0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:07 AM

بیانات امام خمینی در دیدار با نماینده پاپ پل ششم

تاریخ: 1358/08/19

 

موضع گیری سازشکارانه پاپ در برابر جنایات آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم
من اگر در این موقع حساس، مقامات دیگر تقاضای ملاقات کرده بودند برای این موضوع نمی پذیرفتم لکن مقام روحانیت ملت مسیح و پاپ اعظم احترامی دارند که ما پذیرفتیم و اتفاقاً خوشحال هم شدم از اینکه ایشان پیام فرستاده اند تا من مطلبی که باید به ایشان تذکر بدهم، تذکر بدهم. من و ملت ما، بلکه ملت های مستضعف جهان اعم از مسلمین و نصاری و غیر آنها، یک نقطه ابهام پیش ماست که من میل دارم این نقطه ابهام را تذکر بدهم. گوش 35 میلیون جمعیت ایران که 50 سال است در زیر یوغ استعمار و فشار خصوص آمریکا و اخیراً فشار خصوص آقای کارتر هستند و گوش میلیون ها جمعیت مستضعف، انتظار نوازشی از مقام روحانیت پاپ داشت نوازش پدرانه ای که لااقل استفسار از حال این مستضعفین باشد و نسبت به مستکبرینی که به اینها ظلم شده است و در زیر فشار ظلم بودند، هشیاری داده شده باشد، میانجیگری شده باشد بین ملت های مستضعف و آن ابرقدرت ها که خودشان را مسیحی معرفی می کنند. و گوش، همچو ندای روحانیی را نشنیده است تا حالا. چه شده است که ما 50 سال کشته دادیم، کشته های دستجمعی، در حبس بودیم، حبس های غیر انسانی که بهترین افراد این ملت را در آنجا شکنجه های غیر انسانی می دادند و یک میانجیگری در کار نبود و آقای پاپ اعظم به فکر این نیفتادند که از این ملت مستضعف پشتیبانی کنند یا لااقل میانجیگری کنند که ایشان دست از سر این مستضعفین بردارند. چه شد که امروز که ملت ما، جوان های ما که سال های طولانی تحت فشار و تحت رنج بودند، رفته اند و این چند نفری که در آن لانه جاسوسی بسر می بردند و عامل توطئه و جاسوسی بر ضد ملت ما بودند بلکه بر ضد منطقه و قرائن و شواهد بر این امر زیاد است و بزرگتر شاهد اینکه تمام پرونده ها و چیزهائی که در آنجا بوده است تا توانستند آنها را بدل به یک پودری کردند که قابل استفاده دیگر نیست. اگر اینها یک مسائل سفارتی بوده است احتیاج به این کار نبود، اگر یک مسائلی بود که مربوط به توطئه هایی که بر ضد ملت ماست نبود، این محتاج به این عمل نبود. حالا که این توطئه به ملت ما ثابت شده است و این عملی که این جوان های ما انجام داده اند، تمام ملت، تمام قشرهای ملت، الا بعضی منحرفین، در اینجا و در سایر ممالک دیگر از آن پشتیبانی کردند و این خواست تمام ملت ما بوده است، نه یک خواست از روی هوای نفسانی، بلکه یک خواست انسانی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 179

بوده است که توطئه ها معلوم بشود، توطئه هایی که بر ضد بشر است، بر ضد کشورهای ماست و بالخصوص بر ضد ایران است معلوم بشود و این حق از برای ملت ما هست، سفارتخانه ها حق قانونی ندارند که جاسوسی بکنند یا توطئه و این مرکز به حسب آنطوری که کارشناس ها تاکنون توانسته اند بفهمند مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. چه شد که در این وقت آقای پاپ اعظم به فکر این افتادند که ما برای حس انساندوستی و ایشان برای حس انساندوستی به فکر افتادند که اینها را باهاشان رفتار خوب بکنند و آزادشان بکنند؟ اما رفتار خوب، اسلام با دشمن های خودش هم رفتار خوب می کند و با اینها هم، این جوان ها که اسلامی هستند تا آنقدر که من شنیده ام رفتارشان، رفتار انسانی بوده است و نباید هیچ نگرانی از این باب داشته باشند.
 

جنایات و خیانت های رژیم پهلوی قابل شمارش نیست

و اما راجع به رهایی اینها، باید ما ببینیم که ما چه می خواهیم و ملت ما چه می خواهد. آن چیزی که ملت ما می خواهد آیا یک امر غیر مشروع است یا یک امر انسانی است؟ آیا بشر دوستی وادار کرده است این جوان های ما را که بروند و این مرکز را بگیرند و نگذارند توطئه به ثمر برسد یا خلاف این بشر دوستی است؟ آن چیزی که ملت ما می خواهد این است که این ملت از این آدم که الان در آمریکا هست 37 سال تقریباً رنج دیده است، 37 سال این به ملت ما خیانت کرده است و 37 سال ذخائر ما را به باد فنا داده است و 37 سال جوان های ما در تحت سلطه اینها زندگی انسانی نداشتند و 37 سال اختناق همه جانبه بر این مملکت و بر این ملت از طرف ایشان حکمفرما بوده است و با دست خود ایشان، به طوری که اشخاص نقل می کنند و با مباشرت در پانزده خرداد عده کثیری را به قتل رسانده است و با امرا و از پانزده خرداد تاکنون ما شاید بیش از صدهزارنفر مقتول و صدها هزار نفر مجروح و معلول داریم. این ملت با اینهمه رنجی که کشیده است، حالا می خواهد که این جانی برگردد و محاکمه به طور عدالت بشود، محاکمه بشود، اگر محکوم شد که اموال ما را برده است، از او بگیرند. الان اموالی که از مملکت ما به دست ایشان و کسانی که مربوط به ایشان است، بانک های خارج را از امریکا گرفته تا ممالک غربی پر کرده است، در صورتی که من خودم می دانم و ملت ما هم آن که به سن من است مشاهده کرده است و آن که نیست، شنیده است و تاریخ برای او گفته است، دیگران برای او گفته اند که پدر ایشان وقتی که کودتا کرد هیچ نداشت، یک سرباز بود صفرالید وقتی که سلطه پیدا کرد بر این مملکت شروع کرد املاک مردم را به زور از آنها گرفتن. شمال مملکت ما، مازندران، بهترین املاک سر سبز ما با فشارهای او و عمال او به قباله او به زور در آمده اند و بسیاری از کسانی که مالک بودند یا از روحانیینی که در این امر یک نظری می دادند اینها را می گرفتند و به حبس می بردند و گاهی می کشتند و در زمان خود رضاشاه قتل عام مسجد گوهرشاد را من به خاطر دارم و کسانی که به سن من هستند به خاطر دارند که در مسجد و معبد مسلمین که مرکز اقامه نماز بود، عبادت خدا بود، اینها ریختند و یک عده از مظلومین که برای دادخواهی آنجا مجتمع شده بودند، قتل عام کردند و از بین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 180

بردند. وقتی که او از ایران بیرون رفت یعنی بیرونش کردند، جواهرات ایران را هر چه توانست در چمدان های زیاد ریخت و از اینجا برد و در بین دریا انگلیسی ها از او گرفتند و بردند و خوردند. تا زمان او به سر رسید و نوبت به پسر رسید که همین پسر جانی را متفقین به ملت ما تحمیل کردند، در صورتی که ملت ما آن چیزهایی که از پدر دیده بود، هیچ راضی به این نبود که پسر او را بپذیرد لکن تحمیل کردند به ملت ما و این تحمیل اسباب این شد که هر چه آنها (برای خاطر اینکه او را به سلطنت رساندند) هر چه آنها بخواهند، این دست بسته و چشم بسته در اختیار آنها بگذارد. در طول مدتی که این سلطنت داشت ما اگر بخواهیم بشماریم اصول خیانت هایی که به ما کرده است، طولانی است و ما وقت اینکه بشماریم، نداریم لکن از نمونه هایی که به اسم خدمت به کشور ما ایشان انجام داده است، این ماموریت بوده است که در ازاء نفتی که از مملکت ما برای آمریکا خارج می شده است، اسلحه می گرفتند، مهمات می گرفتند، در صورتی که آن اسلحه و مهمات برای خودشان و برای پایگاه های خودشان بود و این آدم نفت ما را داد و برای آنها پایگاه درست کرد به اسم پول نفت و در این چند سال اخیر و ده سال، پانزده سال اخیر آنقدر این جنایت کرد و آنقدر جوان های ما را کشت و آنقدر حبس های اینها پر بود از جوان های ما که نمی توانیم بشماریم.
 

آقای پاپ باید کارتر را استیضاح کند

ما میل داشتیم که در طول این مدت یکی از مقامات روحانی خارج و خصوص روحانی بزرگ نصاری یک تفقدی به حال این ملت ضعیف شده باشد. من نمی توانم باور کنم که واتیکان بیخبر بوده است از این مسائل و نمی دانم این نقطه ابهام را چه بکنم. اگر ملت ما از من پرسید که روحانیت مسیح موافق است بااین جنایاتی که اینها کردند من چه جواب به اینها بدهم؟ روحانیت مسیح که می داند که قرآن کریم به طرفداری از مسیح و طرفداری از صدیقه طاهره مریم برخاست و آن چیزی که به خلاف واقع نسبت به آن طاهره مطهره می دادند، تکذیب کرد و با صراحت تکذیب کرد و اینطور طرفداری از عیسی مسیح کرد و باز طرفداری از علمای نصاری، رهبانان و قسیسین نصاری در قرآن طرفداری شده است، در عین حالی که اسلام طرفداری از مسیح و علمای مسیح کرده است در قرآن، ما میل داشتیم که گوش ما را یک وقت هم نغمه امثال آقای پاپ نوازش بدهد و استفسار کند که این ملت چرا به اینطور می گذراند و از کارتر بپرسد، استیضاح کند که چرا یک همچو آدمی را شما مسلط کردید بر این ملت و الان هم بپرسد از کارتر که چرا یک نفری که سی و چند سال جنایت کرده است، خیانت کرده است و جنایات و خیانات او مشهود است، چرا بردید آنجا و نگه داشتید و باز در آنجا هم می خواهید توطئه بکنید.
ما از دست و پا کردن کارتر هیچ تعجب نداریم برای اینکه او مردی است که سیاسی و نه به معنای سیاست سالم، به معنای سیاستی که در نظر امثال کارتر است، به هر طور که شده است برای منافع خودش، برای منافع شخصی یا منافع به تو هم اینکه منافع ملتش هست دست به هر جنایتی بزند و هر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 181

دست پایی که دارد بکند برای اینکه این اشخاصی که الان پیش این جوان های ما هستند و ممکن است از آنها یک مسائلی بعدها کشف بشود، مبادا کشف بشود. او باید این کار را بکند، لکن آقای پاپ چرا؟ ایشان چرا این کار را انجام می دهند و واسطه می شوند ما بین یک ملت مظلوم که می خواهد یک مقداری از مظلمه هایی که بر او شده است کشف کند و به مردم، به مستضعفین بفهماند که راه ظلم اینها چه است و از چه راه اینها ظلم می کنند و یک ظالم و یک کسی که توطئه گر است، ما اگر چنانچه می توانستیم در یک کشور دیگری این را محاکمه کنیم یعنی وسایل اینکه جنایات او را ما همه اش را در محکمه ببریم، اگر می توانستیم پیشقدم می شدیم که ایشان در یک کشور دیگری محاکمه بشود لکن آن جرائمی که این کرده است و آن پرونده هایی که ما داریم از او و آن شهودی که هستند که بالغ بر چندین میلیون شهود ما داریم که اینها بهشان ظلم شده است، به کشاورزها ظلم شده است، به کارگرها ظلم شده است، به علمای دین ظلم شده است، به دانشگاهی ها ظلم شده است، اینها همه شاهدهای ما هستند و ما نمی توانیم چندین میلیون جمعیت را یا شما بگوئید بیست، بیشتر از بیست میلیون جمعیت را ما در خارج بیائیم برای ادای شهادت لکن ما برای اینکه احترامی به مقام پاپ گذاشته باشیم حاضریم که ایشان را بیاورند در مملکت ما و آقای پاپ هم بفرستند نمایندگانی در اینجا هر کس هم می خواهد نمایندگانی بفرستد در اینجا و یک دادگاهی که هست و الان دعوت کرده است او را به دادخواهی، در حضور نمایندگان پاپ و نمایندگان هر کس، حتی نماینده بدترین دشمن ما که عبارت از کارتر هست بیایند و محاکمه کنند اینها را و هر طوری که محکمه حکم کرد ما همانطور، ملت ما حاضر است.
 

ما تابع آراء ملت هستیم

و آقای پاپ این را بداند که مسأله، مسأله ای نیست که من بتوانم بالشخصه حل کنم. ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم ما تابع آراء ملت هستیم. ملت ما هر طوری رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقت ها ما یک تقاضایی از آنها بکنیم، تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می کند لکن اساس این است که مسأله دست من و امثال من نیست و دست ملت است و ملت پشتیبانی از این کار را اعلام کرده است به طوری که اگر اطلاع داشته باشید رادیوها که اعلام می کردند، کلیاتش را که اعلام می کردند، انسان را خسته می کردند که اعلام های متعددی که بود. در هر صورت مسأله ای که ما می خواهیم، یک مسأله انسانی است، یک مسأله ای است که بشر دوستی اقتضای این معنا را می کند. ملت ما به اعتبار اینکه مسلم است، بشر دوست است و شما هم به اعتبار اینکه ملت مسیح هستید، باید تبعیت از مسیح بکنید و بشر دوست باشید به آنطوری که حضرت مسیح بود و حس بشر دوستی است که ملت ما را وادار می کند که جنایات ایشان رسیدگی بشود. رسیدگی بشود که معلوم بشود که چه در دنیا ایشان را وادار به این جنایات کرده است. مردم دنیا بفهمند دشمن

صحیفه نور جلد 10 صفحه 182

بشر کی است و کی ایشان را وادار کرده است به اینکه تمام وقت خودش را صرف کند برای ظلم کردن به ما و برای جنابتکاری و برای بردن ذخائر ما، تا ملت ها، مردم عبرت بگیرند. بنابراین آقای پاپ چه حکم می کند؟ من از ایشان می خواهم که ایشان تماس بگیرند با کارتر که کارتر به ایشان ملتجی شده است، تماس بگیرند و مسائل را درست بررسی کنند و اشخاصی را بفرستند مسائل را بررسی کنند، اینجا بررسی کنند، آنجا بررسی کنند. اگر واقعاً آقای پاپ تشخیص دادند که اینهمه ظلم هائی که به ما شده است و اینهمه قتل عام هایی که شده است و اینهمه ذخائری که از این ملت ضعیف بردند، ملتی که الان هم در کنار این شهرها، حتی شهر تهران، نه خانه دارند و نه نان دارند و نه کار دارند، معذلک ذخائر ما انبار شده است در بانک های خارجی به دست ایشان، اگر واقعاً آقای پاپ این مطلب را صحیح می داند، یک وقت این است که ایشان نشنیده است این مطلب را، حالا ما به ایشان اعلام می کنیم که مسأله این است. اگر با این ترتیب ایشان باز می گویند که باید وسایل رفتن اینها را بدون اینکه آن آدم را تحویل بدهند به ما، بدون اینکه حاضر بشوند به اینکه محاکمه بشود او، باز هم ما باید این کار را بکنیم، اعلام بکنند و ما گمان نمی کنیم همچو اعلامی را ایشان بکنند برای اینکه ایشان حتما با اینطور جنایات مخالف است، هر انسانی با اینطور جنایات مخالف است.
در هر صورت ما حرف غیر مشروع نداریم، حرفی داریم که هر کجای دنیا ببرید (الا پیش کارتر) حرف مقبول است، حرف صحیح است، جنایتکار ما را بردید نگه دارید، بدهید دست ما، آن که جوان های ما را کشته است، آن که جوان های ما را در تاوه گذاشته و بو داده است، آن که جوان های ما را پایشان را اره کرده است بدهید دست ما، محاکمه اش می کنیم، محاکمه به عدالت. بفرستید نمایندگان را و ما با عدالت محاکمه می کنیم. اگر ما خلاف گفتیم، ایشان را باز بیاورند و بنشانند به تخت سلطنت و مردم هم تبعیت کنند و اگر چنانچه او خلاف گفته و آقای کارتر خلاف می گوید، شما آقای کارتر را به حسب نفوذ معنوی که دارید استیضاح کنید. شما بدانید که اینها به اسم اینکه ما مسیحی هستیم، بر خلاف مسیر مسیح رفتار می کنند. اینها اغفال کرده اند بعضی از جناح ها را در مال خودشان و این اگر به اسم نصاری، به اسم مسیحی ها، به اسم عیسی مسیح تمام بشود، این مشوه می کند روی ملت مسیح را.
آقای پاپ باید به فکر ملت مسیح باشد، به فکر همه ملت های مستضعف باشد، به فکر آبروی مسیحیین باشد. اینطور اشخاصی که به اسم مسیح دارند یک همچو کارهای خلاف مسیر مسیح را انجام می دهند - آقای کارتر - باید اعلام کنند، به ملت آمریکا اعلام کنند، به همه ملت مسیحیین اعلام کنند و جنایات این را بشمارند و اینها را معرفی کنند به ملت ها، همانطوری که ما نسبت به محمدرضا عمل کردیم که این را به مردم شناساندیم (مردم می شناختند لکن تبلیغات کردیم باز هم) شما هم این کار را انجام بدهید و ما در این صورت از شما متشکر خواهیم بود و ما یک مظلمه است که برای شما می گوییم. ما به حکم اینکه مظلوم هستیم، پیش شما دادخواهی می کنیم که این ملت مسیح را نجات بدهید شما، ملت مسلم جای خودش، شما ملت مسیح را نجات بدهید. نجات به این است که این اشخاصی که در ممالک بزرگ به اسم مسیح و به اسم مسیحیت این جنایات را می کنند، این برای مسیح علیه السلام

صحیفه نور جلد 10 صفحه 183

خوب نیست و مسیحیین مشوه می شود وجهه شان و من به شما آقای پاپ عرض می کنم که اگر عیسی مسیح امروز بود کارتر را استیضاح می کرد. اگر عیسی مسیح بود ما را از چنگال این دشمن خلق و دشمن بشر نجات می داد و شما نماینده ایشان هستید و شما باید همان کاری که مسیح می کند بکنید.
 

آقای کارتر ما را از مبارزه نترساند، ما اهل مبارزه هستیم

خداوند انشاءالله که همه ما را آشنا کند به وظایف الهی، به وظایف دینی و همه ما طرفدار مظلومین باشیم و امید است که آقای پاپ توجهی به حال این ملت مظلوم بکند و ما را از اینکه نمی توانیم الان با این وضع مسائل ایشان را بپذیریم معذور دارند. لکن مسأله اولی که ایشان گفتند، حاصل است. مسأله ای که با اینها خوشرفتاری بکنند این مسأله حاصل است و من میل دارم که شما که نماینده آقای پاپ هستید بروید و ببینید اینها را و آنها چه وضعی دارند، با آنها صحبت کنید ببینید که آیا آنها یک وضع بدی دارند. هیچ ابداً از این خوف نداشته باشید که اینها ناراحت باشند، ابداً ناراحت نیستند لکن خوب آقای کارتر تشبثات زیاد به همه اطراف کرده است، یک غریقی است که به همه چیز تشبث کرده است، گاهی اضافه می شود از یک جبهه ای که دخالت نظامی، گاهی گفته می شود که محصور کنید از حیث حصار اقتصادی، و مع الاسف یک نفر آدمی که ایرانی خودش را می داند و می گوید من ایرانی هستم قبل از اینکه مسلمان باشم (در صورتی که مسلمان بودنشان را نمی دانم، ایرانی بودنشان هم می دانم نیست) دستور می دهد یا تقاضا می کند از کارتر که محاصره اقتصادی بکن ایران را. ایرانی است، در انگلستان است، بختیار است می گوید من ملی هستم. و من این مطلبی را که یک روزی گفتم، شاهدش امروز پیدا شد. یک روز گفتم که اینها، این ابرقدرت ها ممکن است که 20 سال، 30 سال، یک کسی را در یک مقامی با یک وجهه ای حفظش کنند و نوکر آنها باشد لکن مأمور باشد که به جهت لباس ملی به خودش بپوشد، مثل بختیار که خودش را به دکتر مصدق بسته است و ملی می گوید هستم. بعد از اینکه این مدت ها گذشت، آن روزی که باید از او استفاده کنند، بعد از 20 سال استفاده می کنند. از ایشان هم که سال های طولانی در جبهه ملی بود و مدعی ملیت بود و مدعی این بود که من اول ایرانی هستم و دوم اسلام، با اینکه این خودش کفر است معذلک آن روزی که آنها می خواستند این عنصر به دردشان بخورد خورد و به جای بدترین مخلوق خدا که محمدرضا بود، به جای او مشغول شد به آدمکشی و جنایت و دستور آدمکشی داد منتها از او اطاعت نکردند. او هم می گفت که این ملت را به حصار اقتصادی بکشید. و این هر دو را من باید بگویم ما نه از اقدام نظامی می ترسیم و نه از محاصره اقتصادی. اما از او نمی ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می کردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال می کند. فرضاً که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا، با اینکه نمی تواند همچو کاری بکند، دخالت نظامی بکند، نمی تواند بکند، فرض می کنیم که خیر، تفاهم کنند این ابرقدرت ها که به ایران نظامی بفرستند، ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان، آرزوی شهادت می کنند، ما با این 35 میلیون به میدان می رویم بعد که ما همه شهید

صحیفه نور جلد 10 صفحه 184

شدیم خودتان با ایران هر کاری می خواهید بکنید. از این ما نمی ترسیم، ما مرد جنگیم، ما مرد مبارزه هستیم، ما جوان هایمان با مشت مبارزه کردند با تانک ها و توپ ها و مسلسل ها. ما را آقای کارتر از مبارزه نترساند. ما اهل مبارزه هستیم ولو نداشته باشیم ابزار مبارزه، لکن بدن داریم در مقابل اینکه ما را بزنند و این را عمل خواهیم کرد. و اما قضیه اقتصاد، ما یک ملتی هستیم که به این گرسنگی خوردن ها عادت کرده ایم، ما 35 سال یا 50 سال می گوئید ما در این گرفتاری ها بودیم و عادت داریم به این گرسنگی خوردن ها، ما روزه می گیریم، ما یک وقت غذا می خوریم. اگر بنا باشد که آنها محاصره اقتصادی بکنند، فرضاً که بتوانند و همه ملت ها تبع ایشان بشوند و حال آنکه این خیالی است خام و همچو چیزی تحقق پیدا نمی کند، فرضاً که تحقق پیدا بکند، ما همان جو و گندمی که خودمان در مملکت خودمان کشت می کنیم، اقتصاد می کنیم و برای خودمان همان مقدار کافی است. ما در هر هفته یک روز گوشت می خوریم، گوشت خوردن خیلی چیز خوبی هم نیست و یک وعده هم ممکن است غذا بخوریم. ما را از این چیزها اینها نترسانند. اگر امر دایر بشود بین اینکه آبروی ما حفظ بشود یا شکم ما سیر بشود، ما ترجیح می دهیم که آبرویمان حفظ بشود، شکممان گرسنه باشد. و من از شما می خواهم که سلام من را به آقای پاپ اعظم برسانید و بگوئید که روی علاقه دینی که ما به هم داریم، همه اهل توحید هستیم، اهل خداشناسی هستیم، ما از شما می خواهیم که به این ملت ضعیف کمک کنید و نصیحت پدرانه به همه ابرقدرت ها بکنید یا استیضاح کنید آنها را.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها