پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:06 AM
تاریخ: 1358/08/14
بسم الله الرحمن الرحیم
چاره نیست که ما تحمل کنیم برچسب ارتجاع را. ما ارتجاعی هستیم که دست خائنان را از مملکت قطع کردیم و ما ارتجاعیون آزادی را به مملکت برگرداندیم و ما ارتجاعیون استقلال را به مملکت خودمان برگرداندیم و ما ارتجاعیون دزدها را که بر ذخائر ما سلطه داشتند، از مملکت خودمان خارج کردیم و ما ارتجاعیون آزادی به همه قشرها دادیم و بعد از اینکه توطئه معلوم شد، از بعضی دادگاه ها به واسطه توطئه ای که شده بود، نگذاشتند توطئه را انجام بدهند. ما باید تحمل کنیم این مسائل را و باید هم از همین هایی که در ایران هستند و به اسم روشنفکر یا به اسم نویسنده و امثال ذلک هستند و خرابکار هستند، این برچسب ها را قبول کنیم.
مسائل اسلام مسائلی نیست که الان بشود در یک مجلسی یا چند مجلس مسائل اقتصادیش را، مسائل اجتماعی اش را، مسائل سیاسی اش را طرح کرد. مسأله مالکیت به یک معنا، مالکیت هم مشروع، هم مشروط، محترم است، لکن معنا این نیست که هر کس هر کاری می خواهد بکند و مالکیت از هر جا می خواهد پیدا بشود. مشروع بودن معنایش این است که روی موازین شرعی باشد، ربا در کار نباشد، مال مردم استثمار بی جهت نباشد. اگر به من نسبت دادند که حد و مرزی ندارد، اگر مقصودشان این است که حد و مرزی ندارد یعنی نه قیدی دارد و نه حدی دارد، این غلط نسبت دادند. من نمی دانم این کسی که گفتید نسبت داده است، چه کسی است و چرا نسبت داده است؟ مالکیت در صورتی که مشروع باشد، روی موازین باشد، محترم است، چه ما مرتجع باشیم، چه نباشیم، و مالکیت غیر مشروع محترم نیست. اینهائی که اندوخته کردند و هیچ حسابی نداشتند و هیچ موازینی نداشتند، مال های مردم را اینها اندوخته کردند، مال های مردم مصادره باید بشود لکن این معنا باید معلوم بشود که مصادره اموال روی موازین اداری، روی موازین قانونی باید باشد، اگر بنا باشد که هر کس برسد، بریزد و مصادره کند، این هرج و مرج است، هرج و مرج نباید - در یک مملکتی، حالا که شما انقلاب کردید پس باید هرج و مرج هم باشد؟ - هرج و مرج نباید باشد، باید روی موازین باشد. دادگاه های
انقلاب هستند، وقتی که مراجعه کنید به آنها، که این سرمایه ها که اینها پیدا کردند، آنها کردند، از غیرمشروع بوده، آن رسیدگی می کند، اگر چنانچه غیر مشروع بوده مصادره می کنند اما به مجرد اینکه فرض کنید که کسی بگوید که مال زاغه نشین هاست، ما هم حالا می گوییم که مملکت اولی هست به زاغه نشین ها تا دیگران، اما معنایش این نیست که الان زاغه نشینان بریزند و مردم را از خانه شان بیرون کنند یا بگیرند جاها را معنایش این است که روی موازین باید عمل بشود به طوری که زاغه نشین ها هم - عرض بکنم که - خانه نشین بشوند و مرفه باشند. در هر صورت ملاحظه این معنا باید بشود که الان از هر جوی استفاده می کنند این اشخاصی که دشمن با شما هستند، از هر تربیتی، از هر جوی استفاده و استفاده ها می کنند. یکی اش همین است که بریزند مردم را به هم، آنها بریزند بگیرند و آنها بریزند اخراج کنند و این خودش یک اغتشاشی می شود. موازین باید داشته باشد، اسلام اینطور نیست که هرج و مرج را بگوید که نه، هرج و مرج جایز است، اسلام حدود دارد و باید روی حدودش عمل بشود. اگر اشخاصی باشند که مال مردم را بردند، هر کس نمی تواند برود مال را از او بگیرد که این مال مردم است، باید روی موازین باشد، روی موازین قانونی باشد. یا فرض کنید مالی یا زمینی یا آپارتمانی یا هتلی مال مردم باشد و یک کسی از مال مردم درست کرده باشد، این هم باید روی موازین قانونی باشد و به طور هرج و مرج نباشد. مسأله مصادره، یک مسأله است، مسأله هرج و مرج، یک مسأله دیگر.
آقایان باید توجه داشته باشند که به مجرد اینکه یک چیزی به گوششان خورد و مطلب را هم درست نفهمیدند چیست، بریزند و بشکنند - و عرض بکنم - که مصادره کنند و بعد هم اعلام کنند که ما با قوه قهریه مقابله خواهیم کرد؟! خوب این معنایش هرج و مرج است، همانی است که می خواهند یک عده ای که این مملکت اینطوری بشود، به هرج و مرج کشیده بشود، آرامش نباشد تا نتوانند مسائل را حل بکنند.
شماها کوشش کنید که مسائل را روی موازین عمل بکنید، شما کوشش کنید که آرامش محفوظ باشد و روی موازین پیش برود. وقتی که آرامش شد و روی موازین پیش رفت، ظلم به کسی نخواهد شد و اما اگر بنا باشد که روی موازین نباشد، این بالاخره وقتی دست یک دسته اشخاص جوان افتاد که آدم های خوبی هستند، بین آنها هم یک دسته اشخاص مفسد افتادند، این کم کم می رسد به هرج و مرج و کم کم به زد و خورد و کم کم به کشت و کشتار و یک شهری را، یک مملکتی را ناآرام می کند وقتی ناآرام کرد دیگر نمی شود کارهای اصلاًحی را کرد. شما همیشه باید توجه به این بکنید کارها اصلاًحی باشد، نه کارها روی موازین فساد باشد. کار اصلاًحی هم باید روی آرامش باشد، نه اینکه هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند و بگوید که ما انقلابی هستیم، حالا که انقلابی هستیم دیگر نه دادگستری و نه قوانین شرع و نه هیچ چیز دیگر در کار نیست، ما خودمان هر کاری دلمان می خواهد بکنیم. نخیر مسأله اینطور نیست، در هیچ حکومتی، در حکومت علی بن ابی طالب هم اینجور نبوده که
هرج و مرج باشد، هر کس هر کاری دلش بخواهد بکند. اگر یک کار خلاف می کرد، حضرت امیر می آورد و حدش می زد. اینطور است مسأله.
شما خیال نکنید که حالائی که انقلاب شده پس ما هر کاری دلمان می خواهد بکنیم. ضد انقلابی ها جزء شماها می شوند، شما هم نمی شناسید آنها را، تحریک هم می کنند، می ریزید می شکنید و یک مملکت را اینطوری نمایش می دهید که اینجا هرج و مرج است، یک مملکت هرج و مرجی است، هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند، هر کس هم هر خانه ای را می خواهد بگیرد و هر هتلی را هم می خواهد بگیرد. اینها صحیح نیست، اینها را من نصیحت می کنم به شما که متوجه باشید که کاری نکنید که دنیا به ما بگویند یک دسته وحشی جمع شدند در شهرها و در ایران و هر کاری هر کسی دلش می خواهد می کند، نه موازین قانونی هست، نه موازین شرعی هست، نه رجوع به دادگاه ها هست، نه رسیدگی هست و هر کس، هر کی را تشخیص داد به اینکه فرض کنید که ناباب است، بدون اینکه مراجعه به مواردش بکند، خودش برود عمل بکند. یک همچو چیزی حکومت جنگل است. کاری نکنید که ایران را متهم کنند به اینکه حکومت جنگل دارند، حکومت وحشیگری دارند. باید شما الان همه جهات را حفظ کنید و بیشتر آداب اسلامی را باید حفظ بکنید. آداب اسلامی این است که هر کسی موظف بداند خودش را به اینکه حفظ حدود و ثغور را بکند، نه اینکه هرکس هر کاری، هر کمیته ای دلش می خواهد هر کاری بکند، از او بپرسند چرا، می گوید انقلاب است. هر پاسداری هر کاری دلش می خواهد بکند از او بپرسند، می گوید این انقلاب است. هر جوانی هر کاری می خواهد بکند، بگوید انقلاب است، معنایش این است که اصلاً انقلاب آن هم انقلاب اسلامی هرج و مرج است، انقلاب اسلامی حکومت جنگل است. این غلط است باید موازین داشته باشد، روی موازینش، همانطوری که دیدید مال بسیاری از این اشخاصی که ثابت شده است که اینها اموال شان، اموال غیر مشروع بوده است، مصادره شده است و به بیت المال برگشته است، آنجا هم همین طور است. اگر چنانچه شما اطلاعاتی دارید به اینکه این آدم مال مردم را مصادره کرده، باید بروید بگوئید و چیز بکنید تا ثابت بشود که روی موازین نبوده و اینها البته یک مسأله دیگر هم هست و آن این است که حساب آنها کشیده خواهد شد ولی با یک صبر، با یک حوصله حساب این سرمایه دارهایی که بزرگند و معلوم است که این سرمایه دارها روی مشروعیت به این زیادی نمی شود، اینها را حسابشان را می کشند و آن مقداری را که غیر مشروع است، ازشان مصادره می کنند. اما نه معنایش این است که شما بگوئید که حالائی که بنا شد چه باشد پس تا یک هتلی ما دیدیم از یک کسی است، بریزیم و بگیریم، دیگر هیچ موازین نداشته باشد. باید موازین داشته باشد نه اینکه هر کسی هر کاری دلش می خواهد بکند و هر کس هر طوری عمل بکند و اسمش هم این است که انقلاب است. انقلاب اسلامی معنایش این است که متحول شده است یک مملکت طاغوتی که هر کس می خواست ظلم بکند، می کرد به اتکال سرنیزه، مبدل شده است به یک مملکت اسلامی که روی موازین اسلامی عمل می شود. موازین اسلامی این است که اگر فرض کنید که یک کسی جرمی کرده است، خودش نمی تواند برود آن جرم را عوض کند،
باید برود به محکمه، محکمه عرض حال بدهد اثبات بکند، وقتی که ثابت شد، کار را بکند. یا فرض کنید که یک مالی را غیر مشروع می داند از کسی یا طلبی از کسی دارد، مال غیر مشروعی دست کسی هست، باید برود به محکمه عرض بکند به اینکه مسأله اینطوری است که این آدم اموالش چطور است، آنها تحقیق بکنند، محاکم هم تحقیق بکنند، اگر چنانچه اموال چی هست مصادره بکنند.
این یک عرضی است که می کنم که اگر شما بخواهید مملکت تان استقلال داشته باشد، آزادی در آن باشد، مملکت، یک مملکت اسلامی باشد، اول چیزی که بر همه ما لازم است این است که از هرج و مرج جلوگیری بکنیم. نباید هر کس صبح از خواب بلند شد، هر کاری دلش بخواهد بکند. این معنایش این است که اصلاً حد و مرزی برای هیچ چیز نیست و این غلط است و باید از آن جلوگیری بشود و خود جوان ها و خود اشخاص که متعهد به اسلام هستند، اینها باید جلوگیری بکنند از این معانی و شما بدانید که اشخاصی که با اسم اسلام توی شما وارد می شوند، با اسم تعهد به انقلاب توی شما وارد می شوند و آنها می خواهند نگذارند این انقلاب به ثمر برسد، یک کارهایی را انجام می دهند، یک درگیری ها را درست می کنند، یک تظاهرات درست می کنند - عرض می کنم - مدارس را به هم می زنند، همه جهات را به هم می زنند برای اینکه مقصد خودشان که عبارت از آن است که ارجاع بشود باز همان مسائل اول، آن عمل بشود. شماها با یک هوشیاری، با توجه باید این کار را بکنید.
اسلام با مستمندان بیشتر آشنایی دارد تا با آن اشخاصی که چه هستند. این اشخاص هم اموالشان همانطوری که گفتید این اموال بسیار مجتمع اینها از راه مشروع نیست، اسلام اینطور اموال را به رسمیت نمی شناسد و در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودی است و زائد بر این معنا ما اگر فرض بکنیم که یک کسی اموالی هم دارد، خوب اموالش هم مشروع است، لکن اموال طوری است که حاکم شرع، فقیه، ولی امر تشخیص داد که این به اینقدر که هست نباید اینقدر باشد، برای مصالح مسلمین می تواند غصب کند و تصرف کند و یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الاسف این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه، یکی اش هم تحدید این امور است. مالکیت را در عین حال که شارع مقدس محترم شمرده است، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود.
انشاءالله خداوند همه شما را محترم و معظم کند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.