0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع رؤسای جمهوری و مجلس، گروهی از مستضعفین جنوب تهران، پرسنل سپاه و ارتش و بسیج مستضعفین و اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر خم

تاریخ: 1362/07/04

 

نگذاشتند حضرت امیر سلام الله علیه مجال پیدا کند برای پیاده کردن حکومت الله به آن نحوی که می خواست

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً من این عید بزرگ را به همه حضار و همه ملت ایران و همه مسلمین جهان و مظلومین سرتاسر عالم تبریک عرض می کنم.
و چه خوب مجلسی است که در یک همچو روز عیدی صاحبان اصلی انقلاب که همین طبقه گودنشینان و کشاورزان و کارگران و مجاهدان هستند در اینجا تشریف دارند و ما از محضرشان استفاده معنوی می کنیم. آن چیزی که موجب تأسف است، این است که مجال پیدا نکرد حضرت امیر سلام الله علیه، نگذاشتند مجال پیدا بکند، چون حکومتی که حکومت الله است در دنیا به آن نحوی که می خواست، خود حضرت امیر سلام الله علیه می خواست پیاده کند تا دنیا بفهمد که اسلام چی آورده است و چه شخصیت هائی دارد. در آن وقت که حکومت دست ایشان نبود، که مجال نبود، آنوقت هم که حکومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند، سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال اینکه یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند نشد و این را ما باید تا آخر ابد از آن متأسف باشیم. اگر یک همچو مجالی برای ایشان پیدا می شد، الگویی بود آن حکومت برای همه کسانی که می خواهند به عدالت و به امور الهی قیام کنند، الگو می شد. ولی تأسف این است که نشد و آنقدری که شد هم باز نورش متجلی است و الان هم همان اثر کمی که از ایشان مانده است در باب حکومت، همان اثر کم هم معلوم که وضع باید چه باشد و تأسف دیگر اینکه مجال پیدا نکرد ایشان که آن علومی که در سینه ایشان بود (وهیهنا علما جما) (ان هیهنا علما جما) پیدا نکرد اشخاصی که حمله آن علم باشند و بلااشکال آن علمی که ایشان حمله اش را پیدا نکردند، آن علم اسرار ولایت، اسرار توحید است و باید همه عرفا تأسف بخورند بر اینکه این مجال برای ایشان پیدا نشد که آن اسرار را که باید افشا کند، افشا بفرماید، مجال نشده و این هم جزء تأسف هایی است که باید خصوصاً عرفا و فلاسفه و علما و دانشمندان در این تأسف روزگار بگذرانند.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 126

 

اگر حکومت، علی (علیه السلام) را الگو قرار داد در اجرا، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین

و ما در این روز، این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و بر حسب نفوس ما بالاترین عید است و نکته اش هم این است که این ادامه نبوت است، ادامه آن معنویت رسول الله است، ادامه آن حکومت الهی است، از این جهت از همه اعیاد بالاتر است و ما در این روز سعید یکی از چیزهایی که وارد شده است این است که بگوییم، بخوانیم: (الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و اهل بیته) .
تمسک به ولایت امیرالمؤمنین چی هست؟ یعنی ما همین این را بخوانیم و رد بشویم؟ آن هم تمسک به ولایت امیرالمؤمنین در روزی که ولایت به همان معنای واقعی خودش بوده است، نه تمسک به محبت امیرالمومنین، تمسک به محبت اصلاً معنا هم ندارد، تمسک به مقام ولایت آن بزرگوار به اینکه گر چه ما و بشر نمی تواند به تمام معنا آن عدالت اجتماعی و عدالت حقیقی را که حضرت امیر قدرت بر پیاده کردنش داشت، نمی توانیم ماها و هیچ کس قدرت نداریم که پیاده کنیم لکن اگر آن الگو پیدا شده بود و حالا هم ما باید به یک مقدار کمی که قدرت داریم تمسک کنیم. تمسک به مقام ولایت معنایش این است، که یکی از معانی اش این است که ماظل آن مقام ولایت باشیم، مقام ولایت که مقام تولیت امور بر مسلمین و مقام حکومت بر مسلمین است، این است که اگر چنانچه حکومت تشکیل شد، حکومت تمسکش به ولایت امیرالمؤمنین این است که آن عدالتی که امیرالمؤمنین اجرا می کرد، این هم اندازه قدرت خودش اجرا کند. به مجرد اینکه ما بگوئیم ما متمسک هستیم به امیرالمومنین، این کافی نیست، این تمسک نیست اصلش. وقتی که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین سلام الله علیه را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایی که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمومنین. اگر چنانچه او الگو نباشد یا اینکه تخلفات حاصل بشود از آن الگوی بزرگ، هزار مرتبه هم روزی بگوید خدا ما را از متمسکین قرار داده است، جز یک کذبی چیزی نیست. و اگر مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشوری است اگر چنانچه الگو قرار داد آن چیزی که امیرالمؤمنین می خواست و آن عدالتی را که او در همان برهه کمی که به او مجال دادند، خیلی کم مجال پیدا کرد، اگر الگو قرار بدهند آن را برای اینکه احکام را و اموری که باید محول به آنهاست به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آنوقت می شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمؤمنین هستند. و ما اگر چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند یا خدای نخواسته نخواهد این کار را بکند، یا بعض افراد نگذارند که این کارها بشود آنوقت ما نمی توانیم بگوئیم که یک مجلس متمسک به ولایت امیرالمؤمنین داریم. و هکذا قوه قضائیه، اگر قوه قضائیه هم تبعیت نکند از آن قضاء امیرالمؤمنین که (.اقضاکم علی) و اگر تبعیت نکند از قضاوت اسلام، متشبث به همان قضاوت اسلامی نباشد، آن هم هر چه بگوید ما متمسک هستیم، بر خلاف واقع است. تمسک وقتی است که قوه قضائیه هم کارهائی که می کنند از روی الگوی علوی باشد که همان الگوی اسلامی است. و مردم ما هم

صحیفه نور جلد 18 صفحه 128

که این دعا را با این فقره را می خوانند آنها هم باید توجه کنند به اینکه تمسک به ولایت حضرت امیر برای آنها تبعیت از مقاصد اوست.
 

کسانی که مدعی هستند ما شیعه امیرالمؤمنین هستیم باید در قول و فعل تبعیت از او داشته باشند

همین طور گفتند که ما شیعه علی هستیم و همین که گفتند ما متمسک به ولایت امیرالمؤمنین هستیم، این کافی نیست، نمی شود این. این امور، اموری نیست که لفظی باشد و با الفاظ و با عبارات بتوانیم ما بگوییم تحقق پیدا کرده است، اینها یک امور عملی است، یک حکمت عملی است اینها. باید کسانی که مدعی هستند که ما شیعه امیرالمؤمنین هستیم، تبع او هستیم باید در قول و فعل و نوشتن و گفتن و همه چیز تبعیت از او داشته باشند. اگر این تبعیت نباشد و ما بگوییم که ما شیعه هستیم، یک گزافی گفته ایم، یک لاطائلی گفته ایم.
امیرالمؤمنین در زمان حکومتش که بسیار کوتاه و بسیار با ناگوارها مقابل بود می بینید که وقتی که آن نامه را به مالک اشتر می نویسد چه مسائل مهمی را، مسائل سیاسی را، مسائل اجتماعی را، همه چیز را در آنجا ذکر می فرماید با اینکه یک بخشنامه ای برای یک نفر بوده است، یک نامه ای برای یک نفر بوده است و آن این است که می گوید که به حسب نقلی که شده است که یک خلخال را از پای یک ذمی در حکومت او در آوردند، به حسب این روایت می فرماید که اگر انسان بمیرد برای این، این ملوم نیست. شیعه این است که اینطور باشد نه مثل ما، شیعه این است که اگر چنانچه در حکومت اسلامی، در کشور اسلامی ظلم ولو به یک ذمی وارد بشود، آن هم ظلم به همین کمی که یک خلخال را از پای یک ذمیه در آورند، بگوید که انسان اگر بمیرد ملوم نیست، ملامت نباید به او بشود، اینطور اهمیت دارد.
 

اسلام تکلیف دارد بر شما که مظلومین را نجات بدهید از دست کفار

و ما امروز می بینیم که در بلاد مختلفه مسلمین، ظلم هاست که بر مسلمین دارد می شود. در لبنان آن آتشی که برافروخته اند، آمریکا برافروخته، آن لشکرکشی ای که از طرف آمریکا و فرانسه و سایر اذناب آنها برای یک مشت مظلوم شیعه و مظلوم مسلمان در آنجا انجام می گیرد، سایر مسلمین نشسته اند و تماشا می کنند. غایت کاری که امسال حکومت ها کردند این بود که عید نگرفتند. کافی است این؟ این هم یک کاری است، اما آنها دارند ظلم خودشان را می کنند، آنها دارند فوج فوج جوان های ما را در لبنان و فلسطین می کشند، آنها دارند در افغانستان جنایات را می کنند، آنها دارند در عراق آن جنایات را می کنند و آنها بر ایران آن جنایات را وارد می کنند. مجرد اینکه امسال ما عید نداریم، این کار را درست می کند؟ این تکلیف را از دوش این دولت ها بر می دارد؟ آنها با سرنیزه پیش می آیند و با توپ و تانک پیش می آیند و مظلومین هم تنها مانده اند و معذلک تو دهنی دارند به آنها می زنند، لکن دولت ها نشسته اند تماشا می کنند و غایت امر این است که عید را نمی گیرند. شما عید

صحیفه نور جلد 18 صفحه 129

نگیرید، عید را آمریکا می گیرد، عید را اسرائیل می گیرد. بهتر از این عید چی که شماها مرتبه تان به آنجا رسیده که هیچ کاری از شما نمی آید الا اینکه عید نگیرید. چه تأثیری در دنیا دارد این؟ عید نگرفتن آنجائی که دنبالش مشت های گره کرده در مقابل آمریکا و در مقابل شوروی و در مقابل صهیونیسم و سایر جنایتکاران با مشت های گره کرده بایستند و با آنهمه امکاناتی که دارید مقابله کنید، آنوقت این عید نگرفتن هم یک اثری دارد والا از آن طرف نفت را به رایگان بدهید به آنها، از آن طرف کمک های معنوی را به آنها بکنید، از آن طرف همه مسلمان ها را در بند خودتان نگه دارید و نگذارید که حتی آنها یک کلمه ای بگویند، آنوقت عید نگیرید، این عید نگرفتن چه اثری دارد؟ اینها انحراف است. اینها تعمیه است. می خواهند به ملت خودشان و مسلمین جهان تعمیه کنند که ما الان ایستاده ایم مقابل اسرائیل. در مقابل توپ و تانک عید نگرفتن کاری است؟ قدرت ندارید شما؟! شما نفت تان را اگر ده روز ببندید به روی دنیا، دنیا خاضع شما می شود. اینها مصیبت هایی است که بر کشورهای اسلامی دارد وارد می شود و خودشان را همه پیرو اسلام می دانند، پیرو دین اسلام می دانند لکن آنی که اسلام هست اصلاً خبری از آن نیست. اسلامی که در قرآنش با صراحت می گوید که نباید سلطه جویان عالم، کفار عالم بر مسلمین مسلط بشوند و سلطه پیدا بکنند، شما کوشش می کنید به اینکه آنها سلطه پیدا بکنند. الان وضع لبنان چه وضعی است؟ این شیعیان لبنان، این مسلمان های لبنان الان در چه حالی هستند و این دولت ها می خواهند باز بسازند - و - با آمریکا، از آمریکا تبعیت کنند و با اسرائیل بسازند و با امین جمیل بسازند. این سازش چه معنی دارد؟ شمائی که قدرت دارید که اینها را سر جایشان بنشانید و نجات بدهید یک دسته مظلومین را و اسلام هم تکلیف دارد بر شما که مظلومین را نجات بدهید از دست کفار، آنوقت همه کار شما این است که عید نداشتید! شما عید درست می کنید برای اسرائیل و برای امریکا. آنها همه روزشان عید است برای اینکه می بینند در منطقه کاری کرده اند که اسلام مهار بشود، هیچ نتواند یک قدم جلو بگذارد. آنها هر روزشان عید است و برای ماها هر روز عزاست.
 

ما می خواهیم با دعوت اسلام را به همه جا صادر کنیم، نه با سرنیزه

مائی که می خواهیم اسلام در همه جا باشد و می خواهیم اسلام صادر بشود، ما که نمی گوئیم که می خواهیم با سرنیزه صادر بکنیم، ما می خواهیم با دعوت به همه جا، اسلام را صادر کنیم. ما می خواهیم یک الگوئی از اسلام در عالم ولو یک الگوی ناقصی باشد نشان بدهیم که همه عقلای عالم غیر از آنهایی که جنایتکاران با لذات هستند، همه ملت های مظلوم بفهمند که اسلام چی آورده و می خواهد چه بکند در دنیا. اسلام با این محرومین، با این مظلومین، با این گرفتارها می خواهد چه کند که اینها را نجات بدهد. و شما دولت های خلیج و غیر خلیج کوشش دارید به اینکه این اسلام را نگذارید از ایران یک قدم بیرون بگذارد ولو اینکه به رغم انف شما، بیرون پا گذاشته است و خواهد گذاشت. مسلمین، انصافاً انسان باید بگوید که این دولت های اسلامی، همه دولت های اسلامی، الا یک

صحیفه نور جلد 18 صفحه 130

معدود بسیار کمی اصلاً به اسلام کاری ندارند، اسلام وسیله برای مقام است، اسلام غیر از این نیست که وسیله باشد با لفظ اسلام و با قول به اسلام مثل اسلام رضاخانی و محمدرضاخانی، اسلام اینها این بود که قرآن هم طبع می کردند و رضاخان مجلس روضه هم داشت و عزاداری هم آنوقت ارتشش می کردند و همه اینها بود، دسته هم در می کردند، من خودم دیدم. اما اساس را می خواست از بین ببرد، با این صورت اساس را می خواست از بین ببرد و از او بدتر محمدرضا بود که روی نقشه کار می کردند و هر کاری می کردند برای بردن - اساس است - اساس بود. الان هم حزب بعث عفلقی عراق همین کار را دارد می کند، حالا دیگر عابد و مسلمان شده اند، لکن عابد و مسلمانی که عبید زاکانی می گوید. اساس را اینها از بیخ قبول ندارند. اینها اسلام را منافی با مقاصد خودشان می دانند و منافی هم هست. مقاصد آنها این است که بزنند و بکوبند و مردم را زیر فشار قرار بدهند و غارت کنند و هر چه مردم دارند بگیرند از آنها و برای خودشان در بانک های خارجی انبار کنند، مثل محمدرضا که کرد این کار را اسلام با این آشنائی ندارد با یک همچنین مطلبی آنها می دانند که اسلام اینطوری نیست، پس، این اساس نباید باشد.
 

دولت واقعاً باید آنطوری که علی (علیه السلام) برای محرومین دل می سوزاند با تمام قدرت دل بسوزاند

ما که امیدواریم که یک جلوه ولو بسیار ناقصی از ولایت، ولایت علی علیه السلام در کشور ما شده باشد، ما باید توجه بکنیم، کافی ندانیم اینکه ما تظاهر می کنیم و شعار می دهیم و چه، اینها کافی نیست. دولت واقعاً باید با تمام قدرت آنطوری که علی علیه السلام برای محرومین دل می سوزاند این هم با تمام قدرت، دل بسوزاند برای محرومین، مثل یک پدری که بچه هایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این می رود که آنها را سیر بکند، یک دولت تابع امیرالمؤمنین باید اینطور باشد. الحمدلله هستند خیلی، البته من نمی گویم که کسی می تواند مثل حضرت امیر باشد، خود او هم گفت که شما نمی توانید، نمی توانیم هم واقعاً، اما اعانت کنیم ما او را به ورع و تقوا، اعانت کنیم به اینکه تا آن اندازه که می توانیم، برای همه تا یک اندازه ای قدرت هست که هم خودش را نگه دارد و هم جمهوری اسلامی را نگه دارد. این قدرت های کوچک وقتی پهلوی هم گذاشته می شود یک قدرت بزرگ است. الان چهل میلیون جمعیت ایران یک قدرت اسلامی بزرگ است که انشاءالله اگر با همین وضع باقی باشد، به همین انسجام باقی باشد، طرفداری از دولتشان بکنند، طرفداری از مجلس شان بکنند و پشتیبان باشند برای جنگ هائی که در این کشور به بار آورده اند، اگر اینها به همین حال باشند آنوقت یک پرده ای از مقام ولایت در این کشور جلوه پیدا کرده است. کوشش کنید بر اینکه کوشش بکنند همه جمعیت ها و ارگان ها و همه نهادهای اسلامی در اینکه این تبعیت از مرام علی علیه السلام را حفظ کنند و به پیش ببرند. قانع نشوند به اینکه ما حالا تا یک حدودی چه شده است، نخیر، هیچ قانع نشوید.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 130

 

شما گودنشینان و زاغه نشینان که به ما منت دارید و برای اسلام پیروزی ایجاد کردید باید حفظ کنید آن را

انسان حد ندارد، بی حد است انسان. انسان در معنویات هیچ حدی ندارد تا آنجائی که برگردد به مبدا کمال مطلق. در قدرت هم همین طور است. قدرت اسلامی انسان بی حد است. بنابراین باید همه کشور ما به این توجه داشته باشند که اگر چنانچه دیر بجنبند گرگ ها آنها را می خورند. اگر به این قدرتی که الان در جبهه ها هست و بحمدالله هر روز برای اسلام پیروزی ایجاد می کنند، اگر دیر بجنبند آن قدرت ها و دیر بجنبند این ملت، به دنبال آنها گرگ ها از اطراف نشسته اند و فرصت طلبی می خواهند بکنند که همه ایران را ببلعند و شمایید که باید حفظ بکنید و شما گودنشینان و زاغه نشینان که به ما منت دارید و برای اسلام پیروزی ایجاد کردید و شما عزیزانی که سلامت خودتان را برای اسلام از دست دادید و ما همه مرهون زحمات شما هستیم، باید توجه بکنید که این وحدت الهی محفوظ باشد. شیاطین نیایند و وسوسه ایجاد کنند که حالا هم چیزی نشده است این شیاطین می خواهند آنی که بشود این است که باز مجالس رقص زمان محمدرضا و مجالس - نمی دانم - عیش و عشرت آنوقت و سینماهای آنوقت باشد، البته این نشده و نمی شود هم.
آنهائی که می گویند که این کشور باز چیزی نشده است، مثل آنوقت و بدتر از آنوقت است، برای این است که در نظر آنها بدتر است. آنها می خواهند آنطور باشد، آنها می خواهند که در همه کشور ما مسکرات مثل آب جریان داشته باشد، آنها می خواهند فحشا در همه جا باشد، آنها نیست، البته آنها هم ناراضی هستند. لکن شما گودنشین ها، شما زاغه نشین ها، شما کشاورزان، شما کارگرها که بنیه این کشور هستید و اساس این کشور هستید توجه کنید که شیاطین وسوسه نکنند به شما، شما را در کارهایتان سست نکنند. شما می بینید که در همین مدت کوتاه چه کارهایی در ایران شده است. همین قضیه نشت نفت و آن موشک های حزب بعث که این کار را، این جنایات را کرد و بعد هم در دنیا آنهمه بساط در آوردند و به گردن ما هم می گذاشتند، آنهمه بساط درست کردند، تبلیغات که باید همه جمع بشوند چه بکنند، باید یک صندوق بین المللی پیدا بشود و چه بکند و امریکا باید بکند و انگلستان مثلاً و امثال اینها. این جوان های ما که متعهد به اسلام هستند و فهمیده اند که خودشان باید برای خودشان کار بکنند، اینها این کار را کردند. حالا آنها بنشینند در خارج هر چی مفت می خواهند بگویند. اینها این معجزه را کردند، پس می توانید بکنید. کارخانه ها را راه انداخته اند همین رفقا، همین دوستان، همین زاغه نشینان، همین کارگرها، می توانید همه کارها را انجام بدهید لکن باید یک لحظه از خدا غافل نباشید. غفلت از مبدا قدرت، انسان را به هلاکت می رساند. مبدا قدرت، اوست و همه چیز به دست اوست و ما چیزی نیستیم. ما شکر می کنیم که خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده است و از قدرت لایزال خودش یک ذره ای، یک جلوه مختصری در این کشور بذل کرده است، عنایت کرده است.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 131

 

دولت و مجلس و قدرت های دیگر تاکنون کارهای بسیار مهمی کرده اند ولو اینکه کم گفته اند

و امروز قدرت شما یک قدرت الهی آسیب ناپذیر است مادامی که همین طور باشید، مادامی که تحت تأثیر این تبلیغات نباشید که یک چیزی کم است، یک چیزی چی. خوب، شما نمی دانید که در وقتی که جنگ است، جنگ داخلی است، جنگ خارجی است، همه چیز هست، محاصره اقتصادی است، همه کشورها با ما مخالف هستند، همه قدرت های بزرگ به ضد ما هستند و دولت را در آن مضیقه گذاشته اند، معذلک دولت تاکنون یک شاهی قرض نکرده و دارد کارها را انجام می دهد و مجلس با قدرت خودش دارد قوانین را که به صلاح مسلمین و اسلام است و قوانین اسلامی است دارد طرح می کند و دارد تصویب می کند و قدرت های دیگر مشغول به تعمیر این کشور هستند و تاکنون بسیار کارهای مهمی کرده اند، ولو اینکه کم گفته اند ولکن زیاد کرده اند. این برای این است که یک کشوری است احساس کرده که خودش باید سر پای خودش بایستد، این احساس وقتی که در جمعیت پیدا شد، این معجزات هم دنبالش است. و آنوقت ما را اینطور کرده بودند که احساس این بود که نمی شود، نمی توانیم، باید از خارج بیایند، همه چیز ما از خارج است، سر تا قدممان باید فرنگی بشود، احساس این بود. وقتی احساس این بود، افکار جامد شده بود، یعنی افکار رفته بود دنبال اینکه ما نمی توانیم و باید دیگران دست ما را بگیرند. دیگران هم دست شما را نمی گرفتند، دیگران مال شما را می گرفتند، خزائن شما را می گرفتند.
امروز احساس این است که می توانیم، این احساس، توانایی می آورد، این احساس افکار را متوجه و متمرکز می کند که هر کسی در هر جایی هست کار بکند، در هر جایی هست خدمت بکند - تا - این احساس مادامی که هست، شما به پیش می روید. و من امیدوارم که این احساس همیشه باشد و همیشه کشور شما به پیش برود و یک روزی باشد که هر چیزی که هر جا درست می کردند خود شما هم درست بکنید.
خدا انشاءالله همه شما را از موالیان ائمه اطهار و از شیعیان علی بن ابیطالب سلام الله علیه قرار بدهد و دشمنان شما را انشاءالله یا آدم کند یا از بین ببرد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر صنایع سنگین و کارکنان واحدهای تولیدی این وزارتخانه و گروهی از مخترعین و مبتکرین وابسته به سازمان پژوهش های علمی و صنعتی

تاریخ: 1362/08/01

 

برای جبران نقیصه هایی که در طول تاریخ به این کشور وارد شد باید دو جهت را در نظر بگیرید یکی اعتماد به خدا و یکی اتکال به نفس

من از مشاهده شما برادران که در راه پیشبرد مقاصد اسلام و پیشبرد مقاصد میهن مشغول جهاد هستید تشکر می کنم و امیدوارم که خداوند شما همه برادران را توفیق بدهد که بیشتر برای کشور خودتان مفید باشید. شما می دانید که در رژیم سابق باید بگوئیم که رژیم باز دارنده بود نسبت به جوان های ما، آنها را نه اینکه نمی خواست رشد بدهد، آنها را خواست متوقف کند به نفع ابر قدرت ها. و لهذا همه جهات این کشور وابسته شد و با چپاول های بسیار زیاد وابستگان به آن رژیم فرار کردند و یک کشوری که ورشکسته بود تقریباً، به دست شما جوانان دادند و شما جوانان برومند کشور هستید که باید جبران آن نقیصه هایی که در طول تاریخ این دو جنایتکار، پدر و پسر جنایتکار به این کشور وارد شد جبران کنید. و عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کراراً عرض کردم، یکی اعتماد به خدای تبارک و تعالی که وقتی که برای او بخواهید کار بکنید به شما کمک می کند، راه را برای شما باز کند، در هر رشته که هستید راه های هدایت را به شما الهام می کند و یکی اتکال به نفس، اعتماد به خودتان. شما خودتان جوان هایی هستید که می توانید همه کارها را انجام بدهید. مخترعین ما می توانند در سطح بالا اختراع بکنند، مبتکرین ما می توانند در سطح بالا ابتکار کنند به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند و معتقد بشوند به اینکه می توانیم. در رژیم سابق نمی توانیم را در بین همه قشرها شایع کردند به همه گفتند ما نمی توانیم و باید تواناها بیایند و به ما تعلیم بدهند، آنها هم که می آمدند تعلیم نمی دادند، شماها را وابسته می کردند. امروز که دست همه آنها بحمدالله قطع شده است و دیگر برای آنها جایی در این کشور باقی نمانده است این شما جوان های کشور هستید که در هر جا هستید باید به فکر آتیه کشور خودتان باشید، حال کشور خودتان باشید. و لازم است که با این دو خصیصه، اتکال به خدای تبارک و تعالی، اطمینان به نفس، با این دو خصیصه به پیش بروید و بعد از مدت کوتاهی خواهید دید که راه های سعادت بر شما باز می شود و قدرت های بزرگ طمع شان قطع می شود. و انشاءالله این کشور یک کشور نمونه می شود برای کشورهای دیگری

صحیفه نور جلد 18 صفحه 147

که آنها هم گرفتار آن تبلیغات ابر قدرت ها هستند که نمی گذارند آنها هم رشد بکنند.
 

امروز فعالیت برای کشور اسلامی، عبادت است

امروز شمائید که باید دامن به کمر بزنید و در رشد صنایع این کشور و در رشد تولید این کشور دامن به کمر بزنید و همت بگمارید و فعالیت بکنید. فعالیت شما امروز برای کشور اسلامی یک عبادت است. شما امروز همه تان با ایده اسلامی در حال عبادت هستید، چه در کارخانه ها و چه در مواردی که به صنعت مشغول هستید و چه در کشاورزی هر کس هست و چه در سایر کارخانه ها که هست. وقتی انسان برای خلق خدا خدمت بکند و برای اینکه این خلق در طول تاریخ ستم دیدند، عقب نگه داشته شدند، نگذاشتند رشد معنوی بکنند، رشد مادی بکنند، وقتی با این ایده شما خدمت بکنید شما در خدمت اسلام هستید و شما مجاهد هستید در پشت جبهه ها. همانطوری که مجاهدین ما در جبهه ها مجاهدت می کنند و عبادت خدا را در آنجا می کنند شما هم در پشت جبهه ها هستید و عبادت خدای تبارک و تعالی را با همین کارهایتان انجام می دهید. و من امیدوارم که با فعالیت شما عزیزان، با فعالیت همه جوان های ایران، همه قشرهای ملت، زن و مرد ملت این کشور دیگر از آسیب دهر مصون باشد و دست همه ابر قدرت ها تا ابد از آن کوتاه باشد.
 

شما تنها کشوری هستید در دنیا که فاتحه هر دو ابر قدرت را خواندید و دست هر دو را کوتاه کردید

شما می دانید که امروز ما گرفتار به دسیسه ها و توطئه های ابر قدرت ها هستیم. اینکه همه، قدرت های خودشان را روی هم گذاشتند و به کشور شما حمله کرده اند، چه حمله تبلیغاتی و چه حمله تسلیحاتی، برای این است که آنها احساس می کنند که ایران است که تواند خودش و دیگر کشورها را از قید اسارت ابر قدرت ها و چپاولگری های آنها نجات بدهد، از این جهت ما باید مهیا باشیم به اینکه این ضربه ای که زدیم به آنها دنبالش را بگیریم. ما در بین راه هستیم. کاری که شما جوان ها کردید در دنیا بی نظیر است. هیچ کشوری را شما سراغ ندارید که از ابرقدرتی بریده باشد و به ابر قدرت دیگری اتصال پیدا نکرده باشد. بی استثنا تمام کشورهای دنیا یا در تحت سلطه مستقیم یا غیر مستقیم این ابرقدرتند یا در تحت سلطه مستقیم یا غیر مستقیم آن ابر قدرت ها. و شما تنها هستید در دنیا که فاتحه هر دو را خواندید و دست هر دو را کوتاه کردید و می خواهید شما خودتان باشید. می خواهید مستقل باشید. می خواهید آزاد باشید. می خواهید آن قید و بندهایی که برای کشور شما در زمان طاغوت درست شده بود از آنها همانطور که رهایی پیدا کردید رها باشید تا آخر و این با جدیت خود شماست، با تلاش خود شماست برای همه کارها. هرکس در هر کاری که مشغول است، چه در دانشگاه ها که مشغول دانش هستند و چه در صحراها و بیابان ها که مشغول کشاورزی هستند و چه در جبهه ها که مشغول فعالیت هستند و چه در کارخانه ها که مشغول جهاد هستند، همه در جهاد در راه خدا

صحیفه نور جلد 18 صفحه 148

- هستید - هستند و باید این جهاد را به آخر برسانند و انشاءالله به آخررسد. شما اراده کنید خدای تبارک و تعالی عنایت می کند به شما و شما مصمم باشید که خودتان برای کشور خودتان باشید و برای رفاه حال همه کشورهای تحت سلطه انشاءالله.
 

باید مصیبت ها را تحمل کنیم برای اینکه ارزش اسلامی را بدست آوریم و اسلام را پیاده کنیم

و شما می دانید که مصیبت هایی که به این کشور وارد شده است از اول انقلاب تاکنون، چه حجم زیادی داشته است. و در ازای او این پیروزی هایی که برای شما حاصل شده است حجم بسیار افزون داشته است. ما در عین حالی که جوان های بسیار لایق خودمان را، مردان کاردان خودمان را از دست دادیم لکن آن چیزی که به دست آوردیم ارزش اش بیشتر از این معانی است. آنی است که سیدالشهدا سلام الله علیه زن و فرزند خودش را فدای او کرده، آنی است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم زندگانی خودش را در راه او صرف کرد و ائمه معصومین ما در راه او آنهمه رنج دیدند. ما هم که مدعی هستیم و امیدوارم که این ادعا صحیح باشد، مدعی این هستیم که شیعیان آنها و پیروان آنها هستیم، باید همانطور که آنها تحمل داشتند مصایب را، در مقابل ارزش انسانی، در مقابل ارزش های اسلامی ما هم مصیبت ها را تحمل کنیم و در مقابل همه مصیبت ها بایستیم، برای اینکه آن ارزش انسانی را به دست بیاوریم، اسلام را که رأس همه ارزش هاست در کشور خودمان و سایر کشورها پیاده کنیم. و شما می دانید که امروز در جبهه ها چه پیروزی چشمگیری به وسیله همین جوان های عزیز رزمنده ما به دست آمده است که قدرت های بزرگ الان در فکر این هستند که برای شکست خوردن تقریباً شکست آخر صدام فکری بکنند که بلکه بتوانند این را حفظش بکنند. صدام هم که می بینید که وضع روحی اش یک وضع جنون آمیزی شده است که هر وقت شکست می خورد در میدان از دور می ایستد و کشور ما را، جوان های ما را، بچه های ما را مورد موشک های دوربرد می کند. و دیدید که با دزفول، سابق و حالا همین دیروز و امروز چه کرده است و با مسجد سلیمان چه کرده است و با مریوان و بانه چه کرده است. ما در جنگ بر او غلبه کردیم و او نمی تواند مقابله کند. و او با شرارت به مردم عادی، به مردم بی پناه، به اینها تجاوز می کند. و عجب این است که در یکی دو سه روز پیش از این قبل از این جنایت گفت که ما به یکی از مسؤولین آنها گفتند که، یا شاید خود صدام هم بود که ما به سازمان بین المللی یا یکی از همین سازمان ها گفتیم که ما حق خودمان را برای اینکه همه نقاط ایران را بکوبیم حفظ کردیم و ما این کار را می کنیم. و سازمان بین المللی هم که به اصطلاح برای حفظ حقوق بشر است سکوت کرد و با این سکوت او را تشویق کرد به یک همچو جنایتی. او نمی تواند به نظامی های ما صدمه بزند لکن از دور تواند که موشک بیندازد. موشک های دوربرد را بیندازد. همان موشک هایی که قدرت های بزرگ به او دادند، قدرت آمریکا و شوروی به او دادند، او را از دور بیندازد و خانه های مظلومین را به سر خود و بچه هاشان خراب کند و رجز خوانی کند که ما چه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 149

کردیم و چه کردیم، چقدر کشتیم. این رجز خوانی ندارد که یک دسته مظلومی که، زن و بچه ای که در خانه های خودشان خوابیده اند، شما با موشکی که از خارج ایران می اندازید آنها را بکشید. از آن طرف هم عربده می کشد که خاک عراق هیچ از دست نرفته و یک وجبش ایرانی ها وارد نشدند، در صورتی که 700 کیلومترش را الان وارد شده اند و انشاءالله بعدها هم امید است که تتمیم بشود. و من باید از این جوان های عزیزی که جان خودشان را در دست گرفته اند و برای اسلام در این جبهه ها فعالیت می کنند، این قوای مسلحه ما از هر طایفه ای که هستند و این جهادسازندگی که آنها هم بسیار فعالیت می کنند من باید از آنها تشکر کنم. و انصافاً ما رهین منت برای آنها هستیم که آنها دارند در جبهه ها با آن وضعی که هست فعالیت می کنند و برای شما پیروزی می آفرینند، سرفرازی می آفرینند.
 

وضع روحی ای که صدام پیدا کرده یک وضعی است که هر جنایتی را حاضر است انجام بدهد

و ما در عین حالی که الان بسیاری از شهرهای آنجا زیر نظر ما هست و رزمندگان ما می توانند آنها را بمباران کنند ابداً همچو کاری نکردند و نباید هم بکنند، برای اینکه مردم شهرها گناهی ندارند. ما در جنگ باید جلوی او را بگیریم، در جنگ باید صدمات را به او وارد بکنیم و او را محطوم بکنیم و محکوم بکنیم و معدوم بکنیم انشاءالله. من امیدوارم که این جنگ دیگر همین روزهای آخرش باشد. انشاءالله این رژیم ساقط بشود و کشور عراق به دست خود ملت عراق اداره بشود و به وجهش اسلامی و شایسته برای اسلام اداره بشود.
و از مطالبی که امروز به من اطلاع دادند این بود که صدام به یکی از فرماندهان خودش که در جبهه گفته است یک پیروزی ای انجام داده است مدال داده است و این داب اوست. همان وقت هم که خرمشهر را گرفتند و بیرون کردند اینها را، او به مدال شجاعت به بعضی ها داده حالا هم که با افتضاح اینها را بیرون کردند و قریب هفتصد نفر از آنها را در پشت جبهه آوردند و اسیر کردند و قریب سه هزار و پانصد نفر آنها را یا کشته یا مجروح کردند که بسیاری از فرماندهان آنها هم در بین آنها بوده، به حسب آنطوری که گزارش داده اند ایشان باز مدال داده است و بهتر این است که یک مدالی به خودش بدهند و آن مدال شجاعت. برای اینکه این آدم در عین حالی که این سبعیت را دارد، این وضع روحی را هم دارد که از آن طرف به این طرف و آن طرف متشبث به اینکه بیائید و مرا رها کنید از این گرفتاری که پیدا کردم از آن طرف هم عربده می خواند، از آن طرف هم این بیچاره هایی که فرستاده به جبهه اگر یک قصوری بکنند اعدام می کند آنها را. همین دو سه روز باز به حسب آنطوری که گفتند یک دادگاه صحرائی درست کرده و بسیاری از این فرماندهان را که سستی کردند در این امر، اعدام کرده است. این وضع روحی است که او پیدا کرده یعنی یک وضعی الان پیدا کرده است که به هر طرف می زند و هر جنایتی را حاضر است انجام بدهد. و من امیدوارم که خود عراقی ها و ارتش عراق بیش از این تحمل نکنند این جنایات این را و این حزب بعث را به جای خودش بنشانند تا کشور

صحیفه نور جلد 18 صفحه 150

عراق، تا انشاءالله کشور عراق با سرافرازی و آسودگی بتواند به زندگی اسلامی خودش انشاءالله ادامه بدهد.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و توفیق همه جوان های جبهه و پشت جبهه و شما جوان های عزیزی را که در جبهه داخل مشغول جهاد هستید از خدای تبارک و تعالی خواهم و امیدوارم که همه سالم و سعادتمند باشید و با قدرت و قوت مشغول کار باشید، مشغول جهاد باشید و به طور شایسته به کشور خودتان خدمت بکنید و ما هم دعاگوی شما هستیم انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه مراکز استان های کشور

تاریخ: 1362/08/04

 

نماز جمعه در رأس همه امور است

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهمترین چیزهایی که در این انقلاب حاصل شد قضیه نماز جمعه است که در زمان سابق در بین ما مطرود و در بین اهل سنت به طور دلخواه نبود و غالباً تحت نفوذ قدرت ها انجام می گرفت، که بحمدالله در این نهضت نماز جمعه با محتوای حقیقی آن تحقق یافت و آقایان باید با سفارش به مردم و نسل های آینده به این مسأله اهمیت بدهند که نماز جمعه در رأس همه امور است و مردم را مجتمع کنند که در این امر خللی وارد نشود. منصب امامت جمعه یعنی منصب تماس روحانیت با ملت و روحانیت با مجلس و دولت و این از اموری است که با دست توانای ائمه جمعه انجام می گیرد که امید است هر روز بیشتر و بهتر انجام شود و جمعیت بیشتر بیایند و این سنت حسنه ای باشد که برای مردم و آیندگان محفوظ بماند.
امروز غیر از زمان سابق است که روحانیت نمی توانست کاری بکند، بلکه روحانیت مسؤول است، نمی تواند کنار بنشیند و به دعا و ذکر مشغول گردد. احتیاجات ما زیاد است، احتیاج به تبلیغ و احتیاج به قضاوت، و در عین حال که شورایعالی قضائی زحمت کشیده است ولی کمبود قاضی وجود دارد. حوزه ها و علما باید همت کنند که درس قضا بگویند و قضات را از فنونی که در سابق مانند زمان حضرت امیر علیه السلام استفاده می شد آگاه کنند که مسأله قضاوت تنها یک مسأله علمی نیست بلکه یک مسأله فنی هم هست که گاهی از همین طریق قاضی به اطمینان می رسد که در باب قضا حجت است. خلاصه، این مسائل به عهده علما و خصوصاً ائمه جمعه است که همه دست در دست یکدیگر بدهند تا انقلاب محفوظ بماند و مثل زمان مشروطیت نشود که آنها که اهل کار بودند مأیوس بشوند و کنار بروند، که در زمان مشروطیت همین کار را کردند و مستبدین آمدند و مشروطه خواه شدند و مشروطه خواهان را کنار زدند، و عده ای که با اسلام سروکار ندارند به نام اسلام و پیروی از آداب اسلامی روی کار بیایند.
 

ابر قدرت ها می دانند اگر انقلاب ایران به همه جا برسد فاتحه آنها خوانده می شود

شما می دانید که دنیا امروز وضع خاصی پیدا کرده است و سازمان عفو بین الملل اسم یک

صحیفه نور جلد 18 صفحه 152

مشت از ممالک را ردیف کرده که اینها حقوق بشر را نقض نموده اند، که در میان آنها از آمریکا و فرانسه و شوروی خبری نیست و هیچ اسمی به میان نیامده در حالی که شوروی در افغانستان، و آمریکا در بیروت چه بساطی درست کرده اند و اسم آن را صلاح حال مردم گذاشته اند. صلاح حال مردم به شما چه؟ آنوقت درباره ایران که چند نفری را با آنهمه فساد قصاص نموده است، آنقدر هیاهو به راه انداخته و همه رسانه های گروهی، ایران را مورد حمله قرار داده اند. البته آنها خوب می دانند که انقلاب ایران اگر به همه جا برسد فاتحه آنها خوانده می شود و دست آنان کوتاه می گردد. مع الاسف حکومت های اسلامی یا توجه ندارند یا توجه دارند ولی برای حکومت چند روزه خود سکوت نموده و با آنان همکاری می کنند، که باید در مقابل آنها بایستیم تا انقلاب و اسلام به همه جا صادر شود.
 

انتخابات آینده از اهم اموری است که مسؤولیت آن با همه ماست

و اما مسأله انتخابات آینده از اهم اموری است که مسؤولیت آن با همه ماست و توجه دارید که دشمنان اسلام در نظر دارند کاری بکنند که انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمان ها و متعهدین خارج شود، ولی شما باید تمام قدرت تان را صرف کنید که به خوبی انجام شود. انتخابات یک محکی هم برای خودتان است که ببینید آیا می خواهید انتخاب اصلح بکنید برای خودتان یا برای اسلام؟ اگر برای خودتان باشد شیطانی است و اما اگر انتخاب اصلح برای مسلمان هاست، کی و از کجاست، مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد یا غیر حزب، نه حزب اسباب این می شود که غیر آن فاسد و نه صد در صد حزبی بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد. و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان.
امیدوارم که تا آخر هم اینطور باشد و هر روز و هر دوره انتخابات بهتر انجام شود. بنابراین باید تمام قدرتمان را جمع کنیم که بازیگرها دوباره پیدا نشوند و آقایان ائمه جمعه علاوه بر اینکه با هم سمینار دارند، با سایر علمای بلاد تهران و قم در ارتباط باشند که انتخابات خوب باشد. و این مسأله، مسأله شخصی نیست بلکه برای اسلام و از امور مهمه است و امروز عمده مسؤولیت ها به عهده شماست و کسی نباید کنار برود و شانه خالی کند. با دولت همکاری و همراهی کنید و استاندارها را تقویت نمائید، منافقین هر چه می خواهند بگویند. امیدوارم موفق و موید باشید و همه امور به طور شایسته درست بشود.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران، نمایندگان دفاتر سازمان تبلیغات اسلامی سراسر کشور، روحانیون تربت حیدریه و گروهی از روحانیون اهل سنت مرزنشین خراسان

تاریخ: 1362/07/13

 

هر چه داریم از خداست و آنی که از اوست در راه او می دهیم

بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه ماه بزرگ محرم خوشحالم که مواجه شدم با علمای اعلام و وعاظ عزیز و فضلای حوزه ها. ما در این آستانه ماه محرم مصیبت های بزرگی دیدیم، دزفول و اندیمشک که همه جوانان ما بودند، برادران ما بودند، خواهران ما بودند، عزیزان ما بودند، اینها به دست عمال آمریکا و آنهائی که به اسلام عقیده ندارند و ضد اسلام هستند شهید شدند و دنیا در این باب ساکت است. رسانه های گروهی دنیا، غایت حرفی که می زنند این است که عراقی ها می گویند آنها ما را، ایرانی ها ما را بمباران کردند، ایرانی ها هم می گویند آنها. با اینکه می آیند می بینند مصیبت ها را، لکن این سازمان های به اصطلاح حقوق بشر به جای اینکه ظالم ها را محکوم کنند، مظلوم ها را محکوم می کنند. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به این ملت قدرتی بدهد که در مقابل همه رنج ها و در مقابل همه مصیبت ها ایستادگی کند و همانطوری که ما در آستانه یک ماهی واقع شدیم که آن ماه به ما تعلیم می دهد که باید همان نحوی که مولای شما حسین بن علی سلام الله علیه فداکاری کرد و همه چیز خودش را در راه اسلام فدا کرد، شما هم که شیعیان او هستید، محبان او هستید، باید اقتداء به او کنید و هر چه دارید بدهید. و ما هیچ نداریم، هر چه داریم از خدای تبارک و تعالی است و چیزی نداریم که در راه او بدهیم، آنی که از اوست، در راه او می دهیم. همه از او هستیم، جوانان ما از او هست، اموال ما از اوست، همه چیز ما از اوست و ما در راه او این چیزها را فدا می کنیم و از خود اوست که در راه او فدا می شود. مطلب زیاد است که در این محضر باید عرض کنم و من قدرت بیان همه را ندارم. لکن بعضی مسائل که به نظر من در این برهه زمان اهمیت شایانی دارد، لازم است که تذکرا عرض کنم.
 

هیچ خطی جز خط اسلام در ایران نیست

از شیاطین غافل نباشید. این شیاطین به هر چیزی که می توانند متشبث می شوند و به هر راهی می خواهند در دل این ملت رخنه کنند. قضیه حمله نظامی آنقدرها مهم نیست، جوابش را بحمدالله سلحشوران اسلام می دهند و داده اند. رسانه های گروهی هم دیگر حرف هایشان تأثیری ندارد در دنیا،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 135

برای اینکه معلوم شده است که اینها چکاره اند و مسائل شان یک مسائلی است که باور نمی کنند، نمی توانند بازی بدهند ملت های ما را. آنچه که امروز آنها دست به آن زده اند قضیه ایجاد (به خیال خودشان) تفرقه است، مثلاً می گویند راه فلان مقام، خط فلان مقام چی است و خط فلان مقام هم مقابل اوست. دو مقامی که هر دو و سایر مقامات همه با هستند و در همه چیزها باهم دوست و برادر هستند و آنها خودشان می دانند که راهی جز همان که همه دارند ندارند، لکن ساده دل ها ممکن است که گاهی باور کنند. راه فلان حوزه چی هست، راه فلان حوزه چی هست، راه فلان آقا چی هست، راه فلان آقا چی هست، راه روحانیون فلان قسم شان چی است، راه فلان قسم شان چی است. خطوط مختلفی آنها عرضه می کنند و به مردم می خواهند بباورانند که یک همچو مسائلی هست در ایران و اینها هر کدام یک خط خاصی دارند در صورتی که مسأله اینطور نیست، هیچ خطی جز خط اسلام در ایران نیست و همه با هم در یک خط هستند. آقایانی که در ماه محرم و صفر منبر می روند وظایف زیادی در این ابوابی که ما الان در آن هستیم دارند، یکی همین محکوم کردن این کسانی که یک همچو حرف هایی را می زنند، که کی خط چه دارد و کی خط چی. باید به مردم گفت که اینها دشمنان شمایند که می خواهند به شما مطالبی عرضه کنند که شما را از بعضی مقامات یا از همه دلسرد کنند.
امروز همه مقامات با هم هستند، همه روسایی که در کار هستند، همه اینها با هم هستند و همه برای اسلام دلسوزی می کنند و برای اسلام حرکت می کنند. خطوط مختلفی ما نداریم در ایران، اینها افترائی است که دشمن های ما و ایادی آنها درست می کنند. بعد از اینکه مأیوس شدند از قیام مسلحانه و مأیوس شدند از حمله و از راه های مختلفی که تاکنون اعمال کردند، حالا این هم یک راهی است که پیش گرفته اند، که حوزه علمیه قم چه می گوید و حوزه روحانیت مبارز تهران چی می گوید و روسا، فلان رئیس با چند نفر یک راهی دارند، فلان رئیس با چند نفر راه دیگری دارند، روحانیین هر جا یک مطلبی دارند، در صورتی که مسائل این نیست. من می دانم که شما خودتان هم می دانید این را، لکن ساده دل ها ممکن است که باور کنند.
تاریخ یک درس عبرت است برای ما. شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید می بینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم بندی کرد، نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می کردند، یک دسته بر ضد استبداد. در هر خانه ای دو تا برادر اگر بودند، مثلاً در بسیاری از جاها این مشروطه ای بود، آن مستبد. و این یک نقشه ای بود که نقشه هم تأثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آنطوری که علماء بزرگ طرحش را ریخته - باشند - بودند، عملی بشود. به آنجا رساندند که آنهایی که مشروطه خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند، تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در ایران برای خاطر اینکه می گفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای او

صحیفه نور جلد 18 صفحه 136

رقصیدند یا کف زدند. در مشروطه در عین حالی که ابتدائش نبود این مسائل، لکن آنهایی که می دیدند که از مشروطه ضرر می بینند، منافعشان از بین می رود، نمی گذارد قانون اساسی، که موافق با اسلام باید باشد و اگر مخالف شد، قانونیت ندارد، نمی گذارد که اینها هر کاری می خواهند بکنند، یک دسته از همان مستبدین، مشروطه خواه شدند و افتادند توی مردم همان مستبدین بعدها آمدند و مشروطه را قبضه کردند و رساندند به آنجایی که دیدید و دیدیم. زمان میرزای شیرازی هم می خواستند یک همچو کاری بکنند. مرحوم میرزا که دخانیات را تحریم فرمود شیاطین افتادند و در بین مردم و به آنجا رساندند که بعضی از اهل علم بعضی از شهرها بالای منبر به طوری که نقل می کنند قلیان کشید بر ضد حکم مرحوم میرزا، لکن میرزا چون قدرتش قدرت فوق العاده بود و از آن طرف هم طرفداران او مثل میرزای شیرازی قوی بود و قدرتمند، نتوانستند آنجا کاری بکنند. در مشروطه اینطور نبود، در مشروطه هر دو طرف قوی بودند. نجف بعضی علمای درجه اول مخالف بودند، بعضی علمای درجه اول موافق بودند. در ایران هم بین علما همین جور اختلافات را ایجاد کردند و این اینطور نبود که خود به خود ایجاد شد، ایجاد کردند در بین آنها. ما باید از این تاریخ عبرت بگیریم که مبادا یک وقتی در بین شما آقایان روحانیون، بیفتد اشخاصی یا در بین مردم وسوسه کنند و خدای نخواسته آن امری که در مشروطه اتفاق افتاد در ایران اتفاق بیفتد.
 

مردم در انتخابات موظف شرعی هستند که از اختلافات کوبنده دست بردارند

چند وقت دیگر انتخابات شروع می شود. از قراری که من شنیدم به طور حاد دارند اشخاص عمل می کنند. اشخاصی هستند که به جمهوری اسلامی هیچ اعتقاد ندارند، لکن برای خاطر شکستن جمهوری اسلامی در تبلیغات انتخاباتی می خواهند شرکت کنند، نه از باب اینکه می خواهند وکیل بشوند، از باب اینکه می خواهند شکست بدهند جمهوری اسلامی را. اشخاصی هستند که به وسوسه، اشخاص مومن را وادار می کنند که به طور حاد دخالت بکنند در این امور. ممکن است که اگر اشخاص هوشمند تنبه ندهند و بیدار نشوند، این انتخابات موجب این بشود که دو دستگی های زیادی ایجاد بشود و این همان مسأله مشروطه است. باید مردم توجه کنند و خصوصاً روحانیون، روحانیون مبارز تهران مدرسین محترم قم، روحانیون مشهد، اصفهان، همه جا توجه کنند که مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله این نشود که یک دسته برای خاطر اینکه یک کاندیدایی دارند، دیگران را بکوبند، آن دسته هم برای همین کاندیدای خودشان، این را بکوبند. اگر همه برای خدا هست، با هم تفاهم کنید. البته تبلیغ هیچ مانعی ندارد، لکن مثل مشروطه نشود. آنطور نشود که هر کدام دیگری را بکوبند و آنی که دشمن ما می خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملی کند. شما همه می خواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه می خواهید که این جمهوری اسلامی ادامه پیدا بکند، ادامه این به این است که شما در مواردی که می بینید که دارند شیاطین نقشه می کشند و توطئه می کنند تا شما را به جان هم بیندازند، بنشینید با هم و تفاهم کنید و آنها را مأیوس کنید. امروز دارند تهیه می بینند

صحیفه نور جلد 18 صفحه 137

مخالفین شما، مخالفین جمهوری اسلامی، که برای انتخابات ایجاد نفاق کنند و این یک خطری است برای کشور ما. اینها با زور نمی توانند کاری انجام بدهند، نه آمریکا، نه شوروی، با فشار و زور به یک کشوری که همه با هم هستند نمی توانند آسیب برسانند، لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل می توانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات.
مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعی هستند که اختلافات کوبنده را از آن دست بردارند و این یک امری است که بین همه هست، یعنی یک تکلیفی متوجه به همه هست، به من طلبه که اینجا نشسته ام و به شما علما و همه علمای بلاد و همه قشرهای ملت، همه روشنفکران، همه نویسندگان، گویندگان، به همه تکلیف شرعی است که نگذارید مسأله مثل مسأله مشروطیت بشود. عبرت بگیرید از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهایی که مخالف با اسلام و جمهوری اسلامی هستند و بازیگر هستند، آنها می آیند قبضه می کنند. یکی از اموری که خیلی لازم است، همین مسأله است که باید تذکر بدهند آقایان، تنبه بدهند آقایان. و آن مطلب اول هم که عرض کردم تذکر بدهند به مردم به اینکه امروز ایران، اینهائی که در کار هستند، اینهائی که متکفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوه قضائیه و همه اینها یک راه دارند می روند. البته نادر تویشان هست که شیطان است، لکن به حسب نوع امور، اینها دارند یک راه می روند، خطوط مختلفه در کار نیست. این توطئه را که می خواهند با اسم خطوط مختلفه، یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند و یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند و در صورتی که خود آنها با هم اختلاف ندارند، مریدها به اختلاف بیفتند و کم کم در همه جا همان حرف هائی که در مشروطه بود، که در یک شهر یک دسته اهل منبر مشروطه بودند، یک دسته اهل منبر مستبد بودند و در خانه ها همین مسائل بود و در بازار همین مسائل بود، یک وقت اینطور نشود که مردم را به جان هم بیندازند، این برای طرفداری از فلان شخصیت و آن برای طرفداری از فلان شخصیت، در صورتی که همه اش توهم بیشتر نیست. و همین طور در انتخابات توجه کنند، مردم را توجه بدهید به اینکه شما می خواهید اسلام را حفظ کنید، باید منتخبین شما اشخاصی باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. باید تکلیف کرد به مردم که وقتی انتخابات پیش آمد به طور شایسته روحانیین عمل کنند، وعاظ عمل کنند و مردم هم به تبع آنها عمل کنند تا یک مجلسی داشته باشیم که دیگر در آن هیچ اشخاصی که مخالف با وجهه جمهوریت هستند نداشته باشیم.
 

ارتش مسلم عراق ننشینند که این حزب بعث، اسلام را زیر پا بگذارد

و از مسائلی که باید عرض کنم این است که جبهه ها محتاج به روحانی هستند، چنانچه همه مردم محتاج هستند که روحانیون آنها را هدایت کنند، ارشاد کنند، اگر توطئه ای در کار هست آنها آن توطئه را خنثی کنند. در جبهه ها، در شهرهای مرزی احتیاج هست به روحانیون، برای خدا روحانیون به جبهه ها بروند، به شهرهای مرزی بروند و مردم را هدایت کنند. شیاطین همه جا هستند، باید در مقابل شان جندالله هم باشد. از جبهه ها مکرر این مطلب گفته شده است که روحانیون بیایند در اینجا، ما

صحیفه نور جلد 18 صفحه 138

احتیاج داریم. و انصاف نیست که این جوان های عزیز ما در آنجا فداکاری کنند و از شماها تقاضا کنند که بیایید ما را هدایت کنید، بیایید ما را خط هدایت بدهید و ما مضایقه کنیم. این هم یکی از اموری است که باید آقایان توجه به آن بکنند و ایام محرم و صفر هم یک فرصتی است که می توانند آقایان بروند در آنجا و می توانند در شهرهای مرزی، ولو به نوبت (در بعضی شهرهای مرزی می گویند که حتی برای عقد کردن هم روحانی نیست) ولو به نوبت باشد، آقایان در آن شهرها بروند یک ماه بمانند، بعد یکی دیگر یک ماه بماند، مردم را هدایت کنند، امور شرعیه مردم را به آنها بگویند. و به همه جوانان عزیز در سرتاسر کشور، بعد از آنکه از آنها تشکر می کنیم به اینکه این نهضت را و این جمهوری اسلامی را از گزند حفظ کردند، لکن توجه کنند که بین راه هستند، و امروز احتیاج هست به وجود این جوان ها، ما نرسیده ایم به آن مقصدی که اسلام به ما پیشنهاد کرده باید آقایان باز هر جا می روند برای صحبت کردن به جوان های ما توصیه کنند که جبهه ها را پر کنند.
بحمدالله در جبهه ها الان قدرت و همه چیز در دست ماست، لکن ما نباید مغرور بشویم به اینکه قدرت در دست ماست. ما تا آخر باید همیشه دنبال این باشیم که باید ما پیش برویم. باید ما دشمن را شرش را از سر ایران قطع بکنیم. و در عین حالی که بنده مکرر عرض کرده ام و مسؤولین محترم فرموده اند، در عین حالی که ما هرگز مهاجم نیستیم و نخواهیم بود، لکن این پیشرفتی که - در ملت - در کشور عراق می شود برای دفاع است، دفاع از کشور خودمان، دفاع از کشور اسلامی عراق. امروز کشور عراق ابتلایش بیشتر از کشور ماست، مردم مسلمان عراق امروز بیشتر در رنج هستند از ما، اختناقی که در عراق حکمفرماست، در هیچ عصری شاید نبوده، مردم مالک هیچ نیستند در عراق. دم از اسلام می زنند، این سردمدارهایی که اصل اسلام را اطلاع ندارند چی هست، لکن یک کلمه اسلامی شنیده اند و دم از اسلام می زنند، لکن اسلام را زیر پا گذاشته اند و این مردم مسلمان عراق را در فشار و اختناق قرار داده اند که سلب امنیت الان از عراق هست. بعضی از آقایان که تازه آمده بودند از عراق، می گفتند اصلاً مردم مسلوب الامنیه هستند. اینها نمی دانند که فردا چه خواهند کرد با آنها، حزب بعث چه خواهد کرد با آنها. ما دفاع - در، از - می کنیم از اسلام، اسلام در عراق دارد پایمال می شود. این ارتش عراق که همه بعثی نیستند، اینها یک دسته شان بعثی هستند، خوب، باقی مسلم هستند، اینها ننشینند که این حزب بعث، اسلام را زیر پا بگذارد و همه شعائر اسلامی را از بین ببرد. اینها آن روزی که دست شان برسد، شک نکنید که اعتاب مقدسه را با خاک یکسان می کنند، همانطوری که قبور اولیاء خدا در بقیع با نافهمی و کجروی از بین بردند، اینها با ضد اسلامی در عراق خواهند رفتار کرد و این بقاع مطهره را نخواهند (اگر دست شان برسد خدای نخواسته) باقی بگذارند. چرا ملت عراق و ارتش عراق توجه ندارند به این معانی؟ صدام لب جهنم واقع شده است، حزب بعث لب جهنم واقع شده است و محتاج به یک قیامی است در عراق، ولو قیامی ضعیف.
ما نمی خواهیم که به عراق تحمیلی بکنیم، ما عراق را محترم می دانیم همانطوری که ایران را می دانیم و عراق را محترم تر می دانیم برای اینکه امیرالمؤمنین در عراق است، امام حسین در

صحیفه نور جلد 18 صفحه 139

عراق است. ما می خواهیم که در پناه این بقاع مطهره، مردم با آرامش زندگی کنند، نه اینطوری که الان هست که نمی دانند که فردا صبح به حال خودشان و اولادشان و علمایشان اینها چه خواهد آمد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی همانطوری که عنایت کرد به ایران و ایران را نجات داد از دست آن رژیم فاسد، به عراق هم عنایت بکند و مردم را توجه بدهد و ارتش عراق را توجه بدهد و کارمندها و کارگرها و کشاورزهای عراق را توجه بدهد و همانطوری که در اینجا واقع شد، این تحول در آنجا هم واقع بشود انشاءالله. و ما امروز ملاحظه می کنیم که به واسطه بیعرضگی این حکومت ها، آمریکا از آن ور دنیا دارد حکومت می کند به اینجاها. اینجا ما دستش را قطع کردیم که نفس نمی تواند بکشد، و خلیج دست ماست که آمریکا تا آمده است بجنبد دیگر نفتی برای آنها نمی گذاریم بماند، لکن بی توجهی این حکومت ها اسباب این شده است که آمریکا از آن ور دنیا دستش را دراز کرده و اینجا زمام امور این حکومت ها را به دست گرفته، قدرت دست اینهاست، لکن قدرتی که عقل اداره اش را ندارند، قدرت دارند، لکن اداره نمی توانند بکنند. ایران در اول قدرتی نداشت، هر چه قدرت بود مال شاه معدوم و بستگان آمریکا بود، ارتش دست آمریکائی ها بود و همه چیز دست آنها بود، لکن ملت ما هوشیار بود و سران این مملکت عاقل بودند، توانستند این مردم را توجه بدهند و بیدار کنند و کردند آن کاری که شایسته یک ملت بود. کشورهای دیگر مردمش خوبند، لکن مدیری که بتواند آنها را اداره بکند و وادار کند به اینکه نگذارند سلطه آمریکا به اینطوری که هست باقی بماند و هر روز زیادتر بشود و همین طور سلطه شوروی. اسلحه دست شماست، لکن باید آن کسی که اسلحه دستش است بداند چه می کند، بداند در کجا باید به کار ببرد، شما اسلحه دست گرفتید و به اسلام صدمه می زنید. شما می دانید که جمهوری اسلامی می خواهد اسلام باشد در این کشور و در همه کشورها، لکن اسلحه هاتان را دست گرفتید و بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی عمل می کنید. اسلحه دارید، لکن نمی دانید کجا عمل کنید. شما اگر با هم متحد بشوید، همین حکومت های عرب با هم متحد بشوند، سایر مسلمین هم همراه آنها هستند، ما هم همراه آنها هستیم، متحد باید بشوند - بشوند - و آمریکا را بگویند تو چکاره هستی که آمدی خلیج فارس را می خواهی اداره بکنی؟ به تو چه ربط دارد؟ شوروی چکاره است که از آن ور آمده است و افغانستان را می خواهد فرمانفرمائی در آن بکند؟ به چه مناسبت؟ برای این است که اینها استفاده می کنند از نادانی یک دسته و از خیانت یک دسته. یک دسته نادانند، یک دسته خائن، یک دسته مردم بیچاره هم که گرفتار در دست اینها هستند، نمی توانند کاری انجام بدهند. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما و به همه و به همه مظلومین جهان منت بگذارد که از زیر سلطه این ظالم هائی که خون مردم را دارند می مکند، نجات پیدا بکنیم.
 

مسأله کربلا که خودش در رأس مسائل سیاسی است باید زنده بماند به همان فرمی که بود

و شما آقایان که بسیاری تان در منابر و بسیاری در پائین منابر مردم را ارشاد می کنید، باید در

صحیفه نور جلد 18 صفحه 140

این دو ماه مبارک ارشادتان را قوی بکنید و مسائل اسلامی را برای آنها بگویید، مسائل سیاسی را برای آنها بگویید، در عین حالی که مسأله کربلا که خودش در رأس مسائل سیاسی هست، باید زنده بماند به همان فرمی که بود، منتها الفاظ تغییر بکند. مصیبت ها همان است، مصیبت ها تغییری ندارد، باید آن بعد سیاسی کربلا را برای مردم بیان کرد. سیدالشهداء به حسب روایات ما و به حسب عقاید ما از آنوقتی که از مدینه حرکت کرد می دانست که چی دارد می کند، می دانست شهید می شود، قبل از تولد او اطلاع داده بودند به حسب روایات ما. وقتی که آمد مکه و از مکه در آن حال بیرون رفت، یک حرکت سیاسی بزرگی بود که در یک وقتی که همه مردم دارند به مکه می روند، ایشان از مکه خارج بشود. این یک حرکت سیاسی بود، تمام حرکاتش، حرکات سیاسی بود، اسلامی - سیاسی و این حرکت اسلامی - سیاسی بود که بنی امیه را از بین برد و اگر این حرکت نبود، اسلام پایمال شده بود.
آن روزی که افراد ادراک می کنند که احتماًل هم بدهند که اسلام در خطر است، آن روز همان کاری که امام حسین کرد باید بکنند. آن روزی که احتماًل ما بدهیم که اسلام در خطر است، باید همه مان فداکاری بکنیم، باید برویم دنبال کار. اگر احتماًل بدهیم که به واسطه تبلیغات انتخاباتی ما اسلام و جمهوری اسلامی در خطر است باید آنجور تبلیغاتی که خطرناک است، دست از آن برداریم، برای اینکه ضد اسلام است و گاهی با اسم اسلام یا با تو هم اسلامی بودن، یک اموری انجام می گیرد که بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اینطور بود، یک دسته واقعاً به آنها آنقدر تزریق شده بود که اعتقاد کرده بودند که باید فلان جور را عمل کرد، به آنها تزریق کرده بودند، این سلطنت طلب های آنوقت آنقدر تزریق کرده بودند که مردم استبداد را ترویج می کردند (یعنی یک دسته، یک دسته از اهل منبر هم همین طور) . حالا هم همین طور است. ممکن است شیاطین در بین مردم بیفتند و آنقدر تزریق کنند که تکلیف شرعی معین کنند برایتان که باید ما مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بکنیم. بیدار باشید! آنها با توطئه های شیطانی دارند عمل می کنند. توطئه های شیطانی غیر از این لشکرکشی است این مهم نیست، آن توطئه های شیطانی که بین خود شما ممکن است که تفرقه خدای نخواسته ایجاد کند، آنهائی است که یک کشور را به باد می دهد و بر می گرداند به زمان سابق و آن نه به فرم سلطنت، به فرم اسلام، لکن اسلامی که آنها می خواهند عمال آمریکا دست بردارند از کارهایشان، گذشت که اینها بتوانند کاری انجام بدهند، بروند سر جایشان بنشینند کار دیگر انجام بدهند. آن عمالی که در خارج نشسته اند و دائماً بر ضد ایران تبلیغ می کنند و می گویند که همه ایرانی ها برگشته اند از جمهوری اسلامی و همه با ما هستند، خوب، اگر همه با شما هستند، خوب، تشریف بیاورید اینجا، پس چه شد فرار کردید؟ حالا هم دژ دور خودتان بستید. اگر همه ایرانی ها یا اکثر ایرانی ها با شما موافقند و از ترس شان دارند نماز جمعه می روند و از ترس شان دارند عرض می کنم که فداکاری می کنند، اگر اینطور است خوب، همه با شما هستند، خوب، چرا رفتید خارج نشسته اید؟ چرا جرأت نمی کنید بیائید اینجا؟ اینها همین ها هستند که می خواهند در دل های ساده مردم نفوذ کنند و انشاءالله که موفق نخواهند شد و اسلام بحمدالله یک جلوه ای کرده است و در همه دنیا این جلوه را کرده است و مردم دنیا و

صحیفه نور جلد 18 صفحه 141

مظلومین دنیا توجه پیدا کرده اند به این جمهوری اسلامی. و امیدوارم که ما هم خودمان پایبند باشیم به اسلام و به جمهوری اسلامی و همه شما موفق باشید برای اینکه خدمت کنید به این مردم، خدمت کنید به این مستمندان دولت خدمت کند به این کسانی که در راه اسلام آنقدر فداکاری کردند، خدمت کند به این اهالی دزفول و اهالی اندیمشک و خوزستان که همه چیز خودشان را از دست دادند، خدمت کنند. این یک تکلیف شرعی است برای همه ما.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر، قائم مقام، معاونین و مسؤولان بخش های مختلف وزارت ارشاد اسلامی

تاریخ: 1362/08/17

 

عمده این است که ما ذهن جوان ها و پیرها و روشنفکر نماها را آماده کنیم که ما خودمان آدم هستیم

بسم الله الرحمن الرحیم
کارهایی که نقل کردید مورد تقدیر و تأیید است. هر چیزی که در جا باید از صفر شروع شود در اینجا باید آن را از زیر صفر شروع کرد. اصولاً چیزهایی که مربوط به فرهنگ و وزارت ارشاد است. و اینکه عرض می کنم ما باید از زیر صفر شروع کنیم و زحمت زیاد بکشیم تا به صفر برسد، به خاطر این است که در طول مدت شاهنشاهی و خصوصاً در دو زمان اخیر همه چیز و خصوصاً افکار جوان ها را به عقب برده اند به طوری که آنها که تحصیلکرده بودند و خواستند بگویند ما متجدد هستیم، حتماً تجدد را به این معنا دانستند که بی بند و بار باشند و این معنا به واسطه تبلیغات داخلی و خارجی و روزنامه ها چنان در ذهن شان متمرکز شده بود که تجدد یعنی همه چیز شکلش خارجی باشد و مثل اینکه غیر از این شکل زندگی کردن امکان ندارد، که اگر شما بخواهید این وضع را عوض کنید و افکار را به جائی برسانید که به راه صحیح بیفتد مدت طولانی لازم دارد.
البته با این تحولی که در ایران واقع شد، خیلی از قدم ها بدون دخالت کسی برداشته شد و جوان های ما یکمرتبه و به خواست خداوند تبارک و تعالی از این منجلاب فساد بیرون آمدند و مهیا هستند که روی آنها کار کنید.
در رژیم سابق تمام چیزها خصوصاً فرهنگ و هنر محتوایش عوض شده بود. یعنی کسی که نام سینما را می شنید خیال می کرد که آنجا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد و یا کلمه تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهره فساد برده شود، هکذا همه چیز دیگر. و عمده این است که ما ذهن این جوان ها و حتی پیرها و روشنفکر نماها را آماده کنیم که ما خودمان آدم هستیم و اینطور نیست که در همه چیز دست مان را پیش دیگران دراز کنیم و حتی اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم. در حالی که عده ای زبان خودشان را کنار گذاشته و ارزش را به چند کلمه انگلیسی در کتابی دانند، با اینکه با زبان خودشان همان مطلب را می شود فهماند. اگر در کتابی چند کلمه خارجی نباشد، آن کتاب را بدون ارزش می دانند. آنها می خواستند که تمام وجود ما در اختیارشان باشد که هر طوری خواهند عمل کنند و شما تابلوها را دیده بودید که اکثراً از دوافروشی گرفته تا

صحیفه نور جلد 18 صفحه 162

کتاب فروشی و غیره دارای اسم های خارجی بودند و اینهمه به خاطر این بود که ما فرهنگ خودمان را فراموش کنیم و عده ای هم به نام فرهنگ ایران باستان از اسلام فرار می کردند، که چندی پیش عده ای از اینها که در خارج اجتماع کرده بودند یکی از حرف هایشان این بود: (تعجب است که ما باید روزانه هفده مرتبه رو به کعبه عرب ها دولا راست بشویم و نماز بخوانیم و اگر ما از عرب ها فرهنگ ایران را بگیریم جز شتر چیزی نمی ماند) در صورتی که اروپائی ها و دانشمندان اروپا هم قائل به این مطلب اند که تمدن اسلام مقدم بر سایر تمدن هاست. و در سابق به هر یک از ایرانیان از کودکی تزریق می شد که باید همه چیز از اروپا گرفته شود و ارزش های انسانی به هر چه بیشتر فرنگی شدن است و باید از سر تا پا فرنگی شویم. و این آقایان نمی نشینند مقایسه کنند که در تمام مسائل بین فرهنگ اسلام و فرهنگ دیگر چه تفاوت هایی است. و آیا به صرف اینکه اسلام از عرب آمده ما باید با آن مخالفت کنیم و آیا این همان نژاد پرستی نیست که اروپائی می خواهند به وسیله آن ما را به استعمار بکشند و بین طوایف عرب و عجم و ترک جدائی بیندازند؟
بنابر این مدت ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان دارای یک فرهنگ بزرگ انسانی با ارزش های اسلامی هستیم و اگر امروز کمبود نیروی انسانی هست به خاطر همین است که افکار به آن طرز تفکر عادت کرده بود. لذا ساختن تئاتری که مطابق با اخلاق انسانی اسلامی باشد زحمت دارد و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد نیازمند به صرف مدت ها وقت است و هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده است که باید مرکز فساد باشند و هنر آنها هم که عبارت بود از چیزهای مبتذل جز این نبود که افراد و جوانان ما را در دانشگاه و خارج و داخل طوری تربیت کنند که همه را منحرف سازد.
 

کسی که با خدا باشد، خدا با اوست و پیروزی با اوست

خداوند تبارک و تعالی بر این ملت منت گذاشت و سایه شوم رژیم پهلوی از بین رفت. که امیدوارم به برکت و زحمت این جوان ها خصوصاً در فرهنگ و وزارت ارشاد برگردیم به حال خودمان که انشاءالله می توانیم و نباید مأیوس باشیم.
بحمدالله همه چیز ایران جا افتاده است و ما وابستگی نداریم و باید در این راه طوری زحمت بکشیم که نسل آتیه بدانند راهشان چیست و امیدوارم شما در همه امور موفق باشید خصوصاً راجع به تبلیغات خارج از کشور که واقعاً تأسف آور است. اصلاً در دنیا چه خبر است و آنها چه می گویند؟ رادیوهای خارجی محامد و خوبی های ایران را کنار گذاشته و یا به چیز دیگر بر می گردانند و اگر مطلب کوچکی پیدا کنند صد تا روی آن می گذارند و بر علیه انقلاب تبلیغ می کنند. در حالی که ما متکی به خدای تبارک و تعالی هستیم و امید است خداوند به ما محبت نموده و قصد ما را الهی کند که کسی که با خدا باشد خدا با اوست و پیروزی با اوست.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نخست وزیر و اعضای جدید ستاد انقلاب فرهنگی

تاریخ: 1362/07/12

 

باید دانشگاه اسلامی شود تا برای کشور ما مفید گردد

بسم الله الرحمن الرحیم
بنابراین شد تا به جای آقایانی که به عللی غایب بودند و در ستاد شرکت نمی کردند، افراد جدید منصوب گردد. تمام آقایانی که امروز در این ستاد هستند نمایندگان من در ستاد می باشند و هیچ فرقی بین این آقایان و اعضای قدیم نیست، اما قضیه دانشگاه از اهم امور است، همانطوری که برای دشمنان ما و برای آنها که می خواهند افکار جوانان ما را منحرف کنند هم مهم است، چون دانشگاه مرکز همه چیز است، حتی تشکیل دولت. و باید این مسأله را دنبال کنیم که دانشگاه اسلامی شود تا برای کشور ما مفید گردد و باید سعی شود که تا دانشگاه به یکی از دو قدرت گرایش پیدا نکند و این به صرف وقت و نظارت کامل احتیاج دارد و باید توجه داشت تا بعد از بازگشایی مبادا افراد منحرف با تزریق مسائل انحرافی افکار جوانان ما را فاسد بکنند، و برای نظارت بر این موضوع احتیاج به افراد بسیاری است.
امیدوارم دانشگاهی داشته باشیم که به درد ملت بخورد. و برای تحقق این امر لازم است از افراد متخصص متعهد و در صورت کمبود از متخصصین غیر مخالف با جمهوری اسلامی استفاده نمائید. انشاءالله با قدرت هر چه تمامتر در این امر فعالیت کنید و به پیش بروید تا به مقاصد الهی برسیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با سرپرست دانشگاه آزاد، مسؤولین و رؤسای شعبه های این دانشگاه در شهرستان ها

تاریخ: 1362/08/24

 

این را از گوش مان بیرون کنیم که همه چیزمان باید از خارج باشد

من از شما آقایانی که زحمت کشیده و به اینجا تشریف آورده اید تا از نزدیک در خدمت تان باشیم تشکر می کنم. همه باید این معنا را احساس کنیم که کارها را خودمان انجام دهیم و این مسأله خلافی که به ذهن دانش آموزان و دانشجویان ما تلقین کرده بودند که به غیر از رفتن به آمریکا و فرانسه و انگلستان در جای دیگری امکان ندارد به جایی رسید و همین امر موجب شد که جوان های ما را دسته دسته بردند و فاسد کردند از فکرمان دور کنیم. ما می دانیم که شرقی ها و غربی ها با ما خوب نیستند و نخواهند بود و خیر و صلاح ما را نمی خواهند و دلیلش هم وضعی است که شما می بینید که اکثر جناح هائی که در دنیا هستند بر ضد ما تبلیغ می کنند و این به خاطر آن است که آنها اسلام را نمی خواهند و هر کشوری که بخواهد به اسلام عمل کند، مورد تهاجم آنها قرار می گیرد. لذا ما باید فکری بکنیم که جوان های ما در همین جا خوب تحصیل بکنند و بر فرض احتیاجی به خارج رفتن باشد به کشورهائی بروند که استعماری نباشد و طمع اینکه ما تحت سلطه آنان باشیم، نداشته باشند. و من امیدوارم که به زودی وضعی پیش بیاید که نیازی به خارج رفتن نباشد و این بسته به فعالیت شما آقایان و سایر دوستان در این امر حیاتی است که از وجود این جوان های خوبی که داریم چقدر استفاده شود که در همین جا تربیت گردیده و مشغول خدمت به خدا و خلق باشند. و از گوش خودمان بیرون بکنیم که همه چیزمان باید از خارج بیاید و بر فرض که به خاطر احتیاج چیزی را وارد می کنیم، فرهنگ و ادبمان چرا از خارج باشد؟ ما دارای ادب و فرهنگ غنی هستیم و آیا صحیح است که چون آنها موشک درست می کنند ما باید تابع آنها باشیم، در حالی که آنها با این صنعت ها دنیا را تخریب می کنند و ما می خواهیم صنعتی داشته باشیم که تخریبگر نباشد، بلکه مفید و سازنده باشد.
 

دانشگاه ها و حوزه ها باید روابط داشته باشند و مسائل شان را با یکدیگر مبادله کنند

شما با روابطی که اکنون با حوزه های علمیه دارید، خدمات زیادی می توانید انجام دهید. شاید شما توجه نداشته باشید که در مدت سلطنت رضاخان و پسرش که من از اول تا آخر شاهد آن بودم چقدر بر حوزه های علمیه فشار وارد می کردند تا حوزه ای در کار نباشد. از یک طرف درب ها را باز

صحیفه نور جلد 18 صفحه 164

کردند و گفتند هرکس به طرف ما بیاید چه می کنیم و چه خواهیم کرد و از طرف دیگر به قدری روی طلبه ها فشار بود که نمی توانستند روز در حجره هایشان بمانند و می بایست قبل از طلوع آفتاب بیرون رفته و بعد از غروب آفتاب برگردند که الحمدالله موفق نشدند و حوزه های علمیه باقی ماند و با همان وضع اول حفظ گردید که الان نیز باید به همان گونه حفظ گردد و دانشگاه ها با حوزه باید روابط داشته باشند و مسائل شان را با یکدیگر مبادله کنند. ما الان در فرهنگ و اکثر علوم احتیاجی به خارج نداریم و اگر در صنعت هم مانند آنها نیستیم نباید خودمان را ببازیم و بگوئیم که آنها پیشرفته هستند و ما همه چیزمان باید خارجی باشد. نه، مسأله اینجور نیست. نباید اگر صنعتی از آنها می گیریم انگلیسی یا روسی یا آمریکائی بشویم، بلکه باید مسلمان بود. البته استفاده از علوم و گرفتن آن از دیگران مانعی ندارد ولی باید توجه داشت که از جائی علوم را بگیریم که نخواهند ما را منحرف کنند که در سابق اگر مقداری از علوم و تخصص ها را به ما دادند، می خواستند ما را از همه چیزمان منحرف نموده و مصرفی بار بیاورند.
و من امیدوارم که انشاءالله شما آقایان و سایرین کمک کنید تا این دانشگاهی که به پیشنهاد آقای هاشمی تأسیس گردید و پیشنهاد بسیار خوبی بود، فعالیتش زیاد گردیده و در همه جا توسعه پیدا کند. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و سالم و رستگار باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شوارایعالی قضائی، رؤسا، مستشاران و دادیاران دیوانعالی کشور، قضاوت بازرسی کل کشور، حقوقدانان شورای نگهبان و اعضای دادگاه عالی قم

تاریخ: 1362/08/29

 

کشور امروز مال خود شماست و خود شما باید اداره اش کنید

بسم الله الرحمن الرحیم
من تشکر می کنم از آقایان علما و فضلا و قضات که تشریف آوردند و ما را مفتخر کردند به این تشریف فرمائی. و من امیدوارم که خداوند همه را حفظ کند و در پناه خودش توفیق بدهد که خدمت کنند. ما در هر قضیه ای که فکر می کنیم که در سابق، در این رژیم بوده است دست روی هر کدام که می گذاریم، می گوییم این بدتر از دیگران بوده. وقتی می رویم سراغ آن یکی، آنجا می گوییم این بدتر از دیگران بوده و هکذا. وقتی قوه دادگستری اش را و قوه قضائیه اش را شما نگاه کنید می بینید که آن چیزی که در آن نبوده است اسلام بوده و عدالت اسلامی و وقتی که به مجلس اش نگاه می کردیم می بینیم آنکه نبوده است ارتباطش با مردم. وقتی به ارتش اش نگاه می کردیم می بینیم که آنکه نبوده است فعالیت در راه کشور خودشان. لابد آقایان اطلاع دارند که آنوقت متفقین آمدند و حمله کردند به ایران، زمان رضاخان با آن هیاهوئی که رضاخان در آورده بود که ما دیگر چه هستیم و چه هستیم، سه ساعت گفته بودند که اینها مقاومت کردند در مقابل آنها و بعد که رضاخان از یکی از اینها (سرکردگان آنوقت) پرسیده بود که چرا سه ساعت؟ گفته بود که قربان سه ساعت حرف است، آنها آمدند و ما رفتیم. مسأله این بود. ارتش آنطور بود، دولت آن بود که دیدید. شما بسیارتان، خوب، این اواخر دیگر یادتان است فرمانداران و فرماندهان و استانداران و اینها آنها بوده است که ملاحظه کردید و دادگستری اش هم آن بود که اطلاع دارید، مجلس اش هم آن بود، دانشگاهش هم آن بود. عرض کردم وقتی سراغ دانشگاه می رویم و می بینیم که بدتر از همه جا دانشگاه بوده است. وقتی سراغ قضات می رویم و می بینیم بدتر از همه این بود و زحمت دارد که اینها اصلاح بشود. و خداوند تأیید کرده است این جمهوری اسلامی را که در ظرف این مدت کم در صورتی که انقلاب بوده، در صورتی که همه کشورهای بزرگ مخالف بودند با ایران به همه معنا و فشارهایشان را بر این کشور به همه طرف وارد کردند، تبلیغات سرتاسری آنطور کرده است، معذلک در این مدت کم در همه جا یک پیشرفت های چشمگیر شده است. دانشگاه بحمدالله و امیدوارم که به زودی همه جهاتش درست بشود و روی موازین باشد و دادگستری و قوه قضائیه بحمدالله کار زیاد کردند. و موجب سرافرازی یک ملت است

صحیفه نور جلد 18 صفحه 166

که در مدت بسیار کم با همه مشکلات و یا اینکه مهیا نبودند علمای ما برای قضاوت و امر قضاوت، ارتباط با آنها نداشته است، معذلک موفق شده اند و تاکنون خدمت های فراوان کرده اند و من امیدوارم که همه علمای بلادی که در سرتاسر ایران هستند و تمام حوزه هایی که در سرتاسر ایران هستند، اینها این جمهوری را که از خودشان می دانند، آن چیزهایی که نقص وارد می شود در اینها و احساس می کنند و که ناقص است، جدیت کنند، کامل بشود.
کشور امروز مال خود شماست و خود شما باید اداره کنید. قوه قضائیه امروز قوه قضائیه اسلامی است و رو به اسلام دارد می رود و باید خود علمای اسلام این را تقویت کنند و افراد را بفرستند، علمائی که در بلاد هستند یا خودشان یا کسانی که مربوط به آنهاست و می توانند قضاوت کنند، پیشنهاد کنند که وارد بشوند در این قوه قضائیه تا انشاءالله رفع نقیصه به همه معنا بشود. نباید ما حالا بنشینیم امید این پیدا کنیم که خیر، خودش می شود. نه، هیچ امری خودش نمی شود، با کوشش امرها تحقق پیدا می کند. و در واقع قضا هم از باب اینکه یک واجب شرعی است بر همه مگر اینکه به مقدار کفایت داشته باشیم، از این جهت این عمل به یک وظیفه شرعی و اسلامی است و عذری نیست از برای ما امروز که بگوییم ما نتوانستیم، یا ما داخل کار نبودیم. نخیر، همه شما، هر یک از آقایان در هر جا هستند اینها پیشنهاد کنند و وارد بشوند قوه قضائیه را تقویت بکنند. کسانی که در حوزه ها هستند و آنهایی که درس خوانده هستند و در حوزه ها دیگر سمت مدرسی و اینطور چیزها را ندارند، آنها هم تشریف بیاورند و این قوه قضائیه را تقویت بکنند تا انشاءالله درست بشود این قوه. اگر این قوه قضائیه درست بشود، بسیاری از مشکلات کشور درست می شود. مردم سروکار دارند با این قوه، با دادگستری سروکار دارند و به شما آقایان قضات هم عرض می کنم که خدا را در نظر داشته باشید در باب قضا. قوه قضائیه سروکارش با جان مردم است، با مال مردم است، با نوامیس مردم است و باید همیشه خدا را ناظر و حاضر ببینید که خدای نخواسته نبادا یک اشتباهی در کار بشود، یک وقت خطائی بشود. خطای شماها بزرگ است و ممکن است یک خطا موجب قتل یک کسی بشود، یک خطا موجب به باد رفتن آبروی کسی بشود. اینها را باید بسیار نظر بکنید و بسیار دقت بکنید که این شغل در عین حالی که واجب است و لازم است همه ما در صورتی که به مقدار کفایت نباشد همه شرکت بکنند و بسیار شریف است، در عین حال، خوب، مسؤولیتش هم بسیار زیاد است و باید انشاءالله همه آقایان جدیت بکنند که این قوه قضائیه به آنطوری که شارع مقدس می خواهد، به آنطور عمل بشود و البته از باب اینکه حوزه ها مهیا نبودند و دست شان از قضا کوتاه بوده و مهیا برای این کار نبودند، حالا که مهیا شدند، حوزه ها هم به راه افتادند برای اینکه این کار را تتمیم کنند. و دروسی راجع به قضا - راجع به مربوط به قضا در حوزه ها درست عمل بشود و درس هائی گفته بشود تا اینکه انشاءالله به زودی این پرسنلی که ایشان می گویند که باز به قدر پانصد نفر ناقص داریم انشاءالله درست بشود. این پانصد نفر در حوزه اصفهان و مشهد و تبریز و سایر جاها چیزی نیست. خوب از آنجا بیایند و قم هم که خوب کمک می کند و امیدوارم که انشاءالله همه موفق بشوید و خداوند

صحیفه نور جلد 18 صفحه 167

همه را تأیید کند که خودمان کارهای خودمان را انجام بدهیم.
 

دولت فرانسه آبروی ملت فرانسه را از بین برد

و من عرض می کنم که ما که امروز گرفتار این بلیات هستیم، گرفتار این دولت ها هستیم، گرفتار این قدرت های بزرگ هستیم، باید خودمان همه جهات خودمان را خودمان حفظ کنیم. شما می بینید که در هر جا برای اسلام یک گرفتاری پیش می آورند با یک اسمی روی آن می گذارند و یک بساطی درست می کردند. ما آنوقت خیال می کردیم که صدام این است که تلافی می کند، بیخودی، در جنگ شکست می خورد آنوقت تلافی اش را سر خوزستان در می آورد و کردستان. خیال کردیم که این کار، کار صدامی است. معلوم شد که همه هستند. چند نفر به واسطه اینکه آنقدر صدمه دیدند از این قدرت های بزرگ و از آمریکا و از اسرائیل و از فرانسه و از امثال اینها، اینقدر صدمه دیدند، چند نفر خودشان را فدا می کنند برای ملت خودشان و می روند یک جائی را منفجر می کنند. بعد اسرائیل تلافی می کند. خوب، از اسرائیل همه متوقع اند. اسرائیل ذاتش همین است ذات است که باید عمل بکند اینطوری که می کند. اما فرانسه که خودش را یک ملت چه می داند و آنقدر در طول تاریخ ادعا کرده است، چرا اینطور تروریست از کار در آمد؟
ملت فرانسه باید این مطلب را احساس بکند که در طول تاریخ آنقدر که از فرانسه تعریف کردید و کتاب نوشتید و چه کردید، در این برهه زمان آبروی فرانسه را این دولت از بین برد. دولت فرانسه آبروی ملت فرانسه را از بین برد، صورت ملت فرانسه را یک صورت مشوه جلوه داد در بین ملت ها. اکثر ملت ها و مردم ها تمیز نمی دهند که، جدا نمی کنند دولت را از ملت، خصوصاً آنجاهایی که جمهوری است. آنجاهایی که جمهوری است، ملت است که باید اساس را در دست بگیرد. نمی پذیرند از ملت فرانسه که او بگوید دولت ما اینطوری است دولت فرانسه ملت فرانسه به فکر بیفتد که آبروی خودش را که دارد از بین می رود حفظ بکند و این دولت را سر جای خودش بنشاند، این دولت را کنار بگذارد. این دولتی که تروریست اعظم باید اسمش را گذاشت برای اینکه هر چه تروریست است جمع می شود در فرانسه، بعد هم خودش تروریستی می کند یک کسی او را می زند به واسطه اینکه جنایتکار است، او می زند یک کس دیگری را می کشد، تلافی می کند سر کس دیگری. خوب، این ملت فرانسه باید فکر این کار باشد و همین طور ملت های دیگر. ملت ها که تقصیری ندارند. تقصیر ملت هایی که جمهوری هستند این است که رأی می دهند به اینها و بعد که رأی دادند اختیار را به دست اینها می دهند، باید بعد که چیز کردند، با تظاهرات، با چیزها این کار را کنار بگذارند. الان هم می توانند این کار را بکنند. حفظ کنند آبروئی را که در طول تاریخ شما برای فرانسه درست کردید، این را حفظش کنید، اینها دارند از بین می برند اینها تروریست شده اند.
دولت فرانسه از آنجا که می بیند که از عراق طلب دارد و طلبش را نمی تواند بدهد، تلافی اش را سر ایرانی ها در می آورد. تلافی سر ایرانی برای چه در می آورد، خوب عراق نمی تواند طلب شما را

صحیفه نور جلد 18 صفحه 168

بدهد از خودش وصول کنید چرا به او طیاره، نمی دانم چه می دهید که ایران را بزند؟
 

ایران می خواهد همه را اصلاح کند، می خواهد همه کشورها برادر باشند

وضع الان اینطور شده است که اصلاً گرفتار شده ایم ما بین قوه های مقتدری که برخلاف نظر حتی ملت خودشان عمل می کنند. گمان نمی کنم که ملت آمریکا راضی باشد که از که دولت آمریکا از هر سوراخی سرش را بیرون بیاورد و جوان های خودشان را به کشتن بدهد و همین طور فرانسه و سایر جاها. حالا که انگلیس هم آمده است، فرانسه هم سرش را تو سرها آورده، جزو خیاطها شده است. آن پالان دوز را می گفتند که همراه خیاطها می رفت، گفتند تو کجا می روی؟ گفت: ما هم اهل بخیه هستیم. حالا این قدرتمندهای بزرگ که در دنیا جمع شده اند و مردم را دارند اذیت می کنند، از آن طرف فرانسه هم آمده و انگلستان هم تازه آمده و خودشان را سرشان را داخل در سرها کرده اند که بگویند ما هم جزو بخیه زن ها هستیم. چرا وضع اینطور شده؟ مگر آنها چه بردند در این کار؟ مگر آنها در این جنایات چه شرافتی تهیه کرده اند؟ الان امریکا، دولت امریکا، دولت شوروی که این جنایات را می کنند و با هم مسابقه می کنند در جنایتکاری، در ظلم به مردم، در جنایت به مردم، مگر آنها چه بردند که شما می خواهید - شما هم - همراه آنها باشید؟ شما هم بروید چه بکنید؟ بالاخره مسلمین باید فکر بکنند، این مسلمان ها و این اعراب که تقریباً اکثر بسیاری از مسلمین را تشکیل می دهند و گرفتار دست اینها هستند، اینها فکر بکنند که نباید اینطور خودشان را دست آنها بدهند که هر جا الان لبنان را آنطور کرده اند، لبنانی دیگر برای کسی نمانده است. خوب، چرا این اختلافات را شما دست بر نمی دارید تا اینکه اینها نتوانند بیایند سراغ شما و چرا باید آنها بیایند و مردم را آنطور اذیت بدهند به اسم اینکه ما می خواهیم اصلاح بکنیم؟ این اصلاح که نیست. شما اگر مصلح بودید، اگر صلح طلب بودید که اینطور وضع نبود. شما صلح طلبید و می آیید در لبنان به اسم اینکه ما صلح طلب هستیم و مردم را ناراحت می کنید. شما بروید کنار، مردم خودشان کار خودشان را درست می کنند نمی گذارید که مردم اصلاح کنند کار خودشان را. هر کدامتان به یک اسمی وارد می شوید در یک کشوری مثلاً فرض کنید که روسیه وارد می شود در افغانستان به اسم اینکه می خواهیم اصلاح کنیم. آنجا را، آمریکا و فرانسه و انگلستان و اینها هم وارد می شوند در لبنان می خواهیم اصلاح کنیم. این برای این است که مسلمان ها بیدار نیستند، دولت های مسلمین نمی دانند چه قوه دست شان هست و چه جور اینها را می توانند از بین ببرند. اگر - یک - ده روز این مسلمین منافع خودشان را قطع کنند از شرق و غرب، آنها سرجای خودشان می نشینند، ولی - چه - افسوس این است که نمی توانند، نمی فهمند چه باید بکنند. آنها را ترسانده اند به طوری که اگر چنانچه بکنید چه خواهد شد. خوب، این اگر در ایران هم بود، لکن ایران کار خودش را کرد و هیچ کاری هم نتوانستند بکنند. حالا هم نمی توانند بکنند، بعدها هم نمی توانند بکنند. یعنی مادامی که ایران این ایران است، مادامی که بین همه روابط اسلامی و انسانی هست، مادامی که یک ملت هست اینها، مادامی که زن و مرد و بچه و بزرگ

صحیفه نور جلد 18 صفحه 169

ایران این وضع را دارند، هیچ قدرتی در عالم نمی تواند کاری بکند. چرا مسلمان ها اینطور نشوند؟ چرا حجاز اینطور نشود؟ و چرا عراق اینطور نشود؟ و مع الاسف به واسطه حماقت بعض - رأس - رئوس، به جان هم می اندازند همه را. این را وادار می کنند، حمله کند به ایران، آنقدر ضرر ببرد، آنقدر رنج ببرد، آنقدر چه بکند ملت عراق را، آنطور صدمه وارد به آن بکند برای یک حماقتی که آنها گفتند برو سردار قادسیه بشو، از آن طرف هم فلسطینی ها را به جان هم انداخته اند، جنگ بین خودشان آنطور می بینید که واقع شده از آن ور هم اختلاف ما بین خود ما، دولت های مسلمین. آخر چرا باید اینطور باشد؟ اینها اگر واقعاً بیدار بشوند و بفهمند چه قدرتی در دست شان هست و چه منابعی در دست اینها هست که منابع، رگ حیات آنها در دست اینهاست، خوب، با هم روابط پیدا می کنند، روابط دوستی پیدا می کنند. خوب، ماهی فریاد می زنیم که آقا بیایید با هم دوست باشیم، چه هی آنها می گویند نه، ایران می خواهد همه کشورهای دنیا را از بین ببرد. ایران چرا می خواهد ببرد، ایران می خواهد همه را اصلاح کند می خواهد که با هم باشند همه شان، برادر باشند همه شان. معذلک نمی فهمند و باید چه کرد این را. و من امیدوارم که کم کم درست بشود و کم کم ملت ها بیدار بشوند و از راه ملت ها این کارها اصلاح بشود و انشاءالله خداوند تأیید می کند و خداوند شما را و همه کسانی که در این کشور خدمت می کنند، به این کشور خدمت می کنند، به اسلام، تأیید کند و مادامی که قصد خالص باشد، توجه به خدا باشد و خالص باشد، تا اینطور باشد بلا اشکال پیروز است این کشور و از اینجا هم موجش می رسد به همه جا و رسیده است و انقلاب شما بحمدالله صادر شده است، نه اینکه صادر می شود، صادر شده و تقویت می شود در خارج.
 

قوه قضائیه مستقل است و هیچ کس نباید درش دخالت کند

و از نکاتی که تذکر بدهم این است که قوه قضائیه همانطوری که آقا فرمودند یک قوه مستقل باید باشد، یعنی در همه جای دنیا این اسم هست که قوه قضائیه مستقل است. حالا مادر کشور خودمان که استقلال داده است اسلام به قوه قضائیه و قاضی و قوه قضائیه مستقل است و هیچ کس نباید در آن دخالت بکند. قضات نباید گوش به هیچ کس بدهند جز آنکه برای خدا کار خودشان را انجام بدهند، حق را ملاحظه بکنند. اگر فرض کنید که یک جائی را دیدند حق است، اگر تمام کشور ایران به آنها چیز بکنند که به آن طرف حکم بدهید، نکنند. خدا اینطور مقرر فرموده است، باید شما به حق برسید. کار به اینکه این رفیق فلان است، این دوست فلان است، این پسر فلان است، این خود فلان است، خیر، کاری به این کارها نداشته باشید باید شما به همانطوری که شرع مقدس امر فرموده است قضاوت کنید و مستقل در قضاوت باشید و محتاط در قضاوت. احتیاط در قضاوت کنید، توجه بکنید که نبادا یک مظلومی حقش ضایع بشود یا یک نفری زاید بر آن مقداری که باید جریمه بشود یا - برای - تعزیر بشود، یا - به - چه بشود، زاید بر او نباشد. گرفتاری دارد این مسائل، باید این را خیلی توجه بکنید. و من امیدوارم که آقایان علمائی که الان مشغول هستند و بعدها هم انشاءالله می آیند و مشغول

صحیفه نور جلد 18 صفحه 170

می شوند، توجه بکنند که مستقل هستند و کسی حق اینکه هیچ نقشه ای، هیچ دخالتی در کار آنها بکند ندارد. و البته روی موازین شرعی اگر چنانچه اشتباه ثابت شد، آنوقت روی همان موازین شرعی عمل می شود. و خداوند همه شما را موفق بدارد و من دعاگوی همه شما هستم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر و گروهی از پرسنل وزارت سپاه پاسداران و سر پرست و مسؤولین مراکز بنیاد شهید انقلاب اسلامی سراسر کشور

تاریخ: 1362/08/15

 

قدرت اگر چنانچه به دست اشخاص غیر مهذب بیفتد خطر دارد

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
مصیبت هایی که پی در پی بر اسلام و امت اسلامی و دوستان اسلام و اهل بیت پیغمبر اکرم وارد می شود به همین ملت مسلمان و به ملت عزیز خوزستان و به شهرهایی که اخیراً مورد تجاوز ستمگران واقع شد، تسلیت عرض می کنم. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی این شهدا را با اولیاء خودش و شهدای صدر اسلام محشور بفرماید و به بازماندگان آنها صبر و اجر عنایت بفرماید و به ملت ایران مقاومت.
ابتدائاً من از شما آقایان تشکر کنم که تشریف آوردید و زحمت کشیدید تا در اینجا در خدمت شما بعضی مسائل را عرض کنم.
شما دو قشر که یکی مجاهدان هستید در جبهه ها و در پشت جبهه ها و یک قشر دیگری هم که بنیاد شهید است از مجاهدین است و مجاهدت شما را خداوند تبارک و تعالی اجر عنایت می فرماید و ما باید تشکر از هر دو قشر بکنیم. از پاسداران و سپاه پاسداران و آنچه متعلق به پاسداران است و همین طور از قوای مسلحه دیگر و از کسانی که به این عزیزان کمک می کنند در پشت جبهه و به مظلومانی که عزیزان خودشان را از دست داده اند، کمک می کنند، ما از آنها تشکر می کنیم و ملت ایران هم البته تشکر می کند.
ما باید هر چه از مصیبت ها بر ما وارد می شود قدرت دفاعی مان بیشتر بشود. آنها گمان می کنند که با این وضع توانند که در جبهه ها یا در پشت جبهه ها یک نقصی وارد کنند، در صورتی که به اشتباه خودشان تاکنون باید پی برده باشند. یک نکته ای که هست که هم برای عزیزان سپاه ما و هم برای سایر قوای مسلحه ما و هم برای همه کس مفید است و وضع دنیا را هم با این نکته می شود سنجید، این است که قدرت اگر چنانچه به دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد. قدرت خودش یک کمال است. خدای تبارک و تعالی قادر است، لکن اگر چنانچه قدرت به دست اشخاص فاسد برسد همین کمال را به فساد می کشانند. دنیا امروز گرفتار این است که قدرت در دست اشخاصی است

صحیفه نور جلد 18 صفحه 156

که از انسانیت بهره ندارند. ابر قدرت ها،قدرت های بزرگ جز به فکر اضافه کردن قدرت خودشان و پایمال کردن مظلومان هیچ فکری ندارند. آنهائی هم که پیوسته به آنها هستند، آنها هم چون سنخ ذاتشان همان است نظیر آنها عمل می کنند. قدرت اگر در دست انسان کامل باشد، کمال برای ملت ها ایجاد می کند. اگر قدرت در دست انبیا باشد، اولیا باشد باعث می شود که سلامت در جهان تحقق پیدا کند، کمال در جهان تحقق پیدا بکند. و اگر چنانچه در دست زورمندانی باشد که عاقل نیستند، مهذب نیستند مصیبت بار می آورد. امروز که مشاهده می کنید که این دو قدرت بزرگ یا چند قدرت بزرگ در عالم حکمفرمایی می کنند و برای خودشان حق این امر را قائل هستند که ملت های دیگر باید در تحت سلطه ما باشند، این فکر اگر همراهش قدرت باشد مصیبت بار می آورد. قدرت در دست ظالم دنیا را به فساد می کشاند و اگر چنانچه در رتبه های پائین هم بیاییم قدرت در دست یک نفر انسانی که از آن قدرت های بزرگ بهره ندارد، در همان محیطی که قدرت دارد آنجا را به فساد می کشاند. آنها عالم را به فساد می کشانند، اینها یک کشور را یا دو کشور را. و پائین تر بیاییم، اگر قدرت در دست یک آدمی باشد که در یک محله هست، آن محله را به فساد می کشد، در یک خانواده هست آن خانواده را به فساد می کشد. قدرت در وقتی کمال است و می تواند که کمال خودش را بروز بدهد که در دست دانشمند باشد، در دست عاقل باشد.
مرحوم مدرس رحمت الله علیه آنطوری که من شنیدم که ایشان گفتند. ایشان گفتند که شیخ الرئیس می گفته است که من از گاو می ترسم برای اینکه شاخ دارد و عقل ندارد. این یک مسأله است. حالا فرضاً هم شیخ نگفته باشد اما مسأله است. گاو شاخ دارد و عقل ندارد، قدرت دارد عقل ندارد. اینهائی هم که در دنیا الان فساد راه می اندازند از همان سنخ هستند که شاخ دارند عقل ندارند، قدرت دارند انسانیت ندارند. شما ملاحظه بکنید که آمریکا در جهان چه دارد می کند و شوروی هم از آن طرف و خدا خواسته است که این دو قدرت مزاحم هم هستند، مقابل هم هستند، اگر یکی شان بود دنیا را می بلعید. این دوتا قدرتمندند و در مقابل هم ایستاده اند، آن از او می ترسد و از او می ترسد. اگر اینها از هم نترسند دنیا را از بین می برند. نه این است که ادعاهای آنها که ما برای صلح می خواهیم چه بکنیم. اینها راه افتاده اند آمده اند به بیروت، به لبنان برای اینکه ما می خواهیم صلح در لبنان باشد. شما صلح طلب نیستید، بر فرض اینکه باشید، آمدن شما به چه مناسبت در کشورهای دیگر؟ حکومت هایی که در بعضی از این کشورها هستند، حکومت های ملی نیستند، به ملت مربوط نیستند. اگر شما انسان بودید و انسانیت را و امور اخلاقی ای که در انسان و ارزشمندهایی که در انسان معتبر است پیش شما هم مقداری از آن بود، ملاحظه حال مستمندان و ملت های ضعیف را می کردید. نه اینکه یک دولتی را که بر خلاف میل یک ملتی است، سرکار آمده است شما او را به عنوان اینکه می خواهیم دولت را تقویت کنیم، در کشورشان به طور غصب وارد بشوید. این برای این است که مهذب نیستند، انسانیت را در کار نیست، قدرت هست. شاخ دارند عقل ندارند.
شما ملاحظه بکنید در هر جای دنیا که یک فسادی وارد می شود برای همین معنا است که آن

صحیفه نور جلد 18 صفحه 157

کسی که در آنجا، در آن نقطه قدرت دارد، این قدرت دارد عقل ندارد، قدرت دارد انسانیت ندارد. این عقلی که من عرض می کنم آن عقلی است که (ما عبد به الرحمن) والا - تدبیر - شیطنت و تدبیر را اینها هم دارند. اما آن عقلی که عقل سالم باشد و بتواند انسان را به ارزش های انسانی برساند ندارند. مجرد دانشمند بودن به یک معنا، این فایده ندارد. ممکن است یک کسی دانشمند بسیار بزرگی باشد لکن آن عقل را نداشته باشد، دانش خودش را صرف فساد بکند، صرف تباه کردن ملت ها بکند. اینها دارند قدرت خودشان را صرف می کنند در اینکه ملت ها را تباه بکنند، تحت ستم بکشند. از آن قدرت های بالا هم که پائین بیاییم شما ملاحظه می کنید که در محیط این منطقه صدام چه می کند و اسرائیل چه می کند. کارهایشان شبیه به هم است. صدام در جنگ شکست می خورد، در جنگ هر وقت شکست خورد یک صدمه ای به مردم عادی و به مظلومین و به زن و بچه مردم وارد می کند. من همین دو روز منتظر بودم که این به واسطه این صدمه ای که خورده و این صدمه هم بزرگترین صدمه ای بوده است که تقریباً در طراز بزرگترین صدمه بوده است که خورده است، این تلافی اش را سر مظلومین در آورد، سر بهبهانی ها و عرض می کنم که دیگر جاهائی که هست، این چند شهری که اخیراً در آنها موشک انداختند این مورد انتظار ما بود برای اینکه امثال این ما از او دیده بودیم. اسرائیل هم یک نفر که معلوم نیست الان که این عده کی بودند، البته عده ای بودند که می خواستند انتقام از اسرائیل بکشند، آن محل کثافتکاری آنها را منفجر کرده اند دنبالش شروع کرده است مظلومین را کوبیدن، عده کثیری از مظلومین را به قتل رسانده است. این اینجا شکست می خورد مظلومین را از دور می زند، آن آنجا انفجار حاصل می شود و سیلی خورد از همان مظلومین، که معلوم نیست الان از چه طایفه هستند، چه اشخاصی هستند، در عین حالی که خودشان هم می گویند باز معلوم نشده است کی است ولیکن طیاره ها را می فرستند و هر جا را که این مظلومین هستند می کوبند. این وضع روحیه اشخاصی است که عقل ندارند و قدرت دارند.
 

وقتی رئیس یک گروهی شدید بیشتر مواظب باشید که متواضع باشید

من می خواهم عرض بکنم که توجه بکنند آقایان، ما نباید همیشه انتقاد از بالاترها بکنیم. باید بیاییم تا این پائین بیاییم پیش خودمان. توجه بکنید به اینکه پاسداران ما که بسیار عزیزند پیش ما، قوای مسلحه که بسیار عزیزند توجه کنند تفنگ وقتی دست شان آمد غرور نیاید دنبالش. ممکن است که یک جوانی خیلی مهذب هم باشد، خیلی هم خوب باشد، لکن به تدریج برسد به اینکه یک وقت ظالم بشود. وقتی قدرت دست تان آمد بیشتر مواظب باشید که متواضع بشوید. وقتی رئیس یک گروهی شدید بیشتر مواظب باشید که متواضع باشید. برای اینکه اگر سستی کنید، در این قدرت روحی از شیطان زمین می خورید. شمایی که امروز دارید برای اسلام زحمت کشید، چه شمایی که در جنگ ها و در پشت جنگ ها و در زحمت هایی که در صنعت می کشید و چه آن آقایانی که برای مظلومین دارند خدمت می کنند و برای بنیاد شهید دارند خدمت می کنند، خدمت های شما بسیار ارزش دارد. این ارزش را

صحیفه نور جلد 18 صفحه 158

حفظ بکنید. صورت عمل میزان نیست، آن چیزی که میزان است انگیزه عمل است، معنای عمل است، دوتاست عمل، در صورت مثل هم هستند. شمشیری که در دست حضرت امیر سلام الله علیه است فرود می آید و فرض کنید که عمرو بن عبدود را می کشد. این صورت عمل با صورت عمل دیگری که شمشیر دستش هست و یک کس دیگر را می کشد، صورت، یک صورت است، هر دو شمشیری است و در دستی است و فرود می آید و یک کسی را می کشد، لکن آنی که او را با عبادت ثقلین افضل دانسته اند برای آن انگیزه عمل است، برای آن معنایی است که در آن عمل است نه برای این صورت عمل است. انگیزه عمل که این عمل را به آنجا می رساند که (لایوازی عباده ثقلین) . انگیزه عمل است که چند تا قرص نان جو را که اهل بیت علیهم السلام به فقیر و اسیر و چه می دهند در قرآن چند آیه برای او می آید. آن چیزی که هست این است که انگیزه عمل الهی است وقتی الهی شد جبرانش الهی است. شما جوان عزیزی که الان برای اسلام دارید خدمت می کنید و مطمئن باشید که ارزش بسیار زیاد دارید شما، توجه به روحیات خودتان بکنید که نبادا در این امر شیطان دخالت بکند. قدرت دست تان هست نبادا که این قدرت را اعمال بکنید در یک جایی برخلاف. مراقبت کنید از خودتان. مواظبت کنید از خودتان. اینکه من عرض می کنم، مخصوص به شما نیست، همه ما باید این مطلب را در نظر داشته باشیم.
همه ملت ما، همه انسان ها باید توجه به این معنا داشته باشند که قدرت را به جای خودش اعمال کنند. انبیا قدرت شان را به محل خودش انجام می دادند. حضرت موسی عصایش را می برد با فرعون مقابله می کرد، با دیگران با آن محبت بود. پیغمبر اکرم قدرت خودشان را برای سرکوبی اشخاصی که از جهات آدمیت خارج شده اند، از مرز انسانیت خارج شده اند و مردم را دارند به تباهی می کشند اعمال می کرد. قدرت ها باید اعمال اگر شد برای جلوگیری از فساد باشد نه خودش فساد بیاورد. فرق ما بین شما عزیزان و آن اشخاصی که در جبهه ها جنگ می کنند با آنهایی که در مقابل شما هستند، صورت عمل که یک صورت است، آنها می کشند شما هم می کشید، اما کشتن شما یک عمل عبادی است و کشتن آنها یک عمل جنایی است. این روی انگیزه ای است که هست، روی معنایی است که این دو عمل دارند، نه روی صورت عمل است. شما برای خدا جهاد می کنید، آنها برای شیطان جهاد می کنند. آنها تبع شیطان هستند و شما تبع خدا هستید. این فاصله ما بین این دو امر است. توجه کنید که این محفوظ بماند.
 

اینهائی که قدرت دارند باید حفظ جهات انسانیت و اسلامیت را بیشتر از دیگران بکنند

من به آن قدرتمندانی که در جبهه ایستاده اند و الان مستاصل کرده اند صدام و صدامی ها را عرض می کنم که مبادا این قدرت اسباب این بشود که یک انتقامی بر خلاف موازین الهی گرفته بشود. شما تاکنون بنایتان بر همین بوده است و انشاءالله از حالا به بعد هم باشد که شهرهای عراق را که ما

صحیفه نور جلد 18 صفحه 159

آنها را عزیز می دانیم مثل شهرهای خودمان و بعضی شان را بسیار بالاتر، باید توجه کنید اهالی آن شهرها به همانطور که اهالی شهرهای ما مبتلای به شر صدام هستند، آنها بیشتر مبتلا هستند. آنها فشارهایشان، فشار صدام بر آنها خیلی زیاد است، بر خانواده های آنها، برخورد آنها اشخاصی که از آنجا آمده اند همین دو روز پیش از این، دو سه روز پیش از این یک کسی از آقایان که پیش من بود نقل کرد که اشخاصی که از آنجا تازه آمده اند گویند اگر اشخاص عادی اگر ریش داشته باشند می گیرندشان، اگر تسبیح دست شان باشد می گیرندشان به ترس اینکه این حزب الله شاید باشد، خانواده های این اشخاصی که در جبهه هستند اگر چنانچه یک وقت آنها کوتاهی بکنند آنها را سرکوب می کنند. وضع روحی کسی که قدرت دارد، شاخ دارد و عقل ندارد این است، یک کس دیگر او را اذیت می کند او کس دیگر را صدمه می زند. شما باید توجه بکنید که مبادا یک وقتی به واسطه بمباران های شهرهای شما و کشتن عزیزان شما، مبادا یک وقتی شما عصبانی بشوید و جبران بکنید اینطوری، این انتقام از او نیست. شما انتقام تان را از صدام باید بگیرید و از حزب بعث و الان دارید می گیرید. توجه کنید که نبادا حتی یک گلوله به طرف شهرهای آنها بیندازید. آنها شهرهایی هستند که همانطوری که این بهبهان ما مظلوم است، بصره هم مظلوم است، مندلی هم مظلوم است، همه اینها مظلومند. اینها تحت ستم هستند. ما باید جهات انسانی را تا آخر حفظ کنیم. ما جهات انسانی را تا مرز شهادت و فوت باید حفظ بکنیم و هیچ وقت عصبانی از این نشویم که او دارد این کار را می کند، پس ما هم خوب است یکی از شهرهای آنها را بزنیم نه، هیچ همچو نیست. موازین موازین اسلامی است. اینجا جمهوری اسلامی است. اینجا اسلام حکومت می کند. بنابراین باید مواظب باشید از خودتان کسانی که قدرت دارند، دولت قدرت دارد، سپاه قدرت دارد، ارتش قدرت دارد، بسیج قدرت دارد، اینهایی که قدرت دارند باید حفظ جهات انسانیت را، جهات اسلامیت را بیشتر از دیگران بکنند. این قدرت را در محلش خرج بکنند تجاوز از محلش نشود.
و من امیدوارم که با حفظ این جهات انسانی و اسلامی شما الگو بشوید از برای همه کشورهایی که آن مسائل ما به آنها رسیده است و می رسد. و این مرده دیگر از بین رفته است، دیگر شما خیال نکنید، اینها دست و پایی است که در حال احتضار دارد می زند. این قدرتمندها آن آخر عمرشان اینطور جنون پیدا می کنند. اینهائی که در حالی که قدرت دارند آن شارت و شورت را می کنند، وقتی شکست می خورند بسیار هم ضعیف می شوند. این ضعف روحی است که انسان به یک طایفه ای که هیچ کاری به او ندارند، توی خانه هایشان نشسته اند، یک بچه کوچکی که کاری به او ندارد، این ضعف انسانیت و ضعف قدرت است که او بپرد برای اینکه در جبهه او را سیلی به او زده اند. این آن مایه آخرش را هم که عبارت از آن گردان هایی بوده است که برای حفظ او بوده فرستاده به جبهه و اینجا هم بسیاری از آنها را به درک فرستاده اند. خوب این صدمه می بیند، صدمه روحی می بیند عقل هم ندارد که حساب بکند که خوب ما در جبهه مغلوب شده ایم باید در جبهه کاری بکنیم، آنجا که نمی تواند کاری بکند، به بهبهان و - نمی دانم - مسجد سلیمان و جاهای دیگر تعدی می کند. اینها به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 160

واسطه ضعف روح است و همه اینها برای این است که ایمان در کار نیست. آنهایی که ایمان دارند نه آن طرف ضعف دارند، نه قدرت وقتی که هست دست شان ضعف روحی پیدا می کنند و مردم را اذیت می کنند، نه وقتی مغلوب شدند ضعف پیدا می کنند و دیگران را می زنند که چرا دیگری من را زده است. این مال ضعفی است که آنها دارند و ضعف داشتن شان دنبال این است که ایمان ندارند، خدا را نمی شناسند، توجه به مسائل الهی ندارند، توجه به مبدا و معاد ندارند. آنها مثل زندگانی حیوانی که دیگر حیوانات می کنند بدتر از آن، جرایم شان بیشتر از آنهاست. همان است که شیخ الرئیس، از آن نقل کرد مرحوم مدرس که شاخ دارد و عقل ندارد.
انشاءالله خدا این شاخدارها را عقل بدهد و این قدرتمندان را انسان بکند و یا اینکه قدرت آنها را سلب بکند. و خداوند شما را انشاءالله عزیزید، عزیزتر بکند. شما ملت اسلام را احیا کردید، شما قدرتمندان، شما عزیزان، کشور خودتان را از حلقوم اجانب بیرون کشیدید و اینها البته دنبال همین است که چون شما ایستاده اید در مقابل آنها و نمی خواهید که اسیر آنها باشید و آنها هم خیال می کنند همه باید اسیر آنها باشند، حالا که نشدید باید شهرهای شما را هم بزنند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع فقها و حقوقدانان شورای نگهبان

تاریخ: 1362/09/20

 

مهم این است که ما می خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه مهم است این است که ما می خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوئیم اشتباه نموده ایم و عدول در بین فقها از فتوائی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد وقتی فقیهی از فتوای خود بر می گردد یعنی من در این مسأله اشتباه نموده ام و به اشتباهم اقرار می کنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید اینطور باشند که اگر در مسأله ای اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال می کردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون می روند کارهای خودشان را انجام می دهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زده ام درست نبوده است، آمدم صریحاً اعلام کردم من اشتباه کرده ام. این برای این است که ما می خواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده ام باید روی همان حرف باقی بمانم امروز می گویم مادام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحی نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند، علما باید مشغول به کارهایشان باشند. این شأنی برای علما نیست که ریاست جمهوری و یا پست دیگری را داشته باشند. چون وظیفه است به این کارها می پردازند. خلاصه یک چیز را نباید فراموش کنیم که همه می خواهیم اسلام پیاده شود.
 

مبادا از حرف های خارجی ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم

من حالا هیچ نگرانی ندارم چون اکثر افراد را می شناسم و می دانم که اکثراً متعهد و متدین هستند، بلکه نگرانی من از این است که نکند سستی کنیم و در پیاده کردن اسلام دقت لازم را ننمائیم بعداً اشکالی پیش بیاید. نکند مثل مشروطه شود که آقایان تلاش کردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آنوقت چند نفر از سیاسیون مستبد، مشروطه خواه شدند و حکومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشکیل دادند. امروز من هیچ ترسی ندارم، ولی ترسم از آن است که مبادا ما مسائل را به

صحیفه نور جلد 18 صفحه 179

صورتی محکم تحویل دسته بعد ندهیم، ترسم از آن است که مبادا از حرف های خارجی ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم. ما باید همه چیز را به همان قوتی که امروز دارد، تحویل دسته بعد دهیم و آنها هم کوشش کنند که به همان قوت تحویل دسته بعد دهند. ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد دهیم تا پیش خدا مقصر نباشیم.
باید هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجی چه می گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم می شود در ما اشکالی پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیه باید جاری شود و آن روز هم که اضطراری پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جاری نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.
 

همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند

شورای نگهبان و شورایعالی قضایی و مجلس و دولت باید به گونه ای عمل کنند که بنیان محکمی را پایه گذاری نمایند. اگر بخواهیم به اسلام پایبند باشیم، باید آینده را در نظر گرفته و درست نماییم. سعی کنید مثل مشروطه سستی نشود. الحمدلله امروز مثل زمان مشروطه نیست که خوب ها در اقلیت بودند بلکه شما در اکثریت هستید و قلیلی هستند که انحراف دارند. و من قبلاً در مورد انتخابات گفتم که همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می شوند باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلی ها اظهار اسلام می کردند. البته اقلیت های رسمی غیر مسلمان قانوناً انتخاب می شوند پس مردم، افرادی را که تعیین می کنند باید سعی در شناسائی آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأی دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اینکه از یک دسته خاصی باشد، نه اینکه اهل علم باشد، حزبی باشد، بازاری باشد، اینها دیگر شرط نیست، عمده موازینی است که قانون و اسلام تعیین کرده است. ما باید مجلس را نگه داریم.
دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شاید هم خوب بود، ولی بعدها کم کم رسید به جائی که خودشان افرادی را انتخاب می کردند. پس ما باید سعی کنیم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شرکت کنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسی واقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند. مردم نباید کنار بروند اگر مردم کنار بروند همه شکست می خوریم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت کنند، افراد نالایق دخالت کنند. اگر عده ای جمع شدند و افراد نالایق را انتخاب کردند، مردم به آنها رأی ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند. مجلس آنها را قبول نکند. تمام مردم موظفند که در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثیر هیچ کس قرار

صحیفه نور جلد 18 صفحه 180

نگیرند. بعد از اینکه مشورت کردند که برای اسلام مفید است رأی دهند. اگر کسی مورد شک بود و یا اگر کسانی منحرف، خودشان را معرفی کردند به آنها رأی ندهند. ما باید مجلسمان را نگه داریم و کاری کنیم که برای دولتی خوب اساس باشد.
مردم اگر از من گله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف کرده ام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادی را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را می خواهند، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند. اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است پس باید کاری کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود. اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار برویم و از صحنه خارج شویم زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر می شود پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت بفرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای کمیسیون های امور بازرگانی و رسیدگی به سؤالات مجلس شورای اسلامی و اعضای سازمان های وابسته به نخست وزیری

تاریخ: 1362/09/26

 

شما متوجه باشید اینها شروع کردند از اول جوی بسازند که این حکومت را بشکنند

بسم الله الرحمن الرحیم
من توفیق آقایان را در خدمت به جمهوری اسلامی و اسلام از خدای تبارک و تعالی خواستارم و امیدوارم که همه آقایان موفق باشند که به این ملتی که اینهمه در تحت ظلم و فشار بوده است خدمت بکنند و همه با هم همصدا و هم عمل منظورشان همین باشد که نجات بدهند این کشور را از مسائلی که برایش پیش می آید.
من امروز مغتنم است که در حضور آقایان یک مطلبی را عرض کنم و این مطلب مال همه است.
نه مال شماها، مال همه. هم مسؤولین کشور است و هم مردم. ما تجربه هایی که برایمان نقل شده است یا از تجربه هایی که خودمان در جریانش بودیم باید یک مطالبی را در نظر داشته باشیم. در دوران مشروطه را که همه آقایان شنیده اند یک عده ای که نمی خواستند که در این کشور اسلام قوه داشته باشند و آنها دنبال این بودند که اینجا را یا به نحوی طرف خودشان بکشانند، آنها جوسازی کردند به طوری که مثل مرحوم آقا شیخ فضل الله که آنوقت یک آدم شاخصی در ایران بود و مورد قبول بود همچو جوسازی کردند که در میدان علنی ایشان را به دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه ای بود برای اینکه اسلام را منعزل کنند و کردند. و از آن به بعد دیگر نتوانست مشروطه یک مشروطه ای باشد که علمای نجف می خواستند، حتی قضیه مرحوم آقا شیخ فضل الله را در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدائی از آن در نیامد. این جوی که ساختند در ایران و در سایر جاها، این جو اسباب این شد که آقا شیخ فضل الله را با دست بعضی از روحانیون خود ایران محکوم کردند و بعد او را آوردند در وسط میدان و به دار کشیدند و پای آن هم ایستادند کف زدند و شکست دادند اسلام را در آنوقت. و مردم غفلت داشتند از این عمل، حتی علما هم غفلت داشتند. این که آنجا بود. ما در زمان خودمان هم آقای کاشانی را دیدیم. آقای کاشانی از جوانی در نجف بودند و یک روحانی مبارز بودند. مبارزه با استعمار، آنوقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در ایران هم که آمدند تمام زندگی شان صرف همین معنا شد و من از نزدیک ایشان را می شناختم. در یک وقت وضع ایشان طوری شد که وقتی که از منزل می خواست حرکت کند فرض کنید بیایند به مسجد شاه، مسجد شاه مطلع می شد، در نظر داشتند،

صحیفه نور جلد 18 صفحه 182

اعلام می شد، اینطور بود وضع ایشان، بعدش دیدند که اگر چنانچه یک روحانی در میدان باشد لابد اسلام را در کار می آورد، این حتمی است و همین طور هم بود. از این جهت شروع کردند به جوسازی. آنطور جوسازی کردند که یک سگی را عینک به آن زدند و آنطور که من شنیدم عینک زدند و از طرف مجلس آوردند این طرف و به اسم آیت الله. و من خودم در یک مجلسی بودم که مرحوم آقای کاشانی وارد شد در آن مجلس، مجلس روضه بود، هیچ کس پا نشد، من پا شدم و یکی از علمای تهران که الان هم هستند و من جا دادم به ایشان (جا هم ندادند) . این جو را درست کرده بودند برای آقای کاشانی که دیگر از منزلش نمی توانست بیرون بیاید، در یک اطاقی محبوس بود در منزلش طوری که نمی توانست بیرون بیاید. چند دفعه هم گرفتند چه کردند. آنجا هم شکست دادند، مسلمین را شکست دادند.
من حالا می خواهم یک هشداری به آقایان بدهم. مسأله الان به یک وضعی در آمده است که انسان می بیند که مشغول جوسازی هستند، می شنود که مشغول جوسازی هستند و به تدریج می خواهند این کار را عملی اش کنند. یعنی دیدند که ایران با این مسائلی که در دنیا می خواهند حل کنند نتوانسته اند کاریش بکنند، حمله کردند، حمله نظامی کردند - عرض می کنم که - اقتصادش را چه کردند، محصور کردند و همه کاری کردند، نشد آن کاری را که آنها می خواهند، یعنی منعزل کردن اسلام را می خواهند. الان آنها آنقدری که از اسلام خوف دارند، نه شوروی از آمریکا آنقدر خوف دارد، نه امریکا از شوروی برای اینکه تمام این مصالحی که آنها به خیال خودشان می خواهند - از مصالحی که برای خودشان تهیه کنند و تمام سوء استفاده هایی که از تمام دنیا می خواهند بکنند، می بینند که اگر چنانچه این ترتیبی که ایران روی کار آمده است و مشغول است، این عملی بشود همه جا لنگ خواهد شد، مسأله، مسأله ایران نیست حالا، آنوقت ها صحبت، صحبت ایران بود. الان وضع جوری شده است که هر جا می بینی که الان فرض کنید که در پاکستان دارند می گویند که اسلام، خوب، دولتش هم ملغی می شود، این را می گویند. در جاهای دیگر هم همین طور دارند می گویند، در سیاهپوستان امریکا هم صدا در آمده است. اینها الان خودشان هم می بینند که در شوروی هم که... صدا در آمده، خوب، مسلمین هم آنجا زیادند، آنها می بینند که اگر مهلت به این کشور بدهند ممکن است که منافع آنها را در تمام دنیا به خطر بیندازد. جنگ عمومی هم که نمی توانند راه بیندازند بخواهند جنگ راه بیندازند دنیا به هم می خورد، نمی کنند. آنها عاقل تر از آن هستند که جنگ عمومی راه بیندازند. اینها می خواهند با وسیله هایی با حیله هایی از اینجا شروع کنند، از ایران شروع کنند. از ایران شروع کردن هم یکدفعه نمی شود بروند سراغ روحانیون. می دانند که نمی شود که از اول بروند سراغ روحانیون، روحانیون را شکست بدهند. می آیند هی از پایین تر شروع می کنند، از پائین تر جوسازی می کنند. مثلاً حالا برای دولت جوسازی می کنند، برای دولت جوسازی می کنند. انسان هر جا که الان اطلاع پیدا می کند می بیند که با دولت دارند ور می روند. این مسأله این نیست که ما نظرمان به این است که دولت، دولت خیلی مثلاً اعلائی هست، هیچ.
الان شما ملاحظه بفرمائید با این وضعی که ایران دارد که در جنگ است چند سال، انقلاب

صحیفه نور جلد 18 صفحه 183

است، آن انقلاب و هجوم طوایف مختلف از همه جا به اینجا، افغانستان نمی دانم بیشتر از یک میلیون و یک میلیون و نیم - عرض می کنم که - از عراق آنهمه اسیر، آنوقت خود ما در داخل کشورمان اینهمه فراری وارد شده و اینهمه مردم آمده اند ریخته اند از جاهای دیگر. اینها یک چیزهایی است که اگر در یک کشوری غیر از کشور ایران بود، به هم خورده بود، یعنی شیرازه اش به هم ریخته بود. لکن ایران از باب اینکه مردم در صحنه هستند اینطور نشده، اما می خواهند این کار را شروع کنند.
من الان به شما آقایان و به ملت ایران این گزارش را می دهم که سن من دیگر مقتضی این نیست که ببینم این چیزها را، من می روم، اما شما توجه بکنید، شما متوجه باشید. اینها شروع کردند که از اول یک جوی بسازند که این حکومت را بشکنند و بعد بروند سراغ رئیس جمهورتان و مجلس تان و بعد بروند سراغ روحانیون و مسأله را از حالا - از - اینجوری شروع کردند و شما از حالا باید بیدار این مطلب باشید. بیخود نیست که انسان یکدفعه می بیند که در قم حرف در می آید، در بازارها حرف در می آید، در مساجد حرف در می آید، در منابر حرف در می آید، در منزل های علما حرف در می آید، همه اش هم شبیه هم. اگر شما دیدید که یک مطلبی شبیه به هم در همه جا شد بدانید که این دست دیگری در کار است، همین طور من باب اتفاق نشده است.
الان وضع این شده است که انسان می نشیند در اینجا می بیند که همه چیز یادشان رفته، الا اینکه کمبود، گرانی. مگر کسی منکر این است که گرانی است. اما شما یادتان رفته است و شاید بعضی هایتان یادتان است قضیه زمانی که متفقین ریختند اینجا، شما دیدید که نان چه وضعی داشت، برنج چه وضعی داشت، گرانی ها چه وضعی داشتند. آنوقت به پول آنوقت که یک قرانش به قدر صد تومان حالا گاهی ارزش داشت، آنوقت برنج نمی دانم شده بود 12 تومان، قند شده بود 40 تومان، نمی دانم چی از این بساطی بود که بعضی آقایان مطلع اند. الان شما با این وضعی که دارید، که همه دنیا با شما دشمن هستند بلا استثناء، مگر بعضی ها که خیلی کم است، همه با شما مخالفند، همه دنیا دست شان به این دراز است که یک بساطی اینجا درآورند. شما رادیوها را ملاحظه کنید. در کویت یک قصه ای واقع شده است، الان هم عراق اعلام کرده است به اینکه این عراقی بوده و این ... بوده، معذلک دست بر نمی دارند می گویند عراقی ها طرفدار ایرانند، چون طرفدار ایرانند، پس ایران کرده. ایران همه مردم دنیا طرفدارش هستند، ایران کاری کرده است که مظلوم های دنیا همه طرفدارش هستند. پس مظلوم های دنیا هر جا کاری می کنند ایران کار می کند؟ وضع اینجور شده است که الان برای شما همه رادیوها دست می گیرند. یک قضیه ای - در چیز واقع می شود - در فرض کنید که کویت واقع می شود، یکی در لبنان واقع می شود، یکی در جای دیگر واقع می شود، هی ایران. الان شروع کردند در خود ایران این کار را دارند می کنند.
 

اسلام اگر اینجا سیلی بخورد بدانید که دیگر تا آخر سرش بلند نمی شود

من به شما عرض می کنم نه دولت با من - عرض می کنم که - قوم و خویش است و نه من

صحیفه نور جلد 18 صفحه 184

افرادش را اکثرش را می شناسم، اما من کلی قضیه را دارم می گویم. دولت با اینهمه کاری که می بینید کرده است، یعنی این مملکتی که به هم خورده است و اینطوری است، نگذاشته به هم بخورد. نگذاشته که اینهمه جرح هائی که، اینهمه، این مصایبی که و مجروحینی که هر روز دارند می آورند، اینها زمین بمانند. نگذاشته است که مردم گرسنه بمانند. نگذاشته چه بشود. البته همه قبول دارند، خود دولت هم قبول دارد، گرانی هست. گرانی اولاً همه جا هست، اینجای تنها نیست، ثانیاً وضع انقلابی همچو اقتضا می کند، وضع جنگ اینطوری است. نباید ما وقتی که وضع جنگ را می بینیم داریم، ما وضع انقلاب را می بینیم داریم، وضع دشمنی همه دنیا را داریم، همه مان بریزیم سر دولت. الان می بینیم در مجلس به دولت حمله می شود، در محضر علما به دولت دارد حمله می شود، در بازار به دولت حمله می شود، مصاحبه های تلویزیونی - با - به دولت ور می روند، عرض می کنم که بساط وقتی درست می کنند به دولت ور می روند، این بی جهت نیست. خود آقایان ملتفت نیستند. آقا خودش خیلی خیلی آدم خوبی است می رود ده نفر آدم از همین اشخاصی که می خواهند این کارها را بکنند، ایران فراوانند از این اشخاص، الان در ایران سلطنت طلب ما داریم، در ایران مخالف با جمهوری اسلامی در این طبقات بالائی که می خواستند عیاشی بکنند، حالا نمی گذارند عیاشی بکنند داریم، از منافقین موجودند، از اقلیت موجود است، از احزاب موجود است، هستند همه، زیادند. آقایان عرض می کنم که با ظاهر خیلی خوب می روند پیش فلان آقا می نشینند می گویند هی اسلام دارد از بین می رود، دیدید چی شد، چه شد، اینها می خواهند اینجا را چیزش بکنند مثل شوروی بکنند. آقا فوراً باور می کند، می رود می گوید نخیر آقا، چه واقع شد، ادارات چه شده، چه شده در ادارات الان همچو ادارات صد در صد مورد مطلوبیت نیست، اما ما اساس را باید حفظش بکنیم. اگر اساس را ما حفظ نکنیم، نه اداره برای ما باقی می ماند، نه مجلس باقی می ماند، نه مدرسه باقی می ماند، هیچی. این دفعه اگر اینها تسلط پیدا بکنند بر ما، هیچی نمی گذارند. مثل زمان آقای کاشانی نیست حالا، مثل زمان مرحوم - عرض می کنم که - آقا شیخ فضل الله نیست حالا. حالا یک زمانی است که ادراک کردند که اگر این جمهوری رشد پیدا بکند نخواهد گذاشت که اینها منافع خودشان را ببرند و این را با همه جدیت می خواهند ببرند. و اسلام اگر اینجا سیلی بخورد، بدانید که دیگر تا آخر سرش بلند نمی شود، مگر اینکه باز یک وضع دیگری در دنیا پیش بیاید.
الان ماییم که باید این را حفظ بکنیم. ایران است که باید حفظ کند خودش را، مجلس باید همراهی بکند. می دانم شکایت هست، می دانم که همه چیز هست، لکن همه همراهی بکنید آقا، دست به دست هم بدهید که هیچ ارگانی به زمین نخورد. زمین خوردن دولت امروز برای روحانیت هم مضر است، برای مجلس هم مضر است. همین طوری که مجلس زمین بخورد برای همه مضر است. همین طور که مجلس زمین بخورد برای همه مضر است همین طور که عرض می کنم که این دستگاه قضائی به زمین بخورد. من هم می دانم شکایت زیاد هست. مگر کجا شکایت نیست؟ در امریکا شما خیال می کنید شکایت نیست؟ در امریکا بیشتر از اینجا هست، در هر چند دقیقه ای یکی کشته می شود، در هر چند دقیقه فحشا واقع می شود، در هر چند ثانیه حتی چه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 185

می شود.شما می خواهید بعد از انقلاب، بعد از دشمنی همه کشورهای عالم همین طور به طور رفاه بنشینید کار بکنید و به طور رفاه زندگی بکنید؟ نمی شود بازار می بیند که دولت نمی رسد، خوب خودش همراهی بکند. الان دولت در اطراف، در جاهایی که باید باشد برنج دارد، گندم دارد، همه چیز دارد، کامیون نیست. خوب همه علمای بلاد بنشینند با هم فکر بکنند کامیون درست کنند. اگر در هر شهری چهار تا کامیون برود به اینجاها، تمام حل می شود مسأله اگر همه بلاد دست به هم بدهند. بدانند که می خواهند ریشه این اسلام را بکنند، همه مردم این توجه را داشته باشند، علمای بلاد این توجه را داشته باشند، وکلا این توجه را داشته باشند، دولت این توجه را داشته باشد، این اسباب این می شود که اگر شکایت بشود بدانند که اینطوری است، حل کنند خودشان، با هم بنشینند صحبت بکنند. نمی شود، این شکایت حل نشدن اسباب این نمی شود که ما به دولت فشار بیاوریم، دولت را تضعیفش کنیم که دولت ناتوان بشود. دولتی که الان باید همه کارها را انجام بدهد، ناتوانش نباید بکنیم. مجلسی که باید همه کارها را تسهیل بکند، نباید ناتوانش بکنیم و همین طور قوه قضائیه هم همین طور.
 

دشمن، دشمن ایران نیست، دشمن اسلام است

و مسأله، مسأله مجلس نیست، مسأله دولت نیست، مسأله قوه قضائیه نیست، مسأله روحانیت نیست، مسأله اسلام است، مسأله این است آنهائی که دشمن اند، با اسلام دشمن اند. با قوه قضائیه دشمن نیستند، با مجلس کار ندارند، با روحانی هم کار ندارند، همه اینها برای اینکه اینها دارند برای اسلام سینه می زنند، با شما مخالفند. نه برای اینکه خودشان، مجلس یک چیزی است، نه، برای اینکه اگر مجلس مطابق میل آنها بود، خیلی هم خوب بود، چنانکه بود و دیدید. اگر دولت هم مطابق میل آنها بود خیلی هم تأییدش می کردند، اما آنها دولتی که بخواهد مخالف با آنها باشد، مجلسی که بخواهد مخالف با آنها باشد، از ارتشی که بخواهد مخالف آنها، با همه اینها مخالفند و شما بدانید که اگر ما دست به دست هم ندهیم، همه مان با هم نباشیم، زمین مان خواهند زد. مجلس را زمین می زنند، دولت را زمین می زنند، روحانیت را زمین می زنند، همه زمین می خورند. پس عقل اقتضا می کند که ما الان مشکلات را تحمل کنیم، مردم مشکلات را تحمل کنند. مشکلات کمتر است از مشکلات ما تا زمان رسول الله. و آن مشکلات زمان رسول الله، آن مسؤولیت رسول الله بدتر از این مسؤولیتی است که ما داشتیم. مشک را مجبور بودند بخورند برای رفع حاجت شان، آنجا آنطور بود امیرالمؤمنین بدتر از ما زندگی کرد و از بین بردندش. الان اینطوری است که ما باید تحمل بکنیم، مملکت ما دشمن دارد، یعنی دشمن، دشمن ایران نیست. دشمن دشمن اسلام است.
الان دشمن های ما از ایرانی اش گرفته که در خارج نشسته اند دارند بر ضد اسلام صحبت می کنند، منتها شما، این را من گفتم سایر جاها، در مجالس اینها ضد اسلام اصلاً صحبت می شود، اینهائی که در خارج رفتند، اینها همه اینطوری هستند. خوب، ما یک عده اینجا ماندیم، خودمان هم بریزیم به جان خودمان چه خواهد شد؟ مجلس با دولت مخالف، دولت با مجلس مخالف، اینها چه

صحیفه نور جلد 18 صفحه 186

خواهد شد؟ اینها البته انشاءالله مخالف هم نیستند. اما باید بیشتر توجه بکنیم، علمای بلاد باید توجه بکنند که هر که آمد یک نقی زد فوراً باور نکنند و صحبت بکنند و به رادیو برسد و به نمی دانم چه برسد. اینطور صحبت نکنند، به مجالس نبرند، - به - ائمه جمعه نبرند به مجالس صحبت ها را، می توانند حلش بکنند، نتوانستند حزم کنند. ما باید امروز تحمل کنیم، صبر باید بکنیم. (فاستقم کما امرت و من تاب معک) این چیزی بود که پیغمبر اکرم گفت: (من شیبتنی سورة هود) من به واسطه این، آن هم به خاطر اینکه (و من تاب معک) بود برای اینکه می دید نمی تواند استقامت کند، ما باید استقامت کنیم، باید حفظ کنیم، باید صبر کنیم.
 

ملت باید چشمش را باز کند تا این جمهوری اسلامی را حفظ کند

خداوند انشاءالله همه را توفیق می دهد. و این مسائلی که می فرمایید، من هم اطلاع دارم که این مسائل سوال می خواهد ولیکن اینطور نباشد که هر روز یک وزیر را بیاورید اینجا بنشانید، دعوا بکنید با او و تضعیف کنید دولت را. کاری بکنید تضعیف نشود. همه تان را دارند تضعیف می کنند، شما نیستید، همه است. خیال نکنید که شما دولت را تضعیف می کنید، نخیر. شما هم دولت را تضعیف کنید، تضعیف شماست. این مقدمه است برای او و الان یک خطی در این کار هست، مشغولند الان. و شما باید خیلی توجه کنید، چشم هایتان را باز بکنید. ملت باید چشمش را باز کند، این دولت را، این مجلس را، این جمهوری اسلامی را حفظ کنند، مردم باید حفظ کنند، بازار باید حفظ کند اینها را.
آقا می نویسد مالیات نباید داد. آخر شما ببینید بی اطلاعی چقدر. آقا، ما امروز روزی نمی دانم چند صد میلیون ما الان خرج این - چیزمان است - جنگ مان است. روزی چند صد میلیون خرج جنگ با سهم امام می شود درستش کرد حالا؟ حالا ما می توانیم مردم را همه را بنشانیم اینجا و به زور از سهم امام بگیریم؟ سهم امام حالا به اندازه ای است که همین حوزه ها را بگردانیم، بیشتر از این هم نیست، یک کمی اگر بیشتر باشد می دهند به دولت. یکدفعه آدم بگوید که نخیر، ما می گوییم که دولت مالیات نگیرد، سهم امام بگیرد. چه جور؟ از کجا بیاوریم سهم امام اینقدر؟ ما از کجا سهم امام و سهم سادات پیدا کنیم که دولت را اداره بکنیم، مملکت را اداره بکنیم، اینهمه اشخاصی که ریخته اند به جان دولت و خرج دارند و چی دارند اداره بکنیم.
خوب، بی فکر حرف می زنند آقایان، یک کسی می رود یک چیزی به آنها می گوید آنها هم باورشان می آید. آقایان دیگر هم همین طورند، با سلامت نفسی که دارند باورشان می آید. باید آقایان فکر بکنند که هر کس آمد هر چی زد، باید از اول حمل بر فساد بکنند که او می خواهد یک کاری بکند. امروز که فساد زیاد است، حمل به صحت صحیح نیست، که هر که آمد فکر کنیم راست می گوید... خوب، من یک ماه، بیست و چند روز یکی از همین منافقین با صورت صالح، با ژ- 3، با همه چیز آمد آنجا نشست در نجف، من بودم. برای من گفت، هر روز گفت، هر روز گوش کردم، از مرحوم آقای طالقانی سفارش آورده بود، از یکی از علمای دیگر سفارش آورده بود، آنها را هم بازی داده بود، آمد

صحیفه نور جلد 18 صفحه 187

گفت، من دیدم خیلی این مسلمان است، خوب ما که اینقدر مسلمان نیستیم. من به او سوءظن پیدا کردم، من هیچ جوابش را ندادم. فقط گفت ما می خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم نمی توانید، خودتان را به کشتن ندهید و ولو دیگر جوابی به او ندادم. اینها از آن وقت نقشه می کشیدند برای این کار، حالا هم هستند در میدان، نرفته اند. حالا آن جهانی که رفته است البته کاری نمی توانند بکنند، اما این شیطنت را می توانند بکنند که بیایند بروند در قم پیش آقایی، بروند در فرض کنید که اصفهان پیش آقایی، بروند در شیراز پیش آقایی، یک کاری بکنند که صدا در بیاید. حالا از اول - از - کی از همه ضعیف تر است برای این کار، به روحانیت حمله کنیم، نه. به مجلس، نه به دولت باید حمله کنیم، حالا به دولت. مجلس را وادار می کنند به دولت - عرض می کنم - روحانیون را وادار می کنند به دولت، بازار را وادار می کنند به دولت، همه جا به دولت، خوب دولت از بین رفت. فردا می آیند سراغ شماها. فردا می روند سراغ رئیس جمهور و یا - نمی دانم - مجلس. همه اینها مسائل، مسأله دولت نیست. مسأله، مسأله اسلام است. من این را برای خاطر اینکه آقایان توجه بکنند و برای خاطر اینکه تکلیفی را ادا کرده باشم عرض کردم و امیدوارم که خداوند به همه ما توفیق بدهد که همه مان با هم در رفع این گرفتاری ها بکوشیم. خوب، اگر آمدند شکایت کردند، بروید سراغ رفعش، نرویم سراغ اینکه دولت را تضعیف کنیم یا برویم مجلس تضعیف بکنیم یا برویم اشخاص را چه بکنیم. این مسأله ای است که من عرض کردم و من امیدوارم که موثر واقع بشود در این امور.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر بهداری و گروهی از کارکنان این وزارتخانه

تاریخ: 1362/09/16

 

دادن امید و وعده سلامتی به بیمار، کمک می کند به صحت بیمار

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که شما آقایان که در یک وزارتخانه ای هستید که برای مستمندان، برای مریضان، برای بیماران و علیلان و مجروحان خدمت می کنید، خداوند توفیق زیادتر به شما عنایت کند، و برای شما خداوند اخلاص نصیب کند که کارهای شما برای خدا باشد و برای خدا این زحمت ارزنده را بکشید و اجر را از خدای تبارک و تعالی امید داشته باشید. مسأله بهداری یکی از امور بسیار مهم است، هم پزشک مهم است، هم پرستار مهم است، هم کارمندان این دستگاه، و چیزی که بسیار اهمیت دارد برای پزشکان و پرستاران و آنهائی که تماس با مریض ها و بیمارها و مجروح ها دارند این است که روح عطوفت در آنها باشد. یکی از اموری که کمک می کند به خوب شدن مریض ها و اعاده صحت برای آنها، این است که پزشک آنها، پرستار آنها، به آنها تقویت روانی بدهد. اگر انسان اعتقادش شد که خوب می شود از این مرض، این کمک می کند به اعاده صحت و اگر نظرش اینطور شد که در این مرض دیگر خوب نمی شود، این او را رو به هلاکت زودتر می برد. و این به عهده پزشکان است و پرستارهاست، چه پرستارها از خانم ها و برای خانم باشند و چه از آقایان و برای آقایان باشند، این نکته را باید در نظر داشته باشند که عطوفت به آنها و امید دادن به آنها و وعده سلامت به اذن الله برای آنها، کمک می کند به صحت آنها، کمک شماست برای کارهایی که انجام می دهید. هر چه خوب رفتار کنید با آنها برای شما پیش خدای تبارک و تعالی اجر است. فرضاً یک مریضی به نظر شما حتماً از این مرض نجات پیدا نمی کند، لکن اولاً اینکه دست غیب هم در کار هست که آن ماورای نظر امثال ماست و شما هم مأیوس نباشید و ثانیاً اینکه چه بهتر که یک مریضی که از این دنیا می خواهد برود با دل خوش از شما برود، با امید باشد. اینطور نباشد که به او گفته بشود تو خوب نمی شوی، همین در زود مردن او و در طولانی شدن مرض او کمک می کند و با دل افسرده از این دنیا می رود، لکن اگر به او امید دادید، محبت کردید، نوازش کردید، خدمت صادقانه کردید، با روی خوش خدمت کردید به این مریض ها که افسرده اند اکثراً، اگر اینطور باشد، بر فرض اینکه از این دنیا هم برود با یک روح امیدوار و شیرین از این دنیا می رود و این برای شما ارزشمند است خیلی.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 172

 

پزشک هایی که در خارج هستند توجه بکنند که کشور خودشان احتیاج به وجود آنها دارد

پزشک ها باید خیلی توجه بکنند به اینکه کارشان بسیار اهمیت دارد، سر و کارتان با جان مردم است و اهمیت بسیار دارد و باید همه دقت هائی که دارید بکنید و مع الاسف بسیاری از پزشک های ما خارج کشور هستند، یا از ایران رفته اند، یا بوده اند در آنجا و مراجعت نکردند به وطن خودشان و این یکی از مسائلی است که باید این پزشک هایی که در خارج هستند یک قدری توجه بکنند که کشور خودشان احتیاج به وجود آنها دارد. آنها در این کشور پرورش پیدا کرده اند، با بودجه این کشور تحصیل کرده اند، خارج رفته اند و اهل اینجا هستند و مردم به شما حق دارند، اسلام به شما نظر دارد. این ملت اسلام است که الان در اینجا با آنهمه رنج هایی که به آنها می دهند و با آنهمه مصیبت هایی که ابر قدرت ها برای اینها پیش می آورد، اینها در رنج هستند. و شما پزشکانی که در خارج هستید ما فرض می کنیم که شما یک عمر زیادی هم بکنید و در رفاه هم باشید، آخر چه؟ بهتر نیست که در خدمت مستمندان باشید، در خدمت مریض های کشور خودتان باشید، در خدمت این کشوری که مظلوم است و تحت ستم بوده است در سال های طولانی و امروز که می خواهد از زیر بار ستم شرق و غرب خارج بشود، همه به او فشار آوردند، از همه طرف فشار آوردند، این فشارها کافی نیست که شما پزشکان در خارج نگاه کنید و ببینید که اینجا از حیث پزشک کمبود هست. همه جا ما کمبود داریم از حیث پزشک متخصص، و شماها متخصص باشید و از این آب و خاک هم باشید و از این آب و خاک هم پدران شما ارتزاق کردند و خود شما و حالا بی تفاوت باشید و در خارج بنشینید و نگاه کنید تا مریض های اینجا و آنهائی که در جبهه ها معلول شدند، در جبهه ها آسیب دیدند، در رنج باشند و شما وجدانتان آرام باشد؟ گمان ندارم که اگر یک ساعت فکر کنید وجدان شما حاضر بشود که آنجا باشید، ولو با رفاه زیاد. مردم در اینجا بحمدالله، بهداری در اینجا مشغول خدمت هست و راجع به جبهه ها از قراری که گفته می شود بسیار خدمت کرده اند و مورد تقدیر هستند.
 

باید توجه زیاد به بیمارستان ها بشود

و همین طور امیدوارم که وضع بیمارستان ها هم بهتر از حالا بشود و توجه زیاد به بیمارستان ها بشود. آنطور نباشد که یک بیماری در یک بیمارستان وارد بشود و او را نپذیرند. اینها از اموری است که با وجدان انسان مخالف است، با انصاف مخالف است، با رضای خدا مخالف است، باید خیلی توجه به این مسائل بکنند. یک مریضی که می آید در یک بیمارستانی، این احتیاج دارد که می آید در این بیمارستان، اگر از همان دم در یک وقت خدای نخواسته گفته بشود که اینجا نمی شود، از اینجا برود جای دیگر، آنجا هم بگویند اینجا نمی شود و خدای نخواسته در همین رفت و آمدها تلف بشود، به عهده آن اشخاصی است که این کارها را می کنند. خیلی باید شما مواظب باشید، در عین حالی که خیلی خدمت شما ارزنده است، خیلی خدمت شما پیش خدا ارزش دارد، در عین حال مسؤولیت هم زیاد

صحیفه نور جلد 18 صفحه 174

دارید.باید شما این مسؤولیت را با کمال دقت، توجه به آن بکنید و امیدوارم که موفق بشوید که بتوانید خدمت بکنید به این مظلومین و خصوصاً اینهایی که از جبهه ها می آیند و سلامت خودشان را برای شماها از دست داده اند و می بینید که این ابر قدرت ها با مسلمین دارند چه می کنند. ما باید خودمان به فکر خودمان باشیم، در هر چیز باید خودمان به فکر خودمان باشیم و می توانیم، در امور بهداشتی و بهزیستی و اینها باید خودمان در فکر خودمان باشیم، منتظر نباشیم مثل سابق هی به خارج برویم و از خارج بیاوریم. باید توجه بکنیم و زحمت بکشیم، با زحمت خودمان، با رنج خودمان، این بار را تحمل کنیم و به منزل برسانیم. و امیدوار به فضل خدا باشید که خداوند با شماست و خداوند توفیق به شما خواهد داد که کار را به نحو شایسته پیش ببرید.
و خصوصاً باز عرض می کنم که با مرضی بسیار با عطوفت یعنی از آن کسی که خادم دم در است تا آنجایی که پزشک است و پرستار، رفتار، رفتار خوب باشد، رفتار عطوفت باشد. گمان بکنید که خودتان مریض هستید و در یک مریضخانه رفتید، در آنجا چه توقعی دارید از کارمندان آنجا، از پزشکان آنجا، از پرستار آنجا، همان توقعی که خود شما از آنها دارید، سایر مرضی هم از شماها دارند بنابراین لازم است که توجه به این مسائل معنوی بشود و امیدوارم که موفق و مؤید و منصور در این امر باشید.
و از امور لازم قضیه جلوگیری از بیماری است، آن اهمیتش بیشتر از خود معالجه است. ما بتوانیم، شماها بتوانید که طوری بکنید که مرض کم بشود، یک طوری بشود در کشور که آبها از آلودگی بیرون بیاید، غذاها آلوده نباشد، آنطوری که پزشکان دستور می دهند کاری بشود که مرض نیاید، نه ما منتظر باشیم که مرض بیاید بعد رفعش بکنیم. جلو بگیریم که اصلاً نیاید مرض و این یکی از امور مهمه ای است که باید به آن توجه کامل بشود و امیدوارم که در این امر هم متصدیان امور موفق باشند. و در همه امور اتکال به خدا بکنیم. شما ببینید که این اتکال به خدا بود که یک قدرت به آن عظمت را از دست از بین بردید، با اینکه قدرت شما در مقابل قدرت های شیطانی چیزی نبود، لکن ایمان شما بود، اتکال شما به خدای تبارک و تعالی بود که پیش بردید و از حالا به بعد هم پیش خواهید برد.
 

قدرت های بزرگ به عنوان صلح آمدند در منطقه و ببینید که چقدر فساد وارد کردند

و این قدرت های بزرگ هیچ وقت در فکر این نیستند که یک آسایشی برای ملت ها باشد. شما الان ملاحظه می کنید که در لبنان چه می گذرد بر اهالی لبنان از دست همین هایی که برای صلح آمده اند. آمریکا و فرانسه و انگلستان و ایتالیا برای اینکه صلح را در آنجا پایدار کنند آمده اند و جنگ راه انداخته اند. جنگ راه انداختند در محلی که اگر اینها نباشند خود آنجا آرامش بهتر پیدا می کند، تا اینها باشند. اگر آمریکا نبود و فشار به مردم نمی آورد آن بیچاره هایی که تحت آنهمه فشار هستند بالاخره یک کاری انجام می دهند. منتظر نباشند که شما همه فشارها را بر ملت ها تحمیل کنید و آنها همین طور

صحیفه نور جلد 18 صفحه 175

بنشینند و به شما مبارک بگویند. البته این انفجارات هست، تابع همان، دنبال همان است. دنبال این هم آن بمباران هایی که دیدید کردند در لبنان، و آمریکا آنقدر در آنجا فساد کرد و عمال آمریکا که صهیونیسم هم از آنهاست و فرانسه هم باید که از آنها حساب بکنیم، اینها به عنوان اینکه ما می خواهیم صلح را در منطقه نگه داریم، آمدند و ببینید چقدر - به فساد وارد کرده اند - فساد وارد کرده اند بر این منطقه. از آن طرف شوروی به عنوان اینکه صلح در افغانستان درست کند، آمده است چندین سال است، قریب 5 سال است که الان دارد در افغانستان آتش بپا می کند، از آن طرف هم آمریکا در هر نقطه ای که دستش برسد می گوید ما برای صلح می خواهیم برویم، لکن فساد ایجاد می کند. نمی دانم این مثل را شما شنیدید یک بچه، پسر کوچکی بود که یک نفر آدم کریه المنظر که صورتش جوری بود که بچه ها از او می ترسیدند، او بغلش گرفته بود و او از ترس همین آدم گریه می کرد، این می گفت نترس من اینجا هستم، یک کسی به او گفت که آقا این از تو می ترسد، تو این را بگذار زمین، این آرام می شود. حالا اینها، قدرت های بزرگ، آمده در افغانستان می گوید نترسید ما اینجائیم، در لبنان هم نترسید، ما اینجا هستیم. خوب، این مردم از شما می ترسند، خوب، شما بروید کنار مردم آرام می گیرند. وضع اینطوری است و خدا نکند که سیاستمدارها چاقوکش از کار در آیند. وقتی سیاستمداری بر طریقه اخلاق انسانی نباشد، او چاقوکش از کار درآید، اما نه چاقوکش سر محله، چاقوکش در یک منطقه وسیعی، در دنیا. اینکه در روایت هست که (اذا فسدالعالم فسد العالم) مصداق بالاترش همین ها هستند که علمای سیاست هستند، فاسد هستند، عالم را به فساد کشاندند. الان عالم برای خاطر دانشمندان به فساد کشیده شده، آن دانشمندانی که سلاح های کوبنده درست می کنند، آن دانشمندان سیاستی که اعوجاج دارند و این سلاح ها را به کار می برند. الان دنیا به واسطه خاطر این علما هست و این دانشمندان هست که ناآرامی دارد. اگر اینها حذف بشوند از دنیا، مردم آرامش بهتر پیدا می کنند.
بنابراین ما باید توجه به این بکنیم که این قدرت هایی که می گویند ما برای صلح آمدیم و مع الاسف در خانه عرب ها، عرب ها را دارند می کوبند و عرب ها نشسته اند تماشا می کنند. این ننگ را عرب ها کجا می برند که اجانب، کفار - اجانب - آمده اند در خانه اعراب، به اعراب تعدی می کنند و اینها نشسته اند تماشا می کنند، در صورتی که اینها اگر ده روز راه را بر آنها ببندند، همه شان تسلیم می شوند؟ اگر این کشورهای اسلامی، همین کشورهای منطقه، اگر همین کشورهای خلیج و منطقه ده روز جلوی نفت شان را بگیرند، دنیا به صدا در می آید، دنیا تسلیم شان می شود، لکن اینها نفت شان را تقدیم می کنند، آبرویشان را تقدیم می کنند، کشورشان را تقدیم می کنند، ملت شان را تقدیم می کنند، برای چه؟ برای یک هوای نفس باطل. دنیا را این هوای نفس دارد از بین می برد. هوای نفس است که وادار می کند که اینها برای خاطر اینکه چهار روز زندگی مرفه به خیال خودشان بکنند، ملت های خودشان را اینطور تحت ستم قرار می دهند. هوای نفس است که شوروی را بر می دارد می آورد در افغانستان و آن کارها را انجام می دهد. هوای نفس است که آمریکا را می آورد در لبنان این کار را می کند و عمالش را در ایران مامور می کند برای اینکه این فسادها را بکنند. همه فسادهای دنیا زیر سر

صحیفه نور جلد 18 صفحه 176

این قدرت های بزرگ است والا این کوچک ها اهمیتی ندارند.
صدام دیگر یک مرده ای است افتاده آنجا، این اهمیتی ندارد دیگر، لکن اینها دارند فساد می کنند. این هم یکی از فسادهای آنها بود که این را بازی اش دادند و احمقش کردند حمله کرد به ایران و تجاوز کرد به ایران، حالا هم تویش مانده است و نمی داند چه بکند. هی فریاد می زند بیایید دیگر صلح کنیم، می خواهد مهلت بگیرد که بعدها شرارت بکند، ما این را بهتر می شناسیم از دیگران، اینطور نیست که این صلح بخواهد، این می خواهد که به اسم صلح مهلت پیدا بکند، دوباره تشکیلاتی درست کند زیادتر و قدرتی پیدا کند زیادتر و دوباره حمله بکند. خوب، با یک همچو چیزی نمی شود صلح کرد. کدام انسان است که می تواند با یک دشمنی که با اسلام دشمن است، با خدا دشمن است، با ملت خودش دشمن است، با ملت ما دشمن است، این را مهلت بدهد تا اینکه دوباره تجهیز کند خودش را، قدرت ها هم به او کمک بکنند و باز هم افراد پیدا کند و دوباره حمله بکند به اینجا، این را کسی نمی تواند مهلتش بدهد. این باید شرش کنده شود تا این منطقه درست بشود و عمده شر آن ابر قدرت هاست و دولت های منطقه می توانند شر این را از منطقه خودشان بکنند. اگر این دولت ها با ملت هاشان دست به هم بدهند، ملت ها که حاضرند، دولت ها هم تسلیم ملت هاشان بشوند، نمی توانند آنها در این منطقه این فسادها را بکنند. اسرائیل نمی تواند بیاید اینجا شرارت بکند، لکن مع الاسف خود اینها هستند که راه را باز می کنند برای قدرت های بزرگ. شما ملاحظه می کنید که در همین منطقه چقدر ثروت هست که دارند ابر قدرت ها از اینها می برند، همان نفت چقدر هست که دارند روزی بیست میلیون تقریباً، کشورها از اینجا می برند و می خورند، معذلک اینها نشسته اند. آنها ریخته اند در خانه خودشان، لبنان خانه عرب است، در خانه عرب ریخته اند و دارند به خود عرب اینطور جنایت می کنند و ملت عرب نشسته اند آنجا و هیچ حرف نمی زنند.
وقتی پای ایران پیش می آید می گویند اینها فارس اند اینها خوب، آنها هم که عربند دیگر، شما نه فارس سرتان می شود نه عرب سرتان می شود، دنبال این هستید که چند روز عیاشی بکنید. خوب، این عیاشی تا کی؟ چقدر انسان آبرویش را، حیثیتش را، همه چیزش را بدهد سر عیاشی؟
 

مظلومین جهان باید خودشان به فکر خودشان باشند

آن قدرت های بزرگ هم که شما را عمال خودشان قرار داده اند و الان در لبنان دارند به سر مردم لبنان بیچاره آن کار را می کنند، معذلک باید همه شان بدانند که مردم نمی نشینند گوش کنند تا این کارها بشود، بالاخره همان معنائی که در ایران پیدا شد در جای دیگر هم پیدا می شود. باید از حالا فکر بکنند اینها، امریکا خیال نکند که ظلمش را دارد به مردم می کند و آنها هم نشسته اند. آمریکا دید که - کاخ سفید منفجر شد - آن محل خودشان منفجر شد، همین چیزها حالا هست باز، هر چند شماها جلوگیری بخواهید بکنید مردم جانشان به لبشان رسیده است، مردم لبنان جانشان به لبشان رسیده است، مردم فلسطین جانشان به لبشان رسیده و لهذا انتحار می کنند. اگر یک کسی جانش به لبش

صحیفه نور جلد 18 صفحه 177

نرسیده باشد که انتحار نمی کند برای اینکه شما را از کار بیرون کند. مردم نمی توانند تحمل بکنند، شما یک فکری بکنید. با زدن و با کشتن و با یغما کردن و با بمباران کردن کار درست نمی شود، باید کنار بروید تا مردم کار خودشان را بکنند، راحت بگذارید مردم را. بالاخره مسلمین باید خودشان فکری بکنند، بیدار بشوند و الا اینها چاقوکش بین المللی هستند و نمی گذارند دنیا آرام باشد مگر اینکه مردم خودشان، مظلومین خودشان به فکر خودشان باشند، مظلومین جهان خودشان به فکر خودشان باشند. اگر مظلومین به فکر بیفتند، دست اینها را قطع می کنند و امیدوارم خدای تبارک و تعالی ملت های اسلامی را بیدار کند، ملت های مستضعف را بیدار کند و خودشان زندگی خودشان را اداره کنند و ممالک خودشان را اداره کنند و دست قدرت های بزرگ را قطع کنند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای کمیسیون های داخلی و خارجی مجلس شواری اسلامی

تاریخ: 1362/08/14

 

شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود

بسم الله الرحمن الرحیم
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض می کنم که مجلس ما باید با مجلس های سابق فرق داشته باشد، البته فرق هم دارد، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده می شود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس اماره به تدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغائر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف می کنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم. شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود. البته باید عاقلانه باشد که مسأله حادی پیش نیاید.
 

در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر می کند

در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر می کند. من در زمان اختناق رضاخانی وقتی در مدرسه فیضیه صبحت می کردم، آنگاه که از جهنم و عذاب الهی بحث می کردم همه خشکشان می زد، ولی وقتی از رحمت حرف می زدم می دیدم که دل ها نرم می شود و اشک ها سرازیر می گردد و این تأثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر می تواند مسائل را حل کند تا شدت و مجلس باب مباحثه است و باید مثل مباحثه طلبه ها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو می کنند ولی معلوم است که مباحثه هست.
مجلس اسلامی باید ملت و دیگران را ارشاد کند چون مسائل به خارج منعکس می گردد و تأثیر روی مردم می گذارد، از این جهت مسؤولیت مجلس به عنوان یک مرشد و هدایت کننده برای مردم زیاد است و این کلی مطلب است که انشاءالله این مجلس اول انقلاب، پایه ای و سنت حسنه ای باشد برای آینده که هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شریک هستید.
در مسأله ای که راجع به کمیته فرمودید اعتقادم بر این است که همین گونه که هست باشد و هیچ گونه تحولی درباره آن صورت نگیرد. راجع به استیضاح هم من هیچ نظری نمی دهم فقط با ملایمت و تفاهم باشد، موافقین و مخالفین حرف هایشان را بزنند، آنوقت مجلس هر چه رأی داد معتبر

صحیفه نور جلد 18 صفحه 154

است.
 

میل دارم وضع و امور با ملایمت و اخلاق حسنه صورت بگیرد

امیدوارم آقایان موفق شوند که وقتی مجلس را تحویل می دهند مردم راضی باشند تا بعدها به همین آقایان رأی بدهند. البته من تمامی آقایان را نمی شناسم ولی امیدوارم مجلس دارای یک اکثریت تام متعهد باشد. میل دارم وضع و امور با ملایمت و اخلاق حسنه صورت بگیرد و این خیلی بهتر است. دو نفر که با هم دعوا دارند وقتی یکی از آنها با رافت و ملایمت حرف زد، دعوا تمام می شود. اصولاً کارها با ملایمت و رافت بهتر انجام می گیرد.
من دعا می کنم تا شما در کشوری که از همه طرف به آن حمله شده، موفق باشید. امروز هر انفجاری که در هر جا صورت می گیرد به ایران نسبت می دهند و می گویند ما شواهدی داریم که مسأله به ایران مربوط می شود و دلیلش این است که در ایران هم انفجار واقع شده است. این چه استدلالی است؟! مردم از اسرائیل ناراحت هستند به ما چه ربطی دارد؟! البته ما میل داریم اسرائیل همه اش آتش بگیرد و اگر خداوند توفیق دهد می رویم و مردم را از شر اسرائیل نجات می دهیم، ولی این بدان معنا نیست که ما آنجا را منفجر کرده ایم. و یا در مسائل دیگر می گویند یک شاهد عینی چه گفته است. این شاهد عینی یک منافق و یا یک دزد فراری است و یا لابد رادیو بغداد می گوید، و اینها خیلی چیزها می گویند و این می شود شاهد عینی. اصلاً دنیا در چه وضعی است. فقط باید توجه داشت که باید با هم باشیم و در مقابل آنها محکم بایستیم و با خودمان رئوف باشیم و در مقابل دشمنانمان سرسخت. این را عقل اقتضا می کند که وقتی عده ای مخالف داریم، خودمان مخالفت مان را کنار بگذاریم تا با وحدت کلمه این مملکت برسد به آنجا که همه دلمان می خواهد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:16 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام محلاتی

تاریخ: 1362/09/26

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام محلاتی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ فضل الله محلاتی نماینده اینجانب در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چون جناب حجت الاسلام آقای طاهری قصد مسافرت دارند، جنابعالی علاوه بر مسؤولیت های گذشته خود در سپاه پاسداران، کلیه مسوولیتهای ایشان را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عهده گیرید. بدیهی است که اعضا و فرماندهان سپاه و بسیج موظف به همکاری و پشتیبانی از جنابعالی می باشند. از خداوند تعالی توفیق شما را در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی خواستار است.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:17 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه رئیس شواریعالی دفاع به محضر امام خمینی در مورد معرفی و پیشنهاد مقام فرماندهی جدید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1362/09/04

 

نامه رئیس شواریعالی دفاع به محضر امام خمینی در مورد معرفی و پیشنهاد مقام فرماندهی جدید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبر انقلاب و فرمانده کل نیروهای مسلح حضرت امام خمینی
با اظهار قدردانی از خدمات ارجمند و صادقانه سرهنگ معینی پور در طول تصدی فرماندهی نیروی هوایی، شورایعالی دفاع در اجرای مفاد اصل 110 قانون اساسی، قبول استعفای وی و انتصاب سرکار سرهنگ هوشنگ صدیق به فرماندهی نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران را به آن حضرت پیشنهاد می کند.
سید علی خامنه ای رئیس جمهوری و رئیس شورایعالی دفاع
 

پاسخ امام خمینی به نامه رئیس شورایعالی دفاع

بسمه تعالی
با قدردانی از زحمات ایشان و دعا برای توفیق به خدمت اسلام و ملت، موافقت می شود.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها