پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:19 PM
7) سيد بن طاووس و شهادت وسيله تقرب به خدا
سيد بن طاووس(متوفي 664 هـ. ق) هم از جمله كساني است كه به عاشورا و قيام حسيني از منظر عرفان، نظر انداخته است.از آنجا كه مرگ براي اولياي الهي و در رأس آنان پيامبران الهي و ائمه اطهار، وسيلهاي جهت رسيدن به حق و آرميدن در جوار او و وصال به حضرت باري است، لذا از هر وسيلهاي كه باعث تسريع الحاق آنان به خدا شود، سخت استقبال مي كنند. به ويژه اگر اين وسيله باعث شود مرگ آنها به شهادت ختم شود كه در اين صورت، نه تنها اجر وپاداش اولياي خدا بيشتر مي شود بلكه تقربشان به جوار الهي بيشتر ميگردد و در نهايت به مقام فنا دست مييابند.
بنابراين ولي الهي، در صدد دستيابي به شهادت از هيچ وسيلهاي كه مشروع باشد صرف نظر نميكند. البته اين نوع مرگ و شهادتطلبي، با به هلاكت انداختن خود بسيار فاصله دارد؛ چه، افتادن در هلاكت، توجيه عقلي و عرفاني و شرعي ندارد ولي شهادتطلبي نه تنها توجيه شرعي دارد بلكه خود محبوب، خواهان چنين مرگي است.
بر اين اساس است كه سيد بن طاووس معتقد است كه «امام حسين عليهالسلام از همان آغاز، به قصد كشتهشدن حركت كرد...63» در جاي ديگر بر مدعاي خود چنين دليل ميآورد: «من ميگويم، شايد بعضي از حقيقت رسيدن به سعادت شهادت بياطلاع (باشند) و اعتقاد داشته باشند كه با چنين حال (كشته شدن)، نتوان خدا را پرستش كرد و آن كس كه چنين اعتقادي دارد مگر نشنيده است كه در قرآن راست گفتار است كه: طايفهاي كشتن خود، خدا را عبادت كردند و خداي تعالي فرمود : فتوبوا الي بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم، شايد منشأ اين عقيده آيه شريفه «و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه» باشد و مقصود كشته شدن است. در صورتي كه چنين نيست و عبادت خداي تعالي با كشته شدن از مهمترين وسايلي است كه شخص را به درجات سعادت و نيكبختي ميرساند.64» عبارت زير از سيد بن طاووس بيانكننده نوع ديدگاه به عاشورا است:
«دوستان و اولياي خدا هنگامي كه پي ميبرند حيات و بقايشان، مانع از تعقيب و ادامه پيروي از مقصد و مرام الهي است و زنده ماندنشان، حايل و مانع بين آنان و اكرام و بخشش الهي ميباشد، لباسهاي حيات را از تن بيرون ميكنند و درهاي لقاي محبوب را ميكوبند و با بذل جانها و تقديم ارواح خويش، در طلب و جستجوي اين پيروزي، متلذذ و كامياب ميگردند و بدنهاي خود را در معرض مخاطرات شمشيرها و نيزهها و آماج تيرها قرار ميدهند...
اين علاقه از سوي امام حسين(ع) جهت ملاقات خدا بود انجذابي كه از سوي خدا نشان داده ميشد بر سرعت اقبال امام حسين(ع) به شهادت افزود و در نهايت، او را به مسلخ عشق رهنمون ساخت و او با سري بريده به بارگاه الهي راه يافت و تشرف خود را به محضر الهي با قرائت قرآن آغاز كرد. به همين دليل است كه سيد بن طاووس مينويسد : «قتل امام حسين(ع) را خدا خواسته است.»65
سيد بن طاووس، در مبناي انديشه عرفاني خود درباره عاشورا مينويسد: «و چون ببيند كه زندگي دنيا، آنان را از پيروي خواسته خداوند مانع است و ماندن در اين عالم، ميان آنان و بخشش هاي خداوند، حايل است؛ بيتأمل، جامه ماندن از تن بركنند و حلقه بر درهاي ديدار بكوبند و از اينكه در راه رسيدن به اين رستگاري تا سر حد جانبازي فداكاري ميكنند و خود را در معرض خطر شمشيرها و نيزهها قرار ميدهند، لذت ميبرند.
مرغ جان مردان صحنه كربلا در اوج چنين شرافتي به پرواز در آمد كه براي جانبازي، از يكديگر پيشي ميگرفتند و جانهايشان را در برابر نيزهها و شمشيرها به يغما ميدادند.»66
شكي در اين نيست كه اگر عمر آدمي (به ويژه اولياي الهي) با شهادت به ختم برسد خيلي مطلوب است و معصومان بزرگوار(ع) از ابتدا تا آخر عمر در انتظار شهادت به سر مي بردند. به عنوان مثال امام علي(ع) از كمتر از 20 سالگي آرزوي شهادت ميكرده است.67 اما بايد دانست كه منحصر كردن كار عظيم اباعبدالله(ع) در تقرب به خداوند و عدم توجه به جوانب اساسي و اجتماعي آن، به يقين اذهان را از اهداف اصلي آن حضرت منحرف ميسازد.