پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:13 PM
اگر حسين(ع) نمونهاي است شايسته تقليد، نه بدين جهت است كه به دست تبهكاران بدگهر كشته شد، اين از بديهيات است. آنچه به راستي درباره زندگي او شايسته ذكر است پيروزي اوست در جهاد اكبر. تنها به بركت عظمت معنوي اوست كه وقايع منجر به شهادت جسمانيش معني مييابد. پس تقليد از آنحضرت يعني تكليف بر پيروانش كه به جهاد اكبر برخيزند. از اين جهت است كه مولوي امام حسين(ع) را پيروز ميدان مبارزه با نفس ميداند و از پيروان او ميخواهد تا ايشان نيز در ميدان مبارزه با نفس پيروز شوند. چه، پيروزي در اين ميدان، مهمتر از پيروزي در ساير ميادين است. چنين فردي شايستگي آن را دارد كه پيش معشوق رود و با او يكي شود.
مشين اينجا تو با انديشه خويش
اگر مردي برو آنجا كه يار است
مگو باشد كه او ما را نخواهد
كه مرد تشنه را با اين چه كار است
كه پروانه نيـنـديشـد ز آتش
كه جان عشق را انديشه عار است
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنيد
در آن ساعت هزار اندر هزار است
شنيدي طبل، بركش زود شمشير
كه جان تو غلاف ذوالفقار است
بزن شمشير و ملك عشق بستان
كه ملك عشق ملك پايدار است44
از نظر مولوي حسين(ع) كسي است كه در اثر مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق توانست وارد ميدان بعدي شود و عشق الهي را در وجود شعلهور سازد.
حسين كربلايي آب بگذار
كه آب امروز تيغ آبدار است45
اما براي ستاندن ملك عشق، انسان بايد كه نخست درد رنج عشق و عاشقي و رنج معشوق را بر دل كشد. زيرا هر چه به معناي هدف خودش وقوف پيدا كند به شدت ناتواني خود بيشتر پيميبرد بلكه هر اندازه نسبت به عظمت معشوق آگاهي بيشتري بيابد درد و رنج بيشتري را احساس ميكند.
هر كه او بيدارتر پردردتر
هر كه او آگاهتر رخزردتر46
با اين وصف دردي كه عاشق ميكشد هميشه او را به سوي معشوق مي كشد و سرانجام درد و رنج عشق به مرگ نفس و تولد در حق منتهي مي شود. در واقع عاشق در اين حالت نفس يزيد خودش را به پاي حقيقت حسينياش قرباني ميكند.
...اي غم بكش مرا كه حسينم، تويي يزيد47