ايشان در باب فلسفه قيام آن حضرت در ادامه ميافزايد: اگر قصد آن حضرت نفس حكومت بود عشق را كنار مي گذاشت و اينچنين حركت نميكرد، بلكه به فكر جمعآوري لشكر و سپاهي شد، در حاليكه قيام آن حضرت فقط جهت اصلاح امت و احياء دين و امحاء مفسدين بود كه اثر آن قيام تا به حال باقي است و تازگي ايمان، نشأت گرفته از قيام آن حضرت مي باشد. البته در كنار اين احياي دين و اخلاق عرفان اسلامي نيز احيا ميشد.
هر چند كه حسين(ع) در ظاهر شكست خورد اما توانست با خون خويش به تمام اهدافش برسد و به خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند.
دشمنان چون ريگ صحرا لاتعد
دوستان او به يزدان هم عدد77
از نظر اقبال حسين(ع) سري در دل داشت كه پيش از او پيامبر اسلام وحتي پيامبران پيشين در سر داشتند.
سر ابراهيم و اسمعيل بود
يعني آن اجمال و تفصيل بود78
به همين دليل او ميبايست عزم خود را جزم ميكرد تا بتواند آن سر را محفوظ نگه داشته در زمان خاصي آشكار سازد. از اين جهت تمام تلاش آن حضرت محض رضاي خدا و دستيابي به وصول او بوده است.
عزم او چون كوهساران استوار
پايدار و تند سيرو كامكار
تيغ بهر عزت دين است و بس
مقصد او حفظ آيين است و بس
ماسويالله را مسلمان بنده نيست
پيش فرعوني سرش افكنده نيست79
او خونش را نثار كرد تا اسرار نهفته در دلش تفسير گردد.
خـون او تـفسير اين اسـرار كرد
ملت خوابـيده را بيــدار كرد
تيغ لا چون از ميان بيرون كشيد
از رگ ارباب باطل خون كشيد
نقـش الاالله بر صحـرا نوشـت
سطر عنـوان نـجات ما نوشـت
رمز قرآن از حسين آموختيم
زآتش او شعلهها اندوختيم
شوكت شام و فر بغـداد رفت
سطوت غرناطه هم از ياد رفت
تار ما از زخمهاش لرزان هنوز
تازه از تكبير او ايمان هنوز
اي صبا اي پيك دور افتادگان
اشك ما بر خاك پاك او رسان80
مدعايش سلطنت بودي اگر
خود نكردي با چنين سامان سفر81
اما عزت، كه نتيجه حتمي حريتبخشي است، در كلمات و ابيات اقبال به عنوان فلسفه قيام عاشورا دانسته شده است. اين عزتبخشي نيز به نوعي با حفظ دين ارتباط دارد. چرا كه اهل عزت براي حفظ دين از خواستههاي دنيويشان ميگذرند و در راه آن جانفشاني مي كنند.
تيغ، بهر عزت دين است و بس
قصد او هم حفظ آئين است و بس82
پس، از ديدگاه اقبال، امام حسين(ع) عبادت آزادانه و عزتمندانه را براي انسانها به ارمغان آورده است و سر تعظيم فرود آوردنش را در برابر هيچ انسان فرعونصفتي نميپذيرد.
ماسويالله را مسلمان بنده نيست
پيش فرعوني سرش افكنده نيست83
به همين دليل است كه ملت مسلمان در سايه قيام عاشورا نه تنها به عبادت عزتمندانه و درك عزيزانه دين توفيق مييابند، بلكه در نظام اجتماعي جهان همواره آگاه و هوشيار و بيدار ميمانند تا هر زمان كه فرعونها مانع از اين گونه عبادت ميشوند دست به قيام زنند و از عبادت صحيح الهي دفاع كنند.
خون او تفسير اين اسرار كرد
ملت خوابيده را بيدار كرد
تيغ را چون از ميان او بركشيد
از رگ ارباب باطل خون كشيد
نقش الاالله بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تكبير او ايمان هنوز84
پس امام حسين(ع) سر لااله الاالله را افشا كرد و بر هر چه باطل، خط قرمز كشيد. از تكبير خونين او كه از سر نيزهاش به گوش آدميان رسيد ايمان راستين زنده شد چنانكه مكتب درس آموز او هنوز هم داير است.
نبرد عقل و عشق در صحنه كربلا