0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):1-23.
 
«ديگري» و نقش آن در داستان هاي شاهنامه
 
دزفوليان راد كاظم*,امن خاني عيسي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

«ديگري» مفهومي است که توجه به آن با آثار کساني چون هوسرل، هايدگر، سارتر (در حوزه فلسفي) و باختين (در حوزه ادبي) آغاز گرديد. توجه به اين مفهوم، سبب ايجاد چشم اندازهاي جديدي در مباحث فلسفي و ادبي گرديد. نويسندگان اين مقاله، با استفاده از آرا باختين و جايگاه «ديگري» در انديشه او، داستان هايي از شاهنامه را كه رستم در آنها حضور دارد، بازخواني کرده؛ افق هاي تازه اي پيش روي خوانندگان گشوده اند. بر اين اساس داستان هاي شاهنامه را مي توان به سه دسته زير تقسيم کرد:
الف) داستان هايي که در آن سخن از حذف و غياب ديگري است: اين داستان ها بيشترين حجم شاهنامه را به خود اختصاص داده اند.
ب) داستان هايي که در آن تلاش بر حفظ و عدم غياب ديگري است: تنها نمونه اين داستان ها در شاهنامه، داستان رستم و اسفنديار است؛ داستاني که در آن دو هماورد ـ که هر دو چهره اي نيک و اسطوره اي دارند ـ هرگز راضي به حذف و غياب ديگري نيستند.
ج) داستان هايي که در حدّ فاصل اين دو قرار مي گيرند: مانند داستان رستم و سهراب، که در آن مي توان عناصر داستان هاي حماسي و داستان هاي تراژدي را با  هم مشاهده کرد
.

 
كليد واژه: ديگري، حماسه، تراژدي، رجزخواني، گفتگو، رستم و اسفنديار، رستم و سهراب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):25-42.
 
بررسي تقابل هاي دوگانه در ساختار حديقه سنايي
 
عبيدي نيا محمدامير*,دلايي ميلان علي
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اروميه
 
 

تقابل هاي دوگانه، يکي از مفاهيم اساسي در نقد ساختارگرايي، پساساختارگرايي و نظريات زبان شناسي و نشانه شناسي است که در باورهاي اساطيري و فرهنگي بشر ريشه دارد. در جاي جاي حديقه سنايي، مي توان ردپاي تقابل هاي دوگانه را يافت. در سطح روساختي حديقه، تركيب واژگان، عنوان سر فصل ها، تناسب ابيات و چينش مطالب، تقابل دوگانه دارند و در سطح ژرف ساختي اين كتاب هم، ميان مضامين متوالي بيان شده، چنين تقابلي وجود دارد. در سطح روساختي حكايت ها، ميان شخصيت ها، تقابل دوگانه حاكم است و ژرف ساخت حكايت ها هم حول همين محور مي چرخد. در اين مقاله ابتدا مفهوم اصطلاحي تقابل هاي دوگانه در نظريات مختلف مورد بررسي و تحليل قرار گرفته، آنگاه ريشه تقابل هاي دوگانه در سطح روساختي و ژرف ساختي، بخصوص در شخصيت پردازي حکايت هاي حديقه، مشخص و طبقه بندي شده است.

 
كليد واژه: سنايي، حديقه الحقيقه، تقابل هاي دوگانه، ساختارگرايي، پساساختارگرايي، حکايت، شخصيت، روساخت، ژرف ساخت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):43-66.
 
چهره پيامبر اعظم (ص) در مثنوي و مقايسه آن با ديدگاه ابن عربي
 
بيات محمدحسين*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

مولانا از جمله شاعران فارسي زبان است كه در اثر ارزشمند خود، مثنوي، با نگاهي خاص، ابعاد وجودي پيامبر اعظم را به عنوان نمونه عيني و راستين تربيت يافته تعاليم الهي تصوير كرده است. در اين مقاله سعي كرده ايم نگاه خاص مولانا به پيامبر را بيان كرده و با ديدگاه ابن عربي مقايسه كنيم.
يكي از نگاه هاي مولوي در مثنوي مربوط به وصف حقيقت محمديه است. مولانا در اين خصوص، پيامبر والامقام را سرچشمه همه كمالات و عشق نسبت به آن وجود پاك و مقدس را منشأ همه عشق ها مي داند و مقام و كمالات ساير انبيا و اولياي الهي را شعاعي از نور و حقيقت محمدي مي خواند
.

 
كليد واژه: حقيقت محمدي، عقل، عشق، جلوه و انبيا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):67-85.
 
حافظ و هويت فرهنگي ايران
 
امامي صابر*
 
* گروه نمايش، دانشگاه هنر تهران
 
 

اين مقاله به بررسي هويت فرهنگي ايران در قالب اشعار حافظ مي پردازد و درصدد اثبات اين مطلب است كه حافظ به تقابل هاي فرهنگي و نمودهاي آن در زبان و عصر خود، توجه ويژه اي داشته است. ترکيباتي چون پير مغان، جام جم، مانويت و شادي و مضامين برگرفته از شاهنامه، چون ننگ و نام و... ريشه هاي تاريخي و اسطوره اي اين اشعار را در ايران پيش از اسلام و ايران پس از اسلام نشان مي دهد. سپس به بررسي جلوه ها و نشانه هاي فرهنگ ايراني اسلامي در شعر حافظ مي پردازيم و با تحليل بيت هاي داراي اين نشانه ها، تلاش حافظ را در پيوند ميان اين مفاهيم با هويت ايراني - اسلامي که موجب استحکام مرزهاي جغرافيايي تازه اي در ميان مردم ايران شده است، بيان مي كنيم.

 
كليد واژه: هويت ايراني، حافظ، اسطوره هاي ايراني، جام جهان بين، مانويت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):87-106.
 
نقد چهل لغت ترجمه شده فرهنگستان زبان و ادب فارسي همراه با ارايه پيشنهادهاي جديد و روشهاي اصلاحي
 
مجد اميد*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تهران
 
 

يكي از بزرگترين نيازهاي روز زبان فارسي، ترجمه و مقابله با هجوم و حضور هزاران لغت علمي است كه همراه با علوم و فنون مختلف، به زبان فارسي سرازير شده اند.
بديهي است اين امر نيازمند آگاهي، تحقيق و تمرين لغت سازان و مترجمانست. از سوي ديگر لازمست علاوه بر ساختن لغات تازه، لغات علمي اي كه تاكنون ديگران ساخته اند، نقد و بررسي شود، تا با طرح معايب و محاسن آنها، لغات نادرست حذف گردد. هدف اين مقاله نيز همين است و پس از ارايه نظريه هاي كلي لغت سازي، چهل لغت در رشته هاي مختلف علمي را كه به دست فرهنگستان زبان و ادب فارسي و بنياد فرهنگ (كه در رژيم پهلوي كاري مشابه فرهنگستان امروز مي كرد) ترجمه شده اند، بررسي مي كند و معايب آن را بر مي شمارد. همچنين براي اكثر لغات نقد شده، لغات جايگزين پيشنهاد شده اند.

 
كليد واژه: زبان روز، دستور درست، واژه سازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):137-162.
 
تحليل تحول آرايه هاي زيبايي شناختي در شعر معاصر
 
مدرسي فاطمه*,ياسيني اميد
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اروميه
 
 

تصوير به آن دسته از فعاليت هاي ذهني گفته مي شود که در فرايند آفرينش هنري، در قوه خيال کشف مي گردد. تصوير، عناصر بيگانه طبيعت را به هم پيوند مي دهد و با ابداع حس و فهم مشترک، نسبت ميان انسان و طبيعت را از سطح «اين نه آني» به سطح «اين هماني» ارتقا مي دهد. اين سطح از صورت بندي هاي خيال، فقط زماني گريبان شاعر را مي گيرد که شاعر، منطق متعارف مکالمه و مفاهمه را فاقد قابليت لازم براي حسي کردن معاني و مضامين شهودي و انتزاعي و تجارب ناب ببيند. لذا زبان را با انحراف هنرمندانه از هنجار منطق محاوره و منطق مکاتبه که مبتني بر دلالت مطابقي و کارکرد ارجاعي است، خارج مي سازد و در سطح کارکرد شاعرانه بازسازي مي کند.
هر گاه انحراف غايتمند از هنجارها و قواعد حاکم بر زبان معيار صورت پذيرد، هنجارگريزي پديد مي آيد. اين پژوهش بر آن است از رهگذر هنجارگريزي تصويري، تحول آرايه هاي زيباشناختي در شعر معاصر را مورد بررسي قرار دهد تا مشخص گرداند که شاعران معاصر تا چه حد با استفاده از تصويرسازي هاي ادبي و آرايه هاي زيباشناختي از اشيا و پديده ها عادت زدايي مي كنند و به کلامشان صبغه هنري مي بخشند. آيزر از نظريه پردازان نظريه دريافت، آگاهانه تاکيد نهادن بر جنبه هاي زيباشناختي اثر را که موجب کثرت معنايي و هنجارگريزي تصويري مي گردد بر مي گزيند.

 
كليد واژه: هنجارگريزي، هنجارگريزي تصويري، آرايه هاي زيباشناختي، نظريه دريافت، شعر معاصر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):107-136.
 
«همسان سازي» و كاركرد زيباشناختي آن در اشعار اخوان
 
عمران پور محمد*,صهبا فروغ
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اراك
 
 

مقاله حاضر پژوهشي است درباره «همسان سازي» و كاركرد زيباشناختي آن در اشعار مهدي اخوان ثالث كه به روش استقرايي انجام شده است. يكي از تمهيدات زباني اخوان در شعر، استفاده از «همسان سازي» براي گسترش سازه هاي كلام و ورود به عرصه اطناب است. اخوان با پيوندي كه از نظر لفظي يا معنايي بين دو ركن گروه هاي «همسان بدل دار» ايجاد مي كند، از آن ها به صورت عامل برجسته ساز زبان و عنصر زيبايي شناختي شعر استفاده مي كند. مهمترين نقش گروه هاي «همسان بدل دار» در اشعار اخوان، آشنايي زدايي، برجسته سازي، تبديل زبان ارجاعي به زبان ادبي و آفرينش زيبايي است. از ديگر جنبه هاي كاركرد زيبايي شناختي «همسان سازي» در اشعار اخوان عبارت است از: سوق دادن زبان شعر به سوي اطناب، توصيف مبدل منه، ايجاد فاصله زيبايي شناختي بين عقل و عاطفه. همچنين، با تكيه بر نقش اصلي گروه هاي «همسان بدل دار» كه همسان پنداري در ادبيات است، اخوان با گزينش بدل از مجموعه «مجردات، اجسام، گياهان، سيالات» و همنشين كردن آن با مبدل منه، تصاوير زيبايي كه متكي بر تجريد پنداري، تجسم پنداري، گياه پنداري، سيال پنداري و غيره است، به نمايش گذاشته است.

 
كليد واژه: اخوان، همسان سازي، كاركرد زيبا شناختي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):163-184.
 
اشتراکات ساختاري در شعر نيما و چند شاعر معاصر
 
خسروي شكيب محمد,صحرايي قاسم
 
 
 

هر نوعي از انواع متعدد هنر – شعر، داستان کوتاه، رمان، نثر- تحت حمايت سبکي خاص و مستقل، يک نظام نوشتاري تلقي مي شود که مبتني بر مناسبات و انتظارات ساختاري و تنظيمات زباني و به صورت کلي متکي بر پيشينه ي نظريه هاي ادبي مستقل و خاص خود مي باشد. بديهي است، بداعت يک سبک، مديون استقلال و تازگي تئوري هاي پيشاساختاري است که واقعيت آن سبک را به عنوان جرياني خاص و با قابليت پيروي و تداوم تضمين مي کند. طرح ساختاري مستقل با شيوه هاي زباني سنجيده و نو، همراه با جهان نگري بعدپذير، اساسا پيش فرض و حداقل شرطي است که هر سبک جديد و تازه اي براي به دست آوردن استقلال خود نيازمند آن است. شعر معاصر به رهبري نيما و پيروان او سپهري و فروغ، متکي بر مشخصه هاي هستي شناسيک و زيباشناسيک است که واقعيت آن را به عنوان يک جريان ريشه دار و با قابليت پيروي و تداوم و از همه مهمتر با استقلال و هويت، نشان مي دهد. در اين مقاله، اشتراکات ساختاري شعر نيما، سپهري و فروغ که ارتقا دهنده و اثبات کننده استقلال و تمايز شعر آنها از سطح شعر کلاسيک است، ارزيابي مي شود. اسطوره شکني ساختار، مرکزيت گرايي در نظام صوري، پايان پذيري خلاق، واقعيت گرايي خلاق، استبدادگريزي معنا، انتزاع گرايي در زبان، شعارگرايي در زبان و تعهدگرايي، از مهمترين نشانه هاي اشتراک ساختاري در شعر نيما، سپهري و فروغ است.

 
كليد واژه: ساختارگرايي، شعر معاصر، زبان، مرکزيت گرايي، انتزاع گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):185-204.
 
سبک شناسي رمان «جاي خالي سلوچ» اثر محمود دولت آبادي
 
نصراصفهاني محمدرضا*,شمعي ميلاد
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اصفهان
 
 

سبک، شيوه ي خاصي است که نويسنده يا شاعر براي بيان مفاهيم خود در اثر ادبي به کار مي برد. در مورد سبک از گذشته تاکنون تعاريف گوناگوني ارايه شده است. اين اصطلاح در حال حاضر در مورد روش هايي به کار مي رود که از طريق به کار بردن فنون و مفهوم هاي زبان شناسي به مطالعه تحليلي ادبيات مي پردازد. همچنين زاويه ديد، مسايل زباني، چگونگي شخصيت پردازي و چند و چون جهت گيري درون مايه را تعيين مي کند. ويژگي اصلي آثار محمود دولت آبادي بويژه در رمان «جاي خالي سلوچ» توجه به زبان و ساختار ادبي متن است. به عنوان نمونه، واژه هاي محلي و قومي که دولت آبادي در اين رمان به کار گرفته، خصلت اصلي زبان باستانگراي او را آشكار مي سازد كه وام گرفته از کتاب هايي مانند تاريخ بيهقي و تاريخ بيهق است.
نگارندگان در اين مقاله کوشيده اند با بررسي ساختار ادبي و زباني اين رمان از جمله: واژگان، تصاويرخيال، تنوع جمله ها، ضرباهنگ، تکرار، انسجام، تأکيد و…خصوصيات سبک شناسيک آنرا نمايان سازند
.

 
كليد واژه: محمود دولت آبادي، جاي خالي سلوچ، سبک شناسي، شيوه کاربرد زبان، روايت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي تابستان 1388; -(13):205-226.
 
حاکميت و جامعه در شعر و انديشهي فرخي يزدي
 
حسن زاده رسول*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

ميرزا محمد فرخي يزدي، يکي از معروفترين شاعران ادبيات کارگري زبان فارسي است. در اين نوشته به تحليل حاکميت مطلوب فرخي يزدي مي پردازيم و سير تحول انديشه سياسي او را در مراحل مختلف حيات سياسي اش نشان مي دهيم و حاکميت مشروطه مورد نظر او، اصول و ارکان اين شيوه حکومت و علل شکست آن را از ديدگاه شاعر، بررسي مي كنيم. سپس دلايل گرايش فرخي به انديشه انقلاب تکاملي مشروطه و موضع منتقدانه او را در مقابل انديشه اقتدارگرايي يا حکومت قدرت و طرح جمهوري بيان مي كنيم. در نهايت علل و انگيزه هاي طرفداريش از انديشه هاي کمونيستي و ابعاد مختلف اين تفکر با استناد به آثار مکتوب، بخصوص اشعارش ارزيابي مي گردد. همچنين براي نشان دادن عمق انديشه هاي سياسي او به بررسي و تحليل کاربرد نمادهاي ملي - مذهبي و شيوه بهره گيري از اين نمادها در راستاي تحقق انديشه هاي شاعر مي پردازيم.

 
كليد واژه: ميرزا محمد فرخي يزدي، حاکميت مشروطه، انقلاب کارگري - دهقاني، نمادهاي ملي و مذهبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1388; -(12):1-17.
 
كاركردهاي معرفتي- روانشناختي شعر حافظ براي انسان معاصر
 
مسعودي فرد جليل*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور بجنورد
 
 

انسان معاصر با پديده جهاني شدن و فرصت ها و تهديدهاي ناشي از آن مواجه است. در کنار دستاوردهاي تمدن غرب مانند: حقوق بشر، دموکراسي و توسعه، خارهاي اضطراب، افسردگي و پوچي نيز روييده اند. با معنا زيستن و خشنود زيستن از نيازهاي اساسي انسان امروز است که از آن دور افتاده است. آيا ادبيات و فرهنگ ايراني مي تواند به اين نيازها پاسخ دهد؟
اين مقاله در پي آن است که با بازخواني شعر حافظ، براي مشکلات معرفتي و رواني انسان امروز راه حل هايي بيابد. شعر حافظ چون جويباري است که مي توان در آن آلودگي هاي زندگي مدرن را از خود دور ساخت و مثل بوستاني است که به انسان امروز آرامش و خوشي مي بخشد. در پرتو شعر حافظ مي توان با معنا زيستن و خشنود زيستن را تمرين کرد
.
حافظ با خدا باوري و تکيه بر عنايت او و زيبا ديدن جهان به زندگي انسان معنا مي بخشد و با پيام هاي روانشناختي- اجتماعي خود به آدمي آرامش و دوستي و مدارا؛ ترک ريا و تنبلي و ياس مي آموزد
.
روش تحقيق اين مقاله توصيفي و بر پايه منابع کتابخانه اي است. نويسنده پس از استخراج مواد لازم از ديوان حافظ به بررسي و تحليل آنها پرداخته است
.

 
كليد واژه: شعر حافظ، انسان معاصر، کارکردهاي شعر حافظ، پيام هاي معرفتي، پيام هاي روانشناختي- اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1388; -(12):19-29.
 
ترديد در نام نويسنده رشف الالحاظ و بررسي تصحيح آن
 
شعبان زاده مريم*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

يکي از کتب مهم در زمينه شرح اصطلاحات رمزي و استعاري صوفيان، کتاب رشف الالحاظ في کشف الالفاظ تاليف شرف الدين حسين بن الفتي تبريزي، تصحيح استاد نجيب مايل هروي است. محتواي اين کتاب که مشتمل بر شرح 300 اصطلاح عرفاني است، به دو نويسنده ديگر هم منسوب است. يکي در ضميمه ديوان فخرالدين عراقي، تصحيح سعيد نفيسي با نام من اصطلاحات فخرالدين عراقي آمده است و ديگري با نام کتاب لغات و اصطلاحات عرفا به عزيز نسفي منسوب است.
شباهت فراوان مطالب اين سه کتاب، چه در تقسيم بندي مطالب و چه در مدخل ها و معاني ذکر شده، انديشه را به يکي بودن سه کتاب سوق مي دهد. گويا يک نسخه اصل بوده و نسخه هاي ديگر با کمي تغيير در مقدمه يا تحريف و تصحيف لغات نوشته شده است. لذا در صحت انتساب کتاب به نويسندگان فوق ترديد است. به هر ترتيب تا يافتن نسخه هاي منقح و رفع شبهه با شواهد و براهين کافي، نمي توان در خصوص نام مولف اين کتاب حکم قطعي صادر کرد. همچنين توجه به مندرجات دو کتاب ديگر در کنار نسخه هاي اساس، مي تواند امکان تصحيح دقيق تري از کتاب رشف الالحاظ فراهم كند.

 
كليد واژه: تصحيح متن، رشف الالحاظ في کشف الالفاظ، حسين بن الفتي تبريزي، عراقي، عزيز نسفي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1388; -(12):53-74.
 
تحقيق در مثنوي سليمان و بلقيس حياتي گيلاني و تطبيق آن با کتب قصص الانبيا؛ تفسير و تاريخ به همراه شرح احوال و آثار شاعر
 
اسماعيل زاده يوسف*,نوريان سيدمهدي,باباصفري علي اصغر
 
* دانشگاه پيام نور منجيل
 
 

دوران حکومت گورکانيان، از پربارترين اعصار براي زبان و ادب فارسي است. عنايت پادشاهان و شاه زادگان ادب دوست اين سلسله به شعرا و نويسندگان، موجب ترويج زبان فارسي در آن ديار بود. ابوالفضل کمال الدين حياتي گيلاني از شاعران مشهور اواخر قرن ده و اوايل قرن يازده هجري است. با کمک ابوالفتح گيلاني به دربار گورکانيان معرفي مي گردد و در نزد آنان منزلت فراواني به دست مي آورد. مثنوي سليمان و بلقيس حياتي يکي از آثار مهم در ادبيات عاشقانه فارسي است که تاکنون محققان بدان توجه نكرده اند. حياتي در اين مثنوي ايجاز گويي قرآن در بيان سرگذشت پيامبران را مد نظر قرار داده است. اين مثنوي عاشقانه- ديني از حيث توجه شاعر به عصمت انبيا، بر کنار بودن از اسرائيليات، فوايد لغوي و زباني و بهره گيري از منابعي که امروزه بدان ها دسترس نداريم قابل توجه است.

 
كليد واژه: حياتي گيلاني، سليمان و بلقيس، قصص الانبيا، کتب تاريخي، تفسيري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1388; -(12):31-52.
 
مقايسه "مجنون و ليلي" عبدي بيک نويدي با "ليلي و مجنون" نظامي
 
درودگريان فرهاد*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام‌ نور
 
 

عبدي بيک نويدي، از جمله مستوفيان، مورخان و شاعران عهد شاه تهماسب است که به اقتفاي نظامي دو بار به سرودن خمسه همت گماشت. به رغم آنکه عبدي بيک از پيشگامان نهضت تقليد از نظامي در عصر صفوي به شمار مي رود و سخنش در مقايسه با بسياري از گويندگان هم عصر خويش سلامت نسبي دارد، در ايران کمتر بررسي شده است. در مقاله حاضر با مقايسه تطبيقي منظومه هاي مجنون و ليلي عبدي بيک و ليلي و مجنون نظامي، برجسته ترين شاخص هاي شعري وي در منظومه مجنون و ليلي، بر اساس مقايسه محتوايي و ساختاري- زباني، ديدگاه شيعي و كلامي شاعر، ديدگاه وي نسبت به شاعري، نسبت به زن، عشق، ويژگي هاي داستاني و هنري اشعارش، توصيفات، تصويرسازي، دايره واژگاني و... بررسي شده است.

 
كليد واژه: نقد ادبي، مقايسه تطبيقي، ليلي و مجنون نظامي، مجنون و ليلي عبدي بيك
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش زبان و ادبيات فارسي بهار 1388; -(12):75-98.
 
بررسي رابطه زمان و تعليق در روايت "پادشاه و كنيزك"
 
رجبي زهرا*,غلام حسين زاده غلام حسين,طاهري قدرت اله
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

پيدايش شيوه هاي تازه روايت در دو قرن اخير، موجب پيشرفت روزافزون علم روايت شناسي در دهه هاي اخير شده است. از جمله اين مباحث، مقوله زمان در روايت است. يكي از محققاني كه به چگونگي زمانمندي در روايت پرداخته، ژرار ژنت فرانسوي است كه نظر خود را در قالب سه مبحث «نظم، تداوم و بسامد» مطرح كرده است. از آنجا كه مطالعه دقيق عناصر سازنده يك روايت و بازنمود قوانين حاكم بر آن، ما را در شناخت بهتر سازوكار و روابط دروني عناصر روايي ياري مي دهد؛ در اين مقاله بر اساس نظريه ژنت، نشان مي دهيم که چگونه مولانا، به عنوان يک داستان پرداز كلاسيك، از تمام ظرفيت هاي ادبي- روايي عنصر زمان در حكايت «پادشاه و كنيزك» در مثنوي بهره مي برد و در مسير حرکتش از زمان تقويمي به زمان روايي، با استفاده مناسب از تغيير در نظم خطي زمان پي رنگ و تفصيل و تكرار در شرح برخي كنشها، نوع خاصي از زمانمندي را ايجاد مي كند كه ارتباطي مستقيم و معنادار با القاي حس تعليق و انتظار در مخاطب داستان دارد.

 
كليد واژه: داستان نويسي، روايت شناسي، زمان، تعليق، ژرار ژنت، مولانا، مثنوي معنوي، پادشاه و كنيزك
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
جمعه 1 اردیبهشت 1391  7:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها