلم جای خودش، شما ملت مسیح را نجات بدهید. نجات به این است که این اشخاصی که در ممالک بزرگ به اسم مسیح و به اسم مسیحیت این جنایات را می کنند، این برای مسیح علیه السلام

صحیفه نور جلد 10 صفحه 183

خوب نیست و مسیحیین مشوه می شود وجهه شان و من به شما آقای پاپ عرض می کنم که اگر عیسی مسیح امروز بود کارتر را استیضاح می کرد. اگر عیسی مسیح بود ما را از چنگال این دشمن خلق و دشمن بشر نجات می داد و شما نماینده ایشان هستید و شما باید همان کاری که مسیح می کند بکنید.
 

آقای کارتر ما را از مبارزه نترساند، ما اهل مبارزه هستیم

خداوند انشاءالله که همه ما را آشنا کند به وظایف الهی، به وظایف دینی و همه ما طرفدار مظلومین باشیم و امید است که آقای پاپ توجهی به حال این ملت مظلوم بکند و ما را از اینکه نمی توانیم الان با این وضع مسائل ایشان را بپذیریم معذور دارند. لکن مسأله اولی که ایشان گفتند، حاصل است. مسأله ای که با اینها خوشرفتاری بکنند این مسأله حاصل است و من میل دارم که شما که نماینده آقای پاپ هستید بروید و ببینید اینها را و آنها چه وضعی دارند، با آنها صحبت کنید ببینید که آیا آنها یک وضع بدی دارند. هیچ ابداً از این خوف نداشته باشید که اینها ناراحت باشند، ابداً ناراحت نیستند لکن خوب آقای کارتر تشبثات زیاد به همه اطراف کرده است، یک غریقی است که به همه چیز تشبث کرده است، گاهی اضافه می شود از یک جبهه ای که دخالت نظامی، گاهی گفته می شود که محصور کنید از حیث حصار اقتصادی، و مع الاسف یک نفر آدمی که ایرانی خودش را می داند و می گوید من ایرانی هستم قبل از اینکه مسلمان باشم (در صورتی که مسلمان بودنشان را نمی دانم، ایرانی بودنشان هم می دانم نیست) دستور می دهد یا تقاضا می کند از کارتر که محاصره اقتصادی بکن ایران را. ایرانی است، در انگلستان است، بختیار است می گوید من ملی هستم. و من این مطلبی را که یک روزی گفتم، شاهدش امروز پیدا شد. یک روز گفتم که اینها، این ابرقدرت ها ممکن است که 20 سال، 30 سال، یک کسی را در یک مقامی با یک وجهه ای حفظش کنند و نوکر آنها باشد لکن مأمور باشد که به جهت لباس ملی به خودش بپوشد، مثل بختیار که خودش را به دکتر مصدق بسته است و ملی می گوید هستم. بعد از اینکه این مدت ها گذشت، آن روزی که باید از او استفاده کنند، بعد از 20 سال استفاده می کنند. از ایشان هم که سال های طولانی در جبهه ملی بود و مدعی ملیت بود و مدعی این بود که من اول ایرانی هستم و دوم اسلام، با اینکه این خودش کفر است معذلک آن روزی که آنها می خواستند این عنصر به دردشان بخورد خورد و به جای بدترین مخلوق خدا که محمدرضا بود، به جای او مشغول شد به آدمکشی و جنایت و دستور آدمکشی داد منتها از او اطاعت نکردند. او هم می گفت که این ملت را به حصار اقتصادی بکشید. و این هر دو را من باید بگویم ما نه از اقدام نظامی می ترسیم و نه از محاصره اقتصادی. اما از او نمی ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می کردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال می کند. فرضاً که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا، با اینکه نمی تواند همچو کاری بکند، دخالت نظامی بکند، نمی تواند بکند، فرض می کنیم که خیر، تفاهم کنند این ابرقدرت ها که به ایران نظامی بفرستند، ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان، آرزوی شهادت می کنند، ما با این 35 میلیون به میدان می رویم بعد که ما همه شهید

صحیفه نور جلد 10 صفحه 184

شدیم خودتان با ایران هر کاری می خواهید بکنید. از این ما نمی ترسیم، ما مرد جنگیم، ما مرد مبارزه هستیم، ما جوان هایمان با مشت مبارزه کردند با تانک ها و توپ ها و مسلسل ها. ما را آقای کارتر از مبارزه نترساند. ما اهل مبارزه هستیم ولو نداشته باشیم ابزار مبارزه، لکن بدن داریم در مقابل اینکه ما را بزنند و این را عمل خواهیم کرد. و اما قضیه اقتصاد، ما یک ملتی هستیم که به این گرسنگی خوردن ها عادت کرده ایم، ما 35 سال یا 50 سال می گوئید ما در این گرفتاری ها بودیم و عادت داریم به این گرسنگی خوردن ها، ما روزه می گیریم، ما یک وقت غذا می خوریم. اگر بنا باشد که آنها محاصره اقتصادی بکنند، فرضاً که بتوانند و همه ملت ها تبع ایشان بشوند و حال آنکه این خیالی است خام و همچو چیزی تحقق پیدا نمی کند، فرضاً که تحقق پیدا بکند، ما همان جو و گندمی که خودمان در مملکت خودمان کشت می کنیم، اقتصاد می کنیم و برای خودمان همان مقدار کافی است. ما در هر هفته یک روز گوشت می خوریم، گوشت خوردن خیلی چیز خوبی هم نیست و یک وعده هم ممکن است غذا بخوریم. ما را از این چیزها اینها نترسانند. اگر امر دایر بشود بین اینکه آبروی ما حفظ بشود یا شکم ما سیر بشود، ما ترجیح می دهیم که آبرویمان حفظ بشود، شکممان گرسنه باشد. و من از شما می خواهم که سلام من را به آقای پاپ اعظم برسانید و بگوئید که روی علاقه دینی که ما به هم داریم، همه اهل توحید هستیم، اهل خداشناسی هستیم، ما از شما می خواهیم که به این ملت ضعیف کمک کنید و نصیحت پدرانه به همه ابرقدرت ها بکنید یا استیضاح کنید آنها را.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها