پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:19 PM
تاریخ: 1363/02/23
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید تشکر کنم از آقایانی که از راه های دور برای این مقصد شریف به کشور خودشان، به کشور تحت ستم در طول تاریخ و به کشوری که برای پیشبرد مقاصد اسلامی متحمل رنج و شهادت شدند تشریف آوردند، تشکر کنم و از خدای تبارک و تعالی توفیق همه را برای آرمان های بزرگ اسلامی هر چه بیشتر عنایت بفرماید. در این اجتماعاتی که از آقایان محترم ائمه جمعه و جماعات کشورهای مختلف در ایران شده است مسائل لابد تا حد وافی راجع به گرفتاری های مسلمین و راه های علاجی که باید اتخاذ بشود، گفته شده است و دیگر جای گفتن نمانده است. من به یک نکته ای آقایان را توجه می دهم و آن سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه مسلمین است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن وقتی که تنها بود و هیچ کس با او نبود، الا یک نفر، دو نفر، در آنوقت با وحی الهی مردم را دعوت کرد منتظر نشد که عده و عده زیاد پیدا کند، منتظر نشد که جمعیت ها همراه او باشند. از همان اول شروع به دعوت کرد و شروع به دعوت مردم برای گرویدن به اسلام و برای پیدا کردن راه حق فرمود. آنوقت هم که به مدینه تشریف آوردند و تشکیل حکومت دادند باز هم منتظر این نشدند که قدرت زیاد پیدا بکنند. باز هم دعوت خودشان را به طور گسترده تری بجا آوردند و مردم را به وظایف شخصی و اجتماعی، سیاسی دعوت کردند. دعوت های قرآن هم در مکه مکرمه و هم در مدینه مشرفه دعوت های شخصی بین فرد و خدای تبارک و تعالی نبود. می شود گفت که بی استثنا دعوت های خدا حتی در آن چیزهائی که وظایف شخصی افراد است، روابط شخصی افراد است بین خود و خدا از معنای اجتماعی و سیاسی برخوردار است. بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما ملاحظه می کنیم که در زمان هائی که ائمه مسلمین علیهم السلام در فشار سخت بنی امیه و بنی العباس بودند مطالب خودشان را آنطور که ممکن بود به مردم می رساندند، حتی در ادعیه آنها. شما اگر ادعیه امام سجاد و سایر ائمه را ملاحظه بفرمائید مشحون است از اینکه مردم را بسازند برای یک امر بالاتر از آن چیزی که مردم عادی تصور می کنند. دعوت به توحید، دعوت به تهذیب نفس، دعوت به اعراض از دنیا، دعوت به خلوت با خدای تبارک و تعالی، معنی اش این نبوده است که مردم توی خانه هایشان بنشینند و از مصالح مسلمین غفلت
کنند و مشغول ذکر و دعا باشند. چنانچه خود آنها که ملاحظه می کنید اینطور نبودند.
پیغمبر اکرم در عین حالی که وظایف شخصی خودش را بجا می آورد و خلوت ها با خدای تبارک و تعالی داشت، تشکیل حکومت داد و به انحاء عالم برای دعوت آدم فرستاد و مردم را دعوت کرد به دیانت و دعوت کردند بعد به اجتماع.اینطور نبود که بنای او این باشد که بنشیند توی خانه و ذکر بگوید. ذکر می گفت، لکن همان ذکر هم خودسازی بود. دعا می کرد، ولی همان دعا هم، هم خودسازی و هم مردم سازی بود و مردم را تجهیز می کرد برای مقاومت. تمام ادعیه ای که در لسان او و ائمه مسلمین واقع شده است، تمام این ادعیه در عین حالی که دعوت به معنویات است، از راه دعوت معنویات تمام مسائل مسلمین اصلاح می شود. مع الاسف اعوجاج واقع شد یا واقع کردند و شاید در صدر اسلام هم بنی العباس بیشتر این کار را کردند، اعوجاج واقع شد در مصالح اسلامی و در مطالب اسلامی. این قرآن کریم که در بین ید مسلمین هست و از صدر اول تا حالا یک کلمه، یک حرف در او زیاد و کم نشده است، این قرآن را وقتی که به عین تدبیر مشاهده بکنید می بینید که مسأله، مسأله این نیست که دعوت برای این بوده است که مردم توی خانه بنشینند و ذکر بگویند و با خدا خلوت کنند. او بوده است، لکن انحصار نبوده است. مسأله، مسأله دعوت به اجتماع، دعوت به سیاست، دعوت به مملکت داری و در عین حال که همه اینها عبادات است. عبادات جدای از سیاست و مصالح اجتماعی نبوده است. در اسلام تمام کارهائی که دعوت به آن شده است جنبه عبادی دارد. حتی در کارخانه کار کردن، در کشاورزی کردن و در مدارس تعلیم و تربیت کردن، همه شان مصالح اسلامی است و جنبه عبادی دارد. - نکنید ما - نکردند اینطور را از صدر اسلام، مصالح اسلام را همانطوری که قرآن شریف فرموده است، پیاده کنند، چون می دیدند که با قدرت های خودشان مخالف است از آن اول آنچه را از قرآن که می دیدند با مصالح خودشان مخالف است چون نمی توانستند از قرآن بردارند، تعبیر می کردند، کج معنا می کردند به روحانیونی که وابسته به خودشان بود وادار می کردند که اینها را کج معنا کنند، منحرف کنند قرآن را از آن چیزی که هست. ولی بحمدالله قرآن ماند بین مسلمین و نتوانستند قرآن را تحریف کنند و بردارند، اگر می توانستند، می کردند. لکن یکی از آنهائی که می خواست یک حرف را از قرآن بردارد یک عربی شمشیر را کشید گفت: با این شمشیر ما جواب می دهیم. نگذاشتند قرآن شریف دست بخورد و همانطوری که در زمان رسول الله وارد شد الان هم همان است به غیر او نیست. بنابراین ما یک همچو کتابی داریم که مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، مصالح سیاسی، کشورداری و همه چیزها در آن هست. البته با آن تفسیرهائی که از اهل تفسیر وارد شده است و ما به رأی خودمان نمی توانیم قرآن را تأویل کنیم. ما باید (انما یعرف القرآن من خوطب به) ما از طریق وحی و از طریق وابستگان به وحی قرآن را اخذ می کنیم و بحمدالله از آن راه هم غنی هستیم. لکن انحرافاتی که از قدرتمندان در اول تا حالا واقع شده است و حالا ما مبتلای به آن هستیم این انحرافاتی است که آقایان ملاحظه می کنند که بر خلاف قرآن مجید، دعوت به تفرقه، دعوت به جدائی، قرآن مجید می فرماید که: (واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا) آنها دعوت به تفرقه می کنند.
ما از آمریکا و شوروی همچو توقعی نداریم که خلاف قرآن عمل نکند، آنها بنایشان بر این است که قرآن را بکوبند، آنها بنایشان بر این است که اسلام را بکوبند. آنها ایران را که می کوبند نه از باب اینکه ایران است، از باب اینکه اسلام را ایران خواسته است. مبلغین آنها و رادیوهای آنها و مطبوعات آنها که ایران را اینطور مشوه دارند در بین دنیا می کنند، برای ایران نیست. ایران اگر یک قدم طرف امریکا برود با یک قدم طرف شوروی برود همه مداح او خواهند شد، چون بر خلاف آنهاست. تمام رسانه های گروهی تقریباً، تمام رسانه های گروهی تقریباً بر ضد ایران گاهی تصریح به اینکه اسلام در ایران خطرناک است، چنانچه می بینید که تصریح به این هم می کنند. و عمال آنها که نمی توانند تصریح به این معنا بکنند که اسلام مخالف است، ایران را می گویند مخالف اسلام است شما آقایانی که از اطراف آمده اید، از اطراف دنیا آمده اید، علما هستید باید متشبث به آن سیره ای بشوید که پیغمبر اکرم و ائمه اسلام بین ما گذاشته است که حتی آن روزی که دست هایشان بسته بود و نمی توانستند یک کلمه برخلاف سیاست دولت وقت بگویند، با ادعیه شان مردم را دعوت می کردند، دعا می کردند، با دعا مردم را دعوت می کردند و هر روزی که فرصت می کردند، در هر فرصتی دعوت را تصریحاً می کردند. ما باید به آنها تشبث پیدا بکنیم، به قرآن کریم تشبث پیدا بکنیم. قرآن کریم دعوت به وحدت می کند، دعوت به این می کند که مخالف با هم نباشید که فشل بشوید. و مع الاسف بعض از روحانیون وابسته به دولت های اسلامی دعوت به فشل می کنند، می خواهند فشل ایجاد کنند. در یک مرکز اسلامی به اسلام نمی توانند حمله کنند به ایران که می خواهد اسلام را پیاده کند حمله می کنند. آن قاضی ای که در حجاز یا در مصر یا در سایر جاها برخلاف قرآن کریم دعوت می کند، لکن لا به طوری که صریح باشد، ضمناً بر خلاف قرآن کریم دارد دعوت می کند و مسلمین را از هم جدا می کند، آن قاضی، قاضی جور است و شما باید آنها را سر جای خودشان بنشانید. شما که بر می گردید به ممالک خودتان، در خطبه های نماز جمعه، در ادعیه ای که می خوانید خطبه های شما همانطور که در صدر اسلام خطبه ها یک جنبه سیاسی داشته است، نماز جمعه یک اجتماع سیاسی است. نماز جمعه یک عبادت سر تا پا سیاسی است و مع الاسف در جاهایی انسان می بیند که در نماز جمعه ابداً مربوط به چیزهائی که ملت ها به آن احتیاج دارند، چیزهائی که مسلمین، اجتماع مسلمین بر آن احتیاج دارد، خبری نیست. نماز جمعه ها را همانطوری که در صدر اسلام مساجد، محافل و نمازها جنبه سیاسی داشته است، از مسجد راه می انداختند لشکر را به جنگی که باید بکنند و به آنجائی که باید بفرستند از مسجد مسائل سیاسی طرح ریزی می شد. از مسجد، مسجد محل این بود که مسائل سیاسی در آن طرح بشود، مع الاسف مساجد را ما کاری کردیم که بکلی از مصالح مسلمین دور باشد و با دست ما آن طرح هائی که برای ما ریخته بودند با دست خود ما پیاده شد و ما دیدیم آنچه که، مسلمین دیدند آنچه که باید ببینند و امروز باید بیدار بشوند مسلمین. می توانند، به صراحت وقتی که می بینند حکومت شان بر خلاف اسلام عمل می کند، بگویند. نمی توانند، با دعا، با خطبه و به طور کلی با ظالمین، به طور کلی با متجاوزین، با
مخالفین اسلام معارضه کنند. خطبه ها را نگذارند یک چند تا دعا باشد و یک چند تا ذکر باشد این چیزها، همانطوری که تا حالا بوده است، خطبه ها را محتوایش را قوی کنید.
شما قوی هستید، - شما - مردم همراه شما هستند، مردم همراه حکومت های جور نیستند، مردم همراه با علما هستند شما قوی هستید، شما هر کدام در محل خودتان همان قدرتی دارید که روحانیون ایران در اینجا دارند. آنها عمل کردند در مقابل یک قدرتی که در منطقه نظیر نداشت، در مقابل یک قدرتی که هیچ یک از قدرت های منطقه شبیه به او نبودند. همین مردم کوچه و بازار ما و همین کشاورزان و کارگران ما به واسطه تعلیمات اسلامی که علمای اسلام به آنها داده بودند و دادند بیدار شدند و هجمه کردند بر یک همچو قدرتی و او را شکستند و او را بیرون کردند، شما هم می توانید ننشینید که برای حکومت هایتان کار کنند، آنها برای خودشان کار می کنند. شما اسلام را باید تقویت بکنید. شما باید در کشورهای خودتان، در خطبه های نماز جمعه خودتان که برای همین مقصد نماز جمعه بپا شده است، در ادعیه خودتان در زیارات خودتان، در هر چه رفت و آمد دارید مصالح اسلامی را طرد بکنید، مصالح اجتماعی مردم را طرح بکنید. مسائل خصوصی نگوئید، مسائل اجتماعی را بگوئید بگذارید اگر شما این را گفتید نمازتان را تعطیل کنند، مردم عکس العمل نشان می دهند.
اگر دولتی به واسطه خطبه های نماز جمعه، نماز جمعه را تعطیل کنند، با عکس العمل مردم مواجه می شود و همانی است که ما می خواهیم منتظر نشوید که یک لشکری پیدا بکنید - نمی دانم - یک اسلحه ای پیدا بکنید، جنگ نمی خواهید بکنید، شما مصالح مسلمین را می خواهید بگوئید شما انتظار نکشید که اول قدرت پیدا بکنید بعد بگوئید. شما بگوئید تا قدرت پیدا بکنید. ایران همین کار را کرد، ایران گفت تا قدرت پیدا کرد، نه اینکه نشست تا قدرت پیدا بکند، اگر نشسته بود تا ابد هم نمی شد در مقابل آن قدرتی که محمدرضا داشت و آن پشتیبانی ای که همه از او می کردند علمای ایرانی نشستند تا اینکه اول اجتماع پیدا کنند، بعد قیام کنند. علمای اسلام اول دعوت کردند مردم را و در هر فرصتی نترسیدند و در منبر و پائین و مسجد مردم را دعوت کردند تا قدرت پیدا کردند. شما هم همین کار را بکنید. می توانید، اگر خیال کنید نمی توانید، بدانید که نخواهید توانست به خودتان تزریق کنید که می توانید و بدانید که خواهید توانست.
هر عملی اولش فکر است. هر کاری اولش تفکر و تامل در اطراف کار است. اگر ما در روحمان ضعف باشد، نمی توانیم کاری بکنیم، روح را قوی کنید، قلب خودتان را قوی کنید، به خدا منقطع بشوید. اینهمه ادعیه ای که وارد شده است و همه را دعوت کرده است به اینکه... به خدا بکنید برای اینکه او مرکز قدرت است. اینهمه دعوت شده است که به کس دیگری غیر خدا متشبث نشوید، برای اینکه به شما تزریق کنند قوت را، که شما یک پشتوانه عظیم دارید و او خداست. کسی که خدا را دارد،
از چه باید بترسد؟ شمایی که برای خدا بخواهید کار بکنید از چه قدرتی می ترسید؟ می ترسید که شهید بشوید؟ شهادت ترس دارد؟ می ترسید حبس بشوید؟ حبس در راه خدا ترس دارد؟ می ترسید شکنجه بشوید؟ شکنجه در راه خدا اشکال دارد؟ ایران در راه خدا همه چیز دیده معذلک دست برنداشت و این روحانیون بودند که مردم را بسیج کردند و مردم متحول شدند و امروز از آن بچه کوچولوئی که تازه زبان باز کرده است تا آن پیرمردی که چند جوان از دستش رفته، یکصدا بر ضد قدرت های بزرگ صحبت می کنند و قیام کردند. نتوانید، نگویید. هیچ وقت فکر نکنید که نمی توانید، همیشه فکر کنید که می توانید، همیشه فکر کنید که خدا با شماست، همیشه فکر کنید که اسلام شرف شماست و این اسلام باید به دست شما تقویت بشود.
اگر سست بیائید، قدرت های بزرگ اسلام را می خواهند از بین ببرند، برای اینکه در ایران فهمیدند که اگر اسلام در منطقه بیاید، آنها راهی ندارند. ولی مع الاسف بعض علمای منطقه نفهمیدند و حکام منطقه هم که نخواهند فهمید. دائماً دعوت به این می کنند که چه خطر بزرگی است ایران، ایران اگر قدرت پیدا کند خطر بزرگی است. بله خطر بزرگ است، اما برای امریکا و شوروی، نه برای مسلمین، برای مسلمین رحمت است شما ملاحظه می کنید الان آنطوری که در خارج به شما گفته بودند، در رسانه های گروهی همه جا و در مطبوعات شان گفته بودند که ایران امنیت اصلش نیست، توی خیابان ها مردم را می کشند، بچه های کوچک را می کشند توی خیابان ها، زن های آبستن را می کشند، شما آمدید اینجا حبس ها را دیدید، اگر در جبهه ها رفتید و جبهه ها را هم لابد دیدید، دیدید که جبهه های ما مسجد است الان، جبهه های ما از مسجد بیشتر الان ذکر خدا گفته می شود. جنگ با مثل صدام یک عبادت الهی است. شما اوضاع ایران را به خارج بگوئید، دعوت کنید مردم را به اینکه نظیر ایران قیام کنند، بگوئید ایران چه وضعی است، آنها می گویند که در حبس ها شکنجه های قرون وسطائی، نمی دانم چه، خوب البته امریکا باید این را بگوید. امریکائی که دنیا را دارد شکنجه می کند، امریکائی که به همان شکنجه های بدتر از قرون وسطائی دارد دنیا را از بین می برد و همین طور شوروی، آنوقت می گویند که در ایران حد الهی جاری می کنند، کارهای قرون وسطائی می کنند. اینها اسلام را قرون وسطائی می دانند. مسلمین باید بیدار بشوند، بدانند که اینها چه دارند می کنند و می خواهند چه بکنند. تکلیف است برای مسلمین که حفظ کنند اسلام را و ننشینند تا دیگران برایشان حفظ کنند. دیگران حفظ نمی کنند ابر قدرت ها بر ضد اسلام الان کمر بسته اند و قدرت های پوشالی دیگری هم همین طور. اینکه دولت مصر دعوت می کند اعراب را به اینکه مجتمع بشوید و برخلاف ایران، ایران را مقصودش هست؟ ایران خطر است؟ ایران برای آنها خطر است یا اسلام؟ اینکه دعوت می کند اعراب را که مجتمع بشوید یعنی دعوت می کند که همه اجتماع کنند برخلاف اسلام، برای اینکه اسلام را آنها بر ضد منافع خودشان می دانند
آقایان ائمه جمعه! آقایان ائمه جماعات! علمای اسلام در سرتاسر عالم! توجه کنید که امروز همه قدرت ها بر ضد اسلام. قیام کرده اند، نه بر ضد ایران توجه کنید که تکلیف همه ما زیاد است در این زمان. اگر فرصت پیدا بکنند و شما توجه تان کم بشود اسلام را امروز ریشه کن خواهند کرد. امروز غیر از دیروز است. دیروز نفهمیده بودند قدرت اسلام را، امروز فهمیده اند که در جای کوچکی مثل کشور ایران وقتی که صدای اسلام بلند شد، حتی در آمریکا هم این صدا بلند شد، این را فهمیده اند. امروز منافعشان هم در خطر است، ما شکی نداریم. برای اینکه آنها می خواهند بیایند خلیج فارس را هم بگیرند، نفت های همه را ببرند، اسلام مانع از این است. امریکا می خواهد قدرتش را بر همه دنیا تحمیل کند. از آن ور هم شوروی. خدا می داند که اگر مقابل امریکا شوروی نبود به سر دنیا چه می آورد و اگر مقابل شوروی امریکا نبود به سر دنیا چه می آوردند. اینهائی که حالا هی صحبت می کنند از حقوق بشر و صحبت می کنند از صلح و صفا و اینها، که می دانید، همه شما می دانید، خودشان هم می دانند که دروغ می گویند، اینها برای این است که جلب توجه مردم را به خیال خودشان به طرف خودشان بکنند در مقابل شوروی، آن هم در مقابل امریکا و الا نه آنها مصالح مردم را می خواهند، نه آنها مصالح مردم را، همه مصالح خودشان را می خواهند. آن که مصالح مردم را می خواهد، آن اسلام است. آن که خط بطلان کشیده است بر اختلاف نژادی، آن اسلام است. آن که مابین هیچ نژادی فرق نمی گذارد و همه را می گوید که باید تقوا داشته باشید و آن چیزی که میزان است تقواست، نه رنگ است و نه نژاد است و نه کشور است و نه هیچ چیز، آن اسلام است و اینها می خواهند این نباشد. اینها می خواهند که نژادهای دیگر را زیر بار خودشان ببرند و اسلام مخالف است. آنها می خواهند که مصالح اسلام را، مصالح مسلمین را خودشان تشخیص بدهند و عمل کنند یعنی مصالح خودشان را، اسلام مخالفش است البته ما به صراحت می گوئیم که ایران و اسلام مخالف است با مصالح امریکا و شوروی، آن مصالحی که خیال می کنند که ایران هم باید تبع او بشود.
ما استقلال خودمان را حفظ می کنیم، آزادی خودمان را حفظ می کنیم و ما امیدواریم که پرتو این استقلال و آزادی به همه دنیا بیفتد و مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین بیرون بروند و این یک چیزی است که به عهده علمای اسلام است.
من از خدای تبارک و تعالی سعادت و سلامت برای همه مسلمین جهان مسئلت می کنم و حتی سعادت مستضعفین، ولو اینکه از اسلام نیستند، آن هم خارج شدنشان از زیر بار مستکبرین را از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم و امیدوارم که خدای تبارک و تعالی شما علمای اسلام را تایید کند که به مصالح اسلامی فکر کنید و از کسی نترسید از غیر خدای تبارک و تعالی و کسی را ذو قدرت ندانید، همه قدرت از اوست و همه چیز از اوست و ما هیچ و همه هیچ هستیم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.