پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:10 PM
تاریخ: 1361/11/21
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران بسیار عزیز که از شعرا و علما و روشنفکران و نویسندگان از کشورهای مختلف جهان در اینجا آمده اند خوش آمدند. خوش آمدید در کشوری که زیر بار ستم ستم شاهی در طول تاریخ و ستم رژیم پهلوی در پنجاه سال خرد شده. خوش آمدید در کشوری که برای اینکه قیام برای اسلام کرده است و می خواهد که اسلام در این کشور حکومت کند، و مورد تجاوز قدرت های بزرگ بی واسطه یا با واسطه شده اند، در این کشور آمدید و خوش آمدید در کشوری که به واسطه اینکه با ابرقدرت ها و نفوذ آنها مخالف است و اعلام مخالفت کرده است مورد تجاوز دشمن های اسلام، از عراق (یعنی حزب بعث عراق) شروع شده است به دستیاری آمریکا و کمک تقریباً همه کشورهای جهان و مورد تجاوز همه اینها شده است. کشوری که می خواهد عدل الهی را در جهان و ابتدائاً در مرکز خود که ایران است، بپا کند و در همه جا حکومت، حکومت اسلامی باشد و دست قدرت های بزرگ از کشورهای اسلامی کنار باشد. شما می دانید که کشورهای بزرگ از ابتداء این نهضت اسلامی ایران تاکنون و خصوصاً در انقلاب بزرگ ایران با همه قدرت ها مخالفت کردند، کار شکنی کردند و هجوم نظامی کردند و وا داشتند دشمنان اسلام را که هجوم نظامی کند به مناطقی از کشور عزیز اسلام، به جرم اینکه اسلامی است. و شما می دانید که الان که جنگ بین جوان های متعهد به اسلام و بین صدامیان بعثی عفلقی پشت کرده به اسلام، درگیر است، علاوه بر کشورهای بزرگی که منافع خودشان را در این کشور و در کشورهای اسلامی دیگر و در سرتاسر جهان، در کشورهای استضعافی در خطر می بینند، همه به کمک این حزب اشتراکی عفلقی عراق شتافتند و کمک نظامی، کمک مالی و کمک تبلیغاتی به طور وسیع انجام می گیرد. و ما کشورمان یک کشوری است که باید بگوئیم جز خدای تبارک و تعالی پناهی ندارد، و ملت ها که با ما دوست هستند و آن طبقه مستضعفان جهان که با اسلام آشنا و با عدل و کرامت انسانی علاقه دارند، در تحت فشار دولت هایی واقع شده اند که برای خاطر چند روز عیش و نوش دنیوی اسلام را برکنار و بر ضد اسلام قیام می کنند و به ملت های خودشان فشار می آورند از خوف اینکه مبادا آنها هم ادعای عدالت و ادعای فرهنگ انسانی بکنند.
امروز تکلیف همه شما آقایانی که از خارج تشریف آوردید، شعرای شما، نویسندگان شما، گویندگان شما، این است که شعرا در اشعارشان قضایای این انقلاب را منعکس کنند، اگر توانستند در مجامع عمومی و اگر نتوانستند حتی در مجامع خصوصی هم محفوظ بماند برای نسل های آتیه ای که فرزندانشان الان بعضی شان از کوچولوهایی که در 22 بهمن متولد شده اند و آنهایی که در طول تاریخ می آیند. باید مردم را، مردم جهان را، مستضعفان جهان را آگاه کنید، آگاه کنیم به اینکه چه مصائبی بر اینها وارد شده است و در تحت چه شرایطی زندگی کنند و آنان که به آنها حکومت می کنند تحت چه شرایطی هستند و وضع زندگی مالی شان چطور است. و آنهائی که از دولت های اسلامی هستند، ذخائر خودشان را به کجا خرج می کنند و در جیب کی می ریزند در عین حالی که ملت های آنها گرسنه هستند، ملت های آنها فقیر هستند و بسیاری از آنها از گرسنگی تلف شدند و اینها ذخائر خودشان را، ذخائری که مال خود این ملت است و آنها غاصب هستند، به جای اینکه برای ملت خودشان ولو عشری از اعشار آن خرج می کردند و اینها به رشد می رسیدند، تمامش را تسلیم می کنند به آنهائی که دشمن اسلامند. شعرا در طول تاریخ باید بنویسند این امور را و به شعر، مردم را بیدار کنند و نویسندگان اگر می توانند در نطق ها و نوشته های خودشان، در مجامعی که می روند در شهرهای خودشان، در کشورهای خودشان مسائل ایران را ابلاغ کنند و اگر نمی توانند در کتب و رساله های خودشان ثبت کنند که بعدها وقتی که مردم در نسل های بعد می آیند، ببینند که دشمن های آنها کی هست و دوستان آنها کی و تکلیف آنها با دوستانشان و دشمنانشان چیست. اگر ما در تبلیغ قصور کنیم، اگر ما در گفتن و نوشتن شعر و نثر و همه نحو نوشتن و گفتن قصور کنیم، ما مدیون نسل های آینده هستیم که ممکن بود با نوشته های شما، با نوشته های نویسندگان عزیز و با اشعار آنها، بیدار بشوند و مطلع بشوند بر اینکه بر این ملت ها در این زمان چه گذشته است و ماها چه تحمل رنج کردیم، بلکه آنها در صدد علاج برآیند، و امروز نیز ما باید در صدد علاج برآئیم. همه شما و همه ملت های ضعیف دردها را می شناسند، می دانند که از کجا صدمه می بینند و کی به آنها صدمه می زند و چه رژیمی آنها را تحت فشار قرار می دهد و درمان را باید بدانند که تا جهان مبتلاء به این جنایتکاران است و وابستگان به این جنایتکاران، روی خوش نخواهد دید. و ما، همه شماها که نویسنده هستید و خصوصاً شعرا که لسان شعر بالاترین لسان است، باید مردم را آگاه کنید، نسل های فعلی را، نسل های آینده را و بنا بگذاریم بر اینکه اگر نمی شود در جوامع عمومی، از جوامع خصوصی و از افرادی که با آنها آشنا هستیم شروع کنیم و شمه ای از این مسائلی که در ایران وارد شده، واقع شده است، از مصیبت هائی که در زمان رژیم سابق واقع شده است (و شاید بسیاری از شما بدانند) با مصیبت هائی که در این زمان واقع شده است و دارد واقع شود مردم را آگاه کنید و از شیوه مبارزه ای که در اینجا شروع شد از اول، و به خواست خدای تبارک و تعالی تا اینجا که آمده است هر روز رشد کرده است، این شیوه را به آنها گوشزد کنید. لازم نیست که ابتدائاً یک عده کثیر باشند، عده های کوچک و افراد کم، کم کم این قطره ها با هم جمع شوند و دریا تشکیل می دهند.
ما از صفر شروع کردیم، ایران از صفر شروع کرد، ایران در آنوقتی که همه چیزش در خطر بود و اختناق به طوری بود که زن به شوهر و شوهر به زن نمی توانست یک کلمه خلاف رژیم بگوید، از صفر اشخاصی که بیدار شدند و بودند، شروع کردند و این صفر کم کم بزرگ شد و این قطرات کم کم بزرگ شدند و شکل گرفتند و به صورت مشت های گره کرده و بدون اینکه در آنها یک تشکیلات منظمی باشد و بدون اینکه دارای یک سلاح باشند. سلاح در دست مردم به هیچ وجه نبود، لکن اینها از هیچ شروع کردند تا اینکه سلاح ها را از دست دشمنان گرفتند و کم کم با فریاد اینها برای اسلام، از ارتش، جناح های بسیاری به اینها ملحق شدند که تا الان هم هستند و خدمت می کنند و در بین خود ملت هم بسیج شد عده کثیری و الان هم بسیج می شود.
و ما امیدواریم که ایران به اندازه افرادی که دارد، جوانانی که دارد، ارتش داشته باشد. یک ارتش ملی اسلامی انسانی که در مواقعی که احتیاج به آن هست، چندین میلیون از افراد حاضر به خدمت باشند. کشورهای دیگر هم آنهائی که بیدارند، آنهائی که توجه به مسائل دارند، آنهائی که غربزده و شرقزده نیستند، آنهائی که منافع خودشان را از شرق نمی دانند و آنهائی که منافع خودشان را از غرب نمی دانند و آنهائی که غرب و شرق را غارتگرانی می دانند، آنها هم باید شروع کنند ولو از صفر. و همانطوری که در ایران از صفر شروع شد و تا حدود بیست سال دائماً در خدمت آمدند و کردند و ناگهان انقلاب حاصل شد، انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار، این رژیمی که تا دندان مسلح بود و او را مسلح کرده بودند، همه قدرت ها هم با او همراه بودند، با همین مردم عادی کشور ما که متحول شدند به یک انسان های الهی و به یک انسان های توحیدی، این رژیم شکسته شد و دنبال او هم دست آمریکا از اینجا قطع شد و دست همه قدرت ها از منافع ما - قطع شد - قطع شد. و در این هنگام که شما تشریف دارید در اینجا، ما کارهای خودمان را، دولت ما کارهای خودش را و کارهای ایران را با شایستگی انجام می دهد و کارخانه ها را به راه می اندازد و مسائلی که دارد و مشکلاتی که دارد یکی پس از دیگری حل می کند و در ظرف چهار سال تمام چیزهایی که یک کشور مستقل باید داشته باشد دارا هست، در عین حالی که همیشه در فشار بوده و همیشه در محاصره اقتصادی و در محاصره نظامی بود. مأیوس از خدا نباشید، خدا را حاضر بدانید و قدرت خدا را در همه جا فعال بدانید و مراجعه به صدر اسلام بکنید که یک نفر انسان به تمام معنا، لکن در نظر کفار ضعیف و مستضعف، قیام کرد و یک انقلاب به این بزرگی را که دنیا را در تحت سیطره خودش در آورده است ایجاد کرد. از وحدت افراد و کمی افراد هراس نکنید که خدای تبارک و تعالی به شما کمک می کند و وقتی که شما نصرت بکنید از خدای تبارک و تعالی، وعده نصرت داده است و کمی عده با اینکه قدرت روحی در کار باشد و انسجام در کار باشد و تعهد به اسلام در کار باشد، اسباب ضعف نخواهد شد.
الان که شما ملاحظه می کنید و صدامیان اشتلم می کشند که حتی در این نبرد آخر گاهی می گویند هفت هزار، گاهی می گویند پانزده هزار، ما از ایرانیان را (یعنی از این سپاهیان ایران را) کشتیم و از بین بردیم، بیش از چهار هزار ما نفرستادیم در جبهه ها. ما ارتشمان و قوایمان در کنار هستند الان، و ما می خواهیم که این دولت هائی که دارند کمک می کنند به یک جنایتکار تاریخ، به یک جنایتگر که از اولی که این حزب در عراق پیدا شد با اصل جنایت پیدا شد و با تز اسلام نباید باشد. این دولت هائی که ادعای اسلام می کنند، ما چطور می توانیم از آنها این ادعا را بپذیریم، دنیا چطور می تواند این ادعا را بپذیرد، که شما مدعی اسلام در لفظ هستید، لکن در عمل اسلام را می کوبید و دشمنان اسلام را تقویت می کنید. آمریکا که دشمن همه ادیان است حتی مسیحیت، آمریکا که اصلاً اعتنا به ادیان ندارد و جز منافع خودش را نمی خواهد، حتی منافع امریکائی ها هم نمی خواهد، منافع دولت امریکا را می خواهد و همه جهان را به آتش زده است و دارد آتش می کشد، شما در منطقه با آغوش باز از او استقبال می کنید و ارتش او را در مناطق اسلامی پذیرید برای اینکه ارعاب کنید لبنان را و ارعاب کنید ایران را. مسلمین با این مردمی که بنایشان بر این معناست باید چه بکنند؟ مسلمین که گرفتار یک همچو حکومت هائی هستند و گرفتار یک همچو سردمدارانی هستند باید چه بکنند؟ باید ساکت بنشینند، تماشاگر باشند؟ اگر ایرانی ها هم این فکر را می کردند که به ما چه ربط دارد، ما مشغول کسب خودمان هستیم و کاری به این مسائل نداریم، خدا می داند که اگر آن قدرت محفوظ مانده بود تا حالا چه به سر اسلام در اینجا آورده بود، اگر مهلت پیدا می کرد این رژیم غیر انسانی، اسلام را از محتوای خودش بکلی خالی می کرد و یک صورت بی محتوا، حتی صورت را هم نمی گذاشت حفظ بشود. فجایعی که در زمان او واقع شد، تاریخ امید است که ثبت کند و متفکران و متوجهان به مسائل بنویسند و باشد در مخزن ها تا ببینند اشخاصی که بعدها می آیند. بنا، بر این بود که اصل اسلام در اینجا محو بشود، شروع کردند تاریخ اسلام را تغییر دادند و شروع کردند و جوان های ما را از اسلام می خواستند جدا کنند، مواد مخدره و موادی که انسان کش است، در اینجا به دست همین خاندان پهلوی خریده می شد و پخش می شد. این نه برای این بود که فقط منافع مادی می خواستند، برای این بود که اطاعت امر آنها را بکنند که باید ایران عقب مانده بماند و یک عده افیونی و هروئینی و عیاش نمی توانند کشور خودشان را حفظ کنند، آنها بنشینند و چرت بزنند و آنها مخازن آنها را خالی کنند. خدای تبارک و تعالی با قدرت غیبی خودش به این ملت عنایت فرمود و این جوان ها را متحول کرد به یک انسان های عارف مسلک که برای خدای تبارک و تعالی و به عشق خدای تبارک و تعالی از جا نشان می گذرند و مادران و پدران آنها از فرزندان رشیدشان گذرند و این فداکاری موجب این شد که ما در عین حالی که بسیار از بزرگانمان را از دست دادیم و بسیار از جوانان ارزشمندمان را از دست دادیم و خسارات بسیار بر ما وارد شد از دست دشمن ها، معذلک آنچه که به دست آوردیم اسلام عزیز بود و اسلام ارزش دارد که همه چیز در راه او داده بشود، چنانچه اولیاء خدا چنین کردند. پیغمبر
اسلام هر چه داشت در راه اسلام داد، در تمام عمر آسودگی نداشت این سرور، و حسین بن علی سلام الله علیه همه چیزش را فدای اسلام کرد و در صدر اسلام همه چیز فدای اسلام بود، و ما هم باید اقتدای به آنها بکنیم و ما هم امت همان پیغمبر و شیعه و پیرو همان اشخاصی هستیم که در صدر اسلام بودند. ملت ها باید از جا برخیزند، اگر بنشینند و منتظر این باشند که برای آنها چه برای جهات مادی شان و چه برای جهات معنوی شان دیگران بیایند و کاری بکنند این اشتباه است و اسباب این می شود که هیچ کاری نتوانند انجام بدهند و در طول تاریخ به همانطوری که هستند باشند و فرزندان آنها هم به همین ترتیب باشند و اگر توجه به خدا بکنند و با توجه به خدا اشتغال به کار بکنند و اشتغال به فعالیت برای اسلام بکنند، خدای تبارک و تعالی راه ها را بر آنها باز می کند. شاید تاریخ نتواند بنویسد آن راه هایی که برای ایران باز شد، آن هدایت هایی که بدون اینکه ماها متوجه او باشیم، هدایت هائی که تحمیل به ما شد. ما می خواستیم یک کار بکنیم یک وقت می دیدیم که کار دیگر داریم انجام می دهیم و کار دیگر آن بوده است که باید انجام داد. این را در تاریخ نمی شود ثبت کرد، این علومی است که مال سینه هاست.
بکوشید که ملت های خودتان را اسلامی کنید، ملت های خودتان را بیدار کنید و تاریخ صدر اسلام را برای آنها بخوانید و کوشش های آنها را برای اسلام و مسائل ایران را در آنجا منعکس کنید. ما که دستمان از تبلیغات کوتاه است، نسبت به آنها نمی توانیم آنقدر تبلیغ داشته باشیم، همه رسانه های گروهی در دست دشمنان ماست و هر روز هم تبلیغ می کنند و هر روز هم ایران را محکوم می کنند. این سازمان هایی که همه شان نوکر آمریکا و امثال او هستند. سازمان عفو بین المللی - نمی دانم - شورای امنیت و امثال اینها که ملاحظه می کنید در طول این جنگی که صدام و صدامیان به ما تحمیل کردند و آنقدر از شهرهای ما را کوبیدند و آنقدر جوان های ما را کشتند و آنقدر صغیر و کبیر و مرد و زن را زیر آوارها دفن کردند، یک کلمه راجع به این مسائل ذکر نکردند و کاش ذکر نمی کردند، امروز ما را محکوم می کنند، امروز به ما نسبت ها دهند و روی همان نسبت ها محکوم می کنند، قول دشمن های ما سند این سازمان هاست و گاهی هم خودشان سند درست می کنند، اگر چیزی ندارند، یا در مطبوعاتشان یا در رادیوهاشان یک مصاحبه درست کنند، مصاحبه با کی؟ مصاحبه با آن که اینجا را چاپیده و فرار کرده، این را سند قرار می دهند و بر ضد ما تبلیغ می کنند. همه تبلیغات دنیا بر ضد ماست. ملت ها هم ممکن است بسیاری شان بازی بخورند، یک عده شان هم توجه دارند. تکلیف شما آقایان این است که آنچه دیدید ولو به تدریج برسانید به کشورهای خودتان، به دوستان خودتان که اینجا همچو نیست که در بین خیابان ها کسی نتواند راه برود برای اینکه او را می کشند و همچو نیست که بچه های کوچک را هر روز در خیابان ها می کشند و اینطور نیست که زندان های اینجا شکنجه می کنند و چه می کنند و آنطور نیست که ما حمله کرده ایم به عراق و آنطور نیست که عراق از مملکت ما باز به طور کلی خارج شده باشد، لکن خارج خواهد شد انشاءالله و تسلیم هم خواهد شد و قدرت های بزرگ هم نمی توانند او را
نجات بدهند، و این دولت های کوچک همسایه، من خوف این را دارم که اگر یک ادامه ای اینها بدهند یک روزی پشیمان بشوند که پشیمانی برای آنها سودی ندارد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه شما عزیزانی که وقت صرف کردید و در این کشور ستمدیده آمدید و ستم هایی که به آنها شده است ملاحظه کردید و قدرتی که جوان های ما دارند و پشتکاری که دارند و تعهدی که به اسلام دارند ملاحظه کردید، من تشکر می کنم و تشکر بیشتر اینکه شما هم مبلغ اسلام باشید در مقابل این مبلغین زیادی که مبلغ کفرند و - مبلغ - مبلغ ظلمند. خداوند همه شما را توفیق بدهد و خداوند کشورهای اسلامی را از دست تبهکاران نجات بدهد و همه ستمدیدگان اسلام و غیر اسلام را از ستمگران نجات بدهد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.