0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت دولت، شورای نگهبان، شورایعالی قضائی، جامعه روحانیت مبارز تهران، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم؛ فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش، ژاندارمری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروهی از مسؤولین لشکری و کشوری (به مناسبت عید سعید فطر)

تاریخ: 1362/04/21

 

انسان عاجز از تمجید و تحمید خداست لکن ملزم به این امر است

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً این عید سعید را به همه آقایانی که حاضر هستند و به همه ملت های مظلوم جهان تبریک عرض می کنم. من بعید نمی دانم که بعد از ماه مبارک که مسلمین به ضیافت الله دعوت شده اند و دوره ضیافت را گذراندند، عید برای همین مسأله باشد، برای ضیافت الله باشد.
از سید ابن طاووس رضوان الله علیه نقل شده است که ایشان روز بلوغشان که اجازه یافتند به محضر خدای تبارک و تعالی عبادت کنند، جشن گرفتند. و ما اگر نبود امر خدای تبارک و تعالی نمی دانم که چطور به خودمان جرأت می دادیم که مدح کنیم خدا را، ستایش کنیم.
شما ملاحظه بفرمائید که نماز که در رأس همه عبادات واقع است، وضع نماز چطور است، با تکبیر شروع می شود و بعد هم با سه دفعه تکبیر به آخر می رسد و محتوای نماز هم تکبیر است و تسبیح است و تحمید. این برای این است که شاید به ما بفهماند، به همه بشر بفهماند که در همان اولی که می خواهید در بزرگترین عبادات خدا واقع بشوید، وارد بشوید، توجه کنید که خدای تبارک و تعالی، اکبر از این است که شما عبادتش بکنید. در هر بندی از بندها یا تسبیح شده یا تکبیر. تسبیح برای این است که خدا منزه تر است از اینکه شما او را عبادت کنید، در عین حالی که تحمید می کنید و اجازه تحمید داده است معذلک تسبیح می کند او را و تکبیر می کند او را. وارد نماز می شوید تکبیر می گوئید، وارد حمد می شوید، حمد را مختص به خدا می دانید و ادراک این مطلب و ذوق این مطلب که حمد مختص به خداست، گمان نکنم برای کسی جز اینکه خدا مقرر فرموده است، واضح شده باشد که اصل تحمید برای غیر خدا واقع نمی شود. حتی شما که از یک گل تعریف می کنید، از یک سیب تمجید می کنید، این تمجید خداست. سیب خودش چیزی نیست و شما که از یک انسان کامل تعریف می کنید این حمد خداست.
انسان چیزی نیست حتی انبیا. غایت کمال انسان ها بر این بوده است که بفهمند عاجزند، ادراک کنند که عاجزند که عبادت خدا بکنند. آن که در رأس سلسله انبیا و اولیا بوده است اقرار

صحیفه نور جلد 18 صفحه 31

می کند که ما نشناختیم تو را (و صحیح هم هست) و عبادت هم نکردیم (آن هم صحیح است) برای اینکه عبادت فرع معرفت است این معرفت به حد انسانی است، آنقدری که حد انسانیت است اینها معرفت دارند و بزرگترین شان هم پیغمبر اکرم است. اما معرفت الله زاید بر این مقدار است که حد انسانی باشد، او خودش فقط می تواند بفهمد، بشناسد خود را و خود تحمید کند خود را. و اگر اجازه نبود که انسان وارد بشود بر عبادات، همه عبادات، انسان خجالت می کشید که بایستد در مقابل خدا و بخواهد در مقابل خدا او را تمجید کند. انسان کوچکتر از این است که بایستد در مقابل خدا و خدا را تحمید کند، تمجید کند. این ادعاست. تحمید و تمجید، ادعای این است که من شناختم و انسان عاجز است از اینکه بشناسد، لکن چاره نیست چون خود گفته است، خود او امر فرموده است و چون او امر فرموده است، همه باید اطاعت کنند ولو اینکه قاصر هستند از اینکه تحمید کنند خدا را، تنزیه کنند خدا را. هر جا تکبیر آمده، دنبالش تنزیه هم در نماز اینطور است، سبحان الله می گوید بعد الله اکبر. اول تنزیه می کند خدا را بعد تحمید می کند بعد تکبیر می کند که حمد خدا در بین یک تنزیه و یک تکبیر واقع می شود. می خواهید رکوع بروید تکبیر می کنید، تکبیر می گوئید. از رکوع بر می خیزید تکبیر می گوئید، در رکوع تنزیه می کنید. وقتی وارد به سجود می خواهید بشوید باز تکبیر می گوئید، در سجود تنزیه می کنید، بعد از سجود تکبیر می گوئید، باز تکبیر می گوئید و وارد سجود می شوید و تنزیه می کنید همه اش برای این است که بفهماند که مسأله بالاتر از این مسائل است. منزه است از اینکه تو تکبیر کنی، تکبیر می گوئید، تنزیه می کند او را از اینکه تکبیر بگوئید برایش. تنزیه می کنید، تکبیر می کند او را که تنزیه اش کنید. نماز وضعش اینطوری است و عبادات دیگر و اگر نبود امر خدا و لزوم اطاعت از امر خدا، باید بگویم انسان آن که حظ ضعیفی از معرفت دارد جرأت به اینکه بایستد و عبادت کند خدا را نداشت. لکن او جرأت داده است، همانطوری که متنزل کرده است همه معارف را تا رسانده است به اینجا. قرآن را نازلش کرده، پشت ستاره هائی، استاری پشت سر هم هی وارد کرده، نازل کرده، نازل کرده تا رسانده اش به یک الفاظی که موافق با فهم بشر باشد و آن هم این الفاظ باز موافق با فهم بشر نیست. همان اولی که شروع می کند قرآن به فاتحه الکتاب، همان اول که حمد را مختصر به او می کند، همان اول به انسان می فهماند که عاجزی از اینکه بفهمی همه محامد مال اوست. کسی لایق حمد نیست، کسی تحمید نمی شود. اصلش بعضی عقیده دارند که (وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه) قضای تکوینی است، قضای خداست بر اینکه غیر خدا عبادت نشود. گمان می کنند بت را سجده می کنند، گمان می کنند انسان را مدح می کنند، گمان می کنند که خورشید را مدح می کنند. همه مدح ها از اوست، تمام مدح او می کنند و خود نمی فهمند. و گرفتاری های انسان در آن عالم هم برای همین نفهمی است، برای همین ستاری است که بین انسان و حقاًیق هست و اگر انسان یک قدری نظر کند ولو به همین عالم مادی، به همین دستگاهی که در عالم ماده هست، تا آن اندازه ای که انسان دستش به آن رسیده است و آنقدری که دست نرسیده است، میلیاردها اندازه هست که دستش به او نرسیده.
لسان قرآن را ببینید که (زینا السماء الدنیا بزینة الکواکب) بعکس هیأت بطلمیوس، سماء دنیا،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 32

یعنی همین کهکشانی هم که شما می دانید، همه اینها آسمان پائین است، سماء دنیا است. آن پائین ترها، آسمان ها و این کهکشان ها آنقدری است که پیدا شده است یعنی زینت شده است. آنها دارای میلیون ها شمس و بالاتر است و فوق اینها میلیاردها کهکشان، میلیاردها چیز و ماوراء آنها هم خدا می داند. این عالم ماده است که تاکنون بشر دستش به آن نرسیده نه در طرف اوجش، نه در طرف حضیضش، راجع به ذرات، آن مقدار کمی که دستش رسیده این است که با این آلات می تواند ذرات کوچک را ببیند. اما آن کوچکترها را دیگر باز نفهمیده است و انسان چقدر ضعیف است که خیال می کند در این دنیا که هست و در این شهر که هست و در این کشور که هست حالا باید خودنمائی کند. چقدر انسان باید جاهل باشد که این چیزها را مقام بداند و چقدر ضعیف النفس باشد که این حکومت را، حکومت ها را یک مقام بداند و این مقامات، چه مقامات روحانی، چه مقامات غیر روحانی، آنهایی که دارای مقام ها بودند، آنها وقتی که ما ادعیه شان را ملاحظه می کنیم می بینیم که بیشتر از ما عجز دارند، برای اینکه آنها فهمیده اند. شما وقتی دعای کمیل را بخوانید، مناجات شعبانیه را بخوانید و ادعیه دیگری که وارد شده است از معصومین علیهم السلام مطالعه کنید، می بینید که لسان آنها غیر لسان معمولی ماهاست که اگر چنانچه یک مسأله فقهی را بدانیم خیال می کنیم کاری شده است، اگر یک کشوری را در تحت سلطه بیاوریم خیال کنیم یک مطلبی شده است، اگر یک مقام معنوی را به دست بیاوریم خیال کنیم به مقامی رسیده ایم. آنهائی که به آن مقام هایی که دست دیگران از آن کوتاه است رسیده اند، وقتی انسان گفتارشان را ملاحظه می کند می بیند که از سر تا ته اش عجز می ریزد، عاجزند و باید هم باشند. نرسیده اند و هرگز نخواهند رسید لکن ملزم اینکه دعا بکنیم، امر کرده است دعا بکنیم، امر کرده است تحمید بکنیم، امر کرده است تسبیح بکنید، امر کرده است نماز بخوانید.
 

انبیا برای این مبعوث شدند که معنویات مردم را شکوفا کنند و ضعفا را از تحت سلطه استکبار بیرون بیاورند

انبیا هم که مبعوث شدند، برای این مبعوث شدند که معنویات مردم را و آن استعدادها را شکوفا کنند که در آن استعدادها بفهمند به اینکه چیزی نیستیم و علاوه بر آن مردم را، ضعفا را از تحت سلطه استکبار بیرون بیاورند. از اول انبیا این دو شغل را داشته اند، شغل معنوی که مردم را از اسارت نفس خارج کنند، از اسارت خودش خارج کنند (که شیطان بزرگ است) و مردم و ضعفا را از گیر ستمگران نجات بدهند. این دو شغل، شغل انبیاست. وقتی انسان حضرت موسی را، حضرت ابراهیم را ملاحظه می کند و چیزهایی که از اینها در قرآن نقل شده است، می بیند که اینها همین دو سمت را داشتند، یکی دعوت مردم به توحید و یکی نجات بیچاره ها از تحت ستم. اگر در تعلیمات حضرت عیسی سلام الله علیه در این امر کم است حضرت عیسی کم عمر کرد و کم تماس پیدا کرد با مردم، والا شیوه او هم همان شیوه حضرت موسی است و همه انبیا. و بالاترین آنها که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است این دو شیوه را به عیان در قرآن و سنت در عمل خود رسول الله می بینیم. قرآن دعوت به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 33

معنویات الی حدی که بشر می تواند به او برسد و فوق او و بعد هم اقامه عدل. پیغمبر هم و سایر کسانی که لسان وحی بودند، آنها هم این دو رویه را داشتند. خود پیغمبر هم عملش اینطور بود، تا آن روزی که حکومت تشکیل نداده بود، معنویات را تقویت می کرد. به مجرد اینکه توانست حکومت تشکیل بدهد علاوه بر معنویات اقامه عدل کرد، حکومت تشکیل داد و این مستمندان را از زیر بار ستمگران تا آنقدر که اقتضا داشت وقت، نجات داد. و این سیره مستمره انبیا باید کسانی که خودشان را تابع انبیا می دانند این سیره مستمره باقی باشد. هم جهات معنوی که اشخاصی که با معنویات آشنا هستند، آنها باید تقویت بکنند و همه مردم را، خود مردم هم همین طور، جهات معنویات را تقویت بکنند و هم آن مسأله دوم که اقامه عدل است. حکومت اسلام باید اقامه عدل بکند در عین حالی که معنویات را تصحیح می کند و ترویج می کند. و ما اگر تابع اسلام هستیم و تابع انبیا هستیم این سیره مستمره انبیا بوده است و اگر تا ابد هم فرض کنید انبیا بیایند باز همین است، باز جهات معنوی بشر تا آن اندازه ای که بشر لایق است، ادامه اقامه عدل در بین بشر و کوتاه کردن دست ستمکاران. و ما باید این دو امر را تقویت کنیم.
 

همه مردم باید دولت اسلامی را تقویت کنند تا بتواند اقامه عدل بکند

ما باید دولت اسلامی را، همه مردم، همه انسان ها دولت اسلامی را تقویت کنند تا بتواند اقامه عدل بکند و دولت باید جهات معنوی را هم در نظر بگیرد، یعنی چون تابع اسلام است باید روی رویه اسلام باشد. روی رویه اسلام به همان دو معنا، به همان دو راهی که اسلام دارد، حفظ معنویات و تقویت معنویات مردم و اقامه عدل بین شان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان حالا این فرق نمی کند چه مظلومانی باشند که از دولت ها ظلم می کشند یا مظلومانی باشند که از ارباب ها ظلم می کشند. اسلام برای این دو جهت آمده است و ما تابع اسلامیم و باید این دو جهت را حفظ کنیم مقررات اسلامی را به حد اعلای خودش که اگر مقررات اسلامی به حد اعلای خودش حفظ بشود، این دو مقصد که مقصد همه انبیا است تحقق پیدا می کند، مقصد روحانیت مردم و مقصد اقامه عدل در بین جامعه. و باید از آن کسی که در رأس واقع هست تا آن اشخاصی که قوای ثلاثه را تشکیل می دهند و چه آن اشخاصی که در خارج از اینها هستند لکن تعهد به اسلام دارند، باید اینها همه با هم این بار را بردارند، اختلاف بین شان نباید باشد. مقصد واحد است و همه باید در این مقصد واحد شرکت کنند. ملت باید در این مقصد شرکت کند، دولت باید در این مقصد شرکت کند، مجلس و قوه قضائیه در این مقصد باید همه شرکت کنند، علمای بلاد هر جا هستند در این مقصد باید شرکت کنند.
 

باطن ذات انسان تهذیب شده که عدل را برای عدل بخواهد، نه برای خود

مقصد این است که اسلام جریان پیدا بکند، مقصد این نیست که من اجرایش کنم. از چیزهائی که انسان مبتلاء به آن هست این شیطنت های باطنی ای که انسان به آن مبتلا هست این است که دلش

صحیفه نور جلد 18 صفحه 34

می خواهد خودش متصدی امر باشد. جریان امر اگر به دست دیگری بهتر واقع بشود. این ناراحت است می گوید من خوب است باشم. این از شیطنت های باطنی انسان است. انسان به صورت مقدس مابی طرحش می کند، من می خواهم به این ثواب برسم. اگر حساب کند پیش خودش که همان ثواب را، بالاترش را به شما می دهند و شما کمک کنید به این کسی که متصدی است و از شما بهتر می تواند، راضی نمی شود. مسأله این نیست که ثواب می خواهم، مسأله این است که دنیا می خواهم. اختلاف اگر بین افراد پیدا می شود، جستجو کنند در باطن ذات خودشان ببینند که مسأله، مسأله مصلحت اسلام و مصلحت مسلمین است یا مسأله، مسأله مصلحت خودش هست؟ پای نفس در کار است یا خدا در کار است؟ اگر یک کسی یک مطلبی را بهتر از من می تواند انجام بدهد آیا من خوشحالم به اینکه او متصدی امر بشود یا من ناراحتم؟ اگر یک وزیر بتواند بهتر کار وزیر دیگری را انجام بدهد و کمک کند به او آیا نفس او اجازه به او می دهد؟ اگر برای خداست اجازه باید بدهد. اگر برای خداست نباید بین قشرهای مختلف اختلافی واقع بشود و بحمدالله نیست اختلاف، انشاءالله. ما باید ید واحده باشیم، همان که تعبیر اسلام است، ید واحده باشیم علی من سوی. ید واحده دو تا هم نه، یک دست، یک کار بکنیم، باز اگر دو دست گفته بود، این دست، گاهی یک کاری موافق بود نمی کند. ما باید ید واحده باشیم، ید واحده این است که سرکوب کنید نفس خودتان را، سرکوب کنید آمالی که خیال می کنید یک چیزی است. حساب کنید که ما چی هستیم و این منظومه شمسی چی هست و این کهکشان ها چی هستند در مقابل عظمت خدا تا بفهمید که ما درگیر یک شیطنت کثیف هستیم، نه یک شیطنتی که باز یک چیزی هست. ما گرفتار شیطنت هایی در خودمان هستیم که کثافتکاری است و پستی است، و خودتان را نجات بدهید و خودمان را نجات بدهیم. اگر از این بند نجات پیدا بکنید، آن بعدش آسان می شود، وحدت آسان می شود، اما از این بند باید نجات پیدا بکنیم، از این بند خودخواهی، هر چه هست برای خودم. خود محوری، من، نه غیر. این در همه نفوس هست مگر اینکه تهذیب بشود، همه نفوس در آنها این مسأله هست که برای اینکه فطرت الله هست، فطرت الله توجه به کمال مطلق است و کمال مطلق را تا ناقص است برای خودش می خواهد. قدرت را برای خودش می خواهد چون ناقص است لکن دنبال قدرت الله است و نمی داند فطرتش توجه به خدا دارد. فطرت توحید است که تمام مردم بر این فطرت هستند، بر این فطرت توحید تمام مردم. و شاید یکی از بزرگترین ادله بر توحید همین فطرت باشد. انسان محال است که برسد به یک جایی از قدرت و بالایش را نخواهد، همیشه دنبال آنی است که ندارد.
سرمایه دار هر چه زیادتر سرمایه تهیه کند دنبال این است که اضافه کند و حکومت هر چه سعه داشته باشد حکومتش دنبال این است که توسعه بدهد. و شما می بینید که این قدرت های بزرگ همین طور هستند، همه اینطورند. منتها آنها یک دامنه وسیعی دارد، دیگران یک دامنه کوچکتری دارد. والا در همه این فطرت هست که تمام این عالم را اگر تحت سلطه شما بیاورند یعنی تمام قوای عالم خاضع شما بشوند و بعد به شما گفته بشود که یک قوای دیگر هم در ماورای اینجا هست آیا می خواهی

صحیفه نور جلد 18 صفحه 35

آن هم داشته باشی؟ محال است بگوئید نه، می گویید بله. مگر آن که رسیده باشد به معدن کمال، حجاب ها را دریده باشد و رسیده باشد به معدن کمال و او بسیار کم است. باید ما کوشش کنیم که این معنویت را تقویت کنیم و این نفسانیت را هر چه می توانیم سرکوب کنیم. اگر این حل بشود همه چیز حل است. اختلافات روی همین معنا است. هیچ اختلافی در عالم واقع نمی شود الا اینکه مبنایش این است. شیطان هم روز اول گفت (خلقتنی من نار و خلقته من طین) من از او بهترم، تخلف خدا را کرد گفت، حاصل، به خدا گفت من بهترم - چرا من - و این ارث شیطانی، ارث است برای همه ما. همه آن چیزی را که در خود می بینند، آن را بالاتر از دیگران می بینند. اگر همان مطلب در دیگری باشد کوچک می بینند وقتی در خودشان هست بزرگ می بینند، عیب خودشان را نادیده می گیرند، عیب کوچک دیگران را بزرگ می شمارند. اینها همان فطرتی است، فطرت الهی است که ما به راه کج کشیده ایم او را (کل مولود یولد علی الفطرة) مگر اینکه (الا ان ابواه) ، شاید هم (ابویه) باشد لکن حدیث اینطوری است (یهودانه او ینصرانه او یمجسانه) و همین طور همه چیز، فطرت بر توحید است، لکن وقتی که دست شیطان به انسان می رسد منحرفش می کند.
اگر این حکومت اسلامی دست مثلاً یک دسته دیگری بود می گفتند خیلی خوب است، حالا که نیست دست آنها می گویند خیلی بد است. اگر این قوه قضائی که اینقدر خدمت کرده است، دست یک دسته دیگری بود می گفتند خیلی ما خدمت کردیم، حالا که دست آنها نیست می گویند این قوه قضائی نیست، این ظلم است، نه عدل. این برای همان است که باطن ذات انسان تهذیب نشده که عدل را برای عدل بخواهد، نه برای خود. و ما اگر عدل هم بخواهیم، برای خودمان می خواهیم خودمان را نباید بازی بدهیم. ما هر چی می خواهیم برای خودمان می خواهیم. ما عدل را برای عدلش دوست نداریم، اگر این عدل برای ما جاری بشود و خلاف ما باشد دشمن با آن عدل هستیم. اگر یک ظلمی به نفع ما باشد دوست آن ظلم هستیم. همه اینها ریشه در خود انسان است، اگر این ریشه کنده بشود و لااقل تضعیف بشود، کارها حل می شود، همه با هم دوست می شوند، ایراد به هم نمی گیرند، کمک هم می کنند. اگر یک کسی قیام به یک امری کرد، دیگران زیر بغلش را می گیرند، وقتی می بینند می خواهد یک کاری بکند. اگر یک ارگانی یک تصمیم مثبتی بگیرد، دیگران که می بینند این خوب است می روند دنبالش. و اگر آن ریشه فاسد در قلب انسان باشد صد درصد هم عدل بداند می گوید این درست نیست. آن ریشه فاسد منحرف می کند انسان را.
 

آن که خیر همه را می خواهد اسلام است

ملت ایران باید توجه کند به اینکه واقع شده است در یک عصری که انحراف در همه عالم هست. انحراف همیشه هم بوده است لکن اینطوری که الان انحراف افزایش پیدا کرده است، در سایر عصرها به این افزایش نبوده، برای اینکه آلات اینقدر نبوده، ابزار کار اینقدر نبوده. الان ابزار کار به اندازه ای رسیده است که قدرت ها می توانند اگر از ترس دیگری نباشد دنیا را به آتش بزنند و این آتشی است که

صحیفه نور جلد 18 صفحه 36

افروخته شده است و باید به برکت ملت ها این آتش فرو بنشیند. باید توجه بکنند به اینکه قدرت های بزرگ آنها را برای خودشان می خواهند. قدرت های بزرگ این کسانی که همه چیزشان را تقدیم به آنها می کنند به نظر سنگ استنجاء نگاه می کنند که بعد که مطلب تمام شد دورش می اندازند. اینها نمی فهمند به اینکه خیر آنها را آنها نمی خواهند، آنها خیر خودشان می خواهند. آن که خیر همه را می خواهد اسلام است. آن که می خواهد خیر در دنیا تحقق پیدا کند آن اسلام است و آن مکتب صحیح انبیا، مکتبی که منحرف نشده باشد. از این جهت بازی می خورند یا برای هوای نفسی که دارند، برای این چند روزی که می خواهند سلطنت کنند، این چند روزی که می خواهند امارت کنند، برای این چند روز همه چیز خودشان را از دست می دهند. نوکری بی شرافت یک کسی می کنند تا به ملت های خودشان تحمیل کنند و زورگویی کنند و این اشتباهی است که اینها دارند. اگر همه اینها به آغوش اسلام برگردند، اسلام برای همه شان خوب است. و اسلام، هم تربیت باطنی می کند و هم حفظ مصالح دنیوی را می کند. اگر اینها همه با ملت هایشان آشتی کنند، این دشمنی ای که اینها با ملت ها دارند هیچ کس با کسی ندارد. بالاتر دشمنی این است که ذخایر آنها را به دشمن های آنها می دهند و ابزار کوبنده مخرب را با نفت آنها به اختیار دشمن ها قرار می دهند. این بالاترین دشمنی است که الان بشر مبتلا به آن هست و ملت های مظلوم مبتلای به این هستند و تا ملت ها بیدار نشوند و هشیار نشوند کار انجام نمی گیرد.
 

برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست

لکن ما باید از خودمان شروع کنیم، اگر ما خودمان را اصلاح کنیم قهرا آن مقصدی که ما داریم، در دنیا هم صدور پیدا می کند، چنانچه پیدا کرده است. اگر خدای نخواسته ما هواهای نفسانی مان اسباب این بشود که گله ها به شکایت ها، شکایت ها به مخالفت ها برسد، آن روزی است که عزای همه کشور را باید بگیریم و گناهش گردن ماست که نفسانیت خودمان را زیر پا نگذاشتیم. همه با هم باشید، همه دنیا بر خلاف شما هستند الا بسیار کم. اگر همه شما با هم نباشید و از باطن بپوسید، شک نکنید که بعد از چندی همان مسائل سابق به یک صورت بدتری پیش خواهد آمد. همان اسلام شاهنشاهی دوباره بر می گردد. آنها می دانند که باید بگویند اسلام، امریکا هم برای اسلام دلش می سوزد، اما اسلام امریکایی در زمان شاه هم بود، اسلام امریکایی بود، کسی حق نداشت دخالت در هیچ امری بکند. اسلام امریکایی این بود که ملاها باید بروند درسشان را بخوانند چکار دارند به سیاست. با صراحت لهجه می گفتند. از بس تزریق شده بود در این مغزها باورشان آمده بود که باید برویم توی مدرسه درس بخوانیم چکار داریم به اینکه به ملت چه می گذرد. آن امر مردم، امر حکومت با قیصر است به ما چه ربطی دارد. و یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چی می آید؟ حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته بندی ها را برای خاطر خدا

صحیفه نور جلد 18 صفحه 37

اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندی ها را بردارید و در این موجی که الان این ملت را به پیش دارد می برد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.
بحمدالله کشور ایران در عین حالی که آنهمه مواجه با مخالفت است، چه در سطح خارج و چه گاهی در داخل، دارد راه خودش را قویا طی می کند. دولت با تمام قدرت دارد کاری که برای خداست طی می کند. قوه قضایی با تمام قدرت دارد دستگاه قضایی را اصلاح می کند. مجلس با تمام قدرت دارد کارهائی که به عهده اوست انجام می دهد. ملت هم باید همه اینها را تقویت کند.
 

کمک کنید به این کشور و به این اسلامی که پای مبارکش را در کشور شما گذاشت

پشتیبان مجلس، پشتیبان قوه قضائی، پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام، اینها برای اسلام دارند خدمت می کنند. در زمان حضرت امیر سلام الله علیه هم انحرافات بوده است، انحرافات جزئی بوده است. زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است، شما اگر قرآن را توجه بکنید می بینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است. اختلافات، یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات حالا. می گویند خوب است که به اسم اسلام نباشد. به اسم اسلام نباشد که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون می کنند. چرا به اسم اسلام نباشد؟ مگر اسلام جز این می خواهد که قوه قضایی اش خوب باشد، قوانین اسلامی اش هم عمل بشود. اینها دارند زحمت می کشند برای این. حالا یک جایی هم خلاف واقع می شود کجاست که، زمان پیغمبر مگر واقع نمی شد؟ زمان حضرت امیر واقع نمی شد؟ مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند؟ همان اصحاب چه کردند با او؟ ملت ایران بهترند یا آنها؟ اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسم اسلام پیغمبر را آنطور اذیت می کردند و اولاد پیغمبر را آنطور کشتند با اسم اسلام؟ چرا باید عقده های قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند؟ آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلاً عالم به هم خورد، تمام شد اسلام تمام شد. اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد، این اسلام به درد نمی خورد. آن اسلامی به درد می خورد که سرتاسر خیابان هایش فحشا بود، فحشای علنی؟! به او راضی هستند، به این راضی نیستند. اگر مهلت داده بود خدا به اینها، خدا می داند که با اسلام می خواستند چه بکنند. اسم اسلام، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند. اسلامی که با مشروبات مخالف نیست، اسلامی که با حدود شرعیه هم سر و کار ندارد، نباید جاری بشود، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر. اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما فحش به اسلام می دادند، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آنوقت نگفت چرا، زمان رضا شاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود. اینها شیطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها، خدا می داند که این ملت را به کجا

صحیفه نور جلد 18 صفحه 38

می رساندند و این جوان های ما را به کجا می رساندند.
امروز بحمدالله همه چیز صحیح است. دولت دارد زحمت می کشد، کمبود هست اما کمبودی که اینجا هست همه جای دنیا هست. با اینهمه فشاری که به این ملت هست و به این دولت هست و با اینهمه کارشکنی هایی که از همه جا نسبت به ایران هست معذلک ایران سر پای خودش ایستاده است و دارد با قدرت پیش می برد و مسائل را حل می کند و ملت بدانند که باید صبر بکنند در مسائل مشکل و کمک کنند. بخواهید عزیز باشید، بخواهید زیردست نباشید، بخواهید یک امریکایی نیاید به شما حکومت کند و بخواهید عزت خودتان را و اسلام را حفظ کنید، باید یک مقدار از آن زحمت هایی که پیغمبر اسلام تحمل کرد شما هم تحمل کنید. یک مقدار از آن زحمت هایی که علی بن ابیطالب سلام الله علیه تحمل کرد شما هم تحمل کنید. شما هم شیعه او و امت او هستید. کمک کنید به این دولت و کمک کنید به این کشور و به این اسلامی که در کشور شما پای مبارکش را گذاشت.
خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و همه ما به خواست های خدای تبارک و تعالی خاضع باشیم و عمل به دستوراتشان بکنیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان مجلس خبرگان

تاریخ: 1362/04/28

 

مبادا یک وقت از این زی طلبگی خارج بشوید که خروج شما موجب تزلزل عقیدتی مردم می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من قبلاً عرض می کنم که من از اینکه اینجا نشسته ام و آقایان در آنجا هستند (نه شما آقایان، شما که تاج سرمان هستید، دیگران هم همین طور) من از این شرمنده هستم و امید عفو از محضر آقایان دارم و از آقایان تشکر می کنم که تشریف آوردند و از نزدیک ما خدمت شان می رسیم و بعضی مسائلی که مناسب با این جلسه است عرض می کنم. من به سهم خودم هیچ نگرانی ندارم راجع به انقلاب. انقلاب راه خودش را پیدا کرده و به پیش می رود و بستگی به وجود هیچ کس هم ندارد. این انقلاب انشاءالله محفوظ می ماند و آسیبی از خارج به او نخواهد رسید. لکن آن چیزی که انسان را یک قدری نگران می کند، دو تا مطلب است که این مربوط به عموم روحانیت است. یک مطلب اینکه من خوف این را دارم که در این انقلاب که باید روحانیت تقویت بشود و آنچه که شده است به هدایت آقایان بوده است، مبادا خدای نخواسته به واسطه بعضی از اعمالی که از بعضی از این روحانیون و معممین صادر می شود، این موجب این بشود که یک وقتی یک سستی در روحانیت پیدا بشود. یکی قضیه اینکه از آن زی روحانیت و زی طلبگی بوده است، اگر ما خارج بشویم، اگر روحانیون از آن زی که مشایخ ما در طول تاریخ داشته اند و ائمه هدی سلام الله علیهم داشته اند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد. اینهایند که اسلام را معرفی می کنند و به پیش می برند و از اول هم همین طور بوده. اگر چنانچه ما از زی متعارف روحانیت خارج بشویم و خدای نخواسته توجه به مادیات بکنیم، در صورتی که خودمان را با اسم روحانی معرفی می کنیم، این منتهی ممکن است بشود به اینکه روحانیت شکست بخورد. من این نگرانی که همیشه هی در دلم هست این است که من خوف این را دارم که مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند. آنها برای خدا توجه به آقایان دارند و ما هم و شما هم دعوت کنید مردم را به خیر و صلاح. من خوف این را دارم که آنها برای خاطر ما و شنیدن حرف ما به بهشت بروند و ما برای خاطر اینکه خودمان مهذب نبودیم به جهنم. و آن خوف زیادی که من دارم این است که ما روبرو بشویم با آنها، ما در جهنم باشیم، آنها در بهشت باشند و اشراف به ما

صحیفه نور جلد 18 صفحه 45

پیدا کنند و این خجالت را انسان کجا ببرد که اینها برای خاطر ما به آن مقامات رسیده اند و ما برای خاطر هواهای نفسانی به این درجه سفلی این یک خوفی است که بسیاری از اوقات من متذکرش هستم. و یک قصه ای را که برای من نقل کرده اند که یکی از تجار پیش یکی از علمای بزرگ (حالا کی بوده است نمی دانم) رفته است و گفته است که آقا! اگر پشت کتابی یک چیزی نوشته اند به ما هم بگوئید، کتاب ها معلوم، اما اگر پشت کتابی یک چیزی نوشته اند که شما از آن مطلع هستید به ما هم بگوئید برای اینکه ما می بینیم که شما ما را دعوت می کنید به خیر و صلاح و خودتان نیستید اهلش، معلوم می شود یک مطلب دیگری در کار است. آن آقا گریه کرده است از قراری که گفته اند و گفته است حاجی هیچ چیز دیگری نیست و ما فاسد هستیم. اینطور هم نیست که انسان خیال کند که شیطان می آید ابتدائاً به آدم گوید که بیا برو طاغوتی بشو، این را نمی گوید. قدم به قدم انسان را پیش برد، وجب به وجب انسان را پیش می برد. امروز اینکه اشکالی ندارد، اگر جلویش را گرفتید طمعش بریده می شود و اگر جلویش را نگرفتید فردا یک قدم دیگر جلو می رود. یک وقت می بینید که این طلبه زاهد عابد که در مدرسه زندگی می کرد با آن وضعی که همه می دانید، متحول شد به یک نفر انسانی طاغوتی به حدود خودش و از آن وضع طلبگی که مشایخ ما بر آن وضع بوده اند یک وقت خارج شده است و شده است یک انسانی که همه همش صرف دنیاست. به تدریج می شود این امور. از قدم اول انسان باید جلویش را بگیرد. اگر مبتلا شد، ابتلا دیگر پشت سر هم می آید. اینطور نیست که انسان یک وقتی بعد از اینکه ریشه دنیا در دل انسان قوی شد بتواند بکند آن را. از مکائر شیطان این است که انسان راهی توجه می دهد به اینکه خوب حالا که تو جوان هستی، حالا که تو وقت نشاطت است، خوب انشاءالله وقتی پیر شدی، آنوقت جبران کنی کارها را. و این یک امری است که نخواهد شد. انسان اگر در جوانی تهذیب کرد خودش را، شده است. اگر بگذارد تا به پیر مردی برسد، هم قوای خودش ضعیف می شود و هم آن درختی که در دل انسان شیطانی کاشته است قوی می شود و آن درخت قوی را نمی شود با یک اراده ضعیف انسان بکند. این یکی از اموری است که من نگرانش هستم و آقایان هم باید نگران باشند. و در هر جا هستند سفارش کنند به اهل علم و آنها را تخدیر کنند از دنیا. و این خیال نکنید که دنیا عبارت از این طبیعت است، این طبیعت را خدای تبارک و تعالی هیچ از آن تکذیب نکرده بلکه در روایات تعریف هم از آن شده است، این یکی از مظاهر الهی است. دنیا آنی است که در ما هست که ما را از مبداء کمال دور کند و به نفس و نفسانیت خودمان مبتلا می کند. دنیای مذموم همین است که انسان توجه داشته باشد ولو به یک تسبیح، ولو به یک کتاب، چه بسا که دل بستن یک کسی به یک تسبیح و یک کتابی، به دنیا بیشتر توجه کرده باشد تا دل بستن یک کس دیگری به یک پارکی و باغی و کذا. انسان باید توجه بکند به اینکه رفتنی است و آنطور هم نیست که به پیشانی انسان نوشته شده باشد که تو سنت به چه حد می رسد. کم است که سن شان به حدود پیری برسد. بنابراین انسان باید متوجه این معنا باشد و خصوصاً این طبقه، این طبقه ای که می خواهند مردم را ارشاد کنند، اینها باید اقوالشأن با اعمالشان موافق باشد، یعنی شمائی که مردم را تحذیر از دنیا می کنید، اگر خدای نخواسته خودتان

صحیفه نور جلد 18 صفحه 46

توجه تان به دنیا باشد و حریص بر دنیا، مردم دیگر از شما باور نمی کنند، بلکه انحرافات در آنها پیدا شود. آن کلمه ای که آن حاجی گفته است که شاید در پشت کتاب یک چیز دیگری باشد، این تکان دهنده است. اگر خدای نخواسته به واسطه اعمال روحانیون، در عقاید بعضی اشخاص ضعیف که هستند، سستی پیدا بشود، آنوقت این چه مصیبتی است که ما تحملش را باید بکنیم. این یک باب واسعی است که در حوزه ها باید اشخاص متقی و اشخاص آشنای به حقاًیق اسلام، طلبه ها را تربیت کنند و آقایانی هم که در بلاد هستند دوستان خودشان را، طلبه هائی که در آنجا هستند، جوان هائی که آنجا هستند، آنها را ارشاد کنند به اینکه مبادا خدای نخواسته یک وقت از این زی طلبگی خارج بشوند و خروج آنها موجب تزلزل عقیدتی در مورد مردم بشود. شمائی که برای هدایت مأمور شدید و خودتان را در سنخ اشخاصی که ارشاد می کنند مردم را، وارد کردید، مبادا خدای نخواسته به واسطه اعمال (اعمال بعضی) عکس آن مطلبی که در ایده شماست تحقق پیدا بکند. این یک مطلب است که البته دانید که طولانی است و محتاج به این است که همه در آن توجه کنند.
 

اختلاف ریشه اش حب نفس است

مطلب دیگری که باز انسان را می ترساند که خدای نخواسته مبادا این انقلاب به واسطه این مطلب صدمه ببیند و بدانید که می بیند اگر خدای نخواسته بشود و او این است که بین آقایان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف فرض کنید که کامیونداران و آنهائی که شغل های مختلف دارند، اگر اختلافی در بین آنها وارد بشود، به صنف دیگر سرایت نمی کند. کامیوندارها اگر با هم مختلف بشوند به بازار هیچ کاری ندارند، سرایت هم نمی کند، اما اگر - در سنخ - در صنف ما اختلاف پیدا بشود، این اختلاف به بازار هم کشیده می شود، به خیابان هم کشیده می شود، برای اینکه شما هادی مردم هستید، مردم توجه دارند. قهرا یک دسته دنبال شما، یک دسته دنبال آن کسی که با شما مخالف است و یک وقت می بینید که در همه ایران یک اختلافی از ناحیه ما پیدا شده است، مائی که همه دعوت می کنیم به اینکه مردم با هم باشند. اتحاد کلمه ملت را به اینجا رسانده است، خودمان اختلاف پیدا کنیم! و این را من به شما عرض کنم، ما و شما نباید خودمان را بازی بدهیم. اختلاف ریشه اش از حب نفس است. هرکس خیال می کند که من برای خدا این آقا را باهاش اختلاف می کنم، یک وقت درست بنشیند در نفس خودش فکر کند ببیند ریشه کجاست. حسن ظن به خودش نداشته باشد سوءظن داشته باشد. ریشه همان شیطانی است که آن حب نفس انسان است و این اختلاف اگر - در بین - خدای نخواسته در بین آقایان پیدا بشود، در هر شهری که پیدا بشود قهرا این اختلاف به بازار می کشد، به خیابان می کشد و آن چیزی که این جمهوری را حفظ کرده وحدت و انسجام این جمعیت است. یعنی ملت همه با هم بودند که توانستند یک همچو معجزه ای را ایجاد کنند. اگر چنانچه به واسطه اختلاف ماها یک وقت اختلاف به بازار هم بکشد که خواهد کشید، به خیابان ها هم بکشد، به اصناف دیگری هم بکشد، این تمام وزرش به گردن ماست. اینکه شما خیال کنید که من نه برای خدا این آقا را

صحیفه نور جلد 18 صفحه 47

مثلاً به او چه می کنم، این اشتباه است برای خدا نیست. انسان گول نفس اماره خودش را می خورد و گول شیطان را می خورد. گول می خورد به اینکه چیزهایی که در دیگران است هی به نظرش آید خیلی بد است، خیلی کار بدی دارد می شود، دارد اسلام از بین می رود، برای اینکه یک قاضی در فلان جا چه کرده. این برای اسلام نیست. نباید ما خودمان را گول بزنیم. بنشینید آخر شب فکر کنید. محاسبه یکی از اموری است که در سیر انسانی باید باشد که در آخر شب فکر کند به اینکه (نمی گویم در من هست، من هم پایین تر از دیگران) حساب کند انسان به اینکه تو امروز که با این آقا اختلاف داری و حالا شدید دو دسته، یک دسته دنبال آن آقا، یک دسته دنبال آن آقا، ریشه اش چی است؟ برای خداست؟ این عیبی که شما در او می گویید، در خودتان نیست؟ این چیزی را که در دیگران بزرگ می شمارید و در خودتان هر چه می توانید کوچکش می کنید و پرده پوشی می کنید، این عمل شیطانی نیست؟ اگر از اختلاف ماها آن هم اختلافی که من شک ندارم در سر دنیاست، نه برای خدا، اگر این اختلافات موجب اختلاف بین مردم بشود و موجب این بشود که شکست بخورد جمهوری اسلامی و تا قرن ها نتواند سرش را بلند کند، این جرمی است که خدا می بخشد بر ما؟ باید توجه بکنیم ما. نباید ما هی به خودمان مغرور بشویم و حسن ظن به خودمان داشته باشیم که این مائیم که چه هستیم و دیگران نیستند. باید به دیگران ما حسن ظن داشته باشیم و اعمالشان را حمل به صحت بکنیم و نسبت به خودمان سوءظن داشته باشیم و اعمالمان را تفتیش بکنیم که برای چی است، چرا من اشکال می کنم. آنهائی که به جمهوری اسلامی اشکال می کنند باید بین خودشان و خدا بنشینند یک وقتی فکرش را بکنند که امروز آیا اسلام بیشتر در ایران ظهور دارد یا زمان طاغوت؟ امروز آیا مظاهر اسلامی بیشتر است یا در زمان طاغوت؟ اگر اشکال کردند و گفتند اصل جمهوری اسلامی کذاست، این ریشه اش یک ریشه شیطانی است که در قلب انسان هست، خودش هم نمی فهمد، خیال می کند برای خدا دارد جمهوری اسلامی را تضعیف می کند، و این اشتباهی است که انسان دارد مگر اینکه انسان واقعاً مراقب خودش باشد، محاسبه کند از خودش، مجاهده بکند تا بتواند تشخیص بدهد که من که دارم این حرف را می زنم خودم اگر چنانچه به جای آنها بودم، همه چیز را خوب می دانستم؟ پس ریشه ریشه نفسانی است. یک آقای محترمی که یک وقت پیش من در خیلی وقت پیش از این آمده بود، من دیدم تمام فرمایش آقا راجع به جمهوری اسلامی این است که به فتوای من گوش نمی دهند، به حکم من گوش نمی دهند. میزان حکم من است، نه میزان حکم خدا. و این یک مرضی است که در همه هست مگر اینکه خدا انسان را نگه دارد و خدا هم انسان را نگه نمی دارد، مگر اینکه خود انسان وسایلش را فراهم کند. نمی شود نشست که من را خدا مهذب کند. خدا وسایل تهذیب را در اختیار ما گذاشته است و تهذیب عملی است که ما باید انجام بدهیم. این محول به کسی نیست، به خود ماست، من از این دو جهت نگران هستم. یک جهتی که قبلاً عرض کردم که زی طلبگی در بین ما ضعیف بشود یا از بین برود. یک جهت دیگر هم اینکه مبادا خدای نخواسته اختلاف پیدا بشود، که هر دوی اینها از باب اینکه شما در جایی واقع شدید که مردم به شما توجه دارند و شما ارشاد می خواهید بکنید مردم را، مبادا یک

صحیفه نور جلد 18 صفحه 48

وقتی به واسطه خارج شدن ماها از زی طلبگی مردم را از ما منصرف کنند و انصراف از روحانیت منتهی می شود به انصراف از اسلام. و مبادا به واسطه اختلافی که گاهی بین ماها فرض کنید پیدا شود، اختلاف کشیده بشود به جاهای دیگر و موجب بشود به اینکه یک وقت ملت دو دسته بشوند. یک دسته از این، هر شهری دو دسته بشوند، یک دسته طرفداران آن آقا، یک دسته طرفداران آقا، و فراموش بکنند آن چیز را خدای تبارک و تعالی را و فراموش بکنند انقلاب را. این دو تا مطلبی است که من نگرانش هستم و بسیار از اینها گاهی رنج می برم که می شنوم مثلاً در فلان جا بین فلان و فلان اختلاف هست و بدانید که اختلاف، اختلاف سر اسلام نیست. اختلاف سر من هست من اسلام را باید تقویت کنم. اسلامی که من تقویت کنم قبول دارم. اسلامی که رفیق من تقویت کند نه، او را من قبول ندارم. این در باطن ذات آدم هست ولو نگوید نم گوید البته اما در باطن ذات انسان این دو مسأله هست. مگر خدای تبارک و تعالی توفیق بدهد به انسان که خودش را مهذب کند.
 

در تعیین رهبری حق را ملاحظه کنید، آنکه مرضی خداست، نه آنکه مرضی نفس شیطانی ماست

و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به شما آقایان که برگزیده این ملت هستید برای این مسأله ای که در قانون اساسی است و برای تعیین رهبر و شورای رهبری یا شورای رهبری توجه به این معنا بسیار داشته باشید که آیا تعیین فلان آدم که در ذهن من است، برای خدا من می خواهیم تعیین کنم یا چون دوست من است، چون رفیق من است؟ و آن که می گوید این صلاحیت ندارد، برای خدا دارد این حرف را می زند یا برای اینکه مثلاً رقابتی با او دارد؟ شک نکنید که مسأله ما نباید پیش خودمان به خودمان تعمیه کنیم. شک نکنید که اینها ریشه اش اصل اصل ریشه اش در نفس انسان است و انسان تا آن دم آخر، آنوقتی هم که می خواهد بمیرد این ریشه هست، آنوقت بیشتر هم شاید ظاهر بشود. یکی از علمای قزوین رحمة الله گفتند که من رفتم بالای سر یک کسی که محتضر بود. گفت به من که آن ظلمی را که خدا به من کرده است هیچ کس به هیچ کس نکرده، برای اینکه من این بچه ها را با ناز و نعمت بزرگ کرده ام، حالا دارد من را برد. و این مسأله خطرناک است برای انسان، خطر جدی دارد برای انسان که انسان گمان کند شیطان از او دست بر می دارد در آخر عمر. از حالا، حالا که فرصت هست وقتی پیر مرد شدید مثل من دیگر نمی توانید کاری بکنید از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است جدیت کنید به اینکه هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید. همه گرفتاری روی همین هوای نفس است. در تعیین رهبر، در تعیین رهبری، نه دسته بندی باشد که خیر، ما می خواهیم آن کسی که با ما دوست است باشد، و نه اشکال باشد به اینکه این چون با من خیلی دوست نیست، نباشد. حق را ملاحظه کنید. آنکه مرضی خداست، نه آنکه مرضی نفس شیطانی ماست مسأله مهم است، اهمیت حیاتی دارد مسأله، این مسأله مهم الان در عهده شما آمده است. شما قبول کرده اید این را و این مسأله مهم را باید با توجه به خدا، استغاثه به خدای تبارک و تعالی که نبادا

صحیفه نور جلد 18 صفحه 49

خدای نخواسته لغزشی در انسان پیدا بشود و خودش هم توجه به آن نکند از باب اینکه ستاره هایی بین انسان و نفس اماره اش هست. با اخلاص به خدای تبارک و تعالی و خالی کردن ذهن از همه امور، در این امر، در این امر خطیر که اگر لغزش در آن پیدا بشود ممکن است لغزش در جمهوری اسلامی پیدا بشود و می شود و آنوقت به عهده شما آقایان است. این یک تکلیف الهی است به عهده تان آمده و قبول کردید. وقتی قبول کردید، باید از عهده اش برای خدا بر آئید و هر چه فکر می کنید راجع به این مسأله برای خدا باشد. شایسته تر را، نه آن که با من دوست تر است. آن که برای اسلام بهتر است، آنهائی که برای اسلام بهترند. و البته ما حسن ظنی که به آقایان داریم و بسیاری از آقایان را از نزدیک هم می شناسیم، همین معانی را امیدواریم که آقایان به وجه شایسته عمل کنند و موفق باشند و انشاءالله خدای تبارک و تعالی همراهی کند با شما و شما را هدایت کند به یک راهی که رضای اوست. خداوند همه شما را حفظ کند و موفق باشید. و از همه شما من ملتمس دعا هستم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام حسن صانعی

تاریخ: 1362/04/22

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام حسن صانعی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن صانعی دامت افاضاته
جنابعالی را به سرپرستی بنیاد 15 خرداد منصوب می نمایم. این بنیاد موظف است به وضع مستضعفین و محرومین رسیدگی نماید. بدیهی است خانواده شهدای محترم و معلولین عزیز مورد توجه بیشتر آن بنیاد قرار گیرد. امید است با اطمینان و اعتمادی که به آنجناب دارم، امور آن بنیاد را به بهترین وجه اداره بنمایید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت افتتاح مجلس خبرگان

تاریخ: 1362/04/23

 

پیام امام خمینی به مناسبت افتتاح مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحیم
با تأیید خداوند متعال جل و علی و پشتیبانی حضرت ولی الله اعظم بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفدا، بر حسب اصل یکصد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی، مجلس مبارک خبرگان که به وسیله آراء ملت عظیم الشأن ایران، شماری از علمای اعلام و حجج اسلام ادام الله بقائهم برای تعیین رهبر یا شورای رهبری انتخاب شده اند مفتوح گردید، مجلسی که برای ادامه نظام جمهوری اسلامی و شرعیت بخشیدن به آن، نقش اساسی دارد. مجلسی که علاقه مندان به اسلام و جمهوری اسلامی دل بدان بسته و مخالفان و دشمنان آن چشم به آن دوخته اند. آنان دل بسته اند که منتخبین آنها که از علماء متعهد و آگاه به مصالح و مفاسدند، با رأی مبارک خود شایسته ترین و آگاه ترین و متعهدترین فقیه یا فقها را برای این مقام که صیانت نظام جمهوری اسلامی و هدایت آن به طور شایسته و موافق با شریعت مطهره بستگی به آن دارد، با اعتقاد به حضور خداوند متعال و نظارت او جل و علی بر آراء و اعمال و احوال آنان تعیین نمایند و رضای او را بر رضای خود و دیگران مقدم دارند. و اینان چشم طمع دوخته اند که شاید به وسیله ایادی خود بتوانند لغزشی خدای نخواسته ایجاد کنند که در آتیه ای ولو دراز مدت نظام اسلامی را به انحراف کشانند. ما می دانیم که ابر قدرت ها و حکومت های وابسته به آنان با اسلام شاهنشاهی و ملکی مخالف نیستند، بلکه بی شک آن را تأیید نیز می کنند. اسلامی که به وسیله ایادی ابلیسی خود و جهال به صورت عالم، عرضه شود که علمای اسلام و مسلمانان نباید در امور سیاسی و اجتماعی مسلمین دخالت کنند و نباید در امور مسلمانان اهتمام نمایند و حکم واضح عقل موافق با قرآن را نادیده گرفته و حدیث) مجاری الامور بید العلماء بالله (را ضعیف و سخن شریف) و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا (و دیگر احادیث از این قبیل را بی مبنا یا به تاویل کشانند، صد در صد مورد تأیید آنان است. چه بهتر که دست علمای متعهد و مسلمانان بیدار را این درباریان روحانی نما و بازیخوردگان غافل از سیاست بازی شیاطین ببندند و راه را برای چپاول و سلطه قدرت ها باز کنند. آنان از اسلامی که مؤید آنهاست چه باک دارند؟ از اسلام علی ابن ابیطالب علیه صلواه الله و سلامه می ترسند. اگر آن شهید دلباخته اسلام و اسلام شناس حقیقی مثل اینان فکر می کرد و به گوشه عزلت به عبادت خدا مشغول می شد و راهی جز بین مسجد و منزل نمی پیمود، نه جنگ صفین و نهروان پیش می آمد و نه جنگ جمل و نه مسلمانان فوج فوج به قتل می رسیدند و شهید می شدند و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 42

اگر سیدالشهدا علیه السلام مثل اینان فکر می کرد و در کنار قبر جدش به ذکر و دعاپرداخت، فاجعه بزرگ کربلا پیش نمی آمد و دوستان ارجمند خداوند قطعه قطعه نمی شدند و آل الله به اسارت نمی رفتند و از آنها بالاتر اگر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مانند اینان فکر می کرد و به نصحیت و بیان احکام عبادات می پرداخت، آنهمه رنج و مصیبت نمی دید و آنهمه مسلمانان به شهادت نمی رسیدند و در علمای معاصر اگر مرحوم آیت الله عظیم الشأن آقا میرزامحمدتقی شیرازی با آن مقام بزرگ در علم و ورع و تقوا همانند اینان فکر می کرد در عراق جنگ بین مسلمانان و انگلیسی های متجاوز غاصب پیش نمی آمد و آنهمه مسلمانان شهید نمی شدند و استقلال عراق تأمین نمی شد. حکومت هایی که در عصر حاضر با دل و جان و اسم اسلام در خدمت ابر قدرت ها بویژه آمریکا هستند و عامل تأمین منافع آنان در جهان می باشند و آخوندهای درباری از خدا بی خبر که مؤید آنان و مخالف با رژیم اسلامی هستند و کوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران به سیره رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و علم کردن اسلام شاهنشاهی و ملوکی هستند که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم آمریکا و اسرائیل می خواهند از فریضه حج محروم کنند، باید مورد تأیید شوروی و آمریکا و اسرائیل باشند.
و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی! مسؤولیتی را قبول فرمودید که در رأس همه مسؤولیت هاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنجدیده و شهید داده و داغدیده گرو آن است. تاریخ و نسل های آینده درباره شما قضاوت خواهند کرد و اولیاء بزرگ خدا ناظر آراء و اعمال شما باشند و الله من ورائهم محیط و رقیب کوچکترین سهل انگاری و مسامحه و کوچکترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند، بزرگترین فاجعه تاریخ را بوجود خواهد آورد. اگر اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نو پا به انحراف کشیده شود و سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن ها به طاق نسیان سپرده می شود و به جای آن، اسلام شاهنشاهی و ملوکی جایگزین آن خواهد شد. شما برگزیدگان مستضعفان می دانید که با کوتاه شدن دست ابر قدرت های چپاولگر از کشور اسلامی شما، آنان و وابستگان به آنها ماهیت اسلام و قدرت الهی آن را لمس نمودند و چون افعی زخم خورده در کمین نشسته اند که از هر راهی بتوانند خود یا به وسیله پیروان از خدا بی خبر خود این نظام الهی را از مسیر خود منحرف نمایند. و بالاترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگان ها می شود، انحراف رهبری است که امروز شما نقش اول آن را دارید. شما دیدید و شنیدید که با اصل پنجم قانون اساسی چه مخالفت ها شد و چه جار و جنجال بپا کردند و بحمدالله تعالی موفق نشدند مأموریت خود را انجام دهند و اخیراً با همین تعیین خبرگان نیز مخالفت کردند و سمپاشی نمودند و بحمدالله با شکست مواجه شدند. و امروز هم شما نباید از کید ساحران و وسوسه خناسان غافل باشید. راه خود را با قدرت الهی و تعهد به اسلام بزرگ و قوت ایمانی و روحی ادامه دهید و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید و در این صورت خداوند تعالی پشت و پناه شماست.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 43


لازم است به رهبر محترم آتیه یا شورای رهبری تذکری برادرانه و مخلصانه بدهم: رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلام بزرگ چیزی نیست که خود به خود ارزش داشته باشد و انسان را خدای نخواسته به غرور و بزرگ اندیشی خود وادارد. آن است که مولای ما علی ابن ابیطالب درباره آن گوشزد فرموده است. اساساً انبیاء خدا صلواه الله و سلامه علیهم مبعوث شدند برای خدمت به بندگان خدا، خدمت معنوی و ارشادی و اخراج بشر از ظلمات به نور و خدمت به مظلومان و ستمدیدگان و اقامه عدل، عدل فردی و اجتماعی.
شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشأن می دانید و بحمدالله هستید، خود را جز خدمتگزار به ملت های ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود، الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصاً در امور مهمه. و باید بدانید و می دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست. به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید، که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا، نقص و از شیطان است. در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید.
اینجانب مطالبی را در سی صفحه به عنوان وصیت نوشته ام و یک نسخه آن را در مجلس مبارک خبرگان امانت می گذارم که پس از مرگ اینجانب منتشر خواهد شد.
از خداوند متعال عاجزانه مسئلت می نمایم که اسلام بزرگ را عظمت بیشتر و توفیق وحدت را برای حفظ کیان اسلام و کشورهای اسلامی نصیب ملت های اسلامی فرماید و جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر تقویت نماید و ما را مورد عنایت حضرت بقیه الله عجل الله فرجه الشریف و روحی لمقدمه الفداء قرار دهد.
والسلام علی عباد الله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

متن دستنویس امام خمینی در مورد مرحوم حجت الاسلام آقای ملکی

تاریخ: 1362/05/08

 

متن دستنویس امام خمینی در مورد مرحوم حجت الاسلام آقای ملکی

بسمه تعالی
خداوند رحمت فرماید مرحوم حجت الاسلام آقای ملکی را که از اشخاص متعهد و خدمتگزار به اسلام بودند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از پرسنل وزارت راه و ترابری متشکل از کارکنان راه آهن، هواپیمایی و ادارات مختلف این وزارتخانه، کارکنان وزارت نیرو و مدیران کل آموزش و پرورش سراسر کشور

تاریخ: 1362/05/11

 

خاصیت حکومت محرومین است که از این ابر قدرت ها نمی ترسند

بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید از شما آقایان تشکر کنم که زحمت کشیدید و با زحمت به اینجا آمدید تا با هم ملاقات کنیم و بعضی مسائل را عرض کنم. مسائلی که آقا فرمودند راجع به خدمت هائی که هم وزارت راه و هم وزارت نیرو انجام داده اند و همین طور خدمت هایی که وزارت فرهنگ انجام داده است و سایر وزارتخانه ها، اینها از آثار حکومت مستضعفین است. در طول تاریخ، اسکلت حکومت، چه اصل حکومت و چه مجلس ها از وقتی که مجلس تحقق پیدا کرد الا کمی در دوره اول و همین طور ارتش و سایر نهادها، اینها چون از طبقه مرفه بودند و اسکلت حکومت را به اصطلاح اشراف و اعیان تشکیل می دادند از این جهت اطلاع از اینکه به قشر مستمند چه می گذرد نداشتند، نمی توانستند بفهمند که مستمند یعنی چه. فکرشان اصلاً در این قضیه هیچ وقت وارد نمی شد. کسانی که از اول کودکی تا آنوقتی که به حکومت رسیدند در مهد آرامش و رفاه بار آمدند، اینها ادراک این مطلب را که قشر دیگری هم ما داریم که قشر مستمند است نمی کردند. اگر هم یک وقتی هم در ذهنشان می آمد، عبور می کرد. فکر این نبودند که این طبقه هم یک موجودیتی دارد و باید برای موجودیت اینها هم فکری کرد. و لهذا در طول تاریخ، این قشر مستمند و مستضعف و محروم در طول تاریخ شاهنشاهی و در این تاریخی که شماها هم ادراک کردید زمان محمدرضا و بعضی تان هم زمان رضاخان را ادراک کردید، می بینید که حکومت، حکومت اشراف بود. اگر در یک مجلسی یک نفر، دو نفر هم از طبقه محرومین پیدا شد، در یک اقلیت بسیار ضعیف بودند که در مقابل آن جمعیت کثیر نمی توانستند کاری انجام بدهند. اصل جنس اسکلت حکومت اشرافی این است که به مردم نرسند. ولهذا تمام این روستاهای ایران تقریباً از همه مواهبی که باید به دست حکومت ها تحقق پیدا کند برای این روستاها و این دهات دور افتاده هیچ تحققی پیدا نکرد. کمی بوده است، آنها هم روی یک مطالبی که باز پای مالکین و اشراف تو کار بود. اگر روستائی بود که یکی از اشراف مالک او نبود یا یکی از از حکومت افراد حکومت مالک او نبود، او از تمام مواهب محروم بود. برق یک مطلبی بود که الان هم در اکثر روستاهای ما کمی رفته است و مشغولند که برود، بهداری ابداً نبود، راه نبود، به طوری که اگر یکی

صحیفه نور جلد 18 صفحه 52

مریض می شد، یک زنی می خواست وضع حمل بکند، در آنجا اسبابش فراهم نبود، می خواستند بیاورند به یک شهرستانی، از باب اینکه راه نبود، بین راه، مریض یا آن زن بدبخت تلف می شد یا کمی اش می رسید به معالجه.
این وضع حکومت اشرافی در جهان است. یکی از نعمت های بزرگی که خدای تبارک و تعالی به این ملت عنایت فرمود اینکه حکومت، حکومت مستضعفین است، حکومت محرومین است یعنی آنهائی که در رأس حکومت واقع شدند وقتی که ملاحظه می کنید رئیس جمهورش از مدرسه پا شده است آمده است رئیس جمهور شده، طلبه مدرسه بوده. رئیس مجلسش از مدرسه آمده است و رئیس مجلس شده است. رئیس دولتش یک بازاری است که پدرش الان هم بازاری است ظاهراً ، از بازار آمده است و رئیس دولت شده و وزرای دیگرش هم همین طور، وکلای دیگرش هم، وکلا هم همین طور. الان شما در تمام قشر دست اندرکاران چه در مجلس و چه در حکومت یک نفر از آن اشخاصی که در آنوقت ها، در زمان شاهنشاهی کفیل امر بود یک نفر از اشباه آنها را شما نمی بینید و خاصیت یک حکومت محرومین، مستضعفین و حکومت مردمی این است که هم مجلسش می فهمد مستضعفین و محرومین یعنی چه، هم حکومت و وزرا می فهمند که یعنی چه، هم رئیس جمهور و رئیس مجلس اش می دانند که این محرومیت یعنی چه، برای اینکه خودشان لمس کرده اند، خودشان لمس محرومیت را کرده اند اینها می فهمند که ناداری یعنی چه و محرومیت یعنی چه. و لهذا خاصیتی که حکومت محرومین دارد چند چیز است که حالا من بعضی اش را عرض می کنم. یکی اینکه چون احساس کرده اند محرومیت را، به فکر محرومین می توانند باشند. می توانند - که - بفهمند که راه اگر نباشد و این مریض در یک دهکده ای مریض بشود و بخواهند بیاورندش به شهر، چه مصیبت هائی است، برای اینکه راه نیست باید با الاغ مثلاً با اسب بیاورند، اینها می فهمند این یعنی چه، در ذهنشان این معنا می آید. اینها می فهمند که محرومیت از حیث بهداری و درمانگاه یعنی چه. اینها می فهمند که محرومیت از حیث آب و برق یعنی چه. اینها از باب اینکه خودشان لمس کرده اند این مسائل را، می توانند بفهمند. به خلاف آن قشری که سابق متکفل این امور بود نمی توانستند بفهمند. یعنی یک کسی که در مهد اشرافیت به اصطلاح آنوقت بزرگ شده است و از اولی که چشمش را باز کرده است با نوکر و کلفت و حشم و اینها روبرو بوده، این وقتی بزرگ شد خیال می کند همه چیز همین است. نمی تواند ادراک کند که یک طبقه ای هستند که نان ندارند، یک طبقه ای هستند که نمی توانند زندگی کنند. این یکی از خاصیت های حکومت محرومین و مستضعفین است. یکی از خاصیت های بزرگش این است که اینها دیگر از قدرت ها نمی ترسند. خاصیت اعیانیت و اشرافیت به اصطلاح و رفاه این است که چون همیشه خوف این مطلب که نبادا از این مقام پائین بیایم و نبادا یک لطمه ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، اسباب این می شد که نسبت به زیر دست ها ظالم و نسبت به بالا دست تو سری خور باشد. یک نفر که نخست وزیر بود، وزیر بود و در تاریخ، در طول تاریخ از کسانی بود که متکفل امور کشور بود، نسبت به زیردستان با تمام معنا ظلم می کرد (به حسب نوع البته) ولی وقتی مواجه می شد با یک سفارتخانه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 53

خارجی کمال ذلت را داشت. این خاصیت اشرافیت، به اصطلاح اشرافیت یک معنائی است که آنها داشتند و خاصیت حکومت رفاه طلبان است که در مقابل سفارتخانه های خارجی ذلیل بودند و در مقابل رعیت خودشان و قشر محرومین با کمال قلدری رفتار می کردند. از قراری که من شنیدم همین محمدرضا در اواخر سال جنایاتش وقتی که ایران قیام کرد و آن بساط را و آن نهضت را، انقلاب را بپا کرد و دیدند خارجی ها که نمی توانند این را دیگر اینجا نگه دارند، دیگر این عروسک به درد نمی خورد گفتند (از بعضی اشخاصی که نقل کردند که از خود آنها بودند و حاضر قضیه بودند) که وقتی از طرف آمریکا با او آمدند و گفتند که شما باید دیگر بروید، او همانطور که نشسته بود یک قلم دستش بود لرزید و قلم از دستش افتاد. اینقدر عاجز بود اما نسبت به ملت دیدید که چه کرد، حکومت محرومان این خاصیت را دارد که امروز اگر رئیس جمهور امریکا بیاید اینجا بخواهد به یک نفر از کارمندهای اداره دولت ما یک درشتی بکند یک سیلی می خورد. در حکومت حکومت های سابق تعقل نمی کردند که می شود یک سفارتخانه آمریکایی با یک سفارتخانه شوروی را باهاش این رفتاری بکنند که در حکومت محرومین شد. تعقل این مطلب برای آنها امکان نداشت. امروز خاصیت حکومت محرومین این است که خوف به دلشان راه نمی دهند. آمریکا از آن طرف دریاها نشسته و فرمان می دهد بر حکومت های قلدری، همه فرمان می برند، حکومت ایران که حکومت مستضعفین است هیچ اعتناء به او نمی کند. در این قضیه ای که راجع به نفت ایران صدام یا یکی از وزرای او گفته بودند که ما نفت ایران را می زنیم و طیاره هائی از فرانسه مثلاً می گیریم و نفت ایران را می زنیم، ایران و کارفرمایان ایران ایستادند و گفتند اگر یک همچو غلطی بکنید ما نفت را به روی همه کشورهای خارجی می بندیم، و این یک واقعیت است. آمریکا از آن طرف دنیا نشسته می گوید که ما حفظ امنیت این خلیج را می کنیم، تا آمده او تخیل بکند، این کار شده است در ایران. باید آمریکا فکر این معنا باشد که امثال نوکرهای خودش مثل صدام و امثال اینها را به جای خودشان بنشانند، به فکر این نباشد که به ایران می توانند یک ضرب شستی وارد کنند. ایران حکومت مردم است، حکومت مردمی دیگر نمی تواند بترسد از اینکه آمریکا چی می گوید. حکومت مستمندان است، حکومت مستضعفان است. اینها در دلشان خوف نیست به اینکه اگر چه بشود ما مقام مان را از دست می دهیم. مقام نیست تو کار، هیچ یک از ما به فکر این نیستند که ما الان یک مقامی داریم و مقام فروشی بکنند و هیچ کدام هم یک زندگی اشرافی ندارند که بترسند از دستشان گرفته بشود و چون حکومت ایمان است، خوف از شهادت هم ندارند. بنابراین آمریکا و امثال آمریکا تصور نکنند که با یک کلمه ای که در سابق، زمان شاه و زمان رضاخان و محمدرضاخان می گفتند در اینجا اطاعت می شد، حالا هم آن هست نخیر حالا آن نیست حالا اگر یک سفیری از شما نسبت به یک نفر از کارمندهای ما بخواهد یک جسارتی بکند غایت امر این است که او را بیرونش می کنند (اگر در همین جا تربیتش نکنند) . حکومت، حکومت محرومین است. محرومین ترس ندارند از این امور، آن حکومت اشراف بود که تشر می زدید و آنها جا می خوردند. اینها حکومت توده است، توده مردم است، محرومین است، بازار است، خیابان است و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 54

کارگرانند و کشاورزان. حکومت مال اینهاست. یک همچو حکومتی، یک همچو بافتی که در حکومت ایران است امروز، این بافت جوری است که خوف تویش نیست. از چی بترسند؟ بترسند شهید می شوند؟ بسیارند، بسیاری هستند که آرزوی این کار را می کنند. بترسند مقام از آنها گرفته بشود؟ مقامی تو کار نیست تا گرفته بشود. بترسند نمی دانم پارک ها و نمی دانم دهات از آنها گرفته بشود؟ نه پارکی دارند، نه دهی دارند، این از خاصیت حکومت محرومین است که نه از این ابر قدرت می ترسد و نه از آن ابر قدرت می ترسد و از جنگ هم نمی ترسند. شما خیال می کنید که اگر در زمان سابق یک همچو جنگی پیش می آمد، وضع ایران این نحو بود که مردم بایستند و در جبهه و پشت جبهه بایستند و اینطور توی دهنی بزنند به آمریکا؟ صدام که قابل آدم نیست، این تو دهنی به آمریکاست که قلاده را از سر این برداشت و اغوا کرد این بدبخت را و او را به این حال رساند. امروز روزی است که مردم ما از جنگ نمی ترسند، برای اینکه از جنگ برای چه بترسند؟ از جنگ می ترسند که بیاید کسی در بین بلادشان چه بکند؟ اینها بیرونشان کردند و کسی نمی تواند وارد بشود در اینجا. از کودتا بترسند؟ کی کودتا بکند؟ کی می تواند در این کشور کودتا بکند؟ کشوری که همه افرادش مجهز هستند برای مقابله، حتی خانم های پشت پرده. این هم یکی از خاصیت هائی است که حکومت مستضعفین دارد که خوف ندارند اینها. دیگر سفارتخانه نمی توانند بزرگی بفروشند به حکومت ایران. پیش تر حکومت مال سفارتخانه ها بود، یک وقت سفارت انگلیس بود که همه چیز دستش بود و بعدش هم سفارت آمریکا شد. حالا یک سفارتخانه در اینجا نمی تواند یک حرفی بزنند که به یکی از کارمندهای ما بر بخورد، چه سفارت شوروی باشد چه سفارت آمریکا باشد و چه سایرین. حکومت مردم این است خاصیت اش در مقابل حکومت اشرافی، حکومت مردمی یکی از خاصیات بزرگش این است که خوف در دلشان نیست. یکی از خاصیت اش که همین معنا را دنبال دارد این است که مردم پشتیبان حکومت هستند. اگر مردم، نصف مردم پشتیبان محمدرضا بودند، این مصیبت ها به سر او می آمد؟ مردم یکپارچه پشتیبان این حکومت هستند. اگر حکومت یک گرفتاری پیدا بکند این مردمند که رفع می کنند گرفتاری را. اگر جنگ برای دولت پیش آید، این مردمند که جبهه ها را پر می کنند و پشت جبهه ها را هم خدمت می کنند در پشت جبهه ها، این خاصیت حکومت مردمی است. امروز مجلس چون مجلس مردمی است، این مجلس مردمی می تواند به فکر محرومین باشد و مجلس دیروز نمی توانست که به فکر محرومین باشد برای اینکه محروم تویش نبود اگر هم بود یکی دوتا بود که کاری از او نمی آمد. اما امروز مجلس مجلسی است که محرومیت کشیده اند اهل این مجلس و در آنها از اشراف و اعیان و امثال ذلک دیگر وجود ندارد ولو بعضی منحرفین هستند اما از اشراف و اعیان دیگر خبری نیست. یک همچو مجلسی می تواند خدمت کند به این کشور و یک همچو مجلسی پشتیبانش همین مردم کوچه و بازار هستند. این هم یکی از خاصیت های بزرگ حکومت مردمی است که خوف اینکه چه بشود ندارند و قدرت بزرگ توجه به این معنا بکنند که نمی توانند امروز آن فرمانفرمائی که در زمان محمدرضا یا زمان رضاخان می کردند امروز هم بکنند.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 54

 

حکومت حجاز کوچکتر از این است که جلوی حجاج ایران را بگیرد

امروز دیگر خریدار ندارد آن حرف ها، پوچ است آن حرف ها. شیوخ خلیج و اینهائی که حکومت هائی در کشورهای اسلامی دارند توجه بکنند به اینکه ما برای چندمین بار به آنها سفارش می کنیم که با کشور ما اینطور نکنند. یک روز اینها بیدار می شوند که وقت گذشته است. یک روز دولت حجاز به خود می آید که مسأله دیگر گذشت. از همین حالا به فکر باشد که کارهایش را تعدیل کند. قضیه جلوگیری از حجاج ایران یک مسأله ای نیست که بتواند حکومت حجاز یک همچو امری را انجام بدهد. حکومت حجاز کوچکتر از این است که جلوی حجاج را بگیرد، لکن اشکالتراشی می کند و این اشکالتراشی یک روزی بیدار می شوند که وقت گذشته است و دیگر نمی توانند عذرخواهی کنند. از همین حالا درست توجه بکنند که شمائی که می گوئید ما خدمتگزار بیت هستیم و شمایی که در یک کشوری واقع شدید که خانه خدا در آن کشور است، خیال نکنید که خانه خدا مال شماست و شما کلیددار خانه خدا هستید. خانه خدا مال مسلمین است. مستشارهای آمریکا در حجاز به طور رفاه زندگی می کنند و از آن پول محرومین و نفت محرومین به آنها هر چه خواستند می دهند، لکن حجاج ایران مضر است برای آنها. معلوم است چرا مضر است، برای اینکه وقتی یک حکومتی سرسپرده یک دولتی شد ناچار است که حفظ بکند منافع آن دولت را. ما می گوئیم چرا سرسپرده باشید. ما می خواهیم که حکومت های اسلامی سر بلند باشند، آقا باشند بر دنیا همانطوری که حکومت ایران امروز هست. چرا باید شما خودتان را اینطور ذلیل کنید در مقابل امریکا که جرأت اینکه یک، کس دیگری در مکه نسبت به امریکا یک کلمه ای بگوید یا نسبت به اسرائیل یک کلمه ای بگوید، این جرأت را نداشته باشید و بخواهید که کشور ایران حجاج، صدهزار نفر حجاج خودش را نفرستد آنجا؟ حجاج ایران تمام حجاجش را می فرستد یا اصلاً نمی فرستد. من به حکومت حجاز نصیحت می کنم که اینطور با مسلمین رفتار نکنند و اینطور طرفدار دشمن های اسلام و دشمن بیت الله الحرام نباشند. من نصیحت می کنم که تا دیر نشده به خود آیند. نگذارند یک وقت که وقت گذشته است آنوقت عذر خواهی کنند. حال صدام را مشاهده کنند. صدام از همه حکومت عراق از همه حکومت های منطقه قویتر بود و امروز همچو ذلیل شده است که نمی داند چه بکند و دست گدائی به این ورو آن ور دراز می کند و فایده ندارد. من به حکومت های اطراف خلیج و به حکومت های منطقه هشدار می دهم که دست از مخالفت با ایران و مساعدت با صدام بردارند. دست بردارند که این حزب بعث از بین برود و حکومت عراق به دست مسلمانان اداره بشود و ایران همانطوری که به دست خود مردم اداره می شود عراق هم این طور باشد و حکومت اسلامی برای همه شیوخ منطقه بهتر است از یک قدرت پوشالی آمریکا.
باید تجدید نظر بکنند در حرفهای خودشان. ننشینند در کاخ های بزرگ خودشان و خیال کنند که حالا که در کاخ هستیم پس به ایران هم می توانیم چه بکنیم. خدا نکند که امسال حجاج ایرانی نروند به مکه و خدا نکند که این اسباب این نشود که اسلام و مسلمین انفجار در آنها حاصل بشود و دیگر نه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 56

از شیخی وجود پیدا بشود و نه از بستگان آمریکا. به خود آئید و توجه کنید که این قضیه، قضیه اسلام است، مخالفت صریح با قرآن است. آن که مخالفت صریح با قرآن بکند چطور می تواند حکومت اسلامی داشته باشد و کلید دار مکه باشد؟ بنابر این من باز هم از باب اینکه می خواهیم با همه مسلمین، با همه دولت ها به طور مدارا رفتار کنیم و هیچ وقت میل نداریم که با خشونت رفتار کنیم، از آنها می خواهیم که تجدید نظر بکنند در افکار خودشان آن روزی که شما گرفتار بشوید آمریکا به دردتان نمی خورد همانطوری که امروز صدام آمریکا به دردش نمی خورد هی می گوید ما بی طرفیم. نمی تواند بگوید من هم طرفم. اصلاً اینها می خواهند یک دسته ای را به جان هم بریزند و استفاده اش را آنها بکنند. آنها حاضر نیستند که سربازهای خودشان را به کشتن بدهند برای خاطر صدام و برای خاطر دیگران. سایر حکومت های منطقه بیدار بشوند و گرفتاری صدام برای آنها عبرت باشد و خدای تبارک و تعالی اگر چنانچه آنها برگردند و به طریق اسلامی برگردند، خدای تبارک و تعالی بخشنده است و ما هم تابع احکام خدا هستیم.
امیدوارم انشاءالله این قشر مؤمن ایران را خداوند سلامت نگه دارد و حکومت را، حکومت اسلامی را توفیق بدهد که خدمت بکنند به این قشر مستمند، خدمت بکنند. چه آنهایی که در وزارتخانه ها هستند و چه آنهایی که در مجلس هستند، خودشان را خدمتگزار این ملت بدانند. انشاءالله همه موفق و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای کمیسیون های نفت و ارشاد و هنر اسلامی مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1362/05/17

 

اگر جهت اسلامی این انقلاب نبود تا آخر هم مشکلات ما حل نمی شد

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان تشکر می کنم که به اینجا تشریف آورده و مسائل و مشکلات را با یکدیگر در میان می گذاریم. عمده این است که ما به وضعیت خودمان و وضعیت انقلاباتی که در دنیا واقع می شود توجه کنیم. یک وقت مملکتی است که انقلاب می کند و پشت سرش شوروی و آمریکا و امثال اینها هستند که این انقلاب، انقلاب دیگری است. و یک وقت کشوری است همانند ایران که انقلاب می کند و خودش را از همه قدرت های شرق و غرب که می خواهند در آن تصرف کنند جدا کرده است. معذلک می بینیم آنها که پشت سرشان قدرت ها بوده اند و انقلاب کرده اند وضع شان بسیار بدتر از ماست. و با این دو خاصیت اگر شما بخواهید که شب بخوابید و صبح بیدار شوید که همه امور درست شده باشد این یک امر غیرممکن است و اگر جهت اسلامی این انقلاب نبود، تا آخر هم مشکلات ما حل نمی شد و چون اسلامی است و مردم همه با هم هستند و علاقه به اسلام دارند، علیرغم تبلیغات دامنه دار و جنگ و مشکلاتی که بر علیه ما تحمیل کرده اند معذلک ایران در این چند سال که انقلاب کرده است با استقامت سرجای خود ایستاده و به پیش می رود و وظیفه آقایان وکلا این است که هر جائی که گرفتاری هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند که فوراً رفع بشود.
 

مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد

و مهم این است که مجلسی ها با هم و با دولت و سایر مقامات تفاهم داشته باشند و مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامی و طرح مسائل اخلاقی بهتر رفع اختلاف می کند تا با الفاظ نیش دار و مقابله کردن با یکدیگر. لذا باید نطق های قبل از دستور یا مسائلی که در مجلس واقع می شود همانند خطبه های نهج البلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد و آقایان در صحبت هایشان این احساس را داشته باشند که برای مصلحت جامعه حرف می زنند، نه برای مقابله. خودشان را یک واعظ حساب بکنند که می خواهند مردم را موعظه کنند و مردم همه احساس کنند که این آقایان خیر و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 60

صلاح آنها راگویند.
 

مسأله ای که روی آن پافشاری می کنم این است که امروز همه جوان های ما موظفند جبهه ها را گرم نگه دارند

من از مسائلی که شما گفتید مطلعم لکن مشکلات باید به تدریج متحول گردد ولکن الان مسأله بزرگ ما جنگ است که مشاهده می کنید که تقریباً در اکثر جبهه مشغول آن هستیم و باید الان تمام کوشش مان را به کار بیندازیم که این جنگ را به پیروزی برسانیم که اگر خدای نخواسته این جنگ به پیروزی نرسد و شکستی پیش آید خیال نکنید که این شکست برای ایران است، بلکه برای همه مستضعفین جهان واقع می شود. الان چشم های همه مردم دنیا به ایران دوخته شده که در جنگ چه می کند و همه آقایان باید توجه داشته باشند و من به همه مردم کشور و به همه جوان ها عرض کنم جنگی که الان در کار است، جنگ سرنوشت ساز ماست. جنگی است که یک طرف آن دشمن با همه تجهیزات و پشتیبانی همه قدرت ها به میدان آمده و این طرف ما هستیم که از قدرت های بزرگ بریده، به خدای تبارک و تعالی توجه داریم. لذا این جوان های ما هستند که باید این سرنوشت را به آخر برسانند و این جوان های ایران هستند که باید تنور جنگ را گرم نگه دارند و بحمدالله رزمندگان ما در همه جا پیروزند و شما می دانید که اگر خدای نخواسته صدام پیروز بشود با اهل این کشور چه خواهد کرد.
این سهل است در مقابل اینکه اسلام سیلی بخورد و نتواند به این زودی ها سربلند کند بار دیگر من به همه اهالی کشور تأکید می کنم که امروز باید توجه به این جنگ زیاد باشد و امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفر ایستاده است و ما اگر جائی را فتح کردیم نباید غرور پیدا کنیم بلکه باید این فتح را تا آنجا دنبال کنیم و ادامه دهیم که متجاوز سرجای خودش بنشیند یعنی متجاوز از بین برود. خسارت جانی قابل جبران نیست ولی آنهمه خسارات مالی که به این کشور وارد شده است باید بدهند. و من مسأله ای که روی آن پافشاری می کنم این است که امروز همه جوان های ما موظفند جبهه ها را گرم نگه دارند و بروند به سراغ برادرانشان که در حال جنگ هستند که اگر مسأله جنگ حل بشود و انشاءالله با پیروزی کامل به آخر برسد، مسائل دیگر مسائل فرعی است و حل آن بسیار آسان است و خود مردم کارها را اصلاح کنند و دولت هم دستش باز می شود و گرفتاری ها را رفع می نماید. و ما در مسأله جنگ و سایر امور باید با هم باشیم و اگر با هم بودیم کارها به پیش می رود. بحمدالله مجلس اختلافی ندارد و قریب به اتفاق مجلس افراد صالحی هستند که باید بین خودشان و دیگران و سایر قوا تفاهم ایجاد کنند و دولت و جبهه ها و قوای مسلحه را تأیید و تقویت نمایند و مردم را ارشاد کنند که به نیروهای مسلحه کمک کنند، چه در پشت جبهه و چه در جبهه ها و بحمدالله تا به حال این کار را کرده اند.
و من از شما آقایان و از مردم تشکر می کنم که در جبهه ها و پشت جبهه ها حضور دارند و به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 61

خاطر اسلام خدمت می کنند. امیدوارم مشکلات با همت آقایان و تأیید خداوند تبارک و تعالی به زودی رفع شود و همه شما موفق و موید باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کشور و استانداران سراسر کشور

تاریخ: 1362/05/12

 

استانداران و روحانیون باید با هم تفاهم داشته باشند

بسم الله الرحمن الرحیم
مطالبی می گویم گرچه تکراری است لکن لازم است تکرار و سفارش شود، و آن دو مطلب است. یکی اینکه با روحانیون بسازید. من به روحانیون هم این سفارش را بارها کرده ام، ولی چون شما امروز اینجا هستید به شما تأکید می کنم. شما با ساختن با روحانیون مردم را با خود کنید، در این صورت آسیب نمی بینید زیرا آسیب از ناحیه اختلاف پیش می آید. شما و روحانیون باید با هم تفاهم داشته باشید. شما می دانید تا به حال هر کاری انجام گرفته است از اتفاق بوده است، پیشبردمان از توافقی بوده است که بین تمامی اقشار است. خارجی ها هم اگر بخواهند کاری کنند، اول بین خود ما اختلاف می اندازند و از این راه فساد ایجاد می کنند بعد از آنکه اختلاف شد لطمه وارد می آورند، مستقیماً که دخالت نمی کنند. و ما برای حفظ اسلام مکلف و مسؤولیم و امروز حفظ اسلام در تفاهم است، تفاهم بین همه اقشار، بین مردم با روحانیون، روحانیون با استاندارها، استانداران با مردم و روحانیون، و این تکلیفی است الهی که باید جواب آن را بدهیم.
 

باید تمام استاندارها پشتیبان دولت باشند

مطلب دوم اینکه باید تمام استاندارها در هر جا که هستند پشتیبان دولت باشند. امروز استاندارها باید نخست وزیر را، دولت را و مجلس را تقویت کنند که اگر خدای نخواسته اختلاف کنند موجب شکاف شود و صدمه به اسلام وارد می شود. و اگر صدمه به اسلام وارد شد خدای نخواسته موجب می شود که دیگر اسلام به این زودی ها سر بلند نکند. آنهائی که از اسلام سیلی خورده اند و تشخیص داده اند که اسلام است که ملت ها را نجات می دهد، اگر سربلند کنند و به اسلام صدمه وارد کنند ما چه جوابی داریم؟ باید استاندارها از نخست وزیر و دولت و همه وزرا پشتیبانی کنند. شما باید خودتان با هم باشید و پشتیبان همدیگر. من باز تأکید می کنم که اگر سران با هم خوب باشند، این کشور صدمه نمی بیند. و اگر صدمه ای این کشور ببیند از اختلاف سران است. همانطور که شارع مقدس فرموده، باید دولت، مجلس و قوه قضائیه احساس کنند که یک تکلیف دارند و آن اینکه اختلاف نداشته باشند. امروز اختلاف موجب می شود به جبهه ها سرایت کند و اگر خدای نخواسته سرایت کرد، مصیبت پیش

صحیفه نور جلد 18 صفحه 58

می آید. امروز تقریباً هیچ کس با ما موافق نیست و آنهائی که موافق هستند فقط اظهار است. معذلک پاسدارها و ارتشی ها و بسیجی ها و سایر نیروها توانسته اند این پیروزی ها را به دست آورند. این برای این است که بین آنها اختلاف نیست. اختلاف روحانیون با استاندارها و یا با خودشان، به مردم سرایت می کند و در جبهه ها منعکس می شود، آنوقت نمی توانید مصیبتی را که از این ناحیه پیدا می شود ارزیابی کنید و مصیبت بزرگ این است که در این صورت اسلام نمی تواند سربلند کند. باید متوجه باشید که این یک تکلیف است که همه با هم باشید تا این بار را به آخر برسانید. خوب خدمت کنید، به مستضعفان برسید. شما در دوردست ها مسؤولیت دارید به مستمندان که در طول تاریخ زیر فشار و زحمت بودند برسید و جدیت نمائید تا راه چاره ای که آنها را به جائی برساند پیدا کنید. در عمران و راهسازی برای آنان جدیت کنید. امروز به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولینعمت ما هستند خدمت کنید. پیش خدای تبارک و تعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر و معاونین وزارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1362/05/19

 

سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود

بسم الله الرحمن الرحیم
وزارتخانه سپاه تازه متولد شده است. باید مواظبت کنید از اول وضعی که در وزارتخانه های سابق بود پیش نیاید. به هم زدن وزارتخانه های سابق خیلی وقت لازم دارد ولی این وزارتخانه دست خود آقایان است. سعی کنید جهات اسلامی را خوب رعایت کنید. مهم این است که در سپاه وضعی پیش نیاید که به روحیه سپاهی ها صدمه بخورد. عمده در این جمهوری بعد از حفظ جهات اسلامی این است که بین سپاه و مردم و سپاه و ارتش اختلافی نشود، که بحمدالله امروز نیست. شما باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود، جهات نظامی آن از بین می رود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند، نه یک جنگنده غیر خدمتگزار، و با ارتشی ها با برادری رفتار کنند. مقصد یکی است، حفظ اسلام و کشور است، باید این مقصد را به پایان برسانید و بین خودتان و مردم و ارتش رفتار خوب داشته باشید. یک مسلمان باید با همه خاضعانه رفتار کند و خودش را از دیگران کمتر بداند. من وقتی که فکر می کنم جوان های ما که در جبهه ها اینطور زحمت می کشند خجالت می کشم چرا در اینجا نشسته ام. امیدوارم با وضعی که در سپاه و ارتش است مسائل زود حل شود. حال که صدام گفته است چون به مقاصد خودمان رسیده ایم برای صلح دوستی عقب نشینی کرده ایم لابد مثل عقب نشینی ای که در خرمشهر کرده است. انشاءالله به زودی شر صدام از سر مسلمانان رفع گردد و خداوند شما را پیروز گرداند. شما باید سعی کنید که از اول در وزارتخانه تان کاغذ بازی پیدا نشود. مردم باید وزارتخانه را منزل خودشان بدانند. همه مردم مساوی هستند، البته طبقه مستمند بر ما بیشتر حق دارند. الان هم وقتی به جبهه ها می روید یک نفر مرفه نمی بینید و یا اگر ببینید کم است، بقیه مستمندان هستند، همین مرم محروم هستند که انقلاب کردند و پیروز شدند و بعد هم همین ها خدمت کنند و همین ها هم ادامه می دهند و من هم دعا می کنم که محفوظ باشند و رو به رشد بروند. انشاءالله به این کشور آسیبی وارد نمی شود. کشور را از خودتان بدانید و مردم محروم را هم برادر بزرگتر خودتان. مردم از سپاه سرد نمی شوند. باید سپاه با محبوبیت محفوظ بماند و راهش آن است که با مردم مدارا کنیم. انشاءالله پیروز و سر بلند بشوید.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر امور خارجه، معاونین و مدیران کل این وزارتخانه و سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ایران در آسیا و اقیانوسیه

تاریخ: 1362/05/20

 

ایران که برای خدا قیام کرده است، می بینیم که چگونه پایدار است

بسم الله الرحمن الرحیم
اما راجع به مصیبتی که به وسیله صدام به ایران وارد شد به همه اهالی ایران بخصوص گیلانغرب و بالاخص به بازماندگان شهدا تسلیت عرض کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که آنها را با اولیای اسلام محشور گرداند و به مجروحین این جنایت بزرگ شفا عنایت کند.
نکته که بایست عرض کنم این است که صدام گمان کرده است با این نحو جنایات می تواند صلح را بر ما تحمیل کند، و حال اینکه هر یک از جنایات او را از صلح دور و ما را مصمم تر می کند. ایران که برای خدا قیام کرده است می بینیم که چگونه پایدار است و اگر بر فرض باطل کسی خیال می کرد که باید صلح کرد، با این جنایات، دیگر هیچ عاقلی چنین فکری نمی کند، برای اینکه خانواده های شهدا و اشخاص مصیبت دیده در مقابل آنان می ایستند الان هم که مشاهده می کنید همین مصیبت دیدگان هستند که فریاد جنگ، جنگ سر می دهند. جنایتکار در اثر زیادی جنایت نمی تواند از جرم فرار کند. ما به او و امثال او و همقطاران او هشدار می دهیم که هر جنایتی که می کنند به نامه اعمالشان اضافه می شود و در مقام بازخواست باید جبران کنند. این نحو جنایات اسباب سستی خانواده های شهدا نمی شود. صدام که در میدان جنگ شکست خورده است، با بمباران مردم بیگناه نمی تواند از مسؤولیتی که دارد فرار کند. از قرار اطلاع بمب های خوشه ای در گیلانغرب به کار برده اند، این کارها موجب می شود تا هم به جنایاتشان افزوده شود و هم به خساراتی که باید بپردازند و به فرض که بماند (که این فرض هم صحیح نیست) باید از عهده تمامی اینها برآید و آنهائی که او را همراهی می کنند باید به محاکمه کشیده شوند و آن روز دور نیست.
 

ملت ایران توجه کنند که برای اسلام خدمت می کنند و اولیای اسلام شهدای بزرگی را تقدیم خدا کرده اند

امریکا و امثال آن که ادعای بیطرفی کنند و معلوم است که در جنایات شریکند چه جوابی دارند؟ مجامع بین المللی و حقوق بشر، این دست نشاندگان امریکا و ابر قدرت ها، از این جنایاتی که به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 64

بشریت وارد شده است، می گذرند. افرادی که آمدند و دیدند که چه جنایاتی صدام کرده است و تصدیق کردند و گزارش دادند، پس چرا مجامع بین المللی هیچ نگفتند؟ اصلاً مجامع بین المللی لفظی است در خدمت قدرت های بزرگ، نه در خدمت مظلومین و محرومین. هر ملتی باید خودش در مقابل جنایات بایستد و ایران ثابت کرد که در مقابل جنایت قدرت ها ایستادگی می کند. مردم ما در مقابل آن رژیم جنایتکار ایستادند و بیرونش کردند و سستی نکردند. امروز هم مردم ما در مقابل این جنایات سستی نخواهند کرد. این جنایات مردم و دولت را مصمم تر و مستحکم تر خواهد کرد و می فهمند که در مقابل یک چنین جنایتکاری چه مسؤولیتی دارند. ملت ایران توجه کنند که برای اسلام خدمت می کنند و اولیای اسلام شهدای بزرگی را تقدیم خدا کرده اند.
 

وزارت خارجه از سایر وزارتخانه ها حساسیت بیشتری دارد برای اینکه سر و کارش با تمام ممالک دنیاست

اما قضیه وزارت خارجه، این وزارتخانه از سایر وزارتخانه ها حساسیت بیشتری دارد برای اینکه سرو کارش با تمام ممالک دنیاست. خدمت کردن شما مسلم است برای اینکه کشور خودتان است. قبلاً کشوری بوده است وابسته به غرب و شرق و تحت ستم و آسیب خارجی ها و دارای تبلیغات شاهنشاهی در چنین کشوری معلوم است که کار وزارت امور خارجه اش چه مشکل و سنگین است، ولی همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان می کند و بعد انجام می دهند. شما که برای رضای خدا خدمت می کنید سعی کنید در مقابل تمامی مشکلات بایستید و مبارزه کنید. امروز هم که در جمهوری اسلامی همه با هم هستند و دولت و مردم با هم دوست هستند، حل مشکلات آسان تر است، با گرمی با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید تا حل شود.
 

تبلیغات در رأس امور است و هر روز باید حجمش زیادتر گردد

سفارتخانه ها را در خارج به صورتی دنبال کنید که هرکس آنجا برود ببیند در محیط اسلامی و اخلاقی وارد شده است. من از آقای ولایتی و سایر آقایان که وقت شان را برای آمال اسلامی انسانی صرف می کنند تشکر می کنم. در مورد تبلیغات وزارت خارجه باید بدانید که تبلیغات در رأس امور است و هر روز باید حجمش زیادتر گردد. امروز که ما مقابل تمام دنیا ایستاده ایم، لااقل باید تبلیغات خودمان سالم باشد و تبلیغات صحیحی داشته باشیم. امیدوارم همه سالم باشید و وزارتخانه را به صورتی که برای اسلام و کشور مفید باشد بسازید. می دانم که در فکر حل مسائل هستید. انشاءالله مشکلات را حل می نمائید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای سرپرستی روزنامه اطلاعات و نماینده امام در این روزنامه

تاریخ: 1362/05/26

 

مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند

بسم الله الرحمن الرحیم
من با آقای دعائی سابقه طولانی دارم، خدمت هائی که ایشان در عراق و ایران کرده اند نباید فراموش کرد. امیدوارم خداوند تعالی به همه شما توفیق دهد تا در آنجا به خدمتتان ادامه دهید من نباید از شما تشکر کنم، امیدوارم خداوند تبارک و تعالی از همه شما تقدیر کند.
وضع کشور را در گذشته دیدید که چگونه بود، تمام چیزها در جهت اسلام زدائی بود خصوصاً مطبوعات که وضعی داشتند که اگر مهلت پیدا می کردند طولی نمی کشید که همه چیز را از بین می بردند. امیدوارم با همت آقایان همه آن انحرافات از بین برود. مطبوعات باید یک مدرسه سیار باشند تا مردم را از همه مسائل بخصوص مسائل روز آگاه نمایند و به صورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند و اگر کسی انحرافی دید با آرامش در رفع آن بکوشد. بطور کلی مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند، یعنی به صورتی که اگر دست مردم بیفتد مردم هدایت شوند، بخصوص روزنامه هایی مثل اطلاعات و کیهان و جمهوری اسلامی و آزادگان، باز تکرار می کنم دنبال این نباشید که من از شما تشکر کنم، تقدیر و تشکر من فانی است و از بین می رود. آنچه که باید همگی در نظر بگیریم رضای حق تعالی است و آنچه وظیفه من است دعاست. امیدوارم موفق و موید باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر و مسؤولان وزارت ارشاد اسلامی و سازمان حج و زیارت، نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی و روحانیون کاروان های حج

تاریخ: 1362/05/26

 

یکی از فلسفه های بزرگ حج، بعد سیاسی اوست

بسم الله الرحمن الرحیم
من باید تشکر کنم از آقایان که تشریف آورده اند و در این مجلس با هم به گفتگو بنشینیم و مسائلی را که باید گفت تا یک حدودی خدمت شان عرض کنم. و من امیدوارم که انشاءالله آقایان موفق بشوند با سلامت و پیروزی این سفر مبارک را طی کنند و به محال خودشان مراجعت بفرمایند.
شما در سالی به حج مشرف می شوید که اوضاع دنیا و اوضاع منطقه به وضعی است که مشاهده می کنید. اوضاع دنیا گرفتار قدرت های بزرگ و مستضعفان جهان مبتلای به این قدرت های شیطانی و اوضاع منطقه نیز به واسطه دخالت قدرت های بزرگ به این وضعی است که مشاهده کنید. و در آستانه سالی به حج مشرف می شوید که در اثر شکست مفتضحانه صدام مناطق مسکونی کشور ما مورد تجاوز واقع می شود و با موشک ها کوبیده می شود و اخیراً که اندیمشک را هم ملاحظه کردید و من به ملت ایران و اهالی محترم مبارز اندیمشک تسلیت عرض می کنم و امیدوارم خدای تبارک و تعالی شهدای آنها را با شهدای صدر اسلام محشور بفرماید و به بازماندگان آنها سلامت و صبر عنایت بفرماید.
شما در سالی دارید در این سفر مبارک می روید که قدرت های بزرگ در منطقه مشغول به فساد هستند و تاخت و تاز. از آن طرف شوروی در افغانستان و هرجا که بتواند دست درازی می کند و ملت مظلوم افغانستان را آنطور سرکوب می کند و بحمدالله ملت افغانستان هم مقابله مردانه ای در مقابل آن قدرت بزرگ کرده اند و از آن طرف آمریکا که در رأس جنایتکاران است در همه کشورهای مظلوم و خصوصاً در کشورهای اسلامی آنطور دخالت و تجاوز می کند و از آن طرف دنیا دست دراز کرده است و ملت هایی که باید مستقل باشند، در تحت ظلم خودش قرار داده است و مع الاسف این دولت ها هم ظلم پذیر شده اند.
فلسفه حج، یکی از فلسفه های بزرگ حج قضیه بعد سیاسی اوست که دست های جنایتکار از همه اطراف برای کوبیدن این بعد در کار هستند و تبلیغات دامنه دار آنها مع الاسف در مسلمین هم تأثیر کرده است که مسلمین سفر حج را بسیاریشان یک عبادت خشک خالی بدون توجه به مصالح

صحیفه نور جلد 18 صفحه 67

مسلمین می دانند. حج از آن روزی که تولد پیدا کرده است، اهمیت بعد سیاسی اش کمتر از بعد عبادی اش نیست. بعد سیاسی علاوه بر سیاستش، خودش عبادت است.
مشکلات مردم در حج، باید تمامی بلادی که وارد می شوند و مردم مستطیعش یا روحانیون محترمش وارد می شوند، باید بررسی از اوضاع مسلمین در هر سال بشود که مسلمین در چه حال هستند، بین خودشان با حکومت ها چه وضعی است، بین حکومت ها با قدرتهای شیطانی دیگر چه وضعی است، بین خود ملت ها با خود ملت ها چه وضعی است، بین روحانیونی که در بلاد متفرقه مسلمین هستند با وضع حج چه وضعی دارند. اینها اموری است که باید رسیدگی به آن بشود و حج برای همین امور است. حج برای این است که مشکلات یک سال مسلمین را بررسی کنند و در صدد رفع مشکلات برآیند.
آنطور که آخوندهای درباری منطقه و غیرمنطقه می گویند که حج باید از جهات سیاسی خارج باشد، اینها رسول الله را محکوم می کنند، اینها خلفای اسلام را محکوم می کنند، ائمه هدی را محکوم می کنند. اینها نمی دانند که این سفر حج برای مسائل بوده است، برای قیام ناس بوده است، برای این بوده است که مسلمین مشکلات مسلمین را درک کنند و در رفعش کوشش کنند، برای این بوده است که بین مسلمین اخوت و مودت پیدا بشود.
و مع الاسف به قدری تبلیغات دامنه دار دشمنان اسلام در همه مسائل اسلامی زیاد و دامنه دار بوده است که به خود مسلمین هم باورانده اند که نباید دخالت در سیاست بکنند، به خود روحانیون هم. بسیاری از روحانیون هم باورشان آمده است که روحانی نباید دخالت در سیاست بکند. روحانی باید مسأله بگوید، آن هم مسائل غیرسیاسی. مسائل سیاسی اسلام چندین برابر مسائل عبادی اش است، برای اینکه مسائل سیاسی هم عبادت است مع الاضافه. کتب اسلام، کتب فقهی اسلام مشحون از مسائل سیاسی است، مشحون از مسائل اجتماعی است. و آنوقت یک دسته نادان گمان کنند که اسلام مثل سایر ادیان منحرفه که آن هم در اول اینطور نبوده است بعد با دست همین استعمارگران به اینجا رسیده است، وضع این است که باید روحانی عقب بنشیند و دو رکعت نماز بخواند و برود منزلش و همان جا چرت بزند تا دوباره وقت نماز دیگر بیاید. اینها همه تبلیغاتی بوده است که در طول مدت از آنوقتی که اسلام تولد پیدا کرد و قدرت پیدا کرد به دست خلفای اموی و عباسی و بعد هم به دست حکومت های مرتجع و بعد هم به دست قدرت های بزرگ این مسائل شده است که اسلام را منزوی کنند و منزوی کردند. آن اسلامی که به درد جامعه نرسد و آن اسلامی که به درد حکومت جامعه نرسد، آن اسلام منزوی است. اسلام منزوی در مساجد بود با اسم اسلام، اسلام را منزوی کردند در چهار دیوار مساجد، مساجد بی تحرک. این مسجدالحرام و مساجد در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مرکز جنگ ها و مرکز سیاست ها و مرکز امور اجتماعی و سیاسی بوده. اینطور نبوده است که در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله همان مسائل عبادی نماز و روزه باشد، مسائل سیاسی اش بیشتر بوده. هر وقت می خواستند به جنگ بفرستند اشخاص را و بسیج کنند مردم را برای جنگ ها، از مسجد شروع

صحیفه نور جلد 18 صفحه 68

می کردند این امور را. مع الاسف در دنبال تبلیغات از صدر اسلام یعنی بعد از یک مدتی تا زمان ما مساجد یک مساجدی شده بود که اسلام در آنجا محکوم می شد. محکوم کردن اسلام به این نیست که یک کسی بگوید من اسلام را محکوم می کنم، محکوم کردن اسلام به این است که آن چیزی که اسلام می خواهد در مسجد زیر پا گذاشته بشود. اسلام می خواهد که مردم آگاهانه برای مصالح خودشان، برای مصالح مسلمین در آنجا فعالیت بکنند و حج از مسائلی است که جنبه سیاسی اش بسیار بیشتر است از جنبه های عبادی اش. و شما آقایان که انشاءالله با سلامت مشرف می شوید باید توجه به این معنا داشته باشید که این فکر استعماری که در مغز بسیاری از حتی روحانیین ممالک اسلامی گنجانیده شده است این را ازاله کنید. در صحبت هایتان، در اجتماعاتتان بگوئید به آنها که اسلام وضعش این نیست که تاکنون ماها داشته ایم، فقط بیایند در حج و چند دور بگردند دور خانه مبارک و بعد هم وقوف و چه و چه و هیچ کار نداشته باشند که مستکبرین بر مردم دنیا و مسلمین چه می کنند، بی تفاوت باشند. محکوم کنند آن اشخاصی را که می خواهند راجع به مصالح مسلمین صحبت بکنند. آن ضرری که از این آخوندهای درباری اسلامی می خورد، بدتر از آن ضرری است که از آمریکا می خورد، برای اینکه اینها با یک ظاهر اسلامی، اسلام را منزوی می کنند و آنها با این ظاهر نمی توانند بکنند، آنها وادار می کنند اینها را. مسلمین باید در حج وقتی که می روند یک حج زنده یک حج کوبنده، یک حجی که محکوم کنند این شوروی جنایتکار و آن آمریکای جنایتکار را، یک همچو حجی، حجی است که مقبول است. اگر ما حج برویم و مصالح مسلمین را در نظر نگیریم بلکه بر خلاف مصالح مسلمین هی روی جنایت جنایت ها پرده بپوشیم، نگذاریم مسلمین صحبت بکنند از جنایت هایی که بر مسلمین می گذرد و جنایت هایی که از حکومت ها و از قدرت های بزرگ بر مسلمین می گذرد. ما یک صحبت بکنیم، این حج نیست، این یک صورت بی معناست.
 

وقتی می روید حج، این مسلمین بلاد را بیدار و متحد کنید

این حجی که خدای تبارک و تعالی می خواهد و آن حجی که اسلام از ما خواسته است، آن است که وقتی می روید حج این مسلمین بلاد را بیدار کنید، متحد کنید با هم، بفهمانید به آنها که چرا باید بیش از یک میلیارد مسلمین تحت فشار دوتا قدرت چند صد میلیونی باشند. تمام گرفتاری ها برای این است که مسلمین را از آن راهی که اسلام دارد منحرف کرده اند و حتی اگر یک مجالسی هم داشته باشند لابد شنیده اید که مجلسی را که روحانیون داشتند و در یک جایی بود، محکوم نکردند. حاضر نشدند که افغانستان را که شوروی چیز کرده، اینها لفظا بگویند این کار درستی نیست. اینقدر هم همین کسانی که، مسیحیانی که، روحانیونی مسیحی که بودند حاضر نشدند اینقدر بگویند که افغانستان چه، ترسیده بودند از این. وقتی بنا باشد که روحانیون شان اینطور، ما از آنوقت تا حالا خیال می کردیم روحانیون مسیح آمریکایی هستند، حالا معلوم شد هم آمریکائی هستند هم شوروی ای هستند و روحانیون مسلمین هم بسیارشان کمتر از آنها نیستند. آنهایی که معلوم می کنند مسلمین را که نسبت

صحیفه نور جلد 18 صفحه 69

به صهیونیست یک صدایی بکنند، نسبت به امریکا یک کلمه بگویند، آنها کمتر از آن روحانیون مسیحی که می گویند باید هیچ حرف نزد و آن روحانیونی که طرفدار آمریکا هستند کمتر از آنها نیستند، اینها هم طرفدار آمریکا هستند. مسلمین باید بیدار بشوند، این یک میلیارد مسلم باید بیدار بشوند و کلک این دو تا قدرت بزرگ و دیگر قدرت ها را که در این مناطق مشغول فساد هستند، کلک اینها را بکنند.
ننگ نیست بر کشورهای اسلامی که اسرائیل بیاید و فلسطینی ها را آنطور کند؟ در لبنان آن جنایت ها را بکند و یک میلیارد جمعیت مسلمین بنشینند تماشاچی باشند؟ از چی می ترسند اینها؟ چرا باید اینقدر عرضه باشند؟ شریان حیات شرق و غرب در دست اینهاست، نفت شریان حیات اینهاست اگر ده روز نفت را به روی آنها ببندند خاضع می شوند آنها. در عین حالی که این شریان در دست حکومت های به اصطلاح اسلامی است، در عین حال تقدیم می کنند و التماس هم می کنند. این مصیبت نیست؟ برای مسلمین این مصیبت نیست که همه چیزمان را بدهیم به خارجی ها و در طبق اخلاص بگذاریم و با منت کشیدن از آنها که بپذیرند؟ وقتی بنا شد که مسلمین به آن مسائل الهی توجه نکنند، به آن مسائل قرآنی توجه نکنند و احکام اسلامی را درست به آن توجه نکنند و دعوت اسلام به وحدت را زیر پا بگذارند، ناچار باید این طور بشوند که همه چیزشان را بدهند و التماس هم بکنند به آنها که قبول کنید شما. نباید ما دیگر بیدار بشویم؟ نباید اینها عبرت بگیرند از ایران؟ امروز همه کشورهای بزرگ عالم از شوروی گرفته است که دارد دائماً به عراق کمک می کند و از آمریکا گرفته است که آن هم همین طور و از فرانسه که مرکز فساد همه دنیا شده است، کشوری که ادعا می کرد که اینجا مهد آزادی و کذاست حالا این تروریست ها را در آنجا جا داده است و به صدام کمک می کند و به این کمک افتخار می کند. مسلمین باید توی دهن اینها بزنند و اگر مجتمع بشوند خواهند زد. و ایران همانطور که همه دنیا دیده است (ولو زیر پا گذاشته اند مطالب را) همه عالم الان مطلعند که شوروی و آمریکا و سایر قدرت ها از ایران سیلی خوردند به برکت اسلام و نخواهد دیگر این ملت اسلامی گذاشت که راه آنها به این مملکت باز بشود. آنهایی که به آرزوی این نشسته اند که آمریکا دوباره بیاید یا شوروی بیاید، آنها خیال باطل به خودشان راه داده اند، به این آرزو نباشند و لااقل تا وقتی که اینها زنده هستند، تا آنوقت آمریکا و شوروی نمی تواند به این مملکت وارد بشود.
 

آنهائی که در خانه نشسته اند و می گویند مردم خسته شده اند از جنگ، آنها خودشان خسته هستند!

این جوان های ما که الان در سرتاسر کشور به جنگ می روند و در جبهه آنطور حماسه ها می آفرینند، تا این جوان ها هستند و انشاءالله هستند نمی تواند کسی به این مملکت صدمه وارد کند. آنهائی که در خانه نشسته اند و می گویند مردم خسته شده اند از جنگ و خسته شده اند از چه و چه، آنها خودشان خسته هستند، از اول هم خسته بوده اند. مردم کی اند؟ این اندیمشک است که مورد تجاوز

صحیفه نور جلد 18 صفحه 70

واقع بشود، دنباله اش جنگ جنگ تا پیروزی می گوید. آن هم جاهای دیگری که از دزفول گرفته تا هر جا ملاحظه کنید به مجرد اینکه یک فسادی، در آنجا واقع می شود و صدام یک جنایتی می کند دنبالش همه - مردم - در - می ایستند و فریاد می زنند مرگ بر کی و مرگ بر کی و جنگ جنگ تا پیروزی. اینها مردم نیستند؟ این مردمی که در مساجد و در نمازجمعه ها و سرتاسر کشور مجتمع اند و فریادشان بلند است از اینکه جنگ باید کرد و خودشان هم داوطلب الان دارند به طرف جبهه ها می روند، اینها مردم ایران نیستند؟ اینها از کره مریخ آمده اند؟ مردم ایران عبارت از یک دسته هستند که نشسته اند و نه یکی شان رفته اند به جبهه با اینکه بعضی شان دارای کذا و کذا هستند! فقط مردم ایران اینها هستند که در عین حالی که دارد این کشور به طرف فنا خدای نخواسته می رود (اگر چنانچه سست بیایند جوان های ما) شما چند نفر هستید مردم ایران که می گویید از جنگ خسته شده ایم؟ شما چه وقت جنگ کرده اید که خسته بشوید؟ شما کدام یکی تان رفته است جبهه تا یک خستگی احساس بکند؟ کدامتان حاضر شده است که آمریکا و شوروی را محکوم کند؟ شما مثل سایر آنهای دیگری می مانید که نشسته اید آنجا و هی اشکالتراشی می کنید به این ملت. ملت اینها هستند، ملت این مردم کوچه و بازار هستند، این مردم دهات و نمی دانم قصبات و شهرستان ها، اینها هستند که دارند به جنگ کمک می کنند و به جبهه ها، پشت جبهه ها کمک می کنند و بانوانشان و بچه هاشان و بزرگ هایشان و همه شان مشغول خدمت هستند. اینها که خسته نشده اند. از چی خسته بشوند؟ از اسلام روبرگردانند؟ امروز اگر ما از این جنگ و از این دفاع مقدس، ما جنگ نداریم با کسی، ما دفاع داریم می کنیم از کشور خودمان. ما باز کشورمان تحت سلطه صدام هست یک مقداری از آن، مائی که داریم دفاع از اسلام می کنیم اگر خسته بشویم معنایش این است که ما از قرآن کریم دیگر خسته شده ایم، از اسلام خسته شده ایم. کدام یک از این افرادی که در این کشور هستند الا یک دسته اقلیت فاسد، خسته هستند از این امور؟ این جوان های ما می دانند که اگر خدای نخواسته صدام غلبه پیدا کند به این کشور چه خواهد کرد و با همه چیز مردم چه خواهد کرد. این جوان های غیوری که یک همچو احساسی دارند می نشینند تو خانه شان و می گویند که خسته شده ایم از جنگ؟ از چی خسته شده اند؟ از دفاع کشورشان خسته شده اند؟ از دفاع از اسلام خسته شده اند؟ از دفاع از نوامیس شان خسته شده اند؟ یک دسته هم نشسته اند هر کار صحیحی هم بشود آنها می گویند خراب است. هر خدمتی هم که دولت می کند آنها می گویند خراب است. آنها از اول دلشان می خواهد که وضع، این وضع نباشد، برگردد به آن زمان رفاه نمی دانم چی که جوان ها تو قهوه خانه بروند و توی کاباره ها بروند و چه بکنند و پیرها هم مجالسی داشته باشند به عیش و نوش. اینها دلشان می خواهد این بشود و این خواب را نخواهید ترجمه اش را دید. این تعبیر این خواب تعبیر برای شما نخواهد شد.
این ملت یک ملت زنده است، یک ملتی است که دنیا الان رویش حساب می کند. این ایرانی بود که همسایه هایش هم قبولش نداشتند. این ایرانی بود که فقط با لفظ، با لفظ آقای آریا مهر یک

صحیفه نور جلد 18 صفحه 71

تبلیغاتی برایش می شد و الا کجا چیز داشت، همه اش وابستگی، همه اش خرابی سرتاسر کشور ما که ملاحظه بکنید الا شهرستان ها آن هم تهران عمدتا که مورد توجه بود و می خواستند آن هم چون اشراف و اعیان در اینجا هستند، آنها خوش بگذرانند، این دهات و قصبات و آن جاهای دور افتاده یک نظر به آن نشد. این بدبخت ها باید با الاغ از این ور آن ور بروند مریض هایشان را ببرند بین راه هم بمیرند دولت الان مشغول است برای راه درست کردن و مشغول است برای بیمارستان درست کردن و برای مدرسه درست کردن که چندین هزار مدرسه درست شده است، چندین هزار کیلومتر راه درست شده است. همه اینها را آقایان نشسته اند توی خانه شان می گویند هیچی نشده است. چی چی می خواهید بشود؟ آنچه که شده در زمان رضاخان - بوده است - شده است و در زمان محمدرضا شده است که خیابان ها را آنطور مرکز فساد قرار داده بودند؟ شما آنها را صحیح می دانید! آن چیزی که در این چند سال شده است، از همه جهات، آن تحولی که در جوان های ما پیدا شده است که از کاباره کشیده شده اند به میدان جنگ با کفار، از مراکز فساد کشیده شدند به مراکز صلاح و دعا و نیایش، بانوان ما که آنطور با آنها ظلم شده بود امروز در سرتاسر کشور مشغول تعلیم و تعلم هستند و مشغول جهاد هستند فی سبیل الله. چی می خواهید بشود؟ آقایان چرا چشم هایتان را هم گذاشته اید و گوش هایتان را به بوق های آمریکا و اروپا باز کرده اید؟ چشم هایتان را باز کنید ببینید چه خبر شده است در ایران. دیگران باید بگویند؟ گاهی هم می گویند البته. شماها که باید تبلیغ کنید از این اسلام، تبلیغ کنید از این دیانت، تبلیغ کنید از این کشور، دفاع کنید از این کشور با قلم تان، با صحبت تان، با چی، هی اشکال، اشکال، اشکال برای چی؟ شما چی کم دارید که اشکال می کنید؟ این مردم، این مستضعفین، این بیچاره ها، این جنوب شهری های همه کشور ما اینطور دارند جانفشانی برای اسلام می کنند و هیچ هم اظهار خستگی نکرده اند. الان هم وقی که می بینید فوج فوج حرکت می کنند به جبهه ها برای جنگ و برای دفاع از اسلام، اینها ملت نیستند؟ این جوان ها که دارند می روند جزء این ملت نیستند؟ ملت اینجا، ملتی باید از آمریکا باید بیاید؟ بیدار بشوید یک قدری، توجه کنید یک قدری به مسائل.
 

ای مسلمین جهان! آقائی خودتان را از اسلام و بیت الله کسب کنید

و شما آقایان که دارید مشرف می شوید به این بیت معظم الهی، علاوه بر اینکه باید خیلی جدیت کنید به اینکه این مردمی که بسیارشان مسائل حج را خوب نمی دانند، مسائل حج را برای اینها بگویید قبل از اینکه هر کاری را می خواهند بکنند، در هرجا هستید مردم را بخواهید آنجا و مسائل حج را برایشان با قاعده گوشزد کنید، بگوئید همین طور واجباتش را، محرماتش را، اینطور چیزها. علاوه بر این، آن مسائلی که باید، با مسلمین در میان بگذارید، معاشرت کنید با آنها البته با یک نظامی و به آنها حالی کنید که آقا چرا نشسته اید که آمریکا از آن ور دنیا دستش را دراز کند و شما را بخواهد اداره کند. بخواهد خلیج فارس را، خلیج فارس به تو چه کار دارد؟ تو چکاره هستی که از آن ور می خواهی خلیج فارس را تامین کنی؟ ما خودمان باید بکنیم، به شما چه ربطی دارد؟ مسلمان خودشان باید بکنند،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 72

خلیجی ها باید بکنند این را. ما میل داریم که با همه کشورهای اسلامی برادر باشیم، با همه حکومت ها در عین حالی که اعوجاج دارند برگردند و با ما دست اخوت بدهند. ما صلاح همه را می خواهیم. ما می خواهیم که آنها عزیز باشند. ما می خواهیم آنها نوکر امریکا نباشند. آمریکا از آن ور دنیا آقایی نکند به شما، شوروی هم از آن ور. شما با هم باشید. شما همین حکومت هایتان با هم باشد، ملت هایتان دنبالتان هستند. شما با ملت ها خوش رفتاری کنید، ملت ها دنبال شما هستند، اگر خوش رفتاری کردید و جهات اسلامی را مراعات کردید، این ملت ها همراه شما هستند، آنوقت آسیب ناپذیر هستید. الان حکومت ایران آسیب ندارد برای اینکه برای مردم دارد خدمت می کند و مردم هم دنبال او هستند. مردم حافظ هستند. اگر یک گرفتاری در زمان رضاخان پیش می آید، در زمان محمدرضاخان پیش می آید برای آنها، مردم خوشحال می شدند که این گرفتاری برایشان پیش آمده. امروز اگر یک گرفتاری برای کشور ما پیدا بشود، برای حکومت ما پیدا بشود مردمند که حل می کنند این را و دولت هم خدمتگزار است و باید خدمتگزار باشد. مجلس هم خدمتگزار است و باید خدمتگزار باشد. همه ما باید خدمتگزار باشیم به این مردم. همه باید تشکر کنیم از اینهائی که این جنگ را دارند اداره می کنند با این فشارها، در عین حالی که همه بر خلاف هستند و همه می خواهند که ما منزوی باشیم. بحمدالله ایران در همه دنیا مطرح است و مسلمین همراه او هستند و من امیدوارم که این سفر مبارک شما را موفق بکند به اینکه این مسلمین جهان را، این روحانیون کشور ما را، این روحانیون درباری را که آنجا لابد می آیند، توجه بدهید به اینکه آقا چرا باید شما عزت خودتان را در نوکری آمریکا بدانید؟ در نوکری صهیونیست ها بدانید؟ شما آقائی خودتان را از اسلام کسب کنید، آقائی خودتان را از بیت الله کسب بکنید. دور بیرق اسلام جمع بشوید، دور حول خانه خدا جمع بشوید و با هم بیعت کنید که اجتماعتان همه تان بر خلاف مصالح اسلام نباشد و بر وفاق مصالح باشد و دست قدرت های بزرگ را انشاءالله کوتاه کنید و این کنگره بزرگ اسلامی انشاءالله به نتیجه مطلوبی که اسلام دارد برسد و شماها با سلامت و سعادت مشرف بشوید و دعا کنید که مسلمین و سران اسلام بیدار بشوند و توجه بکنند به مصالح اسلامی و دعا کنید به این ملتی که همه چیزش را در طبق اخلاص برای اسلام گذاشته و دارد فعالیت می کند و دعا کنید که خداوند این کوردل هایی که گاهی پیدا می شود در ایران یا در جاهای دیگر، اینها را خدا هدایت کند که به دامن اسلام برگردند و متوجه به مصالح اسلام باشند و ننشینند هی کارشکنی بکنند. همراهی کنند با این ملت.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان نیروهای دریایی و هوانیروز، گروهی از خلبانان و پرسنل فنی - هوایی، پرسنل نیروی دریایی و هوایی و گروهی از دانشجویان شرکت کننده در مجمع جهانی حرکت اسلامی دانشجویی

تاریخ: 1362/06/01

 

ما هر روز باید به بیداری و وحدت خودمان بیفزائیم

بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً از مهمان های عزیزمان که از خارج کشور آمده اند، دانشجویان عزیزی که در جبهه خارج به مجاهدت در راه خدا ادامه می دهند تشکر کنم و توفیق آنها را برای رسیدن به نیل اسلامی از خدای تبارک و تعالی تقاضا نمایم. این دانشجویان عزیز که در خارج کشور با آن زحمت ها و با آن کارشکنی ها به طرفداری از اسلام و جمهوری اسلامی و کشور عزیز قیام کردند و اقدام، مورد تشکر و تقدیر هستند و مجاهدینی هستند که در جبهه خارج به اسلام خدمت می کنند و امیدوارم که نام مبارکشان در صحیفه های اسلامی ثبت بشود و برای اسلام ذخیره هایی باشند که کشور خودشان را از انحرافات نجات دهند. و بعداً از شما پرسنل نیروی هوائی و هوانیروز و خلبانان عزیز تشکر می کنم که با برادرهای خودتان همصدا هستید و به طور شایسته خدمت برای اسلام می کنید و دست جنایتکاران را از کشور اسلامی قطع کردید و انشاءالله بعدها هم مجال به آنها نخواهید داد که در این کشور به چپاولگری های خودشان ادامه بدهند. شماها می دانید که این کشور و خصوصاً ارتش در زمان شاه مخلوع چه وضعیتی داشت. اسم استقلال را می گفتند، تکرار می کردند، اسم تمدن را تکرار می کردند، لکن ما در هیچ چیز استقلال نداشتیم و بویی از تمدن در این کشور ما نگذاشتند که به مشام مردم برسد و خدای تبارک و تعالی به ملت ما و به مسلمین منت گذاشت و این نیروها را و نیروهای مردمی را بیدار کرد و در همان وقت اول که نیروهای مردمی نهضت کردند، نیروهای اسلامی، لشکر اسلامی که متحول شدند از آن لشکر طاغوتی به لشکر انسانی - اسلامی، از همان اول به دامن ملت برگشتند و با مجاهدات همه اینها کشور ما - را - به پیروزی رساند و ما امروز در بین راه هستیم. اینطور نیست که ما را امثال قدرت های بزرگ مثل آمریکا و شوروی رها کنند، آنها باز طمع دارند به ما. آنها در خارج نشسته اند و عمال آنها در خارج و داخل مشغول کار هستند و طمع دارند باز به این کشور و طمع دارند به ارتش. لکن تحولی که در این کشور پیدا شد به برکت تأییدات الهی و جوان های ما را نجات داد و شما عزیزان نیروهای ثلاثه را نجات داد، تحولی است که امیدوارم که به همین وضع باقی باشد و تا این وضع موجود است و وضع موجود استدامه دارد، هیچ آسیبی به شما نخواهد رسید.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 76


مهم این است که ما و شما آشنای به وظایف اسلامی و وظایف میهنی خودمان باشیم گمان نکنیم که مسائل تمام شده است و ایران نجات مطلق پیدا کرده است و کسانی که در کمین نشسته اند آرام می شوند. ما هر روز باید به بیداری خودمان بیفزاییم و هر روز باید به وحدت و انسجام خودمان افزایش بدهیم. ما باید، شما باید خودتان را از سایر نیروهای مسلح اسلامی جدا ندانید و آنها هم باید خودشان را از شما جدا ندانند، همه از یک نیرو هستید با اسماء مختلف، نیروی اسلامی - الهی هستید. اسماء مختلف، لکن معنا واحد و تا این وحدت معنا هست و تا این وحدت بین قوای لشکری هست، ارتش هست و وحدت بین آنها و سپاه پاسداران و بسیج و مردم هست این کشور مصون از هر بلیه ای است، و خدا نکند یک روزی بیاید که منحرفین شما را گول بزنند و ایجاد اختلاف بکنند بین شما. و خدا نکند که روزی بیاید که اشخاصی که انحراف از اسلام دارند، بین شما و پاسداران عزیز اختلاف ایجاد کنند. اگر اختلاف بیاید بین شما و وحدتتان از بین برود مطمئن باشید که آنها کار خودشان را خواهند کرد و شما را همانطور که سابق ارتش در تحت فرمان او بود، شما را تحت فرمان خودشان خواهند گرفت و همچو تصفیه ای خواهند کرد که از شما که برای اسلام خدمت می کنید یک تن باقی نگذارند. باید هوشیار باشید، باید هوشیار باشیم، باید دولت و ملت هوشیار باشند که غفلت از اینکه در کمین هستند برای بلعیدن این کشور از همه اطراف، از آمریکا گرفته تا شوروی، در این معنا شک نباید بکنیم و متکی به خدای تبارک و تعالی باشیم و متکی به قدرت ملی خودمان باشیم که - با - وحدت شما و همراهی ملت از شما و پشتیبانی همه قشرهای ملت از شما، شما را از آسیب مصون نگه می دارد.
 

اسلام اجازه نمی دهد به مسالمت بین مسلمان و یک کافر متعدی!

و بحمدالله شما آن سیلی ای که - در اول - در اول حمله صدام وعده داده شد که به صورتش بزنید، شما زدید و الان یک موجود سیلی خورده است که همه چیزش را از دست داده است و کمک های خارجی، کمک های منطقه، کمک های ابر قدرت ها نمی تواند او را نجات بدهد. امروز صدام دور افتاده است و از هرکس تقاضا می کند که یک اصلاحی پیش بیاید حتی از گروه های منحرف و اشخاص منحرف، باز دامن آنها را می گیرد که آنها پیشنهاد اصلاح بکنند، و اما یک اصلاح آمریکائی آنها نمی دانند که آن چیزی که در ایران است و آن معنائی که در ایران است و آن چیزی که در اسلام است اجازه نمی دهد که با یک موجودی که به صغیر و کبیر کشور خودش و کشور ما رحم نکرده است، اصلاح پیش بیاید. لفظ اصلاح یک امری است که صلاحیت ندارد بین مسلمان ها و یک طایفه ای که از اول به اسلام عقیده نداشتند و مؤسس آنها عفلقی بوده است که به هیچ دینی از ادیان الهی اعتقاد ندارد. معنا ندارد که دولت اسلامی ایران با دولتی که هیچ اعتقاد به اسلام و به اخلاق بشریت ندارد، سر میز اصلاح بنشیند. ایران همانطور که سیلی زد به این موجود مفلوک، به سیلی زدن خودش و به پس گردنی زدن خودش ادامه می دهد تا اینکه آن چیزهائی که باید زیر بار بروند با فشار نظامی ایران و با

صحیفه نور جلد 18 صفحه 77

فشار ملت ایران تحقق پیدا بکند. ملت ایران اگر می خواست که صلح آمریکایی بکند، همان اول از آمریکا جدا نمی شد و قطع روابط نمی کرد و دستش را از ایران کوتاه نمی کرد و جاسوسان او را بیرون نمی کرد و امروز هم اگر دستش را به صلح آمریکایی دراز کند، صدام و امثال صدام کنار می روند، لکن مستشارهای آمریکایی وارد معرکه می شوند. ما نمی توانیم صلحی را بپذیریم که طرح آمریکایی دارد و صدام نمی تواند بپذیرد آن چیزهائی را که ما می خواهیم. کسی که ابتدائاً برای اینکه سردار قادسیه باشد تصریح کرد که من به کشوری که مجوس هستند دارم حمله می کنم و کشور ایران را مجوسی خواند و حمله خودش را حمله سردار قادسیه خواند و هیچ اعتقاد به اسلام و اخلاقیات اسلام نداشت، امروز هم در رادیو و هم در صحبت ها او دم از اسلام می زند.
حالا که بیچاره شده است از اسلام دم می زند و اگر مهلت داده بشود به این خبیث، آن روزی که مهلت پیدا بکند و تجهیز قوا بکند بدتر از اول به سرزمین شما حمله می کند. باید امروز که بحمدالله قدرت در دست شما ارتشی ها و سپاهی ها و بسیجی ها و عشایر هست، این قدرت را حفظ کنید و این وحدت را حفظ کنید و به پیش بروید که خدا با شماست و امیدوارم که با زحمت و تلاش پیگیر شما تمام این توطئه ها از بین برود و ایران استقلال خودش را حفظ کند و آزادی خودش را حفظ کند. آنهایی که از ما می خواهند که با صدام صلح کنیم و به جنگ ادامه ندهیم، آنها - جنگ آمریکایی - صلح آمریکایی می خواهند. بعضی از آنها سر تا قدمشان آمریکایی است و از عمال شاه سابق بوده اند و حالا اسلامی شده اند و برای وطن شان و برای حفظ خون مردم وطن شان ناله می کنند و اشک تمساح می ریزند و انشاءالله شما و سایر قوای مسلح به کار خودتان با قدرت، با اعتماد به خدای تبارک و تعالی ادامه بدهید و حفظ کنید کشور خودتان را از اینکه دست های قدرت های فاسد در اینجا باز بشود و من امیدوارم که دیگر نتوانند اینها یک همچو تخیلی را بوجود بیاورند و عملی کنند. البته آنها طمع دارند باز طمع شان نبریده است. آنها هم پیشنهاد می کنند که باید صلح بشود، لکن صلحی که آنها می خواهند صلح آمریکایی می خواهند و ما صلح اسلامی می خواهیم. ما می خواهیم آن کسی که تعدی کرده است به مسلمان ها و آن اشخاصی که خون مسلمان ها را در بلاد ما و بلاد خودش ریخته است و علمای اسلام را در بلاد خودش شهید کرده است، ما می خواهیم به حکم اسلام از او انتقام بگیریم، ما می خواهیم قصاص کنیم، ما می خواهیم دست او را قطع کنیم و ما می خواهیم که این حزب منحوس و این حزب عفلقی از بین برود و کشور عراق به دست خود عراقی ها، به دست مردم و ملت خود عراق اداره بشود، نه به دست دیگران و امثال صدام که تمام حیثیت عراق را، حیثیت نظامی عراق را، حیثیت ملی عراق را زیر پا گذاشته است و تمام ذخیره عراق را برای نفهمی به باد فنا داده است که امروز مفلس شده است و طلاها و جواهرات زن های مردم را مامورین می روند و به زور می گیرند و یک دسته از خودشان هم نمایش می دهند که صف کشیده اند برای اینکه ذخیره های خودشان را بدهند، با اینکه با زور دارد از ملت خودش طلاها را می گیرد و در کویت و در غیر کویت به فروش می رساند برای اصلاح حال خودش و یا برای پر کردن جیب خودش و دیگران. یک همچو موجودی نباید دیگر در دنیا باقی بماند و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 78

نباید حکومت این کشور اسلامی را داشته باشد. اسلام اجازه نمی دهد به یک همچو مسالمتی بین ما و او و بین مسلمان و یک کافر متعدی. ما باید به همه کشورهای منطقه بگوییم که اسلام به ما اجازه نمی دهد که حتی یک وجب از ملک شما و از مملکت شما تصاحب کنیم، ما دفاع داریم می کنیم از شما و از کشور خودمان. ما دفاع از نوامیس شما می کنیم، ما دفاع از علمای شما می کنیم، ما دفاع از متدینین شما می کنیم، ما دفاع از ملت شما می کنیم. لکن بعد از اینکه انشاءالله پیروزی حاصل شد، کشور شما مال خود شماست و کشورهای منطقه مال صاحبانش هست و کشور اسلامی به یک وجب از خاک دیگران طمع ندارد، لکن نمی گذارد که کسانی که طمع در مملکت خودش دارند و کسانی که تعدی کردند به کشور ما، نمی گذارد آنها به راه حیات خودشان ادامه بدهند. من از خدای تبارک و تعالی توفیق شما جوانان و همین طور جوانان عزیزی که در خارج از کشور به اسلام خدمت می کنند، از خدای تبارک و تعالی می خواهم. آنها مجاهدینی هستند که با کمال اخلاص دارند خدمت می کنند به ایران و شما مجاهدینی هستید که با اخلاص دارید خدمت می کنید به کشورتان و خداوند با شماست و شما را پیروز می کند انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1362/05/30

 

باز گذاشتن دست کسانی که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند، خیانت است

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما آقایان که وقت خودتان و جوانی تان را برای اهداف انقلاب اسلامی صرف می کنید، کمال تشکر را می نمایم. خداوند به شما جزای خیر عنایت فرماید و بیش از پیش موفق باشید.
جمهوری اسلامی از اول که پیروز شد آزادی را به طور مطلق به همه طوایف داد، نه تنها هیچ روزنامه ای تعطیل نشد بلکه هر گروهی و حزبی به کارهای خود مشغول بودند و بعضی از گروه ها که ناشناخته بودند، از طرف دولت به کار گمارده شدند. لیکن به تدریج فهمیده شد که اینها یا توطئه گرند یا جاسوسی می کنند. از طرف دیگر نمی شد که انقلاب را رها کنیم، نه اسلام اجازه می داد و نه عقل که یک دسته از عنوان دولت یا غیر دولت برای سرنگونی جمهوری اسلامی سوء استفاده نموده و یا جاسوسی کنند و ما ساکت باشیم. با این مقدار فداکاری که شما و دوستان انجام داده اید، باز گذاشتن دست کسانی که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند خیانت است. همین حزب توده که به قدرت بزرگ شوروی متکی است و می دانید که جاسوسی برای کشوری می کند که شصت و چند سال از عمر حکومتش می گذرد و نه در آنجا آزادی و نه حزبی جز حزب خودشان می باشد، از اول هم که روی کار آمدند گروه های بسیاری را کشته و یا تصفیه کردند، حتی این حزب هم در ایران آزاد بود، آنوقت فریاد می زدند آزادی نیست. بحمدالله شما با کمال دقت مراقبت نمودید تا آنها را خوب شناختید و اقدام لازم را نمودید. اینان مثل منافقین و همه گنهکاران باید محاکمه شوند و به جزای اعمالشان برسند.
امیدوارم آنها که امروز به فکر توطئه هستند روزی چهره هایشان برای مردم شناخته شود. بنابراین شما و همه ملت که اینهمه فداکاری برای استقلال و آزادی از دست ابر قدرت ها و چپاولگرها کرده اید، امکان ندارد که اجازه دهید در یک چنین محیط اسلامی برای اینکه شرق و غرب خوششان بیاید، سهل انگاری شود و آزادی ای که صحیح است و برای اسلام و کشور مضر نباشد از اول بوده و الان هم هست و هیچ انقلابی مثل انقلاب اسلامی ایران نبود که به مجرد پیروزی راه ها را باز و فعالیت همه حزب ها و گروه ها را آزاد گذارد. بنابراین کار شما کار ارزشمندی است. امیدوارم شما توفیق و اطلاعات بیشتری پیدا کنید. خداوند به شما کمک کند تا توطئه گرها را به سزای اعمالشان برسانید. خداوند همه شما را حفظ کند. من باز از شما تشکر می کنم، امیدوارم در کارهایتان موفق باشید

صحیفه نور جلد 18 صفحه 74

و همیشه خدا را در نظر داشته باشید که بر خلاف آن عمل نکنید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورایعالی تبلیغات اسلامی

تاریخ: 1362/06/02

 

فقه در رأس دروس است ولی مسائل دیگر هم مهم است که باید به آنها عمل شود

بسم الله الرحمن الرحیم
آمار و مطالبی که فرمودید امید بخش است. در قدیم حوزه ها محصور شده بود در چهار دیواری که کسی نمی توانست از آن بیرون بیاید. تبلیغات سوء به صورتی بود که اگر طلبه ای می خواست حرفش را بزند و در فکر تشکیلات باشد، مورد طعن قرار می گرفت. همیشه صحبت (نظم در بی نظمی است) مورد تأیید بود. همه باید متأسف باشیم که این انقلاب دیر پیروز شد. اگر این انقلاب سی سال پیش پیروز می شد، وضع حوزه ها غیر از این بود. البته روحانیت خوب عمل کرد و فقه اسلام را که فقه جعفری است با مجاهدت های زیاد زنده نگاه داشت، ولی بالاخره محصور شده بودند در همان جهت فقهی ولی همان را خوب عمل کردند. اشکال به ما این بود که به غیر از مسائل عبادی فقه هیچ کاری نمی کردیم. حوزه ها در زمینه های دیگر حرکتی نداشتند، تازه علمای بزرگ هم منبر نمی رفتند و تبلیغی که اساس کار است انجام نمی دادند. وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقای شاه آبادی رحمت الله علیه می گفت مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی که یکی از فلاسفه بزرگ و مردی عالم و صادق و پرهیزگار بود وقتی فوت کرد شخصی برای تعریف از او در منبر گفت خودم دیدم که او قرآن می خواند. وضع حوزه ها اینگونه بود. علوم ریاضی یا سایر علوم یا نبود یا کم بود. اصولا کسی به این فکر نبود که چه چیزهائی باشد و چه چیزهائی نباشد، حرکت در حوزه ها نبود. حوزه کسی را به عنوان مبلغ اعزام نمی کرد، البته افراد، خودشان برای تبلیغ می رفتند ولی حوزه کسی را نمی فرستاد. اعزام به خارج که در ذهن ها نبود و هیچ کس هم فکر نمی کرد که امکان دارد کسی را به خارج فرستاد، ولی بحمدالله امروز در حوزه ها این مسائل حل شده است من باز عرض می کنم که فقه را نباید فراموش کرد. فقه به همان صورتی که بوده است باید باشد. فقه جواهری باید تقویت شود. باید حوزه ها وقت وافرشان را صرف فقه و اصول و فلسفه و مباحثه کنند زیرا فقه در رأس دروس است ولی مسائل دیگر هم مهم است که باید به آنها عمل شود.
 

ما می خواهیم انقلابمان را با تبلیغ صادر کنیم نه با شمشیر

وضع تبلیغات باید متناسب با نیازها و وضع حوزه ها باشد. باید آقایان توجه داشته باشند، همیشه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 80

دنبال مسائل واقعی بروند. کتاب هائی را که می خواهید منتشر کنید، حتماً بدهید عده ای از فضلا بخوانند و نظر دهند و خودتان دقیقا بررسی کنید. اعزام مبلغ از امور بسیار لازم است که باید با دقت عمل شود. ما که می گوئیم می خواهیم انقلابمان را صادر کنیم، نمی خواهیم با شمشیر باشد بلکه می خواهیم با تبلیغ باشد. ما می خواهیم تبلیغات گسترده ای را که کمونیست ها و دیگران بر ضد اسلام می کنند، با تبلیغات صحیح خنثی کنیم و بگوئیم که اسلام همه چیز دارد. اسلام مثل مسیحیت کنونی نیست. از اول نقشه بود که اسلام را مثل مسیحیت که در کلیسا محبوس است، در مدرسه ها محبوس کنند. متأسفانه خودمان به این نوع تفکر کمک کردیم. به زبان آوردن کلمه سیاست جرم بود برای اینکه القا کرده بودند که سیاست مال منحرفین است. اصولا اساس اسلام از سیاست است. به وسیله پیغمبر اسلام و پس از آن تا مدت ها حکومت تشکیل داده می شد و آنها تمام امور سیاسی را در دست می گرفتند، لکن در زمان ما کلمه و لغت سیاست را نمی شد به کار برد. شما یادتان نیست در قدیم وضع خاصی بود، فلسفه و عرفان کفر مطلق بود و فضلا از اینکه زبان خارجی بدانند که بتوانند در خارج تبلیغ کنند در حد کفر بود و واقعاً فکرها عقب افتاده بود. اگر ما همه زبان ها را برای تبلیغ اسلام بدانیم عبادتی بزرگ است. ما با زبان اینجا که نمی توانیم برای مردم آمریکا و سایر کشورها مسائل اسلام را بگوئیم. امروز اسلام در اکثر کشورها مطرح است.
 

تبلیغات باید بر اساس معنویات باشد که اساس اسلام است

امیدوارم که شما بتوانید اسلام را برای مردم جهان عرضه کنید. انشاءالله خداوند به شما اجر دهد. البته تبلیغات باید بر اساس معنویات باشد، معنویات اساس اسلام است. سعی کنید معنویات را زیاد کنید و از تشریفات تا آنجا که مقدور است بکاهید. همه اش در فکر درست کردن سالن و ساختمان نباشید بلکه در فکر معنویات اسلام باشید.
 

قم شهر علم و اسلام است و از قم نباید چیز خلافی منتشر شود

توجه داشته باشید کتاب ها و چیزهای دیگری که از قم منتشر می شود غیر از کتاب هائی است که در سایر شهرها منتشر می شود. قم شهر علم و اسلام است. اگر خطائی از قم منتشر شود در دنیا علم می شود. این موضوع هم باید مورد توجه باشد که از قم چیز خلافی منتشر نشود. خداوند به همه شما توفیق دهد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها