0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:03 AM

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اهالی مسجد ارباب تهران

تاریخ: 1358/08/01

 

این آقایان روشنفکر که حالا در اقلیت واقع شده اند، می خواهند بگویند رأی اکثریت میزان نیست!

بسم الله الرحمن الرحیم
انسان باید به تدریج تجربه پیدا کند. ما قبل از انقلاب نمی دانستیم که بعد از انقلاب چه خواهد شد، تجربه نداشتیم. حالا که انقلاب شده است می بینیم که یکی از ثمرات انقلاب هرج و مرج شده است، هر کس هر چه دلش می خواهد می گوید، هر کس هر عملی را که می خواهد انجام می دهد و ابداً در فکر این نیستند که آیا این حرفی که می زنند در مسیر ملت است، آنکه ملت خواسته بود و رأی مثبت به او داد یعنی رأی اکثریت قاطع که تمام مخالفین وقتی یک طرف شدند و ملت هم یک طرف، صد، صدی نود و هشت ملت رأی داشتند و دو، تمام مخالفین، و ملت ما با فریاد و با رأی، رأی به جمهوری اسلامی داد. جمهوری که ملت ما می خواهد این است که محتوای این جمهوری احکام اسلام باشد و تمام مملکت روی احکام اسلام اداره بشود و آنچه که خدای تبارک و تعالی فرموده است به وسیله پیغمبر اکرم و به ما رسیده است به وسیله ائمه اطهار، آنها تحقق پیدا بکند. حالا که رأی مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گرفته است، می بینیم که گروه های مختلفی پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش می خواهد صحبت می کند، وقتی هم که از آنها سؤال بکنند، برهانش این است که انقلاب شده است و چون انقلاب شده است دیگر باید همه انقلابی باشند و معنی انقلابی این است که دیگر موازین ندارد و میزان عقلی، میزان انسانی و میزان اسلامی در کار نیست. نطق ها می شود، کاغذها نوشته می شود، قلم ها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چه به نظرش می آید می نویسد و می خواهد تحمیل کند به یک ملت سی و چند میلیونی. همین آقایانی که فریاد می زنند که باید دموکراسی باشد، باید آزادی باشد، همین آقایان می نشینند دور هم و یک چیزی پیش خودشان می گویند و می خواهند تحمیل کنند به یک ملت سی و چند میلیونی. مثلاً مجلس خبرگان با اکثریت ملت رفته است و مشغول کار است حالا می بینیم که یک دسته چند نفری دور هم جمع می شوند و می گویند مجلس خبرگان باید منحل بشود.
من نمی دانم که این آقایان (باید منحل بشود) چکاره اند که می گویند باید منحل بشود. برای چه منحل بشود؟ برای اینکه این آقایان اهل علم هستند؟! برای اینکه آقایان به اسلام عقیده دارند و احکام

صحیفه نور جلد 10 صفحه 34

اسلام را دارند جمع می کنند؟! چون گفتند که ولایت فقیه باید باشد و نظارت فقیه باید باشد؟! اینها از نظارت فقیه در امور می ترسند، می گویند قدرتمند می شود فقیه، وقتی قدرتمند شد هرج و مرج می شود و - عرض می کنم که - از آن مسائل که می گویند، لکن مضایقه ندارند که مثلاً یک قدرتی دست نخست وزیر باشد، یک قدرتی دست رئیس جمهور باشد لکن معمم نباشد، غربی باشد، هر چه می خواهد باشد. منطق تقریباً به حسب واقع این، لکن صورت یک صورت دیگر است. ما می گوئیم که شما می توانید که، یک اقلیت ده نفر، صد نفر، هزار نفری می تواند که حالا بگوید ملت رأی داده است به جمهوری اسلامی، لکن باید جمهوری باشد، نه اسلامی؟ این (باید) یعنی چه؟ (باید این کار بشود) ، این (باید) ، این صد نفر، هزار نفر چکاره اند که در مقابل یک ملت (باید) می گویند؟ مجلس خبرگان را مردم تعیین کردند، تهران بیش از دو میلیون به مرحوم آقای طالقانی رأی دادند، بیش از دو میلیون به آقای منتظری رأی دادند، قریب دو میلیون به دیگران رأی دادند یک میلیون و چقدر به دیگران رأی دادند، اکثریت آوردند، در شهرهای دیگر اکثریت آوردند، اکثریت قاطع آوردند و دیگران در اقلیت بودند، حالا که در اقلیت واقع شدند، این آقایان روشنفکر و این آقایانی که ادعای دموکراسی می کنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، می خواهند که بگویند نه، رأی اکثریت میزان نیست، باید منحل بشود.
من می پرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود، چه شده است؟ چطور شما (باید) می گوئید؟ شمائی که مدعی این هستید که باید آزادی باشد، شما می گوئید رأی آزاد ندادند مردم؟! شما می گوئید که مردم آزاد نبودند در رأی و رأی درست ندادند؟!
فرض این است که از اول شما این مطلب را نگفتید آن وقتی که مردم رأی دادند و همه مردم هم دیدند که رأی آزاد مردم دادند اینها خیال می کنند که اگر مجلس منحل بشود، مجلس دیگر نمی خواهیم یا دوباره از سر باید انتخاب بشود. اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمایشان را انتخاب می کنند صد مرتبه، اگر صد مرتبه انحلال پیدا کند مجلس و دوباره مردم چیز باشند، مردم اشخاصی که متدینند و اشخاصی که شناخته شده اند و اشخاصی که - عرض می کنم که - غربزده نیستند و اشخاصی که توجه به اسلام دارند، اینها را تعیین می کنند. شما باورتان بیاید که اینطور نیست که شما خیال می کنید که اگر چنانچه منحل بشود، اولاً انحلال نمی شود، کسی حق ندارد، خود ملت حق دارند، و ثانیاً اگر منحل بشود یک وقت بگوئید که خوب، ما قانون دیگر نمی خواهیم، بس است، خوب، شما حق یک همچو چیزی ندارید. یک وقت می گوئید که قانون می خواهیم، قانون هم ملت باید تعیین کند. مجلس مؤسسان باشد. ملت متدینین را، علمایشان را، متدینین شان را تعیین می کند. و کلاهم، وکلاء دارالشورا هم باشد، باز همین طور است. شماها باید عزا بگیرید برای اینکه نه در مجلس خیلی راه دارید و نه در مجلس مؤسسان خیلی راه دارید و نه در جاهای دیگر راه دارید و علتش این است که یک ملتی است فریاد زده است که ما اسلام را می خواهیم و دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، وقتی دنبال این است که اسلام را به دست بیاورد، صد دفعه هم که شما آن را به هم بزنید (با اینکه نمی توانید به هم بزنید) صد دفعه هم که آن را به هم بزنید باز مردم می گویند همان اسلام. بله، می توانید شما تبلیغ کنید که

صحیفه نور جلد 10 صفحه 35

یک وقتی مردم از اسلام برگردند، همه ملت برگردند آنوقت دست شما می افتد، اما مادامی که مردم فریاد می زنند که ما اسلام را می خواهیم، هر روز هم دارند باز داد می کنند که ما اسلام و جمهوری اسلامی را می خواهیم، مادامی که این مسأله هست، دیگر نمی شود این را تغییرش داد و معنا ندارد که یک اقلیتی بخواهد تحمیل کند به یک اکثریتی، این خلاف دموکراسی است که شما به او عقیده دارید، خلاف آزادی است، خلاف همه انسانیت است بخواهند یک عده معدودی که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده، این همان است که زمان رضاخان هم بود که یک عده معدودی بودند و با سرنیزه تحمیل کردند بر ملت یک چیزها را، حالا سرنیزه تبدیل شده است به منطق و تبدیل شده است - عرض می کنم - به قلم و تبدیل شده است به توطئه و اینها، و اینطور می خواهند که به مردم اغفال کنند، تحمیل کنند، چیز بشود، آن هیچ نیست.
 

نصیحتی به مخالفین برای بازگشت به مسیر ملت و پرهیز از توطئه و هرج و مرج

من اعتقادم این است که آقایان باید فکر بکنند، آقایانی که علاقه می گویند داریم به اسلام، علاقه می گویند داریم به ملت، علاقه داریم به کشور، باید فکر بکنند، باید در همین مسیری که این سیل دارد می رود، خودشان را وادار کنند، اگر بخواهند برخلاف آن مسیر بروند سیل آنها را خواهد برد از بین. اینها بر همان مسیر ملت راه بروند و خیال نکنند که این ملت نمی فهمد چیزی، نخیر، ملت بهتر از ماها می فهمد، همانطور راه خودش را پیدا کرده و دارد می رود و آن معنایی که شما خیال کردید که اینها تحصیل نکرده اند، تحصیل اگر کدورت در ذهن ها و در قلوب اشخاص بیاورد، معلوم نیست که آن تحصیل هائی که شما می گوئید، یک هدایتی بکند. مردم هدایت شدند و هدایت کردند مردم را، الان هم همه مطلع هستند که چه می خواهند بگویند. یک وقت می گوئید نمی دانند چه می خواهند. آخر مردم مطلعند که چه می خواهند. اگر چنانچه ولایت فقیه را که معنایش این است که آنی که خدای تبارک و تعالی برای نظارت در امور و تعیین مراکز قدرت مشخص کرده آن عبارت از فقیه جامع الشرائط است، اگر همین را شما به رفراندم ملت بگذارید، همان رایی که او آورد، این رأی را هم خواهد آورد. مردم همین را می خواهند، مردم آن چیزی که خدا می خواهد، آن چیزی که پیغمبر خدا فرموده، می خواهند. بیخود دست و پا می کنند، باید به مسیر ملت بیایند و اگر واقعاً علاقه مندند که این مملکت یک مملکت صحیحی بشود بگذارند یک آرامشی پیدا بشود، بگذارند که یک آرامشی پیدا بشود، توطئه در اطراف نشود، توطئه در مرکز، در کردستان و در سایر جاها نشود تا یک آرامشی پیدا بشود، وقتی که این آرامش پیدا شد آنوقت همه چیز ملت به جای خودش هست، همه چیز ملت درست می شود، دست اجانب کوتاه می شود و نمی گذارند دیگر برگردند. اما الان یک دسته در تهران توطئه کنند، یک دسته در بلوچستان توطئه کنند، هر دسته در یک جائی ممکن است یک وقتی به اینطور چیزها یک نهضت خدای نخواسته شکست بخورد و اگر شکست بخورد همه چیزمان از بین خواهد رفت. همه با هم باشید، همه ملت باشید، همه دست به دست هم بدهید، همانطوری که از اول هم این نهضت را آنهائی که شرکت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 36

داشتند، نهضت را رساندند تا اینجا، باز هم با هم باشید تا این نهضت انشاالله به ثمر برسد و انشاالله آن چیزی را که خدا و رسول خدا می خواهد و آن چیزی را که قرآن مجید می خواهد، این چیزها عملی بشود و این صلاح دین و دنیای همه ملت است و صلاح همه مملکت است. و هیچ وقت خیال نکنید که دیکتاتوری در اسلام است، یا دیکتاتوری در روحانیت است، یا دیکتاتوری در اینطور چیزها، ابداً این حرف ها در کار نیست، دیکتاتوری در کار نیست. شماها دیکتاتوری نکنید، ملت ما دیکتاتور نیستند، ملت ما هم دیکتاتور نیستند، علماء ما هم دیکتاتور نیستند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها