0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از آموزشیاران نهضت سوادآموزی و کارکنان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/10/05

 

ارزش ها در دنیا به حسب مکتب ها و دیدها مختلف است

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز بحمدالله با دو گروهی که هر دو گروه ارزشمندند مواجه هستیم. گروه آموزندگان به ملت در سرتاسر کشور، البته گروهی از آنها و گروهی هم از هلال احمر. ارزش ها در دنیا به حسب مکتب ها و به حسب دیده ها مختلف است. با مطالعه به مکتب هائی که در دنیا هست و به مسلک هائی که در دنیا هست، می توانیم بفهمیم که ارزش ها در مکتب اختلاف دارد و در ایده ها هم اختلاف دارد. شما اگر قطع نظر کنید از مکتب های توحیدی و الهی و به مکتب های مادی و به ایده هایی که دنبال مادیات هستند مراجعه کنید و مطالعه در آن بکنید، می بینید که این دو مکتب متقابل با هم و مختلف هم هستند. مکتب الهیین و موحدین ارزش هایش یک چیزهائی است، یک عناوین است و مکتب های مادیگری، چه مادیگری کمونیستی و چه مادیگری سرمایه داری و بالاخره تمام مکتب هایی که ماورای مکتب الهی است، ارزش ها با هم فرق دارد. شما در همین کشور خودمان در زمان طاغوت و طاغوت ها ملاحظه کنید که در خود آنها ارزش ها چه بود و در ملت که رنگ آنها را به تبع قبول کرده بودند، ارزش ها چه بود. در زمان آنها، آنوقتی که اتومبیل و امثال اینها نبود، در مرکب، ارزش ها به کالسکه های چند اسبه و هر چی بیشتر بود اسب، هشت اسب، گاهی تا بیشتر از این هم و عدد خدمه و عدد آنهائی که هیاهو اطراف این انسانی که، یا غیر انسانی که در آن کالسکه نشسته بود، هم ارزش در بین قشر روشنفکر آن زمان و هم نویسنده های آن زمان و هم شعرا و گویندگان و اهل هنر آن زمان، ارزش به این بود که هر کس بارکش بیشتر و هر کس خدم و حشمش بیشتر، ارزشش بیشتر. طبقه ای که اسم خودشان را طبقه اشراف و اعیان گذاشته بودند، ارزش پیش آنها این بود که چند تا نوکر داشته باشند و چند تا ده داشته باشند و چند تا اسب داشته باشند و چند تا تازی و سگ داشته باشند. در پیش سرمایه دارها هم، ارزش، زیادی سرمایه و روی هم انباشتن سرمایه ها و پرکردن بانک ها یا تجارتخانه ها از اموال، از هر راهی باشد وقتی در قشر توده های مردم نگاه می کردی، در بین زن و مرد هر دو طایفه، ارزش به لباس بود و به طرز پوشیدن و دوختن لباس و آرایش. هر که بهتر لباس می پوشید و شیک تر بود در لباس، ارزشش پیش مردم بیشتر بود و هر زنی که آرایشش به طرز اروپایی بود و لباسش از آنجا الهام

صحیفه نور جلد 17 صفحه 128

می گرفت، این پیش زن ها هم ارزشش زیادتر بود، البته پیش اکثر. ارزش ها همه به امور مادی بود. وقتی بنا باشد که ارزش انسان به اسب و الاغ و سگ و تازی و امثال اینها باشد، آن مبدأ ارزش، ارزشش از این شخص بیشتر است. اگر اسب ارزش یک انسان شد، آن اسب ارزشش از انسان بیشتر است، برای اینکه او ارزش به انسان داده. اگر فرش و قالی و تجملات و بزک کردن و مو چطور کردن و مد را از اطراف آوردن، این ارزش یک انسان را زیاد کند، آنها ارزش شان بیشتر از این است، برای اینکه آنها مبدأ ارزش هستند. انسان خودش ارزش ندارد، ارزشش به گاوداری است. گاوها ارزش شان بیشتر از خود انسان است. ارزش شان به پارک داری است، ارزش شان به فرش داری است، ارزش شان به امثال این مسائل است. و روی موازین عقلی اگر مبدأ اثر یک جایی باشد و به واسطه آن مبدأ اثر، این آدم یا این شی ء ارزش پیدا کند، آن مبدأ اثر ارزشش بیشتر است. نقل شود که یک عارف مسلکی وارد شده بود به منزل یک امیر، یک سلطان یا یک امیر و دیده بود که مجلس همه چیز مزین است، همه چیز هست، در این بین آب دهان می خواست بیندازد، نگاه کرد به اطراف و آب دهنش را توی صورت آن امیر انداخت. امیر اعتراض کرد که برای چه. گفت من هر چه نگاه کردم، کثیف تر از صورت تو در اینجا نیافتم. شما اگر آن ورق را ببینید، انسان اگر آن صفحه دوم عالم را ببیند و در آنجا ببیند که اینهایی که ارزش شان را به این مسائل می دانند، آنوقت می بینید که در آنجا صورت آنها آنقدر مشوه و صورت انسانی هم نیست، یک صورت دیگر است، تا ببینی سگ باز است و همه دلش را به سگ داده است، صورت سگ است.
 

ارزش در لسان انبیا و در لسان اولیاء خدا، به علم و تقواست

مسأله تجسم اعمال و تجسم اخلاق و اینها یک مسأله ای است که در پیش اهل نظر و محققین مسلم است و در روایات ما هم هست کسی که غیبت می کند، در روایات هست که زبانش به اندازه - بین در آنجا بین مکه و مدینه ظاهراً هست، دراز می شود و مردم در روز حشر از روی این زبان عبور می کنند. این نتیجه غیبت است. یک کسی که زبانش از این ور شهر به آن ور شهر دراز می شود و اعراض مردم را ذکر می کند و آبروی مردم را می برد، این زبان در آن عالم تا آن اندازه ای که اینجا دراز بوده، آنجا هم درازی پیدا می کند و اهل محشر از رویش به حسب این روایت می گذرند. وقتی بنا شد ارزش انسان به این مسائل باشد آنوقت هیچ یک از معنویات دیگر ارزش ندارد. شما اگر گمان بکنید در پیش این طایفه هائی که ارزش را به این معانی می دانند، ارزشی که پیش انبیا هست اینها اصلاً ارزش بدانند، باور نکنید که بدانند. ممکن است بگویند، ولیکن باور ندارند. اگر باور داشتند رفتند دنبال آن ارزش، حالا که ندارند و نمی روند دنبال آن ارزش، معلوم شود باور ندارند. ارزش در لسان انبیا و در لسان اولیاء خدا و در رأس آنها قرآن کریم و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ارزش به علم و تقواست. میزان، ارزش این دو خاصه است، علم و تقوا توأماً. علم تنها ارزش ندارد، یا ضعیف است ارزشش. تقوای تنها یا ارزش ندارد یا ضعیف است ارزشش. در حدیث منقول از رسول خداست

صحیفه نور جلد 17 صفحه 129

که (قصم رجلان یا صنفان ظهری عالم متهتک و جاهل متنسک) جاهلی که نداند موازین انسانی اسلامی را، این هر چه هم متنسک باشد، برخلاف آن طریقه ای که طریقه انبیاست عمل می کند. و عالمی که تقوا نداشته باشد و متهتک باشد، آن هم ضررش بر اسلام بدتر است از هر کس. آن ارزش علم و تقواست. همه چیز را از متقین قبول کنند. در لسان قرآن، از علم در لسان قرآن بسیار تمجید شده است، لکن در کنارش تقوا. علم تنها فایده ندارد برای انسان، مگر همان روی موازین طبیعت، و تقوا هم بدون علم انسان را نمی رساند به کمال.
 

انسان تا آن آخر عمرش، هم به علم احتیاج دارد و هم به آموزش و هم به پرورش

شما آقایان و آقایانی که در هر جا هستند و این شغل شریف را در آن وارد شدند که آموزش بدهند به ملت ما و این ملت مظلومی که از همه چیز در رژیم های سابق محروم بود و آنها هی دم می زدند از بزرگی و از تمدن و ملت شان در جهالت غوطه ور بود، شمائی که امروز همت این معنا را گماشتید که مردم را سواد آموزی کنید توجه داشته باشید که ارزش کار شما ارزشی است که قرآن کریم این ارزش را تصدیق فرموده است، لکن در کنار این آموزش، پرورش هم باشد، دعوت به تقوا هم باشد. آموزش تنها نباشد، آموزش و تربیت باشد. انسان تا آن آخر عمرش، هم به علم احتیاج دارد و هم به آموزش و هم به پرورش. هیچ انسانی نیست که مستغنی از علم باشد و مستغنی از پرورش و تربیت. اینکه بعضی از اشخاص گمان می کنند که ما دیگر وقت درس خواندنمان گذشته است، این صحیح نیست. درس یک وقت معین ندارد، علم یک وقت معین ندارد. همانطوری که در حدیث است که علم از گهواره است تا قبر، اگر انسان در حال احتضار هم یک کلمه یاد بگیرد بهتر از این است که جاهل باشد. اینطور نباشد که شما که آنها را تعلیم دهید و انشاء الله موفق خواهید بود، غفلت از تربیت، از این غفلت نکنید. محتاج است انسان به موعظه، محتاج است به تربیت، تا آخر عمر احتیاج دارد. علم را با تربیت، اینها دو بالی است که انسان با آن می تواند سیر بکند الی الله تعالی. مردم را به تقوا دعوت کنید، همانطوری که تعلیم شان می کنید، به تقوا دعوتشان بکنید. آن جمله هائی که می خواهید یادشان بدهید جمله هایی باشد که دعوت به تقوا شده، دعوت به مکارم اخلاق شده. شما اگر کتاب هایی که در زمان سابق تعلیم می کردند ببینید، می بینید که آن کتاب ها خودش مردم را از تقوا دور می کرد. علم به استثناء تقوا می خواستند درست کنند و کشور ما را علم به استثناء تقوا فاسد کرد و حکومت ها را علم به استثناء تقوا فاسد کرد و قلدرها هم به واسطه اینکه تقوا نداشتند علم هم نداشتند، بدتر بودند. شما از آن بچه کوچکی که پیش تان می خواهد سوادآموزی کند تا آن پیرمرد و پیرزنی که با عصا می آید پیش تان و انشاءالله بیاید، علم را، آموزش را با حوصله تمام، چون به این قسم از مردم حوصله لازم است، با صبر تمام، با حوصله و صبر آموزش بدهید و در ضمن این آموزش، آن پر دیگر را هم تقویت کنید که تقواست یعنی جمله هایی که انتخاب می کنید برای اینکه آنها را یاد بدهید جمله هایی باشد که در آن تقوا هم ذکر باشد.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 129

 

ملت اگر متقی شد می تواند که حفظ کند خودش را از همه آفاتی که در دنیا پیش می آید

اینکه می بینید که در نماز جمعه که بزرگترین اجتماعات است (در اسلام قاعده اش بود باشد) و بحمدالله امروز در ایران بزرگترین اجتماعات است، در خطبه امر شده است به اینکه دعوت به تقوا بکنید، این برای اهمیتی است که تقوا دارد. دنبال اینکه توحید را تذکر می دهید و صلوات و سلام را بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اولیائش می فرستید و از آنها نام می برید، در قبال او امر به تقوا کنید و سرسری از امر به تقوا نگذرند ائمه جمعه، این را یکی از مسائل مهم بدانند. ملت اگر متقی شد می تواند که حفظ کند خودش را از همه آفاتی که در دنیا پیش می آید و ائمه جمعه انشاءالله بیشتر توجه بکنند که مردم را دعوت کنند به تقوا. باید مردم را آشنا کرد با آن چیزی که انبیا برای آن آمدند. برای مکارم اخلاق همه انبیا آمدند، (بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) برای تقوا و آدم سازی آمدند انبیا و حالا که این ائمه جمعه شغل انبیا را که نماز جمعه بوده است و نماز بوده است، در سایر جاها این شغل شریف را متکفل شدند، همت کنند به اینکه مردم را آموزش تقوا بدهند، دعوت به تقوا بکنند. ذکر تقوا و تاریخ تقوا گفتن، این در خطبه جمعه کافی نیست. باید دعوت کنند مردم را به تقوا، وادار کنند مردم را به تقوا، اهمیت بدهند به این خاصه الهی که انبیا برای آن آمدند و شما آموزگارها باید اهمیت بدهید به مسأله تقوا و آموزندگان هم باید اهمیت بدهند و اساتید دانشگاه و اساتید حوزه ها هم به این خاصه باید اهمیت خاص بدهند، که اگر علم تنهای بی تقوا باشد ولو علم توحید باشد، ولو علم ادیان باشد، در آن عالم ارزش ندارد. علم تنها اگر ضررش بر ملت ها و بر اسلام بالاتر از نفعش نباشد، که هست، باید گفت که بی تقوا می تواند که یک کشوری را، یک انسان هائی را به باد فنا بدهد و آن کسی که عالم تر است بهتر می تواند که مردم را فاسد کند. پس باید که همراه این آموزش، آموزش تقوا هم باشد. از بچه ها اگر هست، بچه را آموزش تقوا به اندازه فهم شان و بزرگترها را هم همین طور و بزرگترها گمان نکنند دیگر احتیاج ندارند، یا اینکه وقت گذشته است. وقت نمی گذرد، انسان در هر حال اگر یک چیزی را بداند بهتر از ندانستن است. در هر صورت این شغل بسیار شریف است و مسؤولیتش هم بسیار سنگین است و انشاءالله شما موفق باشید.
 

علم و تقواست که می تواند این صلیب سرخ و هلال احمر را ارزش به آن بدهد

و دنبال همین قضیه این صلیب سرخ است، صلیب سرخ ایده اش اگر یک ایده انسانی اسلامی باشد، این هم یکی از اموری است که دنبال همان تقواست، دنبال همان علم است. علم و تقواست که می تواند این صلیب سرخ را و این هلال احمر را و این چیزی که هست، هلال احمر که در اینجا هست، آن تواند که ارزش به آن بدهد. ارزش به حجم کار نیست، ارزش به کیفیت است. وقتی کیفیت کار شما خوب شد و حجمش هم زیاد شد آنوقت ارزش ها، ارزش های بسیار ارزنده است. البته این کار بسیار ارزنده است، با معلولین سرو کار داشتن و با ضعفا سرو کار داشتن و با اشخاصی که در

صحیفه نور جلد 17 صفحه 131

جنگ هستند و در بیمارستان ها هستند سرو کار داشتن، در عین حالی که مشکل است پرارزش است. و اما اینکه این آقا گفتند که به حسب قوانین بین المللی افراد هلال احمر باید مصون باشند، اینها در جاهائی که ارزش را، ارزش انسانی نمی دانند، حرفش هست، معنایش نیست. شما استبعاد نکنید که حزب بعث عراقی دنبال این باشد که قواعد بین المللی چی هست، یا آنهائی که همین جمعیت های بین المللی را به اصطلاح خودشان درست کردند. آنها ارزش را در این مسائل که انبیا می گفتند، در این مسائل نمی دانند، آنها ارزش انسان را به ایمان نمی دانند، آنها ارزش انسان را به شقاوت، خونریزی و بدتر از آن می دانند. وقتی ارزش را اینها آن ندانستند و از اول نفس خبیث شان منحرف است در اخلاق و در همه چیز، دیگر توقع نداشته باشید که آنها به قواعد بین المللی عمل کنند. به چه قواعد اینها عمل می کنند؟ مگر آنهائی که این جمیعت های حقوق بشر و نمی دانم سازمان کذا را درست کردند، خودشان به این قواعد بین المللی عمل می کنند؟ آنهائی که اینهمه فریاد می زنند از حقوق بشر، وقتی که می رسند به اینکه حزب بعث صدامی اینقدر از انسان ها را در اینجا کشته است و آنقدر از انسان ها را در اینجا بی خانمان کرده و علیل کرده، علاوه بر اینکه از آن همین طوری می گذرند، توجیه هم می کنند. توجیه می کنند به اینکه خوب، شما در عراق فلان جا را منفجر کردید، اینها هم عوض دارند. یک دروغ عراق می گوید برای اینکه تصحیح کند کار خودش را. هر روز می گوید که بصره را زدند. این بصره ای که زدند کجاست، این جمعیت بصره کجایند که زدندشان، یا سایر شهرها. اسلام اجازه نمی دهد که ما مردم بیگناه را برای خاطر گناه دیگری آزار بدهیم. منتها آنها می گویند این مسائل را، برای اینکه وقتی یک بمب یا چند بمب می اندازند و یک جمعیت کثیری را، زن و بچه بی گناه را، پیر و جوان بی گناه را می کشند بگویند که ما در ازای آن، این کار را کردیم. شما متوقع نباشید از اینهائی که ادعای این مسائل را می کنند و می گویند مثلاً هلال احمر در هر جا یا صلیب سرخ در هر جا افرادش مصونند، توقع نداشته باشید که در عمل هم همین طور باشند، در عمل اینطور نیستند. ارزش ها پیش آنها ارزش انسانی نیست و همه مسائل همین طور است منتها من بعضی هایش را عرض کردم. شما خودتان مطالعه کنید ببینید که در رژیم سابق در هر جا ارزش چه بود، ارزش شعر چه بود، ارزش روشنفکر چه بود، روشنفکر آنوقت ارزش را به چه می دانست، ارزش انسان ها به چه بود در آنوقت. آنوقت خواهید فهمید که مسأله دو راه هست، یک راه انبیاست و یک راه شیاطین. یک راه طغات است و یک راه انبیاست. راه انبیا ارزش ها را طور دیگری می داند. انسان را صاحب ارزش می داند و ارزشش را به حیوان نمی دانند، به جماد نمی دانند، به دارائی نمی دانند، به آن چیزهائی که در باطن خودش هست می دانند، به علم می دانند، به تقوا می دانند، به مکارم اخلاق می دانند، و این قشر از جمعیت بشر تمام ارزش ها را به غیر آن چیزی که انبیا می دانند، می دانند. خداوند انشاءالله ما و شما را موفق کند که به ارزش های انبیا توجه کنیم و ما دنبال انبیا و در خط آنها باشیم و از ارزش های دنیائی که برخلاف سیره انبیا است پرهیز کنیم. دنیائی را بخواهیم که ارزشش انبیا دادند، خدمتی را بخواهیم که ارزشش را تقوا و علم داده است. انشاءالله همه موفق بشوید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با فرمانده سپاه، سرپرست، مربیان و اعضای بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سراسر کشور

تاریخ: 1361/09/28

 

ادعای پوچ رضاخان در مورد ارتش

بسم الله الرحمن الرحیم
من اول تشکر کنم از شما جوانان عزیز که علاقه من به شما مثل علاقه یک پدر به فرزند و یک برادر به برادر است. تشکر کنم که تشریف آورده اید و من از نزدیک جمال شما را زیارت می کنم. آقای رضائی راجع به فعالیت هایی که شما آقایان کرده اید، یک گوشه ای را تذکر دادند و من می خواهم چون دانشگاه ها هم باز شده است و انشاءالله باز می شود، از فرهنگ شروع کنم تا به شما برسد. ببینیم که فرهنگ وارداتی به ما چه کرد و ما در مقابلش باید چه بکنیم. من از ارتش شروع می کنم که فرهنگ وارداتی در ارتش و در همه ارگان های دولتی و در قشر توده ها و جمعیت های ما چه کرد. زمان رضا خان، زمانی بود که ادعا می کردند که ارتش قدرتمندترین زمان خودش را دارد و از همه زمان ها به ادعای آنها قدرتمندتر است. من تاریخی برای شما بگویم که گمان ندارم هیچ یک از شما در آنوقت بوده باشید و آن مسائل را از نزدیک لمس کرده باشید. وقتی که ارتش انگلستان و شوروی (روسیه آنوقت) جنگ داشتند با آلمان و طرفدارهای او، قبلاً به دستور آنها در ایران راه ها را ساختند و خط آهن کشیدند برای اینکه تجهیزات آنها عبور کند از اینجا، و بعد در یک ساعتی، از ارتش روسیه و ارتش انگلستان هجوم کردند به ایران. به مجرد اینکه در سرحد (سرحدهای دور) اینها وارد شدند، وضع ارتش ایران به هم خورد. در سرحدات، ادعا اول شده بود که سه ساعت مقاومت کردند و بعد که رضا شاه پرسیده بود چرا (از قراری که نقل کرده اند) چرا اینقدر کم مقاومت کردید؟ گفته بودند: اینکه گفتند سه ساعت، یک دروغ بوده، ما همچو که آمدند، فرار کردیم. و آنوقت معروف شد که آن یکی که دو نمی شود اعلامیه ارتش ایران است در این هجوم که یک اعلامیه داد، دوم نداشت. این در سرحدات بود. در تهران، من آن روز تهران بودم و در یک میدانی که نزدیک به این خط آهن، ایستگاه خط آهن بود، آنجا بودم و دیدم که سربازها در تهران از سربازخانه ها بیرون آمدند و دارند فرار می کنند. هیچ در تهران خبری نبود، فقط در سرحدات بود که خبرش رسیده بوده که بله اینطور شده است. سربازها از سربازخانه ها بیرون آمده بودند و یکی شان را، یکی دو نفرشان را من دیدم که دنبال یک شتری که یک باری به بارش بود می گردیدند که چیز ازش بیفتد بخورند. تمام، تقریباً تمام فرماندهان ارتش

صحیفه نور جلد 17 صفحه 109

چمدان های خودشان را بستند و فرار کردند، از تهران فرار کردند، فرار کردند که بروند بیرون، شاید از ایران بروند بیرون. و ارتش ما که آنقدر برایش صحبت می کردند که قدرتمند است، فقط این کار را می کرد و همین طور قوای نظامی و انتظامی دیگرش که مردم را سرکوب می کرد. مازندران را تمامش را املاکش را گرفت رضا شاه، تمام قدرتش این بود که به ما و به مردم و به ملت بخصوص روحانیت فشار می آورد و زورگوئی می کرد و در مقابل آنها، در صورتی که آنها با ما جنگ نداشتند می خواستند بیایند و عبور کنند از اینجا و اینجا را بگیرند، اینقدر مقاومت کردند که اصل به حسب حرف اول و دروغ اول، سه ساعت و به حسب حرف دوم که شاید آن صادقانه بوده اینکه اصلاً مقاومتی در کار نبوده، آنها آمدند و ما هم رفتیم، فرار کردیم. این وضع ارتش بود در آنوقت و وضع ژاندارمری آنوقت. این را کسانی که حتی ژاندارمری زمان محمد رضا را اطلاع دارند (گفتن ندارد) می دانند چه خبر بود و وضع شهربانی آنوقت که پاسبان ها با مردم چه می کردند. پاسبان ها که باید پاسبانی کنند از این مردم و از این کشور، به جای پاسبانی، یا زور می گفتند یا دزدی می کردند یا رشوه می گرفتند و فشار می آوردند به مردم. این وضع قوای نظامی و انتظامی ما بود که از این بدتر بود، حالا کسانی که اطلاعات عمیق دارند، از آنها باید بپرسید. این را مقایسه کنید با حالا و پاسدارن عزیز ما و ارتش ما و ژاندارمری ما و شهربانی ما. چه شد که آنوقت آنطور بود، در مقابل اجنبی آنطور زبون بودند و اینوقت اینطور است که جوان ها در مقابل آمریکا ایستاده اند و شعار می دهند و می گویند که مرگ بر آمریکا؟
 

پاسدار و ارتشی ای که در سنگر نماز شب بخواند مثل شیر مقاومت می کند

نکته اینکه این تحول در ارتش پیدا شد، این تحول در سپاه پاسداران پیدا شد، جوان هایی که قبل از این انقلاب در فکر این معنا نبودند که جنگی کنند و جهات جنگی را داشته باشند و نظامی باشند و در بین مردم خودشان سربلند بایستند و حفظ کنند مردم را، این چیست؟ فرق ما بین این دو زمان چی است؟ این فرق، در فرهنگ است. فرهنگ ما در آن زمان با فرهنگ در این زمان فرق کرده است. زبان فرهنگ ما در آن زمان با زبان فرهنگ ما در این زمان فرق کرده است. شما از دانشگاه شروع کنید تا ادارات دولتی، تا ارتش، تا ژاندارمری آنوقت و تا همه اینها و تا توده های مردم، جوان ها، ببینید که ارتش ما و سایر قشرهای ملت و دولتی، مجلس آنوقت و دولت آنوقت و همه اینها در اثر فرهنگ وارداتی چه بودند. ما هر مطلبی را، اگر یک شخصی مریض باشد، تا احساس مرض نکند به طبیب رجوع نمی کند، وقتی احساس مرض کرد آنوقت می رود پیش طبیب. طبیب هم تا مرض را نشناسد، نمی تواند معالجه بکند. جامعه وقتی که مریض باشد همین طور است. تا جامعه احساس نکند که مریض است، احساس نکند که در حال احتضار است، تا این را احساس نکند به فکر طبیب نمی افتد، به فکر معالج نمی افتد. جامعه آنوقت خودش احساس مرض نمی کرد، خیال می کرد که نه، ما خودمان سالمیم، جامعه مان سالم است، سایه اعلیحضرت به سر ماست، ارتش ما، ما را حفظ می کند و امثال اینها. در اثر اینکه احساس درد نمی کرد و اگر احساس درد هم می کرد طبیبی نبود که این مرض

صحیفه نور جلد 17 صفحه 110

را علاج کند، بلکه آنهائی که دست اندر کار بودند، آنها طبیب معالج نبودند، آنها جنایتکارانی بودند که به عوض دارو، سم به مردم می دادند. اگر دانشگاه ما دانشگاه خودی بود، دانشگاه، دانشگاهی نبود که دنبال فرهنگ وارداتی باز بشود، آن درآمدهائی که داشت، آن نبود که در آنوقت بود. شما از آن چیزهائی که از دانشگاه های آنوقت درآمد (البته من نمی خواهم همه را بگویم، استثناء دارد اما استثنایش کم است) آنهائی که از دانشگاه بیرون آمدند و سیل آنها راه افتاد به طرف انگلستان و فرانسه و اخیراً آمریکا، ببینید که اینها در دانشگاه چی تهیه کردند، وقتی رفتند در خارج چی تهیه کردند و برای ما چی سوغات آوردند. افرادی که آنوقت از دانشگاه بیرون آمده بودند و تحصیلاتشان را هم در خارج کرده بودند و برگشتند در ایران، همان هائی بودند که وزرای آنوقت را و بسیاری از وکلای آنوقت را آنها تشکیل می دادند. این وزرای آنوقت و آن وکلای آنوقت چه می کردند در ایران؟ برای ایران چه تحفه می آوردند؟ تمام کوشش آنها این بود که رضایت در یک برهه ای انگلستان را و بعدش آمریکا را فراهم کنند. در رأس همه هم که در آن زمان رضاخان بود و در زمان بعد، محمدرضا خان بود، آن هم تمام کوشش اش این بود که آنها راضی بشوند، برای اینکه می دید که اگر آنها راضی نباشند، این از بین می رود. وقتی خودخواه بود و می خواست خودش باقی بماند، به این کار نداشت ملت است. هر چه می خواهد باشد، من باشم، هر که باشد، هر که نباشد. شما ببینید که منافع این مملکت، منافع این کشور از نفت گرفته تا سایر منفعت هائی که در این کشور هست و غنی است بحمدالله این چه می شد. نفت در آنوقت بیشتر از حالاها صادر می شد، به ایران چه می رسید؟ به دستگاه سلطنتی چه می رسید؟ به خارجی ها چه می رسید؟ کی منافعش را می برد؟ آنهائی که می خواستند منفعت ایران را برگردانند، دستگاه هایی بر می گرداندند و چیزهایی، سلاح ها و - عرض می کنم که - مهمات از آمریکا بر می گرداندند، در ازای پول نفتی که ما نفتش را داده بودیم، برای خودشان پایگاه درست می کردند و خدا خواست که اینها را آنها آوردند برای خودشان پایگاه درست کردند و بحمدالله بر ضد خودشان شد. دانشگاه ما در آنوقت در دست یک دسته از اشخاصی که در یک وقتی انگلیسی و در اخیر آمریکایی محض بودند، یعنی چشمشان طرف آمریکا بود که ببینند چه می گوید تا اینها فرمان ببرند. یک دسته اقلیتی هم که از مردم شریف بودند در مجلس یا در دانشگاه، اینها در اقلیت بودند و نمی توانستند صحبت کنند، همراه کسی نداشتند. اینها باید خون جگر بخورند و در حضور آنها ببینند که این جنایات دارد وارد می شود. شما دست روی هر یک از این ارگان های سابق بگذارید، بروید سراغ مجلس، مجلس چه فضاحتی در این ایران به بار آورد، مجلسی که اسمش را می گذاشتند مجلس شورای ملی ایران، با این ملت ایران چه کرد این مجلس. شماها دیگر این آخرها یادتان هست که این قضیه آخری که گذراندند برای اینکه کسانی که آمریکایی هستند، از آمریکا آمده اند، ارتشی هستند، بستگان آمریکا هستند، مأمون هستند و نباید در اینجا محاکمه شان کرد. این را مجلس درست کرد. البته یک بازی هم در آوردند که دوتایشان هم مخالفت کرد، دوتایشان چه، اما مطلب معلوم بود که از اول باید این بشود و این هم شد. مجلس ما آن بود که ما را اسیر آمریکا کرد و شاه موشان مجلس ما هم، کشور ما هم آن بود

صحیفه نور جلد 17 صفحه 111

که کشور ما را آنطور اسیر کرد، و خود ارتش هم، چون فرهنگ، فرهنگ خارجی بود و تربیت و ارتزاق از فرهنگ خارجی می شد، آنها بودند که جز اینکه جیب های خودشان را پر بکنند کاری نمی کردند. طوری نبود که ما یک ارتش فرض کنید که چهارصد هزار نفری که داشتیم، یک ارتشی باشد که بتواند یک مقاومتی بکند. تربیت، یک تربیتی بود که نباید مقاومت کرد. رفاه در بین آنها به طوری بود که دیگر جای این نمی ماند که بخواهند برای کس دیگر یا برای حفظ کشورشان چه بکنند. در آنوقت هم دفاع از ملت، ملت ایران بود، دفاع از کشور ایران بود، حالا هم هست. آنوقت دفاعشان آن بود که عرض کردم که اصلاً مقاومت نشد و اساساً خراب بود و معلوم شد که ارتش میان تهی است و امروز هم شما حال ارتش را، حال پاسدارها، حال بسیج را، حال اینها را می بینید که دو سال و بیشتر از دو سال است که مقاومت کرده اند و ایستاده اند این جوانها و این ملیت که اینها را اینجور کرده. اگر ملیت بود، آنها هم داشتند این را. این آقایانی که خیال می کنند که از ملیت است این امور، اینها نمی فهمند. اگر - می فهمند خودشان - می فهمیدند، خودشان را به این روز نمی انداختند. این ایمان است که اینها را اینطور کرده. آن پاسدار و آن ارتشی که در سنگر خودش نماز شب بخواند، این ارتشی مثل شیر مقاومت می کند، برای اینکه برای خداست. آن ارتشی که مشروب بخورد آنجا و قمار بازی کند آنجا، برای کی کند؟ آن تا ببیند پاسدار آمد، سی هزار نفرشان اسیر می شوند، می آیند خودشان را به بند هم می اندازند. شما خیال می کنید که ما در مقابل همین عراق که همه کشورها دارند از آن حمایت می کنند، پول سرشار را این شیوخ بدبخت به این جانی می دهند و اسلحه های بسیار هم که از همه جا برایشان می آید، شما خیال می کنید که اگر یک روزی در آن زمان اتفاق می افتاد، او با آن وضعی که داشت و کشور ما با این وضعی که داشت که ملت هیچ کار نداشت به این مسائل، فقط بود ارتشش، ارتش آنطوری، یک ساعت اینها می توانستند مقاومت کنند؟ خدا خواست که آنوقت به این فکر نیفتادند. یعنی آن هم از باب این بود که شاه تسلیم آمریکا بود و دیگر ادعایی نداشتند که نوکر خودشان را چی بکنند. امروز که دو سال بیشتر است شما مقاومت کرده اید و دنبال شما این مردم، زن و مردشان در دنبال شما هستند و دارند کوشش می کنند برای پیشبرد شما، این فرهنگ اسلام است که این را آورده است، نه فرهنگ ملی است و نه فرهنگ شاهنشاهی، اینها بود قبلاً و این مسائل نبود. این اسلام است که جوان را، جوان ها را از کنار دریا و از آن بازی که برایشان درست کرده بودند، از آن چاه هایی که برایشان کنده بودند، نجات داد و به سعادت رساند و مقابل همه قدرت های دنیا ایستاد و خم به ابرو نیاورد. این فرهنگ این کار را کرد.
 

دشمنان دست به هم داده بودند که اسلام را بکوبند

از دانشگاه اسلامی، انشاءالله بعد از چند سال خواهید دید که نتیجه چه خواهد شد. دولت ها از دانشگاه تشکیل می شود، مجلس ها از دانشگاه تشکیل می شود، دانشگاه در ارتش دخالت دارد، دست دارد، فرهنگ در ارتش تأثیر دارد، فرهنگ در کوچه و بازار و مردم تأثیر دارد. آن روز روزنامه ها را

صحیفه نور جلد 17 صفحه 112

می دیدی، روزنامه هایی بود که همه برخلاف مصالح خود کشور ما و چون اسلام را می دیدند که اگر باشد نمی شود که این اسلام را جلویش را گرفت، برخلاف اسلام بودند. در زمان رضاخان، خوب شد که شما آنوقت نبودید، خون دلی خوردند اشخاصی که در آنجا بودند، در آنوقت بودند. آقا، در روزنامه یا در مجله ای که آنوقت منتشر شد به صراحت به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و السلام) جسارت کرد، یک نفر جواب نداد. به صراحت، شعرای آنوقت، نویسنده های آنوقت، روشنفکران آنوقت، همه اینها دست به هم داده بودند که اسلام را بکوبند. البته استثناء داشت، اما آنها در اقلیت بودند، نمی توانستند چیزی بگویند. مجلات آن روز، خدا می داند که آن مجلات با این جوان ها چه کرده است. سینماهای آن روز، تئاترهای آن روز، هنرهای آن روز، اینها همه دست به هم داده بودند که اسلام را از اینجا بیرون کنند و آمریکا را وارد کنند. خدا به ما تفضل کرد، ترحم کرد و این تحول حاصل شد و تا این مطلب هست، این تحول هست و باقی هست، شما از هیچ چیز نترسید. کسی که از خدا می ترسد از کس دیگری نباید بترسد. بین شما و آنها، همین بود که شما برای خدا، فی سبیل الله دارید جهاد می کنید. آنوقت، اصل صحبت از خدائی در کار نبود اعلیحضرت فرمودند، چه فرمان یزدان چه فرمان شاه این منطق اینها بود. اینکه روحانیون فریاد می زنند به اینکه اسلام را باید تقویت کرد در یک کشوری، باید ایمان مردم را تقویت کرد، اینها برای همین است که دیدند که کجاهائی که ایمان هست، جاهائی که ایمان هست چی هست و جاهائی که ایمان نیست چی هست. حالا شما خودتان لمس کردید این را. همین جوان هائی که الان هستند، نظیر آنها سابق هم بودند. سابق اینطور نبود که ما جوان نداشته باشیم. به همین مقدار یک خرده کمتر البته، چون جمعیت زیاد شده، جوان آنوقت بود و همین مقدار اشخاص بودند، مردم بودند، جمعیت همین طور بود، اما چی بود؟ خیابانش را وقتی می گشتیم همه فساد، این فرهنگ اجنبی است. در خیابان ها کسی وارد می شد می دید سر تا ته خیابان ها یا مشروب فروشی است یا بساط زدن و چه کردن است، یا زن های لخت در بین مردم راه افتادن است. بازارش را می دیدی همین بود، همین مسائل بود. توی مدارسش می رفتی، توی مدارس دانشگاهی - و چیزیش - همین مسائل بود. در دیوارهای دانشگاه بدگویی بود به اسلام و به قرآن کریم. حتی بعد از انقلاب، آنوقتی که دانشگاه در قبضه منافقین و امثال منافقین بود، در دیوار دانشگاه به اسلام جسارت می کردند. وقتی که ما دست مان را دراز کردیم که هر چه آمریکا می دهد بخوریم و هر چه هم خط می دهد عمل بکنیم و خودمان گوش و چشمها را ببندیم نبینیم، وقتی اینطور می شود، آن حال می شود که دیدیم و دیدید.
 

آن چیزی که ملت ها را می سازد فرهنگ صحیح است

و این خداست که ما را از این لجنزار و از این چاه هلاکت بیرون آورد و به مقام انسانیت شماها را رساند. مقامی که برای خدا، برای پیشبرد اهداف اسلام شما جنگ می کنید. نظیر مجاهدین این زمان، نظیر این جوان های این زمان، از اول تاریخ تا حالا نبوده است. اگر آنها بوده اند، اما کم بودند. زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم تا می آمد به زمان ائمه ما علیهم السلام، آن زمان رشد اسلام

صحیفه نور جلد 17 صفحه 113

بود، پیغمبر چقدر خون دل از این مردم همان بلاد خودشان می خورد، امیرالمؤمنین چقدر شکایت کرده است، قرآن چقدر شکایت کرده است - قرآن از آنها - شکایت از همان مسلمان ها. امیرالمؤمنین از همان مسلمان ها و از همین کسانی که در اطرافش بودند شکایت می کردند، منبر می رفت آروزی مرگ می کرد. امیرالمؤمنین وقتی هم که شمشیر را خورد از آن منافق، (فزت و رب الکعبه) فرمود، برای اینکه راحت شد از این گرفتاری که به دست مردم دارد. می خواستند یک ارتشی را، یک لشکری را به آنطوری که سابق بود، برای دفاع از اسلام راه بیندازند، چقدر خون دل می خوردند، چقدر زحمت می کشیدند، نمی آمدند. امروز داوطلب شما دارید می روید، داوطلب طرف شهادت می روید، طرف مرگ می روید. امروز شما بسیج و پاسداران و کمیته ها و ارتش و قوای نظامی و انتظامی و عشایر و آنها یک جور دیگری بودند، حالا یک جور دیگری شده اند، همه شما امید اسلام هستند، اسلام به وجود شما افتخار می کند، بگذار هر چه می خواهند در خارج بگویند، در خارج بگویند که مردم دیگر برگشته اند - از -، دیگر مردم رها کرده اند. انتخابات می شود اولش می گویند که (همین انتخاب اخیر) اولش در خارج می گفتند که مردم شرکت نمی کنند، مردم شرکت نکردند. می ترساندند که اگر شرکت کنید چه می شود. بعد که دیدند شرکت می کنند، حالا می گویند دروغ است. هر چه می شنوند از این چیزها، یکی شان به دیگری می گوید دروغ است. اینها می خواهند تحلیل ما را، ما را از تحلیل مان اغفال کنند. اینطور بود. می گویند بابا، مردم آنجا در صحنه هستند. می گویند نخیر، هیچ در صحنه نیستند. دانشگاه ها باز می شود می گویند مردم نخیر، نمی روند. انتخابات شد، نخیر انتخابات نبود. انتصابات بود، دولت مردم را با زور برد. بابا، مردم در دانشگاه اجتماع می کنند برای نماز. نخیر، به اینها پول می دهند. همه را می گویند دروغ است. برای اینکه مبادا... می گویند این دروغ است که می خواهند این تحلیل ما، ما شک در تحلیل مان بکنیم. وضع اینجور شده برای آنها. اگر اینها یک آدم هایی بودند، واقعاً انسان تاسف می خورد به بعضی اشخاص که می توانستند آدم باشند، می توانستند مفید باشند، می توانستند برای خودشان مفید باشند، می توانستند برای کشور مفید باشند، همچو جهالت کردند، نفهمی کردند با همه، اصلاً نشناخته بودند اسلام چه هست، قدرت اسلام را نمی دانستند چیست، هی دم از ملیت زدند و هی دم از چی زدند. اسلام اینها را اینطور از خود بیخود کرده و عاشق کرده است، اینها نشناختند، ملت را نشناختند، ایمان ملت را نشناختند، به خیال خودشان می خواستند خدمت برای دیگران بکنند که خودشان به نوائی برسند، خودشان هم به همین نرسیدند. آنها گمان می کردند که بالاخره آمریکا می آید، پس ما یک جای پائی برای خودمان بگذاریم. بعضی شان هم شاید مبعوث بودند از طرف آنها، لکن آمریکائی در کار نیست. تا اینها زنده اند، آمریکا تو کار نیست. حالا اگر یک وقت در تاریخ خدای نخواسته یک چیزی بشود، ایران باز فراموش کند این صحنه های انسانی را، آن مسأله دیگری است، اما انشاءالله این مسائل هست و به قوت خودش هست و اینها باختند، بدبخت کردند خودشان را. و یک دسته های دیگر هم هستند دارند بدبخت می کنند. نکنند اینها دیگر. این جوان ها رها کنند این مسائل را، می بینند که دیگر نمی شود، می دانند که دیگر این منحرفین نمی توانند بیایند اینجا

صحیفه نور جلد 17 صفحه 114

برسند به یک حکومتی. حکومت به کی بکنند؟ به اینها؟ در صورتی که می توانند خوب، بیایند درست مثل آدم مشغول کار بشوند و توبه کنند، برگردند به کارهای خودشان. در هر صورت آن چیزی که ملت ها را می سازد، فرهنگ صحیح است. آن چیزی که دانشگاه را بارور می کند که برای ملت مفید است، برای کشور مفید است، آن عبارت از آن محتوای دانشگاه است، نه درس است. صنعت ماعدای ایمان، فساد می آورد. علم ماعدای ایمان، فسادآورد. (اذا فسد العالم فسد العالم) . هر چه علم بیشتر شد، فسادش هم بیشتر است. اهل جهنم از تعفن عالم به ایذا دارند، اذیت می کشند. عالمی که ایمان دارد آن است که خدا تعریفش می کند، پیغمبر تعریفش می کند، اسلام تعریفش می کند. اگر ایمان پهلوی تخصص نباشد، تخصص مضر است. تخصص در یک کشوری باشد که ایمان تویش نباشد تخصص کشور را به هلاکت می رساند، به بستگی می رساند. اینهمه متخصص ما داشتیم در هر رشته ای، در زمان سابق برای این ملت چه کردند این متخصصین ما؟ جز هی ملت را به عقب راندند، هی وابسته کردند، همه چیز وابسته شد. هر چه اسم می بردند می گفتند باید برویم به سراغ اروپا. لولهنگ سازی را خوب بلدند. آنها - به ما - ما را می بردند برای اینکه تعلیم کنند، تعلیم نمی کردند، جوان های ما را می بردند یک دسته را فاسد می کردند، یک چیزهای ناقصی، میان راه اینها را رها می کردند بیایند. ما را هی بازی دادند، کشور ما را هی بازی دادند، ملت راهی بازی دادند که ما می خواهیم شما را برسانیم به تمدن بزرگ. وقتی رفتند دیدیم که تمدن بزرگ که نبود هیچ، ما را منحط کردند تا حدی که همه چیزمان وابسته به غیر بود و همه دارائی ما را بردند اینها. اینها که رفتند تمام بانک های اینجا را غارت کردند و رفتند. اینقدر بدهکار هستند این فراری ها به این بانک ها. سال های طولانی باید زحمت بکشند تا چیز بانک ها را حالا خود ایران بدهد. برای اینکه فرهنگ، فرهنگ ایمانی نبود، ایمان توی جامعه نبود، ایمان در بازار نبود، ایمان توی - عرض می کنم - خیابان نبود، ایمان توی دانشگاه نبود. هر جا را منتها مؤثرتر می دانستند، آنجا را بیشتر فشار می آوردند. روحانیون هم که الا خیلی خیلی نادر از آن مسائل اولی که صدر اسلام داشته، نگذاشته بودند، همان سر جای خودشان بودند. اینها را دیگر نمی توانستند منحرف کنند، از بین می بردند، اسیر می کردند، تبعید می کردند، حبس می کردند، می کشتند. عده ای از روحانیون بزرگ را کشتند در زمان رضا خان، از شهرهای خودشان بیرونشان کردند بردند یک جای دور دستی آنجا نگهشان داشتند. علمای آذربایجان را از آنجا برداشتند بردند یک جای دیگر. علمای مشهد را همه را اسیر کردند آوردند تهران. یکی از بزرگترین علمای آنجا را در همین تهران بین من خودم این را دیدم که توی یک خیابانی که اجازه داشت تا اینجا بیاید از خانه اش بیرون، با شبکلاه نشسته بود و مردم می آمدند می رفتند خیلی ها نمی شناختند، بعضی ها هم می شناختند جرأت نمی کردند سلام بکنند به او. و همین را که علمای درجه یک مشهد بود، مرحوم آقازاده بزرگ که از علمای درجه یک بزرگ بود، با پاسبان توی خیابان می بردندش برای محاکمه، آخرش هم کشتند او را.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 114

 

خداوند مردم را به یک انسان های اسلامی - انسانی متحول کرد

این ملت، همان ملت بود، اما چرا حرف نزد، برای اینکه فرهنگ خارجی نگذاشته بود. این چشمش را این جوان وقتی باز می کرد، به مجله نگاه می کرد می دید که همه اش یک مسائل جنسی، به روزنامه نگاه می کرد، یا فحش به آخوند بود یا فحش - عرض می کنم که - به ملا بود یا به اسلام یا به این چیزها. بچه را از کوچکی بزرگش کردند به ضد اسلام، به ضد وطن. به ضد ایمان و اگر خدای تبارک و تعالی به این ملت مظلوم ترحم نفرموده بود، آن خواب هائی که اینها دیده بودند، بیشتر از این مسائل بود. شما یکی دو سه تا مسأله اش که در این آخر واقع شد ازدواج پسر یک سرهنگی به پسر سرهنگ دیگر، ازدواج پسر به پسر، این یکی از مسائلی بود که راهش باز شد، بعدها هم اگر مهلت داده بودند مسأله رایج می شد، چرا که در بعضی جاهای دیگر هست. فحشای علنی در خیابان، در شیراز، اینها خیلی خواب دیده بودند برای ما. دیگر قضیه دریایش را که همه آنهائی که رفته اند، دیده اند - و عرض می کنم - یا شنیده اید و قضیه کاباره ها و قضیه میخانه ها و قضیه قمار بازی ها و این قضایائی که سرتاته ایران پر از این مسائل بود. صحبت از اسلام توی کار نبود. خداوند رحم کرد، همه شما را متحول کرد، تمام جوان های ما را از آن منجلاب نجات داد و وارد کرد در یک محیط اسلامی انسانی که در مقابل شرق و غرب ایستاده است و ابداً خم به ابرو نمی آورد که اینها دارای - نمی دانم - چه چیزهای پیشرفته ای هستند و آنها هم، شما این را بدانید که آنها، همیشه اینطور بوده که استعمارگر کوشش اش این بوده است که از خود مردم به جان خود مردم بریزد. همیشه بنابراین بوده که یک کودتائی در خود کشور ایجاد کند، یک اختلافی در خود کشور ایجاد کند. اینها در این صدد هستند همیشه، دست از ما برنمی دارند. بیدار باشد ملت ما، بیدار باشد ارتش ما، بیدار باشد پاسدارهای ما، کمیته ها، بسیج نمی دانم عشایر، همه اینها بیدار باشند بفهمند که اگر یک وقت بنا شد که یک زمزمه خلاف پیدا شد بدانید که نمونه این است که یک مسأله ای درست کنند. دانشگاه که باز شده است، بدانند این جوان ها که دست ها ممکن است در کار باشد که باز مسائل را طور دیگری کنند و شماها را منحرف کنند. همان دفعه اولی که شما از یک استاد یا از یک دانشجو یک چیز انحرافی دیدید، همان دفعه اول گزارش بدهید تا جلویش گرفته بشود. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به شما عزیزان که عزیز اسلام هستید، عزیز پیغمبر اسلام هستید، عزیز حضرت ولی امر هستید به شما توفیق عنایت کند که در راه اسلام، در راه میهن خودتان جدیت کنید و انشاءالله آن بسیج عمومی که برای یاد گرفتن باشد، هم تعلیمات دینی و یاد گرفتن قرآن و کتاب و هم تعلیمات نظامی و اینها، یک کشور نظامی بشود، نظامی - الهی. یک همچو کشوری که اینطور شد، دیگر کسی به آن طمع نمی کند، برای اینکه می داند ضررش بیشتر از نفعش است. توجه کنید به افغانستان، در صورتی که کمونیست - هایش، دولتش نمی دانم مخالف بودند با مردم، همین عده مردمی که مال ملت بودند و مال اسلام بودند، همه طریقه اسلامی داشتند، همین ها تاکنون بعد از بیشتر از یک سال مقاومت کردند و شوروی را پشیمان کردند از این کاری که کرده است و یکی از کسانی که از ارتشی های شوروی بود و فرار کرده

صحیفه نور جلد 17 صفحه 116

بود می گفت تاکنون سی هزار جمعیت ارتشی شوروی در افغانستان کشته شده است. اینها می بینند نمی شود در یک کشوری که ملتش یک چیزی را می خواهند، نمی شود خلافش کرد. حالا آنجا دولت شان هم موافق با آنها بود و حزب - نمی دانم - زهر مارشان هم موافق با آنها بود. اینجا که ما نه یک حزب مخالفی داریم و نه یک دولت مخالفی داریم و نه یک مجلس مخالفی، هیچی نیست. در اینجا بیایند چه بکنند؟ هر کوچه بروند کشته می شوند، هر کوچه، اینها باید بروند از ماورای ابرها عبور کنند. بالاخره کشورگیری و منفعت از کشور با آسمان نمی شود، زمین می خواهد، زمین هم نمی توانند بیایند. انشاءالله خداوند به شما توفیق بدهد که ایمانتان قوی بشود. ایمان همه ما، ایمان همه ما انشاءالله قوی باشد. توجه به خدا و آن قرب به خدای تبارک و تعالی هر روز زیادتر بشود و وحدت کلمه و اجتماع ما که در رأس امور است، در باب حفظ کشور بیشتر بشود انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد مرکزی پیگیری فرمان 8 ماده ای امام

تاریخ: 1361/10/07

 

رسیدگی به امر متخلفین باید با کمال جدیت و قاطعیت عمل شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من باید به آقایان عرض کنم که شما در این کاری که دارید انجام می دهید که رسیدگی به امر متخلفین هست، چه در سطح دادستان ها و قضات و اینها و چه در سطح ادارات و وزارتخانه ها و اینها، یک امری است که الزام شرعی الان دارد و با کمال جدیت و قاطعیت این باید عمل بشود. و ما نمی توانیم ببینیم که یک کشوری ادعای این بکند که ما جمهوری اسلامی هستیم و قاضی که - باید - آنقدر در شرع به او اهتمام شده است، آنوقت قاضی، یک شهر را به آتش بکشد و سکوت بکنیم. یا فرض کنید یک دادستانی در یک جائی کارهای خلاف شرع بین می کرده است، باز هم باید ما بنشینیم و سکوت بکنیم. از حالا به بعد اصلاً سکوت معنا ندارد. باید آقایان به طور جدی محکمه ای تشکیل بدهند برای رسیدگی به امر متخلفین، قضات متخلف و کسان دیگری که در هر جا هستند و متخلفند و متخلفین را بعد از اینکه معلوم شد که این آدم تخلف کرده و خلاف کرده است، باید آنهائی که مسؤول هستند فوراً و غایت الامر در ظرف سه روز به جای آنها کسی را بگذارند و اگر آنها مسامحه در این امر کردند بی عذر، بخواهند این کار را نکنند، خود شما، خود آقایانی که، این هیاتی که برای این رسیدگی است و چیز هستند، مجاز هستند که تعیین کنند، مستقلاً خودشان تعیین کنند و مسامحه در هیچ امری ابداً نباید بشود، چنانچه از آن طرف هم باید با کمال توجه به اطراف قضیه که کسی یک وقت خدای نخواسته مظلوم واقع نشود. لکن ما باید این بار ظلم را که الان در سرتاسر کشور گاهی می شود به اشخاص، این بار را دیگر باید سبک کنیم و از بین ببریم و - اگر چنانچه - من الان اعلام می کنم اگر چنانچه اشخاص به واسطه اغراض فاسده بخواهند جوسازی کنند و بخواهند تلفن از این طرف و آن طرف بکنند و این مطلب معلوم بشود، خود آنها برخلاف موازین شرعی و مقابل اسلام می خواهند کار بکنند و من به ملت اعلام می کنم که هر کس که این کار را کرد، با او معامله فسق بکنند و در هیچ جائی از جاهائی که یک آدم عادل باید باشد، او را نپذیرند و اطلاع بدهند تا تأدیب بشوند آنها. یک کاری که اسلام می خواهد بکند، یک کاری که برای مردم، می خواهد ظلم را از مردم بردارند، آنوقت یک کسی بگوید ما جوسازی می کنیم، یک کسی بگوید که ما این کار را نمی کنیم، نباید بشود. این معنایش این است که کار اسلام نباید بشود و این اقلش این است که اعلا مرتبه فسق است و باید تعزیر بشود و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 135

بالاترش این است ممکن است یک وقت چیزهای دیگر بشود. و کسی حق ندارد در سرتاسر کشور، هیچ قاضی شرعی حق ندارد که بدون جهت استعفا کند و بخواهد جوسازی کند. اگر جوسازی کند، معلوم می شود که خودش زیر سوأل است و باید خودش احضار بشود و اگر چنانچه واقعاً خودش را لایق نمی داند، باید اعتراف کند که من لایق نیستم و نمی خواهم بکنم و بعد از اینکه او را کنار گذاشتند، بلافاصله بعد از حداکثر سه روز، به جای او باید قاضی و دادستان و اینطور چیزها تعیین بشود.
در هر صورت، شما کاری را که دارید انجام می دهید و این هیأتی که برای این مسأله درست شده است و کاری می خواهند انجام بدهند، بر آنها مسامحه جایز نیست و همانطوری که زیاده روی هم انشاءالله نمی کنند و آن هم جایز نیست. هر دو طرف قضیه است و مسأله، مسأله مسامحه و شوخی نیست. اگر یک جائی مسامحه ما از کسی دیدیم، ما از او بازخواست خواهیم کرد و اگر یک مقامی، هر کس باشد، بخواهد جوسازی بکند، بخواهد تخلف از این مسائل بکند، این تخلف از احکام اسلام است و اگر مقامی است که - باید - حیثیت عدالت در او معتبر است، خودش منعزل هست فی نفسه و اگر این در آن مقام هم حیثیت عدالت معتبر نیست باید دستگاه ها و دست اندرکارها او را کنار بگذارند و اگر نگذاشتند، این هیات باز مجازند که آنها را به جای آنها قرار بدهند. در هر صورت مسأله، مسأله مهم است و مسأله، مسأله آبروی اسلام است، آبروی جمهوری اسلامی است و مسأله شوخی نیست که یک کسی در یک شهری آنهمه جنایات می کند آنوقت یک کس دیگری برای خاطر او کمک کند به او، معین ظلمه باشد. نباید این کارها بشود. خودشان دست بردارند از این کارها، والا مورد تأدیب واقع خواهند شد. انشاءالله من دعا می کنم که موفقیت برای شما حاصل بشود و کارها را با جدیت، هیأت های محل وثوق قرار بدهید و دادگاهی که مورد توجه است و دادگاه صحیح است، تشکیل بدهید، یا دادگاه هائی در اطراف تشکیل بدهید که این مسائل را حل بکنند و رسیدگی بکنند و بعد از اینکه یک کسی شاکی دارد، او را بخواهند (هر کس می خواهد باشد) اگر شکایتی دارد و دیدند یک شکایتی است روی اساس صحیح، باید او را بخواهند و محاکمه کنند، اگر چنانچه بی گناه بودند، خوب، بروند سراغ کارشان و اگر بی گناه نبودند، آنوقت باید به مجازات خودشان به حسب موازین شرعی از تعزیر و از حد و از قصاص و از اینها، چون بعضی از اینها قصاص دارند باید مردم قصاص کنند از آنها و بعضی از اینها تعزیر شرعی (اکثر اینها تعزیر شرعی دارد) و باید تعزیر بشوند، این اشخاصی که مرتکب شدند و ابداً تخلف از این امر نخواهد شد. هر کس هر جوسازی بکند به ضرر خودش است و او را در بین مردم، ما اعلام می کنیم. اگر کسی بخواهد یک جوسازی بکند که اسلام کار خودش را عمل نکند، این بدتر از آن کاری است که منافقین دارند کنند، برای اینکه آنها جوسازی اسلامی نمی کنند، شما می خواهید جوسازی برخلاف قوانین اسلام بکنید و شما هم جزء آنها واقع می شوید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت انتخابات مجلس خبرگان

تاریخ: 1361/09/16

 

پیام امام خمینی به مناسبت انتخابات مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحیم
با اینکه در اهمیت مجلس خبرگان برای تعیین رهبر یا شورای رهبری، اینجانب کراراً تذکراتی داده ام و حضرات علماء اعلام دامت برکاتهم به قدر کافی صحبت فرموده و اهمیت آن را گوشزد نموده اند، لازم دانستم که نکته مهمی را به عرض ملت شریف برسانم و آن اهمیت ویژه ای است که این مجلس دارا می باشد. واضح است که حکومت به جمیع شؤونه آن و ارگان هائی که دارد، تا از قبل شرع مقدس و خداوند تبارک و تعالی شرعیت پیدا نکند، اکثر کارهای مربوط به قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه بدون مجوز شرعی خواهد بود و دست ارگان ها که باید به واسطه شرعیت آن باز باشد بسته می شود و اگر بدون شرعیت الهی کارها را انجام دهند، دولت به جمیع شؤونه طاغوتی و محرم خواهد بود و لهذا تعیین خبرگان و فقیه شناسان از تکالیف بزرگ الهی است و هیچ کس را عذری در مقابل اسلام و پیشگاه خداوند قهار نخواهد بود و من تکلیف خود را در این موضوع ادا نمودم. و همانطور که قبلاً تذکر دادم مردم در دادن رأی به اشخاص واجد شرایط آزاد هستند و هیچ کس را حق الزام کسی نیست و من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و می کنند و این نیز از اهمیت آن است، یک دل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوق ها هجوم برند و آرای خود را به صندوق ها بریزند و امید است علمای اعلام کثرالله امثالهم، هم خود شرکت نمایند و هم ملت را ارشاد فرمایند. و لازم است مطلبی را که گاهی شنیده می شود که برای تبلیغات انتخاباتی بعضی از کاندیداها خدای نخواسته بعضی دیگر را تضعیف یا توهین می کنند، در رابطه با آن تذکر دهم که امروز این نحو مخالفت ها خصوصاً از چنین کاندیداهایی، برای اسلام و جمهوری اسلامی فاجعه آمیز است. اگر فرضاً کسی در دیگری مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد و حیثیت و آبروی مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مؤمن، چه رسد به مؤمن عالم، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. امید است انشاءالله چنین مطلبی نباشد و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تکرار نشود. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و بقای عزت برای ملت بزرگ ایران را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نخست وزیر، رئیس مجلس شورای اسلامی مرکزی و مسؤولان دفاتر حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور

تاریخ: 1361/10/06

 

حزب الهی آن است که دعوت به خود نکند، دعوت به خدا کند

بسم الله الرحمن الرحیم
این هم از برکات انقلاب و نهضت اسلام است که با آقایانی که در اطراف هستند ملاقات می کنم و امیدوارم این اجتماعات و ملاقات ها مفید باشد. از اول عالم تا حال دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. و آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که مال الله بوده چون مقصد خدای تبارک و تعالی است، به سوی او و در راه مستقیم است و آن که بر خلاف این راه بوده که اکثریت هم با اینهاست، حزب های شیطانی هستند. از صدر عالم تا حالا، زمان رسول الله هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود. حزب های الهی، آثارش این است که روح خداست، یعنی کوشش آن این است که دعوت به خود نکند و دعوت به خدا بکند، دعوت به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند و این علامتی است که انسان خودش می تواند بفهمد که کجا می رود. آیا طرف حزب خدایی و خدا می رود و جزء حزب الله است یا طرف حزب های دیگر. انسان می تواند تشخیص بدهد که چکاره است، البته گاهی حجاب ها مانع می شود که انسان بفهمد چکاره است. آنها که در این راهند که راه را پیدا کنند می توانند حجاب ها را پاره کنند و بیایند راه حزب الله را، از باب اینکه (حزب الله هم الغالبون) و حزب های دیگر هم که فرضا مدتی بمانند و دست و پا بزنند، مغلوبند و آن چیزی که لازم است برای همه افراد بشر، این است که توجه کنند که خودشان را در حزب خدا وارد کنند. انبیا هم برای همین آمدند، یعنی اگر چنانچه جنگ می کردند برای خدا و اگر صلح می کردند، برای خدا و اگر دعوت می کردند برای خدا. و هیچ یک از انبیا را سراغ نداریم که گوشه گیری کرده باشد. چوپان است، عصایش را بر می دارد و راه می افتد برای نجات مردم و فرعون، ولی فرعون نتوانست نجات پیدا کند. و اسلام است که راه افتاد با همین فقیرها و با همین مردم که در نظر اشخاص دیگر مردم پایین بودند و اشکال به پیغمبر می کردند که با تو یک دسته اراذل و مردم پست هستند. و امروز تمام خوبی هایی که در دنیا هست و تمام آثار خیر، اثر دعوت انبیاست. یعنی مردمی که دعوت انبیا را قبول کردند، آثار خیر گذاشتند و یک دسته هم که اعوجاج داشتند و آثار خیر گذاشتند، باز هم اینها از آثار انبیا است برای اینکه آثار انبیاء اسباب این شد تا آنها از خوف ملت ها یک

صحیفه نور جلد 17 صفحه 133

همچو کارهایی را انجام دهند و خودشان را به این راه بزنند و وارد بشوند که مقاصدشان را پیش ببرند، لکن این انحراف است و انسان باید از این انحراف ها نجات پیدا کند. و بدترین انحراف این است که انسان در ظاهر یک جوری نمایش دهد که واقعش برخلاف اوست. این نفاق است و نفاق از بدترین خبرهایی است که در قرآن مجید آمده. برای خود منافقین بخصوص یک سوره آمده است و برای غیر منافقین بالخصوص سوره نیست. البته برای کفار آمده که کفار منافقین هم هستند. بنابراین آنقدری که اسلام تکیه کرده است بر اینکه منافقین را از بین ببرد یا اصلاحشان کند، برای کفار اینطور نیست. انسان می داند با آدم کافر چه بکند، اما با منافقین نمی داند چه کند. زمان پیغمبر هم همین طور بوده است. و در اسلام از منافقین بیشتر تکذیب شده است و منافق اوضح مصادیق کفر است.
 

اگر ایده حزبی چیزی غیر از خدا باشد آن حزب شیطان است

در هر صورت باید جامعه ما، روحانیون ما، روشنفکران ما و دانشمندان ما در فکر این باشند که این نعمت و فرصتی که خدا به ما داده است، طوری نشود که آن را شکر نکنیم. آقایان در هر جا که هستند، در حزب یا در خارج حزب باید کاری که مردم را در صحنه نگه دارند. وقتی مردم با هم مجتمع شدند، آنوقت است که می توانند کاری انجام دهند و وقتی قطرات جمع شد سیل هم درست می شود. بنابراین ما باید دعوت بکنیم و دعوت ما به خود نباشد، دعوت به دنیا نباشد، دعوت به خدا باشد. وقتی دعوت به خدا شد و دنیا هم الهی شد، می شود آخرت و می شود ملکوت دنیا و فرقی ندارد مابین اینجا و ملکوت و جبروت، همه اش جلوه ای است از خدا. آن چیزی که دنیا را بد می کند این است که انسان توجه کند به عالم پایین، در مقابل خدای تبارک و تعالی. و کسی که دنیا را دارد و خیرات و مبرات و زکات و خمس و همه اینها را می دهد، دنیایش بد نیست. و میزان، حجم نیست، میزان، آن وضعیت روحی هر کس است. و همه خطرها برای انسان خود آدم است و مبدأ اصلاح هم از خود آدم باید شروع شود. و نمی شود که یک واعظی که خودش اصلاح نشده بتواند دیگران را اصلاح کند و آن واعظی می تواند موعظه کند که در باطنش هم موعظه شده باشد. و همین طور هر کس که می خواهد صحبت کند باید توجه کند که چه می خواهد بگوید، آیا در این چیز رضای خدا هست، آیا دعوت به خودش هست یا دعوت به خدا، بعد هم که صحبت کرد، بنشیند که آیا این صحبت برای این بود یا برای آن. این راهی است برای سیر انسان به خدا که مراقبت کند از خودش و بعد از مراقبت محاسبه نماید. اینطور نیست که حزب بد باشد یا هر حزبی خوب باشد. میزان، ایده حزب است و اگر ایده چیز دیگری باشد این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد. بنابراین ما باید کوشش کنیم که حزب مان را حزب الله کنیم، خودمان را جزء حزب الله قرار دهیم. و من امیدوارم که آقایان موفق شوند در هر جا که هستند برای اسلام و برای خدا و برای رسیدن به مقصد الهی فعالیت کنند و اگر در بین خودشان دیدند که کسی انحراف دارد، به آقایان اطلاع دهند. من امیدوارم که خداوند تأیید کند که برای اسلام انشاءالله مفید واقع شوید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به ستاد پیگیری تخلفات قضائی و اداری

تاریخ: 1361/10/15

 

ستادپیگیری تخلفات قضائی واداری

بسم الله الرحمن الرحیم
اخیراً چند کتاب به عنوان سوالات دینی و ایدئولوژی اسلامی را ملاحظه نمودم و بسیار متأسف شدم از آنچه در این کتاب ها و جزواتی از این قبیل به اسم اسلام، این دین انسان ساز الهی، برای گزینش عمومی مطرح شده است و آنها را میزان رد و قبولی افراد قرار داده اند. این نوشته ها که مشحون از سوالات غیرمربوط به اسلام و دیانت و احیاناً مستهجن و اسف آور است، از آنجا که به اسم دیانت اسلام منتشر شده است، از کتب و جزوات انحرافی است که برای حیثیت اسلام و جمهوری اسلامی مضر است و به وزیر ارشاد توصیه نمودم که امثال این کتب را در اسرع وقت جمع آوری و فروش و خرید و نشر آنها را ممنوع شرعی اعلام نمایند. شاید بسیاری از افرادی که در تدوین آنها دخالت داشته اند دارای حسن نیت بوده اند، لکن احتمال نفوذ شیاطین در این نحو مسائل قوی است که برای مشوه نمودن چهره نورانی اسلام یا جمهوری اسلامی به این امر اقدام نموده اند. لهذا مراتب زیر را از ستاد محترم خواستارم:
1- تمام هیأت هائی را که به نام گزینش در سراسر کشور تشکیل شده اند، منحل اعلام می نمایم، چه در قوای مسلح یا در وزارتخانه ها و ادارات و چه در مراکز آموزش و پرورش تا برسد به دانشگاه ها، تمام آنها منحل است و ستاد انحلال را اعلام نماید.
2- ستاد موظف است در اسرع وقت دستور دهد تا هیأت هائی به جای هیأت های منحله، از افراد صالح و متعهد و عاقل و صاحب اخلاق کریمه و فاضل و متوجه به مسائل روز تعیین تا در گزینش افراد صالح بدون ملاحظه روابط اقدام نمایند و گزینش زیر نظر آنها انجام گیرد و دقت شود تا این افراد، تنگ نظر و تند خو، نیز مسامحه کار و سهل انگار نباشند. و چنانچه قبلاً تذکر داده ام میزان در گزینش، حال فعلی افراد است، مگر آنکه از گروهک ها و مفسدین باشند یا حال فعلی آنها مفسده جوئی و اخلالگری باشد و اما کسانی که در رژیم سابق به واسطه جو حاکم یا الزام رژیم ستمگر مرتکب بعضی نارواها شده اند ولی فعلاً به حال عادی و اخلاق صحیح برگشته اند، تندروی های جاهلانه در حق آنها نشود که این ظلم است و مخالف دستور اسلام و باید ممنوع اعلام شود.
3 از آنجا که بسیاری از سوأل های اسلامی این کتابچه ها از مسائل غیر محل اطلاع می باشد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 145

که شاید فضلا و علمای زحمتکش نیز در جواب آنها عاجز باشند و نیز بعض آنها غلط و بعضی از سوأل ها و جواب ها بر خلاف است، این نحوه سوالات به هیچ وجه معیار در گزینش افراد نیست و ندانستن آنها برای آنان اشکال و عیبی ندارد. لازم است ستاد محترم اشخاصی را مأمور کنند که اگر افرادی، چه به واسطه سوأل های شرعی که دانستن آنها برای این اشخاص لزوم ندارد و چه سوأل های ناروائی که به اسلام ارتباط ندارد، از ادارات و یا وزارتخانه یا دیگر مراکز اخراج شده اند و یا به واسطه آن استخدام نشده اند، تشخیص داده تا اگر اخراج یا عدم پذیرش به صرف این امور یا اشباه آن بوده است، آنان را به محل خود برای خدمت برگردانند که این نحوه عمل که با آنها شده است ظلم فاحش است و محروم نمودن کشور از اشخاص مفید می باشد که از همه اینها باید جلوگیری شود و نیز از افراد صحیحی که در هیات های گزینش بوده اند، قدردانی شود و به افراد دیگر آنها نصیحت شود تا نظیر این افعال در کشور اسلامی واقع نشود.
4- ستاد محترم دستور دهد کتابچه های مختصری شامل بعضی از مسائل شرعی که محل اطلاع عمومی است و مسائل اعتقادی که دانستن آنها در اسلام لازم است به طور ساده، بدون معماها که در این کتب و نشریات انحرافی موجود است، و بعضی مسائل مناسب با شغل افراد، با نظارت اشخاص مطلع از احکام اسلام و متوجه به اطراف مسائل سیاسی و اجتماعی تهیه شود و آنها را در دسترس افراد قرار داده و در صورت احتیاج اشخاص را آموزش دهند و بدون آموزش سوأل از آنها نشود و میزان رد و قبول، موازین اسلام و انسانی باشد که هدایت جاهلان، منظور نظر اصیل است.
5 - تجسس از احوال اشخاص در غیر مفسدین و گروه های خرابکار مطلقاً ممنوع است و سوأل از افراد به اینکه چند معصیت نمودی، چنانچه بنا به بعضی گزارشات این نحوه سوالات شود، مخالف اسلام و تجسس کننده معصیت کار است. باید در گزینش افراد این نحوه امور خلاف اخلاق اسلامی و خلاف شرع مطهر ممنوع شود.
6- بنا به گزارش رسیده، بعضی از کلاس های درسی که در ارتش و سپاه و سایر مراکز نظامی و انتظامی تأسیس شده است، بسیار مستهجن و مبتذل است. باید این کلاس ها به وسیله اشخاص عالم، عاقل و متعهد اداره شود و نمایندگان اینجانب در نیروهای نظامی و انتظامی با کمال جدیت به اصلاح آنان پرداخته و به کار خود ادامه دهند. این ستاد موظف است برای هر وزارتخانه یا مراکز دیگر کتابچه هائی مناسب با کار آنان به صورت معقول و اسلامی تهیه نموده و از تعلیمات جاهلانه و احیاناً ضدانقلابی جلوگیری نمایند. از خداوند تعالی توفیق آقایان را در امور محوله و حسن جریان آن را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد مرکزی پیگیری فرمان امام و هیأت های منتخب رسیدگی به تخلفات در استان های کشور

تاریخ: 1361/10/18

 

آبروی مردم را حفظ کنید و در هر مسأله ای ببینید خدا چه می گوید، آن را انجام دهید

بسم الله الرحمن الرحیم
شما آقایان توجه داشته باشید که همه در محضر خدا هستید و انسان همواره باید اینگونه تلقی کند که خدا ناظر اعمال و رفتار اوست. در جمهوری اسلامی غیر از گروهک هایی که می خواهند به اسلام و مسلمین ضرر و زیان بزنند نباید دنبال عیب دیگران رفت باید آبروی مردم را حفظ کنید و در هر مسأله ای که پیش می آید ببینید خدا چه می گوید که همان را انجام دهید. در مورد هیأت های گزینشی که قبلاً بوده اند، من نسبت به صلحای آنها جسارتی نمی کنم و چون از باب اینکه احتمال آن می رفت که عده ای در میان آنها نفوذ کرده باشند، صلاح بود که آنها را منحل اعلام کنم تا دوباره با ترتیب بهتری بوجود آیند. بعضی از مسائل گزینش بسیار بد بوده است و احتمال می رفت که افراد فاسدی بخواهند ما را از بین ببرند. چون مسائلی از این قبیل که شماره شناسنامه فلانی چند است یا فلان کس در کجا شهید شده جزء مسائل اسلامی نیست و در کشور اسلامی عنوان اینگونه مطالب به نام مکتب، خجالت آور است که اینها ملاک گزینش و اسلامی بودن افراد گردد و ما جوانانی که به درد اسلام می خورند را از کارها بیرون بریزیم. و من نگرانیم از این بود که ما نشسته باشیم و در پیش ما کتاب ها و جزواتی به اسم اسلام منتشر شود که ربطی به اسلام ندارند و عده ای هم بگویند که اگر اینها عیب داشتند، جواب آنها را می دادند، پس مورد قبول هستند که در مقابل آنها ساکتند. برنامه دشمنان ما این است که کشور ما را از داخل خراب کنند و با این تحولی که امروز در جوان ها پیدا شده است و همه مردم در جبهه ها و پشت جبهه ها مشغول خدمت هستند ما دیگر هیچ عذری برای خدمت و جذب آنها نداریم. و همه ما باید سعی کنیم که یک دست باشیم بر علیه دشمنان اسلام و مسلمین و به تکلیف الهی خودمان عمل کنیم. امیدوارم موفق باشید و خداوند شما را حفظ کند. (والسلام علیکم و رحمة الله)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با رؤسای جمهوری و مجلس، گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای هیأت دولت، فرماندهان سپاه و ارتش و شرکت کنندگان در کنگره جهانی ائمه جمعه

تاریخ: 1361/10/12

 

تبریک عظیم در وقتی است که مسلمین توجه کنند به گرفتاری هائی که دارند

بسم الله الرحمن الرحیم
من قبلاً تبریک این عید بزرگ سعید اسلامی را که در آن روز حرکت انسان ها به سوی عالم دیگر بنیانگذاری شد و حرکت های معنوی در محیطی که آلوده به همه شرک ها و پلیدی ها بود، تبریک عرض می کنم و به همه ملت اسلام تبریک ولادت با سعادت رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم و ولادت فرزند بزرگوارش، مبدأ همه فیض ها و حامل پیام های رسول اکرم، حضرت صادق سلام الله علیه را تبریک عرض می کنم و به همه مهمانان عزیزی که از بلاد مختلف تشریف آوردند، ائمه جمعه و شاید ائمه جماعت هم باشند و دیگر برادران، عرض ارادت می کنم و خوشامد می گویم که به کشور خودشان آمدند. ما جدائی ما بین خودمان و مسلمین احساس نمی کنیم و امیدوارم که مسلمین هم احساس بکنند که همه ممالک، ممالک اسلام است و همه مال همه مسلمین.
مبارک وقتی است که، تبریک عظیم در وقتی است که مسلمین توجه بکنند به گرفتاری هائی که دارند و توجه بکنند به اینکه از کجا این گرفتاری ها آمده است و علل آمدن این گرفتاری ها چیست و راه نجات از آن از اینکه آن چیزی که استعمار را بر مسلمین استیلا داد و آن عللی که باعث شد که استعمار بر همه مقدرات کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان حکمفرما باشد، آن ارزیابی کنند در این سمینارها و مجالس مهم شان و راه را، علل را، کیفیت سلطه آنها را بیابند و راه علاج را، چه باید کرد، چه شده است و چه باید کرد. البته بسیاری از آقایان می دانند که استکبار جهانی از چه راهی وارد شد در این کشورها، به دست خود اشخاصی که از این ملت ها بودند، با طرح های خود دولت های عقب مانده و دولت های بی توجه به مصالح مسلمین و آنهائی که متعلق به این دولت ها بودند، از نویسندگان و گویندگان و خطبا و احیاناً ائمه جمعه و جماعات، آنها با تبلیغاتی که الهام می گرفتند به حسب ظاهر از قدرت های خارجی، درصدد این برآمدند که آن چیزی که از همه قدرت ها بالاتر می تواند در مقابل اجانب و قدرت های اجنبی بایستد اسلام است و این را با بررسی های دانشمندان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 138

کشورهای خارجی بررس دقیق شده است و تنها راه نجات خودشان را این می دانند که اسلام در این کشورها یا نباشد یا محتوا نداشته باشد. یا نباشد را خیلی می دانند موفقیت پیدا نمی کنند، لکن محتوا نداشتن را موفق شده اند و امید توفیق هم دارند و اگر مسلمین بیدار نشوند و توجه نکنند، این امر و این برنامه دنبال می شود.
 

رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است

یکی از امور مهمی که همه، بسیاری از آقایان می دانند، قضیه (که برای سلطه آنهاست) انزوای روحانیت از جامعه هاست و برای این امر نقشه های مختلف است از آن جمله جدایی سیاست از دیانت که مع الاسف این نقشه بسیار موثر بوده است و گرفته است و گرفتاری های مسلمین اکثراً، بلکه همه از این راه بیشتر بوده است تا راه های دیگر. الان هم بوق های استعماری و آنهائی که سرسپرده استعمار هستند این فریاد را می زنند و اسلام را از سیاست جدا می دانند و برای مسلمان جایز نمی دانند که در سیاست دخالت کند و دامن می زند به این حرف، به این مطلب، روحانیونی که وابسته به دولت ها هستند و درباری هستند آنها دامن می زنند به این مطلب، خصوصاً در این عصر و آقایان ائمه جمعه و جماعات و همه خطبای کشورهای اسلامی باید این مطلب را به مردم برسانند که بنابر منطق این طایفه که می گویند باید مسلمان در سیاست دخالت نکند و او را طرد می کنند و لعن شاید بکنند باید رسول الله را طرد کنند.
رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم تشکیل حکومت داده است، تشکیل مراکز سیاست داده است و سایر خلفای اسلام تا آنجائی که به انحراف کشیده نشده بود و در صدر اسلام، باید همه آنها را نفی کنند، باید آنها را این آخوندهای درباری و این سلاطین نوکرمآب باید پیغمبر اکرم و خلفای اسلام را طرد کنند و بگویند که آنها مسلم نبودند، برای اینکه آنها دخالت در سیاست کردند. سیاستی که در صدر اسلام بود یک سیاست جهانی بود. پیغمبر اسلام دستش را دراز کرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت می کرد به اسلام و دعوت می کرد به سیاست اسلامی و حکومت تشکیل داد و خلفای بعد حکومت تشکیل دادند. در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آنوقتی که انحراف در کار نبود، سیاست و دیانت توأم بودند، این آخوندهای درباری و این به اصطلاح سلاطین آمریکائی یا شوروی یا باید پیغمبر و پیغمبران را و خلفای پیغمبر و پیغمبران را تخطئه کنند یا باید خود و حکومت های خود را تخطئه کنند. امر دایر بین این دو است و از این خارج نیست. نمی شود منطقی که در مکه از سیاست ما را تخطئه می کند و مسلمین را که می خواهند شعار بر ضد ستمگران بدهند جلوگیری می کند و در سایر بلاد که بعضی از ائمه درباری، ائمه (اگر باشد بینشان) جمعه درباری و ائمه جمعه درباری در یک دو راهی واقع هستند، هر کدام را می خواهند اختیار کنند. یا اختیار کنند که - اسلام را - نه رسول الله و نه بعد از او خلفا و نه آنهائی که متصدیان امور اسلام بوده از اصحاب و از وابستگان به آنها در صدر اسلام آنها مسلم نیستند یا اقرار کنند که

صحیفه نور جلد 17 صفحه 139

خودشان و حکومت هایی که در بلاد خودشان هست مسلم نیستند. جمع ما بین این دو نخواهد شد، سر این دو راهی همه هستند و گرفتاری مسلمین هم در همین است که به آنها تزریق کرده اند، تبلیغ کرده اند که روحانیون باید بروند در کنج مدرسه ها و مسجدها و بعضی مسائل اسلام را بگویند، نه همه را. اساس مطلب اینجاست که اسلام آیا دین سیاست است و با سیاست به همه ابعاد، با مسائل اجتماعی ملت ها به همه ابعاد، با مسائل اقتصادی و فرهنگی و همه چیزهایش با همه افراد توأم است یا اینکه اسلام باید منزوی باشد و در صدر اسلام آنهائی که حکومت دادند همه در اشتباه بودند. اگر مسلمین مطلع بشوند که این بوق های استعماری، آنها را دارند از اسلام جداکنند و اسلام زدایی می کنند و محتوای اسلام را از آن چیزی که دارد خالی می کنند منجمله مسأله امامت جمعه، در صدر اسلام مسائل سیاسی در مسجد به وسیله آنهائی که امام جمعه بودند حل و فصل می شد و نقشه های جنگ در آنجا کشیده می شد و مع الاسف ما را رساندند به آنجا که در خطبه های جمعه جز چند کلمه موعظه و تحذیر از اینکه نبادا در امور دخالت کنید چیزی نبوده است. یا نماز جمعه نبود یا اگر بود، محتوا نداشت، یا حج را نمی گذاشتند بروند و اگر می گذاشتند، حج بی محتوا بود. حجی که یک مجمع عمومی است برای مسلمین و همه مسلمین در آنجا گرفتاری های ایام سالشان را باید حل بکنند و باید همه دور هم بنشینند و دانشمندان آنها، عقلای آنها دور هم بنشینند و مسائل اسلامی را طرح کنند و گرفتاری هایی که در هر کشور هست که از دست حکومت ها این گرفتاری ها بوده است یا از دست قدرت های بزرگ بوده است خاطرنشان کنند و در راه حلش فکر کنند، نقشه بکشند، حج را به یک صورت بی محتوا و مبتذل بیرون آورده اند و امروز هم که یک طایفه ای از مسلمین از ایران و غیر ایران در فکر این هستند که در آن مجمع عمومی مسائل اسلامی، گرفتاری مسلمین، مسائل اجتماعی، مسائل دیگری که گرفتارند مسلمین، مسائلی که قدرت های بزرگ برای آنها پیش آورده اند و گرفتاری هائی که حکومت ها برای آنها پیش آورده اند در آنجا حل و فصل بشود معذلک به یک صورت مبتذلی در آورده بودند و به مردم هم باورانده بودند به اینکه غیر از این چیزی نیست و امروز هم که یک طایفه ای می خواهند این کار را تجدید کنند، با تمام قوا مخالفت می کنند. امروز هم بعضی از آخوندهای درباری ایران را تکفیر می کند و مسلمین ایران را مسلم نمی داند برای اینکه آنهابا آمریکا مخالفند و چه بر جرمی بالاتر از این و چه چیزی که انسان را از اسلام بیرون ببرد بالاتر از اینکه به آمریکا و اسرائیل کسی جسارت کند! این گرفتاری های شما مسلمان هاست.
 

ائمه جمعه باید مردم را بیدار کنند و مسلمین را در صحنه نبرد بیاورند

و این ائمه جمعه هستند که در بلاد باید این مسائل را به مسلمین بفهمانند و گمان نکنند که اگر اینها در مجمع عمومی مسلمین این مسائل را طرح بکنند حکومت های آنها دیگر بتواند به آنها آزاری بدهد. امروز اگر ائمه جمعه که از همه بلاد اطراف آمده اند وقتی که رفتند در بلاد خودشان در همان جمعه اول گرفتاری های مسلمین را و اینکه راه گرفتاری چی است گرفتاری چه بوده است، علل

صحیفه نور جلد 17 صفحه 140

گرفتاری چه بوده و راه حل آن چی است و راه نجات چی است به مردم بفهمانند، اگر همه با هم این مسائل را طرح کنند، مطمئن باشید که حکومت ها نمی توانند شما را آزار بدهند. مسائل ایران را ببرند، مسائل سیاسی ایران را، مسائل اجتماعی ایران را، مسائل اسلامی ایران را ببرند و به همه ملت ها عرضه کنند که ایران توانست در مقابل طاغوت، آن هم طاغوتی که از همه این طاغوت بچه ها بالاتر بود بایستد و او را از کشور خودش بیرون کند و به جای او اسلام را جانشین کند. همانطوری که ایران با توده های ملت توانست این کار را بکند و روحانیون و نویسندگان و گویندگان مبدأ این امر شدند، آقایان هم هر جا بروند همین امر را بگویند، مردم را بیدار کنند، مردم را هوشیار کنند، بفهمانند به مردم دردها را و بفهمانند راه درمان را. مجرد اینکه آقایان در یک مجلسی یا در مجالسی بنشینند و پیش خودشان نطق کنند و چیز بنویسند این کافی نیست، خوب است ولی کافی نیست. باید این در اسلام، در همه ممالک اسلامی پخش بشود، مطالب ایران پخش بشود در مقابل همه بلندگوهایی که الان از اسلام ترسیده اند و می بینند که ایران می خواهد که اسلام را در خود و در سایر بلاد اسلامی عرضه کند و ترویج کند، در مقابل همه بوق ها که ایران را می کوبند و همه گویندگان که ایران را اسلامی نمی دانند و ایران را مملکت اختناق دانند، مملکت آدمکشی می دانند، مملکتی می دانند که بچه ها را می کشند و زن های آبستن را، و این نیست جز اینکه از ایران ترسیده اند و می خواهند ایران را بکوبند پیش مسلمین. ائمه جمعه ها که در همه بلاد هستند و تشریف آورده اند اینجا و اوضاع ایران را دیدند و امید است که به بعضی از بلاد دیگر هم سفر کنند و اگر چنانچه سفر کنند به خوزستان و آنهمه جنایاتی که آمریکا در خوزستان کرده است و آنهمه جنایاتی که عمال آمریکا در بلاد عرب نشین ایران کرده است به اسم عجم، ببینید آقایان و ببینند که طرز تفکر آن آخوندهای درباری چیست و طرز تفکر آن سلاطین جور چیست. باید عمل کرد، گفتار تنها فایده ندارد، عمل لازم است. مسلمین باید در میدان بیایند، در صحنه بیایند، علمای اسلام باید در صحنه بیایند، همانطوری که علمای کشور ما آمدند و نتیجه گرفتند باید مسلمین را آنها در صحنه بیاورند، باید با تبلیغات، مسلمین را در صحنه نبرد بیاورند که دست عمال دولت های بزرگ را کوتاه کنند یا آنها را خاضع کنند در مقابل اسلام.
من اگر بخواهم همه گرفتاری های مسلمین و راه های آن را بگویم، نه احاطه خیلی دارم به آن چیزها و نه وقت شما اقتضا می کند و نه حال من، لکن شمائی که در اینجا تشریف آورده اید و مجالس دارید و گرد هم هستید و بررسی اوضاع را می کنید یکی از بررسی های مهم قضیه گرفتاری هائی است که ما پیدا کردیم از ابرقدرت ها و راه هائی است که آنها به آن راه ها نفوذ پیدا کردند در کشورهای اسلامی و دنبال فهمیدن درد، دوا را هم باید بررسی بکنید و من امیدوارم که موفق بشوید. وقتی که برای خدا و برای رضای او کار بکنید مطمئن باشید که خداوند هم هدایت می کند شما را به راه رسیدن به مقصد و هم با شما اعانت می کند و همراهی می کند و این مطلب در ایران تحقق پیدا کرد. شما ملاحظه کنید ایران که با یک جمعیت کمی بدون هیچ سلاح و بدون هیچ تشکیلات در مقابل یک قدرت بزرگی که دو هزار و پانصد سال بر این کشور حکومت جائرانه کردند و امروز هم یعنی در زمان ما هم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 141

قدرت های بزرگ همه با او کمک بودند، همه به او سلاح می دادند، همه به او امکانات می دادند، این ملت کوچک در مقابل همه این قدرت ها، چه قدرت های شرقی و چه قدرت های غربی ایستاد و از خوف از مرگ نترسید و متحول شد به یک انسان های الهی که عاشق دیدار خدای تبارک و تعالی و عاشق شهادت هستند و مقصد خودشان را پیش بردند و دارند پیش می برند. سایر کشورها هم همین باید باشد، دولت ها را آگاه کنند، اگر خاضع شدند دولت ها و حاضر شدند به مضامین اسلامی رفتار کنند، بپذیرند آنها را و اگر حاضر نشدند، با آنها ستیز کنند و نترسند از چیزی.
 

گرفتاری هائی که مسلمین دارند از دست قدرت های بزرگ است

گرفتاری های مسلمین همه از این قدرت های بزرگ و تزریق کردن آنها و تلقین کردن آنها به نوکرهای خودشان در منطقه ها و تمام گرفتاری هایی که مسلمین دارند از دست اینهاست و تا از دست اینها نجات پیدا نکنند گرفتاری ها رفع نمی شود. باید دید با چه حقی آمریکا از آن طرف دنیا دستش را دراز می کند به این طرف دنیا و در کشورهای اسلامی دخالت می کند و می خواهد مقدرات کشورهای اسلامی را او تعیین کند. این ننگ برای مسلمین نیست که یک کشوری که دشمن خدا شمرده می شود، یعنی سرانش، یک دولتی که دشمن اسلام شمرده شود و دشمن بشریت شمرده می شود، از آن طرف دنیا دستش را دراز کند با یک میلیارد جمعیت مسلم مقدرات کشورهای اسلامی را او تعیین کند؟ و نگویند تو چکاره ای که در لبنان دخالت می کنی ؟ تو چکاره که در مصر دخالت می کنی؟ ما دست او را شکستیم و قطع کردیم و از کشور خودمان بیرونشان کردیم. آمریکا می گوید که ما در منطقه منافع داریم! چرا باید او در منطقه ما منافع داشته باشد؟ چرا باید منافع مسلمین منافع آمریکا باشد و او در منطقه منافع داشته باشد و یکی سوأل نکند این را، یکی از کشورها سوأل نکند این را از آمریکا که شما چکاره هستید که آمدید می خواهید مقدرات این منطقه را درست کنید؟ شما چکاره اید؟ شما چرا آمدید؟ همه این مجالسی که به دست خود این قدرت های فاسد ایجاد شده هم، ساکت نشستند، با اینکه دخالت دولتی در دولت دیگر این مسائل عمومی دنیاست که نباید بشود لکن او به صراحت دخالت می کند و دولت های مرتجع بسیار کثیف هم با صراحت از او می خواهند که دخالت بکند و این مجلس های عمومی نمی گویند چرا دخالت می کنی، تو از آن ور دنیا چکاره ای که آمدی اینجا مقدرات مردم را می خواهی دخالت کنی، مقدرات مسلمین را می خواهی دخالت کنی. و از او اسفناکتر قضیه اسرائیل است که بوق های استعماری تا امروز هم اسرائیل را دارند ترویج می کنند و در عین حال ایران را متهم می کنند که از اسرائیل اسلحه می خرد و با هم هستند و گاهی هم می گویند ایرانی ها با امریکائی ها هستند. ایرانی که از بیشتر یا حدود بیست سال تا حالا در همه صحبت های گویندگان متوجه شان، اسرائیل در صدر مسائل شان بوده است و مخالفت با اسرائیل در صدر مسائل شان بوده است ایران را متهم می کنند به اینکه از اسرائیل چیز می آورند، آنوقت عراقی که از اسرائیل پشتیبانی می کند و اسرائیل از او پشتیبانی می کند، او نه اسرائیلی نیست، او بر ضد اسرائیل است! اینها مصیبت هائی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 142

است که مسلمین نشسته اند گوش و چشم باز و قلب ها در عماء، باید چه کرد؟ ای ائمه جمعه بلاد اسلامی و کشورهای اسلامی! باید چه کرد؟ چرا ما به این روز نشانده شدیم که آمریکا از آن ور دنیا بیاید و مقدرات کشورهای ما را تعیین کند و مقدرات علمای اسلام را تعیین کند ولو با دست دیگران و به صراحت بگوید که من منفعت دارم در منطقه و دخالت آشکار در منطقه بکند و مسلمین نشسته باشند و ناظر باشند؟ ای ائمه جمعه همه بلاد اسلامی! مردم را آگاه کنید، این چرا را بین مردم بگوئید، این چرا هم به غرب وارد است و هم به شرق وارد است. و چرا شوروی در ممالک اسلامی دخالت می کند، دخالت نظامی. آمریکا هم همه جور دخالت می کند در همه کشورهایی که تحت سلطه او هستند یا می خواهند تحت سلطه ببرد، هم دخالت نظامی می کند، هم دخالت سیاسی می کند و همه جور دخالت. خوب، این چرا ندارد در دنیا؟ این یک میلیارد جمعیت نباید بگویند چرا؟ از این یک میلیاد جمعیت اگر نصف شان فریاد بزنند که چرا، آمریکا کنار می رود. آمریکا با دست خود دولت های وابسته، با دست خود نویسندگان خبیث و گویندگان فاسد مقاصد خودش را پیش می برد و مسلمین نشسته اند و این نویسندگان می نویسند و این گویندگان می گویند و این درباری ها و روحانیون درباری کمک می کنند به این قدرت های بزرگ و مردم نشسته اند و گوش می دهند و می بینند. تکلیف نیست؟ مسلمین دیگر در این اصل تکلیفی ندارند؟ مسلمین تنها هتسند؟ ما نباید از تاریخ رسول الله عبرت بگیریم؟ یک نفر آدم پا شد و همچو کارهائی کرد، ما نباید از تاریخ عالم عبرت بگیریم که یک نفر موسی پا شد و با فرعون چه کرد؟ ما باید عبرت بگیریم. آقا آن روز پیغمبر اکرم عده ای همراهش نبود، خودش بود و خودش با همه دشمن ها، حتی عشیره خودش دشمنش بودند، لکن اتکال به خدا، توجه به او، فنای در او کار را پیش برد. نمی شود که انسان هم خودپرست باشد و هم خداپرست، نمی شود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند و هم منافع اسلام. باید یکی از این دو تا باشد، یا باید الهی باشد یا شیطانی، این دو راه است. شما علاج بکنید مردم را به اینکه این هواهای نفسانی بیرون بروند. اگر حکومت هایی که در اسلام به طور غیر قانونی دارند حکومت می کنند، از این هواهای نفسانی بیرون بروند و توجه بکنند به عزت اسلام، به ارزش های اسلام و برای یک پارک و یک - نمی دانم - باغ و یک ملک و یک چه، اسلام را زیر پا نگذارند، مسائل اسلام حل است.
 (حب الدنیا رأس کل خطیئه) همه خطاها از خود انسان و از این حب انسان به خودش هست. اگر آنهایی هم که در صدر اسلام بودند مثل مسلمین حالا بودند، آنها هم همان جا، در همان محل خودشان خفه شده بودند، لکن آنها به جان و دل برای اسلام کوشش کردند و رفتند و نه برای اینکه کشوری بخواهند، کشور، اسلام می خواهد چه کند، برای اینکه آدم درست کند، رفتند که ستمکارها را شرشان را از سر مظلومان قطع کنند، دست ستمکاران را قطع کنند و وعده الهی را که (نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین) را تحقق بدهند و بسیار هم موفق شدند لکن آنقدری که آنها می خواستند نشد، آنها همه دنیا را می خواستند که آدم کنند. ائمه جمعه کوشش کنند مردم را به تقوا دعوت کنند، مردم را متقی کنند، مردم را از دنیا و از آمال دنیائی پرهیز بدهند و اگر این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 143

معنا را موفق بشوند، موفق می شوند که برخلاف آنهائی که بر مصالح اسلام سلطه دارند تجهیز خواهند شد.
 

مردم را متحول کنید و دعوت کنید به تقوا

شما الان غریب هستید اینجا ولو منزل خودتان هست، لکن تازه در این مجلس تشریف آوردید و نمی دانید در ایران چه بود و چه شد و چه گذشت. ایران چه حالی بود، خیابان های ایران به چه حالی بود. میکده ها از کتابخانه ها بسیار بیشتر بود و عشرتکده ها هم و مراکز فساد هم و روزنامه و مجلات و سینماها و تئاترها و دانشمندان و همه شان، همه شان با هم مخلوط شده بودند و یک کشور شیطانی درست کرده بودند، طاغوتی درست کرده بودند و اسلام عنایتش را، لطفش را به این ملت مظلوم، در طول تاریخ عنایتش را، پرتو عنایتش را افکند بر اینها و اینها متحول شدند، انسان عشرتکده ای متحول شد به انسان مجاهد اسلامی، انسان شهوتران متحول شد به انسان عاشق موت و این عشق به موت است که تمام مسائل اسلام را دارد حل می کند. اگر نبود این جوان ها و این رزمنده هائی که همه عشق به موت دارند، از همه قشرهائی که هستند، از ارتش و سپاه و بسیج و سایرین و عشایر و سایر مردم که همه با هم هستند، اگر این تحول نبود، ما باز در زندان های شاهنشاهی باید باشیم. مردم را متحول کنید. علاج این است که مردم را آگاه کنید و متحول کنید، دعوت کنید به تقوا، دعوت کنید به ارزش های انسانی. ارزش های انسانی در طاغوت عبارت از این است که چند تا سگ دارد و چند تا اتومبیل دارد و چند تا پارک دارد و چند تا نوکر دارد. تمام ارزش های انسانی را زیر پا گذاشتند. و شما مردم را آگاه کنید، در این سمینارها راه را پیدا کنید و مردم کشورهای خودتان را از مسائل، از مسائل سیاسی بالخصوص. نترسید از این چهار تا درباری که می گویند آخوند نباید در سیاست دخالت کند. ایران بحمدالله الان اکثریت قاطع اهل علمش در سیاست دخالت می کنند، در امور اجتماعی دخالت کنند و آن چندتائی که آن ته مانده، از دربار ماندند، آنها هم دیگر ازشان کاری نمی آید. شما باید ملت را اینطور کنید و من که دعاگوی همه شما هستم به شغل خودم که عبارت از دعاگوئی است قیام می کنم و از خداوند تعالی نصرت مسلمین را در سراسر جهان و نصرت مستضعفین را در سراسر جهان بر مستکبرین طلب می کنم و توفیق و تایید شما ائمه جماعات و ائمه جمعه را در این امر مهم اسلامی و در این سنگر اسلامی که هستید، توفیق شما را برای خدمت به اسلام از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان نظامی سپاه و ارتش، مستقر در قرارگاه کربلا و نجف

تاریخ: 1361/10/16

 

کسی که خدا با اوست از هیچ قدرتی جز قدرت او هراسی ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
از شما برادرها و جوان های عزیزی که در جبهه اسلام در مقابل کفر مشغول خدمت هستید تشکر می کنم. رمز پیروزی شما برادران و جوانان عزیز اتکال به خدای تبارک و تعالی و اعتماد به رحمت اوست که این در رأس همه امور است و دیگری پیروی از دستورات خدای تبارک و تعالی در اینکه همه با هم یکی باشید و در روایت حضرت رسول هم آمده است که مؤمنین یک دست هستند و حتی تعبیر دو دست نفرمودند و باید شما اجتماع و وحدتتان را به جائی برسانید که بین خودتان جدایی نبینید و این دستور اسلامی است که با یکدیگر برادر باشید و این وحدت و برادری اسباب این می شود که هیچ قدرتی نتواند بر شما چیره شود و تا این توکل و توجه به خدا هست هر قدرتی در مقابل شما هیچ و نابود است. شما بحمدالله با دلی روشن و چشمی باز برای خدا و برای اسلام و برای کشوری که از خود شماست فداکاری می کنید و این فداکاری پیش خدای تبارک و تعالی و ملائکة الله و انبیا ثبت است. هرگز از دشمن هراسی نداشته باشید. کسی که خدا با اوست از هیچ قدرتی جز قدرت او هراسی ندارد و از آنجا که ما همه چیزمان از اوست و باید در راه او باشیم، خودمان، جانمان، مالمان، اولاد و فرزندانمان همه و همه از اوست. شما این را می دانید که هر چه بشود، پیروزی با ماست و مادامی که شما این ایده را دارید که برای خدا خدمت کنید، در عبادت هستید و پیروز و دشمن شما انشاءالله شکست خورده است و نابود خواهد شد. امیدوارم که خداوند قدرت روحی و بازوئی به شما عنایت کند که در راه او جهاد کنید و شما اجر شهدا را دارید، چه شهید بشوید و چه شهید نشوید. بروید به طرف نبرد با دشمن، با دلی محکم و قلب هایی مملو از محبت خدا، قلب هائی که از هیچ قدرتی ترس ندارد. و خداوند همه شما را حفظ کند. موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

متن درخواست استعفای آیت الله صانعی از عضویت در شورای نگهبان

تاریخ: 1361/10/19

 

متن درخواست استعفای آیت الله صانعی از عضویت در شورای نگهبان

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خمینی دام ظله علی رئوس المسلمین
با عرض ارادت و تحیت، بدین وسیله استعفای خود را از عضویت در شورای نگهبان تقدیم می دارم. امید است با کرامت و بزرگواری، مورد قبول قرار گیرد. الامر الیکم
یوسف صانعی عضو فقهای شورای نگهبان
 

پاسخ امام خمینی به درخواست استعفای آیت الله صانعی

بسمه تعالی
موافقت می شود. انشاءالله موفق باشید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از کارکنان صنایع دفاع ملی، پرسنل دایره سیاسی - ایدئولوژیک ارتش و وزارت دفاع و گروهی از کارکنان سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی مرکز اصفهان

تاریخ: 1361/10/26

 

امروز تمام عذرها را خدا راهش را بسته و بر همه ما اتمام حجت کرده

بسم الله الرحمن الرحیم
من قبلاً از آقایان و عزیزان حاضر در اینجا تشکر می کنم که در اینجا تشریف آوردید و از نزدیک ما شاهد چهره های نورانی شما هستیم. امروز که بحمدالله ایران به دست ایران و ایرانی اداره می شود و همه شؤون کشور در دست خود ایرانیان و خود دلبستگان به اسلام رهبری می شود، امروز روزی است که همه قشرهائی که در این کشور هستند مسؤول هستند. هیچ فردی از افراد این کشور، چه از نویسنده و روشنفکر و چه روحانی و دانشگاهی و چه ارتش و سپاهی و بسیج و عشایر و چه مردم بازار و مردم خیابان ها نمی توانند عذری پیدا بکنند به اینکه ما برای فلان عذر نتوانستیم به این کشور اسلامی خدمت کنیم. تمام عذرها را خدای تبارک و تعالی راهش را بسته و حجت را بر همه ما تمام کرده است و امروز ایران میدان کار است، میدان نبرد است با شیاطین و میدان سازندگی جوانان است و میدان خدمت به اسلام و خدمت به مسلمین و خدمت به مستضعفان جهان. هر کس در هر شغلی که به او پیشنهاد می شود، اگر شایستگی ندارد برای آن شغل، برای او صحیح نیست و جایز نیست که در آن شغل وارد بشود و اگر شایستگی دارد برای آن، برای او صحیح نیست که شانه خالی کند. امروز ما احتیاج به همه گروه هائی که در کشور هستند داریم و همه ملت ایران احتیاج به گروه های مختلف دارند و اسلام عزیز هم احتیاج به فعالیت همه شماها دارد. از طرف خدای تبارک و تعالی عذرها منقطع است، راه را باز کرد، موانع را برطرف کرد، دشمنان را کنار گذاشت و میدان را برای فعالیت باز کرد. و ما در این کشور، اسلام در این کشور احتیاج به بسیاری از چیزها دارد که آنها که می توانند این احتیاج را رفع کنند و شایسته هستند، برای آنها عذری نیست که وارد نشود.
 

قضاوت یک واجب کفائی است

امروز ما قاضی لازم داریم. قضاوت، شما می دانید که در طول مدت سلطنت، به دست روحانیون نبود که به حسب احکام اسلام مختص به آنهاست. قضاوت به یک صورت مشوه درآمده بود و قاضی یک آدمی بود که به حسب اکثر که به درد هیچ چیز نمی خورد (سیما قضاء) . امروز قضاوت احتیاج دارد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 152

به افراد، به افراد حوزه های علمیه هر جا که هست، قم، مشهد، آذربایجان، هر جا که حوزه علمیه هست، اصفهان. علما و مدرسین حوزه ها باید قاضی تربیت کنند و این یک واجب کفائی است برای همه. قضاوت یک واجب کفائی است که اگر چنانچه کسی بتواند انجام بدهد و به زمین بماند این امر، معاقب است. اینکه من حالا حالش را ندارم، قضاوت امر مشکلی است. این حرف ها عذر نیست. باید همه افرادی که خودشان را شایسته می دانند بیایند و این امر بزرگ را و این امر زمین مانده را از زمین بردارند، این بار را از زمین بردارند. و گویندگانی که هر جا ما داریم، در سر تا سر کشور، چه گویندگانی که از طبقه روحانی هستند و اهل منبر و چه گویندگانی که از سایر طبقات هستند و نویسندگان در هر جا که هستند، چه در حوزه های علمیه و چه در دانشگاه ها و چه در سایر جاها هستند، باید با گفتار خودشان و نوشتار خودشان به این کشور خدمت کنند. عذر نیست برای آنها که چون من وارد یک شغلی نیستم پس نویسندگی هم نکنم. شغل امروز یک امری است که برای آن اشخاصی که شایسته هستند و ایران احتیاج به آن شغل ها دارد، واجب کفایی است. واجب کفایی آن است که به همه واجب است و اگر چنانچه طرح بشود، همه معاقب هستند، لکن اگر یک عده ای قیام کردند به آن امر، از دیگران ساقط می شود. قضاوت از این امرهاست. و رسیدگی به حال مستضعفان، رسیدگی به حال اینهائی که در طول مدت سلطنت و خصوصاً این رژیم اخیر از هر چیز محروم بودند، این هم یکی از اموری است که آنهائی که قدرت دارند به اینکه برای آنها خدمت کنند، خدمت یک امر لازمی است برای آنها و باید خدمت کنند. و مسأله تبلیغ که یکی از امور بسیار مهم است و - عده - اکثر شما که در اینجا تشریف دارید مورد عمل تان هست.
 

ارتش بیشتر از نهادهای دیگر محتاج به تعلیم و تربیت اسلامی است

هر کاری را که انسان عهده دار شد، مسؤول آن کار است، مسؤول است در اینکه به راستی و امانت عمل کند و مسؤول است در اینکه با جدیت و فعالیت عمل کند و با خلوص برای خدای تبارک و تعالی. شمایی که در ارتش سازمان ایدئولوژی را دارید و سازمان - سیاست - را سیاسی را دارید، الان مسؤول این امر هستید. همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به اینکه تعلیم بشوم و تربیت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت منتها احتیاج او را خدا رفع می کرد. ما همه احتیاج داریم. ارتش از آن ارگان هائی هست که احتیاجش بیشتر است به این امور و شما که متکفل این امر سیاسی و این امر تبلیغاتی و این امر ایدئولوژی هستید باید بدانید که مسؤولیت بزرگی به عهده تان است و عمل ارزشمندی هم هست. ارتشی که در طول مدت شاهنشاهی گرفتار بوده است به دست یا مستشارهای خارجی و یا فرماندهان داخلی (که از آنها کمتر نبودند) و آن چیزی که مطرح نبوده است در آنجا، مسائل سیاسی اسلامی و مسائل ایدئولوژی اسلامی، بلکه شاید در بسیاری از جاها مردم را از اسلام دور می کردند، مردم را کنار می گذاشتند، ارتش را نمی گذاشتند که حتی مسائل عادی خودش را یاد بگیرد. امروز که ارتش بحمدالله اسلامی است و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 153

نیروهای مسلح ایران بحمدالله همه متحول شدند به یک نیروهای اسلامی و خدمتگزار به قرآن کریم، امروز احتیاج دارند به تعلیم و تربیت، احتیاج دارند به اینکه مسائل را، مسائل اسلامی را، مسائل سیاسی اسلامی را، اینها - را - به آنها گفته بشود و تربیت بشوند آنها - را - و محتاج به این است که آقایانی که متکفل این امور هستند، آنها را از گروه هائی که هستند، حزب هائی که هستند، آنها را کنار بگذارند و ارتش باشد و ارتش. ارتش اسلامی قدرتمند، منتها با تعلیمات اسلامی و فهماندن به اینکه اسلام چه سیاستی در جهان دارد و می خواهد چه بکند، اینها باید به آنها گوشزد بشود و آنها تحت تربیت و تعلیم واقع بشوند. اخلاق کریمه، آنقدری که در ارتش و سپاه و در قوای مسلح دیگر اخلاق کریمه لازم است، شاید در جای دیگری به آن اندازه لازم نباشد. آنها هستند که گاهی در جبهه ها وقتی که می روند ممکن است که با یک وضعی روبرو بشوند که اگر اخلاق اسلامی نداشته باشند برای خودشان، برای ارتش شان غائله بجا بیاورد. اخلاق اسلامی را باید برای آنها بگوئید و بحمدالله آنها برای پذیرایی الان مهیا هستند و بحمدالله بسیاری از آنها هم تربیت شده هستند. شما وقتی ملاحظه کنید در جبهه ها، می بیینید که جوان های عزیز سپاه و ارتش و سایر قوا، اینها چه فداکاری ها می کنند و چه مناجات ها با خدا می کنند، اینها ساخته شده اسلام هستند، لکن احتیاج باز دارند به اینکه تربیت بشوند، تعلیم بشوند. و آنهایی که متکفل امور صنایع هستند (صنایع دفاع) بدانند که امروز ایران احتیاج دارد به وجود آنها و آنها مسؤولند در مقابل خدای تبارک و تعالی، باید با تمام قوا افکار خودشان را صرف کنند که ما در یک همچو قضیه ای انشاءالله به خودکفائی برسیم. و شما خدمتی که می کنید خدمت بسیار بزرگی است و مسؤولیت هم دارید در مقابل خدمت، چنانچه اجر دارید در مقابل خدمت، اجر اخروی دارید.
 

هر کس در هر کاری باید امین باشد

و هر کس در هر جا هست و هر جا خدمت می کند، یکی از اموری که بسیار برای او لازم است امانت است، امین باید باشد. اگر خدای نخواسته در یک گروهی اشخاص غیر امین و اشخاص خائن پیدا بشود، یک وقت می فهمیم که تمام آن گروه را اینها به بدنامی کشیدند یا به فساد. از امور لازم، امانت است در امور. برای بازرس ها امانت از امور بسیار لازم است. آنهایی که در شغل بازرسی هستند، آنها باید امین باشند و مطلبی که دست آنها می آید به احدی غیر از آنجایی که باید گفته بشود نگویند. عرض مردم، حیثیت مردم از اموری است که خدای تبارک و تعالی درباره او بسیار تأکید کرده است و اسلام درباره او بسیار پافشاری کرده است. قاضی های محترم دادسراها و سایر جاها، کسانی که متکفل قضا هستند یا بازرسی هستند، در هر جا که هستند اینها باید امین باشند و انشاءالله هستند و باید مطالبی که از اشخاص، آنها که سر و کارشان با اعراض مردم است، سر و کارشان با حیثیات مردم است، با جان مردم است، با ناموس مردم است، اگر بنا باشد که به غیر آن راهی که خدا تعیین کرده است یک راه دیگری بروند و خدای نخواسته افشاء اسرار مردم را بکنند ولو یک انسانی باشد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 154

معصیت کار، آن را افشا بخواهند بکنند، الا آنهائی که معصیت را علن می کنند، آنها دیگر احترامی ندارند در اسلام. آن کسی که علناً آمده است در خیابان و کار خلاف می کند این دیگر احترام ندارد، اما آنهائی که تحفظ می کنند بر این مسائل، در خلوت یک کار خلاف می کنند، بر فرض اینکه شما مطلع شدید، جایز نیست برایتان که این را افشا کنید حتی برای برادرتان، حتی برای اهل منزلتان. بنابر این از امور مهمی که برای قاضی، برای آن اشخاص که بازپرس هستند، برای سازمان بازرسی، از امور مهمی که باید مراعات کنند این است که امین باشند در آن امری که به آنها محول شده است و اینطور نباشد که سازمانی باشد برای بازرسی و آنوقت خودش معصیت خدای نخواسته بکند و افشا کند اسرار مردم را و همان جائی که باید گزارش بدهد، بیش از او تعدی ای به هیچ وجه نباید بکند.
 

بر حوزه های علمیه و علماست که قاضی تربیت و تحویل جامعه بدهند

و من از حوزه های علمیه و از علمای اعلامی که در بلاد هستند و از فضلائی که در حوزه ها هستند، از آنها می خواهم که در این امور، در امور قضائی و در امور دادگستری به این کشور کمک کنند و حوزه ها می توانند در عین حالی که حوزه بقایش هست و باید باشد، می توانند عده به مقداری که احتیاج هست به قاضی، تحویل بدهند قاضی را، تربیت کنند قاضی را. این یک امر مهمی است برای اسلام و برای مسلمین. اعراض مردم دست قضات است، باید آنها را، هم تعلیم کنند و هم تربیت کنند تا بیایند و خدمت کنند به این کشور.
 

با حفظ اتحاد، برای اسلام و جمهوری اسلامی تبلیغ کنید

و تمام اشخاصی که هستند و هستیم و هستید شما، تمام ما مسؤول هستیم. باید فکری بکنیم که خدمتی که از ما می آید امروز بکنیم، خصوصاً در یک عصری که همه تبلیغات دنیا تقریباً بر ضد ماست. شما هر رادیوئی را که باز بکنید و هر مطبوعاتی را که از خارج اگر آمد ببنید، می بینید که مشحون است از اینکه به دولت ایران حمله می کنند، آنوقت هر چه دروغ هم دلشان خواهد می گویند، هر چه هم. البته ملت ایران هم، دولت ایران هم به آنها خیلی صدمه وارد کرده است، شیرهای نفت را بسته است به روی امریکا و به روی اسرائیل. راه برای آنها نیست در اینجا تا اینکه جاهائی را که آنها می خواهند، داشته باشند و مخالفت با دشمن هایشان بکنند، دیگر در اینجا راهی ندارند. افراد ایران دیگر وابسته به آنها نیستند تا برای آنها کار بکنند. البته آنها دشمن هستند و دشمنی شان تا آخر هست، لکن باید شما آقایان همه با هم باشید، اختلاف نباشد در کار، اتحاد باشد، همبستگی با هم داشته باشید، دانشگاه ها با هم دوست و رفیق باشند و دانشگاه با فیضیه پیوند دائمی داشته باشند و تبلیغات، تبلیغات دامنه داری باشد برای اسلام و برای جمهوری اسلامی و سفارتخانه در هر جا هستند باید تبلیغ کنند اسلام را و جمهوری اسلامی را. همه باید، ما این امری را که ملت با آن زحمت و با آنهمه رنج در ظرف پنجاه سال یا بیشتر و خصوصاً این اواخر کشیده و اینهمه شهید داده است و اینهمه معلول داده است که

صحیفه نور جلد 17 صفحه 155

انسان خجالت می کشد از روی آنها، باید ما خدمت کنیم تا بتوانیم یک عشری از اعشار آن کارهائی که آنها برای همه ما کردند از عهده برآئیم.
 

امروز روز کار است

برادرها! امروز روز کار است. هر کس در هر جا هست باید کار بکند. ما می خواهیم خودکفا باشیم، خودکفائی را با تبلیغات نمی شود کرد، با کار می شود کرد. رعیت باید کار بکند، کشاورز باید کشاورزی بکند، دامدارها باید دامداری بکنند و باغبان ها باید باغبانی بکنند و دانشمندان باید به طور شایسته دانش خود را، دانش خودشان را به دانشجویان منتقل بکنند و دانشگاه که در رأس امور هست و تقدیرات یک کشوری، مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست، باید جدیت بکنند که روی خودشان را از غرب و شرق برگردانند و به صراط مستقیم، به سوی کعبه آمال، به سوی خدای تبارک و تعالی توجه کنند و جوانان را بسازند برای آتیه این کشور. و من امیدوارم که همه ما موفق بشویم به خدمت. شمائی که در صنایع هستید صنعت را تقویت کنید، آقایان که در جاهای دیگر هستند آن کارهائی که به آنها محول است تقویت بکنند، مبلغین تبلیغ خودشان را توسعه بدهند و دانشمندان دانش خودشان را توسعه بدهند و منتقل کنند و ننشینند دنبال هم صحبت بکنند و بگویند حالا که ما داخل کار نیستیم پس باید کارشکنی هم بکنیم. خوب، فهمیدند، در عرض این چهار سال فهمیدند که کارهای آنها در ایران دیگری اثری ندارد. ایرانی ها آن راهی را که گرفتند و پیدا کردند دنبال می کنند، دیگر آنها از هر جا بخواهند این راه را برگردانند، دیگر قدرت این را ندارند. بنابر این آنهائی که در خارج هستند بروند سراغ یک زندگی ای بکنند، خودشان را، عمرشان را تباه نکنند که هی بنشینند و فحاشی بکنند. آنها هم که در داخل هستند و یک قدری فضولی می کنند، آنها هم کنار بگذارند. دیگر گذشت وقت اینکه فضولی های شما یا تبلیغات شما تأثیری در این کشور بکند. بحمدالله این کشور الان در تحت عنایت حق تعالی و در تحت حمایت ولی عصر سلام الله علیه به مقامی رسیده است که می تواند راه خودش را طی کند. و امیدوارم که غرور برای ما پیدا نشود و همیشه توجه به خدا و اینکه کارها را غیب دارد انجام می دهد و شما دعا کنید که به دست شما انجام بدهد. خداوند همه شما را انشاءالله سلامت بدارد و عزت و عافیت، و همه ممالک اسلامی را از شر اجانب و غارتگرها نجات بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:08 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مدیران، معاونان سیاسی و برون مرزی و امور شهرستان های صدا و سیمای جمهوری اسلامی و گروهی از برادران کارآموز ترکمن

تاریخ: 1361/11/03

 

با تبلیغ فرهنگ اسلامی، به دروغ پراکنی های صداهای خارجی پاسخ دهید

بسم الله الرحمن الرحیم
تبلیغات مسأله ای است پر اهمیت و حساس، یعنی دنیا با تبلیغات حرکت می کند. آنقدری که دشمنان ما از حربه تبلیغات استفاده کنند از طریق دیگری نمی کنند. و ما هم باید به مسأله تبلیغات بسیار اهمیت دهیم و از همه چیزهائی که هست، بیشتر به آن توجه کنیم. باید تبلیغات فرهنگی ما مخصوصاً در رادیو و تلویزیون بیشتر باشد. چرا که الان وضع طوری شده است که آن روستائی که در صحرا مشغول امر کشاورزی می باشد هم به رادیو گوش می کند و در بعضی نقاط تلویزیون هم هست. آنقدری که رادیو و تلویزیون می تواند به مردم خدمت کند، روزنامه ها و دستگاه هایی دیگر نمی توانند خدمت کنند. شما می دانید که تبلیغات خارجی علیه ما زیاد است. شما باید با تبلیغ فرهنگ اسلامی، به دروغ پراکنی های صداهای خارجی پاسخ دهید. امروز ابرقدرت ها از انقلاب اسلامی ما سیلی خورده اند و می ترسند که مبادا در نقطه ای دیگر، انقلابی دیگر مانند انقلاب ما صورت گیرد. به همین دلیل این روزها شاهد رفت و آمدهای سیاسی در منطقه هستیم. آنها به دست و پا افتاده اند و هر روز توطئه ای جدید می کنند، ما هم باید در مقابل آنها مهیا باشیم. همانطور که امریکا برای توطئه آماده است، ما هم باید برای مبارزه و مقابله آماده باشیم. مادامی که بخواهیم مستقل باشیم و زیر بار وابستگی نرویم، باید تحمل این مشکلات و قدرت مبارزه با آن را پیدا کنیم. امروز ما وارث کشوری هستیم که وابسته به شرق و غرب بود، و شرق زده و غربزده هم در رأس امور بودند. بنابر این، باید محکم بایستیم و این جمهوری را که در مقابل همه انحرافات ایستاده است حفظ کنیم. برادران و خواهران مذاهب گوناگون، همه دست در دست یکدیگر بگذارند و از حیثیت و کیان اسلام و جمهوری اسلامی دفاع کنند و از این هیاهوها نترسند، که ما شکست نمی خوریم. شما که مسؤولیت بسیار سنگینی به عهده تان می باشد، مطمئن و استوار به کار خودتان ادامه دهید، هر روز برنامه هایتان را بیشتر و بهتر توسعه دهید و کوشش نمائید تا برنامه های اصولی و منطبق با موازین اسلام، ارائه نمائید و حیثیت ملت و مذهب خودتان را حفظ کنید. باید برنامه براساس بینش و فرهنگ اسلام تنظیم شود. امیدوارم با دلی محکم و گرم در کاری که دارید، موفق شوید. امروز کشور مال خودتان است. امروز همه می دانند و می فهمند

صحیفه نور جلد 17 صفحه 158

که برای خودشان کار می کنند، برای آتیه کشور خودشان. به خدا اعتماد کنید که هر چه داریم از اوست و برای بندگان اوست، پس برای او و بندگان او خدمت کنید. خداوند همه شما را حفظ فرماید.
والسلام عیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:08 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله ربانی املشی

تاریخ: 1361/10/27

 

فرمان امام خمینی به آیت الله ربانی املشی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد مهدی ربانی املشی دامت افاضاته
با تقدیر و تشکر از زحمات بسیار شما در مقام دادستانی کل کشور و همچنین در شورایعالی قضایی و از آنجا که جنابعالی مورد وثوق و اطمینان می باشید، طبق اصل 91 قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها شورایی تشکیل می شود و انتخاب اعضای فقهای آن شورا بر طبق شرائط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب می نمایم. و از خداوند تعالی توفیق بیشتر شما را امیدوارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:08 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه نخست وزیر و رئیس دیوانعالی کشور به محضر امام خمینی

تاریخ: 1361/10/09

 

نامه نخست وزیر و رئیس دیوانعالی کشور به محضر امام خمینی

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقدس رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی مد ظله العالی
به عرض عالی می رساند حسب الامر آن حضرت نسبت به تشکیل محکمه قضات و دادستان های دادگاه ها و دادسراهای انقلاب، ستاد اجرائی پیگیری فرمان، مبادرت به تشکیل محکمه فوق نموده و درخواست می شود فردی را که مورد اعتماد و وثوق مقام رهبری است جهت ریاست این محکمه منصوب فرمائید.
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی - میر حسین موسوی
(611009)
 

فرمان امام خمینی در پاسخ نامه نخست وزیر و رئیس دیوانعالی کشور

بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام آقای آقا سید جعفر کریمی دامت افاضاته را برای ریاست محکمه مرقوم، منصوب نمودم. انشاء الله تعالی ایشان با قاطعیت و دقت و مطابق با ضوابط شرعی موفق به انجام این خدمت بزرگ برای اسلام و مسلمین باشند و جز رضای خالق متعال به چیز دیگری فکر نکنند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:08 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس دیوانعالی کشور و کلیه قضات شورایعالی قضائی و شعب دیوانعالی کشور

تاریخ: 1361/10/19

 

قضاوت حق اشخاص دانشمندی است که قضای اسلامی را می دانند

بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً دو نکته را باید عرض کنم، یکی اینکه روحانیونی که در حوزه های علمیه بزرگ شده اند، با مجاهدات و تکلیف شرعی از آن حوزه خارج می شوند و در جاهای دیگر خدمت می کنند. اینطور نیست که منافقین خیال کرده اند که برای آنها ریاست و مقام مطرح است. آنها سی چهل سال در حوزه ها زحمت کشیده اند و با آن وضع عادت کرده اند ولی برای خدمت به خارج از حوزه می روند.
قضاوت چه در رژیم گذشته و چه حال به حسب حکم الهی حق روحانیون بوده است. گر چه در رژیم گذشته آنها را از حق شان محروم کرده بودند ولی در زمان کنونی در عین حال که برای آنها رنج دارد ولی باید بر آن قیام کنند و نمی توانند از آن تخلف نمایند. پس اینطور نیست که آنها بخواهند جائی را قبضه کنند، البته به ما هم نسبت می دهند که می خواهند امپراطوری تشکیل دهند. این خیال باطل است زیرا وضع اسلام و حتی جنگ های اسلام برای تشکیل امپراطوری نبوده است، بلکه برای شکستن امپراطوری های ظالم و روی کار آوردن عدل اسلامی بوده است. امروز آقایان در هر جا که وارد می شوند قصد خدمت دارند. آن رئیس جمهور است که بالاترین مقام را دارد ولی وضعش، کیفیت سلوکش، زندگیش، نشست و برخاستش را با مردم، همه می بینید و آن رئیس مجلس است و این آقا هم که رئیس دیوانعالی کشور، تمام اینها وضع شان مانند زمان طلبگی شان است فقط اکنون خدمت وسیع تری را انجام می دهند. قضاوت را همه می دانند که چه کار مشکل و پرمسؤولیت و چه کار پرزحمتی می باشد زیرا بالاخره یک طرف منازعه از قاضی ناراضی است، خیلی نادر است هر کسی که محکوم شده است شکرگزار باشد. این نکته اول بود که عرض کردم که باید قدر روحانیونی که حوزه ها را رها کرده اند و دارند خدمت می کنند بدانیم.
نکته دوم آنکه من از شورایعالی قضائی که بود تشکر می کنم. اینها دو سه سال زحمت کشیدند، رنج بردند و خدمت کردند و برای مقامی هم نیامده بودند. آنها از بزرگان روحانیون هستند. آنها هم از محل مورد امن شان آمدند در محیطی که زحمتش زیاد و رنج و کارش زیاد و مسؤولیتش پیش خدا زیاد بود. حال برای یک مرد روحانی با روحیات اسلامی مطرح نیست که رئیس دیوانعالی کشور شود یا دادستان کل کشور و یا کار دیگری انجام دهد. امروز نباید کسی گمان کند آقایانی که در شورایعالی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 150

قضائی بودند خدای ناخواسته نامطلوبند، آنها مطلوب و خدمتگزارند و بعضی از آنها از اول انقلاب خدمت کرده اند، حال اگر به واسطه بعضی مسائل و جهات، رنجی را که تا به حال کشیده اند بدهند کس دیگری بکشد و خودشان استراحت کنند و یا در جای دیگری که گرفتاریش کمتر است خدمت کنند، معنایش این نمی باشد که نامطلوب می باشند. من بعضی از آنان را سی سال است که شناسم، اینان مطلوب بودند لکن خسته شده اند و این اسباب این می شود که کار سبکتری را انجام دهند و اکنون می خواهم این رنج را به گردن آقای شیخ یوسف صانعی بگذارم و ایشان را به عنوان دادستان کل کشور معرفی می کنم. من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده ام. آقای صانعی در مباحثات و درس هائی که در سال های طولانی داشتیم می آمدند و شرکت می کردند. ایشان فرد برجسته ای در میان روحانیون است و مرد عالمی است که متوجه به مسائل و مخالف سرسخت منافقین و جریانات انحرافی می باشند و در مقابل آنان با جدیت و قاطعیت عمل می نمایند. از این جهت من ایشان را به جای آقای ربانی که از ایشان هم تشکر می کنم و باید فکری کرد که ایشان هم بتوانند به این کشور خدمت کنند و خدمتگزار باشند معرفی می کنم و امیدوارم که ایشان به مسائل بیشتر توجه داشته باشند.
و به همه آقایان عرض می کنم که امر قضاوت مسؤولیتش بسیار زیاد است و انسان با جان و مال و ناموس و حیثیت مردم سر و کار دارد و با یک لغزش ممکن است آبروی مسلمانی ریخته شود و یا مسلمانی را تا آخر عمر محروم و بدبخت کند ولی از آنجا که تکلیف الهی است ما نمی توانیم از زیر بار آن شانه خالی کنیم. و قضیه قضاوت حق اشخاص دانشمندی است که قضای اسلامی را بدانند و عدالت و تقوا داشته باشند و بفهمند با چه مطلبی سر و کار دارند و به چه کار بزرگی مشغول هستند که یک لغزش گاهی یک کشور را از بین می برد و از آن طرف کارهای خوب یک کشور را روشن می کند. و من امیدوارم که همه قضات و دادستان ها و کسانی که امور دادگستری سراسر کشور را به عهده دارند، برای خاطر خدا و برای خاطر اسلام در فکر مستمندانی باشند که در طول تاریخ تحت فشارهای سلاطین و یا خان ها و یا سرمایه دارها و امثال اینها بودند و آنها را نجات دهند. و انشاءالله کشور ما کشوری باشد که هر چه بیشتر به افق اسلام نزدیک شود که این آرزوی ماست و بسته به این است که هر دسته ای در هر جائی که خدمت می کند این مسأله در نظرش باشد که برای خدا و برای اسلام خدمت کند، نه برای مقام. در هر صورت مقام یک مسأله نیست که انسان ارزش انسانی خود را صرف آن کند، چرا که بالاترین چیز ارزش انسانی هر فرد باشد و باید ارزش انسانی را هر چه بیشتر تقویت کنید و این امر با کناره گیری درست نمی شود و انسان ارزشش به این است که در جامعه ببیند که چه خدمتی به این بندگان خدا می تواند انجام دهد. و شما می دانید که هر چه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و السلام) رنج کشید، که از همه هم بیشتر رنج کشید، برای تربیت مردم و برای نجات مظلومین از دست ظالم ها بود. خداوند همه شماها را توفیق بدهد و مؤید و منصور باشید و من دعاگوی همه شما هستم.
والسلام علیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها