بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کشور و استاندارن سراسر کشور
تاریخ: 1362/12/14
امروز مردم می دانند که دولت از خودشان است و انتخابات هم از خودشان است
بسم الله الرحمن الرحیم
از خدای تبارک و تعالی توفیق همه آقایان را و همه خدمتگزارها را می خواهم که به این ملت مظلوم برای خاطر خدا خدمت کنند. در قضیه استانداران و آنهائی که توابع آنها هستند، دو مطلب را می خواهم عرض کنم. یکی اینکه توجه دارند آقایان که تا ملت در کار نباشد نه از دولت و نه از استانداران کاری نمی آید، یعنی همه دستگاه های دولتی به استثنای ملت کاری ازشان نمی آید. از این جهت همه مان و شما آقایان همه و آنهائی که در اختیار شما هستند، همه باید کوشش بکنید که رضایت مردم را جلب بکنید در همه امور. در سابق مردم نه دولت را از خودشان می دانستند، نه انتخابات را از خودشان می دانستند، نه همه روسا را، هیچ کدام را از خودشان نمی دانستند جدا می دانستند ولهذا نه شرکت می کردند به طوری که باید، مگر آنجائی که فشار و اینها بود و نه در مشکلات با دولت هیچ وقت همراهی نمی کردند، اگر کارشکنی نمی کردند.، همراهی نمی کردند. شما مطمئن باشید که در این مشکلاتی که برای کشور ما پیدا شد بعد از پیروزی که یک مشکلاتی بود که هر دولتی را کمرش را خم می کرد، اینکه دولت ایستاده است و به خوبی دارد عمل می کند. برای این است که مردم هستند،. کمک مردم است هر جا هر نقیصه ای پیدا می شود مردم دنبالش هستند، برای رفعش دنبالش هستند. امروز مردم اینطور نیست که دولت را از خودشان جدا بدانند یا انتخابات را انتخابات فرمایشی بدانند و از غیر بدانند. امروز مردم می دانند که دولت از خودشان است و انتخابات هم از خودشان است . شما باید کوشش کنید که این چیزی که الان در ذهن مردم هست، که دولت را از خودشان می دانند، این از دل آنها بیرون نرود. یعنی شما در طول خدمتی که انجام می دهید خدای تبارک و تعالی را در نظر داشته باشید شما مسؤول هستید پیش خدا، فردا از شما سوال می شود. اینجا هم بر فرض اینکه بتوانید یک چیزی را خدای نخواسته عمل کنید و مخفی نگه دارید، پیش خدا مخفی نیست، پیش ملاء که الله مخفی نیست، یک روزی به آن می رسد انسان از این جهت نسبت به مردم هر چی مردم ضعیف ترند بیشتر، عکس سابق که هر چی قوی تر بودند، با خان ها رفتارشان چطور بود، با مثلا آنهائی که دارا بودند چطور بود، با سرمایه دارها چه جور بود، با مردم ضعیف هیچی. شما عکس کنید مسئله را، یعنی آنطوری که با مردم ضعیف و مستضعف و محروم رفتار می کنید بهتر باشد از آنی که با دیگران
صحیفه نور جلد 18 صفحه 252
رفتار می کنید، با همه خوب، اما اینها شکسته اند، اینها محکوم بودند در طول تاریخ، اینها زحمت دیدند، اینها در انقلاب خدمت کردند، اینها امروز جوان هایشان را می دهند، آن طبقه مرفه اگر هم باشد کمی از آنها داخل این امور هستند، خیلی نیستند. بنابراین ما باید این طبقه از مردم را برای خاطر خدا و برای حفظ حیثیت جمهوری اسلامی حفظ بکنیم. در همه قشرها در در همه کارها با آنها خوشرفتاری کنید، یک وقت خدای نخواسته یکی را کار دارد بیاید در آنجا، فراش راهش ندهد. یا مدتی معطل بشود یا توی اتاق نگذارند بیاید، اینها اینطور نباشد. اینها کارهائی بود که بر خلاف رضای خدا بود و سابق می کردند، شما باید عکسش باشد.
این مسئله است که راجع به همه کارهائی که شما می کنید متوجه باشید که خدا حاضر است در همه جا و متوجه همه مسائل هست و ثبت می شود کارهای ما و پیش خدا می رود، بعدها در قیامت پیش یعنی خودمان هم باز می شود اعمالمان، از این جهت این یک سفارش است که عرض می کنم.
مردم در انتخابات حاضر می شوند و می دانند که سرنوشت کشور با انتخابات است
یک سفارش دیگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار کنید آنهایی که باید اشکال کنند می کنند. ما کاری به اشکال آنها نداریم آنها - اشکال - از اول اشکال می کردند حالا هم اشکال می کنند. قبل از این هم که انتخابات در کار باشد صحبت انتخابات همچو که نزدیک شد شروع کردند به اینکه این انتخابات آزاد نیست، مردم هیچ وقت نمی روند پای صندوق ها، چه خواهند کرد. اینها بعدها هم خواهند گفت، اینجا ما کار نداریم، ما خودمان بین خودمان و خدای تبارک و تعالی باید فکر بکنیم که شما مسؤول این مسئله هستید، هم مسؤول کار خودتان و هم مسؤول مسؤولین دیگری که تحت نظر شما هستند هستید، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد. هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست، همه افراد ملت یک جو هستند در انتخابات، یعنی همان آدمی که یک کار کوچکی انجام می دهد با آن کسی که در رأس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقی ندارند، این یک رأی دارد، آن هم یک رأی دارد. این یک جور باید با او عمل بشود، با آن هم یک جور عمل بشود بنابراین توجه به اینکه انتخابات جوری باشد که مردم پسند باشد، نه جوری باشد که فرض کن خان پسند باشد، ما او را نمی خواهیم. مردم پسند باشد، یعنی مردم احساس بکنند به اینکه مسء له انتخابات به آنطوری که قانون انتخابات گفته است، به آنطوری که اسلام می خواهد دارد عمل می شود. عمل مال شماست، قانون یک ثبتی است که می شود، یک وظیفه ای تعیین می کند، لکن آنی که مهم است در مقام عمل است، مقام عمل جوری باشد که تطبیق بکند با قانون و مردم راضی باشند در عمل. و توجه به این معنا هم از لازمات است که توجه بکنید که اخلالگرها نیایند خرابکاری بکنند. بلااشکال در زمان انتخابات یک دسته اخلالگر هم پیدا می شوند که می خواهند خدشه دار بکنند و می خواهند هیاهو بکنند، این کارها را بکنند، این را با شدت جلویش را بگیرند که اخلال نکنند. باید آرام هر که می آید رایش را آرام بدهد. کسی بیاید مثلاً نزدیک صندوق باشد بخواهد که اخلال بکند یا کسانی
صحیفه نور جلد 18 صفحه 253
باشند که در نزدیک صندوق بخواهند به مردم بگویند به این رأی بدهید. نزدیک صندوق دیگر این کارها نیست. تبلیغات که هرکس کرده است در موارد خودش یک حدودی دارد، می کند آنجا دیگر جای این حرف نیست که آنجا بایستند و بگویند فلانی خوب است فلانی بد است. این حرف ها همه اش - را اینها - باید جلوگیری بشود تا انشاءالله یک انتخابات خوبی داشته باشیم.
و من امیدوارم که موفق بشوید در این امر و مردم هم حاضرند در انتخاب، حاضر می شوند در انتخابات برای اینکه مردم، کشور را حالا از خودشان می دانند و می دانند که سرنوشت کشور با انتخابات است. اینطور نیست که حالا بگویند ما انتخاب کنیم برای کی. انتخاب می کنند برای خودشان. پیش تر این حرف بود که خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما کاری ندارند، آنها به مصالح ما کاری ندارند. اما امروز این حرف نیست، مردم شرکت می کنند و من امیدوارم که هر چه بیشتر شرکت بکنند در انتخابات. این وظیفه ای است الهی، وظیفه ای است ملی، وظیفه ای است انسانی، وظیفه ای است که ما باید عمل به آن بکنیم، همه مان باید در انتخابات شرکت بکنیم. شما باید در حسن جریان انتخابات جدیت بکنید، و مردم هم انشاءالله وارد بشوند و رأی بدهند. و شما منتظر این نباشید که انتخاباتی که می کنید بعدها به شما چیزی نگویند، ولو می گویند این معلوم است، یعنی به شما نه، به همه می گویند، (نه، انتخابات چیزی نبود و مردم هم نرفتند و مردم چه نکردند) و از این مسایل گفته می شود، لکن ما باید راه خودمان را پیش بگیریم.
میزان در اینکه جنگ ما خوب است یا بد، تبلیغاتی است که در خارج می شود
یک مسئله دیگر این مسأله جنگ است که من یک نکته را می خواستم عرض کنم به آقایان و مردم هم بدانند این نکته را میزان در اینکه جنگ ما خوب است یا بد، تبلیغاتی است که در خارج می شود. هر جا هر چه بیشتر تبلیغ بر ضد می شود، معلوم می شود که اینجا زیادتر است. مثلاً در آنجایی که در طول این مدت آنجاهایی که ما بیشتر، مثل خرمشهر، که بیشتر از جاهای دیگر ما پیروزی داشتیم، آنجا بیشتر تبلیغات می کردند. من امروز وقتی ملاحظه می کنم می بینم از همیشه الان بیشتر تبلیغات بر ضد می شود، از همیشه ، مثلا در رأس اخبار، هیچ وقت بنابراین نبود. آنوقت دروغ هایی که در آنجاها گفته می شود اینکه این ایرانی ها چطور شدند، اینها از بین رفتند، دور و برشان را گرفتند، محاصره شان کردند، از بین بردند. یک دفعه می گوید، عراق می گوید ما سی هزار نفر کشتیم، یک دفعه می گوید هجده هزار نفر، امروز می گفتند پنجاه هزار نفر، خوب، فردا هم لابد می گویند دویست هزار نفر. آنها هر وقت شکست زیادتر باشد، به عبارت دیگر حجم شکست آنها موافق با حجم تبلیغاتشان است. هر چه تبلیغاتشان زیاد بشود، این میزانی است که باید ملت توجه کند، هر جا دیدند که زیادتر هیاهو می کنند، زیادتر راجع به شکست ما می گویند، بدانید که آنجا ما پیروزمند زیادتر بودیم. مثل حالا، حالایی که موارد حساس - چیز را، آن - جبهه را گرفتند اینها، حالا آنها آمدند می گویند یک وقت می گویند که ما اصلاً در عراق هیچ وقت جنگ نبوده این در رادیو عراق بود که ما در ایران جنگ
صحیفه نور جلد 18 صفحه 254
کردیم و همه کشته ها در ایران افتاده، فردایش یادش می رود این را گفته است یا اینکه نمی فهمد، می گوید که از عراق ما بیرون کردیم اینها را. یک وقت هم می گوید تمام لاشه هایشان در عراق افتاده اند چطور یا محاصره شان کردیم - نمی دانم - ریختیم شان به دریا، به آب ریختیم آنها هم شنا بلد نبودند نتوانستند خارج بشوند رفتند چه شدند. ممکن است که بعض اذهان ساده یک وقت باور کنند این مسائل را، باور نکیند، مسئله اینطور نیست. پیروزی حالا بهتر از همه پیروزی هایی است که ما تا حالا داشتیم و آنطوری که بعض آقایان آمده بودند می گفتند، یک مسأله ای است که باید جنگ های دنیا از آن چیز یاد بگیرند، مسائلی که اینها در این چیز کردند آنطوری که به من نقل کردند مسائلی که در اینجا اینها عمل کردند مسائل بسیار بزرگی بوده است که باید دنیا آنهایی که جنگ می خواهند بکنند از اینها یاد بگیرند.
در هر صورت باید ما توجه بکنیم به اینکه نبادا یک وقتی مردم تحت تأثیر یک همچو مسائلی بروند، خیال کنند که پس لابد یک مطلبی هست که اینها اینطور می گویند، وقتی مطلبی باشد آنها صد مقابلش می کنند. وقتی آن چیزی که زیاد بر آنها صدمه وارد کرده آنها زیادتر می کنند. الان معلوم است صدمه این جنگ بر دوش امریکا وارد شده است می بینید که چه می کند در اینجا، می آید در خلیج فارس چه می کند، نمی دانم در کجا چه می کند هیاهو می کند که ما نمی گذاریم چه بشود، از این حرف هایی که می زنند و هیچ وقت هم فایده ای ندارد . در سایر جاها، فرانسه هم همین طور، انگلستان هم همین طور، همه اینها چون سنگینی جنگ بر آنها واقع شده است و اینجا می بینید غیر مسائل دیگری است، اینجا یک مسئله بالاتر از مسائل دیگر است از این جهت آنها تبلیغاتشان هی زیاد می شود و تشرهایشان هی زیاد می شود به خیال اینکه ما از این تشرها مثلاً می ترسیم. خوب، ما دیدیم که امریکا هیچ کاری از او نمی آید آن آمد ایران آمد معلوم شد چکاره است در لبنان با اینکه یک عده زیادی نبودند، لبنانی ها بسیارشان با خود آنها هستند،. دولت شان هم که با آنهاست، در لبنان آنطور وضع برایشان پیش آوردند که هیچ کدامشان نماندند فرانسه هم حالا دارد بهانه پیدا می کند و فرار می کند. خوب ما اینها را می شناسیم که اینها هیاهوشان زیادتر است، یعنی اصل بنای استعمار از اول این بوده است که با هیاهو کارش را پیش ببرد،. با تشر کارش را پیش ببرد مثلاً فرض کنید یک مسئله ای در مجلس سابق واقع می شد، در زمانی که مرحوم مدرس هم در آن مجلس بودند، یک قضیه ای واقع می شد، آنها یک مسئله ای را می خواستند از ایران، یک وقت می آمدند اگر ایران یک سستی می کرد، یک کشتی از انگلستان می آمد در نزدیک های دریاهای ما، همین اسباب این می شد که اینها عقب نشینی می کردند. از این ور روسیه یک وقتی یک اولتیماتو می داده بود و ارتش اش هم شروع کرده بود به آمدن و در خود آنها هم این را گفتند، یک چیزی را از مجلس می خواستند هیچ کس جرأت نمی کرد صحبت کند، مرحوم مدرس رفت گفت حالا که ما باید از بین برویم - چرا با دست آنها از بین می رویم چرا با دست خودمان از بین برویم، بگذار آنها از بین ببرند. این را دیگران هم قبول کردند و رأی بر خلاف دادند و هیچی هم نشد. اینها همیشه بنایشان این است که با هیاهو و جنجال یا خودشان یا به دست نوکرهایشان هیاهو
صحیفه نور جلد 18 صفحه 255
کنند، جنجال بکنند که ما را عقب بنشانند و مسئله اینطور نیست. و من امیدوارم که انشاءالله این جنگ به زودی خاتمه پیدا کند و انشاءالله به نفع اسلام به نحو احسن خاتمه پیدا کند.
عید شما آنوقتی است که جبهه را محکم نگه دارید و فتح نهائی را بکنید
یک مسئله دیگری که می خواستم عرض کنم این است که حالا نزدیک به ایام عید است. من توقعم از آقایان، از همه این است که یک لحظه فکر کنند به حال مردم، یک لحظه فکر کنند به حال این مادرهایی که جوان هایشان در جبهه ها از دست رفته است یا علیل شده است و همین طور. از قراری که به من گفته اند مثلاً همین هایی که بسیجی هستند فکر کردند که ایام عید را بیایند به اینجا. خوب، شما مشغول یک عبادت بزرگ هستید الان، شما بخواهید جبهه را اگر خدای نخواسته رها کنید و برای عید چند روزی هم بیایید اینجا، خوب، چه بکنید. عید! چه عیدی شما دارید؟ شمایی که در آنجا آنطور گرفتار هستید و در آنجا بمب های مسموم به سر شما می ریزند، خوب، شما چه عیدی دارید که حالا بیایید عید برای عید جبهه را خالی بکنید؟ جبهه را قوی نگه دارید. عید شما آنوقتی است که شما جبهه را محکم نگه دارید و آنها را از صحنه بیرون بکنید و انشاءالله فتح بزرگتر و فتح نهایی را بکنید.
انشاءالله عیدها بعد می آید برای شما در همین جا، جبرانش را انشاءالله خواهید کرد.
آیا صلح کردن با کسی که بعد خنجر را از پشت محکم تر خواهد زد شرافتمندانه است؟!
- خداوند انشاءالله به همه شما - یک کلمه دیگری هم عرض کنم که بعضی اشخاصی که به نظر انسان می آید مغرض هم نیستند، به نظر انسان می آید که متدین هم هستند اینها صحبت می کنند از اینکه اصلاح چرا نمی شود، بیایید اصلاح بکنید، جوان ها تا کی کشته بشوند.
اینها هم دیدشان ناقص است. اینها توجه به این ندارند که ما در اینوقتی که هستیم، با این وضعی که هستیم اگر چنانچه پیشنهاد صلح را قبول بکنیم و ما بنشینیم پشت میزی که صدام یک طرفش نشسته، آقای رئیس جمهور ما هم یک طرفش نشسته، دنیا به ما چه می گوید؟ اسلام به ما چه می گوید؟ عراق به ما چه می گوید؟ ایران به ما چه می گوید؟ یک کسی که 4 سال است، 5 سال است (عراق که چندین سال است) ما چهار پنج سال است که گرفتارش هستیم که هر چه توانسته کرده، هر چه توانسته، اگر کاری نکرده باشد نتوانسته والا آنچه توانسته این عمل کرده و هرچه بتواند عمل می کند و بعدها هم هر چه بتواند عمل می کند، ما این را مهلتش بدهیم و بنشینیم با او صلح بکنیم، (آقا! خوب، بسیار خوب شما تشریف ببرید دیگر به کشور خودتان و بروید و فلان و ما هم برویم سراغ کار خودمان) . این بار عزت اسلام نمی سازد، با شرف انسان نمی سازد. این نمی شود که یک همچو مطلبی بگوئیم. آقایان اشتباه می کنند، خیال می کنند که خوب، حالا ما جوان دادیم، من هم می دانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دیدیم، لکن صلح کردن با یک کسی که بعدش خنجر را از پشت محکم تر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایی است؟ و عجب این
صحیفه نور جلد 18 صفحه 256
است که بعضی آقایان می گویند که اگر چنانچه راجع به آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخر جوان هامان را می دادیم.
خوب، این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف با آن هست. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمی دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجا هستند، کسان دیگر ما هم هست. یعنی ما و آنها جدا از هم نیستیم. وقتی جدای از هم نیستیم ما بیاییم فکر بکنیم که اگر برای خاک ما بود تا فرد آخرمان کشته می شد اشکال هم نداشت، همانی که می گوید حالا چرا، چرا اینقدر کشته می دهید، می گوید که اگر برای چیز ما، آنوقتی که آنها در خاک ما بودند تا آخر فرد را هم خوب بود بدهیم، حالایی که آنها رفته اند در یک جای دیگر، کنار رفتند با اینکه - با هم - باز هم نرفتند، حالا دیگر چرا؟ بنشینید یک صلحی بکنید، یک صلح شرافتمندانه . آیا شرافتمندانه است؟ این برخلاف دید اسلام نیست که ما برای خاکمان همه جوانان را بدهیم هیچ اشکالی هم نداشته باشد، برای دینمان اگر یک جوان بدهیم اشکال دارد؟ ما الان برای دینمان داریم جنگ می کنیم، برای خاک جنگ نمی کنیم، ما هر روزی که جنگ تمام شد، با روی گشاده، آغوش باز همه ملت عراق را به آغوش می گیریم و جنگ دیگر نداریم با آنها. جنگ ما جنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است مابین یک کشور و یک کشور، مابین اسلام و کفر است. امروز اگر ما عقب نشینی کنیم اسلام را شکست دادیم . امروز ما نمی توانیم عقب نشینی کنیم. ما امروز نمی توانیم صلح کنیم با اینها. اینها می خواهند صلح، اظهار صلح می کنند از آن ور و از آن ور هم آن جنایتکاری ها را می کنند، خوب، اینها صلح طلب که نیستند دروغ می گویند، بر فرض اینکه یک وقت هم سر چیز بیایند اما جنایتکاری که مسلماً جنایتش طوری است که انسان نمی تواند با او بنشیند و اصلاح کند و یک چیزی را امضا کند، آقای رئیس جمهور ما آن طرفش را امضا کند، آقای صدام هم آن طرفش را، آخر این مسأله ای است که می پذیرد کسی از ما؟ دنیا از ما می پذیرد؟ بر فرض اینکه قدرت های بزرگ می گویند (خیلی خوب شد، الحمدلله ما بردیم مسئله را) - آنها - برد آنهاست دیگر (مسئله را بردیم) ، اما ملت ها چه می گویند به ما، اسلام به ما چه می گوید پیغمبر اسلام، امام زمان به ما چه می گویند؟ خوب، ما مسؤول هستیم بنابراین خوب است آقایان فکر بکنند و حرف بزنند، فکر بکنند و اشکال بکنند. من امیدوارم که انشاءالله شما آقایان موفق باشید در همه امور و ما متوقع نیستیم که شرق و غرب به ما کمک بکنند. ما کمک مان را از خدا می خواهیم، تا حالا هم کمک کرده و ما هم نتیجه اش را تا حالا دیدیم و من امیدوارم از این به بعد هم ببینیم، به شرط اینکه ما هم خدمتگزار به اسلام باشیم، خدمتگزار به خدا باشیم. (ان تنصرواالله ینصرکم) ما هم نصرت بکنیم انشاءالله.