0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام جلالی

تاریخ: 1362/06/07

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام جلالی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حیدر علی جلالی دامت افاضاته
بدین وسیله جنابعالی را به امامت جمعه شهرستان خمین منصوب می نمایم که انشاءالله تعالی ضمن برگزاری این فریضه الهی، مردم را به وظایف مهمی که در رابطه با اسلام عزیز و انقلاب خونبار ملت شریف ایران دارند آشنا سازید.
اهالی محترم و نهادها و ارگان ها نیز طبق وظیفه ای که دارند همکاری های لازمه را در انجام هر چه باشکوه تر این نماز وحدتبخش با جنابعالی خواهند نمود. از خدای تعالی ادامه توفیقات شما را مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای مرکزی ائمه جمعه استان تهران

تاریخ: 1362/03/04

 

ما تابع حضرت رسول و ائمه علیهم السلام هستیم

بسم الله الرحمن الرحیم
البته آقایان باید بنده را موعظه کنند، لیکن از آنجا که حق برادری موعظه است، مسائلی را عرض می کنم. تحقیقاً احیای نماز جمعه در ایران از مسائل بسیار مهم است. نماز جمعه موجب می شود تا مسائل فراموش شده در اسلام به بهترین وجه برای مردم گفته شود. در قدیم اگر یک روحانی راجع به امور سیاسی مردم صحبت می کرد می گفتند رهایش کنید او سیاسی است، که این نوع فکر بلا اشکال از شیاطین داخل و خارج بوده است. آنها به ما باورانده بودند که روحانی باید عبایش را سر بکشد و فقط برود مسجد نماز معمولی اش را بخواند. روحانی حق دخالت در هیچ امری را نداشت. ولی واقعیت این است که ما تابع حضرت رسول و ائمه علیهم السلام هستیم که همه امور دست آنها بود، حکومت تشکیل دادند و مردم را هدایت نمودند. بحمدالله امروز وارد مسائل سیاسی شدن دیگر عیبی ندارد، ولی باید توجه کنید که همه متوجه شما هستند، لذا زی (2) اهل علم خودتان را حفظ کنید. درست مانند علمای گذشته ساده زندگی کنید. در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگی شان از سطح معمولی مردم پائین تر بود و یا مثل آنها بود. امروز سعی کنید زندگی تان از زی آخوندی تغییر نکند. اگر روزی از نظر زندگی از مردم عادی بالاتر رفتید بدانید که دیر یا زود مطرود می شوید. برای اینکه مردم می گویند ببینید آنوقت نداشتند که مثل مردم زندگی می کردند، امروز که دارند و دست شان می رسد از مردم فاصله گرفتند. باید وضع مثل سابق باشد. باید طوری زندگی کنیم که نگویند طاغوتی هستیم.
 

مردم را در صحنه حاضر نگه دارید

مسأله دیگر خطبه های نماز جمعه است. باید مردم را امر به تقوا کنید. امر به تقوا در خطبه اول واجب است و در خطبه دوم بنابر احتیاط واجب است. مسائل اخلاقی را به مردم بگویید و آنها را به داشتن اخلاق اسلامی ترغیب کنید. مطالب روز را برای مردم بگویید. آنچه در طول یک هفته در کشور اتفاق می افتد، آنها را برای مردم بگویید. مردم را در صحنه حاضر نگه دارید که آنچه انقلاب و ایران را

صحیفه نور جلد 17 صفحه 263

حفظ کرده حضور مردم در صحنه است. در تمام دنیا مردمی به خوبی مردم ایران پیدا نمی شود. امروز مردم پشتیبان انقلاب اسلامی و دولت هستند. پشتیبانی مردم از دولت به خاطر این است که دولت را اسلامی می دانند و می دانند که طرفداری از دولت، طرفداری از اسلام است. تنها به این خاطر است که از دولت پشتیبانی می کنند. این پشتبانی را باید حفظ کنید، ائمه جمعه در سراسر ایران بالاترین اجتماع را دارند. از این اجتماعات استفاده کنید و جهات شرعی و سیاسی را به مردم تذکر دهید. آنان را در مقابل شیاطین مجهز کنید. امروز دولت با تمام توان دارد زحمت می کشد و آنچه از دستش بر می آید انجام می دهد. کار مشکل است. امروز اکثر حکومت ها با ما خوب نیستند. دشمنان ما خیلی کارها علیه ما کردند. اختلافات داخلی را بوجود آوردند فایده نکرده، جنگ را بر ما تحمیل کردند و باز هم ما را رها نمی کنند. با تمام این مشکلات اینهمه کار شده است. البته کمبودهایی هست و گرانی هم بسیار است و مردم هم از اینها ناراحتند، ولی در کجا این کمبودها و گرانی ها نیست. هنوز در شوروی با آنهمه ادعاهایش صف های طولانی هست. در ایران هم گرانی و کمبود هست ولی باید به خاطر اسلام مقاومت کرد. البته مردمی که در جنگ جوان می دهند، در مقابل این مشکلات که ناراحت نمی شوند. آنها که در جبهه ها هستند از مشکلات نمی هراسند و مقاومت می کنند. کسانی که می جنگند و مبارزه می کنند در مقابل کمبودها صبر می کنند، ولی آن عده ای که در کنار نشستند، آن عده ای که عیاشی می کردند و جلوی عیاشی هایشان گرفته شده ناراحتند. آنها هستند که دولت را تضعیف می کنند و دائم می گویند کمبود هست. اینها هستند که مشغول تضعیف دولت هستند. آقایان باید در نماز جمعه ها دولت را پشتیبانی کنند. امیدوارم نماز جمعه ها با قدرت هر چه بیشتر انجام شود. خداوند همه تان را تأیید کند.
والسلام علیکم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون، مسؤولان و مقامات لشکری و کشوری به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان

تاریخ: 1362/03/07

 

مناجات شعبانیه از بزرگترین و عظیم ترین معارف الهی است

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید بزرگ عظیم اسلامی مذهبی را به حضار محترم و اعاظم کشور و به سایر قشرهای مستضعف جهان، خصوصاً ملت عظیم الشان ایران تبریک عرض می کنم و امیدوارم که انشاءالله با عنایات خاصه ولی عصر ارواحنا له الفداء این کشتی متلاطم انسانیت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستکبران ظالم پیروز شوند. و امید است که حکومت بزرگ همگانی حضرت سلام الله علیه به زودی برقرار شود و چشم همه ما را و همه مسلمین جهان را به نور مبارکش روشن فرماید. این سه ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان برکات بسیار نصیب انسان، انسان هائی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است. البته مبدأ همه مبعث است و دنبال او تمام جهاتی که هست. در ماه رجب، مبعث بزرگ و ولادت مولا علی ابن ابیطالب سلام الله علیه و بعض ائمه دیگر و در ماه شعبان ولادت حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه و ولادت حضرت صاحب اروحناله الفداء و در ماه مبارک، نزول قرآن بر قلب مبارک پیغمبر اکرم بوده است و شرافت این سه ماه در زبان ها و در بیان ها و در عقل ها و در فکرها نمی گنجد و از برکات این ماه ها ادعیه ای است که وارد شده است در این ماه ها. ما امروز در ماه شریفه واقع هستیم و مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیم ترین معارف الهی و از بزرگترین اموری است که آنهائی که اهلش هستند توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند. عناوین مسائل الهی و مسائل عرفانی، عناوین سهلی است که هر کس گمان می کند که این عناوین را فهمیده است و امور استدلالیه قرآنیه هم در عین حالی که دقیق است، لیکن سهل الادراک است. بعد از قیام برهان و دنبال او رساندن حاصل این عناوین و نتیجه برهان به قلب مشکل تر است، که ایمان گفته می شود به آن و چه بسا که اصحاب برهان به این مرتبه ایمان نرسیده باشند. این یک مساله ای است که باید با تلقینات و تکرار و ریاضات به قلب رساند. شما ملاحظه می کنید که به حسب ضرورت یک کسی که مرده است، از او به انسان ضرری وارد نمی شود، لکن الا بعض اشخاص دیگران اگر چنانچه در یک قبرستانی باشند و کسی نباشد یا با یک مرده ای همجوار باشند در غسالخانه و تنها باشند ترسند، برای اینکه آن برهان ضرورت عقلی به دل نرسیده است. آن معنایی که عقل ادراک کرده است ضرورت هم دارد، لکن به دل نرسیده است. لکن آنهائی که مثلاً

صحیفه نور جلد 17 صفحه 265

مرده شور هستند و سر و کار دارند با مرده ها، از باب اینکه تکرار شده است این مطلب پیش شان به قلبشان رسیده است و آنها خوفی ندارند. در مسائل اسلامی هم و مسائل عقلی هم همین طور هست. چه مسائلی عقلی هست که با برهان، با برهان قوی ثابت است لکن در انسان تأثیر نکرده است، برای اینکه نتیجه برهان به عقل رسیده است لکن به قلب وارد نشده است، ایمان به آن نیست، عقل او را ادراک کرده است لکن قلب ایمان به او نیاورده است. و چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجات های ائمه اطهار سلام الله علیهم و همین مناجات شعبانیه مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است نمی توانند وجدان کنند. آیه شریفه در قرآن (ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین اوادنی) خوب، مفسرین، فلاسفه در این باب صحبت ها کردند لکن آن ذوق عرفانی کم شده است. (الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک الهی واجعلنی ممن نادیته فاجابک و ناجیته فصعق لجلالک) اینها عناوین شان را خیال می کند انسان، خوب، ما هم می دانیم. نه عارف و نه فیلسوف و نه دانشمند توانند ذوب کنند چی هست مساله. مسأله (فصعق لجلالک) که مبداش قرآن است (فخر موسی صعقا) مسأله ای است که انسان گمان می کند که خوب افتاد غش کرد (صعق) یعنی غش کرد، اما این غش چی بوده است، غش حضرت موسی چی بوده است، این مسأله ای نیست که غیر موسی بفهمد. یا (دنافتدلی) را، این مسأله ای نیست که غیر آن کسی که (دنو) پیدا کرده است بتواند فهم کند، ادراک کند، ذوب کند. یا همین جملاتی که در این مناجات بزرگ است و بعض جملات دیگری که در آن هست مسائلی است که به حسب ظاهر سهل است و واقعاً ممتنع است. ریاضات بسیار می خواهد تا انسان بتواند بفهمد که ناجیته (با فتح تا) نه ناجیته (با ضم تا) ، ناجیته این چی است؟ خدا با آدم مناجات می کند، چی است مناجات؟ چه خواسته اند ائمه؟ این از دعاهائی است که من غیر از این دعا ندیدم که همه ائمه روایت شده است همه ائمه این دعا را، این مناجات را می خواندند، این دلیل بر بزرگی این مناجات است که همه ائمه این مناجات را می خواندند. چی بوده است این؟ بین آنها و خدای تبارک و تعالی چه مسائلی بوده است؟ (هب لی کمال الانقطاع الیک) کمال انقطاع چی است؟ (و بیدک لابید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری) خوب آدم به حسب ظاهر می گوید خوب، همه چیز با اوست، اما وجدان این مطلب که هیچ ضرری به ما نمی رسد الا به دست اوست، هیچ منفعتی نمی رسد الا به اوست، اوست ضار و نافع، اینها چیزهایی است که دست ماها از آن کوتاه است و دعا کنید که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که در این ماه شریف و ماه شریف رمضان از این مسائل هم یک حظی ولو یک جلوه کوچکی در دل ها و قلب های ما واقع بشود و لااقل مؤمن به این بشویم که قضیه (صعق) چه قضیه ای است. مؤمن به این بشویم که مناجات خدا با انسان چی هست. مناجات را مؤمن بشویم به آن، انکار نکنیم، نگوئیم اینها حرف های درویشی است. همه این مسائل در قرآن هست به نحو لطیف و در کتب ادعیه مبارکه ما که از ناحیه ء ائمه هدی وارد شده است همه این مسائل هست، نه به آن لطافت

صحیفه نور جلد 17 صفحه 266

قرآن لکن به نحو لطیف. آنها و همه اشخاصی که بعدها این اصطلاحات را به کار برده اند فهمیده و نفهمیده از قرآن و حدیث گرفتند و ممکن است که اصل سندش هم درست ندانند، البته به حقیقت اش هم کم آدمی است که می تواند پی برد تا چه رسد به اینکه ذائقه روح بچشد این را. چشیدن ذائقه یک مسأله فوق این مسائل است.
 

اگر امریکا واقعاً انساندوست یک کلمه به کارهای عراق اشکال کند

و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی این ملتی که امروز قیام کرده است، نهضت کرده است و برای او قیام کرده است و برای او نهضت کرده است، شر مفسدین و جبارین را از سرش کوتاه کند تا برسد به مسائلی که باید برسد. لکن تا این قدرت های بزرگ به اریکه ء قدرت خودشان نشسته اند، این امری است که یک قدری به نظر مشکل می آید. نمی دانم که در بعضی از رادیوها که پخش کردند صحبت رئیس جمهور امریکا را ملاحظه کردید که ایشان از همه دنیا استمداد کردند برای اینکه این بهائی هایی که در ایران هستند و مظلومند و جاسوس هم نیستند و به جز مراسم مذهبی به کار دیگر اشتغال ندارند و ایران برای همین که اینها مراسم مذهبی شان را بجا می آورند 22 نفرشان را محکوم به قتل کرده اند، ایشان از همه دنیا استمداد کرده که اینها که جاسوس نیستند، اینها یک مردمی هستند دخالت در هیچ کاری ندارند و روی انساندوستی ایشان این مسائل را می گویند. اگر ایشان این مسائل را نمی گفت، خوب - ما گاهی اذهان ساده احتمال می دادند که خوب اینها هم یک مردمی هستند که ولو اعتقاداتشان فاسد است لکن مشغول کار خودشان هستند و مشغول عباداتی که به نظر خودشان عبادت است مثلاً هستند و حال آنکه در آن نظر هم نبودند. لکن بعد از اینکه آقای ریگان گفته اند، شهادت دادند به اینکه اینها جز مراسم مذهبی چیزی دیگری ندارند، باز هم می توانیم باور کنیم؟ از آن طرف وقتی که حزب توده را می گیرند شوروی صدایش بلند می شود که یک عده مردم بیگناهی که با جمهوری اسلامی هم موافق بودند، پشتیبان بودند، جمهوری اسلامی را هم اینها مثل دیگران همراهی کردند و حالا هم همین طور هستند، دولت ایران بیخودی آمده است اینها را گرفته و حبس کرده. از آن طرف هم آقای ریگان می گوید که این بهائی ها، بیچاره ها مردم آرامی، ساکتی مشغول عبادت خودشان هستند، جهات مذهبی خودشان را بجا آورند و ایران برای خاطر همین که اینها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند. اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی آمد. شما برای خاطر اینکه اینها یک دسته ای هستند که به نفع شما هستند، والا ما شما را می شناسیم، آمریکا را می شناسیم که انساندوستی گل نکرده است که حالا برای خاطر 22 نفر بهائی که در ایران به قول ایشان گرفتار شدند، برای انساندوستی یک وقت همچو صدا کرده و فریاد کرده و به همه عالم متشبث شده است که به فریاد اینها برسید. مردم شما را شناسند. شمایی که عراق را وادار کردید که هر روز به سر این کشور ما آن می آورد که مغول نیاورد و به سر کشور خودشان را هم همین طور. عراق که یک دسته از علمای بزرگ آنجا را مثل آقای آیت الله آسید یوسف که من او را می شناسم که چه مرد سالم صحیحی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 267

است، برای خاطر (به نظر می آید) انتقام از مرحوم آیت الله حکیم، ایشان را با عده کثیری از بچه ها و بزرگ های این فامیل را گرفته است، شما اگر چنانچه انساندوست بودید یک کلمه خوب بود بگوئید، اشارتاً بگوئید که خوب چرا این کار را کنید، یک کلمه در رسانه های گروهی شما اشکال کنند به اینکه این کارها در عراق و ایران چی هست که شما می کنید. شما دیدید که اینها چه کردند و رسیدید به اینکه پرونده های آنها را مطالعه کردید و گوئید؟ یا غیب می دانید؟ اگر دلیلی ما نداشتیم به اینکه اینها جاسوس آمریکا هستند جز طرفداری ریگان از آنها و دلیلی نداشتیم که حزب توده جاسوس هستند جز طرفداری شوروی از آنها، کافی بود. لکن ما به شما بگوئیم نه حزب توده را به واسطه ء حزب توده بودنش و نه بهائی را به واسطه بهائی بودنش این محاکم ما محاکمه کردند و حکم به حبس دادند. اینها مسائل دارند، حزب توده را خودشان آمدند همه حرف هایشان را زدند و سابقه دارند اینها. بهائی ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزبی که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می کند. اینها هم جاسوسند مثل آنها. اگر جاسوس نباشند خوب بسیاری از مردم دیگر هم هستند که اینها انحرافات عقیدتی دارند، کمونیست هستند، چیزهای دیگر هستند لکن مردم محاکم ما به واسطه کمونیست بودن آنها یا انحراف عقیده داشتن آنها، آنها را نگرفتند و حبس بکنند. حزب توده هم مادامی که توطئه نکرده بود، مادامی که اشتغال به توطئه اش زیاد نشد (البته تحت نظر بودند اینها که اینها چه می کنند چون سابقه داشتند اینها) ولی مادامی که نزدیک نشد این توطئه شان به خیال خودشان، به خیال فاسد خودشان به ثمر برسد، آنوقت بود که پاسدارهای عزیز ما آنها را گرفتند و انشاءالله به موقع خودش به جزای خودشان هم می رسند.
مسأله این است که طرفدار اینها شما آقای ریگان هستید و طرفدار آنها آقای فرض کنید شوروی هست و این دلیل بر این است که اینها یک وضع خاصی دارند که آنها نفع به اینها می رسانند و اینها نفع می رسانند. نفع رساندن اینها غیر از این می تواند باشد که اخبار ما را به آنها بدهند، جاسوسی بکنند بین ملت ایران و دولت ایران با آنها. این گرفتاری است که کشور ما امروز دارد با این ابر قدرت ها و این منحرفین.
 

ما با تضعیف جمهوری اسلامی مخالفیم

از آن طرف هم در داخل کشور شیاطینی هستند که اینها هم یا کارگرند برای آنها یا نفهمند، یا از جمهوری اسلامی بدشان می آید اصلاً، می گویند یک چیز دیگر باشد یا اگر واقعاً متعهد هستند جمهوری اسلامی را هم قبول دارند همه چیز را هم با شما آقایان مشترک هستند لکن از ساده لوحی شان استفاده می شود و از آنها کار کشیده می شود. من که یک وقت می گویم که مثلاً اینطور صحبت ها نباید بشود، اینطور حرف ها نباید در کجا گفته بشود، نمی گویم که اختناق است، هر چه می خواهند بگویند و هر چه می خواهند انتقاد کنند، انتقاد غیر توطئه است. لحن توطئه با لحن انتقاد فرق دارد. انتقاد از اموری است که سازنده است. مباحثه علمی همانطوری که علوم اسلامی بی مباحثه

صحیفه نور جلد 17 صفحه 268

نمی رسد به مقصد، امور سیاسی هم بی مباحثهنمی رسد به مقصد. مباحثه می خواهد، اشکال می خواهد، رد و بدل می خواهد، این را هیچ کس جلویش را نمی گیرد، لکن یک وقت لحن، لحن انتقاد نیست، لحن، لحن تضعیف جمهوری اسلامی است ولو اینکه دیکته کردند به او دادند، نفهمد که اینطوری است لحن، این لحن است ما با این لحن مخالفیم. این لحن، آزاد نیست. توطئه آزاد نیست انتقاد آزاد است. بنویسند، بگویند، انتقاد کنند اما توطئه کردن و دنبال این باشند که تضعیف کنند جمهوری اسلامی را، تضعیف کنند ارگان های این جمهوری را آن است که دست در کار است و ماورای او دست هایی است که گرداننده هستند. این دولت دارد با تمام توانی که دارد، در یک وقتی که هر کس باشد ناتوان است، در یک همچو وضعیتی که ما داریم، هر کسی که بخواهد یک عمل مثبتی انجام بدهد با توانائی زیاد نمی تواند انجام بدهد، دولتی که تمام توان خودش را دارد برای این ملت صرف می کند و زحمت می کشد، آنوقت در مقابلش بیایند یک وقت نخست وزیرش را متهم کنند که چه هست، یک وقت وزیر کذایش را. اینها اگر چنانچه واقعاً انتقاد سازنده داشتند خوب، انتقاد کنند، بگویند فلان جا کج است فلان جا راست. اما همه، مسائل را کنار گذاشتن، کارهائی که این دولت بیچاره کرده است کنار گذاشتن، کارهائی که مجلس کرده است کنار گذاشتن، نادیده حساب کردن که اینها هیچ، برای این ملت تا حالا هیچ انجام نگرفته است و الان مثل زمان سابق همه چیز ما وابسته تر شده است، خوب، اینها معلوم است یک دستی پشتش هست که مردم را هل بدهد و از صحنه بیرون کند و به جای او آنهائی که باید بیایند بیایند. ما با این مخالف هستیم، هر مسلمانی با این مخالف است، هر روحانی ای با این مخالف است، هر انسانی با این مخالف است. آقا مردم زحمت کشیدند، جوان دادند، همه چیز دادند در راه اسلام، اسلامی که حالا با خون این مردم، با شهادت این جوان های عزیز رسیده است به آنجائی که می خواهد حالا یک رشدی بکند و محکم کند پای خودش را و بحمدالله شده است، شما حالا از سر گرفتید و می خواهید هی یکی یکی تضعیف کنید. آن توطئه گر هست، آن چه هست و آن کمونیست هست و آن سرمایه دار است و همین حرف های مزخرف که هی گفته می شود. اگر انتقاد صحیح دارید خوب بگوئید، بنویسید امضاء کنید که این من می گویم اینجا و آنجا درست نیست ولو اینکه دولت خیلی کار کرده لکن اینجا ناقص است. اگر یک وقت هم دیدید که فلان دادگاه عمداً خلاف کرده است، فلان دولت، فلان وزیر عمداً خلاف کردند، شما با یک دلیلی ثابت کنید این معنا را. از آن دولت، از او بازخواست می شود. اما انسان بنشیند و بی امضا هی بنویسد و منتشر کند و هی تهمت بزند و منتشر کند، چرا بی امضاست؟ اگر راست می گوئید خوب امضا کنید. نباید انسان متوجه شود به اینکه حالا از باب اینکه یک دسته ای یک به خیال آقایان، به خیال اینها یک چیزی گیرشان آمده است، والا جز زحمت چی هست برایشان؟ این روحانیت قم جز زحمت، این مدرسین محترم قم الان جز زحمت و وقت صرف کردن که باید در امور علمی صرف بکنند حالا آمدند در اموری که باید صرف بشود صرف می کنند، چی هست برایشان؟ چه چیزی به آنها دادند؟ این روحانیت مبارز تهران جز اینکه زحمت دارند می کشند و دارند خون دل می خورند چی به آنها رسیده است؟ این دادگاه ها و این دادسراها و این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 269

قضات و این مجلس و این شورای نگهبان و این همه، تا برسیم به آن پاسدارها و پاسبان ها که جان عزیزشان را دارند فدای شماها می کنند و فدای اسلام می کنند و فدای مسلمین کنند، آنوقت سزاوار است که انسان تضعیف کند اینها را؟ با تضعیف دولت آنها را تضعیف کند؟ چیزهائی بگوید آنجا هم منتشر بکنند که مردم تضعیف بشوند؟ اینها است که انسان را به صدا درمی آورد و می گوید که آقا بنشینید سر جایتان، بس است. دیگر نمی شود آن ترتیب برگردد. و اما خیر، فلانی با انتقاد مخالف است، نخیر، انتقاد بکنید توطئه نکنید، من با توطئه مخالفم، همه هم مخالفند. ما با تضعیف جمهوری اسلامی تضعیف جمهوری اسلامی، یعنی تضعیف اسلام، ما با این مخالفیم. کدام مسلمان است که مخالف نیست با این؟
 

با اتکال به خدای تبارک و تعالی نباید ما به خودمان هیچ خوفی راه بدهیم

در هر صورت انشاءالله امیدواریم که خداوند این عید را بر همه شماها مبارک کند و با دلگرمی به اینکه خدای تبارک و تعالی عنایت دارد به این کشور، این کشوری است که نمونه است در اینکه متعهد به اسلام است، این کشوری است که دولت و ملتش، مجلس و روحانیت اش همه دست به هم داده اند که اسلام را در اینجا و انشاءالله در همه جا پیاده کنند. خدای تبارک و تعالی مطمئن باشید که عنایت دارد و ولی عصر سلام الله علیه و ارواحناله الفداه عنایت به این جامعه دارد و با اتکال به خدای تبارک و تعالی و عنایت ارواح مقدسه نباید ما به خودمان هیچ خوفی راه بدهیم و خوفی هم نداریم. من کراراً این را عرض کرده ام که خوف آن دارد که برای آن عالم یک چیزی قائل نیست. این جوان های ما که می آیند و می گویند ما می خواهیم شهید بشویم، اینها خوف دارند از مردن؟ اینهائی که قسم می دهند انسان را که ما شهادت نصیبمان بکنید، خدا بکند، اینها خوف دارند از شهادت؟ از مردن خوف دارند؟ اینهائی که مشغول خدمت هستند و هر آن متحمل است که خدای نخواسته مورد اصابه چیزهائی بشوند، اینها خوف ندارند، اینها مشغول خدمت هستند. خوف آن دارد که آن طرف را قبول ندارد. آن که فهمیده است که یک طرف دیگری هم هست، فهمیده است که این دنیا معبر است برای آن عالم، آن دیگر خوفی ندارد، آرزویش این است که به مقصدش برسد. (الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیرا ارواحنا معلقه بعز قدسک) .
خداوند انشاءالله اسلام را پیروز کند و لشکریان اسلام پیروز بشوند و دست اشرار از این کشور کوتاه بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به استفتاء از ایشان در مورد چاپ اسم شریف الله و اسامی پیامبر اسلام و ائمه اطهار و آرم جمهوری اسلامی در نشریات

تاریخ: 1362/03/10

 

پاسخ امام خمینی به استفتاء از ایشان در مورد چاپ اسم شریف الله و اسامی پیامبر اسلام و ائمه اطهار و آرم جمهوری اسلامی در نشریات

بسمه تعالی
چاپ لفظ جلاله اسماء شریفه در نشریات مانع ندارد ولی باید از انداختن در مواضع هتک خودداری شود. و آرم جمهوری اسلامی در حکم لفظ جلاله است علی الاحوط.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای خانواده هایشان، کارمندان اداری مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، سرپرست و مسؤولین بنیاد 15 خرداد سراسر کشور و گروهی از اعضای خانواده های شهدای 15 خرداد

تاریخ: 1362/03/14

 

مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می کشد یا به فساد می برد

بسم الله الرحمن الرحیم
باید تشکر کنم از آقایان که زحمت کشیدند و تشریف آوردند اینجا تا پهلوی هم مسائلی که داریم صحبت کنیم. مسأله 15 خرداد یکی از مسائلی است که شاید ما قبل و ما بعدش را کم کسی بداند اینها در پرده ابهام تا آخر می ماند و من بسیاری از مسائل را که ما قبل 15 خرداد رخ داد و بعضی مسائل را که ما بعد او رخ داد مطلعم لکن بیان نمی کنم ولی 15 خرداد به همت جوان های کشور و جان نثاران اسلام مبدأ شد از برای تحولات بعدی و من شهدای 15 خرداد را از خدای تبارک و تعالی می خواهم که غریق رحمت کند که به ما حق دارند. و بازماندگان شهدا که باز هم هستند و بعدها هم هستند انشاء الله خداوند صبر و اجر به آنها عنایت بفرماید.
مطالبی که باید عرض کنم و شاید کراراً عرض کرده ام، مسأله مجلس است و اهمیت مجلس. همانطوری که من کراراً عرض کرده ام که دانشگاه و فیضیه، اینها اگر اصلاح بشود کشور اصلاح می شود و همه کارهایی که در رژیم های منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهی هایی که انحراف داشته اند صورت گرفته است.
راجع به مجلس هم باید عرض بکنم که در کشوری که مثل کشور ایران بحمدالله الان یک جمهوری اسلامی به تمام معنا هست و در صدد اسلامی کردن همه امور هست، مجلس مثل، همانطوری که صنایع مادر ما داریم، مجلس هم اینطور است که اگر مجلس یک مجلس اسلامی که با انتخابات صحیح انجام بگیرد و اشخاصی که انتخاب می شوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام کارهای کشور با دست مجلسی ها اصلاح می شود. تمام کارهایی که از بعد از مشروطه انجام گرفت و انحرافاتی که به تدریج پیدا شد تا زمان رژیم پهلوی که به اوج خودش رسید، یکی از اعمال بزرگ که باید بگوییم که مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف کردند، مجلس را مجلس قلدری کردند، ملت را از اینکه بدهند محروم کردند و این مال این دوره سابق قبل از این دوره نیست بلکه به طور قطع اکثر دوره ها اینطور بود، منتها یک دفعه تعیین وکلا با خان ها بود و آن اشخاصی که نفوذ داشتند در کشور،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 273

در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند و اگر دخالت داشتند چشم و گوش بسته بودند. رعیت ها را جمع می کردند و می آوردند پای صندوق و به آنطوری که به آنها دستور داده بودند رأی می دادند بدون اینکه بفهمند چه دارند می کنند، رأی چی هست و چه کار دارند انجام می دهند. فقط همان خان می دانست که برای منفعت او و برای منفعت دولت ها اینها دارند رأی می دهند و اصلاً کاری به اینکه کشور به کجا برسد در کار نبود، کاری به این کار نداشتند. بعد هم که زمان رضاخان پیش آمد و ما بعد رضاخان که اکثراً می دانید و همه هم در آخر، در این دوره های آخر دانید که آن بلاهایی که به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. یعنی عده ای را اینها خودشان لیست می دادند و به طوری که محمدرضا اقرار کرد منتها می گفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود، لیست را از سفارتخانه می آوردند که اینها باید تعیین بشوند. بعد از زمان ایشان هم بدتر از آنوقت بود، وکلای ما را باید آمریکا یا قبل از او انگلستان تعیین کند و مردم و دولت ایران و هیچ کس هیچ نظری در این باب نداشت. وکلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعیین می شد مگر بعضی ها که در تهران نمی شد که غیر او بشود که یک اقلیت بسیار نادر بود، البته به تدریج اینطور شد تا زمان اینها که به اوج خودش رسید تمام بدبختی ها در حکومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر کاری می خواستند انجام بدهند، هر امر فاسدی را که می خواستند انجام بدهند دیکته می کردند و می آوردند مجلس و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست می کردند و بعد هم همانطوری که دیکته شده بود رأی می دادند. و خدای تبارک و تعالی خواست که آن وضع، هم وضع خان خانی و هم وضع دخالت سفارتخانه ها در ایران برچیده بشود و در این دوره ای که انتخابات شد بحمدالله به طور اکثریت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانی دخالت نداشت، آنجائی هم که دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتیه هم اگر چنانچه انشاءالله این ملت به همین طور در صحنه حاضر باشند با تعیین وکلائی که متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح کشور هستند، تعیین کنند، امید است که در آتیه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمدالله در این دوره هم که چهره های بسیار نورانی در مجلس هست و اشخاص متفکر و فقیه و امثال اینها در مجلس هست و یک سال هم مانده است تا به آخر برسد. من امیدوارم که در این سال جدیت بیشتر بشود برای رسیدگی به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین و اگر چنانچه مجلس در این سال جدید هم خودش را صرف کند در اینکه مسائل مشکل را اسلامی کند و با دقت، همان دقت هایی که اهل علم در مسائل علمی دارند. مسائل علمی همانطوری که آن دقت های بسیار ارزنده را لازم دارد، مسائل سیاسی کمتر از آن نیست، برای اینکه مسائل سیاسی، مقدرات کشور در دست آنهائی هست که این مسائل را خواهند تفکر کنند. آقایان در فکر این معنا نباشند که زیاد طرح بدهند و زیاد از مجلس بگذرد. در فکر این باشند که خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد. یعنی همانطوری که بنای اهل علم است که در هر مسأله ای دقت می کنند، جستجو می کنند و مباحثه می کنند، مجادله می کنند، در این مسائل هم باید اینطور باشد که سروته مطلب به طور کافی مورد بررسی قرار بدهند، مورد دقت قرار بگیرد و با دقت و همت زیاد مسائل طرح بشوند، در مجلس که آمد یک مسأله پخته از حیث جهات مختلف باشد که راهگشا باشد برای این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 274

کشور و مشکلات این کشور و در این چند سالی که گذشت من تشکر می کنم از زحمات پر ارزش آقایان که زحمت کشیدند و مشکلات زیادی که بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند و الان با قدرت کافی دارند انجام وظیفه می دهند مجلس این سال با مجلس سال های سابق فرق دارد مجلس این سال قدرتش بیشتر است یعنی آنهایی که کارشکنی کردند برای مجلس و برای همه ارگان های دولتی و اصل اساسش کارشکنی برای اسلام بود، آنها یا رفتند و فرار کردند یا منزوی شدند. و بحمدالله امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقیم تواند که مسائلی که پیش آمده و خواهد آمد در این سالی که سال آخر است، به طور شایسته حل کنند تا اینکه این مجلس الگو بشود برای مجالس دیگر. و اگر در سال آتیه فرض کنید غیرآقایان یک دسته دیگری آمدند، بدانند که باید چه بکنند و اینها چه کردند و آنها هم باید دنباله این، باید چه کار بکنند. و بالاخره مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می کشد یا اساس یک مجلس را رو به فساد می برد. و مجلس بود که در رژیم پهلوی آنهمه فساد ایجاد کرد و آنهمه خیانت کرد و همین مجلس است که در زمان کنونی اینهمه خدمت کرده است و در صدد خدمت است من نمی خواهم بگویم که کارها تمام شده و همه اش هم صددرصد تمام است،. اما وقتی ما مقایسه بکنیم افراد این مجلس را با افراد دوره رضاخان (به استثناء نادر) و دوره محمدرضا تقریباً بی استثناء اگر ما مقایسه کنیم و همان افراد را ببینیم که سابقه شان چی است و چه زندگی کردند و چه هستند، کافی است که ما به ارزش این مجلس پی ببریم. از آن جنس که در سابق بود هیچ الان نیست در مجلس. اگر فرض کنید یک کسی باشد که با وضع شما یک مخالفتی دارد، لکن این اختلاف سلیقه است، نه این است که واقعاً انحرافی باشد که آنها داشتند که در سابق بود. سابق انحراف بود یعنی منحرفین را می آوردند سر کار، دستور بود، نمی توانستند خلاف او را هم بکنند و اگر در بین شان یکی دو نفر بود که مخالفت می کردند، در اقلیت بودند که صداشان به جائی نمی رسید، امروز عکس است، بحمدالله همه آقایانی که در مجلس هستند، اینها وابسته به شرق و غرب نیستند و خدمت می خواهند بکنند ولو اختلاف سلیقه داشته باشند. بحث در مجلس از مسائل بسیار مهم است که باید بحث بشود، باید هر مسأله ای با دقت رسیدگی بشود و در کمیسیون ها اول و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شورای نگهبان ثالثاً رسیدگی بشود که وقتی یک قانون از مجلس بیرون آمد، یک قانون صددرصد شرعی باشد، چه موافق با احکام اولیه که مال اسلام است یا موافق با احکام ثانویه که آن هم مال اسلام است و این رویه رویه ای است که اگر انشاءالله باقی بماند مطمئن باشید که مجلس با قوت خودش وقتی که باقی بماند دولت هم اصلاح می شود و سایر قوایی که در ایران هستند، آنها هم اصلاح می شوند یعنی کجروی نمی شود دیگر بشود. کجروی از مجلس شروع می شد نه اینکه از خارج می شد خارج دستور می داد، اینها راه می رفتند و اگر مجلس مستقیم باشد و کارها را آنطوری که مصالح کشور اقتضا می کند. آنطوری که احکام اسلام اقتضا می کند، آنطور بررسی دقیق بشود و با علاقه مندی بررسی بشود، وقت صرف بشود. تا اینکه مسأله، هر مسأله ای هست خصوصاً مهمات که باید مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدی بحث طلبگی در آن بکنند. آقایان که عادت

صحیفه نور جلد 17 صفحه 275

دارند به اینکه بحث طلبگی می کنند و در مدرسه ها تربیت شدند و با اشکال رد و دفع و همه این امور، در قانون هم باید همین طور باشد برای اینکه این هم اهمیتش همان اهمیت است، آن هم اسلام بود، این هم اسلام است. بنابراین در این سالی که انشاءالله می گذرد و امید است به خوبی بگذرد و آقایان با خیال راحت مشغول باشند به خدمت به این مستمندان، به این مظلومان در طول تاریخ انشاءالله امیدواریم که این سال را به مبارکی بگذرانید و در سال آتیه انشاءالله مجلس باز همین جور مجلس باشد و همین طور افراد در آن باشند که انشاءالله مسائل حل بشود. مسائلی که ما الان در مقابلش هستیم و امیدوارم که مجلس های بعد دیگر مواجه با آن نشوند.
 

مسأله، مخالفت همه قدرتمندان دنیا با ایران است

خوب، مسأله مخالفت همه قدرتمندان دنیاست با ایران، مسأله هم یک مسأله ای نیست که مخفی باشد، خودشان هم اقرار دارند، خودشان هم گویند که نباید عراق شکست بخورد. میزان، عراق نیست، صدام نیست. میزان، پیشرفت اسلام است. اینطور نیست که آنها برای صدام دلسوزی می کنند، صدام هم یک آدمی است که بعد (گر بشود گفت آدم) بعد از بین می رود، لکن آنی را که از آن می ترسند از ایران است که ترسند یعنی دنبال شکست ایرانند. هر چند رئیس جمهور امریکا ادعا کند که ما بیطرفی مان ، همین تازه هم باز گفته است. بیطرفی مان محفوظ است. لکن یک مسأله ای است که همه می دانند، دیگر لازم نیست به اینکه ما قرآن برایش اقامه کنیم همه می دانند که ایشان تا چه اندازه بیطرف است در این مسأله و دیگران هم همین طور، شوروی هم همین طور، فرانسه هم همین طور، دیگران هم همین طور مسأله بیطرفی نیست، مسأله طرفداری از هر رژیمی است غیر اسلام و کوبیدن اسلام است به هر ترتیبی که بتوانند و بحمدالله این مجلس و این ملت و این ارتش و این پاسداران و این سایر ارگان هایی که در این کشور هست ایستاده اند در مقابل همه این امور و مقاومت می کنند. و اگر انشاءالله این جنگ - یعنی - تحمیلی بر ما از بین برود و دولت سر صبر رسیدگی بکند به حال مستضعفین ، تمام مسائل به وسیله مجلس و دولت حل می شود حتی مسأله گرانی. ما همه می دانیم که گرانی امروز سرسام آور است و یک دسته ای از آن رنج می برند اما در مقابل آن رنج هایی که خود پیغمبر و همسر بزرگ عزیزش حضرت خدیجه در آن چند سال بردند که مشک را از قراری که نقل می کنند، مشک را می گذاشتند توی آب و می مکیدند برای اینکه از آن چربی، مثلاً از آن چیزی که در مشک هست به آنها برسد. وقتی که آنها برای اسلام اینطوری عمل کردند و اینطور مقاومت کردند در مقابل دشمن های اسلام، شما هم که ملت و امت همان بزرگوار هستید نباید از اینکه فلان چیز کم است، آنی که کم است ارزاق که نیست ارزاق که کم نیست، آنی که کم است آن وضع آرایشی است که آنها می خواستند، یک دسته می خواستند باشد و دیگر انشاء الله نیست. و باید از بین هم برود گرانی هست لکن کجاست که گرانی نیست. اینطور نیست که گرانی مال کشور ما باشد، همه جا گرانی هست اگر دولت انشاءالله قدرت پیدا بکند یعنی جنگ تمام بشود و ما به حال عادی برگردیم انشاء الله. به مدت کمی به برکت اسلام و به مدت کمی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 276

به برکت اسلام و ملت در صحنه حاضر ایران این مسائل حل می شود انشاءالله.
 

ورود ترکیه به عراق برای سرکوبی کردها

از مسائل مهمی که هست و من از یک جنبه اش می خواهم صحبت کنم، جنبه های دیگرش حالا صحبت از آن نمی شود من فقط یک جنبه اش را خواهم صحبت کنم، آن قضیه ورود ترکیه در عراق است برای کردها سرکوبی کردها. آنی که من می خواهم صحبت کنم این است که کرد ایران و کرد عراق و کرد ترکیه همه کرد هستند . تفاوت این است که در کردهای ایران اکثریت شان با جمهوری اسلامی موافقند و با این چند دسته فاسدشان مخالفند. الان سرتاسر کردستان ائمه جمعه شان، علمای آنجا، مردمشان با جمهوری اسلامی موافقند، آنی که فساد کنند عبارت از یک دو تا دسته ای است که بعض شان کمونیست اند و بعض شان بدتر از کمونیست. چی شد که تمام رسانه های گروهی عالم راجع به کردهای ایران اینقدر حساس هستند که از خود کردها هم حساس ترند. خود کردها می گویند که ما می خواهیم که این فاسدها از بین بروند، لکن رسانه های گروهی همیشه ایران را محکوم می کنند و لحن شان نسبت به ورود ترکیه در عراق برای سرکوبی کردها یا همفکری عراق با آنها اگر راست باشد، این دیگر مسأله ای نیست، خوب آنها آمده اند خواهند مملکت شان را نگذارند که چیز بشود، آنی که مساله است این است که کرد ایران چرا؟ اگر مساله ای است که آنها می گویند تجزیه طلبند، خوب کردهای فاسد ما بیشتر هستند، چی شد که همه عالم سنگینی شان را انداخته اند روی ایران که این ایران است که کردها را چه می کند و چه، چقدر می کشد. و همین فاسدهایی که در خارج نشسته و نسبت به کردهای ایران سینه چاک می کنند، اینها چطور شد که راجع به قضیه کردهای عراق و کردهای ترکیه صحبتی اینقدرها ندارند، اگر باشد هم یک کلمه ای می گویند و می گذرند. این گرفتاری هایی که بشر به آن مبتلاست این نحو گرفتاری هاست، اینطور حق کشی هاست که سرتاسر عالم را فرا گرفته است و اگر چنانچه یک منجی برای این بشر پیدا نشود (و انشاءالله امیدوارم که به زودی پیدا بشود و خداوند منجی بزرگ را به داد بشریت برساند) اگر دیر بشود اصلاً هلاکت در بین همه شان یک امر ساده عمومی می شود. یک دسته بیچاره مظلوم در سرتاسر دنیا زیر لگد دارند پایمال می شوند، از هیچ جا خبری نیست که راجع به آنها صحبتی بشود. در آمریکا آنقدر مظلومین دارند پایمال می شوند اصلاً راجع به آمریکا صحبتی نیست که این چرا این کار را می کند. در شوروی هم آنقدر مظلومین پایمال می شوند، صحبتی از آن هم نیست. در منطقه هم همین طور، آنقدر مردم و ملت های خودشان را، آن هم صحبتی نیست. این فقط اینجاست، ایران است که حکومتش دارد اختناق ایجاد می کند و مردم همه شان مخالف با حکومت هستند لکن سرنیزه است که اینها را حاضر کرده و اینها می آیند در خیابان ها، که این در دنیا باید اسم این را چی گذاشت؟ آنی که قلم دستش می گیرد و اینها را می نویسد، باید چه اسمی رویش بگذاریم؟ آنی که دستور می دهد به این رسانه ها و همه را هماهنگ می کند یک وقت می بینی از همه جا یک صدا بلند می شود، این را باید چی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 277

اسم بگذاریم رویش که اینها چی می گویند؟ اینها چه جور جمعیتی هستند؟ بافت مغزی اینها چه جور است؟ این گرفتاری هاست که جمهوری ما در این چند سالی که تحقق پیدا کرده است داشته و مجلس هم داشته و همه دولت و دیگران هم داشتند. اگر چنانچه این گرفتاری های مرتفع بشود و دنیا سر عقل بیاید و آن چیزی که واقعیت است بگوید، آن چیزی که واقعیت است تبلیغ بکند، کار ما آسان است.
حالا من نمی دانم که این آقایانی که آمدند و رسیدگی کردند به خرابی های ایران و رفتند در عراق هم یک دسته فقط مجروح جنگی را آوردند به آنها نشان دادند که اینها در بین شهرها اینطور شدند لکن خرابی ای نداشتند که نشان بدهند شاید دو تا دیوار هم خراب کردند که نشان بدهند، آیا اینها بعد چه خواهند گفت؟ خواهند گفت که هم ایران خلاف کرده و هم عراق، دیگر هیچ حرف دیگری نیست؟ که خوب واقعا اینها می خواهند رسیدگی کنند و می خواهند بفهمند که اندازه چی بوده، ایران چه کرده، آنها چه کردند؟ در همان وقتی که اینها مشغول رسیدگی بودند، آنها می زدند ایران را. این دلالت بر این می کند که آمدند اینها با ما هستند، شما بیخودی خواستید که اینها بیایند. حالا ما منتظر این هستیم که ببینیم اینها چه می کنند و چه خواهند کرد و چه خواهند گفت. امیدوارم که اینها هم به حسب وجدان انسانی عمل بکنند و آنچه که هست گزارش بدهند بعد هم که گزارش دادند،. آنهائی که گزارش را می گیرند، کاری به این ندارند که امریکا چه نظری در این مسأله دارد و شوروی چه نظری دارد و فرانسه چه نظری دارد، به اینها کار نداشته باشند و حکومت واقعی بکنند و آنچه هست به حسب واقع بگویند. ما هیچ توقعی از آنها نداریم الا اینکه آنها همان که هست بگویند. و من امیدوارم که این مردم در صحنه ما بیشتر در صحنه باشند، از جنگ خسته نشوند. جنگ در اسلام یک امری بوده است که از آنوقتی که اسلام حکومت پیدا کرد جنگ هم همراهش بود، قبل از آن هم دنبال این بودند که نقشه ها را درست کنند، لابد اینطور است همچو که مدینه آمد رسول خدا و حکومت تشکیل شد، جنگ یا جنگ تحمیلی بود یا هر چی بود در جنگ بود تا آخر عمرش. آن روز هم که به لقاءالله می خواست پیوند کند، بپیوندد، آن روز هم جیش (اسامه) اش بیرون شهر بود که خواست جنگ بکند. این جنگ یک چیزی است که برای عدالت، جنگ لازم است. اگر مردم عادل باشند که دیگر جنگی در کار نیست. اگر مردم انسان باشند که دیگر جنگی در کار نیست لکن وقتی که یک دسته، اکثریت مستضعفین پایمال دارند می شوند، وقتی که تمام حیثیت اسلام و مسلمین در خطر است، وقتی که تمام حیثیت همین ملت ما در خطر است، ما که جنگ را شروع نکرده ایم، ما الان هم در حال دفاع هستیم ما هر روز تقریباً باید گفت بی استثناء آبادان تقریباً بی استثناء هر روز کوبیده می شود، زاید بر آن هم جاهای دیگری که همه می دانید. ما خواهیم که دست اینها کوتاه بشود که به ما اینطور، به ملت ما اینطور تعدی نکنند. ما دفاع داریم می کنیم و ما از اول هم دلمان می خواست که جنگی نباشد و همه صلح باشد اما می پذیرند شما اینکه ما و صدام که دشمن اسلام است، از اول دشمن اسلام بودند، آنوقت که من نجف بودم می دانستم که اینها دشمن اسلام هستند، همین ها را مرحوم آیت الله حکیم تکفیر کرد. اینها مشرکند، ملحدند. شما می پذیرید که ما با آنها سر یک میز بنشینیم و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 278

مصالحه کنیم، مصالحه اینکه خوب، حالا شما این کارها را کردید عذر بخواهید ما هم بگوئیم که ما هم این کارها را کرده ایم؟ هیچ وجدان انسانی، اسلامی می پذیرد این را؟ یا خیر، ما باید آن مطلبی که داریم، حق است و همه عالم اگر انصاف داشتند می پذیرند و - می پذیرفت - ما آن را می خواهیم ما چیز زایدی نمی خواهیم، ما همان را می خواهیم، از اول جنگ هم گفتیم ما جنگجو نیستیم، ما مدافع هستیم، دفاع هم یک حق مسلمی است که اسلام و غیر اسلام برای انسان قائل است. که - به - ما الان در حال دفاع هستیم. ما جوان هایمان تاکنون آنقدر شهید داده اند، تاکنون مادرها آنقدر شهید داده اند، پدرها آنقدر شهید داده اند، جوان ها آنقدر خون خودشان را داده اند، برای اینکه شر این قدرت های بزرگ از سر ایران کم بشود، حالا که بحمدالله رسیدیم به اینجائی که دست ها کوتاه شده، حالاما کوتاه بیائیم تا آنها دست شان بلند بشود؟ من به شما عرض می کنم اگر ما یک قدم عقب بنشینیم، آنها صد قدم جلو می آیند ما محکم باید در مقابل اینها بایستیم تا اینکه آن آدمی که این فساد را در این منطقه ایجاد کرده است سرکوب بشود و آنهایی که وادار کردند اینکه این آدم اینطور، این خبیث اینطور با مردم عمل بکند آنها هم رسوا بشوند در دنیا، که اینها بودند که می گویند که ما طرفدار مثلا چه هستیم و ما خواهیم صلح باشد و همه قدرت های ما دنبال این است که صلح بشود.
ما هم آمریکا را می شناسیم و هم شوروی را می شناسیم که اینها هیچ کدام صلح طلب نیستند هر دوشان جنگجو و با اسلحه می خواهند دیگری را از بین ببرند، منتها خوب دو تا قدرت در مقابل هم ایستاده اند (اللهم اشغل الظالمین بالظالمین) نه او جرأت می کند که یک کاری بکند، نه اینها جرأت می کنند یک کاری بکنند لکن نتیجه اینکه همه مظلومین جهان دارند صدمه اش را می بینند، دارند پایمال می شوند و ما می خواهیم که خدای نخواسته یک وقت ایران این نحو نشود دوباره این افعی ها از اطراف بریزند و هر چی دارید شما ببرند و هر فسادی خواهند ایجاد کنند و جوان های شما را به آن فسادی که در زمان رضاشاه و محمدرضاشاه می خواستند بکشند کشیده بشود. وقتی ما می خواهیم حقیم و می خواهیم حق را در این دیار و انشاءالله در جاهای دیگر پیاده بکنیم، ما چه باکی داریم از اینکه مثلاً میوه گران است؟ میوه گران هم ما و شما و همه بر ایمان گران است. یا فرض کنید که فلان چیز کم است البته اگر کسی یادش باشد در این جنگ های سابق می داند که قحطی بود که پدر مردم را در می آورد، نه گرانی، قحطی بود. بحمدالله حالا قحطی نیست و مردم از این حیث نگرانی ندارند که چیز نباشد. از حیث گرانی ما هم نگران هستیم از این گرانی، همه نگران هستند اما چاره چی است؟ چه می توانیم بکنیم؟ البته فکرهایی دارند می کنند و انشاءالله امیدوارم موفق بشوند که این مسأله هم انشاءالله حل بشود که امیدوارم که هم مجلس و هم دولت و اینها مشورت کنند با هم و راهی پیدا کنند که انشاء الله این مشکل ملت هم حل بشود. و من از خدای تبارک تعالی برای همه شما سلامت و توفیق و عزت و عظمت خواستارم و برای شهدای 15 خرداد و از 15 خرداد تا حالا شهدائی که در راه اسلام جان خودشان را از دست دادند علو مقام و مرتبه مسئلت می کنم و برای بازماندگان آنها انشاءالله صبر و اجر مسئلت می کنم و از همه آقایان می خواهم که در مجالسی که دارند به این ملت دعا بکنند و از

صحیفه نور جلد 17 صفحه 279

دعاهایی که از ائمه معصومین وارد شده است غفلت نکنند و ماه شریف رمضان در پیش است و ماه شریف شعبان الان ماها در آن هستیم، از ادعیه ائمه معصومین استفاده کنند و برای این ملت خیر و سلامت طلب کنند و برای دشمنان اسلام خذلان و شکست را بخواهند.
والسلام و علیکم و رحمه الله
1) دویله ها: دولت های کوچک، دولت های ناچیز و حقیر.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

تلگرام تسلیت امام خمینی به مناسبت درگذشت آیت الله انگجی

تاریخ: 1362/03/16

 

تلگرام تسلیت امام خمینی به مناسبت درگذشت آیت الله انگجی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای ملکوتی امام جمعه محترم تبریز دامت افاضاته
خبر رحلت عالم بزرگوار جناب حجت الاسلام آقای انگجی رحمة الله علیه موجب تأسف و تاثر گردید. سوابق ایشان و خانواده معظم شان در حکومت طاغوت و مخالفت هایشان با ستمشاهی بر اهالی آذربایجان معلوم است. مراتب تأسف اینجانب را به اهالی محترم بویژه علمای اعلام و حجج اسلام دامت برکاتهم و خانواده معظم ایشان ابلاغ فرمائید. از خداوند تعالی رحمت برای ایشان و سلامت و صبر برای خاندان محترمشان خواستار و پیروزی برای ملت ایران بویژه اهالی محترم آذربایجان خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد

تاریخ: 1362/03/15

 

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد

بسم الله الرحمن الرحیم
سالروز پانزدهم خرداد 42 فرا رسید. ملت عظیم الشأن ایران خردادها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و به رغم تبهکاران جهان و سر سپردگانشان که با انواع سلاح ها ملت ستمدیده ایران را تهدید به سقوط می کردند و خواب های خرگوشی برای بلعیدن کشور و چپاولگری های روزهای سیاه ستمشاهی می دیدند، امروز که پانزدهم خرداد 62 را مشاهده می کنیم، استحکام پایه های حکومت اسلامی و قدرت نظام جمهوری و قوای نظامی و انتظامی از ارتش و سپاه سلحشور پاسداران و کمیته ها و ژاندارمری و شهربانی و بسیج و دیگر قوای عظیم مردمی روزافزون است و با عنایات خاصه خداوند متعال و پشتیبانی ولی عصر و ناموس دهر ارواحنا لمقدمه الفداء ملت دلاور ایران مشکلاتی را که هر یک برای از پای درآوردن یک کشور قدرتمند کافی بود، یکی پس از دیگری پشت سرگذاشته و چون سدی عظیم و صفی مرصوص در مقابل تبهکاران و تفاله های آنان ایستاده است و توطئه های شیاطین بزرگ و کوچک خارج و داخل را به خواست خداوند قادر خنثی نموده و خط بطلان بر خیالات فاسدی که بدخواهان و فرصت طلبان در مغزهای پوچ خود می پروراندند کشیده است.
ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان. از پانزدهم خرداد 42 که حکومت مستکبران جبار در این سرزمین به اوج خود رسیده بود و می رفت تا عربده شوم (انا ربکم الاعلی) از حلقوم فرعون زمان طنین افکند، تا 22 بهمن 57 که پایه حکمرانی جباران عصر در این مرز و بوم فرو ریخت و تخت تاج دو هزار و پانصد ساله فرعون گونه ستمشاهی به دست توانای زاغه نشینان و ستمدیدگان تاریخ بر باد رفت و طومار تاراجگری ها و حکمفرمایی های شیطان بزرگ و شیطانک های وابسته و پیوسته به آن در هم پیچیده شد، ایامی معدود بیش نبود. و از 22 بهمن 57 تا امروز که 15 خرداد 62 را در آغوش می گیریم ساعاتی محدود بیش نیست ولی تحولی که کمتر از صد سال بعید به نظر می رسید با تقدیر خدای بزرگ در این

صحیفه نور جلد 18 صفحه 12

ایام معدوده و ساعات محدوده تحقق یافت و جلوه ای از وعده قرآن کریم نورافشانی کرد و چه بسا که این تحول و دگرگونی، در مشرق زمین و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق یابد. (ولیس من الله بمستنکر) که دهر را در ساعتی بگنجاند و جهان را به مستضعفان، این وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهی ولی الله الاعظم صاحب العصر ارواحنا له الفداء روشن فرماید و پرچم توحید و عدالت الهی را در عالم بر فراز کاخ های سپید و سرخ مراکز ظلم و الحاد و شرک به اهتزاز در آورد. (و ما ذلک علی الله بعزیز) 
و ملت عظیم ایران لازم است که شکر نعمت های غیرمتناهی الهی را در سالروز 15 خرداد به جان و دل بجا آورد و تمام آنچه گذشته و می گذرد را از عنایات خاصه خداوند متعال بداند که هر چه هست از اوست و به سوی اوست. و رمز پیروزی اسلام بر کفر جهانی را در این قرن که پانزدهم خرداد 42 سرآغاز آن بود، در دوازدهم محرم حسینی جستجو کند که انقلاب اسلامی ایران، پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است. ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را با موازین اسلامی هر چه شکوهمندتر حفظ نماید و به برکت آن و ارزش بی حساب ثارالله با حضور در صحنه، انقلاب عظیم خود را هر چه پایدارتر نگه دارد و از پشتیبانی قوای مسلح در جبهه و پشت جبهه، دست جنایتکاران را از میهن خویش قطع نماید و طمع غارتگران جبار را برای همیشه ببرد و با پشتیبانی از نیروهای نظامی و انتظامی، توطئه های گروهک های منحرف از اسلام را کشف و به مقامات مربوطه گزارش دهد.
اینجانب در پانزدهم خرداد 62 که بحمدالله تعالی قدرت اسلام و دولت جمهوری اسلامی در منطقه زبانزد است، به دولت های کشورهای اسلامی هشدار می دهم که از اشتباهات گذشته دست بردارند و با یکدیگر دست برادری دهند و با خضوع در مقابل خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام، دست ظالمانه جباران و غارتگران جهانخوار خصوصاً آمریکا را از منطقه کوتاه کنند و این توافق آمریکائی، صهیونیستی، لبنانی را که سلطه آمریکا را در منطقه استوارتر و اسرائیل را بر کشور اسلامی لبنان و پس از آن بر سایر کشورهای اسلامی و عربی چیره خواهد کرد، محکوم و عملا نقض نمایند. و بدانند چنانچه کراراً گفته ام و شنیده اید، اسرائیل به این قراردادها اکتفا نمی کند و حکومت اعراب را از نیل تا فرات غصبی می داند و دیر یا زود با کمک آمریکا به نقشه شوم خود، اگر خدای نخواسته فرصت پیدا کند و حکومت های عربی از خواب گران بیدار نشوند، جامعه عمل می پوشاند. آیا برای مسلمانان و حکومت های کشورهای اسلامی ننگ نیست که آمریکا از آن طرف دنیا بر مقدراتشان حکومت کند و به دست اسرائیل کافر غاصب همه را به دام اندازد و به خاک سیاه بنشاند؟ آیا وقت آن نرسیده است که عمق توطئه و شیطنت آمریکا در وادار نمودن صدام عفلقی به هجوم به یک کشور اسلامی قدرتمند را بفهمند؟ آیا نمی دانند که وادار نمودن دولت های منطقه را مستقیم یا غیرمستقیم به کمک مالی و نظامی و تبلیغاتی، به صدام، دشمن با اسلام، نقشه شیطانی است که شماها با دست خود تیشه به ریشه خود زنید و موجبات هلاکت خود و مسلمانان منطقه را فراهم نمائید؟ آیا مسلمانان غیور منطقه باز به سکوت مرگبار خود ادامه می دهند که آمریکا و اسرائیل با مقدرات آنان

صحیفه نور جلد 18 صفحه 13

بازی کنند و اسلام را تحت سلطه آمریکا درآورند؟ آیا درست است که شوروی مسلمانان افغانستان را زیر شدیدترین فشارها قرار دهد و کشور اسلامی افغانستان را اشغال کند و شما ساکت باشید؟ آیا روحانیون متعهد و نویسندگان و روشن بینان متعهد نسبت به اسلام و مقدرات مسلمین باز به سکوت خود ادامه می دهند و در انتظار مرگ اسلام روز شماری می کنند؟ آیا این یک مشت آخوندهای روحانی نما که با تشبث صدام محتضر، در بغداد جمع و به اسم اسلام و به نفع شرک، با اسلام به خیانت برخاسته اند، جواب خداوند را در روز رستاخیز چه می دهند؟ متصدیان محترم جمهوری اسلامی کراراً تذکر دادند که دولت و ملت جمهوری اسلامی، طالب اخوت ایمانی با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زیست مسالمت آمیز با همه کشورهای عالم است و امروز نیز که تنها قدرت منطقه است، همان مطلب را تکرار می کنند و صلاح مسلمانان را در وحدت مقابل جهانخواران و سلطه جویان می دانند و نفاق و تفرقه را همان نحو که قرآن کریم فرموده است موجب شکست و هلاکت می دانند.
ملت و دولت ایران امروز که سالروز پانزدهم خرداد 42 و روز پانزدهم خرداد 62 می باشد از هر زمان پیوسته تر و مصمم تر و قوی تر در مقابل تجاوزگران و کمک کاران به آنان ایستاده و در صورت ادامه کمک به متجاوز کافر، راه دیگری که هیچ گاه خواست آنان نیست را در پیش خواهند گرفت و همانطور که حزب بعث عراق را به فاجعه و دریوزگی و تشبث به این و آن کشاندند، با دیگر متجاوزان و کمک کاران آنان نیز می توانند همانگونه عمل کنند. و باید دولت های منطقه بدانند که در وقت گرفتاری آنان، آمریکا و هیچ قدرت دیگر پشتیبانی از آنان نخواهند کرد. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: (و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار) . خداوندا! ما آنچه امر فرمودی به مراعات حق اخوت و نصیحت به برادران اسلامی عمل کردیم و آنان را به صلح و صفا دعوت نمودیم و از تفرقه و نزاع تحذیر کردیم، تو خود آنان را از خواب غفلت بیدار فرما که آنان در لب پرتگاه و حفیر جهنم واقع شده اند و مقدرات اسلام را تقدیم دشمنان خداوند می نمایند و از عاقبت شوم آن بی خبرند. بار الها! تو عنایت فرمودی که خرداد خونین عصر طاغوت به خرداد حکومت اسلامی در کشور ولی الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفداء تحول یابد. ما عاجزانه از مقام مقدس تو می خواهیم که عنایات خاصه خود را بر این ملت که برای رضای تو قیام کرده و از 15 خرداد خونین تاکنون از پای ننشسته و جان و جوان و مال خود را فدای اسلام عزیز و میهن خود نموده، مستدام بداری و قوای مسلح اسلام را بر قوای کفر پیروز فرمایی و اسلام را در جهان گسترش دهی و دست ستمکاران مستکبر را از تجاوز به محرومان و مستضعفان قطع نمایی و دل های همه ما را به نور هدایت خویش منور فرمایی و ملت عزیز ایران را در پیشبرد جمهوری اسلامی و سرکوب منحرفان و مخالفان با اسلام و پیروان آن مصمم تر فرمایی تا این انقلاب را به انقلاب جهانی مهدی موعود ارواحنا فداه ادامه دهند و جوانان عزیز ما را در جبهه های دفاع از قرآن مجید و اسلام بزرگ هر چه سریعتر پیروز فرمایی و شهدای مظلوم اسلام را بویژه شهدای نهضت و انقلاب اسلامی ایران از پانزدهم خرداد 42 تاکنون، به رحمت جاوید خود غریق فرمایی و پدران و مادران و همسران و بستگان آنان را صبر و اجر وافر عنایت نمایی و آسیب دیدگان در جبهه و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 14

پشت جبهه را شفا و سلامت مرحمت فرمایی و قوه تقنینیه و قضائیه و مجریه و سایر متصدیان امور و خدمتگزاران به اسلام و مسلمین و مخلوق خدا را هر چه بیشتر تقویت فرمایی.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای خانواده هایشان، کارمندان اداری مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، سرپرست و مسؤولین بنیاد 15 خرداد سراسر کشور و گروهی از اعضای خانواده های شهدای 15 خرداد

تاریخ: 1362/03/14

 

مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می کشد یا به فساد می برد

بسم الله الرحمن الرحیم
باید تشکر کنم از آقایان که زحمت کشیدند و تشریف آوردند اینجا تا پهلوی هم مسائلی که داریم صحبت کنیم. مسأله 15 خرداد یکی از مسائلی است که شاید ما قبل و ما بعدش را کم کسی بداند. اینها در پرده ابهام تا آخر می ماند و من بسیاری از مسائل را که ما قبل 15 خرداد رخ داد و بعضی مسائل را که ما بعد او رخ داد مطلعم لکن بیان نمی کنم. ولی 15 خرداد به همت جوان های کشور و جان نثاران اسلام مبدا شد از برای تحولات بعدی و من شهدای 15 خرداد را از خدای تبارک و تعالی می خواهم که غریق رحمت کند که به ما حق دارند. و بازماندگان شهدا که باز هم هستند و بعدها هم هستند انشاءالله خداوند صبر و اجر به آنها عنایت بفرماید.
مطالبی که باید عرض کنم و شاید کراراً عرض کرده ام مسأله مجلس است و اهمیت مجلس، همانطوری که من کراراً عرض کرده ام که دانشگاه و فیضیه، اینها اگر اصلاح بشود کشور اصلاح می شود و همه کارهایی که در رژیم های منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهی هایی که انحراف داشته اند صورت گرفته است.
راجع به مجلس هم باید عرض بکنم که در کشوری که مثل کشور ایران بحمدالله الان یک جمهوری اسلامی به تمام معنا هست و در صدد اسلامی کردن همه امور هست، مجلس مثل، همانطوری که صنایع مادر ما داریم، مجلس هم اینطور است که اگر مجلس یک مجلس اسلامی که با انتخابات صحیح انجام بگیرد و اشخاصی که انتخاب می شوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام کارهای کشور با دست مجلسی ها اصلاح شود. تمام کارهایی که از بعد از مشروطه انجام گرفت و انحرافاتی که به تدریج پیدا شد تا زمان رژیم پهلوی که به اوج خودش رسید، یکی از اعمال بزرگ که باید بگوییم که مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف کردند، مجلس را مجلس قلدری کردند، ملت را از اینکه رأی بدهند محروم کردند و این مال این دوره سابق قبل از این دوره نیست بلکه به طور قطع اکثر دوره ها اینطور بود، منتها یک دفعه تعیین وکلا با خان ها بود و آن اشخاصی که نفوذ داشتند در کشور،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 2

در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند و اگر دخالت داشتند چشم و گوش بسته بودند. رعیت ها را جمع می کردند و می آوردند پای صندوق و به آنطوری که به آنها دستور داده بودند رأی می دادند بدون اینکه بفهمند چه دارند می کنند، رأی چی هست و چه کار دارند انجام می دهند. فقط همان خان می دانست که برای منفعت او و برای منفعت دولت ها اینها دارند رأی می دهند و اصلاً کاری به اینکه کشور به کجا برسد در کار نبود، کاری به این کار نداشتند. بعد هم که زمان رضاخان پیش آمد و ما بعد رضاخان که اکثراً می دانید و همه هم در آخر، در این دوره های آخر می دانید که آن بلاهایی که به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. یعنی عده ای را اینها خودشان لیست می دادند و به طوری که محمدرضا اقرار کرد منتها می گفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود، لیست را از سفارتخانه می آوردند که اینها باید تعیین بشوند. بعد از زمان ایشان هم بدتر از آنوقت بود، وکلای ما را باید آمریکا یا قبل از او انگلستان تعیین کند و مردم و دولت ایران و هیچ کس هیچ نظری در این باب نداشت. وکلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعیین می شد مگر بعضی ها که در تهران نمی شد که غیر او بشود که یک اقلیت بسیار نادر بود، البته به تدریج اینطور شد تا زمان اینها که به اوج خودش رسید تمام بدبختی ها در حکومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر کاری می خواستند انجام بدهند، هر امر فاسدی را که می خواستند انجام بدهند دیکته می کردند و می آوردند مجلس و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست می کردند و بعد هم همانطوری که دیکته شده بود رأی می دادند. و خدای تبارک و تعالی خواست که آن وضع، هم وضع خان خانی و هم وضع دخالت سفارتخانه ها در ایران برچیده بشود و در این دوره ای که انتخابات شد بحمدالله به طور اکثریت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانی دخالت نداشت، آنجائی هم که دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتیه هم اگر چنانچه انشاءالله این ملت به همین طور در صحنه حاضر باشند با تعیین وکلائی که متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح کشور هستند، تعیین کنند، امید است که در آتیه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمدالله در این دوره هم که چهره بسیار نورانی در مجلس هست و اشخاص متفکر و فقیه و امثال اینها در مجلس هست و یک سال هم مانده است تا به آخر برسد. من امیدوارم که در این سال جدیت بیشتر بشود برای رسیدگی به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین و اگر چنانچه مجلس در این سال جدید هم خودش را صرف کند در اینکه مسائل مشکل را اسلامی کند و با دقت، همان دقت هایی که اهل علم در مسائل علمی دارند. مسائل علمی همانطوری که آن دقت های بسیار ارزنده را لازم دارد، مسائل سیاسی کمتر از آن نیست، برای اینکه مسائل سیاسی، مقدرات کشور در دست آنهائی هست که این مسائل را می خواهند تفکر کنند. آقایان در فکر این معنا نباشند که زیاد طرح بدهند و زیاد از مجلس بگذرد. در فکر این باشند که خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد. یعنی همانطوری که بنای اهل علم است که در هر مسأله ای دقت می کنند، جستجو می کنند و مباحثه می کنند، مجادله می کنند، در این مسائل هم باید اینطور باشد که سر و ته مطلب به طور کافی مورد بررسی قرار بدهند، مورد دقت قرار بگیرد و با دقت و همت زیاد مسائل طرح بشوند، در مجلس که آمد یک مسأله پخته از حیث جهات مختلف باشد که راهگشا باشد برای این

صحیفه نور جلد 18 صفحه 3

کشور و مشکلات این کشور و در این چند سالی که گذشت من تشکر می کنم از زحمات پرارزش آقایان که زحمت کشیدند و مشکلات زیادی که بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند و الان با قدرت کافی دارند انجام وظیفه می دهند. مجلس این سال با مجلس سال های سابق فرق دارد. مجلس این سال قدرتش بیشتر است یعنی آنهایی که کارشکنی می کردند برای مجلس و برای همه ارگان های دولتی و اصل اساسش کارشکنی برای اسلام بود، آنها یا رفتند و فرار کردند یا منزوی شدند. و بحمدالله امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقیم می تواند که مسائلی که پیش آمده و خواهد آمد در این سالی که سال آخر است، به طور شایسته حل کنند تا اینکه این مجلس الگو بشود برای مجالس دیگر. و اگر در سال آتیه فرض کنید غیر آقایان یک دسته دیگری آمدند، بدانند که باید چه بکنند و اینها چه کردند و آنها هم باید دنباله این، باید چه کار بکنند. و بالاخره مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می کشد یا اساس یک مجلس را رو به فساد می برد. و مجلس بود که در رژیم پهلوی آنهمه فساد ایجاد کرد و آنهمه خیانت کرد و همین مجلس است که در زمان کنونی اینهمه خدمت کرده است و در صدد خدمت است. من نمی خواهم بگویم که کارها تمام شده و همه اش هم صد در صد تمام است، اما وقتی ما مقایسه بکنیم افراد این مجلس را با افراد دوره رضاخان (به استثناء نادر) و دوره محمدرضا تقریباً بی استثناء اگر ما مقایسه کنیم و همان افراد را ببینیم که سابقه شان چی است و چه زندگی کردند و چه هستند، کافی است که ما به ارزش این مجلس پی ببریم. از آن جنس که در سابق بود هیچ الان نیست در مجلس. اگر فرض کنید یک کسی باشد که با وضع شما یک مخالفتی دارد، لکن این اختلاف سلیقه است، نه این است که واقعاً انحرافی باشد که آنها داشتند که در سابق بود. سابق انحراف بود یعنی منحرفین را می آوردند سر کار، دستور بود، نمی توانستند خلاف او را هم بکنند و اگر در بین شان یکی دو نفر بود که مخالفت می کردند، در اقلیت بودند که صداشان به جائی نمی رسید، امروز عکس است، بحمدالله همه آقایانی که در مجلس هستند، اینها وابسته به شرق و غرب نیستند و خدمت می خواهند بکنند و لو اختلاف سلیقه داشته باشند. بحث در مجلس از مسائل بسیار مهم است که باید بحث بشود، باید هر مسأله ای با دقت رسیدگی بشود و در کمیسیون ها اولاً و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شورای نگهبان ثالثا رسیدگی بشود که وقتی یک قانون از مجلس بیرون آمد، یک قانون صددرصد شرعی باشد، چه موافق با احکام اولیه که مال اسلام است یا موافق با احکام ثانویه که آن هم مال اسلام است و این رویه رویه ای است که اگر انشاءالله باقی بماند مطمئن باشید که مجلس با قوت خودش وقتی که باقی بماند دولت هم اصلاح می شود و سایر قوایی که در ایران هستند، آنها هم اصلاح می شوند یعنی کجروی نمی شود دیگر بشود. کجروی از مجلس شروع می شد نه اینکه از خارج می شد. خارج دستور می داد، اینها راه می رفتند. و اگر مجلس مستقیم باشد و کارها را آنطوری که مصالح کشور اقتضا می کند، آنطوری که احکام اسلام اقتضا می کند، آنطور بررسی دقیق بشود و با علاقه مندی بررسی بشود، وقت صرف بشود تا اینکه مسأله، هر مسأله ای هست خصوصاً مهمات مسائل که باید مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدی بحث طلبگی در آن بکنند. آقایان که عادت

صحیفه نور جلد 18 صفحه 4

دارند به اینکه بحث طلبگی می کنند و در مدرسه ها تربیت شدند و با اشکال رد و دفع و همه این امور، در قانون هم باید همین طور باشد برای اینکه این هم اهمیتش همان اهمیت است، آن هم اسلام بود، این هم اسلام است. بنابراین در این سالی که انشاءالله می گذرد و امید است به خوبی بگذرد و آقایان با خیال راحت مشغول باشند به خدمت به این مستمندان، به این مظلومان در طول تاریخ. انشاءالله امیدواریم که این سال را به مبارکی بگذرانید و در سال آتیه انشاءالله مجلس باز همین جور مجلس باشد و همین طور افراد در آن باشند که انشاءالله مسائل حل بشود. مسائلی که ما الان در مقابلش هستیم و امیدوارم که مجلس های بعد دیگر مواجه با آن نشوند.
 

مسأله، مخالفت همه قدرتمندان دنیا با ایران است

خوب، مسأله مخالفت همه قدرتمندان دنیاست با ایران، مسأله هم یک مسأله ای نیست که مخفی باشد، خودشان هم اقرار دارند، خودشان هم می گویند که نباید عراق شکست بخورد. میزان، عراق نیست، صدام نیست. میزان، پیشرفت اسلام است. اینطور نیست که آنها برای صدام دلسوزی می کنند، صدام هم یک آدمی است که - بعد - (اگر بشود گفت آدم) بعد از بین می رود، لکن آنی را که از آن می ترسند از ایران است که می ترسند یعنی دنبال شکست ایرانند. هر چند رئیس جمهور امریکا ادعا کند که ما بیطرفی مان، همین تازه هم باز گفته است بیطرفی مان محفوظ است. لکن یک مسأله ای است که همه می دانند، دیگر لازم نیست به این که ما قرآن برایش اقامه کنیم. همه می دانند که ایشان تا چه اندازه بیطرف است در این مسأله. و دیگران هم همین طور، شوروی هم همین طور، فرانسه هم همین طور، دیگران هم همین طور. مسأله بیطرفی نیست، مسأله طرفداری از هر رژیمی است غیر اسلام و کوبیدن اسلام است به هر ترتیبی که بتوانند. و بحمدالله این مجلس و این ملت و این ارتش و این پاسداران و این سایر ارگان هایی که در این کشور هست ایستاده اند در مقابل همه این امور و مقاومت می کنند. و اگر انشاءالله این جنگ - یعنی - تحمیلی بر ما از بین برود و دولت سر صبر رسیدگی بکند به حال مستضعفین، تمام مسائل به وسیله مجلس و دولت حل می شود حتی مسأله گرانی. ما همه می دانیم که گرانی امروز سرسام آور است و یک دسته ای از آن رنج می برند اما در مقابل آن رنج هایی که خود پیغمبر و همسر بزرگ عزیزش حضرت خدیجه در آن چند سال بردند که مشک را از قراری که نقل می کنند، مشک را می گذاشتند توی آب و می مکیدند برای اینکه از آن چربی، مثلاً از آن چیزی که در مشک هست به آنها برسد. وقتی که آنها برای اسلام اینطوری عمل کردند و اینطور مقاومت کردند در مقابل دشمن های اسلام، شما هم که ملت و امت همان بزرگوار هستید نباید از اینکه فلان چیز کم است، آنی که کم است ارزاق که نیست ارزاق که کم نیست، آنی که کم است آن وضع آرایشی است که آنها می خواستند، یک دسته می خواستند باشد و دیگر انشاءالله نیست و باید از بین هم برود. گرانی هست لکن کجاست که گرانی نیست. اینطور نیست که گرانی مال کشور ما باشد، همه جا گرانی هست. اگر دولت انشاءالله قدرت پیدا بکند یعنی جنگ تمام بشود و ما به حال عادی برگردیم انشاءالله به مدت کمی

صحیفه نور جلد 18 صفحه 5

به برکت اسلام و ملت در صحنه حاضر ایران این مسائل حل می شود انشاءالله.
 

ورود ترکیه به عراق برای سرکوبی کردها

از مسائل مهمی که هست و من از یک جنبه اش می خواهم صحبت کنم، جنبه های دیگرش حالا صحبت از آن نمی شود من فقط یک جنبه اش را می خواهم صحبت کنم، آن قضیه ورود ترکیه در عراق است برای - کردها - سرکوبی کردها. آنی که من می خواهم صحبت کنم این است که کرد ایران و کرد عراق و کرد ترکیه همه کرد هستند. تفاوت این است که در کردهای ایران اکثریت شان با جمهوری اسلامی موافقند و با این چند دسته فاسدشان مخالفند. الان سرتاسر کردستان ائمه جمعه شان، علمای آنجا، مردمشان با جمهوری اسلامی موافقند، آنی که فساد می کنند عبارت از یک دو تا دسته ای است که بعض شان کمونیست اند و بعض شان بدتر از کمونیست. چی شد که تمام رسانه های گروهی عالم راجع به کردهای ایران اینقدر حساس هستند که از خود کردها هم حساس ترند. خود کردها می گویند که ما می خواهیم که این فاسدها از بین بروند، لکن رسانه های گروهی همیشه ایران را محکوم می کنند و لحن شان نسبت به ورود ترکیه در عراق برای سرکوبی کردها یا همفکری عراق با آنها اگر راست باشد، این دیگر مسأله ای نیست، خوب آنها آمده اند می خواهند مملکت شان را نگذارند که چیز بشود، آنی که مسأله است این است که کرد ایران چرا؟ اگر مسأله ای است که آنها می گویند تجزیه طلبند، خوب کردهای فاسد ما بیشتر هستند، چی شد که همه عالم سنگینی شان را انداخته اند روی ایران که این ایران است که کردها را چه می کند و چه، چقدر می کشد. و همین فاسدهایی که در خارج نشسته اند و نسبت به کردهای ایران سینه چاک می کنند، اینها چطور شد که راجع به قضیه کردهای عراق و کردهای ترکیه صحبتی اینقدرها ندارند، اگر باشد هم یک کلمه ای می گویند و می گذرند. این گرفتاری هایی که بشر به آن مبتلاست این نحو گرفتاری هاست، اینطور حق کشی هاست که سرتاسر عالم را فرا گرفته است و اگر چنانچه یک منجی برای این بشر پیدا نشود (و انشاءالله امیدوارم که به زودی پیدا بشود و خداوند منجی بزرگ را به داد بشریت برساند) اگر دیر بشود اصلاً هلاکت در بین همه شان یک امر ساده عمومی می شود. یک دسته بیچاره مظلوم در سرتاسر دنیا زیر لگد دارند پایمال می شوند، از هیچ جا خبری نیست که راجع به آنها صحبتی بشود. در آمریکا آنقدر مظلومین دارند پایمال می شوند اصلاً راجع به آمریکا صحبتی نیست که این چرا این کار را می کند. در شوروی هم آنقدر مظلومین پایمال می شوند، صحبتی از آن هم نیست. در منطقه هم همین طور، آنقدر مردم و ملت های خودشان را، آن هم صحبتی نیست. این فقط اینجاست، ایران است که حکومتش دارد اختناق ایجاد می کند و مردم همه شان مخالف با حکومت هستند لکن سرنیزه است که اینها را حاضر کرده و اینها می آیند در خیابان ها، که این در دنیا باید اسم این را چی گذاشت؟ آنی که قلم دستش می گیرد و اینها را می نویسد، باید چه اسمی رویش بگذاریم؟ آنی که دستور می دهد به این رسانه ها و همه را هماهنگ می کند یک وقت می بینی از همه جا یک صدا بلند می شود، این را باید چی

صحیفه نور جلد 18 صفحه 6

اسم بگذاریم رویش که اینها چی می گویند؟ اینها چه جور جمعیتی هستند؟ بافت مغزی اینها چه جور است؟ این گرفتاری هاست که جمهوری ما در این چند سالی که تحقق پیدا کرده است داشته و مجلس هم داشته و همه دولت و دیگران هم داشتند. اگر چنانچه این گرفتاری های مرتفع بشود و دنیا سر عقل بیاید و آن چیزی که واقعیت است بگوید، آن چیزی که واقعیت است تبلیغ بکند، کار ما آسان است.
حالا من نمی دانم که این آقایانی که آمدند و رسیدگی کردند به خرابی های ایران و رفتند در عراق هم یک دسته فقط مجروح جنگی را آوردند به آنها نشان دادند که اینها در بین شهرها اینطور شدند لکن خرابی ای نداشتند که نشان بدهند شاید دو تا دیوار هم خراب کردند که نشان بدهند، آیا اینها بعد چه خواهند گفت؟ خواهند گفت که هم ایران خلاف کرده و هم عراق، دیگر هیچ حرف دیگری نیست؟ که خوب واقعاً اینها می خواهند رسیدگی کنند و می خواهند بفهمند که اندازه چی بوده، ایران چه کرده، آنها چه کردند؟ در همان وقتی که اینها مشغول رسیدگی بودند، آنها می زدند ایران را. این دلالت بر این می کند که آمدند اینها با ما هستند، شما بیخودی خواستید که اینها بیایند حالا ما منتظر این هستیم که ببینیم اینها چه می کنند و چه خواهند کرد و چه خواهند گفت. امیدوارم که اینها هم به حسب وجدان انسانی عمل بکنند و آنچه که هست گزارش بدهند. بعد هم که گزارش دادند، آنهائی که گزارش را می گیرند، کاری به این ندارند که امریکا چه نظری در این مسأله دارد و شوروی چه نظری دارد و فرانسه چه نظری دارد، به اینها کار نداشته باشند و حکومت واقعی بکنند و آنچه هست به حسب واقع بگویند. ما هیچ توقعی از آنها نداریم الا اینکه آنها همان که هست بگویند.
و من امیدوارم که این مردم در صحنه ما بیشتر در صحنه باشند، از جنگ خسته نشوند. جنگ در اسلام یک امری بوده است که از آنوقتی که اسلام حکومت پیدا کرد جنگ هم همراهش بود، قبل از آن هم دنبال این بودند که نقشه ها را درست کنند، لابد اینطور است. همچو که مدینه آمد رسول خدا و حکومت تشکیل شد، جنگ یا جنگ تحمیلی بود یا هر چی بود در جنگ بود تا آخر عمرش. آن روز هم که به لقاءالله می خواست پیوند کند، بپیوندد، آن روز هم جیش (اسامه) اش بیرون شهر بود که می خواست جنگ بکند. این جنگ یک چیزی است که برای عدالت، جنگ لازم است. اگر مردم عادل باشند که دیگر جنگی در کار نیست، اگر مردم انسان باشند که دیگر جنگی در کار نیست. لکن وقتی که یک دسته، اکثریت مستضعفین پایمال دارند می شوند، وقتی که تمام حیثیت اسلام و مسلمین در خطر است، وقتی که تمام حیثیت همین ملت ما در خطر است، ما که جنگ را شروع نکرده ایم، ما الان هم در حال دفاع هستیم - ما - هر روز تقریباً باید گفت بی استثناء آبادان تقریباً بی استثناء هر روز کوبیده می شود، زاید بر آن هم جاهای دیگری که همه می دانید. ما می خواهیم که دست اینها کوتاه بشود که به ما اینطور، به ملت ما اینطور تعدی نکنند. ما دفاع داریم می کنیم و ما از اول هم دلمان می خواست که جنگی نباشد و همه صلح باشد اما می پذیرند شما اینکه ما و صدام که دشمن اسلام است، از اول دشمن اسلام بودند، آنوقت که من نجف بودم می دانستم که اینها دشمن اسلام هستند، همین ها را مرحوم آیت الله حکیم تکفیر کرد. اینها مشرکند، ملحدند. شما می پذیرید که ما با آنها سر یک میز بنشینیم و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 7

مصالحه کنیم، مصالحه اینکه خوب، حالا شما این کارها را کردید عذر بخواهید ما هم بگوئیم که ما هم این کارها را کرده ایم؟ هیچ وجدان انسانی، اسلامی می پذیرد این را؟ یا خیر، ما باید آن مطلبی که داریم، حق است و همه عالم اگر انصاف داشتند می پذیرند و - می پذیرفت - ما آن را می خواهیم ما چیز زایدی نمی خواهیم، ما همان را می خواهیم، از اول جنگ هم گفتیم ما جنگجو نیستیم، ما مدافع هستیم، دفاع هم یک حق مسلمی است که اسلام و غیر اسلام برای انسان قائل است. که - به - ما الان در حال دفاع هستیم. ما جوان هایمان تاکنون آنقدر شهید داده اند، تاکنون مادرها آنقدر شهید داده اند، پدرها آنقدر شهید داده اند، جوان ها آنقدر خون خودشان را داده اند، برای اینکه شر این قدرت بزرگ از سر ایران کم بشود، حالا که بحمدالله رسیدیم به اینجائی که دست ها کوتاه شده، حالا ما کوتاه بیائیم تا آنها دست شان بلند بشود؟ من به شما عرض می کنم اگر ما یک قدم عقب بنشینیم، آنها صد قدم جلو می آیند. ما محکم باید در مقابل اینها بایستیم تا اینکه آن آدمی که این فساد را در این منطقه ایجاد کرده است سرکوب بشود و آنهایی که وادار کردند اینکه این آدم اینطور، این خبیث اینطور با مردم عمل بکند. آنها هم رسوا بشوند در دنیا، که اینها بودند که می گویند که ما طرفدار مثلاً چه هستیم و ما می خواهیم صلح باشد و همه قدرت های ما دنبال این است که صلح بشود.
ما هم آمریکا را می شناسیم و هم شوروی را می شناسیم که اینها هیچ کدام صلح طلب نیستند هر دوشان جنگجو و با اسلحه می خواهند دیگری را از بین ببرند، منتها خوب دو تا قدرت در مقابل هم ایستاده اند و (اللهم اشغل الظالمین بالظالمین) نه او جرأت می کند که یک کاری بکند، نه اینها جرأت می کنند یک کاری بکنند. لکن نتیجه اینکه همه مظلومین جهان دارند صدمه اش را می بینند، دارند پایمال می شوند و ما می خواهیم که خدای نخواسته یک وقت ایران این نحو نشود دوباره این افعی ها از اطراف بریزند و هر چی دارید شما ببرند و هر فسادی می خواهند ایجاد کنند و جوان های شما را به آن فسادی که در زمان رضا شاه و محمدرضا شاه می خواستند بکشند کشیده بشود. وقتی ما - می خواهیم - حقیم و می خواهیم حق را در این دیار و انشاءالله در جاهای دیگر پیاده بکنیم، ما چه باکی داریم از اینکه مثلاً میوه گران است؟ میوه گران هم ما و شما و همه برایمان گران است. یا فرض کنید که فلان چیز کم است البته اگر کسی یادش باشد در این جنگ های سابق می داند که قحطی بود که پدر مردم را در می آورد، نه گرانی، قحطی بود. بحمدالله حالا قحطی نیست و مردم از این حیث نگرانی ندارند که چیز نباشد. از حیث گرانی ما هم نگران هستیم از این گرانی، همه نگران هستند اما چاره چی است؟ چه می توانیم بکنیم؟ البته فکرهایی دارند می کنند و انشاءالله امیدوارم موفق بشوند که این مسأله هم انشاءالله حل بشود که امیدوارم که هم مجلس و هم دولت و اینها مشورت کنند با هم و راهی پیدا کنند که انشاءالله این مشکل ملت هم حل بشود. و من از خدای تبارک تعالی برای همه شما سلامت و توفیق و عزت و عظمت خواستارم و برای شهدای 15 خرداد و از 15 خرداد تا حالا شهدائی که در راه اسلام جان خودشان را از دست دادند علو مقام و مرتبه مسئلت می کنم و برای بازماندگان آنها انشاءالله صبر و اجر مسئلت می کنم و از همه آقایان می خواهم که در مجالسی که دارند به این ملت دعا بکنند و از

صحیفه نور جلد 18 صفحه 8

دعاهایی که از ائمه معصومین وارد شده است غفلت نکنند و ماه شریف رمضان در پیش است و ماه شریف شعبان الان ماها در آن هستیم، از ادعیه ائمه معصومین استفاده کنند و برای این ملت خیر و سلامت طلب کنند و برای دشمنان اسلام خذلان و شکست را بخواهند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به نامه اعضای ستاد پیگیری فرمان 8 ماده ای در مورد کسب اجازه از محضر امام برای واگذاری کار ستاد به قوه قضائیه

تاریخ: 1362/03/10

 

پاسخ امام خمینی به نامه اعضای ستاد پیگیری فرمان 8 ماده ای در مورد کسب اجازه از محضر امام برای واگذاری کار ستاد به قوه قضائیه

بسمه تعالی
بحمدالله تعالی با جدیت و زحمات طاقت فرسای هیأت پیگیری، به طور چشمگیر از هرج و مرج ها که لازمه هر انقلاب است جلوگیری شده، کسی به خود اجازه نمی دهد که به منازل یا مغازه ها تجاوز نماید و بدون مجوز شرعی و قانونی کاری به طور عمد تقریباً انجام نمی گیرد و دادگاه ها و دادسراها بدون مجوز شرعی عملی انجام نمی دهند و گزینش ها به روال اسلامی عمل می کنند و بالاخره اصول امور با زحمت ستاد اصلاح شده است و اینجانب از این هیأت و زحمات آنان تشکر می کنم و چون مسائل به قوه قضائیه مربوط است و جناب آقای نخست وزیر و بعضی از وزرای دیگر به کارهای مهم دیگر باید اشتغال داشته باشند، با قدردانی از آنان با پیشنهاد مذکور موافقت می شود. انشاءالله تعالی موفق و موید باشند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت شش تن از اعضای خانواده آیت الله العظمی حکیم

تاریخ: 1362/03/28

 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت شش تن از اعضای خانواده آیت الله العظمی حکیم

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر بسیار اسف انگیز و حیرت بار شهادت شش شخصیت از بیت مرحوم آیت الله حکیم رحمت الله علیه به دست جنایتکار ددمنش دهر، صدام عفلقی با کیفیتی که توسط فرزند برومند ایشان جناب حجت الاسلام سید محمد باقر حکیم حفظه الله تعالی گزارش دادند، هر انسان باوجدانی را که از فطرت انسانی منحرف نشده است متاسف و ناراحت می کند. ما در عصری زندگی می کنیم که مقدرات ملت های در بند مظلوم، به دست مشتی جنایت پیشه که خوی سبعیت بر آنان غالب است می باشد. دنیا در عصر ما و عصرهایی نظیر آن مبتلا به حکومت هایی بوده است که جز قانون جنگل در آن حکومت نمی کند. ما در عصری هستیم که جنایتکاران به جای توبیخ و تادیب، تحسین و تأیید می شوند. ما در عصری بسر می بریم که سازمان های به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنایتکاران و مدافع ستمکاری آنان و بستگان آنان هستند. ما در منطقه ای به زندگی مرگبار خود ادامه می دهیم که اکثر حکام آن چشم و گوش بسته تحت فرمان امریکا، به جنایات اسرائیل و حزب بعث عراق مشروعیت می دهند و در هدم اسلام و قرآن کریم کوشش می کنند. ما در محیطی گذران می کنیم که مظلومان که جرمی جز دفاع از حق ندارند زیر چکمه ستمگران خرد می شوند و آخوندهای کثیف درباری به این اعمال وجهه اسلامی می دهند. ما و دنیای مسیحیت در عصری هستیم که پاپ، رهبر کاتولیک ها به جای آنکه امریکا را در جنایاتی که به بشریت می کند، محکوم کند و پیروان خود را به مقابله با ظالمان برانگیزد، از امریکا پشتیبانی می کند و به ستمکاران دیگر توصیه همکاری با آن را می کند. اکنون در این دنیای مسموم که نفس کشیدن در آن مرگ تدریجی است، تکلیف ملت های در بند این ابر قدرت ها و انگل های آنان چیست؟ باید بنشینند و این صحنه های جنایتکار را تماشا کنند و با سکوت مجال دهند که دنیا در آتش بسوزد؟ آیا روحانیون، نویسندگان، گویندگان، روشنفکران، متفکران از هر ملت و مذهب که هستند، در این زمان تکلیفی انسانی، مذهبی، ملی و اخلاقی ندارند و باید نقش تماشاگر را در کشورهای خود ایفا کنند؟ و با آنکه باید این سران و سردمداران با گفتار و نوشتار خود ملت های مظلوم در بند را بسیج کنند تا ستمگران را از صحنه خارج نمایند و حکومت را به دست مستضعفان بسپارند، چونانکه در ایران با همت ملت بزرگوار شد. آیا در منطقه قدرتی به پایه قدرت رژیم ظالمانه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 24

شاهنشاهی و ستمشاهی بود و ملتی همچون این ملت مظلوم در بند بود؟ و دیدید که با دست خالی و ایثار جان و توان در مدت کوتاهی از بندها رها و ستمگران و دزدان را یا در بند کشیدند و یا بیرون راندند. محرومان و ستمدیدگان تاریخ باید خود برخیزند و انتظار نکشند که ستمکاران آنان را از بند نجات دهند.
اینجانب این مصیبت بزرگ را که بر بیت معظم حکیم وارده شده است و شش تن از فرزندان پیامبر عظیم الشأن مظلومان را به دست دژخیمان صدام با آن وضع فجیع و رقت بار به شهادت رساندند، به اجداد بزرگ آنان و به اسلام بزرگ و مسلمانان متعهد جهان و به ملت ایران و عراق تسلیت می دهم.
باید ملت عراق بدانند که قضیه مربوط به بیت معظم حکیم نیست. اینان که با آن شکنجه ها شهید شدند، در راه اسلام عزیز و مصالح ملت عراق به شهادت رسیدند و به لقاءالله در جوار اجداد معظمشان محشورند. لکن مسأله مهم، اسلام است که اگر به این ملحد مخالف با لذات با اسلام مهلت داده شود، اسلام بزرگ و ملت عزیز عراق را در زیر چکمه دژخیمان جنایتکارش خرد خواهد کرد و به حرث و نسل ملت عراق بس نخواهد کرد. ارتش عراق که از همان ملت هستند و فرزندان همان آب و خاک هستند تا کی تحمل اینگونه ننگ ها را که این جنایتکار می کند، می نمایند؟ و عجب آن است که خیرخواهان منطقه به گمان خود برای اصلاح بین حزب بعث و دولت ایران دامن به کمر زده اند و فعالیت می نمایند، غافل از آنکه اصلاح با این پلنگ تیزدندان، ستمکاری بود بر مستمندان و اسلام و مسلمین و غافل از آنکه این شخص که به واسطه شکست در جنگ و از دست همه چیز خود آنچنان دیوانه شده است که به هیچ قراردادی پایبند نیست و ملت ایران با آنهمه رنج و درد که از این دژخیم دیده اند به هیچ وجه به اصلاح تن در نمی دهند و اسلام عزیز اجازت نخواهد داد که با اسم اصلاح، به ملت های مظلوم، ستم های فوق طاقت تحمیل شود.
بار دیگر این مصیبت بزرگ را به همه مسلمانان بخصوص خاندان معظم حکیم و جناب حجت الاسلام آقای سید محمدباقر حکیم تسلیت عرض می نمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله محمدی گیلانی

تاریخ: 1362/04/11

 

فرمان امام خمینی به آیت الله محمدی گیلانی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد محمدی گیلانی دامت افاضاته
طبق اصل 91 (نود و یک) قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها شورائی تشکیل می شود و انتخاب اعضای فقهای آن شورا بر طبق شرایط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از شش فقیه به عضویت شورای نگهبان منصوب می نمایم. از خدای تعالی موفقیت هر چه بیشتر شما را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه و جماعات استان های خراسان، فارس، باختران، و ائمه جماعات قم و تهران، طلاب غیر ایرانی مقیم قم و روحانیون مسؤول دفتر نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1362/03/21

 

کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان علما، دانشمندان، وعاظ محترم که در اینجا حضور دارند و زحمت کشیده اند و من بخواهم اسم کلیاتش را ببرم لازم نمی دانم - به همه - از همه تشکر می کنم و از همه آنها در این ماه مبارک رمضان ملتمس دعا هستم برای پیروزی اسلام و برای قطع ید اجانب از ممالک اسلامی.
در ماه مبارک رمضان قضیه ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن قضیه در ابهام الی الابد مانده است برای امثال ماها و آن نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول الله در لیلة القدر، کیفیت نزول قرآن و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است و از طرفی خدا (انا انزلناه فی لیله القدر) این نزول قرآن در قلب پیغمبر در لیله القدر کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود رسول اکرم و آنهایی که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد عنایت خدای تبارک و تعالی، عنایات خاص او بودند برای دیگران مطلقا در حجاب ابهام است که مسأله تنزل چی است، نزول در قلب چی است، روح الامین چی است، کیفیت وارد شدن روح الامین با قرآن در قلب رسول الله چی است، (لیله القدر) چی است؟ اینها مسائلی است که به نظر سطحی یک مطالب آسانی است و گاهی هم یک حرف هایی گفته شده است لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما و کیفیت نزول ملائکه الله در لیله القدر و ماهیت لیله القدر و این دعوتی که خدای تبارک و تعالی به حسب آن چیزی که از رسول اکرم منقول است که (دعیتم الی ضیافة الله) ضیافت چی هست و کی پذیرفته است این ضیافت را و برای مقدمات پذیرش - این زیارت - این ضیافت چی هست و خود ضیافت چی هست، باید عرض کنم که غیر از خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی به این ضیافتی که خدای تبارک و تعالی دعوت کرده است، آنطور که او اجابت کرده است کسی اجابت نکرده است. دعوت مراتب دارد، اجابت هم مراتب دارد. آن مرتبه اعلاء اجابت آنی است که پس از حصول مقدمات و ریاضاتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کشیده اند منتهی شد به اینکه خدای تبارک و تعالی از او ضیافت کرد به نزول قرآن. قرآن آن نعمتی است که در ضیافتی که از رسول خدا شده است، آن نعمتی است که در آن سفره ای که از ازل تا ابد پهن است پیغمبر اکرم

صحیفه نور جلد 18 صفحه 17

برخوردار از آن بوده و مقدمات آن مقدماتی است که سال های طولانی ریاضات معنوی کشیده است تا رسیده است به آنجایی که لایق این ضیافت شده است و مهم قضیه اعراض از دنیاست.
 

اعراض از دنیا و غیر خدا، تنها راه ورود به ضیافة الله است

آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می دهد این است که غیر خدا را کنار بگذارد و این برای هر کس میسور نیست، برای افراد انگشت شماری که در رأس آنها رسول الله است میسور بوده. آن توجه قلبی به مبدا نور و اعراض از ماورای او، او را لایق کرد به ضیافه الله و لایق کرد برای اینکه قرآن یک مرتبه به طور بسیط در قلب او وارد بشود. لیله مبارکه یکی از احتماًلاتش بنیه خود رسول اکرم است که مشکات نور الله است و احتماًلات دیگر هم هست. مهم ادراک این معناست که مراتب کمالات انسان برای ورود در ضیافت خدا زیاد است و باید از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم همانی است که توجه به غیر نداشتن و غیری را ندیدن و جز خدا ندیدن و توجه به هیچ چیز غیر از او نداشتن. در اینجا باید عرض کنم که از همه مردم این معنا مطلوب است و اگر بخواهند در ضیافت خدا وارد بشوند به اندازه وسع خودشان باید از دنیا اعراض کنند و قلب شان را از دنیا برگردانند، لکن برای جامعه روحانیت که جامعه وعاظ هم در بین آنهاست یک مطلوبیت دیگری دارد. پیغمبر در یکی از فرمایشاتشان می فرمایند که (شیبتنی سورة هود) آیه ای که در - سوره - سوره هود وارد شده است در سوره شورا هم به استثنای یک کلمه وارد شده است لکن سوره هود را ایشان می فرمایند که (شیبتنی) برای اینکه در آنجا امر به استقامت خود رسول خدا و کسانی که با او هستند هست، تابعین او. این است که استقامت ملت را هم پیغمبر سنگینی را در دوش خودش می دید و نگرانی ای که پیغمبر داشت نسبت به اینکه استقامت نکند ملت، نکند امت، این بود که، به حسب احتماًل قوی این بود که ایشان را وادار کرد به اینکه این کلمه را بفرمایند. استقامت در هر امر و این دنبال این است که انسان توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشد و به پیامبران خدا و خصوصاً پیامبر خاتم که اینها چه نحو زندگی کردند و با چه مصیبت هایی استقامت کردند و در این بیست و چند سال که پیغمبر اکرم در بین این مردم بود چه مصیبت هایی از همین مردم دید و چه مصیبتهائی را پیش بینی کرد و توجه به اینکه او ولی امر این ملت است و استقامت این ملت هم از او خواسته شده است و (فاستقم کما امرت و من تاب معک) این است که موجب نگرانی رسول خداست. اگر امروز جامعه روحانیت در سرتاسر کشور ما، چه روحانیینی که اشتغال به یک عملی داشته باشند از اعمالی که در جمهوری اسلامی لازم است و چه آنهایی که اشتغال ندارند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه علمایی که در غیر این دو شغل هستند و در بین مردم برای ارشاد هستند و چه وعاظ محترم، اینها الان اسلام سپرده به اینهاست. پیغمبر اکرم توجه به این ملت دارد، تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه اعمال ما به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 18

حسب روایات عرضه می شود به امام وقت، امام زمان سلام الله علیه مراقب ما هستند، مراقب روحانیت هستند که چه می کنند اینها. امروز که اسلام به دست آنها سپرده شده است و تمام عذرها منقطع شده است، نمی توانند بگویند نمی توانستیم، نمی توانند بگویند نمی دانستیم، نمی توانند بگویند که رژیم شاهنشاهی ما را نمی گذاشت کاری انجام بدهیم. همه اینها مرتفع شده است و اسلام به دست شما افتاده است، به دست روحانیون در سرتاسر کشور و تحت مراقبت شدید هستید، مراقبت خدای تبارک و تعالی و مراقبت فرشتگانی که مامور این کار هستند. (و الله من ورائهم محیط) ماه رمضان ها می آید و می رود و ماه ها یکی پس از دیگری می روند و عمرها هم می رود، آنچه که باقی می ماند آن صفحات اعمال شماست که در قلب شما ثبت است و شاید نامه عمل هم همان باشد، قلب شما نسبت به دنیا چه بوده است، دنیا با قلب شما چه کرده است و شما توجه تان به دنیا چه اندازه بوده است. آن روزی که دست تان نمی رسید زاهد و عابد بودید، آن روزی که دست رسید خدای نخواسته عکس او بود؟ مراقبت در کار است. امروز مسؤولیت روحانیت و کسانی که در این لباس مقدس هستند، مسؤولیتی است که در طول تاریخ بر عهده روحانیت نبوده است. در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون جمعیت های روحانیت اینطور حجتی که بر آنها امروز تمام است، حجت بر آنها تمام نبوده است. در طول تاریخ یک همچو فرصتی برای هیچ کشوری پیدا نشده است و اسلام به دست شما سپرده شده است و از شما می خواهند حفظش را. به دست این ملت سپرده شده است و از این ملت می خواهند حفظش را، شما در ارشادات، در توجه نداشتن به زرق و برق دنیا مهم توجه قلبی است. داشتن مال، داشتن خانه، داشتن چیز، اینش مهم نیست، مهم این است که قلب انسان را، قلب انسان را اینها تسخیر کنند. اینکه مال اندوزی و ثروت اندوزی مذموم است برای این است که این مال اندوزی و ثروت اندوزی و امثال اینها و زرق و برق دنیا دل انسان را می کشاند به طرف غیر خدا و از آن ضیافت های خدا محروم می کند. بخواهید دعوت خدا را به ضیافت اجابت کنید و وارد بشوید در ضیافه الله بدون اینکه قلب های خودتان را از این دنیا منسلخ کنید امکان ندارد. اولیاء خدا آن چیزی که پیش شان مهم بود تهذیب نفس بود و دل کندن از غیر خدا و توجه به خدا. تمام مفاسدی که در عالم واقع می شود از این توجه به خود است در مقابل توجه به خدا. تمام کمالاتی که برای اولیاء خدا و انبیاء خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر و بستن به اوست و علامات این مسائل در اعمال ماها ظاهر می شود. علاوه بر اینکه ما مسؤولیت خودمان را، مسؤولیت شخصی داریم، مسؤولیت نوعی هم به عهده ماست، مسؤولیت ملت هم به عهده ماست. همانطوری که سوره هود به پیغمبر فرموده است که: (فاستقم کما امرت و من تاب معک) به شما هم می گوید که استقامت کنید و از استقامت خودتان مردم را مستقیم کنید. اگر مردم از ما خطا ببینند و اگر چنانچه انصراف پیدا کنند از روحانیت برای خطاهای بعض از ما، مسؤولیت، مسؤولیت شخصی نیست، مسؤولیت اسلامی است، مسؤولیت عمومی است. اگر ما خدای نخواسته با اعمالمان طوری بکنیم که این ملت از ما جدا بشود و این ملت ما را زیر سوال قرار بدهد که شما امروز که دست تان باز است یک نحو دیگر دارید عمل می کنید و جدا بشود از شما، این مسؤولیت اسلام به عهده ماست،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 19

اسلام به انزوا کشیده می شود و آنهایی که با اسلام مخالفند روی کار می آیند خدای نخواسته و این مسؤولیت به عهده ماست. قضیه، قضیه شخصی نیست که یک شخص بگوید خوب من یک همچو کاری می کنم به دیگران چه. این نیست مسأله. سابق هم وقتی که یک طلبه کاری می کرد می گفتند طلبه ها اینطورند، اگر خدای نخواسته یک روحانی یک کاری می کرد می گفتند روحانیون اینطورند. حالا دیگر مسأله اینطور است که اگر اسلام شکست بخورد به وسیله ماها شکست خورده است. اگر شما درست بشوید اسلام شکست نمی خورد، با درست شدن شما مردم درست می شوند، با مهذب شدن شما مردم مهذب می شوند. اگر خدای نخواسته در منبر شما چیزی بگویید که خودتان عاملش نیستید و در مسجد چیزی بگویید که خودتان بر خلاف او عمل می کنید، مردم دل هاشان از شما منصرف می شود و این کم کم موجب شکست اسلام می شود و این به عهده همه ماست. این مفاسدی که در دنیا هست و الان این جنجالی که در دنیا هست و اینطور به جان هم افتاده اند همه اش برای این است که توجه به خود دارند و توجه به خدا ندارند، اخلاق الهی ندارند، اخلاق حیوانی و هر روز این اخلاق حیوانی را زیاد می کنند. اگر جنگ برای ایران پیش می آید نه این است که بر اینکه اسلام را تقویت کنند جنگ با ایران می کنند. برای این است که هوای نفس به آن اندازه شده است که نمی تواند یک کس دیگری را قدرتمند ببیند.
اگر دنیا در آتش این دو ابر قدرت می سوزد برای همان هوای نفسی است که عمال این دو ابر قدرت و خود آنها دارند. اگر کشورهای اسلامی در آتش این مفاسد می سوزد برای این است که کسانی که متصدی آن امور هستند هواهای نفسانی دارند و خودشان را می بینند و همه را برای خود می خواهند. اخیراً نمی دانم که توجه کردید یک مطلبی را رئیس جمهور آمریکا گفته است و یک مطلبی هم صدام، رئیس جمهور آمریکا گفته است که، یعنی اعلام کرده است یک هفته برای ملت زیر بند و از مردم، ملت ها خواسته است که شماها باید برای آزادی خودتان از این کسانی که شما را در بند کشیدند جدیت کنید و رئیس جمهور گفته من هم با شما موافقم. من نمی دانم که این مطلب را برای کی می گوید. برای این ملت هایی که همه در بند خودش هستند می گوید؟ او که می داند مطلب را، می خواهد کی را اغفال کند؟ می خواهد ملت امریکا را اغفال کند؟ ملت امریکا می داند از پیش که شما چه کردید با دنیا. می خواهد بلوک شرق را فقط اشخاصی - باید - که مردم را به بند می کشند معرفی کند؟ همه می دانند که هر دو هستید. می خواهد این ملت هایی که در تحت بند هستند بگوید که به من ربطی ندارد که این ملت ها شاید اکثرا زیر بند آمریکا هستند، در بند آمریکا هستند؟ می خواهد چی بگوید این آدم؟ یک هفته برای ملت های در بند که از مردم امریکا خواسته است که شما در این امر جدیت کنید و همه مردم را خواسته است که - تا - اگر آزادی بخواهید باید آزادی دیگران را هم بخواهید. خود ایشان چه فکری می کند؟ اگر ملت های در بند اینها هستند، که همه شان یا اکثرشان در بند شما هستند، کی باید اینها را آزاد کند؟ چه جور باید اینها را آزاد کنند؟ با پشتیبانی شما آزاد کنند؟ از آن طرف هم صدام ماه مبارک رمضان را خواسته است که جنگ موقوف باشد برای اینکه ایشان به عباداتش برسد و این ماه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 20

(تعبیرات آنها این است) این ماه خداست، این ماهی است که برای عبادت است. بعضی شان هم می گویند این ماهی است که جنگ در او حرام است. این هم معلوماتشان است. می گوید پیغمبر به کفار هم مهلت می داد، آتش بس می کرد. پیغمبر اکرم به منافقین هم مهلت می داد؟ پیغمبر اکرم اگر چنانچه منافقین می آمدند و می گویند به ما مهلت بدهید ما دیگر مسلمان هستیم و ما با شما هستیم و مهلت بدهید می خواهیم عبادت و نمی دانم چه بکنیم و می دید که دارند توطئه می کنند و می خواهند که خودشان را قوی کنند به این مهلت و هجوم کنند، باز هم پیغمبر مهلت می داد؟ پیغمبر به کفار مهلت می داد برای اینکه کفار مطلب شان معلوم بود، آنها پرونده شان واضح بود و روشن، اما به منافقین که در ظاهر می خواهند عبادت کنند و مثلاً آنهایی که در زمان حضرت امیر سلام الله علیه بودند و پینه هم در جبین هاشان بود، به یک همچو اشخاصی هم مهلت می داد؟ مهلت برای او جایز بود که به توطئه گرها مهلت بدهد که دست و پای خودشان را جمع کنند و حمله بالاتر بکنند؟ ما که می شناسیم اینها را، ما که حزب بعث را می شناسیم، ما که صدام را می شناسیم، ما که می دانیم که او برای اصلاح هیچ وقت دستش را دراز نکرده، او با اسم اصلاح می خواهد افساد کند. می خواهد ما را اغفال کند، به دنیا هم بگوید که ببینید من چه آدم سالمی هستم ماه مبارک که برای روزه است و برای نماز است و برای اطاعت خداست دیگر ما جنگ نکنیم. دریاها را دیگر لااقل چیز نکنیم تا اینکه نفت ها را صادر کند و اسلحه ها را هم وارد کند و هیچ که هم مزاحمش نباشد و همان بین رمضان اگر خودش را دید که قوی است، حمله کند. کدام عاقل این را می پذیرد؟ این ملتی که جوان داده است اعم از اینکه کشته شدند و شهید شدند یا معلول شدند و حالا رسانده است به اینجائی که طرف مقابل را به عجز و لابه درآورده، باز اغفال بشود و مهلت بدهد که شما دست و پایتان را جمع کنید و حمله کنید و عربستان درست کنید و نمی دانم خوزستان را عربستان کنید و امثال اینها؟
باید ما بیدار باشیم و از این فریب ها بازی نخوریم، نه از فریب رئیس جمهور آمریکا و نه از فریب اینها. آن هم همین حرف را می زند که ما می خواهیم که ملت های در بند را آزاد کنیم و از ملت ها هم می خواهد که با او همراهی کنند. من نمی دانم ملت ایران با او همراهی کند که از بندهای آنها آزاد بشوند، عراق چیز بکند، لبنان بکند، فلسطین بکند، و همه جائی که شما دست دارید و همه جائی که شما دارید فساد می کنید و همه را در بند کشیدید. از آن ور شوروی نشسته است آن هم نظیر این مسائل را می گوید، ما برای صلح هست که خودمان را مجهز می کنیم. آن یکی هم می گوید ما برای صلح هست. البته به یک معنا صحیح است برای اینکه هر یک از اینها چشمش را هم بگذارد دیگری او را می بلعد، اما نباید دیگر مردم دیگری، ملت های دیگری را اغفال کنند و نباید ما از این حرف ها و فریب ها اغفال بشویم.
 

ما امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است

ما امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است، اگر یک روز غفلت بکنیم حمله خواهد کرد

صحیفه نور جلد 18 صفحه 21

بر ما و همه چیز ما را از بین خواهد برد. ما تا همان مسائلی که در اول جنگ گفتیم، تا آن مسائل تحقق پیدا نکند، ما در دفاع خودمان سر جای خودمان ایستاده ایم. اگر چنانچه ما از این مسائل غفلت کنیم یا اینکه بعض از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که خوب جنگ، او می گوید جنگ را تمام کنیم، شما هم قبول کنید و بخواهند مردم را سست بکنند بدانید که اسلام در خطر کفر است. اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقب نشینی کنیم، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقب نشینی کند، نوامیسش، اموالش، جان های جوان هایش همه اش به باد خواهند رفت.
باید با قدرت به پیش برویم و با قدرت با همه کسانی که به ما می خواهند تجاوز و تعدی کنند مبارزه کنیم و زندگی آبرومند نداشتن و زندگی زیر بار بودن هزار مرتبه از اینکه انسان بمیرد، مردن بر او شرف دارد.
من به ملت ایران عرض می کنم، به همه، به همه قشرها، به قوای مسلح، به همه قشرهای قوای مسلح، به همه قشرهای قوای مسلح عرض می کنم که مصمم باشید و مجهز باشید و هر روز قوی تر کنید خودتان را و ملت هم هر روز برای پشتیبانی، دفاع از اسلام بیشتر مصمم بشود و برای جنگ بیشتر مهیا شود که دفاع از اسلام است، دفاع از نوامیس مسلمین است، دفاع از قرآن کریم است، دفاع از ملت ایران است و ملت های دیگر است و ما باید با قدرت بایستیم و هیچ عقب نشینی نکنیم.
 

در ماه مبارک رمضان اسلام را بیمه کنید

و من امیدوارم که همه آقایان در این ماه مبارک همت شان را صرف کنند به اینکه مردم را مهیا نگه دارند و مردم را مجهز نگه دارند و اسلام را با دست مردم نگه دارید و خودتان هم در مساجد، در منابر مردم را دعوت به صلاح بکنید و دعوت به اینکه دنبال مسائل باشند و بگویید به آنها که (فاستقم کما امرت و من تاب معک) آنی که پیغمبر را نگران کرده است. الان بدانید که اولیاء خدا توجه دارند و نگرانند از اینکه خدای نخواسته این ملت ما از این راهی که رفته است یک وقت خدای نخواسته سستی کند. و بحمدالله تاکنون همه باهم بودید و منسجم بودید و همه روحانیون با هم، با دیگران، مردم با هم، با روحانیون منسجم بودند و امیدوارم که از این به بعد هم منسجم باشند و منسجم تر.
و یک کلمه ای که این نصیحتی است به اینهائی که در روضه خوانی ها، در - عرض می کنم - مجالسی که دارند، در تکیه ها، در اینطور چیزهایی که دارند، که توجه به ضعفای مردم بکنند. در بین مردم مریض هست، در بین مردم ضعیف هست، در بین مردم اشخاصی هستند پیرمرد، اشخاصی هستند پیرزن و ضعیف، صداها زیاد نباشد که مردم را منزجر کند. بلندگوها را بیرون نگذارید که فریادش همه مردم را منزجر کند. بلندگوها را در داخل مسجد بگذارید و اینطور نباشد که - بخواهید معصیت - بخواهید اطاعت خدا را بکنید خدای نخواسته معصیت بشود و از آداب ماه رمضان همین است که مردم را آرامش بدهید. اینها روزه می خواهند بگیرند خوب بعضی شان هست می خواهند اول شب بخوابند و روزه بگیرند فردا، بعضی ها هستند که کسالت دارند، مریض اند، مریضخانه ها پر است از اشخاص،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 22

معلولین در آنجا هستند ممکن است اینها ناراحت کند آنها را. در این امور یک قدری ملاحظه برادران ایمانی خودتان را بکنید. و من امیدوارم که طبقات مختلف روحانیت در هر جا هستند همه شان با هم باشند همچو نباشد امام جمعه اش علیحده یک بساطی داشته باشد و امام جماعتش هم علیحده و روحانیت دیگرش هم علیحده.
اجتماع داشته باشید با هم، برادرید شما. حافظ اسلام هستید شما و حفظ اسلام تا همراه هم نباشید نمی شود. شما همه با هم باشید، مجالس داشته باشید، ماه رمضان است حالا، شب ها مجالس داشته باشید. مردم را دعوت کنید به اینکه مجالس انس داشته باشند، مجالس احکام داشته باشند، مجالس دعا داشته باشند. شهر دعاست، شهر توسل به خداست. و انشاءالله همه موفق باشید که در این ماه رمضان این اسلام را بیمه کنید با دعاهای خودتان و با گریه و زاری خودتان و از آن مسائلی که همیشه داشتید که برای اسلام، برای روضه هائی که خوانده می شد جانفشانی می کردید، آن روضه های سنتی را سرجای خودش نگه دارید و آن مصیبت ها را نگه دارید زنده که - آنها - برکاتی که به ما می رسد از آنهاست و از کربلا این برکات به ما می رسد. کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود. و همه طوایفی که در ایران هستند با هم اخوت داشته باشند، توجه کنند به اینکه الان کسانی که مخالف با اسلام هستند و دارند پخش می کنند مطالبی را، می خواهند بین برادرهای شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند اینها نه خیرخواه شیعه هستند، نه خیرخواه سنی و اینها با اسلام مخالفند. بیدار باشند همه برادرها، با هم باشند. دشمن مشترک ما داریم، به این دشمن مشترک باید ما با هم حمله کنیم و آنها را نگذاریم که خدای نخواسته در صفوف ما یک رخوتی ایجاد بشود و یک اختلافی ایجاد بشود.
انشاءالله خداوند همه شما را توفیق بدهد و برای خدمت به اسلام مهیاتر بکند و برای خدمت به جبهه مهیاتر بکند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:13 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله مؤمن

تاریخ: 1362/04/11

 

فرمان امام خمینی به آیت الله مؤمن

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد مؤمن دامت افاضاته
طبق اصل 91 (نود و یک) قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها شورائی تشکیل می شود و انتخاب اعضای فقهای آن شورا بر طبق شرایط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از شش فقیه به عضویت شورای نگهبان منصوب می نمایم. از خدای تعالی موفقیت هر چه بیشتر شما را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله امامی کاشانی

تاریخ: 1362/04/11

 

فرمان امام خمینی به آیت الله امامی کاشانی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد امامی کاشانی دامت افاضاته
طبق اصل 91 (نود و یک) قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها شورائی تشکیل می شود و انتخاب اعضای فقهای شورا بر طبق شرایط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از شش فقیه، به عضویت شورای نگهبان منصوب می نمایم. از خدای تعالی موفقیت هر چه بیشتر شما را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام طاهری

تاریخ: 1362/04/08

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام طاهری

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج سید حسن طاهری دامت افاضاته
پیرو سفری که برای جنابعالی پیش آمد، جناب حجت الاسلام آقای فاکر ایده الله تعالی برای رسیدگی به وضع سپاه پاسداران منصوب شدند. ضمن تشکر از جناب آقای فاکر در تحمل زحمات در غیاب شما، جنابعالی را به سمت سابق منصوب می نمایم که با کمال دقت و ظرافت به آنچه که در اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای نماینده اینجانب آمده است عمل نمائید. امید است با یاری و صمیمیت جناب حجت الاسلام آقای فاکر و جناب حجت الاسلام آقای محلاتی و جناب آقای وزیر محترم سپاه و جناب آقای محسن رضائی که مورد علاقه و تأیید اینجانب است، هر چه بهتر به وضع سپاه رسیدگی نمائید. لازم است جناب آقای وزیر سپاه و فرمانده محترم سپاه و دیگر فرماندهان و کسانی که در سپاه سمتی دارند، جناب آقای طاهری نماینده اینجانب را تأیید و در مسائلی که مربوط به ایشان است، از ایشان تبعیت کنند تا انشاءالله تعالی امور سپاه که بازوی توانای جمهوری اسلامی است، بر طبق مقررات شرعی و قانونی و مصالح عالی کشور و جمهوری اسلامی تمشیت یابد.
لازم به تذکر است که تبعیت از جناب آقای محسن رضایی فرمانده کل سپاه و از فرماندهان دیگر به حسب سلسله مراتب و مقررات سپاه در جمهوری اسلامی ایران یک وظیفه شرعی - الهی است که تخلف از آن علاوه بر تعقیب قانونی، مسؤولیت شرعی دارد.
از خداوند تعالی توفیق همگان را در خدمت به اسلام و کشور اسلامی خواستار است.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها