0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:07 PM

بیانات امام خمینی در دیدار با رؤسای جمهوری و مجلس، گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای هیأت دولت، فرماندهان سپاه و ارتش و شرکت کنندگان در کنگره جهانی ائمه جمعه

تاریخ: 1361/10/12

 

تبریک عظیم در وقتی است که مسلمین توجه کنند به گرفتاری هائی که دارند

بسم الله الرحمن الرحیم
من قبلاً تبریک این عید بزرگ سعید اسلامی را که در آن روز حرکت انسان ها به سوی عالم دیگر بنیانگذاری شد و حرکت های معنوی در محیطی که آلوده به همه شرک ها و پلیدی ها بود، تبریک عرض می کنم و به همه ملت اسلام تبریک ولادت با سعادت رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم و ولادت فرزند بزرگوارش، مبدأ همه فیض ها و حامل پیام های رسول اکرم، حضرت صادق سلام الله علیه را تبریک عرض می کنم و به همه مهمانان عزیزی که از بلاد مختلف تشریف آوردند، ائمه جمعه و شاید ائمه جماعت هم باشند و دیگر برادران، عرض ارادت می کنم و خوشامد می گویم که به کشور خودشان آمدند. ما جدائی ما بین خودمان و مسلمین احساس نمی کنیم و امیدوارم که مسلمین هم احساس بکنند که همه ممالک، ممالک اسلام است و همه مال همه مسلمین.
مبارک وقتی است که، تبریک عظیم در وقتی است که مسلمین توجه بکنند به گرفتاری هائی که دارند و توجه بکنند به اینکه از کجا این گرفتاری ها آمده است و علل آمدن این گرفتاری ها چیست و راه نجات از آن از اینکه آن چیزی که استعمار را بر مسلمین استیلا داد و آن عللی که باعث شد که استعمار بر همه مقدرات کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان حکمفرما باشد، آن ارزیابی کنند در این سمینارها و مجالس مهم شان و راه را، علل را، کیفیت سلطه آنها را بیابند و راه علاج را، چه باید کرد، چه شده است و چه باید کرد. البته بسیاری از آقایان می دانند که استکبار جهانی از چه راهی وارد شد در این کشورها، به دست خود اشخاصی که از این ملت ها بودند، با طرح های خود دولت های عقب مانده و دولت های بی توجه به مصالح مسلمین و آنهائی که متعلق به این دولت ها بودند، از نویسندگان و گویندگان و خطبا و احیاناً ائمه جمعه و جماعات، آنها با تبلیغاتی که الهام می گرفتند به حسب ظاهر از قدرت های خارجی، درصدد این برآمدند که آن چیزی که از همه قدرت ها بالاتر می تواند در مقابل اجانب و قدرت های اجنبی بایستد اسلام است و این را با بررسی های دانشمندان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 138

کشورهای خارجی بررس دقیق شده است و تنها راه نجات خودشان را این می دانند که اسلام در این کشورها یا نباشد یا محتوا نداشته باشد. یا نباشد را خیلی می دانند موفقیت پیدا نمی کنند، لکن محتوا نداشتن را موفق شده اند و امید توفیق هم دارند و اگر مسلمین بیدار نشوند و توجه نکنند، این امر و این برنامه دنبال می شود.
 

رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است

یکی از امور مهمی که همه، بسیاری از آقایان می دانند، قضیه (که برای سلطه آنهاست) انزوای روحانیت از جامعه هاست و برای این امر نقشه های مختلف است از آن جمله جدایی سیاست از دیانت که مع الاسف این نقشه بسیار موثر بوده است و گرفته است و گرفتاری های مسلمین اکثراً، بلکه همه از این راه بیشتر بوده است تا راه های دیگر. الان هم بوق های استعماری و آنهائی که سرسپرده استعمار هستند این فریاد را می زنند و اسلام را از سیاست جدا می دانند و برای مسلمان جایز نمی دانند که در سیاست دخالت کند و دامن می زند به این حرف، به این مطلب، روحانیونی که وابسته به دولت ها هستند و درباری هستند آنها دامن می زنند به این مطلب، خصوصاً در این عصر و آقایان ائمه جمعه و جماعات و همه خطبای کشورهای اسلامی باید این مطلب را به مردم برسانند که بنابر منطق این طایفه که می گویند باید مسلمان در سیاست دخالت نکند و او را طرد می کنند و لعن شاید بکنند باید رسول الله را طرد کنند.
رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم تشکیل حکومت داده است، تشکیل مراکز سیاست داده است و سایر خلفای اسلام تا آنجائی که به انحراف کشیده نشده بود و در صدر اسلام، باید همه آنها را نفی کنند، باید آنها را این آخوندهای درباری و این سلاطین نوکرمآب باید پیغمبر اکرم و خلفای اسلام را طرد کنند و بگویند که آنها مسلم نبودند، برای اینکه آنها دخالت در سیاست کردند. سیاستی که در صدر اسلام بود یک سیاست جهانی بود. پیغمبر اسلام دستش را دراز کرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت می کرد به اسلام و دعوت می کرد به سیاست اسلامی و حکومت تشکیل داد و خلفای بعد حکومت تشکیل دادند. در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آنوقتی که انحراف در کار نبود، سیاست و دیانت توأم بودند، این آخوندهای درباری و این به اصطلاح سلاطین آمریکائی یا شوروی یا باید پیغمبر و پیغمبران را و خلفای پیغمبر و پیغمبران را تخطئه کنند یا باید خود و حکومت های خود را تخطئه کنند. امر دایر بین این دو است و از این خارج نیست. نمی شود منطقی که در مکه از سیاست ما را تخطئه می کند و مسلمین را که می خواهند شعار بر ضد ستمگران بدهند جلوگیری می کند و در سایر بلاد که بعضی از ائمه درباری، ائمه (اگر باشد بینشان) جمعه درباری و ائمه جمعه درباری در یک دو راهی واقع هستند، هر کدام را می خواهند اختیار کنند. یا اختیار کنند که - اسلام را - نه رسول الله و نه بعد از او خلفا و نه آنهائی که متصدیان امور اسلام بوده از اصحاب و از وابستگان به آنها در صدر اسلام آنها مسلم نیستند یا اقرار کنند که

صحیفه نور جلد 17 صفحه 139

خودشان و حکومت هایی که در بلاد خودشان هست مسلم نیستند. جمع ما بین این دو نخواهد شد، سر این دو راهی همه هستند و گرفتاری مسلمین هم در همین است که به آنها تزریق کرده اند، تبلیغ کرده اند که روحانیون باید بروند در کنج مدرسه ها و مسجدها و بعضی مسائل اسلام را بگویند، نه همه را. اساس مطلب اینجاست که اسلام آیا دین سیاست است و با سیاست به همه ابعاد، با مسائل اجتماعی ملت ها به همه ابعاد، با مسائل اقتصادی و فرهنگی و همه چیزهایش با همه افراد توأم است یا اینکه اسلام باید منزوی باشد و در صدر اسلام آنهائی که حکومت دادند همه در اشتباه بودند. اگر مسلمین مطلع بشوند که این بوق های استعماری، آنها را دارند از اسلام جداکنند و اسلام زدایی می کنند و محتوای اسلام را از آن چیزی که دارد خالی می کنند منجمله مسأله امامت جمعه، در صدر اسلام مسائل سیاسی در مسجد به وسیله آنهائی که امام جمعه بودند حل و فصل می شد و نقشه های جنگ در آنجا کشیده می شد و مع الاسف ما را رساندند به آنجا که در خطبه های جمعه جز چند کلمه موعظه و تحذیر از اینکه نبادا در امور دخالت کنید چیزی نبوده است. یا نماز جمعه نبود یا اگر بود، محتوا نداشت، یا حج را نمی گذاشتند بروند و اگر می گذاشتند، حج بی محتوا بود. حجی که یک مجمع عمومی است برای مسلمین و همه مسلمین در آنجا گرفتاری های ایام سالشان را باید حل بکنند و باید همه دور هم بنشینند و دانشمندان آنها، عقلای آنها دور هم بنشینند و مسائل اسلامی را طرح کنند و گرفتاری هایی که در هر کشور هست که از دست حکومت ها این گرفتاری ها بوده است یا از دست قدرت های بزرگ بوده است خاطرنشان کنند و در راه حلش فکر کنند، نقشه بکشند، حج را به یک صورت بی محتوا و مبتذل بیرون آورده اند و امروز هم که یک طایفه ای از مسلمین از ایران و غیر ایران در فکر این هستند که در آن مجمع عمومی مسائل اسلامی، گرفتاری مسلمین، مسائل اجتماعی، مسائل دیگری که گرفتارند مسلمین، مسائلی که قدرت های بزرگ برای آنها پیش آورده اند و گرفتاری هائی که حکومت ها برای آنها پیش آورده اند در آنجا حل و فصل بشود معذلک به یک صورت مبتذلی در آورده بودند و به مردم هم باورانده بودند به اینکه غیر از این چیزی نیست و امروز هم که یک طایفه ای می خواهند این کار را تجدید کنند، با تمام قوا مخالفت می کنند. امروز هم بعضی از آخوندهای درباری ایران را تکفیر می کند و مسلمین ایران را مسلم نمی داند برای اینکه آنهابا آمریکا مخالفند و چه بر جرمی بالاتر از این و چه چیزی که انسان را از اسلام بیرون ببرد بالاتر از اینکه به آمریکا و اسرائیل کسی جسارت کند! این گرفتاری های شما مسلمان هاست.
 

ائمه جمعه باید مردم را بیدار کنند و مسلمین را در صحنه نبرد بیاورند

و این ائمه جمعه هستند که در بلاد باید این مسائل را به مسلمین بفهمانند و گمان نکنند که اگر اینها در مجمع عمومی مسلمین این مسائل را طرح بکنند حکومت های آنها دیگر بتواند به آنها آزاری بدهد. امروز اگر ائمه جمعه که از همه بلاد اطراف آمده اند وقتی که رفتند در بلاد خودشان در همان جمعه اول گرفتاری های مسلمین را و اینکه راه گرفتاری چی است گرفتاری چه بوده است، علل

صحیفه نور جلد 17 صفحه 140

گرفتاری چه بوده و راه حل آن چی است و راه نجات چی است به مردم بفهمانند، اگر همه با هم این مسائل را طرح کنند، مطمئن باشید که حکومت ها نمی توانند شما را آزار بدهند. مسائل ایران را ببرند، مسائل سیاسی ایران را، مسائل اجتماعی ایران را، مسائل اسلامی ایران را ببرند و به همه ملت ها عرضه کنند که ایران توانست در مقابل طاغوت، آن هم طاغوتی که از همه این طاغوت بچه ها بالاتر بود بایستد و او را از کشور خودش بیرون کند و به جای او اسلام را جانشین کند. همانطوری که ایران با توده های ملت توانست این کار را بکند و روحانیون و نویسندگان و گویندگان مبدأ این امر شدند، آقایان هم هر جا بروند همین امر را بگویند، مردم را بیدار کنند، مردم را هوشیار کنند، بفهمانند به مردم دردها را و بفهمانند راه درمان را. مجرد اینکه آقایان در یک مجلسی یا در مجالسی بنشینند و پیش خودشان نطق کنند و چیز بنویسند این کافی نیست، خوب است ولی کافی نیست. باید این در اسلام، در همه ممالک اسلامی پخش بشود، مطالب ایران پخش بشود در مقابل همه بلندگوهایی که الان از اسلام ترسیده اند و می بینند که ایران می خواهد که اسلام را در خود و در سایر بلاد اسلامی عرضه کند و ترویج کند، در مقابل همه بوق ها که ایران را می کوبند و همه گویندگان که ایران را اسلامی نمی دانند و ایران را مملکت اختناق دانند، مملکت آدمکشی می دانند، مملکتی می دانند که بچه ها را می کشند و زن های آبستن را، و این نیست جز اینکه از ایران ترسیده اند و می خواهند ایران را بکوبند پیش مسلمین. ائمه جمعه ها که در همه بلاد هستند و تشریف آورده اند اینجا و اوضاع ایران را دیدند و امید است که به بعضی از بلاد دیگر هم سفر کنند و اگر چنانچه سفر کنند به خوزستان و آنهمه جنایاتی که آمریکا در خوزستان کرده است و آنهمه جنایاتی که عمال آمریکا در بلاد عرب نشین ایران کرده است به اسم عجم، ببینید آقایان و ببینند که طرز تفکر آن آخوندهای درباری چیست و طرز تفکر آن سلاطین جور چیست. باید عمل کرد، گفتار تنها فایده ندارد، عمل لازم است. مسلمین باید در میدان بیایند، در صحنه بیایند، علمای اسلام باید در صحنه بیایند، همانطوری که علمای کشور ما آمدند و نتیجه گرفتند باید مسلمین را آنها در صحنه بیاورند، باید با تبلیغات، مسلمین را در صحنه نبرد بیاورند که دست عمال دولت های بزرگ را کوتاه کنند یا آنها را خاضع کنند در مقابل اسلام.
من اگر بخواهم همه گرفتاری های مسلمین و راه های آن را بگویم، نه احاطه خیلی دارم به آن چیزها و نه وقت شما اقتضا می کند و نه حال من، لکن شمائی که در اینجا تشریف آورده اید و مجالس دارید و گرد هم هستید و بررسی اوضاع را می کنید یکی از بررسی های مهم قضیه گرفتاری هائی است که ما پیدا کردیم از ابرقدرت ها و راه هائی است که آنها به آن راه ها نفوذ پیدا کردند در کشورهای اسلامی و دنبال فهمیدن درد، دوا را هم باید بررسی بکنید و من امیدوارم که موفق بشوید. وقتی که برای خدا و برای رضای او کار بکنید مطمئن باشید که خداوند هم هدایت می کند شما را به راه رسیدن به مقصد و هم با شما اعانت می کند و همراهی می کند و این مطلب در ایران تحقق پیدا کرد. شما ملاحظه کنید ایران که با یک جمعیت کمی بدون هیچ سلاح و بدون هیچ تشکیلات در مقابل یک قدرت بزرگی که دو هزار و پانصد سال بر این کشور حکومت جائرانه کردند و امروز هم یعنی در زمان ما هم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 141

قدرت های بزرگ همه با او کمک بودند، همه به او سلاح می دادند، همه به او امکانات می دادند، این ملت کوچک در مقابل همه این قدرت ها، چه قدرت های شرقی و چه قدرت های غربی ایستاد و از خوف از مرگ نترسید و متحول شد به یک انسان های الهی که عاشق دیدار خدای تبارک و تعالی و عاشق شهادت هستند و مقصد خودشان را پیش بردند و دارند پیش می برند. سایر کشورها هم همین باید باشد، دولت ها را آگاه کنند، اگر خاضع شدند دولت ها و حاضر شدند به مضامین اسلامی رفتار کنند، بپذیرند آنها را و اگر حاضر نشدند، با آنها ستیز کنند و نترسند از چیزی.
 

گرفتاری هائی که مسلمین دارند از دست قدرت های بزرگ است

گرفتاری های مسلمین همه از این قدرت های بزرگ و تزریق کردن آنها و تلقین کردن آنها به نوکرهای خودشان در منطقه ها و تمام گرفتاری هایی که مسلمین دارند از دست اینهاست و تا از دست اینها نجات پیدا نکنند گرفتاری ها رفع نمی شود. باید دید با چه حقی آمریکا از آن طرف دنیا دستش را دراز می کند به این طرف دنیا و در کشورهای اسلامی دخالت می کند و می خواهد مقدرات کشورهای اسلامی را او تعیین کند. این ننگ برای مسلمین نیست که یک کشوری که دشمن خدا شمرده می شود، یعنی سرانش، یک دولتی که دشمن اسلام شمرده شود و دشمن بشریت شمرده می شود، از آن طرف دنیا دستش را دراز کند با یک میلیارد جمعیت مسلم مقدرات کشورهای اسلامی را او تعیین کند؟ و نگویند تو چکاره ای که در لبنان دخالت می کنی ؟ تو چکاره که در مصر دخالت می کنی؟ ما دست او را شکستیم و قطع کردیم و از کشور خودمان بیرونشان کردیم. آمریکا می گوید که ما در منطقه منافع داریم! چرا باید او در منطقه ما منافع داشته باشد؟ چرا باید منافع مسلمین منافع آمریکا باشد و او در منطقه منافع داشته باشد و یکی سوأل نکند این را، یکی از کشورها سوأل نکند این را از آمریکا که شما چکاره هستید که آمدید می خواهید مقدرات این منطقه را درست کنید؟ شما چکاره اید؟ شما چرا آمدید؟ همه این مجالسی که به دست خود این قدرت های فاسد ایجاد شده هم، ساکت نشستند، با اینکه دخالت دولتی در دولت دیگر این مسائل عمومی دنیاست که نباید بشود لکن او به صراحت دخالت می کند و دولت های مرتجع بسیار کثیف هم با صراحت از او می خواهند که دخالت بکند و این مجلس های عمومی نمی گویند چرا دخالت می کنی، تو از آن ور دنیا چکاره ای که آمدی اینجا مقدرات مردم را می خواهی دخالت کنی، مقدرات مسلمین را می خواهی دخالت کنی. و از او اسفناکتر قضیه اسرائیل است که بوق های استعماری تا امروز هم اسرائیل را دارند ترویج می کنند و در عین حال ایران را متهم می کنند که از اسرائیل اسلحه می خرد و با هم هستند و گاهی هم می گویند ایرانی ها با امریکائی ها هستند. ایرانی که از بیشتر یا حدود بیست سال تا حالا در همه صحبت های گویندگان متوجه شان، اسرائیل در صدر مسائل شان بوده است و مخالفت با اسرائیل در صدر مسائل شان بوده است ایران را متهم می کنند به اینکه از اسرائیل چیز می آورند، آنوقت عراقی که از اسرائیل پشتیبانی می کند و اسرائیل از او پشتیبانی می کند، او نه اسرائیلی نیست، او بر ضد اسرائیل است! اینها مصیبت هائی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 142

است که مسلمین نشسته اند گوش و چشم باز و قلب ها در عماء، باید چه کرد؟ ای ائمه جمعه بلاد اسلامی و کشورهای اسلامی! باید چه کرد؟ چرا ما به این روز نشانده شدیم که آمریکا از آن ور دنیا بیاید و مقدرات کشورهای ما را تعیین کند و مقدرات علمای اسلام را تعیین کند ولو با دست دیگران و به صراحت بگوید که من منفعت دارم در منطقه و دخالت آشکار در منطقه بکند و مسلمین نشسته باشند و ناظر باشند؟ ای ائمه جمعه همه بلاد اسلامی! مردم را آگاه کنید، این چرا را بین مردم بگوئید، این چرا هم به غرب وارد است و هم به شرق وارد است. و چرا شوروی در ممالک اسلامی دخالت می کند، دخالت نظامی. آمریکا هم همه جور دخالت می کند در همه کشورهایی که تحت سلطه او هستند یا می خواهند تحت سلطه ببرد، هم دخالت نظامی می کند، هم دخالت سیاسی می کند و همه جور دخالت. خوب، این چرا ندارد در دنیا؟ این یک میلیارد جمعیت نباید بگویند چرا؟ از این یک میلیاد جمعیت اگر نصف شان فریاد بزنند که چرا، آمریکا کنار می رود. آمریکا با دست خود دولت های وابسته، با دست خود نویسندگان خبیث و گویندگان فاسد مقاصد خودش را پیش می برد و مسلمین نشسته اند و این نویسندگان می نویسند و این گویندگان می گویند و این درباری ها و روحانیون درباری کمک می کنند به این قدرت های بزرگ و مردم نشسته اند و گوش می دهند و می بینند. تکلیف نیست؟ مسلمین دیگر در این اصل تکلیفی ندارند؟ مسلمین تنها هتسند؟ ما نباید از تاریخ رسول الله عبرت بگیریم؟ یک نفر آدم پا شد و همچو کارهائی کرد، ما نباید از تاریخ عالم عبرت بگیریم که یک نفر موسی پا شد و با فرعون چه کرد؟ ما باید عبرت بگیریم. آقا آن روز پیغمبر اکرم عده ای همراهش نبود، خودش بود و خودش با همه دشمن ها، حتی عشیره خودش دشمنش بودند، لکن اتکال به خدا، توجه به او، فنای در او کار را پیش برد. نمی شود که انسان هم خودپرست باشد و هم خداپرست، نمی شود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند و هم منافع اسلام. باید یکی از این دو تا باشد، یا باید الهی باشد یا شیطانی، این دو راه است. شما علاج بکنید مردم را به اینکه این هواهای نفسانی بیرون بروند. اگر حکومت هایی که در اسلام به طور غیر قانونی دارند حکومت می کنند، از این هواهای نفسانی بیرون بروند و توجه بکنند به عزت اسلام، به ارزش های اسلام و برای یک پارک و یک - نمی دانم - باغ و یک ملک و یک چه، اسلام را زیر پا نگذارند، مسائل اسلام حل است.
 (حب الدنیا رأس کل خطیئه) همه خطاها از خود انسان و از این حب انسان به خودش هست. اگر آنهایی هم که در صدر اسلام بودند مثل مسلمین حالا بودند، آنها هم همان جا، در همان محل خودشان خفه شده بودند، لکن آنها به جان و دل برای اسلام کوشش کردند و رفتند و نه برای اینکه کشوری بخواهند، کشور، اسلام می خواهد چه کند، برای اینکه آدم درست کند، رفتند که ستمکارها را شرشان را از سر مظلومان قطع کنند، دست ستمکاران را قطع کنند و وعده الهی را که (نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین) را تحقق بدهند و بسیار هم موفق شدند لکن آنقدری که آنها می خواستند نشد، آنها همه دنیا را می خواستند که آدم کنند. ائمه جمعه کوشش کنند مردم را به تقوا دعوت کنند، مردم را متقی کنند، مردم را از دنیا و از آمال دنیائی پرهیز بدهند و اگر این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 143

معنا را موفق بشوند، موفق می شوند که برخلاف آنهائی که بر مصالح اسلام سلطه دارند تجهیز خواهند شد.
 

مردم را متحول کنید و دعوت کنید به تقوا

شما الان غریب هستید اینجا ولو منزل خودتان هست، لکن تازه در این مجلس تشریف آوردید و نمی دانید در ایران چه بود و چه شد و چه گذشت. ایران چه حالی بود، خیابان های ایران به چه حالی بود. میکده ها از کتابخانه ها بسیار بیشتر بود و عشرتکده ها هم و مراکز فساد هم و روزنامه و مجلات و سینماها و تئاترها و دانشمندان و همه شان، همه شان با هم مخلوط شده بودند و یک کشور شیطانی درست کرده بودند، طاغوتی درست کرده بودند و اسلام عنایتش را، لطفش را به این ملت مظلوم، در طول تاریخ عنایتش را، پرتو عنایتش را افکند بر اینها و اینها متحول شدند، انسان عشرتکده ای متحول شد به انسان مجاهد اسلامی، انسان شهوتران متحول شد به انسان عاشق موت و این عشق به موت است که تمام مسائل اسلام را دارد حل می کند. اگر نبود این جوان ها و این رزمنده هائی که همه عشق به موت دارند، از همه قشرهائی که هستند، از ارتش و سپاه و بسیج و سایرین و عشایر و سایر مردم که همه با هم هستند، اگر این تحول نبود، ما باز در زندان های شاهنشاهی باید باشیم. مردم را متحول کنید. علاج این است که مردم را آگاه کنید و متحول کنید، دعوت کنید به تقوا، دعوت کنید به ارزش های انسانی. ارزش های انسانی در طاغوت عبارت از این است که چند تا سگ دارد و چند تا اتومبیل دارد و چند تا پارک دارد و چند تا نوکر دارد. تمام ارزش های انسانی را زیر پا گذاشتند. و شما مردم را آگاه کنید، در این سمینارها راه را پیدا کنید و مردم کشورهای خودتان را از مسائل، از مسائل سیاسی بالخصوص. نترسید از این چهار تا درباری که می گویند آخوند نباید در سیاست دخالت کند. ایران بحمدالله الان اکثریت قاطع اهل علمش در سیاست دخالت می کنند، در امور اجتماعی دخالت کنند و آن چندتائی که آن ته مانده، از دربار ماندند، آنها هم دیگر ازشان کاری نمی آید. شما باید ملت را اینطور کنید و من که دعاگوی همه شما هستم به شغل خودم که عبارت از دعاگوئی است قیام می کنم و از خداوند تعالی نصرت مسلمین را در سراسر جهان و نصرت مستضعفین را در سراسر جهان بر مستکبرین طلب می کنم و توفیق و تایید شما ائمه جماعات و ائمه جمعه را در این امر مهم اسلامی و در این سنگر اسلامی که هستید، توفیق شما را برای خدمت به اسلام از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها