پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:06 AM
تاریخ: 1358/08/12
بسم الله الرحمن الرحیم
عتبه بوسی مولا علی ابن موسی (ع) از آرزوهای من است. کراراً هم از خراسان اظهار لطف کردند آقایان و دعوت کردند و من اگر فرصتی پیدا بکنم، آرزو دارم که بیایم خدمت ایشان و خدمت همه ملت خودم خراسان، لکن شما می دانید که الان من گرفتاری هائی دارم و در یک اجتماعات بزرگی هم برای من میسور نیست که رفت و آمد کنم، از این جهت عجالتاً، موقتاً معذور هستم و امیدوارم که دعا بفرمائید من موفق بشوم به یک همچو توفیق بزرگ.
اسلام یک خار بزرگی شده است در چشم اشخاصی که از اول نمی توانستند اسلام را ببینند، منتها قبل از انقلاب از باب اینکه دولت طاغوت بود، قلم ها و قدم ها و گفتارها به اسلام خیلی توجه نداشت، حالا که دولت طاغوت منقرض شد و تا آخر برگشت ندارد و رژیم جمهوری اسلامی شد، اینهائی که اسلام مثل استخوانی در گلوی آنهاست در صدد برآمدند که نگذارند این حقیقت تحقق پیدا بکند. تمام این اختلافاتی که می بینید با شماها دارند، با کمیته ها دارند، با دادگاه های انقلاب دارند، با روحانیون دارند و با پاسدارها دارند، اساسش اختلاف با اسلام است. آنهائی که نمی توانند بشنوند اسم اسلام را، حالا می بینند که اسلام پیش آمده است و انشاءالله با مختوای خودش تحقق پیدا می کند، آنها را خوف بر داشته است که اگر این حقیقت تحقق پیدا کند، شیاطین طرد خواهند شد. از این جهت با تمام قوائی که دارند، با اسماء مختلف، با اسم اسلام، با اسم خدمتگزاری به مردم، با اسم فدائی خلق، با اسم های مختلف، اینها به میدان آمدند، یعنی به میدان خدا آمده اند و اینها نمی فهمند به اینکه اگر همه اینها مجتمع بشوند و برای ملت خدمت بکنند، زود این ملت و این کشور به نتیجه که خواهد می رسد، و اگر همه اینها مخالفت بکنند مخالفت شان به جائی نمی رسد، لکن مشکلاتی ایجاد می کند. اگر در کردستان این مشکلات را ایجاد نکرده بودند، حالا مثل سایر جاها آرام بود و توانستند مسلمین که در آنجا هستند، دولت و ملت، آنجا را آباد کنند لکن آنها که نمی خواهند این آرامش پیدا بشود و حقیقت مطلب این است که اسلام را نمی خواهند، در آنجا به یک طوری فتنه گری می کنند و در هر مرکزی با یک اسمی. همان ها باز اسلام را نمی خواهند، بعضی شان هم اگر اسلام را بخواهند یک اسلام وارونه می خواهند. آن اسلامی که اسلام پیغمبر اکرم است و آن اسلامی که به وحی الهی آمده
است، وحی را هم در آن تصرف می کنند و به صورت دیگر در می آورند.
من کراراً این مطلب را در نجف هم گفتم و اینجا هم گاهی گفته ام که ما در یک مدتی گرفتار بودیم به یک قشر از مردم و به قشری از اهل علم که اینها اسلام را از آن طرف نگاه کردند. عرفا اسلام را قبول داشتند لکن تمام مسائل را برمی گرداندند به آن معانی عرفانی، مسائل روز قائل نبودند و حتی اگر روایتی یا آیه ای در جهاد می آمد آنها همان جهاد نفس را می گفتند هست و اسلام را با یک صورت دیگری غیر از آن صورت واقعی که جامع است، جامع همه اطراف است نظر می کردند. من گفتم ما یک مدت هائی مبتلای به آنها بودیم که البته مردم صالحی بودند لکن اسلام را با یک صورت می دیدند، یک بعد اسلام را نظر می کردند. و یک مدتی اخیراً ما مبتلا شدیم به یک عده ای که اینها عکس آنها هستند، تمام معنویات را اینها به مادیات برمی گردانند. می گویند مسلمیم، لکن نه توحیدشان توحید اسلامی است و نه بعثت شان بعثت اسلامی است و نه نبوت شان نبوت اسلامی است و نه امامت شان و نه معادشان، همه اش بر خلاف اسلام است، نه اینکه تازه، یعنی ده سال، پانزده سال است پیدا شده اند. در وقتی که اوائل شاید حوزه علمیه قم بود، بعضی از همین سنخ آدم ها که معمم بودند یک روزی آمدند بعضی شان پیش من و گفتند که اینطور فهمیدم که معاد همین عالم است، جزا هم همین عالم است. این آدم ها بودند، از سابق هم بودند، حالا زیاد شدند. من نجف که بودم یک آدمی آمد از طرف یک گروهی و بیشتر از بیست روز، بعضی ها می گویند بیست و چهار روز آنجا ماند، هر روز هم آمد پیش من، من یک ساعت یا بیشتر به او مهلت دادم که صحبت کرد، تمام صحبتش هم از قرآن بود و نهج البلاغه، تمام صحبتش، من سوءظن به او پیدا کردم و یادم آمد قصه ای که مرحوم سید عبدالمجید همدانی داشته است که نقل می کنند که یک نفر یهودی آمده بود پیش ایشان و مسلمان شده بود، بعد از یک چند وقتی ایشان دیده بود ایشان خیلی مسلمان شده خواسته بودش، گفته بود تو من را می شناسی؟ گفت بله شما از علمائید. می دانید که من مثلاً اولاًد پیغمبر هستم؟ می دانید که من پدرانم مسلمان بودند؟ (اینهمه چه، چه) حالا هم عالم هستم در این جمعیت؟ بله همه اینها را می دانم. خودت را هم می شناسی؟ بله، یهودی زاده ام. همه پدرهایت یهودی بودند خودت هم یهودی و تازه مسلمان شدی، من یک معمائی پیشم هست و او این است که چطور تو از من بیشتر مسلمان شدی، چه شده است که تو اظهار اسلامت بیشتر از آنی است که ما هستیم. شنیدم که بعد رفته و دیگر ایشان را ندیده بود. معلوم شد حیله ای بوده برای یک کارهائی. از این حیله ها هست. من دیدم که این خیلی مسلمان شده و تمام حرفش از اسلام و نهج البلاغه و فلان و در خلال حرف هایش دیدم که روی اعوجاج دارد مسائل را، حرف هائی را می زند. من هیچ حرف با او نزدم، جوابش را ندادم، فقط گوش کردم که بفهمم چه آدمی است، فقط یک کلمه ای که او گفت که ما می خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم قیام مسلحانه حالا وقتش نیست، برای اینکه نیروی خودتان را از بین می برید و کاری ازتان نمی آید. یک دسته ای از اینها که حالا شما
می بینید که اظهار اسلام می کنند، از شما هم بیشتر دارند اظهار اسلام می کنند، از این سنخ جمعیت هستند که اسلام را اگر هم بخواهند، نه آن اسلامی است که پیغمبر اکرم فرموده است، یک چیز دیگری، وارونه اش می خواهند بکنند به یک صورت دیگری، در ارتش همه چیزش را می خواهند وارونه کنند. در بین این افراد خیلی از اینها هستند که بسیار اسم اسلام را می برند و بسیار هم دلسوزی برای اسلام می کنند، اما اگر دلسوزی بکنند، برای آن اسلام خودشان، نه برای اسلام ما. بعضی دیگر هم هستند که اصلاً نه، اعتقادی به اسلام هم ندارند چنانچه به این انقلاب هم اعتقادی نداشتند ولی حالا صد در صد اسلامی شدند و انقلابی. حالا شما توانید یک کسی را پیدا کنید که بگوید من انقلابی نیستم . همه هم می گویند ما از اول بودیم. الان همه اینهائی که می آیند، می گویند ما حبس ها رفتیم، چه کردیم، مخالفت ها کردیم در زمان طاغوت. حالا دیگر اسم آن رژیم پیش آنها هم طاغوت شده است در صورتی که در دلشان این نیست. اینها الان از اسلام می ترسند، سخت هم می ترسند، در صورتی که اسلام برای همه خوب است، لکن اینها وحشت شان زد، البته برای خیانتکار، اسلام هم خوب نیست، هیچ دین توحیدی برای اسلام خوب نیست، اسلام مخالف با خیانت هاست، مخالف با این است که این جوان های ما را به تباهی بکشند به اسم اسلام یا به اسم ترقی و تعالی و این مملکت ما را به آنطور که دیدید کشیدند، به اسم تمدن بزرگ. اینها هم که می گویند اسلام، نظیر تمدن بزرگ آن مردک است که با اسم تمدن بزرگ مملکت ما را به اینجا رسانید که الان همه جمع شدند و نمی توانند اصلاحش کنند. اینها هم با اسم اسلام می خواهند بکلی اسلام را کنار بگذارند و یک چیز مادی جای او بگذارند که همه چیزش مادی باشد. به اسم اسلام، ترویج مادیت را می کنند بعضی شان. ما باید یک اسلامی که برای همه خوب است، این اسلامی که هم معنویات دارد، معنویاتش بالاترین معنویات است، مادیاتش هم سالم ترین مادیات، بیایند در همین با ما، همراه با مسلمان ها، همراه با جوان ها، همراه با این روحانیون عزیزی که همه چیزشان را الان گذاشتند برای همین کار این آقائی نیست که می بینند. یک وقتی است که باید رفت، وظیفه است.
این کمیته ها باید باشد. غلط می کند کسی که می گوید کمیته نه. کمیته ها اگر نباشند، پاسدارها اگر نباشند، این دادگاه ها اگر نباشند، کی می تواند این مملکت را اداره کند؟ کی اداره کرد این مملکت را آن روزی که این مردک رفت و آشفته شد همه چیز؟ همین روحانیون اطراف همه ولایات و این جوان هائی که برای خدا قیام کرده بودند و این مردم متعهدی که برای خدا قیام کرده بودند، اینها آمدند و همه جا را دست گرفتند، و درست کردند آشفتگی ها را. اگر نبودند، حالا هیچ کس نبود، هیچی نبود. حق ندارد کسی نسبت به اینها یک تعدی بکند و یک فرمانفرمائی. این کمیته ها باید باشند، این پاسدارها باید باشند، این دادگاه انقلاب باید باشند. دادگستری غلط می کند که به اینها حرفی زند. دادگستری روی موازین خودش برود، آن هم موازین غلطی که باید اصلاح بشود. این بعضی از این
رؤسای دادگستری از همان طاغوتند که باید گم بشوند بروند سراغ کار خودشان، نباید بنشینند و حکمفرمائی کنند و به دادگاه های ما یا به سپاه پاسداران ما یا به اهل علم ما که در کمیته ها هستند حرفی بزنند. غلط می کنند اینها، اینهائی که باید بروند گم بشوند از این مملکت، حالا آمدند نسبت به اشخاص دارند حرف می زنند. همین طور اشخاص دیگری که در استان ها هستند، در جاهای دیگر هستند، اینها نمی توانند و نباید یک وقتی اهانت کنند راجع به مسلمان ها، راجع به این اهل علمی که مشغول برای خدمت به این خلق هستند، برای پاسدارها که مشغول خدمت هستند، برای کمیته ها که مشغول خدمت هستند، برای دادگاه ها که مشغول خدمت هستند. اگر اینها نباشند، که تو نمی توانی هی حرف مفت بزنی. اینها اصلاً کاری کردند که مجال دادند به شما که می توانید حرف بزنید و هر چه دلتان هم می خواهد بگوئید.
قدرتمند باشید، شما خراسانی ها قدرتمند هم هستید الحمدلله و قدرتمند باشید. شما یک پناهگاه دارید، پناهگاه اسلامی و آن بقعه مطهر علی ابن موسی (ع) است که کسی که یک همچو پناهگاهی دارد این قدرتمند است. کمیته ها قدرتمند باشند، دادگاه ها قدرتمند باشند، علمائی که در آنجا در کمیته ها هستند قدرتمند باشند، اعتنا نکنند به این حرف های مفتی که بعضی ها که مخالف با این انقلاب هستتند و اسلام در چشم شان مثل خاری فرو رفته است، اعتنا به اینها نکنند. البته من راجع به بعض مسائل هم با دولت باز صحبت خواهم کرد و امیدوارم که با قدرت و قوه و ایمان همانطوری که تا اینجا آمدید و همه چیز را رفتند آنها، تمام شد، این ریشه های گندیده هم زیر خاک گندند، اگر یک وقت هم بخواهند بیرون بیایند قیچی شان می کنند تمام می شود.
انشاءالله خداوند شما را حفظ کند، موفق باشید. من دعاگوی همه هستم و شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویند که خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظف کرده که خدمت کنیم، خدمتگزاری مطرح است. ما همه با هم، همه مجتمعاً با هم دست به دست هم، از پاسدارهای عزیز تا اهل علم عزیز، تا اهل منبر عزیز، تا اهل کمیته ها، تا اهل همه، ما همه ملت با هم. یک مملکتی است مال همه، یک مملکتی مال همه است، همه موظفیم این مملکت را خودمان اداره بکنیم. حال دیگر مال خودمان، منافع مملکت ما را دیگر امریکا نمی تواند ببرد، منافع مال خودتان است، مملکت هم مال خودتان، خودمان باید زحمت بکشیم و کشت بکنیم و منافعش مال خود ملت ما باشد. انشاءالله خداوند تأییدتان کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.