پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:20 PM
براي نقد و بررسي نظريه مرحوم سيد بن طاووس به چند نكته بايد توجه كرد:
1- تأثير مشي سيد در تبيين حركت عاشورا. از آنجا كه اين مورخ و نظريهپرداز شيعه، خود زندگياش با زهد و تقواي كمنظيري به سر برده است و فلسفه حيات را تعبد به خداوند و زندگي عارفانه ميدانست و به همان گونه هم زيست كرد لذا اين مشي، توجيهگر او در تبيين عرفاني عاشورا شد. در حالي كه در نهضت عاشورا اين مسأله از اهداف شاخص و كليدي به شمار نميرود.
2- هر چند رسيدن به شهادت براي اولياي خدا بسيار مطلوب بوده است اما خود دست به كاري نميزدند تا به طور اختياري به استقبال شهادت بروند بلكه در راه خدا به جهاد ميپرداختند و به احدي الحسنين ميرسيدند كه بيگمان يكي از آنها هم شهادت بود. اما اگر به فيض شهادت نايل نميآمدند هرگز در صدد بر نميآمدند بهانهتراشي كنند تا شايد به شهادت برسند؟! اينگونه كارها –همچنان كه خود سيد بن طاووس هم اشاره كرده است- خود را به هلاكت انداختن است كه خداوند عموم مسلمانان را از آن باز داشته است، چه رسد به عارفان و بزرگان دين چون امام حسين(ع)!
3- براي رسيدن به مقامات عاليه معنوي لزوما به راهانداختن جنگ و كشتار ضرورتي ندارد و به هيچ وجه مؤمنين و مؤمنات (هرچند عارف هم باشند) به چنين اقدامي توصيه نشدهاند.
4- رفتن امام(ع) به ميدان نبرد به قصد كشته شدن هيچ گونه توجيهي ندارد (نه شرعي و نه عقلي) زيرا اگر هدف والايي در كار نباشد، لازم نيست شخص معصوم دست به چنين كاري بزند، حتي اگر بخواهد به بهترين وجهي به خدا برسد. علاوه بر اين، وقتي جنگي به راه ميافتاد سيره و روش پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) و امير مؤمنان(ع)، اين بود كه تا حد امكان جان خود را حفظ كنند تا بيشتر بتوانند از دين و ايمان دفاع و حمايت كنند، نه اينكه خود را به كشتن دهند تا به مقامات الهي دست يابند. دعوت امام(ع) از افراد براي شركت درجنگ و اذن خواستن ايشان براي بازگشت به مدينه از دلايل متقني است كه نظريه سيد بن طاووس را باطل ميسازد.
5- استناد به آيه مذكور نيز وجهي نميتواند داشته باشد زيرا شأن نزول اين آيه درباره يهودياني است كه پرستش گوساله و كشتن پيامبران متهم بودند و به تعبير مرحوم علامه طباطبائي «اين كشتن هم لزوماً شامل حال همه افراد يهود نميشد، بلكه «واقتلوا انفسكم» كه به عموم نسبت داده شده بود نيز مربوط به بعضي از آنها ست يعني گوسالهپرستان را بكشيد. شاهد اين مدعا جمله «انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل» است و جمله، «ذلكم خير لكم عند بارئكم»، متمم كلام سابق از قول موسي(ع) است و نيز جمله... فتاب عليكم به عنوان اعلام قبولي توبه آنهاست، و به طوري كه در پارهاي از روايات نقل شده (است)، قبولي توبه آنها وقتي اعلام شد كه تمام گنهكاران هنوز كشته نشده بودند.»68
پس، خودكشي در اينجا مربوط به انسانهاي گناهكاري است كه يا گوساله را پرستش ميكردند و يا پيامبران را ميكشتند نه مربوط به معصوماني كه در دنيا و عمر خود دستشان به گناهي آلوده نشده است؟! پس قيام حسين بن علي(ع) براي كشته شدن ورسيدن به تقرب الهي نبوده است.
در تفسير مجمع البيان نيز درباره آيه مزبور، كما بيش معناي فوق ذكر شده است. «ابن عباس ميگويد: يعني بي گناهان، گناهكاران را بكشند. مانند آيه كريمه: فإذا دخلتم بيوتا فسلموا علي انفسكم69؛ چون به خانهاي در آمديد خويشتن را سلام گوييد، يعني بعضي از شما به بعضي ديگر سلام گويد.70»