0

نماز عشق با وضوي خون

 
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

كه عاشقان و عارفان با اقتدا به آن دو مي توانند مسير طريقت و شهادت را طي كنند و در نهايت وصال حق را در آغوش بگيرند. اين امامان همانند پدر بزرگوارشان توانسته اند بر ديو نفس پيروز شوند.

همچو حيدر در شجاعت نفس خود را كشته‌اند

چون حسين و چون حسن سوي شهيدان رفته‌اند31

او كه دلش سرشار از محبت آل و اصحاب پيامبر (ص) بود معتقد است كه شهيدي چون حسين احمد ژنده‌پيل نيز همانند سنايي امام حسين(ع) را شهيد بي‌نظيري مي‌داند كه مثل او نه آمده و نه خواهد آمد. زيرا او توانست با پيوند شهادت و عرفان از هر دو موهبت برخوردار شود.

حب آل و صحبت تو دارد ميان جان وطن

در دل ما سر به سر مهر است از ياران تو32

سراسر جمله عــــالم پر شهــيدنــد

شهــيدي چــون حســين كربــلا كــو33

لذا سفارش مي كند كه براي رستگاري آخرت و رسيدن به لقاي پروردگار مي‌بايست به دامان آل مرتضي توسل جست و خلق و خوي حسن عليه‌السلام و خون حسين شهيد(ع) را وسيله قرار داد و در غم شهيد كربلا صبح وشام ناله جان سوز سر داد. ازاين جهت است كه احمد جام از عزاداري فردي و جمعي براي امام حسين(ع) استقبال مي كند. زيرا مشاركت در چنين امري در واقع طي كردن مرحله‌اي از طريقت است.

گر نجات آن جهان مطلوب داري اي عزيز

دست در دامان آل مرتضي بايد زدن

ناله دلسوز و اندوه جگر در صبح و شام

از بـراي آن شهيد كربلا بايد زدن

از براي ميوه جان عزيــز مـرتـضي

هر زمان از سوز باطن ناله‌ها بايد زدن34

چهارشنبه 1 دی 1389  12:09 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

از نظر احمد جام امام حسين(ع) گنج معرفتي است كه خدا در روي زمين به وديعت گذاشته است كه اگر كسي به او بنگرد اوصاف تحقق يافته خدا را ملاحظه خواهد كرد.

به خلق و خوي حسن آن شه زمين و زمان

كه گنج معرفتي بود در خداخواني

به آتش جگر خسته حســـين شــــهيد

كه خاك درگه او بود آب حيواني35

اين نظر احمدجام مبين جايگاه والاي امام حسين(ع) است زيرا چنين جايگاهي تنها به انسان كامل اختصاص دارد.

3) شيخ فريدالدين عطار نيشابوري (537-628 ه.ق)

شيخ فريد الدين ابو حامد محمد بن ابوبكر عطار نيشابوري در «مصيبت نامه » در دو قصيده ي جداگانه به مدح حسنين پرداخته و آندو را نور چشم مصطفي و علي مرتضي داند.او با تمجيد از بخشندگي و مروت امام حسن(ع) گويد:

لبي كه شير زهرا را نوشيد و مصطفي(ص) بر آن بوسه زد، دشمن به او زهر داد لكن جوانمردي حسن سبب شد كه نام خصم را بر زبان نياورد و چون رازي در دل نگه دارد.

عطار در آثار خود هم امام حسن(ع)و هم امام حسين(ع) را مدح كرده است. اما عنايت ويژه اي به جريان عاشورا داشته است. عطار از دو جنبه به امام حسين(ع)و عاشورا نگريسته است :يكي از جهت مدح و توصيف، و ديگري از نقطه نظر مباحث عرفاني.

آن لبي كو شير زهرا خورد بـاز

مصـطفي دادش بدان لب بوسه باز36

چون توان كردن گذرگه زهر را

خون توان كردن جگر اين قهر را

او راجع به امام حسين(ع) گويد: لعنت خدا بر كافراني باد كه فرزند دختر پيامبر(ص) را در كربلا شهيد كردند، او آرزو مي‌كند كه كاش سگ كوي حسين بودمي تا در دفاع از آن حضرت جانم را فدا مي نمودم.

گيسوي او تا به خون آلوده شد

خون گردون از شفق پالوده شد

كي كنند اين كافران با اين همه

كو محمد؟ كو علي ؟ كو فاطمه؟

چهارشنبه 1 دی 1389  12:10 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

عطار صحنه كربلا را به عرصه محشر تشبيه مي كند كه همه پيامبران در آن اجتماع كرده‌اند ولي به ياد

اباعبدالله تمرين تشنگي مي‌كنند. شكوه و شكايت آنان از دست عاملان جنايت به آسمان بلند است و همه يك صدا بر يزيد و عمالش لعن و نفرين مي كنند.

صد هزاران جان پاك انبيا

صف زده بينم به خاك كربلا

در تموز كربلا تشنه‌جگر

سر بريدندش، چه باشد زين تبر؟37

با جگرگوشه‌ي پيمبر اين كنند

و آنگهي دعوي داد و دين كنند

عطار نيز همچون سنايي كساني را كه يزيد و دار و دسته‌اش را مي‌پذيرند، كافر و بي‌دين شمرده است. در مقابل آرزو مي‌كند كاش در آن زمان حضور داشت و مي‌توانست از حسين(ع) دفاع كند.

كفرم آيد، هر كه اين را دين شمرد

قطع باد از بن زباني كاين شمرد

هر كه در رويي چنين آورد تيغ

لعنتم از حق بدو آيد دريـغ

كاشكي، اي من سگ هندوي او

كمترين سگ بودمي در كوي او

يا در آن تشوير آبي گشتمي

در جگر او را شرابي گشتمي38

از نظر عطار راهپويان طريقت بايد راه حسين(ع) را طي كنند زيرا راه او راه عرفان و طريقت است. بلكه اگر كسي محبت آن حضرت را در دل نداشته باشد سالك شمرده نمي شود.

سالك آن باشد كه در ياران او

دوست دارد مر وفاداران او39

چهارشنبه 1 دی 1389  12:11 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

از نظر عطار، هم حسين(ع) و هم يارانش همه اهل يقين بوده‌اند و در سايه چنين يقيني توانستند رضايت حق را كسب كرده، در ظاهر و در باطن به فنا برسند.

جان خود ايثار كردند از يقين

درگذشتند از مكان و از مكين

يارب اين سر را تو مي‌داني و بس

خستگان عشق را فرياد رس 40

به اعتقاد عطار كمتر عاشقي چون حسين(ع) مي توان يافت كه در طلب ديار عشق حركت كند زيرا حسين(ع) توانست سلوك عرفاني‌اش را با شهادت قرين سازد.

آتــش عـشق ومحـبت برفروز

تا بسوزد هر كه او يكرنگ نيست...

نيست منصور حقيقي چون حسين

هر كه او از دار عـشق آونگ نيست41

از نظر عطار بهترين عارف كسي است كه بتواند راه حسين(ع) را طي كند و عرفانش را به شهادت ختم كند.

همچو آن حلاج، بدمستي مكن

يا حسيني باش يا منصور باش 42

4) مولوي(604-672ه.ق)

مولوي جزو عارفاني است كه كه هم به مدح و ثناي حسين(ع) پرداخته و هم در باره آن نظرياتي داده است. از نظر او حسين(ع) عاشق صادق وارسته‌اي است كه جان خود را بر طبق اخلاص نهاده است. به اعتقاد وي نخستين صفت عاشق راستين آن است كه بايد آماده باشد تا خود را بهر حق قربان كند و چون حسين(ع) آماده شهادت در راه حضرت حق باشد از نظر مولوي مصداق بارز عشق وعاشقي حسين(ع) است كه آن را در صحراي كربلا محقق ساخت.

چيست بـا عشــق آشنـا بـودن

به جز از كـام دل جـدا بودن

خون شدن، خون خود فروخوردن

با سـگان بر در وفـا بـودن

او فدايي‌سـت، هيچ فرقي نيـست

پيش او مرگ و نقل پا بودن

رو مسلمان، سپر سلامـت باش

جهـد مي‌كـن به پارسا بودن

كين شهيدان زمرگ نشـكيبـند

عاشـقان‌اند بـر فـنا بـودن

از بلا و قضا گـريـزي تـو

ترس ايشـان ز بـي‌بلا بودن

شيشه مي ‌گير و روز عاشورا

تو نتاني به كربــلا بـودن43

چهارشنبه 1 دی 1389  12:12 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

اگر حسين(ع) نمونه‌اي است شايسته تقليد، نه بدين جهت است كه به دست تبهكاران بدگهر كشته شد، اين از بديهيات است. آنچه به راستي درباره زندگي او شايسته ذكر است پيروزي اوست در جهاد اكبر. تنها به بركت عظمت معنوي اوست كه وقايع منجر به شهادت جسمانيش معني مي‌يابد. پس تقليد از آن‌حضرت يعني تكليف بر پيروانش كه به جهاد اكبر برخيزند. از اين جهت است كه مولوي امام حسين(ع) را پيروز ميدان مبارزه با نفس مي‌داند و از پيروان او مي‌خواهد تا ايشان نيز در ميدان مبارزه با نفس پيروز شوند. چه، پيروزي در اين ميدان، مهم‌تر از پيروزي در ساير ميادين است. چنين فردي شايستگي آن را دارد كه پيش معشوق رود و با او يكي شود.

مشين اينجا تو با انديشه خويش

اگر مردي برو آنجا كه يار است

مگو باشد كه او ما را نخواهد

كه مرد تشنه را با اين چه كار است

كه پروانه نيـنـديشـد ز آتش

كه جان عشق را انديشه عار است

چو مرد جنگ بانگ طبل بشنيد

در آن ساعت هزار اندر هزار است

شنيدي طبل، بركش زود شمشير

كه جان تو غلاف ذوالفقار است

بزن شمشير و ملك عشق بستان

كه ملك عشق ملك پايدار است44

از نظر مولوي حسين(ع) كسي است كه در اثر مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق توانست وارد ميدان بعدي شود و عشق الهي را در وجود شعله‌ور سازد.

حسين كربلايي آب بگذار

كه آب امروز تيغ آبدار است45

اما براي ستاندن ملك عشق، انسان بايد كه نخست درد رنج عشق و عاشقي و رنج معشوق را بر دل كشد. زيرا هر چه به معناي هدف خودش وقوف پيدا كند به‌ شدت ناتواني خود بيشتر پي‌مي‌برد بلكه هر اندازه نسبت به عظمت معشوق آگاهي بيشتري بيابد درد و رنج بيشتري را احساس مي‌كند.

هر كه او بيدار‌تر پردردتر

هر كه او آگاه‌تر رخ‌زردتر46

با اين وصف دردي كه عاشق مي‌كشد هميشه او را به سوي معشوق مي كشد و سرانجام درد و رنج عشق به مرگ نفس و تولد در حق منتهي مي شود. در واقع عاشق در اين حالت نفس يزيد خودش را به پاي حقيقت حسيني‌اش قرباني مي‌كند.

...اي غم بكش مرا كه حسينم، تويي يزيد47

چهارشنبه 1 دی 1389  12:13 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

اين نكته روشن مي كند كه حسين(ع) به قدري براي مولوي مهم است كه او را نماد عشق‌ورزي مي‌داند و راه سلوك را جز از طريق طي كردن مسير عشق كه مسير حسين(ع) است، ميسر نمي‌داند.

مرتضاي عشق! شمس‌الدين تبريزي ببين

چون حسينم خون خود در زهر كش همچون حسن48

اگر حسين(ع) عاشق خداست، خدا نيز عاشق حسين است. از اين نظر حسين عاشق مي‌خواهد در راه و به اراده خداي معشوق خونش ريخته شود تا نزد معشوق پذيرفته‌تر حاضر شود.

هركآتش من دارد، او خرقه ز من دارد

زخمي چو حسين‌اش يا جامي چو حسن دارد49

مولوي نفس رحماني را به حسين(ع) تشبيه مي كند كه بايست از فرات معنويت تا مي‌تواند سيراب شود و لحظه‌اي را از دست ندهد. از اين جهت سالكان طريقت بايد در طريق خويش حسين‌وار عمل كنند و همانند او به شهادت برسند.

حشرگاه هر حسينـي گـر كنون

كــربـلائي كـربـلائي كـربـلا

مشك را بربند اي جان گر چه تو

خوش سقائي خوش سقائي خوش سقا50

نگاه مولوي به عاشورا

مولوي ضمن نقل داستان وضو ساختن حسنين و بازگو نمودن كمال حكمت‌انديشي آن دو بزرگوار را در «فيه ما فيه»51 در تشبيهي حسين(ع) را مركز و دل حقيقت مي‌داند و طرف مخاصم او يعني يزيد را فرسنگ‌ها از حقيقت دور دانسته و به فراق و هجران تشبيه كرده است.

دل است همچو حسين و فراق همچون يزيد

شهيد گشته دو صد ره به دشت كرببلا52

دشمني با خاندان پيامبر(ص) در حد كفر و ارتداد است تا جايي كه در داستان باغبان و تنها كردن صوفي و فقيه و علوي از يكديگر، اهانت به علوي خطاكار را نيز برنمي‌تابد و گويد: اگر آن باغبان نتيجه پدران مرتد نبود درباره خاندان رسالت اينگونه ياوه‌گويي نمي‌كرد و چون يزيد و شمر و خوارج، با آل رسول و آل ياسين برخورد نمي‌كرد.

خويشـتــن را بر عـلي و بر نـبي

بسته است اندر زمانه بس غبي

هر كه باشـد از زنـــا و زانيـان

اين بـرد ظـن در حـق ربـانـيـان

آنـچـه گـفـت آن بـاغـبان بوالفضول

حـال او بد دور از اولاد رسـول

گر نـبــودي او نتـيـجـه مـرتــدان

كي چنين گفتـي بـراي خـانـدان؟

خواند افسون‌ها، شنـيـد آن را فـقـيـه

در پيش رفـت آن سـتمكار سفيه

گفت: اي خر اندر اين باغت كه خواند؟

دزدي از پيـغمـبرت ميـراث ماند؟

شيــر را بـچـه هـمي مـاند بدو

تو به پيغمبر به چه مي‌مانـي؟ بگو...53

چهارشنبه 1 دی 1389  12:14 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

5) شاه نعمت‌الله ولي (730-834 ه.ق)

شاه‌نعمت‌الله ولي از عارفان صاحب‌نام اسلام است كه نظريات زيادي در حوزه عرفان نظري و عملي ارايه كرده است. او از طرفداران و مروجان اصلي عرفان وحدت وجودي و از ارادتمندان محي‌الدين ابن عربي است بي شك در برسي موضوعات مختلف به ساختارها و مولفه‌هاي اين نظام توجه كافي داشته است.

از نظر شاه نعمت راه حسين(ع) راه محمد (ص) است اگر كسي مدعي طي طريق نبوي باشد بايد كه راه حسين(ع) را استمرار بخشد و آن را بپويد.

آن يــار كه مـذهـب حـسيـــني دارد

او طالب سر احـمـدي خـواهد بود54

از سر صدق و صفا گر خرقه‌اي پوشيده‌اي

نسبت خرقه بدان آل عبا را دوستدار...

بــي فــنا دار بـقا را دوسـت نـتوان يـافتن

گر بقاي جاودان خواهي فنا را دوستدار

چون شهيد كربلا در كربـلا آسـوده اسـت

همچـو ياران مـوالي كربلا را دوستدار 55

ضمن اين كه حسن(ع) و حسين(ع) را نيز عين هم دانسته، تفاوت جدي ميان ايشان قايل نيست بلكه خصلت هر يك از آنها را بر ديگري نيز صادق مي‌داند.

خلق حسن باشدش هر كه حسيني بود

هر كه حسيني بود خلق حسن باشدش56.

او معتقد است كسي كه ترس از امتحان و آزمايش دارد نبايد با كربلا مانوس باشد زيرا كربلايي‌شدن به معناي رسيدن به نقطه نهايي طريقت است.

سر كوي بلاي او مقام مبتلايان است

اگر تو از بلا ترسي عنان از كربلا دركش. 57

و كساني كه با يزيد همراهي كردند خلاف حكم الهي عمل نمودند و به همين خاطر مستوجب لعن و نفرين الهي مي‌باشند زيرا يزيد و يزيديان نابختياراني هستند كه از حياتشان بهره نبرده‌اند. قدر حسين سالكان طريق دانند و بس.

شاه‌نعمت‌الله‌ولي، در قصيده‌اي به وصف و مدح امام علي(ع) و خاندان پاكش پرداخته، در نهايت توصيه مي كند كه طي طريقت جز از مسير ولايت عبور نمي كند و سالكان بايد از علي(ع) آغاز و همراه حسين(ع) در صحراي كربلا شاهد وصال را درآغوش بگيرند. زيرا اوصاف كبريايي خدا در اين بزرگواران عينيت يافته است.

چهارشنبه 1 دی 1389  12:15 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

او در قصيده مذكور معتقد است كه اوصاف كبريائي را مي توان از امام حسن آموخت و در عشق شهيد كربلا هر بلائي را مي بايست تحمل كرد.

دمـبـدم دم از ولاي مـرتـضي بايـد زدن

دست دل در دامـن آل عبـا بايد زدن

نقش حب خاندان بر لوح جان بايد نگاشت

مهر مهر حيدري بر دل چو ما بايد زدن

دم مـزن بـا هـر كه او بيگانه باشد از علي

گر نفس خواهي زدن با آشنا بايد زدن58

شاه نعمت الله البته به خامس آل عبا اكتفا نمي كند بلكه هر چهارده معصوم را الگوي خود و همه سالكان معرفي مي‌كند.

در دو عالم چارده معـصوم را بايد گزيد

پنج نوبت بر در دولت‌سرا بايـد زدن

از حسن اوصاف ذات كـبريا بايـد شنيد

خيمه خلق حسن بر كبريا بايـد زدن...

گر بلايي آيد از عشق شهيد كـربــلا

عاشقانه آن بلا را مرحــبا بايـد زدن

با تقي و با نقي و عـسگري يكرنگ باش

تيغ كين بر خصم مهدي بي‌ريا بايد زدن

هر درختي كو نـدارد ميوه حب علي

اصل و فرعش چون قلم سرتا بپا بايد زدن59

اگر كسي توانست مسير اين بزرگان را طي كند شايسته آن خواهد بود تا از وفاداري نسبت به پيامبر (ص) دم زند و الا طريقت او ناتمام خواهد ماند.

دوستان خاندان را دوست باشد داشت دوست

بعد از آن دم از وفاي مصطفي بايد زدن 60

او دوستداران آل پيغمبر را دوست داشت و رحمت الهي را براي آنان مي طلبيد.

نعمت الله از خدا جويد مدام

هر كه يار آل پيغمبر بود61

چهارشنبه 1 دی 1389  12:16 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

6) عبدالرحمن جامي (817-898 ه ق)

مولانا عبدالرحمن جامي، فقيه و عارف حنفي‌مذهب قرن نهم هجري در مدح حسنين اگر چه بطور جداگانه مديحه‌اي ندارد اما او خود را مادح اهل بيت دانسته و عشق خود را به آل و اصحاب پيامبر (ص) آشكار مي‌سازد تا جائي كه جريان رافضي‌گري را مطرح مي‌كند و مي‌گويد: اگر دوستي خاندان پيامبر(ص) رفض است پس همه گواه باشند كه من «جامي» نيز با تولاي به فرزندان فاطمه رافضي هستم. لكن او جريان رافضي‌گرائي را كه بغض اصحاب پيامبر (ص) را طرح مي‌نمايد رد كرده و زير سئوال مي‌برد.

جامي نيز نظير شاه نعمت الله ولي جزو عارفان وحدت وجودي است و داستان عاشورا و ساير موضوعات مورد علاقه‌اش را از اين زاويه مورد بررسي قرار مي دهد. جامي صراحتا تاكيد مي كند كه حسين(ع) و يارانش بهشتي‌اند و دشمنانشان جهنمي‌اند. از اين جهت لعن يزيد را لازم مي‌داند و اعلام نفرت از ايشان را بخشي از طريقت الهي مي‌داند زيرا دوستي ايشان را نشانه ايمان و بغض آن دو و ساير اهل بيت پيامبر (ص) را نشانه كفر مي داند.

مگر آنكس كه از رسول خدا

شد مبشر به جنه‌المأوي

گرچه ده كس بود به آن مشهور

اندر آن ده مدارشان محصور

زآنكه جمعي ز آل پاك‌سرشت

هم بشارت رسيدشان به بهشت62

چهارشنبه 1 دی 1389  12:17 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

7) سيد بن طاووس و شهادت وسيله تقرب به خدا

سيد بن طاووس(متوفي 664 هـ. ق) هم از جمله كساني است كه به عاشورا و قيام حسيني از منظر عرفان، نظر انداخته است.از آنجا كه مرگ براي اولياي الهي و در رأس آنان پيامبران الهي و ائمه اطهار، وسيله‌اي جهت رسيدن به حق و آرميدن در جوار او و وصال به حضرت باري است، لذا از هر وسيله‌اي كه باعث تسريع الحاق آنان به خدا شود، سخت استقبال مي كنند. به ويژه اگر اين وسيله باعث شود مرگ آنها به شهادت ختم شود كه در اين صورت، نه تنها اجر وپاداش اولياي خدا بيشتر مي شود بلكه تقربشان به جوار الهي بيشتر مي‌گردد و در نهايت به مقام فنا دست مي‌يابند.

بنابراين ولي الهي، در صدد دستيابي به شهادت از هيچ وسيله‌اي كه مشروع باشد صرف نظر نمي‌كند. البته اين نوع مرگ و شهادت‌طلبي، با به هلاكت انداختن خود بسيار فاصله دارد؛ چه، افتادن در هلاكت، توجيه عقلي و عرفاني و شرعي ندارد ولي شهادت‌طلبي نه تنها توجيه شرعي دارد بلكه خود محبوب، خواهان چنين مرگي است.

بر اين اساس است كه سيد بن طاووس معتقد است كه «امام حسين عليه‌السلام از همان آغاز، به قصد كشته‌شدن حركت كرد...‌63» در جاي ديگر بر مدعاي خود چنين دليل مي‌آورد: «من مي‌گويم، شايد بعضي از حقيقت رسيدن به سعادت شهادت بي‌اطلاع (باشند) و اعتقاد داشته باشند كه با چنين حال (كشته شدن)، نتوان خدا را پرستش كرد و آن كس كه چنين اعتقادي دارد مگر نشنيده است كه در قرآن راست گفتار است كه: طايفه‌اي كشتن خود، خدا را عبادت كردند و خداي تعالي فرمود : فتوبوا الي بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم، شايد منشأ اين عقيده آيه شريفه «و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه» باشد و مقصود كشته شدن است. در صورتي كه چنين نيست و عبادت خداي تعالي با كشته شدن از مهم‌ترين وسايلي است كه شخص را به درجات سعادت و نيك‌بختي مي‌رساند.64» عبارت زير از سيد بن طاووس بيان‌كننده نوع ديدگاه به عاشورا است:

«دوستان و اولياي خدا هنگامي كه پي مي‌برند حيات و بقايشان، مانع از تعقيب و ادامه پيروي از مقصد و مرام الهي است و زنده ماندنشان، حايل و مانع بين آنان و اكرام و بخشش الهي مي‌باشد، لباس‌هاي حيات را از تن بيرون مي‌كنند و در‌هاي لقاي محبوب را مي‌كوبند و با بذل جان‌ها و تقديم ارواح خويش، در طلب و جستجوي اين پيروزي، متلذذ و كامياب مي‌گردند و بدن‌هاي خود را در معرض مخاطرات شمشيرها و نيزه‌ها و آماج تيرها قرار مي‌دهند...

اين علاقه از سوي امام حسين(ع) جهت ملاقات خدا بود انجذابي كه از سوي خدا نشان داده مي‌شد بر سرعت اقبال امام حسين(ع) به شهادت افزود و در نهايت، او را به مسلخ عشق رهنمون ساخت و او با سري بريده به بارگاه الهي راه يافت و تشرف خود را به محضر الهي با قرائت قرآن آغاز كرد. به همين دليل است كه سيد بن طاووس مي‌نويسد : «قتل امام حسين(ع) را خدا خواسته است.»65

سيد بن طاووس، در مبناي انديشه عرفاني خود درباره عاشورا مي‌نويسد: «و چون ببيند كه زندگي دنيا، آنان را از پيروي خواسته خداوند مانع است و ماندن در اين عالم، ميان آنان و بخشش هاي خداوند، حايل است؛ بي‌تأمل، جامه ماندن از تن بركنند و حلقه بر درهاي ديدار بكوبند و از اينكه در راه رسيدن به اين رستگاري تا سر حد جانبازي فداكاري مي‌كنند و خود را در معرض خطر شمشير‌ها و نيزه‌ها قرار مي‌دهند، لذت مي‌برند.

مرغ جان مردان صحنه كربلا در اوج چنين شرافتي به پرواز در آمد كه براي جانبازي، از يكديگر پيشي مي‌گرفتند و جان‌هايشان را در برابر نيزه‌ها و شمشيرها به يغما مي‌دادند.»66

شكي در اين نيست كه اگر عمر آدمي (به ويژه اولياي الهي) با شهادت به ختم برسد خيلي مطلوب است و معصومان بزرگوار(ع) از ابتدا تا آخر عمر در انتظار شهادت به سر مي بردند. به عنوان مثال امام علي(ع) از كمتر از 20 سالگي آرزوي شهادت مي‌كرده است.67 اما بايد دانست كه منحصر كردن كار عظيم اباعبدالله(ع) در تقرب به خداوند و عدم توجه به جوانب اساسي و اجتماعي آن، به يقين اذهان را از اهداف اصلي آن حضرت منحرف مي‌سازد.

چهارشنبه 1 دی 1389  12:19 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

براي نقد و بررسي نظريه مرحوم سيد بن طاووس به چند نكته بايد توجه كرد:

1- تأثير مشي سيد در تبيين حركت عاشورا. از آنجا كه اين مورخ و نظريه‌پرداز شيعه، خود زندگي‌اش با زهد و تقواي كم‌نظيري به سر برده است و فلسفه حيات را تعبد به خداوند و زندگي عارفانه مي‌دانست و به همان گونه هم زيست كرد لذا اين مشي، توجيه‌گر او در تبيين عرفاني عاشورا شد. در حالي كه در نهضت عاشورا اين مسأله از اهداف شاخص و كليدي به شمار نمي‌رود.

2- هر چند رسيدن به شهادت براي اولياي خدا بسيار مطلوب بوده است اما خود دست به كاري نمي‌زدند تا به طور اختياري به استقبال شهادت بروند بلكه در راه خدا به جهاد مي‌پرداختند و به احدي الحسنين مي‌رسيدند كه بي‌گمان يكي از آنها هم شهادت بود. اما اگر به فيض شهادت نايل نمي‌آمدند هرگز در صدد بر نمي‌آمدند بهانه‌تراشي كنند تا شايد به شهادت برسند؟! اينگونه كارها –همچنان كه خود سيد بن طاووس هم اشاره كرده است- خود را به هلاكت انداختن است كه خداوند عموم مسلمانان را از آن باز داشته است، چه رسد به عارفان و بزرگان دين چون امام حسين(ع)!

3- براي رسيدن به مقامات عاليه معنوي لزوما به راه‌انداختن جنگ و كشتار ضرورتي ندارد و به هيچ وجه مؤمنين و مؤمنات (هرچند عارف هم باشند) به چنين اقدامي توصيه نشده‌اند.

4- رفتن امام(ع) به ميدان نبرد به قصد كشته شدن هيچ گونه توجيهي ندارد (نه شرعي و نه عقلي) زيرا اگر هدف والايي در كار نباشد، لازم نيست شخص معصوم دست به چنين كاري بزند، حتي اگر بخواهد به بهترين وجهي به خدا برسد. علاوه بر اين، وقتي جنگي به راه مي‌افتاد سيره و روش پيامبر عظيم‌الشأن اسلام(ص) و امير مؤمنان(ع)، اين بود كه تا حد امكان جان خود را حفظ كنند تا بيشتر بتوانند از دين و ايمان دفاع و حمايت كنند، نه اينكه خود را به كشتن دهند تا به مقامات الهي دست يابند. دعوت امام(ع) از افراد براي شركت درجنگ و اذن خواستن ايشان براي بازگشت به مدينه از دلايل متقني است كه نظريه سيد بن طاووس را باطل مي‌سازد.

5- استناد به آيه مذكور نيز وجهي نمي‌تواند داشته باشد زيرا شأن نزول اين آيه درباره يهودياني است كه پرستش گوساله و كشتن پيامبران متهم بودند و به تعبير مرحوم علامه طباطبائي «اين كشتن هم لزوماً شامل حال همه افراد يهود نمي‌شد، بلكه «واقتلوا انفسكم» كه به عموم نسبت داده شده بود نيز مربوط به بعضي از آنها ست يعني گوساله‌پرستان را بكشيد. شاهد اين مدعا جمله «انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل» است و جمله، «ذلكم خير لكم عند بارئكم»، متمم كلام سابق از قول موسي(ع) است و نيز جمله... فتاب عليكم به عنوان اعلام قبولي توبه آنهاست، و به طوري كه در پاره‌اي از روايات نقل شده (است)، قبولي توبه آنها وقتي اعلام شد كه تمام گنهكاران هنوز كشته نشده بودند.»68

پس، خودكشي در اينجا مربوط به انسان‌هاي گناهكاري است كه يا گوساله را پرستش مي‌كردند و يا پيامبران را مي‌كشتند نه مربوط به معصوماني كه در دنيا و عمر خود دستشان به گناهي آلوده نشده است‌؟! پس قيام حسين بن علي(ع) براي كشته شدن ورسيدن به تقرب الهي نبوده است.

در تفسير مجمع البيان نيز درباره آيه مزبور، كما بيش معناي فوق ذكر شده است. «ابن عباس مي‌گويد: يعني بي گناهان، گناهكاران را بكشند. مانند آيه كريمه: فإذا دخلتم بيوتا فسلموا علي انفسكم69؛ چون به خانه‌اي در آمديد خويشتن را سلام گوييد، يعني بعضي از شما به بعضي ديگر سلام گويد.‌70»

چهارشنبه 1 دی 1389  12:20 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

8) محمد اقبال لاهوري و حريت‌بخشي معنوي عاشورا

از ديگر كساني كه درباره عاشورا قرائت عرفاني به دست داده اند مي توان از اقبال لاهوري (متوفي 1938م.) نام برد كه فلسفه قيام عاشورا را در حريت‌بخشي معنوي مي‌داند. از ديدگاه اقبال، امام حسين(ع) و يارانش براي كسب آزادي و گريز از بندگي طاغوت و غير خدا و اثبات بندگي نسبت به خدا و بر خوردار كردن ديگران از آزادي در سايه تعبد الهي قيام كردند. لذا بهترين درسي كه از قيام حسين بن علي(ع) مي توان آموخت. همين حريت خواهي معنوي است.

در نواي زندگي، سوز از حسين

اصل حريت بياموز از حسين71

بنابر اين تنها كساني مي توانند پيرو واقعي امام حسين(ع) باشند كه در درجه اول، آزادي طلب باشند و در ثاني پس از كسب آن، ديگران را هم از آن بهره مند سازند. پس تازماني كه آدمي در درون خود نيازي به آزاد ي نكند و دشمنان دروني آزادي را نشناسد و به دربند بودن خود پي نبرد هرگز در صدد دانش آموزي از مكتب آزادي بخش بر نخواهد آمد. پس فلسفه قيام عاشورا، در آزادي‌بخشي آن است. هر چند كه عاشورا، آزادي از موانع دروني و بيروني را به انسانها ارزاني مي دارد ولي از ديدگاه اقبال تقدم با آزادي دروني است، زيرا تا زماني كه آدمي ارزش آن را نداند و قدر آن را نشناسد هرگز در بيرون، بهره كافي را از آن نخواهد برد.

بنابر اين، آن امام همام قيام كرد تا روح حريت را در امت بدمد؛ پس از آن كه يزيد آزادي‌كش آن را محبوس كرده بود.

چون خلافت رشته از قرآن گسيخت

حريت را زهر اندر كام ريخت

خواست آن سر جلوه خير الامــم

چون سحاب قبله باران در قدم72

حسين بن علي(ع) از ديدگاه اقبال لاهوري نه تنها آزادي‌بخش است، بلكه حيات‌بخش هم مي‌باشد يعني در روزگاري كه آدميان از حق زيستن هم محروم‌اند به آنان حيات مي‌بخشد وبه دنبال آن آزادي را نخستين و اساسي‌ترين هدف آنهاا ز زندگي قرار مي‌دهد.

بر زمين كربلا باريد و رفت

لاله در ويرانه‌ها كاريد و رفت73

چهارشنبه 1 دی 1389  12:21 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

نيك مي‌دانيم كه مستبدان و طاغوت‌ها در هر عصري، آدميان را از هر دو نوع آزادي - دروني و بيروني- محروم مي‌كنند. قيام عاشورا هم زمينه دستيابي آدميان بر اين دو نوع آزادي را فراهم كرد و تا ابد به آدميان درس داد كه بر وجود هيچ استبدادي رضايت ندهند و هيچ طاغوتي را برنتابند. حسين(ع) تا ابد با استبداد مبارزه خواهد كرد مستبدان را از صحنه روزگار محو خواهد كرد، البته در صورتي كه ملت‌ها درس نيكو بگيرند وآن را به كار بندند.

تا قيـامـت قـطع اسـتبـداد كـرد

موج خون او چمن ايجاد كرد

بهر حق در خاك و خون غلطيده است

پس بنـاي لا اله گـرديـده اسـت74

او اميدوار بود كه بتواند چون حسين(ع) قيام كند و موجب براندازي حكام فاسد روزگار گردد و انسانهاي خفته را بيدار نمايد.

تير و سنان و خنجر و شمشيرم آرزوست

با من ميا كه مسلك شبيرم آرزوست75

هر چند نتيجه عملي حريت بخشي قيام عاشورا در عرصه اجتماع نيز ظاهر مي شود، ولي اقبال دستيابي به حكومت را، فلسفه اصلي قيام عاشورا نمي داند و مدعيان چنين فلسفه‌اي را به باد انتقاد مي گيرد.

از نظر اقبال قيام امام حسين(ع) باعث شد تا پرچم توحيد در عالم بر افراشته شود تا موحدان و عارفان بتوانند دور آن فراهم گردند.

بهر حق در خاك و خون گرديده است

پس بناي لا اله گرديده است76

چهارشنبه 1 دی 1389  12:22 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

ايشان در باب فلسفه قيام آن حضرت در ادامه مي‌افزايد: اگر قصد آن حضرت نفس حكومت بود عشق را كنار مي گذاشت و اينچنين حركت نمي‌كرد، بلكه به فكر جمع‌آوري لشكر و سپاهي شد، در حاليكه قيام آن حضرت فقط جهت اصلاح امت و احياء دين و امحاء مفسدين بود كه اثر آن قيام تا به حال باقي است و تازگي ايمان، نشأت گرفته از قيام آن حضرت مي باشد. البته در كنار اين احياي دين و اخلاق عرفان اسلامي نيز احيا مي‌شد.

هر چند كه حسين(ع) در ظاهر شكست خورد اما توانست با خون خويش به تمام اهدافش برسد و به خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند.

دشمنان چون ريگ صحرا لاتعد

دوستان او به يزدان هم عدد77

از نظر اقبال حسين(ع) سري در دل داشت كه پيش از او پيامبر اسلام وحتي پيامبران پيشين در سر داشتند.

سر ابراهيم و اسمعيل بود

يعني آن اجمال و تفصيل بود78

به همين دليل او مي‌بايست عزم خود را جزم مي‌كرد تا بتواند آن سر را محفوظ نگه داشته در زمان خاصي آشكار سازد. از اين جهت تمام تلاش آن حضرت محض رضاي خدا و دستيابي به وصول او بوده است.

عزم او چون كوهساران استوار

پايدار و تند سيرو كامكار

تيغ بهر عزت دين است و بس

مقصد او حفظ آيين است و بس

ما‌سوي‌الله را مسلمان بنده نيست

پيش فرعوني سرش افكنده نيست79

او خونش را نثار كرد تا اسرار نهفته در دلش تفسير گردد.

خـون او تـفسير اين اسـرار كرد

ملت خوابـيده را بيــدار كرد

تيغ لا چون از ميان بيرون كشيد

از رگ ارباب باطل خون كشيد

نقـش الاالله بر صحـرا نوشـت

سطر عنـوان نـجات ما نوشـت

رمز قرآن از حسين آموختيم

زآتش او شعله‌ها اندوختيم

شوكت شام و فر بغـداد رفت

سطوت غرناطه هم از ياد رفت

تار ما از زخمه‌اش لرزان هنوز

تازه از تكبير او ايمان هنوز

اي صبا اي پيك دور افتادگان

اشك ما بر خاك پاك او رسان80

مدعايش سلطنت بودي اگر

خود نكردي با چنين سامان سفر81

اما عزت، كه نتيجه حتمي حريت‌بخشي است، در كلمات و ابيات اقبال به عنوان فلسفه قيام عاشورا دانسته شده است. اين عزت‌بخشي نيز به نوعي با حفظ دين ارتباط دارد. چرا كه اهل عزت براي حفظ دين از خواسته‌هاي دنيوي‌شان مي‌گذرند و در راه آن جانفشاني مي كنند.

تيغ، بهر عزت دين است و بس

قصد او هم حفظ آئين است و بس82

پس، از ديدگاه اقبال، امام حسين(ع) عبادت آزادانه و عزتمندانه را براي انسان‌ها به ارمغان آورده است و سر تعظيم فرود آوردنش را در برابر هيچ انسان فرعون‌صفتي نمي‌پذيرد.

ما‌سوي‌الله را مسلمان بنده نيست

پيش فرعوني سرش افكنده نيست83

به همين دليل است كه ملت مسلمان در سايه قيام عاشورا نه تنها به عبادت عزتمندانه و درك عزيزانه دين توفيق مي‌يابند، بلكه در نظام اجتماعي جهان همواره آگاه و هوشيار و بيدار مي‌مانند تا هر زمان كه فرعون‌ها مانع از اين گونه عبادت مي‌شوند دست به قيام زنند و از عبادت صحيح الهي دفاع كنند.

خون او تفسير اين اسرار كرد

ملت خوابيده را بيدار كرد

تيغ را چون از ميان او بركشيد

از رگ ارباب باطل خون كشيد

نقش الاالله بر صحرا نوشت

سطر عنوان نجات ما نوشت

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تكبير او ايمان هنوز84

پس امام حسين(ع) سر لااله الاالله را افشا كرد و بر هر چه باطل، خط قرمز كشيد. از تكبير خونين او كه از سر نيزه‌اش به گوش آدميان رسيد ايمان راستين زنده شد چنانكه مكتب درس آموز او هنوز هم داير است.

نبرد عقل و عشق در صحنه كربلا

چهارشنبه 1 دی 1389  12:24 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون

اقبال در باب قيام امام حسين(ع) بر اين باور بود كه حضرت حسين(ع)در صحراي كربلا با تسليم نشدن در برابر غير خدا به تفسير عملي «لااله الا الله» پرداخت و با خون خود و ياران و فرزندانش شهادت داد كه جز خدا معبودي نيست، به اعتقاد او امام حسين(ع) ترجمان عملي قيام موسي و هارون(ع) در قرآن عليه فرعون بود و با همنامي فرزند هارون يعني شبير، آيات مربوط به قيام موسي عليه فرعونيان را در مقابله با يزيديان عملي ساخت و به جهانيان آموخت كه چگونه در برابر ظلم و استعمار فرعون و يزيديان به پا خيزند و به نفي طاغوتها و شياطين بپردازند تا به حيات سعادتمندانه و آزادي نائل گردند. اين اقدام امام حسين(ع) دقيقا مي‌تواند تفسير عرفاني دينداري تلقي شود زيرا هدف و غايت اصلي عرفا رسيدن به توحيد محض است. در اين مرتبه است كه سالك كاملا در حضرت حق محو مي شود و فنا و بقا را يك جا دريافت مي‌كند.

آن امام عـاشقـان پور بتول

سـرو آزادي ز بـستان رسول

الله‌الله بـاي بسـم الـله پـدر

معني زبح عظيـم آمـد پـسر

بهر آن شهزاده‌ي خير الملل

دوش ختم المرسلين نعم الجمل

سرخ‌رو عشق غيور از خون او

شوخي اين مصرع از مضمون او

در مـيان امـت كـيوان جـناب

همچو حرف قل‌هوالله در كتاب

موسـي و فرعون و شبير و يزيد

اين دو قوت از حيات آيد پديد

زنده حق از قوت شبيري است

باطل آخر داغ حسرت‌ميري است85

در واقع، ‌مي‌توان انديشه اقبال را درباره عاشورا در مبارزه عقل وعشق خلاصه كرد؛ چه، امام حسين(ع) در اين ميدان نبرد مظهر عشق، و مصلحت‌جويان دنيا پرست، مظاهر عقل مصلحت جويند.جانبازي و رفتن بر سر دار تقرب از شاهكارهاي عشق است كه بي هيچ مصلحت‌انديشي، عاشق را به ميدان قمار‌بازي مي‌فرستد كه تمام هستي‌اش را در آن به معشوق ازلي مي‌بازد و از او جز نام، چيزي باقي نمي‌ماند. به تعبير مولانا اين عاشق است كه در ميدان شهادت لاابالي مي‌شود و به هيچ چيز وقعي نمي‌نهد.

لاابالي عشق باشد ني خرد

عقل آن جويد كز آن سودي برد86

حسين(ع)همان عاشقي است كه با عقل‌ورزان - كه جز سود دنيوي خود چيزي نمي ديدند- به جنگ برخاست و با اين مبارزه، مصاف اين نيروي دروني و مظاهر بيروني آن را تا ابد مفتوح گذاشت.

آن شنيدستي كه هنگام نبرد

عشق با عقل هوس‌پرور چه كرد

سرخ‌رو عشق غيور از خون او

شوخي اين مصرع از مضمون او87

چهارشنبه 1 دی 1389  12:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها