پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:28 PM
اقبال در باب قيام امام حسين(ع) بر اين باور بود كه حضرت حسين(ع)در صحراي كربلا با تسليم نشدن در برابر غير خدا به تفسير عملي «لااله الا الله» پرداخت و با خون خود و ياران و فرزندانش شهادت داد كه جز خدا معبودي نيست، به اعتقاد او امام حسين(ع) ترجمان عملي قيام موسي و هارون(ع) در قرآن عليه فرعون بود و با همنامي فرزند هارون يعني شبير، آيات مربوط به قيام موسي عليه فرعونيان را در مقابله با يزيديان عملي ساخت و به جهانيان آموخت كه چگونه در برابر ظلم و استعمار فرعون و يزيديان به پا خيزند و به نفي طاغوتها و شياطين بپردازند تا به حيات سعادتمندانه و آزادي نائل گردند. اين اقدام امام حسين(ع) دقيقا ميتواند تفسير عرفاني دينداري تلقي شود زيرا هدف و غايت اصلي عرفا رسيدن به توحيد محض است. در اين مرتبه است كه سالك كاملا در حضرت حق محو مي شود و فنا و بقا را يك جا دريافت ميكند.
آن امام عـاشقـان پور بتول
سـرو آزادي ز بـستان رسول
اللهالله بـاي بسـم الـله پـدر
معني زبح عظيـم آمـد پـسر
بهر آن شهزادهي خير الملل
دوش ختم المرسلين نعم الجمل
سرخرو عشق غيور از خون او
شوخي اين مصرع از مضمون او
در مـيان امـت كـيوان جـناب
همچو حرف قلهوالله در كتاب
موسـي و فرعون و شبير و يزيد
اين دو قوت از حيات آيد پديد
زنده حق از قوت شبيري است
باطل آخر داغ حسرتميري است85
در واقع، ميتوان انديشه اقبال را درباره عاشورا در مبارزه عقل وعشق خلاصه كرد؛ چه، امام حسين(ع) در اين ميدان نبرد مظهر عشق، و مصلحتجويان دنيا پرست، مظاهر عقل مصلحت جويند.جانبازي و رفتن بر سر دار تقرب از شاهكارهاي عشق است كه بي هيچ مصلحتانديشي، عاشق را به ميدان قماربازي ميفرستد كه تمام هستياش را در آن به معشوق ازلي ميبازد و از او جز نام، چيزي باقي نميماند. به تعبير مولانا اين عاشق است كه در ميدان شهادت لاابالي ميشود و به هيچ چيز وقعي نمينهد.
لاابالي عشق باشد ني خرد
عقل آن جويد كز آن سودي برد86
حسين(ع)همان عاشقي است كه با عقلورزان - كه جز سود دنيوي خود چيزي نمي ديدند- به جنگ برخاست و با اين مبارزه، مصاف اين نيروي دروني و مظاهر بيروني آن را تا ابد مفتوح گذاشت.
آن شنيدستي كه هنگام نبرد
عشق با عقل هوسپرور چه كرد
سرخرو عشق غيور از خون او
شوخي اين مصرع از مضمون او87