0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

گفتگوی امام خمینی با ابوجهاد عضو سازمان مقاومت فلسطین

تاریخ: 1358/07/22

 

گفتگوی امام خمینی با ابوجهاد عضو سازمان مقاومت فلسطین

بسم الله الرحمن الرحیم
امام: آقای ابوعمار چگونه است؟
ابوجهاد: الحمدلله، در جو مبارزه قرار دارند و پیوسته از جائی به جای دیگر سیر انقلابی دارند.
امام: امیدوارم که انشاءالله به زودی در قدس مستقر شوند.
ابوجهاد: انشاءالله ما امیدواریم قدس از جاهائی باشد که به زودی بتوانیم از شما در آنجا استقبال به عمل آوریم.
امام: قدس مال همه مسلمانان است.
ابوجهاد: انشاءالله و این آرزوی همه ماست که با پیگیری و مقاومت می توان به این آرزو رسید. عزم راسخ مسلمین و ایمانشان ما را به موفقیت خواهد رساند.
امام: و با وحدت کلمه مسلمان ها و خصوصاً سران آنها. اما این گرفتاری هائی که در این مدت طولانی برای برادرهای ما در قدس پیدا شده است، در اثر سهل انگاری روسای اعراب بوده است. و من بیش از بیست سال در خطابه هایم، در گفتارم به اینها توصیه کردم، به سران دولت ها که این اختلافات محلی جزئی را کنار بگذارند و برای اسلام و برای پیشبرد اهداف اسلام باهم همفکری کنند و با هم اتحاد داشته باشند. و من باید بگویم که اظهار خجلت می کنم که در مقابل بیش از صد میلیون جمعیت عرب و صد میلیون جمعیت مسلم، هشتاد میلیون تقریباً جمعیت مسلم، یک عده معدودی بیایند و در مقابل اینها آنطور کارها را بکنند و این هم نمی شود عذر باشد که پشتیبان آمریکاست، برای اینکه آمریکا پشتیبان شاه هم بود، لکن وقتی که یک ملت اجتماع کردند بر یک مطالبی، نه قدرت شیطانی شاه توانست مقاومت کند نه پشتیبانی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 6

ابرقدرت ها، بلکه مطلق قدرت ها اگر اتحاد پیدا بکنند، جمعیت عرب و سران مهم این جمعیت ها اگر اتحاد پیدا بکنند، شکی نیست که نه امریکا می تواند در مقابل شان کاری انجام بدهد و نه دیگر قدرت ها. و این مع الاسف مطلبی است که مشکل است که تحقق پیدا کند، لکن من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که یک همچو مشکلی را با قدرت خودش حل کند. و اضافه کنید به اینکه در عین حال که ملت ما نه اسلحه داشت و نه تربیت نظامی و آنها مجهز به همه جهازات بودند و آن انتظامات هم داشتند و مجهز به جهاز نظامی بودند، معذلک چون شعب واحد بودند و قوه واحده بودند و مهمتر اینکه استناد به خدای تبارک و تعالی داشتند و با فریاد (الله اکبر) زن و مرد و بچه و بزرگ پیش رفتند به طوری که همه قدرت ها در هم شکسته شد. و دولت های اسلامی مجهز به جهازات هستند، معذالک در مقابل یک همچو عنصری قیام نمی کنند، بلکه بعضی از آنها خیانت هم بکنند. خداوند انشاءالله آنها را بیدار کند و مسلمین را پیروز.
ما چون مبتلای به مشکلاتی شبیه به مشکلات شما هستیم می دانیم که وضع شما و مشکلات شما چیست. ما الان مبتلا هستیم به نظیر همین مشکلات مثل مشکلاتی که در کردستان ایجاد کردند و دول خارجی به وسیله عمال شان در خوزستان برای ما آنهمه اشکالات ایجاد کردند که ما باز مبتلای به آن هستیم و در سیستان و بلوچستان هم ممکن است که ایجاد این مشکلات را بکنند.
البته جهاد برای خدای تبارک و تعالی مشکلات دارد. بیشتر از این مشکلات، مشکلاتی بود که پیغمبر اکرم در صدر اسلام داشت و مسلمین داشتند، لکن چون قدرت ایمان داشتند توانستند که اسلام را قبل از گذشت نیم قرن، در تقریباً تمام آن کره که آنوقت معموره بود مستقر کنند و شما با تمام مشکلات که دارید یک مطلب دارید و آن اینکه ایمان با شماست و شما استناد به خدا داشته باشید و این استناد به خدا تمام مشکلات را انشاءالله حل خواهد کرد. مشکلات زیاد است لکن اراده مصمم ملت و مهمتر استناد به خدای تبارک و تعالی مشکلات را آسان می کند. و ما هم امیدواریم که همه مشکلات شما رفع بشود. و باز از خدا می خواهیم که ما را متوجه به خدای تبارک و تعالی بکند، و هم مشکلات شما رفع بشود. و باز از خدا می خواهیم که شما را بیشتر از پیش متوجه به قدرت لایزال الهی بکند و با استناد به خدای تبارک و تعالی باکی نیست و نصر با شماست انشاالله و با ما. و البته هر مسلمی باید با مسلم دیگر برادر باشد و با مشکلات سهیم باشد و ما هم با شما سهیم هستیم در این مشکلات چنانچه سابقاً بودیم من راجع به مشکلات مادی هم بعضی اقدامات کردم. و من امیدوارم که ما بتوانیم هم مشکلات معنوی و هم مادی را به خواست خدای تبارک و تعالی، هم از شما و هم از خودمان، با هم رفع بکنیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با سفیر الجزایر

تاریخ: 1358/07/26

 

بیانات امام خمینی در دیدار با سفیر الجزایر

بسم الله الرحمن الرحیم
از عواطف شما متشکرم. ما این نهضت را یک نهضت ایرانی نمی دانیم، بلکه نهضت اسلامی و نهضت مستضعفین در مقابل مستکبرین است.
ما با شما در این نهضت نیز شریک هستیم. امیدوارم که حکومت مستضعفین بر ضد مستکبرین تحقق پذیرد و اسلام با آن محتوای مترقی که دارد در همه جا پیاده شود و تمام ملت ها بیدار شوند و برای اسلام قیام کنند و نیز دولت های اسلامی با هم وحدت کلمه داشته باشند و برای اسلام و تحت لوای اسلام برای رفع گرفتاری های ملت های ضعیف از دست شرق و غرب کوشش کنند. خدای تبارک و تعالی قادر است که مشکلات را رفع نماید. ما در عین حالی که گرفتار مشکلات فراوانی هستیم، لکن اعتماد به خدای تبارک و تعالی داریم و امیدواریم که تمام مشکلات و گرفتاری های ما و سایر مسلمین با کمک خداوند حل بشود ملت برادر ما الجزایر، با عزت و سلامت بر مشکلات خود غلبه کند.
سفیر الجزایر: ما در یک مقطع تاریخی ملت ایران قرار گرفته ایم، درک می کنیم که باید به مبارزه ادامه داد و ما در خدمت شما هستیم، نه یک خدمت کلاسیک، بلکه متعهد به خدمت شما و به ملت ایران و اسلام می باشیم.
امام فرمود: من به شما اطمینان می دهم که مبارزه در راه خدا همراه با موفقیت است و دعای ما هم همین است که توجه به خدا را فراموش نکنیم.
سفیر الجزایر گفت: ما زیاد به زیارت شما می آئیم تا احترامات و سلام رهبران و ملت مسلمان الجزایر را خدمت شما و ملت مبارز ایران ابلاغ نمائیم. ما در ایران و در میان شما زندگی کرده و وضع را درک می کنیم. امیدواریم این انقلاب که یک انقلاب اسلامی و قرآنی است به رهبری شما تحقق یابد و تا پیروزی کامل ادامه پیدا کند. البته این آرزوی هر مسلمانی است در هر لحظه. دنیا و تمام مسلمانان واقعی دنباله رو راه و گام های مثبت شما می باشند، گام هائی که همیشه به نفع ملت های مسلمان برداشته شده و می شود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روشندلان

تاریخ: 1358/07/28

 

انسان، با بصیرت انسان است نه با بصر

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما روشندلان تشکر می کنم که تشریف آوردید از نزدیک شما را ببینم. و من روی اسلامی نورانی شما را می بینم و به شما مژده می دهم که خدای تبارک و تعالی یار شماست، یار همه است و از خدای تبارک و تعالی توفیق و سعادت شما را خواستارم. و این معنا را باید بدانید که انسان به روح انسان است، انسان به بصیرت، بصیرت قلبی انسان است. این آلات ظاهری، آلاتی است که وسیله است و اینها از بین رفتنی است. آنچه باقی می ماند روح انسان است و آنچه در انسان سعادت را ایجاد می کند بصیرت انسان است. و من امیدوارم که شماها بصیرت به طور کامل داشته باشید و خدای تبارک و تعالی به شما توفیق و سعادت عنایت کند.
 

تلاش بی ثمر مغرضین و شایعه سازان به منظور متوقف ساختن نهضت

و چیزی که می خواهم به شما آقایان عرض بکنم این است که ما امروز مبتلا هستیم به یک شایعه هائی که روی آن شایعه ها می خواهند این نهضت را نگذارند تحقق پیدا کند. یکی از شایعه ها که شایعه سازان نشرش می دهند و گاهی برای ما می نویسند، گاهی در نطق های اشخاصی دیده می شود حتی شنیدم که دیشب هم در مسجد امام یک آقایی همین معنا را گفته است، این است که فلانی اصلاً دست به او نمی رسد، هیچ کس نمی تواند با او ملاقات کند، فقط چند تا اهل علم، چند تا معمم، همین یک کانال است و آن کانال معممین، مردم دیگر اصلاً ملاقات با ایشان نمی کنند. شما الان آقایانی هستید که روشندل هستید و آمدید اینجا و از نزدیک دارید مرا می بینید و هر روز قریب چند صد نفر در اینجا می آیند و بسیاریشان می آیند در این منزل، در این اطاق به اندازه ای که گنجایش دارد اینجا از اشخاص مختلف، اینطور نیست که اینها می گویند، مغرضین می گویند که یک کانال فقط فلانی دارد. من هیچ کانال خاصی ندارم، من هیچ اصحابی ندارم، من با همه مردم، با همه قشرها ملاقات می کنم، مطالب همه را می شنوم، کاغذها به من می رسد و همه اخبار که در ایران واقع می شود آنهائی که مهم است و باید به ما برسد می رسد. من، هم گوش می کنم رادیو را در وقتی که اخبار را پخش می کند و هم نگاه می کنم تلویزیون را، هم تمام یعنی اکثر مطبوعات اینجا آنهائی که مورد اهمیت است می آیند و هم

صحیفه نور جلد 10 صفحه 9

خلاصه اینها برای من نوشته می شود می آید و هم اخبار همه جا به وسیله وزیر ارشاد برای من می آید و هم اخبار مملکت به وسیله ژاندارمری کل و رئیس ارتش و عرض می کنم که جاهای دیگر، شهربانی برای من می آید، من بی خبر نیستم از اوضاع مملکت.
اینها یک دسته مغرض هستند که خیال می کنند که مرا توی تخته ای، چیزی، جعبه ای گذاشته اند در آن را هم قفل کرده اند در آن را هم یکی دو تا معمم باز می کنند و مرا می بینند و دیگر مردم دیگر نمی بینند. شما الان می بینید و می شنوید که بیرون این خانه چه اشخاص و چه جمعیتی هستند (گوش کن آقا، گوش کن) چه اشخاصی هستند، چه جمعیت هائی هستند که من باید گاهی در این اطاق، گاهی در بیرون، بله اگر توقع این است که من با یکی یکی افرادی که روزی چند هزار نفر در اینجا مجتمع می شوند، من با یکی یکی وقت خاصی بدهم، خلوت بدهم، من وقت خلوت ندارم که بدهم همیشه از صبح که من پا می شوم تا ظهر جمعیت های متعدد هی می آیند، عده کثیری هم در این اطاق می آیند با من ملاقات می کنند. حتی منتشر کردند که این کسی که گفتند دیشب در مسجد امام صحبت کرده است که آقای نجفی هم حتی آمدند منزل ایشان، راهشان ندادند. آقای نجفی دیشب پیش من بودند، چه کسی راهشان نداده است؟ مگر آقای نجفی را می شود کسی راه نداد؟ دیشب آقای نجفی قریب سه ربع ساعت، یک ساعت اینجا من خدمتشان بودم. من نصیحت می کنم به این آقایان، من عرض می کنم به این آقایان که یا تحت تأثیر اشخاص و گفته های اشخاص واقع نشوند یا اعمال غرض نکنند. بعصی از اشخاص غرضمندند لکن بعضی ها اینطور نیست فقط کنار نشسته اند، هر کس هر چه می گوید باورشان می آید و آنوقت هم منتشر می کنند. خوب، این خلاف انسانیت است، خلاف اسلامیت است که انسان هر چه شنید فوراً پخشش کند در همه جا که فلانی هیچ کس با او ملاقات نمی کند، آقای نجفی هم رفتند آنجا، راهش نداده اند. خوب، این اهانت به یک مسلمانی است مثل آقای نجفی، به یک عالمی است که شما بگوئید که راهش نداده اند آنجا. این چه حرف نامربوطی است که گفته شده است. من از کسانی که با من ملاقات دارند، می بینند من را و هر روز دارند می آیند می بینند، خواهش می کنم که اینها را بگویند به مردم که ما در خانه مان باز است من از بس که ملاقات می کنند خسته می شوم. خوب، من یک پیرمرد 80 ساله هستم، ضعف دارم، معذلک خوب، وقت دارم برای مردم و مردم با من ملاقات می کنند. اخبار مردم به من می رسد، احتیاجات مردم به من می رسد، لکن البته مشکلاتشان زیاد است مشکلات همه زیاد است و برای رفع اشکالات یک اشخاصی هستند که آنها مشغولند و قشرهائی هستند که مشغول رفع اشکالات هستند و دولت هم مشغول است لکن کار زیاد است، اشکالات زیاد است و خوب است که آقایانی که یک قدری توجه دارند، گویندگان و آنهائی که حرفشان در رادیوها پخش می شود، یک قدری ملاحظه کنند، خلاف واقع نگویند یا باور نکنند خلاف واقع ها را که فلانی یک کانال دارد، ای امام حرف های مردم را گوش بکن. آقا حرف های مردم پیش من است، شما هر حرفی را که می خواهید بپرسید که من از مملکت اطلاع دارم، همه جهات را گزارش کردستان هر روز برای من می آید. شما این چه حرف های نامربوطی است که می زنید و چه تبلیغات سوئی که می کنید و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 10

غرضمندانه فریاد می زنید؟
خداوند همه تان را انشاءالله اصلاح کند و خداوند انشاءالله این نهضت را به پیروزی برساند و اشخاصی که غرضمند هستند هدایتشان کند خدای تبارک و تعالی، و مسلمین نصرت و اسلام را قوت بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع شورای پنج نفری صدا و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1358/07/29

 

اگر این دستگاه (رادیو و تلویزیون) اصلاح بشود، امید است یک مملکت اصلاح شود

بسم الله الرحمن الرحیم
دستگاه رادیو تلویزیون چنانچه من کراراً گفته ام، یک دستگاهی است که حساسترین دستگاه های تبلیغاتی هر کشوری است که هم از طریق بصر و هم از طریق سمع از آن مردم استفاده می کنند و آنطوری که به رادیو و تلویزیون - به تلویزیون - توجه می کنند مردم، به هیچ دستگاهی آنطور توجه نمی کنند، از دستگاه کوچکی که برای بچه ها گذارده می شود تا آن برنامه هایی که برای دیگران.
اگر این دستگاه اصلاح بشود و برنامه های آن برنامه های اصلاحی باشد، امید است که یک مملکت اصلاح بشود و اگر این دستگاه یک دستگاهی باشد که نظیر زمان همان طاغوت باشد، مردم به همان حال باقی می مانند. از وظائف مهمی که این شورا دارد که در آنجا اعضاء محترمشان مجتمعند و آقای موسوی هم که ما از سوابقشان اطلاع داریم و می شناسیم ایشان را، هستند، وظیفه مهم این است که مراقبت بشود از این دستگاه به طوری که محتوایش یک محتوای جمهوری اسلامی باشد.
 

تحقق جمهوری اسلامی در گرو اسلامی شدن مراکز ملی و دولتی

ما بخواهیم یک جمهوری اسلامی در ایران محقق بشود، همین که ما بگوئیم جمهوری اسلامی، رأی بدهیم به جمهوری اسلامی، کار تمام نیست، باید دستگاه های اطلاعاتیش، روزنامه هایش، رادیو، تلویزیون، ادارات، تمام مراکز دولتی و تمام مراکز ملی، بازار، در صحرا، در داخل، در کارخانه ها، باید طوری بشود که هر کسی وارد اینجا شد، خودش را احساس کند که وارد شده است در یک دستگاهی که از اسلام آنجا خبر هست اثر هست از اسلام، باید قدم اسلام در همه این دستگاه ها باشد و آن چیزهائی که برخلاف موازین اسلامی است، برخلاف جمهوری اسلامی است که همه بر خلاف مصالح ملت است، اگر باشد، اینها باید از بین برود. مثلاً در تلویزیون یک قضایا، قضایای فیلم هاست، این فیلم هاباید یک فیلمهای آموزنده باشد. فیلم هائی که وقتی نگاه کنند جوان های ما، منحرف بشوند، اینها را باید از آن احتراز کرد.
اگر چنانچه یک وقتی اشخاصی در آنجا باشند که بخواهند یک همچو اعمالی را انجام بدهند،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 12

اگر نصیحت می شود بکنید، نصیحت کنید اگر نه تصفیه باید بشود. یک مسؤولیت بزرگی است مسؤولیت شما، و آن این است که یا این جمهوری اسلامی را به جلو می رانید به واسطه تبلیغاتتان، به واسطه نمایش هایی که در آنجا داده می شود، فیلم هائی که در آنجا داده می شود و یا به عقب می رانید، این خیلی مسؤولیت بزرگی است. ما تا بخواهیم این کارکن های هر جا را، ژکارمندهای هر جا را، تا بخواهیم که به آنها بفهمانیم که ما نباید همه چیزمان تقلید از غرب باشد، این طولانی است.
اینها گمان می کنند که وقتی که در رادیو تلویزیون مثلاً آمریکا یک جوری بود، انگلستان یک طوری بود، ما هم باید از آنها تقلید بکنیم، هر چه آنها کردند، ما بکنیم. چنانچه این یک مسأله ای است که تقریباً ما مواجه با آن هستیم و در همه جا که گمان می کنند که باید فرم ممالک ما هم، فرم آنجا باشد تا ما بخواهیم این فرم را تغییر بدهیم و بفهمانیم به همه قشرها که نباید اینطور باشد و ما خودمان باید در افکارمان، در آرائمان مستقل باشیم، این طولانی است.
 

باید اشخاصی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی باشند، در رأس کارها قرار دهید

الان شما موظفید که همه این کسانی که در این کارها هستند و رأس کار هستند در تلویزیون (البته بنگاه بزرگی است) مراقبت کنید که یک اشخاصی که متعهد باشند و به اسلام و معتقد به جمهوری اسلامی باشند و بدانند که جمهوری اسلامی یعنی چه، محتوایش باید اسلامی باشد، باید آنها را در رأس کارها قرار بدهید در سرتاسر ایران، در همه جا و برنامه هایتان، آنهائی که گفتنی است گویندگانی پیدا بکنید و خیلی ها حاضرند که بیایند آنجا صحبت بکنند از اشخاص فاضل و دانشمند، از علما و اشخاص منورالفکر، اشخاص هر طبقه ای بیایند صحبت بکنند و از آنها استفاده بکنید و باید هم این کار بشود.
و آنچه راجع به دیدنی هاست و فیلم هاست توجه کنید که فیلم ها یک فیلمهای انحرافی نباشد، فیلم هایی نباشد که مثلاً فرض کنید که یک منظره هائی که سابقاً بود و انحرافات برای جوان های ما ایجاد می کرد، نباشد. ما اگر این جوان هایمان را و این بچه هایمان را، حتی آنچه که برای بچه ها نمایش داده می شود باید یک جوری باشد که این بچه از اول یک طوری بار بیاید که مستقل باشد در فکر، مستقیم باشد و متعهد بار بیاید و همین طور فیلم های بالاتر باید خیلی توجه به آن بشود که رسیدگی بکنید، نظارت بکنید، نگذارید دست اشخاصی که متعهد نیستند. اگر پیدا شدند اشخاص، باید به آنها حالی کنید، اگر نمی شود، تصفیه کنید و این یک امر ضروری و لازم است.
 

سرتاسر این مملکت، فریادشان این بود که ما اسلام را می خواهیم

و از مسائلی که لازم است من تذکر بدهم، این است که این انقلابی که در ایران حاصل شد، این انقلاب پیروزیش در اثر دو مطلب بود: یک مطلب مهمش که از همه مطالب بالاتر بود این بود که مردم

صحیفه نور جلد 10 صفحه 13

با اسلام پیش رفتند، یعنی سرتاسر این مملکت فریادشان، فریاد این بود که ما اسلام را می خواهیم. از آن رژیم سابق که یک رژیم فاسد بود، مردم بدی دیدند در طول عمرشان، جوان های ما در تمام عمرشان از آنوقت که چشم باز کردند، بدی دیدند و این رژیم را فاسد می دانستند، و از آن طرف مسلمان بودند، به اسلام عقیده داشتند. از این جهت - فریادها - ما هر مطلبی را از یک ملتی بخواهیم اخذ بکنیم، باید ببینیم که زبان ملت چیست تا بفهمیم که این ملت چه می خواهد، خودمان بخواهیم حکم بکنیم، باید ببینیم که زبان ملت چیست تا بفهمیم که این ملت چه می خواهد، خودمان بخواهیم حکم بکنیم که این ملت ما فلان چیز را می خواهد، این حرف غلطی است، حرف صحیح این است که ما مطالعه کنیم در حال ملت، گوش بدهیم به صدای ملت ببینیم چه می خواهد؟ یک ملتی که همه فریاد می زنند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، (نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی) ما دیگر حق نداریم که بنشینیم بگوئیم که نه، این ملتی که قیام کرده اند، برای این قیام کرده اند که دموکراسی باشد، در اسلام همه چیز هست به معنای سالمش، اما ما می بینیم که همه مردم دارند می گویند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، ما حق نداریم که تأویل کنیم و بنشینیم خودمان هر چه دلمان می خواهد بگوئیم که نخیر، مردم که این حرف ها را دارند می زنند، یک چیز دیگر را ما گردنشان بگذاریم. این خلاف واقع است.
امر دومی که بود، این بود که همه قشرها با هم متحد شدند، در این مسأله همه متحد بودند، اگر یک اشخاصی هم بودند که یک انحرافی داشتند، در این شوری که مردم داشتند، آنها ساکت بودند، کارشکنی نمی کردند، همه با هم مجتمعا عمل کردند و پیش رفتند و همه با هم اسلام را می خواستند، این دو تا مطلب اساس پیروزی این مملکت بود.
 

هوشیاری در مقابل اعمال آلوده خائنین به اسلام و مملکت

و اگر چنانچه ما خیال کنیم که الان ما تا آخر مسأله را حل کرده ایم یک خیال باطل است. ما الان اگر اوائل راه نباشیم، بین راه هستیم، باز نرسیده ایم به آن مقصدی که داریم. خوب مقصد بزرگ ما این بود که اینهائی که تصرف در مملکت ما داشتند، مستشارانشان در مملکت ما کار می کردند، همه چیز ما را آنها نظارت می کردند، دستور از آنجا صادر می شد و دولت ها عمل می کردند، خود محمدرضا این را اقرار کرد که از سفارتخانه ها تعیین می کردند که وکلائی باشند و ما هم عمل می کردیم، منتها این را که گفت، می خواست بگوید که نه، حالا دیگر ما اینطور نیستیم، در عین حالی که پدرش را اینطوری معرفی می کرد، خودش هم در اوائل امر، خودش را اینجوری معرفی می کرد، لکن اینکه گفت، روی ناشیگری کرد، روی این نظر گفت که می خواست حالا بگوید که من دیگر حالا آنطور نیستم و بعد هم که همه فهمیدند که در زمان این بسیار بدتر بود وابستگیش به خارج از زمان پدرش، این وابستگی که این داشت، بسیار زیادتر بود از آن وابستگی هائی که او داشت، او هم وابسته بود نه به اندازه این. و آنی که برای ما همه چیز را آورد، این دو مطلب بود: اسلام، وحدت کلمه. مع الاسف بعد از اینکه این انقلاب این قدم اول را برداشت و پیروز شد و این سد را شکستش، این اشخاصی که آن وقت هم مخالف

صحیفه نور جلد 10 صفحه 14

بودند، لکن حرف نمی زدند و آن اشخاصی که تحت تأثیر تبلیغات سوء غربی ها و اینها واقع شدند، اینها شروع کردند یک جبهه هائی درست کردن، جبهه های مختلف، در صورتی که صلاح نبود، صلاح این بود که جبهه ها همه با هم باشند تا اینکه ما این مسأله را وقتی که به آخر رساندیم آنوقت هر جبهه ای دلش بخواهد علیحده، هر حزبی بخواهد علیحده، هر چیزی علیحده. اما به این زودی که ما باز در بین راه هستیم بیائیم متفرق بشویم، این صحیح نبوده است، لکن خوب، شده است.
و الان در آذربایجان شما گمان نکنید که ملت آذربایجان از اسلام رویش را برگردانده، آنها همیشه توجه به اسلام داشتند، همیشه متوجه به مصالح کشور بودند، همیشه پیشقدم بوده است آذربایجان، همیشه خون جوانانش را داده اند برای اسلام، اینجور نیست که حالا گفته بشود که نه دیگر آذربایجانی دیگر کاری به اسلام ندارد، پشت کرده به اسلام و دولت اسلام را دارد می شکند، آذربایجانی رفته است و تلویزیون را گرفته است، رفته است و استاندار را بیرون کرده است. این کارهائی است که مسلمان نمی کند، این کارهائی است که اشخاصی می کنند که توطئه گرند و از امریکا دستور می گیرند یا از جاهای دیگر دستور می گیرند. ملت آذربایجان همچو کاری نمی کند و لهذا آنها فریاد می کنند که ما اسلام را می خواهیم.
ما احتمال این معنا را که ملت آذربایجان یک چنین کاری بکند آنهم نسبت بدهند به یک کسی که خودش می گوید دروغ است این حرف ها، در رادیوهایشان بخوانند به اینکه لشگر هم به ما پیوست، قوای انتظامی به ما پیوست، این مسأله همان مسائلی است که یک مملکت دیگری است که به ما پیوست، این از حلقوم کسی بیرون می آید که اصلاً به اسلام اعتقاد ندارد، از حلقوم کسی بر می آید که خائن به این مملکت است. اینهائی که رفتند الان تلویزیون را گرفتند و به خیال خودشان یک فتحی کردند، اینها همان دست نشانده هائی هستند که پرونده های بعضی شان موجود است. باید آذربایجانیها توجه داشته باشند، یک وقتی تحت تأثیر واقع نشوند که خدای نخواسته برای آذربایجانی یک لکه ننگی بشود تا ابد که آذربایجانی که همیشه طرفدار اسلام بود، حالا اینها به اسم اینکه ما مثلاً چه می خواهیم و چه می خواهیم، بر خلاف مصالح اسلام، بر خلاف دولت اسلام. این مسأله، قیام بر ضد اسلام است، قیام بر ضد دولت اسلام است.
ما نمی خواهیم که خونریزی بشود، ما نمی خواهیم که برادرکشی بشود والا این پوسیده ها که نمی توانند این کارها را انجام بدهند. ما اگر یک روز بگوئیم به مردم، خود مردم آذربایجان کار را اصلاح می کنند، لکن باید ملتفت باشند، لااقل پشت کنند به این اشخاص. و باید این مطلب را برادرهای آذربایجانی ما، برادرهای کردستانی ما، برادر بلوچستانی ما عرض می کنم سیستانی ما، هر کجا که هستند، بختیاری ها، همه جا باید این معنا را بدانند که یک مملکتی مال خودتان است، خودتان باید اداره اش کنید. تا حالا مال شما نبود این مملکت، هیچ چیز دست شما نبود، همه چیز دست دیگران بود.
حالا که این زحمت ها کشیده شده است این خون ها ریخته شده است، این نابسامانی ها برای

صحیفه نور جلد 10 صفحه 15

یک مملکت پیدا شده، حالا می خواهیم بگوئیم دست خود شما باید باشد، حالا یک دسته مغرض یک دسته انگل هستند، اینها آمده اند و میدان افتاده اند و هر جا یک فسادی ایجاد می کنند. باید اهالی هر منطقه ای خودش توجه به این داشته باشد که آلوده اش نکنند اینها، یک وقت خدای نخواسته هر جا یک صدائی بلند بشود و هر جا یک مسأله ای، غائله ای درست بشود و نتوانند دیگر اصلاحش بکنند.
در هر صورت باید توجه به این معنا داشت و یکی از وظائف تلویزیون و رادیو این است که مسائل را آنطوری که هست، به مردم بفهمانند که مسائل چیست، اصلاً از کی صدا دارد بلند می شود. اعلام کردند که گروه فرقان هم به ما متصل شده چریک های خلق هم به ما متصل شد. گروه فرقان کی اند؟ چریک های خلق کی اند؟ هر آدمی و هر گروهی را باید از رفقایش فهمید که کی ها هستند تا بفهمیم اینجا چکار هستند. آن کس که می گوید گروه فرقان به ما گرایش پیدا کرد، چریک های خلق به ما متصل شد، این همان است مقصدش، همان ها هستند، اینهایی که اینها را دارند اداره می کنند، همان قضایا همان ها هستند، همان هایند که روابطشان با غیر، الان بعضی شان معلوم شده است. بازی نخورند برادرهای ما، توجه داشته باشند که هیچ مسلمانی با این امر موافق نیست، هیچ ملائی با این امر موافق نیست، هیچ مرجعی با این امر موافق نیست و هرگز همچو چیزی را به مراجع نسبت ندهند، که آنها موافق نیستند با یک مسأله خلاف اسلامی.
 

قیام بر ضد حکومت اسلامی در حکم کفر است

قیام بر ضد حکومت اسلام، خلاف ضروری اسلام است، خلاف اسلام است بالضروره. حکومت الان حکومت اسلامی است. قیام کردن بر خلاف حکومت اسلامی، جزایش جزای بزرگی است. این را نمی شود بگوئیم که یک ملائی عقیده اش این است که باید بر خلاف حکومت اسلامی قیام کرد. همچو چیزی محال است که یک ملائی بگوید، یک ملائی عقیده داشته باشد به این معنا که بر خلاف اسلام باید عمل کرد، باید شکست اسلام را. اینها نسبت می دهند به بعضی از مراجع این مسائل را. دروغ است این حرف ها، هرگز نخواهند گفت. قیام بر ضد حکومت اسلامی در حکم کفر است، بالاتر از همه معاصی است، همان بود که معاویه قیام می کرد، حضرت امیر قتلش را واجب می دانست قیام بر ضد حکومت اسلامی یک چیز آسانی نیست و اینها الان قیام کرده اند بر ضد حکومت اسلامی. در هر صورت من امیدوارم که سر عقل بیایند همه و از این مفسده ها دست بردارند و همه علما بلاد، اینها را نصیحت کنند. مراجع اینجا، مراجع جاهای دیگر، علما بلاد اینها را نصیحت کنند که دست از این کارهای خلاف بردارند، بر ضد حکومت اسلامی قیام نکنند، خیال نکنند که نمی شود آنها را دفع کرد، ما نمی خواهیم، ما نمی خواهیم که یک برادرکشی در ایران بشود، چنانچه در کردستان هم نخواستیم و نمی خواهیم و دلمان می خواهد که با آرامش و با صحت درست بشود.
در هر صورت یکی از وظائف رادیو و تلویزیون این است که مسائل را آنطوری که هست پخش بکنند. اختیار را دست اشخاصی که می خواهند مسائل را معوج، کج و معوج عرضه بکنند، اختیار را

صحیفه نور جلد 10 صفحه 16

دست آنها نباید آقایان بدهند و باید درست توجه کنند و رادیو تلویزیون سرتاسر مملکت را همچو کنند که همه اش محتوا، محتوای اسلامی، موافق مصالح کشور، موافق مصالح اسلام. امروزی که ما با یک همچو قدرت بزرگی مواجه هستیم و آنها پی توطئه ها می گردند، از خارج، از داخل، حالا مبادا یک وقتی ملت ما غفلت از این دشمن عظیم بکند، از این دشمن شیطان بکند و مشغول بشود به این کارهائی که در یک وقت فرصت هم می شود این کارها را بکنید. در یک همچو موقعیتی که ما هستیم، هر ندائی که بر خلاف پیدا بشود، هر ندائی که موجب تضعیف بشود، این ندا از کفر است و این ندا از زندقه است و باید ملت ما توجه به آن داشته باشد.
خداوند همه شما را موفق کند که حالا که این دستگاه در شورای شما هست، به خوبی انجام وظیفه بدهید و همه برنامه هاتان را رسیدگی کنید که از چیزهائی که بر خلاف اسلام است، برخلاف مصالح اسلام است، اجتناب بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام در دیدار با کارکنان بخش زبانهای خارجی رادیو تلویزیون

تاریخ: 1358/07/29

 

رادیو تلویزیون حساسترین دستگاه کشور است

بسم الله الرحمن الرحیم
من کراراً به آقایانی که از رادیو تلویزیون اینجا آمدند تذکر دادم که این دستگاهی که شماها اداره می کنید حساسترین دستگاهی است که در این کشور است.
سایر رسانه ها از قبیل مطبوعات و اینها موثرند، لکن در یک قشر خاصی، اولاً تیراژشان آنقدر زیاد نیست که به همه کشور و به همه افراد برسد و ثانیاً بسیاری از افراد کشور ما هستند که سواد ندارند تا بتوانند استفاده کنند، لکن از آن طرف تا آمده است که روزنامه ها به دست اشخاصی که دور هستند برسد باز دو سه روزی، دو روزی طول می کشد. اما رادیو یک دستگاهی است که همه قشرهای ملت و همه افراد چه باسواد و چه بیسواد از آن استفاده می کنند و رادیو تلویزیون علاوه بر اینکه جهت سمعی دارد استفاده سمعی، استفاده بصری هم دارد و الان هم وضع طوری است که در همه دهات کشور ما، بلکه سایر همه کشورها هم در دهات کوچکش هم، این رادیو و تلویزیون هست، مثل سابق نیست که به یک دسته ای منحصر باشد، اشخاصی هم که مثلاً ضعیف هستند از حیث مادیات، معذلک کوشش می کنند که از مخارج خودشان کاهش بدهند و یک رادیو بخرند در صورتیکه شاید بسیارشان هم تلویزیون هم داشته باشند و شما هر حرفی را که منعکس کنید در رادیو، همان آن، به همه کشور و به همه جاهائی که موج رادیو می رسد، همان آن، می رسد و اگر این دستگاه یک دستگاه صحیح باشد، این می تواند یک خدمت بسیار بزرگی بالاتر از همه خدمت ها به مملکت بکند.
هیچ واعظی نمی تواند حرف خودش را جز در آن چهار دیواری که او هست (اگر رادیو نباشد) نمی تواند برساند و هیچ گوینده ای نمی تواند حرفش را بیش از آن جائی که محیط خودش هست یا حالا بلندگو هم که هست یکقدری زیادتر، اما این دستگاه دستگاهی است که حرفها را تا اعماق دهات و شهرستان ها و خارج و اینها می رساند. اگر یک دستگاهی باشد که آموزنده باشد، دستگاهی باشد که تربیت کننده باشد، مسائل کشور را به آنطوری که هست طرح کند، مشکلات را به آنطوری که هست بگوید، از انحرافات پرهیز کنند، از آن اشخاصی که توطئه بر ضد اسلام دارند، بر ضد کشور دارند و با گفتارشان اگر در رادیو واقع بشود، مردم را منحرف می کند و کشور را به تباهی می کشد، اگر چنانچه از آنهم احتراز بکنند که هم در جانب برنامه هائی که می خواهند پخش بکنند دقت بکنند که چه

صحیفه نور جلد 10 صفحه 18

برنامه هائی باشند و هم در جانب احتراز از آن چیزهائی که مضر به حال کشور است مضر به حال ملت است و موجب تباهی کشور می شود، اگر چنانچه از آنها احتراز بکنند خدمت بزرگی است که به کشور خودشان و به ملت خودشان و به اسلام می توانند بکنند. اگر خدای نخواسته از آن طرف واقع بشوند مثل آن دستگاه در زمان طاغوت که در خدمت او بود و همه دستگاه ها انحراف در آن باشد، عکس هائی که جوان ها را به تباهی می کشد، برنامه هائی که بر ضد نهضت اسلامی مردم ماست، برنامه هائی که بر ضد انقلاب اسلامی است که این جوان های ما خونشان را در راهش دادند، اگر خدای نخواسته یکوقت این دستگاه یک همچو کارهائی را بکند، یک خیانت بسیار بزرگی است که از همه دستگاه ها، خیانت این اثرش بیشتر است.
 

اصلاح رادیو تلویزیون اصلاح جامعه است

بنابراین اصلاح این دستگاه ها، اصلاح جامعه است و فساد اگر در این دستگاه ها واقع بشود، فساد جامعه است. مسؤولیت بسیار بزرگ است، مسؤولیت شماها بسیار بزرگ است، خصوصاً شماهائی که به زبان های مختلف دنیا پخش می کنید مسائل را، می توانید که مسائلی را که خارج پخش می کنید طوری باشد که به این نهضت، به اسلام، به کشور خدمت بکند و می شود هم خدای نخواسته یک مسائلی باشد که در خارج که منعکس بشود اسلام را یک جور دیگری، نهضت را یک جور دیگری تحقیر بکند، خوب مع الاسف ما الان در وضعی واقع هستیم که دشمن های ما از همه اطراف برای اینکه منافعشان به خطر افتاده است یا دستشان از منافع ما کوتاه شده است اینها از همه اطراف کوشش دارند که به هر طوری شده است، یک تشنجی ایجاد کنند مثلاً یکی از مسائلی که خوب اخیراً به آن مبتلا هستید و هستیم مسائل کردستان است در کردستان اشخاصی که منحرف هستند، می روند و تبلیغات می کنند که اینها اصلاً کردها را می خواهند نباشند. اینها می خواهند - به - کردها را، همه را می خواهند از بین ببرند - تبلیغات مختلفی - آن اشخاصی تبلیغ می کنند که با، نه کرد رفیق هستند و نه ترک و نه فارس اینها عمال خارج هستند و برای آنها می خواهند کار بکنند.
 

اسلام مرز ندارد

ما کراراً عرض کردیم به همه برادرهای کردمان که آمدند اینجا، برادرهای بلوچمان که آمدند اینجا که اسلام اینطور مرزهائی که در سایر مسلک ها هست، ندارد اسلام با صراحت می گوید که آنی که پیش خدا کرامت دارد، آدم متقی است، آدمی است که روشش صحیح باشد، تقوا داشته باشد، فاسد نباشد، مفسد نباشد و نسبت به همه عرب و عجم و کرد و ترک و اینها بطور علی السوا به همه نظر دارد. همانطوری که خدای تبارک و تعالی در ایجاد یک طایفه با طایفه دیگری فرق ندارد، همه را نعمت - ایجاد - داده است و همه را نعمتهائی در دستشان گذاشته است که خودشان باید فعالیت، البته موادش را گذاشته است، فرق نگذاشته است بین این ناحیه که کرد می نشیند، آن ناحیه که ترک

صحیفه نور جلد 10 صفحه 19

می نشیند آن ناحیه که عرب است، آن ناحیه عجم است، این حرف ها در کار نیست.
پیغمبر اکرم (ص) در عین حالی که خودشان عرب بودند، از ایشان نقل می کنند که فرموده اند که فخری بر عرب و از عرب بر عجم نیست و از عجم بر عرب نیست، هیچکدام به دیگری تفوقی ندارد، همه آنها از یک پدرند و از یک مادرند و علی السواء هستند، در عین حالی که اسلام این معنا را می گوید، جمهوری اسلامی هم همین معنا را می خواهد پیاده بکند، ما همین معنا را در رأس برنامه هایمان هست معذلک خوب، تبلیغات می کنند، در خارج ایران به یک جور تبلیغ می کنند، در داخل ایران به یک جور تبلیغ می کنند، در خارج ماها را یک دیکتاتوری که مثل هیتلر یا بدتر از هیتلر معرفی می کنند که این یک آدمی است که پستان های زن ها را داده بریده اند، خوب البته آنها تبلیغ می کنند - اما این خوب - کردستان که پیش ماست، اینجا هم که در آغوش ماست، پیش ماست، اینجا هم مع الاسف تبلیغ می کنند و یکدسته ای از مردم ساده باور می کنند.
 

تبلیغات مفسدین در کردستان

ما برادر همه هستیم، آنها برادر ما هستند، آنها حمله می کنند و برادرها را می کشند، از این طرف می روند برای دفاع از این کردستان که نگذارند که مفسدین که از خارج الان دارند هم فوج فوج می آیند و هم اسلحه می فرستند و هم مبلغ می فرستند و هم چریک درست می کنند و می فرستند و می خواهند یک منطقه را به آتش بکشند، از این طرف وقتی که می روند برای دفع آنها، تبلیغات می کنند به اینکه اینها اصلاً می خواهند جوان های کرد را بکشند - اینها - خود آنها می ریزند می کشند، وقتی اینها دفاع از آنها می کنند، همان معنائی که خودشان کردند، گردن این طرف می گذارند.
در بیمارستان ها آنطور فضاحت آنها در آوردند و اینها رفتند جلوگیری کردند، عین همین معنا را به اینطرف نسبت دادند، همین دیروز چند تا ورقه با امضای چریکهای فدائی خلق اینجا پیش آوردند که اینها را منتشر کردند در آنجا چه چیزهائی را نسبت دادند به جمهوری اسلامی، چه حرف هایی نسبت دادند، خوب جمهوری اسلام، اگر اسلام نباشد که دیگر جمهوری اسلام معنا ندارد. ما همه فریادمان و همه ملت مان فریادشان این بود که ما اسلام را می خواهیم.
 

رفع نابسامانی های کشور با اجرای احکام اسلام

ما هم الان تمام کوششمان اینست که احکام اسلام را پیاده کنیم، می خواهیم تفاوت ما بین طبقات را که یکی مثلاً کرد است در کردستان است به او نرسیدند سابق، آن یکی فرض کنید که جای دیگر است به او نرسیدند سابق و آقا می گویند که کردستان از همه جا عقب تر است و من این را کراراً عرض کردم که شما کردستان را فقط اطلاع دارید - که شما - بختیاری ها هم که پیش ما می آیند، می گویند که بختیاری از همه جا عقب مانده تر است برای اینکه آنها همان محیط را دیدند، بلوچی هم وقتی که می آید، می گویند از همه عقب افتاده تر و گرسنه تر و بیچاره تر بلوچها هستند برای اینکه آنها

صحیفه نور جلد 10 صفحه 20

هم همین جا را دیدند.
تبلیغات آنها به گوششان خورده، آنی که وجداناً دیدند که کردستان هیچ برایش کاری انجام گرفته نشده است، نه بیمارستان دارد، نه اسفالت دارند، نه چه دارد، خیال می کنند که فقط اینجا ندارد، جاهای دیگر همه آن تبلیغات را که کردند، همه را درست کردند، اینجا را نکردند، بلوچ ها هم خیال می کنند که این تبلیغاتی که شده است و آنی که خودشان به چشم می بینند، عیناً می بینند، می بینند که اینها خوب با هم مخالف است، می گویند پس جاهای دیگر درست است و حال آنکه در مدتی که ما به ایران آمدیم و طوائف مختلفه آمدند اینجا و همه این مسائل را گفتند، من گفتم، درست شما می گوئید برای اینکه یک چیزی آدم با چشمش می بیند، یک چیزی را می شنود، شما گوش هایتان پر شده از تبلیغاتی که تمدن بزرگ و دروازه تمدن بزرگ گوش ها را پر کرده، از آنطرف می بینید که خوب، اینجا که نیست، خیال می کنید که همینجا نیست، دیگر جاها تمدن بزرگ رسیده، آنها هم خیال می کنند همه جا هست الا اینجا، وقتی بگردیم می بینیم هیچ جائی، خوب از تهران، تهران که پایتخت است شما بروید تهران در این زاغه ها ببینید که کردها و عرض کنم بلوچ ها کارشان بدتر است یا این زاغه نشین های اطراف تهران، اینهائی که الان در حاشیه تهران هستند، من اینها را گاهی وقت ها در تلویزیون می بینم خانه شان را نشان می دهند، سوراخ هائی که از این سوراخ ها بیرون می آیند، بچه هاشان، زندگیشان را، اینها را من باید بگویم خیلی بدتر از کردستان، خیلی بدتر از بلوچستان، در حاشیه تهران هستند. آقا بنابراین بود که این مملکت را اینطوری بزرگ کنند نگذارند اصلاً یک رشدی بکند، اصلاً بنابراین بود که ما ذخائر زیر پایمان را آنها ببرند، ذخائر ما را ببرند و ملت ما خودشان گرسنگی بخورند، خودشان بدبختی بکشند. شما گمان نکنید که کردستان بدتر از همه جاست، بلوچستان از کردستان می گویند بدتر است، بلوچ می گوید بلوچستان بدتر، شما می گویید کردستان بدتر، هر دو درست می گویید برای اینکه می بینید قضایا را می گوئید، می بینید از بدتر که چیزی نمی شد و من که اطراف تهران را از نجف که بودم به من هی اطلاع دادند، اینجا هم که آمدم در تلویزیون چند دفعه تا حالا دیدم، دیگر زندگی از این بدتر؟ باید چه بگوییم اسمش را؟ یک سوراخ آدم می بیند که یک مرد آمد بیرون، یک زن آمد بیرون، چند تا بچه آمدند، یک سوراخ، اصلاً بنا بر این بوده است که اینطور بکنند و حالا هم بنا بر این است که نگذارند این نهضت به ثمر برسد، برنامه هائی که در اسلام هست پیاده بشود، چه کنند که نمی گذارند، می روند در هر جا که ببینند چند تا گوش هست، آنها به آن می خوانند به اینکه، نه این اسلام بدتر از سابق، اینها همان مسائل است - اسمش - اسم رویش گذاشتند، اینها دیکتاتورتر هستند از دیگران، دیکتاتوری عمامه بدتر از دیکتاتوری کذا، کدام دیکتاتوری؟ خوب من یک عمامه ای هستم، کدام از ما، چه دیکتاتوری؟ همه آقایان دیدند که دارند ترویج می کنند، البته اینها - می خواهند - چیزهائی که داشتند از دستشان رفته و می خواهند تبلیغ کنند بر ضد ما.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 20

 

آنان که بر ضد ما تبلیغ می کنند، از اسلام می ترسند

مع الاسف برادرهائی که در عراق هم هستند به گوششان همین مسائل فرو رفته است از بس که در چیزهای عراق، در روزنامه های عراق، همین امروز یک آقائی که از عراق آمده بود به من گفت که اینقدر در روزنامه ها به ایران تاخت می کنند و به انقلاب ایران تاخت می کنند و انقلاب ایران را مثلاً انقلاب غیر اسلامی می دانند، انقلاب فاشیستی می دانند، از این مسائل اینها می گویند، شاید بسیاری از برادرهای عراقی ما باورشان بیاید، لکن برنامه این است که نگذارند، ترسیدند از اینکه نبادا اسلام تحقق پیدا کند، آنها از اسلام می ترسند، اینهائی که تمام ذخائر شما را به چپاول بردند و هر چه هم اینجا جواهر داشت و ارز داشت، هر چه داشت بار کردند و بیرون رفتند، اینها می ترسند، اتباع اینها می ترسند، اینهائی که عرض می کنم که دارند این آشوب ها را می کنند، می ترسند که نبادا یکوقت اسلام تحقق پیدا کند و کلاه اینها پس معرکه باشد.
 

از برنامه های انحرافی پرهیز کنید

آقا من دارم عرض می کنم، به کردها عرض می کنم، به ترک ها عرض می کنم، به بلوچ ها عرض می کنم، به همه قشرها عرض می کنم گول این حرف هائی که اینها می زنند نخورید. بگذارید این خونی که از جوان های ما رفته است به ثمر برسد، کاری نکنید که تمام خون ها هدر برود و ما باز گردیم به رژیمی که یا مثل آن رژیم شاهنشاهی یا بدتر از او بیاید و حکومت کند اینجا باز کردستانش تا آخر عقب و بلوچستانش تا آخر عقب، همه جا عقب. باید همه بنشینید، با هم فکر کنید، توجه کنید، گول این حرف هائی که اینها می آیند می زنند نخورید، اینها هستند که، همین هائی که هی می گویند خلق، خلق، برای خلق عرض می کنم که دارند نوحه سرائی می کنند، خوب همین هایند که خرمن ها را از آتش می زنند! همین هایند که یک کشاورزی، یک عمر برای خودش، یک سال زحمت می کشد یک خرمن درست می کند که نان بچه هایش را بدهد، یک کبریت می زنند آتشش می زنند، همین ها می گویند ما برای خلق داریم چه می کنیم و چه می کنیم، گول اینها را نخورید.
و من از همه شما تقاضا دارم به اینکه برنامه هایتان را اصلاح کنید، برنامه هائی باشد که مفید باشد برای جامعه، برنامه هائی باشد که مسائل و مشکلات جامعه را بگوید، از برنامه های انحرافی پرهیز بکنید. گاهی من می بینم که در رادیو هست چیزهائی که انحرافی است و مع الاسف آن انحرافی را چند دفعه می گذارند و آن چیزی که صحیح است یا نمی گذارند و یا منحرفش می کنند و می گذارند. خوب این یک خیانت بزرگی است ما چه باید، چقدر باید به اینها بگوئیم، من کراراً گفتم که شما باید خدمت بکنید به این دستگاه، به این کشور - نه اینکه کشور - نه اینکه یک اشخاص منحرفی را در آنجا راه بدهید که برنامه های انحرافی را اگر یک کسی یک صحبت انحرافی بکند، مکرر، مکرر تمامش می گذارند، در رادیو می گذارند، در این رادیو و تلویزیون هم می گذارند همین که یک مسأله انحرافی شد در رادیو می گذارند، در تلویزیون هم می گذارند، اگر یک کسی جواب این انحراف را

صحیفه نور جلد 10 صفحه 22

بدهد یا نمی گذارند اصلاً و یا اگر بگذارند بطور انحراف می گذارند.
 

ضد انقلاب می خواهد کردستان را از ایران جدا کند

این مصیبت هائی است که ما الان به آن مبتلا هستیم، من مصیبت های زیاد دارم و لکن نمی توانم همه مصیبت هایم را بگویم شما فکر بکنید، شما توجه بکنید، اینها می خواهند کردستان را از ایران اصلاً کنار بگذارند و ببرند سراغ یک چیزهای دیگری نمی خواهند خدمت به شماها بکنند. قصد خدمت نیست، قصد این است که ایران را تکه تکه بکنند، بعد همه یک کودتا درست کنند و تمامش کنند و همه اش تحت نظر دیگران و همان برنامه های سابق و همان بساط سابق را می خواهند درست بکنند. بیدار بشوید، ملت ما باید بیدار بشود، ملتی که توانست با توانائی خودش و با مشت محکم خودش توی دهن تمام قدرتمندها زد، این ملت قدرتمند است، لکن باید وحدتش را حفظش بکند، اگر وحدتش را حفظ کند قدرتمند است یعنی خدا همراه او است. اگر شما وحدتتان را حفظ کنید (یدالله مع الجماعه) ، با جماعت شما خدا هست و شما، همه را از بین خواهید برد. نترسید از این هیاهوی اینها، این چهار تا از اشخاص منحرف هستند که می شود بزودی اینها را از بین برد.
 

ما نمی خواهیم برادرکشی بشود

من این را گفتم قبلاً که قضیه کردستان اگر نبود، اختلاط اینها با برادرهای کرد که اگر بخواهند یکوقتی اینها از بین ببرند، بسیاری از زن و بچه کرد از بین می رود اینها یک روز، ده روز، چند روز از بین می رفتند. لکن ما چه بکنیم، اینها حالا مختلط شدند و جمعیتشان در بین جمعیت اینها مختلط است. اگر بخواهند خدای نخواسته یک کاری بکنند، خوب همه افراد از بین می روند و ما نمی خواهیم یک چنین چیزی بشود. ما می خواهیم کردها محفوظ بمانند. مسلمان ها را ما می خواهیم حفظشان بکنیم و اینها مع الاسف چون مختلط با آنهاست، ما دستمان الان بسته است که نمی توانیم بطور قاطع عمل بکنیم والا کاری ندارد اینها را از بین بردن. از اطراف ایلات، بعضی ایلات و عشایر به من می نویسند که شما بگوئید ما می رویم کار را انجام می دهیم و من چه بکنم؟ خوب ما به ایلات بگوئیم بروید بجنگید، یکوقت یک جنگ برادرکشی بشود؟ ما نمی خواهیم این کار بشود، خود کردستان باید اینها را تصفیه بکند. راهشان ندهد توی دهاتشان، راهشان ندهد توی شهرستانهاشان، خودشان باید این کار را بکنند، نگذارند که یکوقتی خدای نخواسته دیگر کارد به استخوان برسد و یک کشتاری بشود که دیگر تر و خشک خدای نخواسته با هم بسوزد. باید خودشان جلوگیری کنند، خودشان این اشخاص را معرفی کنند. ما گفتیم که غیر از یک چند نفر از این سران که دیگر خیانتکار و آدمکش - و این - هستند، تمامشان مورد عفو هستند، تمامشان برادرهای ما هستند، آنها هم که در حزب دموکرات هستند، برادرهای ما هستند، بیایند برگردند به آغوش ملت، بیایند با خود ملت بشوند، شلوغی نکنند، اینقدر کارهای خلاف نکنند، اینقدر گمان نکنند که نمی شود اینها را از بین برد، نمی خواهیم که یکوقت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 23

خدای نخواسته در بین آنها اشخاصی که گناه ندارند، زن و بچه مردم کرد که از خود ما هستند، به منزله اولاد ما هستند، ما نمی خواهیم که صدمه به آنها وارد بشود والا کاری ندارد که اینها را از بین بردن هم ارتش قوی است، هم ژاندارمری قوی است و هم سپاه پاسداران. این سپاه پاسداران از اطراف یکوقتی اگر صحبت بشود، از اطراف می ریزند و کار را تصفیه می کنند.
ما نمی خواهیم که برادرکشی بشود، ما می خواهیم با مسالمت، با ملایمت، با برادری کارها درست بشود، شما این عده فاسدی که نمی گذارند زندگی شما زندگی صحیح باشد و می خواهند کردستان را به خون بکشند، بعد هم هر جا توانستند شما خودتان اینها را تصفیه کنید، نگذارند که کسی دیگر بیاید و تصفیه کند. خودتان، جوان های محترم خودشان، جوان های برومند خودتان تصفیه کنید اینها را.
خداوند انشاالله همه شما را حفظ کند، موفق باشید، مؤید باشید و باز هم تکرار می کنم که برنامه هایتان را برنامه های خوب قرار بدهید، برنامه های (پلتیک) قرار بدهید، درست با زبان (پلتیک) مسائل را بگوئید برای آنها، این مفاسدی که در آنجا هست، آن اشخاصی که در آنجا مفسده جو هستند، مسائل، مسائل مفسده هستند، اینها را بگیرید و معرفی کنید، اینها نمی خواهند که آرامش در این مملکت پیدا بشود. به زبان های خارجی اگر چنانچه پخش می کنید بگوئید مسائل ایران را مسائل ایران، مسائلی نیست که مثلاً یک مسائلی باشد که بخواهند مردم را زیر بار ستم مثلاً چه بکنند، همین چند وقتی بود که باز اسلام تحقق پیدا نکرده است، مهلت نمی دهند که برنامه های اسلامی تحقق پیدا بکند، مگر می شود یک جایی را اصلاح کرد وقتی شلوغ است و بهم ریخته، وقتی جنگ است در یک جایی که نمی شود رفت خانه ساخت، نمی شود رفت اسفالت کرد، نمی شود رفت مریضخانه درست کرد، خوب نمی گذارند اینها، اینها را بیرون کنید از مناطق خودتان، آنوقت ببینید چه خواهد شد در اینجا و همینطور سایر مناطق، شما هم که هر کدامتان برنامه های خارجی دارید، مسائل ایران را درست آنطوری که هست بگوئید، مطالبی که آنها در روزنامه هایشان می نویسند، مطالبی که آنها در رادیوهایشان می گویند بفهمانید به مردم خارج که اینها دروغ دارند می گویند، اینها همان عمال ساواکی سابق یا از اجانب هستند، از ابرقدرت ها هستند که می خواهند که مملکت ما به همان حال باشد و اینها همه چیز آن را ببرند، از این جهت اینطور تبلیغات را می کند.
انشاالله خداوند همه تان را تأیید کند و مؤید و موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع علمای غرب تهران

تاریخ: 1358/07/30

 

هدف اصلی مخالفت ها و توطئه های دشمنان، از بین بردن اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
من باید از آقایان تشکر کنم که تشریف آورده اند و از نزدیک - یک - با هم ملاقات می کنیم و مسائلی که داریم طرح می کنیم، شما فرمودید و ما هم بعضی عرائض را عرض می کنیم.
من می دانم که شما آقایان و سایر اهل علم همیشه از اول، از اول نهضت تا حالا در این نهضت شرکت داشتید و مردم را شماها واداشتید به عمل و از این به بعد هم امید به شماست و امیدوارم که از این به بعد هم موفق باشید برای خدمت به اسلام. چیزی که الان هست، تشکلی که اهل باطل دارند باهم پیدا می کنند. کسانی که سابق با هم متفرق بودند و در این مدت ها کنار بودند، دخالت نداشتند در این نهضت، نشسته بودند کنار منتظر فرصت بودند و حالا فرصت به دستشان آمده است، قلم هایشان آزاد شده است و گفتارشان آزاد شده است، مجالسشان آزاد شده است. متفرقات اهل باطل با هم دارند مجتمع می شوند و مجتمعات اهل حق دارند خدای نخواسته از هم متفرق می شوند.
ما باید آن اشخاصی که، گروه هائی که در مسیر اسلام نیستند، در مسیر نهضت اسلامی نیستند، در مسیر ملت نیستند، آنها را از مقالاتشان، از گفتارشان، از کردارشان بشناسیم و شما که بحمدالله زمام امت اسلام در دستتان هست، روحانیون که زمامدار امور اسلامی هستند، وفادار به نهضت هستند، متعهد هستند، آنها را به مردم، مردم را توجه بدهند به این تشکل ها، تشکل هائی که مشغولند شیاطین و مجالس درست می کنند و حرف ها می زنند اینها از یک مطلب می ترسند و آن اسلام است. مخالفین ما از اسلام می ترسند. هر چه وابسته به اسلام است، اینها اگر از آنها انتقاد می کنند، آن نقطه اصلی که آنها می خواهند حمله کنند خود اسلام است. همانطوری که در زمان این پدر و پسر خبیث، از اسلام چون خارجی ها می ترسیدند، اینها را وادار کردند که با اسلام مخالفت کنند، لکن در پوشش اینکه با روحانیت مخالفت کنند، با منبر مخالفت کنند، با محراب مخالفت کنند، مجالس را قدغن کنند. در این پوشش ها، اسلام نقطه نظر بود، برای اینکه آنها از شما اگر بترسند، برای اینکه شما کارمند اسلام هستید، شما طرفدار اسلام هستید. از این جهت مخالفتشان با شما مخالفت با اسلام است. تشکلات آنها الان همان نحوی که در سابق بوده است و آنها با قلدری عمل می کردند، حالا اینها با تشکل و با قلم های زهر آگین و صحبت های انحرافی مشغول شده اند. آنها سابق با سرنیزه اهل علم را،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 27

اهل تقوا را، مؤمنین را می کوبیدند، با سرنیزه مجالس وعظ و خطابه را، مجالس عزاداری بر شهدا را می کوبیدند، اینها با قلم. قلم اینها همان سرنیزه سابق است، آن سرنیزه به صورت قلم در آمده ساواک به منزله، به صورت یک گروه های دیگر در آمده و مقصد همان مقصد است. باید بیدار بشود ملت ما.
به صورت های مختلف با اسلام مخالفت می کنند، در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت حتی در آخر، در این اخیراً، در همین دو روز سه روز پیش از این، در یکی از مجالسشان این منحرفین (اینهائی که از اسلام هیچ اطلاعی ندارند، اینهایی که مخالف با اسلام هستند) در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود و دیگران هم دست زدند برای آن تظاهر کردند. اینها از مجلس خبرگان می ترسند برای اینکه مجلس خبرگان می خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند، مجلس خبرگان می خواهند تصویب کنند آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی فرموده است و اینها از او می ترسند. اینها خیال می کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه پیش بیاید، قضیه قلدری پیش می آید و دیکتاتوری پیش می آید، در صورتی که در اسلام این حرف ها نیست. خیر، اینها حرف می زنند، اینکه می گویند که دیکتاتوری پیش می آید، نه این است که ندانند اینطور نیست، لکن اینها از اسلام متنفرند. اینها باید بفهمند این را که تا این محراب و منبر هست و تا این خطابه خوان ها و این اسلام و مسلمین و این بازار اسلام و این جوانان مسلمان هستند، نمی توانند کاری بکنند. اینها باید بفهمند این را که در خدمت رژیم سابق یا در خدمت ارباب های رژیم سابق دارند کار می کنند، اگر فهمیده هستند، از روی فهم می کنند، خائن هستند و اگر چنانچه از روی بی اطلاعی و جهالت هست، جاهل هستند.
 

ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است

قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است، همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند. شما بدانید که اگر امام زمان سلام الله علیه حالا بیاید، باز این قلم ها مخالفند با او و آنها هم بدانند که قلم های آنها نمی تواند مسیر ملت ما را منحرف کنند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است و مسائلی که شما طرح می کنید ملت می فهمد، متوجه می شود، دست و پا نزنید، خودتان را به ملت ملحق کنید، بیائید در آغوش ملت. قلم های شما از تفنگ های آن دموکرات ها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطق های شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپ هائی است که آنها به جوانان ما می بندند و تفنگ هائی که آنها می بندند، ضررش به اسلام بیشتر است برای اینکه آنجا دشمن معلوم است و شما به صورت های مخفی به میدان می آیید. قلم های شما از سرنیزه های رضاخان بدتر است برای اسلام و شما مضرتر هستید از رضاشاه و محمدرضا برای اسلام برای اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم می شناختند آنها را مخالفت می کردند با آنها، مقاومت می کردند. شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفداری از خلق مسلمان بر خلاف اسلام دارید عمل می کنید. ملت شما را

صحیفه نور جلد 10 صفحه 28

می شناسد و شما نمی توانید این نهضتی را که به دست ملت بپا شده است و این نهضتی را که با خون جوان های ما و با آنهمه زجر و با آنهمه زحمت و با آنهمه کارهائی که انجام دادند آنها و مقاومت کردند اینها، این نهضت را به اینجا رساندند، شما نمی توانید، کوچکتر از آن هستید که این نهضت را منحرف کنید، بیخود کوشش نکنید. اگر همه ملت مجتمع شدند که ما نمی خواهیم مجلس خبرگان را، خوب آنها گفته اند، خودشان هم می توانند برگردند، اما شما چکاره هستید؟ شما چند نفر آدم که یکی تان می گوید و باقی تان هم دست می زند. اینها همان هائی است که در زمان رضاخان هم، در زمان محمدرضا هم یکی می گفت و باقی دست می زدند، شماها نمی توانید در مقابل ملت بایستید، شما رأی نداشتید، هیچ یک از شما وارد نشده است در این مجلس خبرگان، اگر وارد شده هم، یکی دو تای منحرف وارد شده است که کاری از او نمی آید، از این جهت است که شما وحشت تان برداشته است. مگر شما نمی توانید که مجلس خبرگانی که ملت با آن آراء زیاد این مجلس را درست کرده، با یک کلمه ای که شما می گوئید (ما می گوئیم که منحل باشد) مگر با این حرف ها شما می توانید، مگر شما قابل آدم هستید. (اگر چنانچه ولایت فقیه بشود، دیگر همه قدرت ها دست فقیه می آید) پس بنابراین عزا باید بگیرید.
اینها اگر همه قدرت ها دست رئیس جمهور مثلاً کذایی بیاید، هیچ حرفی ندارند، همه قدرت ها دست رئیس جمهور باشد. اگر همه قدرت ها دست یک نخست وزیر مثلاً منحرفی بیاید، آن هم حرفی به آن ندارند، اما اگر قدرت، نه آن قدرتی که قدرت شیطانی است، اینکه نظارت بر امور مملکت است که مبادا معوج بشود، باز هم با رأی ملت، باز هم رأی ملت است که آن اشخاص را یا آن هیات هائی را که مثلاً می خواهند درست بکنند، با رأی ملت درست می شود، با اکثریت. شماها در اقلیت هستید، نشسته اید آنجا با قلم می خواهید حکومت کنید بر اکثریت. شماها قلدر هستید، او با سرنیزه حکومت می کرد، شما با قلم خواهید حکومت کنید و سرنیزه او شکست، قلم شما هم می شکند. بیدار باشید آقایان و بیدار باشند ملت ما که این منحرف ها در کنار نشسته اند و با هم دارند مجتمع می شوند و می خواهند ملت ما را منحرف کنند و نهضت ما را اینها خیال دارند سرکوب کنند ولکن بدانید که نمی توانند و همه آنها با تمام طوائفشان یک عده معدودند که در قضیه رفراندوم معلوم شد چی هستند. مردم همان مردمند، بیخود اینها زحمت به خودشان ندهند. ملت همان ملت است، بازار همان بازار است، دانشگاه همان دانشگاه است، مدارس علمی همان مدارس علمی است، خطباء ما همان خطباء هستند، علماء بلاد ما همان علماء بلاد هستند، هیچ تزلزلی در آنها حاصل نشده است. گمان نکنید که این حرف های شما تزلزل، بلکه تصمیم را زیادتر می کند، قوت می دهد به اینهائی که برای اسلام می خواهند کار بکنند. هر چه شما قدم بر خلاف اسلام بردارید، این جمعیت مصمم تر می شود. بیخود آبروی خودتان را نبرید. بیخود هی مقاله ننویسید، بیخود هی صحبت نکنید، زحمت به خودتان ندهید، ملت همان ملت است و راه هم همان راه است و دارند می روند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 28

 

ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است، نه دیکتاتوری

شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی خواهد به مردم زورگوئی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگوئی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود تابع قانون الهی، توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید که اگر چنانچه یک چیزی بر خلاف آن چیزی که من می گویم تو بگوئی من ترا اخذ می کنم و وتینت را قطع می کنم، به پیغمبر می فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت ها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آنوقت فقیه هم می تواند باشد. اگر امیرالمومنین سلام الله علیه یک آدم دیکتاتوری بود، آنوقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود، نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطائی بردارد، نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطائی بکند، نظارت کند بر همه دستگاه ها، بر ارتش که مبادا یک کار خلافی بکند. جلو دیکتاتوری را ما می خواهیم بگیریم، نمی خواهیم دیکتاتوری باشد، می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد، ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه دیکتاتوری. چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید و همه تان خودتان را پریشان می کنید بیخود؟ هر چه هم پریشان بشوید و هر چه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید. من صلاحتان را می بینم که دست بردارید از این حرف ها و از این توطئه ها و از این غلط کاری ها. برگردید به دامن همین ملت، همانطوری که توصیه به دموکرات ها کردم به شما هم می کنم و شما و آنها را مثل هم می دانم منتها شما ضررتان بیشتر از آنهاست.
من توصیه می کنم به شماها اینقدر اجتماع نکنید و اینقدر حرف نزنید. هر روزی یک چیزی درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه ای بدهید، نه، اینها غلط است، اینها اسباب این می شود که نهضت ما خدای نخواسته اگر (اگر، والا شما کوچکتر از آن هستید) اگر این نهضت خدای نخواسته به ثمر نرسد، تمام شماها، آنهایی که البته پیوسته به خارجی ها هستند و پیوسته به رژیم هستند، آنها در صف بالا می نشینند و باز پارک ها و باز بساط را درست می کنند، اما ملت ما چه می شود حالش؟ این ملت ضعیفی که دو هزار و پانصد سال زیر یوغ آنها بوده که شما برایشان مرثیه خوانی می کنید و پنجاه سال زیر یوغ این پدر و پسر، پنجاه و چند سال زیر یوغ این پدر و پسر بودند که شما حالا دارید طرفداری از آنها می کنید، منتها با صورت و طرفداری از تزشان می کنید، طرفداری از مقصدشان می کنید، این ملت ما حالش چه می شود؟ این مملکت ما حالش چه می شود؟ این اسلام حالش چه می شود؟ شما دارید کمک می کنید به دشمن های کشور ما، به دشمن های ملت ما و خودتان یا ملتفت نیستید یا از روی التفات می کنید، بعضی تان از روی التفات است، بعضی تان هم التفات ندارید به مسأله. اینقدر هیاهو درست نکنید.
هر چند روزی که یک اجتماعی می شود یکی می ایستد صحبت می کند، یا نوار می گوید و هر چه

صحیفه نور جلد 10 صفحه 30

می گوید همه اش خلاف واقع، می گویند که فلانی را اصلاً هیچ کسی ملاقات نمی کند. این فلانی که از صبح (من را می گویند) که از صبح که بیدار می شوم تا ظهر اینهمه جمعیت که شما بیرونش را می بینید، آن حیاطش را می بینید، اینجایش را می بینید و حالا هم شما همه مجتمع هستید، قبلاً این طایفه ای که علیل بودند، بودند پیش من و قبلش هم یک عده ای، بعد هم یک عده ای تا ظهر هم همین طور، می گویند ایشان، کسی با او ملاقات نمی کند. مقصود اینها این است که نگذارند یک نضجی پیدا کند این، مأیوس کنند مردم را. (خیر هیچ راهی دیگر، راهی بر فلانی نیست) حتی دیشب از قراری که گفتند، یکی از گویندگان که البته سوء نیت ندارد، لکن سوء ادراک دارد، یکی از گوینده ها در مسجد امام گفته است که فلانی را هیچ اصلش نمی شود دیگر ملاقات کرد. الان، الان من ملاقات با شما ندارم؟! و قبل از این هم نداشتم؟! و بعد از این هم ندارم؟! - عرض می کنم - ملاقات هیچ ما نداریم؟! با مردم هم همین می گویند که فلانی را نمی گذارند با او ملاقات کنند. آن آقایی که هر روزی که فرصت پیدا کند، صحبت می کند، آن هم همین طور دنبال اینکه فقط یک راه، یک کانال هست برای فلانی، یک چند نفری هستند که همان ها می توانند، اما سایر مردم اصلش راهی ندارند. این جمعیت، مردم نیستند؟! و این اطاق که هر ساعت پر می شود از جمعیت، از زن، از مرد و همه طوائف مختلف، اینها همه اش موهومات است؟! واقعیت ندارد؟! این فرمایشات آنها صحیح است که یک مطلب است. اینها می خواهند که مردم را بترسانند، تضعیف کنند از آن طرف من را تضعیف کنند و روحانیت را تضعیف کنند، از آن طرف مردم را تضعیف کنند. مردم را نمی توانند تضعیف کنند، مردم همان مردم هستند من هم تضعیفم اشکالی ندارد و من چهار روز دیگر می میرم و همه شما هستید و همه شما پیش می برید، این حرف نیست.
در هر صورت بیدار بشوید آقایان، توجه داشته باشید دشمن ها در صدد هستند و قلم ها در صدد هستند، قدم ها در صدد هستند، زبان ها در صدد هستند، اغفال می خواهند بکنند مردم را، ملت را، بیدار باشید و گول اینها را نخورید و توجه به مسائل بکنید، مسائل را درست حل بکنید.
 

نقش مجالس سوگواری و گریه بر شهید در زنده نگه داشتن قیام کربلا و حفظ اسلام

و اما قضیه ای که آقا فرمودند راجع به منبر و راجع به محراب، این را من باز هم گفته ام (اگر سانسور نشود، و اگر سانسور بشود، ممکن است من یک کار دیگر بکنم) اسلام را تا حالائی که شما می بینید، اینجا ما نشسته ایم، سیدالشهدا زنده نگه داشته است. سیدالشهدا سلام الله علیه تمام این چیز خودشان را، همه جوانان خودش را، همه مال و منال، هر چه بود، هر چه داشت (مال و منال که نداشت) ، هر چه داشت، جوان داشت، اصحاب داشت، در راه خدا داد و برای تقویت اسلام، مخالفت با ظلم، قیام کرد، مخالف با امپراطوری آن روز که از امپراطوری های اینجا زیادتر بود، قیام کرد در مقابل او با یک عده قلیل و با این عده قلیل در عین حالی که شهید شد غلبه کرد، غلبه کرد بر این دستگاه ظلم و شکست داد آنها را.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 31


ما که دنبال او هستیم و مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق سلام الله علیه و به سفارش ائمه هدی علیهم السلام، ما بپا می کنیم این مجالس عزا را، ما همان مسأله را داریم می گوییم، مقابل ظلم است، مقابل ظلم ستمکاران، ما زنده نگه داشتیم، خطبای ما زنده نگه داشتند قضیه کربلا را و زنده نگه داشتند قضیه مقابله یک دسته (یک دسته کوچک اما با ایمان بزرگ) در مقابل یک رژیم طاغوتی بزرگ. گریه کردن بر شهید، نگه داشتن، زنده نگه داشتن نهضت است. اینکه در روایت هست که کسی که گریه بکند یا بگریاند یا به صورت گریه دار خودش را بکند، این جزایش بهشت است، این برای این است که حتی آنی که با صورت گریه دار خودش را چیز می کند، صورتش را یک حال حزن به خودش می دهد و صورت گریه دار به خودش می دهد، این نهضت را دارد حفظ می کند، این نهضت امام حسین سلام الله علیه را حفظ می کند. ملت ما را این مجالس حفظ کرده. بیخود نبود که رضاخان، مأمورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند، این همین طوری نبود. رضاخان همچو نبود که اصل مخالف با این مسائل بشود. رضاخان مامور بود، مأمور بود به اینکه آنهائی که کارشناس بودند، آنهائی که ملتفت بودند مسائل را، دشمن های ما که مطالعه کرده بودند در حال ملت ها و مطالعه کرده بودند در حال ملت شیعه، می دیدند آنها که تا این مجالس هست و تا این نوحه سرائی های بر مظلوم هست و تا آن افشاگری ظالم هست، نمی توانند برسند به مقاصد خودشان. زمان رضاخان قدغن کردند به طوری که تمام مجالس در ایران قدغن شد، کارهای خودشان را انجام دادند، دست اهل منبر را، دست علما را بستند و نگذاشتند که اینها تبلیغات خودشان را بکنند و آنها تبلیغات را از آن طرف شروع کردند و ما را به عقب راندند و تمام مخازن ما را به چپاول بردند. در زمان محمدرضا هم به همین معنا منتها با فرم دیگر، به فرم دیگر، نه با آنطور سرنیزه به یک جور دیگر این طایفه را می خواستند کنار بگذارند، حالا هم همان ها، منتها جوان های ما را بازی می دهند، همان مسأله است، همان مسأله زمان رضاخان است که مجالس را او قدغن کرد.
حالا یک دسته ای آمدند می گویند که نه، دیگر روضه نخوانید. نمی فهمند اینها که روضه یعنی چه، اینها ماهیت این عزاداری را نمی دانند چیست. نمی دانند که این نهضت امام حسین آمده تا اینجا، تا این نهضت را درست کرده، این تابع، این یک شعاعی است از آن نهضت، نمی دانند که گریه کردن بر عزای امام حسین، زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد. دستور است این، دستور عمل امام حسین سلام الله علیه، دستور است برای همه: (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) دستور است به اینکه هر روز و در هر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید، همان برنامه را. امام حسین با عده کم همه چیزش را فدای اسلام کرد، مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد و (نه) گفت هر روز باید در هر جا این (نه) محفوظ بماند و این مجالسی که هست، مجالسی است که دنبال همین است که این (نه) را محفوظ بدارد. بچه ها و جوان های ما خیال نکنند که مسأله، مسأله ملت گریه است، این را دیگران القاء کردند به شماها که بگوئید ملت گریه. آنها از همین گریه ها می ترسند برای اینکه گریه ای است که گریه بر مظلوم است،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 32

فریاد مقابل ظالم است، دسته هائی که بیرون می آیند، مقابل ظالم هستند، قیام کرده اند. اینها را باید حفظ کنید، اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود، اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلمفرساها، بازیتان ندهند این اشخاصی که با اسماء مختلفه و با مرام های انحرافی می خواهند همه چیز را از دستتان بگیرند و اینها می بینند که این مجالس، مجالس روضه، ذکر مصائب مظلوم و ذکر جنایات ظالم در هر عصری مقابل ظالم قرار می دهد. اینها ملتفت نیستند که اینها خدمت دارند می کنند به این کشور، خدمت دارند می کنند به اسلام، توجه ندارند جوان های ما. بازی این بزرگ ها را نخورید، اینها خیانتکارند، اینهایی که تزریق می کنند به شما ملت گریه، ملت گریه، اینها خیانت می کنند. بزرگ هایشان و ارباب هایشان از این گریه ها می ترسند، دلیلش این است که رضاخان آمد همه اینها را برد از بین و مأمور بود. دلیلش این است که رضاخان آخرش که رفت، انگلستان در رادیوی دهلی اعلام کرد که ما این را آوردیم، حالا هم بردیم، راست هم می گفتند. آورده بودند برای سرکوب کردن اسلام و یکی از راه هایش همین بود که این مجالس را از دست شما بگیرند. جوان های ما خیال نکنند که دارند یک خدمتی می کنند می روند توی مجلس، اگر صحبت عزا بشود، می گویند نه، این را نگو، غلط است این حرف، باید این را بگوید، باید این ظلم ها را بگوید تا مردم بفهمند که چه گذشته آن وقت و باید هر روز این کار بشود، این جنبه سیاسی دارد، جنبه اجتماعی دارد.
 

قلمفرسائی مغرضین بر علیه روحانیت، این طلیعه داران آزادی

بازی نخورید از این حرف های نامربوطی که می زنند و از هر طرف حمله کرده اند به اینکه اسلام را از بین ببرند و از هر طرف حمله کرده اند به اینکه این نهضت را از بین ببرند، گاهی روحانیتش را از بین می برند، گاهی چه. این روحانیون بودند که شما را آزاد کردند، حالا قلم هایتان را به ضد روحانیون قلمفرسائی می کنید؟! شما کجا بودید آنوقتی که روحانیون حبس می رفتند؟ آنوقتی که پای روحانی ما را اره کردند. شما کجا بودید؟ آنوقتی که با روغن پای روحانی ما را سوزاندند، شما کجا بودید؟ حالا سر درآوردید و حرف می زنید و - نمی دانم - به ولایت فقیه اشکال می کنید؟ - نمی دانم - مجلس را می خواهید منحل بکنید؟ مگر شما قدرت این را دارید؟ توی دهنتان می زنم من. دست بردارید از این حرف ها، از این مزخرفات، وارد بشوید در جرگه اسلام، وارد بشوید در جرگه مسلمین بگذارید که این مملکت سر و سامان پیدا بکند. او در کردستان، دموکرات در کردستان خلاف می کند، آقایان در تهران. بس است دیگر، کفایت کرد.
خداوند همه شمارا انشاءالله مؤید و منصور و نهضت را به پیش ببرید. از هیچ چیز نترسید، هیچ خوف به خودتان راه ندهید. تا اتکال به خدا دارید، تا اسلام را سرمشق خودتان قرار دهید، کسی نمی تواند به شما تعدی کند. خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند. موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان دانشکده افسری و فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1358/08/01

 

ارتش، اساس و رکن استقلال یک کشور است

بسم الله الرحمن الرحیم
شما می دانید که ارتش اساس و رکن استقلال یک کشور است. اگر ارتش اصلاح بشود، استقلال کشور حفظ می شود و اگر خدای نخواسته در ارتش یک فسادی، یک فسادی باشد، استقلال کشور به خطر می افتد. و می دانید که امروز افرادی که ناصالح هستند و افراد چپ، افراد وابسته به رژیم سابق در همه جا نفوذ دارند ولا محاله در ارتش هم هستند و اگر اینها بمانند در ارتش، ممکن است که ریشه بکنند، ممکن است توطئه بکنند و خدای نخواسته یک وقت یک ارتش را به فساد بکشند.
 

با تصفیه و اصلاح ارتش، استقلال کشور حفظ می شود

بنابراین تصفیه ارتش از مسائل بسیار مهم است که با تصفیه ارتش حفظ استقلال کشور می شود و شما موظفید به اینکه استقلال کشورتان را حفظ کنید و موظفید به اینکه انشاالله تصفیه بکنید و افرادی که می دانید که نالایق هستند، می دانید که فاسد هستند، می دانید که مفسده جو هستند، اینها را از خودتان، از بین خودتان خارج کنید، تصفیه کنید، یک ارتش مستقل اسلامی - انسانی که در خدمت کشور و در خدمت ملت و در خدمت اسلام باشد.
شما می دانید که سابق، بنا بر این بود که ارتش را در مقابل قرار بدهند. این نکته اش این بود که چون سران بالا خیانتکار بودند و از ملت ها می ترسیدند، چون از ملت می ترسیدند، علاج را این می دیدند که باید با ملت مقابله کنند. از این جهت قوای انتظامی را و بالاتر قوای ساواک را در مقابل ملت قرار داده بودند برای ایجاد رعب. مردم وقتی که این لباس را می دیدند به وحشت می افتادند، وقتی اسم ساواک را می شنیدند وحشت می کردند. اگر یک مشکلی برای کشور پیش می آمد، اگر دامن نمی زدند به آن، (به آن مشکل) لکن همراهی نمی کردند، بی تفاوت بودند برای اینکه می دیدند که اینها مقابل هم هستند، تربیت اینطور شده است که تمام قوای انتظامی و دولتی در مقابل ملت باشند.
بحمدالله آن طرز فکر رفت و به جای او طرز فکر دیگر آمد و حالا مهم است این مطلب که شماها حفظ کنید این معنا را که با ملت پیوندتان پیوند برادری باشد، آنطوری نباشد که از شما بترسند، اینطور باشد که شما را با آغوش باز بپذیرند. الان می بینید که هر جا که شما بروید، مردم به شما اظهار

صحیفه نور جلد 10 صفحه 38

بشاشت می کنند، شعار می دهند برای شما، در صورتی که سابق فرار می کردند. این را نباید حفظ کرد، چنانچه در بین خودتان (که من افسر ارشد هستم، من افسر هستم) دیگران به دیگران ظلم بکنند، خدای نخواسته این طرز نباشد. همه مراتب باید محفوظ باشد، اطاعت باید بشود اما برادری هم باید باشد، اطاعت فرزندی از پدر باشد. شما با زیردستان خودتان خوشرفتاری کنید و آنها احساس کنند که شما مسائل آنها را می خواهید، آنها را دوست دارید، آنها از خود شما هستند، پیوند شما هستند. وقتی اینطور شد، یک ارتش، ارتشی اسلامی می شود. ملت هم با ارتش اسلام دوست است، رفیق است، پشتیبان است. و همه با هم برادر باشید و همه با هم در خدمت اسلام و در خدمت کشورتان و امیدوارم که دیگر آن مسائل سابق و چپاول سابق، آن زورگوئی های سابق برنگردد، همه با هم برادرانه زندگی کنیم و همه با هم برادرانه حفظ کشورمان بکنیم.من دعاگوی همه تان هستم، خدمتگزار همه هستم خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدای سردشت

تاریخ: 1358/07/29

 

همه انسان ها رفتنی هستند، چه بهتر که در راه خدا فدا شوند

بسم الله الرحمن الرحیم
من به همه شهدائی که در راه اسلام جان خودشان را فدا کردند، سلام می فرستم و از خدای تبارک و تعالی برای همه رحمت و آمرزش از خدا طلب می کنم و به همه بازماندگان آنها تسلیت عرض می کنم و من شریکم در غم همه و من خدمتگزار به همه هستم و دعاگو.
البته مصیبت برای بازماندگان زیاد است، لکن چون در راه خداست و شما خودتان را با صاحب شرع، با ولی اعظم، با رسول اکرم (ص) در بین آنها خودتان را وارد کردید، آنها هم عزیزان خودشان را در راه اسلام داده اند و شما هم عزیزان خودتان را داده اید و خواهرها هم همین طور. و آن چیزی که آسان می کند مصیبت ها را، این است که همه انسان ها رفتنی هستند و همه ماها رفتنی هستیم و چه بهتر که در راه خدا فدا بشویم و فدا شدند آنهائی که رفتند به جوار رحمت خدا.
 

با وحدت کلمه و قدرت ایمان، بدون توجه به تبلیغات دشمنان به پیش بروید

و من امیدوارم که این نهضت تا اینجا که آمده است و با همت جوان های برومند ما و با همت ملت بزرگ ما به اینجا رسیده است، از این به بعد هم با همت آنها، این راه را طی بکنیم و انشاالله اسلام به آنطوری که هست، به آن مترقی که هست در ایران تحقق پیدا بکند. می دانید که دشمن های اسلام الان به دست و پا افتاده اند که نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند. در کردستان آنهمه غائله را درست کردند و اینها دشمن های اسلامند که آنجا غائله هارا درست کرده اند و عزیزان ما را کشته اند و در عین حال در نوشته هایشان نسبت می دهند به جمهوری اسلامی که جمهوری اسلامی اینها را کشته است و کردستان را می خواهد قتل عام مثلاً بکند.
اینها تبلیغاتی است که بر ضد جمهوری اسلامی می شود و برادرهای ما نباید گوش کنند به این تبلیغات و باید همانطوری که با قدرتمندی پیش رفته اند، از این به بعد هم با همان قدرت، قدرت ایمان، قدرت اسلام، با وحدت کلمه، همه با هم انشاالله با وحدت کلمه، با وحدت اسلام این راه را طی بکنیم. از این حرف هائی که اینها می زنند و از این دست و پائی که الان اینها می زنند هیچ وحشتی نیست، هیچ کاری اینها نمی توانند انجام بدهند. البته یک شلوغ کاری هائی می کنند، یک زحمت هائی تولید

صحیفه نور جلد 10 صفحه 25

می کنند، لکن آنها می خواهند باز رژیم سابق را یا شبیه او را برگردانند و این آرزوئی است که به گور خواهند برد.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را خواستارم و رحمت برای شهدا و سعادت و عافیت و اجر برای شما از خداوند تبارک و تعالی می خواهم و من خدمتگزار همه تان هستم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارمندان شهرداری قائم شهر (شاهی سابق)

تاریخ: 1358/08/02

 

هیچ یک از این خرابی ها از نهضت نیست

بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که تذکر دادید، ملت ایران وارث یک مملکتی است که پنجاه و چند سال در زیر فشار و صدماتی از داخل و خارج بوده است و یک مملکت خرابه تحویل دادند و رفتند. هم خزانه های اینجا را خالی کردند و هم شهرها و دهات و همه جا را به فساد کشاندند و هم با اسم تمدن بزرگ خرابکاری کردند و الان که آنها رفتند، یک کشور به هم ریخته در هر جهت و خرابه، نه اقتصاد سالم دارد و نه جهات دیگرش سالم است و مردم در فقر و فاقه فرو رفته اند و همه این فقر و فاقه ها و نابسامانی ها ارثی است که به شماها رسیده است و هیچ یک از این خرابی ها از نهضت نیست، از آنهاست، حتی در وقتی هم که نهضت شد و انقلاب شد، خرابی ها را نسبت به مردم آنها کردند. و یک مملکت به ظلم کشیده دو هزار و پانصد سال و به خراب کشیده و ظلم کشیده پنجاه سال که ما شاهد آن بودیم، نمی شود با یک ماه، دو ماه، یک سال، دو سال تعمیرش کرد. لکن مردم ایران، مثل یک سی و پنج میلیون جمعیت محبوس که در حبس را باز کردند و ریختند بیرون و از آن حبس که بیرون آمدند ناراحتی های ایام حبس را هم در بیرون دارند.
الان ناراحتی هایی که این ناراحتی ها هم همان ارث رژیم سابق است، یعنی اشخاصی که پنجاه سال تحت فشار بودند، اختناق بوده است، الان یکدفعه خودشان را آزاد می بینند، ناراحت بودند حالا خودشان را می بینند آزادند، حالا که آزادند فکر این معنا را نمی کنند که از این حبس که بیرون آمدند، خودش یک نعمت بسیار بزرگی بود که محتاج به تشکر است از خدای تبارک و تعالی که ما را از یک همچو قید و بندی، از همچو زجری خلاص کرده، لکن به جای اینکه تشکر کنند، به جای اینکه همراهی کنند، همه دست به هم بدهند برای تعمیر این خرابه، مع الاسف یک دسته ای کارشکنی می کنند، یک دسته ای باور. دستجاتی از منحرفین، از اشخاصی که آنها هم باز مانده، باقیمانده رژیم سابقند و طرفداران او و می خواهند نگذارند این مملکت سر و سامان پیدا بکند، بین مردمی که از حبس بیرون آمدند می افتند و مردم هم عقده های حبس را دارند و عقده های پنجاه و چند ساله در آنها هست، می افتند بین آنها آن عقده هایی که مردم از رژیم سابق برایشان باقی مانده است، اینها به حساب دولت حالا و رژیم حالا و نهضت می آورند و مع الاسف بسیاری از جوان های پاک ما باورشان می آید، کمک به آنها می کنند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 39

 

تکلیف بر ملت در تلاش جهت نیل به خودکفائی و استقلال با استفاده از ذخائر خداداد

ملت ما باید بدانند که یک نعمتی خدای تبارک و تعالی به او اعطا کرد که همه دنیا الان نظر دارند و با اعجاب به آن نگاه می کنند. خدای تبارک و تعالی یک نظر عنایتی به این ملت فرمود که این سد بزرگ شیطانی را که همه قدرت ها با او موافق بودند شکسته شد و شکستند و ملت ما با قدرت ایمان این سد را شکستند و کسانی که آنها را غارت می کردند و همه اموالشان را به غارت می بردند و خرابی کردند و بدتر از آن نیروهای انسانی را نمی گذاشتند رشد بکنند، اینها رفتند، حالا ملت فکر نمی کند که دزدها رفتند و چپاولگرها بیرون رفتند. الان یک چیزی است که مال خودتان است مثل اینکه هر کسی موظف است به حسب وجدان خودش که عائله خودش را خدمت به او بکند و اداره بکند، الان به حسب وجدان، ما همه موظفیم که یک مملکتی که از حلقوم دیگران بیرون آوردیم و مال خودمان شده است، خودمان خدمت به آن بکنیم، نرویم کنار بنشینیم بگوئیم که شما از چنگال دیگران بیرون آوردید، خودتان درستش بکنید، نمی شود. این دیگر همچو چیزی است. شماها بیرون آوردید، ملت بیرون آورده. همین ملتی که یک همچو نهضتی کرد و یک همچو پیروزی برایش حاصل شد، باید این مملکت را خود ملت اداره بکند، هر کس به هر اندازه ای که می تواند، البته یک قشر نمی تواند، دو قشر نمی تواند، روحاینت نمی تواند، دولت نمی تواند - عرض می کنم که - کارگر تنها نمی تواند، صنعتگر تنها نمی تواند، لکن هر کدام یک گوشه آن را باید بگیرند. هر کس در هر کاری که مشغول است، آن کار را خوب انجام بدهد.
اینهمه خرابی ها که هست و اینهمه گرفتاری هائی که هست الان برای ملت شما که مع الاسف گنج ها زیر پایشان بود و خودشان گرسنگی می خوردند، ذخیره ها زیر پایشان بود خودشان نشسته بودند گرسنگی می خوردند و اینطور برنامه بود، حالا که این مملکت مال خودتان شده است، حالا باید کوشش بکنید، خصوصاً در امر زراعت باید کوشش بکنند، سستی به خرج ندهند، اگر بخواهند سستی به خرج بدهند در امر کشت و زرع و اینها، باز ما این پیوستگی که به آمریکا و سایر جاها داشتیم، این پیوستگی را باز هم باید ادامه بدهیم. وقتی یک مملکتی مال خودتان شد، یک مملکتی که قابل است، یک مملکتی است که همه چیزش خوب است، غنی است مملکت ما، منتها دست خائن ها افتاده بود، حالا که دست خودتان افتاده، کشاورزی این مملکت که باید علاوه بر اینکه اداره خود مملکت را بکند، صادرات هم داشته باشد، نباید به یک روزی بیفتد که باز دست ما طرف آمریکا دراز باشد به اینکه گندم بده، جو بده - نمی دانم - چه بده و اگر یک روز نخواهند بدهند، ما گرسنه بمانیم. باید خود کفا بشویم، ما باید بیدار بشویم، باید خدمت کنیم به این مملکت. خدمت به این است که کشاورزها در زمین هایی که دستشان است زرع بکنند، کشت بکنند، آبیاری بکنند و همت به خرج بدهند و این معنی را هم باید تذکر بدهم که غصب نباید بکنند مال مردم را. اینکه بعضی ها گفتند که نخیر هر کس هر چه دستش آمد بکارد، خیر، باید زمین ها روی موازین شرعی روی موازین الهی، مالکینی که دارد، آنها کشت و زرع بکنند و کسانی که متکفل کشت و زرع هستند، روی موازین کشت و زرع بکنند، مسامحه نکنند در این مطلب تا

صحیفه نور جلد 10 صفحه 41

بلکه انشاالله در ظرف یکی دو سال، دو سه سال دیگر ما خودمان لااقل خودکفا بشویم و بتوانیم خودمان سرپا بایستیم.
اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی اقتصادی به خارج قهرا وابستگی سیاسی می آورد، قهراً وابستگی اجتماعی می آورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بود و به ما همان ها حکومت خواهند کرد که کردند. ما باید از این جهت اقتصادی فارغ بشویم، یعنی دستمان پیش دیگران دراز نباشد که بده به من، که هر وقت جلو آن را بخواهد بگیرد ما فلج بشویم. باید ما خودمان و این مواد غذایی که لازم داریم که مواد اولیه ای است که هر مملکتی احتیاج به آن دارد، این مواد اولیه مان را به دست بیاوریم و تغذیه مان با خودمان باشد و این به این است که کشاورزها در سرتاسر ایران الان که پائیز است، کشت های پائیزی را بکنند، وقتی که بهار شد، کشت های بهاری را بکنند و همه دست به هم بدهند و دولت هم کمک بکند و می کند کمک و باید کمک بکند. با کمک دولت و کمک خودتان و مردم دیگر هم به آنها کمک بکنند. این یک مسأله حیاتی است برای مملکت ما که به هم زدند همه کشاورزیش را و از بین بردند. حالا بخواهیم ادامه حیات داشته باشیم باید احیائش بکنیم. احیائش به این است که همه با هم دست به هم بدهند و اداره بکنند مملکت شان را و همین طور در هر شهری که این شهرداری ها و اینها هستند و این شورای شهر هست کمک کنند مردم به آنها، نمی توانند. الان امروز همین اهالی شورای شهر قم آقایان آمده بودند اینجا و اظهار می کردند که اینقدر خرابی هست که ما نمی توانیم بدون اینکه یک کمک هایی باشد از طرف دولت، از طرف مردم، از همه اطراف باشد، نمی توانیم ما اداره بکنیم اینجا را. خرابی ها زیاد است، اشکالات زیاد است، فقر زیاد است. این باید در هر شهری اهالی شهر کمک بکنند. اینها بندگان خدایند که گرفتار هستند. خدای تبارک و تعالی عنایت دارد به بندگان خودش. این مستمندها، فقیرها عیال خدا هستند، اداره باید اینها بشوند، فقرا را خدای تبارک و تعالی امر کرده است که اداره شان باید بکنیم، یک دسته غنی بنشینند کنار و اینها، بیچاره ها به فقر بگذرانند. من پیشتر به این کارخانه دارها و این متمکنین که گاهی می آمدند اینجا و بعضی شان هم می خواستند من را اغفال بکنند، به آنها گفتم آقا این نمی شود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. یک دسته آن بالاها بنشینند و مرفه و هر چه بخواهند هرزگی بکنند، یک دسته هم این زاغه نشین های تهرانی که همه تان می بینید و در شهرهای خودتان هم هست امثالش، این نمی شود، این عملی نیست. من اخطار کردم، این یک خطری برای مردم هست. اگر خدای نخواسته جمهوری اسلامی نتواند جبران کند این مسائل اقتصادی را که اول مرتبه زندگی مردم است و مردم مأیوس بشوند از جمهوری اسلامی و مأیوس بشوند از اینکه اسلام هم برای آنها بتواند در اینجا کاری انجام بدهد، اگر در این محیط یک انفجار حاصل بشود، دیگر نه من و نه شما و نه هیچ کس، نه روحانیت و نه اسلام نمی تواند جلویش را بگیرد. انفجار اگر در زمان طاغوت حاصل می شد، ماها می توانستیم با نصیحت، با موعظه، با امر، مهارش کنیم، اما اگر انفجار در متن اسلام حاصل بشود، مردم با یأس از جمهوری اسلامی منفجر بشوند، دیگر قابل مهار نیست. این ثروتمندها بفهمند این مطلب را که اگر خدای

صحیفه نور جلد 10 صفحه 42

نخواسته یک وقت یک انفجاری که نشود مهارش کرد در یک ملتی پیدا بشود، همه این بزرگ ها و همه این ثروتمندها و اینها تر و خشک با هم خواهند سوخت. فکر بکنند، بنشینند برای این ملت فکر بکنند، هی ننشینند آن کنار و خودشان هر طوری بخواهند عمل بکنند و هر طوری بخواهند زندگی بکنند و تماشا کنند این زاغه نشین ها و تماشا کنند این مردمی که نمی شود اسمش را گذاشت. این زندگی است که اینها می کنند؟ زندگی است که من وقتی نگاه می کنم حیوانات هم بهتر از اینها زندگی می کنند، حیوانات را هم در این تلویزیون نشان می دهند، خیلی خوب در این جنگل هایی که دارند زندگی می کنند، خیلی هم خوب زندگی می کنند. و در ضمن جهاد سازندگی که هست، خانه هایی که مردم در آنها زندگی می کنند، آنها را هم نشان می دهند خیلی زندگی آنها بهتر از اینهاست، یعنی اصلاً طرف نسبت نیست. چرا باید اینطور باشد؟ باید همه دست به هم بدهند. ملت، دولت، ثروتمندها، کارخانه دارها، همه اینها دست به هم بدهند و این مشکله را حلش بکنند. اگر این مشکله حل نشود و خدای نخواسته یک انفجاری در متن اسلام، در متن جمهوری اسلام پیدا بشود، این دیگر قابل مهار نیست، هیچ کس نمی تواند جلویش را بگیرد. قبل از اینکه یک همچو مسائلی پیش بیاید و خصوصاً که خوب، دشمن های اسلام و دشمن های مسلمین و دشمن های کشور اسلامی هم از خارج و داخل مشغول شدند به - عرض می کنم - توطئه کردن.
 

محاکمه شاه و استرداد اموال به یغما رفته از طریق وی

و اخیراً هم که شاه رفته آمریکا و پذیرفتند او را منتها به اسم اینکه سرطان دارد و انشاالله صحیح باشد این، منتها دیروز که آقای یزدی اینجا بودند و گفتند که یک همچو کاری شده است و ما هم شرایطی کردیم، لکن بردند او را به اسم اینکه در مریضخانه باید بخوابد و دیگر هم قابل علاج نیست. من به ایشان گفتم که خوب، پس پول های ما چه می شود، خوب، او بمیرد، پول های ما چه می شود؟ ایشان گفتند که باید در محاکمه اینجا پرونده ها جمع بشوند و در محاکم اینجا محکمه تشکیل بشود و تعیین بشود، این پرونده هایشان رسیدگی بشود تا آن پرونده ها را در خارج که ببریم دادگستری های آنجا رسیدگی می کنند و آنوقت ممکن است که ما به دست بیاوریم و بنابراین است که پرونده ها را اشخاصی که اطلاع بر آن دارند، هر کس اطلاع دارد، هر بنگاهی که اطلاع دارد، وزارتخانه ها که اطلاع دارند، اینها را جمع بکنند و دادگاه جمع آوری بکنند و بعد هم به توسط وکلائی که در آنجا قرار می دهند این رسیدگی بشود که نرود از بین. مرحوم مدرس خدا رحمتش کند یک وقتی که رضاخان رفته بود و در یک جایی در یک سفری و برگشته بود، ایشان گفته بود که من به شما دعا کردم، تعجب کرده بود که خوب، ایشان دشمن سر سخت من است چطور به من دعا کرده؟ گفته بود نکته اش این است که اگر تو در این سفر از بین می رفتی پول های ما از بین می رفت، ما برای حفظ پول هایمان به تو دعا کردم. حالا ما دعا نمی کنیم به این، اما انشاءالله امیدواریم که نتوانند. این پول ها را و این ثروتی را که اینها بردند، یک چیز کوچکی نیست. دیشب این آقا می گفت که پول، پولی که مال

صحیفه نور جلد 10 صفحه 43

خود این شخص است پول یک سال نفت است، یک سال نفت، الان در بعضی از این بانک های خارجی پول شخصی این است که خودش شخصاً گذاشته است که میلیاردها دلار است. در هر صورت، اینها خراب کردند اینجا را و خوردند و بردند، نه خود او تنها، اقشار دیگری که اطراف او بودند.
 

اعمال رسوای جاسوسان به اصطلاح فدائی خلق

الان هم اینها که هستند و فدایی خلق، فدای خلق و با فدایی خلق، خلق را به باد فنا دارند می دهند و خرمن ها را آتش می زنند و کارخانه ها را از کار باز می دارند و همه خرابکاری ها را دارند می کنند و جاسوسی شان هم ثابت است و ارتباطشان هم با - عرض می کنم که - با صهیونیسم و اینها ثابت است، اینها الان افتاده اند بین مردم و به اسم اینکه ما فدای شما هستیم، ما چه، فدای اینها هستند لکن خرمنشان را آتش می زنند!! فدائی اینها هستند، لکن در کردستان آنقدر آدم می کشند و الان هم در کردستان مشغول همین فتنه گری هستند! فدائی های اینطوری هستند.
 

ضرورت همکاری مردم در اداره مملکت بر حسب وظیفه الهی

در هر صورت مملکت باید با دست خود مردم، با دست خود اشخاص اداره بشود و شهرها باید به توسط خودتان اداره بشود، به توسط خودتان آباد بشود. ننشینید کنار بگوئید که شورای شهر درست شد و برویم کنار. شورای شهر خودش کاری نمی تواند، چند نفر آدمی است که مثل سایر دیگران ضعیف است و نمی تواند کاری بکند. تا همه با هم نباشند، همه با هم دست به هم ندهند، نمی شود این کارها انجام بگیرد. و این وظیفه انسانی ماست، وظیفه الهی ماست که کمک کنیم همه به هم، معاونت کنیم همه با هم تا بلکه انشاءالله کارها اصلاح بشود. خداوند همه شما را موفق و مؤید کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اهالی مسجد ارباب تهران

تاریخ: 1358/08/01

 

این آقایان روشنفکر که حالا در اقلیت واقع شده اند، می خواهند بگویند رأی اکثریت میزان نیست!

بسم الله الرحمن الرحیم
انسان باید به تدریج تجربه پیدا کند. ما قبل از انقلاب نمی دانستیم که بعد از انقلاب چه خواهد شد، تجربه نداشتیم. حالا که انقلاب شده است می بینیم که یکی از ثمرات انقلاب هرج و مرج شده است، هر کس هر چه دلش می خواهد می گوید، هر کس هر عملی را که می خواهد انجام می دهد و ابداً در فکر این نیستند که آیا این حرفی که می زنند در مسیر ملت است، آنکه ملت خواسته بود و رأی مثبت به او داد یعنی رأی اکثریت قاطع که تمام مخالفین وقتی یک طرف شدند و ملت هم یک طرف، صد، صدی نود و هشت ملت رأی داشتند و دو، تمام مخالفین، و ملت ما با فریاد و با رأی، رأی به جمهوری اسلامی داد. جمهوری که ملت ما می خواهد این است که محتوای این جمهوری احکام اسلام باشد و تمام مملکت روی احکام اسلام اداره بشود و آنچه که خدای تبارک و تعالی فرموده است به وسیله پیغمبر اکرم و به ما رسیده است به وسیله ائمه اطهار، آنها تحقق پیدا بکند. حالا که رأی مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گرفته است، می بینیم که گروه های مختلفی پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش می خواهد صحبت می کند، وقتی هم که از آنها سؤال بکنند، برهانش این است که انقلاب شده است و چون انقلاب شده است دیگر باید همه انقلابی باشند و معنی انقلابی این است که دیگر موازین ندارد و میزان عقلی، میزان انسانی و میزان اسلامی در کار نیست. نطق ها می شود، کاغذها نوشته می شود، قلم ها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چه به نظرش می آید می نویسد و می خواهد تحمیل کند به یک ملت سی و چند میلیونی. همین آقایانی که فریاد می زنند که باید دموکراسی باشد، باید آزادی باشد، همین آقایان می نشینند دور هم و یک چیزی پیش خودشان می گویند و می خواهند تحمیل کنند به یک ملت سی و چند میلیونی. مثلاً مجلس خبرگان با اکثریت ملت رفته است و مشغول کار است حالا می بینیم که یک دسته چند نفری دور هم جمع می شوند و می گویند مجلس خبرگان باید منحل بشود.
من نمی دانم که این آقایان (باید منحل بشود) چکاره اند که می گویند باید منحل بشود. برای چه منحل بشود؟ برای اینکه این آقایان اهل علم هستند؟! برای اینکه آقایان به اسلام عقیده دارند و احکام

صحیفه نور جلد 10 صفحه 34

اسلام را دارند جمع می کنند؟! چون گفتند که ولایت فقیه باید باشد و نظارت فقیه باید باشد؟! اینها از نظارت فقیه در امور می ترسند، می گویند قدرتمند می شود فقیه، وقتی قدرتمند شد هرج و مرج می شود و - عرض می کنم که - از آن مسائل که می گویند، لکن مضایقه ندارند که مثلاً یک قدرتی دست نخست وزیر باشد، یک قدرتی دست رئیس جمهور باشد لکن معمم نباشد، غربی باشد، هر چه می خواهد باشد. منطق تقریباً به حسب واقع این، لکن صورت یک صورت دیگر است. ما می گوئیم که شما می توانید که، یک اقلیت ده نفر، صد نفر، هزار نفری می تواند که حالا بگوید ملت رأی داده است به جمهوری اسلامی، لکن باید جمهوری باشد، نه اسلامی؟ این (باید) یعنی چه؟ (باید این کار بشود) ، این (باید) ، این صد نفر، هزار نفر چکاره اند که در مقابل یک ملت (باید) می گویند؟ مجلس خبرگان را مردم تعیین کردند، تهران بیش از دو میلیون به مرحوم آقای طالقانی رأی دادند، بیش از دو میلیون به آقای منتظری رأی دادند، قریب دو میلیون به دیگران رأی دادند یک میلیون و چقدر به دیگران رأی دادند، اکثریت آوردند، در شهرهای دیگر اکثریت آوردند، اکثریت قاطع آوردند و دیگران در اقلیت بودند، حالا که در اقلیت واقع شدند، این آقایان روشنفکر و این آقایانی که ادعای دموکراسی می کنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، می خواهند که بگویند نه، رأی اکثریت میزان نیست، باید منحل بشود.
من می پرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود، چه شده است؟ چطور شما (باید) می گوئید؟ شمائی که مدعی این هستید که باید آزادی باشد، شما می گوئید رأی آزاد ندادند مردم؟! شما می گوئید که مردم آزاد نبودند در رأی و رأی درست ندادند؟!
فرض این است که از اول شما این مطلب را نگفتید آن وقتی که مردم رأی دادند و همه مردم هم دیدند که رأی آزاد مردم دادند اینها خیال می کنند که اگر مجلس منحل بشود، مجلس دیگر نمی خواهیم یا دوباره از سر باید انتخاب بشود. اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمایشان را انتخاب می کنند صد مرتبه، اگر صد مرتبه انحلال پیدا کند مجلس و دوباره مردم چیز باشند، مردم اشخاصی که متدینند و اشخاصی که شناخته شده اند و اشخاصی که - عرض می کنم که - غربزده نیستند و اشخاصی که توجه به اسلام دارند، اینها را تعیین می کنند. شما باورتان بیاید که اینطور نیست که شما خیال می کنید که اگر چنانچه منحل بشود، اولاً انحلال نمی شود، کسی حق ندارد، خود ملت حق دارند، و ثانیاً اگر منحل بشود یک وقت بگوئید که خوب، ما قانون دیگر نمی خواهیم، بس است، خوب، شما حق یک همچو چیزی ندارید. یک وقت می گوئید که قانون می خواهیم، قانون هم ملت باید تعیین کند. مجلس مؤسسان باشد. ملت متدینین را، علمایشان را، متدینین شان را تعیین می کند. و کلاهم، وکلاء دارالشورا هم باشد، باز همین طور است. شماها باید عزا بگیرید برای اینکه نه در مجلس خیلی راه دارید و نه در مجلس مؤسسان خیلی راه دارید و نه در جاهای دیگر راه دارید و علتش این است که یک ملتی است فریاد زده است که ما اسلام را می خواهیم و دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، وقتی دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، صد دفعه هم که شما آن را به هم بزنید (با اینکه نمی توانید به هم بزنید) صد دفعه هم که آن را به هم بزنید باز مردم می گویند همان اسلام. بله، می توانید شما تبلیغ کنید که

صحیفه نور جلد 10 صفحه 35

یک وقتی مردم از اسلام برگردند، همه ملت برگردند آنوقت دست شما می افتد، اما مادامی که مردم فریاد می زنند که ما اسلام را می خواهیم، هر روز هم دارند باز داد می کنند که ما اسلام و جمهوری اسلامی را می خواهیم، مادامی که این مسأله هست، دیگر نمی شود این را تغییرش داد و معنا ندارد که یک اقلیتی بخواهد تحمیل کند به یک اکثریتی، این خلاف دموکراسی است که شما به او عقیده دارید، خلاف آزادی است، خلاف همه انسانیت است بخواهند یک عده معدودی که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده، این همان است که زمان رضاخان هم بود که یک عده معدودی بودند و با سرنیزه تحمیل کردند بر ملت یک چیزها را، حالا سرنیزه تبدیل شده است به منطق و تبدیل شده است - عرض می کنم - به قلم و تبدیل شده است به توطئه و اینها، و اینطور می خواهند که به مردم اغفال کنند، تحمیل کنند، چیز بشود، آن هیچ نیست.
 

نصیحتی به مخالفین برای بازگشت به مسیر ملت و پرهیز از توطئه و هرج و مرج

من اعتقادم این است که آقایان باید فکر بکنند، آقایانی که علاقه می گویند داریم به اسلام، علاقه می گویند داریم به ملت، علاقه داریم به کشور، باید فکر بکنند، باید در همین مسیری که این سیل دارد می رود، خودشان را وادار کنند، اگر بخواهند برخلاف آن مسیر بروند سیل آنها را خواهد برد از بین. اینها بر همان مسیر ملت راه بروند و خیال نکنند که این ملت نمی فهمد چیزی، نخیر، ملت بهتر از ماها می فهمد، همانطور راه خودش را پیدا کرده و دارد می رود و آن معنایی که شما خیال کردید که اینها تحصیل نکرده اند، تحصیل اگر کدورت در ذهن ها و در قلوب اشخاص بیاورد، معلوم نیست که آن تحصیل هائی که شما می گوئید، یک هدایتی بکند. مردم هدایت شدند و هدایت کردند مردم را، الان هم همه مطلع هستند که چه می خواهند بگویند. یک وقت می گوئید نمی دانند چه می خواهند. آخر مردم مطلعند که چه می خواهند. اگر چنانچه ولایت فقیه را که معنایش این است که آنی که خدای تبارک و تعالی برای نظارت در امور و تعیین مراکز قدرت مشخص کرده آن عبارت از فقیه جامع الشرائط است، اگر همین را شما به رفراندم ملت بگذارید، همان رایی که او آورد، این رأی را هم خواهد آورد. مردم همین را می خواهند، مردم آن چیزی که خدا می خواهد، آن چیزی که پیغمبر خدا فرموده، می خواهند. بیخود دست و پا می کنند، باید به مسیر ملت بیایند و اگر واقعاً علاقه مندند که این مملکت یک مملکت صحیحی بشود بگذارند یک آرامشی پیدا بشود، بگذارند که یک آرامشی پیدا بشود، توطئه در اطراف نشود، توطئه در مرکز، در کردستان و در سایر جاها نشود تا یک آرامشی پیدا بشود، وقتی که این آرامش پیدا شد آنوقت همه چیز ملت به جای خودش هست، همه چیز ملت درست می شود، دست اجانب کوتاه می شود و نمی گذارند دیگر برگردند. اما الان یک دسته در تهران توطئه کنند، یک دسته در بلوچستان توطئه کنند، هر دسته در یک جائی ممکن است یک وقتی به اینطور چیزها یک نهضت خدای نخواسته شکست بخورد و اگر شکست بخورد همه چیزمان از بین خواهد رفت. همه با هم باشید، همه ملت باشید، همه دست به دست هم بدهید، همانطوری که از اول هم این نهضت را آنهائی که شرکت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 36

داشتند، نهضت را رساندند تا اینجا، باز هم با هم باشید تا این نهضت انشاالله به ثمر برسد و انشاالله آن چیزی را که خدا و رسول خدا می خواهد و آن چیزی را که قرآن مجید می خواهد، این چیزها عملی بشود و این صلاح دین و دنیای همه ملت است و صلاح همه مملکت است. و هیچ وقت خیال نکنید که دیکتاتوری در اسلام است، یا دیکتاتوری در روحانیت است، یا دیکتاتوری در اینطور چیزها، ابداً این حرف ها در کار نیست، دیکتاتوری در کار نیست. شماها دیکتاتوری نکنید، ملت ما دیکتاتور نیستند، ملت ما هم دیکتاتور نیستند، علماء ما هم دیکتاتور نیستند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع افسران فارغ التحصیل

تاریخ: 1358/08/02

 

افسران ارشد با زیردستان خود همان کنند که پیغمبر (ص) می فرمود

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان توجه دارند که انتقال پیدا کردند از ارتش طاغوتی به ارتش الهی. توجه دارند که رژیم تبهکار سلطنتی مبدل شد به رژیم جمهوری اسلامی که عدل در او سرلوحه تمام برنامه هاست. توجه دارند که حالا که ارتش اسلامی است وظائفشان با آن وقت که ارتش، ارتش طاغوتی بود فرق دارد. همانطوری که موظفند سلسله مراتب را حفظ کنند، بزرگترها، صاحب منصب ها و افسرهای ارشد موظفند که با سایر طبقات به طور سلامت و به طور اسلامیت رفتار بکنند و گمان نکنند سربازان که حالا که انقلاب شد ما باید اطاعت نکنیم. اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است و من امر می کنم به شما که اطاعت کنید از مافوق های خود و حفظ نظام را بکنید و من سفارش می کنم به افسرهای ارشد و دیگر افسرها که مراعات اسلامی خودشان را بکنند و با زیر دستان همان کنند که پیغمبر اسلام با زیردستان می فرمود و امیر المومنین سلام الله علیه.
 

توجه به اسلام، ضامن استقلال مملکت

الان شما در آغوش اسلام هستید و برادر با همه مسلمین و همه در آغوش اسلام هستیم و باید وظائف اسلامی را عمل کنیم، همچو نباشد که فقط اسم جمهوری اسلامی باشد، اسم ارتش اسلام باشد، ولی معنا و محتوا آنطور نباشد. برادرها! اگر بخواهید استقلال مملکت خودتان را حفظ کنید و اگر بخواهید از تحت یوغ ابرقدرت ها تا آخر خارج بشوید به اسلام توجه کنید و به احکام اسلام سر فرود آورید. اسلام برای شما و برای ما و برای ملت ما تمام آزادی ها و استقلال را فراهم می کند و در سایه اسلام ما می توانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم. شما دیدید که ملت ما با نداشتن ابزار جنگی، لکن داشتن ایمان بر تمام ابرقدرت ها که پشتیبانی می کردند از رژیم سابق غلبه کردند و این نبود جز اتکال به اسلام و اتکال به قرآن کریم.
 

اکنون که لشکر اسلام هستید، در خدمت اسلام باشید

و من امیدوارم که شما برنامه تان، برنامه اسلامی باشد، در زندگانی شخصی در زندگانی نظامی،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 45

در برخورد با ملت. برخوردهای سابق، برخوردهای دشمنی بود، ملت ما با ارتش آشتی نداشت، برای اینکه آنها را وادار می کردند به اینکه به ملت ظلم کنند و ملت هم وادار می شد به اینکه به آنها پشت کند. لکن اکنون که شما لشگر اسلام هستید، ارتش اسلام هستید، ملت پشتیبان شماست و شما هم باید پشتیبان ملت باشید. مرزهای خودتان را باید حفظ کنید، مرزداری کنید. باید نظم را حفظ کنید، سلسله مراتب باید حفظ بشود و تمام شما در خدمت اسلام و همه ما در خدمت اسلام و من در خدمت همه شما. سلام بر همه شما و درود الهی بر همه ملت.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پرسنل پایگاه نیروی هوائی آذربایجان شرقی

تاریخ: 1358/08/03

 

با حفظ وحدت و اتکال به اسلام نهضت را پیش ببرید

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما تشکر می کنم که از نزدیک آمدید با هم ملاقات کنیم، ملاقات برادرانه و ذکر گرفتاری هائی که داریم، البته مطمئن باشید که گرفتاری ها یک انگیزه اساسی که جلوی این نهضت را بگیرد ندارد. آن نهضتی که نهضت ملتی که ابرقدرت ها را از پا درآورد و به عقب کشاند نمی شود که با شرارت بعضی اشرار و بعضی باقیمانده های رژیم سابق یا دست نشانده های امریکا و صهیونیسم بتوانند بر این نهضت غلبه کنند. غلبه با شماست. شما همانطور که با کمک ملت و وارد شدن در صف ملت بر مشکلات بزرگ غلبه کردید، انشاءالله از این به بعد هم با حفظ وحدت خودتان و با اتکال به اسلام و احکام اسلام این مقصد را به پیش خواهید برد و من امیدوارم که یک مملکت اسلامی که در هر جا شما بروید اسلام را ببنید و هر جا قدم رسول الله را ببینید و همه مان با هم در هر جای مملکت برویم رفاه ملت را ببینیم و عظمت مملکت را، عظمت کشورهای اسلامی را ببینیم، انشاءالله امید است متحقق شود. خدای تبارک و تعالی با شماست.
 

تکلیف اقشار ملت در رفع و بازسازی خرابی ها و عقب ماندگی های حاصل از رژیم شاهنشاهی

البته تکلیف هائی است، الان بر ما و شما و همه ملت هست. ما الان در بین راه هستیم سد بزرگ را شکستیم، لکن فسادهائی که آنها به جا گذاشتند و گرفتاری هائی که آنها به جا گذاشتند بازمانده است. خرابی ها مانده است، آشفتگی ها مانده است، عقب ماندگی ها مانده است، ما وارث یک مملکتی هستیم که در پنجاه و چند سال تحت فشار امریکا و انگلستان و سایر ممالک ابرقدرت بوده است و به صورت خرابه ای در آمده است که همه چیزش عقب مانده است و بالاتر از همه نیروی انسانیش عقب مانده است، نگذاشتند که رشد بکند، نیروی انسانی را نگذاشتند که اسلام آن کارهائی را که می خواهد بکند، از این جهت ما یک مملکتی هستیم که جنگزده هستیم، مملکتی هستیم که پنجاه سال فساد در آن بوده است، فسادزده هستیم و باید با همت همه قشرها این فسادها از بین برود و همه با هم دست به هم بدهیم و این بار را به محل خودش برسانید و این نهضت را ثمر بخش کنید. و تکلیف همه ما

صحیفه نور جلد 10 صفحه 47

این است که همه در هر محلی که هستیم به تکلیف خودشان عمل بکنند، تکالیف شخصی، تکالیف اجتماعی و تکالیف سیاسی، شما که در ارتش هستید (و امیدوارم که نیروی شما هر روز بیشتر بشود) شما در آنجا مشغول باشید برای اصلاح امور.
 

نیروهای نظامی باید اسلامی شوند

ارتش اساس یک مملکت است، حافظ یک مملکت است و اگر ارتش، اسلامی و فکرش اسلامی بشود، مملکت را به کمال مطلوب می رساند. شما حافظ حدود کشور هستید و کسی که حافظ حدود کشور اسلامی است باید خودش هم اسلامی باشد. باید در پادگان های شما اسلام حکومت کند، باید شما اسلامی باشید. باید تمام نیروهائی که هست، چه نیروهای نظامی و چه نیروهای دیگر، همه باید اسلامی بشوند. جمهوری اسلامی باید محتوایش تحقق پیدا بکند و اگر محتوا تحقق پیدا بکند، دیگر دست همه اجانب از شما کوتاه است.
 

از تشبثات و تبلیغات ضد انقلابیون نهراسید

توجه داشته باشید این قدرتی که داشتید حفظ بکنید، وحدت کلمه را حفظ بکنید، با هم باشید، همه گرفتاری هایی که بعد از هر انقلاب است، خیلی به نظر نیاورید. بعد از هر انقلاب البته گرفتاری های زیادی است خصوصاً یک انقلابی که وارث یک مملکتی است که پنجاه سال کوبیدند آن مملکت را و همه چیزش را از بین بردند. شما وارث یک همچو مملکتی هستید. بعد از هر انقلابی یک بیماری در ملت ها پیدا می شود و بحمدالله این انقلاب ما از همه انقلاب هائی که تاکنون اتفاق افتاده است پاکتر و صافتر و باید این را انقلاب سفید اسمش را گذاشت و من امیدوارم که چون انقلاب اسلامی بوده است و برای اسلام بوده است و با فریاد الله اکبر این انقلاب به پیروزی رسید، خدای تبارک و تعالی با ما باشد و انشاءالله هست و خدای تبارک و تعالی پشتیبان شما و پشتیبان ما پشتیبان ملت های اسلامی، پشتیبان ملت ایران باشد و همه با هم به پیش بروید و گرفتاری ها را انشاءالله رفع کنید قدرتمند باشید. هیچ از این حرف هائی که زده می شود، از این قلمفرسائی هائی که می شود و از این چیزهائی که در مثلاً بعض مکتوبات گفته می شود که ایران حالا شلوغ شده و چطور است، خصوصاً چیزهای خارجی هیچ از اینها نترسید، هیچ خبری نیست. قدرت دست خودتان است و مملکت هم دست خودتان است. این چهار نفر و چند نفری هم که مفسده می کنند، اینها هم به قبرستان فرستاده می شوند. شما انشاءالله باقی هستید و باقی بمانید انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان بابل

تاریخ: 1358/08/03

 

آشوب ضدانقلابیون سدی برای انجام اقدامات عمرانی در کشور

بسم الله الرحمن الرحیم
من این چیزهائی که شما خواندید، نه اینکه دفعه اول بوده که می شنوم، ما از اول که این انقلاب بحمدالله به آن پیروزی نسبی رسید و سی و پنج میلیون جمعیت از حبس ها بیرون آمدند و بیرون ریختند، و بعد از آنی که از آن جهت هجمه ای بیرون آمدند، به فکر خودشان افتادند و توجه شان از نهضت کم شد و به فکر گرفتاری ها افتادند، تقریباً هر روز چندین مرتبه یا در کاغذها می خوانید یا در صحبت ها می شنوید. نه این است که ما غافل باشیم از این مسائل، این مسائل معلوم است و شما می دانید که اقلاً حالا ما وقتی صرفنظر از دو هزار و پانصد سال بکنیم، در این پنجاه و چند سال برنامه این بوده است که وضعیت ایران - آشوب - به آشوب بکشند، به تباهی بکشند، یعنی همه چیز ما را از بین ببرند. کشاورزی را که خود شما مطلع بر آن هستید می بینید که چه به روزش آوردند به اسم اصلاًحات و همه چیز را، همه جا را عقب مانده نگه داشتند که الان که از هر جا که می آیند می گویند، هر گروهی که می آیند می گویند که اینجائی که ما هستیم از همه جا بدتر است. از کردستان همین حرف را می زنند، از بختیاری همین حرف را می زنند، از بلوچستان همین را می گویند، از خوزستان همین را می گویند و این برای این است که در همه جا این حرف ها هست. این عقب افتادگی ها و نگه داشتن مردم را در فقر و فاقه و بردن ذخایر ملت و دادن به دشمن های اسلام به طور رایگان، تقریباً این مسأله، مسائل را پیش آورده است و مسائل هم بیشتر از اینهاست که شما می گوئید. شما یک مقدارش را البته گفتید، لکن می دانید که بیشتر از اینهاست، لکن به مملکتی که اولاً جمعیت سی و پنج میلیونی یکدفعه از اختناق بیرون آمد و آزاد شده، این تقریباً بعد از آزادی، همه برای خودشان حق قائلند که در همه مسائل دخالت کنند و باید هم بکنند. خوب، مسائل، مسائل خودشان است، لکن باید فکر این هم بکنند که آیا این مسائل که ذکر می شود، همه اش قابل حل است به این زودی ها؟ این خانه نداری مردم، این فقر و فلاکت مردم، این زاغه نشینی مردم، این عقب ماندگی اقتصاد، این فاسد شدن رژیم، کار کردن و - عرض می کنم - کشاورزی و امثال ذلک، اینها قابل این است که یک دولتی، یک جمعی مثلاً بتوانند این را به این زودی ها به حال اول، یعنی نه به حال اول، به حال صحیح برگردانند؟ این البته وقت لازم دارد. از آن طرف هم که شما می بینید که مهلت نمی دهند به دولت، مهلت نمی دهند به ما که بتوانیم با یک فراغی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 49

فکر این مسائل را درست بکنیم، آشوب بپا می کنند. خوب، در یک کردستانی که آشوب هست، زد و خورد هست و دائماً فتنه گری هست، می شود در آنجا حالا اسفالت بکنند؟ در نظر بگیرند آسفالتش بکنند؟ جنگ است در یک حال جنگ نمی شود که اسفالت کرد، نمی شود که خانه سازی کرد، نمی شود که کارهای عمرانی کرد و در یک حالی که دامن دارند می زنند به اینکه مردم را مأیوس کنند از این مسائل، باز مردم را می خواهند کنار بگذارند، مأیوس بکنند تا اینکه آن قدرتی که می تواند کارها را انجام بدهد و آن قدرت ملت است متشتت بشود و مأیوس بشود و نتواند کار بکند، باید همه این امور را در نظر گرفت.
 

پوچی شایعات مفسده جویان

این مسائل که گفتید بسیاریش در دست مطالعه است که انجام بدهند. همین دیروز که بعضی از آقایان اینجا بودند، راجع به همین، بعضی از مسائل که گفتید، با من صحبت کردند و - عرض می کنم که - بناست که مطالعه کنند و عمل بکنند. شما خیال نکنید که به فکر ما نیستیم. - ما - می بینید که الان همه اینجا هستند و مسائل خودشان را می گویند و بعد از شما هم باز یک دسته دیگر هستند، بعد از آنها هم باز یک دسته دیگر هستند و ما باید بالای پشت بام برویم با مردم تماس بگیریم، پائین و اینجا و در عین حال می بینید که آنهائی که می خواهند مفسده کنند می گویند که فلانی اصلاً کسی با او ملاقات نمی کند. الان شما که اینجا هستید، آنها نشسته اند با قلم خودشان می گویند که با فلانی کسی ملاقات نمی کند، یک کانال دارد و آن هم مثلاً بعض از اهل علم هست. در صورتی که من از صبح که پا می شوم (که شما می دانید خوب، من سنم هشتاد سال است) از صبح که پا می شوم تا ظهر که گاهی وقت ها نماز ظهرم یک قدری هم عقب می افتد، با مردم مختلف، با اشخاص مختلف، با زن ها، با مردها، با اهل علم، با غیر اهل علم طوایف مختلف با من صحبت می کنند و حرف هایشان را می زنند، همانطور که شما دارید می گویید، شما حرف هایتان را زدید. اینها که می گویند که فلانی کسی با او ملاقات نمی کند نظرشان این است که به مردم حالی کنند که فلانی نمی تواند کار بکند برای اینکه هیچ اطلاعی از هیچ جا ندارد، برای اینکه هیچ اطلاعی از جائی ندارد نمی تواند یک کاری انجام بدهد. در صورتی که من از همه جاها مطلعم. الان مسائلی که آقا راجع به کردستان می گفتند، من مطلع بودم، آن مسائل را بیشترش را مطلع بودیم.
 

اسلام، خطری برای مستکبران و رباخواران

و مسائلی که الان شما چیز کردید، مسائلی است که مکرر صحبت شده است، عرض می کنم که در فکر هستیم و شما مطمئن باشید که اسلام برای مستضعفین است. من اشخاصی که سرمایه دارها بودند، اشخاصی که - عرض می کنم که - کارخانه دارها بودند، مکرر اینجا، جمعیت شان گاهی آمدند اینجا، من با آنها صحبت کردم گفتم به اینکه نمی شود اینطور که یک دسته ای آنطور زندگی بکنند و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 50

آنطور حتی برای سگ هایشان اتومبیل داشته باشند و یک دسته دیگر توی این زاغه ها باشند که هر ده نفرشان یک سوراخی، اصلاً قابل تحمل نیست. و من اعلام خطر کردم به آنها گفتم اگر خدای نخواسته یک وقت مردم، در متن اسلام انفجار پیدا بشود، یک وقت این است که در زمان طاغوت یک چیزی واقع می شد، خوب، می گفتند طاغوت است و ماها هم به آنها می گفتیم که انشاءالله اسلام اگر تحقق پیدا کند، کارها انشاءالله درست می شود و حالا هم همان معنا را می گوییم، یک وقت این است که در اسلام خدای نخواسته یک یاسی پیدا بشود برای خاطر اینکه ما هم نتوانیم این اشخاص فاسد را بکشیم یک قدری پایین و این مستضعفین را یک قدری بالا و به هم نزدیکشان بکنیم، اگر یک انفجاری پیدا بشود با یأس از اسلام، هیچ قدرتی نمی تواند خاموشش کند و این خطری است برای این طبقه ای که به فکر نیستند. من به آنها نصیحت کردم، حالا هم به همه کسانی که دارای اموال زیاد هستند نصیحت می کنم که شما فکر بکنید، بدانید که اگر خدای نخواسته این جمعیت مأیوس بشوند، انفجار در آنها پیدا بشود، همه شما، همه ما از بین خواهیم رفت. باید فکری بنشینید بکنید خودتان، خودتان فکر بکنید، البته آنها فکر نکنند، ما فکر می کنیم، اینطور نیست که ما فکر نکنیم، ما با وجوه شرعیه، با ولایت الهیه با آنها عمل می کنیم. من در نجف هم که بودم، در صحبتی که، مصاحبه ای که از لوموند آمدند کردند گفتم به آنها که ما وضعمان چه جوری است. خودمان آنهائی که دارای کذا و کذا هستند به حساب می کشیم و حساب هایشان را رسیدگی می کنیم و اسلام اینطور نیست که همچو اجازه بدهد که این دسته آنطور، آن دسته آنطور، این ابداً اسلام همچو اجازه ای را نداده. اینها باید حساب هایشان کشیده بشود، اینها اصلاً حساب نداشتند با اسلام، رباخوارها باید حسابشان کشیده بشود در موقعش، البته حالا هم می کنند اما باید به طور صحیح بشود. در هر صورت شما متوجه باشید به اینکه ما می دانیم این گرفتاری ها را و من می دانم که در بعض از جاها. و اما راجع به اینکه گفتید هماهنگ نیستند این دادگاه ها، همین معنا در چند روز پیش از این، در قم یک اجتماعی از همه اینها شد و همه را دعوت کردند و یک وضع هماهنگی را پیشنهاد کردند، و انشاءالله این هم درست خواهد شد و ما می دانیم که خوب بعضی از اشخاص هستند و حتی بعضی از معممین هستند که درست عمل نمی کنند و ما باید البته با تدریج آنها را اصلاح بکنیم. درست خواهد شد، مطمئن باشید.
شما بودید که با مشت خالی این دولت قوی را، این قدرت شیطانی را شکستید و به جهنم فرستادید. شما حالا از چه می ترسید؟ از چهار تا دموکرات که ترس ندارد و چهار تا دزد. اینها دزدهائی هستند که من یادم هست، شما شاید هیچ کدام یادتان نباشد که دزدها می آمدند، حتی در خمین که ما بودیم، وقتی ریختند که می خواستند خمین را بگیرند منتها مردم جلوگیری کردند، اینها هر روز سر گردنه ها بودند و دزدی می کردند. ولی در یک مدتی دزدی ها همه متمرکز شد در یک جا و او در پیش رضاخان و پسرش، همه دزدی ها را متمرکز کردند در یک جا، جلو گرفتند از سایر دزدها اما دزدی ها را خودشان کردند. حالا آنها رفتند و یک قدری بر آنها آزادی پیدا شده و چهار تا دزد هم دزدی می کند. از این چهار تا دزد چه کسی باید بترسد؟ هیچ کس از این چهار تا دزد نمی ترسد. اینها اصلاح می شود،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 51

درست می شود.
 

برتری انقلاب ایران در مقایسه با سایر انقلابات به دلیل ماهیت اسلامی آن است

شما اگر ملاحظه کنید آن انقلاباتی که در سایر جاها و کشور پیدا شده، انقلابات، انقلابی که در شوروی پیدا شده است، شصت و چند سال از آن می گذرد الان هم نابسامان است، الان هم در آن فساد هست. میلیون ها آدم را اینها می کشتند در این انقلابات، میلیون ها آدم. الان یک انقلاب های جزئی که واقع می شود می گویند - کشتارش - دو میلیون جمعیت کشته شده. این انقلاب ایران از باب اینکه انقلاب اسلامی بود، یک انقلابی بود که وقتی آنها که بر انقلاب تسلط پیدا کردند اعتقاد به اسلام داشتند، نمی ریختند بیخودی مردم را قتل عام بکنند، این انقلاب بهترین انقلاب هائی است که تاکنون واقع شده است. البته کشتار هم داشته است، لکن کم بوده زیاد نبوده، از آن طرف هم اشخاصی که در مرکز فساد بودند، اشخاصی که چندین سال مردم را به آتش کشیدند، چندین سال قتل عام کردند، اینها هم به سزای خودشان یک مقداری رسیدند هم فرار کردند ولیکن از همه انقلاب هائی که در عالم پیدا شده است این انقلاب اسلامی ایران برای خاطر اینکه اسلامی بوده از همه بهتر است و یک انقلاب صحیح است، یک انقلاب اسلامی است. و لهذا بعد از انقلاب یک آزادی مطلقی به همه داده شد. شما خیال می کنید در انقلابات دیگر آزادی می دهند؟ آزادی به مردم نمی دادند. بعد از انقلاب تمام مطبوعات را جلویش می گرفتند، تمام مجالس را جلویش می گرفتند، همه دستجات را جلویش می گرفتند، همه را به طور اختناق جلویش می گرفتند به اسم اینکه انقلاب، در انقلاب باید این چیزها بشود، لکن این انقلاب اسلامی جلوی هیچ طایفه ای را نگرفته، جلوی هیچ قلمی را نگرفت. چند ماه که معلوم شد که می خواهند توطئه کنند، توطئه گرهائی که بر ضد اسلام می خواستند توطئه بکنند، یک چند نفری را جلویشان را گرفتند که نه، چه بکنید. حالا هم یک قلم های فاسد باز می گویند چرا جلوی فلان مجله، چرا فلان مجله، نمی دانند اینها، خوب، آن مجله، روزنامه کذا تمام چیزش از اسرائیل بوده است. اینها می خواهند که، توقع این را دارند که اسرائیل هم که در اینجا می خواهد توطئه کند نباید جلویش را گرفت، باید آزاد کرد قلم را. قلم آزاد، قلمی است که توطئه گر نباشد. قلمی آزاد است، روزنامه ای آزاد است که نخواهد این ملت را به عقب و به تباهی بکشد. این قلم ها همان سرنیزه سابق است که می خواهند ملت را به تباهی بکشند اینها. البته ملت تحمل نمی کند که جوان هایشان داده، حالا چهار نفر پشت میزنشین و بالانشین بنشینند و طرح بدهند و درست بکنند و بگویند که قلم آزاد نیست، چه آزاد نیست. کدام قلم ها آزاد نیست؟ قلم های فاسد آزاد نباید باشد. الان هم فاسدهاشان خیلی هایشان آزادند منجمله همین قلم هائی که می گویند چرا آزاد نمی گذارید، اینها هم توطئه گر هستند.
 

با دل محکم و مشت گره کرده نهضت را به پیش ببرید

در هر صورت شما مطمئن باشید، با دل محکم، با مشت گره کرده و محکم به جلو بروید و شما

صحیفه نور جلد 10 صفحه 52

پیروزید، اما شرط این است که آن نهضت به همان وضعی که آمد، به همان قدرتی که آمد، حفظش کنید. حالا هی نروید سراغ اینکه من چیزی ندارم، توی اداره مثلاً جای من کمتر از کسی است. اینها چیزهای بعد از انقلابی است یعنی یک بیماری بعد از انقلاب. بیماری های بعد از انقلاب مضر است، آن توجه کردن به اینکه حالا، حالا من چه باید داشته باشم، ندارم، مثلاً من باید مقامم چه باشد، نیست.
و این چیزهائی که می بینید گفته می شود، البته یک دسته ما می دانیم که دسته ای هستند که زاغه نشین ها، ما می بینیم، متأسفیم برای آنها، متأثریم برای اینها، لکن اینطور نیست که به فکر اینها نباشند، به فکر اینها هستند، به تدریج دارد می شود. همین الان که اینهائی که در بنیاد مستضعفین بودند، آمدند اینجا چیزهایشان نشان دادند که ما اینقدر عمل کرده ایم، اینقدر خانه درست کرده ایم. دارد می شود. البته سی میلیون جمعیت که بیشترشان (اگر نگوییم بسیاری شان) بی خانمان و زندگی صحیح ندارند، یک همچو چیزی باید با تدریج درست بشود، پهلویش بگذارید اینکه اقتصاد ما را از بین بردند بکلی، قرض ها را هم گذاشتند به دوش ملت ما و از بانک ها قرض کردند و هر چه که داشتند برداشتند بردند، همه اینهائی که شما می بینید، فرض کنید این چیزهائی که اینها داشتند گرو بانک هاست و پول از آن گرفته اند، اینها در چند ماه قبلش معلوم می شد که به فکر این بودند که از بین خواهند رفت، دنبال این بودند که همه چیز را ببرند و بردند همراه خودشان.
 

قیام برای خدا شکست ندارد

ولی خدا با ماست و خدا با شماست و کسی که برای خدا کار می کند، قیام برای خدا می کند این از هیچ چیز نباید بترسد، یعنی از اینکه شکست هم بخورد نباید بترسد. این شکست نیست. ما برای خدا کار می کنیم. سیدالشهدا هم شکست خورد اما برای خدا کار می کرد و شکست داد، در عین حالی که در صورت شکست خورد، شکست داد شما هم انشاءالله پیروز خواهید شد و انشاءالله امیدواریم که آنطوری که ما می خواهیم اسلام تحقق پیدا بکند، اسلام متحقق بشود وقتی که متحقق شد همه چیزها درست خواهد شد.
و از مجلس خبرگان گله نکنید آنها علماء هستند، آنها در فکر همه چیز هستند، طرح دارند آنها - خیال نکنید - همین کسی که از مجلس خبرگان و عضو آنها بود دیروز پیش من بود، طرح دادند اینها. خیال نکنید که اینها می خواهند مستکبرین را دوباره سر کار بیاورند، اصلاً مطرح نیست این مسائل، نه در مجلس خبرگان مطرح است و نه پیش مسلمان. یک کسی که مسلمانی فکر می کند، مطرح است که بخواهند دوباره بساط غارتگرهای سابق و رباخوری های سابق و نمی دانم سوار شدن به دوش کشاورزها و اینها و آن بساطی که خان ها برای کشاورزها درست می کردند؟ هیچ این مطرح نیست و هیچ خوف اینها را نداشته باشید و گول اینهائی که از مجلس خبرگان هی تکذیب می کنند، فریب نخورند، اینها همان ها هستند که می خواهند که مجلس خبرگان نتواند کار بکند و این نهضت نتواند به نتیجه برسد و برگردد به آن حالی که خودشان می خواهند، آن حال، آنهائی که خوب هایشان-

صحیفه نور جلد 10 صفحه 53

هستند یک جمهوری دموکراتیک می خواهند منهای اسلام، آنهائی که وابسته هستند که همان مسائل را می خواهند.
 

ولایت فقیه مجری قانون و مخالف دیکتاتوری است

در هر صورت، ما باید خودمان، شما، همه ملت مان دست به دست هم بدهیم و همانی که از اول فریاد می کردیم که آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی، همین را تعقیب کنیم. جمهوری اسلامی، احکام، احکام اسلام، باید احکام، احکام اسلام باشد. این حرف هایی که می زنند که خیر، اگر چنانچه ولایت فقیه درست بشود دیکتاتوری می شود، از باب اینکه اینها ولایت فقیه را نمی فهمند چیست. - اگر ولایت - ولایت فقیه نباید بشود، برای اینکه باید به حکومت ملت باشد. اینها ولایت فقیه را اطلاع از آن ندارند. مسائل این حرف ها نیست، ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد، نه اینکه می خواهد دیکتاتوری بکند. اینها از این می ترسند که مبادا جلو گرفته بشود. جلو دزدی ها را می خواهد بگیرد. اگر رئیس جمهور باید با تصویب فقیه باشد، با تصویب یک نفری که اسلام را بداند چیست، درد برای اسلام داشته باشد، اگر درست بشود نمی گذارد این رئیس جمهور یک کار خطا بکند. اینها این را می خواهند. اینها اگر یک رئیس جمهور غربی باشد همه اختیارات دستش بدهند هیچ مضایقه ای ندارند و اشکالی نمی کنند، اما اگر یک فقیهی که یک عمری را برای اسلام خدمت کرده، علاقه به اسلام دارد، با آن شرایطی که اسلام قرار داده است که نمی تواند یک کلمه تخلف بکند. اسلام دین قانون است، قانون، پیغمبر هم خلاف نمی توانست بکند، نمی کردند، البته نمی توانستند بکنند. خدا به پیغمبر می گوید که اگر یک حرف خلاف بزنی رگ و تینت قطع می کنم. حکم قانون است، غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد، برای هیچ کس حکومت نیست، نه فقیه و نه غیر فقیه، همه تحت قانون عمل می کنند، مجری قانون هستند همه، هم فقیه و هم غیر فقیه همه مجری قانونند. فقیه ناظر بر این است که اینها اجرای قانون بکنند، خلاف نکنند، نه اینکه می خواهد خودش یک حکومتی بکند، می خواهد نگذارد این حکومت هائی که اگر چند روز بر آنها بگذرد برمی گردند به طاغوتی و دیکتاتوری، می خواهد نگذارد بشود، زحمت برای اسلام کشیده شود. خون های جوان های شما در راه اسلام رفت، حالا ما دوباره بگذاریم که اساسی که اسلام می خواهد درست بکند و زمان امیرالمؤمنین بوده و زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم بوده، بگذاریم اینها را برای خاطر چهار تا آدمی که دور هم جمع می شوند و پاهایشان را روی هم می اندازند - عرض می کنم - چائی و قهوه می خورند و قلمفرسائی می کنند، مگر ما می توانیم اینها را بزنیم، مگر ما می توانیم؟ قدرت جائر است برای کسی، برای یک مسلمان که تمام این خون هائی که ریخته شده هدر بدهد و اسلام را بگذاریم کنار و چیزهائی هم که ولایت فقیه (یک همچو ولایت فقیهی نداریم) خوب شما نمی دانید، شما فقیه را اطلاع بر آن ندارید که می گویند ولایت فقیه نداریم. ولایت فقیه از روز اول تا حالا بوده، زمان رسول الله تا حالا بوده. این حرف ها چه است که می زنند اینها، همه این اشخاص غیر مطلع بر فقه، غیر مطلع بر مجاری

صحیفه نور جلد 10 صفحه 54

امور، این حرف ها را می زنند و اذهان را مشوب می کنند و اشخاص خیال می کنند که هی اینها نشسته اند اینجا برای سرمایه دارها، حالا این هم یک حرفی بود که حالا - شما - امروز من شنیده بودم که برای سرمایه دارها. مسأله این حرف ها نیست، این مطالب تبلیغات است. هیچ ابداً دنبال این مطلب نباشید که اینها چیز بودند. اشخاص صالحند، دائماً مشغول کار هستند و آنهائی که از اسلام می ترسند البته باید به همه چیز، چیز بکنند، اشکال، به همه چیز اشکال دارند، از آن طرف به هر فردی که پیش می آید اشکال دارند و به هر جمعی که پیش می آید اشکال دارند، هر که بگوید اشکال، به او اشکال دارند. انشاءالله خداوند همه شما را تأیید کند، موفق باشید. من خدمتگزار همه شما هستم و ما انشاءالله امیدواریم که به آن مقصدی که همه مان داریم، مال همه است، اسلام مال همه است، به آن مقصد انشاءالله برسیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولان جهاد سازندگی قم

تاریخ: 1358/08/06

 

قم، شهر همیشه پیشقدم در امور نهضت

بسم الله الرحمن الرحیم
من در این حالی که هستم و ملاحظه می فرمائید، کمتر موفق شدم که برادرهای قمی خودم را از نزدیک ببینم و آن علاقه ای که من به این جوان ها دارم، البته به همه جوان ها لکن قم که محل خود ماست و ما سوابق زیاد با این آقایان داریم، علاقه خودم را به آنها تقدیم کنم، این مسأله باید برای همه ملت، توجه به آن بشود که امروز که این مملکت به دست توانای شماها (و مبدا آن از قم بود) به دست شما افتاده است و کشور مثل خانه خود شما هست باید خود صاحبخانه ها به فکر خانه هایشان باشند. صاحبخانه ها ملت هستند و خصوصاً این طبقه ای که کار می کنند، این طبقه ای که زحمت می کشند برای ملت خودشان و این خانه ای که الان مخروبه بوده است و به دست شماها افتاده است باید خودتان به فکر آن باشید. قم همیشه پیشقدم در امور بوده است و حالا هم آقا، آقازاده خودم مسائل را گفتند و زحمت های شما و فعالیت های شما را در امور مختلف شهرستان خودتان گفتند، باید تشکر کنم، هم از آقا و هم از همه آقایانی که شرکت کردند در این امور و می کنند. باید همه استان ها و شهرستان ها و روستاها، یک دست با هم مشغول بشوند برای ساختن.
 

قطع وابستگی از شرق و غرب به شرط فعالیت همه جانبه اقشار

من این را باز هم گفتم به بعضی از گروه ها که انسان خجلت می کشد که یک کشوری که باید صادر کند و صادرکننده باشد دستش را پیش آمریکا، این دشمن ملت و دشمن بشریت دراز کند و از او کمک بخواهد و او هم کمک را همین طوری به ما نمی دهد. آنها روی مقاصد خودشان اگر بخواهند کمک بکنند کمک به خودشان هست، نه کمک به ما و - این - باید ما این عار را از کشور خودمان بزدائیم. به فعالیت جوانها، به فعالیت قشرهای مختلف، کشاورزی مان را باید همچو تقویت بکنیم که بعد از یکی دو سال صادر کننده باشیم، دیگران از ما بخواهند نه ما از آنها. می دانید که اگر چنانچه ما احتیاج داشته باشیم در ارزاقمان به خارج، این وابستگی برای ما اسباب این می شود که در امور سیاسی هم وابسته باشیم، و ما باید وابستگی مان را از اجانب و از غرب و شرق قطع کنیم. اگر ما بخواهیم که مملکتمان یک مملکت مستقل آزاد مال خودمان باشد، باید در این اموری که مربوط به

صحیفه نور جلد 10 صفحه 64

اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگر کشور است خودمان فعالیت کنیم و ننشینیم دیگران انجام بدهند. دولت هم مثل خود شما یکی از افراد این مملکت است، آن هم به اندازه قدرتش باید همراهی کند لکن ما نباید بنشینیم که دولت همراهی بکند و اگر او نکند ما کاری نکنیم. شما الان می بینید که به طوری که آقا فرمودند آنقدر کار پیش بردید با همت خودتان بدون اینکه به شما یک کمک صحیحی کرده باشند، حالا از این به بعد هم همه ملت اینطور باید باشد. باید همه دست به دست هم بدهند و این بار را به منزل برسانند.
 

اغفال یک ملت رشید و متحول، رویائی است باطل

شما می بینید که الان توطئه ها باز در کار است و امریکا که دشمن شماره اول بشر و ماست باز این شخص خائن را با بهانه اینکه مریض است برده است امریکا و ما نمی دانیم که آیا صحیح می گویند یا نه، بلکه بعضی اطبائی که در آنجا بودند و مطالعه بعضی پرونده ها را کردند گفتند مرض این مرضی نیست که احتیاج به آمدن آمریکا باشد، او در همانجا هم که بود می شد که همانجا باشد و معالجه کند. از این معلوم می شود که یک توطئه ای در کار است، البته دیگر محمد رضا قابل اینکه یک آدمی بشود و بتواند یک نفسی بکشد این نیست لکن این را آلت قرار می دهند. این قدرتمندها و شیاطین این را آلت قرار می دهند برای اینکه با آلیت این، یک فعالیت های دیگری بکنند و بک تیپ های دیگری و قشرهای دیگری برایشان خدمتگزاری بکنند لکن باید این مطلب را بدانند که شما دیگر دستتان کوتاه شد از ایران، دیگر شما نمی توانید دوباره همان مسائلی را که برای بدبختی این ملت پیش آوردید پیش بیاورید. ملتی است که خودش دیگر بپاخواسته است و همه تکلیف خودشان را می دانند. این تحولی که الان در ملت پیدا شده است که یک نمونه اش شما جوان های عزیز من هستید که مشغول اینطور فعالیت ها هستید، زن ها مشغول فعالیت هستند، مردها مشغول فعالیت هستند، جوان ها همه مشغول فعالیت هستند، این تحول دیگر طوری است که پشتوانه این کشور است. آنوقت اینها می توانستند رخنه بکنند به اینجا که این تحول حاصل نشده بود، این بینائی برای ملت ما حاصل نشده بود. حالائی که از هر فردی بپرسی که دشمن تو کیست می گوید دشمن من غرب و شرق است و امریکا هم در درجه اول است، صهیونیست هم در درجه اول است این را دیگر نمی توانید شما اغفال بکنید، این ملت را نمی توانید اغفال بکنید. بیخود متشبث شدید که یک جنازه ای را ببرید در کشور خودتان و او را بخواهید آلت دست قرار بدهید. البته ما اعتراض داریم به اینکه دشمن ما را و جنایتکار درجه اول را به ملت ما خیانتکار بزرگ را بردند و ما از آنها مطالبه می کنیم که باید این را به ما تحویل بدهند. ما از او طلبکار هستیم، ما خزائن مان پیش اینهاست، بانک های خارجی از پول های ملت ما که به وسیله شخص او و اتباع او ذخیره شده است الان موجود است و ما آنها را لازم داریم و باید برای ملت خودمان اخذ بکنیم و امریکائی که ادعا می کند که ما در این نهضتی که بوده است ما هم حالا خوشحال هستیم، این حرف هائی است که می زنند والا در حالی که نهضت بود، همین آمریکا، من که پاریس بودم کراراً

صحیفه نور جلد 10 صفحه 65

فرستادند به اینکه شما شاه را حالا کاریش نداشته باشید، بگذارید باشد چه بعد هم بختیار را. در عین حالی که اینطور بوده است حالا آن آمریکا هم انقلابی شده است!!
 

اشکالتراشیهای بیمورد دلیلی روشن بر عدم رشد سیاسی

همانطوری که حالا ملاحظه می کنید که هر کس می آید اینجا اشخاصی که من می شناسم آنها را چه جور اشخاصی هستند، می آیند اینجا ادعا می کنند که ما در زمان سابق چه فعالیت ها کردیم و چه مجاهده ها کردیم و چه زجرها کشیدیم، در صورتی که من می دانم که در زمان سابق آنها در رفاه بودند و هیچ فعالیتی هم نکردند، اگر هم فعالیت کرده باشند فعالیت هائی بوده است که برخلاف مسیر ملت بوده. حالا این یک مسأله ای است که دیگر رسم شده و چون دیدند که یک سیل خروشانی در حرکت است و اگر چنانچه بخواهند خلاف این را بگویند این سیل آنها را می برد، البته بعضی از آنها باز هم یک حرف هائی می زنند و من میل دارم که این همه این روشنفکرهای به اصطلاح و همه این دانشگاه و روسای دانشگاه و معلمین دانشگاه و اساتید دانشگاه و همه این قشرها، من میل دارم که اینها همه به فکر این مملکت باشند، هی به فکر اینکه اشکال بکنند و بنشینند هی اشکال به این، اشکال به دادگاه ها و اشکال به پاسبان ها و اشکال به پاسدارها و اشکال به دولت و اینها، این کاشف از این است که ما باز رشد سیاسی نداریم. اگر یک ملتی رشد سیاسی داشته باشد، آن روزی که می بینید که از چنگال این گرگ ها، این ملت نجات پیدا کردند و ممکن است که آن ریشه های پوسیده باز به هم پیوند بکنند و اسباب زحمت بشوند برای این ملت، باید همه اینها با هم دست به هم بدهند، دیگر آن ننشیند توی منزلش با الفاظش یا قلمش یا با مقاله اش مطالبی بگوید که برخلاف مسیر ملت است، این دلیل بر این است که ما رشد نداریم، هر چه هم روشنفکر باشیم لکن رشد سیاسی یک مسأله دیگر است. هر چه هم عالم باشیم لکن رشد سیاسی یک باب دیگر است. ما اگر رشد سیاسی داشته باشیم حالا یک کشوری که از خودمان شده و می توانیم در این کشور زندگی صحیح بکنیم، زندگی انسانی بکنیم، زندگی آزاد و مستقل بکنیم، نباید همه گروه گروه بشویم که در ظرف مثلاً چند ماه دویست گروه با اسماء مختلف و با حرف های مختلف و باز همان مسائلی که در صدر مشروطیت برای شکستن آن قدرت هائی که آن وقت مجتمع شده بودند باز حالا دوباره مشغول شدند و آن وقت هم با حزب بازی و احزاب متعدد و اینها و مع الاسف احزاب هم که در این ممالک پیدا می شود همه مخالف با هم و همه توی سر هم می زنند. نباید حالا مردم یک همچو کاری را بکنند. اقشار ملت ما باید همه دست به هم بدهند و این مملکت را نجات بدهند نه اینکه حالا بنشینند هر چه می خواهند به دولت حمله بکنند، هر چه خواهند به ملت حمله بکنند، هر چه می خواهند به مجلس خبرگان حمله بکنند، هر چه بخواهند به کمیته ها و هر چه بخواهند به پاسدارها و سپاه پاسداران و هر چه بخواهند به اینها حمله بکنند و تضعیف بکنند. امروز تضعیف ملت و پاسدار و این قشری که الان مشغول خدمت هستند، خیانت به این مملکت است. باید ما دست برداریم از این افکاری که داشتیم و داریم که ما هر چه دلمان می خواهد

صحیفه نور جلد 10 صفحه 66

بنویسیم (چون خوب می نویسم فکر این نباشم که چه چیز می نویسم) گاهی نویسنده ها اینطوری هستند، نویسنده اند، خوب چیز می نویسند لکن چیز خوب نمی نویسند، یک مسأله مضر به مملکت را خیلی قشنگ و آب و تاب دار و طوری که پسند مثلاً بعضی جوان ها باشد نویسند لکن محتوایش مضر به مملکت.
 

دعوت از روشنفکر نمایان و مدعیان خلق به حرکت در مسیر ملت

آقایان! به خود بیائید نویسنده های ما! گوینده های ما روشنفکرهای ما! این مملکت حالا از خودتان هست، بنشینید همه دست به دست هم بدهید، با این قشرهائی که مشغول فعالیت هستند شما هم فعالیت کنید. این بیچاره هائی که خانه می سازند، حمام می سازند، مسجد می سازند، داروخانه درست می کنند و امثال ذلک که حالا آقا شرح یک مختصرش را فرمودند، خوب شما هم بنشینید کمک بکنید. نمی توانید بروید حمام بسازید، لااقل حمام را خراب نکنید، نمی توانید بروید در بین کشاورزها درو بکنید، لااقل با قلم های خودتان این دروگرهای ما را اذیت نکنید. من متاسفم واقعاً که می بینم یک اشخاصی که ممکن است به درد یک مملکتی بخورند دارند یک کارهائی می کنند که اگر چنانچه انشاءالله این نهضت پیش ببرد و پیش می برد (مطمئن باشید که شماها پیروز هستید و متکی به خدا چون هستید خداوند با شماست) من متأسفم که اگر این مملکت آنطوری که ما می خواهیم پیش ببرد، آن آنوقت اینها دیگر به درد ما باید بگوئیم نمی خورند برای اینکه کسی که در بین انقلاب با انقلاب مخالفت می کند، کسی که در بین انقلاب شروع می کند چیزهائی را گفتن که در امریکا عمال صهیونیسم می گویند (اینها نیستند، من نمی گویم اینها عمال او هستند، نفهمند بعضی شان همان حرف هائی که آنجا می زنند، اینها می زنند) خوب وقتی این انقلاب به آخر رسید دیگر جای شما را نمی گذارند در این مملکت باشد و ما میل داریم شما کار بکنید توی این مملکت چرا خودتان را در بین ملت ضایع می کنید؟ چرا خودتان را از ملت جدا می کنید؟ چرا یک نهضتی که تا این اندازه جلو رفته است شما کاری می کنید که خدای نخواسته این توقف بکند یا یک قدری دیرتر به مقصد برسد؟ به مقصد می رسد لکن ممکن است که حرف های شما دیرتر اینها را به مقصد برساند چرا هر روز یک کاری می کنید که جوان های غافل از شما متاثر بشوند و بروند در دانشگاه و نمی دانم بروند در خیابان ها و این کارها را بکنند که خلاف مسیر ملت است؟ آخر فکری بکنید شما، بنشینید همه تان با هم جلسه کنید، فکر بکنید. هی ننشینید و بنویسید و بر خلاف مسیر ملت هم بنویسید. من همین امروز یک روزنامه معوجی که پیش من آمد دیدم، سرتاسر دیشب یک قدرش را نگاه کردم، البته حالش را هم نداشتم بخوانم. سرتاسر یک روزنامه ای با اینکه خودش را مثلاً گوید که ما با خلق، کذا هستیم سرتاسرش همه چیزهائی است که برخلاف مسیر ملت است، آخر چرا باید اینطور باشد؟ چرا شمائی که مدعی هستید که ما با ملت موافقیم، مدعی هستید که ما خدمت برای ملت کنیم، چرا باید روزنامه شما اینطور تحریک آمیز باشد؟ چرا روزنامه شما باید اینطور باشد که جوان های ما را منحرف کند؟

صحیفه نور جلد 10 صفحه 67

یک قدر فکر بکنید، یک قدر توجه بکنید، به خود بیائید.
من از شما قمی ها همیشه متشکر بودم و حالا هم متشکرم و برای شما و برای همه ملت دعا می کنم. خداوند انشاءالله شمارا حفظ کند. همه ما را در پناه امام زمان سلام الله علیه حفظ کند و خدمتگزار به این مملکت قرار بدهد. همه را تأیید کند انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی با نمایندگی دانش آموزان تبریز و اعضای جهاد سازندگی فیروز آباد

تاریخ: 1358/08/06

 

انقلاب ایران بهترین انقلابی بوده است که در دنیا تا کنون پیدا شده است

بسم الله الرحمن الرحیم
من اول تشکر کنم از همه خواهرها و برادرها که از راه های دور آمده اند و در این اطاق کوچک ملاقات کنند و مطالب خودشان را بگویند تا آنجائی که من هم می توانم مطالبی به آنها عرض کنم. من مطلعم از اینکه گرفتاری زیاد است و مطلعم از اینکه در همه جا آشفتگی ها هست و البته اینطور آشفتگی ها دنبال یک انقلاب بزرگ هست و بحمدالله آشفتگی هائی که در ایران پس از انقلاب هست، خیلی زیاد نیست، چشمگیر نیست، موجب خوف نیست، لکن هست، اسباب زحمت هست. خیلی انقلاب ها را اگر ملاحظه کرده باشید بعد از گذشتن سال های طولانی، باز هم آرامش در مملکت ها نیست و در دنبال سر بعضی انقلابات، تمام احزاب را از فعالیت باز داشته اند، تمام روزنامه ها را توقیف کرده اند، تمام اجتماعات را منع کرده اند به اسم اینکه انقلاب است و انقلاب معنایش این است که هیچ کس حق هیچ نفس کشیدن را ندارد، اما شما ملاحظه کردید که انقلاب ایران، همان روز انقلاب، همه گروه ها را فرصت داد، همه روزنامه ها را اجازه داد، همه اجتماعات را اجازه داد فعالیت کردند، چند ماه هم فعالیت کردند تا آنکه به ملت ثابت شد که بعضی از جناح ها مخالف مسیر ملت هستند و به ضد انقلاب عمل می کنند و توطئه ها دارند، از آنها بعضی شان جلوگیری شد و مشغول بررسی هستند. باید گفت که انقلاب ایران در ایران بهترین انقلابی بوده است که در دنیا تا کنون پیدا شده است و نکته اش هم این است که ملت مسلمان، انقلاب کردند. انقلاب، مربوط به حزبی مثلاً فرض کنید نبوده است، مربوط به یک فرض کنید کودتائی نبوده است، مربوط به یک کودتائی فرض کنید از طرف نظامی نبوده است، یا از طرف حزب، بلکه مال خود ملت بوده است و خود ملت قیام کرده است و خود ملت پیش برده است و طرف را شکست داده است و ملت هم ملت اسلامی بوده است از این جهت که ملت یک ملت مسلم بوده است بی جهت نمی خواسته است که اشخاصی را بکشد، اشخاصی را حبس کند، اشخاصی را منع کند از فعالیت، هیچ ابداً نظر به این معانی نبوده است. از این جهت یک انقلاب بسیار آرامی بوده است، ولو اینکه الان مفسده جوها کارشکنی هایی می کنند، لکن خوب اینها اشخاصی هستند که ضد انقلاب هستند و ریشه دار هم نیستند، فعالیت هاشان یک فعالیت های سطحی است که اصلاح می شود انشاءالله.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 68

 

همه قشرها باید کمک بکنند تا این مملکت را نجات بدهند

و شما دانید که یک مملکت اینطور خرابی که برای شما گذاشته اند که همه جایش آشفتگی بود و خرابی بود و عقب ماندگی بود، این بخواهد اصلاح بشود، به طریق عادی یک زمان طولانی می خواهد اصلاح بشود، آنها همه چیز را خراب کردند و بالاتر از همه چیز که خراب کردند دانشگاه و مراکز تحصیل بود، اینها از دانشگاه ها از باب اینکه می ترسند که در دانشگاه اشخاص صحیح تربیت بشود و مقابلشان بایستد نمی گذاشتند دانشگاه ها آنطوری که باید، مشغول کار بشوند و تحت نظر خودشان اداره می شد و تحت نظر خودشان این تعلیمات به آن قدری که مفید به خودشان بود بود فعالیت هایمان به همان حد بود و روی این اصل نیروی انسانی ما را نگذاشتند که ترقی بکند و رشد بکند و حالا که مجالی اگر بگذارند پیدا بشود باید از سر شروع کنند. طرح برنامه هائی برای فرهنگ و اصلاح فرهنگ و تصفیه از اشخاصی که باز هم در فرهنگ یا در جاهای دیگر هست که این همه باید با تدریج درست بشود، فوراً نمی شود پشت سر انقلاب این کارها درست بشود. کارهائی است که باید با تدریج درست بشود. خوب، انشاءالله امیدواریم که درست بشود. وقتی یک مجلس شورا با خود ملت، با رأی خود ملت انشاءالله تحقق پیداکرد و یک حکومت مستقر و مستمری به وسیله مجلس درست شد. بسیاری از کارها آنوقت اصلاح می شود، لکن البته مهلت می خواهد، نمی شود، یک آدم که ممکن است یک سرمابخورد وبه چند دقیقه سرما خوردن مریض می شود این را بخواهند صحیحش کنند گاهی یک ماه، دو ماه طول می کشد این چند دقیقه ای که این سرما خورده جبران کند. یک مملکتی که دو هزار و پانصد سال زیر ظلم این رژیم سلطنتی بوده و آنقدری که ما شاهد بودیم، پنجاه و چند سال زیر ستم بوده است و همه اشخاص دولت های بزرگ در او تصرف داشتند در همه چیزش و همه چیزش را آشفته کردند و البته باید با یک مدت طولانی اصلاح بشود، لکن امید است که اصلاح بشود. بحمدالله ما الان همه جا وقتی که بروید می بینید که همه توجه به اسلام دارند و توجه به اینکه باید از زیر بار ظلم بیرون بروند، از زیر بار اجانب خارج بشوند، این مطلبی شده است که عمومی شده، بچه های کوچک هم می گویند، پیرمردهای افتاده هم می گویند، جوان ها هم که باید بگویند، بحمدالله این روشنی و این بیداری که برای ملت ما حاصل شده است امید بخش است. همانطوری که شما ملت با نداشتن تجهیزاتی غلبه کردید بر این قدرت های بزرگ که همه قدرت ها دنبالش بودند، حکومت های اسلامی هم دنبالش بودند، لکن ملت وقتی یک چیزی را خواست، نتوانستند حفظش بکنند، با قدرت ملت حفظش بکنند. با قدرت ملت و با توجه ملت به اسلام و خدای تبارک و تعالی این سد بزرگ را شکستند و من امیدوارم که این ملت و با همین بیداری و یک قدری اغماض کردن از مشکلات، یک قدری توجه به اینکه کار باید با تدریج انجام بگیرد، کار باید با یک قدری حوصله، یک قدری صبر، یک قدری توجه به اینکه، مشکلات کم نیست زیاد است ، نباید هر قشری فکر این بکنند که یک مشکلاتی ما داریم چرا الان درست شود، این اسباب این شود که نتوانند آنهائی که می خواهند رفع مشکلات را بکنند. نتوانند رفع بکنند. و لهذا من از همه قشرها، خصوصاً از جوان های دانشگاهی و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 70

دانشسرائی و محصلین و اینها خواهش می کنم یک قدری توجه داشته باشند به اینکه آلت دست، یک وقت واقع نشوند که با یک طوری که خود ماها هم، خود شماها هم نمی توانید مطلع بشوید که چه است، همچو مطلب را درست می کنند که حتی اعتقاد کنند که نه الان باید اعتصاب کرد، الان باید ریخت در خیابان، اگر نریزیم در خیابان، چه خواهد شد. شما بدانید که هر چه آرامتر باشد مملکت، بهتر می شود اصلاحش کرد، در یک محیطی که توی خیابان بریزند به جان هم نمی شود اقتصادش را درست کرد، نمی شود دانشگاهش را درست کرد، وقتی محیط آرام باشد، توجه بکنید که باید آرام بشود، محصلین سر کلاس بروند، مشغول کارشان بشوند، معلمین مشغول کارشان بشوند، اساتید مشغول کارشان بشوند، زارع مشغول کارش بشود، کارگر مشغول کارش بشود، آرامش در یک مملکتی پیدا بشود، آنوقت کسانی که می خواهند خدمت بکنند، این را می توانند خدمت بکنند، اما اگر آرامش نباشد، مثلاً فرض کنید که کردستان این اشخاص فاسد ریختند و به همش زدند، خوب، کردستان نمی شود با اینکه به هم خورده است آسفالت بشود، یک جائی که جنگ با هم می کنند، آسفالت معنا ندارد یا مریضخانه درست بشود این باید آرامش پیدا بشود، تا بتوانند آنهائی که می روند برای اصلاح، اصلاح بکنند. مثلاً آقایان که در جهاد سازندگی رفتند و خداوند همه شان را حفظ کند یک همچو کار بزرگی را مشغول شده اند و یک همچو فداکاری می کنند جوان ها، می روند در جهاد سازندگی، کار بسیار با ارزش است، لکن اگر یک وقتی فرض کنید در آنجا هم آمدند یک شلوغکاری کردند، یک کاری کردند، یک کار انجام بشود، خوب، محیط وقتی به هم خورده بشود، آنها هم نمی توانند کارشان را انجام بدهند. ما به همه ملت باید عرض بکنیم که ملت باید بداند که الان مملکت مال خودش است، یک مملکتی که مال خودش است باید آرامش را خودش حفظ بکند تا آنهائی که مشغولند کار را انجام بدهند، بتوانند مجال پیدا کنند که انجام بدهند. اگر این آرامش محل درست نشود کارها درست نمی شود. به هم ریختن مثلاً فرض کنید که دانشگاه ها، ریختن در خیابان ها، نرفتن سر کلاس ها کار را درست نمی کند، کار وقتی درست می شود که اینها مطالبی که دارند، بگویند، به آرامش بگویند تا رسیدگی بشود به آن مطالب و انشاء الله به آرامش عمل بشود به آن. شما خیال نکنید که دولت یک دولتی است که می خواهد کارشکنی بکند، خودش خواهد خیانت بکند، این حرف ها نیست در کار، خوب این اشخاص معلوم است اشخاصی اند که می خواهند کار انجام بدهند، البته کار، کار بزرگی است و به این زودی نمی توانند انجام بدهند، کار کاری است که یک قشر نمی تواند انجام بدهد. اگر همه ملت با هم دست به دست هم ندهند و کمک نکنند به هم، نمی شود انجام داد، باید کمک کرد، کشاورزها کمکشان به این است که کشاورزیشان را زیاد بکنند، ما اگر کشاورزیمان طوری نشود که خودمان برای خودمان نتوانیم وسیله معاش را تهیه کنیم و دستمان پیش امریکا باشد که نان ما را بده خوب، این پیوستگی است به آنها و آنها هر روز جلویش گرفتن، ما ناچاریم که تحمیل هر چه بکنند، قبول کنیم از آنها تا اینکه نان به ما بدهند، در صورتی که آنها به ما خیانت خواهند کرد، باید فداکاری بکنیم که در معاشمان احتیاج به کسی نداشته باشیم و به قدرت این کشاورزهاست. الان وقت این است که فعالیت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 71

بکنند، از آن طرف دولت همراهی بکند و کمک بکند و رفع گرفتاری ها را بکند از آن طرف هم آنها مشغول فعالیت بشوند و کشاورزیشان را توسعه بدهند. خوب، شما دیدید که در این سال گذشته که یک قدری توسعه دادند، خوب، خیلی فرق کرد با سال های قبل و من امیدوارم به اینکه این کشاورزها روز به روز رو به رشد بروند، به طوری که ما صادر کننده باشیم مملکت ما یک مملکتی است که می تواند صادر کننده باشد، زمین دارد، آب دارد و همه چیز دارد، مخازن همه جور دارد و ما می توانیم که در این امور صادر کننده باشیم، ما باید صادر کننده باشیم، ما نباید دستمان دراز باشد به پیش غیر که به ما گندم بدهید، جو بدهید در صورتی که مملکت ما باید صادر کند، باید همه دست به هم بدهند کمک بکنند و همین جهاد سازندگی کمک بزرگی است که اینها در همه چیز کمک باید بشود که همه قشرها باید کمک بکنند تا این مملکت را نجات بدهند. یک مملکتی که بخواهید از خودتان باشد و دیگر نتوانند در آن دخالت کنند، اول باید آن چیزی که مربوط به ارزاق خودمان است که احتیاج از حیث رزق ما به دیگران نداشته باشیم، نان ما را دیگران ندهند. برای ما عیب است که ما بنشینیم و نانمان را دیگران بگویند که ما به شما می دهیم، ما به شما نمی دهیم، ما به شما نمی دهیم باید خودمان تهیه کنیم و این به این است که کشاورزی را توسعه بدهیم. اگر قبلاً کم کاری می کردند، حالا زیادتر کار بکنند. اشخاص کمک کنند به آنها و دولت کمک شایان به آنها بکند و از همه اطراف کمک بشود تا این کشاورزی به خوبی راه بیفتد. وقتی که راه افتاد، ما احتیاجمان را از غیر در جهت اقتصاد بریده بشود، آنوقت در همه کارها می توانیم با آنها مقابله کنیم و چه بکنیم، الان هم الحمدالله می توانیم در هر صورت همه قشرها الان موظفند که کوشش کنند برای حفظ آرامش و فعالیت کنند، بیکار ننشینند، فعالیت بکنند، کار بکنند، تا اینکه مملکت خودشان را نجات بدهند.
 

شرق یک فرهنگ اسلامی دارد که مترقی ترین فرهنگ است

و همین طور این دانشگاه ها باید یک دانشگاه هائی باشد که ما دیگر احتیاج به خارج پیدا نکنیم که دستمان در آنوقتی که می خواهند یک کسی را معالجه کنند به دیگران دراز کنیم که بروید آنجا معالجه کنید، باید دانشگاه های ما و همه قشرها کاری بکنند که لااقل ما محتاج به غیر نباشیم، اینطور نباشد که اگر یکی مریض بشود، بگویند اینجا نمی شود معالجه اش کرد، اینطور نباشد که اگر یک گرفتاری بشود، بگوید نه، نمی شود دیگر درستش کرد، خودمان سر پای خودمان بایستیم، شرق باید سر پای خودش بایستد، اگر شرق بخواهد باز وابستگی فکری داشته باشد به آنها و گمان کند که همه چیز از آنجا باید بیاید، باید تا آخر وابسته باشد. شرق یک فرهنگ اسلامی دارد که بلندترین، مترقی ترین فرهنگ است، با این فرهنگ اسلامی باید تمام احتیاجاتش را اصلاح کند و دستش را پیش غرب دراز نکند، پیش این غرب و از غرب بخواهد، خودش باید درست بکند، سابق اینطور بوده است که کتب طبی شرق در اروپا رفته است، اروپا را طبیب کرده و آن طبیب های بزرگ را درست کرده، کتب شرق بوده است، کتاب شیخ الرئیس بوده، کتب رازی بوده است و اینها کار کردند، حالا چه شده

صحیفه نور جلد 10 صفحه 72

است که ما حالا باید بعد از اینکه تمدن از شرق طرف غرب رفته است شرق تمدن را صادر کرده به غرب، حالا ما به واسطه یک کارهای ناشایسته ای باید عقب افتاده باشیم و دستمان را طرف غرب دراز کنیم باید شرق سرپای خودش بایستد و خودش را بیابد، تبلیغات زیاد اسباب این شده است که شرق خودش را گم کرده، خودمان را گم کردیم، هر چیز صحبت می شود گوید باید شما ببینید اسمائی که در اینجا متعارف بود می گذاشتند، داروخانه اسمش اروپائی باشد خیابان هم باید اسم یکی از اروپائی ها یا امریکائی ها تویش باشد، هر جا می رفتی باید این باشد. اجناس هم که درست می کردند، خود ایران جنس می بافت باید این کنارش خط انگلیسی باشد، یا خط لاتین باشد و بگویند از انگلستان آمده است این، گم کردیم ما خودمان را، باید پیدا کنیم خودمان را، خودمان را باید از همه این خیابان ها، از همه این داروخانه ها، از همه این مؤسسات، این اسماء نحس خارجی ها زدوده بشود تا اینکه کم کم افکار متوجه خودمان بشود که ما خودمان دارا هستیم اینجا، فرهنگ دارد شرق، فرهنگ غنی دارد، کسی که فرهنگ غنی دارد چرا برود سراغ دیگران و از دیگران بخواهد فرهنگ را بگیرد و دیگران هم به ما فرهنگ نمی دهند نا فرهنگی می دهند، دیگران به ما نخواهند یک مطلبی که به درد ما بخورد به ما بدهند آنها چیزهائی که به درد خودشان می خورد به ما دهند، شواهد زیاد است در اینکه هر چه به درد خودشان می خورده است اینجا فرستادند در صورتی که آن چیزها ممکن است تباه کند ما را، باید اگر ما بخواهیم استقلال پیدا کنیم - گم کردیم ما خودمان را - باید از این غربزدگی بیرون برویم، خیال نکنیم همه چیز آنجاست و ما هیچ نداریم، خیر، ما همه چیز داریم و فرهنگمان فرهنگ غنی است، باید پیدایش کنیم این فرهنگ را. خوب، بالاخره هر کاری مبدائی لازم دارد و ابتدائی لازم دارد الان ابتدا این است که ما باید برویم دنبال اینکه همه چیز از خود ما باشد انشاءالله خداوند همه تان را تأیید کند، همیشه موفق کند و گرفتاری ها را رفع کند و همه مسائل را به قدرت خودش حل بکند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:04 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها