0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام محمد علی صدوقی

تاریخ: 1361/11/04

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام محمد علی صدوقی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای محمد علی صدوقی دامت افاضاته
جنابعالی به نمایندگی اینجانب در ستاد نظارت انتخاب دو نفر عضو شورایعالی قضائی تعیین می شوید تا بر جریان این انتخابات بر طبق مقررات نظارت نمائید. انشاءالله تعالی موفق باشید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کلیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1361/11/04

 

این مجلس بهترین مجالسی است که از صدر مشروطیت تا حالا بوده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان تشکر می کنم که در این هوای سرد و با این برف تشریف آوردند و از نزدیک ما خدمت شان می رسیم.
من در این مسأله هیچ شکی ندارم که این مجلس بهترین مجالسی است که در همه دنیا هست و بهترین مجالسی است که از صدر مشروطیت تا حالا بوده است. من از همه شما بیشتر زمان های سابق را ادراک کرده ام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را دیده ام و کیفیت اینکه مردم چه جور انتخاب کردند و چقدر دخالت داشتند مردم و افرادی که در مجلس آمدند چطور بودند و این سنوات آخر را که همه آقایان می بینند و دیده اند. در تمام طول مشروطیت، این مجلس به این ترتیب که تمام افرادش تقریباً متدین و معتقد به اینکه باید اسلام حکومت کند، در تمام دوره ها نبوده است این. و در انتخاباتی که من از بچگی انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم که از جاهای دیگر هی شنیده شده است، انتخابات هیچ گاه به طور کلی در دست مردم نبوده است. یک مدت زیادی به دست متنفذین منطقه، مناطق، خان ها و مالکین بزرگ و اینها بوده است و در آنوقتی که دیگر آن بساط آنها، قدرت هایشان از بین رفت، دربست در دست حکومت وقت بوده. اگر در تهران مثلاً یکی دو نفر، چند نفر که انتخاب می شدند، انتخاب مردم بود و باقی اش نبود (برای اینکه تهران - فرض کنید - جایی بود که خیلی نمی شد فشار بیاورند) اما جاهای دیگر مسأله، مسأله مردم در کار نبود، یعنی شورای ملی ما در هیچ وقت نداشتیم. اگر چند نفر هم ملی در آنها بوده است، لکن مجلس همچو مجلسی نبود که یک شورای ملی باشد، و ما امروز داریم یک شورای اسلامی و ملی به حسب آن بعد صحیحش مشاهده می کنیم.
 

مجلس در رأس همه ارگان ها واقع شده است

من در این شک ندارم، در اینکه آقایان وکلا همه به حسب نوع (و اگر استثنا بشود یک استثنای بسیار نادر است) حسن نیت دارند، در این هم من هیچ تردیدی ندارم و در این معنا هم که مجلس در رأس همه ارگان ها واقع است و مجلس، ملت است که متبلور شده است و تحقق پیدا کرده در یک جای محدود، این هم بی اشکال است. بنائاً علیه ما تا اینجایش با همه آقایان موافقیم و اعتقاد هم همانطوری

صحیفه نور جلد 17 صفحه 161

که دارید، داریم. لکن هیچ کس و هیچ دستگاهی و هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که من نقص هیچ ندارم. اگر کسی ادعا کرد این را، این بزرگترین نقصش همین ادعاست. کسی نیست که بتواند بگوید که من دیگر بی عیب هستم. اگر بعضی اشخاص پیدا بشوند که خوب، بسیاری از عیوب را ندارند، لکن بی عیب ما نداریم در دنیا و ما باید همیشه توجه مان به آن عیوب خودمان باشد. عیوب احتمالی، نمی گویم عیوب دارند، عیوب احتمالی و انسان که بخواهد برای خدا کار بکند و به مقام انسانیت برسد، باید همیشه دنبال این باشد که ببیند چه عیبی دارد، دنبال این نباشد که ببیند چه حسنی دارد، برای اینکه دنبال اینکه چه عیبی دارد، می شود که انسان در صدد رفع آن برآید و دنبال اینکه چه حسنی دارد، پرده می شود در چشم انسان و نمی تواند عیوب خودش را ببیند.
من میل دارم که این مجلس، یعنی همه میل دارید که این مجلس که از همین ملت تشکیل شده است و با رأی همین ملت تشکیل شده است و همه می دانید که این ملت جز اسلام انگیزه نداشت، حتی مذاهبی که رسمی هستند، آنها هم دیانت را می خواهند، خدا را می خواهند، رضای خدا را می خواهند، ما باید فکر این معنا باشیم که این معنا که رضای خداست و آرمان اسلام است، این معنا را به تمام معنا در صدد باشیم که متحقق کنیم. انسان گاهی دیدش، مجلس هم همین طور است، دیدها مختلف است، هر دو و همه جمعیت اسلام را می خواهند، لکن دید از اسلام اختلاف دارد و می دانید که تقریباً بسیاری از روشنفکرهای ما هستند، افراد تحصیلکرده ما هستند که اینها ادعای اسلام شناسی می کنند، لکن از اسلام بی اطلاعند، اینطور نیست که اسلام را به آن معنایی که دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبه یا یک جنبه هایی را در آن مطالعه می کنند و مسائلی در آنجا مثلاً فهمند، لکن جنبه های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی کنند و این اسباب این می شود که یک اختلاف نظرهایی پیش بیاید. من میل دارم که، شما هم میل دارید که این مجلس طوری باشد که اگر قانونی را گذراند وقتی که در شورای نگهبان برود بی چون چرا قبول کنند. شما می دانید که مردم اسلام را می خواهند، دیانت را می خواهند، رضای خدا را می خواهند. این همه مردمی که در ایران در این طول مدت مبارزه کردند و حالا هم دارند در جبهه ها مبارزه می کنند و در پشت جبهه ها هم مبارزه می کنند، اینها همه برای اسلام است و برای خداست. اینها را ما باید فکر این باشیم که این نظری که به مجلس دارند و نظر اسلامی دارند، این نظر محفوظ بماند. این نه مخصوص مجلس است، دولت هم همین طور است. همه کسانی که مشغول یک شغلی در دولت هستند این معنا را باید توجه کنند که مردم توجه به اسلام دارند، انحراف مختصری اگر پیدا بشود در یکی از اینها، این انحراف را مردم نمی پذیرند. و ما باید برای خدا در صدد رضایت این مردم باشیم، یعنی این مردمی که آن مجلس های طاغوتی را به هم زدند و یک مجلس اسلامی درست کردند، دست بسیاری را از توی حبس ها گرفتند و بیرون آوردند، از تبعیدها، تبعید شده ها را برگرداندند. اینها همه چیزهائی بود که مردم کردند، ما ادعا نمی توانیم بکنیم که من کردم، شما کردی، جامعه کرد منتها به توفیق خدای تبارک و تعالی. خداوند این جامعه را طوری قرار داد و عنایت به طوری شد که این جامعه با دید اسلامی جلو افتادند. جوان هایشان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 162

را فدا کردند و همه چیزشان را دادند و آن رژیم را و آن کسانی که آن رژیم را تقویت می کردند رفتند و یک جمهوری اسلامی پیدا شد و از این جهت مردم دنبال اسلام هستند. اگر خدای نخواسته در مجلس شورا (نه به واسطه سوء نیت، به واسطه اینکه شناخت کم است) یک دسته ای گمان می کنند که مکتب سرمایه داری بهتر از مکتب کمونیست است مثلاً، یک دسته هم آن طرفش را خیال می کنند. آن که خیال می کند او بهتر است، می رود سراغ اینکه ببیند در اسلام کجاها اسمی از این مسأله برده شده، بدون اینکه توجه به اطراف مسأله بکند ببیند که آنجائی که گفتند، پهلویش چه گفتند. یک دسته می روند آن چیزی را که باز خودشان به نظرشان رسیده، می روند دنبال آنکه او را پیدا بکنند. من در نجف که مشرف بودم، می دیدم که در این دیوارهای نجف، کربلا، یک چیزهائی را همین بعثی ها که اساس ادیان را منکرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهج البلاغه، آنهائی که در نهج البلاغه راجع به - فرض کنید که - انتقاد از اینکه سرمایه داری اگر چنانچه بزرگ بشود در پهلویش مظلوم پیدا می شود، اینطور شعارها را می نوشتند، منتها آنها نیت سوء داشتند. آنها اشخاصی نبودند که بروند برای اینکه نهج البلاغه چه می گوید، اطاعت کنند. و اما همان اشخاصی هم که حسن نیت دارند، خدمت می خواهند بکنند به این کشور، خدمت به اسلام بکنند، گاهی به واسطه بی توجهی به همه اطراف مسأله، می بینید که یک راهی را پیش گرفتند که این راه، راه به خیال خودشان اسلام است، لکن جهات دیگرش را توجه نکردند. از این جهت آنی که من آرزو دارم این است که ما، شماها که در مرکز قانونگذاری هستید و از همه مهمتر محل شماست و دیگران هم که در ما بعد این واقع هستند، ما تحت تأثیر هیچ مکتبی واقع نشویم. نمی خواهم بگویم همه شما تحت تأثیر واقع شدید، لکن یک عده ای ممکن است تحت تأثیر تبلیغات آن طرف یا تبلیغات آن طرف. ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم و مطالعات اسلامی داشته باشیم، یا از کسانی که مطالعات اسلامی دارند یاد بگیریم که آیا سرمایه داری تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه می گوید و کمونیسم را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد اگر یک مکتب انحرافی ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شده ایم، حسن نیت داریم، خیلی هم میل داریم که ملت چه باشد، صلاح این است که امروز چه جور بشود، صلاح برای اینکه اسلام تقویت بشود این است که امروز چه جور بشود. همه اطراف مساله مطالعه نمی شود که ببینند آن صلاح آخری، آنکه اسلام گفته است، این یک مطلبی است که از خداست. خدا اینطور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چی است برای یک ملت یا برای یک جمعیت مصلحت چی است و مصلحت حالا باید این باشد، آنوقت آن باشد. آنجاهایش هم که مصلحتی در تغییرات بوده است خدا گفته است آنها را. احکام ثانویه برای همین معناست که گاهی یک مسائلی در جامعه ها پیش می آید که باید یک احکام ثانویه ای در کار باشد، آن هم احکام الهی است، منتها احکام ثانویه الهی است. ما باید در صدد این معنا باشیم که اگر رأی به یک پیشنهادی می دهیم، توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبی از مکتب های دنیا واقع نشویم ما تحت تأثیر قرآن باشیم، تحت تأثیر احادیث از ناحیه پیغمبر صلی الله علیه و آله. اگر اینطور بشود کارها زودتر می گذرد و کارها بهتر می گذرد و نظر مردم به شما، همان نظری

صحیفه نور جلد 17 صفحه 163

است که حالا هست. اگر ده مرتبه اینطور اتفاق بیفتد که یک عده ای که اکثریت - فرض کنید - هستند، اینها یک چیزی بگویند، یک عده ای هم در اقلیت باشند چیز دیگر بگویند، برود در شورای نگهبان و رد کند، اکثریت را رد کند، نقض کند، اگر چندین دفعه اینطور بشود مردم آزرده می شوند. یعنی آن شناخت مردم از شما ممکن است یک وقت خدای نخواسته تغییر بکند و این از بزرگترین خطرهائی است که برای مجلس اسلامی است و برای اسلام است. خطر بزرگ این است که امروز ما را آن خطر احتمال می رود که آن خطر برای ما باشد، این است که یک وقت ملت از حکومت برگردد. ملت را دیگران نمی توانند برگردانند. آمریکا هر چه به حکومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد یا به افراد فحش بدهد، پیش مردم، آنها معتبرتر می شوند و از آن طرف دیگران، منحرفین هر چه شما را بدگوئی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آنوقت بود که از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه آمریکا، من آن اوایل می گفتم این را که اینها نمی فهمند چطور اشخاص را زمین بزنند، چهار دفعه تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی، وقتی تعریف کردند، مردم می فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببینند که در مجلس آنهایی که فرستادند در مجلس و همه را به دیانت می شناسند، اینها رأی هائی دهند که فقهای شورای نگهبان برای خاطر مخالفتش با اسلام رد می کند، خوب، درشان شبهه پیدا می شود. شما کاری بکنید که تحت تأثیر هیچ کس، خودتان را از تمام مکاتب دنیا، خودتان را تبرئه کنید و نصب العین شما اسلام و قرآن و احادیث اسلامی باشد، منتها چه احکام اولیه، چه گاهی احکام ثانویه. اگر اینطور بشود، شورای نگهبان رد نمی کند دیگر. و من خوف این را دارم که یک مدتی که شما گفتید و آنها نپذیرفتند، مردم درشان شبهه پیدا بشود، چنانچه این خوف برای دولت هست. اگر دولت همان مسیر مردم را سیر کند، اگر دولت با این مردمی که در صحنه بودند، چه از بازرگانانشان و چه از - عرض بکنم که دیگر مردمشان و چه از کاسب های جزئشان، همه اینها (الا نادری که هیچ وقت نبودند) اگر دولت کاری بکند که اینها را یک وقتی همه را ناراضی کند، از حیث اینکه مالیات ها را زیاد کند بدون وجه، از حیث اینکه جرم برای تأخیر مالیات بدون وجه، از اینکه جریمه برای یک مسائل قرار بدهد بدون وجه، و همین طور قضاتی که در اطراف هستند، اگر خدای نخواسته طریق شان را یک نحوی قرار بدهند که مردم کم کم شک در اینها بکنند، آن روز است که برای ما مصیبت پیش می آید، آن روز است که نه جنگ می تواند پیروز بشود و نه مجلس می تواند موفق باشد و نه دولت، آن روز است که باید فاتحه را بخوانیم شما آقایان باید توجه به این معنا بکنید که مسائل را طوری طرح کنید، مسائل را طوری رأی به آن بدهید که در شورای نگهبان رد نشود، یا اگر رد می شود در هر سالی یکی دوتایش رد بشود. اما شما از این ور یک ماه زحمت بکشید و صحبت بکنید و رد و ایراد بکنید و یک مسأله ای را تمام کنید، آنها بعد از چند روز بگویند اینها خلاف شرع است، با اسلام نمی سازد، یا با قانون اساسی مخالف است که آن هم از روی اسلام است، این وهن برای مجلس آورد و این خوف برای ما ایجاد می کند که مبادا یک وقتی مردم خیال کنند که اینها تدین ندارند، توجه ندارند که، نه تدین دارند، دیدشان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 164

آن دیدی که باید باشد بعضی شان نیست و الا نه اینکه بی تدین باشند، خیر خواهند، حسن نیت دارند، تدین دارند، اما اینطور نیست که همه اینها در دیدها یک طور باشند و همه اینها در مسائل یک طور باشند. باید طوری بشود که اگر شما با هم اختلاف کردید، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافی باشد که دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پیش مردم هم مقبول است، پیش شورای نگهبان هم مقبول می شود. و اما اگر بنا باشد که یکی اش از یک طرفی بیفتد که شورای نگهبان بگوید این خلاف اسلام است، شورای نگهبان نمی گوید که این خلاف فتوای من است یا خلاف فتوای زید است، او می گوید خلاف اسلام است، اگر اینطور بشود و تکرار بشود، این خطری است برای شما و برای همه و اگر دولت هم بخواهد اینطور مشی که گاهی وقت ها می شود، این را ادامه بدهد و مردم را در فشار قرار بدهد، بازار را در فشار قرار بدهد، بداند که فاتحه آن دولت هم خوانده خواهد شد. جلب نظر مردم از اموری است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را می کرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق. شما هم باید دنبال همین معنا باشید، دولت باید دنبال همین معنا باشد، ارتش باید همین معنا را داشته باشد، پاسدارها باید همین طور باشند. اگر خدای نخواسته بعضی از پاسدارها جوانی بکنند و یک کاری که بر خلاف موازین است انجام بدهند، اگر این تکرار بشود خدای نخواسته چشم مردم از آنها، رأی مردم از آنها بر می گردد و مورد سوأل واقع می شوند و این مصیبت است. شما گمان نکنید که قدرت نظامی شما را نگه داشته است، قدرت ایمان شما را نگه داشته است و پشتیبانی ملت ها، ملت. این را باید، این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خدای نخواسته یک وقتی از دست ما برود، همه از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر می شود.
 

ما امروز مسؤول اسلام، قرآن شریف و همه انبیا هستیم، باید بر وفق آراء آنها عمل کنیم

و ما امروز مسؤول اسلام، مسؤول قرآن شریف، مسؤول همه انبیا هستیم، باید ما بر وفق آراء آنها عمل بکنیم.
و یک کلمه دیگر هم باید عرض کنم و آن اینکه گاهی وقت ها یک کلمه ای فرض کنید که من می گویم، یک چیزی من می گویم، به نظر شما هم خوب می آید، مثلاً، آنوقت می بینی که در جاهایی، از این یک برداشت هائی کرده اند که مشمول معصیت شده اند. به من اطلاع داده اند (من که بیرون نیستم، اما اشخاصی به من اطلاع داده اند) که بعضی نوارهای بسیار مفتضح در بعضی از جاها هست به عذر اینکه فلانی گفته است که کسی حق ندارد به کسی، من همچو چیزی گویم که کسی حق ندارد نهی از منکر کند؟! من اگر بفهمم که واقعاً این صحت دارد، اذن می دهم به آن کسی که می خواهد اینها را از اطراف خیابان ها بیرون کند، این دکان هایی که این کارها را می کنند دکانشان را برچینند. خودشان توجه کنند که این مسائل، یک مسائلی است که آبروی اسلام در خطر است برایش. در جمهوری

صحیفه نور جلد 17 صفحه 165

اسلامی علناً یک همچو مسائلی در خیابانش بشود، این را نمی شود، تحمل بکنند، مردم تحمل نمی کنند. و به من نسبت می دهید، دروغ نسبت می دهید، من همچو کاری نمی توانم بکنم که یک مسأله خلاف شرع را من بگویم بله باید بشود. ما چیزهائی که بر خلاف است می گوییم نباید باشد، نه چیزهائی که بر خلاف است باید باشد.
بنابر این پاسدارها که عزیزترین افراد هستند در این کشور باید فکر کنند که این عزت خودشان را و این محبوبیت خودشان را حفظ کنند. اگر این حفظ نشود پوسیده می شوند، از بین می روند و این به این است که مشی شان را مشی اسلامی قرار بدهند. دادگاه ها مشی شان را مشی اسلامی قرار بدهند. می دهند اما خیلی توجه کنند، اگر یک جا دیدند که یکی اشتباه کرده، اشتباه را به او بگویند، اگر دیدند تعمد کرده، اطلاع بدهند تا با او رفتار اسلامی بشود و بالاخره همه ما، همه این دولت و همه این اشخاصی که در کارهای دولتی، یا در کارهایی که در جمهوری اسلامی باید بشود دست به کار هستند، باید این حیثیت خودشان را پیش مردم حفظ کنند و این حیثیت حفظ می شود به اینکه به مر اسلام عمل بشود، اعم از احکام اولیه و اگر چنانچه نشد و تشخیص داده شد به اینکه الان مصلحت در حکم ثانوی است، احکام ثانویه و اما این هم باید روی تشخیص صحیح باشد. خوب، یک نفر می نشیند می گوید که الان حکم اضطراری است باید فلان چیز بشود، یک عده ای می گویند نیست اضطراری. اینکه نمی شود گفت که حالا که یک عده ای گفتند اضطراری است، ما او را گیریم، فرض کنید چند نفر هم او اکثریت دارد. شما باید یک کاری بکنید که اضطراری را قبول کند، شورای نگهبان قبول کند، مجلس لااقل دو ثلث اش رأی بدهد به اینکه این امر اضطراری است، مشورت کنند با اشخاص مطلع. ما باید به مر اسلام عمل کنیم. آقایان، شما باید به مر اسلام، هم تکلیف شرعی تان است، هم حکم عقل است که ما باید حفظ کنیم مردم را. اگر یک وقتی مردم تو خیابان ریختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد کسانی دادند، خوب، آنوقت چه مصیبتی است. ما بس مان است آن شعارهایی که در خارج برایمان می دهند و آن شعارهایی که منافقین می دهند و امثال آنها. ما وقتی مردم را داریم، اسلام را داریم و رضای خدا را داریم، همه چیز داریم و هیچ یک از آن تبلیغات سوء تأثیری نمی کند، اما اگر خدای نخواسته مردم یک وقتی لغزش پیدا کردند دیدند شما خدای نخواسته دارید یک کار خلافی کنید و خیال کنند عمد است، خوب، آنها که نمی دانند این مسائل را، توده مردم که نمی توانند مسائل را تحلیل کنند به طوری که بفهمند که کجا عمد بوده، کجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، این مصیبت می شود برایتان. و من امیدوارم که انشاءالله جدیت زیاد در این مسأله بکنید و انشاءالله رأی هایی که شما می دهید، مشورت ها زیاد باشد، بلکه گاهی وقت ها با بعض افراد شورای نگهبان مشورت کنید و بعد از اینکه مشورت شد و این امور آنطور شد، دیگر نه شورای نگهبان رد کند و نه مردم ناراضی می شوند. مردم وقتی دیدند یک حکمی را حکم خداست، مجلس گفته است، شورای نگهبان هم که دنبال این است که احکام اگر خلاف اسلام باشد ردش کنند، حالا که قبول کردند اسلامی است، مردم با اسلام که دعوا ندارند. مردم، اسلام هر چه بفرماید قبول می کنند. کسی که جوانش را برای اسلام می دهد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 166

دیگر دنبال این نیست که مثلاً فلان چیز را ندارد، چطور باشد، یا فلان چیز را دارد، چه بشود. ما باید این اسلام عزیز را نگهداری بکنیم. مجلس اسلامی ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگان ها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد، وقتی خدمتگزار اسلام شد همه مسلمان ها با آن موافق هستند. چه در ایران و چه در خارج ایران، همه با آن موافق هستند، آن عده ای هم که مخالف هستند، مخالف اسلام اصلش هستند، آنها هم تأثیری دیگر حرف هاشان ندارد. و من امیدوارم انشاءالله که این جنگ به زودی تمام بشود و به نفع شما تمام بشود، به نفع اسلام تمام بشود و اشخاص اگر چنانچه یک وقت احتیاج به آنها شد باز بروند به جبهه ها، اگر احتیاج باشد واجب است بروند، اگر احتیاج نباشد، نه، لازم نیست. گاهی وقت ها هم آنها می گویند نباید بیایند. و کمک کنند و انشاءالله با دولت هم کمک کنند راجع به شاهراه سازی ها، راجع به این مسائل، باید دنبال این باشند که کمک بکنند. و الان ما کارمان آنی است که در رأس امور است همه می دانید که الان جنگ است، اگر این حل شود مسائل دیگر چیزی نیستند، حل می شوند انشاءالله. خداوند همه شما را حفظ کند و موفق کند و سلامت بدارد و برای اسلام همه ما خدمت کنیم و انشاءالله هواهای نفسانی را کنار بگذاریم و آن چیزی را که به حسب حدیث پیغمبر اکرم است که: (ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان) یکی اتباع هواست، یکی هم طول امل است. هواها از بین برود، طول امل ها از بین برود. اینطور نیست که ما همیشه باشیم، دیر و زود دارد، زود و دیر دارد، چند روز آن، چند روز آن، هر کسی پنچ روز نوبت اوست و بعدش وارد می شود به یک دنیائی که دنیای همیشگی است، ابدی است، یا ابدی در نعمت انشاءالله شماها باشید یا خدای نخواسته طور دیگر. بنابراین ما باید رضای خدا را به دست بیاوریم و دنبال این باشیم که رضای او به دست بیاید. حالا او روشنفکری که یک خیال دیگر می کند، هر چه می خواهد بگوید. آن دولت دیگری هم که یک چیزی می گوید، نقی می زند، آن هم هر چه خواهد بگوید، آن منافقی هم یک چیزی می گوید، آن هم هر چه خواهد بگوید. ما رضای خدا را به دست بیاوریم، چیزهای دیگر سهل است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نماینده امام در شهربانی، رئیس شهربانی کل کشور و رؤسای شهربانی های مراکز استان ها

تاریخ: 1361/11/07

 

باید رفتارتان با مردم طوری باشد که هنگام مشکلات، همین مردم مشکلاتتان را رفع کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
بحمدالله انقلاب این جدایی را از میان برداشت. ایران امروز یک گروه و یک حزب الهی شده است و دولت و قوای نظامی و انتظامی و روحانیون و همه اقشار مردم در یک صف واحد و طولانی قرار گرفته و می خواهند به اسلام و مردم خدمت کنند. و شما هم باید کاری بکنید که آن ذائقه تلخی که مردم در گذشته از دیگران داشته اند به ذائقه شیرینی مبدل سازید، که اگر چنانچه خدای نخواسته مشکلی برایتان پیدا شد، همین مردم کوچه و بازار بیایند و مشکل شما را رفع کنند، که الان هم بحمدالله وضع همین طور است. چون مردم احساس شان این است که همه چیز از خودشان است و هیچ چیز را غریبه نمی دانند و شما را فرزندان خودشان می شناسند پس شما باید به وظیفه فرزندی خود و آنها هم به وظیفه پشتیبانی و پدری عمل کنند. و مطمئن باشید تا این نعمت هست شما قوی و قدرتمند هستید و هیچ قدرتی نمی تواند شما را از بین ببرد، خدا هم شما را تأیید می کند.
 

از وظائف شهربانی است که جلوگیری از منکرات کند

من مسائل کلی را قبلاً نوشته ام که باید ایران یک مملکت اسلامی و همه چیزش اسلامی باشد. اگر کسی در احوال شخص اش مرتکب معصیت و فساد هم بشود و بر فرض اثبات هم، روی موازین شرعی باید امر به معروف و نهی از منکر نمود. نباید کسی از این معنا سوء استفاده کند و در خیابان ها کار خلاف شرع انجام دهد. یکی از وظایف شهربانی جلوگیری از منکرات است و ما هم شهربانی را به خاطر عمل به وظایفش می خواهیم. اگر کسی در خیابان از دستورات شهربانی و رانندگی تخلف کرد، باید تعقیب بشود و اصولاً هر چه در حفظ نظام مملکت و شهر دخالت دارد باید با جدیت عمل گردد. اگر شما مراکزی را می بینید که در آن توطئه ای بر علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در کار است برای خنثی کردن آن زود عمل کنید. و ابداً این صحبت نیست که دل شما بلرزد که مبادا مسأله ای پیش آید، مثلاً در منزلی که گروهی اجتماع کرده اند و خواهند انفجار و یا خرابکاری انجام دهند و یا یک

صحیفه نور جلد 17 صفحه 168

دسته و اشخاصی را از بین ببرند، این وظیفه مأمورین است که جلوی آن را بگیرند، و مراکزی که اشخاص فاسدی می خواهند در آن هروئین و تریاک تقسیم کنند و یا فساد و فحشا و منکرات و مشروبات را رواج داده و عشرتکده دایر کنند، کنترل نمایند. من امیدوارم که شما در کارهایتان موفق باشید و وظایف خود را به طور شایسته انجام دهید. خداوند همه شما را تأیید کند.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

متن نامه رئیس دیوانعالی کشور و نخست وزیر به محضر امام خمینی

تاریخ: 1361/11/12

 

متن نامه رئیس دیوانعالی کشور و نخست وزیر به محضر امام خمینی

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
به عرض عالی می رساند بررسی های انجام شده نشان می دهد که اموال منقول و غیر منقول بعضی افراد به عناوین مختلف که مستند به احکام کلی بعضی از حکام محترم شرع می باشد توقیف و گاهی ضبط می گردد، بنابر آنچه گفته می شود بعضی از احکام یاد شده را به حضرتعالی نسبت می دهند که به تشخیص این ستاد با فرمان اخیر مغایر است. نظر مبارک را بیان فرمائید.
عبدالکریم موسوی اردبیلی - میرحسین موسوی
(611113)
 

پاسخ امام خمینی به نامه رئیس دیوانعالی کشور و نخست وزیر

بسم الله الرحمن الرحیم
درباره توقیف ها مطلب همان است که در بیانیه هشت ماده ای آمده است و پیش از تعیین تکلیف شرعی در محاکم، هر گونه دخل و تصرف، خلع ید، سرپرست گذاشتن و غیره مشروع نیست و اگر حکمی و یا دستوری مخالف آن باشد، اعتبار ندارد و ستاد در جلوگیری آن، اقدام قاطع نماید و در صورت نسبت چیزی به اینجانب، تا از شخص اینجانب سؤال نشده است باید ترتیب اثر ندهند، زیرا بسیاری از امور که به اینجانب نسبت داده می شود بر خلاف واقع است.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان اصناف و بازاریان تهران و سراسر کشور

تاریخ: 1361/11/10

 

یکی از قشرهای عظیم متعهد به اسلام بازار است

بسم الله الرحمن الرحیم
متشکرم از اینکه امروز مواجه هستم با قشر متعهد اسلامی نمایندگان سراسر کشور از اصناف و بازرگانان و من امروز باید یک مقدار راجع به بازار صحبت کنم، یک مقدار هم راجع به دولت. آنکه راجع به بازار است، همه می دانیم، می دانید که بازار یکی از قشرهای عظیم متعهد به اسلام و در هر غائله ای که برای اسلام پیش آمده است، این بازار است که پیشقدم است. در قضیه تنباکو و حکم مرحوم میرزای شیرازی اعلی الله مقامه این بازار بود که همراهی کرد و منتهی به قیام شد. بعضی از بازرگانان اصفهان، از قراری که نقل شده است یکی از بازرگان های معتبر بوده است، تمام تنباکوهائی که داشته است و آنوقت تاجر تنباکو هم گفته شود بوده است - پس از حکم میرزا، آورد در میدان شاه و آتش زد و مشابه او بازارهای دیگر در تائید حکم میرزا در آنوقت قیام کردند، حتی شهید هم دادند و پس از آن، در طول مشروطیت و استبداد به صورت مشروطیت، باز در هر زمینه، این بازار است که پیشقدم است و همراه با سایر قشرهای ملت از کارگران و کشاورزان و امثال اینها، مجاهده کرده است و مشکلات را تحمل کرده است و در پیشبرد مقاصد اسلام آنچه که توان داشته است، عمل کرده است و در این پنجاه سال سیاه که تاریخ ایران را سیاه کرد، سیاه تر از رژیم های سابق کرد، فشار بر بازار بسیار بود و بیشتر بود و از بازار آنها خیلی وحشت داشتند و لهذا یک وقت هم بنای بر این گذاشتند که این سقف ها را خراب کنند، از زیر این سقف ها خوف داشتند، لکن موفق نشدند. و در این نهضت، بازار یک حظ وافر در امور داشت از تعطیلی هائی که کرد، از اعتصاباتی که کرد، البته سایر قشرها هم سهیم بودند، لکن بازار هم یک قشر عظیم سهیم در این امر بود و در این جنگ هم، بازار هم در جبهه فرستاد و هم در پشت جبهه خدمت کرد. الان هم باز، بازار است که خدمت می کند و از اسلام عزیز و از جمهوری اسلامی نگهداری می کند.
میرزا، یک آقای مرجع بود در یک دهی از عراق، او نمی توانست که خودش یا طلبه هائی که آنجا دارند بسیج کنند برای مقابله با آن سلطنت استبدادی. او حکمی فرمود، علمای بلاد هم نمی توانستند خودشان راه بیفتند و این استبداد سیاه را بشکنند. این بازار و ملت بود که پشتیبانی از مراجع خودشان کردند، از علمای خودشان می کردند و آنهائی که به راه استبداد می رفتند، آنها را به

صحیفه نور جلد 17 صفحه 170

زمین می زدند و در همین نهضت و در همین قضایائی که همه شاهد بودید و شاهد بودیم. باز، بازار است که تعطیلات طولانی کرد و با تعطیلات طولانی و تظاهرات و اعتصابات و چیزهای دیگر از این نهضت پشتیبانی کرد. البته قشرها هم همه بودند و خداوند همه را تائید کند. این بازار است که از اول، پشتوانه احکام اسلام بوده است و حالا هم هست و انشاءالله بعدها هم خواهد بود و امیدوارم که دولت توجه عمیق خاص بکند به بازار و آنچه که از دست او بر می آید به این قشر متعهد خدمت بکند.
 

متصدیان امور همه شان می خواهند خدمت بکنند و آنقدر که قدرت دارند عمل می کنند

آن چیزی که مربوط به دولت است، باید من عرض بکنم و شما هم می دانید و شاید بعضی ها کمتر بدانند، بعضی ها بیشتر. آن شناختی که من از این متصدیان امور دارم که بعضی از آنها سال های طولانی با آنها بوده ام و از نزدیک ملاقاتشان می کرده ام و بعضی دیگر هم که در طول این خدمتی که مشغول بودند با آنها آشنا شدم. ما یکی، یکی از اینها را، البته به طور اجمال که مزاحم شما نشوم، به شما عرض می کنم. شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بنای قلبی اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی کنید. ایشان را من سال های طولانی می شناسم و در آن زمانی که اول نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف برای رساندن پیام ها تشریف می بردند و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. یک نعمتی خدا به ما، این است که داده.
مجلس مان را شما ملاحظه کنید، بسیاری از آنها را من از نزدیک می شناسم، یعنی سابقه طولانی دارند مثل رئیس مجلس و بسیاری از آقایان دیگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزاری و هر چه توان دارند، آنها را می شناسم و در این طول مدتی که مجلس برپاست می دانم که همه اینها خدمتگزارند، در بین آنها من نمی توانم یکی را پیدا کنم که بتوانم بگویم که این، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سلیقه، اختلاف دید، اختلاف اجتهاد در هر قشری هست، در علما هم هست، در مجتهدین هم هست، در شما آقایان هم هست که اختلاف سلیقه دارید، اختلاف دید دارید لکن مشترکند در اینکه خدمتگزارند و همه می خواهند خدمتگزار باشند و در بین آنها من حتی یک نفر را نمی توانم بگویم که این یک نفر به اسلام خیلی علاقه ندارد، همه شان علاقمندند با اختلاف سلیقه ای که دارند. و شورای نگهبان، این فقهائی که در آنجا هستند تمامشان را من از نزدیک سال های طولانی می شناسم که باید بگویم اینها را من بزرگ کرده ام آنها هم که حالشان معلوم است. و اما دولت آنها را هم بعضی از آنها که سال های طولانی من با آنها آشنا بودم، بعضی از وزراء و بعضی از آنها را در این مدتی که متصدی خدمت بودند، با آنها آشنا شدم و آنها را شناختم، اینها هم همه شان می خواهند خدمت بکنند. شما گمان نکنید که در بین آنها، یکی پیدا بشود که نخواهد خدمت بکند و آنچه که توان دارند اینها، هم توان خودشان را انجام می دهند و آنقدر که قدرت دارند عمل می کنند. قوه قضائیه هم که معلوم است

صحیفه نور جلد 17 صفحه 171

اشخاصش، من از اول آشنا بودم به بسیاریشان و الان هم اشخاص معتبری در آنجا هستند، متعهدی هستند، لکن من تفضیل دیگر نمی خواهم بدهم.
 

گرفتاری هائی که دولت الان با آن مواجه هست، یک قضیه الان قضیه جنگ است

من می خواهم حالا به شما آقایان گرفتاری، بعضی گرفتاریهای اینها را، نه همه را، بعضی گرفتاری هائی که دولت الان با آن مواجه هست عرض کنم تا ببینید که با این گرفتاری های الان هم بسیاری از کارها را انجام داده اند و در سرتاسر کشور خدمت هائی کرده اند که در این پنجاه سال نشده است. این آیا سزاوار این نیست که ما تقدیر کنیم از آنها و تشکر؟ یک قضیه الان قضیه جنگ است. شما شاید بعضی تان بدانند که جنگ در هر روز چقدر خرج دارد، چقدر مهمات می خواهد، چقدر مخارج روزانه است برای جنگ. نفس جنگ امروز در هر روز بیشتر از چند صد میلیون خرج دارد. پهلوی این بگذارید آن خرابی هایی که در جنگ به ما وارد شده است و آن جنایاتی که رژیم بعث بر این ملت ضعیف کرده است. دنبال این جنایات، آواره هایی که جنگی هستند و غالب بر بیشتر از یک میلیون، دو میلیون هست - که حالا من عددش را خیلی نمی دانم - آنها هم یک چیزی هست که دولت باید درست کند کارشان را. پهلوی این بگذارید آوارگانی که از عراق، از ایرانی هایی که سابق در عراق بودند و زندگی در عراق می کردند، بیرون کردند و دولت متکفل امور آنهاست، آواره هائی که از افغانستان الان در ایران هستند و مشکلات زیادی دارند آنها هم، این خرابی هائی که بخواهند ترمیم بکنند (البته ملت خیلی کمک می کند در همه این امور لکن اینطور نیست که کمک ملت کافی باشد، این مقدار از کمک که کردند) دولت هست که متکفل این امور هست و مسؤول این امور هست، هر روز مواجه با یک مشکلات عظیم است. می خواهد که کامیون برای جنگ بفرستد راجع به خواربار که باید از اینجا به آنجا ببرند گرفتار است، بخواهد خواربار را بفرستد راجع به جنگ گرفتار است، معذلک با تمام قوا جنگ را مقدم می دارد. الان گرفتاری دولت به قدری است که این بودجه هائی که ملاحظه می کنید اینها نمی تواند کار دولت را درست کند، این ملت است که باید درست کند.
حالا من عرض می کنم به شما، ما فرض می کنیم که حضرت امیر سلام الله علیه امروز در ایران بود و رئیس دولت بود و ملاحظه می کرد که یک جمعیتی، صدام و آنهائی که با او موافقند، یعنی همه دولت های دنیا به استثنای بعضی، این هجوم کرده است به ایران و خرابی کرده است و نفوس مردم را تلف کرده است و آواره کرده است و غارت کرده است و خرابی. حضرت ببینند که الان اسلام و ملت اسلام و اعراض نفوس ملت اسلام در خطر این است که این یاجوج و مأجوج بر یزد به ایران و همان کاری را که در اهواز کرد و خرمشهر کرد در تهران بکند و در مشهد بکند و در اصفهان. اگر حضرت احساس این معنا را کرد، چه کرد؟ می نشست موعظه می کرد؟ می گفت که خودم تنها درست می کنم؟ پول نداشت، کافی نبود، مالیات تنها کافی نبود، چه بکند؟ حضرت آنوقت حکم می کرد به اینکه مردم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 172

به حسب توانشان، مستضعفین، طایفه کم درآمد، اینها کنار و طایفه هائی که پر درآمدند، صد میلیون مثلاً اینها هر سال در می آورند و بیشتر و خصوصاً آنهائی که کاری به کار این مسائل ندارند، البته نوع بازرگانان اینجور نیستند، نوع تجار اینجور نیستند، نوع کسبه اینطور نیستند، اما در بینشان خوب اشخاصی هست، شما هم می شناسید که یک معامله چند صد میلیونی می کند و در آن معامله هم بیشتر از صد میلیون نفع می برد و حساب و کتابی هم در کارش نیست. امیرالمؤمنین با این کشوری که در معرض خطر است چه می کرد؟ همه افراد را می فرستاد جنگ با فشار، اموال اشخاصی که ثروتمند بودند و اینها را می گرفت و می فرستاد و اگر نمی رسید عبای خودش را می داد، عبای من را هم می داد، کلاه شما را هم می داد برای حفظ کشور اسلام، برای حفظ نوامیس خود این مردم. شما می دانید که اگر خدای نخواسته صدام یک وقت دستش به تهران برسد چه خواهد کرد؟ برای شما اموال می گذارد؟ برای شما اعراض می گذارد؟ برای شما نفوس می گذارد؟ می دانید چه خواهد کرد؟ می دانید که خطر دارد الان؟ خطر، صدام قابل آدم نیست، اما صدام و آنهایی که پشتوانه او هستند، دولت هایی که پشتوانه او هستند، آنهایی که کمک می کنند به آنها، قدرت های بزرگی که اسلحه می دهند، قدرت های بعد از او که آدم می فرستند، تجهیزات می فرستند، و افراد می فرستند، خوب، یک همچو خطری الان برای ایران هست. آیا در یک همچو خطری که همه متوجه همه است، نه متوجه یک قشری، خطر خوزستان متوجه همه جای ایران است، خطر خرمشهر و آبادان و - عرض می کنم که - آنجاهایی را که آنها آنوقت در تصرف داشتند و آن کردند که مغول نکرده بود در طول تاریخ، این متوجه به همه است. انصاف است که در یک همچو وقتی احتکار بشود، این ملت را در مضیقه بگذارند؟ انصاف است که در یک همچو وقتی گرانفروشی بشود که دولت به جان بیاید و نتواند درستش بکند، یا باید کمک کرد به این دولت؟ تکلیف نداریم ما که کمک می کنیم؟ تکلیف شرعی، این اصناف محترم، این بازاری های محترم، اینها می توانند مبارزه کنند با گرانفروشی، با اینکه اجناس را به قیمت ارزانتر بفروشند، آن مقدار که گیرشان آمده، اگر اجناس را به قیمت ارزان بفروشند، محتکرین کنار می روند، نمی توانند نگه دارند، یا محتکرین را بروند خود اصناف بروند آنجا، به آنها بگویند آقا چرا این کار را می کنید در یک همچو وقتی که همه چیز ما در معرض خطر است، ما حق داریم که بنشینیم هی گله کنیم از اینکه مثلاً فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است؟ خوب نمی توانیم. مسأله بالاتر از این معنایی است که من و شما خیال می کنیم، مسأله، مسأله آمریکا است نه مسأله صدام. مسأله فرانسه هست، مسأله شوروی است.
 

بازار را ما باید حفظش کنیم با تمام قوا، از آن طرف بازار باید دولت را حفظ کند

خوب، ما باید، این ملت ما تا حالا مقاومت کرده و خداوند انشاء الله حفظشان کند و از این بعد هم مقاومت کرده است و می کند و باید هم زیادتر مقاومت کند. شما بسیاریتان یادتان هست این جنگ دوم را، ما که داخل جنگ نبودیم، طرف جنگ نبودیم و لکن وقتی که اینها ریختند به ایران و ایران هم هیچ نتوانست کاری بکند و آن ارتش شاهنشاهی و آن حرف هائی که رضاخان می گفت، معلوم شد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 173

همه اش پوچ بود، اینها وقتی وارد شدند، با اینکه آنها هم کاری به مردم نداشتند، همین وارد شدند، اما دیدید که ارزاق چه جور بود؟ دیدید که هیچ نانی پیدا نمی شد؟ دیدید برنج نبود؟ هیچ نبود، جیره بندی بود، آن هم با آن قیمت گران در بعضی اجناس. ما امروز در جنگ هستیم آقا، ما، شوخی نیست. مسأله جنگ شوخی نیست، خرج جنگ شوخی نیست، مقاومت در مقابل جنگ شوخی نیست، یک لشکر را یا چندین لشکر را تجهیز کردن برای مقابله، اینها یک اموری است که دولت گرفتارش هست و دارد خدمت می کند. ما این دولتی که خدمت می کند باید تقدیرش بکنیم، کمکش بکنیم. چهار نفری که توجه ندارند، یک چهار نفر دیگری هم که منافق هستند می آیند هی به او یک چیزی می گویند، به آنها یک چیزی می گویند، ناراحتی ایجاد می کنند در مردم. خدا داند که با این جنگ و با این وضعی که الان برای ایران هست و آن محاصره اقتصادی که هست و آن کمک ها و کارشکنی هایی که هست و آن تبلیغات سوئی که بر ضد شما و بر ضد اسلام هست، معذلک دولت ایستاده است و دارد خدمت می کند، این اعجاز است. باید ما کمکش بکنیم، زیر بغلش را بگیریم تا بتواند کار بکند. باید اشکالاتی که حتماً می دانند، خود آنها هم می دانند که اشکال زیاد است، اما چه بکنند؟ بگویند که رها، هر کس هر کار می خواهد بکند؟ خوب، یک عده هستند که وارد می کنند و به قیمت های چندین مقابل می فروشند، یک عده هستند که احتکار می کنند، یک عده هست نمی کنند خوب، این بیچاره دولت چه بکند؟ جنگ را رهایش کند، می شود؟ آوارگان را رهایش کند می شود؟ مستضعفان را رها کند، می شود؟ شما ببینید در همین بساطی که الان برای ملت ما پیش آمده است و دولت هم آنقدر در مقابل اینها مقاومت کرده، چقدر ساختمان کرده برای مردم، چقدر راهسازی کرده برای مردم. من مکرر به اینها گفتم که آقا این کارهایی را که می کنید، بیایید بگویید، بیائید به مردم بگویید تا توجه پیدا کنند. خوب شما هم خیلی می دانید اکثر شاید بدانند که در آنجاهائی که هیچ برایشان کار نشده بود، نه آب داشتند، نه زمین داشتند، نه راه داشتند، هیچ نداشتند، نه طبیب داشتند، الان همه اینها تا یک حدودی که قدرت داشته دولت، عمل کرده و خوب عمل کرده است. بنابراین ما باید از یک همچو دولتی که نمونه است، شما خیال می کنید که صدام اینطوری عمل می کند؟ صدام هم مبتلای به جنگ است، همه هم به او کمک کنند، اما بپرسید از آنهایی که از عراق می آیند ببینید چه می کند او، بپرسید از این آقایان عراقی که آمدند و فرار کردند آمدند، دارد چه کند با این مردم، این حبس های او و اشخاص اخیار را در حبس هایش چه می کند. بنابراین ما دو طرف قضیه را باید ملاحظه کنیم. از آن طرف بازار را ما باید حفظش بکنیم با تمام قوا، همه مان موظفیم. بازار است که ما را نگه داشته، همه را نگه داشته، از آن طرف، بازار باید دولت را حفظ کند. اگر رها کند چه بکند دولت. آقای موسوی، نخست وزیر یک کاسب است مثل شما کاسب بوده دیگر، پدرش هم الان ظاهراً کاسب است. خوب، آن که چیزی ندارد که خودش بدهد، وزیرهای دیگر هم همه از این قبیل اند. دولت خودش که چیزی ندارد. دولت می خواهد دفاع از جان شما، از ناموس شما، از مال شما، از حیثیت شما بکند. خوب، ما خودمان باید این کار را تکفل بکنیم و آن مقدار که می توانیم، اینهایی که سرمایه های کلان دارند. اگر یک وقتی شما

صحیفه نور جلد 17 صفحه 174

شنیدید که این آقایان بعضی می گویند تروریست اقتصادی و محتکرین را می گویند، محتکرین را می گویند، عامه بازار که محتکر نیستند، متعهدند آنها، آنها خلاف شرع نمی کنند. یک دسته هستند که هم نق می زنند، هم کاری به این کارها ندارند، هم مال مردم را احتکار می کنند و گران می فروشند و بازار سیاه درست می کنند، یک دسته هم اینها، اینطور نیست که به بازار کسی جسارت کند، من تا حالا از هیچ کس نشنیدم که در بازار یک حرفی زده باشد. خوب، این بازاری است که بازار مسلمین است، این بازاری است که از اول تا حالا خدمت کرده و حالا هم خدمت می کند، بعدها هم خدمت خواهد کرد. بنابراین ما هم در گرفتاری های دولت باید ملاحظه کنیم، هم گرفتاری مستضعفین و بیچاره ها باید ملاحظه کنیم، هم گرفتاری این آواره هایی که آمدند و الان هستند. ما که نمی توانیم این آواره ها را، خصوصاً این آواره هایی که از خود ما هستند از اهواز آمدند، از - عرض کنم - خرمشهر آمدند، از این بلادی که مورد تعدی واقع شده است آمدند، از خوزستان آمده اند، بالاخره از جاهای دیگر هم آمده اند و همین طور میهمان هایی که داریم، خوب افغانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی هستند یا بیچاره ها را از خانه هایشان دور کردند، مالشان را بردند، خودشان را فرستادند اینجا. خوب، باید چه کرد با اینها؟ نباید اینها را پذیرائی کرد؟ ما مسلمانیم، آنها هم مسلمانند. ما باید از آنها پذیرائی کنیم. خدمت کنیم به آنها و این دولت است که دارد این کارها را می کند. عمق کار دولت را ما نمی توانیم درست بفهمیم، تا یک دولت نیاید بنشیند، تا بعضی از آقایان محترم اصناف نروند پیش دولت بنشینند، از این نمایندگان، دولت برایشان تشریح کند که ما گرفتاری مان چی هست، آنقدری که آنها گرفتاری دارند ما تصورش را نمی توانیم بکنیم. بنابراین ما دو طرف قضیه را باید ملاحظه کنیم. یعنی از همه ابعاد ما باید توجه بکنیم به مسائل و مشکلاتمان و اسلام همه ما را مسئول قرار داده، وقتی اعراض نفوس مسلمین در معرض خطر است، برای همه ما واجب است که اگر به اندازه کافی ندارند آنها جمعیت، پاشیم برویم، آن که می تواند باید پا بشود برود، برای همه واجب است که حالایی که یک عده ای داوطلب شدند و بحمدالله زیاد هم هستند و رفتند تو جبهه ها هم الان، الحمدلله خوب است، لکن پشت جبهه مشغول باشند به تأیید دولت، مشغول باشند به اینکه دولتی که در هر ماه چند میلیون خرج جنگ فقط می کند، هر روز هر روز چند صد میلیون خرج جنگ را دارد دولت، از آن طرف هم عایدی دولت مهمش نفت بود که نفت را حالا نمی گذارند ما استخراج کنیم زیاد. نمی شود هم نفتی که مال نسل های آینده است همه اش را در بیاورند و حالا خرج کنند و چهار روز دیگر زندگی نتوانند بکنند. باقی اش این است که خوب مردم کمک کنند، خیرخواه ها کمک کنند، ما نصیحت می کنیم، استدعا می کنیم از آنها که کمک کنید به این دولتی که مشغول گرفتاریش هست و آن همه گرفتاری دارد. دولت هم باید به شما کمک کند، طرفینی است قضیه، یک طرف را نباید حساب کرد. از آن طرف دولت که می تواند باید خدمت کند آنقدری که توان دارد باید خدمت کند به بازار و به مستمندان و به دیگران، از آن طرف هم آقایان همه باید خدمت بکنند. منتها اینکه حالا من دارم می گویم، به گوش یک عده زیاد اما کم مایه، کم سرمایه، به گوش آنها می رود، اما یک عده ای هم هستند که سرمایه های هنگفت دارند، آنها

صحیفه نور جلد 17 صفحه 175

این حرفها را خیلی گوش نمی دهند، حساب آنها با خدای تبارک و تعالی است. انشاءالله خداوند همه شما را تأیید کند، موفق باشید و همه و همه ما و دولت، همه دنبال این باشیم که اسلام را پیاده کنیم و احکام اسلام را و امیدواریم که پیروز بشویم و پیروز می شویم و خداوند همه شماها را حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر و معاونین وزارت صنایع سنگین و اعضای هیأت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران

تاریخ: 1361/11/14

 

وقتی انسان اراده کرد به پیش می رود

بسم الله الرحمن الرحیم
من معتقدم که شما و همه کسانی که به کاری اشتغال دارید باید دو جهت را مراعات کنید، یکی اتکاء به خدا و تلاش برای کسب رضایت او در جهت قطع هر گونه وابستگی این مملکت به اجانب است چون برای جمهوری اسلامی ایران عیب است که دستش پیش دیگران دراز باشد، و دوم اینکه هیچگاه از کارها مأیوس نشوید چون همه چیز یک دفعه درست نمی شود و کارهای بزرگ باید به تدریج صورت گیرد و این بستگی به اراده انسان دارد، وقتی انسان اراده کرد به پیش می رود. شما ببینید در همین قضایای انقلاب عده ای گفتند مگر می شود بدون اسلحه با آنها طرف شد اما وقتی که ملت اراده کرد موفق گردید و اکنون شما کمرتان را محکم ببندید و آن افکاری که همه کارها را شرق و یا غرب باید انجام بدهد از ذهنتان بیرون کنید و تصمیم بگیرید که همه را خودتان انجام دهید. الحمدلله کشور ما جوان های با استعداد و کارآمد زیاد دارد و کسی بالای سر آنها نیست که مانند زمان سابق نگذارد آنها در امور تخصصی مداخله کنند و یا آنها را در حد معمول کارگری نگه دارد. اکنون محیط برای فعالیت شما باز و زیاد است و من دعا می کنم که شما در این کار بزرگی که بناست انجام بدهید موفق باشید.
*نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با فرمانده و پرسنل نیروی هوائی و گروهی از کارکنان هواپیمائی جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/11/19

 

تعهد و فداکاری شما نیروی هوائی از یاد همه مستضعفان محو نخواهد شد

بسم الله الرحمن الرحیم
من این پیروزی های قدرتمندانه اسلام در این دهه اخیر فجر به همه شما آقایان و تمام نیروهای مسلح و امت بزرگ اسلامی تبریک عرض می کنم. مجاهدات شما برادران نیروی هوائی که اول نیروئی بود که به اسلام پیوست و اول نیروئی بود که به اسلام رو آورد و قرآن، و به طاغوت پشت کرد. این تعهد و این فداکاری که در آنوقت ارزش فراوان داشت، از یاد ملت، از یاد همه مستضعفان محو انشاءالله نخواهد شد و شما در پیشگاه خدای تبارک و تعالی آبرومندید و ارزشمندید که در وقت مشکل این سد را شکستید و در دنباله شما سایر نیروها هم متصل شدند به ملت و بحمدالله پیروزی حاصل شد و طاغوت مبدل به رحمان شد و شمائی که در آنوقت در خدمت طاغوت بودید، از آن روز تاکنون در خدمت اسلام و در خدمت خدای تبارک و تعالی هستید.
این پیروزی که برای شما و قوای مسلح از اول انقلاب تاکنون پیدا شده است، یک امر عادی نمی شود تلقی اش کرد، اما در اول انقلاب می دانید که ما مواجه بودیم با چه قدرتی که در سال های طولانی او را مجهز کرده بودند ولو اینکه برای ایران مجهز نکرده بودند برای مقابله با دشمن های امریکا مجهز کرده بودند و می دانید که همه قدرت ها هم دنبال او بودند و به او کمک می کردند و معذالک این ملت در آنوقت که چیزی نداشت، دست تهی بود، بر این قدرت ها غلبه پیدا کرد و از جمله غلبه ها قضیه اتصال شما برادران بر ملت بود که در آن روز شعارهای ملت، دعوت شما به برادری بود و شما هم پذیرفتید و در کنار برادرانتان تا امروز مشغول جهاد مقدس هستید. باید ما همه بدانیم که دنبال اینکه ملت و همه اقشار نظامی و قوای مسلح برای خدا و برای پیاده کردن احکام خدا و برای بیرون راندن شیطان و رژیم طاغوت و جایگزین کردن (الله اکبر) به جای اینها. و رژیم جمهوری اسلامی در همه مراحل به ما و شما کمک فرموده است و عنایاتش از شماها سلب نشده است و من امیدوارم که شما و همه ما و همه ملت به عهد خودشان برای خدای تبارک و تعالی باقی باشند و خدای تبارک و تعالی هم اگر شما نصرت بکنید و عده فرموده است که نصرت کند به شما و تاکنون هم نصرت فرموده است. شما ملاحظه بفرمائید که در هر مرحله ای از مراحل که ملت ایران و ارتش ایران و سپاه ایران و سایر قوای مسلح روبرو شدند با کفار، در عین حالی که اینها ساز و برگشان به اندازه آنها نبوده است و آنها از

صحیفه نور جلد 17 صفحه 184

همه جا گدائی کردند و به آنها کمک شده است و ایران جز اتصال به خدای تبارک و تعالی به جای دیگر اتصال ندارد، این خدای تبارک و تعالی است که این پیروزی ها را نصیب شما و نصیب ملت شما کرده است و الا یک قوائی که در سنگرهای از پیش ساخته شده نشسته اند، سنگرهای بسیار عظیم نشسته اند و به همه جور از قوای از مهمات مجهز هستند، از سلاح مجهز هستند، آنوقت یک عده از این طرف در بیابان ها راه بیفتند و آنها را از سنگرها بیرون کنند و سنگرها را خالی کنند و از آنها آنقدر اسیر بگیرند که شما می دانید. یک مسأله ای نیست که ما یک امر عادی حساب بکنیم و پای خودمان حساب کنیم. این مسأله مافوق طبیعت است. این مسأله روی عنایاتی است که خدا به شما کرده است و دارد. و برای ما همه این عنایت خدای تبارک و تعالی بالاترین درجه است و ما همه مرهون نعمت های او هستیم و باید همیشه این مطلب را در نظر داشته باشیم.
 

امروز شما می بینید که همه اقشار ملت یک دست هستند در مقابل کفار

و خدای تبارک و تعالی هم به دنبال اینکه شما این نعمت را شکر می کنید زیاد می کند این نعمت را - اگر شکر - اگر شکر بکنید وعده فرموده است که من زیاد می کنم. نعمت های خودش را زیاد کند. امروز شما می بینید که همه قوای مسلح، قوای مسلح و ملت همه با روحانیت، روحانیت با همه، یک دست هستند در مقابل کفار و رمز پیروزی شما همین است. یک همچو مجلسی که الان ما داریم که روحانیت با شما مخلوط هستند و در سابق اگر یک روحانی هم در آنجا بود روحانی وابسته به دربار بود و امروز روحانیونی هستند که از خود این مردمند و خدمتگزار این مردمند و از حوزه های علمی هستند و به هیچ جا مربوط نیستند. امروز این مخلوطی که ایران دارد که سپاه با ارتش، ارتش با بسیج، بسیج با همه، عشائر با شما با همه. ملت پشتیبان، روحانیت پشتیبان، همه با هم هستید، این یک نعمتی است که خدای تبارک و تعالی به ایران مرحمت فرموده است و گمان نکنید در جای دیگر این نعمت باشد و علتش هم این است که ایران برای اسلام قیام کرد. از اول فریاد زد که ما اسلام را می خواهیم و خدای تبارک و تعالی برای اینکه به اسلام ارج می گذارد، این کاری که شما کردید، در پیشگاه او ارزش داشت و شما را یاری کرد و اگر ملت های دیگری هم همین برنامه را داشته باشند و برای اسلام و برای خدا حرکت کنند، خدای تبارک و تعالی با آنها هم همان خواهد کرد که با شما خواهد کرد. عمده این است که ما تکلیف مان را بفهمیم. عمده این است که بشر بفهمد که باید چه بکند. اگر بشر راه خودش را پیدا بکند، خدای تبارک و تعالی راه های هدایت را، راه های پیروزی را به او نشان می دهد. شما گمان کنید که این رعبی که خدا در دل اینها انداخته است، به واسطه تفنگ ماست؟ به واسطه قدرت ماست؟ این یک رعبی است که در صدر اسلام هم خدای تبارک و تعالی پیغمبر اسلام را با همین رعب که به دل دشمنانش می انداخت پیروز می کرد و الا آنها هم در مقابل دشمنانشان ساز و برگی نداشتند. اینکه یکدفعه وقتی الله اکبر گفته می شود فوج فرار می کنند، سنگرها را خالی می کنند، در همین اخیر که اطلاع دادند دیدید که به مجرد اینکه اینها حمله کردند و صدای الله اکبر را بلند

صحیفه نور جلد 17 صفحه 185

کردند، آنها فرار کردند. در خرمشهر هم همین شد. جاهای دیگر هم همین. بنائاً علیه ما باید این نعمت خدا را حفظ کنیم و این رحمتی که خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کند، کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کند و کوشش این است که اولاً الهی بشویم، در راه خدا خدمت بکنیم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم و خودمان را از او و به سوی او بدانیم و دنبال همین معنا آنوقت آن مسأله دوم که وحدت و انسجام است حاصل می شود، برای اینکه تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است. وقتی که شما الهی شدید، رحمانی شدید، توجه به خدا داشتید، دنبال او دیگر تفرقه حاصل نمی شود، اختلاف حاصل نمی شود. و بحمدالله امروز ما بین همه قوای مسلح یک انسجام بزرگ هست و امیدوارم که همه توجه داشته باشید که این انسجام را حفظ بکنید.
 

کوشش کنیم که این رحمت الهی ادامه پیدا کند

و به این بوق های تبلیغاتی که در دنیا بلند است بر ضد شما، بر ضد همه بلند است، به اینها هیچ وقت اعتنا نکنید. اینها گاهی تحریک می کنند ارتش را (ارتش را دیگر، در ایران ارتش دیگر کاری به جمهوری اسلامی ندارد) و گاهی از این طرف تحریک می کنند. اینها شغلشان این است که در هر شکستی که بخورند یک مدتی که اصلاً بروز نمی دهند شکست را، یک مدتی هم می گویند که این می گوید اینطوری، آن می گوید اینطوری. الان هم می گویند که دولت ایران می گوید که ما چه کردیم، صدام هم می گوید که ما تمامشان را از عراق بیرون کردیم، همه را کشتیم یا بیرون رفتند و تجهیزات آنها را هم همه را ضبط کردیم. اساس صحبت همین است و باید دولت های منطقه این مطلب را بفهمند که اگر چنانچه با اسلام آشنا بشوند و با ایران دست برادری بدهند، ایران می تواند آنها را از شر همه قدرت ها نجات بدهد و آنها دیگر انشاءالله و آنها دیگر خوف اینکه اگر ما چه بکنیم آمریکا چه می کند، نداشته باشند. خوب، ما همان هائی که شما می ترسید عمل کردیم. ما یک نوکر نشاندار بزرگی از آمریکا بیرون کردیم و ما سفارت امریکا که اسمش سفارت بود و جاسوسخانه بود، بستیم و تصرف کردیم و ما جاسوس های امریکائی را بیرون کردیم. و ما مستشارهای امریکائی را بیرون کردیم و امریکا هم نتوانست کاری بکند، می خواست بکند. و - ما در صورتی که - ایران در صورتی که یک جمعیت محدود فوقش چهل میلیونی دارد و یک مهمات و اسلحه محدود دارد، در عین حال ایستاده در مقابل همه قدرت ها و از هیچ قدرتی هم باک ندارد، برای اینکه به یک قدرت اتکال دارد و او خداست. وقتی به او اتکال داشت و اتصال داشت، احتیاج به اینکه به دیگران اتصال پیدا کند ندارد. وقتی بناشد یک جمعیت چهل میلیونی بتواند در مقابل آمریکا و در مقابل شوروی، در مقابل فرانسه و در مقابل همه اینها بایستد، یک ملت اگر یک میلیاردی شد، آنوقت کسی می تواند با او مخالفت کند؟ این مسلمان ها که قریب یک میلیارد جمعیت دارند، لکن متفرق از هم هستند، هر کدام یک سازی می زنند، دولت هایشان با ملت هایشان مخالفند، ملت ها هم با دولت ها همین طور، هر دولتی هم با دولت دیگر اگر هم بگوید دوستم، دروغ می گوید. این صدام که حالا اینقدر، تا حالا اینقدر ادعا می کرد که من وابستگی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 186

به آمریکا ندارم و من با اسرائیل دشمنم و با مصر دشمن هستم و من یک عربی هستم که فقط عربیت را می فهم و آمریکا و فرانسه و دیگران را اصلاً کاری ندارم و قبول ندارم، حالا معلوم شد که که قضیه چی هست، حالا معلوم شد که این مرد، هم آمریکائی بوده است هم اسرائیلی بوده است و هم در غیاب آنها با شوروی بست و بند داشته است و هم با فرانسه. آنی که در ذهنش نبوده، عرب بوده، با مصر هم به اعتبار اینکه آمریکا با مصر است، آن مربوط است والا او تابع این است، می خواهد قدرت خودش را در همه منطقه جا بزند. از اول هم که وارد این هجوم شد، بازیش دادند و بزرگ منشی خودش به اصطلاح و بلند بینی خودش به اصطلاح و آن حب شیطانی نفسانی خودش هم بود. آمریکا هم بازیش داد که ایران دیگر چیزی ندارد، خوب ارتشش که از بین رفت و پاسدارها هم که چیزی نیستند و دیگر مردم هم که اصلاً کاری به این حرف ها ندارند، تو بیا برو ایران را بگیر. نفت ایران مال تو. وقتی شد، چه خواهی کرد، چه خواهی شد، منطقه را تو بگیر، همه منطقه مال تو. یک همچو حرف هائی زدند و کلاه سرش گذاشتند. این بدبخت هم از آنها گول خورد و حمله کرد به ایران و هیچ یک از اینها ایران را نمی شناختند، یعنی ایران را خیال می کردند مثل زمان سابق است. ایران را آنها نمی دانستند که وقتی یک ملتی اسلامی شد، یکدفعه فریاد اسلام را زد، این غیر از آن چیزهائی است که آنها می فهمند. آنها اصلاً از قدرت اسلام اطلاع ندارند، نمی فهمند، نه آنها نمی فهمند، بعضی از اینها هم که از خود ما بودند و فرار کردند و منافقی کردند، اینها هم نمی دانستند یعنی چه ایران. اینها هم خیال می کردند که اگر ما یک صدائی در آوریم تمام شود قضیه و مثلاً در آمل اگر یک دسته از کمونیست ها می گفتند اگر ما یک دفعه آمدیم در خیابان، دیگر همه مردم با ما هستند. یک همچو حماقت ها اسباب این شد که صدام وارد یک دامی بشود که از صد تا دامی که او دارد بیشتر باشد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما عنایاتش را مستدام بدارد و ما در خدمت او بیشتر از سابق باشیم و همه با هم مجتمعاً ید واحده باشیم بر ما سوی و خداوند همه شما را سلامت بدارد و ارزش های شما هیچ وقت از ذهن ما خارج نمی شود و اول کسی که به ما و به اسلام ملحق شدند شما بودید و شما سابقین السابقین هستید و مقرب هستید پیش خدا انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین و حکام شرع دادگاه ها و دادسراهای انقلاب اسلامی مرکز

تاریخ: 1361/11/18

 

آنی که اساس است آن است که ما حساب مان را با خدا درست کنیم، نه با مردم

بسم الله الرحمن الرحیم
من هم مشکلات دادگاه های انقلاب را و دادسراهای انقلاب را می دانم که خیلی زیاد است، و هم زحمات آنها را می دانم که زحمات بسیاری است، برای اینکه خود مواجه شدن با امثال آنهایی که سر و کارشان با این دسته از آقایان است، اصل مواجه شدن با آنها خودش مشکل است. فرضاً که انسانی بخواهد به آنها مسائلی را بگوید و آنها جواب بدهند، اینها، این مسائل هم البته حجمش خیلی زیاد است و من می دانم که با حجم زیاد و کمبود افرادی که حوزه های علمیه نمی توانند، حالا من سفارش زیاد کرده ام و می کنم، ولیکن خوب، کمبود دارند و این نکته اش این است که در فکر این مسائل، حوزه ها نبودند، یعنی حوزه ها دنبال همان احکامی بودند که رایج بین خودشان هست و محل ابتلای مردم است، مسأله دولتی در پیش نبود که راجع به آن هم فکری بکنند. تازه این کار واقع شده است و حوزه ها هم دنبالش هستند که افراد تربیت کنند، افراد پیدا کنند و من هم سفارش زیاد کرده ام و باز هم می کنم، لکن این مسأله البته مشکل است، لکن شما در یک انقلابی که پیش می آید توقع اینکه مسائل به آسانی رفع بشود نباید داشته باشید و ندارید هم، و اینکه کسی به شما از بشر یک تشویقی بکند - یک عرض می کنم که فرض کنید که - پاداشی بدهد، شما برای خدا کار می کنید، بشر چیزی نیست، بشر یک چیزی حالا می گوید، یک چیزی فردا - فرض کنید - بعضی شان خلافش را هم می گویند، اینی که اساس است این است که ما حسابمان را با خدا درست کنیم، نه با مردم و از هیچ کس هم توقع نداشته باشیم، مائی که برای خدا می خواهیم یک کاری بکنیم توقع نداشته باشیم. و من - از - مخصوص این قشری که سر و کارشان با این اشخاصی است که ضد انقلاب هستند و اشرار هستند، من علاقه به اینها زیاد دارم و زحمت آنها را می دانم و من در آن نوشته ای هم که نوشتم راجع به، ضد انقلاب را استثناء کردم. و من معذالک - یک - گاهی می بینم سوأل می کنند که راجع به اینها چی خوب، من از اول گفتم که آنها حسابشان از این مسائل جداست. آنها نه عفوی حالا در کار است بر ایشان مگر اینکه خیلی تشخیص بدهند که نه، دیگر حالا منقلب شده واقعاً ، والا ما نمی توانیم حالا با ضد انقلاب یک جوری رفتار کنیم که فردا باز یک اجتماعی بکنند و یک غائله ای برای ایران ایجاد کنند، برای اسلام ایجاد کنند. اسلام به ما اجازه نمی دهد این را. ما راجع به افراد دیگری که افراد عادی هستند، افرادی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 179

هستند که یک جرم هائی کرده اند که در همه جا هست این جرم ها، عادی است، آنها را باید البته خوب رسیدگی بکنند و چه بکنند و چه بشود.
 

حفظ اموالی که در معرض خطر است، بر ولی غائب واجب است

راجع به اموال، اگر اموال هایی هستند که واقعاً در معرض اینند که اگر چنانچه رسیدگی به آنها نشود از بین برود، همانطوری که آقای محمدی فرمودند، خوب، این یک مسأله ای است که برای خاطر آنها، ولی غائب باید آن کار را بکند، واجب است برایش که این کار را بکند، برای اینکه از امور حسبیه است، و بعضی وقت واجب است این امر را انجام دادن، برای حفظ اموال آنها، حفظ کنند آنها را، اموالی که در معرض خطر است، در مظن از بین رفتن است، بفروشند و بر ایشان نگه دارند، همین طوری که آقای موسوی گفتند. و انشاءالله این کارها را انجام می دهید.
و من راجع به دادگاه انقلاب و راجع به کارهائی که مربوط به دادگاه انقلاب است، من نمی گویم که باید اینجا سستی بشود. اینجا باید با جدیت جلویش گرفته بشود، باید جلوی این فسادها گرفته بشود. حالا بگیرند نگه دارند تربیت کنند یا اگر واقعاً مستحق حدود شرعی هستند حدود شرعی را جاری بکنند که - زندان ها - باید زندان ها محل تربیت باشد، باید مردم را در زندان ها تربیت کرد، زندان خودش یک تربیتگاه باید باشد. خوب کسانی که در زندان هستند برایشان صحبت بشود ارشاد بشود، آقایان صحبت کنند برایشان ارشادشان کنند. ممکن است یک عده ای شان افرادی باشند که واقعاً گول خورده اند و شاید اکثراً هم گول خورده باشند. آنهائی که گول خورده اند کم کم درست می شوند، تا یک وقتی که آرامش پیدا شد، خوب، آنها هم بروند سراغ زندگیشان. اما آنهائی که غیر اینها هستند، فرض کنید یک کسی یک دزدی کرده، یک کسی - یک فرض کنید که - یک کار خلاف کرده، آنی که حد شرعی دارد، خوب، حد شرعی جاری کنید، آنی که حد شرعی ندارد باید رسیدگی کرد و این تعزیری می خواهد، تعزیرش کنند و رهایش کنند، آن هم که حد دارد حدش را می زنند رها می کنند، نگه داشتنش در زندان جز اینکه یک خلاف باشد و خداوند راضی نباشد و اینکه یک کسی که باید یک یا چند شلاق بخورد برود، خوب، اینها را ناراحت کردن، که اینها باید زودتر رسیدگی شود. حالا هم باز همین معنا را عرض می کنم که همه بدانند که در غیر دادگاه های انقلابی که مربوط به این گروهک هاست، سایر دادگاه ها و دادسراها کار مردم را باید زود تمام بکنند و من به حوزه علمیه هم سفارش کرده ام و می کنم به اینکه کمک کنند و امروز ایران محتاج به کمک است.
 

معامله با آنهائی که در زندان هستند، معامله انسانی - اسلامی باید باشد

شما اگر بدانید، خیال کنید که در هیچ جای دنیا مثل ایران پیدا کنید، نمی توانید بکنید، یا اینکه به مجردی که انقلاب شد کارهایش یکدفعه رو به راه شد دیگر. حالا یک دسته ای اشرار هست. خوب، اشرار، مگر آمریکا اینهمه اشرار را ندارد؟ اینهمه جنایاتی که در آمریکا واقع می شود در ایران واقع

صحیفه نور جلد 17 صفحه 180

نمی شود، یا در جاهای دیگر، این هم، همه اش برای این است که کارها افتاد دست یک عده متدین، یک عده ای متدین آمدند در میدان و کارها را انجام دادند. حالا این متدینین یک دسته شان از اهل علم بوده اند و یک دسته شان هم از اشخاص عادی بودند، متدینین بودند، اینها آمدند و کارها را انجام دادند و حالا هم الان هستند، حالا هم از همه ایرانی هائی که هستند، اینهائی که از اول بودند حالا هم هستند در میدان، حالا هم چیز می کنند. و از باب اینکه ناراحتی هایی در پیش بود، خوب، من صلاح دیدم به اینکه بعضی مسائل را طرح کنم و به آقایان بگویم و آقایان هم پیگیری دارند می کنند و امیدوارم که کارها را درست بکنند. اما در همان جا من قضیه دادگاه ها و دادسرای انقلاب را که مربوط به این جمعیت است، همان جا من گفتم آنها حسابشان علیحده است. اینها باید با جدیت چیز بشود، با جدیت تعقیب بشود و حسابشان را درست بکنند. البته معاشره، معامله با آنها مادامی که در زندان هستند، معامله انسانی - اسلامی باید باشد و هر وقت هم معلوم شد که این شخص باید فلان حد را بخورد، فلان حد را بخورد. باید هم بماند تو حبس - چیز - تا برود و آن، اشراری است که اگر بیرونش کنند باز هم مشغول بشود به آن کارها، ماند تا هر وقتی که خدا بخواهد.
 

باید همه تشکر کنند از این آقایانی که کارهایشان را زمین گذاشتند و مشغول خدمت به اسلام شدند

در هر صورت، من به همه کس، حالا یک دسته ای ملتفت نیستند، توجه ندارند. همه کس باید تشکر کنند از این آقایانی که کارهایشان را زمین گذاشتند. این آقایان یک کار دیگری داشتند - یک کار - کارشان این کارها نبود که، یک کارهای دیگری داشتند، یک علاقه ای به یک مسائلی داشتند، علاقه ای به مباحثه داشتند، علاقه ای به درس داشتند، در یک محلی علاقه پیدا کرده بودند. اینها بدون اینکه توقعی داشته باشند آمدند و مشغول خدمت شدند به اسلام، خدمت شدند به مسلمین و ما باید از آنها قدردانی کنیم، باید تشکر کنیم از آنها و خدای تبارک و تعالی هم به آنها اجر خواهد داد و همه چیز از اوست. و انشاءالله جبران همه نقیصه ها را او می کند، بشر چیزی نیست بشر فرض کنید که به شما یک تبریکی هم بگویند، این اثری ندارد، اثر دارد این است که کار پیش خدا خوب باشد، تا همیشه شایستگی انسان داشته باشد. و من امیدوارم که انشاءالله همانطوری که تا حالا وضع ایران رو به خوبی است الحمدلله، رو به بهبودی است، از این به بعد هم رو به بهبودی بشود و این مسائل جنگ هم زودتر انشاءالله حل بشود و ایران اگر رهایش کنند به حال خودش (و حال آنکه نمی کنند رها) کار خودش را زود انجام می دهد، ولی حالا هم که رها نکنند باز دارد انجام می دهد.
 

منافقین حتی بعضی از علمای ما را بازی داده بودند

آن مسأله ای که همه کس می گفت، هر کس می رسید می گفت که (نمی شود، نکنید، خونریزی می شود، چه می شود) ، بعضی از آقایان از قم به من نوشتند که آقا دیگر بس است - دیگر - این شاه

صحیفه نور جلد 17 صفحه 181

ماندنی است، دیگر بس است رها کنید خوب، اینها نمی دانستند قضیه را و معذور بودند. از این ور خیرخواه بودند، معذور هم بودند، اما حتی برای منافقین. منافقین، خوب بعضی ها را بازی داده بودند اینها، خوب، اینهمه جوانان ما را بازی دادند هیچ، بعضی از علمای ما را بازی داده بودند، بعضی از ریش سفیدهای ما را بازی داده بودند، که به سفارشی نوشته بودند راجع به اینها و من آن آدمی که آمد، با آنکه سفارشی نوشته بودند اینها، گوش کردم حرف هایش را دیدم آدم معوجی است. از زیاد مسلمان بودنش من این را ادراک کردم.
در هر صورت، ما باید این راهی که در آن واقع شدیم ببریمش تا آخر. مأیوس نباید بشویم و شما هم دنبال این نباشید، یعنی خیال این را نکنید که به شما یا به ایرانی ها، خارجی ها تبریک می گویند. آنها تا آخر هم با ما سر و کارشان، سر و کار دشمنی است و ما هم باید اعتنایی به این دشمنی ها نکنیم. آنها همه چیز دارند، ما خدا داریم. یعنی همه چیز ما داریم، آنها هیچ چیز ندارند و تا حالا هم که خدای تبارک و تعالی به ما لطف فرموده، عنایت فرموده و ما تا حالا هم بحمدالله بدی آنطوری که انقلابات دیگر می بینند، ندیدیم. اینطور که یک میلیون یک میلیون می ریختند دریا، ما ندادیم اینطور چیزها را و آن هم برای همین بود که مردم در کار بودند، اسلام در کار بود، این مردم یک راز رساندند، من این حدیثی که وارد شده، گاهی وقت به این، همین امثال محمدرضا حمل می کنم که (لایزال یوید هذا الدین بالرجل الفاجر) آن رجل فاجر وقتی که کار را رساند به آنجا یکدفعه انقلاب حاصل شد، این تأیید است دیگر، تأیید دین است، عکس العمل است این، آن کاری می کند که عکس العملش یک همچو مطلبی می شود و این از اوضح مصادیق بود که این، آن رجل فاجر بود که تأیید کرد رژیم را به این معنا، که با کار بدش و با ظلمش و با ستمش انفجار حاصل کرد و مردم فهمیدند و همه به اینکه این رژیم، رژیمی نیست که بشود به آن دل بست، این رژیمی نیست که بتواند خدمتگزار باشد، او خواهد غارت کند، می خواهد از بین ببرد، وقتی مردم فهمیدند این معنا را، از اعمال خودشان فهمیدند، انفجار حاصل شد و بحمدالله پیروز شدید در یک مدت کمی و با یک ضایعات کمی و آن چیزی که بردید ارزشش در دنیا زیاد است و آن این است که اسلام را آوردید، اسلام را آوردید در ایران. حالا هر کس، هر چیزی می خواهد بگوید بگوید، به ما چه ربطی دارد برای ما همه می گویند، برای شما هم بگویند مثلاً برای من می گویند که، از این خارجی ها یک وقتی نوشته بودند، چه کردند که خودش دیگر کاری از او نمی آید این اطرافی ها دارند اداره می کنند او را، آن اطرافی ها را من تا حالا نشناخته ام که او هی دارد به من می گوید عرض می کنم که یا فلان آدم یا فلان آدم در او تأثیر دارد، حال آنکه اگر مرا آنهائی که شناخته اند می دانند که من آنی که باید انجام بدهم تحت تأثیر واقع نمی شوم، انجام می دهم. اگر من بنا بود که تحت تأثیر واقع شده بودم از اول بنا بود نباید اصلا وارد بشوم در کار، با اینکه آنقدر به من خیرخواهی کردند الی ماشاء الله، خوب، من در پاریس هم که بودم خیرخواهی زیاد می شد که کشته می شود، چه می شود، شلوغ می شود، چه می شود، پیش هم نمی رود، از اینها، لکن ما دیدیم که خوب، یک تکلیفی است ما ادا می کنیم، توانستیم که بحمدالله حالا هم توانستیم کار را انجام بدهیم، نتوانستیم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 182

هم تکلیفی بوده است ادا کردیم. حالا هم شما همین است یک تکلیفی متوجه است الان به همه ما برای حفظ این جمهوری، به همه ایرانی ها، تکلیف متوجه است که اسلام را آوردید، حفظش کنید، رژیم را بردید یک رژیم حقی را آوردید، بالاخره هم شکستید شما چیز را، اما تکلیف ادا کردید - دنبال - آنها دنبال این هستند که حالا چه می گویند که ما آن کار را بکنیم، حالا این کار پیش مرم چه می شود، مردم چه صلاح می بینند و آنهمه صلاحدید می کردند برای حضرت امیر، که شما آن آدم بگذارید باشد، بعدها، ایشان می گفت من نمی توانم یک کسی که بر خلاف اسلام عمل می کند بگذارمش باشد. در هر صورت امیدوارم که خداوند قدرت مقاومت به همه ما عنایت کند و ما مقاوم باشیم در مقابل مشکلات و انشاءالله امیدوارم که به زودی مسائل حل بشود و اگر من نبینم، شما انشاءالله ببینید که مسائل خوب شده، حل شده و موفق باشید خداوند تایید کند همه را.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به استفسار وزیر مسکن و شهرسازی در مورد قانون اراضی موات شهری و زمین های بایر که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است.

تاریخ: 1361/11/20

 

پاسخ امام خمینی به استفسار وزیر مسکن و شهرسازی در مورد قانون اراضی موات شهری و زمین های بایر که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است.

بسمه تعالی
آنچه را مجلس شورای اسلامی تصویب نموده و به تأیید شورای نگهبان رسیده، هم شرعی است و هم قانونی می باشد..
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع میهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم بزرگداشت دهه فجر، شعرای شرکت کننده در جشنواره شعرای عرب و عده ای از نونهالان متولد 22 بهمن سال 1357

تاریخ: 1361/11/21

 

ما کشورمان یک کشوری است که جز خدای تبارک و تعالی پناهی ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
برادران بسیار عزیز که از شعرا و علما و روشنفکران و نویسندگان از کشورهای مختلف جهان در اینجا آمده اند خوش آمدند. خوش آمدید در کشوری که زیر بار ستم ستم شاهی در طول تاریخ و ستم رژیم پهلوی در پنجاه سال خرد شده. خوش آمدید در کشوری که برای اینکه قیام برای اسلام کرده است و می خواهد که اسلام در این کشور حکومت کند، و مورد تجاوز قدرت های بزرگ بی واسطه یا با واسطه شده اند، در این کشور آمدید و خوش آمدید در کشوری که به واسطه اینکه با ابرقدرت ها و نفوذ آنها مخالف است و اعلام مخالفت کرده است مورد تجاوز دشمن های اسلام، از عراق (یعنی حزب بعث عراق) شروع شده است به دستیاری آمریکا و کمک تقریباً همه کشورهای جهان و مورد تجاوز همه اینها شده است. کشوری که می خواهد عدل الهی را در جهان و ابتدائاً در مرکز خود که ایران است، بپا کند و در همه جا حکومت، حکومت اسلامی باشد و دست قدرت های بزرگ از کشورهای اسلامی کنار باشد. شما می دانید که کشورهای بزرگ از ابتداء این نهضت اسلامی ایران تاکنون و خصوصاً در انقلاب بزرگ ایران با همه قدرت ها مخالفت کردند، کار شکنی کردند و هجوم نظامی کردند و وا داشتند دشمنان اسلام را که هجوم نظامی کند به مناطقی از کشور عزیز اسلام، به جرم اینکه اسلامی است. و شما می دانید که الان که جنگ بین جوان های متعهد به اسلام و بین صدامیان بعثی عفلقی پشت کرده به اسلام، درگیر است، علاوه بر کشورهای بزرگی که منافع خودشان را در این کشور و در کشورهای اسلامی دیگر و در سرتاسر جهان، در کشورهای استضعافی در خطر می بینند، همه به کمک این حزب اشتراکی عفلقی عراق شتافتند و کمک نظامی، کمک مالی و کمک تبلیغاتی به طور وسیع انجام می گیرد. و ما کشورمان یک کشوری است که باید بگوئیم جز خدای تبارک و تعالی پناهی ندارد، و ملت ها که با ما دوست هستند و آن طبقه مستضعفان جهان که با اسلام آشنا و با عدل و کرامت انسانی علاقه دارند، در تحت فشار دولت هایی واقع شده اند که برای خاطر چند روز عیش و نوش دنیوی اسلام را برکنار و بر ضد اسلام قیام می کنند و به ملت های خودشان فشار می آورند از خوف اینکه مبادا آنها هم ادعای عدالت و ادعای فرهنگ انسانی بکنند.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 191

 

باید مستضعفان جهان را آگاه کنیم به اینکه چه مصائبی بر اینها وارد شده

امروز تکلیف همه شما آقایانی که از خارج تشریف آوردید، شعرای شما، نویسندگان شما، گویندگان شما، این است که شعرا در اشعارشان قضایای این انقلاب را منعکس کنند، اگر توانستند در مجامع عمومی و اگر نتوانستند حتی در مجامع خصوصی هم محفوظ بماند برای نسل های آتیه ای که فرزندانشان الان بعضی شان از کوچولوهایی که در 22 بهمن متولد شده اند و آنهایی که در طول تاریخ می آیند. باید مردم را، مردم جهان را، مستضعفان جهان را آگاه کنید، آگاه کنیم به اینکه چه مصائبی بر اینها وارد شده است و در تحت چه شرایطی زندگی کنند و آنان که به آنها حکومت می کنند تحت چه شرایطی هستند و وضع زندگی مالی شان چطور است. و آنهائی که از دولت های اسلامی هستند، ذخائر خودشان را به کجا خرج می کنند و در جیب کی می ریزند در عین حالی که ملت های آنها گرسنه هستند، ملت های آنها فقیر هستند و بسیاری از آنها از گرسنگی تلف شدند و اینها ذخائر خودشان را، ذخائری که مال خود این ملت است و آنها غاصب هستند، به جای اینکه برای ملت خودشان ولو عشری از اعشار آن خرج می کردند و اینها به رشد می رسیدند، تمامش را تسلیم می کنند به آنهائی که دشمن اسلامند. شعرا در طول تاریخ باید بنویسند این امور را و به شعر، مردم را بیدار کنند و نویسندگان اگر می توانند در نطق ها و نوشته های خودشان، در مجامعی که می روند در شهرهای خودشان، در کشورهای خودشان مسائل ایران را ابلاغ کنند و اگر نمی توانند در کتب و رساله های خودشان ثبت کنند که بعدها وقتی که مردم در نسل های بعد می آیند، ببینند که دشمن های آنها کی هست و دوستان آنها کی و تکلیف آنها با دوستانشان و دشمنانشان چیست. اگر ما در تبلیغ قصور کنیم، اگر ما در گفتن و نوشتن شعر و نثر و همه نحو نوشتن و گفتن قصور کنیم، ما مدیون نسل های آینده هستیم که ممکن بود با نوشته های شما، با نوشته های نویسندگان عزیز و با اشعار آنها، بیدار بشوند و مطلع بشوند بر اینکه بر این ملت ها در این زمان چه گذشته است و ماها چه تحمل رنج کردیم، بلکه آنها در صدد علاج برآیند، و امروز نیز ما باید در صدد علاج برآئیم. همه شما و همه ملت های ضعیف دردها را می شناسند، می دانند که از کجا صدمه می بینند و کی به آنها صدمه می زند و چه رژیمی آنها را تحت فشار قرار می دهد و درمان را باید بدانند که تا جهان مبتلاء به این جنایتکاران است و وابستگان به این جنایتکاران، روی خوش نخواهد دید. و ما، همه شماها که نویسنده هستید و خصوصاً شعرا که لسان شعر بالاترین لسان است، باید مردم را آگاه کنید، نسل های فعلی را، نسل های آینده را و بنا بگذاریم بر اینکه اگر نمی شود در جوامع عمومی، از جوامع خصوصی و از افرادی که با آنها آشنا هستیم شروع کنیم و شمه ای از این مسائلی که در ایران وارد شده، واقع شده است، از مصیبت هائی که در زمان رژیم سابق واقع شده است (و شاید بسیاری از شما بدانند) با مصیبت هائی که در این زمان واقع شده است و دارد واقع شود مردم را آگاه کنید و از شیوه مبارزه ای که در اینجا شروع شد از اول، و به خواست خدای تبارک و تعالی تا اینجا که آمده است هر روز رشد کرده است، این شیوه را به آنها گوشزد کنید. لازم نیست که ابتدائاً یک عده کثیر باشند، عده های کوچک و افراد کم، کم کم این قطره ها با هم جمع شوند و دریا تشکیل می دهند.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 192

 

آنهائی که شرق زده و غرب زده نیستند باید شروع کنند ولو از صفر

ما از صفر شروع کردیم، ایران از صفر شروع کرد، ایران در آنوقتی که همه چیزش در خطر بود و اختناق به طوری بود که زن به شوهر و شوهر به زن نمی توانست یک کلمه خلاف رژیم بگوید، از صفر اشخاصی که بیدار شدند و بودند، شروع کردند و این صفر کم کم بزرگ شد و این قطرات کم کم بزرگ شدند و شکل گرفتند و به صورت مشت های گره کرده و بدون اینکه در آنها یک تشکیلات منظمی باشد و بدون اینکه دارای یک سلاح باشند. سلاح در دست مردم به هیچ وجه نبود، لکن اینها از هیچ شروع کردند تا اینکه سلاح ها را از دست دشمنان گرفتند و کم کم با فریاد اینها برای اسلام، از ارتش، جناح های بسیاری به اینها ملحق شدند که تا الان هم هستند و خدمت می کنند و در بین خود ملت هم بسیج شد عده کثیری و الان هم بسیج می شود.
و ما امیدواریم که ایران به اندازه افرادی که دارد، جوانانی که دارد، ارتش داشته باشد. یک ارتش ملی اسلامی انسانی که در مواقعی که احتیاج به آن هست، چندین میلیون از افراد حاضر به خدمت باشند. کشورهای دیگر هم آنهائی که بیدارند، آنهائی که توجه به مسائل دارند، آنهائی که غربزده و شرقزده نیستند، آنهائی که منافع خودشان را از شرق نمی دانند و آنهائی که منافع خودشان را از غرب نمی دانند و آنهائی که غرب و شرق را غارتگرانی می دانند، آنها هم باید شروع کنند ولو از صفر. و همانطوری که در ایران از صفر شروع شد و تا حدود بیست سال دائماً در خدمت آمدند و کردند و ناگهان انقلاب حاصل شد، انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار، این رژیمی که تا دندان مسلح بود و او را مسلح کرده بودند، همه قدرت ها هم با او همراه بودند، با همین مردم عادی کشور ما که متحول شدند به یک انسان های الهی و به یک انسان های توحیدی، این رژیم شکسته شد و دنبال او هم دست آمریکا از اینجا قطع شد و دست همه قدرت ها از منافع ما - قطع شد - قطع شد. و در این هنگام که شما تشریف دارید در اینجا، ما کارهای خودمان را، دولت ما کارهای خودش را و کارهای ایران را با شایستگی انجام می دهد و کارخانه ها را به راه می اندازد و مسائلی که دارد و مشکلاتی که دارد یکی پس از دیگری حل می کند و در ظرف چهار سال تمام چیزهایی که یک کشور مستقل باید داشته باشد دارا هست، در عین حالی که همیشه در فشار بوده و همیشه در محاصره اقتصادی و در محاصره نظامی بود. مأیوس از خدا نباشید، خدا را حاضر بدانید و قدرت خدا را در همه جا فعال بدانید و مراجعه به صدر اسلام بکنید که یک نفر انسان به تمام معنا، لکن در نظر کفار ضعیف و مستضعف، قیام کرد و یک انقلاب به این بزرگی را که دنیا را در تحت سیطره خودش در آورده است ایجاد کرد. از وحدت افراد و کمی افراد هراس نکنید که خدای تبارک و تعالی به شما کمک می کند و وقتی که شما نصرت بکنید از خدای تبارک و تعالی، وعده نصرت داده است و کمی عده با اینکه قدرت روحی در کار باشد و انسجام در کار باشد و تعهد به اسلام در کار باشد، اسباب ضعف نخواهد شد.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 193

 

شما دولت ها، مدعی اسلام در لفظ هستید، لکن در عمل اسلام را می کوبید

الان که شما ملاحظه می کنید و صدامیان اشتلم می کشند که حتی در این نبرد آخر گاهی می گویند هفت هزار، گاهی می گویند پانزده هزار، ما از ایرانیان را (یعنی از این سپاهیان ایران را) کشتیم و از بین بردیم، بیش از چهار هزار ما نفرستادیم در جبهه ها. ما ارتشمان و قوایمان در کنار هستند الان، و ما می خواهیم که این دولت هائی که دارند کمک می کنند به یک جنایتکار تاریخ، به یک جنایتگر که از اولی که این حزب در عراق پیدا شد با اصل جنایت پیدا شد و با تز اسلام نباید باشد. این دولت هائی که ادعای اسلام می کنند، ما چطور می توانیم از آنها این ادعا را بپذیریم، دنیا چطور می تواند این ادعا را بپذیرد، که شما مدعی اسلام در لفظ هستید، لکن در عمل اسلام را می کوبید و دشمنان اسلام را تقویت می کنید. آمریکا که دشمن همه ادیان است حتی مسیحیت، آمریکا که اصلاً اعتنا به ادیان ندارد و جز منافع خودش را نمی خواهد، حتی منافع امریکائی ها هم نمی خواهد، منافع دولت امریکا را می خواهد و همه جهان را به آتش زده است و دارد آتش می کشد، شما در منطقه با آغوش باز از او استقبال می کنید و ارتش او را در مناطق اسلامی پذیرید برای اینکه ارعاب کنید لبنان را و ارعاب کنید ایران را. مسلمین با این مردمی که بنایشان بر این معناست باید چه بکنند؟ مسلمین که گرفتار یک همچو حکومت هائی هستند و گرفتار یک همچو سردمدارانی هستند باید چه بکنند؟ باید ساکت بنشینند، تماشاگر باشند؟ اگر ایرانی ها هم این فکر را می کردند که به ما چه ربط دارد، ما مشغول کسب خودمان هستیم و کاری به این مسائل نداریم، خدا می داند که اگر آن قدرت محفوظ مانده بود تا حالا چه به سر اسلام در اینجا آورده بود، اگر مهلت پیدا می کرد این رژیم غیر انسانی، اسلام را از محتوای خودش بکلی خالی می کرد و یک صورت بی محتوا، حتی صورت را هم نمی گذاشت حفظ بشود. فجایعی که در زمان او واقع شد، تاریخ امید است که ثبت کند و متفکران و متوجهان به مسائل بنویسند و باشد در مخزن ها تا ببینند اشخاصی که بعدها می آیند. بنا، بر این بود که اصل اسلام در اینجا محو بشود، شروع کردند تاریخ اسلام را تغییر دادند و شروع کردند و جوان های ما را از اسلام می خواستند جدا کنند، مواد مخدره و موادی که انسان کش است، در اینجا به دست همین خاندان پهلوی خریده می شد و پخش می شد. این نه برای این بود که فقط منافع مادی می خواستند، برای این بود که اطاعت امر آنها را بکنند که باید ایران عقب مانده بماند و یک عده افیونی و هروئینی و عیاش نمی توانند کشور خودشان را حفظ کنند، آنها بنشینند و چرت بزنند و آنها مخازن آنها را خالی کنند. خدای تبارک و تعالی با قدرت غیبی خودش به این ملت عنایت فرمود و این جوان ها را متحول کرد به یک انسان های عارف مسلک که برای خدای تبارک و تعالی و به عشق خدای تبارک و تعالی از جا نشان می گذرند و مادران و پدران آنها از فرزندان رشیدشان گذرند و این فداکاری موجب این شد که ما در عین حالی که بسیار از بزرگانمان را از دست دادیم و بسیار از جوانان ارزشمندمان را از دست دادیم و خسارات بسیار بر ما وارد شد از دست دشمن ها، معذلک آنچه که به دست آوردیم اسلام عزیز بود و اسلام ارزش دارد که همه چیز در راه او داده بشود، چنانچه اولیاء خدا چنین کردند. پیغمبر

صحیفه نور جلد 17 صفحه 195

اسلام هر چه داشت در راه اسلام داد، در تمام عمر آسودگی نداشت این سرور، و حسین بن علی سلام الله علیه همه چیزش را فدای اسلام کرد و در صدر اسلام همه چیز فدای اسلام بود، و ما هم باید اقتدای به آنها بکنیم و ما هم امت همان پیغمبر و شیعه و پیرو همان اشخاصی هستیم که در صدر اسلام بودند. ملت ها باید از جا برخیزند، اگر بنشینند و منتظر این باشند که برای آنها چه برای جهات مادی شان و چه برای جهات معنوی شان دیگران بیایند و کاری بکنند این اشتباه است و اسباب این می شود که هیچ کاری نتوانند انجام بدهند و در طول تاریخ به همانطوری که هستند باشند و فرزندان آنها هم به همین ترتیب باشند و اگر توجه به خدا بکنند و با توجه به خدا اشتغال به کار بکنند و اشتغال به فعالیت برای اسلام بکنند، خدای تبارک و تعالی راه ها را بر آنها باز می کند. شاید تاریخ نتواند بنویسد آن راه هایی که برای ایران باز شد، آن هدایت هایی که بدون اینکه ماها متوجه او باشیم، هدایت هائی که تحمیل به ما شد. ما می خواستیم یک کار بکنیم یک وقت می دیدیم که کار دیگر داریم انجام می دهیم و کار دیگر آن بوده است که باید انجام داد. این را در تاریخ نمی شود ثبت کرد، این علومی است که مال سینه هاست.
 

بکوشید ملت های خودتان را اسلامی و بیدار کنید، همه تبلیغات دنیا بر ضد ماست

بکوشید که ملت های خودتان را اسلامی کنید، ملت های خودتان را بیدار کنید و تاریخ صدر اسلام را برای آنها بخوانید و کوشش های آنها را برای اسلام و مسائل ایران را در آنجا منعکس کنید. ما که دستمان از تبلیغات کوتاه است، نسبت به آنها نمی توانیم آنقدر تبلیغ داشته باشیم، همه رسانه های گروهی در دست دشمنان ماست و هر روز هم تبلیغ می کنند و هر روز هم ایران را محکوم می کنند. این سازمان هایی که همه شان نوکر آمریکا و امثال او هستند. سازمان عفو بین المللی - نمی دانم - شورای امنیت و امثال اینها که ملاحظه می کنید در طول این جنگی که صدام و صدامیان به ما تحمیل کردند و آنقدر از شهرهای ما را کوبیدند و آنقدر جوان های ما را کشتند و آنقدر صغیر و کبیر و مرد و زن را زیر آوارها دفن کردند، یک کلمه راجع به این مسائل ذکر نکردند و کاش ذکر نمی کردند، امروز ما را محکوم می کنند، امروز به ما نسبت ها دهند و روی همان نسبت ها محکوم می کنند، قول دشمن های ما سند این سازمان هاست و گاهی هم خودشان سند درست می کنند، اگر چیزی ندارند، یا در مطبوعاتشان یا در رادیوهاشان یک مصاحبه درست کنند، مصاحبه با کی؟ مصاحبه با آن که اینجا را چاپیده و فرار کرده، این را سند قرار می دهند و بر ضد ما تبلیغ می کنند. همه تبلیغات دنیا بر ضد ماست. ملت ها هم ممکن است بسیاری شان بازی بخورند، یک عده شان هم توجه دارند. تکلیف شما آقایان این است که آنچه دیدید ولو به تدریج برسانید به کشورهای خودتان، به دوستان خودتان که اینجا همچو نیست که در بین خیابان ها کسی نتواند راه برود برای اینکه او را می کشند و همچو نیست که بچه های کوچک را هر روز در خیابان ها می کشند و اینطور نیست که زندان های اینجا شکنجه می کنند و چه می کنند و آنطور نیست که ما حمله کرده ایم به عراق و آنطور نیست که عراق از مملکت ما باز به طور کلی خارج شده باشد، لکن خارج خواهد شد انشاءالله و تسلیم هم خواهد شد و قدرت های بزرگ هم نمی توانند او را

صحیفه نور جلد 17 صفحه 196

نجات بدهند، و این دولت های کوچک همسایه، من خوف این را دارم که اگر یک ادامه ای اینها بدهند یک روزی پشیمان بشوند که پشیمانی برای آنها سودی ندارد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه شما عزیزانی که وقت صرف کردید و در این کشور ستمدیده آمدید و ستم هایی که به آنها شده است ملاحظه کردید و قدرتی که جوان های ما دارند و پشتکاری که دارند و تعهدی که به اسلام دارند ملاحظه کردید، من تشکر می کنم و تشکر بیشتر اینکه شما هم مبلغ اسلام باشید در مقابل این مبلغین زیادی که مبلغ کفرند و - مبلغ - مبلغ ظلمند. خداوند همه شما را توفیق بدهد و خداوند کشورهای اسلامی را از دست تبهکاران نجات بدهد و همه ستمدیدگان اسلام و غیر اسلام را از ستمگران نجات بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به خانواده های شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی

تاریخ: 1361/11/21

 

پیام امام خمینی به خانواده های شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
با فرا رسیدن یوم الله، روز بیست و دوم بهمن سالروز شکست باطل و جنود ابلیسی به دست حق طلب جندالله، ماها و نویسندگان و گویندگان و سخنوران اگر بخواهیم ارزش عمل این شهیدان و جانبازان راه خدا را و فداکاری آنان و حجم پیامد این شهادت ها و جان نثاری ها را بشماریم، شاید ناچار باشیم به عجز خود اعتراف کنیم، تا چه رسد به مراتب معنوی و مسائل انسانی و الهی آن، که بی شک عاجز و وامانده می باشیم، آنان که از اینگونه عشق به لقاءالله و شهادت و بارقه های باطنی و جلوه های روحی که از ثمراتشان اینگونه عشق است غافل هستند و تا آخر عمر چون من قلم شکسته اسیر گره های طبیعت و دام های شیطانی می باشند، دستشان از قله بلند این تحولات معجزه آسای الهی کوتاه است، پس اولی آن است که به بعضی پیامدهای ظاهری مشهود بپردازیم - چه - که ارزیابی همه جانبه آن نیز میسور نیست. شما اگر به بررسی انقلاب و حالاتی که لازمه انقلاب یک ملت است بپردازید و با تعمق و بی طرفی و بی نظری به آن نظر اندازید، خواهید دید که چه هرج و مرج و گسیختگی هایی در سراسر کشور انقلابی بوجود می آید، که رسیدن به حداقل نظم و مهار نمودن آن سال های طولانی به درازا کشد و لااقل در مدتی طولانی با قحطی ها و مرض های پیگیر و درگیری های در سطح کشور و چپاول ها و قتل و غارت ها و دزدی ها و فسادهای اخلاقی و گرفتاری های بسیار دیگر دست به گریبان است و این در حالی است که انقلاب متکی به یک یا چند قدرت بزرگ باشد. ولی کشور ایران با بافتی که انقلاب اسلامی داشت که اسلام برنامه همگانی بود و انقلاب مردمی و مستقل بود، قبل از آنکه به پیروزی نهایی برسد با آنکه دولت رژیم سابق برقرار بود، با عده ای قلیل از افراد متعهد، شورای انقلاب را تشکیل داد و همچنین دولت موقت انتقالی را و در مدت بسیار کوتاه چندین رفراندم و انتخابات انجام گرفت و نظام جمهوری برقرار شد و از قحطی هیچ خبری نبود، مراکز فساد اخلاق و میخانه ها و عشرتکده ها و قمارخانه ها و امور غیر مشروع به سرعت برق برچیده شد و آنچه که گروهک ها، خصوصاً منافقین با چهره ای موافق، خود را وارد انقلاب نمودند و به جمع آوری و دزدی اسلحه و مهمات و اموال بی حساب مردم به صورتی ریاکارانه دست زدند و با همان سلاح ها خود را مقابل مردم قرار دادند، بوجود آوردند، در مدتی نه چندان زیاد در هم شکسته شد و کارهای باقیمانده های آنان همان چیزی است که کشورهای بزرگ و کوچک در حال آرامش دنیا با این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 189

نوع درگیری ها و انفجارها دست و پنجه نرم کنند و روزی نیست که در کشوری از کشورهای به اصطلاح متمدن اروپا و آمریکا و سایر قاره ها انفجاری صورت نگیرد و کشور ایران هم در این امور مشابه آنهاست، البته با حجمی بسیار کمتر. این پیروزی معنوی و مادی مرهون اسلامی بودن انقلاب و مردمی بودن و توجه مردم به اسلام و تحول روحی عظیمی است که خداوند در این ملت، معجزه آسا ایجاد فرمود، از آن جمله این جوانان بسیار عزیز در سطح کشورند که ناگهان با یک جهش برق آسا معنوی و روحی با دست رحمت حق تعالی از منجلابی که برای آنان به دست پلید استکبار جهانی که از آستین امثال رضاخان و محمدرضاخان و دیگر سرسپردگان غرب یا شرق تهیه دیده بودند، نجات یافته و یک شبه ره صد ساله را پیمودند و آنچه عارفان و شاعران عارف پیشه در سالیان دراز آرزوی آن را می کردند اینان ناگهان به دست آوردند و عشق به لقاءالله را از حد شعار به عمل رسانده و آرزوی شهادت را با کردار در جبهه های دفاع از اسلام عزیز به ثبت رساندند و این تحول عظیم معنوی با این سرعت بی سابقه را جز به عنایت پروردگار مهربان و عاشق پرور نتوان توجیه کرد. اینجانب هنگامی که این جوانان عزیز در عنفوان شباب را، که با گریه از من عقب مانده تقاضای دعا برای شهادت می کنند، مشاهده می کنم از خود مأیوس و از آنان شرمنده می شوم و هنگامی که عکس های متعدد این شهیدان نورس نورانی را می نگرم و ارزش های انسانی و مقامات الهی آنان، که خود از آنها به مرحله هایی دور هستم غبطه می خورم و چون به مادران و پدران این جوانان و نوجوانان شهید برخورد می کنم و آن شجاعت ها و شهامت های فوق تصور را از آنان مشاهده می کنم احساس حقارت نموده، به پیشگاه پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت بقیه الله روحی لمقدمه الفدا به خاطر چنین امتی و پیروانی متعهد و مجاهد تبریک عرض می کنم و از خداوند تعالی ولی نعمت و حافظ امت سپاسگزارم. امروز اسلام بزرگ نتیجه آن ایثارها و شهادت ها را می بیند که دنیا در مقابل آن با همه تبلیغات گمراه کننده و کارشکنی های بی حد و حصرش، ناچار است سر تعظیم فرود آورد و این نسیمی است که از معنویات اسلام در این کشور مظلوم در طول ستم شاهی وزیدن گرفته است و امید از الطاف خداوند منان است که این نسیم الهی را افزایش دهد و آن را به همه کشورهای ستمدیده و در بند مرحمت فرماید. شاید که دولت های خواب کشورهای اسلامی به خود آیند و به تکلیف الهی و وجدانی و انسانی خود آگاه شوند و بیش از این لجاجت نکنند و توبه کنند که بازگشت از خیانت به اسلام و کشورهای اسلامی و از جنگ با کشوری که هر چه داشته است در راه مقاصد الهی فدا کرده و می کند، دیر می شود و امروز اشتباهات خود را جبران کنند که فردا دیر است. اینان با چشم و گوش باز از اول هجوم صدام آمریکائی به کشور اسلامی تاکنون شکست های ذلت بار او را دیده و هنوز در غمی بسر می برند. حیرتم از چشم بندی خدا، همه می دانیم که شیوه رسانه های گروهی وابسته به دولت های جهانخواران است که عکس آنچه در ایران می گذرد را در جهان منتشر کنند و آنچه ناشایسته است به این کشور انقلابی که خواهد آزاد و مستقل باشد، آن هم به صورتی بزرگ نسبت می دهند. دنیا امروز گرفتار جهانخواران و غارتگرانی است که کشورها را به آتش می کشند و غارت می کنند و نیز گرفتار

صحیفه نور جلد 17 صفحه 190

وابستگان آنان است که منافع ملت ها و کشورهای خود را فدای منافع ابرقدرت ها می کنند و همچنین گرفتار سازمان های دست نشانده قدرت های بزرگ بویژه آمریکاست که با اسم بی محتوای شورای امنیت و عفو بین الملل و حقوق بشر و از این قبیل مفاهیم بی محتوا که به قدرت های بزرگ خدمت می کنند و در حقیقت مجری احکام و مقاصد آنان و مأمور محکوم نمودن مستضعفان و مظلومان جهان به نفع قدرت های بزرگ جهانخوار هستند می باشند. همه می دانیم و می دانید که صدام قریب سه سال است با هجوم وحشیانه خود به قتل و غارت و تخریب کشور ایران پرداخته است و از اول تاکنون قسمتی از کشور ما را در دست داشته و دارد و به خیانت خود نسبت به مردم بی گناه مشغول است و این سازمان ها برای یکبار هم او را محکوم نکردند. صدام زمانی به دروغ پیشنهاد صلح می کرد که ایران زیر تاخت و تاز صدامیان خونخوار بسر می برد. اما با این مقصد شیطانی تصمیم داشت هر چه زودتر خوزستان را تصرف نموده و با در دست داشتن منابع بزرگ نفتی و حمایت قدرت های جهانخوار، منطقه را به آتش و خون بکشد، چرا که دیو سرکش نفس حیوانی او حد و مرزی نمی شناسد و تا منطقه از لوث وجود او پاک نشود روی امنیت نخواهد دید. همه می دانیم که هر روز دست صدام به خون صدها نفر مردم مظلوم ما آغشته است ولی رسانه های گروهی و سازمان های وابسته به قدرت ها، بویژه آمریکا چقدر از صلح دوستی صدام پشتیبانی و ثناخوانی نموده و می نماید، در صورتی که صلح خواهی صدام و کوشش آمریکا در ایجاد امنیت در دنیا و نیز دیگر قدرتمندان چپاولگر و به اصطلاح طرفداران حقوق بشر همه از یک قماش هستند و تا دنیا به این آرامش طلبان و صلح دوستان و طرفداران حقوق بشر مبتلا است روی امنیت و صلح و آرامش نخواهد دید، و آنچه آرزوی بشر است تحقق نخواهد یافت، بلکه تنها بشر به برکت مکتب های توحیدی و مؤمنان واقعی آنهاست که به آزادی و سعادت خواهد رسید، نه مثل دولت های مسیحی و یهودی و دولت های به اصطلاح اسلامی، آنان که وابسته و پیوسته به قدرت های شیطانی هستند که ضرر این وابستگان و پیوستگان از ضرر ابرقدرت ها برای ملت های دربند نه تنها کمتر نیست که بیشتر است، دوستان حقیقت و دلسوزان بشریت باید برای این بلای خانمانسوز فکری کنند. از خداوند تعالی خواهانم که جهانیان را از شر این ستمگران نجات دهد و صلح و صفا و آرامش بیشتری عنایت فرماید و کشور ما را به آرزوی خود که ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه، مستقر کننده عدل و انصاف و آرامش دهنده جهان است، برساند و شهدای ما را به رحمت هایی که برای خاصان درگاهش اختصاص داده است مفتخر فرماید و مجروحان و آسیب دیدگان عزیز ما را شفای عاجل عنایت فرماید و اسرا و گمشدگان عزیز ما را هر چه زودتر از شر صدامیان نجات داده و به میهن اسلامی خودشان برگرداند و به بازماندگان شهدا مخصوصاً پدران و مادران و همسران و همه نزدیکان آنان اجر و صبر مرحمت فرماید و رزمندگان سلحشور ما را پیروز فرماید.
والسلام علی عباد الله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر، قائم مقام و مسؤولان وزارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1361/11/24

 

سپاه باید از جهت اخلاق نمونه باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
از اموری که لازم است شما به آن توجه کنید این است که چون سپاه نهادی نوپاست و مسؤولیت حفظ اسلام و انقلاب را به عهده دارد، باید از جهت اخلاق نمونه باشد و با همه مردم و سایر قوا برخورد صحیح و اسلامی بنماید. در سپاه و ارتش افرادی وارد نشوند که باعث اختلاف باشند. منحرفین از اول تزشان این بود که سپاه به درد نمی خورد و از آن طرف، گروهی هم می گفتند ارتش نباید باشد و هر دوی اینها می خواستند به ارتش یا سپاه ضربه بزنند. امروز ارتش و سپاه، هر دو، خوب و خدمتگزار به اسلام و انقلاب هستند و چون ما می خواهیم مملکت را از اساس درست کنیم و آن مسائل اسلامی از بین رفته را احیا و زنده نمائیم، باید در فکر سپاه و ارتش باشیم و بدانیم که اینها تا آخر تاریخ به ما ارتباط دارند و اگر خدای ناکرده پنجاه سال دیگر هم انحرافی پیش آید، ما مسؤول آن هستیم. سفارش اکید من این است که افراد بر حسب تکلیف شرعی و مصالح جامعه در سپاه و ارتش توجه به مسائل داشته باشند و از گروه گرائی و تفرقه شدیداً احتراز کنند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

تلگرام امام خمینی به حجت الاسلام آقای واعظ طبسی

تاریخ: 1361/11/30

 

تلگرام امام خمینی به حجت الاسلام آقای واعظ طبسی

بسمه تعالی
مشهد مقدس - جناب حجت الاسلام آقای طبسی تولیت محترم آستان قدس رضوی دامت افاضاته
خداوند تعالی را شکر که توطئه جنایتکارانه منحرفان از اسلام درباره جنابعالی خنثی شد و خداوند را سپاس که هر روز این جنایتکاران ورق سیاهی بر اوراق جنایت خود می افزایند و اکنون که به خواست خدای تعالی دستشان از هر جا کوتاه و هر گروهی از آنان گروه دیگر را لعن می کند و از رسیدن به آنچه در خیال خود به آرزوی آن بوده اند مأیوس شده اند، چاره ای جز خرابکاری برای اظهار وجود ندارند که آن هم برایشان جز رسوایی در پی ندارد. از خداوند تعالی سلامت و سعادت جنابعالی و سایر متعهدان به اسلام و خدمتگزاران به جمهوری اسلامی را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از بانوان عضو مؤسسه خیریه 12 فروردین قم و تهران و اعضای انجمن اسلامی پرستاران

تاریخ: 1361/12/22

 

شما بانوان در پشت جبهه، آن فعالیتی را می کنید که سلحشوران در جبهه ها می کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
باید از خانم های محترم و بانوان معظم قم و حضار محترم که امروز در اینجا تشریف دارند تشکر کنم و قدردانی.
شاید من بهتر از دیگران مشکلاتی که بر این مملکت در طول سلطنت این پدر و پسر گذشت شاهد بوده ام و به اندازه من کمتر کسی از باب اینکه عمرش وفا نکرده است، شاهد این مسائل بود. اکثر شما خانم ها آن زمان را یاد ندارید و شاید در بین شما بسیار کم باشد که آن زمان اسف بار را یاد داشته باشد. در آن زمان به اسم اینکه می خواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعال کنیم، آن شقی جنایتکار دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود و به جای اینکه نیمی از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگری هم که نیمه مردان بود به طور بسیار زیادی از فعالیت انداختند و این عروسک هائی که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابان ها راه انداختند، آنهائی که در ادارات بودند، سایر افرادی که در ادارات بودند را هم از کارهای خودشان بازداشتند و آنهائی که در خیابان ها رها بودند، جوان های ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوان های ما را از دست آنها گرفتند. به اصطلاح خودشان می خواستند که تمدن شرق را وارد ایران کنند و با آن وضعی که درست کردند، تمدن بزرگ اسلامی را هم از بین بردند. و بحمدالله در شهر مقدس قم آنچنان پایداری کردند خانم ها و بانوان که مشت به دهن آنها زدند و در تهران و سایر شهرها هم اکثریت زن ها، اکثریت بانوان با آن مخالفت کردند و تو دهنی زدند و همان مقدار از عروسک هائی که خودشان را مهیا کرده بودند برای اینکه ایران را به فساد بکشند، کافی بود که جوان های ما را، چه دخترها و چه پسرها را منحرف کنند. و خدای تبارک و تعالی بر ما، بر ملت ما منت گذاشت و نجات داد این ملت را، این بانوان را از آن نقشه هائی که آنها کشیده بودند. و شما ملاحظه کنید در طول سلطنت این دو نفر فاسد، این خانم هائی که آمدند بیرون و وارد جامعه شدند، اینها چه کار مثبتی انجام دادند؟
الان را مقایسه کنید با آنوقت. الان ایران تقریباً یک مدرسه شده است و در هر جای ایران که انسان نگاه می کند، بانوان آنجا مشغول فعالیت اسلامی، دینی و حتی فعالیت سیاسی هستند، با حفظ

صحیفه نور جلد 17 صفحه 211

عفاف شان، با حفظ شرفشان. آنها در طول این مدت که رها بودند در بین مردم، جز فساد ایجاد نکردند و این بانوان در این مدت کم، آنقدر فعالیت کردند که شما نمونه اش را در قم ملاحظه می کنید و از این نمونه در شهرهای دیگری هم هست و البته من باید تشکر کنم از اهالی قم و از بانوان معظم قم که در یک همچو اوقاتی که ما گرفتار ابرقدرت ها و قدرت های فاسد هستیم و ایران از هر طرف مورد حمله آنها هستند، شما بانوان در پشت جبهه، آن فعالیتی را می کنید که آن سلحشوران در جبهه ها، و همانطوری که آنها مشغول فعالیت هستند، شما مشغول فعالیت هستید، یک راه از راه ساختن خود و جوان های خود و خانم های جوان و یک راه از راه پشتیبانی به آنهائی که در جبهه هستند و این یک امری است که بسیار مورد تشکر است و بسیار ارزنده است و در پیش خدای تبارک و تعالی ارزندگی شایان دارد. و اما هر کاری که انسان اشتغال به آن دارد، خصوصاً کارهای اسلامی و انسانی، البته یک دسته هم پیدا می شوند که در مقابل این کارها برای اینکه یا حس حسادت دارند و یا حس رقابت و اینها، یا انحراف دارند، البته آنها مخالفت می کنند و شما کسانی که مشغول به این مؤسسه هستند و مدیران این مؤسسه هستند و کسانی که در این مؤسسه مشغول خدمت هستند و کسانی که در این کلاس های درس مشغول درس خواندن هستند، توقع این را نداشته باشید که همه بانوانی که هستند و همه زن هائی که هستند با شما موافق باشند. هستند در بین اشخاص کسانی که آنها نمی توانند این مسائل اسلامی را ببینند و بعضی از آنها مسائل اسلامی را یک مسائلی می دانند که با تمدن شرق چون مخالف است، با تمدن غرب چون مخالف است از این جهت ارتجاعی است. پیشرفتگی را آنها به این می دانند که یا تابع غرب باشند و غرب زده و یا تابع شرق باشند و شرق زده و امروز که ایران دست رد به سینه هر دو گروه زده است و نه متمایل به شرق است و نه متمایل به غرب و می خواهد انسانی زندگی کند، با شرافت و ارزندگی انسان شروع کند به کار، البته کارشکنی هست لکن آنهائی که کارشکنی می کنند اگر مسلمان هستند این خدمت بزرگی که این خانم ها و این بانوان دارند می کنند و پیش خدا خدمت شایسته است، از معاصی کبیره است که کارشکنی در این موضوع بکنند و اگر چنانچه آنها هستند که پایبند به اسلام نیستند و می خواهند هرزگی بکنند فصل هرزگی گذشت، دیگر به شما اجازه نمی دهند بانوان ایران که کارهائی که سابق می کردید این کارها را اعاده بدهید. و من باید از همه شماها تشکر کنم و البته شماها بحمدالله مشغول فعالیت دینی هستید و بینش سیاسی هم در بین شماها هست و در بین بانوان ایران، هم بینش دینی هست و هم بینش سیاسی و از آن چیزی که شما را باز می داشت از اینکه فعالیت سیاسی و دینی بکنید آن موانع مرتفع شد و امیدوارم به زودی شما به یک پایه ای برسید که هر کدامتان بتوانید عده ای را تربیت کنید. و انشاءالله ایران یک ایران زنده، یک ایران پاینده، یک ایران مقاوم در مقابل شرق و غرب و در مقابل آنهائی که در مقابل ما ایستاده اند باشد.
 

کشورهای غیر متعهد اول باید کنفرانس خودشان را از عناصر وابسته تصفیه کنند

و اما یک کلمه هم راجع به مسائلی که در این اوقات پیش آمده است عرض کنم. یکی از مسائل،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 212

این کنفرانس سران به اصطلاح غیرمتعهدهاست. این کنفرانسی که سران اول در سابق تأسیس کردند افراد بسیار متعهدی به اسلام و به کشورهای خودشان بودند و غیر متعهد نسبت به قدرت های بزرگ، لکن امروز مخلوط شده است از یک جنس های مختلف، بسیاریشان آنها هستند که غیر متعهدند و بعضی از آنها، آنها هستند که اگر اینها غیرمتعهد باشند ما متعهد نباید باشیم. اگر بنا باشد که حسین اردنی و حسن و حسنی مبارک و امثال اینها غیرمتعهدند همه غیرمتعهدند پس نباید بگویند که یک دسته متعهد، یک دسته غیرمتعهد. و از کارهائی که باید این کنفرانس - متعهدین - غیرمتعهدین انجام بدهند که در رأس همه کارهاست و باید بعدها هم این مطلب را انجام بدهند این است که اول متعهد و غیرمتعهد را از هم جدا کنند. هر کس ادعا کرد که من غیرمتعهدم، در بین خودشان راه ندهند. چه بسا افرادی که وابستگی آنها و غلام حلقه به گوش بودن آنها نسبت به شرق و نسبت به غرب از آن متعهدینی که هستند زیادتر است و اگر وارد اینها باشند و نفوذ در اینها بکنند راه را منحرف می کنند و دیگران را منحرف می کنند.
باید اول این کشورهای غیرمتعهد، این کشورهایی که می خواهند مستقل باشند، این کشورهائی که خودشان را غیرمتعهد می خواهند... بکنند اول تصفیه کنند این مجلس خودشان را، این کنفرانس خودشان را، این جنبش خودشان را، تصفیه کنند از عناصری که اینها به اسم غیرمتعهد وارد می شود و می خواهند خدمت کنند یا به آمریکا که اکثراً اینطورند یا به شوروی که آن هم بسیارند. اگر اینها در بین شما باشند نمی گذارند که شما غیر متعهد بمانید، نمی گذارند که شما برای کشورهای ضعیف کار بکنید، نمی گذارند که شما وابستگی های خودتان را از کشورها جدا کنید. اینها در شعار از شما پیش اند. شما ببینید که در این کنفرانسی که اخیراً همین چند روز تأسیس شد و پایان یافت یکی از کسانی که طرفداری کرد آمریکا بود. آمریکایی که همه عالم را می خواهد تحت قدرت خودش بیاورد، اگر چنانچه این کنفرانس را او می ترسید ازش گمان می کرد که این کنفرانس بر ضد او خواهند قیام کرد، هیچ وقت از او تعریف نمی کرد، از اینها تعریف نمی کردند، لکن آنها از این کنفرانس تجلیل کردند. برای اینکه دلبستگی آنها به افرادی است که وارد این کنفرانس شده اند مثل حسین اردنی و حسنی و امثال اینها و صدام، اینها وارد شدند به اسم اینکه ما غیرمتعهد هستیم و این غیرمتعهدها می خواهند همه شما را به مثل خودشان غیرمتعهد بکنند. اگر شما بخواهید که واقعاً یک جمعیت غیرمتعهد، یک سران غیرمتعهد باشید و بتوانید به آن عدم تعهد خودتان عمل بکنید، در رأس امور تصفیه است. اگر یک نفر فاسد در بین شما باشد نمی گذارد کار شما انجام بگیرد. باید اول امثال اینها را، صدام را، حسین را، حسنی را، حسن را و امثال اینها را از بین خودتان طرد کنید تا بتوانید یک کنفرانس صحیح تشکیل بدهید و یک جنبش غیرمتعهد باشد. والا هر چند سال یک دفعه شما اجتماع می کنید با آنهمه زحمت، با آن همه خرج، با آنهمه گرفتاری، بیش از یک مسائلی که طرح می شود و گفته می شود و بعدش هم عمل نمی شود، بیش از این کاری انجام نمی دهید و این برای این است که بین شما نمی گذارند اینهایی که نفوذ کرده اند نمی گذارند که کارها انجام بگیرد. باید در رأس امور این باشد که اینها کنار بروند و خودتان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 213

بنشینید، همانطور که ایران دستش را پیش هیچ کس دراز نمی کند و نکرده است در این چند سال و مستقل ایستاده است و زن و مردش ایستاده است در مقابل آمریکا و در مقابل شوروی و در مقابل - هر غیر - هر متعهدی. اینها غیر متعهدند واقعاً، نه تعهد فرهنگی دارند، نه تعهد - چیز - نظامی دارند، نه تعهدهای دیگری دارند اما - اگر باشد - اگر یک جایی باشد که بگویند که ما تعهد نظامی نداریم اما تعهد فرهنگی داشته باشند تعهد فرهنگی بدتر از تعهد نظامی است، وابستگی است نه تعهد. آنها هم که می گویند تعهد ولاتعهد، اصلاً شما وابسته هستید و غلام حلقه به گوش اینها، بعضی از اینها هستند. اگر بخواهید که متعهد نباشید باید اساس را عوض بکنید نه تعهد از یک راه نظامی، فقط باید شما غیرمتعهد و غیر وابسته باشید، در صنعت، در فرهنگ، در همه اموری که یک کشوری احتیاج به آن دارد، اگر اینطور شد غیرمتعهد می شوید و می توانید سرپای خودتان بایستید و اگر این افراد وارد شما باشند نمی گذارند شما غیرمتعهد بمانید و شما را وابسته می کنند و شما را بدتر از تعهد درست می کنند برای اینکه تعهد طرفینی است این برای او تعهد می کند او برای این تعهد می کند اما اینها می خواهند وابسته کنند و بی چون و چرا همانطور که خودشان وابسته هستند و برای آنها کار می کنند و همه دارائی کشور خودشان را با آن فقرائی که سرتاسر کشورشان هست به جیب ابرقدرت ها می ریزند اینها وقتی که وارد بشوند در بین شما همین کار را سر شما در می آورند. من امیدوارم که غیرمتعهدهای واقعی در فکر بیفتند و این اشخاص فاسد تفاله را بیرون بریزند تا بتوانند برای کشورهای خودشان و برای ملت های ضعیف یک کاری انجام بدهند.
انشاءالله خداوند به همه شما سلامت و صحت عنایت کند و همه ما و شما را فعال کند در راه خدمت به مستضعفین، در راه خدمت به مستمندان، در راه سوادآموزی، در راه آموزش، در راه پرورش و همه شما انشاءالله به خدا سپرده باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران

تاریخ: 1361/11/22

 

پیام امام خمینی به مناسبت چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
در آستان پنجمین سال پیروزی حق بر باطل و حزب الله بر احزاب شیطانی، مراتب تشکر و عبودیت را به پیشگاه مقدس خداوند متعال که همه از او هستیم و به سوی او می رویم و پیروزی های روز افزون به عنایت و لطف اوست، تقدیم و عرض ارادت به مقام مقدس ولی الله اعظم و بقیه الله فی ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء که واسطه فیض و عنایات حق تعالی است و دعای خیرش بدرقه امت جد بزرگوارش صلی الله علیه و آله می باشد، تقدیم می داریم. و تبریک و تهنیت بی پایان خود را نسبت به ملت شریف و متعهد ایران عرض می کنم که از ابتداء نهضت تا انقلاب عظیم اسلامی و از انقلاب تا پیروزی و از روز پیروزی تا امروز دلیرانه و سخاوتمندانه در تمام صحنه های انقلاب با جان و دل حاضر بوده و هستند و از حریم اسلام عزیز و کشور خویش دفاع نموده و بر ما و همه منت ها دارند و اگر نبود پایمردی آنان، انقلابی نبود و پیروزی به این عظمت نصیب اسلام و کشور اسلامی نمی شد. خدای را بر این نعمت شکر که با تاییدات غیبی خود چنین تحول الهی را برای این ملت مظلوم بی پناه تقدیر فرموده و آن را در پناه رحمت خود و با نصیب از قدرت لایزال خویش بر دشمنان اسلام و بشریت پیروز فرموده و عاجزانه از ساحت مقدسش می خواهیم که این عنایت و نعمت را بر این ملت پایدار و مستدام فرماید و نصیب همه مسلمانان جهان نماید. و سپاس و تقدیر فراوان بر رزمندگان عزیز و شجاع از ارتش و سپاه و بسیج تا شهربانی و کمیته و ژاندارمری و عشایر محترم و سایر قوای مسلح که با دست توانای خود که از امدادهای غیبی برخوردار است، چنان سیلی به رخسار کریه صدامیان و ضربه بر پیکر حامیان آنان زدند که حزب بعث عفلقی با تشبث به هر حشیش نمی تواند آن را جبران کند. و سردار نگونبخت قادسیه دست دریوزگی به هر طرف دراز و چشم امید به جنایتکاران ور شکسته دوخته که چند روزی دیگر به جنایات خود نسبت به ملت مظلوم عراق و مسلمانان عرب و غیر عرب ایران و منطقه ادامه دهد و آنچنان بیچاره و درمانده شده است که با وقاحت تمام، قلم سیاه بر ادعاهای پوچ خود کشیده و با اسرائیل که تا دیروز ادعای دشمنی با آن را می کرد، دوستی صمیمی شده و با آمریکا که مدعی ترک روابط با آن بود، آرزوی وابستگی می کند و با دویله های وابسته به آمریکا که با اخافه و ارعاب و عربده جیب آنان را خالی کرده بود، اکنون با تملق و سرافکندگی چشم طمع دوخته است و به حسنی و حسن و حسین و نمیری و دیگر جنایتکاران تاریخ که خود ورشکستگانی بیش

صحیفه نور جلد 17 صفحه 200

نیستند، امید نجات بسته است و بوق و شیپور رسانه های گروهی سرتاسری با تبلیغاتی که امروز دروغ های شاخدارشان بر همگان روشن گردیده است، برای نجات این غریق وامانده به دست و پا افتاده اند تا چند روز دیگر بر رخسار درخشنده آفتاب عالمتاب اسلام پرده پوشند، با آنکه خود دانند این سیل خروشان رحمت الهی برای نجات مسلمانان و جمیع مستضعفان و محرومان جهان را با حیله های شیطانی نتوان جلوگیری کرد و این خورشید آسمان معنویت را با تبلیغات دروغین خاموش نتوان نمود. و امید است و عده الهی اراده منت بر مستضعفان به زودی تحقق یابد و دست قدرتمند حق تعالی هر چه سریعتر از آستین ملت های مظلوم بیرون آید و تحول الهی ای که در ملت ایران بوجود آمده است در همه ملل و نحل به خواست خداوند تعالی تحقق یابد که دست ستمکاران از جنایت نسبت به مستضعفان جهان کوتاه شود و مظلومان، به حقوق از دست رفته خود دست یابند. در اینجا لازم است تذکراتی به خواهران و برادران محترم داده شود، گرچه بحمدالله به مسائل اسلام و روز آشنا هستند:
1 - این مطلب مهم را که کراراً عرض کرده ام، تکرار می کنم که ملت عزیز مجاهد و بویژه سلحشوران رزمنده مجاهد فی سبیل الله توجه داشته باشند که غرور از پیروزی آفت بزرگی است که شیطان باطنی در بندگان خدا به وجود آورد تا آنان را از راه حق منحرف کند و در اثر آن خلق خدا را در کوشش برای مقاصد الهی سست کند و اگر خدای نخواسته این حالت شیطانی در جبهه ها پیش آید، در پیروزی ها وقفه حاصل، بلکه با مکر شیطانی ممکن است به شکست منتهی شود و زمانی این آفت وجدان کش پیش می آید که انسان از خود و خداوند غافل شود و قدرت و پیروزی ها را از خود بداند و منشأ اصلی آن که ازمه امور را در دست دارد و هر چه کمال و قدرت و جمال است از اوست را از یاد ببرد. ملت عزیز و قوای مسلح رزمنده در طول این انقلاب و این جنگ لمس نموده اند که اگر مددهای الهی و عنایات خاص خداوند قادر نبود، هرگز در ما قدرت مقابله با رژیم شیطانی تا دندان مسلح و متکی به قدرت های جهانی نبود، ولی از آنجائی که ملت با تحولی الهی به انقلابی اسلامی متکی به معنویات دست زد، توانست آن قدرت بزرگ منطقه را در هم بشکند و در جنگ نابرابر از حیث تسلیحات و کمک های بی دریغ شرق و غرب و منطقه، اینهمه پیروزی های اعجازآمیز را نصیب ایران و اسلام نماید. ما نباید فتح های بزرگ مثل فتح خرمشهر را از یاد ببریم که دشمن با همه تجهیزات در سنگرهای بسیار محکم با عده و عدد بسیار کمین کرده بود و در مقابل عده ای از سلحشوران متعهد اسلام از بیابان باز به آنان تاخته و خداوند آنچنان رعب و وحشت را بر دشمنان ما غلبه داد که با اسارت هزاران نظامی و غنیمت های بسیار، باقیمانده اشرار با فضاحت تمام رو به فرار گذاشته و شهرها را رها کردند. رزمندگان عزیز ما نباید این پیروزی معجزه آسا را جز با مددهای الهی ببینند و اگر چنین شد، غرور آنها خلاصه می شود در اینکه ما مورد عنایت قادر متعال هستیم و از خود چیزی نداریم و آنچه داریم از اوست و باید به راه او نثار کنیم و این جاست که خداوند عنایات خود را ادامه می دهد و شما سلحشوری و جنگ شرافتمندانه را برای دفاع از اسلام و میهن اسلامی ادامه می دهید و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 201

به خواست قادر متعال به پیروزی نهائی دست خواهید یافت.
2 - اکنون که بحمدالله و منه محیط ایران از غبارهای شرارت های اشرار، این مدعیان دروغین طرفداری از ملت و خلق که خود با دست پلید خویش پرده از چهره کثیف خود برداشتند و به دشمنان اسلام که هم قطاران و یا اربابانشان بودند پیوستند، تقریباً آرامش و سکون با عنایت پروردگار برقرار است، ملت بزرگ متعهد اسلامی لازم است با تمام توان به بازسازی نارسائی هائی که لازمه هر انقلاب است و در انقلاب ایران که متکی به قدرت لایزال حق تعالی و همت والای اقشار معظم ملت است، از سایر انقلاب های بزرگ ضایعاتش کمتر و دستاوردهایش بیشتر است، قیام نمائیم و بدون وقفه از فرصت استفاده نموده و کشور را به سوی بیشتر اسلامی شدن در تمام ابعاد آن، در تمام ارگان های نظام جمهوری اسلامی از قوای سه گانه که اساس نظام است تا حوزه های علمیه و دانشگاه ها که اساس فرهنگ است و از قوای نظامی و انتظامی قوای مسلحه دیگر که اساس امنیت هستند تا قشرهای بازاری و کشاورز و کارگر که هر یک رکنی مهم از ارکان اقتصاد کشورند، همت گماریم و معلوم است که در این امر بزرگ با ابعاد وسیعش که سرنوشت ملت اسلام بستگی به آن دارد، تا تمام ملت همت نکنند و قیام فعالانه نداشته باشند، مقصد اعلای اسلامی تحقق نخواهد پذیرفت و تنها با اتحاد کلمه و همت همگان که دست توانای حق تعالی با آن است انشاءالله تعالی کار به نتیجه خواهد رسید اما کیفیت کمک:
الف - قوه قضائیه که امروز برای قضاء شرعی احتیاج مبرم به افراد عالم متقی با فضیلت دارد، حوزه های علمیه در هر جا هستند خصوصاً حوزه های بزرگ باید این مسأله را یک واجب کفائی شرعی مهم تلقی نمایند و برای این مقصد مهم اسلامی از علمای موجود در حوزه ها و شهرستان ها دعوت نمایند و همه علمای اعلام می دانند که قضا امر بسیار مهمی است که در رژیم های طاغوتی به دست اشخاصی که اکثریت آنان صلاحیت نداشته اند سپرده شده بود. در رژیم سابق ما معذور بودیم چون اشخاص صلاحیتدار را در هیچ امری، چه رسد به قضای شرعی، نمی پذیرفتند ولی امروز که قضای اسلامی می خواهد اجرا شود عذری نیست و بر اشخاص صلاحیتدار واجب است تا حد کفایت به این واجب عمل کنند و دیگران را هدایت نمایند و بسیج کنند و نیز لازم است حضرات مدرسین محترم حوزه ها و علمای اعلام و مجتهدین عظام، کتبی را که به آنها (علوم غریبه) نام می نهادند (زیرا در بحث ها و حوزه های علمی منسی بودند چون محل ابتلاء نبودند) امروز که شدیداً به آنها احتیاج است مثل کتاب قضا و شهادات و قصاص و حدود و دیات و دیگر کتب محل حاجت را مورد بحث و تدریس و تحقیق قرار دهند که در آینده مثل امروز گرفتار کمبود اشخاص نباشیم. امید است برای رضای خدای متعال و برای عمل به وظیفه، به این امر توجه زیاد شود و مسأله قضا که امروز از مشکلات جمهوری اسلامی است به برکت مراجع بزرگ و علمای اعلام حل شود و نیز شورای قضائی قوانین مربوط به قضا را با جدیت تهیه نمایند و مجلس محترم هم تصویب این قوانین شرعیه را مقدم بر سایر کارها قرار دهند که قضای اسلامی در کشور اجرا شود.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 202


ب - مجلس محترم شورای اسلامی که در رأس همه نهادهاست، در عین حال که از اشخاص عالم و متفکر و تحصیلکرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحب نظر خود در کمیسیون ها دعوت کنند که با برخورد نظرها و افکار، کارها سریعتر و محکمتر انجام گیرد و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات برای احکام ثانویه اسلام نظر خواهی شود که کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس، با رد احکام اولیه فرقی ندارد، چون هر دو احکام الله می باشند و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأی مجلس و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه ای اقدام کند و با تشخیص دو سوم مجلس شورای اسلامی که مجتمعی از علمای اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است، با مشورت از کارشناسان، حجت شرعی است که مخالفت با آن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست و چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک در موضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است.
ج - دولت جمهوری اسلامی که متصدی اداره کشور است و در هر پیشامدی موظف است اقدام مقتضی نماید، در وضع کنونی بدون کمک ملت، توانائی رفع تمام گرفتاری ها را ندارد و برای اداره نظام جمهوری و دفاع از دشمنان مهاجم و رفع مشکلات جنگ که حجم آن بسیار عظیم است، احتیاج به کمک دارد و چون پای دفاع از اعراض و نفوس و اموال کشور و حفظ اسلام در میان است، بر همه کس واجب است که به مقدار کفایت، از خطر عظیم هجوم اجانب به اسلام و مسلمین، کمک نماید و این تکلیفی است که بیشتر متوجه است به طبقه مرفه و ثروتمند و پس از آنان به طبقه متوسط به حسب احوال آنها، نه طبقه مستمند و ضعیف که در آمدشان به مقدار اعاشه آنهاست، گرچه این قشر از تمام قشرها خدمتشان بیشتر است. اینجانب از تمام هم میهنان عزیز تشکر و قدردانی می کنم که از اول انقلاب تاکنون در صحنه بودند و امیدوارم خداوند متعال توفیق حضور بیشتر را به همه ما عنایت فرماید. و باید دولت محترم توجه نماید که علاوه بر تکلیف الهی که متوجه همه ملت است، دولت از ویژگی خاصی برخوردار است و تکلیف الهی، بیشتر متوجه آن و سایر دست اندرکاران است و برای نظم امور در جمیع ابعاد کوشش خواهد کرد. و مسأله جنگ دفاعی که در راس امور است و ملت متعهد کمک به آن را برای خود یک امر لازم داند و دولت در رابطه با آن حقاً تمام کوشش را می کند، لکن تذکر و تکرار در امور مهم، لازم است و باید هر روز ابعاد کمک به جبهه ها را بیشتر گسترش دهد و تا فتح نهائی انشاءالله تعالی برنامه دفاع را در رأس همه برنامه ها قرار دهد.
د - بحمدالله تعالی قوای مسلح اسلامی در دفاع از اسلام و میهن عزیز، عاشقانه از ابتداء هجوم اشرار تاکنون با نثار جان و خون و با عشق به لقاءالله قوای شیطانی دشمن را در هم شکسته و در هر مرحله از مرحله قبل نیرومندتر و متعهدتر به رزمندگی دلیرانه خود ادامه داده اند و همه ما و میهن اسلامی ایران مرهون خدمات ارزنده آنان هستیم و اگر نبود قدرت روحی و الهی آنان، معلوم نبود

صحیفه نور جلد 17 صفحه 203

کشور ما با اینهمه دشمن و کمک های قدرت های بزرگ و کوچک به کجا کشیده می شد. و ملت مجاهد متعهد که در طول انقلاب و جنگ تحمیلی از کمک های شایان به جبهه ها و پشت جبهه ها دریغ نکرده است و یکی از ارکان پیروزی، حضور ملت در همه صحنه خصوصاً صحنه جنگ است و الحق، این ملت نمونه در پیشگاه خداوند تعالی ارزشی عظیم دارد، و امید و توقع است که برای حفظ اسلام و کشور اسلامی خود بر حجم کمک ها افزوده شود که بحمدالله می شود، چنانچه بر حجم مخارج دولت هر روز افزوده شود. در زمانی که حضور و کمک ملت شریف ایران به دولت و جبهه های جنگ هر روز بیشتر می گردد، عده ای از محتکران و گرانفروشان خدانشناس دست از این حرفه کثیف برنمی دارند و به حال خود و کشور خود دلسوز نیستند، اینان باید از غضب الهی بترسند و بیش از این خود را در پیشگاه خدا و خلق خدا رسوا نکنند.
ه - درباره فرهنگ هر چه گفته شود کم است. و می دانید و می دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یک کشور پیدا شود و همه ارگان ها و مقامات آن رژیم به صراط مستقیم انسانی و الهی پایبند باشند و به استقلال و آزادی ملت از قیود شیطانی عقیده داشته باشند و آن را تعقیب کنند و ملت نیز به تبعیت از اسلام و خواسته های ارزنده آن پایبند باشد، دیری نخواهد گذشت که انحراف فرهنگی بر همه غلبه کند و همه را خواهی نخواهی به انحراف کشاند و نسل آتیه را آنچنان کند که انحراف به صورت زیبا و مستقیم را راه نجات بداند و اسلام انحرافی را به جای اسلام حقیقی بپذیرد و بر سر خود و کشور خود، آن آورد که در طول ستم شاهی و خصوصاً پنجاه سال سیاه بر سر کشور آمده و مجلس و ملت و متفکران متعهد باید این حقیقت را باور کنند و اصلاح فرهنگ و از آن جمله اصلاح مدارس از دبستان تا دانشگاه را جدی بگیرند و با تمام قوا در سد راه انحراف بکوشند. اشخاصی معدود قدرت ندارند تا این امر عظیم الحجم مهم را اصلاح کنند و صد در صد آن را اسلامی و ملی در خدمت کشور قرار دهند. همه مسؤولیم و همه باید در پیشگاه خدا و خلق خدا جواب تهیه کنیم و در این زمان که فرصتی ارزنده داریم از هیچ کس هیچ عذری پذیرفته نیست و همه باید به مقدار توان خویش در این امر حیاتی کوشش نمائیم تا خون جوانان برومند مجاهد و کوشش ملت و مجاهدات بی دریغ آن هدر نرود.
3 - کراراً مقامات و مسؤولان کشور به دولت های اسلام منطقه اعلام نمودند که جمهوری اسلامی ایران که محتوای آن براساس عدل اسلامی است و نسبت به آن با تمام جان متعهد است، اجازه ندارد که به حریم دیگران ظلم و ستمگری و تجاوز نماید و این تعهد الهی اساس نظام اسلام و جمهوری اسلامی است و کراراً در هر فرصتی به دولت های منطقه و دیگران نصیحت نموده و از آنان خواسته است که برای مراعات احکام خدا و قرآن مجید پایبند حسن همجواری و اخوت اسلامی باشید و مطمئن باشید که اگر شما یک قدم برای مراعات برادری جلو گذارید، ما چندین قدم برای فشردن دست شما، برای از بین بردن ابرقدرت ها پیش خواهیم آمد و بسیار تذکر داده شده است که اگر مسلمانان به دستورات اسلامی رفتار کنند و وحدت کلمه خود را حفظ نمایند و از اختلاف و تنازع که مایه شکست آنهاست دست بکشند، در سایه پرچم (لا اله الا الله) از تجاوز دشمنان اسلام و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 204

جهانخواران مصون خواهند شد و دست شرق و غرب را از بلاد عزیز مسلمین قطع خواهند کرد زیرا هم عده اینها فزونتر و هم ذخائرشان بی پایان است و از همه بالاتر قدرت غیرمتناهی خداوند پشتیبان آنان است و قدرت های بزرگ به اینان محتاج هستند. و مکرر این واقعیت گفته شده و لمس گردیده که ابر جنایتکاران شرق و غرب جز به منافع شیطانی خود و غارت اموال دیگران و سلطه بر آنان، به هیچ چیز نمی اندیشند و به صراحت می گویند ما در منطقه منافع داریم و باید منافع و مصالح خود را حفظ کنیم و اگر یک دلار به شماها کمک کنند، صدها چندان از شما پس می گیرند و این رفت و آمدهای سیاسی و کمک های تسلیحاتی و نظامی جز برای تحکیم پایه های نفوذ خود در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نیست. و شماها و رسانه های گروهی اکثر ایستگاه ها، چه تبلیغ دروغین بکنید و چه نکنید و چه چشم و گوش های خود را از حقیقت روشن ببندید یا نه، صدام عفلقی و حزب بعث عراق اساساً ضد اسلامند و در منطقه فتنه انگیزند. آمریکا از جهالت و غرور و بلند پروازی صدام استفاده کرد و او را به هجوم به ایران واداشت و به منطق آمریکا شکست عراق و ایران و از پا در آمدن هر دو یا ایران، در هر صورت به نفع اوست و صدام بدبخت پیش خود حساب ها کرده بود، ژاندارمی منطقه و سرداری بزرگ قادسیه را در مغز پوک خود پروراند و آنچه نمی دانست و نخواهد فهمید قدرت اسلام بزرگ و جانبازی سربازان فداکار اسلام بود و در اثر این جهالت و حماقت خود را در دامی افکند که هیچ قدرتی نمی تواند او را نجات دهد. و ما مجدداً به دولت های منطقه هشدار می دهیم که بیش از این برای نجات یک سبع جنایتکار که اگر فرصت یابد منطقه را به آتش می کشد، زحمت نکشید و خود را به غرقاب هلاکت دچار نکنید و وعده های آمریکا و دیگران شما را غافل نکند که با ادامه کمک به دشمن اسلام ممکن است برای ملت و دولت ایران تکلیفی پیش آید که ما میل به آن نداریم و تا وقت نگذشته است به اسلام و دستورات حیاتبخش آن گردن نهید و کشور خود را از شر قدرت های اغفال کننده نجات دهید و بدانید که رو آوردن به اسلام و مسالمت با جمهوری اسلامی به صلاح شماست و دولت و ملت ایران برای شما بهتر از آمریکا و صدام و مصر و دیگر دغلبازان است. شماها باید احساس و لمس کرده باشید که قدرت مجموع منطقه کمتر از نیمی از قدرت شاه مخلوع و معدوم است و قدرت امروز ایران به برکت اسلام و حضور ملت چندین مقابل آن رژیم است و آمریکا همانطور که در موقع سختی به شاه مخلوع نتوانست و نخواست کمک کند، به شما که از شاه معدوم پیش او بی ارزشترید کمک نخواهد کرد. آمریکا و دیگر قدرتمندان، شما را آلت دست قرار داده اند که منافعشان در منطقه تأمین گردد و اگر شما به دام افتادید، برای نجاتتان به خود زحمت نمی دهند.
4 - متصدیان امور و شورایعالی قضائی و ستاد پیگیری کوشش نمایند که با سرعت به زندان ها و حال زندانیان رسیدگی نموده و از کسانی که از عفوشان ضرری به جمهوری اسلامی نمی خورد و مستحق عفو هستند صورتی تهیه و عفو آنان را تسریع نمایند و کسانی که اسلام برای آنها جزا مقرر فرموده، تکلیفشان را تعیین کنند و پس از اجراء حکم خدا، اگر فساد ایجاد نمی کنند، آزادشان نمایند و بالاخره رویه را بر عفو و رحمت قرار دهند، لکن با مفسدان و گروهک های فاسد و مفسد با شدت

صحیفه نور جلد 17 صفحه 205

عمل رفتار کنند مگر آنکه توبه کنند و ثابت شود که توبه آنها جدی است که با ضمانت می شود آزاد کرد.
5 - از امور مهمی که اینجانب نگران آن هستم مسائل حوزه های علمیه خصوصاً حوزه های بزرگ مثل حوزه مقدسه قم است. آقایان علمای اعلام و مدرسین محترم که خیرخواهان اسلام و کشورهای اسلامی هستند، توجه عمیق کنند که مبادا تشریفات و توجه به ساختمان های متعدد برای مقاصد سیاسی و اجتماعی اسلام، آنان را از مساله مهم اصلی حوزه ها که اشتغال به علوم رایج اسلامی و خصوصاً فقه و مبادی آن به طریق سنتی است، اغفال کند و مبادا خدای نخواسته اشتغال به مبادی و مقدمات موجب شود که از غایت اصلی که ابقا و رشد تحقیقات علوم اسلامی خصوصاً فقه به طریقه سلف صالح و بزرگان مشایخ همچون (شیخ الطائفه) و امثاله رضوان الله تعالی علیهم و در متاخرین همچون صاحب جواهر و شیخ بزرگوار انصاری علیهم رضوان الله تعالی باز دارد. اسلام اگر خدای نخواسته هر چیز از دستش برود ولی فقهش به طریقه موروث از فقهاء بزرگ بماند، به راه خود ادامه خواهد داد ولی اگر همه چیز به دستش آید و خدای نخواسته فقهش به همان طریقه سلف صالح از دستش برود، راه حق را نتواند ادامه داد و به تباهی خواهد کشید. و با آنکه می دانیم مراجع عظام و علمای اعلام و مدرسین عالی قدر دامت برکات وجود هم، توجه به این امر دارند، لکن خوف آن است که اگر تشریفات و زرق و برق های شبیه به قطب مادیت رواج پیدا کند، در نسل های بعد اثر گذارد و خدای نخواسته آنچه از آن می ترسیم به سر حوزه ها بیاید. لازم است آقایانی که در این امور دست دارند و متصدی این مسائل هستند توجه کنند که حد افراط را جلوگیری کنند و هر چه می کنند در خدمت حوزه های علمی و در خدمت اسلام و علوم اسلامی باشد و کارها تعدیل شود و از افراط و تفریط احتراز گردد. از خداوند تعالی توفیق همگان را در خدمت به علم و علما و اسلام و ملت خواستارم.
6 - آن مطلبی که همیشه مدنظر همه بوده و درباره آن پافشاری شده، حفظ وحدت کلمه و اجتناب از تفرقه است که همه می دانیم وحدت ملت چه اثرهای معجزه آسائی داشته است و دارد و در مقابل، تفرقه و تنازع چه نکبت هائی به سر مسلمین در طول تاریخشان آورده است و ملت عظیم الشأن ایران که هر دو طرف را مشاهده کرده اند و از تفرق رنج برده اند و بحمدالله شهد وحدت را چشیده اند و اعجاز آن را از اول نهضت تا انقلاب و تاکنون لمس نموده اند، لازم است مراقبت کنند و نگذراند دست های پلید شیطانی و عمال سرسپرده استکبار جهانی در صفوف مقدس آنان وارد شده و به تفرقه افکنی قیام کنند. و هر وقت از اشخاص یا گروه هائی یک چنین خیانت هائی مشاهده کردند، بدون وقفه و در اسرع اوقات در صدد جلوگیری بر آیند و به مسؤولین کشور اطلاع دهند و آنان را معرفی نمایند و این امر برای همه ملت اهمیت دارد و برای دو قشر از اهمیت ویژه ای برخوردار است: یکی، قشر محصلین خصوصاً دانشگاهیان که لازم است با هوشیاری و تعهد به اسلام و خدمت به کشور مراقب اوضاع و احوال طبقات محصلین و دانشگاهیان باشند که خدای نخواسته یک وقت این مراکز بزرگ تعلیم و تربیت به سوی مسائلی که قبلاً مبتلا بدان بودند کشیده نشود. خداوند یار و مددکار همه

صحیفه نور جلد 17 صفحه 206

باشد.
دوم، قوای مسلح است که در این حال که هجوم اجانب را می بینیم و مبتلا به توطئه قدرت های شیطانی هستیم، اهمیتش بیشتر از هر وقت و هر چیزی است باید تمام فرماندهان و افراد ارتش و سپاه و بسیج و عشایر و قوای نظامی و انتظامی توجه خاص به این امر حیاتی داشته باشند و اگر خدای نکرده این قشرهای متعهد عزیز با دست جنایتکاران و توطئه چینان، مبتلا به اختلاف شوند و هر یک خود را محور قرار دهند، مطمئن باشند که شیطان ها و شیطان بزرگ در آنان رخنه کرده و طولی نخواهد کشید که همه به تباهی کشیده شوند و شکست برای آنان حتمی است و با شکست آنان اسلام در اینجا و سایر مناطق به شکستی مبتلا می شود که قرن ها جبران پذیر نیست. برادران مسلح! عزیزان ملت! پشتوانه اسلام و جمهوری اسلامی! بهوش باشید که شیاطین در کمین اند و کوچکترین غفلت شما بزرگترین فاجعه را برای ملت و اسلام به بارآورد. خداوند کریم و رحیم همه ما را از شر آنان حفظ فرماید.
7 - و آخرین کلام آنکه در محضر خداوند منان عرض کنیم که خدایا! تو بر ما منت نهادی و ما را در مثل 22 بهمن بر دشمنان خودت پیروز کردی و دست این ملت مظلوم را گرفتی و از سراشیبی سقوط و جهنم هر دو عالم به قله بلند عنایات خود رساندی و این امت مستضعف در طول ستمشاهی را به عزت جاودان کشاندی و جوانان برومند این امت را عاشق خود و شهادت فرمودی و دعای خیر شب زنده داران را در حق ما قاصران اجابت فرمودی.
بار الها! عنایت خود را از ما دریغ مدار و ناموس دهر و ولی عصر ارواحنافداه را از ما راضی فرما و ما را از نور هدایت خود همیشه بهره مند نما (انک مجیب قریب) . بار الها! این جوانان سلحشور ما را که با عشق به جمال تو و به امید عنایت و حمایت تو به دشمن متجاوز که به بندگان تو ناگهان تاختند و خون های بیگناهان را ریختند و خانه هایشان را بر سرشان خراب کرده بدتر از مغولان به صغیر و کبیر و عرب و عجم رحم نکردند، شجاعانه تاختند و صف های آنان را شکستند و با جنگ نا متعادل که یک طرف تا دندان مسلح و از ساز و برگ جنگی و آرایش حربی و کمک های بی پایان شرق و غرب و منطقه برخوردار بوده و طرف دیگر مسلمانانی پاکدل و سحر خیزانی عاشق پیشه و سلحشورانی وارسته و پیوسته به تو با قدرت (ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی) . در هر ناحیه آنان را با اسارت دست جمعی و غنیمت های بسیار در هم کوبیده و به خواری و مذلت کشاندند و از کشور خود بیرون راندند و کمک های شرق و غرب را به هیچ شمردند. خداوندا! اینان را به رحمت واسعه خود غریق فرما و به پیروزی نهایی برسان و شهیدان آنان را با شهداء صدر اسلام در رکاب پیامبر عالی مقام محشور فرما و پدران و مادران شریفی که این عزیزان را در دامن مهر خود تربیت کرده و در راه اسلام دادند، در جوار رحمت خود و با اولیاء عظام علیهم السلام محشور فرما و به همسران و خواهران و برادران و نزدیکان آنان صبر و عزت مرحمت کن و ملت ایران که موجب سرافرازی اسلام در جهان گردید و کشور نمونه ای ساخت که امید است پرتو خورشید آسای آن بر مشارق ارض و مغارب آن بتابد

صحیفه نور جلد 17 صفحه 207

و مستضعفان تحت ستم جهان را بر مستکبران پیروزی دهد، انشاءالله، قدرت ده.
درود فراوان بر همه مجاهدان راه حق از انبیاء عظام و اولیاء کرام و صالحین و مصلحین در طول تاریخ بویژه خاتم پیامبران و اشرف نسل آدم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و دودمان معظمش سیما بقیه الله خاتم الاولیاء اروحنا لمقدمه الفداء و درود بر بیست و دوم بهمن، یوم الله و بر آفرینندگان آن.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها