پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:04 AM
تاریخ: 1358/08/06
بسم الله الرحمن الرحیم
من اول تشکر کنم از همه خواهرها و برادرها که از راه های دور آمده اند و در این اطاق کوچک ملاقات کنند و مطالب خودشان را بگویند تا آنجائی که من هم می توانم مطالبی به آنها عرض کنم. من مطلعم از اینکه گرفتاری زیاد است و مطلعم از اینکه در همه جا آشفتگی ها هست و البته اینطور آشفتگی ها دنبال یک انقلاب بزرگ هست و بحمدالله آشفتگی هائی که در ایران پس از انقلاب هست، خیلی زیاد نیست، چشمگیر نیست، موجب خوف نیست، لکن هست، اسباب زحمت هست. خیلی انقلاب ها را اگر ملاحظه کرده باشید بعد از گذشتن سال های طولانی، باز هم آرامش در مملکت ها نیست و در دنبال سر بعضی انقلابات، تمام احزاب را از فعالیت باز داشته اند، تمام روزنامه ها را توقیف کرده اند، تمام اجتماعات را منع کرده اند به اسم اینکه انقلاب است و انقلاب معنایش این است که هیچ کس حق هیچ نفس کشیدن را ندارد، اما شما ملاحظه کردید که انقلاب ایران، همان روز انقلاب، همه گروه ها را فرصت داد، همه روزنامه ها را اجازه داد، همه اجتماعات را اجازه داد فعالیت کردند، چند ماه هم فعالیت کردند تا آنکه به ملت ثابت شد که بعضی از جناح ها مخالف مسیر ملت هستند و به ضد انقلاب عمل می کنند و توطئه ها دارند، از آنها بعضی شان جلوگیری شد و مشغول بررسی هستند. باید گفت که انقلاب ایران در ایران بهترین انقلابی بوده است که در دنیا تا کنون پیدا شده است و نکته اش هم این است که ملت مسلمان، انقلاب کردند. انقلاب، مربوط به حزبی مثلاً فرض کنید نبوده است، مربوط به یک فرض کنید کودتائی نبوده است، مربوط به یک کودتائی فرض کنید از طرف نظامی نبوده است، یا از طرف حزب، بلکه مال خود ملت بوده است و خود ملت قیام کرده است و خود ملت پیش برده است و طرف را شکست داده است و ملت هم ملت اسلامی بوده است از این جهت که ملت یک ملت مسلم بوده است بی جهت نمی خواسته است که اشخاصی را بکشد، اشخاصی را حبس کند، اشخاصی را منع کند از فعالیت، هیچ ابداً نظر به این معانی نبوده است. از این جهت یک انقلاب بسیار آرامی بوده است، ولو اینکه الان مفسده جوها کارشکنی هایی می کنند، لکن خوب اینها اشخاصی هستند که ضد انقلاب هستند و ریشه دار هم نیستند، فعالیت هاشان یک فعالیت های سطحی است که اصلاح می شود انشاءالله.
و شما دانید که یک مملکت اینطور خرابی که برای شما گذاشته اند که همه جایش آشفتگی بود و خرابی بود و عقب ماندگی بود، این بخواهد اصلاح بشود، به طریق عادی یک زمان طولانی می خواهد اصلاح بشود، آنها همه چیز را خراب کردند و بالاتر از همه چیز که خراب کردند دانشگاه و مراکز تحصیل بود، اینها از دانشگاه ها از باب اینکه می ترسند که در دانشگاه اشخاص صحیح تربیت بشود و مقابلشان بایستد نمی گذاشتند دانشگاه ها آنطوری که باید، مشغول کار بشوند و تحت نظر خودشان اداره می شد و تحت نظر خودشان این تعلیمات به آن قدری که مفید به خودشان بود بود فعالیت هایمان به همان حد بود و روی این اصل نیروی انسانی ما را نگذاشتند که ترقی بکند و رشد بکند و حالا که مجالی اگر بگذارند پیدا بشود باید از سر شروع کنند. طرح برنامه هائی برای فرهنگ و اصلاح فرهنگ و تصفیه از اشخاصی که باز هم در فرهنگ یا در جاهای دیگر هست که این همه باید با تدریج درست بشود، فوراً نمی شود پشت سر انقلاب این کارها درست بشود. کارهائی است که باید با تدریج درست بشود. خوب، انشاءالله امیدواریم که درست بشود. وقتی یک مجلس شورا با خود ملت، با رأی خود ملت انشاءالله تحقق پیداکرد و یک حکومت مستقر و مستمری به وسیله مجلس درست شد. بسیاری از کارها آنوقت اصلاح می شود، لکن البته مهلت می خواهد، نمی شود، یک آدم که ممکن است یک سرمابخورد وبه چند دقیقه سرما خوردن مریض می شود این را بخواهند صحیحش کنند گاهی یک ماه، دو ماه طول می کشد این چند دقیقه ای که این سرما خورده جبران کند. یک مملکتی که دو هزار و پانصد سال زیر ظلم این رژیم سلطنتی بوده و آنقدری که ما شاهد بودیم، پنجاه و چند سال زیر ستم بوده است و همه اشخاص دولت های بزرگ در او تصرف داشتند در همه چیزش و همه چیزش را آشفته کردند و البته باید با یک مدت طولانی اصلاح بشود، لکن امید است که اصلاح بشود. بحمدالله ما الان همه جا وقتی که بروید می بینید که همه توجه به اسلام دارند و توجه به اینکه باید از زیر بار ظلم بیرون بروند، از زیر بار اجانب خارج بشوند، این مطلبی شده است که عمومی شده، بچه های کوچک هم می گویند، پیرمردهای افتاده هم می گویند، جوان ها هم که باید بگویند، بحمدالله این روشنی و این بیداری که برای ملت ما حاصل شده است امید بخش است. همانطوری که شما ملت با نداشتن تجهیزاتی غلبه کردید بر این قدرت های بزرگ که همه قدرت ها دنبالش بودند، حکومت های اسلامی هم دنبالش بودند، لکن ملت وقتی یک چیزی را خواست، نتوانستند حفظش بکنند، با قدرت ملت حفظش بکنند. با قدرت ملت و با توجه ملت به اسلام و خدای تبارک و تعالی این سد بزرگ را شکستند و من امیدوارم که این ملت و با همین بیداری و یک قدری اغماض کردن از مشکلات، یک قدری توجه به اینکه کار باید با تدریج انجام بگیرد، کار باید با یک قدری حوصله، یک قدری صبر، یک قدری توجه به اینکه، مشکلات کم نیست زیاد است ، نباید هر قشری فکر این بکنند که یک مشکلاتی ما داریم چرا الان درست شود، این اسباب این شود که نتوانند آنهائی که می خواهند رفع مشکلات را بکنند. نتوانند رفع بکنند. و لهذا من از همه قشرها، خصوصاً از جوان های دانشگاهی و
دانشسرائی و محصلین و اینها خواهش می کنم یک قدری توجه داشته باشند به اینکه آلت دست، یک وقت واقع نشوند که با یک طوری که خود ماها هم، خود شماها هم نمی توانید مطلع بشوید که چه است، همچو مطلب را درست می کنند که حتی اعتقاد کنند که نه الان باید اعتصاب کرد، الان باید ریخت در خیابان، اگر نریزیم در خیابان، چه خواهد شد. شما بدانید که هر چه آرامتر باشد مملکت، بهتر می شود اصلاحش کرد، در یک محیطی که توی خیابان بریزند به جان هم نمی شود اقتصادش را درست کرد، نمی شود دانشگاهش را درست کرد، وقتی محیط آرام باشد، توجه بکنید که باید آرام بشود، محصلین سر کلاس بروند، مشغول کارشان بشوند، معلمین مشغول کارشان بشوند، اساتید مشغول کارشان بشوند، زارع مشغول کارش بشود، کارگر مشغول کارش بشود، آرامش در یک مملکتی پیدا بشود، آنوقت کسانی که می خواهند خدمت بکنند، این را می توانند خدمت بکنند، اما اگر آرامش نباشد، مثلاً فرض کنید که کردستان این اشخاص فاسد ریختند و به همش زدند، خوب، کردستان نمی شود با اینکه به هم خورده است آسفالت بشود، یک جائی که جنگ با هم می کنند، آسفالت معنا ندارد یا مریضخانه درست بشود این باید آرامش پیدا بشود، تا بتوانند آنهائی که می روند برای اصلاح، اصلاح بکنند. مثلاً آقایان که در جهاد سازندگی رفتند و خداوند همه شان را حفظ کند یک همچو کار بزرگی را مشغول شده اند و یک همچو فداکاری می کنند جوان ها، می روند در جهاد سازندگی، کار بسیار با ارزش است، لکن اگر یک وقتی فرض کنید در آنجا هم آمدند یک شلوغکاری کردند، یک کاری کردند، یک کار انجام بشود، خوب، محیط وقتی به هم خورده بشود، آنها هم نمی توانند کارشان را انجام بدهند. ما به همه ملت باید عرض بکنیم که ملت باید بداند که الان مملکت مال خودش است، یک مملکتی که مال خودش است باید آرامش را خودش حفظ بکند تا آنهائی که مشغولند کار را انجام بدهند، بتوانند مجال پیدا کنند که انجام بدهند. اگر این آرامش محل درست نشود کارها درست نمی شود. به هم ریختن مثلاً فرض کنید که دانشگاه ها، ریختن در خیابان ها، نرفتن سر کلاس ها کار را درست نمی کند، کار وقتی درست می شود که اینها مطالبی که دارند، بگویند، به آرامش بگویند تا رسیدگی بشود به آن مطالب و انشاء الله به آرامش عمل بشود به آن. شما خیال نکنید که دولت یک دولتی است که می خواهد کارشکنی بکند، خودش خواهد خیانت بکند، این حرف ها نیست در کار، خوب این اشخاص معلوم است اشخاصی اند که می خواهند کار انجام بدهند، البته کار، کار بزرگی است و به این زودی نمی توانند انجام بدهند، کار کاری است که یک قشر نمی تواند انجام بدهد. اگر همه ملت با هم دست به دست هم ندهند و کمک نکنند به هم، نمی شود انجام داد، باید کمک کرد، کشاورزها کمکشان به این است که کشاورزیشان را زیاد بکنند، ما اگر کشاورزیمان طوری نشود که خودمان برای خودمان نتوانیم وسیله معاش را تهیه کنیم و دستمان پیش امریکا باشد که نان ما را بده خوب، این پیوستگی است به آنها و آنها هر روز جلویش گرفتن، ما ناچاریم که تحمیل هر چه بکنند، قبول کنیم از آنها تا اینکه نان به ما بدهند، در صورتی که آنها به ما خیانت خواهند کرد، باید فداکاری بکنیم که در معاشمان احتیاج به کسی نداشته باشیم و به قدرت این کشاورزهاست. الان وقت این است که فعالیت
بکنند، از آن طرف دولت همراهی بکند و کمک بکند و رفع گرفتاری ها را بکند از آن طرف هم آنها مشغول فعالیت بشوند و کشاورزیشان را توسعه بدهند. خوب، شما دیدید که در این سال گذشته که یک قدری توسعه دادند، خوب، خیلی فرق کرد با سال های قبل و من امیدوارم به اینکه این کشاورزها روز به روز رو به رشد بروند، به طوری که ما صادر کننده باشیم مملکت ما یک مملکتی است که می تواند صادر کننده باشد، زمین دارد، آب دارد و همه چیز دارد، مخازن همه جور دارد و ما می توانیم که در این امور صادر کننده باشیم، ما باید صادر کننده باشیم، ما نباید دستمان دراز باشد به پیش غیر که به ما گندم بدهید، جو بدهید در صورتی که مملکت ما باید صادر کند، باید همه دست به هم بدهند کمک بکنند و همین جهاد سازندگی کمک بزرگی است که اینها در همه چیز کمک باید بشود که همه قشرها باید کمک بکنند تا این مملکت را نجات بدهند. یک مملکتی که بخواهید از خودتان باشد و دیگر نتوانند در آن دخالت کنند، اول باید آن چیزی که مربوط به ارزاق خودمان است که احتیاج از حیث رزق ما به دیگران نداشته باشیم، نان ما را دیگران ندهند. برای ما عیب است که ما بنشینیم و نانمان را دیگران بگویند که ما به شما می دهیم، ما به شما نمی دهیم، ما به شما نمی دهیم باید خودمان تهیه کنیم و این به این است که کشاورزی را توسعه بدهیم. اگر قبلاً کم کاری می کردند، حالا زیادتر کار بکنند. اشخاص کمک کنند به آنها و دولت کمک شایان به آنها بکند و از همه اطراف کمک بشود تا این کشاورزی به خوبی راه بیفتد. وقتی که راه افتاد، ما احتیاجمان را از غیر در جهت اقتصاد بریده بشود، آنوقت در همه کارها می توانیم با آنها مقابله کنیم و چه بکنیم، الان هم الحمدالله می توانیم در هر صورت همه قشرها الان موظفند که کوشش کنند برای حفظ آرامش و فعالیت کنند، بیکار ننشینند، فعالیت بکنند، کار بکنند، تا اینکه مملکت خودشان را نجات بدهند.
و همین طور این دانشگاه ها باید یک دانشگاه هائی باشد که ما دیگر احتیاج به خارج پیدا نکنیم که دستمان در آنوقتی که می خواهند یک کسی را معالجه کنند به دیگران دراز کنیم که بروید آنجا معالجه کنید، باید دانشگاه های ما و همه قشرها کاری بکنند که لااقل ما محتاج به غیر نباشیم، اینطور نباشد که اگر یکی مریض بشود، بگویند اینجا نمی شود معالجه اش کرد، اینطور نباشد که اگر یک گرفتاری بشود، بگوید نه، نمی شود دیگر درستش کرد، خودمان سر پای خودمان بایستیم، شرق باید سر پای خودش بایستد، اگر شرق بخواهد باز وابستگی فکری داشته باشد به آنها و گمان کند که همه چیز از آنجا باید بیاید، باید تا آخر وابسته باشد. شرق یک فرهنگ اسلامی دارد که بلندترین، مترقی ترین فرهنگ است، با این فرهنگ اسلامی باید تمام احتیاجاتش را اصلاح کند و دستش را پیش غرب دراز نکند، پیش این غرب و از غرب بخواهد، خودش باید درست بکند، سابق اینطور بوده است که کتب طبی شرق در اروپا رفته است، اروپا را طبیب کرده و آن طبیب های بزرگ را درست کرده، کتب شرق بوده است، کتاب شیخ الرئیس بوده، کتب رازی بوده است و اینها کار کردند، حالا چه شده
است که ما حالا باید بعد از اینکه تمدن از شرق طرف غرب رفته است شرق تمدن را صادر کرده به غرب، حالا ما به واسطه یک کارهای ناشایسته ای باید عقب افتاده باشیم و دستمان را طرف غرب دراز کنیم باید شرق سرپای خودش بایستد و خودش را بیابد، تبلیغات زیاد اسباب این شده است که شرق خودش را گم کرده، خودمان را گم کردیم، هر چیز صحبت می شود گوید باید شما ببینید اسمائی که در اینجا متعارف بود می گذاشتند، داروخانه اسمش اروپائی باشد خیابان هم باید اسم یکی از اروپائی ها یا امریکائی ها تویش باشد، هر جا می رفتی باید این باشد. اجناس هم که درست می کردند، خود ایران جنس می بافت باید این کنارش خط انگلیسی باشد، یا خط لاتین باشد و بگویند از انگلستان آمده است این، گم کردیم ما خودمان را، باید پیدا کنیم خودمان را، خودمان را باید از همه این خیابان ها، از همه این داروخانه ها، از همه این مؤسسات، این اسماء نحس خارجی ها زدوده بشود تا اینکه کم کم افکار متوجه خودمان بشود که ما خودمان دارا هستیم اینجا، فرهنگ دارد شرق، فرهنگ غنی دارد، کسی که فرهنگ غنی دارد چرا برود سراغ دیگران و از دیگران بخواهد فرهنگ را بگیرد و دیگران هم به ما فرهنگ نمی دهند نا فرهنگی می دهند، دیگران به ما نخواهند یک مطلبی که به درد ما بخورد به ما بدهند آنها چیزهائی که به درد خودشان می خورد به ما دهند، شواهد زیاد است در اینکه هر چه به درد خودشان می خورده است اینجا فرستادند در صورتی که آن چیزها ممکن است تباه کند ما را، باید اگر ما بخواهیم استقلال پیدا کنیم - گم کردیم ما خودمان را - باید از این غربزدگی بیرون برویم، خیال نکنیم همه چیز آنجاست و ما هیچ نداریم، خیر، ما همه چیز داریم و فرهنگمان فرهنگ غنی است، باید پیدایش کنیم این فرهنگ را. خوب، بالاخره هر کاری مبدائی لازم دارد و ابتدائی لازم دارد الان ابتدا این است که ما باید برویم دنبال اینکه همه چیز از خود ما باشد انشاءالله خداوند همه تان را تأیید کند، همیشه موفق کند و گرفتاری ها را رفع کند و همه مسائل را به قدرت خودش حل بکند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.