پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:21 PM
8) محمد اقبال لاهوري و حريتبخشي معنوي عاشورا
از ديگر كساني كه درباره عاشورا قرائت عرفاني به دست داده اند مي توان از اقبال لاهوري (متوفي 1938م.) نام برد كه فلسفه قيام عاشورا را در حريتبخشي معنوي ميداند. از ديدگاه اقبال، امام حسين(ع) و يارانش براي كسب آزادي و گريز از بندگي طاغوت و غير خدا و اثبات بندگي نسبت به خدا و بر خوردار كردن ديگران از آزادي در سايه تعبد الهي قيام كردند. لذا بهترين درسي كه از قيام حسين بن علي(ع) مي توان آموخت. همين حريت خواهي معنوي است.
در نواي زندگي، سوز از حسين
اصل حريت بياموز از حسين71
بنابر اين تنها كساني مي توانند پيرو واقعي امام حسين(ع) باشند كه در درجه اول، آزادي طلب باشند و در ثاني پس از كسب آن، ديگران را هم از آن بهره مند سازند. پس تازماني كه آدمي در درون خود نيازي به آزاد ي نكند و دشمنان دروني آزادي را نشناسد و به دربند بودن خود پي نبرد هرگز در صدد دانش آموزي از مكتب آزادي بخش بر نخواهد آمد. پس فلسفه قيام عاشورا، در آزاديبخشي آن است. هر چند كه عاشورا، آزادي از موانع دروني و بيروني را به انسانها ارزاني مي دارد ولي از ديدگاه اقبال تقدم با آزادي دروني است، زيرا تا زماني كه آدمي ارزش آن را نداند و قدر آن را نشناسد هرگز در بيرون، بهره كافي را از آن نخواهد برد.
بنابر اين، آن امام همام قيام كرد تا روح حريت را در امت بدمد؛ پس از آن كه يزيد آزاديكش آن را محبوس كرده بود.
چون خلافت رشته از قرآن گسيخت
حريت را زهر اندر كام ريخت
خواست آن سر جلوه خير الامــم
چون سحاب قبله باران در قدم72
حسين بن علي(ع) از ديدگاه اقبال لاهوري نه تنها آزاديبخش است، بلكه حياتبخش هم ميباشد يعني در روزگاري كه آدميان از حق زيستن هم محروماند به آنان حيات ميبخشد وبه دنبال آن آزادي را نخستين و اساسيترين هدف آنهاا ز زندگي قرار ميدهد.
بر زمين كربلا باريد و رفت
لاله در ويرانهها كاريد و رفت73